✳️ آیا او اشتباه می کند؟
خطای شناختی
🖊برایان تریسی
✅ معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس میداد. یک روز که پسر پیش معلم آمده بود، معلم میخواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد. معلم از پسر پرسید: «اگر من یک سیب، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم، چند تا سیب داری؟»
□پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت: «چهار!» معلم که نگران شده بود انتظار یک جواب درست را داشت؛ سه.
●معلم با ناامیدی با خود فکر کرد: «شاید بچه درست گوش نکرده باشه.» او به پسر گفت: «پسرم، با دقت گوش کن. اگر من یک سیب با یک سیب دیگه و دوباره یک سیب دیگه به تو بدم، تو چند تا سیب داری؟»
○پسر ناامیدی را در چشمان معلم میدید. او این بار با انگشتانش حساب کرد. پسر سعی داشت جواب مورد نظر معلم را پیدا کند تا بلکه خوشحالی را در صورت او ببیند اما جواب باز هم چهار بود و این بار با شک و تردید جواب داد: «چهار.»
■یأس بر صورت معلم باقی ماند. او به خاطر آورد که پسرک توت فرنگی خیلی دوست دارد. با خودش فکر کرد شاید او سیب دوست ندارد و این باعث میشود نتواند در شمارش تمرکز کند.
□معلم با این فکر، مشتاق و هیجان زده از پسر پرسید: «اگر من یک توت فرنگی و یک توت فرنگی دیگه و یک توت فرنگی دیگه به تو بدم، چند تا توت فرنگی داری؟»
●پسر که خوشحالی را بر صورت معلم میدید و دوست داشت این خوشحالی ادامه یابد دوباره با انگشتانش حساب کرد و با لبخندی از روی شک و تردید گفت: «سه!»
○معلم لبخند پیروزمندانهای بر چهره داشت. او موفق شده بود. اما برای اطمینان، دوباره پرسید: «حالا اگه من یک سیب و یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدم، چند تا سیب داری؟»
پسر بدون مکث جواب داد: «چهار!»
■معلم مات و مبهوت مانده بود. با عصبانیت پرسید: «چرا چهار سیب؟». پسر با صدایی ضعیف و مردد گفت: «آخه من یک سیب هم تو کیفم دارم!»
□وقتی کسی جوابی به شما میدهد که متفاوت از آنچه میباشد که شما انتظار دارید، سریع نتیجهگیری نکنید که او اشتباه میکند. شاید ابعاد و زوایایی از موضوع وجود دارد که شما درباره آنها هنوز فکر نکردهاید یا شناخت کافی ندارید./ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
خطای شناختی
🖊برایان تریسی
✅ معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس میداد. یک روز که پسر پیش معلم آمده بود، معلم میخواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد. معلم از پسر پرسید: «اگر من یک سیب، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم، چند تا سیب داری؟»
□پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت: «چهار!» معلم که نگران شده بود انتظار یک جواب درست را داشت؛ سه.
●معلم با ناامیدی با خود فکر کرد: «شاید بچه درست گوش نکرده باشه.» او به پسر گفت: «پسرم، با دقت گوش کن. اگر من یک سیب با یک سیب دیگه و دوباره یک سیب دیگه به تو بدم، تو چند تا سیب داری؟»
○پسر ناامیدی را در چشمان معلم میدید. او این بار با انگشتانش حساب کرد. پسر سعی داشت جواب مورد نظر معلم را پیدا کند تا بلکه خوشحالی را در صورت او ببیند اما جواب باز هم چهار بود و این بار با شک و تردید جواب داد: «چهار.»
■یأس بر صورت معلم باقی ماند. او به خاطر آورد که پسرک توت فرنگی خیلی دوست دارد. با خودش فکر کرد شاید او سیب دوست ندارد و این باعث میشود نتواند در شمارش تمرکز کند.
□معلم با این فکر، مشتاق و هیجان زده از پسر پرسید: «اگر من یک توت فرنگی و یک توت فرنگی دیگه و یک توت فرنگی دیگه به تو بدم، چند تا توت فرنگی داری؟»
●پسر که خوشحالی را بر صورت معلم میدید و دوست داشت این خوشحالی ادامه یابد دوباره با انگشتانش حساب کرد و با لبخندی از روی شک و تردید گفت: «سه!»
○معلم لبخند پیروزمندانهای بر چهره داشت. او موفق شده بود. اما برای اطمینان، دوباره پرسید: «حالا اگه من یک سیب و یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدم، چند تا سیب داری؟»
پسر بدون مکث جواب داد: «چهار!»
■معلم مات و مبهوت مانده بود. با عصبانیت پرسید: «چرا چهار سیب؟». پسر با صدایی ضعیف و مردد گفت: «آخه من یک سیب هم تو کیفم دارم!»
□وقتی کسی جوابی به شما میدهد که متفاوت از آنچه میباشد که شما انتظار دارید، سریع نتیجهگیری نکنید که او اشتباه میکند. شاید ابعاد و زوایایی از موضوع وجود دارد که شما درباره آنها هنوز فکر نکردهاید یا شناخت کافی ندارید./ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍3
اقتصاد ایران بعد از چهار دهه.pdf
1.5 MB
✳️ اقتصاد ايران بعداز چهار دهه
(در قياس با اقتصادهاي منتخب)
معاونت بررسي هاي اقتصادي اتاق تهران
✅ اگر چه اقتصاد ايران طي ٤دهه گذشته به دستاوردهايي نائل شده است، اما...
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
(در قياس با اقتصادهاي منتخب)
معاونت بررسي هاي اقتصادي اتاق تهران
✅ اگر چه اقتصاد ايران طي ٤دهه گذشته به دستاوردهايي نائل شده است، اما...
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
مدیریت_مبتنی_بر_نتایج؛_مفاهیم،_رهیافتها_و_کاربستها.pdf
3.5 MB
📚 کتاب «مدیریت مبتنی بر نتایج؛ مفاهیم، رهیافت ها، کاربست ها»
نویسنده: ارغوان فرزین معتمد
کاری از: اطاق بازرگانی،صنایع،معادن وکشاورزی،مرکزپژوهش ها،۱۴۰۳
✅ یکی از چالش های نظام برنامه ریزی کشور، شکاف بین اهداف تعیین شده در برنامه ها و نتایج است.
🔹 رهیافت مدیریت مبتنی بر نتایج، با تعریف چارچوبی مشترک در برنامه ریزی، پایش و ارزیابی، احتمال دستیابی به نتایج را افزایش می دهد.
🔸 این چارچوب مشترک منعکس کننده نتایج مورد انتظار و مسیر دستیابی به نتایج با استفاده از شاخص هایی مشخص، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، مرتبط و محدود به زمان است.
مدیریت مبتنی بر نتایج، یکی از روش های شناخته شده و محبوب در مدیریت پروژه و تنظیم برنامه در سطوح کلان، میانی و خرد است.
یکی از علل محبوبیت این رهیافت توجه ویژه به مشارکت ذی نفعان در تمام مراحل برنامه...
https://t.me/ExecutiveManagement
نویسنده: ارغوان فرزین معتمد
کاری از: اطاق بازرگانی،صنایع،معادن وکشاورزی،مرکزپژوهش ها،۱۴۰۳
✅ یکی از چالش های نظام برنامه ریزی کشور، شکاف بین اهداف تعیین شده در برنامه ها و نتایج است.
🔹 رهیافت مدیریت مبتنی بر نتایج، با تعریف چارچوبی مشترک در برنامه ریزی، پایش و ارزیابی، احتمال دستیابی به نتایج را افزایش می دهد.
🔸 این چارچوب مشترک منعکس کننده نتایج مورد انتظار و مسیر دستیابی به نتایج با استفاده از شاخص هایی مشخص، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، مرتبط و محدود به زمان است.
مدیریت مبتنی بر نتایج، یکی از روش های شناخته شده و محبوب در مدیریت پروژه و تنظیم برنامه در سطوح کلان، میانی و خرد است.
یکی از علل محبوبیت این رهیافت توجه ویژه به مشارکت ذی نفعان در تمام مراحل برنامه...
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ۷ گروهی که بیشتر در شغل خود شکست میخورند.؟!
✅ برای رسیدن به موفقیت شغلی باید مهارتهای نرم و هوش احساسی را در خود تقویت کنید. مهارت نرم، شخصیت و نحوهی تعاملات اجتماعی فرد است. افرادی که به دنبال تغییری در خود نیستند نمیتوان انتظار آینده روشنی را برای آنها داشت.
▪︎در ادامه، ۷ تیپ شخصیتی را معرفی میکنیم که چنین ویژگیای دارند و در شغل خود موفق نخواهند شد:
🔹 کارمندانی که مدام در محل کار غیبت میکنند.
افرادی که همیشه در حال غیبت هستند از وظایف کاری خود غافل میشوند و ممکن است هیچ تلاشی برای پیشرفت خود انجام ندهند، پس نمیتوان از چنین افرادی انتظار رسیدن به موفقیت را داشت.
به مرور زمان، اطرافیان آنها نیز به این نتیجه میرسند که چنین فردی لایق اعتماد نیست و ممکن است از تمام موقعیتهای ارزشمند که میتواند باعث پیشرفت شغلی آنها شود کنار گذاشته شوند.
🔸 افرادی که همیشه مطیع دیگران هستند.
این افراد همیشه هر چه مدیر و دیگران میگویند را میپذیرند و به سرعت تسلیم نظر دیگران میشوند. این شخصیت هرگز توانایی «نه» گفتن و مخالفت با ایدههای اشتباه را ندارد و هر کاری که به او پیشنهاد میشود را قبول میکند.
شاید فکر میکند با داشتن این خصیصه، مهربان و مطیع به نظر میرسد اما تنها خود را از پیشرفت بازمیدارد.
در محل کار نمیتوان روی چنین افرادی حساب باز کرد و آنها را وارد پروژههای بزرگ کرد زیرا اغلب آدمهای بیاراده و بدون ایدهای هستند که هیچ نظری ندارند و تنها از دستآوردهای دیگران استفاده میکنند.
🔹 افرادی که خیلی محافظهکار هستند.
علت محافظهکاری آنها این است که در جایگاه خود احساس راحتی میکنند و ترجیح میدهند موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، حتی اگر به هیچ پیشرفتی نرسند.
مدیران محافظهکار نه تنها به پیشرفتی نمیرسند بلکه به تیم خود هم اجازه ایدهپردازی نمیدهند.
🔸 افرادی که خود را قربانی میدانند.
افراد قربانی بهسختی مسئولیت اشتباهات خود را به عهده میگیرند. شاید توجهی به زمانبندی پروژهها نداشته باشند، با همکاران به خوبی رفتار نکنند یا حتی مسئولیتی که به آنها واگذار شده را کامل انجام ندهند، اما هیچ وقت اشتباه خود را به گردن نمیگیرند.
پافشاری این افراد برای بیگناه بودن و قربانی دیگران بودن باعث میشود تا همکاران اعتماد خود را به چنین فردی از دست بدهند و او را وارد پروژههای مهم نکنند.
🔹افرادی که فکر میکنند هیچ کس به اندازهی آنها نمیفهمد.
فردی که خود را «عقل کل» میداند به حرف کسی گوش نمیدهد و فکر میکند دیگران به اندازهی او نمیفهمند. این افراد وقتی مرتکب اشتباهی میشوند، هرگز تقصیر خود را به گردن نمیگیرند و فکر میکنند بقیه کارشان را خوب انجام ندادهاند که چنین اتفاقی افتاده است. اما اگر کارها خوب پیش برود، خود را مسبب این موفقیت میدانند.
افرادی با این شخصیت، در جلسات کاری با غرور و خود بزرگبینی حرف میزنند و به همین خاطر کسی به آنها اعتماد ندارد.
🔸 افرادی که زود از کوره در میروند و بسیار عصبانی هستند.
افراد عصبی و تندخو هیچ کنترلی روی خشم و عصبانیت خود ندارند. این افراد مدام در محل کار با دیگران مشاجره دارند. اگر چیزی باب میلشان نباشد دیگران را به دردسر میاندازند و رفتار نامناسبی از خود نشان میدهند.
این افراد معمولا با داد زدن، عصبانیت، فحش دادن یا حتی گریه احساسات شدید خود را نمایش میدهند.
🔹افرادی که با سیاست میخواهند کارشان را پیش ببرند.
همهی آدمها به دنبال پیشرفت در کار هستند، اما افراد سیاستمدار و زرنگ سعی میکنند به طریق دیگری به هدفشان برسند. این افراد، دیگران را نادیده میگیرند تا پلههای ترقی را طی کنند.
این افراد هر کاری که فکر کنند آنها را به پیشرفت نزدیکتر میکند، انجام میدهند. اما همه به شخصیت این افراد پی بردهاند و کسی به آنها اعتماد نمیکند و همین مساله باعث میشود به هیچ پیشرفتی نرسند./راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ برای رسیدن به موفقیت شغلی باید مهارتهای نرم و هوش احساسی را در خود تقویت کنید. مهارت نرم، شخصیت و نحوهی تعاملات اجتماعی فرد است. افرادی که به دنبال تغییری در خود نیستند نمیتوان انتظار آینده روشنی را برای آنها داشت.
▪︎در ادامه، ۷ تیپ شخصیتی را معرفی میکنیم که چنین ویژگیای دارند و در شغل خود موفق نخواهند شد:
🔹 کارمندانی که مدام در محل کار غیبت میکنند.
افرادی که همیشه در حال غیبت هستند از وظایف کاری خود غافل میشوند و ممکن است هیچ تلاشی برای پیشرفت خود انجام ندهند، پس نمیتوان از چنین افرادی انتظار رسیدن به موفقیت را داشت.
به مرور زمان، اطرافیان آنها نیز به این نتیجه میرسند که چنین فردی لایق اعتماد نیست و ممکن است از تمام موقعیتهای ارزشمند که میتواند باعث پیشرفت شغلی آنها شود کنار گذاشته شوند.
🔸 افرادی که همیشه مطیع دیگران هستند.
این افراد همیشه هر چه مدیر و دیگران میگویند را میپذیرند و به سرعت تسلیم نظر دیگران میشوند. این شخصیت هرگز توانایی «نه» گفتن و مخالفت با ایدههای اشتباه را ندارد و هر کاری که به او پیشنهاد میشود را قبول میکند.
شاید فکر میکند با داشتن این خصیصه، مهربان و مطیع به نظر میرسد اما تنها خود را از پیشرفت بازمیدارد.
در محل کار نمیتوان روی چنین افرادی حساب باز کرد و آنها را وارد پروژههای بزرگ کرد زیرا اغلب آدمهای بیاراده و بدون ایدهای هستند که هیچ نظری ندارند و تنها از دستآوردهای دیگران استفاده میکنند.
🔹 افرادی که خیلی محافظهکار هستند.
علت محافظهکاری آنها این است که در جایگاه خود احساس راحتی میکنند و ترجیح میدهند موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، حتی اگر به هیچ پیشرفتی نرسند.
مدیران محافظهکار نه تنها به پیشرفتی نمیرسند بلکه به تیم خود هم اجازه ایدهپردازی نمیدهند.
🔸 افرادی که خود را قربانی میدانند.
افراد قربانی بهسختی مسئولیت اشتباهات خود را به عهده میگیرند. شاید توجهی به زمانبندی پروژهها نداشته باشند، با همکاران به خوبی رفتار نکنند یا حتی مسئولیتی که به آنها واگذار شده را کامل انجام ندهند، اما هیچ وقت اشتباه خود را به گردن نمیگیرند.
پافشاری این افراد برای بیگناه بودن و قربانی دیگران بودن باعث میشود تا همکاران اعتماد خود را به چنین فردی از دست بدهند و او را وارد پروژههای مهم نکنند.
🔹افرادی که فکر میکنند هیچ کس به اندازهی آنها نمیفهمد.
فردی که خود را «عقل کل» میداند به حرف کسی گوش نمیدهد و فکر میکند دیگران به اندازهی او نمیفهمند. این افراد وقتی مرتکب اشتباهی میشوند، هرگز تقصیر خود را به گردن نمیگیرند و فکر میکنند بقیه کارشان را خوب انجام ندادهاند که چنین اتفاقی افتاده است. اما اگر کارها خوب پیش برود، خود را مسبب این موفقیت میدانند.
افرادی با این شخصیت، در جلسات کاری با غرور و خود بزرگبینی حرف میزنند و به همین خاطر کسی به آنها اعتماد ندارد.
🔸 افرادی که زود از کوره در میروند و بسیار عصبانی هستند.
افراد عصبی و تندخو هیچ کنترلی روی خشم و عصبانیت خود ندارند. این افراد مدام در محل کار با دیگران مشاجره دارند. اگر چیزی باب میلشان نباشد دیگران را به دردسر میاندازند و رفتار نامناسبی از خود نشان میدهند.
این افراد معمولا با داد زدن، عصبانیت، فحش دادن یا حتی گریه احساسات شدید خود را نمایش میدهند.
🔹افرادی که با سیاست میخواهند کارشان را پیش ببرند.
همهی آدمها به دنبال پیشرفت در کار هستند، اما افراد سیاستمدار و زرنگ سعی میکنند به طریق دیگری به هدفشان برسند. این افراد، دیگران را نادیده میگیرند تا پلههای ترقی را طی کنند.
این افراد هر کاری که فکر کنند آنها را به پیشرفت نزدیکتر میکند، انجام میدهند. اما همه به شخصیت این افراد پی بردهاند و کسی به آنها اعتماد نمیکند و همین مساله باعث میشود به هیچ پیشرفتی نرسند./راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
رساله-یک-کلمه(1).pdf
3.2 MB
✳️ تقابل بين عرف گرايان و شريعت گرايان در رساله "يك كلمه" مستشارالدوله
✅ اگر یک جریان تاریخی را از صد و چهل سال پیش نگاه کنیم از مرحله قبل از مشروطه در ایران و بسترهایی که مشروطه را در ایران شکل داد میبینیم که یک مسئله اساسی در میان اندیشمندان وجود دارد و آن 《 مسئله قانون 》 است.
🔺 وقتی شما رساله یک کلمه مستشارالدوله (که قبل از مشروطه نوشته شده است) را میخوانید گویی برای ایران امروز نوشته شده است و انگار هنوز مسئله قانون در ایران حل نشده است؟!
✅ اگر یک جریان تاریخی را از صد و چهل سال پیش نگاه کنیم از مرحله قبل از مشروطه در ایران و بسترهایی که مشروطه را در ایران شکل داد میبینیم که یک مسئله اساسی در میان اندیشمندان وجود دارد و آن 《 مسئله قانون 》 است.
🔺 وقتی شما رساله یک کلمه مستشارالدوله (که قبل از مشروطه نوشته شده است) را میخوانید گویی برای ایران امروز نوشته شده است و انگار هنوز مسئله قانون در ایران حل نشده است؟!
👍1
✳️ کاهش تقاضا در ژاپن به کمک مهار تورم آمد
✅ دادههای جدید اقتصادی ژاپن نشان داد که تورم این کشور برای سومین ماه متوالی در ماه جولای شتاب گرفته است؛ اما آمارها از ضعف تقاضا به جز در بخش غذا و انرژی حکایت دارد که میتواند از شتاب رشد تورم بکاهد.
🔹شاخص اصلی قیمت مصرفکننده (CPI) ژاپن (بهجز قیمت مواد غذایی)، ۲٫۷ درصد نسبت به سال قبل افزایشیافته است اما شاخص «هسته اصلی» که هزینه مواد غذایی و انرژی را در نظر نمیگیرد و بانک مرکزی ژاپن بهعنوان معیاری کلیدی برای روندهای تورم گستردهتر آن را بررسی میکند، پس از افزایش ۲٫۲ درصدی در ماه ژوئن، ۱٫۹ درصد افزایش یافت.
🔹 به گفته اقتصاددانان،افزایش CPI اصلی منعکسکننده کاهش تدریجی یارانههای دولتی برای محدود کردن قبوض آب و برق خانگی است و با حذف این عامل، تورم کلی کند شده است.
🔹 با توجه به این آمار، بانک مرکزی ژاپن بر افزایش مجدد نرخها درصورتیکه تورم در مسیر ثابت باقی بماند تا به هدف ۲ درصد برسد، تأکید کرد.
ادامه در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/70735
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ دادههای جدید اقتصادی ژاپن نشان داد که تورم این کشور برای سومین ماه متوالی در ماه جولای شتاب گرفته است؛ اما آمارها از ضعف تقاضا به جز در بخش غذا و انرژی حکایت دارد که میتواند از شتاب رشد تورم بکاهد.
🔹شاخص اصلی قیمت مصرفکننده (CPI) ژاپن (بهجز قیمت مواد غذایی)، ۲٫۷ درصد نسبت به سال قبل افزایشیافته است اما شاخص «هسته اصلی» که هزینه مواد غذایی و انرژی را در نظر نمیگیرد و بانک مرکزی ژاپن بهعنوان معیاری کلیدی برای روندهای تورم گستردهتر آن را بررسی میکند، پس از افزایش ۲٫۲ درصدی در ماه ژوئن، ۱٫۹ درصد افزایش یافت.
🔹 به گفته اقتصاددانان،افزایش CPI اصلی منعکسکننده کاهش تدریجی یارانههای دولتی برای محدود کردن قبوض آب و برق خانگی است و با حذف این عامل، تورم کلی کند شده است.
🔹 با توجه به این آمار، بانک مرکزی ژاپن بر افزایش مجدد نرخها درصورتیکه تورم در مسیر ثابت باقی بماند تا به هدف ۲ درصد برسد، تأکید کرد.
ادامه در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/70735
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ مسعود نیلی دینامیک ناترازیها را تشریح کرد
مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، داستان پیدایش و تداوم ناترازیها در اقتصاد ایران را تشریح کرد.
✅ ناترازیهایی که از دید او، میوه تلخ یک درخت هستند. از نگاه او، تمام شاخصهای اقتصاد ایران با ناترازی عجیبی به لحاظ تعداد، تنوع، جامعیت و استمرار مواجه است. اما همه این ناترازیها به سیاستگذار مربوط میشود زیرا نظام تصمیمگیری ما اساسا ناترازیمحور است. نیلی تاکید میکند که خروج از این ناترازی نیاز به اصلاحات جامع اقتصادی دارد. هرچند که بدون اصلاح روابط خارجی، اصلاحات اقتصادی نیز صرفا یک فرآیند بسیار پرهزینه و مستهلککننده اجتماعی و سیاسی است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175410
https://t.me/ExecutiveManagement
مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، داستان پیدایش و تداوم ناترازیها در اقتصاد ایران را تشریح کرد.
✅ ناترازیهایی که از دید او، میوه تلخ یک درخت هستند. از نگاه او، تمام شاخصهای اقتصاد ایران با ناترازی عجیبی به لحاظ تعداد، تنوع، جامعیت و استمرار مواجه است. اما همه این ناترازیها به سیاستگذار مربوط میشود زیرا نظام تصمیمگیری ما اساسا ناترازیمحور است. نیلی تاکید میکند که خروج از این ناترازی نیاز به اصلاحات جامع اقتصادی دارد. هرچند که بدون اصلاح روابط خارجی، اصلاحات اقتصادی نیز صرفا یک فرآیند بسیار پرهزینه و مستهلککننده اجتماعی و سیاسی است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175410
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصاددان
مسعود نیلی دینامیک ناترازیها را تشریح کرد - اقتصاددان
در شرایط کنونی اقتصاد ایران، مجموعهای از مشکلات و چالشهای پیچیده، مانند ناترازیهای اقتصادی و فقر فزاینده، اقتصاد کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده است. با توجه به این شرایط دشوار، دولت جدیدی در حال تشکیل است، اما این دولت به دلیل اضطراری بودن شرایط و عدم…
✳️👆 رفاه ایالتی از کشورهای قاره سبز بیشتر شد
جاماندگی اروپا از آمریکا
👤 علیرضا کتانی
✅ در سال ۲۰۰۸ تولید ناخالص داخلی آمریکا و اروپا تقریبا برابر بوده است. این در حالی است که در سال۲۰۲۳، اقتصاد آمریکا ۱.۸ برابر اقتصاد اروپا شده است.
بررسیها نشان میدهد که اقتصاد بسیاری از ایالتهای آمریکا در حال حاضر، از کشورهای اروپا بزرگتر است. رشد ضعیف بهرهوری، چالشهای سیاستگذاری و بالا بودن میانگین سن جمعیت باعث ضعف اقتصاد اروپا شده است.
به گزارش لوموند، شکاف تولید ناخالص داخلی آمریکا و منطقه یورو بهصورت فزایندهای در حال بزرگ شدن است. مرکز اروپایی اقتصاد سیاسی بینالمللی، یک اندیشکده مستقر در بروکسل، رتبهبندی سرانه تولید ناخالص داخلی ایالات آمریکا و کشورهای اروپایی را منتشر کرد که دادههای شگفتآوری از خود ارائه داد، ایتالیا فقط از میسیسیپی، فقیرترین ایالت در بین ۵۰ ایالت، جلوتر است؛ درحالیکه فرانسه بین آیداهو و آرکانزاس قرار دارد یعنی به ترتیب ایالتهای 48ام و 49ام.
آلمان نیز جایگاه چندان قابل قبولتری ندارد، بین اوکلاهما و مین یعنی ایالات 38ام و 39ام قرار دارد. این موضوع درباره فرانسه بلافاصله با استدلالهای متقابلی درباره امید به زندگی، غذای ناسالم، نابرابری و غیره مواجه میشود. این موضوع حتی بریتانیاییها را نیز که به همان اندازه در وضعیت بدی قرار دارند، عصبانی میکند. در ماه اوت نیز فایننشالتایمز گزارشی با این تیتر زد: آیا بریتانیا واقعا به اندازه میسیسیپی فقیر است؟
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4022747
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
جاماندگی اروپا از آمریکا
👤 علیرضا کتانی
✅ در سال ۲۰۰۸ تولید ناخالص داخلی آمریکا و اروپا تقریبا برابر بوده است. این در حالی است که در سال۲۰۲۳، اقتصاد آمریکا ۱.۸ برابر اقتصاد اروپا شده است.
بررسیها نشان میدهد که اقتصاد بسیاری از ایالتهای آمریکا در حال حاضر، از کشورهای اروپا بزرگتر است. رشد ضعیف بهرهوری، چالشهای سیاستگذاری و بالا بودن میانگین سن جمعیت باعث ضعف اقتصاد اروپا شده است.
به گزارش لوموند، شکاف تولید ناخالص داخلی آمریکا و منطقه یورو بهصورت فزایندهای در حال بزرگ شدن است. مرکز اروپایی اقتصاد سیاسی بینالمللی، یک اندیشکده مستقر در بروکسل، رتبهبندی سرانه تولید ناخالص داخلی ایالات آمریکا و کشورهای اروپایی را منتشر کرد که دادههای شگفتآوری از خود ارائه داد، ایتالیا فقط از میسیسیپی، فقیرترین ایالت در بین ۵۰ ایالت، جلوتر است؛ درحالیکه فرانسه بین آیداهو و آرکانزاس قرار دارد یعنی به ترتیب ایالتهای 48ام و 49ام.
آلمان نیز جایگاه چندان قابل قبولتری ندارد، بین اوکلاهما و مین یعنی ایالات 38ام و 39ام قرار دارد. این موضوع درباره فرانسه بلافاصله با استدلالهای متقابلی درباره امید به زندگی، غذای ناسالم، نابرابری و غیره مواجه میشود. این موضوع حتی بریتانیاییها را نیز که به همان اندازه در وضعیت بدی قرار دارند، عصبانی میکند. در ماه اوت نیز فایننشالتایمز گزارشی با این تیتر زد: آیا بریتانیا واقعا به اندازه میسیسیپی فقیر است؟
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4022747
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
جاماندگی اروپا از آمریکا
در سال2008 تولید ناخالص داخلی آمریکا و اروپا تقریبا برابر بوده است. این در حالی است که در سال2023، اقتصاد آمریکا 1.8برابر اقتصاد اروپا شده است. بررسیها نشان میدهد که اقتصاد بسیاری از ایالتهای آمریکا در حال حاضر، از کشورهای اروپا بزرگتر است. رشد ضعیف بهرهوری،…
✳️ نسل دهه شصت، نسل بازندگان اقتصادی؟
✅ مسکن، ازدواج و اشتغال، مهمترین دغدغههایی است که متولدین سالهای جنگ هنوز با آن دست به گریبانند. به ویژه بحران اجارهبها و بحران تهیه مسکن برای اغلب نسلی که در اوایل میانسالی در پی تشکیل خانواده است یا خانواری نوپاست تبدیل به مهمترین دغدغه شده است. از ۱۷ میلیون دهه شصتی تقریباً پنج میلیون نفر از آنان هنوز ازدواج نکردهاند و تعدادی دیگر نیز تجرد قطعی همراه با دوران میانسالی و سالمندی را تجربه خواهند کرد.چند سوال را میتوان در این خصوص مطرح کرد؟ آیا بحرانهای پیش گفته تنها مختص این نسل است یا نسل قبل نیز با آن دست به گریبانند؟ آیا ریشه این مشکل در پیوستن دیرهنگام این نسل به بازار کار بود و به عبارتی حلقه اول بحران اشتغال است یا خیر؟ راه برون رفت از این بحرانها برای این نسل چیست آیا آموزش و کار کردن بیشتر راه حل پیش روست؟ و سوال آخر اینکه بحرانهای یاد شده مختص ایران است یا بحرانی جهانی است؟نسل دهه شصت یا در ابعاد جهانی نسل هزارهها Millennials generation به نسلی گفته میشود که بین سالهای 1980 تا 1994 متولد شدهاند. این نسل با جمعیتی 1.8 میلیاردی بالغ بر 23 درصد از جمعیت دنیا را به خود اختصاص داده است که 1.1 میلیارد نفر از این جمعیت ساکن آسیا است.این نسل زمانی وارد بازار کار شد که اقتصاد دنیا با چالشهای بزرگی دست به گریبان بود، رکود بزرگ 2008 همراه با بدهیهای سنگین دانشجویی و افزایش قیمت مسکن. این چالشها باعث شد که این نسل نتواند به اندازه نسلهای قبلی ثروت انباشته کند.ما این نسل چه تفاوتی با دو نسل قبلی یعنی نسل X (متولدین بین 1965-1980) و نسل Baby Boomers (متولدین 1946-1965) دارند، مطالعهای ( https://www.gao.gov/products/gao-20-194)که در این خصوص در ایالات متحده انجام شده است نشان میدهد1-نسل هزاره احتمال بیشتری برای داشتن تحصیلات دانشگاهی نسبت به نسلهای قبلی دارد. با این حال، این امر به درآمد بالاتر برای نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن منجر نشده است.
2-با وجود سطوح بالاتر تحصیلات، درآمد خانوارهای نسل هزاره مشابه و یا کمتر از نسلهای قبلی در همان سن است3-نسل هزاره به طور قابل توجهی ارزش خالص دارایی کمتری در مقایسه با دو نسل قبل در همان سن دارد4-درصد کمتری از نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن صاحب خانه هستند و چشمانداز بازنشستگی ثابت مانده و یا بدتر شده است5-احتمال بیشتری وجود دارد که نسل هزاره بدهی وام دانشجوییای داشته باشند که از درآمد سالانه آنها بیشتر است، که این مسئله بار مالی قابل توجهی را ایجاد میکند.بدین ترتیب در طول 40 سال گذشته، تعداد کمتری از نسل هزاره آمریکایی بیشتر از والدینشان در همان سن درآمد داشتهاند وعوامل از پیش تعیین شده مانند درآمد والدین، نژاد و جغرافیا نقش کلیدی در تعیین درآمدهای آینده دارند. مطالعه( https://openknowledge.worldbank.org/entities/publication/745c678b-4aa7-50df-b403-d889be72d239) بانک جهانی در رابطه با تحرک اقتصادی بین نسلی Economic Mobility across Generations(IMG) نیز که به تفاوت شرایط اقتصادی نسلها با والدینشان میپردازد دو مفهوم را مورد بررسی قرار داده است:۱-تحرک مطلق بالا به پایین (Absolute Upward IGM): درآمد و رفاه افراد چقدر بهتر از والدینشان هستند.۲- تحرک نسبی بین نسلی (Relative IGM): نشان میدهد که تا چه حد وضعیت اقتصادی فرد مستقل از وضعیت والدینش است.یافتههای این گزارش نشان میدهد:1-اقتصادهای با درآمد بالا به طور کلی تحرک مطلق و نسبی آموزشی بالاتری نسبت به اقتصادهای در حال توسعه نشان میدهند2-تحرک از نیمه پایین نردبان آموزشی به بالای آن در اقتصادهای در حال توسعه در طول زمان کاهش یافته، در حالی که ماندگاری در پایین افزایش یافته است3-تفاوتهای منطقهای قابل توجهی وجود دارد: به عنوان مثال، تحرک آموزشی در جنوب صحرای آفریقا بسیار کمتر از شرق آسیا و اقیانوسیه است.این گزارش نشان میدهد حتی در کشورهای توسعه یافته نیز نسل هزاره در مقابل نسل ایکس و نسل بیبی بومرها نتوانستهاند وضعیت اقتصادی بهتری را کسب نمایند به عبارتی نسل بعد جنگ جهانی دوم با توجه به شرایط اقتصادی بعد از جنگ که توأم با رشد و همچنین یارانههای گسترده دولتی بوده است توانستهاند بیشترین داراییها به ویژه در حوزه املاک و مستغلات را به خود اختصاص دهند از سویی نسل ایکس نیز بیش از نسل هزاره از این فرصتها بهرهمند شده.از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است.
✅ مسکن، ازدواج و اشتغال، مهمترین دغدغههایی است که متولدین سالهای جنگ هنوز با آن دست به گریبانند. به ویژه بحران اجارهبها و بحران تهیه مسکن برای اغلب نسلی که در اوایل میانسالی در پی تشکیل خانواده است یا خانواری نوپاست تبدیل به مهمترین دغدغه شده است. از ۱۷ میلیون دهه شصتی تقریباً پنج میلیون نفر از آنان هنوز ازدواج نکردهاند و تعدادی دیگر نیز تجرد قطعی همراه با دوران میانسالی و سالمندی را تجربه خواهند کرد.چند سوال را میتوان در این خصوص مطرح کرد؟ آیا بحرانهای پیش گفته تنها مختص این نسل است یا نسل قبل نیز با آن دست به گریبانند؟ آیا ریشه این مشکل در پیوستن دیرهنگام این نسل به بازار کار بود و به عبارتی حلقه اول بحران اشتغال است یا خیر؟ راه برون رفت از این بحرانها برای این نسل چیست آیا آموزش و کار کردن بیشتر راه حل پیش روست؟ و سوال آخر اینکه بحرانهای یاد شده مختص ایران است یا بحرانی جهانی است؟نسل دهه شصت یا در ابعاد جهانی نسل هزارهها Millennials generation به نسلی گفته میشود که بین سالهای 1980 تا 1994 متولد شدهاند. این نسل با جمعیتی 1.8 میلیاردی بالغ بر 23 درصد از جمعیت دنیا را به خود اختصاص داده است که 1.1 میلیارد نفر از این جمعیت ساکن آسیا است.این نسل زمانی وارد بازار کار شد که اقتصاد دنیا با چالشهای بزرگی دست به گریبان بود، رکود بزرگ 2008 همراه با بدهیهای سنگین دانشجویی و افزایش قیمت مسکن. این چالشها باعث شد که این نسل نتواند به اندازه نسلهای قبلی ثروت انباشته کند.ما این نسل چه تفاوتی با دو نسل قبلی یعنی نسل X (متولدین بین 1965-1980) و نسل Baby Boomers (متولدین 1946-1965) دارند، مطالعهای ( https://www.gao.gov/products/gao-20-194)که در این خصوص در ایالات متحده انجام شده است نشان میدهد1-نسل هزاره احتمال بیشتری برای داشتن تحصیلات دانشگاهی نسبت به نسلهای قبلی دارد. با این حال، این امر به درآمد بالاتر برای نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن منجر نشده است.
2-با وجود سطوح بالاتر تحصیلات، درآمد خانوارهای نسل هزاره مشابه و یا کمتر از نسلهای قبلی در همان سن است3-نسل هزاره به طور قابل توجهی ارزش خالص دارایی کمتری در مقایسه با دو نسل قبل در همان سن دارد4-درصد کمتری از نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن صاحب خانه هستند و چشمانداز بازنشستگی ثابت مانده و یا بدتر شده است5-احتمال بیشتری وجود دارد که نسل هزاره بدهی وام دانشجوییای داشته باشند که از درآمد سالانه آنها بیشتر است، که این مسئله بار مالی قابل توجهی را ایجاد میکند.بدین ترتیب در طول 40 سال گذشته، تعداد کمتری از نسل هزاره آمریکایی بیشتر از والدینشان در همان سن درآمد داشتهاند وعوامل از پیش تعیین شده مانند درآمد والدین، نژاد و جغرافیا نقش کلیدی در تعیین درآمدهای آینده دارند. مطالعه( https://openknowledge.worldbank.org/entities/publication/745c678b-4aa7-50df-b403-d889be72d239) بانک جهانی در رابطه با تحرک اقتصادی بین نسلی Economic Mobility across Generations(IMG) نیز که به تفاوت شرایط اقتصادی نسلها با والدینشان میپردازد دو مفهوم را مورد بررسی قرار داده است:۱-تحرک مطلق بالا به پایین (Absolute Upward IGM): درآمد و رفاه افراد چقدر بهتر از والدینشان هستند.۲- تحرک نسبی بین نسلی (Relative IGM): نشان میدهد که تا چه حد وضعیت اقتصادی فرد مستقل از وضعیت والدینش است.یافتههای این گزارش نشان میدهد:1-اقتصادهای با درآمد بالا به طور کلی تحرک مطلق و نسبی آموزشی بالاتری نسبت به اقتصادهای در حال توسعه نشان میدهند2-تحرک از نیمه پایین نردبان آموزشی به بالای آن در اقتصادهای در حال توسعه در طول زمان کاهش یافته، در حالی که ماندگاری در پایین افزایش یافته است3-تفاوتهای منطقهای قابل توجهی وجود دارد: به عنوان مثال، تحرک آموزشی در جنوب صحرای آفریقا بسیار کمتر از شرق آسیا و اقیانوسیه است.این گزارش نشان میدهد حتی در کشورهای توسعه یافته نیز نسل هزاره در مقابل نسل ایکس و نسل بیبی بومرها نتوانستهاند وضعیت اقتصادی بهتری را کسب نمایند به عبارتی نسل بعد جنگ جهانی دوم با توجه به شرایط اقتصادی بعد از جنگ که توأم با رشد و همچنین یارانههای گسترده دولتی بوده است توانستهاند بیشترین داراییها به ویژه در حوزه املاک و مستغلات را به خود اختصاص دهند از سویی نسل ایکس نیز بیش از نسل هزاره از این فرصتها بهرهمند شده.از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است.
www.gao.gov
Millennial Generation: Information on the Economic Status of Millennial Households Compared to Previous Generations
Improving economic status through hard work, education, and investment has been the “American Dream” for generations. But is it out of reach for...
❤1
🔺 ادامه ازقبل
از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ برای ارزشمندکردن زندگی به این ۳ سوال جواب دهید!
✅ مصطفی ملکیان(فیلسوف)، در برنامه «سپنج» با برشمردن سه سوال برای ارزشمند شدن موهبت زندگی، از لزوم پاسخ دادن به آنها برای رسیدن به ارزش واقعی زندگی گفت.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مصطفی ملکیان(فیلسوف)، در برنامه «سپنج» با برشمردن سه سوال برای ارزشمند شدن موهبت زندگی، از لزوم پاسخ دادن به آنها برای رسیدن به ارزش واقعی زندگی گفت.
https://t.me/ExecutiveManagement
👌1
✳️ آمریکا در لیگ دیگری بازی می کند
🔷 از ۲۵ شرکت بزرگ جهان ، ۲۰ شرکت در آمریکا مدیریت میشود، یک شرکت در چین، یک شرکت در کره جنوبی، یک شرکت در اروپا، یک شرکت در تایوان و یک شرکت در عربستان
🔷 این بهترین تصویر است از اینکه در شاخص مهم مدیریت ثروت و قدرت در جهان ، آمریکا اساساً در یک لیگ دیگر قرار دارد.
https://t.me/ExecutiveManagement
🔷 از ۲۵ شرکت بزرگ جهان ، ۲۰ شرکت در آمریکا مدیریت میشود، یک شرکت در چین، یک شرکت در کره جنوبی، یک شرکت در اروپا، یک شرکت در تایوان و یک شرکت در عربستان
🔷 این بهترین تصویر است از اینکه در شاخص مهم مدیریت ثروت و قدرت در جهان ، آمریکا اساساً در یک لیگ دیگر قرار دارد.
https://t.me/ExecutiveManagement
👌1
HR's new operating model.pdf
2.4 MB
✳️ گزارش مکنزی درخصوص مدلهای عملیاتی جدید منابع انسانی
✅ در این گزارش پنج مدل عملیاتی منابع انسانی نوظهور شناسایی و معرفی شده که با هشت تغییر نوآورانه تسهیل میشوند، به طوری که هر مدل بر اساس یک تغییر نوآوری اصلی و با پشتیبانی چند تغییر دیگر بنیان گذاشته شده است.
کلید موفقیت پیشنهادی مکنزی برای رهبران منابع انسانی این است که به صورت آگاهانه، مرتبطترین این تغییرات نوآورانه را انتخاب کنند تا به آنها در انتقال تدریجی به سمت مدل عملیاتی دلخواهشان کمک کنند.
✅ در این گزارش پنج مدل عملیاتی منابع انسانی نوظهور شناسایی و معرفی شده که با هشت تغییر نوآورانه تسهیل میشوند، به طوری که هر مدل بر اساس یک تغییر نوآوری اصلی و با پشتیبانی چند تغییر دیگر بنیان گذاشته شده است.
کلید موفقیت پیشنهادی مکنزی برای رهبران منابع انسانی این است که به صورت آگاهانه، مرتبطترین این تغییرات نوآورانه را انتخاب کنند تا به آنها در انتقال تدریجی به سمت مدل عملیاتی دلخواهشان کمک کنند.
P403_آیا_برای_روبرو_شدن_با_“نابودی_سازندهِ_هوش_مصنوعی“آمادگی_داریم؟1.pdf
480.2 KB
آیا برای روبرو شدن با نابودی سازنده هوش مصنوعی آمادگی داریم؟
👆 آیا برای روبرو شدن با نابودی سازنده هوش مصنوعی آمادگی داریم؟
✍ دارون عجم اوغلو
به جای اعتماد کورکورانه به نظریههای ظریف،اما ساده گرایانه در مورد ماهیت تغییرات تاریخی باید فورا بر این موضوع تمرکز کنیم که چگونه موج بعدی "نوآوری مخرب" میتواند بر نهادهای اجتماعی، دموکراتیک و مدنی مان تاثیر بگذارد. سپردن آن به کارآفرینان عرصه فناوری خطر نابودی بیش تری را به همراه دارد.این "جوزف شومپیتر" اقتصاددان اتریشی بود که دامنه این بحث را که نوآوریهای جدید همیشه جایگزین فناوریهای غالب قبلی میشوند و غولهای صنعتی قدیمیتر را سرنگون میکنند گسترش داد. بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی برای توضیح فرآیند نوآوری و پیامدهای گستردهتر آن ایده شومپیتر در مورد "تخریب خلاق" را بنا کردند. این تحلیلها هم چنین تنشهای ذاتی این مفهوم را شناسایی کردند. برای مثال، آیا نابودی آفرینندگی را به ارمغان میآورد یا خود محصول جانبی اجتناب ناپذیر آفرینندگی است؟ آیا همه تخریبها اجتناب ناپذیر هستند؟در علم اقتصاد ایدههای شومپیتر بستر نظریه رشد اقتصادی، چرخه محصول و تجارت بین الملل را تشکیل دادند. با این وجود، دو تحول مرتبط مفهوم تخریب خلاقانه را در چند دهه گذشته به یک پایه حتی بالاتر ارتقا داده اند. كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ دارون عجم اوغلو
به جای اعتماد کورکورانه به نظریههای ظریف،اما ساده گرایانه در مورد ماهیت تغییرات تاریخی باید فورا بر این موضوع تمرکز کنیم که چگونه موج بعدی "نوآوری مخرب" میتواند بر نهادهای اجتماعی، دموکراتیک و مدنی مان تاثیر بگذارد. سپردن آن به کارآفرینان عرصه فناوری خطر نابودی بیش تری را به همراه دارد.این "جوزف شومپیتر" اقتصاددان اتریشی بود که دامنه این بحث را که نوآوریهای جدید همیشه جایگزین فناوریهای غالب قبلی میشوند و غولهای صنعتی قدیمیتر را سرنگون میکنند گسترش داد. بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی برای توضیح فرآیند نوآوری و پیامدهای گستردهتر آن ایده شومپیتر در مورد "تخریب خلاق" را بنا کردند. این تحلیلها هم چنین تنشهای ذاتی این مفهوم را شناسایی کردند. برای مثال، آیا نابودی آفرینندگی را به ارمغان میآورد یا خود محصول جانبی اجتناب ناپذیر آفرینندگی است؟ آیا همه تخریبها اجتناب ناپذیر هستند؟در علم اقتصاد ایدههای شومپیتر بستر نظریه رشد اقتصادی، چرخه محصول و تجارت بین الملل را تشکیل دادند. با این وجود، دو تحول مرتبط مفهوم تخریب خلاقانه را در چند دهه گذشته به یک پایه حتی بالاتر ارتقا داده اند. كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ خودتان را بازنشسته نکنید، بازآفرینی کنید!
جسور باشید و مسیر شغلیتان را تغییر دهید!
🔹 شاید یک دهه باشد که روی یک میز نشسته باشید، هر روز تقریبا با افراد ثابتی ناهار بخورید و مدتها باشد یک مسیر ثابت را به محل کارتان بروید و بیایید.
🔹 تا بازنشستگی هم راه زیادی باقی مانده و دلمان میخواهد این ساعات کاری طولانی را با تفاوت ایجاد کردن و یافتن روشهای تازه کار کردن، با لذت و رضایت بگذرانیم.
🔹 شاید یک دلیلش این است که میدانیم رویاهایی که زمانی در مورد کار کردنمان داشتیم دیگر محقق نمیشوند - مثلا مربی غواصی در باهاما، یا مدیریت یک مزرعه در جنوب فرانسه.
🔹 اما خوشبختانه تصور تغییر شغل در میانسالی دیگر یک کار نامتعارف نیست، بلکه برای خیلی از مردم یک تغییر رویکرد استراتژیک است.
🔹 خیلیها در میانسالی مسیر حرفهای خود را تغییر میدهند و ثابت میکنند هیچ وقت برای پیگیری اشتیاق، هدف و رشد در زندگی دیر نیست./دنیای اقتصاد
جسور باشید و مسیر شغلیتان را تغییر دهید!
🔹 شاید یک دهه باشد که روی یک میز نشسته باشید، هر روز تقریبا با افراد ثابتی ناهار بخورید و مدتها باشد یک مسیر ثابت را به محل کارتان بروید و بیایید.
🔹 تا بازنشستگی هم راه زیادی باقی مانده و دلمان میخواهد این ساعات کاری طولانی را با تفاوت ایجاد کردن و یافتن روشهای تازه کار کردن، با لذت و رضایت بگذرانیم.
🔹 شاید یک دلیلش این است که میدانیم رویاهایی که زمانی در مورد کار کردنمان داشتیم دیگر محقق نمیشوند - مثلا مربی غواصی در باهاما، یا مدیریت یک مزرعه در جنوب فرانسه.
🔹 اما خوشبختانه تصور تغییر شغل در میانسالی دیگر یک کار نامتعارف نیست، بلکه برای خیلی از مردم یک تغییر رویکرد استراتژیک است.
🔹 خیلیها در میانسالی مسیر حرفهای خود را تغییر میدهند و ثابت میکنند هیچ وقت برای پیگیری اشتیاق، هدف و رشد در زندگی دیر نیست./دنیای اقتصاد
✳️ سخت بودن پیش بینی اقتصاد ایران؟!
✅ اقتصاد از عوامل بسیار متعددی تاثیر پذیری دارد. اما برخی دلایل اصلی و عمده ی اقتصادی وجود دارند که در علم اقتصاد و براساس قواعد و قوانین ثابت شده، قابل برسی و تحلیل و پس از آن پیش بینی و نتیجه گیری هستند. اما در اقتصاد ایران حتی دلایل اخیر هم به راحتی قابل برسی نیستند. عوامل و مسائلی در ایران وجود دارد که چشم انداز اقتصاد را در آینده مشخص می کند و این امر مربوط به الان و پارسال و ده سال و بیست سال اخیر هم نیست. از صد سال پیش به این سو، این موضوع وجود داشته است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175482
✅ اقتصاد از عوامل بسیار متعددی تاثیر پذیری دارد. اما برخی دلایل اصلی و عمده ی اقتصادی وجود دارند که در علم اقتصاد و براساس قواعد و قوانین ثابت شده، قابل برسی و تحلیل و پس از آن پیش بینی و نتیجه گیری هستند. اما در اقتصاد ایران حتی دلایل اخیر هم به راحتی قابل برسی نیستند. عوامل و مسائلی در ایران وجود دارد که چشم انداز اقتصاد را در آینده مشخص می کند و این امر مربوط به الان و پارسال و ده سال و بیست سال اخیر هم نیست. از صد سال پیش به این سو، این موضوع وجود داشته است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175482
Forwarded from مصطفی ملکیان
💠علل اخلاقی نزیستن انسانها از منظر دیوید ثورو
✍️مصطفی ملکیان
پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:
1️⃣ اکتفا نکردن به حداقل ضروریات
او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافتهی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که میدهی تا آن را به دست آوری. ضرورتگراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما میگوید عمر و روحات را تا حداقلِ ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گریزی از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودک درون از نگاه یونگ و رایگان بخشی) برای خودت باقی بگذار، تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکردهها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همهی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به 40 سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).
2️⃣عاریتی و بیاصالت شدنِ زندگیمان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی
علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرجها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله میکنند نماز! (سعدی)] . "بود"ها را رها میکنیم و به سراغ "نمود" میرویم. بالیدن سرشتمان را فراموش میکنیم و به شخصیتمان یا همان برداشت دیگران از "من" رو میکنیم.
مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزهی ریشهایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران. او میگوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تآمین هزینهی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر، رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوهی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران و با "چشموهمچشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بیاصالت.
3️⃣ بیصداقتی و ناهمخوانیِ با خود، پیامد پیگیریِ ناضروریات است.
غفلت سوم، غفلت از رویاهایی است که از کودکی با تو بوده و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بودهاند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رؤیاهایت پشت کنی. رؤیاها ممکن است عوض شوند، اما نکتهی مهم، همعنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمانهای هرلحظهی زندگیمان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد، یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرونمان همخوانی ندارند. معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بیربط با معلمی را دنبال میکنیم و در آن غرق میشویم. یادمان میرود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بیصداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشتمان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکاتمان) با گفتارها و کردارهایمان نمیخواند.
🔹اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی زیستن و پیکرتراشیِ معنویمان قطعی میشود؛ و به انسانی تبدیل میشویم که زندگیاش اصیل است، با خود صداقت دارد، به رویاها و سرشتش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ دلنگرانی، دغدغهی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی میشود و دنیا را دمبهدم و هر روز، نوبهنو کشف میکند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ بامعنی" میکند.
➖درسگفتار فلسفه اخلاق، موسسه پرسش، ترم 3
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:
1️⃣ اکتفا نکردن به حداقل ضروریات
او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافتهی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که میدهی تا آن را به دست آوری. ضرورتگراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما میگوید عمر و روحات را تا حداقلِ ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گریزی از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودک درون از نگاه یونگ و رایگان بخشی) برای خودت باقی بگذار، تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکردهها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همهی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به 40 سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).
2️⃣عاریتی و بیاصالت شدنِ زندگیمان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی
علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرجها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله میکنند نماز! (سعدی)] . "بود"ها را رها میکنیم و به سراغ "نمود" میرویم. بالیدن سرشتمان را فراموش میکنیم و به شخصیتمان یا همان برداشت دیگران از "من" رو میکنیم.
مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزهی ریشهایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران. او میگوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تآمین هزینهی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر، رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوهی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران و با "چشموهمچشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بیاصالت.
3️⃣ بیصداقتی و ناهمخوانیِ با خود، پیامد پیگیریِ ناضروریات است.
غفلت سوم، غفلت از رویاهایی است که از کودکی با تو بوده و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بودهاند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رؤیاهایت پشت کنی. رؤیاها ممکن است عوض شوند، اما نکتهی مهم، همعنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمانهای هرلحظهی زندگیمان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد، یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرونمان همخوانی ندارند. معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بیربط با معلمی را دنبال میکنیم و در آن غرق میشویم. یادمان میرود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بیصداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشتمان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکاتمان) با گفتارها و کردارهایمان نمیخواند.
🔹اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی زیستن و پیکرتراشیِ معنویمان قطعی میشود؛ و به انسانی تبدیل میشویم که زندگیاش اصیل است، با خود صداقت دارد، به رویاها و سرشتش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ دلنگرانی، دغدغهی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی میشود و دنیا را دمبهدم و هر روز، نوبهنو کشف میکند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ بامعنی" میکند.
➖درسگفتار فلسفه اخلاق، موسسه پرسش، ترم 3
@mostafamalekian
👍1