✳️ چرخش از رویکرد منبع - محوری به امکان - محوری در کسبوکار
Turning from Resource-Oriented to Possibility- Oriented
✅ چرخش از رویکرد منبعمحوری به رویکرد امکانمحوری به معنی تغییر تمرکز از مدیریت و استفاده بهینه از منابع موجود به شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید برای دستیابی به اهداف و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
*رویکرد منابعمحور*
رویکرد منابعمحور بر استفاده بهینه و کارآمد از منابع موجود (مانند سرمایه، نیروی کار، مواد اولیه و زمان) تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) مدیریت منابع:
استفاده موثر و بهینه از منابع در دسترس برای رسیدن به اهداف تعیین شده.
۲) بهینهسازی:
کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری از طریق بهینهسازی فرآیندها و استفاده از تکنیکهای مدیریت منابع.
۳) کنترل و نظارت:
پیادهسازی سیستمهای نظارتی برای اطمینان از استفاده درست و کارآمد از منابع.
۴) تمرکز بر محدودیتها:
در نظر گرفتن محدودیتهای موجود و تلاش برای کارایی بیشتر در چارچوب این محدودیتها.
*رویکرد امکانمحور*
رویکرد امکانمحور بر شناسایی و استفاده از فرصتها و امکانات جدید برای نوآوری و رشد تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) شناسایی فرصتها:
جستجو و شناسایی فرصتها و امکانات جدید برای بهبود و توسعه.
۲) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و بهتر برای دستیابی به اهداف.
۳) انعطافپذیری:
توانایی تطبیق و پاسخگویی به تغییرات و شرایط جدید.
۴) چشمانداز بلندمدت:
توجه به اهداف بلندمدت و استراتژیک و تمرکز بر ایجاد ارزش پایدار.
تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) تمرکز بر منابع در مقابل فرصتها:
در رویکرد منابعمحور تمرکز بر استفاده بهینه از منابع موجود است، در حالی که در رویکرد امکانمحور تمرکز بر شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید است.
۲) کارایی در مقابل نوآوری:
رویکرد منابعمحور به بهینهسازی و کارایی توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور بر نوآوری و خلق ارزش جدید تمرکز میکند.
۳) محدودیتها در مقابل امکانات:
رویکرد منبعمحور به محدودیتها و استفاده بهینه از منابع موجود توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور به امکانات و فرصتهای جدید برای رشد و توسعه میپردازد.
نتیجهگیری:
چرخش از رویکرد منبعمحور به رویکرد امکانمحور به ما امکان میدهد تا از فرصتها و امکانات جدید بهرهبرداری کرده و به نوآوری و رشد پایدار دست یابیم. این تغییر رویکرد به سازمانها کمک میکند تا در محیطهای پویا و پیچیده، نه تنها کارا بلکه اثربخش و نوآور باشند و به اهداف و چشماندازهای بلندمدت خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Turning from Resource-Oriented to Possibility- Oriented
✅ چرخش از رویکرد منبعمحوری به رویکرد امکانمحوری به معنی تغییر تمرکز از مدیریت و استفاده بهینه از منابع موجود به شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید برای دستیابی به اهداف و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
*رویکرد منابعمحور*
رویکرد منابعمحور بر استفاده بهینه و کارآمد از منابع موجود (مانند سرمایه، نیروی کار، مواد اولیه و زمان) تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) مدیریت منابع:
استفاده موثر و بهینه از منابع در دسترس برای رسیدن به اهداف تعیین شده.
۲) بهینهسازی:
کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری از طریق بهینهسازی فرآیندها و استفاده از تکنیکهای مدیریت منابع.
۳) کنترل و نظارت:
پیادهسازی سیستمهای نظارتی برای اطمینان از استفاده درست و کارآمد از منابع.
۴) تمرکز بر محدودیتها:
در نظر گرفتن محدودیتهای موجود و تلاش برای کارایی بیشتر در چارچوب این محدودیتها.
*رویکرد امکانمحور*
رویکرد امکانمحور بر شناسایی و استفاده از فرصتها و امکانات جدید برای نوآوری و رشد تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) شناسایی فرصتها:
جستجو و شناسایی فرصتها و امکانات جدید برای بهبود و توسعه.
۲) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و بهتر برای دستیابی به اهداف.
۳) انعطافپذیری:
توانایی تطبیق و پاسخگویی به تغییرات و شرایط جدید.
۴) چشمانداز بلندمدت:
توجه به اهداف بلندمدت و استراتژیک و تمرکز بر ایجاد ارزش پایدار.
تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) تمرکز بر منابع در مقابل فرصتها:
در رویکرد منابعمحور تمرکز بر استفاده بهینه از منابع موجود است، در حالی که در رویکرد امکانمحور تمرکز بر شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید است.
۲) کارایی در مقابل نوآوری:
رویکرد منابعمحور به بهینهسازی و کارایی توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور بر نوآوری و خلق ارزش جدید تمرکز میکند.
۳) محدودیتها در مقابل امکانات:
رویکرد منبعمحور به محدودیتها و استفاده بهینه از منابع موجود توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور به امکانات و فرصتهای جدید برای رشد و توسعه میپردازد.
نتیجهگیری:
چرخش از رویکرد منبعمحور به رویکرد امکانمحور به ما امکان میدهد تا از فرصتها و امکانات جدید بهرهبرداری کرده و به نوآوری و رشد پایدار دست یابیم. این تغییر رویکرد به سازمانها کمک میکند تا در محیطهای پویا و پیچیده، نه تنها کارا بلکه اثربخش و نوآور باشند و به اهداف و چشماندازهای بلندمدت خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تفاوت تفکر تحلیلی با تفکر سیستمی
✅ چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنی تغییر رویکرد از تجزیه و تحلیل مسائل به اجزاء کوچکتر به درک و تحلیل کلنگر و یکپارچه مسائل است.
تأکید بر اهمیت دیدگاه سیستمی، به ما کمک میکند تا به جای تمرکز بر اجزای منفرد، روابط بین اجزا و تاثیرات متقابل آنها را درک کنیم.
🔺تفکر تحلیلی
تفکر تحلیلی به معنای تجزیه مسائل به بخشهای کوچکتر و بررسی دقیق هر یک از این بخشها است. ویژگیهای اصلی تفکر تحلیلی عبارتند از:
۱) تجزیه و تحلیل:
مسائل به اجزاء کوچکتر تقسیم میشوند تا هر جزء به طور جداگانه بررسی شود.
۲) تمرکز بر جزئیات:
توجه به جزئیات و عناصر منفرد مسئله.
۳) خطی بودن:
فرایندهای فکری در مسیر خطی پیش میروند، از یک مرحله به مرحله بعد.
۴) پیشبینیپذیری:
فرض میشود که با بررسی دقیق هر جزء، میتوان به پیشبینی و کنترل کلیت مسئله پرداخت.
🔺تفکر سیستمی
تفکر سیستمی به درک جامع و یکپارچه مسائل و تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزا میپردازد. ویژگیهای اصلی تفکر سیستمی عبارتند از:
۱) کلنگری:
مسائل به عنوان کلنگر و یکپارچه بررسی میشوند، نه به صورت اجزاء منفرد.
۲) ارتباطات و روابط:
تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزاء و عناصر سیستم.
۳) پویا بودن:
درک اینکه سیستمها پویا و متغیر هستند و تغییر در یک جزء میتواند تاثیرات گستردهای در کل سیستم داشته باشد.
۵) پیچیدگی:
قبول و درک پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها.
🔺نکته مهم:
چرخش از تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنای پذیرش و درک اهمیت روابط و تاثیرات متقابل در یک سیستم پیچیده است. این تغییر رویکرد به ما اجازه میدهد تا مسائل را به صورت جامعتر و دقیقتر درک کنیم و راهحلهای موثرتری برای مشکلات پیچیده بیابیم.
🔺تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) جزئینگری در مقابل کلنگری:
تفکر تحلیلی بر تجزیه و تحلیل اجزاء منفرد تمرکز دارد، در حالی که تفکر سیستمی به درک کل سیستم و روابط بین اجزاء میپردازد.
۲) پیشبینیپذیری در مقابل پذیرش عدم قطعیت:
در تفکر تحلیلی، فرض میشود که میتوان کلیت مسئله را از طریق بررسی اجزاء پیشبینی کرد، در حالی که تفکر سیستمی پذیرای پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها است.
۳) خطی بودن در مقابل پویا بودن:
تفکر تحلیلی به صورت خطی و مرحله به مرحله پیش میرود، در حالی که تفکر سیستمی به صورت پویا و در ارتباطات پیچیده بین اجزاء سیستم بررسی میشود.
🔺نتیجهگیری
چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به ما امکان میدهد تا با دیدگاهی جامعتر و یکپارچهتر به مسائل پیچیده نگریسته و راهحلهایی موثرتر و پایدارتر برای مشکلات پیدا کنیم. این تغییر رویکرد، ما را قادر میسازد تا تاثیرات گستردهتر تصمیمات و اقدامات خود را درک کرده و بهبودهای قابل توجهی در کارایی و اثربخشی سیستمها ایجاد کنیم.
تفاوت بنیانی بین دیدگاه تحلیلی و دیدگاه سیستمی این است که:
در حالی که دیدگاه تحلیلی مطالعه درباره ساختار (structure) یک سیستم یعنی اعضای تشکیل دهنده را به طور مستقل برای شناخت کل سیستم لازم و کافی می داند، دیدگاه سیستمی شناخت کل را در همکنشی چهار بعد:
۱) محیط (Context)، یعنی سیستم بالاتری که نظم مورد نظر ما جزئی از آن است.
۲) فانکشن یا وظیفه (Function)، یعنی مأموریت و نقشی که سیستم در نظم بالاتر از خود به عهده دارد
۳) ساختار (structure)، یعنی اعضای تشکیل دهنده و ارتباط آنها باهم
۴) و بالاخره، فرایند (process) که چگونگی تولید فانکشن سیستم را توسط ساختار مشخص میکند.
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنی تغییر رویکرد از تجزیه و تحلیل مسائل به اجزاء کوچکتر به درک و تحلیل کلنگر و یکپارچه مسائل است.
تأکید بر اهمیت دیدگاه سیستمی، به ما کمک میکند تا به جای تمرکز بر اجزای منفرد، روابط بین اجزا و تاثیرات متقابل آنها را درک کنیم.
🔺تفکر تحلیلی
تفکر تحلیلی به معنای تجزیه مسائل به بخشهای کوچکتر و بررسی دقیق هر یک از این بخشها است. ویژگیهای اصلی تفکر تحلیلی عبارتند از:
۱) تجزیه و تحلیل:
مسائل به اجزاء کوچکتر تقسیم میشوند تا هر جزء به طور جداگانه بررسی شود.
۲) تمرکز بر جزئیات:
توجه به جزئیات و عناصر منفرد مسئله.
۳) خطی بودن:
فرایندهای فکری در مسیر خطی پیش میروند، از یک مرحله به مرحله بعد.
۴) پیشبینیپذیری:
فرض میشود که با بررسی دقیق هر جزء، میتوان به پیشبینی و کنترل کلیت مسئله پرداخت.
🔺تفکر سیستمی
تفکر سیستمی به درک جامع و یکپارچه مسائل و تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزا میپردازد. ویژگیهای اصلی تفکر سیستمی عبارتند از:
۱) کلنگری:
مسائل به عنوان کلنگر و یکپارچه بررسی میشوند، نه به صورت اجزاء منفرد.
۲) ارتباطات و روابط:
تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزاء و عناصر سیستم.
۳) پویا بودن:
درک اینکه سیستمها پویا و متغیر هستند و تغییر در یک جزء میتواند تاثیرات گستردهای در کل سیستم داشته باشد.
۵) پیچیدگی:
قبول و درک پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها.
🔺نکته مهم:
چرخش از تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنای پذیرش و درک اهمیت روابط و تاثیرات متقابل در یک سیستم پیچیده است. این تغییر رویکرد به ما اجازه میدهد تا مسائل را به صورت جامعتر و دقیقتر درک کنیم و راهحلهای موثرتری برای مشکلات پیچیده بیابیم.
🔺تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) جزئینگری در مقابل کلنگری:
تفکر تحلیلی بر تجزیه و تحلیل اجزاء منفرد تمرکز دارد، در حالی که تفکر سیستمی به درک کل سیستم و روابط بین اجزاء میپردازد.
۲) پیشبینیپذیری در مقابل پذیرش عدم قطعیت:
در تفکر تحلیلی، فرض میشود که میتوان کلیت مسئله را از طریق بررسی اجزاء پیشبینی کرد، در حالی که تفکر سیستمی پذیرای پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها است.
۳) خطی بودن در مقابل پویا بودن:
تفکر تحلیلی به صورت خطی و مرحله به مرحله پیش میرود، در حالی که تفکر سیستمی به صورت پویا و در ارتباطات پیچیده بین اجزاء سیستم بررسی میشود.
🔺نتیجهگیری
چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به ما امکان میدهد تا با دیدگاهی جامعتر و یکپارچهتر به مسائل پیچیده نگریسته و راهحلهایی موثرتر و پایدارتر برای مشکلات پیدا کنیم. این تغییر رویکرد، ما را قادر میسازد تا تاثیرات گستردهتر تصمیمات و اقدامات خود را درک کرده و بهبودهای قابل توجهی در کارایی و اثربخشی سیستمها ایجاد کنیم.
تفاوت بنیانی بین دیدگاه تحلیلی و دیدگاه سیستمی این است که:
در حالی که دیدگاه تحلیلی مطالعه درباره ساختار (structure) یک سیستم یعنی اعضای تشکیل دهنده را به طور مستقل برای شناخت کل سیستم لازم و کافی می داند، دیدگاه سیستمی شناخت کل را در همکنشی چهار بعد:
۱) محیط (Context)، یعنی سیستم بالاتری که نظم مورد نظر ما جزئی از آن است.
۲) فانکشن یا وظیفه (Function)، یعنی مأموریت و نقشی که سیستم در نظم بالاتر از خود به عهده دارد
۳) ساختار (structure)، یعنی اعضای تشکیل دهنده و ارتباط آنها باهم
۴) و بالاخره، فرایند (process) که چگونگی تولید فانکشن سیستم را توسط ساختار مشخص میکند.
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🙏2
✳️ چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی در سازمان و زندگی روزانه
✅ چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی در رهبری و مدیریت به معنی تغییر تمرکز از بهینهسازی منابع و فرآیندها به دستیابی به نتایج مطلوب و تحقق اهداف شخصی و سازمانی است.
🔺کارایی (Efficiency):
کارایی به استفاده بهینه از منابع برای انجام وظایف و فرآیندها اشاره دارد. ویژگی اصلی کارایی عبارتند از:
۱) کاهش هزینهها:
به حداقل رساندن هزینهها و استفاده از منابع به شکلی که کمترین ضایعات و هدررفت را داشته باشد.
۲) بهینهسازی فرآیندها:
طراحی و اجرای فرآیندهایی که کمترین زمان و تلاش را برای دستیابی به نتایج مورد نیاز صرف کنند.
۳) بهرهوری:
افزایش خروجی نسبت به ورودیها، بهطوری که با همان میزان منابع، تولید بیشتری انجام شود.
۴) کنترل و نظارت: ایجاد سیستمهای نظارتی و کنترلی برای اطمینان از اجرای دقیق و بدون نقص فرآیندها.
🔺اثربخشی (Effectiveness):
اثربخشی به توانایی دستیابی به اهداف و نتایج مورد نظر اشاره دارد. ویژگیاصلی اثربخشی عبارتند از:
۱) تحقق اهداف:
دستیابی به اهداف و نتایجی که برای سازمان یا افراد مهم و استراتژیک هستند.
۲) تأثیرگذاری:
ایجاد تغییرات مثبت و معنادار در سازمان و محیط پیرامون آن.
۳) رضایت ذی نفعان:
تأمین نیازها و انتظارات ذی نفعان مختلف از جمله مشتریان، کارکنان و سهامداران.
۴) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و مؤثرتر برای دستیابی به اهداف.
🔺تفاوتها و چرخش:
۱) تمرکز بر فرآیند در مقابل تمرکز بر نتیجه:
کارایی بر بهبود فرآیندها و استفاده بهینه از منابع تمرکز دارد، در حالی که اثربخشی بر دستیابی به نتایج و اهداف تمرکز میکند.
۲) کوتاهمدت در مقابل بلندمدت:
رویکرد کارایی معمولاً به بهبودهای کوتاهمدت و عملیاتی توجه دارد، در حالی که اثربخشی به دستیابی به اهداف بلندمدت و استراتژیک اهمیت میدهد.
۳) بهینهسازی در مقابل نوآوری:
در کارایی تأکید بر بهینهسازی و کاهش هزینهها است، در حالی که در اثربخشی توجه به نوآوری و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
🔺اهمیت چرخش:
چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی برای سازمانها ضروری است زیرا:
۱) تحقق اهداف استراتژیک:
سازمانها را قادر میسازد تا به اهداف بلندمدت و استراتژیک خود برسند.
۲) رقابتپذیری:
افزایش توانایی سازمان برای رقابت در بازارهای پویا و متغیر.
۳) جذب و نگهداشت استعدادها: ایجاد محیطی که برای کارکنان جذابتر و انگیزهبخشتر باشد.
۴) رضایت مشتری:
بهبود تجربه و رضایت مشتریان از طریق ارائه محصولات و خدمات با کیفیت و متناسب با نیازهای آنان.
🔺نتیجهگیری:
با این چرخش، سازمانها قادر خواهند بود تا در محیطهای پیچیده و پویا، نه تنها کارا بلکه اثربخش باشند و به اهداف و چشماندازهای خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی در رهبری و مدیریت به معنی تغییر تمرکز از بهینهسازی منابع و فرآیندها به دستیابی به نتایج مطلوب و تحقق اهداف شخصی و سازمانی است.
🔺کارایی (Efficiency):
کارایی به استفاده بهینه از منابع برای انجام وظایف و فرآیندها اشاره دارد. ویژگی اصلی کارایی عبارتند از:
۱) کاهش هزینهها:
به حداقل رساندن هزینهها و استفاده از منابع به شکلی که کمترین ضایعات و هدررفت را داشته باشد.
۲) بهینهسازی فرآیندها:
طراحی و اجرای فرآیندهایی که کمترین زمان و تلاش را برای دستیابی به نتایج مورد نیاز صرف کنند.
۳) بهرهوری:
افزایش خروجی نسبت به ورودیها، بهطوری که با همان میزان منابع، تولید بیشتری انجام شود.
۴) کنترل و نظارت: ایجاد سیستمهای نظارتی و کنترلی برای اطمینان از اجرای دقیق و بدون نقص فرآیندها.
🔺اثربخشی (Effectiveness):
اثربخشی به توانایی دستیابی به اهداف و نتایج مورد نظر اشاره دارد. ویژگیاصلی اثربخشی عبارتند از:
۱) تحقق اهداف:
دستیابی به اهداف و نتایجی که برای سازمان یا افراد مهم و استراتژیک هستند.
۲) تأثیرگذاری:
ایجاد تغییرات مثبت و معنادار در سازمان و محیط پیرامون آن.
۳) رضایت ذی نفعان:
تأمین نیازها و انتظارات ذی نفعان مختلف از جمله مشتریان، کارکنان و سهامداران.
۴) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و مؤثرتر برای دستیابی به اهداف.
🔺تفاوتها و چرخش:
۱) تمرکز بر فرآیند در مقابل تمرکز بر نتیجه:
کارایی بر بهبود فرآیندها و استفاده بهینه از منابع تمرکز دارد، در حالی که اثربخشی بر دستیابی به نتایج و اهداف تمرکز میکند.
۲) کوتاهمدت در مقابل بلندمدت:
رویکرد کارایی معمولاً به بهبودهای کوتاهمدت و عملیاتی توجه دارد، در حالی که اثربخشی به دستیابی به اهداف بلندمدت و استراتژیک اهمیت میدهد.
۳) بهینهسازی در مقابل نوآوری:
در کارایی تأکید بر بهینهسازی و کاهش هزینهها است، در حالی که در اثربخشی توجه به نوآوری و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
🔺اهمیت چرخش:
چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی برای سازمانها ضروری است زیرا:
۱) تحقق اهداف استراتژیک:
سازمانها را قادر میسازد تا به اهداف بلندمدت و استراتژیک خود برسند.
۲) رقابتپذیری:
افزایش توانایی سازمان برای رقابت در بازارهای پویا و متغیر.
۳) جذب و نگهداشت استعدادها: ایجاد محیطی که برای کارکنان جذابتر و انگیزهبخشتر باشد.
۴) رضایت مشتری:
بهبود تجربه و رضایت مشتریان از طریق ارائه محصولات و خدمات با کیفیت و متناسب با نیازهای آنان.
🔺نتیجهگیری:
با این چرخش، سازمانها قادر خواهند بود تا در محیطهای پیچیده و پویا، نه تنها کارا بلکه اثربخش باشند و به اهداف و چشماندازهای خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤2
✳️ مکاتب اقتصادی در یک جمله
محمدرضا فرهادی پور
✅ هاجون چانگ در یکی از کتاب های خود به تشریح مکاتب اقتصادی می پردازد. در ابتدا هر مکتب را در قالب یک جمله کوتاه و رسا معرفی می کند.
🔺اقتصاد کلاسیک: بازار همه تولیدکنندگان را از رهگذر رقابت گوش به زنگ نگه می دارد، بنابراین بازار را به حال خودش رها کنید.
🔺اقتصاد نئوکلاسیک: افراد می دانند چه کاری می کنند، پس آنها را به حال خودشان رها کنید؛ مگر در مواقع کژکارکردی بازارها.
🔺مکتب مارکسیستی: سرمایه داری ابزاری قدرتمند برای پیشرفت اقتصادی است؛ اما فرو خواهد پاشید، همچنانکه مالکیت خصوصی به مانعی برای پیشرفت تبدیل می شود.
🔺سنت توسعه گرا: اقتصادهای عقب مانده نمی توانند توسعه یابند اگر آنها امور را کلا به بازارها بسپارند.
🔺مکتب اتریش: هیچکس به اندازه کافی نمی داند، بنابراین هر فردی را تنها به حال خودش رها کنید.
🔺مکتب (نئو) شومپتری: سرمایه داری ابزار قدرتمند پیشرفت اقتصادی است، اما سرمایه داری، همینطور که بنگاه ها بزرگتر و بروکراتر می شوند، تضعیف خواهد شد.
🔺مکتب کینزی: آنچه برای افراد خوب است ممکن است برای کل اقتصاد خوب نباشد.
🔺مکتب نهادگرا- قدیم و جدید: آدم ها محصول جامعه خودشان هستند، حتی با اینکه ممکن است آنها قواعد جامعه را تغییر دهند.
🔺مکتب رفتارگرا: ما به اندازه کافی باهوش نیستیم، بنابراین نیاز داریم تا عامدانه آزادی انتخاب خودمان را از طریق قواعد محدود کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
محمدرضا فرهادی پور
✅ هاجون چانگ در یکی از کتاب های خود به تشریح مکاتب اقتصادی می پردازد. در ابتدا هر مکتب را در قالب یک جمله کوتاه و رسا معرفی می کند.
🔺اقتصاد کلاسیک: بازار همه تولیدکنندگان را از رهگذر رقابت گوش به زنگ نگه می دارد، بنابراین بازار را به حال خودش رها کنید.
🔺اقتصاد نئوکلاسیک: افراد می دانند چه کاری می کنند، پس آنها را به حال خودشان رها کنید؛ مگر در مواقع کژکارکردی بازارها.
🔺مکتب مارکسیستی: سرمایه داری ابزاری قدرتمند برای پیشرفت اقتصادی است؛ اما فرو خواهد پاشید، همچنانکه مالکیت خصوصی به مانعی برای پیشرفت تبدیل می شود.
🔺سنت توسعه گرا: اقتصادهای عقب مانده نمی توانند توسعه یابند اگر آنها امور را کلا به بازارها بسپارند.
🔺مکتب اتریش: هیچکس به اندازه کافی نمی داند، بنابراین هر فردی را تنها به حال خودش رها کنید.
🔺مکتب (نئو) شومپتری: سرمایه داری ابزار قدرتمند پیشرفت اقتصادی است، اما سرمایه داری، همینطور که بنگاه ها بزرگتر و بروکراتر می شوند، تضعیف خواهد شد.
🔺مکتب کینزی: آنچه برای افراد خوب است ممکن است برای کل اقتصاد خوب نباشد.
🔺مکتب نهادگرا- قدیم و جدید: آدم ها محصول جامعه خودشان هستند، حتی با اینکه ممکن است آنها قواعد جامعه را تغییر دهند.
🔺مکتب رفتارگرا: ما به اندازه کافی باهوش نیستیم، بنابراین نیاز داریم تا عامدانه آزادی انتخاب خودمان را از طریق قواعد محدود کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا لازم الاجرا شد!
✅ نخستین قانون هوش مصنوعی جهان که از سوی اتحادیه اروپا به تصویب رسیده بود، از امروز لازم الاجرا میشود.
بروکسل/ خبر گزاری آنادولو
قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا که از امروز اجرایی میشود، در استفاده از فنآوریها در این حوزه مقررات سختگیر وضع میکند.
این قانون که از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در 25 می سال جاری به تصویب رسیده بود، پس از انتشار در روزنامه رسمی این اتحادیه لازم الاجرا شد.
این مقررات که به عنوان اولین "قانون هوش مصنوعی" جهان شناخته میشود، به تدریج مقررات این حوزه را در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا هماهنگ میکند.
اساساً، هدف این است که سیستمهای هوش مصنوعی مورد استفاده در کشورهای اتحادیه اروپا به گونهای عمل کنند که به حقوق اولیه و امنیت بشر آسیب نرساند.
بنابراین قوانین سیستمهای هوش مصنوعی را بر اساس میزان آسیبی که به جامعه وارد میکنند گروه بندی میکنند. با افزایش درجه ریسک، قوانین سختتر میشوند.
به عنوان مثال، حوزههایی از سیستمهای مورد بحث که میتوانند به طور جدی بر زندگی انسان تأثیر بگذارند و سلامتی را تهدید کنند، مانند حملونقل، امتیازدهی امتحان، روشهای جراحی، روشهای استخدام، ارزیابی وامهای بانکی، بررسی درخواستهای ویزا، به عنوان «پرخطر» طبقهبندی شدند.
حوزههای کم خطر شامل برنامههایی مانند بازیهای ویدیویی با پشتیبانی هوش مصنوعی یا فیلترهای هرزنامه (اسپم) است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نخستین قانون هوش مصنوعی جهان که از سوی اتحادیه اروپا به تصویب رسیده بود، از امروز لازم الاجرا میشود.
بروکسل/ خبر گزاری آنادولو
قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا که از امروز اجرایی میشود، در استفاده از فنآوریها در این حوزه مقررات سختگیر وضع میکند.
این قانون که از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در 25 می سال جاری به تصویب رسیده بود، پس از انتشار در روزنامه رسمی این اتحادیه لازم الاجرا شد.
این مقررات که به عنوان اولین "قانون هوش مصنوعی" جهان شناخته میشود، به تدریج مقررات این حوزه را در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا هماهنگ میکند.
اساساً، هدف این است که سیستمهای هوش مصنوعی مورد استفاده در کشورهای اتحادیه اروپا به گونهای عمل کنند که به حقوق اولیه و امنیت بشر آسیب نرساند.
بنابراین قوانین سیستمهای هوش مصنوعی را بر اساس میزان آسیبی که به جامعه وارد میکنند گروه بندی میکنند. با افزایش درجه ریسک، قوانین سختتر میشوند.
به عنوان مثال، حوزههایی از سیستمهای مورد بحث که میتوانند به طور جدی بر زندگی انسان تأثیر بگذارند و سلامتی را تهدید کنند، مانند حملونقل، امتیازدهی امتحان، روشهای جراحی، روشهای استخدام، ارزیابی وامهای بانکی، بررسی درخواستهای ویزا، به عنوان «پرخطر» طبقهبندی شدند.
حوزههای کم خطر شامل برنامههایی مانند بازیهای ویدیویی با پشتیبانی هوش مصنوعی یا فیلترهای هرزنامه (اسپم) است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
رهبران کسب و کار، نیازمند شایستگیهای جدید در پایداری دیجیتال
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/4090979-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/4090979-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84
روزنامه دنیای اقتصاد
رهبران کسب و کار، نیازمند شایستگیهای جدید در پایداری دیجیتال
سازمانها متناسب با چالشهای جدید، مسیری به غیر از تحول سازمانی نخواهند داشت. یکی از مهمترین عوامل تحول سازمانی، رهبری و شایستگیهای آن است که باید متناسب با تغییرات بازآفرینی شود.
💰ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴
اقتصاددان : دادههای انحصاری از ۵۰ شهر برتر جهان نشان میدهد نیویورکسیتی، منطقه خلیج کالیفرنیا، توکیو، سنگاپور، لندن، لسآنجلس، پاریس، هنگکنگ و پکن، ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴ هستند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=173667
اقتصاددان را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
https://t.me/eqtesaddan
https://chat.whatsapp.com/GpI0yXtqzju2IIjvKKuTZw
https://splus.ir/joingroup/fwyvnmleFNIKLEqhbiu9xO1p
https://eitaa.com/eeqtesaddan
https://instagram.com/eqtesaddan.ir1?igshid=MzRlODBiNWFlZA
https://www.aparat.com/www.eqtesaddan.ir
اقتصاددان : دادههای انحصاری از ۵۰ شهر برتر جهان نشان میدهد نیویورکسیتی، منطقه خلیج کالیفرنیا، توکیو، سنگاپور، لندن، لسآنجلس، پاریس، هنگکنگ و پکن، ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴ هستند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=173667
اقتصاددان را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
https://t.me/eqtesaddan
https://chat.whatsapp.com/GpI0yXtqzju2IIjvKKuTZw
https://splus.ir/joingroup/fwyvnmleFNIKLEqhbiu9xO1p
https://eitaa.com/eeqtesaddan
https://instagram.com/eqtesaddan.ir1?igshid=MzRlODBiNWFlZA
https://www.aparat.com/www.eqtesaddan.ir
اقتصاددان
ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴ - اقتصاددان
اقتصاددان : دادههای انحصاری از ۵۰ شهر برتر جهان نشان میدهد نیویورکسیتی، منطقه خلیج کالیفرنیا، توکیو، سنگاپور، لندن، لسآنجلس، پاریس، هنگکنگ و پکن،
#استراتژی_مشتری_مداری
⭕️ ده اصل مشتری مداری برای بهبود کسب و کار
1. مشتریان خود را به چشم دارایی های قابل رشد ببینید.
2. مخاطبان هدف خود را تعیین کنید.
3. استراتژی مشتری مداری را با هویت سازمانی هماهنگ کنید.
4. مشتریان خود را تا حد امکان بشناسید.
5. با ارائه خدمات غیر منتظره مشتریان را ذوق زده کنید.
6. کارکنان را برای ارائه خدمات مشتریان آموزش دهید.
7. تجربه مشتری را در کانال های مختلف مدیریت کنید.
8. در تحویل محصول/خدمت بهترین عملکرد را داشته باشید.
9. فعالیت های خود را حول خواسته مشتری سازماندهی کنید.
10. فرهنگ سازمانی را با استراتژی مشتری مداری منطبق کنید.
آکادمی استراتژی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
⭕️ ده اصل مشتری مداری برای بهبود کسب و کار
1. مشتریان خود را به چشم دارایی های قابل رشد ببینید.
2. مخاطبان هدف خود را تعیین کنید.
3. استراتژی مشتری مداری را با هویت سازمانی هماهنگ کنید.
4. مشتریان خود را تا حد امکان بشناسید.
5. با ارائه خدمات غیر منتظره مشتریان را ذوق زده کنید.
6. کارکنان را برای ارائه خدمات مشتریان آموزش دهید.
7. تجربه مشتری را در کانال های مختلف مدیریت کنید.
8. در تحویل محصول/خدمت بهترین عملکرد را داشته باشید.
9. فعالیت های خود را حول خواسته مشتری سازماندهی کنید.
10. فرهنگ سازمانی را با استراتژی مشتری مداری منطبق کنید.
آکادمی استراتژی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
چرا جوامع باز تابآوری بیشتری در برابر بحرانها دارند؟
📄 امید قائمپناه
📌داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین عامل توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً میتوان گفت در نظم دسترسی محدود، فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمانها را تنها به همان اعضای مسلط محدود میکنند.
در اینجا نظام اقتصادی آلت دست این هیئت مسلط است تا رانت تولید کند و از رهگذر آن امنیت سیاسی را هم تأمین میکند. اما باید توجه داشت که این خلق رانت صرفاً برای پر کردن جیب اعضای مسلط نیست بلکه ابزار کنترل خشونت هم هست و به یک معنا مادامی که میان اعضای مسلط توازن رانتی وجود داشته باشد صلح هم برقرار است. در واقع میتوان گفت در این نوع جوامع با خلق انحصار و رانت و دادن امتیازات به گروهها یا کسانی که میتوانند خشونت ایجاد کنند، جلوی خشونت گرفته میشود و اینگونه صلح (ناپایدار) محقق میشود.
📌اما در نظم با دسترسی باز، دسترسی به منابع و سازمانها و مالکیت خصوصی و… باز است و این بدان معناست که نظام اقتصادی دیگر آلت دست نظام سیاسی نیست. همچنین از آن سو اداره و کنترل نظام سیاسی هم برای هر گروهی با ابزارهای رسمی و رقابتی ممکن است و حالت رقابتی به خود میگیرد. در نظم دسترسی باز همه عرصههای جامعه باز هستند و شهروندان میتوانند در ساختاربندی و روابط با افراد و دیگر سازمانها آزادانه مشارکت جویند.
همچنین نظم دسترسی باز مستلزم روابط غیرشخصی است یعنی با همه افراد رفتار یکسانی میشود و مهم نیست که شما چه کسی هستید. در حالیکه در نظم دسترسی محدود روابط شخصی است، یعنی مهم است که شما چه کسی هستید و مثلاً اگر جزو هیئت مسلط بودید یا روابطی با آنها داشتید آنگاه به منابع و سازمانها هم دسترسی خواهید داشت.
پس شخصی بودن یا غیرشخصی بودن اساس رقابت را دگرگون میکند. در روابط غیرشخصی رانتها چندان نمیتوانند پایدار بمانند چراکه در رقابتهای اقتصادی و سیاسی این رانتها از بین خواهند رفت. در این فضای دسترسی باز، چه کارآفرینان اقتصادی و چه فعالان سیاسی برای رقابت و دستیابی به این رانتها دائما با هم رقابت میکنند و در این رقابت کسانی یا گروهی برندهاند که بتوانند رضایت مخاطبان را جلب کنند.
در این فضای باز، توزیع منابع اقتصادی و مقامهای سیاسی دائما جابجا میشوند و در واقع این تغییر و جابجایی مدام، خلق رانت را دشوار میسازد. و بر خلاف جوامع دسترسی محدود، در جوامع باز خشونت از طریق محیط رقابتی و ایجاد فضای باز برای همگان برطرف میشود.
مطالعهی متن کامل
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
📄 امید قائمپناه
📌داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین عامل توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً میتوان گفت در نظم دسترسی محدود، فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمانها را تنها به همان اعضای مسلط محدود میکنند.
در اینجا نظام اقتصادی آلت دست این هیئت مسلط است تا رانت تولید کند و از رهگذر آن امنیت سیاسی را هم تأمین میکند. اما باید توجه داشت که این خلق رانت صرفاً برای پر کردن جیب اعضای مسلط نیست بلکه ابزار کنترل خشونت هم هست و به یک معنا مادامی که میان اعضای مسلط توازن رانتی وجود داشته باشد صلح هم برقرار است. در واقع میتوان گفت در این نوع جوامع با خلق انحصار و رانت و دادن امتیازات به گروهها یا کسانی که میتوانند خشونت ایجاد کنند، جلوی خشونت گرفته میشود و اینگونه صلح (ناپایدار) محقق میشود.
📌اما در نظم با دسترسی باز، دسترسی به منابع و سازمانها و مالکیت خصوصی و… باز است و این بدان معناست که نظام اقتصادی دیگر آلت دست نظام سیاسی نیست. همچنین از آن سو اداره و کنترل نظام سیاسی هم برای هر گروهی با ابزارهای رسمی و رقابتی ممکن است و حالت رقابتی به خود میگیرد. در نظم دسترسی باز همه عرصههای جامعه باز هستند و شهروندان میتوانند در ساختاربندی و روابط با افراد و دیگر سازمانها آزادانه مشارکت جویند.
همچنین نظم دسترسی باز مستلزم روابط غیرشخصی است یعنی با همه افراد رفتار یکسانی میشود و مهم نیست که شما چه کسی هستید. در حالیکه در نظم دسترسی محدود روابط شخصی است، یعنی مهم است که شما چه کسی هستید و مثلاً اگر جزو هیئت مسلط بودید یا روابطی با آنها داشتید آنگاه به منابع و سازمانها هم دسترسی خواهید داشت.
پس شخصی بودن یا غیرشخصی بودن اساس رقابت را دگرگون میکند. در روابط غیرشخصی رانتها چندان نمیتوانند پایدار بمانند چراکه در رقابتهای اقتصادی و سیاسی این رانتها از بین خواهند رفت. در این فضای دسترسی باز، چه کارآفرینان اقتصادی و چه فعالان سیاسی برای رقابت و دستیابی به این رانتها دائما با هم رقابت میکنند و در این رقابت کسانی یا گروهی برندهاند که بتوانند رضایت مخاطبان را جلب کنند.
در این فضای باز، توزیع منابع اقتصادی و مقامهای سیاسی دائما جابجا میشوند و در واقع این تغییر و جابجایی مدام، خلق رانت را دشوار میسازد. و بر خلاف جوامع دسترسی محدود، در جوامع باز خشونت از طریق محیط رقابتی و ایجاد فضای باز برای همگان برطرف میشود.
مطالعهی متن کامل
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
صدانت
نوشتار امید قائمپناه با عنوان «چرا جوامع باز تابآوری بیشتری در برابر بحرانها دارند؟» • صدانت
داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین...