✳️ سیاستگذاریهای حاکمیت مقصر اول ناترازی اقتصادی است!
علینقی مشایخی/استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
✅ وي در نشست کمیسیون استاندارد، محیطزیست، توسعه پایدار و آب اتاق ایران گفت: در اقتصاد ایران، خلق ثروت در بستر رانت با ارز ترجیحی و سهمیهای راحتتر از کار کردن نوآورانه است و به همین خاطر بستر اقتصاد زمینه نوآوری و خلق کارهای جدید را ندارد و استعدادهای ما درگیر این مسیر نمیشوند.
🔹علینقی مشایخی، تاکید کرد: حاکمیت مقصر اول ناترازی اقتصادی است. فعالیتهای اقتصادی باید هم سو با منافع ملی و اجتماعی باشد. اما برخی از سیاستها اینها را درست عکس هم قرار میدهد.
🔹او پیشنهاد کرد: اتاق ایران باید این ناترازیها را احصا کرده و مسیر اصلاح سیاستی را پیشنهاد کند. نظام اقتصادی با سیاست درست باید خودش مسیر را پیدا کند. در سیاست درست اقتصادی، افراد مسیر رقابتپذیری را پیدا میکنند. البته دولت میتواند با سیاستهای تشویقی از این کارها حمایت کند اما نمیتواند حکم کند که چه کسی چه کاری انجام دهد.
🔹گزارش را بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/70776
علینقی مشایخی/استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
✅ وي در نشست کمیسیون استاندارد، محیطزیست، توسعه پایدار و آب اتاق ایران گفت: در اقتصاد ایران، خلق ثروت در بستر رانت با ارز ترجیحی و سهمیهای راحتتر از کار کردن نوآورانه است و به همین خاطر بستر اقتصاد زمینه نوآوری و خلق کارهای جدید را ندارد و استعدادهای ما درگیر این مسیر نمیشوند.
🔹علینقی مشایخی، تاکید کرد: حاکمیت مقصر اول ناترازی اقتصادی است. فعالیتهای اقتصادی باید هم سو با منافع ملی و اجتماعی باشد. اما برخی از سیاستها اینها را درست عکس هم قرار میدهد.
🔹او پیشنهاد کرد: اتاق ایران باید این ناترازیها را احصا کرده و مسیر اصلاح سیاستی را پیشنهاد کند. نظام اقتصادی با سیاست درست باید خودش مسیر را پیدا کند. در سیاست درست اقتصادی، افراد مسیر رقابتپذیری را پیدا میکنند. البته دولت میتواند با سیاستهای تشویقی از این کارها حمایت کند اما نمیتواند حکم کند که چه کسی چه کاری انجام دهد.
🔹گزارش را بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/70776
otaghiranonline
اتاق ایران، سند سیاستی در اقتصاد چرخشی تهیه کند
در نشست کمیسیون استاندارد، محیطزیست، توسعه پایدار و آب اتاق ایران درباره سیاستگذاریهای کلان اقتصادی و مشکلاتی که در پی آن به اقتصاد ملی تحمیل شده، گفته شد؛ باید حکمرانی اقتصادی به الزامات اقتصاد چرخشی توجه کند.
❤1
✳️ مدیران بزرگ به دنیا نمی آیند، ساخته می شوند.(خلاصه کتاب)
🖊️جولی ژو
■بسیاری از کتابهای مدیریتی تمرکز خود را روی کارایی افراد میگذارند و به مدیران یاد میدهند که چگونه انسانها را برای رسیدن به بهترین سود، هدایت کنند. این در حالی است که جولی ژو در کتاب مدیران بزرگ به دنیا نمی آیند ساخته می شوند، به مدیران آموزش میدهد که با کارمندان تعاملی مثبت و سازنده داشته باشند و به انسانها کمک کنند که به شخصیت بهتر و مثبتتری تبدیل شوند.
□در صورتی که شما هم میخواهید تحولی اساسی در مدیریت خود ایجاد کنید یا شیوه درست مدیریت را یاد بگیرید، پیشنهاد میشود که درسهایی که در ادامه این بخش آمده است را با دقت مطالعه کنید.
1⃣ اعتمادسازی در تیم را در اولویت قرار دهید.
نخستین درسی که جولی ژو به ما میآموزد این است که کسانی که میخواهند به یک مدیر خوب و توانمند تبدیل شوند و مورد تحسین قرار بگیرند، باید اعتمادسازی کنند. اعتمادسازی یکی از چالشهای اصلی خیلی از مدیران در سازمانها و کسب و کارهاست.
▪︎میگوید که برای اعتمادسازی در تیم خود از سه روش استفاده کرده است:
• گزارشهای من همیشه جوری بود که آنها چالشهای خود را خیلی بهتر بشناسند و درک کنند.
• در گزارشها، همیشه بازخوردهای جمعی دریافت میکنم و سعی میکنم تمرکز خودم را روی بازخوردهای شخصی نگذارم.
• همیشه گزارشهای دارای نتایج خوب و بد را به اعضای تیم خود نشان میدهم و در نهایت نتایج مثبتی دریافت میکنم.
2⃣ وظیفه مدیر، دریافت بهترین نتایج از اعضای تیم است.
یکی از مهمترین وظایفی که مدیر یک سازمان یا کسب و کار بر عهده دارد این است که بهترین نتایج را از اعضای سازمان دریافت کند. او باید این اعضا را به گونهای در کنار هم قرار دهد و وظایف آنها را به گونهای تنظیم کند که در نهایت، بهترین نتیجه ممکن حاصل شود. سوالی که ممکن است برای شما پیش بیاید این است که چگونه یک مدیر خوب میتواند چنین کاری را انجام دهد و بهترین نتایج را اعضای خود به دست بیاورد؟
▪︎جولی ژو میگوید برای رسیدن به چنین نتیجهای، مدیر باید تمرکز خودش را روی سه زمینه بگذارد. این سه زمینه عبارت است از: هدف، افراد و فرایند!
▪︎هدف:
یکی از بخشهای مهم و اساسی کار شما به عنوان یک مدیر برتر و توانمند این است که مفهوم موفقیت را برای کارکنان و اعضای تیم خود مجسم کنید و به آنها بگویید که موفقیت، دقیقاً چیست. تا زمانی که کارمندان ندانند که موفقیت از نظر شما چیست، چگونه میتوانند برای رسیدن به چنین هدفی تلاش کنند. در گام بعدی باید به آنها بیاموزید که چگونه برای رسیدن به این هدف تلاش کنند.
▪︎اعضای تیم یا افراد:
تا زمانی که اعضای تیم در کنار شما نباشند و به شما کمک نکنند، رسیدن به هدف هیچ معنا و مفهومی ندارد. بنابراین شما باید یک رابطه ارزشمند، درست و سرشار از اعتماد را با کارکنان خود ایجاد کنید، نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسید، به درک و شناخت درستی از خوتان برسید و در مورد وظایفی که هر کدام از اعضای تیم بر عهده دارند، به درستی و هوشمندانه تصمیم بگیرید. همچنین باید منابع انسانی خود را خیلی خوب مدیریت کنید و هر جا که صلاح دیدید استخدام یا اخراج کنید.
در نهایت شما باید برای تک تک اعضای تیم خود، مربی، مشاور و راهنما باشید تا بتوانید آنها را در مسیر درست قرار دهید و در نهایت بهترین نتیجه ممکن را از آنها دریافت کنید. این اقدامات باعث میشود که اعضای تیم در کنار شما قرار بگیرند و در مسیر دستیابی به هدف سازمان، با تمام توان خود تلاش و کوشش کنند.
▪︎فرآیند:
یک مدیر باید بتواند با اعضای تیم خود جلسات و نشستهای موثر برگزار کند تا در مورد هدف مشترکی که وجود دارد، با آنها حرف بزند، نظراتشان را بپرسد و به پیشنهادها و انتقادهای آنها پاسخ دهد. این مدیر باید سعی کند که از اشتباهات گذشته درس بگیرد، این درسها را به اعضای تیم هم بگوید و سعی کند که در آینده چنین اشتباهاتی تکرار نشود. اگر یک مدیر، هدفی را برای اعضای تیم خود مشخص کند و بخواهد که این اعضا هم در مسیر رسیدن به هدف به او کمک کنند، باید یک فرهنگ سالم، درست و ارزشمند را در سازمان خود پیاده کند.
3⃣یک مدیر تازهکار باید گوش دهد، سوال بپرسد و یاد بگیرد.
در صورتی که به تازگی مدیریت سازمان یا کسب و کاری را بر عهده گرفتهاید و میخواهید به عنوان یک مدیر خوب و کارآمد شناخته شوید، باید در چند ماه ابتدایی فعالیت خود، سعی کنید به صحبتهای دیگران گوش کنید، از آنها سوال بپرسید و از اعضای تیم خود بیاموزید.
🖊️جولی ژو
■بسیاری از کتابهای مدیریتی تمرکز خود را روی کارایی افراد میگذارند و به مدیران یاد میدهند که چگونه انسانها را برای رسیدن به بهترین سود، هدایت کنند. این در حالی است که جولی ژو در کتاب مدیران بزرگ به دنیا نمی آیند ساخته می شوند، به مدیران آموزش میدهد که با کارمندان تعاملی مثبت و سازنده داشته باشند و به انسانها کمک کنند که به شخصیت بهتر و مثبتتری تبدیل شوند.
□در صورتی که شما هم میخواهید تحولی اساسی در مدیریت خود ایجاد کنید یا شیوه درست مدیریت را یاد بگیرید، پیشنهاد میشود که درسهایی که در ادامه این بخش آمده است را با دقت مطالعه کنید.
1⃣ اعتمادسازی در تیم را در اولویت قرار دهید.
نخستین درسی که جولی ژو به ما میآموزد این است که کسانی که میخواهند به یک مدیر خوب و توانمند تبدیل شوند و مورد تحسین قرار بگیرند، باید اعتمادسازی کنند. اعتمادسازی یکی از چالشهای اصلی خیلی از مدیران در سازمانها و کسب و کارهاست.
▪︎میگوید که برای اعتمادسازی در تیم خود از سه روش استفاده کرده است:
• گزارشهای من همیشه جوری بود که آنها چالشهای خود را خیلی بهتر بشناسند و درک کنند.
• در گزارشها، همیشه بازخوردهای جمعی دریافت میکنم و سعی میکنم تمرکز خودم را روی بازخوردهای شخصی نگذارم.
• همیشه گزارشهای دارای نتایج خوب و بد را به اعضای تیم خود نشان میدهم و در نهایت نتایج مثبتی دریافت میکنم.
2⃣ وظیفه مدیر، دریافت بهترین نتایج از اعضای تیم است.
یکی از مهمترین وظایفی که مدیر یک سازمان یا کسب و کار بر عهده دارد این است که بهترین نتایج را از اعضای سازمان دریافت کند. او باید این اعضا را به گونهای در کنار هم قرار دهد و وظایف آنها را به گونهای تنظیم کند که در نهایت، بهترین نتیجه ممکن حاصل شود. سوالی که ممکن است برای شما پیش بیاید این است که چگونه یک مدیر خوب میتواند چنین کاری را انجام دهد و بهترین نتایج را اعضای خود به دست بیاورد؟
▪︎جولی ژو میگوید برای رسیدن به چنین نتیجهای، مدیر باید تمرکز خودش را روی سه زمینه بگذارد. این سه زمینه عبارت است از: هدف، افراد و فرایند!
▪︎هدف:
یکی از بخشهای مهم و اساسی کار شما به عنوان یک مدیر برتر و توانمند این است که مفهوم موفقیت را برای کارکنان و اعضای تیم خود مجسم کنید و به آنها بگویید که موفقیت، دقیقاً چیست. تا زمانی که کارمندان ندانند که موفقیت از نظر شما چیست، چگونه میتوانند برای رسیدن به چنین هدفی تلاش کنند. در گام بعدی باید به آنها بیاموزید که چگونه برای رسیدن به این هدف تلاش کنند.
▪︎اعضای تیم یا افراد:
تا زمانی که اعضای تیم در کنار شما نباشند و به شما کمک نکنند، رسیدن به هدف هیچ معنا و مفهومی ندارد. بنابراین شما باید یک رابطه ارزشمند، درست و سرشار از اعتماد را با کارکنان خود ایجاد کنید، نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسید، به درک و شناخت درستی از خوتان برسید و در مورد وظایفی که هر کدام از اعضای تیم بر عهده دارند، به درستی و هوشمندانه تصمیم بگیرید. همچنین باید منابع انسانی خود را خیلی خوب مدیریت کنید و هر جا که صلاح دیدید استخدام یا اخراج کنید.
در نهایت شما باید برای تک تک اعضای تیم خود، مربی، مشاور و راهنما باشید تا بتوانید آنها را در مسیر درست قرار دهید و در نهایت بهترین نتیجه ممکن را از آنها دریافت کنید. این اقدامات باعث میشود که اعضای تیم در کنار شما قرار بگیرند و در مسیر دستیابی به هدف سازمان، با تمام توان خود تلاش و کوشش کنند.
▪︎فرآیند:
یک مدیر باید بتواند با اعضای تیم خود جلسات و نشستهای موثر برگزار کند تا در مورد هدف مشترکی که وجود دارد، با آنها حرف بزند، نظراتشان را بپرسد و به پیشنهادها و انتقادهای آنها پاسخ دهد. این مدیر باید سعی کند که از اشتباهات گذشته درس بگیرد، این درسها را به اعضای تیم هم بگوید و سعی کند که در آینده چنین اشتباهاتی تکرار نشود. اگر یک مدیر، هدفی را برای اعضای تیم خود مشخص کند و بخواهد که این اعضا هم در مسیر رسیدن به هدف به او کمک کنند، باید یک فرهنگ سالم، درست و ارزشمند را در سازمان خود پیاده کند.
3⃣یک مدیر تازهکار باید گوش دهد، سوال بپرسد و یاد بگیرد.
در صورتی که به تازگی مدیریت سازمان یا کسب و کاری را بر عهده گرفتهاید و میخواهید به عنوان یک مدیر خوب و کارآمد شناخته شوید، باید در چند ماه ابتدایی فعالیت خود، سعی کنید به صحبتهای دیگران گوش کنید، از آنها سوال بپرسید و از اعضای تیم خود بیاموزید.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👆ادامه ازقبل
برخی از مدیران از بدنه سازمان انتخاب میشوند. برخی دیگر از سازمان دیگری میآیند و مدیریت یک سازمان دیگر را بر عهده میگیرند. در هر حالت باید سعی کنید در سه ماه ابتدایی فعالیت خود به عنوان مدیر، اهداف شغلی سازمان را درک کنید و به فهم درستی از علایق و انتظارات برسید. از سوال پرسیدن نترسید، وارد سازمان شوید، با افراد گفتگو کنید و سوالاتی که در ذهن دارید از آنها بپرسید. برخی از مدیران این نکته را نمیدانند و به همین خاطر مجبور میشوند که به شایعات یا اطلاعات غلطی که در مورد دیگران میشوند پاسخ دهند.
▪︎در ادامه به چند مورد از سوالاتی که شما باید اعضای تیم خود بپرسید اشاره شده است:
• شما و مدیر قبلی در مورد چه مسائلی صحبت میکردید که بیشترین سود یا فایده را برای شما به همراه داشته باشد؟
• از چه روشهایی میتوان شما را حمایت کرد و به شما کمک کرد که کار خود را بهتر انجام دهید؟
• ارائه چه نوع بازخوردی برای شما مفیدتر است؟
• تصور کنید که من و شما با هم رابطه شگفتانگیزی داریم. از نظر شما این رابطه چه شکلی است؟
▪︎همچنین در صورتی که مدیر یکی از بخشهای سازمان شدهاید، باید در گام نخست نزد مدیرعامل بروید و سوالات زیر را از او بپرسید:
• از من چه انتظاری دارید و چه هدفی را برای اعضای تیم من در نظر گرفتهاید؟ به نظر شما این هدف باید به مرور زمان چگونه تغییر کند؟
• به نظر شما چگونه باید خودم را به تیمم ثابت کنم و کاری کنم که آنها خیلی راحت این تغییر جدید را بپذیرند؟
• من باید چه نکات و اطلاعاتی را در مورد اعضای تیم خودم بدانم؟
• از نظر شما موفقیت من در سه و شش ماه نخست کار چگونه خواهد بود؟ باید به چه هدفی برسم تا بدانم که در این چند ماه اول به موفقیت رسیدهام؟
• چگونه من (مدیر جدید) و شما (مدیرعامل) میتوانیم در مورد وظایف اشخاص تحت مدیریت من، با یکدیگر همسو بمانیم؟
▪︎انتقال به یک پست مدیریتی جدید، کار آسان و پیشپاافتادهای نیست. حتی مدیران توانمند و باتجربه مثل جولی ژو هم این موضوع را دشوار و چالشبرانگیز میدانند و بر این باور هستند که برای سازگار شدن با این پست جدید، به گذر زمان نیاز است.
▪︎او در کتاب مدیران جدید به دنیا نمی آیند ساخته می شوند، میگوید:
شما در روزهای نخستین مدیریت، باید احساس کنید که روز به روز دارید با محیط و اعضای تیم بیشتر آشنا میشوید. باید روی روابط جدید سرمایهگذاری کنید. همچنین باید به این حس و احساس برسید که چگونه میتوانید از اعضای تیم خود به بهترین شکل ممکن حمایت کنید.
4⃣ تمرکز خود را روی تحلیل نتایج بگذارید.
جولی ژو در ابتدای فعالیت خود به عنوان یکی از مدیران شرکت فیسبوک تصور میکرد که باید هر روز یک سری جلسات برگزار کند و در این جلسات به اعضای تیم بگوید که کار خود را چگونه انجام دهند. شاید این روش خیلی خوب باشد و اعضای تیم را در مسیر درست قرار دهد ولی یک کار سطحی و کوتهبینانه است. مدیر باید خیلی فراتر از اینها فکر کند. او باید هم اهداف کوتاهمدت را مد نظر قرار دهد و هم تمرکز خود را روی اهداف بلندمدت بگذارد.
▪︎یک مدیر باید در مسیر خود به چند نکته مهم توجه کند:
• همکاری موثری بین اعضای تیم ایجاد کند و کاری کند که این اعضا بتوانند به صورت مثبت و هدفمند در کنار هم کار کنند.
• مدیر باید تلاش کند نقش مربی را برای اعضای تیم خود ایفا کند و مسیر رسیدن به اهداف سازمانی را به آنها آموزش دهد.
• مدیر همیشه باید نقاط قوت و ضعف فرایندهای سازمانی را تشخیص دهد، نقاط قوت را تقویت کند و تمام تلاش خود را برای کمرنگ کردن و از بین بردن نقاط ضعف به کار ببندد.
5⃣ مدیر باید همواره روی بهبود شخصی خودش کار کند.
یک مدیر باید همیشه به فکر یادگیری و تقویت مهارت خودش باشد. برخی مدیران در ابتدای کار خیلی خوب عمل میکنند ولی وقتی به نتایج خوب و عالی رسیدند، احساس میکنند که عقل کل مدیریت هستند و همه چیز را میدانند. این طرز فکر اشتباه است و باعث میشود که رشد و پیشرفت مدیر متوقف شود. اگر میخواهید یک مدیر خوب باشید، باید همیشه با مطالعه، شرکت در دورههای آموزشی و مشاوره گرفتن از افراد موفق، چیزهای جدیدی یاد بگیرید تا بتوانند در سایر حوزهها هم به موفقیت برسند. جولی ژو مینویسد:
دیدگاه شما همه چیز را تغییر میدهد. اگر یک نگرش ثابت داشته باشید، اقدامات شما تحت تأثیر ترس (ترس از شکست خوردن، ترس از قضاوت شدن و غیره) قرار میگیرد. بنابراین باید ذهنیت رشد را در خودتان پرورش دهید تا بتوانید دنبال حقیقت بگردید و در این مسیر از دیگران بازخورد بگیرید. مطمئن باشید که این کار در سریعترین زمان ممکن شما را به هدفی که میخواهید میرساند./ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
برخی از مدیران از بدنه سازمان انتخاب میشوند. برخی دیگر از سازمان دیگری میآیند و مدیریت یک سازمان دیگر را بر عهده میگیرند. در هر حالت باید سعی کنید در سه ماه ابتدایی فعالیت خود به عنوان مدیر، اهداف شغلی سازمان را درک کنید و به فهم درستی از علایق و انتظارات برسید. از سوال پرسیدن نترسید، وارد سازمان شوید، با افراد گفتگو کنید و سوالاتی که در ذهن دارید از آنها بپرسید. برخی از مدیران این نکته را نمیدانند و به همین خاطر مجبور میشوند که به شایعات یا اطلاعات غلطی که در مورد دیگران میشوند پاسخ دهند.
▪︎در ادامه به چند مورد از سوالاتی که شما باید اعضای تیم خود بپرسید اشاره شده است:
• شما و مدیر قبلی در مورد چه مسائلی صحبت میکردید که بیشترین سود یا فایده را برای شما به همراه داشته باشد؟
• از چه روشهایی میتوان شما را حمایت کرد و به شما کمک کرد که کار خود را بهتر انجام دهید؟
• ارائه چه نوع بازخوردی برای شما مفیدتر است؟
• تصور کنید که من و شما با هم رابطه شگفتانگیزی داریم. از نظر شما این رابطه چه شکلی است؟
▪︎همچنین در صورتی که مدیر یکی از بخشهای سازمان شدهاید، باید در گام نخست نزد مدیرعامل بروید و سوالات زیر را از او بپرسید:
• از من چه انتظاری دارید و چه هدفی را برای اعضای تیم من در نظر گرفتهاید؟ به نظر شما این هدف باید به مرور زمان چگونه تغییر کند؟
• به نظر شما چگونه باید خودم را به تیمم ثابت کنم و کاری کنم که آنها خیلی راحت این تغییر جدید را بپذیرند؟
• من باید چه نکات و اطلاعاتی را در مورد اعضای تیم خودم بدانم؟
• از نظر شما موفقیت من در سه و شش ماه نخست کار چگونه خواهد بود؟ باید به چه هدفی برسم تا بدانم که در این چند ماه اول به موفقیت رسیدهام؟
• چگونه من (مدیر جدید) و شما (مدیرعامل) میتوانیم در مورد وظایف اشخاص تحت مدیریت من، با یکدیگر همسو بمانیم؟
▪︎انتقال به یک پست مدیریتی جدید، کار آسان و پیشپاافتادهای نیست. حتی مدیران توانمند و باتجربه مثل جولی ژو هم این موضوع را دشوار و چالشبرانگیز میدانند و بر این باور هستند که برای سازگار شدن با این پست جدید، به گذر زمان نیاز است.
▪︎او در کتاب مدیران جدید به دنیا نمی آیند ساخته می شوند، میگوید:
شما در روزهای نخستین مدیریت، باید احساس کنید که روز به روز دارید با محیط و اعضای تیم بیشتر آشنا میشوید. باید روی روابط جدید سرمایهگذاری کنید. همچنین باید به این حس و احساس برسید که چگونه میتوانید از اعضای تیم خود به بهترین شکل ممکن حمایت کنید.
4⃣ تمرکز خود را روی تحلیل نتایج بگذارید.
جولی ژو در ابتدای فعالیت خود به عنوان یکی از مدیران شرکت فیسبوک تصور میکرد که باید هر روز یک سری جلسات برگزار کند و در این جلسات به اعضای تیم بگوید که کار خود را چگونه انجام دهند. شاید این روش خیلی خوب باشد و اعضای تیم را در مسیر درست قرار دهد ولی یک کار سطحی و کوتهبینانه است. مدیر باید خیلی فراتر از اینها فکر کند. او باید هم اهداف کوتاهمدت را مد نظر قرار دهد و هم تمرکز خود را روی اهداف بلندمدت بگذارد.
▪︎یک مدیر باید در مسیر خود به چند نکته مهم توجه کند:
• همکاری موثری بین اعضای تیم ایجاد کند و کاری کند که این اعضا بتوانند به صورت مثبت و هدفمند در کنار هم کار کنند.
• مدیر باید تلاش کند نقش مربی را برای اعضای تیم خود ایفا کند و مسیر رسیدن به اهداف سازمانی را به آنها آموزش دهد.
• مدیر همیشه باید نقاط قوت و ضعف فرایندهای سازمانی را تشخیص دهد، نقاط قوت را تقویت کند و تمام تلاش خود را برای کمرنگ کردن و از بین بردن نقاط ضعف به کار ببندد.
5⃣ مدیر باید همواره روی بهبود شخصی خودش کار کند.
یک مدیر باید همیشه به فکر یادگیری و تقویت مهارت خودش باشد. برخی مدیران در ابتدای کار خیلی خوب عمل میکنند ولی وقتی به نتایج خوب و عالی رسیدند، احساس میکنند که عقل کل مدیریت هستند و همه چیز را میدانند. این طرز فکر اشتباه است و باعث میشود که رشد و پیشرفت مدیر متوقف شود. اگر میخواهید یک مدیر خوب باشید، باید همیشه با مطالعه، شرکت در دورههای آموزشی و مشاوره گرفتن از افراد موفق، چیزهای جدیدی یاد بگیرید تا بتوانند در سایر حوزهها هم به موفقیت برسند. جولی ژو مینویسد:
دیدگاه شما همه چیز را تغییر میدهد. اگر یک نگرش ثابت داشته باشید، اقدامات شما تحت تأثیر ترس (ترس از شکست خوردن، ترس از قضاوت شدن و غیره) قرار میگیرد. بنابراین باید ذهنیت رشد را در خودتان پرورش دهید تا بتوانید دنبال حقیقت بگردید و در این مسیر از دیگران بازخورد بگیرید. مطمئن باشید که این کار در سریعترین زمان ممکن شما را به هدفی که میخواهید میرساند./ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
😵💫 هیپنوتیزم سوالی
🔺کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
برای متقاعد کردن دیگران، قبل از هر چیزی باید بدانیم که آنها چگونه فکر میکنند و تصمیم میگیرند، چون با اطلاع از مکانیزم تصمیمگیری هر فرد، میتوان به روشهای متقاعد کردن او پی برد.
🔹مثلا وقتی میخواهید محصولی را بفروشید، باید بدانید مشتری بر چه اساسی و چگونه تصمیم میگیرد تا بتوانید بر آن اساس، روی او اثر بگذارید.
🔸مشکل اصلی در این مسیر، آن است که نمیتوانیم مستقیما از فرد مدنظرمان بخواهیم نحوه فکر کردن و تصمیمگیریاش را برای ما شرح بدهد.
🔹برای این منظور میتوانیم از تکنیک هیپنوتیزم سوالی استفاده کنیم، یعنی سوالی را از فرد مدنظرمان بپرسیم که خودش نوع تفکر و تصمیمگیریاش را برایمان شرح بدهد.
🔸برای بکارگیری تکنیک هیپنوتیزم سوالی میتوانیم سوالمان را با این کلمات آغاز کنیم:
🔺دانستن چه اطلاعاتی به شما کمک میکند تا ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: دانستن چه اطلاعاتی به شما کمک میکند تا تصمیم بگیرید این محصول را بخرید یا این یکی را؟
🔺چرا بعضی از مردم ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: چرا بعضی از مردم ارزش سرمایهگذاری در بورس را نمیدانند؟
🔺دوست دارید ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: دوست دارید یک خانه بزرگتر از این را هم ببینید؟ یا مثلا دوست دارید رنگ آبی این لباس را هم امتحان کنید؟
🔺تصور کنید که ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: تصور کنید که صاحب تلویزیون دلخواهتان هستید. این تلویزیون چه ویژگیهایی دارد؟
🔺در صورتی که بخواهید ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: در صورتی که بخواهید یکی از انواع سپردههای سرمایهگذاری در بانک را انتخاب کنید، این حساب چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
🔺آیا تا به حال ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: آیا تا به حال در یک کلاس زبان مفید و موثر شرکت کردهاید؟
🔺آیا علاقهمند هستید ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: آیا علاقهمند هستید در یک طرح زودبازده سرمایهگذاری کنید؟
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
🔺کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
برای متقاعد کردن دیگران، قبل از هر چیزی باید بدانیم که آنها چگونه فکر میکنند و تصمیم میگیرند، چون با اطلاع از مکانیزم تصمیمگیری هر فرد، میتوان به روشهای متقاعد کردن او پی برد.
🔹مثلا وقتی میخواهید محصولی را بفروشید، باید بدانید مشتری بر چه اساسی و چگونه تصمیم میگیرد تا بتوانید بر آن اساس، روی او اثر بگذارید.
🔸مشکل اصلی در این مسیر، آن است که نمیتوانیم مستقیما از فرد مدنظرمان بخواهیم نحوه فکر کردن و تصمیمگیریاش را برای ما شرح بدهد.
🔹برای این منظور میتوانیم از تکنیک هیپنوتیزم سوالی استفاده کنیم، یعنی سوالی را از فرد مدنظرمان بپرسیم که خودش نوع تفکر و تصمیمگیریاش را برایمان شرح بدهد.
🔸برای بکارگیری تکنیک هیپنوتیزم سوالی میتوانیم سوالمان را با این کلمات آغاز کنیم:
🔺دانستن چه اطلاعاتی به شما کمک میکند تا ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: دانستن چه اطلاعاتی به شما کمک میکند تا تصمیم بگیرید این محصول را بخرید یا این یکی را؟
🔺چرا بعضی از مردم ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: چرا بعضی از مردم ارزش سرمایهگذاری در بورس را نمیدانند؟
🔺دوست دارید ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: دوست دارید یک خانه بزرگتر از این را هم ببینید؟ یا مثلا دوست دارید رنگ آبی این لباس را هم امتحان کنید؟
🔺تصور کنید که ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: تصور کنید که صاحب تلویزیون دلخواهتان هستید. این تلویزیون چه ویژگیهایی دارد؟
🔺در صورتی که بخواهید ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: در صورتی که بخواهید یکی از انواع سپردههای سرمایهگذاری در بانک را انتخاب کنید، این حساب چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
🔺آیا تا به حال ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: آیا تا به حال در یک کلاس زبان مفید و موثر شرکت کردهاید؟
🔺آیا علاقهمند هستید ...
مثلا میتوانیم از فرد مدنظرمان بپرسیم: آیا علاقهمند هستید در یک طرح زودبازده سرمایهگذاری کنید؟
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
📄 مقاله
اثرات افزایش قیمت بنزین
"Dynamics of Gasoline Price Changes; The Effects of Pricing Policies in Iran"
✅ به بررسی جامع تأثیرات افزایش قیمت بنزین در ایران میپردازد. این مطالعه با استفاده از روشهای دینامیک سیستمی و مدلسازی سند، اثرات تغییرات قیمت بنزین را بر تورم، مصرف، عرضه و سیاستهای قیمتگذاری تحلیل میکند.
1. اثرات تورمی:
افزایش قیمت بنزین معمولاً منجر به افزایش قیمت کالاها و خدمات، به ویژه در بخش حمل و نقل، میشود. مطالعات نشان میدهند که یک افزایش 1 درصدی در قیمت بنزین میتواند تورم را تا حدود 1.112 درصد افزایش دهد. همچنین، تاثیرات تورمی در کوتاهمدت بیشتر است و با گذشت زمان کاهش مییابد. این امر به دلیل اثرات مستقیم افزایش هزینههای تولید و حمل و نقل بر قیمت نهایی کالاها است.
2. سیاستهای قیمتگذاری:
مقاله به مقایسه دو نوع سیاست قیمتگذاری میپردازد: افزایش تدریجی و افزایش ناگهانی قیمت بنزین. نتیجهگیری اصلی این است که افزایش تدریجی قیمت بنزین، اثرات تورمی کمتری نسبت به افزایش ناگهانی دارد. افزایش ناگهانی ممکن است شوکهای اقتصادی به همراه داشته باشد و باعث افزایش ناگهانی قیمتها در بازارهای مختلف شود.
3. اثرات اجتماعی و اقتصادی:
افزایش قیمت بنزین، به ویژه به صورت ناگهانی، میتواند هزینههای خانوارها را به میزان قابلتوجهی افزایش دهد. این امر به ویژه در هزینههای حمل و نقل و انرژی مشاهده میشود. به همین دلیل، سیاستهای حمایت از اقشار آسیبپذیر در زمان افزایش قیمتها توصیه شده است.
4. مصرف و تقاضا:
مقاله نشان میدهد که افزایش قیمت بنزین به طور مستقیم منجر به کاهش مصرف و تقاضا میشود. این کاهش به دلیل افزایش هزینهها و همچنین کاهش توان خرید مصرفکنندگان است. همچنین، این تغییرات ممکن است به کاهش مصرف سوخت و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی منجر شود.
🔺جمعبندی و توصیهها:
مقاله نتیجه میگیرد که برای کاهش اثرات تورمی و اجتماعی، سیاستگذاران باید به افزایش تدریجی قیمتها، بهبود بهرهوری انرژی، و همچنین ایجاد سازوکارهایی برای حمایت از اقشار آسیبپذیر توجه کنند. همچنین، تأکید بر استفاده از سیاستهای ترکیبی قیمتی و غیرقیمتی برای دستیابی به نتایج بهتر در طولانیمدت میشود.
افزایش قیمت بنزین تأثیرات گستردهای بر تورم دارد، که از چندین زاویه مورد بررسی قرار گرفته است:
1. اثرات مستقیم بر تورم
🔘 هزینههای تولید و حملونقل : بنزین یکی از اجزای اصلی هزینههای حملونقل و تولید است. با افزایش قیمت بنزین، هزینههای حملونقل کالاها افزایش مییابد که این افزایش بهطور مستقیم به مصرفکنندگان منتقل میشود. نتیجه این افزایش هزینهها، بالا رفتن قیمت کالاها و خدمات و در نهایت افزایش تورم است.
🟡 تورم انتظاری: افزایش قیمت بنزین میتواند انتظارات تورمی را افزایش دهد. این به این معناست که مردم انتظار دارند قیمتها افزایش یابد و بنابراین تقاضا برای کالاها و خدمات را قبل از افزایش بیشتر قیمتها افزایش میدهند، که خود منجر به افزایش تورم میشود.
2. اثرات غیرمستقیم
🟡 اثر دومینو: افزایش قیمت بنزین میتواند تأثیر دومینویی بر سایر بخشهای اقتصاد داشته باشد. بهعنوان مثال، افزایش هزینههای حملونقل میتواند باعث افزایش قیمت مواد غذایی و سایر کالاهای اساسی شود، که در نهایت منجر به افزایش کلی تورم میشود.
🔘 افزایش قیمت انرژی: افزایش قیمت بنزین معمولاً به افزایش قیمت سایر انواع انرژی مانند برق و گاز منجر میشود، که این نیز میتواند باعث افزایش قیمتها در سایر بخشهای اقتصاد و تورم شود.
3. پاسخهای سیاستی و تأثیرات آن:
🟡 افزایش درآمد دولت : افزایش قیمت بنزین معمولاً به افزایش درآمد دولت از طریق افزایش مالیاتها و کاهش یارانهها منجر میشود. این درآمد اضافی میتواند برای کاهش تورم استفاده شود، مثلاً از طریق افزایش سرمایهگذاری عمومی یا ارائه یارانههای هدفمند به گروههای آسیبپذیر.
🔺تورم در کوتاهمدت و بلندمدت: مقالات تحقیقاتی نشان میدهند که افزایش قیمت بنزین معمولاً در کوتاهمدت تورم را افزایش میدهد، اما در برخی موارد، اگر درآمد دولت بهخوبی مدیریت شود و در بخشهای تولیدی و زیرساختی سرمایهگذاری شود، ممکن است تورم در بلندمدت کاهش یابد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اثرات افزایش قیمت بنزین
"Dynamics of Gasoline Price Changes; The Effects of Pricing Policies in Iran"
✅ به بررسی جامع تأثیرات افزایش قیمت بنزین در ایران میپردازد. این مطالعه با استفاده از روشهای دینامیک سیستمی و مدلسازی سند، اثرات تغییرات قیمت بنزین را بر تورم، مصرف، عرضه و سیاستهای قیمتگذاری تحلیل میکند.
1. اثرات تورمی:
افزایش قیمت بنزین معمولاً منجر به افزایش قیمت کالاها و خدمات، به ویژه در بخش حمل و نقل، میشود. مطالعات نشان میدهند که یک افزایش 1 درصدی در قیمت بنزین میتواند تورم را تا حدود 1.112 درصد افزایش دهد. همچنین، تاثیرات تورمی در کوتاهمدت بیشتر است و با گذشت زمان کاهش مییابد. این امر به دلیل اثرات مستقیم افزایش هزینههای تولید و حمل و نقل بر قیمت نهایی کالاها است.
2. سیاستهای قیمتگذاری:
مقاله به مقایسه دو نوع سیاست قیمتگذاری میپردازد: افزایش تدریجی و افزایش ناگهانی قیمت بنزین. نتیجهگیری اصلی این است که افزایش تدریجی قیمت بنزین، اثرات تورمی کمتری نسبت به افزایش ناگهانی دارد. افزایش ناگهانی ممکن است شوکهای اقتصادی به همراه داشته باشد و باعث افزایش ناگهانی قیمتها در بازارهای مختلف شود.
3. اثرات اجتماعی و اقتصادی:
افزایش قیمت بنزین، به ویژه به صورت ناگهانی، میتواند هزینههای خانوارها را به میزان قابلتوجهی افزایش دهد. این امر به ویژه در هزینههای حمل و نقل و انرژی مشاهده میشود. به همین دلیل، سیاستهای حمایت از اقشار آسیبپذیر در زمان افزایش قیمتها توصیه شده است.
4. مصرف و تقاضا:
مقاله نشان میدهد که افزایش قیمت بنزین به طور مستقیم منجر به کاهش مصرف و تقاضا میشود. این کاهش به دلیل افزایش هزینهها و همچنین کاهش توان خرید مصرفکنندگان است. همچنین، این تغییرات ممکن است به کاهش مصرف سوخت و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی منجر شود.
🔺جمعبندی و توصیهها:
مقاله نتیجه میگیرد که برای کاهش اثرات تورمی و اجتماعی، سیاستگذاران باید به افزایش تدریجی قیمتها، بهبود بهرهوری انرژی، و همچنین ایجاد سازوکارهایی برای حمایت از اقشار آسیبپذیر توجه کنند. همچنین، تأکید بر استفاده از سیاستهای ترکیبی قیمتی و غیرقیمتی برای دستیابی به نتایج بهتر در طولانیمدت میشود.
افزایش قیمت بنزین تأثیرات گستردهای بر تورم دارد، که از چندین زاویه مورد بررسی قرار گرفته است:
1. اثرات مستقیم بر تورم
🔘 هزینههای تولید و حملونقل : بنزین یکی از اجزای اصلی هزینههای حملونقل و تولید است. با افزایش قیمت بنزین، هزینههای حملونقل کالاها افزایش مییابد که این افزایش بهطور مستقیم به مصرفکنندگان منتقل میشود. نتیجه این افزایش هزینهها، بالا رفتن قیمت کالاها و خدمات و در نهایت افزایش تورم است.
🟡 تورم انتظاری: افزایش قیمت بنزین میتواند انتظارات تورمی را افزایش دهد. این به این معناست که مردم انتظار دارند قیمتها افزایش یابد و بنابراین تقاضا برای کالاها و خدمات را قبل از افزایش بیشتر قیمتها افزایش میدهند، که خود منجر به افزایش تورم میشود.
2. اثرات غیرمستقیم
🟡 اثر دومینو: افزایش قیمت بنزین میتواند تأثیر دومینویی بر سایر بخشهای اقتصاد داشته باشد. بهعنوان مثال، افزایش هزینههای حملونقل میتواند باعث افزایش قیمت مواد غذایی و سایر کالاهای اساسی شود، که در نهایت منجر به افزایش کلی تورم میشود.
🔘 افزایش قیمت انرژی: افزایش قیمت بنزین معمولاً به افزایش قیمت سایر انواع انرژی مانند برق و گاز منجر میشود، که این نیز میتواند باعث افزایش قیمتها در سایر بخشهای اقتصاد و تورم شود.
3. پاسخهای سیاستی و تأثیرات آن:
🟡 افزایش درآمد دولت : افزایش قیمت بنزین معمولاً به افزایش درآمد دولت از طریق افزایش مالیاتها و کاهش یارانهها منجر میشود. این درآمد اضافی میتواند برای کاهش تورم استفاده شود، مثلاً از طریق افزایش سرمایهگذاری عمومی یا ارائه یارانههای هدفمند به گروههای آسیبپذیر.
🔺تورم در کوتاهمدت و بلندمدت: مقالات تحقیقاتی نشان میدهند که افزایش قیمت بنزین معمولاً در کوتاهمدت تورم را افزایش میدهد، اما در برخی موارد، اگر درآمد دولت بهخوبی مدیریت شود و در بخشهای تولیدی و زیرساختی سرمایهگذاری شود، ممکن است تورم در بلندمدت کاهش یابد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بالا رفتن از نردبان ثروت
✅ ثروت یک فرد تنها به میزان پولی که دارد محدود نمیشود، بلکه به میزان نیروی کاری که میتواند فرماندهی کند نیز وابسته است. این بینش آدام اسمیت از ثروت است به عبارت سادهتر، هرچه فردی ثروتمندتر باشد، قدرت بیشتری بر دیگران دارد، زیرا میتواند تعداد بیشتری از مردم را به کار گیرد. بنابراین بینش، ثروت را نمیتوان صرفا به توانایی خرید محدود کرد بلکه قدرتی که با ثروت همراه است نیز میباید در نظر گرفت.
در دنیای امروز، ثروتمندترین افراد (مانند ایلان ماسک، جف بزوس، کارلوس اسلیم، بیل گیتس و سایرین) قدرتی بیسابقه دارند. ثروت آنها چنان زیاد است که اگر بخواهند، میتوانند میلیونها نفر را فقط با درآمد سالانه خود به کار بگیرند. این نشان میدهد که تمرکز ثروت به شدت افزایش یافته و به افراد فوقالعاده ثروتمند نفوذی بسیار فراتر از گذشته داده است.
از کلمات یونانی پلووتوس (به معنای ثروت) و کراتوس (به معنای قدرت یا حکومت) ترکیب پلوتوکراسی Plutocracy را میتوان استخراج کرد. این اصطلاح به سیستمی اجتماعی یا حکومتی اطلاق میشود که در آن افراد ثروتمند، چه به صورت فردی و چه به صورت یک طبقه، کنترل غالب بر تصمیمات سیاسی و اقتصادی دارند. در یک پلوتوکراسی، ثروت اصلیترین معیار برای به دست آوردن قدرت است، نه عواملی مانند دموکراسی، شایستگی یا عدالت. در چنین نظامی کسانی که ثروت زیادی دارند از منابع خود برای تأثیرگذاری یا کنترل تصمیمات سیاسی استفاده کرده و فرآیندهای دموکراتیک را دور میزنند. پلوتوکراسیها به سطح بالایی از نابرابری اقتصادی تمایل داشته و فاصله زیادی بین نخبگان ثروتمند و بقیه جامعه مشاهده میشود. طبقه ثروتمند معمولاً نفوذ زیادی بر قوانین، مقررات و سیاستها دارد تا از ثروت و قدرت خود محافظت کند یا آن را افزایش دهد. جامعه امروز آمریکا را میتوان مصداقی از چنین نظامی دانست، حمایتهای مالی و رسانهای از دو حزب اصلی برای پیروزی در انتخابات موضوعی نیست که امروز بتوان آن را انکار کرد.
شکاف در حال گسترش بین ثروتمندان و بقیه مردم فقط به دلیل جهانیشدن و تغییرات فناوری نیست. بلکه، این عوامل قدرت چانهزنی را به نفع اقلیت ثروتمند روز به روز تقویت کرده است و این قدرت، سایر ساختارهای موجود را به نفع اقلیت ثروتمندتر تغییر داده است.
آکسفام (Oxfam) یک کنفدراسیون بین المللی متشکل از 20 سازمان مستقل است که در بیش از 90 کشور با یکدیگر در مورد مسائلی چون فقر و نابرابری اقتصادی همکاری میکنند. طبق گزارش سال ۲۰۱۶ این سازمان که بر اساس دادههای کتاب سالانه ثروت جهانی Credit Suisse و لیست میلیاردرهای Forbes تهیه شده، در سال ۲۰۱۵، تنها ۶۲ نفر به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت داشتند. این تعداد کاهش چشمگیری نسبت به سال ۲۰۱۰ داشته به نحوی که در این سال ۳۸۸ نفر به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت داشتند. در واقع این آمار از شکاف فزاینده بین ثروتمندان و فقرا حکایت دارد، بهویژه اینکه چگونه ثروت به طور فزایندهای در دست تعداد کمتری از افراد متمرکز میشود. این تغییرات، تنها در طول پنج سال، نشاندهنده سرعت متمرکز شدن ثروت است.
گزارش دیگری که در سال 2023 منتشر شده است نشان میدهد یک درصد ثروتمندترین افراد دنیا تقریباً دو سوم از کل ثروت جدید ایجاد شده از سال ۲۰۲۰ را در اختیار دارند که این مقدار به ۴۲ تریلیون دلار میرسد. این میزان تقریباً دو برابر ثروت ۹۹٪ پایینتر جمعیت جهان است.
https://www.oxfam.org/en/press-releases/richest-1-bag-nearly-twice-much-wealth-rest-world-put-together-over-past-two-years
گزارش دیگری نشان میدهد در طول همه گیری کرونا ثروت ده نفر ثروتمند دنیا دو برابر شده است این در حالی است رکود و بیماری در طول کرونا منجر کاهش درآمد اکثریت شده است. شواهد و گزارشات زیادی در مورد تعمیق نابرابری وجود دارد اما آیا این شرایط را میتوان تصادفی دانست؟
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ثروت یک فرد تنها به میزان پولی که دارد محدود نمیشود، بلکه به میزان نیروی کاری که میتواند فرماندهی کند نیز وابسته است. این بینش آدام اسمیت از ثروت است به عبارت سادهتر، هرچه فردی ثروتمندتر باشد، قدرت بیشتری بر دیگران دارد، زیرا میتواند تعداد بیشتری از مردم را به کار گیرد. بنابراین بینش، ثروت را نمیتوان صرفا به توانایی خرید محدود کرد بلکه قدرتی که با ثروت همراه است نیز میباید در نظر گرفت.
در دنیای امروز، ثروتمندترین افراد (مانند ایلان ماسک، جف بزوس، کارلوس اسلیم، بیل گیتس و سایرین) قدرتی بیسابقه دارند. ثروت آنها چنان زیاد است که اگر بخواهند، میتوانند میلیونها نفر را فقط با درآمد سالانه خود به کار بگیرند. این نشان میدهد که تمرکز ثروت به شدت افزایش یافته و به افراد فوقالعاده ثروتمند نفوذی بسیار فراتر از گذشته داده است.
از کلمات یونانی پلووتوس (به معنای ثروت) و کراتوس (به معنای قدرت یا حکومت) ترکیب پلوتوکراسی Plutocracy را میتوان استخراج کرد. این اصطلاح به سیستمی اجتماعی یا حکومتی اطلاق میشود که در آن افراد ثروتمند، چه به صورت فردی و چه به صورت یک طبقه، کنترل غالب بر تصمیمات سیاسی و اقتصادی دارند. در یک پلوتوکراسی، ثروت اصلیترین معیار برای به دست آوردن قدرت است، نه عواملی مانند دموکراسی، شایستگی یا عدالت. در چنین نظامی کسانی که ثروت زیادی دارند از منابع خود برای تأثیرگذاری یا کنترل تصمیمات سیاسی استفاده کرده و فرآیندهای دموکراتیک را دور میزنند. پلوتوکراسیها به سطح بالایی از نابرابری اقتصادی تمایل داشته و فاصله زیادی بین نخبگان ثروتمند و بقیه جامعه مشاهده میشود. طبقه ثروتمند معمولاً نفوذ زیادی بر قوانین، مقررات و سیاستها دارد تا از ثروت و قدرت خود محافظت کند یا آن را افزایش دهد. جامعه امروز آمریکا را میتوان مصداقی از چنین نظامی دانست، حمایتهای مالی و رسانهای از دو حزب اصلی برای پیروزی در انتخابات موضوعی نیست که امروز بتوان آن را انکار کرد.
شکاف در حال گسترش بین ثروتمندان و بقیه مردم فقط به دلیل جهانیشدن و تغییرات فناوری نیست. بلکه، این عوامل قدرت چانهزنی را به نفع اقلیت ثروتمند روز به روز تقویت کرده است و این قدرت، سایر ساختارهای موجود را به نفع اقلیت ثروتمندتر تغییر داده است.
آکسفام (Oxfam) یک کنفدراسیون بین المللی متشکل از 20 سازمان مستقل است که در بیش از 90 کشور با یکدیگر در مورد مسائلی چون فقر و نابرابری اقتصادی همکاری میکنند. طبق گزارش سال ۲۰۱۶ این سازمان که بر اساس دادههای کتاب سالانه ثروت جهانی Credit Suisse و لیست میلیاردرهای Forbes تهیه شده، در سال ۲۰۱۵، تنها ۶۲ نفر به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت داشتند. این تعداد کاهش چشمگیری نسبت به سال ۲۰۱۰ داشته به نحوی که در این سال ۳۸۸ نفر به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت داشتند. در واقع این آمار از شکاف فزاینده بین ثروتمندان و فقرا حکایت دارد، بهویژه اینکه چگونه ثروت به طور فزایندهای در دست تعداد کمتری از افراد متمرکز میشود. این تغییرات، تنها در طول پنج سال، نشاندهنده سرعت متمرکز شدن ثروت است.
گزارش دیگری که در سال 2023 منتشر شده است نشان میدهد یک درصد ثروتمندترین افراد دنیا تقریباً دو سوم از کل ثروت جدید ایجاد شده از سال ۲۰۲۰ را در اختیار دارند که این مقدار به ۴۲ تریلیون دلار میرسد. این میزان تقریباً دو برابر ثروت ۹۹٪ پایینتر جمعیت جهان است.
https://www.oxfam.org/en/press-releases/richest-1-bag-nearly-twice-much-wealth-rest-world-put-together-over-past-two-years
گزارش دیگری نشان میدهد در طول همه گیری کرونا ثروت ده نفر ثروتمند دنیا دو برابر شده است این در حالی است رکود و بیماری در طول کرونا منجر کاهش درآمد اکثریت شده است. شواهد و گزارشات زیادی در مورد تعمیق نابرابری وجود دارد اما آیا این شرایط را میتوان تصادفی دانست؟
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ خبر خوش برای جهان؛ رشد تجارت جهانی و کاهش فقر
✅ اکوایران: تجارت جهان ظرف 30 سال گذشته 5 برابر دشه است. در مقابل هزینه های تجارت جهانی نیز کاهش یافته است. از سوی دیگر بانک جهانی اعلام کرد با رشد تجارت، فقر در سطح جهانی روند نزولی را طی کرده است.
▫️ سازمان تجارت جهانی اخیرا در گزارشی به بررسی روند رشد تجارت جهانی در سه دهه اخیر و از هنگام تأسیس این سازمان پرداخته است. در این گزارش که بازوی پژوهشی اتاق بازرگانی ایران منتشر کرده است؛ نشان میدهد، از زمان امضای موافقت نامه مراکش برای تأسیس سازمان تجارت جهانی در ۱۵ آوریل ۱۹۹۴ ، تجارت جهانی جهش یافته است و در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۳۰.۴ تریلیون دلار آمریکا رسید که نسبت به سال ۱۹۹۵ ، پنج برابر شده است. هم زمان، تعرفههای تحت نظارت سازمان تجارت جهانی به شدت کاهش یافته و به کاهش هزینههای تجاری کمک کرده است. در واقع رشد تجارت، با کاهش قابل توجه فقر در سطح جهانی همراه بوده است که نشان دهنده تأثیر تجارت در حمایت از توسعه اقتصادی و بهبود زندگی مردم است.
✅ اکوایران: تجارت جهان ظرف 30 سال گذشته 5 برابر دشه است. در مقابل هزینه های تجارت جهانی نیز کاهش یافته است. از سوی دیگر بانک جهانی اعلام کرد با رشد تجارت، فقر در سطح جهانی روند نزولی را طی کرده است.
▫️ سازمان تجارت جهانی اخیرا در گزارشی به بررسی روند رشد تجارت جهانی در سه دهه اخیر و از هنگام تأسیس این سازمان پرداخته است. در این گزارش که بازوی پژوهشی اتاق بازرگانی ایران منتشر کرده است؛ نشان میدهد، از زمان امضای موافقت نامه مراکش برای تأسیس سازمان تجارت جهانی در ۱۵ آوریل ۱۹۹۴ ، تجارت جهانی جهش یافته است و در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۳۰.۴ تریلیون دلار آمریکا رسید که نسبت به سال ۱۹۹۵ ، پنج برابر شده است. هم زمان، تعرفههای تحت نظارت سازمان تجارت جهانی به شدت کاهش یافته و به کاهش هزینههای تجاری کمک کرده است. در واقع رشد تجارت، با کاهش قابل توجه فقر در سطح جهانی همراه بوده است که نشان دهنده تأثیر تجارت در حمایت از توسعه اقتصادی و بهبود زندگی مردم است.
✳️ هر روز چقدر پیاده روی کنیم تا یک سال به عمرمان اضافه شود؟
✅ پژوهشگران به طور دقیق زمان مورد نیاز برای پیادهروی روزانه را تعیین کردهاند که میتواند یک سال به طول عمر شما اضافه کند.
🔹مدتهاست که مشخص شده ورزش منظم، خطر ابتلا به بیماریهای مختلف مانند بیماریهای قلبی، دیابت نوع ۲ و سرطان را کاهش میدهد.
به همین دلیل، توصیه شده که تمامی بزرگسالان هر روز فعالیت بدنی داشته باشند. ترکیب تمرینات عضلهسازی و هوازی با هدف ۱۵۰ دقیقه ورزش در هفته ایدهآل است.
با این حال، طبق تحقیقات جدید، اگر شما بالای ۶۰ سال سن دارید، حتی ۱۰ دقیقه پیادهروی روزانه هم میتواند یک سال به طول عمر شما اضافه کند.
🔸 مطالعهای در انگلستان نشان داد که مردان نسبت به زنان، بیشتر از مزایای ورزش کردن بهرهمند میشوند. پیادهروی منظم میتواند ۱۱ ماه به عمر زنان اضافه کند، در حالی که این عدد برای مردان ۱۶ ماه است.
این تحقیق همچنین نشان داده که افزایش زمان و شدت پیادهروی میتواند سالهای بیشتری را به عمر شما اضافه کند.
پیادهروی روزانه به مدت ۳۰ دقیقه می تواند ۱۶ ماه به عمر زنان و حدود ۲.۵ سال به عمر مردان بیفزاید.
این مطالعه شامل تحلیل دادههای بیش از ۴۰ هزار زن و بیش از ۳۰ هزار مرد بود که بیشتر آنها در دهه شصت زندگی خود بودند.
لازم نبود که شرکتکنندگان از ابتدا وضعیت بدنی خوبی داشته باشند. تحقیقات نشان داد که حتی افرادی که قبلاً فعالیت بدنی نداشتند هم از فواید ورزش بهرهمند شدند.
به گفته تام ییتس، فیزیولوژیست دانشگاه لستر و مدیر این تحقیق، هنوز دلیل تفاوت جنسیتی در میزان برخورداری از مزایای فعالیت بدنی مشخص نیست و نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه وجود دارد.
🔺نکته مهم این مطالعه این است که ما تأثیر دقیقتری درباره فواید ورزش به دست آوردهایم که پیش از این مشاهده نشده بود.
وی همچنین اشاره کرد که این مطالعه نشان داد همه افراد از افزایش فعالیت بدنی سود میبرند، به ویژه کسانی که در حال حاضر فعالیت بدنی متوسطی دارند.
🔺دکتر فرانچسکو زاکاردی، یکی از نویسندگان این تحقیق، اظهار داشت:
این پژوهش، شواهد بیشتری مبنی بر این که فعالیت بدنی روزانه و منظم، عامل مهمی برای ارتقای سلامتی و افزایش طول عمر است، ارائه کرده است.
ما به نهادهای بهداشتی توصیه میکنیم که کمپینهایی با تمرکز بر ۱۰ دقیقه پیادهروی سریع در روز برگزار کنند.
یک تغییر کوچک واقعاً میتواند تفاوت قابلتوجهی ایجاد کند.
در حال حاضر، تنها ۲۰ درصد از افراد بالای ۶۵ سال به هدف ۱۵۰ دقیقه ورزش هفتگی میرسند.
مارکوس دیویس، متخصص استئوپاتی در لندن، اظهار داشت که برای افراد بالای ۵۰ سال، پیادهروی نسبت به دویدن مزایای بیشتری دارد.
پیادهروی میتواند مایعات اضافی را از پاها تخلیه کرده و از واریس جلوگیری کند.
پیادهروی برای ستون فقرات نیز بهتر از دویدن است، زیرا فشار کمتری بر دیسکها وارد میکند.
ما برای حرکت مداوم طراحی شدهایم، نه برای نشستن طولانیمدت در ماشین یا پشت کامپیوتر که به ستون فقرات آسیب میزند.
🔺پیادهروی منظم به تقویت ستون فقرات کمک میکند.
این یافته جدید پس از آن حاصل شد که دانشمندان کشف کردند برداشتن ۱۰ هزار گام در روز عدد جادویی برای سلامتی نیست.
دانشمندان دانشگاه پزشکی Łódź در لهستان و دانشکده پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز در آمریکا دریافتند که حتی ۴ هزار قدم در روز میتواند خطر مرگ زودرس را کاهش دهد.
در حالی که برداشتن ۱,۳۰۰ گام در روز برای تقویت سیستم قلب و عروق کافی است، ۴ هزار قدم میتواند خطر مرگ زودرس را تا ۱۵ درصد کاهش دهد.
🔺هر هزار قدم بیشتر در روز نیز خطر مرگ زودرس را تا ۱۵ درصد کاهش میدهد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ پژوهشگران به طور دقیق زمان مورد نیاز برای پیادهروی روزانه را تعیین کردهاند که میتواند یک سال به طول عمر شما اضافه کند.
🔹مدتهاست که مشخص شده ورزش منظم، خطر ابتلا به بیماریهای مختلف مانند بیماریهای قلبی، دیابت نوع ۲ و سرطان را کاهش میدهد.
به همین دلیل، توصیه شده که تمامی بزرگسالان هر روز فعالیت بدنی داشته باشند. ترکیب تمرینات عضلهسازی و هوازی با هدف ۱۵۰ دقیقه ورزش در هفته ایدهآل است.
با این حال، طبق تحقیقات جدید، اگر شما بالای ۶۰ سال سن دارید، حتی ۱۰ دقیقه پیادهروی روزانه هم میتواند یک سال به طول عمر شما اضافه کند.
🔸 مطالعهای در انگلستان نشان داد که مردان نسبت به زنان، بیشتر از مزایای ورزش کردن بهرهمند میشوند. پیادهروی منظم میتواند ۱۱ ماه به عمر زنان اضافه کند، در حالی که این عدد برای مردان ۱۶ ماه است.
این تحقیق همچنین نشان داده که افزایش زمان و شدت پیادهروی میتواند سالهای بیشتری را به عمر شما اضافه کند.
پیادهروی روزانه به مدت ۳۰ دقیقه می تواند ۱۶ ماه به عمر زنان و حدود ۲.۵ سال به عمر مردان بیفزاید.
این مطالعه شامل تحلیل دادههای بیش از ۴۰ هزار زن و بیش از ۳۰ هزار مرد بود که بیشتر آنها در دهه شصت زندگی خود بودند.
لازم نبود که شرکتکنندگان از ابتدا وضعیت بدنی خوبی داشته باشند. تحقیقات نشان داد که حتی افرادی که قبلاً فعالیت بدنی نداشتند هم از فواید ورزش بهرهمند شدند.
به گفته تام ییتس، فیزیولوژیست دانشگاه لستر و مدیر این تحقیق، هنوز دلیل تفاوت جنسیتی در میزان برخورداری از مزایای فعالیت بدنی مشخص نیست و نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه وجود دارد.
🔺نکته مهم این مطالعه این است که ما تأثیر دقیقتری درباره فواید ورزش به دست آوردهایم که پیش از این مشاهده نشده بود.
وی همچنین اشاره کرد که این مطالعه نشان داد همه افراد از افزایش فعالیت بدنی سود میبرند، به ویژه کسانی که در حال حاضر فعالیت بدنی متوسطی دارند.
🔺دکتر فرانچسکو زاکاردی، یکی از نویسندگان این تحقیق، اظهار داشت:
این پژوهش، شواهد بیشتری مبنی بر این که فعالیت بدنی روزانه و منظم، عامل مهمی برای ارتقای سلامتی و افزایش طول عمر است، ارائه کرده است.
ما به نهادهای بهداشتی توصیه میکنیم که کمپینهایی با تمرکز بر ۱۰ دقیقه پیادهروی سریع در روز برگزار کنند.
یک تغییر کوچک واقعاً میتواند تفاوت قابلتوجهی ایجاد کند.
در حال حاضر، تنها ۲۰ درصد از افراد بالای ۶۵ سال به هدف ۱۵۰ دقیقه ورزش هفتگی میرسند.
مارکوس دیویس، متخصص استئوپاتی در لندن، اظهار داشت که برای افراد بالای ۵۰ سال، پیادهروی نسبت به دویدن مزایای بیشتری دارد.
پیادهروی میتواند مایعات اضافی را از پاها تخلیه کرده و از واریس جلوگیری کند.
پیادهروی برای ستون فقرات نیز بهتر از دویدن است، زیرا فشار کمتری بر دیسکها وارد میکند.
ما برای حرکت مداوم طراحی شدهایم، نه برای نشستن طولانیمدت در ماشین یا پشت کامپیوتر که به ستون فقرات آسیب میزند.
🔺پیادهروی منظم به تقویت ستون فقرات کمک میکند.
این یافته جدید پس از آن حاصل شد که دانشمندان کشف کردند برداشتن ۱۰ هزار گام در روز عدد جادویی برای سلامتی نیست.
دانشمندان دانشگاه پزشکی Łódź در لهستان و دانشکده پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز در آمریکا دریافتند که حتی ۴ هزار قدم در روز میتواند خطر مرگ زودرس را کاهش دهد.
در حالی که برداشتن ۱,۳۰۰ گام در روز برای تقویت سیستم قلب و عروق کافی است، ۴ هزار قدم میتواند خطر مرگ زودرس را تا ۱۵ درصد کاهش دهد.
🔺هر هزار قدم بیشتر در روز نیز خطر مرگ زودرس را تا ۱۵ درصد کاهش میدهد.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه