✳️ موضوعی که تو راه اندازی یک کسب و کار یا استارتاپ مهمه، این هست که نقش ها باید وجود داشته باشند.
حالا تو یک کسب و کار بزرگ این نقش ها به شکل مجزا توسط واحدها و افراد ایفا میشن ولی تو یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، این نقش ها بین افراد موجود تقسیم میشن و یک فرد چند نقش (مثلا مدیر، بازاریاب و استراتژیست) رو همزمان به عهده میگیره.
وجود این نقش های مهم که در پست پیش رو ذکر شدن، باعث میشه یک کسب و کار زودتر به شکوفایی برسه و راه روشنی رو پیش بگیره.
🔻 حالا به نظر شما کدوم یکی از این نقش ها مهمتر هستن؟ برامون کامنت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
حالا تو یک کسب و کار بزرگ این نقش ها به شکل مجزا توسط واحدها و افراد ایفا میشن ولی تو یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، این نقش ها بین افراد موجود تقسیم میشن و یک فرد چند نقش (مثلا مدیر، بازاریاب و استراتژیست) رو همزمان به عهده میگیره.
وجود این نقش های مهم که در پست پیش رو ذکر شدن، باعث میشه یک کسب و کار زودتر به شکوفایی برسه و راه روشنی رو پیش بگیره.
🔻 حالا به نظر شما کدوم یکی از این نقش ها مهمتر هستن؟ برامون کامنت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
wealth_of_nations_daraian.com.pdf
7.3 MB
📙کتاب ثروت ملل
📝 اثر: آدام اسمیت
🔁 ترجمه: سیروس ابراهیمزاده
🔹 آیا میخواهید از اقتصاد لذت ببرید؟
آیا میخواهید بهترین کتاب اقتصادی را مطالعه کنید؟
آیا میدانید چرا به ادام اسمیت لقب پدر علم اقتصاد را دادهاند؟
به راستی ثروت ملتها در چیست؟
اقتصاد سرمایهداری یا کارل مارکس؟؟
به نظر شما چرا نظام اقتصادی مارکسی کارگر نبود؟
طبق نظر سنجی فایننشال تایمز کتاب ثروت ملل بعد از ۲ قرن همچنان بهترین کتاب اقتصادی شناخته میشود.
@iranmba_org
#کتاب
📝 اثر: آدام اسمیت
🔁 ترجمه: سیروس ابراهیمزاده
🔹 آیا میخواهید از اقتصاد لذت ببرید؟
آیا میخواهید بهترین کتاب اقتصادی را مطالعه کنید؟
آیا میدانید چرا به ادام اسمیت لقب پدر علم اقتصاد را دادهاند؟
به راستی ثروت ملتها در چیست؟
اقتصاد سرمایهداری یا کارل مارکس؟؟
به نظر شما چرا نظام اقتصادی مارکسی کارگر نبود؟
طبق نظر سنجی فایننشال تایمز کتاب ثروت ملل بعد از ۲ قرن همچنان بهترین کتاب اقتصادی شناخته میشود.
@iranmba_org
#کتاب
👍3
✳️ سه مورد که با “P” شروع وباعث می شوند شما به غلط بعد از یک شکست نتوانید بلند شوید:
1. Personalization
شخصی سازی؛
یعنی بگویید فقط من مسبب
این اتفاق هستم،
فقط من!
2. Pervasiveness
فراگیر بودن؛
این شکست همه ابعاد زندگی
من را تحت تاثیر قرار می دهد
دیگر کلاً بدبخت شدم!
3. Permanence
تداوم یافتن؛
تبعات این اتفاق برای همیشه
در زندگی من باقی می ماند
و تا آخر عمر گرفتارشدم!
https://t.me/ExecutiveManagement
1. Personalization
شخصی سازی؛
یعنی بگویید فقط من مسبب
این اتفاق هستم،
فقط من!
2. Pervasiveness
فراگیر بودن؛
این شکست همه ابعاد زندگی
من را تحت تاثیر قرار می دهد
دیگر کلاً بدبخت شدم!
3. Permanence
تداوم یافتن؛
تبعات این اتفاق برای همیشه
در زندگی من باقی می ماند
و تا آخر عمر گرفتارشدم!
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چالشی از نظریه بازیها: آیا میشود رفتار انسان را پیش بینی کرد؟
لوکاس هاستد
✅ اگرمجموعهای از اعداد صحیح از ۰ تا ۱۰۰ داده شوند، نزدیکترین عدد کامل به ۲/۳ متوسط همه عددهای حدس زده شده چیست؟
🔸مثلا اگر متوسط همه عددهای حدس زده ۶۰ باشد، حدس صحیح ۴۰ خواهد بود. این بازی تحت شرایطی که نظریه پردازان بازیها آن را «دانش عمومی» نامیده اند اجرا میشود:
همه بازیکنان اطلاعات مشابهی دارند و آنها هم میدانند که بقیه هم میدانند.
بازنشراز كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
لوکاس هاستد
✅ اگرمجموعهای از اعداد صحیح از ۰ تا ۱۰۰ داده شوند، نزدیکترین عدد کامل به ۲/۳ متوسط همه عددهای حدس زده شده چیست؟
🔸مثلا اگر متوسط همه عددهای حدس زده ۶۰ باشد، حدس صحیح ۴۰ خواهد بود. این بازی تحت شرایطی که نظریه پردازان بازیها آن را «دانش عمومی» نامیده اند اجرا میشود:
همه بازیکنان اطلاعات مشابهی دارند و آنها هم میدانند که بقیه هم میدانند.
بازنشراز كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
۴۰ سال تورم دو رقمی در ایران نه تنها اقتصاد را ورشکسته کرد، بلکه اخلاق و ایمان مردم را به یغما برد!
✍️ دکتر محسن رنانی
🔸مغولان عصر جاهلیت، ساختمانها را تخریب کردند و تنها را به خاک و خون کشیدند، اما بهتدریج که حاکم شدند و امنیت برقرار شد، دست از خشونت برداشتند و متمدن شدند. نخست مسلمان شدند و سپس زبان فارسی آموختند، آنگاه به ترویج فرهنگ و معماری و اقتصاد پرداختند، نخستین پول کاغذی را در ایران منتشر کردند و حتی خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. در این آمدورفتِ مغولان، دین و اخلاق مردم دست نخورده ماند و حتی مایهی انسجام و تقویت همبستگی جامعهی ایران شد.
🔸مغولانِ مدرن اما کار دیگری میکنند؛ آنان ساختمان تخریب نمیکنند، حتی ساختمان و صنعت هم میسازند؛ اما آرامآرام، با ابزاری نَرم به نام تورم، نه تنها فقرا را که توان دفاع از خود ندارند، به فلاکت میکشانند، بلکه ارزشهای انسانی و اخلاقی کل جامعه را نابود می کنند. آنگاه جامعهای که اخلاق و ارزشهای انسانی و ایمانی نداشته باشد و بخش بزرگی از آن هم فقیر و به حاشیه رانده شده باشد، در چرخهای از تخریب نسلها خودبهخود نابود خواهد شد...
🔸 تصورش را بکنید که هر روز که از خانه بیرون میآییم، ببینیم دیشب مغازهداران سنگهای ترازوهای خود را کمی تراشیدهاند و سنگها سبکتر شده اند، این رفتار چه بلایی بر سر اخلاق و اقتصاد خواهد آورد؟ از زمان خلقت حضرت آدم تاکنون، تنها دو کشور، یکی شیلی و دیگری جمهوری اسلامی، رکورددار طولانی ترین دورهی (بیش از ۴۰ سال) تورم دورقمی تاریخ هستند. پینوشه را نهضتهای مردمی به زیر نکشید، تورمهای سنگین هر ساله و اقتصاد ورشکسته شیلی مجبورش کرد که تسلیم شود. در ایران اما چهار دهه تورم دو رقمی، فقط حکومت و اقتصاد را به ورطهی ورشکستگی نینداخته است، بلکه تورم بالا و مستمر، بهعنوان مهمترین دستاورد ملموس حکومت دینی، اخلاق و ایمان مردم را نیز به یغما برده است
🔸سیاستهای کلی برنامهی هفتم توسعه کشور اخیرا ابلاغ شد. در این سیاستها، هدفگذاری شده که طی ۵ سال نرخ تورم، تک رقمی و رشد اقتصادی به ۸ % برسد. از این پس جمهوری اسلامی با ساختار موجود هرگز نخواهد توانست به این هدف دست یابد. جمهوری اسلامی در بیست سال اخیر، روزبهروز و به طور منظم «درجه انعطافپذیری» و «درجه کنترلپذیری» سیستمیاش کاهش پیدا کرده است. این دو شاخص در هر سیستمی در بلندمدت و به طور مستمر کاهش پیدا کند، نشانهی آن است که آن سیستم پیر شده و انرژی حیاتبخش آن روزبهروز با سرعت بیشتری کاهش خواهد یافت
🔸بدون تحولات ساختاری در نظام سیاسی و بدون بازسازی اعتبار جهانی از یک سو و اعتماد داخلی از سوی دیگر، امکان رکورد زدن در هیچ زمینهای برای حکومت وجود ندارد. اگر هم در برخی زمینههای نظامی رکورد زدهایم، به خاطر تزریق بیحساب بودجههای محرمانه بوده است. همان بودجههایی که حاصل فروش نفت بوده است و باید برای بهبود نظام آموزش و سلامت و تامیناجتماعی و ... به کار گرفته میشد. هزینهی آن رکورد زدنها، همین بحرانهایی است که امروز در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی گریبان ما را گرفته است.
🔸پیرمردی را در نظر بگیرید که از آغاز جوانیاش همیشه ادعا کرده است که میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، در این مدت نیز دهها بار تلاش کرده است اما فقط چند بار قلههای کوچک پایین کوه را فتح کرده است. حالا اگر دوباره اعلام کند که در سالهای آینده میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، چه کسی باور میکند؟ چه چیزی در ساختار بدنی این پیرمرد عوض شده است؟ آیا جوانتر شده است؟ آیا مفاصلش قویتر شده است؟ آیا عضلاتش ورزیدهتر شده است؟ آیا کوه، هموارتر یا کوتاهتر شده است؟ هیچ. تازه در سالهای آینده، او پیرتر و ناتوانتر هم خواهد شد. پیشبینی امکانناپذیری تحقق آرزوی این پیرمرد، قدرت تحلیلی سطح بالایی نیاز ندارد، عقل سلیم، کافی است.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
✍️ دکتر محسن رنانی
🔸مغولان عصر جاهلیت، ساختمانها را تخریب کردند و تنها را به خاک و خون کشیدند، اما بهتدریج که حاکم شدند و امنیت برقرار شد، دست از خشونت برداشتند و متمدن شدند. نخست مسلمان شدند و سپس زبان فارسی آموختند، آنگاه به ترویج فرهنگ و معماری و اقتصاد پرداختند، نخستین پول کاغذی را در ایران منتشر کردند و حتی خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. در این آمدورفتِ مغولان، دین و اخلاق مردم دست نخورده ماند و حتی مایهی انسجام و تقویت همبستگی جامعهی ایران شد.
🔸مغولانِ مدرن اما کار دیگری میکنند؛ آنان ساختمان تخریب نمیکنند، حتی ساختمان و صنعت هم میسازند؛ اما آرامآرام، با ابزاری نَرم به نام تورم، نه تنها فقرا را که توان دفاع از خود ندارند، به فلاکت میکشانند، بلکه ارزشهای انسانی و اخلاقی کل جامعه را نابود می کنند. آنگاه جامعهای که اخلاق و ارزشهای انسانی و ایمانی نداشته باشد و بخش بزرگی از آن هم فقیر و به حاشیه رانده شده باشد، در چرخهای از تخریب نسلها خودبهخود نابود خواهد شد...
🔸 تصورش را بکنید که هر روز که از خانه بیرون میآییم، ببینیم دیشب مغازهداران سنگهای ترازوهای خود را کمی تراشیدهاند و سنگها سبکتر شده اند، این رفتار چه بلایی بر سر اخلاق و اقتصاد خواهد آورد؟ از زمان خلقت حضرت آدم تاکنون، تنها دو کشور، یکی شیلی و دیگری جمهوری اسلامی، رکورددار طولانی ترین دورهی (بیش از ۴۰ سال) تورم دورقمی تاریخ هستند. پینوشه را نهضتهای مردمی به زیر نکشید، تورمهای سنگین هر ساله و اقتصاد ورشکسته شیلی مجبورش کرد که تسلیم شود. در ایران اما چهار دهه تورم دو رقمی، فقط حکومت و اقتصاد را به ورطهی ورشکستگی نینداخته است، بلکه تورم بالا و مستمر، بهعنوان مهمترین دستاورد ملموس حکومت دینی، اخلاق و ایمان مردم را نیز به یغما برده است
🔸سیاستهای کلی برنامهی هفتم توسعه کشور اخیرا ابلاغ شد. در این سیاستها، هدفگذاری شده که طی ۵ سال نرخ تورم، تک رقمی و رشد اقتصادی به ۸ % برسد. از این پس جمهوری اسلامی با ساختار موجود هرگز نخواهد توانست به این هدف دست یابد. جمهوری اسلامی در بیست سال اخیر، روزبهروز و به طور منظم «درجه انعطافپذیری» و «درجه کنترلپذیری» سیستمیاش کاهش پیدا کرده است. این دو شاخص در هر سیستمی در بلندمدت و به طور مستمر کاهش پیدا کند، نشانهی آن است که آن سیستم پیر شده و انرژی حیاتبخش آن روزبهروز با سرعت بیشتری کاهش خواهد یافت
🔸بدون تحولات ساختاری در نظام سیاسی و بدون بازسازی اعتبار جهانی از یک سو و اعتماد داخلی از سوی دیگر، امکان رکورد زدن در هیچ زمینهای برای حکومت وجود ندارد. اگر هم در برخی زمینههای نظامی رکورد زدهایم، به خاطر تزریق بیحساب بودجههای محرمانه بوده است. همان بودجههایی که حاصل فروش نفت بوده است و باید برای بهبود نظام آموزش و سلامت و تامیناجتماعی و ... به کار گرفته میشد. هزینهی آن رکورد زدنها، همین بحرانهایی است که امروز در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی گریبان ما را گرفته است.
🔸پیرمردی را در نظر بگیرید که از آغاز جوانیاش همیشه ادعا کرده است که میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، در این مدت نیز دهها بار تلاش کرده است اما فقط چند بار قلههای کوچک پایین کوه را فتح کرده است. حالا اگر دوباره اعلام کند که در سالهای آینده میخواهد قلهی دماوند را فتح کند، چه کسی باور میکند؟ چه چیزی در ساختار بدنی این پیرمرد عوض شده است؟ آیا جوانتر شده است؟ آیا مفاصلش قویتر شده است؟ آیا عضلاتش ورزیدهتر شده است؟ آیا کوه، هموارتر یا کوتاهتر شده است؟ هیچ. تازه در سالهای آینده، او پیرتر و ناتوانتر هم خواهد شد. پیشبینی امکانناپذیری تحقق آرزوی این پیرمرد، قدرت تحلیلی سطح بالایی نیاز ندارد، عقل سلیم، کافی است.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
Telegram
🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
t.me/Strategic_Planning_with_Raji
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧭پاسخ ۵ ثانیهای به این سوال⁉️ دستاوردهای بزرگ چگونه بهدست میآیند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from اخلاق نشر و منابع علمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Time-lapse of the entire universe
در این کلیپ زیبا تمام تاریخ جهان هستی از انفجار بزرگ تاکنون به صورت یک فیلم ده دقیقه ای نشان داده شده است.
هر ثانیه معادل ۲۲ میلیون سال است.
فیلم با انفجار بزرگ در ۱۳.۸ میلیارد سال قبل شروع شده و با پیدایش اولین ستارگان و کهکشانها و کوازارها ادامه مییابد.
پیدایش و نابودی ستارگان به صورت ابرنواختر تکرار شده و منجر به ایجاد عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم میشوند.
پیدایش خورشید و منظومه شمسی در ادامه نمایش داده میشود.
تشکیل حیات و موجودات پرسلولی و اشکال پیچیده تر حیات نشان داده میشود.
پیدایش بشر در لحظه آخر فیلم و در یک بیست و چهارم ثانیه رخ میدهد!
عمر بشر نسبت به جهان هستی به اندازه کمتر از یک پلک زدن است!
http://www.youtube.com/watch?v=TBikbn5XJhg
در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید
http://t.me/pubethicsmums/2176
در این کلیپ زیبا تمام تاریخ جهان هستی از انفجار بزرگ تاکنون به صورت یک فیلم ده دقیقه ای نشان داده شده است.
هر ثانیه معادل ۲۲ میلیون سال است.
فیلم با انفجار بزرگ در ۱۳.۸ میلیارد سال قبل شروع شده و با پیدایش اولین ستارگان و کهکشانها و کوازارها ادامه مییابد.
پیدایش و نابودی ستارگان به صورت ابرنواختر تکرار شده و منجر به ایجاد عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم میشوند.
پیدایش خورشید و منظومه شمسی در ادامه نمایش داده میشود.
تشکیل حیات و موجودات پرسلولی و اشکال پیچیده تر حیات نشان داده میشود.
پیدایش بشر در لحظه آخر فیلم و در یک بیست و چهارم ثانیه رخ میدهد!
عمر بشر نسبت به جهان هستی به اندازه کمتر از یک پلک زدن است!
http://www.youtube.com/watch?v=TBikbn5XJhg
در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید
http://t.me/pubethicsmums/2176
رهبری پاداشمدارانه یا مسؤولانه؟ این ۵ مورد حیاتی را فراموش نکنید.
✅ پاتریک لنچونی در کتاب فوقالعادهی "انگیزه رهبری"، دو انگیزه برای رهبری را ارائه و بررسی کرده است:
۱. رهبری پاداشمدارانه: باور به اینکه رهبر شدن پاداشی برای سختکوشی ماست؛ بنابراین رهبر بودن باید کاری خوشایند و لذتبخش باشد و رهبران باید روی هر کاری که دلشان میخواهد تمرکز و از هر چیز پیش پا افتاده، ناخوشایند و آزاردهندهای پرهیز کنند.
۲. رهبری مسؤولانه: باور به اینکه رهبر شدن مسؤولیتی است که به عهده میگیریم؛ بنابراین رهبر بودن باید سخت و چالشبرانگیز باشد. (البته چنین انگیزهای تا اندازهای رضایت خاطر هم به رهبر میدهد.)
🔹انگیزهی هیچ رهبری صددرصد پاداشمدارانه یا مسئولانه نیست. همه ما گاهی نمیتوانیم از پس انجام کار درست برآییم و گاهی خودمان را جمعوجور میکنیم و کار درست را انجام میدهیم. ولی یکی از این دو انگیزهی رهبری غالب می شود و آن انگیزه بر موفقیت رهبر و سازمانی که رهبری میکند تأثیر عجیبی می گذارد.
🔸پنج غفلت رهبران پاداشمدارانه:
۱. تشکیل تیم رهبری
۲. مدیریت زیردستان و وادارکردنشان برای مدیریت زیردستان خود
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
۴. برگزاری جلسات عالی با تیم رهبری
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خط مشیها به کارمندان
🔹این ۵ مورد، موقعیتهایی هستند که رهبران با انگیزه پاداشمدارانه، رسیدگی به آنها را محول میکنند و مسئولیتش را از سر خود باز میکنند و حتی آن را نادیده میگیرند. غفلت از اینها نشان دهنده انگیزه نادرست برای رهبری است.
🔸اینها فهرست مسئولیتهای اصلی رهبر نیستند. اینها فقط متداولترین کارهایی اند که رهبرانی با انگیزههای پاداشمدارانه آنها را خستهکننده و آزاردهنده میدانند.
۱. تشکیل تیم رهبری
رهبران، در برخی نمونهها تیمسازی را به رئیس بخش منابع انسانیشان محول میکنند. این کار راه به جایی نمیبرد. این انتقادی از عملکرد بخش منابع انسانی نیست. اگر اعضای تیم رهبری باور نکنند که رهبرشان تیمسازی را یکی از حیاتیترین نقش هایش میداند، کار خود را جدی نمیگیرند و این تیم کارآمد نخواهد بود.
🔹حالا زمان خوبی است تا از زاویهی دیگری به مسئله نگاه کنید و دربارهی تمایل خود به تمرکز بر تشکیل تیمتان از خود بپرسید:
🔹️آیا فکر میکنید زمان گذاشتن پای بهبود مناسباتِ بین افراد تیم غیرضروری یا وقت تلف کردن است؟
🔸️آیا برای تیم تان برخی فعالیتهای تیم سازی ترتیب میدهید که سرگرمکنندهاند، ولی در آنها از گفتوگوهای ناخوشایند حول رفتارهای جمعیشان کم و بیش خبری نیست؟
اگر پاسختان بله است، انگیزه نادرستی برای رهبری دارید.
۲. مدیریت زیردستان
🔸 مدیرعاملان از کاری که مدیران اجراییشان سرگرم انجامش هستند اغلب بسیار کم آگاهند و کارشان را اینگونه توجیه میکنند: «از ذرهبین گذاشتن بیزارم»، «من به مدیرانم اعتماد کامل دارم». اما مسئله این است که مدیرعامل باید مطمئن شود مدیر اجراییاش هم افراد زیر دست خود را درست مدیریت میکند.
🔹مدیریت افراد فعالیتی تنبیهی یا نشانهای از بی اعتمادی نیست. مدیریت، همسو کردن اقدامات، رفتارها و نگرشهای افراد با نیازهای سازمان و همچنین اطمینان از این است که مشکلات کوچک به مشکلاتی بزرگ تبدیل نشوند.
🔺شما از خودتان بپرسید:
🔹️آیا بر این باورید که ارائه راهنمایی و آموزش فردی به کارمندانتان در شأن شما نیست یا ارزش وقت تان را ندارد؟
🔸️آیا فکر میکنید بهتر است به آنها اعتماد کنید و مدیریت شان را به خودشان بسپارید؟
🔹️آیا بیاطلاعی از کاری را که زیردستانتان سرگرم انجامش هستند با این ادعا توجیه میکنید که آنها را زیر ذرهبین نمیبرید؟
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
یکی از مسئولیتهای اصلی رهبر، سریع، شفاف، مصمم و با خوش رویی گوشزد کردن مشکلات بغرنج و معذبکننده است. همه چیز از رفتارهای آزاردهندهی یکی از اعضای تیم گرفته تا مناسبات مسموم افرادِ سازمان و کشمکشهای بخشهای گوناگون.
🔺کوتاهی در سریع گوشزد کردن مشکلات کوچک، بیگمان، بزرگ شدنشان را در پی خواهد داشت. چنانچه مسؤولانه رهبری نکنید یعنی از آن دست رهبرانی نباشید که متوجهاند اگر رهبر این کار را نکند کس دیگری هم نمیکند، به احتمال زیاد دلیلی پیدا میکنید.
🔸️آیا ترجیح میدهید با رفتارهای عذابآور افراد کنار بیایید به جای اینکه بحثی معذبکننده و به احتمال زیاد احساسی با آنها داشته باشید؟
🔹️آیا به خودتان میآیید و میبینید دربارهی مشکلات رفتاری زیردستانتان غر میزنید به جای اینکه در این باره مستقیم با خود آنها صحبت کنید؟
اگر پاسختان بله است، شاید نشانگر این باشد که انگیزه رهبری شما نیازمند تنظیم و اصلاح است.
✅ پاتریک لنچونی در کتاب فوقالعادهی "انگیزه رهبری"، دو انگیزه برای رهبری را ارائه و بررسی کرده است:
۱. رهبری پاداشمدارانه: باور به اینکه رهبر شدن پاداشی برای سختکوشی ماست؛ بنابراین رهبر بودن باید کاری خوشایند و لذتبخش باشد و رهبران باید روی هر کاری که دلشان میخواهد تمرکز و از هر چیز پیش پا افتاده، ناخوشایند و آزاردهندهای پرهیز کنند.
۲. رهبری مسؤولانه: باور به اینکه رهبر شدن مسؤولیتی است که به عهده میگیریم؛ بنابراین رهبر بودن باید سخت و چالشبرانگیز باشد. (البته چنین انگیزهای تا اندازهای رضایت خاطر هم به رهبر میدهد.)
🔹انگیزهی هیچ رهبری صددرصد پاداشمدارانه یا مسئولانه نیست. همه ما گاهی نمیتوانیم از پس انجام کار درست برآییم و گاهی خودمان را جمعوجور میکنیم و کار درست را انجام میدهیم. ولی یکی از این دو انگیزهی رهبری غالب می شود و آن انگیزه بر موفقیت رهبر و سازمانی که رهبری میکند تأثیر عجیبی می گذارد.
🔸پنج غفلت رهبران پاداشمدارانه:
۱. تشکیل تیم رهبری
۲. مدیریت زیردستان و وادارکردنشان برای مدیریت زیردستان خود
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
۴. برگزاری جلسات عالی با تیم رهبری
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خط مشیها به کارمندان
🔹این ۵ مورد، موقعیتهایی هستند که رهبران با انگیزه پاداشمدارانه، رسیدگی به آنها را محول میکنند و مسئولیتش را از سر خود باز میکنند و حتی آن را نادیده میگیرند. غفلت از اینها نشان دهنده انگیزه نادرست برای رهبری است.
🔸اینها فهرست مسئولیتهای اصلی رهبر نیستند. اینها فقط متداولترین کارهایی اند که رهبرانی با انگیزههای پاداشمدارانه آنها را خستهکننده و آزاردهنده میدانند.
۱. تشکیل تیم رهبری
رهبران، در برخی نمونهها تیمسازی را به رئیس بخش منابع انسانیشان محول میکنند. این کار راه به جایی نمیبرد. این انتقادی از عملکرد بخش منابع انسانی نیست. اگر اعضای تیم رهبری باور نکنند که رهبرشان تیمسازی را یکی از حیاتیترین نقش هایش میداند، کار خود را جدی نمیگیرند و این تیم کارآمد نخواهد بود.
🔹حالا زمان خوبی است تا از زاویهی دیگری به مسئله نگاه کنید و دربارهی تمایل خود به تمرکز بر تشکیل تیمتان از خود بپرسید:
🔹️آیا فکر میکنید زمان گذاشتن پای بهبود مناسباتِ بین افراد تیم غیرضروری یا وقت تلف کردن است؟
🔸️آیا برای تیم تان برخی فعالیتهای تیم سازی ترتیب میدهید که سرگرمکنندهاند، ولی در آنها از گفتوگوهای ناخوشایند حول رفتارهای جمعیشان کم و بیش خبری نیست؟
اگر پاسختان بله است، انگیزه نادرستی برای رهبری دارید.
۲. مدیریت زیردستان
🔸 مدیرعاملان از کاری که مدیران اجراییشان سرگرم انجامش هستند اغلب بسیار کم آگاهند و کارشان را اینگونه توجیه میکنند: «از ذرهبین گذاشتن بیزارم»، «من به مدیرانم اعتماد کامل دارم». اما مسئله این است که مدیرعامل باید مطمئن شود مدیر اجراییاش هم افراد زیر دست خود را درست مدیریت میکند.
🔹مدیریت افراد فعالیتی تنبیهی یا نشانهای از بی اعتمادی نیست. مدیریت، همسو کردن اقدامات، رفتارها و نگرشهای افراد با نیازهای سازمان و همچنین اطمینان از این است که مشکلات کوچک به مشکلاتی بزرگ تبدیل نشوند.
🔺شما از خودتان بپرسید:
🔹️آیا بر این باورید که ارائه راهنمایی و آموزش فردی به کارمندانتان در شأن شما نیست یا ارزش وقت تان را ندارد؟
🔸️آیا فکر میکنید بهتر است به آنها اعتماد کنید و مدیریت شان را به خودشان بسپارید؟
🔹️آیا بیاطلاعی از کاری را که زیردستانتان سرگرم انجامش هستند با این ادعا توجیه میکنید که آنها را زیر ذرهبین نمیبرید؟
۳. داشتن گفتگوهای پردردسر و ناخوشایند
یکی از مسئولیتهای اصلی رهبر، سریع، شفاف، مصمم و با خوش رویی گوشزد کردن مشکلات بغرنج و معذبکننده است. همه چیز از رفتارهای آزاردهندهی یکی از اعضای تیم گرفته تا مناسبات مسموم افرادِ سازمان و کشمکشهای بخشهای گوناگون.
🔺کوتاهی در سریع گوشزد کردن مشکلات کوچک، بیگمان، بزرگ شدنشان را در پی خواهد داشت. چنانچه مسؤولانه رهبری نکنید یعنی از آن دست رهبرانی نباشید که متوجهاند اگر رهبر این کار را نکند کس دیگری هم نمیکند، به احتمال زیاد دلیلی پیدا میکنید.
🔸️آیا ترجیح میدهید با رفتارهای عذابآور افراد کنار بیایید به جای اینکه بحثی معذبکننده و به احتمال زیاد احساسی با آنها داشته باشید؟
🔹️آیا به خودتان میآیید و میبینید دربارهی مشکلات رفتاری زیردستانتان غر میزنید به جای اینکه در این باره مستقیم با خود آنها صحبت کنید؟
اگر پاسختان بله است، شاید نشانگر این باشد که انگیزه رهبری شما نیازمند تنظیم و اصلاح است.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
۴. برگزاری جلسات عالی با تیم رهبری
رهبری که جلسات را تحمل کردن یک چیز کسل کننده میبیند، مانند دکتری است که جراحی را اینگونه میبیند. جلسات، بستری هستند که در آنها مهمترین بحثها انجام و مهمترین تصمیمات گرفته میشوند.
🔸این که رهبران به چیزی کمتر از جلسات فوق العاده رضایت میدهند، دو پیامد دارد. اول و مهمتر از همه چنین جلساتی به تصمیمگیریهای بد میانجامد و دومین مشکل داشتن جلسات بد در سطح مدیران ارشد، الگو شدن آن برای باقی سازمان است.
خودتان نسبت به جلسات چطور فکر میکنید؟ ممکن است برای انجام کارهای مهمتر در جلسات شرکت نکنید؟
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خطمشیها به کارمندان
بیشتر مدیران عامل از اطلاعرسانی خط مشیها به کارمندان بیزار نیستند. ولی بیشترشان میزان اطلاعرسانی لازم را بسیار کمتر از چیزی که باید باشد، میدانند.
شوربختانه بسیاری از مدیران عامل از بارها و بارها بازگو کردن حرفشان سرباز میزنند.
این کارشان چند دلیل دارد. بسیاری از آنها نگرانند که با پیوسته بازگو کردن خط مشیها به شعور کارمندانشان توهین کنند. این را نادیده میگیرند که کارمندان از این که ندانند در سازمانشان چه خبر است بیزارند!
شما از اینکه حرفتان را تکرار کنید بیزارید؟ آیا به دنبال ایدههایی برای اطلاع رسانی میگردید؟
🔺نکته آخر
افراد تحت رهبری شما به احتمال زیاد درباره رفتارهایتان به شما حقیقت محض را نمیگویند. خودتان را با افرادی احاطه کنید که تفکر انتقادی دارند و با شما صادق هستند.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
رهبری که جلسات را تحمل کردن یک چیز کسل کننده میبیند، مانند دکتری است که جراحی را اینگونه میبیند. جلسات، بستری هستند که در آنها مهمترین بحثها انجام و مهمترین تصمیمات گرفته میشوند.
🔸این که رهبران به چیزی کمتر از جلسات فوق العاده رضایت میدهند، دو پیامد دارد. اول و مهمتر از همه چنین جلساتی به تصمیمگیریهای بد میانجامد و دومین مشکل داشتن جلسات بد در سطح مدیران ارشد، الگو شدن آن برای باقی سازمان است.
خودتان نسبت به جلسات چطور فکر میکنید؟ ممکن است برای انجام کارهای مهمتر در جلسات شرکت نکنید؟
۵. اطلاعرسانی پیوسته و پیاپی خطمشیها به کارمندان
بیشتر مدیران عامل از اطلاعرسانی خط مشیها به کارمندان بیزار نیستند. ولی بیشترشان میزان اطلاعرسانی لازم را بسیار کمتر از چیزی که باید باشد، میدانند.
شوربختانه بسیاری از مدیران عامل از بارها و بارها بازگو کردن حرفشان سرباز میزنند.
این کارشان چند دلیل دارد. بسیاری از آنها نگرانند که با پیوسته بازگو کردن خط مشیها به شعور کارمندانشان توهین کنند. این را نادیده میگیرند که کارمندان از این که ندانند در سازمانشان چه خبر است بیزارند!
شما از اینکه حرفتان را تکرار کنید بیزارید؟ آیا به دنبال ایدههایی برای اطلاع رسانی میگردید؟
🔺نکته آخر
افراد تحت رهبری شما به احتمال زیاد درباره رفتارهایتان به شما حقیقت محض را نمیگویند. خودتان را با افرادی احاطه کنید که تفکر انتقادی دارند و با شما صادق هستند.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ فاصله دردسرساز میان پیشگامان اقتصادی و رهبران سیاسی هند
✅ هند در حال حاضر یکی از غولهای اقتصادی در حال رشد است و نخستوزیر آن، نارندرا مودی، در قدرتمندترین موقعیت خود در کشور در طول دهههای اخیر است.
🔹اکونومیست یکی از سرمقالات شماره اول مارچ خود را به موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است اختصاص داده است: چگونه توسعه و سیاستهای هویتی در هند به شکاف رو به رشد شمال از جنوب کشور دامن میزند.
🔹جنوب ثروتمند جایی است که هند جدید با استارتآپها، دانشگاهها و کارخانههای مونتاژ آیفون میدرخشد، این در حالی است که حزب مودی به آرای شمال فقیرتر، پرجمعیتتر، روستاییتر و هندیزبان متکی است.
🔹 به عقیده اکونومیست شکاف شمال- جنوب موضوع تعیینکنندهای در انتخابات "آوریل و می" خواهد بود و نحوه مدیریت این تعارض در بلندمدت برای چشمانداز هند بسیار مهم است.
✅ هند در حال حاضر یکی از غولهای اقتصادی در حال رشد است و نخستوزیر آن، نارندرا مودی، در قدرتمندترین موقعیت خود در کشور در طول دهههای اخیر است.
🔹اکونومیست یکی از سرمقالات شماره اول مارچ خود را به موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است اختصاص داده است: چگونه توسعه و سیاستهای هویتی در هند به شکاف رو به رشد شمال از جنوب کشور دامن میزند.
🔹جنوب ثروتمند جایی است که هند جدید با استارتآپها، دانشگاهها و کارخانههای مونتاژ آیفون میدرخشد، این در حالی است که حزب مودی به آرای شمال فقیرتر، پرجمعیتتر، روستاییتر و هندیزبان متکی است.
🔹 به عقیده اکونومیست شکاف شمال- جنوب موضوع تعیینکنندهای در انتخابات "آوریل و می" خواهد بود و نحوه مدیریت این تعارض در بلندمدت برای چشمانداز هند بسیار مهم است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ عصر هوش مصنوعی چه مهارتهایی را میطلبد؟
✅ محققان به تازگی با ۶۹۲ صاحب کسب و کار مصاحبه کرده و از آنها پرسیدهاند که چه مهارتهایی را در عصر هوش مصنوعی دارای اهمیت تلقی میکنند.
▫️مهارتهای بین فردی، صداقت و درستکاری، تفکر تحلیلی، خلاقیت، نگاه استراتژیک، انگیزه، اخلاق مداری، ارتباط کلامی و انعطافپذیری از جمله ویژگیهایی هستند که برای کارفرمایان اهمیت دارند.
▫️پیشبینی میشود که با ورود هوش مصنوعی به فضای کار، ۴۴٪ از مهارتهای اصلی کارکنان طی ۵ سال آینده تغییر کند.
برگردان این ویدئوی مجمع جهانی اقتصاد را با ترجمه و زیرنویس اقتصاد شرق ببینید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ محققان به تازگی با ۶۹۲ صاحب کسب و کار مصاحبه کرده و از آنها پرسیدهاند که چه مهارتهایی را در عصر هوش مصنوعی دارای اهمیت تلقی میکنند.
▫️مهارتهای بین فردی، صداقت و درستکاری، تفکر تحلیلی، خلاقیت، نگاه استراتژیک، انگیزه، اخلاق مداری، ارتباط کلامی و انعطافپذیری از جمله ویژگیهایی هستند که برای کارفرمایان اهمیت دارند.
▫️پیشبینی میشود که با ورود هوش مصنوعی به فضای کار، ۴۴٪ از مهارتهای اصلی کارکنان طی ۵ سال آینده تغییر کند.
برگردان این ویدئوی مجمع جهانی اقتصاد را با ترجمه و زیرنویس اقتصاد شرق ببینید.
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون
✳️ استیو جابز؛ اسطوره داستانسرایی در دنیای کار و کسب!
✅ ارتباط برقرار کردن با سایر انسان ها یکی از بالاترین اَشکال اجتماعی بودن انسان است و هسته اصلی آن داستانسرایی و قصه گویی است. وقتی یکی داستان می گوید، مخاطبانش درگیر آن شده و موج ذهنی آنها با داستانسرا یکی می شود!
□در دنیای کار و کسب تاکنون داستانسرا[یی] برتر از استیو جابز نیامده است! جابز یک شومن واقعی بود که با اجرای تئاتر گونه؛ و با همان سه پرده که در قلب فیلم های هالیودی می بینیم یعنی مقدمه چینی، تقابل و نتیجه گیری؛ در نحوه معرفی یک محصول جدید تحولی بزرگ ایجاد [می] کرد.
●در پرده اول یک حادثه هیجان انگیز رخ داده و در پرده دوم؛ یک قهرمان جهانی که تقلا می کند با فائق آمدن بر موانع به هدف خود رسیده و در پرده سوم قهرمان داستان بر اشرار پیروز شده و جهان را به جایی بهتر تبدیل می کند!
○حالا برگردیم به ۲۴ ژانویه ۱۹۸۴ یعنی روزی که جابز برای اولین بار "مکینتاش" را معرفی کرد:
▪︎"مقدمه چینی: الان سال ۱۹۵۸ است. آی بی ام شانس خریدن یک شرکت جوان و نوپا که یک تکنولوژی جدید به نام زیروگرافی (زیراکس) اختراع کرده را از دست داده و دو سال بعد شرکت زیراکس متولد شد. آی بی ام برای همیشه از این اتفاق پشیمان است! حالا ده سال بعد است. آی بی ام ایده کامپیوترهای کوچک را رد می کند چرا که معتقد است اینها کوچک تر از آن هستند که بتوانند محاسبات جدی ریز را انجام دهند؛ پس برای کار و کسب شان مهم نیستند!
▪︎تقابل: الان سال ۱۹۸۴ است. آی بی ام دنبال قبضه کل بازار است. معامله گران از آینده ی تحت سیطره و کنترل آی بی ام می ترسند. آنها به شکل فزاینده ای به اپل به عنوان تنها نیروی تضمین کننده آزادی آینده ی آنها روی می آورند. از آنجا که آی بی ام همه چیز را برای خود می خواهد، سر تفنگ خود را به سوی آخرین مانع کنترل بازار خود می گیرد: اپل
▪︎نتیجه گیری: جابز به سوی مرکز صحنه رفته و از قهرمان پرده برداری می کند: اولین مکینتاش. او یک فلاپی دیسک از جیب خود بیرون آورده، در کامپیوتر وارد کرده و اجازه می دهد مکینتاش برای خودش حرف بزند! با معرفی مکینتاش جهان می بیند چرا ۱۹۸۴ نمی تواند مثل ۱۹۸۴ باشد!" کارمین گالو
■ظاهرا به دلیل همین استعداد ویژه داستانسرایی او بود که پس از اخراج از اپل در سال ۱۹۸۵؛ شرکت پیکسار که ترکیبی از دانش کامپیوتر - انیمیشن و داستان سرایی بود را هدف قرار داد، عمده سهام آنرا خرید و مدیر عامل آن شد و حتی تصمیم گرفت از آن هم پیشی بگیرد!
□"در تابستان ۱۹۹۴ در شرکت نِکست کار می کردم. با دو تا از همکارانم در اتاق استراحت بودیم که جابز وارد شد و از ما پرسید: قدرتمندترین فرد جهان کیست؟ هر کسی پاسخی داد و من هم گفتم: ماندلا چرا که من یک ناظر بین المللی در انتخابات آفریقای جنوبی بوده ام. او با اعتماد بنفس مخصوص خودش گفت: خیر! همه اشتباه می کنید! قدرتمندترین انسان در جهان؛ داستانسرا است! و ادامه داد: قصه گو چشم انداز، ارزش ها و برنامه های تمام نسلی را که قرار است بیاید را تنظیم می کند و دیسنی در کار و کسب قصه گویی دارای انحصار است. یک چیز را می دانید؟ من از این اوضاع مسخره خسته شده ام و می خواهم داستانسرای بعدی جهان باشم...و رفت." توماس هیگبِی
●در سال ۱۹۹۷ با خریده شدن نکست توسط اپل، جابز مجددا مدیرعامل اپل شد و تا آخرین سال زندگی، با قدرت ویژه داستانسرایی که آنرا به شدت در پیکسار و معرفی محصولات دیسنی تقویت کرده بود و با همین سبک سه مرحله ای به رونمایی از محصولات جدید اپل می پرداخت. تصور کنید در سال ۲۰۰۳ با وجود پدیده هایی بنام نَپستر و کازا که اینترنت را برای تحویل مجانی موزیک معرفی می کردند، ماموریت (غیر ممکن) داشت با معرفی ITUNE مشتریان خود را راضی کند برای هر موزیک ۹۹ سنت پرداخت کنند که البته آنرا با موفقیت تمام به انجام رساند!
○بنابراین سوال اصلی این است: آیا برای معرفی محصول جدید و یا فرصت های سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار (خارجی) داستان جذاب و داستانسرای ماهری داریم که با هوش هیجانی بالا و ارائه تئاترگونه، فصیحانه، فیلسوفانه، جامعه شناسانه و روانشناسانه چشم، گوش، هوش و دل خریداران، مصرف کنندگان، معامله گران و سرمایه گذاران را برباید؟! و داستانش با تحلیل وضع موجود، برای مشکل کنونی و آینده مخاطبان راه حل جایگزین و جذاب ارائه کند!
■شرکت هایی که از این حقیقت غفلت می ورزند، توجه خود را صرفا روی ارائه (پرزنتیشن) های خشک، بی روح و پر از گراف، اعداد و ارقام متمرکز می کنند. ارائه کننده نه در ابتدای جلسه توان و یا بهتر است بگوییم جرات جوک و داستان کوتاه گفتن دارد تا جلسه را گرم کرده و ارتباط برقرار کند و نه در حین ارائه می تواند با قدم زدن از تریبون و لپ تاپ دور شده و با مخاطبان ارتباط برقرار کند!/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ارتباط برقرار کردن با سایر انسان ها یکی از بالاترین اَشکال اجتماعی بودن انسان است و هسته اصلی آن داستانسرایی و قصه گویی است. وقتی یکی داستان می گوید، مخاطبانش درگیر آن شده و موج ذهنی آنها با داستانسرا یکی می شود!
□در دنیای کار و کسب تاکنون داستانسرا[یی] برتر از استیو جابز نیامده است! جابز یک شومن واقعی بود که با اجرای تئاتر گونه؛ و با همان سه پرده که در قلب فیلم های هالیودی می بینیم یعنی مقدمه چینی، تقابل و نتیجه گیری؛ در نحوه معرفی یک محصول جدید تحولی بزرگ ایجاد [می] کرد.
●در پرده اول یک حادثه هیجان انگیز رخ داده و در پرده دوم؛ یک قهرمان جهانی که تقلا می کند با فائق آمدن بر موانع به هدف خود رسیده و در پرده سوم قهرمان داستان بر اشرار پیروز شده و جهان را به جایی بهتر تبدیل می کند!
○حالا برگردیم به ۲۴ ژانویه ۱۹۸۴ یعنی روزی که جابز برای اولین بار "مکینتاش" را معرفی کرد:
▪︎"مقدمه چینی: الان سال ۱۹۵۸ است. آی بی ام شانس خریدن یک شرکت جوان و نوپا که یک تکنولوژی جدید به نام زیروگرافی (زیراکس) اختراع کرده را از دست داده و دو سال بعد شرکت زیراکس متولد شد. آی بی ام برای همیشه از این اتفاق پشیمان است! حالا ده سال بعد است. آی بی ام ایده کامپیوترهای کوچک را رد می کند چرا که معتقد است اینها کوچک تر از آن هستند که بتوانند محاسبات جدی ریز را انجام دهند؛ پس برای کار و کسب شان مهم نیستند!
▪︎تقابل: الان سال ۱۹۸۴ است. آی بی ام دنبال قبضه کل بازار است. معامله گران از آینده ی تحت سیطره و کنترل آی بی ام می ترسند. آنها به شکل فزاینده ای به اپل به عنوان تنها نیروی تضمین کننده آزادی آینده ی آنها روی می آورند. از آنجا که آی بی ام همه چیز را برای خود می خواهد، سر تفنگ خود را به سوی آخرین مانع کنترل بازار خود می گیرد: اپل
▪︎نتیجه گیری: جابز به سوی مرکز صحنه رفته و از قهرمان پرده برداری می کند: اولین مکینتاش. او یک فلاپی دیسک از جیب خود بیرون آورده، در کامپیوتر وارد کرده و اجازه می دهد مکینتاش برای خودش حرف بزند! با معرفی مکینتاش جهان می بیند چرا ۱۹۸۴ نمی تواند مثل ۱۹۸۴ باشد!" کارمین گالو
■ظاهرا به دلیل همین استعداد ویژه داستانسرایی او بود که پس از اخراج از اپل در سال ۱۹۸۵؛ شرکت پیکسار که ترکیبی از دانش کامپیوتر - انیمیشن و داستان سرایی بود را هدف قرار داد، عمده سهام آنرا خرید و مدیر عامل آن شد و حتی تصمیم گرفت از آن هم پیشی بگیرد!
□"در تابستان ۱۹۹۴ در شرکت نِکست کار می کردم. با دو تا از همکارانم در اتاق استراحت بودیم که جابز وارد شد و از ما پرسید: قدرتمندترین فرد جهان کیست؟ هر کسی پاسخی داد و من هم گفتم: ماندلا چرا که من یک ناظر بین المللی در انتخابات آفریقای جنوبی بوده ام. او با اعتماد بنفس مخصوص خودش گفت: خیر! همه اشتباه می کنید! قدرتمندترین انسان در جهان؛ داستانسرا است! و ادامه داد: قصه گو چشم انداز، ارزش ها و برنامه های تمام نسلی را که قرار است بیاید را تنظیم می کند و دیسنی در کار و کسب قصه گویی دارای انحصار است. یک چیز را می دانید؟ من از این اوضاع مسخره خسته شده ام و می خواهم داستانسرای بعدی جهان باشم...و رفت." توماس هیگبِی
●در سال ۱۹۹۷ با خریده شدن نکست توسط اپل، جابز مجددا مدیرعامل اپل شد و تا آخرین سال زندگی، با قدرت ویژه داستانسرایی که آنرا به شدت در پیکسار و معرفی محصولات دیسنی تقویت کرده بود و با همین سبک سه مرحله ای به رونمایی از محصولات جدید اپل می پرداخت. تصور کنید در سال ۲۰۰۳ با وجود پدیده هایی بنام نَپستر و کازا که اینترنت را برای تحویل مجانی موزیک معرفی می کردند، ماموریت (غیر ممکن) داشت با معرفی ITUNE مشتریان خود را راضی کند برای هر موزیک ۹۹ سنت پرداخت کنند که البته آنرا با موفقیت تمام به انجام رساند!
○بنابراین سوال اصلی این است: آیا برای معرفی محصول جدید و یا فرصت های سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار (خارجی) داستان جذاب و داستانسرای ماهری داریم که با هوش هیجانی بالا و ارائه تئاترگونه، فصیحانه، فیلسوفانه، جامعه شناسانه و روانشناسانه چشم، گوش، هوش و دل خریداران، مصرف کنندگان، معامله گران و سرمایه گذاران را برباید؟! و داستانش با تحلیل وضع موجود، برای مشکل کنونی و آینده مخاطبان راه حل جایگزین و جذاب ارائه کند!
■شرکت هایی که از این حقیقت غفلت می ورزند، توجه خود را صرفا روی ارائه (پرزنتیشن) های خشک، بی روح و پر از گراف، اعداد و ارقام متمرکز می کنند. ارائه کننده نه در ابتدای جلسه توان و یا بهتر است بگوییم جرات جوک و داستان کوتاه گفتن دارد تا جلسه را گرم کرده و ارتباط برقرار کند و نه در حین ارائه می تواند با قدم زدن از تریبون و لپ تاپ دور شده و با مخاطبان ارتباط برقرار کند!/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه