This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ تکنیک یادگیری فاینمن چیست؟
✅ ریچارد فیلیپس فاینمن، فیزیکدان، مخترع و برندهی جایزهی نوبل، استادی آمریکایی بود که از طریق نگارش کتاب و سخنرانیهای جذاب، فیزیک را به رشتهای محبوب تبدیل کرده بود. نابغه ای که به «تبیینگر بزرگ» و بهعنوان یکی از بزرگترین معلمان علم در تاریخ مدرن معروف است.
🔸فاینمن یکی از برجستهترین دانشمندان تاریخ است و تکنیک یا روش مطالعهی فاینمن، تنها بخش کوچکی از میراث او است.
🔹تکنیک فاینمن فرصتی برای بررسی و تجزیه و تحلیل مستمر فراهم میکند و این میتواند به شما این اطمینان را بدهد که درکتان از مباحث درسی در سطحی بالاتر از حفظ اطلاعات است.
✍کافه وانیل
✅ ریچارد فیلیپس فاینمن، فیزیکدان، مخترع و برندهی جایزهی نوبل، استادی آمریکایی بود که از طریق نگارش کتاب و سخنرانیهای جذاب، فیزیک را به رشتهای محبوب تبدیل کرده بود. نابغه ای که به «تبیینگر بزرگ» و بهعنوان یکی از بزرگترین معلمان علم در تاریخ مدرن معروف است.
🔸فاینمن یکی از برجستهترین دانشمندان تاریخ است و تکنیک یا روش مطالعهی فاینمن، تنها بخش کوچکی از میراث او است.
🔹تکنیک فاینمن فرصتی برای بررسی و تجزیه و تحلیل مستمر فراهم میکند و این میتواند به شما این اطمینان را بدهد که درکتان از مباحث درسی در سطحی بالاتر از حفظ اطلاعات است.
✍کافه وانیل
✳️ جنگ پنهان با تغییر!
✅ گاهی بدون آنکه بدانیم و متوجه باشیم، ممکن است درگیر مبارزه با تغییر شویم. این جنگ پنهان با تغییر ممکن است در بلندمدت به ضرر ما تمام شود. اما از کجا میشود فهمید که ما درگیر این جنگ پنهان با تغییر هستیم یا نه؟ در اینجا به هفت نشانه این جنگ پنهان اشاره میکنیم.
۱- دارید برای یک بازی جدید، از همان قواعد قدیمی استفاده میکنید.
متاسفانه بازی قدیمی شما تمام شده است. فشار بازار و رقابت، بازی جدیدی را به پا کرده که قواعد تازه هم دارد. مثلا اگر هنوز از نرم افزارهای جدید منابع انسانی برای مدیریت منابع ارزشمند خود استفاده نمیکنید، ناخودآگاه دارید در برابر تغییر و ورود به دنیای دیجیتال مقاومت میکنید.
۲- از پذیرش وظایف جدید طفره میروید.
دو دلیل برای این کار وجود دارد. یا از ناشناختهها میترسید که عین مقاومت است و یا حجم کارتان بالاست. اگر وضعیت دوم را دارید باید بدانید که به کارگیری روشهای جدید سرتان را خلوتتر خواهد کرد.
۳- سعی دارید روند کارها را کند کنید.
در عصر جدید نمیتوانید برای هر اتفاق تازهای که میافتد، روند کارها را کند کنید تا بفهمید چه خبر است. باید بدانید از این به بعد این اتفاقات تازه بیشتر هم میشود. گاهی باید سرعتتان را افزایش دهید.
۴- سخت سعی دارید چیزی که مهار نشدنی است را مهار کنید.
آیا میتوانید جلوی خورشید را بگیرید تا طلوع نکند؟ در زندگی اختیار خیلی چیزها با شما نیست، وقتتان را تلف نکنید. کنترل خیلی از تغییرات دست شما نیست، پس سعی در کنترل آن نداشته باشید.
۵- دارید نقش قربانی را بازی میکنید.
جوری رفتار میکنید که همه دلشان برایتان بسوزد و میخواهید ثابت کنید که دارید در راه تغییرات قربانی میشوید. این واکنش قاتل خود شماست. اگر برای ایجاد تناسب بین کار خود و تغییرات صورت گرفته انرژی نگذارید، کسی را پیدا می کنند که این کار را انجام دهد!
۶- امیدوارید کس دیگری وضع را برای شما بهتر کند.
اگر میخواهید چنین کسی را پیدا کنید، لازم است به ۱۰۰ سال قبل برگردید! در آن زمان این مدیران بودند که وضع را برای شما بدتر یا بهتر میکردند. اکنون اغلب مسئولیتها به دوش خودتان است.
۷- کاملاً فلج شدهاید.
گاهی در برابر تغییر کاملاً فلج میشوید و نمیتوانید واکنشی نشان دهید. لازم است به جای فلج شدن، خودتان به استقبال تغییر بروید.
🔹اگر هر کدام از این هفت علامت خطرناک را در خودتان و یا همکارانتان دیدید، باید بهسرعت دست به کار شوید. تغییر، واقعیت حذف نشدنی زندگی حرفهای امروزین است. با تغییر نجنگید، صلح کنید و بازی برد-برد شکل دهید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گاهی بدون آنکه بدانیم و متوجه باشیم، ممکن است درگیر مبارزه با تغییر شویم. این جنگ پنهان با تغییر ممکن است در بلندمدت به ضرر ما تمام شود. اما از کجا میشود فهمید که ما درگیر این جنگ پنهان با تغییر هستیم یا نه؟ در اینجا به هفت نشانه این جنگ پنهان اشاره میکنیم.
۱- دارید برای یک بازی جدید، از همان قواعد قدیمی استفاده میکنید.
متاسفانه بازی قدیمی شما تمام شده است. فشار بازار و رقابت، بازی جدیدی را به پا کرده که قواعد تازه هم دارد. مثلا اگر هنوز از نرم افزارهای جدید منابع انسانی برای مدیریت منابع ارزشمند خود استفاده نمیکنید، ناخودآگاه دارید در برابر تغییر و ورود به دنیای دیجیتال مقاومت میکنید.
۲- از پذیرش وظایف جدید طفره میروید.
دو دلیل برای این کار وجود دارد. یا از ناشناختهها میترسید که عین مقاومت است و یا حجم کارتان بالاست. اگر وضعیت دوم را دارید باید بدانید که به کارگیری روشهای جدید سرتان را خلوتتر خواهد کرد.
۳- سعی دارید روند کارها را کند کنید.
در عصر جدید نمیتوانید برای هر اتفاق تازهای که میافتد، روند کارها را کند کنید تا بفهمید چه خبر است. باید بدانید از این به بعد این اتفاقات تازه بیشتر هم میشود. گاهی باید سرعتتان را افزایش دهید.
۴- سخت سعی دارید چیزی که مهار نشدنی است را مهار کنید.
آیا میتوانید جلوی خورشید را بگیرید تا طلوع نکند؟ در زندگی اختیار خیلی چیزها با شما نیست، وقتتان را تلف نکنید. کنترل خیلی از تغییرات دست شما نیست، پس سعی در کنترل آن نداشته باشید.
۵- دارید نقش قربانی را بازی میکنید.
جوری رفتار میکنید که همه دلشان برایتان بسوزد و میخواهید ثابت کنید که دارید در راه تغییرات قربانی میشوید. این واکنش قاتل خود شماست. اگر برای ایجاد تناسب بین کار خود و تغییرات صورت گرفته انرژی نگذارید، کسی را پیدا می کنند که این کار را انجام دهد!
۶- امیدوارید کس دیگری وضع را برای شما بهتر کند.
اگر میخواهید چنین کسی را پیدا کنید، لازم است به ۱۰۰ سال قبل برگردید! در آن زمان این مدیران بودند که وضع را برای شما بدتر یا بهتر میکردند. اکنون اغلب مسئولیتها به دوش خودتان است.
۷- کاملاً فلج شدهاید.
گاهی در برابر تغییر کاملاً فلج میشوید و نمیتوانید واکنشی نشان دهید. لازم است به جای فلج شدن، خودتان به استقبال تغییر بروید.
🔹اگر هر کدام از این هفت علامت خطرناک را در خودتان و یا همکارانتان دیدید، باید بهسرعت دست به کار شوید. تغییر، واقعیت حذف نشدنی زندگی حرفهای امروزین است. با تغییر نجنگید، صلح کنید و بازی برد-برد شکل دهید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ آخر بازی کشور با غرب کجاست؟
✍️ دکتر محمود سریع القلم
🔸پهلوی اول با تصورِ این که آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمان ها در ایران را تسهیل کرد.
پهلوی اول تصور نمی کرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل به آنجا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند.
طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند.
از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است. دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش می رود که حقوق بین الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آنها را نصیحت می کند.
🔹متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی می چرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای اینکه زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهت گیری و سرنوشت را روشن تر می کند.
🔺اول، فهم واقعی از اینکه اقتصاد و سیاست بین الملل چگونه عمل می کنند.
🔺دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی.
🔹چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم گیری مشورت کند؛ در هزینه ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا می تواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام می دهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.
مقایسه تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور نشان می دهد شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین المللی ناقص و مبتنی بر آرزو بوده تا واقعیت.اسناد تاریخی نشان میدهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمانها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت هایِ میان قدرت های بزرگ.
اگر ژاپنی ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند.
ژاپنی ها برخود،توانمندی های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم تبدیل شدند.
در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بی سواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان می شمارد! شاید اگر کشور برنامه ریزی می کرد ، درون را بارور می کرد، سیستم می ساخت، مشارکت مدنی ایجاد می کرد، از جهان می آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمی کرد.
🔸پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی وغیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.
نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاستمداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است.
🔺 اصولاً آخر این تقابل چیست؟
با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.
🔹اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب می تواند با هند همکاری کند ولی نمی تواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. آمریکایی ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ ۴ میلیارد دلار هزینه های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و ۲ میلیون شغلِ در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آنها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره العرب است.
🔸اگر به عملکرد بدون هیاهوی مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه می شویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرد. او برخلافِ میلِ آمریکایی ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فناوری آن منطقه قفل کرد.آنها حتی با مسکو مدارا کرد چون فقط یک هدف داشت: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ دکتر محمود سریع القلم
🔸پهلوی اول با تصورِ این که آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمان ها در ایران را تسهیل کرد.
پهلوی اول تصور نمی کرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل به آنجا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند.
طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند.
از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است. دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش می رود که حقوق بین الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آنها را نصیحت می کند.
🔹متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی می چرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای اینکه زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهت گیری و سرنوشت را روشن تر می کند.
🔺اول، فهم واقعی از اینکه اقتصاد و سیاست بین الملل چگونه عمل می کنند.
🔺دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی.
🔹چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم گیری مشورت کند؛ در هزینه ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا می تواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام می دهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.
مقایسه تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور نشان می دهد شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین المللی ناقص و مبتنی بر آرزو بوده تا واقعیت.اسناد تاریخی نشان میدهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمانها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت هایِ میان قدرت های بزرگ.
اگر ژاپنی ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند.
ژاپنی ها برخود،توانمندی های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم تبدیل شدند.
در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بی سواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان می شمارد! شاید اگر کشور برنامه ریزی می کرد ، درون را بارور می کرد، سیستم می ساخت، مشارکت مدنی ایجاد می کرد، از جهان می آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمی کرد.
🔸پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی وغیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.
نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاستمداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است.
🔺 اصولاً آخر این تقابل چیست؟
با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.
🔹اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب می تواند با هند همکاری کند ولی نمی تواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. آمریکایی ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ ۴ میلیارد دلار هزینه های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و ۲ میلیون شغلِ در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آنها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره العرب است.
🔸اگر به عملکرد بدون هیاهوی مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه می شویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرد. او برخلافِ میلِ آمریکایی ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فناوری آن منطقه قفل کرد.آنها حتی با مسکو مدارا کرد چون فقط یک هدف داشت: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤2
✳️ عوامل بقاء و ماندگاری کسبوکارها (درسال ۱۴۰۳)چیست؟
✅ بازار کار ایران در سال آینده با ۸ ریسک مواجه است که مهمترین آن :
کاهش شدید تقاضا در اقتصاد و عدم توازن در سطح دستمزدها و هزینهها(کمبود نیروی کار متخصص) است.
🔺 کاهش شدید تقاضا در اقتصاد، ادامه روند تورم ، سیاست شدید انقباضی برای اعطای تسهیلات توسط بانکها به جهت تامین سرمایه در گردش کسبوکارها(عدم توازن در عرضه) و چالشهای مربوط به قوانین و ضوابط جدید امور مالیاتی مهمترین ریسکها در سال۱۴۰۳ است.
🔹کمبود انرژی گاز و برق ،کمبود نیروی کار متخصص(عدم توازن در سطح دستمزدها و هزینهها) ،عدم ثبات در سرمایهگذاری میانمدت و بلندمدت و درنتیجه دشواری در برنامهریزی(محیط ناپایدار،پیچیده و مبهم) و انتخابات مهم جهانی مثل روسیه،امریکا و اتحادیه اروپا از دیگر فاکتورهای اثرگذار در بخش کسبوکار در ایران خواهد بود.
🔸بر اساس این ریسکها حداقل باید دو رویکرد بدبینانه و واقعگرایانه را سناریونویسی کرد تا خروجی تدوین استراتژی به ماندگاری و بقاء کسبوکار کمک نماید.
🔹با توجه به ضریب جینی که نشان از کمتر شدن افراد در طبقه متوسط و شیفت به طبقه فقیر و همچنین زیادتر شدن فاصله افراد فقیر از خط فقر را نشان میدهد و بر اساس روند تورمی ،رکود و ... خطر جدی تهدید تقاضا را در سال آینده پررنگتر و هشداردهندهتر از قبل میخواند.
🔺کسبوکارها به دلیل عدم توازن در بخش عرضه و تقاضا،مشکل جدی در تامین سرمایه در گردش را در سال آینده دارند که این تهدید جدی برای ماندگاری و بقاء کسبوکارها است.
🔹برای حل این مشکل معمولا صاحبان کسبوکار ۳ تا کار را انجام میدهند ازجمله اخذ تسهیلات بانکی ، پیشخور کردن سود در کسبوکار و فروش دارایی و واریز به کسبوکار است
🔸به دلیل اینکه ریسکهای تورمی و دلار محور بودن داراییها در ایران وجود دارد،افرادی که گزینه فروش دارایی را انتخاب میکنند یک زیان جبرانناپذیری در ثروت خود تجربه میکنند .
در سال آینده اخذ تسهیلات در شبکه بانکی وارد یک سیاست پیچیده میشود و از گامهای سخت برای اعطای تسهیلات توسط عرضهکنندگان خبر میدهد.
سیاست بانکها علیرغم ارجح بودن مشتری حقوقی به حقیقی ،در سال آینده به نظر میرسد برای اینکه تعداد بیشتری از افراد جامعه احساس رضایت کنند اعطای وامهای خرد به افراد حقیقی نسبت به وامهای مبالغ بالاتر حقوقیها ترجیح دارتر است .
🔹 برای بقا و ماندگاری کسبوکارها در ایران ،استراتژیها و تکنیکهای خاصی وجود دارد که بر اساس صنعت،اندازه ،توانمندیها ،مزیت رقابتی و سیستم مدیریتی هر کسبوکار متفاوت است .
🔸 برای پیشبینی انتخاب استراتژی در سال ۱۴۰۳ باید حداقل ۳ نوع نگاه را ازجمله پیشبینی بر اساس نگاه ذی نفعان(عینک ذی نفعان را بر چشم خود زدن ) ، بررسی روندهای گذشته اقتصاد ایران و نگاه به تغییرات اقتصادی و سیاسی، ریسکهای بینالمللی و تاثیر آن بر ایران بررسی کرد .
🔹پیشبینی فضای کسبوکار همانند داستان فیل مولانا شده است
داستان پیشبینی متغیرهای تاثیرگذار بر فضای کسبوکار در ایران همانند داستان فیل مولانا شده است و هر فردی بر اساس زاویه دید خود ،شروع به تحلیل میکند ولی غافل از آنکه فیل را توصیف نمیکند.
🔸 اقتصاد ایران یک فضای بسته است.طبق آمارهای موسسات جهانی مثل هریتیج یا فریزر که درجه آزادی اقتصادی کشورها را اندازهگیری میکند به این خروجی میرسیم که از حدود ۱۷۰ کشور ایران جزو ۱۰ کشور آخر است و این به معنای عدم آزادی اقتصادی در ایران است به معنای دیگر یعنی اینکه تصمیمگیریها در اقتصاد ایران به دست افراد یا گروههای خاصی صورت میپذیرد که در مدیریت استراتژیک به آنها ذی نفعان میگوییم.
مهمترین نتیجه کلیدی عملکرد در مدیریت استراتژیک، بقاء و ماندگاری کسبوکار است.
دنیای اقتصاد۷۲۰
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بازار کار ایران در سال آینده با ۸ ریسک مواجه است که مهمترین آن :
کاهش شدید تقاضا در اقتصاد و عدم توازن در سطح دستمزدها و هزینهها(کمبود نیروی کار متخصص) است.
🔺 کاهش شدید تقاضا در اقتصاد، ادامه روند تورم ، سیاست شدید انقباضی برای اعطای تسهیلات توسط بانکها به جهت تامین سرمایه در گردش کسبوکارها(عدم توازن در عرضه) و چالشهای مربوط به قوانین و ضوابط جدید امور مالیاتی مهمترین ریسکها در سال۱۴۰۳ است.
🔹کمبود انرژی گاز و برق ،کمبود نیروی کار متخصص(عدم توازن در سطح دستمزدها و هزینهها) ،عدم ثبات در سرمایهگذاری میانمدت و بلندمدت و درنتیجه دشواری در برنامهریزی(محیط ناپایدار،پیچیده و مبهم) و انتخابات مهم جهانی مثل روسیه،امریکا و اتحادیه اروپا از دیگر فاکتورهای اثرگذار در بخش کسبوکار در ایران خواهد بود.
🔸بر اساس این ریسکها حداقل باید دو رویکرد بدبینانه و واقعگرایانه را سناریونویسی کرد تا خروجی تدوین استراتژی به ماندگاری و بقاء کسبوکار کمک نماید.
🔹با توجه به ضریب جینی که نشان از کمتر شدن افراد در طبقه متوسط و شیفت به طبقه فقیر و همچنین زیادتر شدن فاصله افراد فقیر از خط فقر را نشان میدهد و بر اساس روند تورمی ،رکود و ... خطر جدی تهدید تقاضا را در سال آینده پررنگتر و هشداردهندهتر از قبل میخواند.
🔺کسبوکارها به دلیل عدم توازن در بخش عرضه و تقاضا،مشکل جدی در تامین سرمایه در گردش را در سال آینده دارند که این تهدید جدی برای ماندگاری و بقاء کسبوکارها است.
🔹برای حل این مشکل معمولا صاحبان کسبوکار ۳ تا کار را انجام میدهند ازجمله اخذ تسهیلات بانکی ، پیشخور کردن سود در کسبوکار و فروش دارایی و واریز به کسبوکار است
🔸به دلیل اینکه ریسکهای تورمی و دلار محور بودن داراییها در ایران وجود دارد،افرادی که گزینه فروش دارایی را انتخاب میکنند یک زیان جبرانناپذیری در ثروت خود تجربه میکنند .
در سال آینده اخذ تسهیلات در شبکه بانکی وارد یک سیاست پیچیده میشود و از گامهای سخت برای اعطای تسهیلات توسط عرضهکنندگان خبر میدهد.
سیاست بانکها علیرغم ارجح بودن مشتری حقوقی به حقیقی ،در سال آینده به نظر میرسد برای اینکه تعداد بیشتری از افراد جامعه احساس رضایت کنند اعطای وامهای خرد به افراد حقیقی نسبت به وامهای مبالغ بالاتر حقوقیها ترجیح دارتر است .
🔹 برای بقا و ماندگاری کسبوکارها در ایران ،استراتژیها و تکنیکهای خاصی وجود دارد که بر اساس صنعت،اندازه ،توانمندیها ،مزیت رقابتی و سیستم مدیریتی هر کسبوکار متفاوت است .
🔸 برای پیشبینی انتخاب استراتژی در سال ۱۴۰۳ باید حداقل ۳ نوع نگاه را ازجمله پیشبینی بر اساس نگاه ذی نفعان(عینک ذی نفعان را بر چشم خود زدن ) ، بررسی روندهای گذشته اقتصاد ایران و نگاه به تغییرات اقتصادی و سیاسی، ریسکهای بینالمللی و تاثیر آن بر ایران بررسی کرد .
🔹پیشبینی فضای کسبوکار همانند داستان فیل مولانا شده است
داستان پیشبینی متغیرهای تاثیرگذار بر فضای کسبوکار در ایران همانند داستان فیل مولانا شده است و هر فردی بر اساس زاویه دید خود ،شروع به تحلیل میکند ولی غافل از آنکه فیل را توصیف نمیکند.
🔸 اقتصاد ایران یک فضای بسته است.طبق آمارهای موسسات جهانی مثل هریتیج یا فریزر که درجه آزادی اقتصادی کشورها را اندازهگیری میکند به این خروجی میرسیم که از حدود ۱۷۰ کشور ایران جزو ۱۰ کشور آخر است و این به معنای عدم آزادی اقتصادی در ایران است به معنای دیگر یعنی اینکه تصمیمگیریها در اقتصاد ایران به دست افراد یا گروههای خاصی صورت میپذیرد که در مدیریت استراتژیک به آنها ذی نفعان میگوییم.
مهمترین نتیجه کلیدی عملکرد در مدیریت استراتژیک، بقاء و ماندگاری کسبوکار است.
دنیای اقتصاد۷۲۰
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🔰منتظر تغییرات عمده در اقتصاد جهانی باشید
🔸«آنتون سیلوانوف» وزیر دارایی روسیه در مصاحبه ای با ریانووستی عنوان داشت که اقتصاد جهانی در حال تغییر است زیرا کشورهای در حال توسعه اکنون به سرعت در حال پیشی گرفتن از اقتصادهای بزرگ پیشرفته غرب هستند.
این مقام ارشد روس به دیدگاه های «ری دالیو» اقتصاددان میلیاردر و موسس بزرگترین صندوق سرمایه گذاری اشاره کرد، که معتقد است قافیه های تاریخ و پیکربندی های نظم اقتصاد جهانی به طور مکرر تغییر می کنند، زیرا روند حرکتی برخی کشورها در حال آهسته شدن است، و در همین حین تعدادی از کشورها که اقتصادشان در حال رشد است، از آن ها پیشی می گیرند.
این مقام روس تصریح کرد: اکنون وضعیت جهان به طور کاملا مشابه همین شرایط و واقعاً یک نقطه عطف است، زمانی شده که کشورهای دارای اقتصاد در حال توسعه از نظر پتانسیل رشد از کشورهای G۷ پیشی گرفته اند... توسعه سریع اقتصادهای نوظهور تأیید می کند که ما در حال تجربه دگرگونی در اقتصاد جهانی هستیم.
با این حال، سیلوانوف هشدار داد که چنین تحولاتی اغلب مملو از مشکلات است و هرگز بی دردسر نیستند.
او استدلال کرد اقتصادهای پیشرفته از تحریم ها برای متوقف کردن رشد کشورهایی که در حال رشد هستند، استفاده می کنند. در همین چارچوب سیلوانوف تأکید کرد «محدودیتها و تحریمهایی را از سوی غرب میبینیم که تلاش میکنند چین و روسیه را با آن مهار کنند - اینها پیامدهای یک تغییر پارادایم است».
وزیر خارجه روسیه با اشاره به رشد تولید ناخالص داخلی ۳.۶ درصدی، رشد تولید صنعتی ۳.۵ درصدی و رشد ۵.۴ درصدی درآمد خانوارها در کشورش اظهار داشت: اگرچه روسیه از زمان آغاز درگیری اوکراین در دو سال پیش با تعداد بی سابقه ای از محدودیت های غربی مواجه شده است، اما اقتصاد این کشور انعطاف پذیری خود را نشان داده است.
سیلوانوف خاطرنشان کرد که پیامدهای جنبی تحریم ها این بوده است که محدودیت ها به سمت کشورهایی که آن ها را وضع کرده بودند، منتقل شد و نتیجه معکوس داده است.
در همین دوره جهان شاهد گسترش پیشگامانه گروه بریکس از اقتصادهای در حال توسعه بود و عربستان سعودی، ایران، اتیوپی، مصر و امارات متحده عربی به آن پیوستند. بر اساس محاسبات صندوق بینالمللی پول، پس از افزایش اعضا، سهم کشورهای بریکس از نظر تولید ناخالص داخلی جهانی بر حسب PPP به ۳۶.۶ درصد بالغ شد و از کشورهای گروه هفت با سهم ۲۹.۴ درصدی پیشی گرفتند.
«دیلما روسف» رئیس بانک توسعه جدید که بر BRICS تمرکز دارد، پیشبینی کرده است که این شکاف به تدریج رشد بیشتری خواهد داشت و سهم بریکس تا سال ۲۰۲۸ به ۴۰ درصد خواهد رسید.
www.tahririeh.com/news/28902/
این در حالی است که در همین دوره سهم G۷ به ۲۷.۸ درصد کاهش می یابد.
كانال قواعدبازي؛
https://chat.whatsapp.com/FYQJdmqJMtUL7A9Ua4Pc8Z
🔸«آنتون سیلوانوف» وزیر دارایی روسیه در مصاحبه ای با ریانووستی عنوان داشت که اقتصاد جهانی در حال تغییر است زیرا کشورهای در حال توسعه اکنون به سرعت در حال پیشی گرفتن از اقتصادهای بزرگ پیشرفته غرب هستند.
این مقام ارشد روس به دیدگاه های «ری دالیو» اقتصاددان میلیاردر و موسس بزرگترین صندوق سرمایه گذاری اشاره کرد، که معتقد است قافیه های تاریخ و پیکربندی های نظم اقتصاد جهانی به طور مکرر تغییر می کنند، زیرا روند حرکتی برخی کشورها در حال آهسته شدن است، و در همین حین تعدادی از کشورها که اقتصادشان در حال رشد است، از آن ها پیشی می گیرند.
این مقام روس تصریح کرد: اکنون وضعیت جهان به طور کاملا مشابه همین شرایط و واقعاً یک نقطه عطف است، زمانی شده که کشورهای دارای اقتصاد در حال توسعه از نظر پتانسیل رشد از کشورهای G۷ پیشی گرفته اند... توسعه سریع اقتصادهای نوظهور تأیید می کند که ما در حال تجربه دگرگونی در اقتصاد جهانی هستیم.
با این حال، سیلوانوف هشدار داد که چنین تحولاتی اغلب مملو از مشکلات است و هرگز بی دردسر نیستند.
او استدلال کرد اقتصادهای پیشرفته از تحریم ها برای متوقف کردن رشد کشورهایی که در حال رشد هستند، استفاده می کنند. در همین چارچوب سیلوانوف تأکید کرد «محدودیتها و تحریمهایی را از سوی غرب میبینیم که تلاش میکنند چین و روسیه را با آن مهار کنند - اینها پیامدهای یک تغییر پارادایم است».
وزیر خارجه روسیه با اشاره به رشد تولید ناخالص داخلی ۳.۶ درصدی، رشد تولید صنعتی ۳.۵ درصدی و رشد ۵.۴ درصدی درآمد خانوارها در کشورش اظهار داشت: اگرچه روسیه از زمان آغاز درگیری اوکراین در دو سال پیش با تعداد بی سابقه ای از محدودیت های غربی مواجه شده است، اما اقتصاد این کشور انعطاف پذیری خود را نشان داده است.
سیلوانوف خاطرنشان کرد که پیامدهای جنبی تحریم ها این بوده است که محدودیت ها به سمت کشورهایی که آن ها را وضع کرده بودند، منتقل شد و نتیجه معکوس داده است.
در همین دوره جهان شاهد گسترش پیشگامانه گروه بریکس از اقتصادهای در حال توسعه بود و عربستان سعودی، ایران، اتیوپی، مصر و امارات متحده عربی به آن پیوستند. بر اساس محاسبات صندوق بینالمللی پول، پس از افزایش اعضا، سهم کشورهای بریکس از نظر تولید ناخالص داخلی جهانی بر حسب PPP به ۳۶.۶ درصد بالغ شد و از کشورهای گروه هفت با سهم ۲۹.۴ درصدی پیشی گرفتند.
«دیلما روسف» رئیس بانک توسعه جدید که بر BRICS تمرکز دارد، پیشبینی کرده است که این شکاف به تدریج رشد بیشتری خواهد داشت و سهم بریکس تا سال ۲۰۲۸ به ۴۰ درصد خواهد رسید.
www.tahririeh.com/news/28902/
این در حالی است که در همین دوره سهم G۷ به ۲۷.۸ درصد کاهش می یابد.
كانال قواعدبازي؛
https://chat.whatsapp.com/FYQJdmqJMtUL7A9Ua4Pc8Z
بررسی های رسانه ای تحریریه
منتظر تغییرات عمده در اقتصاد جهانی باشید
وزیر دارایی روسیه تصریح کرد اگرچه تحریم ها به ابزاری از سوی دولت های غربی تبدیل شده تا از آن برای متوقف کردن رشد کشورهای در حال توسعه استفاده شود، اما دگرگونی های عمده ای در اقتصاد جهانی در حال وقوع است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منحنی لافر؛ مالیات کمتر، درآمد مالیاتی بیشتر
اگر مالیاتها از اندازه خاصی بیشتر شود، درآمد دولت کاهش مییابد؛ چرا که با افزایش بیش از حد مالیات، انگیزه برای کار کاهش یافته و تولید نیز کاهش می یابد.
بازنشرازکانال برنامه ریزی استراتژیک
https://t.me/ExecutiveManagement
اگر مالیاتها از اندازه خاصی بیشتر شود، درآمد دولت کاهش مییابد؛ چرا که با افزایش بیش از حد مالیات، انگیزه برای کار کاهش یافته و تولید نیز کاهش می یابد.
بازنشرازکانال برنامه ریزی استراتژیک
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ منحنی لافر
منحنی لافر، نشاندهنده رابطه بین نرخ مالیات و کل درآمد دولت از مالیات است و نشان میدهد یک نرخ بهینه مالیات، کل درآمد دولت از مالیات را به حداکثر میرساند.
اگر مالیاتها بیش از اندازه باشد، مالیات دهندگان از انجام کارهایی که مالیات دارد مانند کار و سرمایهگذاری دلسرد خواهند شد و درآمد دولت از مالیات کاهش مییابد. در این شرایط، کاهش مالیات هم باعث افزایش فعالیتهای اقتصادی و هم افزایش کل درآمد دولت از مالیات میشود.
🔸درک بهتر منحنی لافر
منحنی لافر در اقتصاد براساس این ایده شکل گرفته که مردم رفتارشان را در مواجهه با نرخ مالیات بر درآمد، تنظیم میکنند.
به این معنا که وضع کردن نرخ مالیات بالاتر برای درآمد، انگیزه برای کار و سرمایهگذاری را در مقایسه با زمانی که مالیات کمتر است، در بین مردم کاهش میدهد.
اگر تاثیرگذاری این مورد به اندازه کافی بزرگ باشد، به این معناست که وضع مالیات در یک نرخ به خصوص و بالاتر از آن، باعث کاهش کل درآمد دولت از مالیات میشود.
منحنی لافر یا Laffer curve به منحنی گویند که توسط آرتر لافر ابداع شده و نمایانگر رابطه بین نرخ مالیاتی و درآمد دولت از جمع آوری مالیات است.
منحنی لافر حاکی این حقیقت است که با افزایش نرخ مالیاتی درآمد دولت از محل جمعآوری مالیات افزایش مییابد.
هرچند این افزایش درآمد دارای محدودیتی است و چنانچه نرخهای مالیاتی از نقطه خاصی تجاوز کنند (در اینجا نقطه T) درآمدهای مالیاتی تنزل خواهد نمود، چراکه با وجود نرخهای مالیاتی بالا مردم انگیزه کار کردن را از دست خواهند داد.
بررسی دو نقطه شروع و پایان منحنی برای روشنسازی مسئله کافی است. برای مثال در صورت افزایش نرخ مالیاتی به 100 درصد (منتهی الیه راست) و آگاهی از این حقیقت که فرد باید تمام درآمد خود را به اداره مالیات بپردازد، بدیهی است که وی دست از کار کشیده و درآمد مالیاتی دولت نیز از بین خواهد رفت.
این حقیقت در بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و اسپانیا که سیستم اقتصادی نیمه سوسیالیستی دارند به وضوح قابل رویت است. در این کشورها مردم بخصوص قشر پر درآمد علاقهای به کار نداشته چراکه با کار بیشتر و افزایش درآمد قسمت بیشتری از درآمد آنها بابت مالیات کسر می شود.
دولت ها همیشه بر آنند تا نرخ مالیاتی خود را در نقطه T تعیین کنند تا حداکثر درآمد مالیاتی را کسب نمایند.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
منحنی لافر، نشاندهنده رابطه بین نرخ مالیات و کل درآمد دولت از مالیات است و نشان میدهد یک نرخ بهینه مالیات، کل درآمد دولت از مالیات را به حداکثر میرساند.
اگر مالیاتها بیش از اندازه باشد، مالیات دهندگان از انجام کارهایی که مالیات دارد مانند کار و سرمایهگذاری دلسرد خواهند شد و درآمد دولت از مالیات کاهش مییابد. در این شرایط، کاهش مالیات هم باعث افزایش فعالیتهای اقتصادی و هم افزایش کل درآمد دولت از مالیات میشود.
🔸درک بهتر منحنی لافر
منحنی لافر در اقتصاد براساس این ایده شکل گرفته که مردم رفتارشان را در مواجهه با نرخ مالیات بر درآمد، تنظیم میکنند.
به این معنا که وضع کردن نرخ مالیات بالاتر برای درآمد، انگیزه برای کار و سرمایهگذاری را در مقایسه با زمانی که مالیات کمتر است، در بین مردم کاهش میدهد.
اگر تاثیرگذاری این مورد به اندازه کافی بزرگ باشد، به این معناست که وضع مالیات در یک نرخ به خصوص و بالاتر از آن، باعث کاهش کل درآمد دولت از مالیات میشود.
منحنی لافر یا Laffer curve به منحنی گویند که توسط آرتر لافر ابداع شده و نمایانگر رابطه بین نرخ مالیاتی و درآمد دولت از جمع آوری مالیات است.
منحنی لافر حاکی این حقیقت است که با افزایش نرخ مالیاتی درآمد دولت از محل جمعآوری مالیات افزایش مییابد.
هرچند این افزایش درآمد دارای محدودیتی است و چنانچه نرخهای مالیاتی از نقطه خاصی تجاوز کنند (در اینجا نقطه T) درآمدهای مالیاتی تنزل خواهد نمود، چراکه با وجود نرخهای مالیاتی بالا مردم انگیزه کار کردن را از دست خواهند داد.
بررسی دو نقطه شروع و پایان منحنی برای روشنسازی مسئله کافی است. برای مثال در صورت افزایش نرخ مالیاتی به 100 درصد (منتهی الیه راست) و آگاهی از این حقیقت که فرد باید تمام درآمد خود را به اداره مالیات بپردازد، بدیهی است که وی دست از کار کشیده و درآمد مالیاتی دولت نیز از بین خواهد رفت.
این حقیقت در بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و اسپانیا که سیستم اقتصادی نیمه سوسیالیستی دارند به وضوح قابل رویت است. در این کشورها مردم بخصوص قشر پر درآمد علاقهای به کار نداشته چراکه با کار بیشتر و افزایش درآمد قسمت بیشتری از درآمد آنها بابت مالیات کسر می شود.
دولت ها همیشه بر آنند تا نرخ مالیاتی خود را در نقطه T تعیین کنند تا حداکثر درآمد مالیاتی را کسب نمایند.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
نرخ بهینه مالیات با نرخ بیشینهساز مالیات یکسان نیست
*منحنی «لافر» و درآمدهای مالیاتی*
یکی از ویژگیهای اقتصاد طرف عرضه، اعتقاد پیروان این مکتب به منحنی لافر است. پیام اصلی منحنی لافر آن است که برای داشتن درآمد مالیات بیشتر برای دولت نیاز به آن نیست که نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد. در واقع از سطحی به بعد اگر نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد، درآمد مالیاتی کاهش مییابد. چرا؟
زیرا با افزایش بیش از حد نرخ مالیات، انگیزه برای کار و فعالیت کاهش یافته و تولید کم میشود و از همین رو درآمد مالیاتی دولت نیز کاهش مییابد. بنابراین برای افزون ساختن درآمد مالیاتی اتفاقاً باید نرخ مالیات بر درآمد را کاهش داد تا با دادن انگیزه بیشتر، تولید افزون شود و درآمد مالیاتی دولت نیز بالا رود.
شکل (1)، منحنی فرضی لافر را نشان میدهد که وقتی نرخ مالیات صفر است، درآمد مالیاتی نیز صفر است و با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی افزایش مییابد، تا زمانی که نرخ مالیات به سطح t* برسد. از این سطح به بعد با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت نزول میکند. البته خود آرتور لافر مدعی نیست که مبدع این منحنی بوده است و پیش از وی چند اقتصاددان دیگر نیز به این نکته اشاره کرده بودند.
اما این روزنامهنگار و اقتصاددان آمریکایی، جود وانیسکی بود که در جلسهای که لافر در سال 1974 با مقامات دولت فورد، یعنی دیک چنی و دونالد رامسفلد داشت، حضور پیدا کرده بود و لافر برای تشریح عقیدهاش نسبت به درآمدهای مالیاتی این منحنی را روی یک دستمال کاغذی کشید و به آنها نشان داد.
لافر معتقد است که در درآمدهای مالیاتی دو اثر وجود دارد. یکی اثر «حسابی» است که در آن با ضرب میان درآمد و نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت به دست میآید و چون نرخ مالیات صفر باشد، درآمد هر چقدر باشد، درآمد مالیاتی صفر خواهد بود. اثر دیگر، اثر اقتصادی است که همچنان که ذکر شد، بر مبنای انگیزه کار کردن حاصل میشود.
وقتی نرخ مالیات 100 درصد باشد، انگیزهای برای کسب درآمد وجود ندارد و درآمد مالیاتی باز صفر میشود. با توجه به این دو نقطه با درآمد مالیاتی صفر، لافر چنین منحنیای را پیشنهاد میدهد.
اما چند نکته در مورد این منحنی وجود دارد. اولاً حتی اگر نرخ مالیات 100 درصد شود، باز برخی از فعالیتهای اقتصادی وجود خواهند داشت، زیرا بقای جامعه بدان فعالیتها بستگی دارد. نکته دیگر آنکه بر خلاف شکل (1)، که به نظر نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی 50 درصد است، در دنیای واقعی نه این شکل، قرینه است و نه نرخ بیشینهساز 50 درصد است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
*منحنی «لافر» و درآمدهای مالیاتی*
یکی از ویژگیهای اقتصاد طرف عرضه، اعتقاد پیروان این مکتب به منحنی لافر است. پیام اصلی منحنی لافر آن است که برای داشتن درآمد مالیات بیشتر برای دولت نیاز به آن نیست که نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد. در واقع از سطحی به بعد اگر نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد، درآمد مالیاتی کاهش مییابد. چرا؟
زیرا با افزایش بیش از حد نرخ مالیات، انگیزه برای کار و فعالیت کاهش یافته و تولید کم میشود و از همین رو درآمد مالیاتی دولت نیز کاهش مییابد. بنابراین برای افزون ساختن درآمد مالیاتی اتفاقاً باید نرخ مالیات بر درآمد را کاهش داد تا با دادن انگیزه بیشتر، تولید افزون شود و درآمد مالیاتی دولت نیز بالا رود.
شکل (1)، منحنی فرضی لافر را نشان میدهد که وقتی نرخ مالیات صفر است، درآمد مالیاتی نیز صفر است و با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی افزایش مییابد، تا زمانی که نرخ مالیات به سطح t* برسد. از این سطح به بعد با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت نزول میکند. البته خود آرتور لافر مدعی نیست که مبدع این منحنی بوده است و پیش از وی چند اقتصاددان دیگر نیز به این نکته اشاره کرده بودند.
اما این روزنامهنگار و اقتصاددان آمریکایی، جود وانیسکی بود که در جلسهای که لافر در سال 1974 با مقامات دولت فورد، یعنی دیک چنی و دونالد رامسفلد داشت، حضور پیدا کرده بود و لافر برای تشریح عقیدهاش نسبت به درآمدهای مالیاتی این منحنی را روی یک دستمال کاغذی کشید و به آنها نشان داد.
لافر معتقد است که در درآمدهای مالیاتی دو اثر وجود دارد. یکی اثر «حسابی» است که در آن با ضرب میان درآمد و نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت به دست میآید و چون نرخ مالیات صفر باشد، درآمد هر چقدر باشد، درآمد مالیاتی صفر خواهد بود. اثر دیگر، اثر اقتصادی است که همچنان که ذکر شد، بر مبنای انگیزه کار کردن حاصل میشود.
وقتی نرخ مالیات 100 درصد باشد، انگیزهای برای کسب درآمد وجود ندارد و درآمد مالیاتی باز صفر میشود. با توجه به این دو نقطه با درآمد مالیاتی صفر، لافر چنین منحنیای را پیشنهاد میدهد.
اما چند نکته در مورد این منحنی وجود دارد. اولاً حتی اگر نرخ مالیات 100 درصد شود، باز برخی از فعالیتهای اقتصادی وجود خواهند داشت، زیرا بقای جامعه بدان فعالیتها بستگی دارد. نکته دیگر آنکه بر خلاف شکل (1)، که به نظر نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی 50 درصد است، در دنیای واقعی نه این شکل، قرینه است و نه نرخ بیشینهساز 50 درصد است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👆ادامه روند منحني لافر
تحقیقات زیادی در مورد ارتباط میان نرخ مالیات و درآمد مالیاتی انجام شده است و در اقتصادهای مختلف، این نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی جا به جا شده است. پل پکرینو در مدل خود در سال 1995، نشان داد که این رقم در حدود 65 درصد است.
در حالی که هسینگ با دادههای آماری ایالات متحده از سال 1959 تا 1991 این نرخ را بین 32 تا 37 درصد تخمین زد. اما به باور بسیاری، میانگین این نرخ 70 درصد است. از همین رو بسیاری شکل واقعیتر منحنی لافر را مانند شکل (2) میدانند.
*اقتصاددانان طرف عرضه* که همواره از برطرف کردن موانع پیشروی فعالیتهای اقتصادی طرفداری کردهاند و یکی از این موانع مالیات است، با اعتقاد به منحنی لافر به خصوص در دولت ریگان، به وی پیشنهاد میدادند تا برای افزایش درآمدهای مالیاتی خود نرخ مالیات را کاهش دهد. اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد؛ چرا؟ مساله این است که یافتن آن که اقتصاد در کجای منحنی قرار دارد، بسیار سخت است.
اگر نرخ مالیات کمتر از نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی باشد، کاهش نرخ موجب کاهش درآمد مالیاتی میشود، از همین رو به نظر میرسد که در هنگام توصیه اقتصاددانان طرف عرضه به سیاستمداران برای افزایش درآمد مالیاتی از طریق کاهش نرخ مالیات، اقتصاد به نقطه بیشینهساز نرسیده بود.
آنچه مشخص است آن است که اولاً یک رابطه دوسویه آن طور که منحنی لافر نشان میدهد وجود دارد، اما معلوم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست؟ و در عین حال باید در تعیین وضعیت اقتصاد و یافتن جایگاه آن بر منحنی لافر بسیار دقت کرد وگرنه توصیه سیاستی ممکن است کاملاً معکوس از آب درآید.
البته نباید از نظر دور داشت که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، اصولاً در تدوین سیاستهای مالی مهم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست و به آن نرخ دست یافت، زیرا این نقطه اصولاً نقطه بهینه مالیاتی نیست. سیاست مالیای بهینه است که بتواند نرخ بهینه مالیاتی را وضع کند که طی آن اقتصاد با کمترین انحراف از مسیر رشد پایدارش مواجه باشد و این ابداً به معنای آن نیست که این نرخ با نرخ بیشینهساز برابر است. نکته اینجاست که منحنی لافر از آن رو مورداستفادهقرار میگیرد که بسیاری از سیاستمداران به دنبال افزون کردن درآمدهای مالیاتی خود هستند، فارغ از اینکه این کار برای کل اقتصاد بهینه است یا نه.
وجود تعهدات مالی فراوان دولتها، آنان را بدین سو میکشاند که تا جای ممکن درآمدهای مالیاتی خود را افزون سازند و از همین رو به جای آن که به دنبال نرخ بهینه مالیات باشند، اتفاقاً به دنبال نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی هستند. این گرایش دولتها موجب شده که منحنی لافر هنوز مورد توجه دولتها و کارشناسان قرار گیرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
تحقیقات زیادی در مورد ارتباط میان نرخ مالیات و درآمد مالیاتی انجام شده است و در اقتصادهای مختلف، این نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی جا به جا شده است. پل پکرینو در مدل خود در سال 1995، نشان داد که این رقم در حدود 65 درصد است.
در حالی که هسینگ با دادههای آماری ایالات متحده از سال 1959 تا 1991 این نرخ را بین 32 تا 37 درصد تخمین زد. اما به باور بسیاری، میانگین این نرخ 70 درصد است. از همین رو بسیاری شکل واقعیتر منحنی لافر را مانند شکل (2) میدانند.
*اقتصاددانان طرف عرضه* که همواره از برطرف کردن موانع پیشروی فعالیتهای اقتصادی طرفداری کردهاند و یکی از این موانع مالیات است، با اعتقاد به منحنی لافر به خصوص در دولت ریگان، به وی پیشنهاد میدادند تا برای افزایش درآمدهای مالیاتی خود نرخ مالیات را کاهش دهد. اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد؛ چرا؟ مساله این است که یافتن آن که اقتصاد در کجای منحنی قرار دارد، بسیار سخت است.
اگر نرخ مالیات کمتر از نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی باشد، کاهش نرخ موجب کاهش درآمد مالیاتی میشود، از همین رو به نظر میرسد که در هنگام توصیه اقتصاددانان طرف عرضه به سیاستمداران برای افزایش درآمد مالیاتی از طریق کاهش نرخ مالیات، اقتصاد به نقطه بیشینهساز نرسیده بود.
آنچه مشخص است آن است که اولاً یک رابطه دوسویه آن طور که منحنی لافر نشان میدهد وجود دارد، اما معلوم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست؟ و در عین حال باید در تعیین وضعیت اقتصاد و یافتن جایگاه آن بر منحنی لافر بسیار دقت کرد وگرنه توصیه سیاستی ممکن است کاملاً معکوس از آب درآید.
البته نباید از نظر دور داشت که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، اصولاً در تدوین سیاستهای مالی مهم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست و به آن نرخ دست یافت، زیرا این نقطه اصولاً نقطه بهینه مالیاتی نیست. سیاست مالیای بهینه است که بتواند نرخ بهینه مالیاتی را وضع کند که طی آن اقتصاد با کمترین انحراف از مسیر رشد پایدارش مواجه باشد و این ابداً به معنای آن نیست که این نرخ با نرخ بیشینهساز برابر است. نکته اینجاست که منحنی لافر از آن رو مورداستفادهقرار میگیرد که بسیاری از سیاستمداران به دنبال افزون کردن درآمدهای مالیاتی خود هستند، فارغ از اینکه این کار برای کل اقتصاد بهینه است یا نه.
وجود تعهدات مالی فراوان دولتها، آنان را بدین سو میکشاند که تا جای ممکن درآمدهای مالیاتی خود را افزون سازند و از همین رو به جای آن که به دنبال نرخ بهینه مالیات باشند، اتفاقاً به دنبال نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی هستند. این گرایش دولتها موجب شده که منحنی لافر هنوز مورد توجه دولتها و کارشناسان قرار گیرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from مدیر مرجع (محمد مهدی منافی)
🌟 ۵ رویکرد مهم کوچینگ
✨ رویکرد کوچینگ، یک روش فعالیت محور برای ایجاد تغییر و رشد فردی است. در اینجا، پنج رویکرد کوچینگ رایج را معرفی می نماییم:
1⃣ رویکرد مبتنی بر سوال (Questioning Approach): در این رویکرد، کوچ به روشنشدن و شناخت بهتر مراجع کمک میکند. او سؤالاتی میپرسد که به مراجع کمک میکند تا اهداف، ارزشها و محدودیتهای خود را درک کند و راهحلهای ممکن را کشف کند.
2⃣ رویکرد مبتنی برعملکرد (Performance Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا عملکرد خود را ارتقا دهد. او با تحلیل عملکرد فعلی و تعیین اهداف قابل اسمارت(SMART)، مراجع را در رسیدن به عملکرد بهتر هدایت میکند.
3⃣ رویکرد مبتنی بر توسعه مهارتها (Skills Development Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در توسعه و بهبود مهارتهای خود کمک میکند. او میتواند مراجع را در زمینههای مختلفی مانند مهارتهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای مدیریت زمان هدایت نماید.
4⃣ رویکرد مبتنی بر روابط (Relationship Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در ارتقا و بهبود روابطش کمک میکند. او میتواند مراجع را در چالشهای مربوط به روابط شخصی، حرفهای و سازمانی هدایت کند.
5⃣ رویکرد مبتنی بر ارزشها (Values-Based Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا ارزشهای خود را شناسایی و با آنها هماهنگ شود. او میتواند مشتری را در شناخت ارزشهای مهم و تصمیمگیریهای زندگی مبتنی بر ارزشها هدایت کند.
⭐️ هر کوچ میتواند از ترکیب این رویکردها و استفاده از تکنیکهای خاص خودش، به مراجعین خود کمک کند.
#مدیر_مرجع
#محمد_مهدی_منافی
#بیزینس_کوچینگ
#توسعه_فردی
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
کانال تلگرام مدیر مرجع
سایت مدیر مرجع
صفحه زیلینک مدیر مرجع
پیج اینستاگرام مدیر مرجع
✨ رویکرد کوچینگ، یک روش فعالیت محور برای ایجاد تغییر و رشد فردی است. در اینجا، پنج رویکرد کوچینگ رایج را معرفی می نماییم:
1⃣ رویکرد مبتنی بر سوال (Questioning Approach): در این رویکرد، کوچ به روشنشدن و شناخت بهتر مراجع کمک میکند. او سؤالاتی میپرسد که به مراجع کمک میکند تا اهداف، ارزشها و محدودیتهای خود را درک کند و راهحلهای ممکن را کشف کند.
2⃣ رویکرد مبتنی برعملکرد (Performance Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا عملکرد خود را ارتقا دهد. او با تحلیل عملکرد فعلی و تعیین اهداف قابل اسمارت(SMART)، مراجع را در رسیدن به عملکرد بهتر هدایت میکند.
3⃣ رویکرد مبتنی بر توسعه مهارتها (Skills Development Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در توسعه و بهبود مهارتهای خود کمک میکند. او میتواند مراجع را در زمینههای مختلفی مانند مهارتهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای مدیریت زمان هدایت نماید.
4⃣ رویکرد مبتنی بر روابط (Relationship Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در ارتقا و بهبود روابطش کمک میکند. او میتواند مراجع را در چالشهای مربوط به روابط شخصی، حرفهای و سازمانی هدایت کند.
5⃣ رویکرد مبتنی بر ارزشها (Values-Based Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا ارزشهای خود را شناسایی و با آنها هماهنگ شود. او میتواند مشتری را در شناخت ارزشهای مهم و تصمیمگیریهای زندگی مبتنی بر ارزشها هدایت کند.
⭐️ هر کوچ میتواند از ترکیب این رویکردها و استفاده از تکنیکهای خاص خودش، به مراجعین خود کمک کند.
#مدیر_مرجع
#محمد_مهدی_منافی
#بیزینس_کوچینگ
#توسعه_فردی
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
کانال تلگرام مدیر مرجع
سایت مدیر مرجع
صفحه زیلینک مدیر مرجع
پیج اینستاگرام مدیر مرجع
Telegram
مدیر مرجع
آموزش مهارت های مدیریت، توسعه فردی و کسب و کار و برگزاری جلسات کوچینگ فردی و گروهی
✳️ قربانیان موفقیت خود⁉️
✅ مدیرعامل نوکیا:
"ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شكست خوردیم."
بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند
ازاوایل سال۱۹۰۰ تا سال ،۲۰۱۱نوکیا یكی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42دلار و ارزش این شرکت 250میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن(انجامِ درستِ کار) و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.( بلكه باید به دنبال انجام " کارِدرست" باشید)
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند
آنها نتوانستند "تغییـــرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه "را که به واسطه شرکت های
SAMSUNGو APPLE
آورده شدند را پیش بینی کنند و یا در آن راه قدم بگذارند .
شرکت های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشتند.
iPhone ،Galaxy
خیلی سریع گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند.
از سال 2011تا 2013نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80درصدی نوکیا به 3درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42دلار به 2.5دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند.
ارزش شرکت نوکیا با کاهش ۹۹درصدی درصدی از 250میلیارد به 3.79میلیارد یورو رسید.
✅ مدیرعامل نوکیا:
"ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شكست خوردیم."
بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند
ازاوایل سال۱۹۰۰ تا سال ،۲۰۱۱نوکیا یكی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42دلار و ارزش این شرکت 250میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن(انجامِ درستِ کار) و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.( بلكه باید به دنبال انجام " کارِدرست" باشید)
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند
آنها نتوانستند "تغییـــرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه "را که به واسطه شرکت های
SAMSUNGو APPLE
آورده شدند را پیش بینی کنند و یا در آن راه قدم بگذارند .
شرکت های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشتند.
iPhone ،Galaxy
خیلی سریع گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند.
از سال 2011تا 2013نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80درصدی نوکیا به 3درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42دلار به 2.5دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند.
ارزش شرکت نوکیا با کاهش ۹۹درصدی درصدی از 250میلیارد به 3.79میلیارد یورو رسید.
✳️ قله نابرابری
✅ گزارش 2022 آکسفام درباره فقر چه میگوید؟
🔺«خشونت اقتصادی» زمانی اعمال میشود که سیاستهای ساختاری برای ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد انجام شود. این موضوع باعث آسیب مستقیم به همه ما، و به فقیرترین افراد، زنان و دختران، و اکثر گروههای نژادی میشود. نابرابری به مرگ حداقل یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود.
اما ما میتوانیم اقتصاد خود را به گونهای طراحی کنیم که بر برابری متمرکز شود. ما میتوانیم ثروت شدید را از طریق مالیات تصاعدی پس بگیریم. سرمایهگذاری جسورانه در اقدامات عمومی قوی و اثباتشده برای از بین بردن نابرابری، قدرت را در اقتصاد و جامعه جابهجا میکند.
اگر شجاع باشیم و به جنبشهایی که خواستار تغییر هستند گوش دهیم، میتوانیم اقتصادی ایجاد کنیم که در آن هیچکس نه در فقر زندگی کند و نه ثروت میلیاردی غیرقابل تصور داشته باشد، تا جهانی داشته باشیم که در آن دیگر نابرابری کسی را نکشد.
*نابرابری هرگز تصادفی نبوده، بلکه از روی انتخاب بوده است.*
نابرابری شدید شکلی از «خشونت اقتصادی» است که در آن سیاستهای ساختاری و سیستمی و انتخابهای سیاسی که به نفع ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد منحرف میشوند به آسیب مستقیم به اکثریت عظیم مردم عادی در سراسر جهان منجر میشوند.
اینکه افراد فقیر، زنان و دختران، و گروههای نژادی بیش از افراد ثروتمند و ممتاز، اغلب بهطور نامتناسب کشته میشوند یا آسیب میبینند، اشتباهی تصادفی در شکل غالب سرمایهداری امروزی نیست، بلکه بخش اصلی آن است.
ما تخمین میزنیم که نابرابری در حال حاضر به مرگ حداقل 21 هزار و 300 نفر در روز یا یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود. این یک تخمین بسیار محافظهکارانه برای مرگهای ناشی از گرسنگی در دنیای فراوانی، یعنی محرومیت از دسترسی به مراقبتهای بهداشتی باکیفیت است.
در کشورهای فقیر و بر اثر خشونت جنسیتی که زنان با آن مواجه هستند و ریشه در مردسالاری دارد احتمالاً وضعیت به مراتب بدتر است. ما همچنین برآوردهایی را برای مرگومیر ناشی از فروپاشی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در کشورهای فقیر ارائه میدهیم.
اینها تنها برخی از راههایی است که نابرابری مردم را میکشد. اما حقیقت این است که نابرابری تقریباً بر تمام جنبههای زندگی انسان و بر امید به پیشرفت انسان تاثیر منفی میگذارد.
نابرابری خواهناخواه برای همه مضر است. کشورهای ثروتمند ممکن است از میلیاردرهای انحصاری دارویی خود حمایت کنند و واکسنها را برای محافظت از جمعیت خود احتکار کنند، اما با این کار مردم خود را به سمت خطر جهشهایی که آپارتاید واکسن ایجاد میکند، سوق میدهند.
*نابرابری بیشتر باعث جنایت بیشتر، شادی کمتر، اعتماد کمتر و خشونت بیشتر میشود و هدفِ از بین بردن فقر در جهان را غیرممکن میکند.*
نابرابری بین ملتها و درون ملتها برای آینده جهان ما نیز کشنده است. وقتی کشورهای ثروتمند نمیتوانند تاثیرات مسوولیت خود را در مورد 92 درصد از کل انتشار بیش از حد تاریخی گازهای گلخانهای کنترل کنند، همه ما از یک سیاره گرمتر رنج میبریم.
همه ما در نتیجه مصرف بیش از حد ثروتمندترین افراد که عامل بحران آب و هوای امروزی هستند، رنج میبریم.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش 2022 آکسفام درباره فقر چه میگوید؟
🔺«خشونت اقتصادی» زمانی اعمال میشود که سیاستهای ساختاری برای ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد انجام شود. این موضوع باعث آسیب مستقیم به همه ما، و به فقیرترین افراد، زنان و دختران، و اکثر گروههای نژادی میشود. نابرابری به مرگ حداقل یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود.
اما ما میتوانیم اقتصاد خود را به گونهای طراحی کنیم که بر برابری متمرکز شود. ما میتوانیم ثروت شدید را از طریق مالیات تصاعدی پس بگیریم. سرمایهگذاری جسورانه در اقدامات عمومی قوی و اثباتشده برای از بین بردن نابرابری، قدرت را در اقتصاد و جامعه جابهجا میکند.
اگر شجاع باشیم و به جنبشهایی که خواستار تغییر هستند گوش دهیم، میتوانیم اقتصادی ایجاد کنیم که در آن هیچکس نه در فقر زندگی کند و نه ثروت میلیاردی غیرقابل تصور داشته باشد، تا جهانی داشته باشیم که در آن دیگر نابرابری کسی را نکشد.
*نابرابری هرگز تصادفی نبوده، بلکه از روی انتخاب بوده است.*
نابرابری شدید شکلی از «خشونت اقتصادی» است که در آن سیاستهای ساختاری و سیستمی و انتخابهای سیاسی که به نفع ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد منحرف میشوند به آسیب مستقیم به اکثریت عظیم مردم عادی در سراسر جهان منجر میشوند.
اینکه افراد فقیر، زنان و دختران، و گروههای نژادی بیش از افراد ثروتمند و ممتاز، اغلب بهطور نامتناسب کشته میشوند یا آسیب میبینند، اشتباهی تصادفی در شکل غالب سرمایهداری امروزی نیست، بلکه بخش اصلی آن است.
ما تخمین میزنیم که نابرابری در حال حاضر به مرگ حداقل 21 هزار و 300 نفر در روز یا یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود. این یک تخمین بسیار محافظهکارانه برای مرگهای ناشی از گرسنگی در دنیای فراوانی، یعنی محرومیت از دسترسی به مراقبتهای بهداشتی باکیفیت است.
در کشورهای فقیر و بر اثر خشونت جنسیتی که زنان با آن مواجه هستند و ریشه در مردسالاری دارد احتمالاً وضعیت به مراتب بدتر است. ما همچنین برآوردهایی را برای مرگومیر ناشی از فروپاشی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در کشورهای فقیر ارائه میدهیم.
اینها تنها برخی از راههایی است که نابرابری مردم را میکشد. اما حقیقت این است که نابرابری تقریباً بر تمام جنبههای زندگی انسان و بر امید به پیشرفت انسان تاثیر منفی میگذارد.
نابرابری خواهناخواه برای همه مضر است. کشورهای ثروتمند ممکن است از میلیاردرهای انحصاری دارویی خود حمایت کنند و واکسنها را برای محافظت از جمعیت خود احتکار کنند، اما با این کار مردم خود را به سمت خطر جهشهایی که آپارتاید واکسن ایجاد میکند، سوق میدهند.
*نابرابری بیشتر باعث جنایت بیشتر، شادی کمتر، اعتماد کمتر و خشونت بیشتر میشود و هدفِ از بین بردن فقر در جهان را غیرممکن میکند.*
نابرابری بین ملتها و درون ملتها برای آینده جهان ما نیز کشنده است. وقتی کشورهای ثروتمند نمیتوانند تاثیرات مسوولیت خود را در مورد 92 درصد از کل انتشار بیش از حد تاریخی گازهای گلخانهای کنترل کنند، همه ما از یک سیاره گرمتر رنج میبریم.
همه ما در نتیجه مصرف بیش از حد ثروتمندترین افراد که عامل بحران آب و هوای امروزی هستند، رنج میبریم.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد!
بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی درباره شاخص های ادراک فساد در میان 180 کشور جهان، ایران در سال 2023 با کسب نمره 24 رتبەی 149 بدست آورده است.دانمارک با کسب نمره 90 سالم ترین کشور و پس از آن فنلاند، نیوزیلند، نروژ سنگاپور و سوئد قرار دارند.بالاترین نمرات خاورمیانه متعلق به امارات و قطر است و عمان و عربستان هم با نمره 52 و 53 از مردودی نجات یافته اند.سومالی، ونزوئلا سودان جنوبی و سوریه فاسدترین کشورهای جهانند..روسیه مانند ایران با کسب رتبەی 141 جزو مردودین است.در سال 1923 روزنامەی پراودا نوشت: روسیە آزادترین کشور جهان!در سال های اخیر روزنامەی کیهان به سیاق پراودا، چند بار ایران را آزادترین کشور جهان خوانده است.صرف نظر از پیوند آزادی و فساد زدایی، باید گفت امروز، ردەبندی های دقیق بە هر حسابی می رسند!می توان با دولت اقتدارگرا، به جنگ فساد و دزدی رفت مانند سنگاپور و امارات و تا حدی چین و عربستان ،اما نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد
آزادترین کشور جهان منطقا فاسدترین کشور دنیا نیست!كانال قواعدبازي
بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی درباره شاخص های ادراک فساد در میان 180 کشور جهان، ایران در سال 2023 با کسب نمره 24 رتبەی 149 بدست آورده است.دانمارک با کسب نمره 90 سالم ترین کشور و پس از آن فنلاند، نیوزیلند، نروژ سنگاپور و سوئد قرار دارند.بالاترین نمرات خاورمیانه متعلق به امارات و قطر است و عمان و عربستان هم با نمره 52 و 53 از مردودی نجات یافته اند.سومالی، ونزوئلا سودان جنوبی و سوریه فاسدترین کشورهای جهانند..روسیه مانند ایران با کسب رتبەی 141 جزو مردودین است.در سال 1923 روزنامەی پراودا نوشت: روسیە آزادترین کشور جهان!در سال های اخیر روزنامەی کیهان به سیاق پراودا، چند بار ایران را آزادترین کشور جهان خوانده است.صرف نظر از پیوند آزادی و فساد زدایی، باید گفت امروز، ردەبندی های دقیق بە هر حسابی می رسند!می توان با دولت اقتدارگرا، به جنگ فساد و دزدی رفت مانند سنگاپور و امارات و تا حدی چین و عربستان ،اما نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد
آزادترین کشور جهان منطقا فاسدترین کشور دنیا نیست!كانال قواعدبازي