مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🟧🟩 *پنج درس بزرگ از یک استارت آپ شکست خورده*

🔴جان مولینز در مقاله‌ خود با عنوان «پنج درس بزرگ از دو کارآفرین شکست خورده» که در مجله کسب و کار جدید چاپ شده است، می‌نویسد:
یادگیری از شکست دیگران، بزرگ‌ترین کلاس درس برای کارآفرینان است. به همین دلیل در این نوشتار می‌خواهم به پنج درس بزرگی اشاره کنم که از *شکست یک استارت‌آپ* گرفته‌ام.

🟢استارت ‌آپ‌ مدنظرم ژوزفین نام دارد که هدف آن ایجاد ارتباط بین اهالی سانفرانسیسکو با خانم‌های خانه‌دار بود. به این صورت که افراد می‌توانستند با کمک ژوزفین، غذا، کیک، دسر و هر چیز دیگر دلخواه‌شان را به یک خانم خانه‌دار سفارش بدهند.

🔵این استارت آپ هر چند ایده اولیه جذابی داشت ولی نتوانست موفق شود و بعد از سه سال زحمت، شکست خورد و از بازار کنار رفت.

🟤پس از بررسی شکست این استارت آپ به ظاهر جذاب، متوجه شدم که پنج دلیل باعث شکست آن شده است:

🟫ژوزفین هیچ فکری به حال تحویل غذا نکرده بود و در نتیجه، مشتری یا خانم خانه‌دار باید فکری به حال گرفتن پیک یا تاکسی برای تحویل غذا می‌کرد. در نتیجه، مدل کاری ژوزفین ناقص بود و این نقص بزرگ تاثیر منفی شدیدی روی تجربه مشتریان می‌گذاشت.

🟧خانم‌های خانه‌داری که در ژوزفین ثبت‌نام کرده بودند، عمدتاً مهاجرین غیرآمریکایی بودند و در نتیجه، برخی از مشتریان تصور می‌کردند دست‌پخت‌شان خوب نیست یا اصول بهداشتی را رعایت نمی‌کنند. در حقیقت، ژوزفین به عوامل فرهنگی موثر بر کسب و کارش دقت نکرده بود.

🟨بعد از مدتی، ژوزفین با شکایت‌های زیادی از سمت مشتریان بابت کیفیت غذا، زمان تحویل و غیره مواجه شد. اینجا بود که بنیانگذاران آن یاد گرفتند در راه‌اندازی یک کسب و کار باید به تمام فرایندهای کاری، به خصوص رسیدگی به کیفیت کار و شکایات مشتریان توجه کنند نه صرفا به فرایندهای مربوط به اصل کارشان.

🟪بنیانگذاران ژوزفین پس از شروع به کار تازه متوجه شدند قانونی به نام «قانون آشپزی تجاری در خانه» وجود دارد که طبخ بعضی از غذاها در خانه با هدف فروش را ممنوع می‌کند. مثلا طبق این قانون، پختن کباب در خانه با هدف فروش آن ممنوع است. به همین دلیل، نهادهای قانونی علیه ژوزفین شکایت کردند و بنیانگذاران آن یاد گرفتند قبل از شروع هر کاری باید تمام قوانین مرتبط با کارشان را مد نظر قرار بدهند.

⬛پس از مدتی، بسیاری از خانم‌های خانه‌دار که تصور ساده‌ای از فروش غذا داشتند، از ژوزفین کنار رفتند و در نتیجه، این استارت آپ با مشکل تامین‌کننده مواجه شد و بسیاری از مشتریانش را از دست داد. وقتی با بنیانگذاران ژوزفین گفتگو می‌کردم و به این موضوع رسیدیم، در پاسخ گفتند: ما تصور می‌کردیم مثل اوبر و ایربی‌اِن‌بی می‌توانیم بخش تامین را به تعداد زیادی از افراد جویای درآمد بیشتر واگذار کنیم ولی بعدا متوجه شدیم مدل کاری اوبر و ایربی‌اِن‌بی در زمینه‌ تامین غذا کارآیی ندارد.
❤1
BlackRock_Global_Outlook_1711822991.pdf
1.3 MB
✳️ فایل چشم انداز بازار جهانی بروز شده سه ماهه دوم 2024
منتشر شده از موسسه بلک راک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️مستند نبرد ذهن

با وجود اینکه اساس اقتصاد این است که افراد به طور منطقی فکر کنند و ریسک ها و مزیت ها را محاسبه و سپس تصمیم بگیرند، ما به ندرت درست و منطقی رفتار می کنیم و وقتی که احساس می کنیم برنده هستیم خطر و ریسک نمی کنیم، اما وقتی با یک زیان روبرو می شویم بی پروا عمل می کنیم.

• در این برنامه همراه با برنده‌ی جایزه‌ی نوبل پروفسور «دنیل کانمن» (Daniel Kahneman) با جدیدترین کشفیات علمی مهم، که انقلابی در درک ما از ذهن انسان است آشنا می‌شویم.


به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
👏1
مقاله ای از هاروارد!
بررسی تضاد بین ثروت آفرینی و پایبندی به اخلاق

📝 دکتر مجتبی لشکربلوکی

➕ تابه‌حال به این فکر کرده‌اید اخلاق مدیران چه تأثیری بر عملکرد مالی شرکت می‌گذارد. آیا اخلاق در مسیر رشد سازمان یک مانع است یا برعکس می‌تواند تسهیل گر باشد؟ آیا دروغ‌گویی و بیگاری کشیدن از منابع می‌تواند به‌واسطه پرهیز از برخی هزینه‌ها سازمان را موفق‌تر نماید؟

➕ پاسخ به سؤال بالا دشوار است زیرا شخصیت یک ویژگی فردی است و سنجیدن آن غیرممکن به نظر می‌آید. اما یک موسسه بین‌المللی با طراحی یک تحقیق دقیق به این سؤال پاسخ داد. نتایج حاصل از این تحقیق برای خود موسسه نیز شوکه کننده بود، لذا نتایج آن مجدداً موردبررسی قرار گرفت و گزینه‌های کم‌تر مطمئن از جامعه آماری حذف گردیدند. اما باز نتایج تکرار شدند!

➕نتایج این تحقیق در شماره آوریل 2015 نشریه هاروارد منتشر شد. نه‌تنها مدیران بااخلاق مانعی در پیشرفت سازمان به شمار نمی‌آیند بلکه یک عامل تأثیرگذار در موفقیت سازمان می‌باشند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد عملکرد مدیران بااخلاق به‌صورت متوسط بیش از پنج برابر مدیران خودخواه است.

➕بعلاوه این مدیران در داشتن استراتژی، چشم انداز و تمرکز نیز نمرات بسیار بهتری از مدیران خود محور گرفته اند. در این تحقیق با تضمین ناشناس بودن افراد، در کنار برخی سؤالات دیگر از کارکنان خواسته شد به چهار ویژگی اصلی اخلاقی مدیران یعنی صداقت، مسئولیت‌پذیری، بخشش و همدلی و دلسوزی سوالاتی نمره بدهند. مدیران خودمحور غالباً این‌گونه توصیف‌شده‌اند، آن‌ها به تحریف واقعیت برای کسب منافع شخصی می‌پردازند و فارغ از هزینه‌ای که بر دیگران وارد می‌شود، خود و امنیت مالی خود را بیشتر موردتوجه قرار می‌دهند. این افراد کمی بیش از نصف موارد حقیقت را می‌گویند، غالباً انتقادها را متوجه دیگران می‌کنند، دائماً افرادی که دارای حسن نیتی که مرتکب اشتباه شده‌اند را مجازات می‌کنند و در عمل به قول‌های خود غیرقابل اعتماد هستند.

▪️تحلیل راهبردی:

➕همواره در ذهن ما هست که آنان که راست می گویند، می بازند. آنانکه ساده و غیرسیاسی برخورد می کنند میدان را به کسانی که دروغگو هستند واگذار می کنند. چرا؟ چون فقط ظاهر امور را می بینم. کسی که دروغ می گوید می تواند برای مدتی محدود، عده ای محدود را بفربید اما نمی تواند برای همیشه همه را بفریبد.

➕اما باطن چیز دیگری است: آنکس که راست می گوید و راستی را پیشه می کند، دارد بزرگترین سرمایه گذاری را می کند چرا که می داند گران ترین کالای بازار، اعتماد است. چون من و شما به عنوان همکار، مشتری و شریک، به دنبال چه کسانی هستیم؟ کسانی که بشود به آن ها اعتماد کرد. بهمین خاطر است که مدیران سالم، گران هستند، چون کالایی گران قیمت را با خود حمل می کنند. و با استفاده از همین سرمایه است که ثروت خود و دیگران را چندین برابر می کنند.


به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
👍1
اقتصاد خیر و شر
از گیل گمش تا وال استریت
Economics of Good and Evil

نويسنده؛ توماس زدلاچک
ترجمه؛ احد علیقلیان

زدلاچک معتقد است”اقتصاد جریان غالب” به تدریج همه رنگ و رنگ مایه‌های خود را به دنیای فن سالارانه وانهاده است که در آن سیاه و سفید حکومت می‌کند و درنمی یابد اقتصادی که امروز می‌شناسیم پدیده‌ای فرهنگی است که محصول تمدن ماست.

می‌گوید در نهایت، کل اقتصاد، اقتصاد خیر و شر است. می‌خواهد نشان دهد که ریاضیات، الگوها، معادلات و آمار فقط گوشه کوچکی از اقتصاد است.

از این رو در فصول مختلف کتاب، نویسنده اقتصاد را در افسانه‌ها، دین، الهیات، فلسفه و علم جستجو می‌کند. زدلاچک در فصل‌های کتاب به تفصیل می‌کوشد تا اثر افسانه‌ها، داستان‌ها، علوم، تجربه‌ها و فرهنگ‌ها را در یونان باستان، در مسیحیت و در قرون وسطی در حوزه اقتصاد نشان دهد. می‌پرسد چقدر از اقتصاد علم، چقدر آن افسانه و چقدر از آن ایمان است؟

کتاب می‌کوشد نشان دهد که اندیشه‌ی اقتصادی در جریان تاریخ همیشه به نحو معناداری تحت تاثیر جریان‌های فلسفی و دینی بوده و همیشه محتوایی اخلاقی داشته است، و بعد‌ها بیشتر در قرن بیستم اندیشه اقتصادی به خصوص تحت تاثیر جبرگرایی، فلسفه مکانیکی دکارت، عقل‌گرایی ریاضی و فایده‌گرایی فردگرایانه ساده شده قرار گرفته است.

ظهور این عوامل تاثیرگذار، علم اقتصاد رآ بدان گونه که در متون درسی امروز می‌شناسیم، دگرگون کرد، و علم اقتصاد رآ پر از معادلات، نمودارها، اعداد، فرمول‌ها … پر از ریاضیات کرد. بی‌گمان ریاضیات زبان اصلی علم اقتصاد شده است.

امروز پیداست که در میان علوم اجتماعی، علم اقتصاد بیشترین بهره رآ از ریاضیات برده است و اگر هم سرمشقی علمی داشته باشد، آن سرمشق فیزیک است. بویژه ظهور فن‌آوری جدید رایانه‌ای که با مقادیر حیرت انگیزی از داده ها کار می کند، اقتصاد رآ کاملا ریاضی وار کرده است‌.

در علم اقتصاد اکنون از تاریخ، روانشناسی، فلسفه و یا رویکرد گسترده تر علوم اجتماعی چندان اثری نمی یابیم. کتاب می کوشد توضیح دهد که علم اقتصاد چگونه از رشته ای از فلسفه اخلاق به علمی عمدتاً ریاضی گونه رسید.

مولف بر فرضیه بازارهای عقلایی می‌تازد و بر این عقیده خرده می‌گیرد که ” بازار عقلایی قابل اندازه‌گیری” است و این …

*خلاصه این کتاب را در این‌جا بخوانيد*

به بیان مؤلف آن، این کتاب درباره تاریخ جامع اندیشه اقتصادی نیست، بلکه می‌خواهد پاره‌ای فصول درباره تاریخ اندیشه اقتصادی را اصلاح کند و دیدگاهی گسترده‌تر به آن بدهد و عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد را از زاویه‌ای تحلیل کند که معمولاً از چشم اقتصاددانان و عموم خوانندگان پنهان می‌ماند.

زدلاچک معتقد است «اقتصاد جریان غالب» به‌تدریج همه رنگ و رنگ مایه‌های خود را به دنیای فن‌سالارانه وانهاده است که در آن سیاه و سفید حکومت می‌کند و درنمی‌یابد اقتصادی که امروز می‌شناسیم پدیده‌ای فرهنگی است که محصول تمدن ما است. می‌گوید در نهایت، کل اقتصاد، اقتصاد خیروشر است.

می‌خواهد نشان ‌دهد که ریاضیات، الگوها، معادلات و آمار فقط گوشه کوچکی از اقتصاد است. از این‌رو در فصول مختلف کتاب، نویسنده اقتصاد را در افسانه‌ها، دین، الهیات، فلسفه و علم جستجو می‌کند.

واتسلاو هاول، رئیس‌جمهور اسبق چک، در پیش‌گفتار کتاب می‌گوید که تلاش کتاب آن است که تصورات قالبی را درهم شکند، از بند تخصص تنگ‌نظرانه رها شود و به آن سوی مرزهای اقتصاد سفر کند و ارتباط اقتصاد را با تاریخ، فلسفه، روانشناسی و افسانه‌های کهن نشان دهد.

زدلاچک اقتصاد باستان را با تحلیل حماسه گیل‌گمش شروع می‌کند. این اثر حماسی کهن‌ترین اثر ادبی در اختیار بشر است که به سال ۲۴۰۰ پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد.

زبان کتاب سومری است و وقایع دوازده لوح این افسانه در شهر اوروک (در جنوب عراق کنونی) اتفاق می‌افتد. نشر چشمه ترجمه احمد شاملو از این افسانه را منتشر کرده است.

*گیل‌گمش می‌کوشد جاودانه شود.*

زدلاچک ساخت دیواری بی‌همتا توسط گیل‌گمش را که بن‌مایه اصلی داستان است به پیدایش شهر پیوند می‌زند؛ گیل‌گمش بدین‌گونه به جستجوی جاودانگی می‌رود.

به فرمان گیل‌گمش دیواری ساخته می‌شود که شهر را از طبیعت وحشی جدا می‌کند و بدین‌ترتیب فضایی برای نخستین فرهنگ انسانی می‌آفریند. این حماسه سپس این اندیشه را به کمک دوستی گیل‌گمش و انکیدو در هم می‌شکند؛ عشقی که از دیدگاه جامعه نیز غیرضرور است.

به بیان مؤلف، برای تولید اقتصادی کارآمد، برای رفاه جامعه، کافی است بی‌هیچ درگیری عاطفی مهمی عضو گروه شویم؛ آجری از دیوار شویم.
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji/10173


كانال قواعدبازي؛
https://chat.whatsapp.com/FYQJdmqJMtUL7A9Ua4Pc8Z
👍1
🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
اقتصاد خیر و شر از گیل گمش تا وال استریت Economics of Good and Evil نويسنده؛ توماس زدلاچک ترجمه؛ احد علیقلیان زدلاچک معتقد است”اقتصاد جریان غالب” به تدریج همه رنگ و رنگ مایه‌های خود را به دنیای فن سالارانه وانهاده است که در آن سیاه و سفید حکومت می‌کند و…
بخش دوم اقتصاد خير و شر

در این مرحله، گیل‌گمش دوستی را غیرضروری و غیرمولد می‌شمارد تا آن‌که مزه دوستی با انکیدو را می‌چشد. در آغاز انکیدو نیز از حیوان به فردی متمدن و شهرنشین بدل می‌شود. دوستی این دو ماجراهای تازه و ناشناخته را نشان می‌دهد؛ فرصت این‌که آجر دیگری در دیوار نباشیم.

از دل این افسانه، زدلاچک چند مفهوم اقتصادی را پررنگ کرده و ارائه می‌دهد. اول انقیاد طبیعت وحشی که کار دلاورانه گیل‌گمش است و او جرأت آزمودنش را می‌یابد. تغییر تاریخی مهم آن است که مردم، محیط غیرطبیعی یعنی شهر را طبیعی‌تر می‌پندارند.

سپس آن را نیمه‌کاره رها می‌کند و با دوستش راهی آن سوی دیوار می‌شود. گیل‌گمش دیگر جاودانگی را در ساخت دیوار نمی‌جوید؛ بلکه آن را در اعمال قهرمانانه تا آخر عمر به همراه دوستش می‌جوید.

در این افسانه، شهر به نهاد تخصصی‌شدن بازار بدل می‌شود؛ هر کس در کاری که آن را ارزشمندتر می‌شمارد، تخصص یافته و برآوردن دیگر نیازهای پرشمار خود را به دیگران سپرده است.

این حماسه یکی از گام‌های بسیار بزرگ‌تر در پیشرفت تقسیم کار را ثبت می‌کند. شهر همچنین برای بیشتر ساکنان خود امکان ایجاد پیشه‌ها و تجارت را نیز به‌وجود می‌آورد.

با پدیده آفرینش شهر، تخصصی‌شدن، تقسیم کار و انباشت ثروت به­وجود می‌آید. مفهوم «خودکفایی» نیز در این افسانه طرح می‌شود. انکیدو که در وضع طبیعی خود خوشبخت بود، زیرا همه نیازهایش برآورده می‌شد، وقتی توسط گیل‌گمش به شهر آورده می‌شود، و جدایی از محیط طبیعی بیرونی و درونی آغاز می‌شود، «خودکفایی» نیز مفهوم خود را از دست می‌دهد.

براساس این حماسه، شهر که نماد مردم، تمدن و غیرطبیعت تلقی می‌شود، بدآن معناست که وضع طبیعی چیزها، حالت هنگام تولد، ناقص و شریرانه می‌شود. کتاب در سایر فصل‌ها شرح مفصلی از دوگانگی شهر و طبیعت در اندیشه‌های یهودی و مسیحی ارائه می‌کند که برخوردی متفاوت با فضای شهر در افسانه گیل‌گمش دارد. وی درباره تفاوت آشکار میان زندگی مستقل چادرنشینی و شهر متمدن سخن می­گوید و توضیح می‌دهد طبیعی‌بودن انسان را کدام نحله شرّ و کدام خیر تلقی می‌کنند.

از این مضمون گیل‌گمش که «انکیدو را نمی‌توان شکست داد، اما می‌توان او را به خدمت خیر درآورد،» زدلاچک به مفهوم اقتصادی «دست نامرئی بازار» اشاره می‌کند. به جای به‌کار انداختن نیروی فراوان در جنگ با شر (خودخواهی، نفع خود را بر نفع همسایگان مقدم شمردن)، بهتر آن است که از نیروی خود آن، برای رسیدن به هدف مطلوب استفاده کرد.

بعد از این، مؤلف در حماسه به موضوع بیشینه‌سازی اقتصادی کلاسیک «فایده» نیز می‌پردازد: تعقیب اصل لذت مصرف‌کننده توسط گیل‌گمش؛ اندیشه‌ای که چهار هزار سال بعد در دستان فایده‌گرایان به صورت نظریه اقتصادی پذیرفته می‌شود.

کتاب در فصل «عهد عتیق» خود به نقش یهودیان در گسترش اقتصاد سرمایه‌داری (در مفهوم امروزین آن) می‌پردازد. از قول نایل فرگوسن می‌نویسد، «خود مارکس مقاله‌ای نوشت در بررسی «درباره یهودیان» که سرمایه‌دار را، صرف‌نظر از دینش، با «یهودی واقعی» یکی می‌شمرد.»

زدلاچک معتقد است تمدن جهانی بابت اندیشه پیشرفت بسیار مدیون عبریان است. اما بلافاصله اضافه می‌کند که در جریان تاریخ، خود مفهوم پیشرفت دستخوش تغییرات اساسی شده است. کینز صد سال پیش نوشت که فقط در سه قرن گذشته با رشد فراوان و پیشرفت مادی چشمگیر آشنا شده‌ایم، و پیشرفت حتی در قرن هفدهم سرعتی نداشت. با این رشد سریع است که امروزه اقتصاددانان به چهره‌های اصلی بسیار مهم روزگار ما بدل شده‌اند. از آنان انتظار می‌رود که تفسیرهایی از واقعیت به دست بدهند و پیشگویی ‌کنند.

مؤلف معتقد است که اندیشه یهودی زمینی‌ترین و واقع‌گرایانه‌ترین مکتب فکری در میان همه مکاتبی است که بر فرهنگ غرب تأثیر گذاشته‌اند. برخلاف مسیحیت، مفهوم بهشت غیرزمینی در اندیشه عبری چندان تکامل نیافت و بهشت بنی‌اسرائیل، عدن، در اصل جایی در زمین بود. یهودیان به مفهوم بهشت به هیچ روی شاخ و برگ نداده‌اند. ولتر و ماکس وبر هر دو به زمینی‌بودن یهودیت اشاره دارند. آموزه‌های عهد عتیق به‌ندرت ثروت را حقیر می‌شمارد یا فقر را می‌ستاید. در عهد جدید است که شدت تحقیر ثروت را می‌بینییم. این برای سرمایه‌داری دموکراتیک بسیار مهم است. زیرا کهن‌الگوی قهرمان یهودی، سنگ بنای بسیار بهتری برای تحول پدیده قهرمان در اعصار بعد می‌نهد که با زندگی به گونه‌ای که ما امروز می‌شناسیمش، سازگارتر است. مؤلف تاکید دارد که هر قدر بر تأثیر اندیشه یهودی بر رشد دموکراسی بازار تأکید کنیم به گزاف نخواهد بود. میراث اصلی ما فقدان برداشت ریاضت‌کشانه از جهان، احترام به قانون و مالکیت خصوصی بود، اما این میراث پایه شبکه اجتماعی ما را نیز بنا نهاد.

ادامه مطلب؛
https://abdoh.net/اقتصاد-خیر-و-شر-از-گیل-گمش-تا-وال-استریت-e/


كانال قواعدبازي؛
https://chat.whatsapp.com/FYQJdmqJMtUL7A9Ua4Pc8Z
👌1
آرزو کنیم حال همه در این فصل بهار خوب باشد
خیابان پر باشد از عابران سر خوشی که نه غصه‌ای برای خوردن دارند
نه مشکلی برای حل نشدن، نه دلیلی برای گوشه‌گیری و تنها بودن
عابرانی که سرخوش و آسوده از کنار هم عبور می‌کنند
و می‌خندند، از ته دلشان می‌خندند
آرزو کنیم حال همه خوب باشد
به خوبیِ عطر یاس کوچه باغ‌های قدیمی
به خوبی دو روز مانده به عید زمان کودکی
دوستان بهارتان مبارک باد
👏2
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 رهبران موفق چه شکلی‌اند؟

▫️چگونه در دنیای پرتلاطم امروز به یک مدیر کارآمد تبدیل شویم؟ اولین شماره هاروارد بیزینس ریویو در سال ۲۰۲۴ به موضوع رهبری واکنشی پرداخته که در این قسمت برنامه اکوکست آن را بررسی کردیم.

▫️نیتین نوهریا، نویسنده و استاد برجسته مدیریت، به بررسی چهار نوع اتفاق غیرقابل پیش بینی که در هر سازمانی رخ می دهد می پردازد و برای هر کدام از آن‌ها راه‌حل عملی ارائه می‌دهد.

▫️وقایعی مثل:‌ اتفاقات کم اهمیت و گذرا، بحران های بزرگ و بلندمدت، مشکلات بالقوه که به تدریج آشکار می شوند و بحران های کاذب.

▫️نویسنده مقاله همچنین به دو مهارت کلیدی اشاره می کند که هر مدیر برای رهبری به آن‌ها نیاز دارد:

▫️ایجاد یک شبکه قوی از افراد برای دریافت اطلاعات مختلف و نظرات متفاوت و پرورش "شم مدیریتی" برای تشخیص درست و واکنش مناسب.

#اکوکست

📺 @ecoiran_webtv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✴️تجاری سازی هوش مصنوعی ؟!
✳️ بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!
بخش اول
✅ در تئوری بازی؛ دو نوع بازی داریم: بازی متناهی و بازی نامتناهی! در بازی متناهی؛ بازیگران مشخص، قوانین ثابت، و روی اهداف از قبل توافق می گردد. مثل بازی بیس بال.

◼️در بازی بیس بال توافق می کنیم که قوانین چه هستند و در پایان ٩ دوره یا ست بازی؛ هر کسی که دویدن بیشتری داشته باشد، برنده  اعلام شده و بازی تمام می شود.
هیچ کس نمی گوید صبر کن صبر کن صبر کن! اگر بتوانیم ٣ ست دیگر بازی کنیم، می‌دانم که می‌توانیم پیروز شویم. این اتفاق نمی افتد! ما در بازی بیس بال یا یک بازی متناهی؛ برنده و بازنده داریم.

⚫بازی دیگر، بازی نامتناهی است. در این بازی؛ هم بازیکنان شناخته و هم ناشناخته تعریف می شوند، قوانین قابل تغییر هستند و هدف؛ حفظ بازی، و بازی برای تداوم یا ادامه بازی است!
▪︎وقتی یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن محدود قرار می دهیم، سیستم پایدار است مانند بازی بیس بال.
▪︎وقتی یک بازیکن نامحدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می دهیم، سیستم باز پایدار است؛ مانند جنگ سرد! زیرا هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد. بنابراین، ما آنرا حفظ می کنیم و به بازی ادامه می دهیم تا آن را پایدار نگه داریم.

◾از آنجایی که در یک بازی نامحدود هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که بازیکنان وقتی اراده یا منابع لازم برای بازی را تمام می کنند، آنرا ترک می کنند. سپس، آنها توسط بازیکنان دیگر جایگزین می شوند و از زمانی که بازیکنان تغییر می کنند و جایگزین می شوند، بازی تداوم می یابد. (مثل بازی تجارت بین الملل که با حذف چند کشور، متوقف نمی شود و به راحتی، بازیکن جایگزین شروع به بازی می کند.)

■مشکل زمانی پیش می‌آید که شما یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می‌دهید! زیرا بازیکن محدود برای بردن بازی می‌کند و بازیکن نامتناهی برای ماندن در بازی! بازیکن محدود، همیشه ناامید می شود زیرا خود را در باتلاق و اوضاع بسیار دشوار می بیند. به عنوان مثال، ایالات متحده در جنگ ویتنام؛ ایالات متحده برای پیروزی می جنگید، ویتنامی ها برای زنده ماندن برای زندگی خود و برای مردم خود! نمونه دیگر؛ اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان است! اتحاد جماهیر شوروی برای شکست دادن مجاهدین می جنگید، در حالی که مجاهدین تا زمانی که برای مردمش لازم بود می جنگیدند!

◾حالا بیایید به بازی تجارت نگاه کنیم. بازی تجارت طبق تعریف خود یک بازی نامتناهی است. قبل از اینکه هر شرکتی در این سیاره وجود داشته باشد، از قبل وجود داشته است و از تمام شرکت‌های روی این سیاره هم بیشتر خواهد بود. اما اگر به حرف‌های اکثر شرکت‌ها گوش دهید، آنها نمی‌دانند در چه بازی ای هستند آنها فقط می گویند که می خواهند شماره یک باشند. بر اساس چه معیارهایی؟ بر اساس کدام چارچوب زمانی؟ درآمد؟ سهم بازار؟ متر مربع؟ تعداد کارکنان؟ بر اساس چه مدت زمانی؟ یک فصل؟ یک سال؟ ۵٠ سال؟ چه کسی با آن استانداردها موافقت کرده؟ شما نمی توانید ناگهان خودسرانه بگویید "ما شماره یک هستیم" در حالی که هیچ کس دیگری با آن استانداردها موافقت نکرده است!

●شکست دادن رقبا  بی معنی است! برخی از شرکت ها رقبای خود را مطالعه می کنند و سعی می کنند از آنها پیشی بگیرند. با این حال، ما هرگز از شرکتی نشنیده ایم که توسط رقبایی که می شناسند، سقوط کرده باشد. آنها همیشه توسط رقبایی که نمی شناسند از بین می روند.

◼️آیا فکر می کنید شرکت مای اسپیس می دانست که فیس بوک وجود دارد؟ آن موقع نگران فرندستر بودند! شما نمی توانید با مطالعه رقبای خود تصمیمات استراتژیک بگیرید بلکه می توانید تصمیمات تاکتیکی بگیرید. به همین دلیل است که وقتی به روشی که اکثر شرکت ها بازی می کنند گوش می دهید، آنها در بازی اشتباه هستند. به همین دلیل ناامید می شوند!

■سازمان های بزرگ می دانند که برای ماندن در بازی، بازی می کنند. به عنوان مثال، جیمز دی سینگال، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل سابق Costco؛ یک زنجیره خرده فروشی بین المللی، گفت که وال استریت در حال کسب و کاری است که یک فصل از سال را می سازد، اما ما در کسب و کار ساختن شرکت برای ۵٠ سال آینده هستیم.
🎙سایمون سینک‌
🖊️ترجمه دکتر امیرعباس زینت بخش
✳️ بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!
بخش دوم

✅ درک این موضوع که بدانید در چه بازی ای هستید (متناهی یا متناهی)، نوع تصمیم گیری شما و نوع نگاه شما به جهان را به شدت تغییر می دهد. این یک ساختار و اصل فوق العاده قطعی است. بگذارید یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم.

●من در یک اجلاس آموزشی برای مایکروسافت سخنرانی کردم. همچنین در اجلاس آموزشی برای اپل سخنرانی کردم. در اجلاس آموزشی مایکروسافت (در زمان استیو بالمر)، می‌توانم بگویم که ٧٠ درصد از مدیران حدود ٧٠ درصد از سخنرانی‌های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی شکست دادن اپل کردند.
در اجلاس آموزشی اپل، ١٠٠ درصد از مدیران آنها ١٠٠ درصد از سخنرانی های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی کمک به معلمان در تدریس و نحوه کمک به دانش آموزان در یادگیری کردند!

⚫یکی متناهی و دیگری نامتناهی بازی می کند. حدس بزن! کدام یک ناامید می شود؟ در پایان صحبت من در مایکروسافت، آنها به من هدیه دادند. آنها مایکروسافت Zune جدید خود را به من هدیه دادند. و اجازه دهید به شما بگویم! چیز فوق العاده ای بود! زیباترین تکه فناوری بود که تا به حال استفاده کرده بودم! رابط کاربری باورنکردنی بود، طراحی عالی بود، من کاملا آن را دوست داشتم! استفاده از آن آسان بود، پر جلوه و زرق و برق دار بود! شگفت آور بود! در حالی که در صندلی عقب تاکسی با یکی از مدیران ارشد اجرایی اپل نشسته بودم گفتم: می دانید که مایکروسافت Zune جدید خود را به من داده است. خیلی بهتر از آی پاد تاچ شما! آن مرد رو به من کرد و گفت: شک ندارم! گفتگو تمام شد!

■بازیکن نامتناهی می فهمد که گاهی جلوتر هستید، گاهی اوقات عقب هستید. گاهی اوقات، محصول شما بهتر است، گاهی اوقات، بدتر! هدف این نیست که هر روز بهترین باشید، هدف این نیست که هر روز از رقبای خود پیشی بگیرید. این حرفها مال یک بازی محدود است!

▪️رقیب اصلی من کیست؟
اگر در آن زمان به مایکروسافت می‌گفتم که آی‌پاد تاچ جدید را دریافت کردم، بسیار بهتر از Zune شماست، آنها می‌گفتند: آیا می‌توانیم آن را ببینیم؟ چه کاری انجام می‌دهد؟ و به شکل بی وقفه به واکنش خود ادامه می دادند!

●بازیکنان محدود، بازی می کنند تا شرط بندی شوند تا افراد اطراف خود را شکست دهند. بازیکنان نامحدود، برای بهتر بودن از خودشان بازی می کنند. آنها هر روز از خواب بیدار می شوند و می گویند که چگونه ما شرکت خود را امروز نسخه ای بهتر از دیروز آن کنیم؟ چگونه می توانیم محصولی را در این هفته ایجاد کنیم که بهتر از محصول هفته گذشته مان باشد؟ ما هم باید بازی نامتناهی را انجام دهیم.

⚫موضوع؛ رتبه یکم بودن نیست. مهم این نیست که در توییتر فالوورهای بیشتری نسبت به دوستان خود داشته باشید. موضوع؛ پشت سر گذاشتن دیگران نیست! موضوع؛ در مورد چگونگی پیشی گرفتن از خود است! موضوع، فروش کتاب های بیشتر یا دریافت بازدیدهای TED بیشتر از دیگران نیست، بلکه این است که چگونه مطمئن شوید آثاری که تولید می کنید بهتر از کارهایی است که قبلا تولید کرده اید. شما رقیب خود هستید! و این چیزی است که تضمین می کند که شما در بازی، طولانی ترین مدت بمانید و این همان چیزی است که باعث می شود شادی پیدا کنید! زیرا شادی ها نه از مقایسه، بلکه از پیشرفت حاصل می شود!
🖊️سایمون سینک
ترجمه دکتر امیرعباس زینت بخش
بازنشراز: کانال قواعدبازی
👍1
Salary_Survey_Report_1403_JobVisionگزارش_حقوق_ودستمزد.pdf
6.9 MB
گزارش حقوق ودستمزد۱۴۰۳
✳️ مدل آیدا، یکی از مدل های رایج در بازاریابی و فروش است. از این مدل بازاریابی در کلیه فعالیت های بازاریابی آنلاین و آفلاین می توان به راحتی استفاده کرد.