مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ شاخص های حکمرانی

✅ مقایسه سه کشور سنگاپور ، آمریکا و انگلستان( بر اساس رتبه بندی بانک جهانی )
👍✨ وضعیت بی نظیر سنگاپور

🔹حاکمیت قانون :
سنگاپور( 99) ، آمریکا ( 88) ، انگلستان ( 89)

🔹ثبات سیاسی و فقدان خشونت :
سنگاپور (97) ، آمریکا ( 45) ، انگلستان ( 62)

🔹کارآمدی دولت :
سنگاپور( 100) ، آمریکا ( 86 ) ، انگلستان ( 85 )
🔹کیفیت قوانین:
سنگاپور(100 ) ، آمریکا ( 91 ) ، انگلستان ( 93 )
🔹کنترل فساد :
سنگاپور( 98) ، آمریکا ( 82 ) ، انگلستان ( 92 )

🔺(عالی = 100 امتیاز؛ بد = 0 امتیاز)
کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ حکایت همچنان باقیست

احسان سلطاني/اقتصاددان

چشم انداز اقتصادی که در دولت چهاردهم دیده می شود، به ویژه با رویکردها و دیدگاه های کاندیداهای ریاست جمهوری، "امیدوارکننده نیست."

"نه" قرار است وضعیت معیشت مردم بهتر شود، که احتمالا بدتر هم خواهد شد.
"نه" قرار است فساد و غارت اقتصاد کمتر شود، که بیشتر هم خواهد شد.
به ویژه این که با شعارهای فریبنده کلیشه ای آزادسازی اقتصاد و …، قرار است دست الیگارش ها و مافیاهای اقتصادی در "چپاول" هر چه بیشتر مردم و کشور، بیشتر باز گذاشته شود.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
بزرگ‌ترین شرکت‌های هوش مصنوعی در جهان براساس میزان جذب سرمایه
✳️ فساد سيستماتيك و تسخير دولت

✅ گرچه همۀ کشورهای دنیا با سطحی از فساد همواره مواجه هستند، اما آنچه فساد در ایران دهۀ اخیر را از دهه‌های پیشین و بسیاری از کشورها متمایز می‌کند؛ سرعت، شدت، عمق و سیستماتیک شدن آن است. از این رو اعلام مصادیق جدید فساد، موجی زودگذر بوده و به امری عادی تبدیل شده است.

🔹 بر اساس گزارش بانک جهانی و سازمان شفافیت بین‌الملل، ایران به‌طور پیوسته در میان کشورهایی با درجۀ بالای سطح ادراک فساد بوده و در آخرین گزارش سازمان شفافیت بین الملل، رتبه ایران در شاخص ادراک فساد از رتبۀ 147 در میان 180 کشور در سال 2022 به 149 در سال 2023 رسیده است.

🔹اهمیت شكل گيري فساد سيستماتيك از آن جهت است که از طريق نفوذ در دولت، در نظام تصميم گيري اختلال ايجاد شده، حاکمیت قانون و پاسخگویی از میان مي رود و منافع ذي نفعان موجب انحراف در تخصیص منابع مي شود. از آنجا که آنان تمايلي به شفافيت و پاسخگويي ندارند، دولت توان خوداصلاحي را از دست مي دهد. اين امر موجب كاهش مشروعيت و كارآمدي نظام مي شود. زيرا ذي نفعان از طريق فشار بر دولت و مجلس، بستر تصميماتي را فراهم مي آورند كه به زيان عموم مردم و به نفع اقليتي رانتخوار است. اگر مروري بر برخي از سياست هاي عمومي شود، متوجه مي شويم كه اين سياست، منافع عمومي را در نظر نمي گيرد. گران كردن اينترنت در عصر اطلاعات، همراه با كاهش دامنه آن و فيلتر كردن برخي از شبكه ها، سياستي به نفع اقليت ممتاز و عليه اكثريت جامعه است. در حالي كه تورم در مرز 40 درصد است و اين روزها نيز نرخ ارز از ثبات چند ماه گذشته فاصله گرفته و سير صعودي را در پيش گرفته است و دستمزد و حقوق تنها 20 درصد افزايش يافته است، اما ماليات ها 51 درصد رشد داشته كه عمدتا از حقوق بگيران و توليدكنندگان اخذ مي شود و به نفع دلالان و گروه هاي خاص بهره مند و شبه دولتی ها خواهد بود.

🔹 رانتخواران از طريق لابی‌گری، تامین مالی هزینه‌های کاندیداها و یا اعطای امتیاز، باعث می شوند تا تصمیمات بر مدار منافع آنان بچرخد. مصوبه واردات خودرو دست دوم و وضعیت کنونی آن نیز یکی از مصادیق آن است.

🔹به عنوان مثال گرچه شفافیت در بهبود حکمرانی ضرورت دارد اما آنان عمیقأ با شفافیت مخالفند. یکی از دلایل عدم شفافیت و شاید مهمترین دلیل عدم شفافیت در مواجهه با موارد فساد مالی، ارتباط مفسدان با ساختار درونی قدرت به شکل های مختلف بوده است. اظهارات چندی پیش رئیس سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر مشکلات دستگاه متبوع وی در مواجهۀ با فساد و همچنین هشدار وزیر کشور ایران در دولت دوازدهم مبنی بر اثرات «پول‌های کثیف و قاچاق»، در عرصه سیاست و قدرت در ایران، در نوع خود تکان دهنده بوده است ( ایسنا،11 / 12 / 1393). به طور قطع و مستند، نتیجه قدرت و نفوذ گروههای ذی نفع، کاهش رفاه جامعه است.

🔹از منظری دیگر، حلقه حکومت که در دهه اخیر بیشتر از گذشته بسته شده است، ادامه حیات خود را با حامی پروری دنبال می کند. اقتضای نظام بسته، حامی پروری و اقتصاد رانتی بوده که با وضع تحریم ها علیه کشور بر شدت آن افزوده شده است. در نتیجه، این گروه ها که به یمن تحریم، به عاملان دور زدن تحریم و کاهش فشار بر کشور تبدیل شده اند، نفوذ گسترده تری در نظام تصمیم گیری خواهند داشت.

🔹مفهوم ديگر اين پيام اين است كه فساد سيستماتيك موجب مي شود تا دولت در تسخير خواص درآمده و نظام فاقد مشروعيت و كارآمدي كه دو ركن پايداري يك نظام سياسي است شوند. از اين رو مبارزه با آن در اولويت است.
محمدرضا يوسفي/اقتصاددان و مدرس حوزه
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ سهم دلاری هر ایرانی از کیک اقتصاد ایران

✅ یک معیار بررسی رفاه بررسی سهم درآمدی است که به طور متوسط به هر فرد در کشور می‌رسد. این درآمد حاصل از ارزش افزوده‌ای است که در اقتصاد خلق می‌شود که به آن تولید ناخالص داخلی می‌گویند.

🔹ارزش تولید ناخالص داخلی به ریال گزارش می‌شود اما می‌توان با تبدیل آن به دلار به عنوان یک ارز بین‌المللی معیار فهم دقیق‌تری از تغییرات درآمد سرانه داشت.

🔹در این گزارش درآمد سرانه هر ایرانی بر حسب دلار در نیمه نخست سال‌های 1392 تا 1402 بررسی شده است.

👈نکته مهم این بررسی افت 20.1 درصد درآمد هر ایرانی بر حسب دلار در نیمه نخست امسال نسبت به سال قبل است. همچنین بررسی درآمد سرانه سالانه تا پایان سال 1401 نشان می‌دهد در سال‌های 1397 تا 1399 هر ایرانی به طور متوسط 2 هزار دلار کمتر از سال‌های 1392 تا 1396 درآمد بر حسب دلار داشته است که حاکی از افت رفاهی شدید در این مدت است.

لينك مطلب؛
https://news.mccima.com/23434/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
نسخه دنی رودریک استاد دانشگاه هاروارد برای کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه
نجات توسعه و علم اقتصاد از چنگ نئولیبرالیسم

این حرف نئولیبرال‌ها خطا نیست که وقتی اقتصادمان بانشاط و قوی و در حال رشد باشد، احتمال دست‌یابی به آن آرمان‌های گران‌قدر بیشتر می‌شود. ولی این تصورشان خطاست که باور دارند یک نسخۀ منحصربه‌فرد و جهان‌شمول برای بهبود عملکرد اقتصادی وجود دارد که در دست آن‌هاست.

خطای مهلک نئولیبرالیسم آن است که حتی علم اقتصاد را درست نمی‌فهمد. به یک دلیل ساده، باید نئولیبرالیسم را با تکیه بر اصول ادعایی خودش رد کرد: نئولیبرالیسم یعنی کارنابلدی در علم اقتصاد.


دنی رودریک: حتی سرسخت‌ترین منتقدان نئولیبرالیسم هم معترف‌اند که تعریف دقیق این واژه دشوار است. در معنای کلی، این تعبیر یعنی ترجیح بازار بر حکومت، مشوق‌های اقتصادی بر هنجارهای اجتماعی یا فرهنگی، و کارآفرینی خصوصی بر کنش دسته‌جمعی یا اجتماعی. این واژه برای توصیف طیف گسترده‌ای از پدیده‌ها استفاده شده است: از آگوستو پینوشه تا مارگارت تاچر و رونالد ریگان، از حزب دموکراتِ کلینتون و حزب کارگر جدیدِ بریتانیا تا گشایش اقتصادی در چین و اصلاح دولت رفاه در سوئد.

هر چیزی که بوی مقررات‌زدایی، لیبرال‌سازی، خصوصی‌سازی یا ریاضت اقتصادی بدهد، زیر چتر این واژه قرار می‌گیرد. امروزه نئولیبرالیسم به‌عنوان نمایندۀ آن ایده‌ها و روش‌هایی که ناامنی و نابرابری روزافزون اقتصادی را موجب شده‌اند و به ازدست‌رفتن ارزش‌ها و آرمان‌های سیاسی‌مان انجامیده‌اند، ناسزا می‌شنود و حتی نکوهش شده است که واپس‌گراییِ پوپولیستی جاری را تشدید کرده است.

علی‌الظاهر در عصر نئولیبرالیسم به سر می‌بریم. اما طرفداران و مروّجان نئولیبرالیسم، یعنی نئولیبرال‌ها، کیستند؟ عجیب است که برای یافتن کسی که صراحتاً نئولیبرالیسم را بپذیرد، باید به اوایل دهۀ ۱۹۸۰ برگردیم. در سال ۱۹۸۲، چارلز پیترز (سردبیر سابق مجلۀ واشنگتن‌مانتلی) مقاله‌ای با عنوان «مانیفست یک نئولیبرال» منتشر کرد.

اکنون که ۳۵ سال از آن زمان گذشته است، مقالۀ او خواندنی است چون نئولیبرالیسمی که او وصف می‌کند شباهت چندانی به سوژۀ تمسخرهای امروزی ندارد. سیاست‌مدارانی که به نظر پیترز مصداق آن جنبش‌اند، نه تاچر یا ریگان، بلکه بیل بردلی، گری هارت و پُل سانگس هستند. روزنامه‌نگاران و دانشگاهیانی که او در این فهرست می‌گنجاند کسانی از قبیل جیمز فالوز، مایکل کینسلی و لستر تورو هستند. نئولیبرال‌های پیترز، (به معنای آمریکایی کلمه) لیبرال‌هایی‌اند که تعصب خود لهِ اتحادیه‌ها و حکومت بزرگ و علیه بازارها و ارتش را کنار گذاشته‌اند.

استفاده از واژۀ «نئولیبرال» در دهۀ ۱۹۹۰ ناگهان رایج شد، زمانی که این واژه با دو تحولی مرتبط شد که پیترز هیچ‌یک از آن‌ها را ذکر نکرده است. اولی مقررات‌زدایی مالی بود که اوج آن، بحران مالی سال ۲۰۰۸ (یعنی اولین بحرانی که ایالات متحده پس از بازۀ بین دو جنگ جهانی تجربه کرد) و افتضاح یورو بود که هنوز ادامه دارد؛ دومی جهانی‌سازی اقتصادی بود که به لطف جریان‌های آزاد مالی و یک نوع جدید و جاه‌طلبانه‌تر از توافقات تجاری شتاب یافت. مالی‌سازی و جهانی‌سازی به مشهودترین جلوه‌های نئولیبرالیسم در دنیای امروز تبدیل شده‌اند.


ادامه مطلب؛

به كانال قواعدبازي بپیوندید؛
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳چالشی از نظریه بازی‌ها: آیا می‌شود رفتار انسان را پیش بینی کرد؟


🔸اگرمجموعه‌ای از اعداد صحیح از ۰ تا ۱۰۰ داده شوند، نزدیکترین عدد کامل به ۲/۳ متوسط همه عدد‌های حدس زده شده چیست؟

🔸مثلا اگر متوسط همه عدد‌های حدس زده ۶۰ باشد، حدس صحیح ۴۰ خواهد بود. این بازی تحت شرایطی که نظریه پردازان بازی‌ها آن را «دانش عمومی» نامیده اند اجرا می‌شود:

همه بازیکنان اطلاعات مشابهی دارند — و آنها هم می‌دانند که بقیه هم می‌دانند.

لوکاس هاستد توضیح می‌دهد.

به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ خوشبخت ترین کارگران جهان؟!
مرکزپژوهش_های_اطاق_ایران،عوامل_مخل_کسب_وکار.pdf
1.5 MB
✳️ رویکردها و نظرات بخش خصوصی درباره قوانین و مقررات مخل کسب‌ و كار

✅ یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد:
🔸 مطالبه بخش خصوصی در اغلب موارد، نه لغو یا حذف یک حکم قانونی، بلکه عمدتاً اجرا یا تصحیح نحوه اجرای آنهاست. بنابراین، نمی‌توان مقررات‌زدایی به معنای ساده‌شده حذف برخی مفاد قانونی را عامل بهبود دهنده محیط کسب‌وکار تلقی کرد.

🔹 غلبه «مقررات» بر «قوانین» به‌عنوان عامل مختل‌کننده و مزاحم در فعالیت‌های اقتصادی است. نتیجه‌ای که از غلبه نقش و سهم «مقررات» و «اجرا» در ایجاد اختلال در محیط کسب‌وکار صورت‌بندی شده آن است که انجام فرایند مقررات زدایی، به معنای شناسایی «قوانین» مخل کسب‌وکار و حذف آن‌ها، بهبودی قابل‌توجه و محسوس در محیط کسب‌وکار ایجاد نخواهد کرد.

🚫درمجموع، توصیه پژوهش آن است که تمرکز بخش خصوصی و نهادهای نمایندگی‌کننده فعالان اقتصادی، باید بر «مقررات» و «رویه‌ها و فرایندهای اجرایی» به‌عنوان عوامل مخل کسب‌وکار باشد.
كانال قواعدبازی
به کانال مدیریت اجرایی بپیوندید
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ شاخص های حقوق سیاسی و دمکراسی

(مقایسه سه کشور سنگاپور ، آمریکا و انگلستان)

الف) انگلستان رتبه اول در :
🔹حقوق سياسی
🔹آزادی‌های مدنی
🔹 مطالبه گری و پاسخگویی

ب) سنگاپور رتبه اول در:
🔹رضایتمندی نسبت به وضعیت دموکراسی در کشور
🔹تاثیرگزاری سیاسی آشکار فردی
🔹رضایتمندی نسبت به عملکرد دولت

》منبع: نشریه فارین پالسی بر اساس داده های چند نهاد بین المللی
کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدیریت احساسات؟
چرا تناقض‌های اخلاقی ما را نمی‌کُشند؟

🎯 چرا دائما به رفتارهایی دست می‌زنیم که با باورهایمان ناسازگار است؟

✍ اریک کاپلان (Eric Kaplan)

🔸 چقدر بد است اگر حرف‌های ما با هم تناقض داشته باشد؟ فیلسوفان از زمان سقراط پاسخ روشنی به این سوال داشته‌اند: «بسیار بد». بااین‌حال، هیچ قومی به اندازۀ فیلسوفان یکدیگر را به تناقض‌گویی متهم نمی‌کنند.

بگذارید مثالی ساده بزنیم: پیتر سینگر، فیلسوف مشهور، نظریه‌ای اخلاقی دارد که طبق آن حیات «آگاهانه» ارزشمندترین چیز است، و از پیامد منطقی حرفش نیز سر باز نمی‌زند که زندگیِ انسانی با اختلال ذهنی شدید از زندگی یک مرغ ارزش کمتری دارد. اما بعدها معلوم شد خود او پول زیادی را صرف مراقبت از مادرش می‌کند که دچار بیماری زوال عقل شدید است.

🔸 رسانه‌ها و همکارانش این کار را مصداق تناقض عمل او با نظریه‌اش دانستند و بسیار به او تاختند. بااین‌همه «مسئلۀ مراقبت سینگر از مادرش» بهانۀ خوبی است برای اندیشیدن به منشأ تناقض‌های ما.

🔸 بسیاری از تناقض‌های گفتاری و رفتاری ما ریشه در تناقضِ بزرگ‌تری دارد که در تصور ما از چیستیِ «انسان» نهفته است. این تناقض را به صورت ساده می‌توان در دو گزاره خلاصه کرد: اولا، انسان‌ها موجوداتی معنادارند که زندگی و کارهایشان معنی دارد. ثانیا، انسان‌ها هم مثل هر موجود دیگری تابع قوانین علت و معلولی طبیعت‌‌اند و از این لحاظ، همانقدر بی‌معنایند که آتش یا سنگ بی‌معناست. فلاسفه، از دکارت تا کانت تا دونالد دیویدسون به این ناسازگاری توجه کرده‌اند و کوشیده‌اند نظریه‌ای ارائه کنند که چگونه آدمیان می‌توانند هم منبع معنا باشند و هم تابع قانون علیت.  

🔸 از دیدگاه دکارت، آدمیان صرفاً دو چیز متفاوت‌اند که به‌شیوه‌ای رازآلود به هم بسته شده‌اند، چنان که گویی یک کرگدن و یک کوسه را به هم بدوزید.

🔸 یک نگرانی دربارۀ همۀ نظریه‌هایی که می‌خواهند تناقض میان «انسانِ معنادار» و «انسانِ ماشینی» را حل کنند، این است که خودشان سوالاتی حل‌نشدنی ایجاد می‌کنند. مثلاً باید از دکارت بپرسیم: چطور این دو جوهر متفاوت همزیستی دارند؟ در بیشتر مواقع، فاصلۀ انسان معنادار و ماشینی، به حال خود رها می‌شود. بدین‌ترتیب، اگر فرد بدبینی باشید، احتمالاً به این نتیجه می‌رسید که آدم‌ها وقتی پای خودشان در وسط باشد، از انسان معنادار حرف می‌زنند و خواستار درک و احترام می‌شوند، اما وقتی به دیگران می‌رسند، طرفدار انسان ماشینی می‌شوند و محاسبۀ سود و زیان می‌کنند.

🔸 اما شاید بتوانیم بهتر عمل کنیم. از نظر اریک کاپلان، فیلسوف و نویسندۀ آمریکایی، بهتر این است که امکان وجود «ناسازگاری» را به‌مثابۀ نوعی فرهنگ بپذیریم. یعنی قبول کنیم که زندگی، چه بخواهیم چه نخواهیم، متناقض است.

🔸 کاپلان می‌گوید اگر دو مجموعه از سنت‌ها داشته باشیم که اگرچه با هم سازگار نیستند، اما هر دو کار می‌کنند، با کنارگذاشتن هر یک از آن‌ها چیزی را از دست خواهیم داد. نگریستن به آدمیان به‌مثابۀ منابع معنا و همچنین نگریستن به آن‌ها به‌مثابۀ چیزهایی تابع قانون علیت، شانه به شانۀ هم، به موفقیت تمدن ما کمک می‌کند. تا هنگامی که چیزی بهتر در دست نداشته باشیم، با کنارگذاشتن هر یک از آن‌ها در جست‌وجویی احمقانه برای سازگاری با خطر تضعیف مجموعه مهارت‌های خودمان روبه‌رو هستیم.


📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «چرا تناقض‌های اخلاقی ما را نمی‌کُشند؟» که در نهمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ اریک کاپلان ست و علی برزگر آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید.

📌 ادامۀ مطلب:
B2n.ir/s02714

به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد؛
💫 داشتم چای می‌خوردم.
از سر بیکاری (و البته عادت همیشگی) جزئیات نوشته شده بر روی جعبه‌ی چای را بررسی می‌کردم.
دیدم نوشته که ما سیصد سال است که تلاش کرده‌ایم طعم بهترین چای را برای شما به ارمغان بیاوریم.
دوام یک کسب و کار، برای سیصد سال اتفاق ساده‌ای نیست.
این را کسانی بهتر می‌فهمند که یک کار گروهی راه اندازی کرده‌اند و بسیار دیده‌اند که تیم، صبح تشکیل می‌شود و شب، در تنش و انزوا و انفراد، هر کس به خانه‌ی خود می‌رود.
در کشور خودمان، هیچ کسب و کاری را نمی‌شناسم که ۳۰۰ سال پیوسته دوام داشته باشد.
🔺با تمام آنچه از استراتژی و آینده شناسی و تحلیل روندها و دینامیک سیستم‌ها می‌فهمم، باور هم نمی‌کنم که تا صدها سال بعد، در این خاک ناپاک که به “نعمت‌های بی زحمت” آلوده است، نطفه‌ی کسب و کاری چنین با دوام، منعقد شود.
داشتیم این جعبه را با دوستی مرور می‌کردیم و او گفت:
اروپایی‌ها که سیصد سال پیش در چنین نقطه‌ای بوده‌اند و امروز از انقلاب صنعتی‌شان حدود ۲۵۰ سال می‌گذرد، باز هم به نسبت خودشان عقب هستند و امروز نباید در مقابل قدرتهای دیگر اقتصادی و سیاسی جهان، در موضعی ضعیف یا معمولی باشند.
زمانی که اروپا روند گسترده‌ی صنعتی شدن را تجربه می‌کرد هنوز در آمریکا، بین ایالت‌های شمالی و کنفدراسیون، جنگ داخلی برقرار بود و قدرت مرکزی مسلط، مستقر نشده بود.
خوب می‌دانیم که هیچ پدیده‌ای تک ریشه نیست و ده‌ها علت ساده و پیچیده دست به دست هم می‌دهند و در طول زمان، رفتارهای پیچیده‌تر بر پایه‌ی آنها ظهور می‌کند.
اما در دل خودم، بی آنکه اصراری بر صحت یا دقت این ادعا داشته باشم باور دارم که یکی از مهم‌ترین دلایل کند شدن حرکت تمدن‌ها، سابقه‌ی گذشته‌ی آنان است.
قبلاً می‌گفتند گذشته، چراغ راه آینده است.اما اگر کمی بیشتر فکر کنیم، می‌بینیم که چه بسیار مواقعی که گذشته، زنجیری به پای آینده شده و حتی باتلاقی در مسیر رسیدن به آینده‌ی مطلوب است.اروپا، گذشته دارد. گذشته‌ی طولانی دارد. سنت دارد. باورهای کهن دارد. میتولوژی دارد. اسطوره دارد و مگر همه‌ی اینها برای زنجیر کردن یک جامعه به گذشته و نگه داشتن آن در تمدن گذشته‌اش کافی نیست؟ دردناک‌تر اینکه روح جهان، منتظر کسی نمی‌ماند و اگر تمدنی در گذشته‌ی خود بماند، چیزی جز توحشی در دوران نوین نخواهد بود.زمانی بود که روند توسعه‌ی جهان کند بود.هزاران سال، می‌آمد و می‌گذشت و کوچک‌ترین تغییری ایجاد نمی‌شد.نه در شناخت، نه در روابط و نه در ابزارها.نه در اقتصاد. نه در دانش و نه در کسب و کار.
آن زمان، گذشته می‌توانست چراغ راه آینده باشد آنهم به شرطها و شروطها.
اما، وقتی دنیا هر روز دگرگون می‌شود، دیگر سابقه‌ی گذشته، چراغ راه آینده نیست و نان به نرخ دیروز خوردن، از نان به نرخ روز خوردن هم ناپاک‌تر است.فرض کنید سینمایی است که هر روز،‌ فیلمی جدید پخش می‌کند. با بازیگرانی جدید و داستانی جدید و رمز و رازهای جدید.آن کس که معتقد است هزاران سال، در این سالن نشسته است، هیچ چیز بیشتر از کسی که امروز وارد سالن شده نمی‌داندو احتمالاً‌ اگر بخواهد حرف بزند، ترجیح می‌دهد به جای فیلم و فیلمنامه و کارگردان، تنها از صندلی‌ها و راه‌روی خروج حرف بزند. تنها چیزی که در این هزاران سال ثابت مانده است.آیا کسی که امروز وارد این سالن می‌شود، الزاماً‌ بهتر از آنکه مقیم این سالن بوده است،‌ فیلم‌ها را خواهد فهمید؟الزاماً‌ چنین نیست.اما او راه ساده‌تری در پیش دارد. او ادعا ندارد. او زنجیر گذشته به پا ندارد. او به صورت بالقوه آمادگی بیشتری برای فهمیدن نمایش پیش روی خود دارد.
آنکس که ریشه‌ای دارد، راه دشوارتری در پیش دارد. او ابتدا باید فراموش کردن گذشته‌ی خود را بیاموزد.
🔺شاملو، با ادعا و غرور می‌گفت: جخ امروز از مادر نزاده‌ام.
من اما، با اندوه و تاسف، حرفش را تکرار می‌کنم./ ذهن زیبا
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1👏1
✳️ استراتژی متمایزسازی

✅ استراتژی تمایز Differentiation توسط مایکل پورتر Michael Porter در سال ۱۹۸۵ میلادی در کتاب مزیت رقابتی Competitive advantage معرفی شد. استراتژی تمایز به معنای ارائه محصولی متمایز و منحصر به فرد به مشتری در سطح صنعت است. مدیران شرکت با ارتقای عملکرد و کیفیت محصول خود سعی می‌کنند تا محصولی منحصر به فرد با ارزش بیشتر از محصولات رقبا برای مشتریان تولید کنند و به مزیت رقابتی دست یابند.
□مشتریان، چنین محصولی را منحصر به فرد می‌بینند و برایش ارزش زیادی قائل هستند. این مشتریان حساسیت چندانی نسبت به قیمت محصول نشان نمی‌دهند و حاضرند برای بدست آوردن چنین محصولی هزینه زیادی هم بکنند. در نتیجه، حاشیه سود محصول افزایش می‌یابد. مدیران شرکت با استفاده از استراتژی تمایز به دنبال منحصر به فرد بودن در صنعت خود در برخی از ابعاد محصول هستند که برای مشتریان بسیار ارزش دارد.

●حدود  ۸۰ درصد فروش سازمان از ۲۰ درصد مشتریان است (اصل پارتو). بنابراین، مدیران برای اجرای استراتژی تمایز باید این مشتریان استراتژیک و خاص و نیازهای تصریحی، تلویحی و انگیزشی حال و آینده آنها را شناسایی کنند و محصولی منحصر به فرد برای آنها تولید کنند تا آنها را راضی و خشنود کنند. اگرچه میزان فروش این محصولات کم است، ولیکن، با توجه به حاشیه سود بالای آن، در نهایت، سود کل شرکت افزایش می‌یابد.

○این منحصر به فرد بودن در ابعاد طراحی، امکانات، قابلیت‌ها، عملکرد، کیفیت، توزیع، فروش و خدمات پس از فروش محصول صورت می‌پذیرد. به عبارتی، مدیران با تأکید بر نوآوری و توسعه فعالیت‌های پژوهشی و به‌کارگیری کارکنان متخصص و خلاق، تکنولوژی‌های جدید، مواد اولیه با کیفیت بالا و ارتقای مستمر فرایندهای کاری و تأکید بر کیفیت، محصولی متمایز از محصولات مشابه رقبا برای مشتری تولید می‌کنند.

■این تمایز بر اساس ادراک مشتری تعریف می‌شود. محصول تولید شده نسبت به محصولات مشابه کاملاً متمایز است، مشتریان خاص برای این محصول ارزش زیادی قایل هستند و به چنین محصولی وفادار هستند. در نتیجه، فشار رقابت روی شرکت کاهش می‌بابد.

□بسیاری از شرکت‌های موفق دنیا مثلApple ، Sony ،Nike  و Starbucks محصولات خود را با استفاده از این استراتژی نسبت به محصولات مشابه رقبا متمایز و منحصر به فرد کردند. این شرکت‌ها بهترین ویژگی‌ها را در محصول خود می‌گنجانند تا مشتریان خاص و ویژه خود را راضی نگه دارند.

●برای اینکه از استراتژی تمایز به‌درستی در سازمان استفاده کنید، باید:
۱. با ارزشیابی بازار و تحلیل مشتریان، نیازهای مهم امروز و آینده مشتریان خود را بشناسید و بر اساس آن حوزه تمایز محصول خود را مشخص کنید.
۲. زنجیره ارزش افزوده محصول خود را تحلیل کنید و کیفیت محصول خود را با توجه به نیازهای مشتریان ارتقا دهید. ارزش بیشتری برای مشتریان نسبت به رقبا ایجاد کنید.
۳. با بازاریابی درست، محصول خود را به مشتریان معرفی کنید و برند خود را توسعه دهید.
۴. با توجه به امکان تقلید رقبا، به طور دایم محصول خود را ارزشیابی و متمایز کنید. جنبه‌هایی از محصول را متمایز کنید که امکان تقلید توسط رقبا ضعیف باشد.

○مطالعه کتاب مزیت رقابتی Competitive advantage نوشته مایکل پورتر را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد می‌کنم.

■برای آشنایی بیشتر با استراتژی تمایز ویدئوی زیر را ببینید.
 گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ غم انگیزترین نمودار اقتصاد ایران
سهم ایران از درآمد دنیا...


✅ دو بار تلاش ایران برای رسیدن به قافله کشورهای توسعه یافته به بن بست خورده و ناکام مانده است.

✔️ آیا بار سومی اتفاق خواهد افتاد؟

🔸منبع: چراز/ كانال قواعدبازی