✳️ کوتاه سخنی در باب فقر
📝 دکتر داوود سوری
✅ با افزایش سطح عمومی قیمتها و تورم مزمن ناشی از سیاستهای مالی دولت در کنار فشار بیکاری و کمکاری بر معیشت مردم، بار دیگر موضوع فقر به تکرار در جراید و مباحث اقتصادی و اجتماعی مطرح میشود.
🔹 گروههای اجتماعی و شغلی نیز با طرح ارقام مختلف بهعنوان آستانه فقیر شدن که از آن بهعنوان خط فقر یاد میشود سعی در افزایش قدرت خود در چانهزنی برای افزایش دستمزد و قیمتها را دارند.
🔹 متاسفانه در فقدان نهادها و موسسات پژوهشی مستقل، مطالعات اندازهگیری و پایش فقر نیز بهصورت پراکنده و غالبا منقطع انجام میشود و ازاینرو همواره ابهام ماندگاری در مقدار پذیرفتنی خط فقر از نظر اجرایی و سیاستگذاری وجود دارد.
🔹 در عصر حاضر نیازها دیگر محدود به غذا و پوشاک و مسکن نیست و نیازهای دیگری چون دسترسی به وسایل ارتباطی چون اینترنت یا آزادی بیان یا دیده شدن و نقش داشتن در اداره جامعه نیز جزو نیازهای اساسی برشمرده میشوند.
متن کامل یادداشت
https://eghtesadsanj.ir/?p=33536
https://t.me/ExecutiveManagement
📝 دکتر داوود سوری
✅ با افزایش سطح عمومی قیمتها و تورم مزمن ناشی از سیاستهای مالی دولت در کنار فشار بیکاری و کمکاری بر معیشت مردم، بار دیگر موضوع فقر به تکرار در جراید و مباحث اقتصادی و اجتماعی مطرح میشود.
🔹 گروههای اجتماعی و شغلی نیز با طرح ارقام مختلف بهعنوان آستانه فقیر شدن که از آن بهعنوان خط فقر یاد میشود سعی در افزایش قدرت خود در چانهزنی برای افزایش دستمزد و قیمتها را دارند.
🔹 متاسفانه در فقدان نهادها و موسسات پژوهشی مستقل، مطالعات اندازهگیری و پایش فقر نیز بهصورت پراکنده و غالبا منقطع انجام میشود و ازاینرو همواره ابهام ماندگاری در مقدار پذیرفتنی خط فقر از نظر اجرایی و سیاستگذاری وجود دارد.
🔹 در عصر حاضر نیازها دیگر محدود به غذا و پوشاک و مسکن نیست و نیازهای دیگری چون دسترسی به وسایل ارتباطی چون اینترنت یا آزادی بیان یا دیده شدن و نقش داشتن در اداره جامعه نیز جزو نیازهای اساسی برشمرده میشوند.
متن کامل یادداشت
https://eghtesadsanj.ir/?p=33536
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصادسنج
کوتاه سخنی در باب فقر
گروههای شغلی نیز باارقام مختلف بهعنوان آستانه فقیر شدن از آن بهعنوان خط فقر یاد میشود سعی در افزایش قدرت برای افزایش قیمتها دارند.
✳️ سرمایه اجتماعی، موتور محرّکه توسعه یافتگی
جواد راستی ، پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
✅ اگر توسعه را به میزی تشبیه کنیم که روی چهار پایه استوار است، میتوان این پایهها را: سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعي و سرمایه نمادین تلقّی کرد که نگهداشتِ سقفِ این پدیده (یعنی توسعه)، نیازمند وجود هر چهار پایه آن است.
بررسی ماهیّت و کارکردِ این چهار رُکنِ توسعه، در این مقال نمیگنجد. لذا در ادامه به بررسی مفهوم و علل كاهش سرمایه اجتماعی که یکی از ارکانِ توسعه محسوب میشود، پرداخته می شود و اهمیتِ اعتماد و مشارکتِ مدنی مورد بررسی قرار داده می شود.
بی حرمت شدن قانون توسط مقامات حکومتی ، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی ، تغییرات مداوم قواعد و رویه های رسمی ، فساد مقامات ، تبعیض هایی که حکومت میان گروه های مختلف شهروندان روا می دارد، بی صداقتی مسئولان ، اقداماتی که موجب شکاف بین جامعه و حکومت یا بین گروه های اجتماعی و حتی بین افراد می شود، فریب کاری های آشکار مقامات و سیاستگذاران ، سوء استفاده از ارزش های اخلاقی و اجتماعی و دینی و نظایر اینها اقداماتی هستند که زمینه های تضعیف سرمایه اجتماعی را از سوی حکومت فراهم می آورد.
در سالهای اخیر از سرمایه اجتماعی، به عنوان زیر بنای رشد و توسعه اقتصادی هر جامعه یاد میشود. بانک جهانی، سرمایه اجتماعی را به عنوان “ثروت نامرئی یک کشور” در نظر میگیرد و آن را در برگیرنده نهادها، روابط و هنجارهایی میداند که تعاملات اجتماعی را شکل میدهند.
نتایج نشان دهنده این است که در کشورهای با سرمایه اجتماعی بالا؛ شاخصهای حکمرانی خوب، دسترسی به اینترنت، میزان ثبتنام در آموزش عالی و نرخ مشارکت زنان اثر مستقیم و معنیداری بر رشد اقتصادی دارند و شاخص فساد اثر منفی بر رشد اقتصادی دارد.
در کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین شاخص فساد، اثر منفی و معنیدار بر رشد اقتصادی دارد. شاخصهای حکمرانی خوب و نرخ مشارکت زنان برای کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین، بی معنی بوده و اثر دسترسی به اینترنت بر رشد اقتصادی کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین، منفی و معنیدار و اثر میزان ثبتنام ناخالص درآموزش عالی مثبت و معنیدار میباشد.
تعاریف مختلفی از سرمایه اجتماعی بیان شده است که فصل مشترک و جامع آنها را در تعریف زیر میتوان گنجاند: سرمایه اجتماعی، پتانسیل نهفته در روابط میان افراد و گروههای یک جامعه است که باعث انجام صحیح تر و بهتر کارهای آنها میشود.
به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی بهعنوان یک متغیر نهان، مجموعهای منسجم از هنجارها، روابط، تعهدات و ارزشهای مادی و معنوی یک جامعه است که از طریق مولفههایی همانند اعتماد، صداقت، تعهد، مشارکت، تلاش مستمر و عدالت، قابل شناسایی و ارزیابی است. اگر سرمایه اجتماعی در یک جامعه از وضعیت مناسبی برخوردار باشد، مردم به یکدیگر و به سازمانها و نهادها اعتماد میکنند و از این طریق امورات آنها با کارآیی بیشتری پیش میرود. اگر این اعتماد و انسجام بین مردم و دستگاههای دولتی کمرنگ باشد، در روابط اجتماعی و عملکرد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه اختلال به وجود میآيد.
براساس یافته های علمی و پژوهشی معتبر، سرمایه اجتماعی در ایران در حال کاهش است و وضعیت چندان مناسبی ندارد. در دهه پنجاه سرمایه اجتماعی در ایران در حال کاهش بود، ولی با وقوع انقلاب اسلامی روندی افزایشی پیدا کرد و بر میزان آن افزوده شد. اما با پایان جنگ، روند کاهشی سرمایه اجتماعی آغاز شد و از ابتدای دهه هفتاد تاکنون ادامه یافته است. متاسفانه در سال های اخیر نیز بر شتاب کاهش آن افزوده شده است. افزایش چشمگیر چکهای برگشتی، افزایش پروندههای دادگاهها و افزایش طلاق، برخی از پیامدها و نشانههای کاهش سرمایه اجتماعی در ایران هستند. در شرایطی که سرمایه اجتماعی وضعیت مطلوبی نداشته باشد مردم به یکدیگر و مهمتر از آن به نهادهای اجرایی اعتماد نمی کنند. بنابراین حرف مسئوولان را در تصمیمگیریهای خود دخیل نکرده و در اقداماتی که برای توسعه و آبادانی کشور انجام میشود مشارکت فعالی نمیکنند. نتیجه طبیعی این اتفاقات این خواهد بود که دیگر مردم منافع گروهی را بر منافع فردی ترجیح نداده و اولویت را منافع فردی و شخصی قرار می دهند.
لينك كامل مقاله؛
https://eghtesadepooya.ir/?p=50247
جواد راستی ، پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
✅ اگر توسعه را به میزی تشبیه کنیم که روی چهار پایه استوار است، میتوان این پایهها را: سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعي و سرمایه نمادین تلقّی کرد که نگهداشتِ سقفِ این پدیده (یعنی توسعه)، نیازمند وجود هر چهار پایه آن است.
بررسی ماهیّت و کارکردِ این چهار رُکنِ توسعه، در این مقال نمیگنجد. لذا در ادامه به بررسی مفهوم و علل كاهش سرمایه اجتماعی که یکی از ارکانِ توسعه محسوب میشود، پرداخته می شود و اهمیتِ اعتماد و مشارکتِ مدنی مورد بررسی قرار داده می شود.
بی حرمت شدن قانون توسط مقامات حکومتی ، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی ، تغییرات مداوم قواعد و رویه های رسمی ، فساد مقامات ، تبعیض هایی که حکومت میان گروه های مختلف شهروندان روا می دارد، بی صداقتی مسئولان ، اقداماتی که موجب شکاف بین جامعه و حکومت یا بین گروه های اجتماعی و حتی بین افراد می شود، فریب کاری های آشکار مقامات و سیاستگذاران ، سوء استفاده از ارزش های اخلاقی و اجتماعی و دینی و نظایر اینها اقداماتی هستند که زمینه های تضعیف سرمایه اجتماعی را از سوی حکومت فراهم می آورد.
در سالهای اخیر از سرمایه اجتماعی، به عنوان زیر بنای رشد و توسعه اقتصادی هر جامعه یاد میشود. بانک جهانی، سرمایه اجتماعی را به عنوان “ثروت نامرئی یک کشور” در نظر میگیرد و آن را در برگیرنده نهادها، روابط و هنجارهایی میداند که تعاملات اجتماعی را شکل میدهند.
نتایج نشان دهنده این است که در کشورهای با سرمایه اجتماعی بالا؛ شاخصهای حکمرانی خوب، دسترسی به اینترنت، میزان ثبتنام در آموزش عالی و نرخ مشارکت زنان اثر مستقیم و معنیداری بر رشد اقتصادی دارند و شاخص فساد اثر منفی بر رشد اقتصادی دارد.
در کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین شاخص فساد، اثر منفی و معنیدار بر رشد اقتصادی دارد. شاخصهای حکمرانی خوب و نرخ مشارکت زنان برای کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین، بی معنی بوده و اثر دسترسی به اینترنت بر رشد اقتصادی کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین، منفی و معنیدار و اثر میزان ثبتنام ناخالص درآموزش عالی مثبت و معنیدار میباشد.
تعاریف مختلفی از سرمایه اجتماعی بیان شده است که فصل مشترک و جامع آنها را در تعریف زیر میتوان گنجاند: سرمایه اجتماعی، پتانسیل نهفته در روابط میان افراد و گروههای یک جامعه است که باعث انجام صحیح تر و بهتر کارهای آنها میشود.
به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی بهعنوان یک متغیر نهان، مجموعهای منسجم از هنجارها، روابط، تعهدات و ارزشهای مادی و معنوی یک جامعه است که از طریق مولفههایی همانند اعتماد، صداقت، تعهد، مشارکت، تلاش مستمر و عدالت، قابل شناسایی و ارزیابی است. اگر سرمایه اجتماعی در یک جامعه از وضعیت مناسبی برخوردار باشد، مردم به یکدیگر و به سازمانها و نهادها اعتماد میکنند و از این طریق امورات آنها با کارآیی بیشتری پیش میرود. اگر این اعتماد و انسجام بین مردم و دستگاههای دولتی کمرنگ باشد، در روابط اجتماعی و عملکرد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه اختلال به وجود میآيد.
براساس یافته های علمی و پژوهشی معتبر، سرمایه اجتماعی در ایران در حال کاهش است و وضعیت چندان مناسبی ندارد. در دهه پنجاه سرمایه اجتماعی در ایران در حال کاهش بود، ولی با وقوع انقلاب اسلامی روندی افزایشی پیدا کرد و بر میزان آن افزوده شد. اما با پایان جنگ، روند کاهشی سرمایه اجتماعی آغاز شد و از ابتدای دهه هفتاد تاکنون ادامه یافته است. متاسفانه در سال های اخیر نیز بر شتاب کاهش آن افزوده شده است. افزایش چشمگیر چکهای برگشتی، افزایش پروندههای دادگاهها و افزایش طلاق، برخی از پیامدها و نشانههای کاهش سرمایه اجتماعی در ایران هستند. در شرایطی که سرمایه اجتماعی وضعیت مطلوبی نداشته باشد مردم به یکدیگر و مهمتر از آن به نهادهای اجرایی اعتماد نمی کنند. بنابراین حرف مسئوولان را در تصمیمگیریهای خود دخیل نکرده و در اقداماتی که برای توسعه و آبادانی کشور انجام میشود مشارکت فعالی نمیکنند. نتیجه طبیعی این اتفاقات این خواهد بود که دیگر مردم منافع گروهی را بر منافع فردی ترجیح نداده و اولویت را منافع فردی و شخصی قرار می دهند.
لينك كامل مقاله؛
https://eghtesadepooya.ir/?p=50247
سایت خبری اقتصاد پویا
سرمایه اجتماعی، موتور محرّکه توسعه یافتگی | سایت خبری اقتصاد پویا
✓ توسعه(Development) ادبیات توسعه در جهان پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده و رو به سمت تکامل گذاشته است و هدف از آن یافتن چگونگی بهبود شرایط کشورهای عقب مانده برای رسیدن به وضعیت مناسب همچون کشورهای پیشرفته و توسعه یافته است. دو مفهوم «رشد» و «توسعه» البته مفاهیمی…
👍1👌1
✳️ داستان گویی، ابزار با ارزش برندها در موفقیت کسبوکار
✅ رهبرانی که توانایی داستانگویی داشته باشند، در هدایت کسبوکار خود به سمت موفقیت و همراه کردن گروه، راه آسانتری در پیش دارند. داستانگویی را میتوان مهارتی ذاتی در انسانها نامید که برای برقراری ارتباط بهتر، باید در آن حرفهای شوند. مهارتی که در نهایت میتواند به سود زندگی و کسبوکار آنها تمام شود. مهارت داستانگویی به مدیران امکان میدهد که کسبوکار خود را سریعتر رشد دهند و پیامهایی با قدرت توسعه و اثرگذاری بیشتر ارسال کنند. در نهایت مخاطبانی وفادار خواهند داشت که اهمیت بالایی به محصول و کارشان میدهند.
🟩 داستانها برند را میسازند.
برند اپل همیشه به کاربران و مشتریان وفادار شهرت دارد؛ افرادی که تنها بهخاطر حس خود، هیچگاه به خرید محصولات رقیب تشویق نمیشوند. داستان برند کوپرتینوییها، افرادی خاص را مخاطب قرار داد که با خلاقیت و تفکرات عجیب، بهدنبال شکستن چارچوبها بودند. آنها کارها را به روش خودشان انجام میدادند. هر فردی که چنین خصوصیاتی را در خود ببیند، شاید به برند اپل جذب شود؛ چرا که محصولات و داستان آنها، به فرد کمک میکند تا به حقیقت مورد نظر خود نزدیک شود.
🟦 داستانها مشتریان را جذب میکنند.
داستانها شما را متمایز میکنند. هر برندی با داستانگویی میتواند دلیل بهتر بودن را بهجای گفتن، نمایش دهد. به همین دلیل داستان بهعنوان سوخت موشک ارتباطات شناخته میشود.
🟫 داستان خوب، احساسات مشتری را بر میانگیزد.
بهترین داستانها آنهایی هستند که واکنش عمیق را در مشتریان به همراه داشته باشند. بهبیاندیگر داستان باید احساسات مشتری را درگیر کند. چنین روندی زمانی رخ میدهد که مخاطب بتواند احساسات مورد نظر را درک کند. آنها باید توانایی قرار گرفتن در موقعیت شما و درک داستان از دیدگاه شما و شرکت را داشته باشند. ماهیت داستان عالی همینگونه است. آنها افراد را در کنار تفکر، به حس کردن وا میدارند. در نهایت، ارتباطات در لایهای عمیق ایجاد میشود
🟧 داستانها منجر به رشد میشوند.
همهی ما داستانهایی برای تعریف کردن داریم. تنها کافی است نگاهی به گذشتهی زندگی خود داشته باشید و با اتصال نقطههای آن، به داستانی قابل تعریف کردن برسید. چنین رویکردی به شناخت بهتر خودتان کمک میکند؛ اینکه چه کسی هستید، از کجا آمدهاید و چه ظرفیتهایی دارید. داستانگویی برای پیشرفت شخصی هم ابزار مفیدی محسوب میشود. به داستانهای گذشتهی زندگی خود نگاه کنید و درسهای هر کدام را برای پیشرفتهای آتی در نظر بگیرید. راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رهبرانی که توانایی داستانگویی داشته باشند، در هدایت کسبوکار خود به سمت موفقیت و همراه کردن گروه، راه آسانتری در پیش دارند. داستانگویی را میتوان مهارتی ذاتی در انسانها نامید که برای برقراری ارتباط بهتر، باید در آن حرفهای شوند. مهارتی که در نهایت میتواند به سود زندگی و کسبوکار آنها تمام شود. مهارت داستانگویی به مدیران امکان میدهد که کسبوکار خود را سریعتر رشد دهند و پیامهایی با قدرت توسعه و اثرگذاری بیشتر ارسال کنند. در نهایت مخاطبانی وفادار خواهند داشت که اهمیت بالایی به محصول و کارشان میدهند.
🟩 داستانها برند را میسازند.
برند اپل همیشه به کاربران و مشتریان وفادار شهرت دارد؛ افرادی که تنها بهخاطر حس خود، هیچگاه به خرید محصولات رقیب تشویق نمیشوند. داستان برند کوپرتینوییها، افرادی خاص را مخاطب قرار داد که با خلاقیت و تفکرات عجیب، بهدنبال شکستن چارچوبها بودند. آنها کارها را به روش خودشان انجام میدادند. هر فردی که چنین خصوصیاتی را در خود ببیند، شاید به برند اپل جذب شود؛ چرا که محصولات و داستان آنها، به فرد کمک میکند تا به حقیقت مورد نظر خود نزدیک شود.
🟦 داستانها مشتریان را جذب میکنند.
داستانها شما را متمایز میکنند. هر برندی با داستانگویی میتواند دلیل بهتر بودن را بهجای گفتن، نمایش دهد. به همین دلیل داستان بهعنوان سوخت موشک ارتباطات شناخته میشود.
🟫 داستان خوب، احساسات مشتری را بر میانگیزد.
بهترین داستانها آنهایی هستند که واکنش عمیق را در مشتریان به همراه داشته باشند. بهبیاندیگر داستان باید احساسات مشتری را درگیر کند. چنین روندی زمانی رخ میدهد که مخاطب بتواند احساسات مورد نظر را درک کند. آنها باید توانایی قرار گرفتن در موقعیت شما و درک داستان از دیدگاه شما و شرکت را داشته باشند. ماهیت داستان عالی همینگونه است. آنها افراد را در کنار تفکر، به حس کردن وا میدارند. در نهایت، ارتباطات در لایهای عمیق ایجاد میشود
🟧 داستانها منجر به رشد میشوند.
همهی ما داستانهایی برای تعریف کردن داریم. تنها کافی است نگاهی به گذشتهی زندگی خود داشته باشید و با اتصال نقطههای آن، به داستانی قابل تعریف کردن برسید. چنین رویکردی به شناخت بهتر خودتان کمک میکند؛ اینکه چه کسی هستید، از کجا آمدهاید و چه ظرفیتهایی دارید. داستانگویی برای پیشرفت شخصی هم ابزار مفیدی محسوب میشود. به داستانهای گذشتهی زندگی خود نگاه کنید و درسهای هر کدام را برای پیشرفتهای آتی در نظر بگیرید. راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👏2
✳️ قطع جهانی فناوری اطلاعات چندین درس مدیریت بحران ارائه میدهد
✅ این مقاله به مقایسه بحران قطع جهانی فناوری اطلاعات با موقعیتهای مشابهی که مدیران اجرایی کسبوکارها با آن مواجه میشوند میپردازد.
🔺نویسنده با اشاره به استعفای برخی از مدیران اجرایی پس از بحرانهایی مانند سقوط هواپیماهای بوئینگ و رسواییهای فولکسواگن، به این نکته اشاره میکند که تصمیم به ماندن یا رفتن در چنین شرایطی بسیار پیچیده است.
اهمیت تصمیمگیری در بحران: تصمیم مدیران اجرایی در مواجهه با بحران، میتواند بر آینده شرکت و اعتبار آنها تأثیر بسزایی داشته باشد.
مقایسه با دنیای سیاست: مقایسه تصمیم جو بایدن برای ادامه فعالیت انتخاباتی با تصمیمات مدیران اجرایی در شرکتها، نشان میدهد که این چالشها در سطوح مختلف وجود دارد.
عوامل مؤثر در تصمیمگیری: عواملی مانند عملکرد فرد، فشار سهامداران، و تاثیر بر وجهه شرکت در تصمیمگیری مدیران اجرایی نقش مهمی ایفا میکنند.
اهمیت ارتباطات شفاف: در زمان بحران، ارتباط شفاف و صادقانه با کارکنان، مشتریان و سهامداران بسیار مهم است.
ضرورت برنامهریزی برای بحران: داشتن یک برنامه جامع برای مدیریت بحران، میتواند به شرکتها کمک کند تا بهتر با چالشها مقابله کنند.
🔶 نکات قابل توجه برای مدیران
آمادگی برای بحران: تدوین یک برنامه جامع برای مدیریت بحران و انجام تمرینهای منظم برای آمادگی بیشتر.
اهمیت ارتباطات: برقراری ارتباط شفاف و صادقانه با همه ذینفعان در طول بحران.
تصمیمگیری سریع و قاطع: اتخاذ تصمیمات سریع و قاطع برای کنترل اوضاع و کاهش خسارات.
توجه به وجهه شرکت: حفظ وجهه مثبت شرکت در طول بحران، برای جلب اعتماد مشتریان و سرمایهگذاران بسیار مهم است.
تیم قوی: داشتن یک تیم مدیریتی قوی و با تجربه برای مقابله با بحران.
این مقاله به خوبی نشان میدهد که بحرانها فرصتی برای نشان دادن رهبری قوی و تصمیمگیریهای درست هستند. مدیران اجرایی باید در چنین شرایطی با سرعت و قاطعیت عمل کنند و به نیازهای ذینفعان خود توجه کنند.
منبع: forbes/ شارا
✅ این مقاله به مقایسه بحران قطع جهانی فناوری اطلاعات با موقعیتهای مشابهی که مدیران اجرایی کسبوکارها با آن مواجه میشوند میپردازد.
🔺نویسنده با اشاره به استعفای برخی از مدیران اجرایی پس از بحرانهایی مانند سقوط هواپیماهای بوئینگ و رسواییهای فولکسواگن، به این نکته اشاره میکند که تصمیم به ماندن یا رفتن در چنین شرایطی بسیار پیچیده است.
اهمیت تصمیمگیری در بحران: تصمیم مدیران اجرایی در مواجهه با بحران، میتواند بر آینده شرکت و اعتبار آنها تأثیر بسزایی داشته باشد.
مقایسه با دنیای سیاست: مقایسه تصمیم جو بایدن برای ادامه فعالیت انتخاباتی با تصمیمات مدیران اجرایی در شرکتها، نشان میدهد که این چالشها در سطوح مختلف وجود دارد.
عوامل مؤثر در تصمیمگیری: عواملی مانند عملکرد فرد، فشار سهامداران، و تاثیر بر وجهه شرکت در تصمیمگیری مدیران اجرایی نقش مهمی ایفا میکنند.
اهمیت ارتباطات شفاف: در زمان بحران، ارتباط شفاف و صادقانه با کارکنان، مشتریان و سهامداران بسیار مهم است.
ضرورت برنامهریزی برای بحران: داشتن یک برنامه جامع برای مدیریت بحران، میتواند به شرکتها کمک کند تا بهتر با چالشها مقابله کنند.
🔶 نکات قابل توجه برای مدیران
آمادگی برای بحران: تدوین یک برنامه جامع برای مدیریت بحران و انجام تمرینهای منظم برای آمادگی بیشتر.
اهمیت ارتباطات: برقراری ارتباط شفاف و صادقانه با همه ذینفعان در طول بحران.
تصمیمگیری سریع و قاطع: اتخاذ تصمیمات سریع و قاطع برای کنترل اوضاع و کاهش خسارات.
توجه به وجهه شرکت: حفظ وجهه مثبت شرکت در طول بحران، برای جلب اعتماد مشتریان و سرمایهگذاران بسیار مهم است.
تیم قوی: داشتن یک تیم مدیریتی قوی و با تجربه برای مقابله با بحران.
این مقاله به خوبی نشان میدهد که بحرانها فرصتی برای نشان دادن رهبری قوی و تصمیمگیریهای درست هستند. مدیران اجرایی باید در چنین شرایطی با سرعت و قاطعیت عمل کنند و به نیازهای ذینفعان خود توجه کنند.
منبع: forbes/ شارا
✳️ انواع نابرابری و آنچه که ایران امروز دچارش است!
جواد حیدری
✅ تامس نیگل در فصل دهم کتاب «برابری و جانبداری» با عنوان انگیزش و برابری، به علل نابرابری میپردازد.
او میگوید که در مجموع علل نابرابری را میتوان با چهار علت توضیح داد:
۱. تبعیض؛ ۲. طبقه؛ ۳. استعداد؛ ۴. کوشش.
🔺حال به ترتیب به این علل میپردازم.
۱. تبعیض: اولاً این عامل خارج از آدمیست یعنی یا از سوی انسانهای دیگر یا از سوی نهادها اعمال و تحمیل میشود، ثانیاً؛ عالماً و عامداً و بصورتدلبخواهانه صورت میگیرد. مثل تبعیض نژادی، دینی، جنسیتی، یا تبارگماری. نهادی که بر اساس نژاد، دین، جنسیت، یا خویشاوندی تبعیضی انجام میدهد بر اساس ملاک و معیاری اخلاقاً دلبخواهانه این کار را صورت میدهد. نیگل میگوید هر نابرابری ناشی از این تبعیض نامشروع و ناپذیرفتنیست.
۲. طبقه: مراد و منظور از طبقه این است که هر کسی دوست دارد که مال و اموالش در خانوادهی خودش و میان فرزندانش دست به دست شود. یعنی عامل اصلی که باعث ایجاد طبقه میشود خانواده است. این عامل هم خارج از آدمی قرار دارد و فراسوی اراده و اختیار آدمیست. یعنی ما خانوادهی خود را انتخاب نمیکنیم. حال اختلافنظر هست که آیا نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتنی است یا نه. مثلاً مالیات بر ارث برای تعدیل این عامل صورت میگیرد. این هم از علت دوم نابرابری.
۳. استعداد: کسانی هستند که استعداد بازارپسند دارند و برای استعداد و تواناییشان مردم حاضرند پول خرج کنند. مثل کسی که بهترین گوشی تلفن را تولید میکند یا کسی که بهترین بازی بستکبال را به نمایش میگذارد. کسانی هستند که استعداد بازارپسند ندارند و مردم حاضر نیستند برایشان پولی پرداخت کنند. این عامل در درون آدمی قرار دارد و مثل طبقه خارج از اراده و اختیار آدمی قرار دارد. حال نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتی است یا نه. رالز میگفت اگر استعداد باعث شود که این نوع نابرابری به نفع محرومترین اقشار جامعه باشد، نابرابرای حاصل این عامل مشروع و پذیرفتنی است.
۴. کوشش: یعنی سعی و تلاش آدمی برای کسب منافع و عوایدی بیشتر. این مثل استعداد در درون آدمی قرار دارد و حاصل اراده و اختیار آدمیست و هر نوع نابرابری حاصل کوشش مشروع و پذیرفتنی است.
با این توضیحات مشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل سوم (استعداد) و چهارم (کوشش) است و نامشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل اول (تبعیض) و دوم (طبقه) است.
🔺آنچه در ایران فعلی شاهدش هستیم این است که نابرابری بهصورت فاحشی به چشم میخورد و این نابرابری حاصل ازدواج عامل اول (تبعیض) و عامل دوم (طبقه) است. تبارگماری که مصداق عامل اول است و آقازادگی که مصداق عامل دوم است هر دو باعث ایجاد نامشروعترین و ناپذیرفتنیترین حالت نابرابری شده است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
جواد حیدری
✅ تامس نیگل در فصل دهم کتاب «برابری و جانبداری» با عنوان انگیزش و برابری، به علل نابرابری میپردازد.
او میگوید که در مجموع علل نابرابری را میتوان با چهار علت توضیح داد:
۱. تبعیض؛ ۲. طبقه؛ ۳. استعداد؛ ۴. کوشش.
🔺حال به ترتیب به این علل میپردازم.
۱. تبعیض: اولاً این عامل خارج از آدمیست یعنی یا از سوی انسانهای دیگر یا از سوی نهادها اعمال و تحمیل میشود، ثانیاً؛ عالماً و عامداً و بصورتدلبخواهانه صورت میگیرد. مثل تبعیض نژادی، دینی، جنسیتی، یا تبارگماری. نهادی که بر اساس نژاد، دین، جنسیت، یا خویشاوندی تبعیضی انجام میدهد بر اساس ملاک و معیاری اخلاقاً دلبخواهانه این کار را صورت میدهد. نیگل میگوید هر نابرابری ناشی از این تبعیض نامشروع و ناپذیرفتنیست.
۲. طبقه: مراد و منظور از طبقه این است که هر کسی دوست دارد که مال و اموالش در خانوادهی خودش و میان فرزندانش دست به دست شود. یعنی عامل اصلی که باعث ایجاد طبقه میشود خانواده است. این عامل هم خارج از آدمی قرار دارد و فراسوی اراده و اختیار آدمیست. یعنی ما خانوادهی خود را انتخاب نمیکنیم. حال اختلافنظر هست که آیا نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتنی است یا نه. مثلاً مالیات بر ارث برای تعدیل این عامل صورت میگیرد. این هم از علت دوم نابرابری.
۳. استعداد: کسانی هستند که استعداد بازارپسند دارند و برای استعداد و تواناییشان مردم حاضرند پول خرج کنند. مثل کسی که بهترین گوشی تلفن را تولید میکند یا کسی که بهترین بازی بستکبال را به نمایش میگذارد. کسانی هستند که استعداد بازارپسند ندارند و مردم حاضر نیستند برایشان پولی پرداخت کنند. این عامل در درون آدمی قرار دارد و مثل طبقه خارج از اراده و اختیار آدمی قرار دارد. حال نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتی است یا نه. رالز میگفت اگر استعداد باعث شود که این نوع نابرابری به نفع محرومترین اقشار جامعه باشد، نابرابرای حاصل این عامل مشروع و پذیرفتنی است.
۴. کوشش: یعنی سعی و تلاش آدمی برای کسب منافع و عوایدی بیشتر. این مثل استعداد در درون آدمی قرار دارد و حاصل اراده و اختیار آدمیست و هر نوع نابرابری حاصل کوشش مشروع و پذیرفتنی است.
با این توضیحات مشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل سوم (استعداد) و چهارم (کوشش) است و نامشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل اول (تبعیض) و دوم (طبقه) است.
🔺آنچه در ایران فعلی شاهدش هستیم این است که نابرابری بهصورت فاحشی به چشم میخورد و این نابرابری حاصل ازدواج عامل اول (تبعیض) و عامل دوم (طبقه) است. تبارگماری که مصداق عامل اول است و آقازادگی که مصداق عامل دوم است هر دو باعث ایجاد نامشروعترین و ناپذیرفتنیترین حالت نابرابری شده است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1
✳️ مخاطرات نظام حکمرانی ایران
✅ خطیرترین مسائل که باید مورد توجه نظام حکمرانی قرار گیرد، چیست؟ یک اقتصاددان در پاسخ به این پرسش میگوید: نظام حکمرانی کشور در یک سهضلعی از بحرانهای مختلف قرار گرفته است. در رأس اول این سهضلعی، ناترازیهای مالی و زیستمحیطی قرار گرفته است. کسری بودجه، نظام بانکی و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی، میانگین تورم را به دو برابر بلندمدت خود رسانده و مخاطرات زیستمحیطی و ناترازی انرژی این شرایط را بدتر کرده است. در رأس دوم این سهضلعی، روابط خارجی است. تحریمها و محدودیتهای FATF و احتمال روی کار آمدن ترامپ شرایط ما را خطیر کرده است. در رأس سوم سهضلعی بحرانها، به گفته مسعود نیلی، شکافهای بین نسلی قرار دارد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=172873
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ خطیرترین مسائل که باید مورد توجه نظام حکمرانی قرار گیرد، چیست؟ یک اقتصاددان در پاسخ به این پرسش میگوید: نظام حکمرانی کشور در یک سهضلعی از بحرانهای مختلف قرار گرفته است. در رأس اول این سهضلعی، ناترازیهای مالی و زیستمحیطی قرار گرفته است. کسری بودجه، نظام بانکی و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی، میانگین تورم را به دو برابر بلندمدت خود رسانده و مخاطرات زیستمحیطی و ناترازی انرژی این شرایط را بدتر کرده است. در رأس دوم این سهضلعی، روابط خارجی است. تحریمها و محدودیتهای FATF و احتمال روی کار آمدن ترامپ شرایط ما را خطیر کرده است. در رأس سوم سهضلعی بحرانها، به گفته مسعود نیلی، شکافهای بین نسلی قرار دارد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=172873
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصاددان
مخاطرات نظام حکمرانی ایران - اقتصاددان
خطیرترین مسائل که باید مورد توجه نظام حکمرانی قرار گیرد، چیست؟ یک اقتصاددان در پاسخ به این پرسش میگوید: نظام حکمرانی کشور در یک سهضلعی از بحرانهای مختلف
✳️ خودکفایی تا کجـــــا ...؟!
✅ قبل از هر چیزی بگذارید دو تجربه موفق را با هم مرور کنیم. شرکت سامسونگ در سال 1938 تاسیس شد. این شرکت رشد کرد و بزرگ شد. «هی لی» پسر بنیانگذار شرکت در سال 1987 جای پدرش را گرفت، این مدیر جدید علاقه مند به شیوه ژاپنی ها بود و از نوآوری های اخیر ژاپنی ها حرف هایی شنیده بود. سری به ژاپن زد و فهمید که فناوری آینده متعلق به نیمه رساناهاست و فرصت خوبی است برای ورود سامسونگ. لی فهمید که سامسونگ از این پس مجبور است در بازارهایی رقابت کند که غیرکره ای ها در آن فعال اند و اگر می خواهد دنباله رو شرکت های ژاپنی نباشد، باید تحولی جدی صورت دهد. فرهنگ بسته مبتنی بر نگاه «بومیِ کره ای» یکی از بزرگترین موانع بود. مدیر جوان فهمید نیاز به فهم راه و رسم جهان خارج از مرزهای کشورش دارد.
🔹لی در سال 1993 برنامه تحول بزرگش را اعلام کرد، شعار جالبی هم داشت «همه چیز جز زن و بچه هایتان را عوض کنید!» می خواست شرکتی در کلاس جهانی با فرهنگی متفاوت از فرهنگ «بسته و بومی» کره ای بسازد و سراغ تجربه های برتر جهانی و فراتر از خاک کره رفت. کار ساده ای نبود و مقاومت ها زیاد بود. او تصمیم گرفت در شرکتش را به روی خارجی ها باز کند و بسیاری از کارشناس زبده غیرکره ای را به خدمت گرفت؛ همچنین بسیاری از کره ای ها را هم به خارج فرستاد تا با تجربه های جدید جهانی آشنا شوند. از خرید شرکت های خارجی هم غافل نشد.
🔸تجربه رشد خودروسازان چینی که سالها بعد از ما به صورت جدی وارد صنعتخودروسازی شدند نیز جالب است. آن ها این 5 اقدام را به خوبی انجام دادند:
🔹 کسب دانش و مهارت فنی از طریق بکارگیری متخصصان و مهندسان خارجی
🔸 توسعه رابطه با مراکز تحقیقاتی محلی و بین المللی
🔹 یادگیری از طریق تحقیق و توسعه مشترک با شرکت های خارجی از کشورهایی نظیر ایتالیا و آلمان
🔸 سرمایه گذاری های مشترک با شرکت های خارجی انگلیسی و ...
🔹 خرید شرکت های خارجی نظیر شرکت دی.اس.آی. استرالیایی بزرگترین شرکت تولید کننده گیربکس (برگرفته از نوشته امیرحسین خالقی کانال راهبرد)
💠 تجویز راهبردی:
🔻هم چینی ها و هم کره ای ها استقلال و خودکفایی را مهم می دانستند. اما این دو را به گونه ای تعریف کردند که باعث انزوا و ایزوله شدن نشود. صادقانه از خود هفت سوال بپرسیم:
۱. آخرین باری که ایران یک شرکت خارجی را به قصد انتقال تکنولوژی خریده است کی بوده است؟
۲. آخرین باری که جرات کرده ایم برای صنعت، مدیر خارجی بیاوریم کی بوده است؟
۳. چرا برای توسعه ورزش و در فوتبال از کی روش استفاده می کنیم اما برای برای مدیریت بازار بخش گردشگری نه؟
۴. چرا آنقدر میزان سرمایه لازم برای تاسیس بانک توسط خارجی ها را بالا برده ایم که هر خارجی می شنود خنده اش می گیرد؟
۵. چرا رییس بانک مرکزی انگلستان می تواند یک خارجی باشد اما رییس یک بانک درجه دوم ما نمی تواند یک کانادایی باشد؟
۶. چرا مدیر عامل بنز به عنوان نماد آلمان می تواند یک غیرآلمانی باشد اما مدیر عامل ایران خودرو نمی تواند یک آلمانی باشد؟
۷. چرا محصولات شرکت های آلمانی، کره ای و ژاپنی و چینی در ایران به وفور یافت می شود و از بازار شیرین هشتاد میلیونی ما لذت می برند اما نمی توانیم شرکت مشترک در ایران با آنان تاسیس کنیم تا هاب بازار 400 میلیونی منطقه باشیم؟
🔻خواهش می کنم بلافاصله من را به غرب زدگی و خودباختگی متهم نکنید این اتهام ها را قبلا بارها و بارها زده ایم و به نتیجه نرسیده ایم، زمان آن است که تجربه ده های اخیر را صادقانه مرور کنیم و نتایج آن هر مقدار که دردناک بود بپذیریم. بهتر نیست به جای آن که بگوییم نه شرقی نه غربی، بگوییم برای رشد کشور شرق و غرب را به خدمت می گیریم؟ دریچه های جهان به سوی ایران حتی در زمان تحریم می تواند گشوده شود اگر بیش از هر چیزی و پیش از هر کاری، دریچه های ذهن مان را بگشاییم.رمز پیشرفت ترکیب درست درون زایی و برون گرایی یا به عبارت دیگر ترکیب مناسب بومی گرایی و جهان پذیری است.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ قبل از هر چیزی بگذارید دو تجربه موفق را با هم مرور کنیم. شرکت سامسونگ در سال 1938 تاسیس شد. این شرکت رشد کرد و بزرگ شد. «هی لی» پسر بنیانگذار شرکت در سال 1987 جای پدرش را گرفت، این مدیر جدید علاقه مند به شیوه ژاپنی ها بود و از نوآوری های اخیر ژاپنی ها حرف هایی شنیده بود. سری به ژاپن زد و فهمید که فناوری آینده متعلق به نیمه رساناهاست و فرصت خوبی است برای ورود سامسونگ. لی فهمید که سامسونگ از این پس مجبور است در بازارهایی رقابت کند که غیرکره ای ها در آن فعال اند و اگر می خواهد دنباله رو شرکت های ژاپنی نباشد، باید تحولی جدی صورت دهد. فرهنگ بسته مبتنی بر نگاه «بومیِ کره ای» یکی از بزرگترین موانع بود. مدیر جوان فهمید نیاز به فهم راه و رسم جهان خارج از مرزهای کشورش دارد.
🔹لی در سال 1993 برنامه تحول بزرگش را اعلام کرد، شعار جالبی هم داشت «همه چیز جز زن و بچه هایتان را عوض کنید!» می خواست شرکتی در کلاس جهانی با فرهنگی متفاوت از فرهنگ «بسته و بومی» کره ای بسازد و سراغ تجربه های برتر جهانی و فراتر از خاک کره رفت. کار ساده ای نبود و مقاومت ها زیاد بود. او تصمیم گرفت در شرکتش را به روی خارجی ها باز کند و بسیاری از کارشناس زبده غیرکره ای را به خدمت گرفت؛ همچنین بسیاری از کره ای ها را هم به خارج فرستاد تا با تجربه های جدید جهانی آشنا شوند. از خرید شرکت های خارجی هم غافل نشد.
🔸تجربه رشد خودروسازان چینی که سالها بعد از ما به صورت جدی وارد صنعتخودروسازی شدند نیز جالب است. آن ها این 5 اقدام را به خوبی انجام دادند:
🔹 کسب دانش و مهارت فنی از طریق بکارگیری متخصصان و مهندسان خارجی
🔸 توسعه رابطه با مراکز تحقیقاتی محلی و بین المللی
🔹 یادگیری از طریق تحقیق و توسعه مشترک با شرکت های خارجی از کشورهایی نظیر ایتالیا و آلمان
🔸 سرمایه گذاری های مشترک با شرکت های خارجی انگلیسی و ...
🔹 خرید شرکت های خارجی نظیر شرکت دی.اس.آی. استرالیایی بزرگترین شرکت تولید کننده گیربکس (برگرفته از نوشته امیرحسین خالقی کانال راهبرد)
💠 تجویز راهبردی:
🔻هم چینی ها و هم کره ای ها استقلال و خودکفایی را مهم می دانستند. اما این دو را به گونه ای تعریف کردند که باعث انزوا و ایزوله شدن نشود. صادقانه از خود هفت سوال بپرسیم:
۱. آخرین باری که ایران یک شرکت خارجی را به قصد انتقال تکنولوژی خریده است کی بوده است؟
۲. آخرین باری که جرات کرده ایم برای صنعت، مدیر خارجی بیاوریم کی بوده است؟
۳. چرا برای توسعه ورزش و در فوتبال از کی روش استفاده می کنیم اما برای برای مدیریت بازار بخش گردشگری نه؟
۴. چرا آنقدر میزان سرمایه لازم برای تاسیس بانک توسط خارجی ها را بالا برده ایم که هر خارجی می شنود خنده اش می گیرد؟
۵. چرا رییس بانک مرکزی انگلستان می تواند یک خارجی باشد اما رییس یک بانک درجه دوم ما نمی تواند یک کانادایی باشد؟
۶. چرا مدیر عامل بنز به عنوان نماد آلمان می تواند یک غیرآلمانی باشد اما مدیر عامل ایران خودرو نمی تواند یک آلمانی باشد؟
۷. چرا محصولات شرکت های آلمانی، کره ای و ژاپنی و چینی در ایران به وفور یافت می شود و از بازار شیرین هشتاد میلیونی ما لذت می برند اما نمی توانیم شرکت مشترک در ایران با آنان تاسیس کنیم تا هاب بازار 400 میلیونی منطقه باشیم؟
🔻خواهش می کنم بلافاصله من را به غرب زدگی و خودباختگی متهم نکنید این اتهام ها را قبلا بارها و بارها زده ایم و به نتیجه نرسیده ایم، زمان آن است که تجربه ده های اخیر را صادقانه مرور کنیم و نتایج آن هر مقدار که دردناک بود بپذیریم. بهتر نیست به جای آن که بگوییم نه شرقی نه غربی، بگوییم برای رشد کشور شرق و غرب را به خدمت می گیریم؟ دریچه های جهان به سوی ایران حتی در زمان تحریم می تواند گشوده شود اگر بیش از هر چیزی و پیش از هر کاری، دریچه های ذهن مان را بگشاییم.رمز پیشرفت ترکیب درست درون زایی و برون گرایی یا به عبارت دیگر ترکیب مناسب بومی گرایی و جهان پذیری است.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍4
✳️ هال واریان، اقتصاددان مشهور در مقالهای بررسی کرده است:
✅ چگونه میتوانیم در اوقات فراغتمان، یک مدل اقتصادی بسازیم؟
🔺اغلب کارهای من در اقتصاد، ساخت مدلهای نظری را دربر دارد. من طی سالیان متمادی، روشهایی را برای انجام این امر، به کار گرفته و گسترش دادهام که ارزش آن را دارد آنها را برای کسانی که خواهان انجام چنین کاری هستند، توضیح دهم. در دنیای واقع، ساختن این قبیل مدلها، نسبت به توضیحی که من در اینجا ارائه میکنم، بسیار آشفتهتر و بینظمتر است. مدل تحقیقی که تشریح میکنم، همانند دیگر مدلهای اقتصادی شکلی آرمانی و ایدهآل آن چیزهایی هستند که در دنیای واقع روی میدهند. اما توصیفها و تشریحات نظری، احتمالا برای آن که مفید باشند باید با واقعیتها نیز ارتباط داشته باشند. امیدوارم این نکته در رابطه با مدلهای اقتصادی من نیز صحت داشته باشد.
*۱ . کسب ایده*
اولین گام، در ساخت یک مدل آن است که یک ایده به دست آوریم. این کار، چندان سخت نیست. بخش دشوار کار، همان یافتن ایدهای خوب و مناسب است. برای آنکه به چنین ایدههایی برسیم، باید نظرات و ایدههای بسیار زیادی را بررسی نموده و تمامی آنهایی که مناسب نیستند را کنار نهیم.
اما سوال این است که این ایدهها را باید از کجا به دست آورد. اغلب دانشجویان فکر میکنند که برای کسب ایده باید مقالات ژورنالها را مطالعه کنند. اما من، بنا به تجربه خود معتقدم که ژورنالها برای کسب ایدههای ابتدایی واقعا منابع بسیار خوبی نیستند. چیزهای بسیار زیادی از قبیل تکنیکها، بینش اقتصادی و حتی حقایق را میتوان از مقالههای این ژورنالها به دست آورد. اما در اغلب موارد، به تنها چیزی که میرسیم، ایدههایی هستند که متعلق به افرادی دیگر میباشند. درست است که برخی از این مقالات، پایان چندان قاطعی ندارند و میتوان آنها را مورد بررسی قرار داده و پیگیری کرد، اما دلیل این امر، آن است که نویسنده مقاله، احتمالا درباره آن فکر کرده و نتوانسته است تشخیص دهد که باید با آن چه کند یا به این نتیجه رسیده است که آن نکته، به اندازهای کسالتآور و خستهکننده است که نباید به آن پرداخت، یعنی این احتمال وجود دارد که شما نیز در صورت وارد شدن به آن مبحث، خود را در چنین شرایطی بیابید.
پیشنهادی که من در این رابطه دارم، به کلی متفاوت است. بهزعم من، برای پیدا کردن ایده، باید در جایی غیر از ژورنالهای دانشگاهی، مثلا در روزنامهها، مجلات، مکالمات و برنامههای رادیویی و تلویزیونی به جستوجو بپردازید. وقتی که در حال مطالعه روزنامه هستید، دنبال مقالههای مرتبط با اقتصاد باشید ... و پس از آن، مقالاتی را بررسی کنید که راجع به اقتصاد نیستند. چرا که در اغلب موارد، این قبیل مقالهها نیز در نهایت به اقتصاد مرتبط میشوند. مجلات، معمولا بهتر از روزنامهها هستند. زیرا مسائل را با عمق بیشتری بررسی میکنند. البته از سوی دیگر، تحلیلهای سطحیتر میتوانند جذابتر و تحریککنندهتر باشند. هیچ چیزی نمیتواند به اندازه یک بحث سفسطهآمیز، شما را به انجام تحقیقات ترغیب نماید. (البته این سوال پیش میآید که چه منابعی را باید مطالعه کرد. من نیویورکتایمز، والاستریت ژورنال و اکونومیست را میخوانم. احتمالا اینها برای شروع، خوب هستند).
صحبتها و مکالمات، به ویژه با افرادی که در حوزه کسبوکار فعال هستند، غالبا بسیار پرثمر هستند. تجارت، به شیوههای زیادی انجام میگیرد و اغلب این روشها، هیچ گاه در معرض تحلیلهای اقتصادی جدی قرار نگرفتهاند. البته باید مراقب بود که به هر چه از این افراد میشنویم، «باور» پیدا نکنیم. این قبیل افراد، معمولا مجموعه قواعدی را میشناسند که برای اداره کسبوکارهای خودشان بسیار خوب هستند، اما غالبا در این رابطه که منشا این قواعد کجا است و یا برای مثمرثمر بودن آنها چه شرایطی لازم است، ایدهای ندارند. یافتن پاسخ این سوالها، در واقع همان چیزی است که برای اقتصاددانها، جالب است و جذابیت به همراه دارد...
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-509358
ایدههای شما میتوانند در بسیاری از موارد،....
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چگونه میتوانیم در اوقات فراغتمان، یک مدل اقتصادی بسازیم؟
🔺اغلب کارهای من در اقتصاد، ساخت مدلهای نظری را دربر دارد. من طی سالیان متمادی، روشهایی را برای انجام این امر، به کار گرفته و گسترش دادهام که ارزش آن را دارد آنها را برای کسانی که خواهان انجام چنین کاری هستند، توضیح دهم. در دنیای واقع، ساختن این قبیل مدلها، نسبت به توضیحی که من در اینجا ارائه میکنم، بسیار آشفتهتر و بینظمتر است. مدل تحقیقی که تشریح میکنم، همانند دیگر مدلهای اقتصادی شکلی آرمانی و ایدهآل آن چیزهایی هستند که در دنیای واقع روی میدهند. اما توصیفها و تشریحات نظری، احتمالا برای آن که مفید باشند باید با واقعیتها نیز ارتباط داشته باشند. امیدوارم این نکته در رابطه با مدلهای اقتصادی من نیز صحت داشته باشد.
*۱ . کسب ایده*
اولین گام، در ساخت یک مدل آن است که یک ایده به دست آوریم. این کار، چندان سخت نیست. بخش دشوار کار، همان یافتن ایدهای خوب و مناسب است. برای آنکه به چنین ایدههایی برسیم، باید نظرات و ایدههای بسیار زیادی را بررسی نموده و تمامی آنهایی که مناسب نیستند را کنار نهیم.
اما سوال این است که این ایدهها را باید از کجا به دست آورد. اغلب دانشجویان فکر میکنند که برای کسب ایده باید مقالات ژورنالها را مطالعه کنند. اما من، بنا به تجربه خود معتقدم که ژورنالها برای کسب ایدههای ابتدایی واقعا منابع بسیار خوبی نیستند. چیزهای بسیار زیادی از قبیل تکنیکها، بینش اقتصادی و حتی حقایق را میتوان از مقالههای این ژورنالها به دست آورد. اما در اغلب موارد، به تنها چیزی که میرسیم، ایدههایی هستند که متعلق به افرادی دیگر میباشند. درست است که برخی از این مقالات، پایان چندان قاطعی ندارند و میتوان آنها را مورد بررسی قرار داده و پیگیری کرد، اما دلیل این امر، آن است که نویسنده مقاله، احتمالا درباره آن فکر کرده و نتوانسته است تشخیص دهد که باید با آن چه کند یا به این نتیجه رسیده است که آن نکته، به اندازهای کسالتآور و خستهکننده است که نباید به آن پرداخت، یعنی این احتمال وجود دارد که شما نیز در صورت وارد شدن به آن مبحث، خود را در چنین شرایطی بیابید.
پیشنهادی که من در این رابطه دارم، به کلی متفاوت است. بهزعم من، برای پیدا کردن ایده، باید در جایی غیر از ژورنالهای دانشگاهی، مثلا در روزنامهها، مجلات، مکالمات و برنامههای رادیویی و تلویزیونی به جستوجو بپردازید. وقتی که در حال مطالعه روزنامه هستید، دنبال مقالههای مرتبط با اقتصاد باشید ... و پس از آن، مقالاتی را بررسی کنید که راجع به اقتصاد نیستند. چرا که در اغلب موارد، این قبیل مقالهها نیز در نهایت به اقتصاد مرتبط میشوند. مجلات، معمولا بهتر از روزنامهها هستند. زیرا مسائل را با عمق بیشتری بررسی میکنند. البته از سوی دیگر، تحلیلهای سطحیتر میتوانند جذابتر و تحریککنندهتر باشند. هیچ چیزی نمیتواند به اندازه یک بحث سفسطهآمیز، شما را به انجام تحقیقات ترغیب نماید. (البته این سوال پیش میآید که چه منابعی را باید مطالعه کرد. من نیویورکتایمز، والاستریت ژورنال و اکونومیست را میخوانم. احتمالا اینها برای شروع، خوب هستند).
صحبتها و مکالمات، به ویژه با افرادی که در حوزه کسبوکار فعال هستند، غالبا بسیار پرثمر هستند. تجارت، به شیوههای زیادی انجام میگیرد و اغلب این روشها، هیچ گاه در معرض تحلیلهای اقتصادی جدی قرار نگرفتهاند. البته باید مراقب بود که به هر چه از این افراد میشنویم، «باور» پیدا نکنیم. این قبیل افراد، معمولا مجموعه قواعدی را میشناسند که برای اداره کسبوکارهای خودشان بسیار خوب هستند، اما غالبا در این رابطه که منشا این قواعد کجا است و یا برای مثمرثمر بودن آنها چه شرایطی لازم است، ایدهای ندارند. یافتن پاسخ این سوالها، در واقع همان چیزی است که برای اقتصاددانها، جالب است و جذابیت به همراه دارد...
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-509358
ایدههای شما میتوانند در بسیاری از موارد،....
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
چگونه میتوانیم در اوقات فراغتمان، یک مدل اقتصادی بسازیم؟
هال واریان
مترجم: محسن رنجبر
اغلب کارهای من در اقتصاد، ساخت مدلهای نظری را دربر دارد. من طی سالیان متمادی، روشهایی را برای انجام این امر، به کار گرفته و گسترش دادهام که ارزش آن را دارد آنها را برای کسانی که خواهان انجام چنین کاری هستند، توضیح دهم.
مترجم: محسن رنجبر
اغلب کارهای من در اقتصاد، ساخت مدلهای نظری را دربر دارد. من طی سالیان متمادی، روشهایی را برای انجام این امر، به کار گرفته و گسترش دادهام که ارزش آن را دارد آنها را برای کسانی که خواهان انجام چنین کاری هستند، توضیح دهم.
👍1
✳️ ۵ سوالي كه شخصيت افراد را فاش ميكند.
✅ يكي از بهترين چيزهايي كه در زندگي وجود دارد ملاقات با افراد جديد است. دوست، رئيس، همكار، همسايه يا آشنايان شما، همگي ابتدا برايتان غريبه بودند و وقتي كه براي اولين بار با آنها ملاقات كرديد اصلا نميدانستيد كه از رابطه با آنها لذت ميّبريد يا نه. با اين پنج پرسشي كه در اينجا مطرح ميكنيم، هنگام ملاقات با افراد ميتوانيد تصوير دقيقتر و بهتري از آنها به دست آوريد.
🔺بديهي است كه با سوالاتي مثل "شما تازه وارد هستيد؟" يا "چرا شغل قبلي خود را ترك كرديد؟" اطلاعات ضروري و خوبي به دست ميآوريد، ولي اينها كافي نيستند، چون با اين سوالات اطلاعاتي در مورد شخصيت آنها به دست نميآوريد.
🔺پنج سوالي كه در ادامه مطرح ميكنيم نه تنها اطلاعات مستقيم بيشتري در مورد فرد غريبه يا آشنا به شما ميدهند، بلكه در مورد شخصيت اين افراد نيز اطلاعات بسيار مفيدي در اختيار شما ميگذارند.
1⃣ شما خودتان را چطور توصيف ميكنيد؟
در واقع اين سوال نوعي ميانبر است تا فرد شخصيت خود را بروز دهد. با استفاده از نوع كلماتي كه هر كس براي توصيف خود استفاده ميكند ميتوان به شخصيت او پي برد.
2⃣ بزرگترين دستاورد شما چيست؟
با اين سوال اطلاعات مهمي در مورد گذشتهِي فرد و اطلاعاتي هم در مورد شخصيتش به دست ميآوريد. مثلا متوجه ميَشويد كه بيشترين منافع اين شخص در كجا قرار دارد.
3⃣ آيا به تازگي كتاب خوبي خواندهايد؟
پاسخهايي كه در اين سوال دريافت خواهيد كرد خيلي متفاوت خواهند بود. به تفاوت بين خوانندگان دقت كنيد. مثلا بعضي افراد ممكن است بگويند من كتاب نميخوانم. و برخي هم ممكن است مدتها قبل يك كتاب خوانده باشند يا به يك كتاب دانشگاهي مراجعه كرده باشند. برخي هم واقعا اهل مطالعه بوده و كتابهاي معروف را نام خواهند برد.
4⃣ شغل رويايي شما چيست؟
پاسخ به اين سوال هر چه كه باشد نشان ميدهد كه فرد موردنظر قبلا به اين موضوع فكر كرده يا اصلا به آن فكر نكرده است.
5⃣ قهرمان شخصي شما كيست؟
پاسخ به اين سوال، اطلاعات خاصتر و روشنگرتري به شما ميدهد. با اين سوال ميتوانيد ميزان هوش يا سن شخص را تشخيص دهيد و از همه مهمتر اينكه ميتوانيد بفهميد او به چه ارزشهايي احترام قائل است.
🔺به طور كلي شايد برخي از اين سوالات را نتوانيم از هر غريبهاي كه در خيابان ميبينيم بپرسيم، ولي وقتي با يك مخاطب جديد گرم گرفتيم و كمي آشنا شديم، به راحتي ميتوانيم اين سوالات را از او بپرسيم. واكنش افراد به اين سوالات، نحوهي پاسخ گفتن، و كيفيت پاسخ آنها، بيانگر شخصيت آنهاست. اين مقدار اطلاعات براي هر تعامل اجتماعي لازم است.
entrepreneur.com
✅ يكي از بهترين چيزهايي كه در زندگي وجود دارد ملاقات با افراد جديد است. دوست، رئيس، همكار، همسايه يا آشنايان شما، همگي ابتدا برايتان غريبه بودند و وقتي كه براي اولين بار با آنها ملاقات كرديد اصلا نميدانستيد كه از رابطه با آنها لذت ميّبريد يا نه. با اين پنج پرسشي كه در اينجا مطرح ميكنيم، هنگام ملاقات با افراد ميتوانيد تصوير دقيقتر و بهتري از آنها به دست آوريد.
🔺بديهي است كه با سوالاتي مثل "شما تازه وارد هستيد؟" يا "چرا شغل قبلي خود را ترك كرديد؟" اطلاعات ضروري و خوبي به دست ميآوريد، ولي اينها كافي نيستند، چون با اين سوالات اطلاعاتي در مورد شخصيت آنها به دست نميآوريد.
🔺پنج سوالي كه در ادامه مطرح ميكنيم نه تنها اطلاعات مستقيم بيشتري در مورد فرد غريبه يا آشنا به شما ميدهند، بلكه در مورد شخصيت اين افراد نيز اطلاعات بسيار مفيدي در اختيار شما ميگذارند.
1⃣ شما خودتان را چطور توصيف ميكنيد؟
در واقع اين سوال نوعي ميانبر است تا فرد شخصيت خود را بروز دهد. با استفاده از نوع كلماتي كه هر كس براي توصيف خود استفاده ميكند ميتوان به شخصيت او پي برد.
2⃣ بزرگترين دستاورد شما چيست؟
با اين سوال اطلاعات مهمي در مورد گذشتهِي فرد و اطلاعاتي هم در مورد شخصيتش به دست ميآوريد. مثلا متوجه ميَشويد كه بيشترين منافع اين شخص در كجا قرار دارد.
3⃣ آيا به تازگي كتاب خوبي خواندهايد؟
پاسخهايي كه در اين سوال دريافت خواهيد كرد خيلي متفاوت خواهند بود. به تفاوت بين خوانندگان دقت كنيد. مثلا بعضي افراد ممكن است بگويند من كتاب نميخوانم. و برخي هم ممكن است مدتها قبل يك كتاب خوانده باشند يا به يك كتاب دانشگاهي مراجعه كرده باشند. برخي هم واقعا اهل مطالعه بوده و كتابهاي معروف را نام خواهند برد.
4⃣ شغل رويايي شما چيست؟
پاسخ به اين سوال هر چه كه باشد نشان ميدهد كه فرد موردنظر قبلا به اين موضوع فكر كرده يا اصلا به آن فكر نكرده است.
5⃣ قهرمان شخصي شما كيست؟
پاسخ به اين سوال، اطلاعات خاصتر و روشنگرتري به شما ميدهد. با اين سوال ميتوانيد ميزان هوش يا سن شخص را تشخيص دهيد و از همه مهمتر اينكه ميتوانيد بفهميد او به چه ارزشهايي احترام قائل است.
🔺به طور كلي شايد برخي از اين سوالات را نتوانيم از هر غريبهاي كه در خيابان ميبينيم بپرسيم، ولي وقتي با يك مخاطب جديد گرم گرفتيم و كمي آشنا شديم، به راحتي ميتوانيم اين سوالات را از او بپرسيم. واكنش افراد به اين سوالات، نحوهي پاسخ گفتن، و كيفيت پاسخ آنها، بيانگر شخصيت آنهاست. اين مقدار اطلاعات براي هر تعامل اجتماعي لازم است.
entrepreneur.com
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👌2👍1
✳️ اصول پرتکرار (قوانین)
کسب وکار
۱- فقط با نگاه کردن می توانید بسیاری از چیزها را مشاهده کنید.
۲- میزان کاری که انجام می شود با زمانی که در دفتر سپری می شود رابطه عکس دارد.
۳- بهترین نصیحت، نصیحت نکردن است (عمل کردن است).
۴- وقتی شک دارید از چکش بزرگ تری استفاده کنید.
۵- اگر مشکلی منجر به جلسات متعدد می شود، بالاخره جلسات از خود مسئله مهم تر می شود.
۶- فقط افراد متوسط همیشه در بهترین حالت قرار دارند.
۷- هرچه عنوان شغلی طولانی تر باشد، اهمیت آن کمتر است.
۸- کار به قدری کش می آید که زمان موجود برای تکمیلش را پر کند.
۹- مصرف به قدری افزایش پیدا می کند تا کل درآمد را پوشش دهد.
۱۰- بسط معنای پیچیدگی می دهد و پیچیدگی معنای زوال.
۱۱- اگر راهی برای تاخیر انداختن در تصمیمی مهم وجود دارد بوروکراسی خوب دولتی یا خصوصی آن را پیدا خواهد کرد.
۱۲- در هر سلسله مراتبی هر فردی گرایش به رشد تا رسیدن به درجه بی کفایتی اش را دارد. هر پستی تمایل دارد توسط شخصی پر شود که قادر به انجام کارهایش نیست.
۱۳- به ندرت بیش از ۴ نفر درباره کارهای اساسی تصمیم گیری می کنند.
اگر فکر می کنید که جلسه بزرگی که در آن حضور دارید تصمیم مهمی را خواهد ساخت احتمالا اشتباه می کنید یا تصمیم پیش از آنکه جلسه شروع شود توسط یک گروه کوچک تر گرفته شده است یا اینکه خروجی جلسه بزرگ بعدا زمانی که سه یا چهار نفر دور هم جمع شدند اصلاح خواهد شد.
۱۴- تنها نتیجه مهم یک جلسه توافق درباره گام های بعدی است.
۱۵- نقطه شروع جایی است که شما هم اکنون در آن ایستاده اید.
۱۶- موفقیت یک نشست بستگی به به پذیرایی در جلسه دارد.
۱۷- قانون دیگری از پارکینسون
بین کاری که باید انجام شود و تعداد پرسنلی که درگیر می کند یا رابطه ای وجود ندارد یا اگر وجود دارد بسیار ناچیز است.
۱۸- اخراج کارکنان بهترین راه برای کاهش هزینه ها نیست.
۱۹- تنها باهوش ترین و احمق ترین افراد هستند که هرگز تغییر نمی کنند.
۲۰- مدیران ارشد آشپز نیستند ،بلکه مواد لازم آشپزی هستند.
۲۱- اگر می خواهید یک مدیر را مورد قضاوت قرار دهید ۱۰ سال دیگر به همان سازمان نگاه کنید.
۲۲- قدردانی از دیروز افتخارات فردا را سبب می شود.
۲۳- بعد از تمام گفته ها و کارهای انجام شده بیش از آنکه عمل شود حرف زده شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
کسب وکار
۱- فقط با نگاه کردن می توانید بسیاری از چیزها را مشاهده کنید.
۲- میزان کاری که انجام می شود با زمانی که در دفتر سپری می شود رابطه عکس دارد.
۳- بهترین نصیحت، نصیحت نکردن است (عمل کردن است).
۴- وقتی شک دارید از چکش بزرگ تری استفاده کنید.
۵- اگر مشکلی منجر به جلسات متعدد می شود، بالاخره جلسات از خود مسئله مهم تر می شود.
۶- فقط افراد متوسط همیشه در بهترین حالت قرار دارند.
۷- هرچه عنوان شغلی طولانی تر باشد، اهمیت آن کمتر است.
۸- کار به قدری کش می آید که زمان موجود برای تکمیلش را پر کند.
۹- مصرف به قدری افزایش پیدا می کند تا کل درآمد را پوشش دهد.
۱۰- بسط معنای پیچیدگی می دهد و پیچیدگی معنای زوال.
۱۱- اگر راهی برای تاخیر انداختن در تصمیمی مهم وجود دارد بوروکراسی خوب دولتی یا خصوصی آن را پیدا خواهد کرد.
۱۲- در هر سلسله مراتبی هر فردی گرایش به رشد تا رسیدن به درجه بی کفایتی اش را دارد. هر پستی تمایل دارد توسط شخصی پر شود که قادر به انجام کارهایش نیست.
۱۳- به ندرت بیش از ۴ نفر درباره کارهای اساسی تصمیم گیری می کنند.
اگر فکر می کنید که جلسه بزرگی که در آن حضور دارید تصمیم مهمی را خواهد ساخت احتمالا اشتباه می کنید یا تصمیم پیش از آنکه جلسه شروع شود توسط یک گروه کوچک تر گرفته شده است یا اینکه خروجی جلسه بزرگ بعدا زمانی که سه یا چهار نفر دور هم جمع شدند اصلاح خواهد شد.
۱۴- تنها نتیجه مهم یک جلسه توافق درباره گام های بعدی است.
۱۵- نقطه شروع جایی است که شما هم اکنون در آن ایستاده اید.
۱۶- موفقیت یک نشست بستگی به به پذیرایی در جلسه دارد.
۱۷- قانون دیگری از پارکینسون
بین کاری که باید انجام شود و تعداد پرسنلی که درگیر می کند یا رابطه ای وجود ندارد یا اگر وجود دارد بسیار ناچیز است.
۱۸- اخراج کارکنان بهترین راه برای کاهش هزینه ها نیست.
۱۹- تنها باهوش ترین و احمق ترین افراد هستند که هرگز تغییر نمی کنند.
۲۰- مدیران ارشد آشپز نیستند ،بلکه مواد لازم آشپزی هستند.
۲۱- اگر می خواهید یک مدیر را مورد قضاوت قرار دهید ۱۰ سال دیگر به همان سازمان نگاه کنید.
۲۲- قدردانی از دیروز افتخارات فردا را سبب می شود.
۲۳- بعد از تمام گفته ها و کارهای انجام شده بیش از آنکه عمل شود حرف زده شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
Forwarded from مدیریت منابع انسانی|دکتر جوشقانی
⭕️▪️ مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت میخواهد⁉️
💠 در بیست سال اخیر، گالوپ با بیش از یک میلیارد مشتری از سراسر جهان مصاحبه کرد و از آنها در مورد اینکه یک مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت میخواهد پرسید و همانطور که انتظار میرفت توقعات مشتریان از شرکتها، از صنعتی به صنعت دیگر و در هر بخشی متفاوت بود.
اما آنچه در این میان جالب توجهتر بود اینکه همه مشتریان روی چهار مقوله کلیدی بیش از سایر موضوعات تاکید داشتند و در صورت برآورده شدن این انتظارات چهارگانه، به طرفداران دائمی و مبلغان محصولات و خدماتی که استفاده میکردند، تبدیل میشدند.
این چهار مقوله در سطوح زیر طبقهبندی میشوند:
1️⃣ سطح یک: در نازلترین سطح، مشتریان از یک شرکت انتظار «دقت» دارند.
به عنوان مثال: اگر به رستورانی رفتند، همان غذایی که سفارش دادند به آنها تحویل شود. در این سطح، چنانچه شرکتها نتوانند این انتظارات حداقلی را برآورده سازند، صرفنظر از اینکه کارکنان، تا چه میزان برخورد دوستانهای با آنها داشته باشند و مواردی از این دست، نارضایتی مشتریان امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
2️⃣ سطح دو: سطح بعدی، «فراهم بودن» است.
در این سطح مشتریان توقع دارند، مثلا بانک منتخبشان، در ساعات طولانیتر به خدمترسانی برای مشتریان پرداخته و کارمندان بیشتری جهت پاسخگویی حضور داشته باشند یا رستورانی که انتخاب کردهاند از امکانات بیشتری برخوردار باشد.
مشتریان معتقدند که فراهم آوردن این امکانات از وظایف بدیهی شرکتها محسوب میشود و دقت و فراهم بودن امکانات شرط لازم برای کسب رضایت مشتری هستند، اما کافی نیستند و برای برآورده ساختن آنها از سوی شرکتها نمیتواند از مشتریان معمولی، طرفداران دوآتشه و همیشگی بسازد.
3️⃣ سطح سوم: در این سطح، مشتریان، توقع شراکت و همراهی دارند.
آنها از شرکتها انتظار دارند که به آنها گوش فرا دهند، نسبت به خواستههایشان واکنش نشان داده و به گونهای رفتار کنند که مشتری مطمئن شود شرکت در کنار آنهاست و نه در مقابلشان. بهخاطر وجود همین انتظارات است که بانکها در پیامکهایشان روز تولد مشتریان را تبریک میگویند.
4️⃣ سطح چهارم: پیشرفتهترین سطح انتظارات مشتریان، مشاوره است.
شرکت مشهور آمازون، همیشه به مشتریان خود فهرستی دقیق و کامل از کتابهایی را توصیه میکند که ممکن است برایشان جذاب و خواندنی باشد. آمازون با این مشاورهها، در واقع به آنها آموزشهای رایگانی میدهد که ارزش و کاربردهای فراوانی برای آنها دارد.
بهطور کلی، سطوح سوم و چهارم انتظارات مشتریان یعنی همکاری و مشاوره، اگر به خوبی و با دقت برآورده شوند، باعث تبدیل مشتریان معمولی به طرفداران دوآتشه و همیشگی خواهند شد.
حال سوال اینجاست که چگونه میتوان این انتظارات سطح بالا را برآورده ساخت؟
واقعیت آن است که پاسخ به این سوال فقط در مواردی همچون استفاده از پیشرفتهای تکنولوژیک یا تنظیم دقیق مراحل کار خلاصه نمیشود و برای تحقق آنها به کارمندان زبده، با استعداد و باانگیزه در خط مقدم ارتباط با مشتریان نیاز هست که با استفاده از واژگان درست و با انتخاب لحنی مناسب برای هر کدام از مشتریان به گونهای با آنها برخورد کنند که به آنها حس همکار و همیار بودن و همچنین مشاوره دادن القا کرده و پس از مدتی آنها را به مشتریان پروپاقرص و وفادار شرکت تبدیل کنند.
☑️ بررسیهای موسسه گالوپ، نشان داده که مدیران بزرگ به خوبی توانستهاند کارمندانشان را بهگونهای هدایت کنند که در وهله اول، از ایجاد و گسترش نارضایتی بین مشتریان جلوگیری کنند و در گام بعدی با تقویت مهارتهای گوش کردن و آموزش دادن به دیگران، به گونهای با مشتریان برخورد کنند که به آنها از یکسو حس همیاری و از سویی دیگر حس یادگیری القا کنند و به این ترتیب از آنها طرفدارانی دوآتشه و دائمی بسازند.
#مشتری
در کانال مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
💠 در بیست سال اخیر، گالوپ با بیش از یک میلیارد مشتری از سراسر جهان مصاحبه کرد و از آنها در مورد اینکه یک مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت میخواهد پرسید و همانطور که انتظار میرفت توقعات مشتریان از شرکتها، از صنعتی به صنعت دیگر و در هر بخشی متفاوت بود.
اما آنچه در این میان جالب توجهتر بود اینکه همه مشتریان روی چهار مقوله کلیدی بیش از سایر موضوعات تاکید داشتند و در صورت برآورده شدن این انتظارات چهارگانه، به طرفداران دائمی و مبلغان محصولات و خدماتی که استفاده میکردند، تبدیل میشدند.
این چهار مقوله در سطوح زیر طبقهبندی میشوند:
1️⃣ سطح یک: در نازلترین سطح، مشتریان از یک شرکت انتظار «دقت» دارند.
به عنوان مثال: اگر به رستورانی رفتند، همان غذایی که سفارش دادند به آنها تحویل شود. در این سطح، چنانچه شرکتها نتوانند این انتظارات حداقلی را برآورده سازند، صرفنظر از اینکه کارکنان، تا چه میزان برخورد دوستانهای با آنها داشته باشند و مواردی از این دست، نارضایتی مشتریان امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
2️⃣ سطح دو: سطح بعدی، «فراهم بودن» است.
در این سطح مشتریان توقع دارند، مثلا بانک منتخبشان، در ساعات طولانیتر به خدمترسانی برای مشتریان پرداخته و کارمندان بیشتری جهت پاسخگویی حضور داشته باشند یا رستورانی که انتخاب کردهاند از امکانات بیشتری برخوردار باشد.
مشتریان معتقدند که فراهم آوردن این امکانات از وظایف بدیهی شرکتها محسوب میشود و دقت و فراهم بودن امکانات شرط لازم برای کسب رضایت مشتری هستند، اما کافی نیستند و برای برآورده ساختن آنها از سوی شرکتها نمیتواند از مشتریان معمولی، طرفداران دوآتشه و همیشگی بسازد.
3️⃣ سطح سوم: در این سطح، مشتریان، توقع شراکت و همراهی دارند.
آنها از شرکتها انتظار دارند که به آنها گوش فرا دهند، نسبت به خواستههایشان واکنش نشان داده و به گونهای رفتار کنند که مشتری مطمئن شود شرکت در کنار آنهاست و نه در مقابلشان. بهخاطر وجود همین انتظارات است که بانکها در پیامکهایشان روز تولد مشتریان را تبریک میگویند.
4️⃣ سطح چهارم: پیشرفتهترین سطح انتظارات مشتریان، مشاوره است.
شرکت مشهور آمازون، همیشه به مشتریان خود فهرستی دقیق و کامل از کتابهایی را توصیه میکند که ممکن است برایشان جذاب و خواندنی باشد. آمازون با این مشاورهها، در واقع به آنها آموزشهای رایگانی میدهد که ارزش و کاربردهای فراوانی برای آنها دارد.
بهطور کلی، سطوح سوم و چهارم انتظارات مشتریان یعنی همکاری و مشاوره، اگر به خوبی و با دقت برآورده شوند، باعث تبدیل مشتریان معمولی به طرفداران دوآتشه و همیشگی خواهند شد.
حال سوال اینجاست که چگونه میتوان این انتظارات سطح بالا را برآورده ساخت؟
واقعیت آن است که پاسخ به این سوال فقط در مواردی همچون استفاده از پیشرفتهای تکنولوژیک یا تنظیم دقیق مراحل کار خلاصه نمیشود و برای تحقق آنها به کارمندان زبده، با استعداد و باانگیزه در خط مقدم ارتباط با مشتریان نیاز هست که با استفاده از واژگان درست و با انتخاب لحنی مناسب برای هر کدام از مشتریان به گونهای با آنها برخورد کنند که به آنها حس همکار و همیار بودن و همچنین مشاوره دادن القا کرده و پس از مدتی آنها را به مشتریان پروپاقرص و وفادار شرکت تبدیل کنند.
☑️ بررسیهای موسسه گالوپ، نشان داده که مدیران بزرگ به خوبی توانستهاند کارمندانشان را بهگونهای هدایت کنند که در وهله اول، از ایجاد و گسترش نارضایتی بین مشتریان جلوگیری کنند و در گام بعدی با تقویت مهارتهای گوش کردن و آموزش دادن به دیگران، به گونهای با مشتریان برخورد کنند که به آنها از یکسو حس همیاری و از سویی دیگر حس یادگیری القا کنند و به این ترتیب از آنها طرفدارانی دوآتشه و دائمی بسازند.
#مشتری
در کانال مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
👍1