📈 تحلیل ۵٠ سال اقتصاد ایران در سه پاراگراف
محمد حسین ادیب
کسانی که در ۵٠ سال گذشته در ایران صاحب ثروت شدند در ٩٠ درصد موارد ثروت خود را به اموال غیر منقول ( مسکن ، مغازه ، ویلا …) تبدیل کردند و کسانی که اکنون صاحب ثروت می شوند اگر در بخش بازرگانی اند باید ثروت خود را صرف افزایش سرمایه در گردش کنند و الا از بازار حذف می شوند ، اینهایی که الان سود بدست می آورند اگر در بخش تولید اند باید همه سود را صرف نوسازی تکنولوژی کنند والا تولیدشان گران تر از رقبائی خواهد بود که تکنولوژی به روز دارند و از بازار حذف می شوند و کسانی که در بخش خدمات هستند و سود می کنند باید سود را صرف افزایش سرمایه در گردش و نوسازی کنند والا کسانی که سود را در این دو زمینه هزینه می کنند اینها را از بازار اخراج می کنند ؛
لذا فعالین اقتصادی موجود که سود مازاد بر تورم کسب می کنند ، پول خود را وارد خرید در دو حوزه نمی کنند : دارایی سرمایه ای که دوران بازگشت سرمایه آن بیش از ۵ سال باشد و واحد مسکونی در جای اشتباه و متراژ اشتباه لذا ٩٠ درصد ثروتی که مردم در ۵٠ سال گذشته ایجاد کردند بوسیله کسانی که الان کسب ثروت می کنند خریداری نمی شود زیرا یا دوران بازگشت سرمایه آن بالای ۵ سال است و یا واحد مسکونی است در جای اشتباه و با متراژ اشتباه ؛ و ثروت اینها روی دست شان باد کرده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
محمد حسین ادیب
کسانی که در ۵٠ سال گذشته در ایران صاحب ثروت شدند در ٩٠ درصد موارد ثروت خود را به اموال غیر منقول ( مسکن ، مغازه ، ویلا …) تبدیل کردند و کسانی که اکنون صاحب ثروت می شوند اگر در بخش بازرگانی اند باید ثروت خود را صرف افزایش سرمایه در گردش کنند و الا از بازار حذف می شوند ، اینهایی که الان سود بدست می آورند اگر در بخش تولید اند باید همه سود را صرف نوسازی تکنولوژی کنند والا تولیدشان گران تر از رقبائی خواهد بود که تکنولوژی به روز دارند و از بازار حذف می شوند و کسانی که در بخش خدمات هستند و سود می کنند باید سود را صرف افزایش سرمایه در گردش و نوسازی کنند والا کسانی که سود را در این دو زمینه هزینه می کنند اینها را از بازار اخراج می کنند ؛
لذا فعالین اقتصادی موجود که سود مازاد بر تورم کسب می کنند ، پول خود را وارد خرید در دو حوزه نمی کنند : دارایی سرمایه ای که دوران بازگشت سرمایه آن بیش از ۵ سال باشد و واحد مسکونی در جای اشتباه و متراژ اشتباه لذا ٩٠ درصد ثروتی که مردم در ۵٠ سال گذشته ایجاد کردند بوسیله کسانی که الان کسب ثروت می کنند خریداری نمی شود زیرا یا دوران بازگشت سرمایه آن بالای ۵ سال است و یا واحد مسکونی است در جای اشتباه و با متراژ اشتباه ؛ و ثروت اینها روی دست شان باد کرده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ این راهش نیست!
✅ اریک بارکر یه کتاب شدیدا جذاب و علمی داره به اسم "این راهش نیست" که در اون فکتهای تلخ براومده از معتبرترین پژوهشها رو به صریحترین شکل ممکن به تصویر میکشه.
□ تو بخشی از کتاب، بارکر میپرسه؛ آیا واقعا آدمای شارلاتان، افراد موفقی هستند؟! اگه آره چرا و پاسخ میده… متاسفانه باید گفت بله!
●به طرز عجیبی دنیا، دنیای بیرحماست و شواهد قوی علمی نشون میده؛ آدمایی که اِبایی از ضایع کردن حق دیگری ندارن و با قصد و برنامه، تنها در پی منافع شخصی خودشون هستن، معمولا زودتر و سرراستتر به هدفهایی که تو سرشون دارن میرسن!
○طبق مطالعه جفری پفر، شارلاتانها خوب بلدن روی آدما تاثیر بذارن و از راه چاپلوسی، کارشون حسابی جلو میره! طبق مطالعه ترزا آمابیل در مقالهی"بینظیر اما بیرحم" مردم اونها رو قدرتمند تصور میکنن و در نهایت اونا خوب بلدن اون بخش از کارشون که درسته رو بولد کنن و باقی جاها رو بپوشونن.
■به ما یاد دادن که مثل آخر فیلمهای دیزنیلند همیشه خوبی بر بدی پیروز میشه: ولی متاسفانه موارد زیادی هست که پژوهشگران بررسی کردن و دیدن اصلا این مدلی نیست. یکی از تحقیقات که صراحتا در عنوان اون نوشته شده که "بدی از خوبی قدرتمندتره" نشون میده: "چیزای بد تاثیرگذارتر و موندگارتر از چیزای خوبه. احساسات بد، والدین بد، بازخوردهای بد نسبت به اونهایی که خوبن اثرات بیشتر و موندگارتری دارن و اطلاعات بد هم خیلی بیشتر و کاملتر از اطلاعات خوب بین آدما رد و بدل میشه.
□من چیز دیگهای نمیتونم بگم جز اینکه نتایج یه مطالعه غیررسمی نشون داده که احتمال دزدیده شدن کتابهایی که در زمینه مسائل اخلاقی هستن ۲۵ درصد بیشتر از سایر کتابهای موجود تو کتابفروشیهاست!
●تو بخش دوم بارکر میپرسه: خوب چرا آدمای شارلاتان افراد موفقی هستند؟! و میگه؛ آدمای شیشه خوردهدار، بیمحابا دنبال چیزی که میخوان میفتن و با یه اعتماد به نفس به شدت سمی، بیتوجه به نظر، حرف، حق و قضاوت دیگران، جسورانه فقط به خواستهشون فکر میکنن.
○در نهایت بارکر میگه؛ فکر میکنید من دارم شما رو تشویق میکنم که یه شارلاتان باشید! صبر کنید. این اول ماجراست.
■تحلیل سالها زندگی آدمای شارلاتان نشون میده که اونا خوب شروع میکنن، در کوتاه مدت هم به جاهای خیلی خوبی هم میرسن و نتایج دلخواهی هم میگیرن اما... نتایج مطالعات طولی نشون داده که موفقیت این آدمها معمولا کوتاه مدته و دستاوردهای اونها موندگار نیست.
□چرا که تو این مسیر به آدمایی برمیخورن که از خودشون شارلاتانترن و در نتیجه خودشون در درون خودشون همدیگه رو حذف میکنن. در کنار اون، ریسکپذیری بالا از دلایل دیگه حذف اونهاست.
●با توجه به این یافتهها چه درسی میتونیم از این شارلاتانها بگیریم!؟ بارکر میگه؛ واسه رسیدن به خواستههات میتونی با الهام از جسارت، پیگیری و پشتکاری که در این گروه از افراد هست، مصرانه "تو راه درستش" بری جلو./ گاهنامه مدیر
🖊دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اریک بارکر یه کتاب شدیدا جذاب و علمی داره به اسم "این راهش نیست" که در اون فکتهای تلخ براومده از معتبرترین پژوهشها رو به صریحترین شکل ممکن به تصویر میکشه.
□ تو بخشی از کتاب، بارکر میپرسه؛ آیا واقعا آدمای شارلاتان، افراد موفقی هستند؟! اگه آره چرا و پاسخ میده… متاسفانه باید گفت بله!
●به طرز عجیبی دنیا، دنیای بیرحماست و شواهد قوی علمی نشون میده؛ آدمایی که اِبایی از ضایع کردن حق دیگری ندارن و با قصد و برنامه، تنها در پی منافع شخصی خودشون هستن، معمولا زودتر و سرراستتر به هدفهایی که تو سرشون دارن میرسن!
○طبق مطالعه جفری پفر، شارلاتانها خوب بلدن روی آدما تاثیر بذارن و از راه چاپلوسی، کارشون حسابی جلو میره! طبق مطالعه ترزا آمابیل در مقالهی"بینظیر اما بیرحم" مردم اونها رو قدرتمند تصور میکنن و در نهایت اونا خوب بلدن اون بخش از کارشون که درسته رو بولد کنن و باقی جاها رو بپوشونن.
■به ما یاد دادن که مثل آخر فیلمهای دیزنیلند همیشه خوبی بر بدی پیروز میشه: ولی متاسفانه موارد زیادی هست که پژوهشگران بررسی کردن و دیدن اصلا این مدلی نیست. یکی از تحقیقات که صراحتا در عنوان اون نوشته شده که "بدی از خوبی قدرتمندتره" نشون میده: "چیزای بد تاثیرگذارتر و موندگارتر از چیزای خوبه. احساسات بد، والدین بد، بازخوردهای بد نسبت به اونهایی که خوبن اثرات بیشتر و موندگارتری دارن و اطلاعات بد هم خیلی بیشتر و کاملتر از اطلاعات خوب بین آدما رد و بدل میشه.
□من چیز دیگهای نمیتونم بگم جز اینکه نتایج یه مطالعه غیررسمی نشون داده که احتمال دزدیده شدن کتابهایی که در زمینه مسائل اخلاقی هستن ۲۵ درصد بیشتر از سایر کتابهای موجود تو کتابفروشیهاست!
●تو بخش دوم بارکر میپرسه: خوب چرا آدمای شارلاتان افراد موفقی هستند؟! و میگه؛ آدمای شیشه خوردهدار، بیمحابا دنبال چیزی که میخوان میفتن و با یه اعتماد به نفس به شدت سمی، بیتوجه به نظر، حرف، حق و قضاوت دیگران، جسورانه فقط به خواستهشون فکر میکنن.
○در نهایت بارکر میگه؛ فکر میکنید من دارم شما رو تشویق میکنم که یه شارلاتان باشید! صبر کنید. این اول ماجراست.
■تحلیل سالها زندگی آدمای شارلاتان نشون میده که اونا خوب شروع میکنن، در کوتاه مدت هم به جاهای خیلی خوبی هم میرسن و نتایج دلخواهی هم میگیرن اما... نتایج مطالعات طولی نشون داده که موفقیت این آدمها معمولا کوتاه مدته و دستاوردهای اونها موندگار نیست.
□چرا که تو این مسیر به آدمایی برمیخورن که از خودشون شارلاتانترن و در نتیجه خودشون در درون خودشون همدیگه رو حذف میکنن. در کنار اون، ریسکپذیری بالا از دلایل دیگه حذف اونهاست.
●با توجه به این یافتهها چه درسی میتونیم از این شارلاتانها بگیریم!؟ بارکر میگه؛ واسه رسیدن به خواستههات میتونی با الهام از جسارت، پیگیری و پشتکاری که در این گروه از افراد هست، مصرانه "تو راه درستش" بری جلو./ گاهنامه مدیر
🖊دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ زیست اخلاقی؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کدام سبک زندگی بهتر است؛ آمریکایی یا اروپایی؟
✅ زیاد کار کردن آمریکاییها موضوع جدیدی نیست و سرنخهای آن را در ادبیات نیز میتوان پیگیری کرد. فایننشالتایمز در گزارشی به مقایسه این دو جامعه پرداخته است.
□بر اساس آمارهای OECD، در سال ۲۰۲۲ هر کارگر آمریکایی ۱۸۱۱ ساعت کار کرده است، در مقابل در کل اروپای شمالی این عدد حدود ۱۵۰۰ ساعت است.
●از آنجایی که آمریکاییها نسبت به اکثر اروپاییها در هر ساعت کار بازدهی بیشتری دارند، متوسط درآمد آنها بیشتر از همه کشورهای اروپایی غیر از لوکزامبورگ، ایرلند، نروژ و سوئیس است.
○با این وجود، موسسه نظرسنجی گالوپ میگوید اکثر آمریکاییها احتمالا ساعات کاری اروپایی را ترجیح می دهند، فقط کارفرمایان آنها و هزینه بیمه درمانی مانع می شود.
■از سوی دیگر در آخرین گزارش شادی جهانی، ایالات متحده رتبه بیست و سوم را از نظر شادی گزارش شده به دست آورد. در عوض این کشورهای شمال اروپا هستند که رتبه های برتر را به خود اختصاص دادند. همچنین اروپایی ها در مهمترین شاخص موفقیت اجتماعی یعنی طول عمر برنده می شوند.
□طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایالات متحده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی بالاتری نسبت به تقریبا همه کشورهای اروپایی دارد؛ معادل ۱۲۳ درصد، تقریبا دو برابر آلمان و سه برابر نروژ، سوئد و دانمارک.
●از سوی دیگر آمریکا در انتشار کربن وضعیت بدتری دارد. آمریکایی ها بیشتر از اروپایی ها از ثروت اضافی خود برای خرید وسایل استفاده می کنند و میزان بیشتری از رانندگی و استفاده از تهویه مطبوع بهره میبرند.
○شاید اقتصاد جهانی به ایالات متحده یا حداقل چند نمونه مبتکر و نوآور آن نیاز داشته باشد، اما به نظر میرسد بهترین جا برای زیستن به حساب نمیآید.
🔗جزئیات در لینک زیر👇
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/4066090-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA?utm_source=telegram&utm_medium=social
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ زیاد کار کردن آمریکاییها موضوع جدیدی نیست و سرنخهای آن را در ادبیات نیز میتوان پیگیری کرد. فایننشالتایمز در گزارشی به مقایسه این دو جامعه پرداخته است.
□بر اساس آمارهای OECD، در سال ۲۰۲۲ هر کارگر آمریکایی ۱۸۱۱ ساعت کار کرده است، در مقابل در کل اروپای شمالی این عدد حدود ۱۵۰۰ ساعت است.
●از آنجایی که آمریکاییها نسبت به اکثر اروپاییها در هر ساعت کار بازدهی بیشتری دارند، متوسط درآمد آنها بیشتر از همه کشورهای اروپایی غیر از لوکزامبورگ، ایرلند، نروژ و سوئیس است.
○با این وجود، موسسه نظرسنجی گالوپ میگوید اکثر آمریکاییها احتمالا ساعات کاری اروپایی را ترجیح می دهند، فقط کارفرمایان آنها و هزینه بیمه درمانی مانع می شود.
■از سوی دیگر در آخرین گزارش شادی جهانی، ایالات متحده رتبه بیست و سوم را از نظر شادی گزارش شده به دست آورد. در عوض این کشورهای شمال اروپا هستند که رتبه های برتر را به خود اختصاص دادند. همچنین اروپایی ها در مهمترین شاخص موفقیت اجتماعی یعنی طول عمر برنده می شوند.
□طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایالات متحده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی بالاتری نسبت به تقریبا همه کشورهای اروپایی دارد؛ معادل ۱۲۳ درصد، تقریبا دو برابر آلمان و سه برابر نروژ، سوئد و دانمارک.
●از سوی دیگر آمریکا در انتشار کربن وضعیت بدتری دارد. آمریکایی ها بیشتر از اروپایی ها از ثروت اضافی خود برای خرید وسایل استفاده می کنند و میزان بیشتری از رانندگی و استفاده از تهویه مطبوع بهره میبرند.
○شاید اقتصاد جهانی به ایالات متحده یا حداقل چند نمونه مبتکر و نوآور آن نیاز داشته باشد، اما به نظر میرسد بهترین جا برای زیستن به حساب نمیآید.
🔗جزئیات در لینک زیر👇
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/4066090-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA?utm_source=telegram&utm_medium=social
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
فراغت بهتر است یا ثروت؟
مقایسه آمریکا و اروپا همچنان اقدام بحثبرانگیزی است؛ اما اظهارات رئیس صندوق نفتی نروژ درباره جاهطلب نبودن اروپاییها باعث شد تا بار دیگر این موضوع مورد توجه قرار بگیرد. زیاد کار کردن آمریکاییها موضوع جدیدی نیست و سرنخهای آن را در ادبیات نیز میتوان پیگیری…
*ما بیش از هر زمان دیگری در «اکنون زندگی کردن» نیاز داریم!*
بسیاری از انسانها زندگی کردن را به تعویق میاندازند. با خود میگویند؛ زمانی که فرصت بیشتری داشته باشم یا زمانی که کارهای فوری و زمانبر را به پایان رساندم، بهترین زندگی خود را خواهم کرد. به اطرافیانم خواهم گفت، وقتی کارها تثبیت شد و آرامش پیدا کردم، مهربانتر و پرشورتر خواهم بود. به خودمان قول میدهیم، زمانیکه کمی وقت بیشتری بدست آوریم، به وضعیت جسمانی خواهیم رسید و غذای سالمتری خواهیم خورد. با این حال، در اعماق وجودمان، هر یک از ما میدانیم که هرگز زمان بهتری برای زندگی کردن به بهترین شکل وجود نخواهد داشت، و اگر امروز نه، پس چه زمانی؟!
بیشتر ما طوری زندگی می کنیم که انگار تمام وقت دنیا را داریم و افسار زندگی در دستان ماست! ما زندگی کردن و رسیدن به بالاترین حد و بهترینِ خود را به تعویق میاندازیم. با این حال، روزها به هفتهها، هفتهها به ماهها و ماهها به سالها تبدیل میشوند و در هم میلغزند. قبل از اینکه متوجه شویم، زندگیمان تمام خواهد شد. و اکثر مردم، زمانی که روی تخت مرگ هستند، حسرتهای مشابهی دارند: اینکه ریسک کافی نکردهاند، به بالاترین پتانسیل شخصی خود دست نیافتهاند و عشق بیشتری به خود و دیگران ندادهاند.
هیچ روز اضافهای وجود ندارد تا بعدا به تلافی روزهای از دست رفته، به آنها چنگ زنیم. هیچ روز بیمعنایی وجود ندارد و تک تک روزهایمان مهم هستند. به امروز فکر کنید، روزی است که میتوانید انتخاب کنید برای چیزی والاتر ایستادگی کنید و همان کسی باشید که در اعماق قلبتان همیشه میخواستید، باشید. امروز روزی است که میتوانید تصمیم بگیرید به سلامت جسمانی فوقالعاده برسید یا یک رهبر واقعی در محل کار باشید یا بهعنوان یک انسان، اصیلتر باشید یا ریسک بیشتری کنید و به سمت ترسهایتان بدوید. به نظر من، رهبری همین است. غنیمت شمردن لحظه و زندگی کردن به عنوان الگویی برای دیگران از آنچه یک انسان میتواند خلق کند.
به فکر کردن درباره اینکه بهترین زندگی شما چگونه خواهد بود، ادامه دهید.
همانطور که در سخنرانیها و دورههای آموزشیام به اشتراک میگذارم: «با آگاهی بهتر، میتوانید انتخابهای بهتری داشته باشید و زمانی که انتخابهای بهتری داشته باشید، نتایج بهتری خواهید دید».
گفته ادوین لویی کول، اندیشمند و نویسنده امریکایی را همواره به خاطر داشته باشید؛ «شما با افتادن در آب غرق نمیشوید؛ شما با ماندن در آنجا غرق میشوید».
نلسون ماندلای پرآوازه هم گفته است؛ «پس از بالا رفتن از یک تپه بزرگ، متوجه میشوید که تپههای بیشتری برای بالا رفتن وجود دارد. لحظهای را برای استراحت، برای دزدیدن منظرهای باشکوه که شما را احاطه کرده است، برای نگاه کردن به مسافتی که آمدهاید، اختصاص میدهید. اما فقط بدانید که میتوانید لحظهای استراحت کنید، زیرا آزادی با مسئولیت همراه است و جرأت توقف مدام را ندارید، زیرا راه طولانی شما هنوز به پایان نرسیده است».
ما برای از پیش روی برداشتن موانع و چالشهای زندگی که خودمان و دیگران بر ما تحمیل کردهاند، برای رسیدن به عظمت و فضیلت شخصی و در «اکنون زندگی کردن»، به ۶ راه و شیوه تفکر و عمل نیاز داریم؛
۱) یک برنامه چندساله بلندمدت و جوانترها بلندمدتتر برای زندگی حرفهای و شخصی خود بنویسید: عملکرد شرکتهای بزرگ اطمینان و نمایش میدهند که بر اساس یک مأموریت، چشمانداز و بیانیه ارزش به خوبی اداره میشوند. یک برنامه روشن همراه با بیانی از مهمترین ارزشهایتان به شما این امکان را می دهد که انتخاب های عاقلانه تری داشته باشید که منجر به شکست های کمتری میشود.
۲) بیشتر فکر کنید: زمان بیشتری را صرف فکر کردن کنید. به هدف زندگی خود، چگونگی خلق ارزش و آنچه در زندگیتان نیاز به بهبود دارد، فکر کنید. تفکر بیشتر، افراد موفق را از افراد معمولی جدا میکند.شرکت ساتیام کامپیوتر، یکی از موفق ترین شرکتهای فناوری اطلاعات هند است. یکی از اصول راهنمای آنها، تشویق همتیمیها به اختصاص یک سوم از زمان و وقتشان برای فکر کردن و تفکر است. بیشتر انسانهای موثر بیشتر از دیگران فکر می کنند. حتما به این فکر کنید که میخواهید زندگی شما نشان دهنده چه چیزی باشد. به این فکر کنید که چگونه می توانید ارزش بیشتری ایجاد کنید. به آنچه در زندگی شما کار نمیکند و کارایی ندارد، فکر کنید تا بتوانید تغییراتی ایجاد کنید.
۳) به شغل و کارتان معنا ببخشید: رسیدن به تعادل بین کار و زندگی شخصی کار سادهای نیست، اما یک چالش روزانهی ضروری است. تعادل بخشیدن بین این دو برداشتن مرز بین آنهاست. به این معنی که کارتان را جزیی از زندگی بدانید و از آن لذت ببرید. برای ورزش، خانواده، دوستان و سلامت شخصی خود برنامه ریزی کنید. یک فرد متعادل و سالم، انرژی مثبت را به اطرافیان خود منتقل میکند.
بسیاری از انسانها زندگی کردن را به تعویق میاندازند. با خود میگویند؛ زمانی که فرصت بیشتری داشته باشم یا زمانی که کارهای فوری و زمانبر را به پایان رساندم، بهترین زندگی خود را خواهم کرد. به اطرافیانم خواهم گفت، وقتی کارها تثبیت شد و آرامش پیدا کردم، مهربانتر و پرشورتر خواهم بود. به خودمان قول میدهیم، زمانیکه کمی وقت بیشتری بدست آوریم، به وضعیت جسمانی خواهیم رسید و غذای سالمتری خواهیم خورد. با این حال، در اعماق وجودمان، هر یک از ما میدانیم که هرگز زمان بهتری برای زندگی کردن به بهترین شکل وجود نخواهد داشت، و اگر امروز نه، پس چه زمانی؟!
بیشتر ما طوری زندگی می کنیم که انگار تمام وقت دنیا را داریم و افسار زندگی در دستان ماست! ما زندگی کردن و رسیدن به بالاترین حد و بهترینِ خود را به تعویق میاندازیم. با این حال، روزها به هفتهها، هفتهها به ماهها و ماهها به سالها تبدیل میشوند و در هم میلغزند. قبل از اینکه متوجه شویم، زندگیمان تمام خواهد شد. و اکثر مردم، زمانی که روی تخت مرگ هستند، حسرتهای مشابهی دارند: اینکه ریسک کافی نکردهاند، به بالاترین پتانسیل شخصی خود دست نیافتهاند و عشق بیشتری به خود و دیگران ندادهاند.
هیچ روز اضافهای وجود ندارد تا بعدا به تلافی روزهای از دست رفته، به آنها چنگ زنیم. هیچ روز بیمعنایی وجود ندارد و تک تک روزهایمان مهم هستند. به امروز فکر کنید، روزی است که میتوانید انتخاب کنید برای چیزی والاتر ایستادگی کنید و همان کسی باشید که در اعماق قلبتان همیشه میخواستید، باشید. امروز روزی است که میتوانید تصمیم بگیرید به سلامت جسمانی فوقالعاده برسید یا یک رهبر واقعی در محل کار باشید یا بهعنوان یک انسان، اصیلتر باشید یا ریسک بیشتری کنید و به سمت ترسهایتان بدوید. به نظر من، رهبری همین است. غنیمت شمردن لحظه و زندگی کردن به عنوان الگویی برای دیگران از آنچه یک انسان میتواند خلق کند.
به فکر کردن درباره اینکه بهترین زندگی شما چگونه خواهد بود، ادامه دهید.
همانطور که در سخنرانیها و دورههای آموزشیام به اشتراک میگذارم: «با آگاهی بهتر، میتوانید انتخابهای بهتری داشته باشید و زمانی که انتخابهای بهتری داشته باشید، نتایج بهتری خواهید دید».
گفته ادوین لویی کول، اندیشمند و نویسنده امریکایی را همواره به خاطر داشته باشید؛ «شما با افتادن در آب غرق نمیشوید؛ شما با ماندن در آنجا غرق میشوید».
نلسون ماندلای پرآوازه هم گفته است؛ «پس از بالا رفتن از یک تپه بزرگ، متوجه میشوید که تپههای بیشتری برای بالا رفتن وجود دارد. لحظهای را برای استراحت، برای دزدیدن منظرهای باشکوه که شما را احاطه کرده است، برای نگاه کردن به مسافتی که آمدهاید، اختصاص میدهید. اما فقط بدانید که میتوانید لحظهای استراحت کنید، زیرا آزادی با مسئولیت همراه است و جرأت توقف مدام را ندارید، زیرا راه طولانی شما هنوز به پایان نرسیده است».
ما برای از پیش روی برداشتن موانع و چالشهای زندگی که خودمان و دیگران بر ما تحمیل کردهاند، برای رسیدن به عظمت و فضیلت شخصی و در «اکنون زندگی کردن»، به ۶ راه و شیوه تفکر و عمل نیاز داریم؛
۱) یک برنامه چندساله بلندمدت و جوانترها بلندمدتتر برای زندگی حرفهای و شخصی خود بنویسید: عملکرد شرکتهای بزرگ اطمینان و نمایش میدهند که بر اساس یک مأموریت، چشمانداز و بیانیه ارزش به خوبی اداره میشوند. یک برنامه روشن همراه با بیانی از مهمترین ارزشهایتان به شما این امکان را می دهد که انتخاب های عاقلانه تری داشته باشید که منجر به شکست های کمتری میشود.
۲) بیشتر فکر کنید: زمان بیشتری را صرف فکر کردن کنید. به هدف زندگی خود، چگونگی خلق ارزش و آنچه در زندگیتان نیاز به بهبود دارد، فکر کنید. تفکر بیشتر، افراد موفق را از افراد معمولی جدا میکند.شرکت ساتیام کامپیوتر، یکی از موفق ترین شرکتهای فناوری اطلاعات هند است. یکی از اصول راهنمای آنها، تشویق همتیمیها به اختصاص یک سوم از زمان و وقتشان برای فکر کردن و تفکر است. بیشتر انسانهای موثر بیشتر از دیگران فکر می کنند. حتما به این فکر کنید که میخواهید زندگی شما نشان دهنده چه چیزی باشد. به این فکر کنید که چگونه می توانید ارزش بیشتری ایجاد کنید. به آنچه در زندگی شما کار نمیکند و کارایی ندارد، فکر کنید تا بتوانید تغییراتی ایجاد کنید.
۳) به شغل و کارتان معنا ببخشید: رسیدن به تعادل بین کار و زندگی شخصی کار سادهای نیست، اما یک چالش روزانهی ضروری است. تعادل بخشیدن بین این دو برداشتن مرز بین آنهاست. به این معنی که کارتان را جزیی از زندگی بدانید و از آن لذت ببرید. برای ورزش، خانواده، دوستان و سلامت شخصی خود برنامه ریزی کنید. یک فرد متعادل و سالم، انرژی مثبت را به اطرافیان خود منتقل میکند.
۴) ریسکهای حسابشده را بپذیرید: هر هفته از منطقه امن خود خارج شوید. کاری را انجام دهید که شما را می ترساند، زیرا رشد در آن سوی ترس نهفته است.
۵) با محبت و مهربانی رفتار کنید: رهبران عالی، افرادی اصیل، صادق و مهربان هستند. مهربانی نشانه ضعف نیست، بلکه نشانهی قدرت است. با همه اطرافیان خود دلسوز، مودب و مهربان باشید. این به معنای عدم اتخاذ تصمیمات سخت در مواقع ضروری نیست. بلکه به معنای وارد کردن جنبهی انسانی بیشتر به سبک رهبری شماست.
۶) متفاوت باشید: رهبران به طور کلی، دنباله روی دیگران نیستند. بر اساس ارزشهای خود زندگی کنید، خلاق باشید و به آرمانهایتان پایبند باشید. از متفاوت بودن نترسید.
https://chat.whatsapp.com/LErhwZLNn2n5N9n5M4tUaL
۵) با محبت و مهربانی رفتار کنید: رهبران عالی، افرادی اصیل، صادق و مهربان هستند. مهربانی نشانه ضعف نیست، بلکه نشانهی قدرت است. با همه اطرافیان خود دلسوز، مودب و مهربان باشید. این به معنای عدم اتخاذ تصمیمات سخت در مواقع ضروری نیست. بلکه به معنای وارد کردن جنبهی انسانی بیشتر به سبک رهبری شماست.
۶) متفاوت باشید: رهبران به طور کلی، دنباله روی دیگران نیستند. بر اساس ارزشهای خود زندگی کنید، خلاق باشید و به آرمانهایتان پایبند باشید. از متفاوت بودن نترسید.
https://chat.whatsapp.com/LErhwZLNn2n5N9n5M4tUaL