✳️ چه کسی «متخصص» اقتصاد است
✅ حدس میزنم با تحولات اخیر در کشور، بحثهای مربوط «تخصص» و لزوم ارجاع به «متخصصان» رونق بیشتری بگیرد. ولی به طور مشخص در حوزه اقتصاد چه کسی را میتوان متخصص (Expert) به شمار آورد که دانشی فراتر از یک فرد عادی کتابخوانده دارد؟
به عنوان چارچوبی برای طرح بحث در حوزه وسیع اجتماعی، کتاب «مرگ تخصص» تام نیکولز - که به فارسی هم ترجمه شده و مورد اقبال هم گرفته است ، میتواند مفید باشد.
به اقتصاد برگردیم. اکثر مخاطبان این مطلب احتمالا مطالعات منظم، تخصصی یا شاید موردی در مورد اقتصاد دارند ولی احتمالا خود را متخصص به شمار نمیآورند. حتی کسانی که رشته تخصصیشان یکی دو حوزه از اقتصاد (مثلا اقتصاد بهداشت یا اقتصادسنجی) است، ممکن است بنابر علاقه شخصی، گاهی ادبیات موضوع را در حوزههای دیگری از اقتصاد (مثلا اقتصاد مسکن یا اقتصاد کلان) هم دنبال کنند. ولی ما حتی به گروه دوم، یعنی کسانی که تحصیلات تکمیلی اقتصاد دارند - هم «متخصص» آن حوزههای جانبی نمیگوییم. پس متخصص کیست؟ به نظرم میرسد برای تعریف تخصص، خوب است هرمی از دانش، تجربه و مهارتها را تعریف کنیم:
۱) مهارت سطح صفر: دانستن کلیات ادبیات، اصطلاحات فنی و نظریات کلیدی مورد قبول اکثریت متخصصان. مثلا حوزه تجارت و اقتصاد بینالملل را در نظر بگیریم. مهارت سطح صفر اشاره به دانستن سوالات کلیدی این حوزه (مثلا تعادل ناشی از تجارت)، درک درست مفاهیم کلیدی (مثل مزیت نسبی) و نظریات و مدلهای اصلی (مثلا ریکاردو، هکشر-اولین، ملیتز، کروگمن و ...) است. مرور نظاممند ادبیات روز، قابلیت دستهبندی نظریات و ابزارها، دانستن مرز دانش و صورتبندی درست بحثهای روز ادبیات یک قدم مهم برای کسب این سطح مقدماتی از تخصص است.
۲) مهارت سطح یک: درک تابع عرضه و تقاضا به صورت تخصصی در آن حوزه خاص: یک شرط لازم (ولی نه کافی) برای متخصص بودن در یک حوزه خاص اقتصاد، توانایی تشریح تابع عرضه و تابع تقاضا در آن بازار خاص و شهودهای ناشی از تعادل عرضه و تقاضا و اثر اصطکاکها روی این این تعادل است. هر چند که هر اقتصادخواندهای تابع عرضه و تقاضا را به طور عمومی میشناسد ولی این توابع در زیربخشهای تخصصی جزییات رفتاری خاص خودشان را دارند. مثلا تابع عرضه و تقاضای نیروی کار ریزهکاریهای فراوانی دارد که با تابع عرضه/تقاضای پول یا انرژی متفاوت است. سر و کله زدن با مدلهای تئوری و درک درست عناصری که این دو تابع را جا به جا میکنند، یک قدم مهم برای نزدیک شدن به تخصص است.
۳) مهارت سطح دوم: درک جزییات نهادی/فناوری با لنز اقتصادی: تابع عرضه و تقاضا یک نمایش مجرد از نیروی اقتصادی در آن حوزه را به ما نشان میدهند ولی اصطکاکها و پویاییها این توابع عمدتا از طریق درک جزییات و ریزهکاریهای حقوقی، نهادی و حتی فیزیکی ممکن است. یک متخصص نیروی کار باید زمان زیادی برای درک قانون کار، مقررات اخراج، نظام بازنشستگی، بیمه بیکاری، ابزارهای کاریابی، آموزش حرفهای، نظام مهاجرت و ... صرف کند تا درک درستی از مدلسازی بازار کار در یک کشور خاص داشته باشد. در کشورهای Common Law، یک منبع کلیدی برای بروز بودن، مطالعه آرای دادگاهها (خصوصا دیوان عالی) در حوزههای مرتبط است.
۴) مهارت سطح سه: درگیر شدن با دادهها: یک خط تمایز مهم بین متخصصان و «علاقهمندان»، سر و کلهزدن متخصصان با جزییات فنی و به اصطلاح فرنگیها کثیف کردن دستها از طریق کار دست اول با متغیرهای اقتصادی است. یک مصداق مهم این مرحله، آشنایی با دادههای مهم آن حوزه (مثلا بودجه خانوار یا دادههای اقتصاد کلان)، درک رفتار و محدودیتهای داده، اجرای آزمونها و تخمینهای آماری و اقتصادسنجی و استخراج روندها و همبستگیهای کلیدی است. صرف وقت با دادههای کلیدی، شهودهای درستی در مورد اندازه متغیرها و پویایی آنها به متخصص میدهد که «علاقهمندان» ممکن است در مورد آن خطا کنند.
۵) مهارت سطح ۴: تولید نتایج جدید: در آیتم قبلی صرفا به «همبستگی» بین دادهها اشاره کردیم. یک متخصص واقعی، تواناییهای علمی مثل تحلیل روابط علیتی (Causal) بین متغیرها، پیشنهاد و آزمون فرضیههای جدید، نقد و بسط نتایج قبلی در ادبیات، پیشنهاد مدلهای تئوریک جدید و کالیبره کردن مدلهای ساختاری را دارد. مجددا، یک فرق بین «متخصص» و «علاقهمند» این است که متخصص قادر است بین همبستگی صرف و روابط علیتی محتمل بین متغیرها تفاوت بگذارد و مشاهدات سطحی از داده که ممکن است رهزن فکر کردن دقیق باشد را نقد کند. خروجی این مرحله معمولا از طریق انتشار مقاله در مجلات تخصصی جدی قابل آزمون است.
✅ حدس میزنم با تحولات اخیر در کشور، بحثهای مربوط «تخصص» و لزوم ارجاع به «متخصصان» رونق بیشتری بگیرد. ولی به طور مشخص در حوزه اقتصاد چه کسی را میتوان متخصص (Expert) به شمار آورد که دانشی فراتر از یک فرد عادی کتابخوانده دارد؟
به عنوان چارچوبی برای طرح بحث در حوزه وسیع اجتماعی، کتاب «مرگ تخصص» تام نیکولز - که به فارسی هم ترجمه شده و مورد اقبال هم گرفته است ، میتواند مفید باشد.
به اقتصاد برگردیم. اکثر مخاطبان این مطلب احتمالا مطالعات منظم، تخصصی یا شاید موردی در مورد اقتصاد دارند ولی احتمالا خود را متخصص به شمار نمیآورند. حتی کسانی که رشته تخصصیشان یکی دو حوزه از اقتصاد (مثلا اقتصاد بهداشت یا اقتصادسنجی) است، ممکن است بنابر علاقه شخصی، گاهی ادبیات موضوع را در حوزههای دیگری از اقتصاد (مثلا اقتصاد مسکن یا اقتصاد کلان) هم دنبال کنند. ولی ما حتی به گروه دوم، یعنی کسانی که تحصیلات تکمیلی اقتصاد دارند - هم «متخصص» آن حوزههای جانبی نمیگوییم. پس متخصص کیست؟ به نظرم میرسد برای تعریف تخصص، خوب است هرمی از دانش، تجربه و مهارتها را تعریف کنیم:
۱) مهارت سطح صفر: دانستن کلیات ادبیات، اصطلاحات فنی و نظریات کلیدی مورد قبول اکثریت متخصصان. مثلا حوزه تجارت و اقتصاد بینالملل را در نظر بگیریم. مهارت سطح صفر اشاره به دانستن سوالات کلیدی این حوزه (مثلا تعادل ناشی از تجارت)، درک درست مفاهیم کلیدی (مثل مزیت نسبی) و نظریات و مدلهای اصلی (مثلا ریکاردو، هکشر-اولین، ملیتز، کروگمن و ...) است. مرور نظاممند ادبیات روز، قابلیت دستهبندی نظریات و ابزارها، دانستن مرز دانش و صورتبندی درست بحثهای روز ادبیات یک قدم مهم برای کسب این سطح مقدماتی از تخصص است.
۲) مهارت سطح یک: درک تابع عرضه و تقاضا به صورت تخصصی در آن حوزه خاص: یک شرط لازم (ولی نه کافی) برای متخصص بودن در یک حوزه خاص اقتصاد، توانایی تشریح تابع عرضه و تابع تقاضا در آن بازار خاص و شهودهای ناشی از تعادل عرضه و تقاضا و اثر اصطکاکها روی این این تعادل است. هر چند که هر اقتصادخواندهای تابع عرضه و تقاضا را به طور عمومی میشناسد ولی این توابع در زیربخشهای تخصصی جزییات رفتاری خاص خودشان را دارند. مثلا تابع عرضه و تقاضای نیروی کار ریزهکاریهای فراوانی دارد که با تابع عرضه/تقاضای پول یا انرژی متفاوت است. سر و کله زدن با مدلهای تئوری و درک درست عناصری که این دو تابع را جا به جا میکنند، یک قدم مهم برای نزدیک شدن به تخصص است.
۳) مهارت سطح دوم: درک جزییات نهادی/فناوری با لنز اقتصادی: تابع عرضه و تقاضا یک نمایش مجرد از نیروی اقتصادی در آن حوزه را به ما نشان میدهند ولی اصطکاکها و پویاییها این توابع عمدتا از طریق درک جزییات و ریزهکاریهای حقوقی، نهادی و حتی فیزیکی ممکن است. یک متخصص نیروی کار باید زمان زیادی برای درک قانون کار، مقررات اخراج، نظام بازنشستگی، بیمه بیکاری، ابزارهای کاریابی، آموزش حرفهای، نظام مهاجرت و ... صرف کند تا درک درستی از مدلسازی بازار کار در یک کشور خاص داشته باشد. در کشورهای Common Law، یک منبع کلیدی برای بروز بودن، مطالعه آرای دادگاهها (خصوصا دیوان عالی) در حوزههای مرتبط است.
۴) مهارت سطح سه: درگیر شدن با دادهها: یک خط تمایز مهم بین متخصصان و «علاقهمندان»، سر و کلهزدن متخصصان با جزییات فنی و به اصطلاح فرنگیها کثیف کردن دستها از طریق کار دست اول با متغیرهای اقتصادی است. یک مصداق مهم این مرحله، آشنایی با دادههای مهم آن حوزه (مثلا بودجه خانوار یا دادههای اقتصاد کلان)، درک رفتار و محدودیتهای داده، اجرای آزمونها و تخمینهای آماری و اقتصادسنجی و استخراج روندها و همبستگیهای کلیدی است. صرف وقت با دادههای کلیدی، شهودهای درستی در مورد اندازه متغیرها و پویایی آنها به متخصص میدهد که «علاقهمندان» ممکن است در مورد آن خطا کنند.
۵) مهارت سطح ۴: تولید نتایج جدید: در آیتم قبلی صرفا به «همبستگی» بین دادهها اشاره کردیم. یک متخصص واقعی، تواناییهای علمی مثل تحلیل روابط علیتی (Causal) بین متغیرها، پیشنهاد و آزمون فرضیههای جدید، نقد و بسط نتایج قبلی در ادبیات، پیشنهاد مدلهای تئوریک جدید و کالیبره کردن مدلهای ساختاری را دارد. مجددا، یک فرق بین «متخصص» و «علاقهمند» این است که متخصص قادر است بین همبستگی صرف و روابط علیتی محتمل بین متغیرها تفاوت بگذارد و مشاهدات سطحی از داده که ممکن است رهزن فکر کردن دقیق باشد را نقد کند. خروجی این مرحله معمولا از طریق انتشار مقاله در مجلات تخصصی جدی قابل آزمون است.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
۶) مهارت سطح ۵: تبدیل شدن به مرجع فروش تخصص و قابلیت بیان عمومی: متخصصی که دانش، تجربه و مهارت کافی در پنج لایه قبلی را روی هم انباشته میکند، کمکم تبدیل به مرجعی میشود که برای تخصص او در یک فضای رقابتی تقاضا هست. این تقاضا میتواند مثلا از سمت بنگاههای خصوصی و نهادهای بخش عمومی (مشاور، عضو هیات مدیره، ناظر علمی)، نشریات تخصصی حوزه (سردبیر یا داور)، دادگاهها (شاهد متخصص)، کارگاههای تخصصی و .. باشد. این سطح از تجربه و دانش، باعث درگیر شدن متخصص با جزییات و ریزهکاریهای دنیای واقعی، ذینفعان، نیروهای سیاسی، واقعیتهای تاریخی و درک بهتر محدودیتهای مدلها و دادههای موجود میشود.
دكتر حامد قدوسی/كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
دكتر حامد قدوسی/كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ از خانه های خود شروع کنیم!
✅ گزاره های اخلاق مدنی
🔺تا زمانی که:
جرات اظهار نظر به دیگران نمی دهیم،با شنیدن کمترین انتقادی عصبانی می شویم،از شنیدن تعریف و تمجید لذت می بریم و با تعریف و تمجیدهای افراطی از دیگران از آنها بت می سازیم،عقیده مان را به ضعیف تر از خود تحمیل می کنیم، اشتباهاتمان را به سختی قبول می کنیم و معذرت خواهی برایمان مشکل است،کارها را جدی نمی گیریم و جدی کار نمی کنیم،دیگران را به دلیل سن، جنس، قومیت، لهجه و در یک کلمه بخاطر شبیه نبودنشان به خودمان مورد تمسخر قرار می دهیم،
از شنیدن جواب منفی به درخواستهایمان دلگیر می شویم،
منافع خودمان را بر منافع جمع ترجیح می دهیم، در لفافه سخن گفته و یا به یکدیگر دروغ می گوییم،
▪︎... اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان فکری و فرهنگی جامعه باشیم!
🔺تا زمانی که:
ضعف ها و شکست هایمان را از یکدیگر مخفی و موفقیتهایمان را بزرگ جلوه می دهیم، به جای تلاش در ارتقای خود، دستاوردهای دیگران را ناچیز می شمریم و یا در کارشان کارشکنی می کنیم، تمایل به قضاوت کردن در مورد دیگران و بر چسب زدن به آنان را داریم، با دیدن یک خصلت که در کسی نمی پسندیم بر ویژگیهای خوب او نیز خط بطلان می کشیم،
میزان آبروی اشخاص را با مقدار ثروت و موقعیت اجتماعی و سیاسی شان می سنجیم، تمایل به دخالت در زندگی دیگران داریم، شایعاتی را که اطمینانی از آنها نداریم به دیگران منتقل می کنیم، از آداب و رسومی دنباله روی می کنیم که دیگر دلیلی برای انجامشان نداریم،زندگی مان را وقف خوشایند دیگران می کنیم، خانه ی خودمان را تمیز نگاه می داریم اما برای نظافت و بهداشت مکان های عمومی ارزشی قایل نمی شویم،
▪︎... اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان علمی، فکری و فرهنگی جامعه باشیم!
🔺تا زمانی که:
حرف های دیگران را بدون تحقیق در مورد درستی آنها قبول کرده و به سایرین منتقل می کنیم،برای اثبات حقانیتِ خود، صدایمان را بلند کرده و دیگران را می ترسانیم، با ناله و شکوه و شکایت از روزگار سعی در جلب ترحم دیگران می کنیم، به یکدیگر فخر می فروشیم و از بر انگیختن حسرت در یکدیگر لذت می بریم،
غیبت می کنیم، تهمت می زنیم و شایعه می سازیم،از موفقیت دیگران خوشحال نمی شویم، به خاطر دلخوری که از کسی داریم شعر، مقاله یا فیلمی را که تهیه کرده است مزخرف می خوانیم، و با دریافت یک هدیه آنها را شاهکار می نامیم،
🔺... اگر بقدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان فکری و فرهنگی جامعه باشیم!
🔹تمامی ویژگی های برشمرده در این نوشتار در راستای تنازع بقا، به دلیل وجود ترس سه گانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در ما بوجود آمده اند. این ویژگی ها همراه با آداب و رسومی که زاده ی همان شرایط بوده فرهنگ ما را ساخته اند و همین فرهنگ هم اکنون به یکی از بزرگترین موانع در راه رسیدن به جامعه ای عدالتمند و آزاد تبدیل گشته است.
🔸طبیعتاً اجرای قوانینی كه از حق انسان، صرف نظر از كيستى و چيستى او دفاع كند شرط لازم برای تغییر جامعه است اما کافی نیست. این تغییر بدون کمک فرد فرد ما در کنار گذاشتن و یا تعدیل این ویژگی ها در خود امکان پذیر نخواهد بود....
از خانه های خود شروع کنیم.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزاره های اخلاق مدنی
🔺تا زمانی که:
جرات اظهار نظر به دیگران نمی دهیم،با شنیدن کمترین انتقادی عصبانی می شویم،از شنیدن تعریف و تمجید لذت می بریم و با تعریف و تمجیدهای افراطی از دیگران از آنها بت می سازیم،عقیده مان را به ضعیف تر از خود تحمیل می کنیم، اشتباهاتمان را به سختی قبول می کنیم و معذرت خواهی برایمان مشکل است،کارها را جدی نمی گیریم و جدی کار نمی کنیم،دیگران را به دلیل سن، جنس، قومیت، لهجه و در یک کلمه بخاطر شبیه نبودنشان به خودمان مورد تمسخر قرار می دهیم،
از شنیدن جواب منفی به درخواستهایمان دلگیر می شویم،
منافع خودمان را بر منافع جمع ترجیح می دهیم، در لفافه سخن گفته و یا به یکدیگر دروغ می گوییم،
▪︎... اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان فکری و فرهنگی جامعه باشیم!
🔺تا زمانی که:
ضعف ها و شکست هایمان را از یکدیگر مخفی و موفقیتهایمان را بزرگ جلوه می دهیم، به جای تلاش در ارتقای خود، دستاوردهای دیگران را ناچیز می شمریم و یا در کارشان کارشکنی می کنیم، تمایل به قضاوت کردن در مورد دیگران و بر چسب زدن به آنان را داریم، با دیدن یک خصلت که در کسی نمی پسندیم بر ویژگیهای خوب او نیز خط بطلان می کشیم،
میزان آبروی اشخاص را با مقدار ثروت و موقعیت اجتماعی و سیاسی شان می سنجیم، تمایل به دخالت در زندگی دیگران داریم، شایعاتی را که اطمینانی از آنها نداریم به دیگران منتقل می کنیم، از آداب و رسومی دنباله روی می کنیم که دیگر دلیلی برای انجامشان نداریم،زندگی مان را وقف خوشایند دیگران می کنیم، خانه ی خودمان را تمیز نگاه می داریم اما برای نظافت و بهداشت مکان های عمومی ارزشی قایل نمی شویم،
▪︎... اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان علمی، فکری و فرهنگی جامعه باشیم!
🔺تا زمانی که:
حرف های دیگران را بدون تحقیق در مورد درستی آنها قبول کرده و به سایرین منتقل می کنیم،برای اثبات حقانیتِ خود، صدایمان را بلند کرده و دیگران را می ترسانیم، با ناله و شکوه و شکایت از روزگار سعی در جلب ترحم دیگران می کنیم، به یکدیگر فخر می فروشیم و از بر انگیختن حسرت در یکدیگر لذت می بریم،
غیبت می کنیم، تهمت می زنیم و شایعه می سازیم،از موفقیت دیگران خوشحال نمی شویم، به خاطر دلخوری که از کسی داریم شعر، مقاله یا فیلمی را که تهیه کرده است مزخرف می خوانیم، و با دریافت یک هدیه آنها را شاهکار می نامیم،
🔺... اگر بقدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان فکری و فرهنگی جامعه باشیم!
🔹تمامی ویژگی های برشمرده در این نوشتار در راستای تنازع بقا، به دلیل وجود ترس سه گانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در ما بوجود آمده اند. این ویژگی ها همراه با آداب و رسومی که زاده ی همان شرایط بوده فرهنگ ما را ساخته اند و همین فرهنگ هم اکنون به یکی از بزرگترین موانع در راه رسیدن به جامعه ای عدالتمند و آزاد تبدیل گشته است.
🔸طبیعتاً اجرای قوانینی كه از حق انسان، صرف نظر از كيستى و چيستى او دفاع كند شرط لازم برای تغییر جامعه است اما کافی نیست. این تغییر بدون کمک فرد فرد ما در کنار گذاشتن و یا تعدیل این ویژگی ها در خود امکان پذیر نخواهد بود....
از خانه های خود شروع کنیم.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ناکارایی- اکس (X-Inefficiency)
✅ مفهومی است که توسط هاروی لیبنشتاین (Harvey Leibenstein) در دهه ۱۹۶۰ معرفی شد.☆ این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که در آن بنگاهها یا سازمانها به دلیل عوامل مختلف، با وجود در اختیار داشتن منابع و تکنولوژیهای لازم، نمیتوانند به سطح بهینه کارایی تولید دست یابند.
🔺ناکارایی-اکس تفاوت بین سطح کارایی واقعی و سطح کارایی بالقوه (بهینه) را توصیف میکند.
🔺عوامل مختلفی میتوانند منجر به ناکارایی-اکس شوند، از جمله:
۱. بیانگیزگی کارکنان: اگر کارکنان به دلایلی مانند فقدان انگیزه، پاداش ناکافی یا عدم رضایت شغلی، عملکرد بهینهای نداشته باشند، کارایی کاهش مییابد.
۲. مدیریت ضعیف: تصمیمگیریهای نادرست و سوءمدیریت میتواند منجر به استفاده ناکارآمد از منابع و کاهش بهرهوری شود.
۳. کمبود رقابت: در بازارهای انحصاری یا با رقابت کم، فشار کافی برای بهبود کارایی وجود ندارد، بنابراین بنگاهها ممکن است کمتر به بهبود کارایی خود توجه کنند.
۴. موانع بوروکراتیک: مقررات و فرآیندهای داخلی پیچیده و غیرضروری میتواند به هدررفت منابع و زمان منجر شود.
۵. فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی که نوآوری و بهرهوری را تشویق نکند، میتواند منجر به ناکارایی-اکس شود.
۶. عدم تطابق مهارتها: اگر کارکنان مهارتهای لازم برای انجام کارهای خود را نداشته باشند، کارایی کاهش مییابد.
🔺ناکارایی-اکس به طور خلاصه به این معناست که بنگاهها و سازمانها به دلایل مختلف نمیتوانند از تمام ظرفیت و منابع خود به صورت بهینه استفاده کنند، حتی در شرایطی که از نظر تئوری میتوانند. این مفهوم به طور ویژه در تحلیلهای اقتصادی و مدیریت به منظور شناسایی و رفع موانع بهرهوری مورد استفاده قرار میگیرد./كانال قواعدبازی
☆Leibenstein, Harvey (1966): “Allocative Efficiency vs. X-Efficiency”. American Economic Review. Vol. 56, No. 3. Pp. 392-415
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مفهومی است که توسط هاروی لیبنشتاین (Harvey Leibenstein) در دهه ۱۹۶۰ معرفی شد.☆ این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که در آن بنگاهها یا سازمانها به دلیل عوامل مختلف، با وجود در اختیار داشتن منابع و تکنولوژیهای لازم، نمیتوانند به سطح بهینه کارایی تولید دست یابند.
🔺ناکارایی-اکس تفاوت بین سطح کارایی واقعی و سطح کارایی بالقوه (بهینه) را توصیف میکند.
🔺عوامل مختلفی میتوانند منجر به ناکارایی-اکس شوند، از جمله:
۱. بیانگیزگی کارکنان: اگر کارکنان به دلایلی مانند فقدان انگیزه، پاداش ناکافی یا عدم رضایت شغلی، عملکرد بهینهای نداشته باشند، کارایی کاهش مییابد.
۲. مدیریت ضعیف: تصمیمگیریهای نادرست و سوءمدیریت میتواند منجر به استفاده ناکارآمد از منابع و کاهش بهرهوری شود.
۳. کمبود رقابت: در بازارهای انحصاری یا با رقابت کم، فشار کافی برای بهبود کارایی وجود ندارد، بنابراین بنگاهها ممکن است کمتر به بهبود کارایی خود توجه کنند.
۴. موانع بوروکراتیک: مقررات و فرآیندهای داخلی پیچیده و غیرضروری میتواند به هدررفت منابع و زمان منجر شود.
۵. فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی که نوآوری و بهرهوری را تشویق نکند، میتواند منجر به ناکارایی-اکس شود.
۶. عدم تطابق مهارتها: اگر کارکنان مهارتهای لازم برای انجام کارهای خود را نداشته باشند، کارایی کاهش مییابد.
🔺ناکارایی-اکس به طور خلاصه به این معناست که بنگاهها و سازمانها به دلایل مختلف نمیتوانند از تمام ظرفیت و منابع خود به صورت بهینه استفاده کنند، حتی در شرایطی که از نظر تئوری میتوانند. این مفهوم به طور ویژه در تحلیلهای اقتصادی و مدیریت به منظور شناسایی و رفع موانع بهرهوری مورد استفاده قرار میگیرد./كانال قواعدبازی
☆Leibenstein, Harvey (1966): “Allocative Efficiency vs. X-Efficiency”. American Economic Review. Vol. 56, No. 3. Pp. 392-415
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ سه عنصر سرمایه اجتماعی
✅ مدت طولانی است که سرمایه اجتماعی وارد ادبیات توسعه و سیاستگذاری شده است. سرمایه اجتماعی همانند بستری گسترده و بسیار قدرتمند به سیاستهای اقتصادی جان میدهد.
🔺به بیانی دیگر سرمایه اجتماعی به سیاستها اجازه میدهد که اثربخش باشند.بدون شبکه گسترده و کارآمد سرمایه اجتماعی اقتصاد و سیاستهای اقتصادی نمیتوانند درست کار کنند. درست مثل خودرویی که از اتوبان وارد یک جاده خاکی ناهموار میشود. جدا از تعاریف مختلفی که از سرمایه اجتماعی میشود، سه عنصر کلیدی را میتوان در سرمایه اجتماعی برجسته کرد.
1⃣ یکی تعهد Commitment است. وقتی تعهد وجود دارد یعنی دولت و حکومت نسبت به مردم تعهد دارند. تعهد حکومت نه به منافع خودش است و نه به تمرکز و کسب قدرت بیشتر و نه به هویت سیاسی در سطح بینالملل، بلکه به مردم تعهد دارد. به معیشت و زندگی مردم تعهد دارد. دلواپس مردم است. هدفش مراقبت از مردم است.
2⃣دوم تمامیت Integrity به صورت حرمت کلام است. وقتی حرفی زده میشود دولت روی حرفش میایستد، حتی اگر لازم باشد بابت ایستادنش هزینه بدهد. دولت حرفش با عملش یکی است و وقتی حرفش با عملش متفاوت باشد، بابت عدم تمامیت و قصور خود در حرمت کلامش از مردم عذرخواهی میکند. تمامیت رابطه مردم با دولت را شفاف میکند و از دل این شفافیت اعتماد قابلتوجهی بین مردم و دولت شکل میگیرد. تمامیت دولت را پاسخگو میکند. در هر مرحلهای دولت باید رابطه خودش را با مردم شفاف کند. در این شرایط دولت مورد اطمینان مردم است. دولت صدای مردم را میشنود و در زمان لازم به آنها پاسخ میدهد. اطمینان موجب رابطه ناگسستنی بین مردم و دولت میشود. وقتی کلام دولت حرمت دارد جایگاهش را مردم می پذیرند و از دل این رابطه معنیدار بین مردم و دولت سیاستهای اقتصادی اثربخش پدیدار میشود.
3⃣ سومین عنصر عاملیت Agency است. در عاملیت دولت اشتباهات خود را میپذیرد و مسوولیتپذیر میشود. اشتباهات خود را به بیرون مرز وابسته نمیکند. مشکلات را حتی اگر ناشی از عملکرد نامطلوب دولت قبل هم باشد، خود بر عهده میگیرد. هیچگاه مردم یا بخشی از مردم را مسوول بیاثر بودن سیاستها نمیکند. به بیانی روزمره، دولت توپش را در زمین بازی هیچ کسی نمیاندازد. عاملیت به دولت قدرت میدهد. رابطه خود را با مردم مستحکم میکند. دولت بابت انجام ندادن درست کارهایش در یک سیاست خاص از مردم عذرخواهی میکند. عذرخواهی دولت را ضعیف نمیکند، بلکه قویتر میکند. مردم میتوانند به دولت و سیاستهای دولت تکیه کنند.
📌وقتی این سه عنصر کار کنند سرمایه اجتماعی سرمایه اقتصادی را بهرهور میکند. اقتصاد را بالنده میکند. سیاستگذاریها با موانع کمتری به بار مینشیند. اصطکاک دولت و مردم حداقل میشود. همین مساله موجب میشود که ثبات در جامعه و اقتصاد بهصورتی پایدار نهادینه شود. این ثبات کمک شایستهای به سرمایهگذاری اقتصادی و حرکت به سوی توسعه میکند. مطالعات متعدد در جهان و چند مطالعه در ایران نشان میدهد که وقتی کشور ثبات ندارد سطح سرمایهگذاری و رشد اقتصادی کاهش مییابد. دادهها نشان میدهد هر زمان که ثبات سیاسی - اجتماعی پایین آمده باشد، نرخ انباشت سرمایه و تولید ناخالص داخلی کاهش مییابد.
📌نکته مهم این است که جدا از تهدیدات بینالمللی و نوسانات اقتصاد جهانی، میزان ثبات اجتماعی در یک کشور به تعهد، تمامیت (حرمت کلام) و عاملیت دولت یا حکومت بستگی دارد. طبیعی است که به میزانی که دولتها به این سه اصل وفادار باشند، سیاستگذاری اقتصادی اثربخشتر و رشد اقتصادی بیشتر میشود. به عبارت دیگر حضور این سه عنصر برای کارآمدی سیاستهای اقتصادی اجتنابناپذیر است و استمرار در عدم وفاداری و تعهد به این عناصر بسترهای تخریب بیشتری را در اقتصاد فراهم میکند. زمان برای این بازسازی بسیار کم است.
▪️دکتر مرتضی ایمانیراد
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مدت طولانی است که سرمایه اجتماعی وارد ادبیات توسعه و سیاستگذاری شده است. سرمایه اجتماعی همانند بستری گسترده و بسیار قدرتمند به سیاستهای اقتصادی جان میدهد.
🔺به بیانی دیگر سرمایه اجتماعی به سیاستها اجازه میدهد که اثربخش باشند.بدون شبکه گسترده و کارآمد سرمایه اجتماعی اقتصاد و سیاستهای اقتصادی نمیتوانند درست کار کنند. درست مثل خودرویی که از اتوبان وارد یک جاده خاکی ناهموار میشود. جدا از تعاریف مختلفی که از سرمایه اجتماعی میشود، سه عنصر کلیدی را میتوان در سرمایه اجتماعی برجسته کرد.
1⃣ یکی تعهد Commitment است. وقتی تعهد وجود دارد یعنی دولت و حکومت نسبت به مردم تعهد دارند. تعهد حکومت نه به منافع خودش است و نه به تمرکز و کسب قدرت بیشتر و نه به هویت سیاسی در سطح بینالملل، بلکه به مردم تعهد دارد. به معیشت و زندگی مردم تعهد دارد. دلواپس مردم است. هدفش مراقبت از مردم است.
2⃣دوم تمامیت Integrity به صورت حرمت کلام است. وقتی حرفی زده میشود دولت روی حرفش میایستد، حتی اگر لازم باشد بابت ایستادنش هزینه بدهد. دولت حرفش با عملش یکی است و وقتی حرفش با عملش متفاوت باشد، بابت عدم تمامیت و قصور خود در حرمت کلامش از مردم عذرخواهی میکند. تمامیت رابطه مردم با دولت را شفاف میکند و از دل این شفافیت اعتماد قابلتوجهی بین مردم و دولت شکل میگیرد. تمامیت دولت را پاسخگو میکند. در هر مرحلهای دولت باید رابطه خودش را با مردم شفاف کند. در این شرایط دولت مورد اطمینان مردم است. دولت صدای مردم را میشنود و در زمان لازم به آنها پاسخ میدهد. اطمینان موجب رابطه ناگسستنی بین مردم و دولت میشود. وقتی کلام دولت حرمت دارد جایگاهش را مردم می پذیرند و از دل این رابطه معنیدار بین مردم و دولت سیاستهای اقتصادی اثربخش پدیدار میشود.
3⃣ سومین عنصر عاملیت Agency است. در عاملیت دولت اشتباهات خود را میپذیرد و مسوولیتپذیر میشود. اشتباهات خود را به بیرون مرز وابسته نمیکند. مشکلات را حتی اگر ناشی از عملکرد نامطلوب دولت قبل هم باشد، خود بر عهده میگیرد. هیچگاه مردم یا بخشی از مردم را مسوول بیاثر بودن سیاستها نمیکند. به بیانی روزمره، دولت توپش را در زمین بازی هیچ کسی نمیاندازد. عاملیت به دولت قدرت میدهد. رابطه خود را با مردم مستحکم میکند. دولت بابت انجام ندادن درست کارهایش در یک سیاست خاص از مردم عذرخواهی میکند. عذرخواهی دولت را ضعیف نمیکند، بلکه قویتر میکند. مردم میتوانند به دولت و سیاستهای دولت تکیه کنند.
📌وقتی این سه عنصر کار کنند سرمایه اجتماعی سرمایه اقتصادی را بهرهور میکند. اقتصاد را بالنده میکند. سیاستگذاریها با موانع کمتری به بار مینشیند. اصطکاک دولت و مردم حداقل میشود. همین مساله موجب میشود که ثبات در جامعه و اقتصاد بهصورتی پایدار نهادینه شود. این ثبات کمک شایستهای به سرمایهگذاری اقتصادی و حرکت به سوی توسعه میکند. مطالعات متعدد در جهان و چند مطالعه در ایران نشان میدهد که وقتی کشور ثبات ندارد سطح سرمایهگذاری و رشد اقتصادی کاهش مییابد. دادهها نشان میدهد هر زمان که ثبات سیاسی - اجتماعی پایین آمده باشد، نرخ انباشت سرمایه و تولید ناخالص داخلی کاهش مییابد.
📌نکته مهم این است که جدا از تهدیدات بینالمللی و نوسانات اقتصاد جهانی، میزان ثبات اجتماعی در یک کشور به تعهد، تمامیت (حرمت کلام) و عاملیت دولت یا حکومت بستگی دارد. طبیعی است که به میزانی که دولتها به این سه اصل وفادار باشند، سیاستگذاری اقتصادی اثربخشتر و رشد اقتصادی بیشتر میشود. به عبارت دیگر حضور این سه عنصر برای کارآمدی سیاستهای اقتصادی اجتنابناپذیر است و استمرار در عدم وفاداری و تعهد به این عناصر بسترهای تخریب بیشتری را در اقتصاد فراهم میکند. زمان برای این بازسازی بسیار کم است.
▪️دکتر مرتضی ایمانیراد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تقدم حق بر خیر در نظریه رالز به چه معناست؟
✅ در یادداشت گذشته در ارتباط با آراء رالز به تقدم حق بر خیر اشاره شد. اما این مفهوم به چه معناست؟ در این یادداشت به صورت مختصر به این مفهوم خواهیم پرداخت.
▪︎ تقدم حق (Right) بر خیر (Good) در نظریه جان رالز یک اصل اساسی است که تأکید میکند اصول عدالت باید پیش از هرگونه مفهومسازی از خیر قرار گیرند و این اصول عدالت هستند که انتخابهای خیر ما را محدود و هدایت میکنند.
رالز معتقد است که حق و خیر هر دو بهصورت انتخابی تعریف میشوند. حق توسط انتخاب جمعی در موقعیت اولیه شکل میگیرد، در حالی که خیر توسط انتخاب فردی در دنیای واقعی ایجاد میشود.
حق پایه و اساس اصول عدالت را تعیین میکند این اصول عمومی و جهانی هستند و همه باید از آنها پیروی کنند. اما هر فرد میتواند به طور آزادانه اهداف و برنامههای زندگی خود را انتخاب کند، اما این انتخابها باید با اصول عدالت همخوانی داشته باشند.
از نظر رالز اصول عدالت پایه و اساس هر نوع انتخاب و برنامهریزی در جامعه هستند. هر برنامه یا هدفی که با این اصول تناقض داشته باشد، باید رد شود. این اولویت به این معناست که اصول عدالت محدودیتهایی بر روی آنچه افراد میتوانند به عنوان خیر تلقی کنند، اعمال میکنند. در ادامه مثالهایی در این خصوص طرح میگردد:
▪︎آزادی بیان و نژادپرستی
حق: اصول عدالت رالز برابری و آزادی اساسی همه افراد را تضمین میکنند. یکی از این اصول میتواند آزادی بیان باشد.
خیر: فردی ممکن است باور داشته باشد که ترویج عقاید نژادپرستانه بخشی از آزادی بیان اوست و این آزادی برای او خیر است.
تقدم حق بر خیر: اصول عدالت میگویند که هر فعالیتی که به نابرابری و تبعیض منجر شود، غیرقابل قبول است. بنابراین، حتی اگر فردی فکر کند ترویج نژادپرستی خیر است، این فعالیت باید ممنوع شود زیرا با اصول عدالت ناسازگار است.
▪︎توزیع منابع و فرصتهای آموزشی
حق: اصول عدالت رالز توزیع عادلانه فرصتها و منابع را تضمین میکنند.
خیر: یک جامعه ممکن است باور داشته باشد که سرمایهگذاری بیشتر در مدارس استعدادهای درخشان خیر است زیرا باعث پیشرفت علمی سریعتری میشود.
تقدم حق بر خیر: اگر این سرمایهگذاری منجر به نابرابری در فرصتهای آموزشی برای همه افراد جامعه شود، باید رد شود. اصول عدالت توزیع برابر فرصتهای آموزشی را تضمین میکنند و هر سیاستی که این اصل را نقض کند، ناپذیرفتنی است.
▪︎آزادی اقتصادی و حقوق کارگران
حق: اصول عدالت حقوق اساسی کارگران مانند حق دستمزد عادلانه و شرایط کاری مناسب را تضمین میکنند.
خیر: یک شرکت ممکن است باور داشته باشد که کاهش هزینههای تولید از طریق کاهش دستمزد کارگران برای افزایش سود خیر است.
تقدم حق بر خیر: این عمل اگرچه از دیدگاه شرکت خیر است، اما با اصول عدالت که حقوق اساسی کارگران را تضمین میکند، در تناقض است و باید رد شود.
در مجموع تقدم "حق" بر "خیر" در نظریه رالز به معنای آن است که هر نوع انتخاب فردی یا جمعی باید در چارچوب اصول عدالت قرار گیرد. این اصول عدالت به عنوان پایهای اساسی و غیرقابلتغییر عمل کرده و انتخابهای ما را محدود و هدایت میکنند. این تقدم متضمن جامعهای عادلانه و منصفانه است که در آن حقوق و آزادیهای اساسی همه افراد حفظ شود، حتی اگر برخی انتخابها از دیدگاه فردی یا جمعی خیر تلقی شوند این اصول بر این انتخابها مقدمند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در یادداشت گذشته در ارتباط با آراء رالز به تقدم حق بر خیر اشاره شد. اما این مفهوم به چه معناست؟ در این یادداشت به صورت مختصر به این مفهوم خواهیم پرداخت.
▪︎ تقدم حق (Right) بر خیر (Good) در نظریه جان رالز یک اصل اساسی است که تأکید میکند اصول عدالت باید پیش از هرگونه مفهومسازی از خیر قرار گیرند و این اصول عدالت هستند که انتخابهای خیر ما را محدود و هدایت میکنند.
رالز معتقد است که حق و خیر هر دو بهصورت انتخابی تعریف میشوند. حق توسط انتخاب جمعی در موقعیت اولیه شکل میگیرد، در حالی که خیر توسط انتخاب فردی در دنیای واقعی ایجاد میشود.
حق پایه و اساس اصول عدالت را تعیین میکند این اصول عمومی و جهانی هستند و همه باید از آنها پیروی کنند. اما هر فرد میتواند به طور آزادانه اهداف و برنامههای زندگی خود را انتخاب کند، اما این انتخابها باید با اصول عدالت همخوانی داشته باشند.
از نظر رالز اصول عدالت پایه و اساس هر نوع انتخاب و برنامهریزی در جامعه هستند. هر برنامه یا هدفی که با این اصول تناقض داشته باشد، باید رد شود. این اولویت به این معناست که اصول عدالت محدودیتهایی بر روی آنچه افراد میتوانند به عنوان خیر تلقی کنند، اعمال میکنند. در ادامه مثالهایی در این خصوص طرح میگردد:
▪︎آزادی بیان و نژادپرستی
حق: اصول عدالت رالز برابری و آزادی اساسی همه افراد را تضمین میکنند. یکی از این اصول میتواند آزادی بیان باشد.
خیر: فردی ممکن است باور داشته باشد که ترویج عقاید نژادپرستانه بخشی از آزادی بیان اوست و این آزادی برای او خیر است.
تقدم حق بر خیر: اصول عدالت میگویند که هر فعالیتی که به نابرابری و تبعیض منجر شود، غیرقابل قبول است. بنابراین، حتی اگر فردی فکر کند ترویج نژادپرستی خیر است، این فعالیت باید ممنوع شود زیرا با اصول عدالت ناسازگار است.
▪︎توزیع منابع و فرصتهای آموزشی
حق: اصول عدالت رالز توزیع عادلانه فرصتها و منابع را تضمین میکنند.
خیر: یک جامعه ممکن است باور داشته باشد که سرمایهگذاری بیشتر در مدارس استعدادهای درخشان خیر است زیرا باعث پیشرفت علمی سریعتری میشود.
تقدم حق بر خیر: اگر این سرمایهگذاری منجر به نابرابری در فرصتهای آموزشی برای همه افراد جامعه شود، باید رد شود. اصول عدالت توزیع برابر فرصتهای آموزشی را تضمین میکنند و هر سیاستی که این اصل را نقض کند، ناپذیرفتنی است.
▪︎آزادی اقتصادی و حقوق کارگران
حق: اصول عدالت حقوق اساسی کارگران مانند حق دستمزد عادلانه و شرایط کاری مناسب را تضمین میکنند.
خیر: یک شرکت ممکن است باور داشته باشد که کاهش هزینههای تولید از طریق کاهش دستمزد کارگران برای افزایش سود خیر است.
تقدم حق بر خیر: این عمل اگرچه از دیدگاه شرکت خیر است، اما با اصول عدالت که حقوق اساسی کارگران را تضمین میکند، در تناقض است و باید رد شود.
در مجموع تقدم "حق" بر "خیر" در نظریه رالز به معنای آن است که هر نوع انتخاب فردی یا جمعی باید در چارچوب اصول عدالت قرار گیرد. این اصول عدالت به عنوان پایهای اساسی و غیرقابلتغییر عمل کرده و انتخابهای ما را محدود و هدایت میکنند. این تقدم متضمن جامعهای عادلانه و منصفانه است که در آن حقوق و آزادیهای اساسی همه افراد حفظ شود، حتی اگر برخی انتخابها از دیدگاه فردی یا جمعی خیر تلقی شوند این اصول بر این انتخابها مقدمند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ شادی، موفقیت میآورد!
✅ سراغ هر فرد موفقی بروید با فردی مواجه میشوید که لذت و خوشی را به تاخیر انداخته است و «شادی اکنون» را با «شادی بعد» معاوضه کرده، زیرا نگاهش به اهداف بلندمدت بوده است. در این فرایند، بسیاری از ما امیدواریم که موفقیت ما را شادتر کند. گاهی این موضوع حقیقت دارد، گاهی موفقیت محرک شادی است. اما اغلب اوقات خلاف این موضوع صدق میکند.
🔹نتیجه مرور و بررسی بیش از ۲۰۰ تحقیق در مورد شادی که در نشریه «خبرنامه روانشناسی» منتشر شده است نشان میدهد احتمال اینکه شادی به موفقیت منجر شود بسیار بیشتر است.
به عبارتی، افراد شاد آمادگی بیشتری برای دنبال کردن اهدافشان دارند و مهارتی که در این روند کسب میکنند احتمال دستیابی به اهدافشان در آینده را افزایش میدهد. نتیجه این امر حلقهای مداوم از شادی/موفقیت/شادی بیشتر/ موفقیت بیشتر است.
🔸به یاد داشته باشید که شادیسنج شما همیشه نباید بالا یا مثبت باشد. بر اساس پژوهشی که در نشریه پلاس وان منتشر شده است، احساسات توام با نشاط و افسردگی، که روانشناسان آن را «تجربه عاطفی درهمآمیخته» مینامند، پیشزمینه تقویت سلامت روان است. به نوشته پژوهشگران، پذیرش پیچیدگی زندگی و طیف وسیعی از احساسات، چه خوب چه بد، مسیری برای سلامت روان و رسیدن به شادی کوتاهمدت و بلندمدت است و مسیری برای موفقیت بیشتر.
🔹بنابراین، اگر به اندازهای که دوست دارید شاد نیستید، فکر نکنید که موفقیت دوای دردتان است. بسیاری از افراد فکر میکنند کسب درآمد بیشتر شادی میآورد. اما واقعیت این است که پس از نقطهای مشخص، پول شما را خوشحالتر نمیکند. با این حال، استفاده از پول برای خرید کمی وقت میتواند شما را خوشحالتر کند.
🔸یافتههای پژوهشی نشان داد افراد گاهی به دیگران پول میدادند تا کارهایی را برایشان انجام دهند که ضروری بود اما تمایلی به انجامشان نداشتند مانند کارهای روزمره خانهداری. بنابراین، جای تعجب نداشت افرادی که کمی پول خرج میکردند تا کمی زمان برای خودشان بخرند شادتر بودند و احساس رضایت کلی بیشتری از زندگی داشتند.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ سراغ هر فرد موفقی بروید با فردی مواجه میشوید که لذت و خوشی را به تاخیر انداخته است و «شادی اکنون» را با «شادی بعد» معاوضه کرده، زیرا نگاهش به اهداف بلندمدت بوده است. در این فرایند، بسیاری از ما امیدواریم که موفقیت ما را شادتر کند. گاهی این موضوع حقیقت دارد، گاهی موفقیت محرک شادی است. اما اغلب اوقات خلاف این موضوع صدق میکند.
🔹نتیجه مرور و بررسی بیش از ۲۰۰ تحقیق در مورد شادی که در نشریه «خبرنامه روانشناسی» منتشر شده است نشان میدهد احتمال اینکه شادی به موفقیت منجر شود بسیار بیشتر است.
به عبارتی، افراد شاد آمادگی بیشتری برای دنبال کردن اهدافشان دارند و مهارتی که در این روند کسب میکنند احتمال دستیابی به اهدافشان در آینده را افزایش میدهد. نتیجه این امر حلقهای مداوم از شادی/موفقیت/شادی بیشتر/ موفقیت بیشتر است.
🔸به یاد داشته باشید که شادیسنج شما همیشه نباید بالا یا مثبت باشد. بر اساس پژوهشی که در نشریه پلاس وان منتشر شده است، احساسات توام با نشاط و افسردگی، که روانشناسان آن را «تجربه عاطفی درهمآمیخته» مینامند، پیشزمینه تقویت سلامت روان است. به نوشته پژوهشگران، پذیرش پیچیدگی زندگی و طیف وسیعی از احساسات، چه خوب چه بد، مسیری برای سلامت روان و رسیدن به شادی کوتاهمدت و بلندمدت است و مسیری برای موفقیت بیشتر.
🔹بنابراین، اگر به اندازهای که دوست دارید شاد نیستید، فکر نکنید که موفقیت دوای دردتان است. بسیاری از افراد فکر میکنند کسب درآمد بیشتر شادی میآورد. اما واقعیت این است که پس از نقطهای مشخص، پول شما را خوشحالتر نمیکند. با این حال، استفاده از پول برای خرید کمی وقت میتواند شما را خوشحالتر کند.
🔸یافتههای پژوهشی نشان داد افراد گاهی به دیگران پول میدادند تا کارهایی را برایشان انجام دهند که ضروری بود اما تمایلی به انجامشان نداشتند مانند کارهای روزمره خانهداری. بنابراین، جای تعجب نداشت افرادی که کمی پول خرج میکردند تا کمی زمان برای خودشان بخرند شادتر بودند و احساس رضایت کلی بیشتری از زندگی داشتند.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍3
هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش
چون دل از دست به در شد مثل کره توسن
نتوان باز گرفتن به همه شهر عنانش
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
خفته خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش
شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت
که همه عمر نبودهست چنین سرو روانش
گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم
باز میبینم و دریا نه پدید است کرانش
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش
چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی
بنده بی جرم و خطایی نه صواب است مرانش
نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانش
گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش
چون دل از دست به در شد مثل کره توسن
نتوان باز گرفتن به همه شهر عنانش
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
خفته خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش
شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت
که همه عمر نبودهست چنین سرو روانش
گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم
باز میبینم و دریا نه پدید است کرانش
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش
چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی
بنده بی جرم و خطایی نه صواب است مرانش
نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانش
گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش
❤1
✳️ اقتصاد APIچیست؟
(Application Programming)
✅ اقتصاد API به ارزش و منافع اقتصادی ناشی از استفاده از رابطهای برنامهنویسی کاربردی (APIها) در بازار دیجیتال اشاره دارد. APIها به برنامههای نرمافزاری مختلف اجازه میدهند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و تعامل داشته باشند، که به ایجاد خدمات، محصولات و مدلهای تجاری جدید کمک میکند. در ادامه به برخی جنبههای کلیدی اقتصاد API اشاره می شود :
۱. تعریف و عملکرد
رابط برنامهنویسی کاربردی (API) مجموعهای از قوانین و پروتکلها است که نحوه تعامل یک برنامه نرمافزاری با برنامههای دیگر را تعریف میکند.
API
روشها و فرمتهای دادهای را که برنامهها برای درخواست و تبادل اطلاعات استفاده میکنند، مشخص میکند.
▪︎ اقتصاد API: اقتصاد API از APIها برای تحریک نوآوری، سادهسازی فرآیندها و ایجاد جریانهای درآمدی جدید استفاده میکند. این مفهوم شامل استفاده از APIها برای ساخت و یکپارچهسازی برنامهها، به اشتراکگذاری دادهها و ارائه خدمات به شیوهای ماژولار و مقیاسپذیر است.
۲. اجزای کلیدی
ارائهدهندگان: سازمانها یا پلتفرمهایی که APIها را ارائه میدهند تا دسترسی به خدمات یا دادههای خود را فراهم کنند. نمونههایی از آنها شامل Google Maps، Twitter و درگاههای پرداخت مانند Stripe هستند.
▪︎مصرفکنندگان API: توسعهدهندگان یا شرکتهایی که از APIها برای یکپارچهسازی خدمات ثالث به برنامههای خود، بهبود عملکرد یا دسترسی به دادهها استفاده میکنند.
▪︎دروازههای API: ابزارها یا پلتفرمهایی که ترافیک API را مدیریت و نظارت میکنند و از تبادل دادههای امن و کارآمد بین خدمات اطمینان حاصل میکنند.
۳. مزایا
▪︎نوآوری: APIها به توسعهدهندگان این امکان را میدهند که با یکپارچهسازی تکنولوژیهای موجود، برنامهها و خدمات جدیدی بسازند که منجر به نوآوری سریع میشود.
▪︎کارایی: APIها فرآیندها را با امکان تعامل بیدرنگ بین سیستمهای مختلف ساده میکنند و نیاز به ورود دستی دادهها و تلاشهای یکپارچهسازی را کاهش میدهند.
▪︎ مقیاسپذیری: APIها به کسبوکارها این امکان را میدهند که خدمات خود را به راحتی مقیاسپذیر کنند و به توسعهدهندگان ثالث اجازه دهند روی پلتفرمهایشان بسازند.
▪︎ایجاد درآمد: شرکتها میتوانند با ارائه APIها بهعنوان خدمات پولی یا با ایجاد مدلهای تجاری جدید در اطراف استفاده از API، درآمدزایی کنند.
۴. مثالها و موارد استفاده
▪︎ تجارت الکترونیک: خردهفروشان آنلاین از APIها برای یکپارچهسازی درگاههای پرداخت، خدمات حملونقل و سیستمهای مدیریت موجودی استفاده میکنند.
▪︎ رسانههای اجتماعی: پلتفرمهایی مانند Facebook و Twitter APIهایی را ارائه میدهند که به برنامههای ثالث اجازه میدهد با خدمات آنها تعامل داشته باشند، محتوا را به اشتراک بگذارند و دادهها را تحلیل کنند.
▪︎ خدمات مالی: بانکها و مؤسسات مالی از APIها برای ارائه دسترسی به اطلاعات حساب، تسهیل تراکنشها و ایجاد نوآوریهای فناوری مالی استفاده میکنند.
۵. چالشها
▪︎امنیت: اطمینان از اینکه APIها ایمن هستند و از دادههای حساس محافظت میکنند، بسیار مهم است، زیرا ممکن است هدف حملات سایبری قرار گیرند.
▪︎ثبات: حفظ عملکرد ثابت و قابل اعتماد API برای رضایت کاربران و یکپارچهسازی خدمات مهم است.
▪︎ مدیریت: مدیریت و نظارت مؤثر بر APIهای متعدد نیاز به زیرساخت و ابزارهای قوی دارد.
۶. روندهای آینده
▪︎ یکپارچهسازی API: استفاده فزاینده از APIها در بخشهای مختلف به یکپارچهسازی و همکاری بیشتر بین خدمات منجر خواهد شد.
API
های باز: سازمانهای بیشتری APIهای باز را برای تحریک نوآوری و همکاری اتخاذ خواهند کرد.
▪︎ رشد اقتصاد API: انتظار میرود که اقتصاد API رشد کند، زیرا کسبوکارها و توسعهدهندگان به طور فزایندهای به APIها برای ساخت و ارتقای خدمات دیجیتال خود وابسته میشوند.
به طور کلی، اقتصاد API نمایانگر تغییر به سمت استفاده از APIها بهعنوان بلوکهای اساسی برای برنامهها و خدمات دیجیتال مدرن است که نوآوری، کارایی و فرصتهای تجاری جدید را به همراه دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
(Application Programming)
✅ اقتصاد API به ارزش و منافع اقتصادی ناشی از استفاده از رابطهای برنامهنویسی کاربردی (APIها) در بازار دیجیتال اشاره دارد. APIها به برنامههای نرمافزاری مختلف اجازه میدهند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و تعامل داشته باشند، که به ایجاد خدمات، محصولات و مدلهای تجاری جدید کمک میکند. در ادامه به برخی جنبههای کلیدی اقتصاد API اشاره می شود :
۱. تعریف و عملکرد
رابط برنامهنویسی کاربردی (API) مجموعهای از قوانین و پروتکلها است که نحوه تعامل یک برنامه نرمافزاری با برنامههای دیگر را تعریف میکند.
API
روشها و فرمتهای دادهای را که برنامهها برای درخواست و تبادل اطلاعات استفاده میکنند، مشخص میکند.
▪︎ اقتصاد API: اقتصاد API از APIها برای تحریک نوآوری، سادهسازی فرآیندها و ایجاد جریانهای درآمدی جدید استفاده میکند. این مفهوم شامل استفاده از APIها برای ساخت و یکپارچهسازی برنامهها، به اشتراکگذاری دادهها و ارائه خدمات به شیوهای ماژولار و مقیاسپذیر است.
۲. اجزای کلیدی
ارائهدهندگان: سازمانها یا پلتفرمهایی که APIها را ارائه میدهند تا دسترسی به خدمات یا دادههای خود را فراهم کنند. نمونههایی از آنها شامل Google Maps، Twitter و درگاههای پرداخت مانند Stripe هستند.
▪︎مصرفکنندگان API: توسعهدهندگان یا شرکتهایی که از APIها برای یکپارچهسازی خدمات ثالث به برنامههای خود، بهبود عملکرد یا دسترسی به دادهها استفاده میکنند.
▪︎دروازههای API: ابزارها یا پلتفرمهایی که ترافیک API را مدیریت و نظارت میکنند و از تبادل دادههای امن و کارآمد بین خدمات اطمینان حاصل میکنند.
۳. مزایا
▪︎نوآوری: APIها به توسعهدهندگان این امکان را میدهند که با یکپارچهسازی تکنولوژیهای موجود، برنامهها و خدمات جدیدی بسازند که منجر به نوآوری سریع میشود.
▪︎کارایی: APIها فرآیندها را با امکان تعامل بیدرنگ بین سیستمهای مختلف ساده میکنند و نیاز به ورود دستی دادهها و تلاشهای یکپارچهسازی را کاهش میدهند.
▪︎ مقیاسپذیری: APIها به کسبوکارها این امکان را میدهند که خدمات خود را به راحتی مقیاسپذیر کنند و به توسعهدهندگان ثالث اجازه دهند روی پلتفرمهایشان بسازند.
▪︎ایجاد درآمد: شرکتها میتوانند با ارائه APIها بهعنوان خدمات پولی یا با ایجاد مدلهای تجاری جدید در اطراف استفاده از API، درآمدزایی کنند.
۴. مثالها و موارد استفاده
▪︎ تجارت الکترونیک: خردهفروشان آنلاین از APIها برای یکپارچهسازی درگاههای پرداخت، خدمات حملونقل و سیستمهای مدیریت موجودی استفاده میکنند.
▪︎ رسانههای اجتماعی: پلتفرمهایی مانند Facebook و Twitter APIهایی را ارائه میدهند که به برنامههای ثالث اجازه میدهد با خدمات آنها تعامل داشته باشند، محتوا را به اشتراک بگذارند و دادهها را تحلیل کنند.
▪︎ خدمات مالی: بانکها و مؤسسات مالی از APIها برای ارائه دسترسی به اطلاعات حساب، تسهیل تراکنشها و ایجاد نوآوریهای فناوری مالی استفاده میکنند.
۵. چالشها
▪︎امنیت: اطمینان از اینکه APIها ایمن هستند و از دادههای حساس محافظت میکنند، بسیار مهم است، زیرا ممکن است هدف حملات سایبری قرار گیرند.
▪︎ثبات: حفظ عملکرد ثابت و قابل اعتماد API برای رضایت کاربران و یکپارچهسازی خدمات مهم است.
▪︎ مدیریت: مدیریت و نظارت مؤثر بر APIهای متعدد نیاز به زیرساخت و ابزارهای قوی دارد.
۶. روندهای آینده
▪︎ یکپارچهسازی API: استفاده فزاینده از APIها در بخشهای مختلف به یکپارچهسازی و همکاری بیشتر بین خدمات منجر خواهد شد.
API
های باز: سازمانهای بیشتری APIهای باز را برای تحریک نوآوری و همکاری اتخاذ خواهند کرد.
▪︎ رشد اقتصاد API: انتظار میرود که اقتصاد API رشد کند، زیرا کسبوکارها و توسعهدهندگان به طور فزایندهای به APIها برای ساخت و ارتقای خدمات دیجیتال خود وابسته میشوند.
به طور کلی، اقتصاد API نمایانگر تغییر به سمت استفاده از APIها بهعنوان بلوکهای اساسی برای برنامهها و خدمات دیجیتال مدرن است که نوآوری، کارایی و فرصتهای تجاری جدید را به همراه دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from آموزه های سازمانی
۱۳ شرکت واقعا عجیب که کسب و کارهای عجیبی انتخاب کردهاند!
در دنیای کسب و کار، همیشه لازم نیست که یک ایده تقلیدی یا حتی از قبل وجود داشته باشد. گاهی اوقات، ایدههای عجیب و غریب میتوانند به کسب و کارهای نسبتاً موفقی تبدیل شوند. شرکتها و کسبوکارهایی که در این مطلب معرفی شدهاند، نشان میدهند که خلاقیت و جسارت میتواند منجر به ایجاد خدمات و محصولات منحصر به فردی شود که نه تنها جذابیت دارند، بلکه بازار خاص خود را نیز پیدا میکنند.
🔺شرکت Potato Parcel
یک شرکت در تگزاس است که پیامهای شخصی را روی سیبزمینی نوشته و از طریق پست ارسال میکند.
🔺شرکت Hire Goats
خدمات اجاره بزها را برای چمنزنی و از بین بردن علفهای هرز ارائه میدهد.
🔺شرکت Cuddle Party
این شرکت جلسات در آغوش گرفتن گروهی را برای کاهش استرس و افزایش ارتباطات ارائه میدهد.
🔺شرکت Dirty Rotten Flowers
این شرکت دستهگلهای خراب و پوسیده را به افراد نامحبوب ارسال میکند. این کسبوکار برای افرادی که پس از جدایی یا قطع رابطه نیاز به انتقام یا ابراز ناراحتی دارند، گزینه مناسبی است.
🔺شرکت Eternal Reefs
این شرکت خدماتی ارائه میدهد که خاکستر انسانها را به ساختارهای مرجانی تبدیل میکند. این ساختارها به عنوان یادبود دائمی در کف اقیانوس قرار میگیرند و به احیای زیستگاههای مرجانی کمک میکنند.
🔺شرکت Pashion Footwear
این شرکت کفشهای تبدیلشوندهای تولید میکند که از پاشنه بلند به کفش تخت تغییر میکنند و هدف آن ارائه کفشهایی است که با سبک زندگی پرمشغله زنان سازگاری داشته باشد.
🔺شرکت Ancestral Discovery
این شرکت خدمات تحقیق درباره تاریخچه خانوادگی را ارائه میدهد. این سرویس به افراد کمک میکند تا اطلاعات بیشتری درباره پیشینه خانوادگی و اجداد خود بیابند و تاریخچه خانوادگی خود را تکمیل کنند.
🔺شرکت Anger Rooms
اتاقهایی برای تخلیه استرس و خشم از طریق شکستن اشیاء را ارائه میدهد. این سرویس به افراد امکان میدهد تا با شکستن وسایل و اشیاء، استرس و خشم خود را تخلیه کنند و احساس بهتری پیدا کنند.
🔺شرکت Professional Sleeper
این شرکت به افرادی که مایل به شرکت در تحقیقات خواب هستند، فرصت میدهد تا با خوابیدن درآمد کسب کنند.
🔺شرکت Cremation Jewelry
خدمات ساخت جواهرات از خاکستر انسانها را ارائه میدهد. این سرویس به افرادی که به دنبال یادبودهای خاص و معنادار برای عزیزانشان هستند، کمک میکند تا جواهرات منحصر به فردی داشته باشند.
🔺شرکت Irish Dirt
این شرکا خدمات فروش خاک ایرلندی برای مراسم تدفین را ارائه میدهد. این سرویس به افرادی که به دنبال حفظ ارتباط با ریشههای فرهنگی خود هستند، کمک میکند تا خاک ایرلندی را در مراسم تدفین استفاده کنند.
🔺شرکت Plate Smashing
این شرکت به افرادی که به دنبال راهی برای کاهش استرس و خشم خود هستند، امکان میدهد تا با شکستن بشقابها و اشیاء دیگر، احساس بهتری پیدا کنند.
🔺شرکت Professional Potty Training
این شرکت خدمات آموزش دستشویی رفتن به کودکان توسط حرفهایها را ارائه میدهد!
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
در دنیای کسب و کار، همیشه لازم نیست که یک ایده تقلیدی یا حتی از قبل وجود داشته باشد. گاهی اوقات، ایدههای عجیب و غریب میتوانند به کسب و کارهای نسبتاً موفقی تبدیل شوند. شرکتها و کسبوکارهایی که در این مطلب معرفی شدهاند، نشان میدهند که خلاقیت و جسارت میتواند منجر به ایجاد خدمات و محصولات منحصر به فردی شود که نه تنها جذابیت دارند، بلکه بازار خاص خود را نیز پیدا میکنند.
🔺شرکت Potato Parcel
یک شرکت در تگزاس است که پیامهای شخصی را روی سیبزمینی نوشته و از طریق پست ارسال میکند.
🔺شرکت Hire Goats
خدمات اجاره بزها را برای چمنزنی و از بین بردن علفهای هرز ارائه میدهد.
🔺شرکت Cuddle Party
این شرکت جلسات در آغوش گرفتن گروهی را برای کاهش استرس و افزایش ارتباطات ارائه میدهد.
🔺شرکت Dirty Rotten Flowers
این شرکت دستهگلهای خراب و پوسیده را به افراد نامحبوب ارسال میکند. این کسبوکار برای افرادی که پس از جدایی یا قطع رابطه نیاز به انتقام یا ابراز ناراحتی دارند، گزینه مناسبی است.
🔺شرکت Eternal Reefs
این شرکت خدماتی ارائه میدهد که خاکستر انسانها را به ساختارهای مرجانی تبدیل میکند. این ساختارها به عنوان یادبود دائمی در کف اقیانوس قرار میگیرند و به احیای زیستگاههای مرجانی کمک میکنند.
🔺شرکت Pashion Footwear
این شرکت کفشهای تبدیلشوندهای تولید میکند که از پاشنه بلند به کفش تخت تغییر میکنند و هدف آن ارائه کفشهایی است که با سبک زندگی پرمشغله زنان سازگاری داشته باشد.
🔺شرکت Ancestral Discovery
این شرکت خدمات تحقیق درباره تاریخچه خانوادگی را ارائه میدهد. این سرویس به افراد کمک میکند تا اطلاعات بیشتری درباره پیشینه خانوادگی و اجداد خود بیابند و تاریخچه خانوادگی خود را تکمیل کنند.
🔺شرکت Anger Rooms
اتاقهایی برای تخلیه استرس و خشم از طریق شکستن اشیاء را ارائه میدهد. این سرویس به افراد امکان میدهد تا با شکستن وسایل و اشیاء، استرس و خشم خود را تخلیه کنند و احساس بهتری پیدا کنند.
🔺شرکت Professional Sleeper
این شرکت به افرادی که مایل به شرکت در تحقیقات خواب هستند، فرصت میدهد تا با خوابیدن درآمد کسب کنند.
🔺شرکت Cremation Jewelry
خدمات ساخت جواهرات از خاکستر انسانها را ارائه میدهد. این سرویس به افرادی که به دنبال یادبودهای خاص و معنادار برای عزیزانشان هستند، کمک میکند تا جواهرات منحصر به فردی داشته باشند.
🔺شرکت Irish Dirt
این شرکا خدمات فروش خاک ایرلندی برای مراسم تدفین را ارائه میدهد. این سرویس به افرادی که به دنبال حفظ ارتباط با ریشههای فرهنگی خود هستند، کمک میکند تا خاک ایرلندی را در مراسم تدفین استفاده کنند.
🔺شرکت Plate Smashing
این شرکت به افرادی که به دنبال راهی برای کاهش استرس و خشم خود هستند، امکان میدهد تا با شکستن بشقابها و اشیاء دیگر، احساس بهتری پیدا کنند.
🔺شرکت Professional Potty Training
این شرکت خدمات آموزش دستشویی رفتن به کودکان توسط حرفهایها را ارائه میدهد!
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
👍1
Forwarded from آموزه های سازمانی
۱۰ مهارت اساسی در مذاکره
مذاکره یکی از حیاتیترین مهارتهایی است که در زندگی شخصی و حرفهای به آن نیاز داریم. از خرید خانه تا مذاکره در محیط کار، همه ما به نحوی با مذاکره سر و کار داریم. در اینجا به بررسی شش مهارت اساسی که برای موفقیت در مذاکره لازم است، میپردازیم.
🔺ایجاد رابطه
اولین قدم در هر مذاکرهای، ایجاد یک رابطه انسانی با طرف مقابل است. وقتی بتوانید ارتباطی دوستانه و صمیمانه برقرار کنید، طرف مقابل کمتر شما را به عنوان دشمن میبیند و تمایل بیشتری به همکاری خواهد داشت.
🔺شنیدن فعال
یکی از مهمترین اصول در مذاکره، شنیدن فعال است. یعنی به جای تسلط بر گفتگو، به دقت به حرفهای طرف مقابل گوش دهید و نشان دهید که به نظرات او اهمیت میدهید. این کار باعث میشود طرف مقابل احساس کند که شما به او احترام میگذارید و این باعث افزایش احتمال رسیدن به توافق میشود.
🔺آینه کردن
یکی دیگر از روشهای موثر در مذاکره، آینهکردن رفتارها و گفتارهای طرف مقابل است. این کار باعث میشود طرف مقابل احساس راحتی و اعتماد بیشتری نسبت به شما پیدا کند. به عنوان مثال، اگر او از یک اصطلاح خاص استفاده میکند، شما هم همان اصطلاح را به کار ببرید یا از زبان بدنی مشابه استفاده کنید.
🔺کنترل احساسات
در هنگام مذاکره، کنترل احساسات بسیار مهم است. اگر احساسات خود را نشان دهید، ممکن است نقاط ضعف شما برملا شود و این میتواند به ضرر شما تمام شود.
🔺توانایی ترک مذاکره
همیشه این نکته را در ذهن داشته باشید که توافق نکردن بهتر از توافق بد است. باید به خوبی بدانید که حداقل پذیرش شما چیست و اگر طرف مقابل نتواند آن را تامین کند، آماده باشید که مذاکره را ترک کنید.
🔺خلاقیت
برای دستیابی به توافقی که برای هر دو طرف سودمند باشد، نیاز به خلاقیت دارید. سعی کنید خارج از چارچوب فکر کنید و راهحلهای جدید و غیرمعمول ارائه دهید.
🔺تعیین هدفهای واضح
داشتن هدفهای مشخص در مذاکره بسیار مهم است. باید بدانید که چه میخواهید و چرا آن را میخواهید. این کار به شما کمک میکند تا در طول مذاکره تمرکز خود را حفظ کنید و از مسیر اصلی منحرف نشوید. همچنین اهداف خود را به صورت اولویتبندی شده در نظر بگیرید تا در صورت لزوم بتوانید از برخی اهداف کمتر مهم صرف نظر کنید.
🔺مدیریت زمان
مدیریت صحیح زمان میتواند به شما کمک کند تا به بهترین نتایج برسید. به عنوان مثال، قبل از شروع مذاکره، زمان محدودی برای هر بخش تعیین کنید یا اگر بحثی به نتیجه نمیرسد، بهتر است به موضوع دیگری بپردازید و بعداً به آن بازگردید.
🔺شناخت فرهنگها
شناخت و احترام به تفاوتهای فرهنگی در مذاکرهها بسیار مهم است. هر فرهنگ دارای نکات و روشهای خاص خود در مذاکره است که باید به آنها توجه شود.
🔺تحلیل قدرت
شناخت قدرتهای موجود در مذاکره و استفاده صحیح از آنها میتواند به شما کمک کند تا به نتایج بهتری برسید. مثلا منابع قدرت خود را بشناسید و به تعادل قدرت توجه کنید. در صورت نیاز، سعی کنید از منابع قدرت خود به نفع خود استفاده کنید.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
مذاکره یکی از حیاتیترین مهارتهایی است که در زندگی شخصی و حرفهای به آن نیاز داریم. از خرید خانه تا مذاکره در محیط کار، همه ما به نحوی با مذاکره سر و کار داریم. در اینجا به بررسی شش مهارت اساسی که برای موفقیت در مذاکره لازم است، میپردازیم.
🔺ایجاد رابطه
اولین قدم در هر مذاکرهای، ایجاد یک رابطه انسانی با طرف مقابل است. وقتی بتوانید ارتباطی دوستانه و صمیمانه برقرار کنید، طرف مقابل کمتر شما را به عنوان دشمن میبیند و تمایل بیشتری به همکاری خواهد داشت.
🔺شنیدن فعال
یکی از مهمترین اصول در مذاکره، شنیدن فعال است. یعنی به جای تسلط بر گفتگو، به دقت به حرفهای طرف مقابل گوش دهید و نشان دهید که به نظرات او اهمیت میدهید. این کار باعث میشود طرف مقابل احساس کند که شما به او احترام میگذارید و این باعث افزایش احتمال رسیدن به توافق میشود.
🔺آینه کردن
یکی دیگر از روشهای موثر در مذاکره، آینهکردن رفتارها و گفتارهای طرف مقابل است. این کار باعث میشود طرف مقابل احساس راحتی و اعتماد بیشتری نسبت به شما پیدا کند. به عنوان مثال، اگر او از یک اصطلاح خاص استفاده میکند، شما هم همان اصطلاح را به کار ببرید یا از زبان بدنی مشابه استفاده کنید.
🔺کنترل احساسات
در هنگام مذاکره، کنترل احساسات بسیار مهم است. اگر احساسات خود را نشان دهید، ممکن است نقاط ضعف شما برملا شود و این میتواند به ضرر شما تمام شود.
🔺توانایی ترک مذاکره
همیشه این نکته را در ذهن داشته باشید که توافق نکردن بهتر از توافق بد است. باید به خوبی بدانید که حداقل پذیرش شما چیست و اگر طرف مقابل نتواند آن را تامین کند، آماده باشید که مذاکره را ترک کنید.
🔺خلاقیت
برای دستیابی به توافقی که برای هر دو طرف سودمند باشد، نیاز به خلاقیت دارید. سعی کنید خارج از چارچوب فکر کنید و راهحلهای جدید و غیرمعمول ارائه دهید.
🔺تعیین هدفهای واضح
داشتن هدفهای مشخص در مذاکره بسیار مهم است. باید بدانید که چه میخواهید و چرا آن را میخواهید. این کار به شما کمک میکند تا در طول مذاکره تمرکز خود را حفظ کنید و از مسیر اصلی منحرف نشوید. همچنین اهداف خود را به صورت اولویتبندی شده در نظر بگیرید تا در صورت لزوم بتوانید از برخی اهداف کمتر مهم صرف نظر کنید.
🔺مدیریت زمان
مدیریت صحیح زمان میتواند به شما کمک کند تا به بهترین نتایج برسید. به عنوان مثال، قبل از شروع مذاکره، زمان محدودی برای هر بخش تعیین کنید یا اگر بحثی به نتیجه نمیرسد، بهتر است به موضوع دیگری بپردازید و بعداً به آن بازگردید.
🔺شناخت فرهنگها
شناخت و احترام به تفاوتهای فرهنگی در مذاکرهها بسیار مهم است. هر فرهنگ دارای نکات و روشهای خاص خود در مذاکره است که باید به آنها توجه شود.
🔺تحلیل قدرت
شناخت قدرتهای موجود در مذاکره و استفاده صحیح از آنها میتواند به شما کمک کند تا به نتایج بهتری برسید. مثلا منابع قدرت خود را بشناسید و به تعادل قدرت توجه کنید. در صورت نیاز، سعی کنید از منابع قدرت خود به نفع خود استفاده کنید.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
👍2
Forwarded from آموزه های سازمانی
۸ روش اثبات شده برای بهرهوری بیشتر
🔸مدیریت زمان یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر فردی برای موفقیت در زندگی حرفهای و شخصی خود باید آن را بیاموزد. زمان به عنوان یک منبع محدود، نیازمند مدیریت هوشمندانه است تا بتوان از آن به بهترین نحو استفاده کرد. در اینجا به بررسی ۸ روش اثبات شده برای مدیریت بهتر زمان میپردازیم.
1⃣ تکنیک قورباغه را بخور
این تکنیک که توسط برایان تریسی معرفی شده است، به این ایده اشاره دارد که باید بزرگترین و مهمترین وظیفه روز را در ابتدای روز انجام دهیم. این روش به معنای انجام مهمترین وظیفه یا چالشبرانگیزترین کار روز در اولین فرصت است.
2⃣ تکنیک پومودورو
این روش که توسط فرانچسکو معرفی شده است، شامل تقسیم کار به بازههای زمانی ۲۵ دقیقهای است که با استراحتهای کوتاه از هم جدا میشوند. این روش به تمرکز و بهرهوری کمک میکند و از خستگی و کاهش کیفیت کار جلوگیری میکند.
3⃣ مسدود کردن زمان
در کتاب «عادتهای اتمی» توسط جیمز کلیر، مسدود کردن زمان به عنوان روشی برای برنامهریزی بلوکهای زمانی مشخص برای وظایف یا فعالیتهای مختلف در طول روز تأکید شده است. این تکنیک به کاهش مزاحمتها و اطمینان از داشتن زمان اختصاصی برای وظایف مهم کمک میکند.
4⃣ قانون دو دقیقه
این قانون که از کتاب «عادتهای اتمی» آمده است، میگوید اگر وظیفهای را میتوان در دو دقیقه یا کمتر انجام داد، باید فوراً انجام شود. این روش از انباشت وظایف کوچک و تبدیل شدن به کوهی از کارهای ناتمام جلوگیری میکند.
5⃣ ماتریس آیزنهاور
این ماتریس که توسط استفان کاوی در کتاب «هفت عادت مردمان موثر» معرفی شده است، وظایف را بر اساس اهمیت و فوریت در چهار ربع دستهبندی میکند: مهم و فوری، مهم ولی غیر فوری، فوری ولی غیر مهم و نه مهم و نه فوری. این تکنیک به اولویتبندی وظایف کمک میکند.
برای مثال، ابتدا وظایف مهم و فوری را انجام دهید و وظایف غیر مهم و غیر فوری را حذف کنید.
6⃣ دستهبندی وظایف
دستهبندی شامل گروهبندی وظایف مشابه و انجام متوالی آنهاست. برای مثال، میتوانید همه تماسهای تلفنی خود را در یک بازه زمانی خاص انجام دهید. یا میتوانید تمامی ایمیلهای خود را در یک زمان مشخص بررسی و پاسخ دهید. این کار به شما کمک میکند تا زمان خود را به صورت بهینهتری مدیریت کنید و از پراکندگی و اتلاف وقت جلوگیری کنید.
7⃣ قدرت اکنون
اگرچه «قدرت اکنون» بیشتر بر آگاهی و حضور در لحظه تمرکز دارد، اصول آن را میتوان برای مدیریت زمان نیز به کار برد. این رویکرد میتواند به تمرکز بهتر و بهرهوری بالاتر منجر شود.
برای مثال، هنگام انجام وظایف، فقط بر وظیفه جاری تمرکز کنید و افکار پراکنده را کنار بگذارید.
8⃣ ممیزی زمان
این تکنیک شامل پیگیری دورهای نحوه صرف زمان است تا ناکارآمدیها را شناسایی کنیم. با تحلیل اینکه زمانتان کجا میرود، میتوانید تنظیماتی در برنامه خود انجام دهید و وظایف را مؤثرتر اولویتبندی کنید.
برای مثال، با نگه داشتن یک دفترچه زمان، میتوانید بررسی کنید که روزانه چقدر زمان را به فعالیتهای غیرمفید اختصاص میدهید و آنها را کاهش دهید.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
🔸مدیریت زمان یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر فردی برای موفقیت در زندگی حرفهای و شخصی خود باید آن را بیاموزد. زمان به عنوان یک منبع محدود، نیازمند مدیریت هوشمندانه است تا بتوان از آن به بهترین نحو استفاده کرد. در اینجا به بررسی ۸ روش اثبات شده برای مدیریت بهتر زمان میپردازیم.
1⃣ تکنیک قورباغه را بخور
این تکنیک که توسط برایان تریسی معرفی شده است، به این ایده اشاره دارد که باید بزرگترین و مهمترین وظیفه روز را در ابتدای روز انجام دهیم. این روش به معنای انجام مهمترین وظیفه یا چالشبرانگیزترین کار روز در اولین فرصت است.
2⃣ تکنیک پومودورو
این روش که توسط فرانچسکو معرفی شده است، شامل تقسیم کار به بازههای زمانی ۲۵ دقیقهای است که با استراحتهای کوتاه از هم جدا میشوند. این روش به تمرکز و بهرهوری کمک میکند و از خستگی و کاهش کیفیت کار جلوگیری میکند.
3⃣ مسدود کردن زمان
در کتاب «عادتهای اتمی» توسط جیمز کلیر، مسدود کردن زمان به عنوان روشی برای برنامهریزی بلوکهای زمانی مشخص برای وظایف یا فعالیتهای مختلف در طول روز تأکید شده است. این تکنیک به کاهش مزاحمتها و اطمینان از داشتن زمان اختصاصی برای وظایف مهم کمک میکند.
4⃣ قانون دو دقیقه
این قانون که از کتاب «عادتهای اتمی» آمده است، میگوید اگر وظیفهای را میتوان در دو دقیقه یا کمتر انجام داد، باید فوراً انجام شود. این روش از انباشت وظایف کوچک و تبدیل شدن به کوهی از کارهای ناتمام جلوگیری میکند.
5⃣ ماتریس آیزنهاور
این ماتریس که توسط استفان کاوی در کتاب «هفت عادت مردمان موثر» معرفی شده است، وظایف را بر اساس اهمیت و فوریت در چهار ربع دستهبندی میکند: مهم و فوری، مهم ولی غیر فوری، فوری ولی غیر مهم و نه مهم و نه فوری. این تکنیک به اولویتبندی وظایف کمک میکند.
برای مثال، ابتدا وظایف مهم و فوری را انجام دهید و وظایف غیر مهم و غیر فوری را حذف کنید.
6⃣ دستهبندی وظایف
دستهبندی شامل گروهبندی وظایف مشابه و انجام متوالی آنهاست. برای مثال، میتوانید همه تماسهای تلفنی خود را در یک بازه زمانی خاص انجام دهید. یا میتوانید تمامی ایمیلهای خود را در یک زمان مشخص بررسی و پاسخ دهید. این کار به شما کمک میکند تا زمان خود را به صورت بهینهتری مدیریت کنید و از پراکندگی و اتلاف وقت جلوگیری کنید.
7⃣ قدرت اکنون
اگرچه «قدرت اکنون» بیشتر بر آگاهی و حضور در لحظه تمرکز دارد، اصول آن را میتوان برای مدیریت زمان نیز به کار برد. این رویکرد میتواند به تمرکز بهتر و بهرهوری بالاتر منجر شود.
برای مثال، هنگام انجام وظایف، فقط بر وظیفه جاری تمرکز کنید و افکار پراکنده را کنار بگذارید.
8⃣ ممیزی زمان
این تکنیک شامل پیگیری دورهای نحوه صرف زمان است تا ناکارآمدیها را شناسایی کنیم. با تحلیل اینکه زمانتان کجا میرود، میتوانید تنظیماتی در برنامه خود انجام دهید و وظایف را مؤثرتر اولویتبندی کنید.
برای مثال، با نگه داشتن یک دفترچه زمان، میتوانید بررسی کنید که روزانه چقدر زمان را به فعالیتهای غیرمفید اختصاص میدهید و آنها را کاهش دهید.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
👍2
✳️ ۸۹ درصد فقرای ایران، شاغلان امروز و دیروزند
✅ ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است/ از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت
♨️ فرشاد مومنی، اقتصاددان ضمن تاکید بر اینکه تا زمانی که این تغییر ریل اتفاق نیفتاده از هر دریچهای که وارد شوید میبینید ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است، گفت: بنیادیترین مطالعههایی که در ایران صورت گرفته، میگوید ۸۹ درصد فقرای ایران، شاغلین سابق و لاهق هستند.
🔸 به این معنا که چون شاغلین ما مشاغل بیکیفیت و اغلب غیرمولد و غیرمدرن دارند، متناسب با آن مصرفهای جدید خلق شده نمیتوانند خلق ارزش کنند.
🔸بنابراین اگر همچنان این توهم باقی بماند که ما میتوانیم با استمرار مناسبات خام فروشانه کشور را اداره کنیم، از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1638379
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است/ از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت
♨️ فرشاد مومنی، اقتصاددان ضمن تاکید بر اینکه تا زمانی که این تغییر ریل اتفاق نیفتاده از هر دریچهای که وارد شوید میبینید ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است، گفت: بنیادیترین مطالعههایی که در ایران صورت گرفته، میگوید ۸۹ درصد فقرای ایران، شاغلین سابق و لاهق هستند.
🔸 به این معنا که چون شاغلین ما مشاغل بیکیفیت و اغلب غیرمولد و غیرمدرن دارند، متناسب با آن مصرفهای جدید خلق شده نمیتوانند خلق ارزش کنند.
🔸بنابراین اگر همچنان این توهم باقی بماند که ما میتوانیم با استمرار مناسبات خام فروشانه کشور را اداره کنیم، از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1638379
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ اقتصاد ورزش
🇬🇧انگلیس 58.2 میلیارد پوند از المپیک و پارالمپیک گذشته درآمد کسب کرد
🔹همزمان با آغاز بازیهای المپیک 2024 پاریس، UK Sport تحقیقاتی را منتشر کرده است که نشان میدهد اقتصاد بریتانیا از برگزاری هر دوره المپیک و پارالمپیک با توجه به خدمات جانبی نرمافزاری و سختافزاری که صنایع و شرکتهای این کشور به شرکتکنندگان در این رقابتها ارائه میدهد، سودآوری ویژه دارد.
🔹بر اساس این تحقیق که توسط The Sport Consultancy انجام شد، میدهد ارائه خدمات سختافزاری و نرمافزاری برای بازیهای المپیک و پارالمپیک 2021، ۵۸.۲ میلیارد پوند( معادل 53.8 درصد، درآمد 140.2میلیارد پوندی کل ورزش) برای بریتانیا آورده اقتصادی داشته است که شامل تأثیر مستقیم، غیرمستقیم و القا شده از صنعت ورزش میشود.
🔹این تحقیق همچنین نشان میدهد که برگزاری این رقابتها، بهطور مستقیم نزدیک به 500 هزار شغل ایجاد کرده است که 3.4 درصد از نیروی کار بریتانیا را تشکیل میدهد.
🔹متن کامل ؛
https://otaghiranonline.ir/news/70503
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🇬🇧انگلیس 58.2 میلیارد پوند از المپیک و پارالمپیک گذشته درآمد کسب کرد
🔹همزمان با آغاز بازیهای المپیک 2024 پاریس، UK Sport تحقیقاتی را منتشر کرده است که نشان میدهد اقتصاد بریتانیا از برگزاری هر دوره المپیک و پارالمپیک با توجه به خدمات جانبی نرمافزاری و سختافزاری که صنایع و شرکتهای این کشور به شرکتکنندگان در این رقابتها ارائه میدهد، سودآوری ویژه دارد.
🔹بر اساس این تحقیق که توسط The Sport Consultancy انجام شد، میدهد ارائه خدمات سختافزاری و نرمافزاری برای بازیهای المپیک و پارالمپیک 2021، ۵۸.۲ میلیارد پوند( معادل 53.8 درصد، درآمد 140.2میلیارد پوندی کل ورزش) برای بریتانیا آورده اقتصادی داشته است که شامل تأثیر مستقیم، غیرمستقیم و القا شده از صنعت ورزش میشود.
🔹این تحقیق همچنین نشان میدهد که برگزاری این رقابتها، بهطور مستقیم نزدیک به 500 هزار شغل ایجاد کرده است که 3.4 درصد از نیروی کار بریتانیا را تشکیل میدهد.
🔹متن کامل ؛
https://otaghiranonline.ir/news/70503
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ اغلب اوقات مدیران توجه کافی به کارمندانشان ندارند.
✅ رفتار انسان تابع پیامد های رفتار قبلی اوست.
🔺شاید به سختی باور کنید اما برخی از کارفرماها حتی اسم کارمندانشان را هم نمی دانند. در کسب و کار های در حال رشد، ارتباط میان کارفرما و کارمندان اهمیت زیادی دارد. نبود ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، باعث ایجاد مشکلات عدیدهای برای شرکت می شود. یکی از پیامدهای نبود ارتباط بین مدیران و کارمندان که خیلی هم ناراحت کننده است، این است از کارمند به قدر کافی قدردانی نمی شود. بنا بر تحقیقی، 36 درصد کارمندان اعلام کردند مدیران هیچ اهمیتی نمی دهند حتی اسم آنها را بدانند و این باعث ناراحتی کارکنان سازمانها شده است.
🔺 مدیران به کارمندان ارزش نمی دهند:
شناخت و قدردانی از کارمندانی که بهخوبی از عهدهی وظایف خود برمیآیند، انگیزه و عملکرد تیم را بهبود میدهد.
🔺پیش خودتان تصور کنید عضوی از سازمانی هستید که در آن احساس ارزش نمیکنید. در چنین محیطی چه انگیزهای برای کار کردن خواهید داشت؟ کارمندانی که ناچارند در چنین سازمانهایی کار کنند، از کارفرمای خود بیزار میشوند. برعکس، زمانی که کارمندان به خاطر انجام وظایف خاص (یا تکمیل پروژهها) مورد قدردانی قرار میگیرند، حس میکنند بخشی ارزشمند از یک مجموعهی بزرگ هستند. نتایج یک نظرسنجی نشان داد 63 درصد کارمندان فکر می کنند به خاطر دستاوردهایشان از آنها به قدر کافی تقدیر نمی شود.
🔺این جملات چقدر برایمان آشناست:
▪︎تصمیم گرفته ام دیگر از رئیسم انتقاد نکنم.
▪︎تصمیم گرفته ام دیگر پیشنهاد ندهم.
▪︎دیگر کاسه داغ تر از آش نمی شوم.
▪︎ولش کن! سازمان ارزش فداکاری و دلسوزی منو نمی فهمه و قدر منو نمی دونه.
🔺فرض کنید با ذوق و شوق زیاد، ایده ای که به نظرتان روی کیفیت کارتان اثر زیادی دارد را به رئیس پیشنهاد کرده اید و پیشنهاد شما با بی مهری و بی اعتنائی او مواجه شده است. برای دادن پیشنهاد بعدی چقدر ذوق و شوق خواهید داشت؟
🔺فرض کنید به صورتی کاملا دلسوزانه و به نحوی ملایم و محرمانه به یک رفتار یا تصمیم نادرست رئیس انتقاد کرده اید و او از آن به بعد از شما رنجیده و با شما سرسنگین شده است، برای انتقاد دلسوزنه بعدی چقدر انگیزه خواهید داشت.
🔺و فرض کنید شبانه روز برای انجام مسئولیت مهمی که به شما محول شده کار کرده اید تا آن را به نتیجه برسانید اما این تلاش فراتر از وظیفه رسمی و مقرر، از سوی مافوق دیده نشده و مورد قدر دانی قرار نگرفته ، چقدر امکان دارد این سطح از تلاش را دوباره به کار ببرید؟
🔺می گویند دنیا را افراد بد نابود نمی کنند بلکه کسانی نابود می کنند که با بی تفاوتی با پدیده ها و رفتارها مواجه می شوند.مدیر نمی تواند و نباید نسبت به رفتارهای کارکنان بی تفاوت باشد.
🔺رفتار مدیران بویژه عکس العمل های آنان باید مشوق و محرک رفتارهای بعدی کارکنان باشد. تلاش کارکنان را ببینیم و با این تلاش چنان برخورد کنیم که هم از سوی همان کارمند و هم از سوی دیگر کارکنان که ناظر هستند با ذوق و شوق و انرژی بیشتری تکرار شود.اجازه دهید صدای کارمندان شنیده شود، کارمندان را بسته به وظایفی که انجام میدهند شناسایی کنید و پاداش و مزایا را همیشه در نظر داشته باشید. بی تفاوت نباشیم./ با اندکی تعدیلات دکتر بهزاد ابوالعلایی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رفتار انسان تابع پیامد های رفتار قبلی اوست.
🔺شاید به سختی باور کنید اما برخی از کارفرماها حتی اسم کارمندانشان را هم نمی دانند. در کسب و کار های در حال رشد، ارتباط میان کارفرما و کارمندان اهمیت زیادی دارد. نبود ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، باعث ایجاد مشکلات عدیدهای برای شرکت می شود. یکی از پیامدهای نبود ارتباط بین مدیران و کارمندان که خیلی هم ناراحت کننده است، این است از کارمند به قدر کافی قدردانی نمی شود. بنا بر تحقیقی، 36 درصد کارمندان اعلام کردند مدیران هیچ اهمیتی نمی دهند حتی اسم آنها را بدانند و این باعث ناراحتی کارکنان سازمانها شده است.
🔺 مدیران به کارمندان ارزش نمی دهند:
شناخت و قدردانی از کارمندانی که بهخوبی از عهدهی وظایف خود برمیآیند، انگیزه و عملکرد تیم را بهبود میدهد.
🔺پیش خودتان تصور کنید عضوی از سازمانی هستید که در آن احساس ارزش نمیکنید. در چنین محیطی چه انگیزهای برای کار کردن خواهید داشت؟ کارمندانی که ناچارند در چنین سازمانهایی کار کنند، از کارفرمای خود بیزار میشوند. برعکس، زمانی که کارمندان به خاطر انجام وظایف خاص (یا تکمیل پروژهها) مورد قدردانی قرار میگیرند، حس میکنند بخشی ارزشمند از یک مجموعهی بزرگ هستند. نتایج یک نظرسنجی نشان داد 63 درصد کارمندان فکر می کنند به خاطر دستاوردهایشان از آنها به قدر کافی تقدیر نمی شود.
🔺این جملات چقدر برایمان آشناست:
▪︎تصمیم گرفته ام دیگر از رئیسم انتقاد نکنم.
▪︎تصمیم گرفته ام دیگر پیشنهاد ندهم.
▪︎دیگر کاسه داغ تر از آش نمی شوم.
▪︎ولش کن! سازمان ارزش فداکاری و دلسوزی منو نمی فهمه و قدر منو نمی دونه.
🔺فرض کنید با ذوق و شوق زیاد، ایده ای که به نظرتان روی کیفیت کارتان اثر زیادی دارد را به رئیس پیشنهاد کرده اید و پیشنهاد شما با بی مهری و بی اعتنائی او مواجه شده است. برای دادن پیشنهاد بعدی چقدر ذوق و شوق خواهید داشت؟
🔺فرض کنید به صورتی کاملا دلسوزانه و به نحوی ملایم و محرمانه به یک رفتار یا تصمیم نادرست رئیس انتقاد کرده اید و او از آن به بعد از شما رنجیده و با شما سرسنگین شده است، برای انتقاد دلسوزنه بعدی چقدر انگیزه خواهید داشت.
🔺و فرض کنید شبانه روز برای انجام مسئولیت مهمی که به شما محول شده کار کرده اید تا آن را به نتیجه برسانید اما این تلاش فراتر از وظیفه رسمی و مقرر، از سوی مافوق دیده نشده و مورد قدر دانی قرار نگرفته ، چقدر امکان دارد این سطح از تلاش را دوباره به کار ببرید؟
🔺می گویند دنیا را افراد بد نابود نمی کنند بلکه کسانی نابود می کنند که با بی تفاوتی با پدیده ها و رفتارها مواجه می شوند.مدیر نمی تواند و نباید نسبت به رفتارهای کارکنان بی تفاوت باشد.
🔺رفتار مدیران بویژه عکس العمل های آنان باید مشوق و محرک رفتارهای بعدی کارکنان باشد. تلاش کارکنان را ببینیم و با این تلاش چنان برخورد کنیم که هم از سوی همان کارمند و هم از سوی دیگر کارکنان که ناظر هستند با ذوق و شوق و انرژی بیشتری تکرار شود.اجازه دهید صدای کارمندان شنیده شود، کارمندان را بسته به وظایفی که انجام میدهند شناسایی کنید و پاداش و مزایا را همیشه در نظر داشته باشید. بی تفاوت نباشیم./ با اندکی تعدیلات دکتر بهزاد ابوالعلایی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رئیس جمهوری با روسری بلند گل گلی
🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ نمی دانم که آن روز را خواهم دید یا نه؟ شاید هم به عمر من قد ندهد. آرزو دارم روزی رئیس جمهور ایران یک بانوی باوقار با روسری بلند رنگی باشد که در عین حال که مدیر و مدبر است، مادر هم هست و سال ها بعد از آنکه مردان برای خانواده بزرگ ایران، پدری کرده اند برای ما مردم، مادری کند. چرا که نه؟
🔺تا آنجا که شمرده ام تا کنون بیش از ۱۰۰ بانو، ریاست جمهوری، نخست وزیری و صدر اعظمی را در سراسر جهان تجربه کرده اند؛ مرکل در آلمان، حلیمه یعقوب در سنگاپور، مارگارت تاچر در انگلستان، عاطفه یحیی آغا در کوزوو، کرستی کالیولاید در استونی و .... از خود نامی نیک و میراثی ماندگار به جا گذاشته اند. چرا برای ما چنین چیزی رخ ندهد؟
●در تاریخ معاصر اولین باری که یک بانو به بالاترین مقام سیاسی یک کشور بزرگ رسید، سال ۱۹۶۰ بود که بندارانایکه نخستوزیر سریلانکا شد. یعنی ۶۴ سال پیش! آخرین آن هم (در زمان نوشتن این جستار) کلودیا شاینباوم رئیسجمهور فعلی مکزیک است.
○پیش خودم می گویم اگر چنین چیزی برای ایران رخ دهد؛ قطعا برند ملی (National Brand) ما به ناگاه چندین و چند پله ارتقا خواهد یافت.
■تجویز راهبردی
این تجویز خطاب به بانوان و دختران است و همچنین خطاب به پدران و مادرانی است که دختر دارند. خطاب به معلمان و استادانی است که به دانش آموزان و دانش جویان دختر درس می دهند. خطاب به مدیران و وزرایی است که افتخار همکاری با بانوان را دارند؛ شاید خود شما و شاید فرزند دختر شما و شاید دختر خجالتی که امروز استخدامش کردید رئیس جمهور فرداهای ایران باشد.
□می گویید دختر خجالتی ممکن است که روزی رئیس جمهور شود؟ بله! داستان زندگی آنگلا مرکل صدر اعظم موفق آلمان را بخوانید. شاید همان دختر دانشجوی کم حرفی که جرات ندارد ایده های بزرگش را با شما مطرح کند وزیر فرهنگ یا وزیر مسکن یا وزیر اقتصاد نسل بعدی این سرزمین باشد. باور کنیم اگر نگاهمان را به بانوان و دختران عوض کنیم آنگاه استعدادها شکوفا خواهد شد. اعتماد به نفس فوران خواهد کرد و پتانسیل ها آزاد خواهد شد.
●بانوان ما بیش از آنکه مشکل مهارت و دانش و تخصص و آگاهی داشته باشند با سقف شیشه ای ما مردان روبرو هستند. این سقف شیشه ای نه تنها خود را در تصمیمات و برخوردهای مان نشان داده که حتی در قانون اساسی ما هم نفوذ کرده است و در مورد رئیس جمهور گفته شده است که باید از رجال سیاسی باشد! چرا؟ چون این سقف شیشه ای در ذهن تاریخی این سرزمین حک شده است. کمترین مطالبه ما به عنوان یک شهروند توسعه خواه باید این باشد که در اولین فرصت که قانون اساسی بازنویسی می شود واژه رجال سیاسی را برای همیشه تغییر دهیم.
○در پویایی شناسی سیستم ها مفهومی داریم به نام چرخه شوم! یعنی اینکه پارامتر الف منجر به پارامتر ب می شود. و پارامتر ب منجر به پارامتر ج می شود و همین طور آخرین پارامتر دوباره به پارامتر الف برمی گردد و آن را تقویت می کند. یک حلقه خود تقویت کننده شوم! بانوان ما در چرخه شومی که ما برایشان ساخته ایم گیر افتاده اند. به خاطر نگاه محدود ما (سقف شیشه ای)، فرصت تجربه ورزی در سطوح مدیریتی را از آنان دریغ می کنیم و آنگاه تعداد دختران و بانوانی که اعتماد به نفس مدیریتی و تجربه مثبت مدیریتی دارند خود به خود کم می شود و به همین دلیل فرصت و جسارت تجربه ورزی کمتری برای سطوح بالاتر خواهند داشت و مطالبه کمتری خواهند داشت برای بالا رفتن از نردبان قدرت و مدیریت و این داستان ادامه دارد.
■امیدوارم زنده باشم و ببینم که ایران را به دست بانویی مهربان، خوش فکر، خوش گفتار و دوست داشتنی سپرده ایم. برای آن روز فقط آرزو نکنیم، تلاش کنیم و تغییر کنیم.
🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ نمی دانم که آن روز را خواهم دید یا نه؟ شاید هم به عمر من قد ندهد. آرزو دارم روزی رئیس جمهور ایران یک بانوی باوقار با روسری بلند رنگی باشد که در عین حال که مدیر و مدبر است، مادر هم هست و سال ها بعد از آنکه مردان برای خانواده بزرگ ایران، پدری کرده اند برای ما مردم، مادری کند. چرا که نه؟
🔺تا آنجا که شمرده ام تا کنون بیش از ۱۰۰ بانو، ریاست جمهوری، نخست وزیری و صدر اعظمی را در سراسر جهان تجربه کرده اند؛ مرکل در آلمان، حلیمه یعقوب در سنگاپور، مارگارت تاچر در انگلستان، عاطفه یحیی آغا در کوزوو، کرستی کالیولاید در استونی و .... از خود نامی نیک و میراثی ماندگار به جا گذاشته اند. چرا برای ما چنین چیزی رخ ندهد؟
●در تاریخ معاصر اولین باری که یک بانو به بالاترین مقام سیاسی یک کشور بزرگ رسید، سال ۱۹۶۰ بود که بندارانایکه نخستوزیر سریلانکا شد. یعنی ۶۴ سال پیش! آخرین آن هم (در زمان نوشتن این جستار) کلودیا شاینباوم رئیسجمهور فعلی مکزیک است.
○پیش خودم می گویم اگر چنین چیزی برای ایران رخ دهد؛ قطعا برند ملی (National Brand) ما به ناگاه چندین و چند پله ارتقا خواهد یافت.
■تجویز راهبردی
این تجویز خطاب به بانوان و دختران است و همچنین خطاب به پدران و مادرانی است که دختر دارند. خطاب به معلمان و استادانی است که به دانش آموزان و دانش جویان دختر درس می دهند. خطاب به مدیران و وزرایی است که افتخار همکاری با بانوان را دارند؛ شاید خود شما و شاید فرزند دختر شما و شاید دختر خجالتی که امروز استخدامش کردید رئیس جمهور فرداهای ایران باشد.
□می گویید دختر خجالتی ممکن است که روزی رئیس جمهور شود؟ بله! داستان زندگی آنگلا مرکل صدر اعظم موفق آلمان را بخوانید. شاید همان دختر دانشجوی کم حرفی که جرات ندارد ایده های بزرگش را با شما مطرح کند وزیر فرهنگ یا وزیر مسکن یا وزیر اقتصاد نسل بعدی این سرزمین باشد. باور کنیم اگر نگاهمان را به بانوان و دختران عوض کنیم آنگاه استعدادها شکوفا خواهد شد. اعتماد به نفس فوران خواهد کرد و پتانسیل ها آزاد خواهد شد.
●بانوان ما بیش از آنکه مشکل مهارت و دانش و تخصص و آگاهی داشته باشند با سقف شیشه ای ما مردان روبرو هستند. این سقف شیشه ای نه تنها خود را در تصمیمات و برخوردهای مان نشان داده که حتی در قانون اساسی ما هم نفوذ کرده است و در مورد رئیس جمهور گفته شده است که باید از رجال سیاسی باشد! چرا؟ چون این سقف شیشه ای در ذهن تاریخی این سرزمین حک شده است. کمترین مطالبه ما به عنوان یک شهروند توسعه خواه باید این باشد که در اولین فرصت که قانون اساسی بازنویسی می شود واژه رجال سیاسی را برای همیشه تغییر دهیم.
○در پویایی شناسی سیستم ها مفهومی داریم به نام چرخه شوم! یعنی اینکه پارامتر الف منجر به پارامتر ب می شود. و پارامتر ب منجر به پارامتر ج می شود و همین طور آخرین پارامتر دوباره به پارامتر الف برمی گردد و آن را تقویت می کند. یک حلقه خود تقویت کننده شوم! بانوان ما در چرخه شومی که ما برایشان ساخته ایم گیر افتاده اند. به خاطر نگاه محدود ما (سقف شیشه ای)، فرصت تجربه ورزی در سطوح مدیریتی را از آنان دریغ می کنیم و آنگاه تعداد دختران و بانوانی که اعتماد به نفس مدیریتی و تجربه مثبت مدیریتی دارند خود به خود کم می شود و به همین دلیل فرصت و جسارت تجربه ورزی کمتری برای سطوح بالاتر خواهند داشت و مطالبه کمتری خواهند داشت برای بالا رفتن از نردبان قدرت و مدیریت و این داستان ادامه دارد.
■امیدوارم زنده باشم و ببینم که ایران را به دست بانویی مهربان، خوش فکر، خوش گفتار و دوست داشتنی سپرده ایم. برای آن روز فقط آرزو نکنیم، تلاش کنیم و تغییر کنیم.
❤3👍1
✳️ اقتصاد روایتی
داستانها چگونه باعث تحولات اقتصادی میشوند؟
✍️حامد وحیدی
✅ جوئل فلین و کارتیک ساستری در این مقاله به بررسی پیامدهای اقتصادی روایتها میپردازند. آنها یک چهارچوب مفهومی ایجاد میکنند که در آن روایتها بر تصمیمات عوامل تاثیر میگذارند و به طور مسری بین عوامل گسترش مییابند. این پژوهشگران با استفاده از دادههای بین شرکتهای آمریکایی یک الگوی چرخه کسبوکار ایجاد میکنند و متوجه میشوند که روایتها میتوانند چرخههای رونق و رکود ایجاد کنند.
یافتههای مقاله نشان میدهد که روایتهای مسری و خوشبینانه بر تصمیمات و باورهای شرکتها تاثیر میگذارد، بدون آنکه اخباری در مورد اصول بنیادی ارائه کند. از لحاظ کمی نیز، روایات به ترتیب باعث کاهش 32 و 18درصدی در تولید در زمان رکود اولیه سال 2000 و رکود بزرگ شده است.
در نهایت، این پژوهشگران نشان میدهند که پویایی بسیاری از روایتها به صورت همزمان میتواند زمینهساز نوسانات پایدار در خوشبینی جامعه و تولیدات کشور شود. در مجموع، تحلیل این مقاله نشان میدهد که روایتها ممکن است دلیل مهمی برای چرخه تجاری باشند.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-47304
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
داستانها چگونه باعث تحولات اقتصادی میشوند؟
✍️حامد وحیدی
✅ جوئل فلین و کارتیک ساستری در این مقاله به بررسی پیامدهای اقتصادی روایتها میپردازند. آنها یک چهارچوب مفهومی ایجاد میکنند که در آن روایتها بر تصمیمات عوامل تاثیر میگذارند و به طور مسری بین عوامل گسترش مییابند. این پژوهشگران با استفاده از دادههای بین شرکتهای آمریکایی یک الگوی چرخه کسبوکار ایجاد میکنند و متوجه میشوند که روایتها میتوانند چرخههای رونق و رکود ایجاد کنند.
یافتههای مقاله نشان میدهد که روایتهای مسری و خوشبینانه بر تصمیمات و باورهای شرکتها تاثیر میگذارد، بدون آنکه اخباری در مورد اصول بنیادی ارائه کند. از لحاظ کمی نیز، روایات به ترتیب باعث کاهش 32 و 18درصدی در تولید در زمان رکود اولیه سال 2000 و رکود بزرگ شده است.
در نهایت، این پژوهشگران نشان میدهند که پویایی بسیاری از روایتها به صورت همزمان میتواند زمینهساز نوسانات پایدار در خوشبینی جامعه و تولیدات کشور شود. در مجموع، تحلیل این مقاله نشان میدهد که روایتها ممکن است دلیل مهمی برای چرخه تجاری باشند.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-47304
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
هفته نامه تجارت فردا
اقتصاد روایتی
حامد وحیدی / نویسنده نشریه
میتوان گفت که اقتصاد و آمار تا حد زیادی به هم گره خوردهاند؛ تا امروز تقریباً تمام توجه علم اقتصاد بر
✳️ چند بحران اجتماعی مهم در ایران امروز
✍️ فریبا نظری
✅ پس از رأی گیری اخیر و آغاز بکار رییسجمهور دولت چهاردهم، وی و تیم همراهش با چند بحران اجتماعی مهم در کشور روبرو هستند.
1️⃣ فقر روزافزون:
آمار و دادههای کارشناسان و مراکز داخلی همچون مرکز پژوهشهای مجلس، نشان از افزایش فقر در همه ابعاد زندگی ایرانیان است. درمان و سلامت جسم و روان، مسکن، خوراک، آموزش، و رفاه بسیاری از خانوادههای ایرانی بشدت از این فقر روزافزون نابود شده است. این نابودی و مرگ زندگی در حاشیهی کلان شهرها و شهرهای استانهایی با شاخص فلاکت اقتصادی، از شدت بیشتری برخوردار است.
گروههایی نیز که از فقیرتر شدن مستمر، آسیب بیشتری دیده و در معرض خطرات جدی هستند عبارتنداز: بازنشستگان، کارگران، معلولان، افراد دارای مشاغل غیررسمی و روزمزد.
2️⃣ انسداد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی:
سرکوب منتقدان و معترضان گروههای مختلف جامعه، اصرار و تداوم منازعه با زنان در همهی عرصههای زیست فردی و اجتماعی و کنترل و تبعیض و محرومیت آنان از حقوق شهروندی، سانسور و غیریت انگاری در عرصهی هنر و نهاد آموزش و رسانه، و تداوم سیاست راهبردی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی؛ جامعهی ایران را در شرایط نا آرام و آمادهی اعتراضات و مطالبات فروخورده و سرکوب شده، قرار داده است.
3️⃣ بی اعتمادی و شکاف جامعه و حاکمیت:
برگزاری دو رأی گیری مجلس و ریاست جمهوری به فاصلهی سه ماه و کمیت و کیفیت کنش ایرانیان در این دو رخداد، گواه خوبی برای سنجش شاخص اعتماد و سرمایه اجتماعی حاکمیت در نزد مردم ایران است.
سیاست زدگی و تبعیض ایدئولوژیک، گستاخی مدیران و متولیان ناشایست و خائن به حقوق مردم و زیست بوم این سرزمین، تکرار فسادهای گستردهی سیستماتیک، عدم برخورد با آن و پاسخگو نبودن حاکمیت در قبال آنها؛ بی اعتمادی میان جامعه و حاکمیت را از تقابل به شکاف رسانده و این واقعیتی است انکارناپذیر که نپذیرفتن آن تنها اصل مسئله را عمیقتر میسازد.
4️⃣ عدم مقبولیت سیاست خارجی در نزد مردم:
داده ها و مشاهدات میدانی بروز داده شده در
میدان کنش و مطالبات عمومی نشان میدهد که بیشتر مردم با ارزشهای سیاست خارجی حاکمیت، همدل و همراه نیستند. و همین انحراف در مقبولیت شاخصهای سیاست خارجی نظام نزد جامعه، تولیدکنندهی اضطراب و نگرانی از سایهی بروز تنش و منازعات منطقهای و جهانی در میان ایرانیان است.
5️⃣ ابهام در آینده زندگی در ایران:
آنچه در چهار بحران بالا ذکر شد، خود آسیب و بحران بزرگتر و عمیقتری را بنام ابهام در آینده و ناامیدی فردی و اجتماعی در ادامهی زندگی با ویژگی کنونی و در این سرزمین ایجاد کرده است.
ابتلا به انواع آسیبهای فردی و اجتماعی چون: اعتیاد، قتل، سرقت، خودکشی، افسردگی، پرخاشگری، درگیری، قانونشکنی، تظاهر و ریا، دروغگویی و انواع بیماریهای مختلف جسم و روان، مهاجرت و فرار ناخواسته و اجباری از این کشور؛ بخشی از پیامد این ابهام و ناامیدی است./ كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ فریبا نظری
✅ پس از رأی گیری اخیر و آغاز بکار رییسجمهور دولت چهاردهم، وی و تیم همراهش با چند بحران اجتماعی مهم در کشور روبرو هستند.
1️⃣ فقر روزافزون:
آمار و دادههای کارشناسان و مراکز داخلی همچون مرکز پژوهشهای مجلس، نشان از افزایش فقر در همه ابعاد زندگی ایرانیان است. درمان و سلامت جسم و روان، مسکن، خوراک، آموزش، و رفاه بسیاری از خانوادههای ایرانی بشدت از این فقر روزافزون نابود شده است. این نابودی و مرگ زندگی در حاشیهی کلان شهرها و شهرهای استانهایی با شاخص فلاکت اقتصادی، از شدت بیشتری برخوردار است.
گروههایی نیز که از فقیرتر شدن مستمر، آسیب بیشتری دیده و در معرض خطرات جدی هستند عبارتنداز: بازنشستگان، کارگران، معلولان، افراد دارای مشاغل غیررسمی و روزمزد.
2️⃣ انسداد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی:
سرکوب منتقدان و معترضان گروههای مختلف جامعه، اصرار و تداوم منازعه با زنان در همهی عرصههای زیست فردی و اجتماعی و کنترل و تبعیض و محرومیت آنان از حقوق شهروندی، سانسور و غیریت انگاری در عرصهی هنر و نهاد آموزش و رسانه، و تداوم سیاست راهبردی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی؛ جامعهی ایران را در شرایط نا آرام و آمادهی اعتراضات و مطالبات فروخورده و سرکوب شده، قرار داده است.
3️⃣ بی اعتمادی و شکاف جامعه و حاکمیت:
برگزاری دو رأی گیری مجلس و ریاست جمهوری به فاصلهی سه ماه و کمیت و کیفیت کنش ایرانیان در این دو رخداد، گواه خوبی برای سنجش شاخص اعتماد و سرمایه اجتماعی حاکمیت در نزد مردم ایران است.
سیاست زدگی و تبعیض ایدئولوژیک، گستاخی مدیران و متولیان ناشایست و خائن به حقوق مردم و زیست بوم این سرزمین، تکرار فسادهای گستردهی سیستماتیک، عدم برخورد با آن و پاسخگو نبودن حاکمیت در قبال آنها؛ بی اعتمادی میان جامعه و حاکمیت را از تقابل به شکاف رسانده و این واقعیتی است انکارناپذیر که نپذیرفتن آن تنها اصل مسئله را عمیقتر میسازد.
4️⃣ عدم مقبولیت سیاست خارجی در نزد مردم:
داده ها و مشاهدات میدانی بروز داده شده در
میدان کنش و مطالبات عمومی نشان میدهد که بیشتر مردم با ارزشهای سیاست خارجی حاکمیت، همدل و همراه نیستند. و همین انحراف در مقبولیت شاخصهای سیاست خارجی نظام نزد جامعه، تولیدکنندهی اضطراب و نگرانی از سایهی بروز تنش و منازعات منطقهای و جهانی در میان ایرانیان است.
5️⃣ ابهام در آینده زندگی در ایران:
آنچه در چهار بحران بالا ذکر شد، خود آسیب و بحران بزرگتر و عمیقتری را بنام ابهام در آینده و ناامیدی فردی و اجتماعی در ادامهی زندگی با ویژگی کنونی و در این سرزمین ایجاد کرده است.
ابتلا به انواع آسیبهای فردی و اجتماعی چون: اعتیاد، قتل، سرقت، خودکشی، افسردگی، پرخاشگری، درگیری، قانونشکنی، تظاهر و ریا، دروغگویی و انواع بیماریهای مختلف جسم و روان، مهاجرت و فرار ناخواسته و اجباری از این کشور؛ بخشی از پیامد این ابهام و ناامیدی است./ كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه