✳️ سبک زندگی، رهبری و کوچینگ براساس رویکرد
" GOOGLE MAP " ?!
✅ موجود غریبی است این گوگل مپ،
حاضر به یراق است و فوری،
تا راه گم میکنی و احضارش میکنی مثل غول چراغ ظاهر میشود،
بی بهانه،
بی ادا و اطوار و تعارف،
اول مسیر کلی را نشان می دهد، راههای متفاوت را با طول مدت احتمالی،
بعد هم بهترین مسیر از لحاظ میزان ترافیک را پیشنهاد میدهد،
هیچ اصراری ندارد،
نمی گوید اگر از این مسیر نروی عاقات میکنم،
نمی گوید راههای دیگر بیراههاند و به ضلالت ختم میشوند،
بابت این راهنمایی و هدایت خودش را بالاتر و برتر نمی بیند و برایات قیافه نمی گیرد و دنبال وجوهات نیست،
هی ژست نمیگیرد و نمیگوید که مسیریابی یک شغل مقدس است و مپ بودن مثل شمعیاست که با سوزاندن خود راه را نشان میدهد،
کلهی کچل و عینک ندارد و کلمههای قلنبه سلنبه نمیگوید و مدام دنبال کارت به کارت و زیرمیزی نیست،،
اگر هم اشتباه کنی یا به مسیری که نشان داده نروی نمیگوید که حالا که اینطور کردی شیرم را حلالت نمیکنم،
نمیگوید آنان که از مسیر گفته شده خارج شوند دچار عذاب و گمراهی میشوند https://t.me/ExecutiveManagement
از نمرهات کم نمیکند،
نمیگوید حالا که اینطور کردی و به حرفم گوش نکردی دیگر پیش من نیا،
اصلا مگر من مسیریابم یا تو؟
نمیگوید این مردم حقشان است و تا وقتی فرهنگ اطاعت پذیری مثل ژاپنیها نباشد و دچار هژمونی سنتهای منحط باشیم همینیاست که هست… نه…
کمی سکوت می کند و خودش را آپدیت می کند و مسیر جایگزین را پیشنهاد می دهد…
اگر خدای نکرده تصادف کنی نمی گوید که خوب شد دلم خنک شد،
آدم که به حرف مسیریابش گوش ندهد همینطور میشود،
نمی گوید که این نتیجهی اعمال ضلالت بار است و گوشمالی مختصری است که بدانی جهان صاحبی دارد و هرکی هرکی نیست…
سکوت می کند و منتظر میماند تا قضیه را جمع و جور کنی…
وقتی هم که به مقصد رسیدی برایت آرزوی موفقیت می کند و تا احضار بعدی میرود پی کارش…
نه منت می گذارد و می گوید و بالوِالدین احسانا…
نه عینکش را جابجا می کند و شبیه بزغالههای صغیر میبیندت و نه شروع به تفسیر می کند که بله… این رسیدن حاصل تفکرات لاک و رولان بارت است.
🔸موجود غریبیاست این گوگل مپ،
خلقتی مطبوع… و
الگویی قابل تقلید و تعمیم…
🔺گوگل مپ بودن یک رفتار نیست یک سبک زندگی،رهبری ومربیگری است!
https://t.me/ExecutiveManagement
" GOOGLE MAP " ?!
✅ موجود غریبی است این گوگل مپ،
حاضر به یراق است و فوری،
تا راه گم میکنی و احضارش میکنی مثل غول چراغ ظاهر میشود،
بی بهانه،
بی ادا و اطوار و تعارف،
اول مسیر کلی را نشان می دهد، راههای متفاوت را با طول مدت احتمالی،
بعد هم بهترین مسیر از لحاظ میزان ترافیک را پیشنهاد میدهد،
هیچ اصراری ندارد،
نمی گوید اگر از این مسیر نروی عاقات میکنم،
نمی گوید راههای دیگر بیراههاند و به ضلالت ختم میشوند،
بابت این راهنمایی و هدایت خودش را بالاتر و برتر نمی بیند و برایات قیافه نمی گیرد و دنبال وجوهات نیست،
هی ژست نمیگیرد و نمیگوید که مسیریابی یک شغل مقدس است و مپ بودن مثل شمعیاست که با سوزاندن خود راه را نشان میدهد،
کلهی کچل و عینک ندارد و کلمههای قلنبه سلنبه نمیگوید و مدام دنبال کارت به کارت و زیرمیزی نیست،،
اگر هم اشتباه کنی یا به مسیری که نشان داده نروی نمیگوید که حالا که اینطور کردی شیرم را حلالت نمیکنم،
نمیگوید آنان که از مسیر گفته شده خارج شوند دچار عذاب و گمراهی میشوند https://t.me/ExecutiveManagement
از نمرهات کم نمیکند،
نمیگوید حالا که اینطور کردی و به حرفم گوش نکردی دیگر پیش من نیا،
اصلا مگر من مسیریابم یا تو؟
نمیگوید این مردم حقشان است و تا وقتی فرهنگ اطاعت پذیری مثل ژاپنیها نباشد و دچار هژمونی سنتهای منحط باشیم همینیاست که هست… نه…
کمی سکوت می کند و خودش را آپدیت می کند و مسیر جایگزین را پیشنهاد می دهد…
اگر خدای نکرده تصادف کنی نمی گوید که خوب شد دلم خنک شد،
آدم که به حرف مسیریابش گوش ندهد همینطور میشود،
نمی گوید که این نتیجهی اعمال ضلالت بار است و گوشمالی مختصری است که بدانی جهان صاحبی دارد و هرکی هرکی نیست…
سکوت می کند و منتظر میماند تا قضیه را جمع و جور کنی…
وقتی هم که به مقصد رسیدی برایت آرزوی موفقیت می کند و تا احضار بعدی میرود پی کارش…
نه منت می گذارد و می گوید و بالوِالدین احسانا…
نه عینکش را جابجا می کند و شبیه بزغالههای صغیر میبیندت و نه شروع به تفسیر می کند که بله… این رسیدن حاصل تفکرات لاک و رولان بارت است.
🔸موجود غریبیاست این گوگل مپ،
خلقتی مطبوع… و
الگویی قابل تقلید و تعمیم…
🔺گوگل مپ بودن یک رفتار نیست یک سبک زندگی،رهبری ومربیگری است!
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ ماجرای اهرم ارشمیدس و تورم
روایتی ساده و علمی از تورم
✅ نقل است که ارشمیدس، فیزیکدان نابغه یونانی که برخی مورخان بزرگ معتقدند اگر نیروی کار ارزان نبود انقلاب صنعتی را قبل از انگلیسیها تحقق میبخشید، ادعا کرده بود که اگر یک تکیهگاه و یک اهرم به اندازه کافی بلند در اختیار او قرار گیرد، میتواند کره زمین را بلند و جابهجا کند (از فیزیکدانان عزیز بابت وام گرفتن از علمشان برای توضیح مصائب علم اقتصاد پوزش میطلبم).
🔹ارشمیدس موفق نشد این آرزوی خود را تحقق بخشد؛ اما ابداع پول نوین هم تکیهگاه مناسب و هم اهرم به اندازه کافی بلند فراهم کرده است تا اگر اراده کنیم بتوانیم قیمتها را بهطور نامحدود بلندتر و بلندتر کنیم.
🔹 درکشوری متاثر از عدم اجماع روی عامل ایجاد تورم و چگونگی درمان تورم یا متاثر از بازی تخصیص منابع موجود در نظام سیاستگذاری این نتیجه سیاستی حاصل شود که نرخ بهره بهطور پیوسته پایین نگه داشته شود.
🔸لازم است اشاره شود که آن نرخ بهرهای که با اهمیت است و پایین نگه داشتن آن نقش شبه اهرم ارشمیدس را در بالا بردن قیمتها و ایجاد تورم بازی میکند، نرخ بهره حقیقی (تفاوت نرخ بهره اسمی و نرخ تورم انتظاری) است.
طبیعی است که پیوسته پایین نگه داشتن نرخ بهره حقیقی به آن معنی است که پیوسته میل به خرج کردن و تقاضای کل در مقایسه با توان تولید کالاها و خدمات اقتصاد بالا نگه داشته میشود و نتیجه آن افزایش پیوسته قیمت کالاها و خدمات یا ایجاد تورم ماندگار است.
🔹بهدلیل همین نرخ بهره حقیقی پایین یا غالباً منفی است که در چنین کشوری همواره تقاضا برای وام و اعتبار بانکی دارای صف است، تمایل به عدم بازپرداخت وامها بالا است و درصد وامهای معوق و امهال تصنعی وامها قابل توجه است. به همین سادگی است که تصمیم به پیوسته پایین نگه داشتن نرخ بهره حقیقی، تصمیم به استفاده پیوسته از شبه اهرم ارشمیدس برای بالا بردن قیمتها و لذا ایجاد تورم بالا و ماندگار است.
🔸به این ترتیب، بین قیمت پول (نرخ بهره حقیقی) و قیمت کالاها و خدمات رابطه عکس وجود دارد و تا زمانی که تصمیم ما پایین بردن اولی است، تصمیم ما بالا بردن دومی است.
داستان تورم ماندگار پنجاهودو ساله ایران (نه شوکهای موقتی تورمی) به همین سادگی است.
https://t.me/ExecutiveManagement
روایتی ساده و علمی از تورم
✅ نقل است که ارشمیدس، فیزیکدان نابغه یونانی که برخی مورخان بزرگ معتقدند اگر نیروی کار ارزان نبود انقلاب صنعتی را قبل از انگلیسیها تحقق میبخشید، ادعا کرده بود که اگر یک تکیهگاه و یک اهرم به اندازه کافی بلند در اختیار او قرار گیرد، میتواند کره زمین را بلند و جابهجا کند (از فیزیکدانان عزیز بابت وام گرفتن از علمشان برای توضیح مصائب علم اقتصاد پوزش میطلبم).
🔹ارشمیدس موفق نشد این آرزوی خود را تحقق بخشد؛ اما ابداع پول نوین هم تکیهگاه مناسب و هم اهرم به اندازه کافی بلند فراهم کرده است تا اگر اراده کنیم بتوانیم قیمتها را بهطور نامحدود بلندتر و بلندتر کنیم.
🔹 درکشوری متاثر از عدم اجماع روی عامل ایجاد تورم و چگونگی درمان تورم یا متاثر از بازی تخصیص منابع موجود در نظام سیاستگذاری این نتیجه سیاستی حاصل شود که نرخ بهره بهطور پیوسته پایین نگه داشته شود.
🔸لازم است اشاره شود که آن نرخ بهرهای که با اهمیت است و پایین نگه داشتن آن نقش شبه اهرم ارشمیدس را در بالا بردن قیمتها و ایجاد تورم بازی میکند، نرخ بهره حقیقی (تفاوت نرخ بهره اسمی و نرخ تورم انتظاری) است.
طبیعی است که پیوسته پایین نگه داشتن نرخ بهره حقیقی به آن معنی است که پیوسته میل به خرج کردن و تقاضای کل در مقایسه با توان تولید کالاها و خدمات اقتصاد بالا نگه داشته میشود و نتیجه آن افزایش پیوسته قیمت کالاها و خدمات یا ایجاد تورم ماندگار است.
🔹بهدلیل همین نرخ بهره حقیقی پایین یا غالباً منفی است که در چنین کشوری همواره تقاضا برای وام و اعتبار بانکی دارای صف است، تمایل به عدم بازپرداخت وامها بالا است و درصد وامهای معوق و امهال تصنعی وامها قابل توجه است. به همین سادگی است که تصمیم به پیوسته پایین نگه داشتن نرخ بهره حقیقی، تصمیم به استفاده پیوسته از شبه اهرم ارشمیدس برای بالا بردن قیمتها و لذا ایجاد تورم بالا و ماندگار است.
🔸به این ترتیب، بین قیمت پول (نرخ بهره حقیقی) و قیمت کالاها و خدمات رابطه عکس وجود دارد و تا زمانی که تصمیم ما پایین بردن اولی است، تصمیم ما بالا بردن دومی است.
داستان تورم ماندگار پنجاهودو ساله ایران (نه شوکهای موقتی تورمی) به همین سادگی است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ خطای هزینه از دست رفته!
✅ هزینه از دست رفته Sunk cost در اقتصاد مقدار پولی است که خرج شده و قابل برگشت نیست.
خطای هزینه از دست رفته Sunk cost fallacy تمایل به ادامه یک کار غیر مفید، تنها به دلیل صرف زمان، پول، احساس و انرژی بابت آن است. رابرت ناکس Robert Knox و جیمز اینکستر James Inkster دو روانشناس دانشگاه بریتیش کلمبیا مطالعهای در مورد رفتار افراد به هنگام شرطبندی در مسابقه اسبدوانی در سال ۱۹۶۸ میلادی انجام دادند. آنها متوجه شدند که برخی افراد بازنده به دلیل مبلغی که از دست دادند و به امید برنده شدن، همچنان به شرط بندی ادامه میدهند و مبالغ بیشتری میبازند.
🔹تصمیمگیری مبتنی بر احساسات، ریسکپذیری پایین، زیان گریزی و تعهد به ادامه کار از دلایل اصلی بروز خطای هزینه از دست رفته است. انسانها معمولاً احساسی تصمیم میگیرند و منطقی توجیه میکنند. آنها همچنین، از تصمیمات گذشته خود حمایت و پشتیبانی میکنند، علیرغم اینکه شواهد جدید بیانگر اشتباه بودن آن تصمیم است.
🔸مثالها و مصادیق زیادی از خطای هزینه از دست رفته در زندگی شخصی وجود دارد؛ مثل ادامه تحصیل در رشتهای که بازار کار ندارد، خواندن کتاب غیر مفید، خوردن غذای ناخوشایند، مشاهده فیلم غیر جذاب، پوشیدن کفشهای تنگ خریداری شده در حراجی و باقی ماندن در بورس علیرغم ضرر.
🔹دلیل ادامه این کارهای زیانده این است که بابت آنها هزینه شده و حیف است که کنار گذاشته شوند. در حقیقت، فرد اگرچه امیدی به موفقیت ندارد، فقط به دلیل اینکه هزینهای پرداخت کرده است، حاضر نیست آن کار را رها کند. فرد باید باور کند که صرف نظر از اینکه کار را ادامه دهد یا ندهد، آن هزینه انجام شده است و پول هزینه شده برنخواهد گشت.
🔸فرد باید به هزینه فرصت Opportunity cost آن کار توجه کند و از هزینه بیشتر در آن پروژه زیانده اجتناب کند و مابقی پول را صرف یک پروژه سود ده کند. به عبارتی، جلوی ضرر را بگیرد که خود منفعت است. او باید به جای تمرکز بر هزینه سرمایهگذاری اشتباه گذشته بر ارزش سرمایهگذاری سود ده آینده تأکید کند. چسبیدن به تصمیم اشتباه موجب هدر رفتن بیشتر پول، منابع، زمان و انرژی میشود.
🔹خطای هزینه هدر رفته در سازمان و مدیریت به ویژه در تصمیم گیری، مدیریت کارکنان، تولید و سرمایهگذاری کاربرد زیادی دارد. به عنوان مثال، دولتهای انگلیس و فرانسه در سال ۱۹۶۲ میلادی پروژه مشترک تولید هواپیمای مسافربری کنکورد Concorde مافوق صوت را شروع کردند. از همان ابتدا متخصصان معتقد بودند که این پروژه زیان ده خواهد بود. ولی مدیران پروژه به دلیل اینکه میلیاردها دلار هزینه کردند، حاضر به توقف پروژه نبودند و زیان بیشتری به شرکت وارد کردند تا اینکه در نهایت در سال ۲۰۰۳ میلادی تولید آن را متوقف کردند.
🔸مدیران شرکت نوکیا با توجه به اینکه هزینه زیادی بابت بهروز رسانی تکنولوژی خود کرده بودند، علیرغم تغییر نیاز و انتظار مشتریان و ضرورت تولید محصولات جدیدتر، حاضر نبودند تولید آن محصولات قدیمی را متوقف کنند و تکنولوژی جدید برای تولید محصولات جدید خریداری کنند و در نتیجه، بازار رقابت را از دست دادند. مدیران باید سیستمی برای تصمیم گیری ایجاد کنند و با استفاده از روشهای درست، تصمیمات درستی بگیرند. با وجود این، یک تصمیم درست ممکن است به دلیل تغییرات شدید محیط خارجی عوارض ناخواستهای داشته باشد. بنابراین، مدیران باید مراقب باشند که هزینه از دست رفته مربوط به تصمیم قبلی، مانع اتخاذ تصمیم بعدی درست نشود.
🔹مدیران ضمن توجه جدی به خطای هزینه هدر رفته باید:
۱. نسبت به خطای هزینه هدر رفته آگاه باشند. تحلیل منطقی از منافع و منابع سرمایهگذاری شده انجام دهند. از کارشناسان و متخصصان بی طرف برای ارزشیابی تصمیمات خود کمک بگیرند.
۲. در صورت اطمینان از زیانده بودن سرمایهگذاری انجام شده از واقعیت فرار نکنند. شجاعانه به شکست تصمیم خود اعتراف کنند.
۳. احساسات خود را کنترل کنند و از نقطه امن Comfort zone خود خارج شوند. آنها مجبور و متعهد به ادامه تصمیم اشتباه گذشته نیستند.
۴. به هزینه فرصت سرمایهگذاری خود توجه داشته باشند. به جای توجه به سرمایهگذاری گذشته بر اساس ارزشهای ممکن آینده تصمیم بگیرند. آنها باید یک برنامه اقتضایی داشته باشند تا در صورت شکست پروژهای، منابع به صورت هدفمند صرف پروژه سود آور جایگزین شود.
✍ دکتر علی محمد مصدق راد
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ هزینه از دست رفته Sunk cost در اقتصاد مقدار پولی است که خرج شده و قابل برگشت نیست.
خطای هزینه از دست رفته Sunk cost fallacy تمایل به ادامه یک کار غیر مفید، تنها به دلیل صرف زمان، پول، احساس و انرژی بابت آن است. رابرت ناکس Robert Knox و جیمز اینکستر James Inkster دو روانشناس دانشگاه بریتیش کلمبیا مطالعهای در مورد رفتار افراد به هنگام شرطبندی در مسابقه اسبدوانی در سال ۱۹۶۸ میلادی انجام دادند. آنها متوجه شدند که برخی افراد بازنده به دلیل مبلغی که از دست دادند و به امید برنده شدن، همچنان به شرط بندی ادامه میدهند و مبالغ بیشتری میبازند.
🔹تصمیمگیری مبتنی بر احساسات، ریسکپذیری پایین، زیان گریزی و تعهد به ادامه کار از دلایل اصلی بروز خطای هزینه از دست رفته است. انسانها معمولاً احساسی تصمیم میگیرند و منطقی توجیه میکنند. آنها همچنین، از تصمیمات گذشته خود حمایت و پشتیبانی میکنند، علیرغم اینکه شواهد جدید بیانگر اشتباه بودن آن تصمیم است.
🔸مثالها و مصادیق زیادی از خطای هزینه از دست رفته در زندگی شخصی وجود دارد؛ مثل ادامه تحصیل در رشتهای که بازار کار ندارد، خواندن کتاب غیر مفید، خوردن غذای ناخوشایند، مشاهده فیلم غیر جذاب، پوشیدن کفشهای تنگ خریداری شده در حراجی و باقی ماندن در بورس علیرغم ضرر.
🔹دلیل ادامه این کارهای زیانده این است که بابت آنها هزینه شده و حیف است که کنار گذاشته شوند. در حقیقت، فرد اگرچه امیدی به موفقیت ندارد، فقط به دلیل اینکه هزینهای پرداخت کرده است، حاضر نیست آن کار را رها کند. فرد باید باور کند که صرف نظر از اینکه کار را ادامه دهد یا ندهد، آن هزینه انجام شده است و پول هزینه شده برنخواهد گشت.
🔸فرد باید به هزینه فرصت Opportunity cost آن کار توجه کند و از هزینه بیشتر در آن پروژه زیانده اجتناب کند و مابقی پول را صرف یک پروژه سود ده کند. به عبارتی، جلوی ضرر را بگیرد که خود منفعت است. او باید به جای تمرکز بر هزینه سرمایهگذاری اشتباه گذشته بر ارزش سرمایهگذاری سود ده آینده تأکید کند. چسبیدن به تصمیم اشتباه موجب هدر رفتن بیشتر پول، منابع، زمان و انرژی میشود.
🔹خطای هزینه هدر رفته در سازمان و مدیریت به ویژه در تصمیم گیری، مدیریت کارکنان، تولید و سرمایهگذاری کاربرد زیادی دارد. به عنوان مثال، دولتهای انگلیس و فرانسه در سال ۱۹۶۲ میلادی پروژه مشترک تولید هواپیمای مسافربری کنکورد Concorde مافوق صوت را شروع کردند. از همان ابتدا متخصصان معتقد بودند که این پروژه زیان ده خواهد بود. ولی مدیران پروژه به دلیل اینکه میلیاردها دلار هزینه کردند، حاضر به توقف پروژه نبودند و زیان بیشتری به شرکت وارد کردند تا اینکه در نهایت در سال ۲۰۰۳ میلادی تولید آن را متوقف کردند.
🔸مدیران شرکت نوکیا با توجه به اینکه هزینه زیادی بابت بهروز رسانی تکنولوژی خود کرده بودند، علیرغم تغییر نیاز و انتظار مشتریان و ضرورت تولید محصولات جدیدتر، حاضر نبودند تولید آن محصولات قدیمی را متوقف کنند و تکنولوژی جدید برای تولید محصولات جدید خریداری کنند و در نتیجه، بازار رقابت را از دست دادند. مدیران باید سیستمی برای تصمیم گیری ایجاد کنند و با استفاده از روشهای درست، تصمیمات درستی بگیرند. با وجود این، یک تصمیم درست ممکن است به دلیل تغییرات شدید محیط خارجی عوارض ناخواستهای داشته باشد. بنابراین، مدیران باید مراقب باشند که هزینه از دست رفته مربوط به تصمیم قبلی، مانع اتخاذ تصمیم بعدی درست نشود.
🔹مدیران ضمن توجه جدی به خطای هزینه هدر رفته باید:
۱. نسبت به خطای هزینه هدر رفته آگاه باشند. تحلیل منطقی از منافع و منابع سرمایهگذاری شده انجام دهند. از کارشناسان و متخصصان بی طرف برای ارزشیابی تصمیمات خود کمک بگیرند.
۲. در صورت اطمینان از زیانده بودن سرمایهگذاری انجام شده از واقعیت فرار نکنند. شجاعانه به شکست تصمیم خود اعتراف کنند.
۳. احساسات خود را کنترل کنند و از نقطه امن Comfort zone خود خارج شوند. آنها مجبور و متعهد به ادامه تصمیم اشتباه گذشته نیستند.
۴. به هزینه فرصت سرمایهگذاری خود توجه داشته باشند. به جای توجه به سرمایهگذاری گذشته بر اساس ارزشهای ممکن آینده تصمیم بگیرند. آنها باید یک برنامه اقتضایی داشته باشند تا در صورت شکست پروژهای، منابع به صورت هدفمند صرف پروژه سود آور جایگزین شود.
✍ دکتر علی محمد مصدق راد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ ضرورت تابآوری در زندگی و سازمان
✅️ بهعنوان مدیر، کارمند یا شهروند، یکی از مهمترین مهارتهای زندگی مخصوصا در روزگار متلاطم ما "تابآوری" است.
شاید یک زندگی ژلهای و انعطافپذیری باعث کم کردن دردهای ما بشود.
✅️ بهعنوان مدیر، کارمند یا شهروند، یکی از مهمترین مهارتهای زندگی مخصوصا در روزگار متلاطم ما "تابآوری" است.
شاید یک زندگی ژلهای و انعطافپذیری باعث کم کردن دردهای ما بشود.
👍1
✳️ شاخص فساد (CPI) سال ۲۰۲۳ هم منتشر شده و از بین ۱۸۰ کشور، ایران با نمره ۲۴ (از ۱۰۰) تو رتبه ۱۴۹ قرار دارد.
گزارش کامل👇
https://www.transparency.org/en/cpi/2023/
https://t.me/ExecutiveManagement
گزارش کامل👇
https://www.transparency.org/en/cpi/2023/
https://t.me/ExecutiveManagement
Transparency.org
2023 Corruption Perceptions Index: Explore the results
How does your country measure up in the 2023 Corruption Perceptions Index?
✳️ افسانههای اقتصادی:
افزایش مالیات دوایی برای کسری بودجه است!
✅ مسئولانی که با نیّت خیر نگران کسری بودجه هستند متأسفانه راهحلی غیرقابل پذیرش پیشنهاد میدهند:
🔸افزایش مالیاتها. درمان کسری بودجه با افزایش مالیاتها مثل این است که بیماری برونشیت شخصی را با شلیک به او درمان کنیم. «درمانی» بسی وخیمتر از بیماری.
🔹یک دلیل، آنطور که بسیاری از منتقدان به آن اشاره کردهاند، این است که بالارفتن مالیاتها به دولت پول بیشتری میدهد و بنابراین سیاستمداران و بوروکراتها علاقهمند میشوند هزینهها را باز هم بیشتر کنند.
🔸پارکینسون همه این مطلب را در «قانون» معروف خود گفته است: «هزینهها آنقدر بالا میرود تا با درآمد برابری کند.» اگر دولت قصد کند مثلاً ۲۰ درصد کسری بودجه داشته باشد، در اثر این درآمد بالا، هزینهها چنان بالا میرود که به همان درصد کسری وفادار نمیماند.
🔹اما حتی اگر از این استدلال در روانشناسی سیاسی هم بگذریم چرا باید کسی باور کند «مالیات» بهتر از قیمت بالا است؟ درست است که تورم گونهای وضع مالیات است که در آن دولت و دیگر دریافتکنندگان ابتدایی پول جدید میتوانند مالکیت اعضای جامعهای را که درآمد آنها بعداً در فرآیند تورم بالا میرود، سلب کنند، اما حداقل در وضعیت تورم مردم هنوز میتوانند برخی از منافع مبادله را برداشت کنند.
🔸اگر نان قرصی ۱۰ دلار شود، مایه تأسف است اما «حداقل» شما هنوز میتوانید نان بخورید، اما اگر مالیاتها بالا رود، پول شما به جیب سیاستمداران و بوروکراتها میرود و شما بی هیچ خدمت یا منفعتی رها میشوید. تنها نتیجه آن خواهد بود که پول تولیدکنندگان به نفع آن بوروکراسی مصادره میشود که توهین را هم به آسیبی که میزند میفزاید و پولی که غصب کرده را برای پراکنده کردن مردم استفاده میکند.
🔹بنابراین تنها درمان برای کسری بودجه، درمانی ساده اما در واقع فراموش شده است: بودجه دولت را قطع کنید. کجا و چطور؟ همه جا و به هر طریق ممکن!
✍🏻 موری روتبارد
https://t.me/ExecutiveManagement
افزایش مالیات دوایی برای کسری بودجه است!
✅ مسئولانی که با نیّت خیر نگران کسری بودجه هستند متأسفانه راهحلی غیرقابل پذیرش پیشنهاد میدهند:
🔸افزایش مالیاتها. درمان کسری بودجه با افزایش مالیاتها مثل این است که بیماری برونشیت شخصی را با شلیک به او درمان کنیم. «درمانی» بسی وخیمتر از بیماری.
🔹یک دلیل، آنطور که بسیاری از منتقدان به آن اشاره کردهاند، این است که بالارفتن مالیاتها به دولت پول بیشتری میدهد و بنابراین سیاستمداران و بوروکراتها علاقهمند میشوند هزینهها را باز هم بیشتر کنند.
🔸پارکینسون همه این مطلب را در «قانون» معروف خود گفته است: «هزینهها آنقدر بالا میرود تا با درآمد برابری کند.» اگر دولت قصد کند مثلاً ۲۰ درصد کسری بودجه داشته باشد، در اثر این درآمد بالا، هزینهها چنان بالا میرود که به همان درصد کسری وفادار نمیماند.
🔹اما حتی اگر از این استدلال در روانشناسی سیاسی هم بگذریم چرا باید کسی باور کند «مالیات» بهتر از قیمت بالا است؟ درست است که تورم گونهای وضع مالیات است که در آن دولت و دیگر دریافتکنندگان ابتدایی پول جدید میتوانند مالکیت اعضای جامعهای را که درآمد آنها بعداً در فرآیند تورم بالا میرود، سلب کنند، اما حداقل در وضعیت تورم مردم هنوز میتوانند برخی از منافع مبادله را برداشت کنند.
🔸اگر نان قرصی ۱۰ دلار شود، مایه تأسف است اما «حداقل» شما هنوز میتوانید نان بخورید، اما اگر مالیاتها بالا رود، پول شما به جیب سیاستمداران و بوروکراتها میرود و شما بی هیچ خدمت یا منفعتی رها میشوید. تنها نتیجه آن خواهد بود که پول تولیدکنندگان به نفع آن بوروکراسی مصادره میشود که توهین را هم به آسیبی که میزند میفزاید و پولی که غصب کرده را برای پراکنده کردن مردم استفاده میکند.
🔹بنابراین تنها درمان برای کسری بودجه، درمانی ساده اما در واقع فراموش شده است: بودجه دولت را قطع کنید. کجا و چطور؟ همه جا و به هر طریق ممکن!
✍🏻 موری روتبارد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه