✳️ قله نابرابری
✅ گزارش 2022 آکسفام درباره فقر چه میگوید؟
🔺«خشونت اقتصادی» زمانی اعمال میشود که سیاستهای ساختاری برای ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد انجام شود. این موضوع باعث آسیب مستقیم به همه ما، و به فقیرترین افراد، زنان و دختران، و اکثر گروههای نژادی میشود. نابرابری به مرگ حداقل یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود.
اما ما میتوانیم اقتصاد خود را به گونهای طراحی کنیم که بر برابری متمرکز شود. ما میتوانیم ثروت شدید را از طریق مالیات تصاعدی پس بگیریم. سرمایهگذاری جسورانه در اقدامات عمومی قوی و اثباتشده برای از بین بردن نابرابری، قدرت را در اقتصاد و جامعه جابهجا میکند.
اگر شجاع باشیم و به جنبشهایی که خواستار تغییر هستند گوش دهیم، میتوانیم اقتصادی ایجاد کنیم که در آن هیچکس نه در فقر زندگی کند و نه ثروت میلیاردی غیرقابل تصور داشته باشد، تا جهانی داشته باشیم که در آن دیگر نابرابری کسی را نکشد.
*نابرابری هرگز تصادفی نبوده، بلکه از روی انتخاب بوده است.*
نابرابری شدید شکلی از «خشونت اقتصادی» است که در آن سیاستهای ساختاری و سیستمی و انتخابهای سیاسی که به نفع ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد منحرف میشوند به آسیب مستقیم به اکثریت عظیم مردم عادی در سراسر جهان منجر میشوند.
اینکه افراد فقیر، زنان و دختران، و گروههای نژادی بیش از افراد ثروتمند و ممتاز، اغلب بهطور نامتناسب کشته میشوند یا آسیب میبینند، اشتباهی تصادفی در شکل غالب سرمایهداری امروزی نیست، بلکه بخش اصلی آن است.
ما تخمین میزنیم که نابرابری در حال حاضر به مرگ حداقل 21 هزار و 300 نفر در روز یا یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود. این یک تخمین بسیار محافظهکارانه برای مرگهای ناشی از گرسنگی در دنیای فراوانی، یعنی محرومیت از دسترسی به مراقبتهای بهداشتی باکیفیت است.
در کشورهای فقیر و بر اثر خشونت جنسیتی که زنان با آن مواجه هستند و ریشه در مردسالاری دارد احتمالاً وضعیت به مراتب بدتر است. ما همچنین برآوردهایی را برای مرگومیر ناشی از فروپاشی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در کشورهای فقیر ارائه میدهیم.
اینها تنها برخی از راههایی است که نابرابری مردم را میکشد. اما حقیقت این است که نابرابری تقریباً بر تمام جنبههای زندگی انسان و بر امید به پیشرفت انسان تاثیر منفی میگذارد.
نابرابری خواهناخواه برای همه مضر است. کشورهای ثروتمند ممکن است از میلیاردرهای انحصاری دارویی خود حمایت کنند و واکسنها را برای محافظت از جمعیت خود احتکار کنند، اما با این کار مردم خود را به سمت خطر جهشهایی که آپارتاید واکسن ایجاد میکند، سوق میدهند.
*نابرابری بیشتر باعث جنایت بیشتر، شادی کمتر، اعتماد کمتر و خشونت بیشتر میشود و هدفِ از بین بردن فقر در جهان را غیرممکن میکند.*
نابرابری بین ملتها و درون ملتها برای آینده جهان ما نیز کشنده است. وقتی کشورهای ثروتمند نمیتوانند تاثیرات مسوولیت خود را در مورد 92 درصد از کل انتشار بیش از حد تاریخی گازهای گلخانهای کنترل کنند، همه ما از یک سیاره گرمتر رنج میبریم.
همه ما در نتیجه مصرف بیش از حد ثروتمندترین افراد که عامل بحران آب و هوای امروزی هستند، رنج میبریم.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش 2022 آکسفام درباره فقر چه میگوید؟
🔺«خشونت اقتصادی» زمانی اعمال میشود که سیاستهای ساختاری برای ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد انجام شود. این موضوع باعث آسیب مستقیم به همه ما، و به فقیرترین افراد، زنان و دختران، و اکثر گروههای نژادی میشود. نابرابری به مرگ حداقل یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود.
اما ما میتوانیم اقتصاد خود را به گونهای طراحی کنیم که بر برابری متمرکز شود. ما میتوانیم ثروت شدید را از طریق مالیات تصاعدی پس بگیریم. سرمایهگذاری جسورانه در اقدامات عمومی قوی و اثباتشده برای از بین بردن نابرابری، قدرت را در اقتصاد و جامعه جابهجا میکند.
اگر شجاع باشیم و به جنبشهایی که خواستار تغییر هستند گوش دهیم، میتوانیم اقتصادی ایجاد کنیم که در آن هیچکس نه در فقر زندگی کند و نه ثروت میلیاردی غیرقابل تصور داشته باشد، تا جهانی داشته باشیم که در آن دیگر نابرابری کسی را نکشد.
*نابرابری هرگز تصادفی نبوده، بلکه از روی انتخاب بوده است.*
نابرابری شدید شکلی از «خشونت اقتصادی» است که در آن سیاستهای ساختاری و سیستمی و انتخابهای سیاسی که به نفع ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد منحرف میشوند به آسیب مستقیم به اکثریت عظیم مردم عادی در سراسر جهان منجر میشوند.
اینکه افراد فقیر، زنان و دختران، و گروههای نژادی بیش از افراد ثروتمند و ممتاز، اغلب بهطور نامتناسب کشته میشوند یا آسیب میبینند، اشتباهی تصادفی در شکل غالب سرمایهداری امروزی نیست، بلکه بخش اصلی آن است.
ما تخمین میزنیم که نابرابری در حال حاضر به مرگ حداقل 21 هزار و 300 نفر در روز یا یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود. این یک تخمین بسیار محافظهکارانه برای مرگهای ناشی از گرسنگی در دنیای فراوانی، یعنی محرومیت از دسترسی به مراقبتهای بهداشتی باکیفیت است.
در کشورهای فقیر و بر اثر خشونت جنسیتی که زنان با آن مواجه هستند و ریشه در مردسالاری دارد احتمالاً وضعیت به مراتب بدتر است. ما همچنین برآوردهایی را برای مرگومیر ناشی از فروپاشی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در کشورهای فقیر ارائه میدهیم.
اینها تنها برخی از راههایی است که نابرابری مردم را میکشد. اما حقیقت این است که نابرابری تقریباً بر تمام جنبههای زندگی انسان و بر امید به پیشرفت انسان تاثیر منفی میگذارد.
نابرابری خواهناخواه برای همه مضر است. کشورهای ثروتمند ممکن است از میلیاردرهای انحصاری دارویی خود حمایت کنند و واکسنها را برای محافظت از جمعیت خود احتکار کنند، اما با این کار مردم خود را به سمت خطر جهشهایی که آپارتاید واکسن ایجاد میکند، سوق میدهند.
*نابرابری بیشتر باعث جنایت بیشتر، شادی کمتر، اعتماد کمتر و خشونت بیشتر میشود و هدفِ از بین بردن فقر در جهان را غیرممکن میکند.*
نابرابری بین ملتها و درون ملتها برای آینده جهان ما نیز کشنده است. وقتی کشورهای ثروتمند نمیتوانند تاثیرات مسوولیت خود را در مورد 92 درصد از کل انتشار بیش از حد تاریخی گازهای گلخانهای کنترل کنند، همه ما از یک سیاره گرمتر رنج میبریم.
همه ما در نتیجه مصرف بیش از حد ثروتمندترین افراد که عامل بحران آب و هوای امروزی هستند، رنج میبریم.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد!
بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی درباره شاخص های ادراک فساد در میان 180 کشور جهان، ایران در سال 2023 با کسب نمره 24 رتبەی 149 بدست آورده است.دانمارک با کسب نمره 90 سالم ترین کشور و پس از آن فنلاند، نیوزیلند، نروژ سنگاپور و سوئد قرار دارند.بالاترین نمرات خاورمیانه متعلق به امارات و قطر است و عمان و عربستان هم با نمره 52 و 53 از مردودی نجات یافته اند.سومالی، ونزوئلا سودان جنوبی و سوریه فاسدترین کشورهای جهانند..روسیه مانند ایران با کسب رتبەی 141 جزو مردودین است.در سال 1923 روزنامەی پراودا نوشت: روسیە آزادترین کشور جهان!در سال های اخیر روزنامەی کیهان به سیاق پراودا، چند بار ایران را آزادترین کشور جهان خوانده است.صرف نظر از پیوند آزادی و فساد زدایی، باید گفت امروز، ردەبندی های دقیق بە هر حسابی می رسند!می توان با دولت اقتدارگرا، به جنگ فساد و دزدی رفت مانند سنگاپور و امارات و تا حدی چین و عربستان ،اما نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد
آزادترین کشور جهان منطقا فاسدترین کشور دنیا نیست!كانال قواعدبازي
بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی درباره شاخص های ادراک فساد در میان 180 کشور جهان، ایران در سال 2023 با کسب نمره 24 رتبەی 149 بدست آورده است.دانمارک با کسب نمره 90 سالم ترین کشور و پس از آن فنلاند، نیوزیلند، نروژ سنگاپور و سوئد قرار دارند.بالاترین نمرات خاورمیانه متعلق به امارات و قطر است و عمان و عربستان هم با نمره 52 و 53 از مردودی نجات یافته اند.سومالی، ونزوئلا سودان جنوبی و سوریه فاسدترین کشورهای جهانند..روسیه مانند ایران با کسب رتبەی 141 جزو مردودین است.در سال 1923 روزنامەی پراودا نوشت: روسیە آزادترین کشور جهان!در سال های اخیر روزنامەی کیهان به سیاق پراودا، چند بار ایران را آزادترین کشور جهان خوانده است.صرف نظر از پیوند آزادی و فساد زدایی، باید گفت امروز، ردەبندی های دقیق بە هر حسابی می رسند!می توان با دولت اقتدارگرا، به جنگ فساد و دزدی رفت مانند سنگاپور و امارات و تا حدی چین و عربستان ،اما نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد
آزادترین کشور جهان منطقا فاسدترین کشور دنیا نیست!كانال قواعدبازي
✳️ پنج درس استراتژیک از کشور بزریل
[نه در فوتبال و المپیک که در پرداخت یارانه]
✅ برزیل، در فوتبال صاحب سبک است، اما در فقرزدایی و هدفمندی یارانه ها نیز صاحب سبک شده است. مدل برزیلی فقرزدایی، به صورت یارانه نقدی مشروط است و «بولسا فامیلیا» نامیده میشود. ویژگیهای «بولسا فامیلیا» که از سال ۲۰۰۳ آغاز شد، عبارتند از:
در چارچوب این برنامه، ابتدای هر سال، یک رقم درآمدی بهعنوان «خط فقر» بهطور رسمی اعلام میشود. رقم خط فقر، به شکلی اعلام میشود که تقریبا ۲۵ ٪ کمدرآمدتر از جمعیت کشور، مشمول دریافت یارانه نقدی شوند. کلیه خانوارهایی که خودشان اعلام کنند درآمدشان از رقم رسمی «خط فقر» کمتر است، میتوانند یارانه نقدی دریافت کنند.
پرداخت یارانه نقدی در هر ماه به هر خانوار، «مشروط» بر آن است که کلیه کودکان ۵ تا ۱۸ ساله خانوار بهطور منظم به مدرسه بروند و بهطور منظم در برنامههای چکآپ پزشکی شرکت کنند.
اسامی کلیه خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، به همراه رقم دریافتی و مدت زمان دریافت یارانه نقدی، در یک سایت رسمی و دارای امکان جستجو اعلام میشود:
هر ماه درصدی از خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، از نظر میزان درآمد ماهانه و نظم حضور کودکان در مدرسه و چکآپهای پزشکی، به دقت بررسی میشوند و در صورت اثبات تخلف خانوار، جریمههای سنگینی برای خانوار در نظر گرفته خواهد شد.
کل یارانه نقدی هر خانوار مشمول دریافت یارانه، به «مادر خانوار» پرداخت میشود. یکی از کارکردهای غیرمستقیم این یارانه ارتقای جایگاه زنان و کاهش تبعیض جنسیتی در خانوارهای محرومتر برزیل است.
همزمان با توسعه برنامه یارانه نقدی مشروط که هماکنون حدود ۲۵ ٪ خانوارهای فقیرتر برزیلی را شامل میشود، سایر برنامههای فقرزدایی برزیل متوقف (یا شدیدا محدود) شدهاند. خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی مشروط، نمیتوانند تحت پوشش سایر برنامههای فقرزدایی برزیل باشند.
🔺تحلیل راهبردی:
همواره وقتی صحبت از الگوبرداری از طرح های بزرگ رفاهی کشورهای اروپایی است برخی بهانه می آورند که آن کشورها پیشرفته و کوچک و کم جمعیت هستند اما آیا می توانیم تجربه بزریل را هم با این بهانه نادیده بگیریم. ما می توانیم پنج درس کلیدی از بزریلی ها بگیریم:
یارانه از ابتدا با یک شرط شفاف و ساده مشروط باشد نه آنکه اول همه ثبت نام کنند و سپس به زحمت انصراف دهند.
یارانه شفاف باشد. اگر در ایران اسامی خانواده های یارانه بگیر منتشر می شد خیلی ها داوطلبانه از یارانه انصراف می دادند.
به جای آن که ده ها برنامه رفاهی و فقرزدایی را اجرا کنیم که برخی از ده جا (کمیته امداد، سهام عدالت، بهزیستی) بگیرند و برخی از هیچ جا. یک برنامه اجرا کنیم و همان یک برنامه را خوب اجرا کنیم.
جدی باشد. اگر کسی مشمول این حمایت نمی شد اما دولت را گول زد تبعات جدی در پی داشته باشد نه اینکه صدها هزار نفر (از جمله اساتید دانشگاه و نمایندگان مجلس) از لیست یارانه بگیران حذف می شوند اما هیچ تبعاتی برای آنان ندارد.
یارانه ها در کشور باید جهت گیری توسعه ای داشته باشند، یعنی محرک باشند و تغییر دهنده زیرساخت ها و مناسبات اجتماعی. در برزیل سه نقطه کانونی هدف گیری شده است: آموزش کودکان، سلامت اعضای خانواده و جایگاه زنان. در ایران این یارانه ها چه چیزی را تغییر داده است؟
آیا زمان آن نرسیده است که شجاعانه به یکی از بزرگ ترین جریان های مالی کشور (پرداخت ماهانه یارانه) فکر کنیم؟قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
[نه در فوتبال و المپیک که در پرداخت یارانه]
✅ برزیل، در فوتبال صاحب سبک است، اما در فقرزدایی و هدفمندی یارانه ها نیز صاحب سبک شده است. مدل برزیلی فقرزدایی، به صورت یارانه نقدی مشروط است و «بولسا فامیلیا» نامیده میشود. ویژگیهای «بولسا فامیلیا» که از سال ۲۰۰۳ آغاز شد، عبارتند از:
در چارچوب این برنامه، ابتدای هر سال، یک رقم درآمدی بهعنوان «خط فقر» بهطور رسمی اعلام میشود. رقم خط فقر، به شکلی اعلام میشود که تقریبا ۲۵ ٪ کمدرآمدتر از جمعیت کشور، مشمول دریافت یارانه نقدی شوند. کلیه خانوارهایی که خودشان اعلام کنند درآمدشان از رقم رسمی «خط فقر» کمتر است، میتوانند یارانه نقدی دریافت کنند.
پرداخت یارانه نقدی در هر ماه به هر خانوار، «مشروط» بر آن است که کلیه کودکان ۵ تا ۱۸ ساله خانوار بهطور منظم به مدرسه بروند و بهطور منظم در برنامههای چکآپ پزشکی شرکت کنند.
اسامی کلیه خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، به همراه رقم دریافتی و مدت زمان دریافت یارانه نقدی، در یک سایت رسمی و دارای امکان جستجو اعلام میشود:
هر ماه درصدی از خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، از نظر میزان درآمد ماهانه و نظم حضور کودکان در مدرسه و چکآپهای پزشکی، به دقت بررسی میشوند و در صورت اثبات تخلف خانوار، جریمههای سنگینی برای خانوار در نظر گرفته خواهد شد.
کل یارانه نقدی هر خانوار مشمول دریافت یارانه، به «مادر خانوار» پرداخت میشود. یکی از کارکردهای غیرمستقیم این یارانه ارتقای جایگاه زنان و کاهش تبعیض جنسیتی در خانوارهای محرومتر برزیل است.
همزمان با توسعه برنامه یارانه نقدی مشروط که هماکنون حدود ۲۵ ٪ خانوارهای فقیرتر برزیلی را شامل میشود، سایر برنامههای فقرزدایی برزیل متوقف (یا شدیدا محدود) شدهاند. خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی مشروط، نمیتوانند تحت پوشش سایر برنامههای فقرزدایی برزیل باشند.
🔺تحلیل راهبردی:
همواره وقتی صحبت از الگوبرداری از طرح های بزرگ رفاهی کشورهای اروپایی است برخی بهانه می آورند که آن کشورها پیشرفته و کوچک و کم جمعیت هستند اما آیا می توانیم تجربه بزریل را هم با این بهانه نادیده بگیریم. ما می توانیم پنج درس کلیدی از بزریلی ها بگیریم:
یارانه از ابتدا با یک شرط شفاف و ساده مشروط باشد نه آنکه اول همه ثبت نام کنند و سپس به زحمت انصراف دهند.
یارانه شفاف باشد. اگر در ایران اسامی خانواده های یارانه بگیر منتشر می شد خیلی ها داوطلبانه از یارانه انصراف می دادند.
به جای آن که ده ها برنامه رفاهی و فقرزدایی را اجرا کنیم که برخی از ده جا (کمیته امداد، سهام عدالت، بهزیستی) بگیرند و برخی از هیچ جا. یک برنامه اجرا کنیم و همان یک برنامه را خوب اجرا کنیم.
جدی باشد. اگر کسی مشمول این حمایت نمی شد اما دولت را گول زد تبعات جدی در پی داشته باشد نه اینکه صدها هزار نفر (از جمله اساتید دانشگاه و نمایندگان مجلس) از لیست یارانه بگیران حذف می شوند اما هیچ تبعاتی برای آنان ندارد.
یارانه ها در کشور باید جهت گیری توسعه ای داشته باشند، یعنی محرک باشند و تغییر دهنده زیرساخت ها و مناسبات اجتماعی. در برزیل سه نقطه کانونی هدف گیری شده است: آموزش کودکان، سلامت اعضای خانواده و جایگاه زنان. در ایران این یارانه ها چه چیزی را تغییر داده است؟
آیا زمان آن نرسیده است که شجاعانه به یکی از بزرگ ترین جریان های مالی کشور (پرداخت ماهانه یارانه) فکر کنیم؟قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️تله ایزومورفیسم پیش روی ایران
دکتر محمدرضا سعیدی، استاد دانشگاه و فعال کسب وکار
در طبیعت، مگس هایی وجود دارند که خود را به شکل و شباهت زنبور عسل در می آورند. حتی صدای وزوز مشابه ایجاد کرده و رنگ و ظاهر خود را هم با زنبور عسل همسان سازی می کنند. این پدیده تحت عنوان تقلید (Mimicry) شناخته می شود و اساسا در این وضعیت هدف اصلی شبیه شدن است ولو بدون کارايی واقعی. در دنیای سازمان ها و نهادها نیز مفهوم مشابهی وجود دارد تحت عنوان ایزومورفیسم (Isomorphism) و یا هم شکلی سازمانی، پدیدهای که در آن سازمانها و نهادها، ساختار، شیوه، نماد و حتی فرهنگ مشابهی را اختیار میکنند تا شبیه به سازمانهای موفق و معروف عمل کنند. این پدیده، گاه به تقلید کورکورانه و بی مغز سازمانها از یکدیگر منجر میشود، به طوری که ظاهری فریبنده و مدرن پیدا میکنند، اما از کارایی و عملکرد مطلوب تهی است. رفتارپژوهان سازمانی برای این پدیده دلیل های مختلفی می آورند:
اول، ایجاد مشروعیت از طریق مشابهت با سازمانهای موفق و جستجوی اعتبار و پذیرش از سوی جامعه ذینفعان.
دوم، کاهش احساس عدم اطمینان یعنی سازمانها بعضا با تقلید از شیوه های موفق خطر شکست در محیط های ناپایدار و نامطمئن را کاهش دهند.
سوم، بهبود عملکرد؛ البته واضح است که بعضا تقلید درست شیوه ها، و قابلیت های یک مجموعه دیگر می تواند منجر به بهبود عملکرد شود.
ایزومورفیسم می تواند هوشمندانه و آگاهانه باشد اگرعملکرد (Function) بر شکل و فرم (Form) بچربد. در غیر اینصورت به مثابه تله ای خواهد بود که سازمان در آن می افتد و خارج شدن از آن به آسانی نخواهد بود. بنا براین ایزومورفیسم می تواند مزایای داشته باشد به شرط آنکه امر تعادل در به گار گیری آن رعایت گردد. تاکید بیش از حد بر ایزومورفیسم اسباب خفه کردن نوآوری فراهم خواهد کرد. چرا که با تغییر محیط این مشابهت سازی ها جوابگو نخواهد بود و قدرت انطباق سازمان با محیط پیرامون از دست می رود.
☑️⭕️تله ایزومورفیسم پیش روی توسعه ایران
این پدیده را اشاره کردم که بگویم متاسفانه پدیده ایزومورفیسم سازمانی (تقلید طوطی وار کورکورانه) در بسیاری از سازمانهای دولتی [و نهادهای حاکمیتی] و شرکت های ایرانی مشاهده میشود. تعداد زیادی از نهادها در ایران وجود دارند که ظاهری به غایت مدرن دارند اما از عملکرد و محتوا تهی شده اند و الزاما همان عملکرد نهادهای مشابه در کشورهای پیشرفته را ندارند دقیقا مانند آن مگس که خود را شبیه زنبور میکند بدون آنکه تولید عسل و گرده پراکنی زنبور داشته باشد. شرکت هایی را می شناسم که تقلید و کپی برای شبیه شدن به جای کارايی سالهاست در دستور کارشان است چه آگاهانه و چه از سر بی اطلاعی. مصیبت زمانی است که انتخاب استراتژی تقلید طوطی وار موجب می شود که برخورداری از ظاهری توسعه یافته اسباب پنهان شدن توسعه نیافتگی می شود. ایزومورفیسم به مرور زمان قابلیت هايی را پرورش می دهد که تقلید طوطی وار بیشتری را فراهم میکنند و سازمان در تله قابلیت های نامطلوب (مانند تقلید) خود گیر کرده است و به همین دلیل برخی گفته اند که ایزومورفیسم سازمانی می تواند تدبیری راهگشا برای یک شکست مقتدرانه شود!
به عنوان مثال سازمان توسعه تجارت در ایران با وجود ظاهری مدرن و بین المللی، نتوانسته است در ترویج و توسعه تجارت و کار آفرینی در کشور موفق عمل کند. تاسیس سازمان خصوصی سازی موفقیت اعلام میگردد اما اقتصاد روز به روز دولتی تر می شود. جذب تعداد بیشتر دانشجو در دانشگاه افتخار اعلام می شود اما مسئله های کشور لاینحل. چه بسیار شرکت هایی که در نمایشگاهها با کاتالوگ های رنگی و بین المللی حضور می یابند اما محصول فاقد کیفیت است. دولت و نهادهای حکمرانی در ظاهر در مدرن ترین شکل مربوطه وجود دارند اما اسباب توسعه یافتگی نمی شود. ادا و اطوار به وفور اما هیهات از اندکی کارايی و عملکرد مطلوب و برای همین هم عمق نارضایتی روز به روز بیشتر و بیشتر می شود.
متاسفانه این پدیده فرهنگ خود را ایجاد می کند به نحوی که «تلاش برای تظاهر به موفقیت» به جای «تمرکز بر عملکرد واقعی» بیشتر و بیشتر می شود که بلای توسعه در کشورهایی چون ما است و تغییر آن سالها به طول میانجامد. سازمانی که قابلیت های مسئله محور خود را در فرایند تکامل تدریجی پرورش می دهد می تواند زمینه ساز توسعه باشند نه از طریق تقلیدهای کورکورانه و تظاهر به موفقیت..
شبکه توسعه
https://t.me/I_D_Network
دکتر محمدرضا سعیدی، استاد دانشگاه و فعال کسب وکار
در طبیعت، مگس هایی وجود دارند که خود را به شکل و شباهت زنبور عسل در می آورند. حتی صدای وزوز مشابه ایجاد کرده و رنگ و ظاهر خود را هم با زنبور عسل همسان سازی می کنند. این پدیده تحت عنوان تقلید (Mimicry) شناخته می شود و اساسا در این وضعیت هدف اصلی شبیه شدن است ولو بدون کارايی واقعی. در دنیای سازمان ها و نهادها نیز مفهوم مشابهی وجود دارد تحت عنوان ایزومورفیسم (Isomorphism) و یا هم شکلی سازمانی، پدیدهای که در آن سازمانها و نهادها، ساختار، شیوه، نماد و حتی فرهنگ مشابهی را اختیار میکنند تا شبیه به سازمانهای موفق و معروف عمل کنند. این پدیده، گاه به تقلید کورکورانه و بی مغز سازمانها از یکدیگر منجر میشود، به طوری که ظاهری فریبنده و مدرن پیدا میکنند، اما از کارایی و عملکرد مطلوب تهی است. رفتارپژوهان سازمانی برای این پدیده دلیل های مختلفی می آورند:
اول، ایجاد مشروعیت از طریق مشابهت با سازمانهای موفق و جستجوی اعتبار و پذیرش از سوی جامعه ذینفعان.
دوم، کاهش احساس عدم اطمینان یعنی سازمانها بعضا با تقلید از شیوه های موفق خطر شکست در محیط های ناپایدار و نامطمئن را کاهش دهند.
سوم، بهبود عملکرد؛ البته واضح است که بعضا تقلید درست شیوه ها، و قابلیت های یک مجموعه دیگر می تواند منجر به بهبود عملکرد شود.
ایزومورفیسم می تواند هوشمندانه و آگاهانه باشد اگرعملکرد (Function) بر شکل و فرم (Form) بچربد. در غیر اینصورت به مثابه تله ای خواهد بود که سازمان در آن می افتد و خارج شدن از آن به آسانی نخواهد بود. بنا براین ایزومورفیسم می تواند مزایای داشته باشد به شرط آنکه امر تعادل در به گار گیری آن رعایت گردد. تاکید بیش از حد بر ایزومورفیسم اسباب خفه کردن نوآوری فراهم خواهد کرد. چرا که با تغییر محیط این مشابهت سازی ها جوابگو نخواهد بود و قدرت انطباق سازمان با محیط پیرامون از دست می رود.
☑️⭕️تله ایزومورفیسم پیش روی توسعه ایران
این پدیده را اشاره کردم که بگویم متاسفانه پدیده ایزومورفیسم سازمانی (تقلید طوطی وار کورکورانه) در بسیاری از سازمانهای دولتی [و نهادهای حاکمیتی] و شرکت های ایرانی مشاهده میشود. تعداد زیادی از نهادها در ایران وجود دارند که ظاهری به غایت مدرن دارند اما از عملکرد و محتوا تهی شده اند و الزاما همان عملکرد نهادهای مشابه در کشورهای پیشرفته را ندارند دقیقا مانند آن مگس که خود را شبیه زنبور میکند بدون آنکه تولید عسل و گرده پراکنی زنبور داشته باشد. شرکت هایی را می شناسم که تقلید و کپی برای شبیه شدن به جای کارايی سالهاست در دستور کارشان است چه آگاهانه و چه از سر بی اطلاعی. مصیبت زمانی است که انتخاب استراتژی تقلید طوطی وار موجب می شود که برخورداری از ظاهری توسعه یافته اسباب پنهان شدن توسعه نیافتگی می شود. ایزومورفیسم به مرور زمان قابلیت هايی را پرورش می دهد که تقلید طوطی وار بیشتری را فراهم میکنند و سازمان در تله قابلیت های نامطلوب (مانند تقلید) خود گیر کرده است و به همین دلیل برخی گفته اند که ایزومورفیسم سازمانی می تواند تدبیری راهگشا برای یک شکست مقتدرانه شود!
به عنوان مثال سازمان توسعه تجارت در ایران با وجود ظاهری مدرن و بین المللی، نتوانسته است در ترویج و توسعه تجارت و کار آفرینی در کشور موفق عمل کند. تاسیس سازمان خصوصی سازی موفقیت اعلام میگردد اما اقتصاد روز به روز دولتی تر می شود. جذب تعداد بیشتر دانشجو در دانشگاه افتخار اعلام می شود اما مسئله های کشور لاینحل. چه بسیار شرکت هایی که در نمایشگاهها با کاتالوگ های رنگی و بین المللی حضور می یابند اما محصول فاقد کیفیت است. دولت و نهادهای حکمرانی در ظاهر در مدرن ترین شکل مربوطه وجود دارند اما اسباب توسعه یافتگی نمی شود. ادا و اطوار به وفور اما هیهات از اندکی کارايی و عملکرد مطلوب و برای همین هم عمق نارضایتی روز به روز بیشتر و بیشتر می شود.
متاسفانه این پدیده فرهنگ خود را ایجاد می کند به نحوی که «تلاش برای تظاهر به موفقیت» به جای «تمرکز بر عملکرد واقعی» بیشتر و بیشتر می شود که بلای توسعه در کشورهایی چون ما است و تغییر آن سالها به طول میانجامد. سازمانی که قابلیت های مسئله محور خود را در فرایند تکامل تدریجی پرورش می دهد می تواند زمینه ساز توسعه باشند نه از طریق تقلیدهای کورکورانه و تظاهر به موفقیت..
شبکه توسعه
https://t.me/I_D_Network
👍1
✳️ موضوعی که تو راه اندازی یک کسب و کار یا استارتاپ مهمه، این هست که نقش ها باید وجود داشته باشند.
حالا تو یک کسب و کار بزرگ این نقش ها به شکل مجزا توسط واحدها و افراد ایفا میشن ولی تو یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، این نقش ها بین افراد موجود تقسیم میشن و یک فرد چند نقش (مثلا مدیر، بازاریاب و استراتژیست) رو همزمان به عهده میگیره.
وجود این نقش های مهم که در پست پیش رو ذکر شدن، باعث میشه یک کسب و کار زودتر به شکوفایی برسه و راه روشنی رو پیش بگیره.
🔻 حالا به نظر شما کدوم یکی از این نقش ها مهمتر هستن؟ برامون کامنت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
حالا تو یک کسب و کار بزرگ این نقش ها به شکل مجزا توسط واحدها و افراد ایفا میشن ولی تو یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، این نقش ها بین افراد موجود تقسیم میشن و یک فرد چند نقش (مثلا مدیر، بازاریاب و استراتژیست) رو همزمان به عهده میگیره.
وجود این نقش های مهم که در پست پیش رو ذکر شدن، باعث میشه یک کسب و کار زودتر به شکوفایی برسه و راه روشنی رو پیش بگیره.
🔻 حالا به نظر شما کدوم یکی از این نقش ها مهمتر هستن؟ برامون کامنت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
wealth_of_nations_daraian.com.pdf
7.3 MB
📙کتاب ثروت ملل
📝 اثر: آدام اسمیت
🔁 ترجمه: سیروس ابراهیمزاده
🔹 آیا میخواهید از اقتصاد لذت ببرید؟
آیا میخواهید بهترین کتاب اقتصادی را مطالعه کنید؟
آیا میدانید چرا به ادام اسمیت لقب پدر علم اقتصاد را دادهاند؟
به راستی ثروت ملتها در چیست؟
اقتصاد سرمایهداری یا کارل مارکس؟؟
به نظر شما چرا نظام اقتصادی مارکسی کارگر نبود؟
طبق نظر سنجی فایننشال تایمز کتاب ثروت ملل بعد از ۲ قرن همچنان بهترین کتاب اقتصادی شناخته میشود.
@iranmba_org
#کتاب
📝 اثر: آدام اسمیت
🔁 ترجمه: سیروس ابراهیمزاده
🔹 آیا میخواهید از اقتصاد لذت ببرید؟
آیا میخواهید بهترین کتاب اقتصادی را مطالعه کنید؟
آیا میدانید چرا به ادام اسمیت لقب پدر علم اقتصاد را دادهاند؟
به راستی ثروت ملتها در چیست؟
اقتصاد سرمایهداری یا کارل مارکس؟؟
به نظر شما چرا نظام اقتصادی مارکسی کارگر نبود؟
طبق نظر سنجی فایننشال تایمز کتاب ثروت ملل بعد از ۲ قرن همچنان بهترین کتاب اقتصادی شناخته میشود.
@iranmba_org
#کتاب
👍3
✳️ سه مورد که با “P” شروع وباعث می شوند شما به غلط بعد از یک شکست نتوانید بلند شوید:
1. Personalization
شخصی سازی؛
یعنی بگویید فقط من مسبب
این اتفاق هستم،
فقط من!
2. Pervasiveness
فراگیر بودن؛
این شکست همه ابعاد زندگی
من را تحت تاثیر قرار می دهد
دیگر کلاً بدبخت شدم!
3. Permanence
تداوم یافتن؛
تبعات این اتفاق برای همیشه
در زندگی من باقی می ماند
و تا آخر عمر گرفتارشدم!
https://t.me/ExecutiveManagement
1. Personalization
شخصی سازی؛
یعنی بگویید فقط من مسبب
این اتفاق هستم،
فقط من!
2. Pervasiveness
فراگیر بودن؛
این شکست همه ابعاد زندگی
من را تحت تاثیر قرار می دهد
دیگر کلاً بدبخت شدم!
3. Permanence
تداوم یافتن؛
تبعات این اتفاق برای همیشه
در زندگی من باقی می ماند
و تا آخر عمر گرفتارشدم!
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چالشی از نظریه بازیها: آیا میشود رفتار انسان را پیش بینی کرد؟
لوکاس هاستد
✅ اگرمجموعهای از اعداد صحیح از ۰ تا ۱۰۰ داده شوند، نزدیکترین عدد کامل به ۲/۳ متوسط همه عددهای حدس زده شده چیست؟
🔸مثلا اگر متوسط همه عددهای حدس زده ۶۰ باشد، حدس صحیح ۴۰ خواهد بود. این بازی تحت شرایطی که نظریه پردازان بازیها آن را «دانش عمومی» نامیده اند اجرا میشود:
همه بازیکنان اطلاعات مشابهی دارند و آنها هم میدانند که بقیه هم میدانند.
بازنشراز كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
لوکاس هاستد
✅ اگرمجموعهای از اعداد صحیح از ۰ تا ۱۰۰ داده شوند، نزدیکترین عدد کامل به ۲/۳ متوسط همه عددهای حدس زده شده چیست؟
🔸مثلا اگر متوسط همه عددهای حدس زده ۶۰ باشد، حدس صحیح ۴۰ خواهد بود. این بازی تحت شرایطی که نظریه پردازان بازیها آن را «دانش عمومی» نامیده اند اجرا میشود:
همه بازیکنان اطلاعات مشابهی دارند و آنها هم میدانند که بقیه هم میدانند.
بازنشراز كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
۴۰ سال تورم دو رقمی در ایران نه تنها اقتصاد را ورشکسته کرد، بلکه اخلاق و ایمان مردم را به یغما برد!
✍️ دکتر محسن رنانی
🔸مغولان عصر جاهلیت، ساختمانها را تخریب کردند و تنها را به خاک و خون کشیدند، اما بهتدریج که حاکم شدند و امنیت برقرار شد، دست از خشونت برداشتند و متمدن شدند. نخست مسلمان شدند و سپس زبان فارسی آموختند، آنگاه به ترویج فرهنگ و معماری و اقتصاد پرداختند، نخستین پول کاغذی را در ایران منتشر کردند و حتی خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. در این آمدورفتِ مغولان، دین و اخلاق مردم دست نخورده ماند و حتی مایهی انسجام و تقویت همبستگی جامعهی ایران شد.
🔸مغولانِ مدرن اما کار دیگری میکنند؛ آنان ساختمان تخریب نمیکنند، حتی ساختمان و صنعت هم میسازند؛ اما آرامآرام، با ابزاری نَرم به نام تورم، نه تنها فقرا را که توان دفاع از خود ندارند، به فلاکت میکشانند، بلکه ارزشهای انسانی و اخلاقی کل جامعه را نابود می کنند. آنگاه جامعهای که اخلاق و ارزشهای انسانی و ایمانی نداشته باشد و بخش بزرگی از آن هم فقیر و به حاشیه رانده شده باشد، در چرخهای از تخریب نسلها خودبهخود نابود خواهد شد...
🔸 تصورش را بکنید که هر روز که از خانه بیرون میآییم، ببینیم دیشب مغازهداران سنگهای ترازوهای خود را کمی تراشیدهاند و سنگها سبکتر شده اند، این رفتار چه بلایی بر سر اخلاق و اقتصاد خواهد آورد؟ از زمان خلقت حضرت آدم تاکنون، تنها دو کشور، یکی شیلی و دیگری جمهوری اسلامی، رکورددار طولانی ترین دورهی (بیش از ۴۰ سال) تورم دورقمی تاریخ هستند. پینوشه را نهضتهای مردمی به زیر نکشید، تورمهای سنگین هر ساله و اقتصاد ورشکسته شیلی مجبورش کرد که تسلیم شود. در ایران اما چهار دهه تورم دو رقمی، فقط حکومت و اقتصاد را به ورطهی ورشکستگی نینداخته است، بلکه تورم بالا و مستمر، بهعنوان مهمترین دستاورد ملموس حکومت دینی، اخلاق و ایمان مردم را نیز به یغما برده است
🔸سیاستهای کلی برنامهی هفتم توسعه کشور اخیرا ابلاغ شد. در این سیاستها، هدفگذاری شده که طی ۵ سال نرخ تورم، تک رقمی و رشد اقتصادی به ۸ % برسد. از این پس جمهوری اسلامی با ساختار موجود هرگز نخواهد توانست به این هدف دست یابد. جمهوری اسلامی در بیست سال اخیر، روزبهروز و به طور منظم «درجه انعطافپذیری» و «درجه کنترلپذیری» سیستمیاش کاهش پیدا کرده است. این دو شاخص در هر سیستمی در بلندمدت و به طور مستمر کاهش پیدا کند، نشانهی آن است که آن سیستم پیر شده و انرژی حیاتبخش آن روزبهروز با سرعت بیشتری کاهش خواهد یافت
🔸بدون تحولات ساختاری در نظام سیاسی و بدون بازسازی اعتبار جهانی از یک سو و اعتماد داخلی از سوی دیگر، امکان رکورد زدن در هیچ زمینهای برای حکومت وجود ندارد. اگر هم در برخی زمینههای نظامی رکورد زدهایم، به خاطر تزریق بیحساب بودجههای محرمانه بوده است. همان بودجههایی که حاصل فروش نفت بوده است و باید برای بهبود نظام آموزش و سلامت و تامیناجتماعی و ... به کار گرفته میشد. هزینهی آن رکورد زدنها، همین بحرانهایی است که امروز در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی گریبان ما را گرفته است.
🔸پیرمردی را در نظر بگیرید که از آغاز جوانیاش همیشه ادعا کرده است که میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، در این مدت نیز دهها بار تلاش کرده است اما فقط چند بار قلههای کوچک پایین کوه را فتح کرده است. حالا اگر دوباره اعلام کند که در سالهای آینده میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، چه کسی باور میکند؟ چه چیزی در ساختار بدنی این پیرمرد عوض شده است؟ آیا جوانتر شده است؟ آیا مفاصلش قویتر شده است؟ آیا عضلاتش ورزیدهتر شده است؟ آیا کوه، هموارتر یا کوتاهتر شده است؟ هیچ. تازه در سالهای آینده، او پیرتر و ناتوانتر هم خواهد شد. پیشبینی امکانناپذیری تحقق آرزوی این پیرمرد، قدرت تحلیلی سطح بالایی نیاز ندارد، عقل سلیم، کافی است.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
✍️ دکتر محسن رنانی
🔸مغولان عصر جاهلیت، ساختمانها را تخریب کردند و تنها را به خاک و خون کشیدند، اما بهتدریج که حاکم شدند و امنیت برقرار شد، دست از خشونت برداشتند و متمدن شدند. نخست مسلمان شدند و سپس زبان فارسی آموختند، آنگاه به ترویج فرهنگ و معماری و اقتصاد پرداختند، نخستین پول کاغذی را در ایران منتشر کردند و حتی خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. در این آمدورفتِ مغولان، دین و اخلاق مردم دست نخورده ماند و حتی مایهی انسجام و تقویت همبستگی جامعهی ایران شد.
🔸مغولانِ مدرن اما کار دیگری میکنند؛ آنان ساختمان تخریب نمیکنند، حتی ساختمان و صنعت هم میسازند؛ اما آرامآرام، با ابزاری نَرم به نام تورم، نه تنها فقرا را که توان دفاع از خود ندارند، به فلاکت میکشانند، بلکه ارزشهای انسانی و اخلاقی کل جامعه را نابود می کنند. آنگاه جامعهای که اخلاق و ارزشهای انسانی و ایمانی نداشته باشد و بخش بزرگی از آن هم فقیر و به حاشیه رانده شده باشد، در چرخهای از تخریب نسلها خودبهخود نابود خواهد شد...
🔸 تصورش را بکنید که هر روز که از خانه بیرون میآییم، ببینیم دیشب مغازهداران سنگهای ترازوهای خود را کمی تراشیدهاند و سنگها سبکتر شده اند، این رفتار چه بلایی بر سر اخلاق و اقتصاد خواهد آورد؟ از زمان خلقت حضرت آدم تاکنون، تنها دو کشور، یکی شیلی و دیگری جمهوری اسلامی، رکورددار طولانی ترین دورهی (بیش از ۴۰ سال) تورم دورقمی تاریخ هستند. پینوشه را نهضتهای مردمی به زیر نکشید، تورمهای سنگین هر ساله و اقتصاد ورشکسته شیلی مجبورش کرد که تسلیم شود. در ایران اما چهار دهه تورم دو رقمی، فقط حکومت و اقتصاد را به ورطهی ورشکستگی نینداخته است، بلکه تورم بالا و مستمر، بهعنوان مهمترین دستاورد ملموس حکومت دینی، اخلاق و ایمان مردم را نیز به یغما برده است
🔸سیاستهای کلی برنامهی هفتم توسعه کشور اخیرا ابلاغ شد. در این سیاستها، هدفگذاری شده که طی ۵ سال نرخ تورم، تک رقمی و رشد اقتصادی به ۸ % برسد. از این پس جمهوری اسلامی با ساختار موجود هرگز نخواهد توانست به این هدف دست یابد. جمهوری اسلامی در بیست سال اخیر، روزبهروز و به طور منظم «درجه انعطافپذیری» و «درجه کنترلپذیری» سیستمیاش کاهش پیدا کرده است. این دو شاخص در هر سیستمی در بلندمدت و به طور مستمر کاهش پیدا کند، نشانهی آن است که آن سیستم پیر شده و انرژی حیاتبخش آن روزبهروز با سرعت بیشتری کاهش خواهد یافت
🔸بدون تحولات ساختاری در نظام سیاسی و بدون بازسازی اعتبار جهانی از یک سو و اعتماد داخلی از سوی دیگر، امکان رکورد زدن در هیچ زمینهای برای حکومت وجود ندارد. اگر هم در برخی زمینههای نظامی رکورد زدهایم، به خاطر تزریق بیحساب بودجههای محرمانه بوده است. همان بودجههایی که حاصل فروش نفت بوده است و باید برای بهبود نظام آموزش و سلامت و تامیناجتماعی و ... به کار گرفته میشد. هزینهی آن رکورد زدنها، همین بحرانهایی است که امروز در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی گریبان ما را گرفته است.
🔸پیرمردی را در نظر بگیرید که از آغاز جوانیاش همیشه ادعا کرده است که میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، در این مدت نیز دهها بار تلاش کرده است اما فقط چند بار قلههای کوچک پایین کوه را فتح کرده است. حالا اگر دوباره اعلام کند که در سالهای آینده میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، چه کسی باور میکند؟ چه چیزی در ساختار بدنی این پیرمرد عوض شده است؟ آیا جوانتر شده است؟ آیا مفاصلش قویتر شده است؟ آیا عضلاتش ورزیدهتر شده است؟ آیا کوه، هموارتر یا کوتاهتر شده است؟ هیچ. تازه در سالهای آینده، او پیرتر و ناتوانتر هم خواهد شد. پیشبینی امکانناپذیری تحقق آرزوی این پیرمرد، قدرت تحلیلی سطح بالایی نیاز ندارد، عقل سلیم، کافی است.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
Telegram
🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
t.me/Strategic_Planning_with_Raji
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧭پاسخ ۵ ثانیهای به این سوال⁉️ دستاوردهای بزرگ چگونه بهدست میآیند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from اخلاق نشر و منابع علمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Time-lapse of the entire universe
در این کلیپ زیبا تمام تاریخ جهان هستی از انفجار بزرگ تاکنون به صورت یک فیلم ده دقیقه ای نشان داده شده است.
هر ثانیه معادل ۲۲ میلیون سال است.
فیلم با انفجار بزرگ در ۱۳.۸ میلیارد سال قبل شروع شده و با پیدایش اولین ستارگان و کهکشانها و کوازارها ادامه مییابد.
پیدایش و نابودی ستارگان به صورت ابرنواختر تکرار شده و منجر به ایجاد عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم میشوند.
پیدایش خورشید و منظومه شمسی در ادامه نمایش داده میشود.
تشکیل حیات و موجودات پرسلولی و اشکال پیچیده تر حیات نشان داده میشود.
پیدایش بشر در لحظه آخر فیلم و در یک بیست و چهارم ثانیه رخ میدهد!
عمر بشر نسبت به جهان هستی به اندازه کمتر از یک پلک زدن است!
http://www.youtube.com/watch?v=TBikbn5XJhg
در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید
http://t.me/pubethicsmums/2176
در این کلیپ زیبا تمام تاریخ جهان هستی از انفجار بزرگ تاکنون به صورت یک فیلم ده دقیقه ای نشان داده شده است.
هر ثانیه معادل ۲۲ میلیون سال است.
فیلم با انفجار بزرگ در ۱۳.۸ میلیارد سال قبل شروع شده و با پیدایش اولین ستارگان و کهکشانها و کوازارها ادامه مییابد.
پیدایش و نابودی ستارگان به صورت ابرنواختر تکرار شده و منجر به ایجاد عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم میشوند.
پیدایش خورشید و منظومه شمسی در ادامه نمایش داده میشود.
تشکیل حیات و موجودات پرسلولی و اشکال پیچیده تر حیات نشان داده میشود.
پیدایش بشر در لحظه آخر فیلم و در یک بیست و چهارم ثانیه رخ میدهد!
عمر بشر نسبت به جهان هستی به اندازه کمتر از یک پلک زدن است!
http://www.youtube.com/watch?v=TBikbn5XJhg
در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید
http://t.me/pubethicsmums/2176
رهبری پاداشمدارانه یا مسؤولانه؟ این ۵ مورد حیاتی را فراموش نکنید.
✅ پاتریک لنچونی در کتاب فوقالعادهی "انگیزه رهبری"، دو انگیزه برای رهبری را ارائه و بررسی کرده است:
۱. رهبری پاداشمدارانه: باور به اینکه رهبر شدن پاداشی برای سختکوشی ماست؛ بنابراین رهبر بودن باید کاری خوشایند و لذتبخش باشد و رهبران باید روی هر کاری که دلشان میخواهد تمرکز و از هر چیز پیش پا افتاده، ناخوشایند و آزاردهندهای پرهیز کنند.
۲. رهبری مسؤولانه: باور به اینکه رهبر شدن مسؤولیتی است که به عهده میگیریم؛ بنابراین رهبر بودن باید سخت و چالشبرانگیز باشد. (البته چنین انگیزهای تا اندازهای رضایت خاطر هم به رهبر میدهد.)
🔹انگیزهی هیچ رهبری صددرصد پاداشمدارانه یا مسئولانه نیست. همه ما گاهی نمیتوانیم از پس انجام کار درست برآییم و گاهی خودمان را جمعوجور میکنیم و کار درست را انجام میدهیم. ولی یکی از این دو انگیزهی رهبری غالب می شود و آن انگیزه بر موفقیت رهبر و سازمانی که رهبری میکند تأثیر عجیبی می گذارد.
🔸پنج غفلت رهبران پاداشمدارانه:
۱. تشکیل تیم رهبری
۲. مدیریت زیردستان و وادارکردنشان برای مدیریت زیردستان خود
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
۴. برگزاری جلسات عالی با تیم رهبری
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خط مشیها به کارمندان
🔹این ۵ مورد، موقعیتهایی هستند که رهبران با انگیزه پاداشمدارانه، رسیدگی به آنها را محول میکنند و مسئولیتش را از سر خود باز میکنند و حتی آن را نادیده میگیرند. غفلت از اینها نشان دهنده انگیزه نادرست برای رهبری است.
🔸اینها فهرست مسئولیتهای اصلی رهبر نیستند. اینها فقط متداولترین کارهایی اند که رهبرانی با انگیزههای پاداشمدارانه آنها را خستهکننده و آزاردهنده میدانند.
۱. تشکیل تیم رهبری
رهبران، در برخی نمونهها تیمسازی را به رئیس بخش منابع انسانیشان محول میکنند. این کار راه به جایی نمیبرد. این انتقادی از عملکرد بخش منابع انسانی نیست. اگر اعضای تیم رهبری باور نکنند که رهبرشان تیمسازی را یکی از حیاتیترین نقش هایش میداند، کار خود را جدی نمیگیرند و این تیم کارآمد نخواهد بود.
🔹حالا زمان خوبی است تا از زاویهی دیگری به مسئله نگاه کنید و دربارهی تمایل خود به تمرکز بر تشکیل تیمتان از خود بپرسید:
🔹️آیا فکر میکنید زمان گذاشتن پای بهبود مناسباتِ بین افراد تیم غیرضروری یا وقت تلف کردن است؟
🔸️آیا برای تیم تان برخی فعالیتهای تیم سازی ترتیب میدهید که سرگرمکنندهاند، ولی در آنها از گفتوگوهای ناخوشایند حول رفتارهای جمعیشان کم و بیش خبری نیست؟
اگر پاسختان بله است، انگیزه نادرستی برای رهبری دارید.
۲. مدیریت زیردستان
🔸 مدیرعاملان از کاری که مدیران اجراییشان سرگرم انجامش هستند اغلب بسیار کم آگاهند و کارشان را اینگونه توجیه میکنند: «از ذرهبین گذاشتن بیزارم»، «من به مدیرانم اعتماد کامل دارم». اما مسئله این است که مدیرعامل باید مطمئن شود مدیر اجراییاش هم افراد زیر دست خود را درست مدیریت میکند.
🔹مدیریت افراد فعالیتی تنبیهی یا نشانهای از بی اعتمادی نیست. مدیریت، همسو کردن اقدامات، رفتارها و نگرشهای افراد با نیازهای سازمان و همچنین اطمینان از این است که مشکلات کوچک به مشکلاتی بزرگ تبدیل نشوند.
🔺شما از خودتان بپرسید:
🔹️آیا بر این باورید که ارائه راهنمایی و آموزش فردی به کارمندانتان در شأن شما نیست یا ارزش وقت تان را ندارد؟
🔸️آیا فکر میکنید بهتر است به آنها اعتماد کنید و مدیریت شان را به خودشان بسپارید؟
🔹️آیا بیاطلاعی از کاری را که زیردستانتان سرگرم انجامش هستند با این ادعا توجیه میکنید که آنها را زیر ذرهبین نمیبرید؟
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
یکی از مسئولیتهای اصلی رهبر، سریع، شفاف، مصمم و با خوش رویی گوشزد کردن مشکلات بغرنج و معذبکننده است. همه چیز از رفتارهای آزاردهندهی یکی از اعضای تیم گرفته تا مناسبات مسموم افرادِ سازمان و کشمکشهای بخشهای گوناگون.
🔺کوتاهی در سریع گوشزد کردن مشکلات کوچک، بیگمان، بزرگ شدنشان را در پی خواهد داشت. چنانچه مسؤولانه رهبری نکنید یعنی از آن دست رهبرانی نباشید که متوجهاند اگر رهبر این کار را نکند کس دیگری هم نمیکند، به احتمال زیاد دلیلی پیدا میکنید.
🔸️آیا ترجیح میدهید با رفتارهای عذابآور افراد کنار بیایید به جای اینکه بحثی معذبکننده و به احتمال زیاد احساسی با آنها داشته باشید؟
🔹️آیا به خودتان میآیید و میبینید دربارهی مشکلات رفتاری زیردستانتان غر میزنید به جای اینکه در این باره مستقیم با خود آنها صحبت کنید؟
اگر پاسختان بله است، شاید نشانگر این باشد که انگیزه رهبری شما نیازمند تنظیم و اصلاح است.
✅ پاتریک لنچونی در کتاب فوقالعادهی "انگیزه رهبری"، دو انگیزه برای رهبری را ارائه و بررسی کرده است:
۱. رهبری پاداشمدارانه: باور به اینکه رهبر شدن پاداشی برای سختکوشی ماست؛ بنابراین رهبر بودن باید کاری خوشایند و لذتبخش باشد و رهبران باید روی هر کاری که دلشان میخواهد تمرکز و از هر چیز پیش پا افتاده، ناخوشایند و آزاردهندهای پرهیز کنند.
۲. رهبری مسؤولانه: باور به اینکه رهبر شدن مسؤولیتی است که به عهده میگیریم؛ بنابراین رهبر بودن باید سخت و چالشبرانگیز باشد. (البته چنین انگیزهای تا اندازهای رضایت خاطر هم به رهبر میدهد.)
🔹انگیزهی هیچ رهبری صددرصد پاداشمدارانه یا مسئولانه نیست. همه ما گاهی نمیتوانیم از پس انجام کار درست برآییم و گاهی خودمان را جمعوجور میکنیم و کار درست را انجام میدهیم. ولی یکی از این دو انگیزهی رهبری غالب می شود و آن انگیزه بر موفقیت رهبر و سازمانی که رهبری میکند تأثیر عجیبی می گذارد.
🔸پنج غفلت رهبران پاداشمدارانه:
۱. تشکیل تیم رهبری
۲. مدیریت زیردستان و وادارکردنشان برای مدیریت زیردستان خود
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
۴. برگزاری جلسات عالی با تیم رهبری
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خط مشیها به کارمندان
🔹این ۵ مورد، موقعیتهایی هستند که رهبران با انگیزه پاداشمدارانه، رسیدگی به آنها را محول میکنند و مسئولیتش را از سر خود باز میکنند و حتی آن را نادیده میگیرند. غفلت از اینها نشان دهنده انگیزه نادرست برای رهبری است.
🔸اینها فهرست مسئولیتهای اصلی رهبر نیستند. اینها فقط متداولترین کارهایی اند که رهبرانی با انگیزههای پاداشمدارانه آنها را خستهکننده و آزاردهنده میدانند.
۱. تشکیل تیم رهبری
رهبران، در برخی نمونهها تیمسازی را به رئیس بخش منابع انسانیشان محول میکنند. این کار راه به جایی نمیبرد. این انتقادی از عملکرد بخش منابع انسانی نیست. اگر اعضای تیم رهبری باور نکنند که رهبرشان تیمسازی را یکی از حیاتیترین نقش هایش میداند، کار خود را جدی نمیگیرند و این تیم کارآمد نخواهد بود.
🔹حالا زمان خوبی است تا از زاویهی دیگری به مسئله نگاه کنید و دربارهی تمایل خود به تمرکز بر تشکیل تیمتان از خود بپرسید:
🔹️آیا فکر میکنید زمان گذاشتن پای بهبود مناسباتِ بین افراد تیم غیرضروری یا وقت تلف کردن است؟
🔸️آیا برای تیم تان برخی فعالیتهای تیم سازی ترتیب میدهید که سرگرمکنندهاند، ولی در آنها از گفتوگوهای ناخوشایند حول رفتارهای جمعیشان کم و بیش خبری نیست؟
اگر پاسختان بله است، انگیزه نادرستی برای رهبری دارید.
۲. مدیریت زیردستان
🔸 مدیرعاملان از کاری که مدیران اجراییشان سرگرم انجامش هستند اغلب بسیار کم آگاهند و کارشان را اینگونه توجیه میکنند: «از ذرهبین گذاشتن بیزارم»، «من به مدیرانم اعتماد کامل دارم». اما مسئله این است که مدیرعامل باید مطمئن شود مدیر اجراییاش هم افراد زیر دست خود را درست مدیریت میکند.
🔹مدیریت افراد فعالیتی تنبیهی یا نشانهای از بی اعتمادی نیست. مدیریت، همسو کردن اقدامات، رفتارها و نگرشهای افراد با نیازهای سازمان و همچنین اطمینان از این است که مشکلات کوچک به مشکلاتی بزرگ تبدیل نشوند.
🔺شما از خودتان بپرسید:
🔹️آیا بر این باورید که ارائه راهنمایی و آموزش فردی به کارمندانتان در شأن شما نیست یا ارزش وقت تان را ندارد؟
🔸️آیا فکر میکنید بهتر است به آنها اعتماد کنید و مدیریت شان را به خودشان بسپارید؟
🔹️آیا بیاطلاعی از کاری را که زیردستانتان سرگرم انجامش هستند با این ادعا توجیه میکنید که آنها را زیر ذرهبین نمیبرید؟
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
یکی از مسئولیتهای اصلی رهبر، سریع، شفاف، مصمم و با خوش رویی گوشزد کردن مشکلات بغرنج و معذبکننده است. همه چیز از رفتارهای آزاردهندهی یکی از اعضای تیم گرفته تا مناسبات مسموم افرادِ سازمان و کشمکشهای بخشهای گوناگون.
🔺کوتاهی در سریع گوشزد کردن مشکلات کوچک، بیگمان، بزرگ شدنشان را در پی خواهد داشت. چنانچه مسؤولانه رهبری نکنید یعنی از آن دست رهبرانی نباشید که متوجهاند اگر رهبر این کار را نکند کس دیگری هم نمیکند، به احتمال زیاد دلیلی پیدا میکنید.
🔸️آیا ترجیح میدهید با رفتارهای عذابآور افراد کنار بیایید به جای اینکه بحثی معذبکننده و به احتمال زیاد احساسی با آنها داشته باشید؟
🔹️آیا به خودتان میآیید و میبینید دربارهی مشکلات رفتاری زیردستانتان غر میزنید به جای اینکه در این باره مستقیم با خود آنها صحبت کنید؟
اگر پاسختان بله است، شاید نشانگر این باشد که انگیزه رهبری شما نیازمند تنظیم و اصلاح است.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
۴. برگزاری جلسات عالی با تیم رهبری
رهبری که جلسات را تحمل کردن یک چیز کسل کننده میبیند، مانند دکتری است که جراحی را اینگونه میبیند. جلسات، بستری هستند که در آنها مهمترین بحثها انجام و مهمترین تصمیمات گرفته میشوند.
🔸این که رهبران به چیزی کمتر از جلسات فوق العاده رضایت میدهند، دو پیامد دارد. اول و مهمتر از همه چنین جلساتی به تصمیمگیریهای بد میانجامد و دومین مشکل داشتن جلسات بد در سطح مدیران ارشد، الگو شدن آن برای باقی سازمان است.
خودتان نسبت به جلسات چطور فکر میکنید؟ ممکن است برای انجام کارهای مهمتر در جلسات شرکت نکنید؟
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خطمشیها به کارمندان
بیشتر مدیران عامل از اطلاعرسانی خط مشیها به کارمندان بیزار نیستند. ولی بیشترشان میزان اطلاعرسانی لازم را بسیار کمتر از چیزی که باید باشد، میدانند.
شوربختانه بسیاری از مدیران عامل از بارها و بارها بازگو کردن حرفشان سرباز میزنند.
این کارشان چند دلیل دارد. بسیاری از آنها نگرانند که با پیوسته بازگو کردن خط مشیها به شعور کارمندانشان توهین کنند. این را نادیده میگیرند که کارمندان از این که ندانند در سازمانشان چه خبر است بیزارند!
شما از اینکه حرفتان را تکرار کنید بیزارید؟ آیا به دنبال ایدههایی برای اطلاع رسانی میگردید؟
🔺نکته آخر
افراد تحت رهبری شما به احتمال زیاد درباره رفتارهایتان به شما حقیقت محض را نمیگویند. خودتان را با افرادی احاطه کنید که تفکر انتقادی دارند و با شما صادق هستند.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
رهبری که جلسات را تحمل کردن یک چیز کسل کننده میبیند، مانند دکتری است که جراحی را اینگونه میبیند. جلسات، بستری هستند که در آنها مهمترین بحثها انجام و مهمترین تصمیمات گرفته میشوند.
🔸این که رهبران به چیزی کمتر از جلسات فوق العاده رضایت میدهند، دو پیامد دارد. اول و مهمتر از همه چنین جلساتی به تصمیمگیریهای بد میانجامد و دومین مشکل داشتن جلسات بد در سطح مدیران ارشد، الگو شدن آن برای باقی سازمان است.
خودتان نسبت به جلسات چطور فکر میکنید؟ ممکن است برای انجام کارهای مهمتر در جلسات شرکت نکنید؟
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خطمشیها به کارمندان
بیشتر مدیران عامل از اطلاعرسانی خط مشیها به کارمندان بیزار نیستند. ولی بیشترشان میزان اطلاعرسانی لازم را بسیار کمتر از چیزی که باید باشد، میدانند.
شوربختانه بسیاری از مدیران عامل از بارها و بارها بازگو کردن حرفشان سرباز میزنند.
این کارشان چند دلیل دارد. بسیاری از آنها نگرانند که با پیوسته بازگو کردن خط مشیها به شعور کارمندانشان توهین کنند. این را نادیده میگیرند که کارمندان از این که ندانند در سازمانشان چه خبر است بیزارند!
شما از اینکه حرفتان را تکرار کنید بیزارید؟ آیا به دنبال ایدههایی برای اطلاع رسانی میگردید؟
🔺نکته آخر
افراد تحت رهبری شما به احتمال زیاد درباره رفتارهایتان به شما حقیقت محض را نمیگویند. خودتان را با افرادی احاطه کنید که تفکر انتقادی دارند و با شما صادق هستند.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1