✳️ رهایی از زندان ذهن
🖊دکتر امید امانی
■دکتر متیو مککی (McKay) استاد انستیتو رایت کتاب مشهوری داره به اسم "رهایی از زندان ذهن" که در اون با تعابیر و مثالهای جالبی نشون میده که "یه فکر چطور میتونه روزمون رو بسازه یا خرابشکنه!".
▪︎در بخشی از کتاب دکتر مککی میگه؛ فکرهای ما چیزی جز جرقههای نورونهای عصبی نیستن اما ما اونها رو اونقدری جدی میگیریم که میتونن ما رو بترسونن، از خودمون متنفر کنن، یا دیگران رو در نظر ما حقیر جلوه بدن. افکار، قدرت از کار انداختن ما یا به راه انداختن جنگ رو دارن.
▪︎وقتی از خواب بیدار میشید، ذهن شما
سفرش رو شروع میکنه. مثل اینکه تو ماشینی نشستید که ذهن شما رانندهی اونه، گاه با سرعتی سرسامآور رانندگی میکنه و گاهی حتی نمیتونه از پارکینگ خارج بشه.
▪︎افکار هیولایی فقط ساخته و پرداختۀ ذهن ما هستن. اونها واقعیت ندارن و تنها تصویری از آینده، از چیزی که ممکنه رخ بده ارائه میدن که اکثر اونها هم خیلی وقتها اتفاق نمیفته. این افکار ما رو از انجام کاری که واسهمون اهمیت داره منصرف میکنن، در حالی که چیزی جز یک ایده احتمالی نیستن.
■گاهی اوقات ما به یه سری فکرهایی میچسبیم که مثل نونی که یک هفته مونده باشه، بیات و سفته. مثلاً شاید فکری مثل این: "من نمیتونم اون کار جدید رو استارت بزنم"، سالها تو ذهن شما مونده باشه. خودت رو از شر این توشۀ نون بیاتی که تو پستوی ذهنت انبار کردی رها کن.
▪︎فکرهای ما پدیدههای در لحظهن که فقط تو مغز ما وجود دارن(بخوام مثالی تلویزیونی بزنم) بعضیهاشون مثل یه صحنۀ کمدی غیرواقعی تلویزیونه، اما ما اهمیت اونها رو در حد یه خبر جدی و فوری در نظر میگیریم و هر فکری که از ذهنمون میگذره رو باور میکنیم و همین منشاء خیلی از دردها میشه.
▪︎یه صحنۀ تو فیلمها که خیلیها هم دیدیم، صحنهایه که در اون سگی پاچۀ شلوار کسی رو گرفته و ول نمیکنه. فرد هم با تمام قوا زور میزنه با تکون دادن پاش سگ رو دور کنه اما بینتیجهست. این همون کاریه که افکار دست و پاگیر با ما انجام میدن و پاچۀ ذهن مارو با دندون سرزنش محکم میگیرن.
▪︎افکار ما طوری تنظیم شدن که بیشتر ما رو به سمت احساس ترس، باخت، بیارزشی یا خشم هل بدن. گاهی اونقدر تو افکارمون غرق میشیم که به نظرمون میرسه اونها واقعیت دارن و ما رو به انجام کارهایی مجبور میکنن که حتی اوضاع رو وخیمتر میکنه.
■ تقریبا اکثر ما از قدرت جادویی زمان حال بیخبریم و در حال سیرکردن تو گذشتهایم و مدام به زخمهای قدیمی، اشتباهات گذشته و قضاوتهای زجرآوری که در مورد خودمون و دیگران داشتیم فکر میکنیم. به جای غرق شدن تو گذشته و نگران شدن واسه آینده، هر زمان که افکار هجوم آوردن، عمیق نفس بکش و در لحظه به فکری که از ذهنت عبور میکنه توجه کن.
▪︎لازم نیست قضاوتش کنی یا به خودت نسبت بدی! ذهن ماشین تولید افکاره و دست تو هم نیست. بذار بیاد و بره و تو فقط نظارهگر باش. همین!
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
🖊دکتر امید امانی
■دکتر متیو مککی (McKay) استاد انستیتو رایت کتاب مشهوری داره به اسم "رهایی از زندان ذهن" که در اون با تعابیر و مثالهای جالبی نشون میده که "یه فکر چطور میتونه روزمون رو بسازه یا خرابشکنه!".
▪︎در بخشی از کتاب دکتر مککی میگه؛ فکرهای ما چیزی جز جرقههای نورونهای عصبی نیستن اما ما اونها رو اونقدری جدی میگیریم که میتونن ما رو بترسونن، از خودمون متنفر کنن، یا دیگران رو در نظر ما حقیر جلوه بدن. افکار، قدرت از کار انداختن ما یا به راه انداختن جنگ رو دارن.
▪︎وقتی از خواب بیدار میشید، ذهن شما
سفرش رو شروع میکنه. مثل اینکه تو ماشینی نشستید که ذهن شما رانندهی اونه، گاه با سرعتی سرسامآور رانندگی میکنه و گاهی حتی نمیتونه از پارکینگ خارج بشه.
▪︎افکار هیولایی فقط ساخته و پرداختۀ ذهن ما هستن. اونها واقعیت ندارن و تنها تصویری از آینده، از چیزی که ممکنه رخ بده ارائه میدن که اکثر اونها هم خیلی وقتها اتفاق نمیفته. این افکار ما رو از انجام کاری که واسهمون اهمیت داره منصرف میکنن، در حالی که چیزی جز یک ایده احتمالی نیستن.
■گاهی اوقات ما به یه سری فکرهایی میچسبیم که مثل نونی که یک هفته مونده باشه، بیات و سفته. مثلاً شاید فکری مثل این: "من نمیتونم اون کار جدید رو استارت بزنم"، سالها تو ذهن شما مونده باشه. خودت رو از شر این توشۀ نون بیاتی که تو پستوی ذهنت انبار کردی رها کن.
▪︎فکرهای ما پدیدههای در لحظهن که فقط تو مغز ما وجود دارن(بخوام مثالی تلویزیونی بزنم) بعضیهاشون مثل یه صحنۀ کمدی غیرواقعی تلویزیونه، اما ما اهمیت اونها رو در حد یه خبر جدی و فوری در نظر میگیریم و هر فکری که از ذهنمون میگذره رو باور میکنیم و همین منشاء خیلی از دردها میشه.
▪︎یه صحنۀ تو فیلمها که خیلیها هم دیدیم، صحنهایه که در اون سگی پاچۀ شلوار کسی رو گرفته و ول نمیکنه. فرد هم با تمام قوا زور میزنه با تکون دادن پاش سگ رو دور کنه اما بینتیجهست. این همون کاریه که افکار دست و پاگیر با ما انجام میدن و پاچۀ ذهن مارو با دندون سرزنش محکم میگیرن.
▪︎افکار ما طوری تنظیم شدن که بیشتر ما رو به سمت احساس ترس، باخت، بیارزشی یا خشم هل بدن. گاهی اونقدر تو افکارمون غرق میشیم که به نظرمون میرسه اونها واقعیت دارن و ما رو به انجام کارهایی مجبور میکنن که حتی اوضاع رو وخیمتر میکنه.
■ تقریبا اکثر ما از قدرت جادویی زمان حال بیخبریم و در حال سیرکردن تو گذشتهایم و مدام به زخمهای قدیمی، اشتباهات گذشته و قضاوتهای زجرآوری که در مورد خودمون و دیگران داشتیم فکر میکنیم. به جای غرق شدن تو گذشته و نگران شدن واسه آینده، هر زمان که افکار هجوم آوردن، عمیق نفس بکش و در لحظه به فکری که از ذهنت عبور میکنه توجه کن.
▪︎لازم نیست قضاوتش کنی یا به خودت نسبت بدی! ذهن ماشین تولید افکاره و دست تو هم نیست. بذار بیاد و بره و تو فقط نظارهگر باش. همین!
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
گزارش ها - اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران
https://iccima.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%87%d8%a7/
https://iccima.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%87%d8%a7/
✳️ چگونه یک مدیر یاری دهنده باشیم، نه دستور دهنده
✅ برای تبدیل شدن به یک مدیر یاریدهنده بهجای یک مدیر دستوردهنده، باید رویکردی حمایتی و تشویقی در مدیریت اتخاذ کنید. این رویکرد شامل تقویت همکاری، اعتماد و انگیزه در تیم است. در ادامه چند روش برای تبدیل شدن به یک مدیر یاریدهنده بیان شده است:
۱. گوش دادن فعالانه:
به جای اینکه تنها به کارکنان خود دستور دهید، به حرفهای آنها گوش دهید. این کار به شما کمک میکند تا بهتر نیازها و دغدغههایشان را درک کنید و بتوانید راهحلهای مناسبی ارائه دهید. گوش دادن فعال باعث میشود کارکنان حس کنند نظراتشان اهمیت دارد و شما برای کمک به آنها آمادهاید.
۲. ایجاد اعتماد و احترام:
یک مدیر یاریدهنده با ایجاد فضایی بر پایه اعتماد و احترام میتواند تیمی متحدتر و با انگیزهتر بسازد. نشان دهید که به تواناییهای افراد اعتماد دارید و آنها را به چالش بکشید تا بهترین عملکردشان را نشان دهند.
۳. راهنمایی و حمایت به جای دستور دادن:
به جای اینکه به کارکنان خود بگویید چه کاری انجام دهند، به آنها کمک کنید تا خودشان راهحلها را پیدا کنند. سؤالات مناسب بپرسید، آنها را راهنمایی کنید و به جای کنترل مستقیم، فضایی برای رشد و تصمیمگیری مستقل فراهم کنید.
۴. تشویق به همکاری و کار تیمی:
یک مدیر یاریدهنده به جای تقسیم دستورات، تیم را تشویق میکند تا با هم کار کنند و از تواناییهای همدیگر بهرهمند شوند. این رویکرد باعث ایجاد حس مسئولیتپذیری در تیم و ارتقاء انگیزه جمعی میشود.
۵. ارائه بازخورد سازنده:
به جای انتقادهای مستقیم یا دستورات سختگیرانه، بازخوردهای سازنده ارائه دهید که به کارکنان کمک کند نقاط ضعف خود را بهبود ببخشند و از نقاط قوتشان بهرهمند شوند. بازخورد سازنده به رشد و توسعه فردی و حرفهای کمک میکند.
۶. تفویض مسئولیتها و اعتماد به تیم:
به کارکنان خود اعتماد کنید و مسئولیتهای مهم را به آنها بسپارید. تفویض اختیار به تیم نشاندهنده اعتماد شما به آنهاست و این کار میتواند به افزایش انگیزه و اعتماد به نفس آنها کمک کند.
۷. حمایت در شرایط سخت:
وقتی که کارکنان با چالشها یا مشکلات مواجه میشوند، به جای سرزنش، از آنها حمایت کنید و به دنبال راهحلهای مشترک باشید. این کار باعث ایجاد روحیه قویتر و وفاداری بیشتر در تیم خواهد شد.
🔺با استفاده از این رویکردها، شما میتوانید مدیر یاریدهندهای باشید که کارکنان به او احترام میگذارند و از کار با او لذت میبرند، زیرا حس میکنند که شما در مسیر رشد و موفقیت آنها شریک هستید.
✅ برای تبدیل شدن به یک مدیر یاریدهنده بهجای یک مدیر دستوردهنده، باید رویکردی حمایتی و تشویقی در مدیریت اتخاذ کنید. این رویکرد شامل تقویت همکاری، اعتماد و انگیزه در تیم است. در ادامه چند روش برای تبدیل شدن به یک مدیر یاریدهنده بیان شده است:
۱. گوش دادن فعالانه:
به جای اینکه تنها به کارکنان خود دستور دهید، به حرفهای آنها گوش دهید. این کار به شما کمک میکند تا بهتر نیازها و دغدغههایشان را درک کنید و بتوانید راهحلهای مناسبی ارائه دهید. گوش دادن فعال باعث میشود کارکنان حس کنند نظراتشان اهمیت دارد و شما برای کمک به آنها آمادهاید.
۲. ایجاد اعتماد و احترام:
یک مدیر یاریدهنده با ایجاد فضایی بر پایه اعتماد و احترام میتواند تیمی متحدتر و با انگیزهتر بسازد. نشان دهید که به تواناییهای افراد اعتماد دارید و آنها را به چالش بکشید تا بهترین عملکردشان را نشان دهند.
۳. راهنمایی و حمایت به جای دستور دادن:
به جای اینکه به کارکنان خود بگویید چه کاری انجام دهند، به آنها کمک کنید تا خودشان راهحلها را پیدا کنند. سؤالات مناسب بپرسید، آنها را راهنمایی کنید و به جای کنترل مستقیم، فضایی برای رشد و تصمیمگیری مستقل فراهم کنید.
۴. تشویق به همکاری و کار تیمی:
یک مدیر یاریدهنده به جای تقسیم دستورات، تیم را تشویق میکند تا با هم کار کنند و از تواناییهای همدیگر بهرهمند شوند. این رویکرد باعث ایجاد حس مسئولیتپذیری در تیم و ارتقاء انگیزه جمعی میشود.
۵. ارائه بازخورد سازنده:
به جای انتقادهای مستقیم یا دستورات سختگیرانه، بازخوردهای سازنده ارائه دهید که به کارکنان کمک کند نقاط ضعف خود را بهبود ببخشند و از نقاط قوتشان بهرهمند شوند. بازخورد سازنده به رشد و توسعه فردی و حرفهای کمک میکند.
۶. تفویض مسئولیتها و اعتماد به تیم:
به کارکنان خود اعتماد کنید و مسئولیتهای مهم را به آنها بسپارید. تفویض اختیار به تیم نشاندهنده اعتماد شما به آنهاست و این کار میتواند به افزایش انگیزه و اعتماد به نفس آنها کمک کند.
۷. حمایت در شرایط سخت:
وقتی که کارکنان با چالشها یا مشکلات مواجه میشوند، به جای سرزنش، از آنها حمایت کنید و به دنبال راهحلهای مشترک باشید. این کار باعث ایجاد روحیه قویتر و وفاداری بیشتر در تیم خواهد شد.
🔺با استفاده از این رویکردها، شما میتوانید مدیر یاریدهندهای باشید که کارکنان به او احترام میگذارند و از کار با او لذت میبرند، زیرا حس میکنند که شما در مسیر رشد و موفقیت آنها شریک هستید.
👍1
📌جریان پول به سمت کدام دارایی است؟
در شرایطی که تمام بازارها در رکود به سر می برند و بازدهی همه دارایی های مالی از ابتدای سال تاکنون حتی از تورم نیز کمتر بوده است، توجه سرمایه گذاران به یک دارایی امن جلب شده است.
طلا تنها دارایی بوده است که در سال 1403 توانسته است بازدهی فراتر از تورم را نصیب سرمایه گذاران کند. از ابتدای سال تاکنون بیش از 9 هزار میلیارد تومان پول به صندوق های طلا وارد شده است که 4 برابر بیشتر از مدت مشابه سال قبل است.
واردات طلا نیز در پنج ماهه نخست سال 1403 نسبت به مدت مشابه سال گذشته نزدیک به 6 برابر شده و به 1.6 میلیارد دلار رسیده است. تنها در مردادماه نزدیک به 700 میلیون دلار طلا وارد کشور شده است.
تنش های کم سابقه نظامی و ریسک درگیری مستقیم ایران و اسرائیل در کنار تغییر ناگهانی دولت و نیز ریسک پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موجب شده است تا افراد زیادی به دنبال سرمایه گذاری در یک دارایی امن باشند تا بتوانند خود را در برابر ریسک های موجود پوشش دهند.
تا زمانی که ریسک های سیاسی پیش روی کشور تداوم داشته باشد، سرمایه گذاری در طلا نیز همچنان جذاب خواهد بود. اما نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نقش تعیین کننده ای در جهت دهی به انتظارات و مسیر آتی بازارها خواهد داشت
در شرایطی که تمام بازارها در رکود به سر می برند و بازدهی همه دارایی های مالی از ابتدای سال تاکنون حتی از تورم نیز کمتر بوده است، توجه سرمایه گذاران به یک دارایی امن جلب شده است.
طلا تنها دارایی بوده است که در سال 1403 توانسته است بازدهی فراتر از تورم را نصیب سرمایه گذاران کند. از ابتدای سال تاکنون بیش از 9 هزار میلیارد تومان پول به صندوق های طلا وارد شده است که 4 برابر بیشتر از مدت مشابه سال قبل است.
واردات طلا نیز در پنج ماهه نخست سال 1403 نسبت به مدت مشابه سال گذشته نزدیک به 6 برابر شده و به 1.6 میلیارد دلار رسیده است. تنها در مردادماه نزدیک به 700 میلیون دلار طلا وارد کشور شده است.
تنش های کم سابقه نظامی و ریسک درگیری مستقیم ایران و اسرائیل در کنار تغییر ناگهانی دولت و نیز ریسک پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موجب شده است تا افراد زیادی به دنبال سرمایه گذاری در یک دارایی امن باشند تا بتوانند خود را در برابر ریسک های موجود پوشش دهند.
تا زمانی که ریسک های سیاسی پیش روی کشور تداوم داشته باشد، سرمایه گذاری در طلا نیز همچنان جذاب خواهد بود. اما نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نقش تعیین کننده ای در جهت دهی به انتظارات و مسیر آتی بازارها خواهد داشت
🚨 نتایج گزارش جدیدی: عدم تناسب حقوق و دستمزد با هزینهها باعث کمبود نیروی کار در کشور شده است
🔸طبق تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران؛ شاخص «میزان استخدام و بهکارگیری نیروی انسانی» 48.5 شدیدترین کاهش اشتغال 36 ماهه از مرداد 1400 را ثبت کرده است. عدم تمایل نیروی کار به ماندن و اشتغال در بخش تولید بسیار زیاد شده است. به نظر میرسد تورم و هزینههای بالای زندگی و عدم تناسب حقوق و دستمزد با هزینهها باعث کمبود نیروی کارشده است.
🔸شاخص «قیمت محصولات تولید شده» پس از حذف اثر فصلی، 50.4 کمترین میزان 7 ماه اخیر از دیماه را ثبت کرده است. به نظر میرسد کاهش تقاضا بر کاهش قیمت تولید اثر گذاشته و قدرت قیمتگذاری شرکت را محدود کرده است./ جماران
🔸طبق تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران؛ شاخص «میزان استخدام و بهکارگیری نیروی انسانی» 48.5 شدیدترین کاهش اشتغال 36 ماهه از مرداد 1400 را ثبت کرده است. عدم تمایل نیروی کار به ماندن و اشتغال در بخش تولید بسیار زیاد شده است. به نظر میرسد تورم و هزینههای بالای زندگی و عدم تناسب حقوق و دستمزد با هزینهها باعث کمبود نیروی کارشده است.
🔸شاخص «قیمت محصولات تولید شده» پس از حذف اثر فصلی، 50.4 کمترین میزان 7 ماه اخیر از دیماه را ثبت کرده است. به نظر میرسد کاهش تقاضا بر کاهش قیمت تولید اثر گذاشته و قدرت قیمتگذاری شرکت را محدود کرده است./ جماران
خبرهایی شاید خوب!
بانک مرکزی اروپا امروز نرخ بهره را 0.25 درصد کاهش خواهد داد تا این نرخ به 3.5 درصد در منطقه یورو تنزل بیابد.
فدرال رزرو آمریکا نیز تا چند روز دیگر، نشست مهم خود را برگزار خواهد کرد و همه منتظر اعلام اولین کاهش نرخ بهره هستند.
تأثیر کاهش نرخ بهره، پیشاپیش توسط سرمایهگذاران در چیدمان سرمایهها اعمال شده و به اصطلاح، Priced in است.
بانک مرکزی اروپا امروز نرخ بهره را 0.25 درصد کاهش خواهد داد تا این نرخ به 3.5 درصد در منطقه یورو تنزل بیابد.
فدرال رزرو آمریکا نیز تا چند روز دیگر، نشست مهم خود را برگزار خواهد کرد و همه منتظر اعلام اولین کاهش نرخ بهره هستند.
تأثیر کاهش نرخ بهره، پیشاپیش توسط سرمایهگذاران در چیدمان سرمایهها اعمال شده و به اصطلاح، Priced in است.
👍1
🟢 واکنش اخیر طلا به داده های اقتصاد جهانی!!
🔘رشد آمار بیکاری؟ رشد قیمت طلا
🔘افت آمار بیکاری؟ رشد قیمت طلا
🔴افزایش تورم آمریکا؟ رشد طلا
🟡کاهش تورم آمریکا ؟ رشد طلا
🔘افزایش نرخ بهره ؟ رشد طلا
🔘کاهش نرخ بهره؟ رشد طلا
✅قیمت طلا در تمام این مدت تقریبا صعودی بوده و هر بار و بعد از هر گزارشی، صرفا به مسیر صعودش ادامه داده است. آیا پایان این صعود فرا رسیده است یا طلا اهداف بالاتری را پیگیری میکند؟
🔘رشد آمار بیکاری؟ رشد قیمت طلا
🔘افت آمار بیکاری؟ رشد قیمت طلا
🔴افزایش تورم آمریکا؟ رشد طلا
🟡کاهش تورم آمریکا ؟ رشد طلا
🔘افزایش نرخ بهره ؟ رشد طلا
🔘کاهش نرخ بهره؟ رشد طلا
✅قیمت طلا در تمام این مدت تقریبا صعودی بوده و هر بار و بعد از هر گزارشی، صرفا به مسیر صعودش ادامه داده است. آیا پایان این صعود فرا رسیده است یا طلا اهداف بالاتری را پیگیری میکند؟
✳️ شایدبرای شماهم اتفاق بیفتد
✅ تصویری(شکلک ها) که می بینید احوالات منه وقتی عضو هیأت مدیره یه شرکتی بهم گفت:
"حس تعلق خاطر و وفاداری کارمندای شرکت ما پایینه. آیا میشه یه دوره آموزشی براشون بذاری تا دلبستگی و وفاداری شون بیشتر بشه؟!!
😳😳😡"
من به این مدیر محترم گفتم: "مگه آب سر بالا میره؟!! اکثر آدما وقتی میرن محل کارشون، هدفشون اینه که با تمام وجود کار کنن. اگه این اتفاق نمیوفته، مهمترین علتش شما هستی که بعنوان یه مدیر نتونستی شرایط رو جوری فراهم کنی که همکارت، عاشق کارش بشه یا به قول خودمون، نمک گیر بشه و با تمام وجود کار کنه. پس، شمای مدیر باید یاد بگیری که چطور زمینه های دلبستگی کارکنانت رو فراهم کنی نه اینکه کارمندات رو بفرستی دوره آموزشی تا وفاداری شون بیشتر بشه"
😊😊
✍ محسن فرجی
✅ تصویری(شکلک ها) که می بینید احوالات منه وقتی عضو هیأت مدیره یه شرکتی بهم گفت:
"حس تعلق خاطر و وفاداری کارمندای شرکت ما پایینه. آیا میشه یه دوره آموزشی براشون بذاری تا دلبستگی و وفاداری شون بیشتر بشه؟!!
😳😳😡"
من به این مدیر محترم گفتم: "مگه آب سر بالا میره؟!! اکثر آدما وقتی میرن محل کارشون، هدفشون اینه که با تمام وجود کار کنن. اگه این اتفاق نمیوفته، مهمترین علتش شما هستی که بعنوان یه مدیر نتونستی شرایط رو جوری فراهم کنی که همکارت، عاشق کارش بشه یا به قول خودمون، نمک گیر بشه و با تمام وجود کار کنه. پس، شمای مدیر باید یاد بگیری که چطور زمینه های دلبستگی کارکنانت رو فراهم کنی نه اینکه کارمندات رو بفرستی دوره آموزشی تا وفاداری شون بیشتر بشه"
😊😊
✍ محسن فرجی
💢از ديدگاه تئوري انتخاب،
"خشم" يك بيماري نيست،
يك اختلال در ساختار شخصيت نيز به شمار نمي رود،
يك مشكل هورموني يا چيزي كه فراسوي كنترل فرد پرخاشگر باشد هم تلقي نمي شود،
بلكه رفتاري است كه فرد به هنگام مواجهه با مانع و ناكامي از خود بروز مي دهد؛ اين رفتار معطوف به "هدفي" است و آن هدف "رفع ناكامي" است!
چون اين رفتار هدفمند است، پس فرد به طور كاملاً آگاهانه آن را انتخاب مي كند.
ممكن است بپرسيد چرا افراد "خشم" را انتخاب مي كنند؟
بر اساس تئوري انتخاب "خشم" و "ابراز پرخاشگري" براي فردي كه آن را انتخاب مي كند، كنش هاي مؤثري دارد.
خشم يعني "كنترل خودت را از دست بده تا كنترل ديگران را به دست بگيري".
وقتي خشمگين مي شويم و پرخاشگري مي كنيم، در واقع شيوه اي را انتخاب مي كنيم تا ديگران را وادار كنيم، كاري را كه از آنها مي خواهيم انجام بدهند. اين شيوه اي است كه ما در دنياي مبتني بر كنترل بيروني آموخته ايم!
"خشم" يك بيماري نيست،
يك اختلال در ساختار شخصيت نيز به شمار نمي رود،
يك مشكل هورموني يا چيزي كه فراسوي كنترل فرد پرخاشگر باشد هم تلقي نمي شود،
بلكه رفتاري است كه فرد به هنگام مواجهه با مانع و ناكامي از خود بروز مي دهد؛ اين رفتار معطوف به "هدفي" است و آن هدف "رفع ناكامي" است!
چون اين رفتار هدفمند است، پس فرد به طور كاملاً آگاهانه آن را انتخاب مي كند.
ممكن است بپرسيد چرا افراد "خشم" را انتخاب مي كنند؟
بر اساس تئوري انتخاب "خشم" و "ابراز پرخاشگري" براي فردي كه آن را انتخاب مي كند، كنش هاي مؤثري دارد.
خشم يعني "كنترل خودت را از دست بده تا كنترل ديگران را به دست بگيري".
وقتي خشمگين مي شويم و پرخاشگري مي كنيم، در واقع شيوه اي را انتخاب مي كنيم تا ديگران را وادار كنيم، كاري را كه از آنها مي خواهيم انجام بدهند. اين شيوه اي است كه ما در دنياي مبتني بر كنترل بيروني آموخته ايم!
💢آيا با مردمِ هميشه شاكى برخورد داشته ايد؟ سوپشان زيادى داغ است، رختخوابشان زيادى سرد! تعطيلاتشان زيادى كوتاه است، دستمزدشان بسيار كم! در كنار هم در يک ضيافت باشكوه شركت مى كنيد و در حالى كه شما از هر لقمۀ غذا لذت مى بريد، آنها براى هر نوع آن ايرادى مىتراشند. اين مردم قدر لحظات خوب زندگى را نمىدانند.
🔺بهترين اتفاقات براى كسانى روى مىدهد كه هر چيزى را با بهترين ديد مىنگرند. با كمى تلاش مىتوان در هر چيز، حتى ميان وضعيتهاى دشوار هم نكات مثبت را يافت.
👤 جان ماکسول
🔺بهترين اتفاقات براى كسانى روى مىدهد كه هر چيزى را با بهترين ديد مىنگرند. با كمى تلاش مىتوان در هر چيز، حتى ميان وضعيتهاى دشوار هم نكات مثبت را يافت.
👤 جان ماکسول
💢"سون تزو" در کتاب "هنر جنگ" می گوید:
◀️ يكصد پيروزي در يكصد جنگ، اوج كارداني يك فرمانده نيست! منتهاي هنرمندي يك فرمانده، واداشتن دشمن به اطاعت بدون جنگ است.
مدیر خوب کسی است که برای حل مشکلات کارکنان راهحلهای هنرمندانه و عاری از خشونت و دعوا را پیش بگیرد و البته این هنر یک فرمانده و یک مدیر خوب است که ضمن آنکه پیروز میشود، از جنگ بپرهیزد!
◀️ يكصد پيروزي در يكصد جنگ، اوج كارداني يك فرمانده نيست! منتهاي هنرمندي يك فرمانده، واداشتن دشمن به اطاعت بدون جنگ است.
مدیر خوب کسی است که برای حل مشکلات کارکنان راهحلهای هنرمندانه و عاری از خشونت و دعوا را پیش بگیرد و البته این هنر یک فرمانده و یک مدیر خوب است که ضمن آنکه پیروز میشود، از جنگ بپرهیزد!
*مرتضی عزتی: با شیوه «افزایش قیمت، ایجاد تورم و دادن یارانه» جز افزایش فقر فقرا اتفاق دیگری نمیافتد*
🔹 وقتی تورم امسال ۲۰% به دلیل طرح هوشمندسازی یارانهها بالا برود و ۵۰ تا ۶۰ درصد شود این پایه ای برای سال بعد است و در سال بعد هم همین افزایش قیمت و انتشار آن را خواهیم دید و انتشار های سال های بعد تماما از جیب این حقوق و دستمزد بگیر ها است. وقتی تورم ۵۰% در اقتصادی عادت شد در سال های بعدی نمی توان به راحتی این تورم را کاهش داد و تورم هست و سال بعد بر زندگی افراد فقیر فشار بیشتری وارد می کند و در آن شرایط ۴۰۰ هزار تومان دیگر عددی نخواهد بود!
🔹دولت برای عدهای از جیب عده ای دیگر پول بر می دارد تا هزینههای خودش را جبران کند و بودجه خودش را تنظیم کند و مشکلات خودش را حل کند این هم فشاری دیگر است. فشاری اجتماعی و اقتصادی بر زندگی گروهی دیگر. دولت نمیتواند بگوید که من به فکر گروهی هستم ولی به فکر گروهی دیگر نیستم؟! دولت، دولت کل ملت است. شفقنا
لینک متن کامل
https://www.daraian.com/fa/paper/33893
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹 وقتی تورم امسال ۲۰% به دلیل طرح هوشمندسازی یارانهها بالا برود و ۵۰ تا ۶۰ درصد شود این پایه ای برای سال بعد است و در سال بعد هم همین افزایش قیمت و انتشار آن را خواهیم دید و انتشار های سال های بعد تماما از جیب این حقوق و دستمزد بگیر ها است. وقتی تورم ۵۰% در اقتصادی عادت شد در سال های بعدی نمی توان به راحتی این تورم را کاهش داد و تورم هست و سال بعد بر زندگی افراد فقیر فشار بیشتری وارد می کند و در آن شرایط ۴۰۰ هزار تومان دیگر عددی نخواهد بود!
🔹دولت برای عدهای از جیب عده ای دیگر پول بر می دارد تا هزینههای خودش را جبران کند و بودجه خودش را تنظیم کند و مشکلات خودش را حل کند این هم فشاری دیگر است. فشاری اجتماعی و اقتصادی بر زندگی گروهی دیگر. دولت نمیتواند بگوید که من به فکر گروهی هستم ولی به فکر گروهی دیگر نیستم؟! دولت، دولت کل ملت است. شفقنا
لینک متن کامل
https://www.daraian.com/fa/paper/33893
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اولین مدل هوش مصنوعی OpenAI با قابلیت استدلال با نام o1
✅ شرکت OpenAI مدل هوش مصنوعی جدیدی با نام o1 را معرفی کرده که اولین مدل این استارتاپ از سری مدلهای دارای قابلیت «استدلال» برای پاسخدادن به سؤالات پیچیدهتر است. علاوهبراین، یک نسخه کوچکتر و ارزانتر از آن با نام o1-mini نیز منتشر شده است. در شایعات مربوط به این استارتاپ، به این مدل با نام «توتفرنگی» اشاره شده بود.
▫️مدل o1 نسبت به مدلهای قبلی در نوشتن کد و حل مسائل چند مرحلهای بهتر عمل میکند، اما گرانتر و کُندتر از GPT-4o است. همچنین OpenAI از o1 بهعنوان یک نسخه «پیشنمایش» نام برده است.
▫️کاربران ChatGPT Plus و Team هماکنون به o1 و o1-mini دسترسی دارند. همچنین OpenAI مدل o1-mini را در دسترس تمام کاربران رایگان ChatGPT قرار دهد، اما هنوز زمان آن را اعلام نکرده است.
▫️برای o1 از تکنیکی با نام «یادگیری تقویتی» استفاده شده است که باعث میشود مدل با پاداش و جریمه مسائل را به تنهایی حل کند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شرکت OpenAI مدل هوش مصنوعی جدیدی با نام o1 را معرفی کرده که اولین مدل این استارتاپ از سری مدلهای دارای قابلیت «استدلال» برای پاسخدادن به سؤالات پیچیدهتر است. علاوهبراین، یک نسخه کوچکتر و ارزانتر از آن با نام o1-mini نیز منتشر شده است. در شایعات مربوط به این استارتاپ، به این مدل با نام «توتفرنگی» اشاره شده بود.
▫️مدل o1 نسبت به مدلهای قبلی در نوشتن کد و حل مسائل چند مرحلهای بهتر عمل میکند، اما گرانتر و کُندتر از GPT-4o است. همچنین OpenAI از o1 بهعنوان یک نسخه «پیشنمایش» نام برده است.
▫️کاربران ChatGPT Plus و Team هماکنون به o1 و o1-mini دسترسی دارند. همچنین OpenAI مدل o1-mini را در دسترس تمام کاربران رایگان ChatGPT قرار دهد، اما هنوز زمان آن را اعلام نکرده است.
▫️برای o1 از تکنیکی با نام «یادگیری تقویتی» استفاده شده است که باعث میشود مدل با پاداش و جریمه مسائل را به تنهایی حل کند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چراتنبلی می کنیم وانواع تنبلی کدامند؟
✅ بیشتر ما میدانیم که کار درست کدام است و با چه روندی میتوانیم به موفقیت کامل یا نسبی برسیم و یا دستکم وضعیت را برای خودمان بهتر کنیم، راه هم کمابیش مشخص است.
مثلا بیشتر ما میدانیم که باید غذای سالم بخوریم و بیشتر ورزش کنیم و کمتر وقتمان را تلف کنیم و بیشتر مطالعه کنیم و میدانیم این مسیر اگر مستمر دنبال شود به نتیجه خواهد رسید. اما چیزی که ما اسمش را تنبلی میگذاریم، بیشتر اوقات باعث میشود که نتوانیم برنامه خوب خودمان را ادامه بدهیم.
🟢واقعا چرا تنبلی میکنیم و آیا میتوانیم راهکاری برای گریز از تنبلی داشته باشیم؟! جالب است که بیشتر تنبلیهای ما از این ۷ نوع هستند:
🟦گیج هستیم و نمیدانیم چه کنیم!
برخی از تنبلیهای ما در واقع آشفتگی هستند و ما اصلا نمیدانیم که از کجا باید شروع کنیم. اتفاقا آدمهای کمالگرا خیلی اسیر این نوع آشفتگی میشوند و اصلا کارها را شروع نمیکنند و دستِ آخر اسمش را میگذارند: تنبلی!
🔹برای درمان، از تجارب قبلی درس بگیرید و به خودتان بقبولانید که موفقیتهای کوچک و تدریجی بهتر از آشفتگیهای دائمی هستند.
🟫یک ترس بیمارگونه بد: نمیتوانم!
این صدای درونی را بسیاری از ماها داریم:
«من بیشتر از ده سال طول کشید که در زبان انگلیسی به حد درک مطلب مناسب برسم. چطور میخواهم زبان دشوار آلمانی یاد بگیرم؟!»
🔹راه درمان این تنبلی این است که از آدمهای موفق بپرسید که چطور شروع کردهاند. در کمال تعجب خواهید فهمید که شروع بسیاری از آنها، بسیار افتان و خیزان بوده است.
🟧یک دیدگاه ثابت منفی: میترسم نتوانم و مسخره خاص و عام شوم!
این نوع از «تنبلی» گریبان کسانی را میگیرد که نظر مردم خیلی برایشان مهم است و مدام با خودشان میگویند که مثلا: «اگر نتوانم در مسابقه برنده شوم، همه میگویند که فلانی شب و روز تمرین میکرد و نتوانست. پس بهتر است که خودم را درگیر این روند نافرجام نکنم.»
🔹راهش این است که به خودتان بگویید من برای خودم و شادی زندگیام کار میکنم. مسلما اشتباه و شکست، جزئی از مسیر است و حرف دیگران برایم مهم نیست.
🟨سندرم خستگی مزمن!
بعضیها هم یک صدای درونی دارند که مدام به آنها ندا میدهد: «ببین! تو امروز خیلی خستهای. از شش صبح بیدار بودی و اداره رفتی. جداً میخواهی امشب شش کیلومتر بدوی؟! پلانک، دراز و نشست؟ بیخیال! تو لایق استراحت هستی. تو خستهای!»
🔹راه گریز از این نوع تنبلی این است که به خودتان بگویید که امروز میخواهم به خودم ظلم کنم و خودم را خستهتر کنم. بعد که مثلا ورزش میکنید و به آن «حال» خوبِ بعد ورزش میرسید، این خاطره خوبی در پسزمینه مغزتان میشود.
🟪بیتفاوتی! آخه چی بشه!
مثلا این کتاب را بخوانم، بیشتر بدانم که بیشتر افسرده بشوم؟ فرض کن ۱۰ کیلو وزن کم کنم؛ به جایی میرسم؟
🔹اینجا برای گریز از بیتفاوتی باید برای خود انگیزه بسازید. مثلا در مورد کتابی که میدانید جالب است، رشتهتوییت بنویسید یا نظرتان را در چند استوری بنویسید.
⬛پشیمانی! دیگر برای من دیر شده!
«بله! این مسیر کسب و کار که الان یاد گرفتهام، خیلی خوبه. اما کاش این تجربه را ۲۰ سال پیش داشتم. الان دست زیاد شده. سر پیری که من نباید اینقدر بدوم!»
🔹باز هم یک نوع تنبلی دیگر. به یاد بیاورید که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است و خیلیها در میانسالی یا حتی پیری به موفقیت رسیدهاند و علاوه بر این، دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
⬜هویت کاذب آدم تنبل، برچسب شما شده!
در این نوع از تنبلی شما به زور برچسب تنبلی به خود زدهاید و بعد هر چیز بیربطی را تاییدکننده این هویت کاذب میکنید. مثلا اگر در پیادهروی از دیگران عقب بیفتید و این در واقع به خاطر مصدومیت زانوی اخیر باشد، به خودتان میگویید: ثابت شد واقعا تنبلم!
🔹برای گریز از این سوگیری، سعی کنید که منطقیتر فکر کنید و به همه جوانب و علتهای موفقیت یا شکست خود فکر کنید. سعی کنید که در مورد خودتان در ذهنتان منصفانه فکر کنید.
راهنامه مدیر
✅ بیشتر ما میدانیم که کار درست کدام است و با چه روندی میتوانیم به موفقیت کامل یا نسبی برسیم و یا دستکم وضعیت را برای خودمان بهتر کنیم، راه هم کمابیش مشخص است.
مثلا بیشتر ما میدانیم که باید غذای سالم بخوریم و بیشتر ورزش کنیم و کمتر وقتمان را تلف کنیم و بیشتر مطالعه کنیم و میدانیم این مسیر اگر مستمر دنبال شود به نتیجه خواهد رسید. اما چیزی که ما اسمش را تنبلی میگذاریم، بیشتر اوقات باعث میشود که نتوانیم برنامه خوب خودمان را ادامه بدهیم.
🟢واقعا چرا تنبلی میکنیم و آیا میتوانیم راهکاری برای گریز از تنبلی داشته باشیم؟! جالب است که بیشتر تنبلیهای ما از این ۷ نوع هستند:
🟦گیج هستیم و نمیدانیم چه کنیم!
برخی از تنبلیهای ما در واقع آشفتگی هستند و ما اصلا نمیدانیم که از کجا باید شروع کنیم. اتفاقا آدمهای کمالگرا خیلی اسیر این نوع آشفتگی میشوند و اصلا کارها را شروع نمیکنند و دستِ آخر اسمش را میگذارند: تنبلی!
🔹برای درمان، از تجارب قبلی درس بگیرید و به خودتان بقبولانید که موفقیتهای کوچک و تدریجی بهتر از آشفتگیهای دائمی هستند.
🟫یک ترس بیمارگونه بد: نمیتوانم!
این صدای درونی را بسیاری از ماها داریم:
«من بیشتر از ده سال طول کشید که در زبان انگلیسی به حد درک مطلب مناسب برسم. چطور میخواهم زبان دشوار آلمانی یاد بگیرم؟!»
🔹راه درمان این تنبلی این است که از آدمهای موفق بپرسید که چطور شروع کردهاند. در کمال تعجب خواهید فهمید که شروع بسیاری از آنها، بسیار افتان و خیزان بوده است.
🟧یک دیدگاه ثابت منفی: میترسم نتوانم و مسخره خاص و عام شوم!
این نوع از «تنبلی» گریبان کسانی را میگیرد که نظر مردم خیلی برایشان مهم است و مدام با خودشان میگویند که مثلا: «اگر نتوانم در مسابقه برنده شوم، همه میگویند که فلانی شب و روز تمرین میکرد و نتوانست. پس بهتر است که خودم را درگیر این روند نافرجام نکنم.»
🔹راهش این است که به خودتان بگویید من برای خودم و شادی زندگیام کار میکنم. مسلما اشتباه و شکست، جزئی از مسیر است و حرف دیگران برایم مهم نیست.
🟨سندرم خستگی مزمن!
بعضیها هم یک صدای درونی دارند که مدام به آنها ندا میدهد: «ببین! تو امروز خیلی خستهای. از شش صبح بیدار بودی و اداره رفتی. جداً میخواهی امشب شش کیلومتر بدوی؟! پلانک، دراز و نشست؟ بیخیال! تو لایق استراحت هستی. تو خستهای!»
🔹راه گریز از این نوع تنبلی این است که به خودتان بگویید که امروز میخواهم به خودم ظلم کنم و خودم را خستهتر کنم. بعد که مثلا ورزش میکنید و به آن «حال» خوبِ بعد ورزش میرسید، این خاطره خوبی در پسزمینه مغزتان میشود.
🟪بیتفاوتی! آخه چی بشه!
مثلا این کتاب را بخوانم، بیشتر بدانم که بیشتر افسرده بشوم؟ فرض کن ۱۰ کیلو وزن کم کنم؛ به جایی میرسم؟
🔹اینجا برای گریز از بیتفاوتی باید برای خود انگیزه بسازید. مثلا در مورد کتابی که میدانید جالب است، رشتهتوییت بنویسید یا نظرتان را در چند استوری بنویسید.
⬛پشیمانی! دیگر برای من دیر شده!
«بله! این مسیر کسب و کار که الان یاد گرفتهام، خیلی خوبه. اما کاش این تجربه را ۲۰ سال پیش داشتم. الان دست زیاد شده. سر پیری که من نباید اینقدر بدوم!»
🔹باز هم یک نوع تنبلی دیگر. به یاد بیاورید که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است و خیلیها در میانسالی یا حتی پیری به موفقیت رسیدهاند و علاوه بر این، دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
⬜هویت کاذب آدم تنبل، برچسب شما شده!
در این نوع از تنبلی شما به زور برچسب تنبلی به خود زدهاید و بعد هر چیز بیربطی را تاییدکننده این هویت کاذب میکنید. مثلا اگر در پیادهروی از دیگران عقب بیفتید و این در واقع به خاطر مصدومیت زانوی اخیر باشد، به خودتان میگویید: ثابت شد واقعا تنبلم!
🔹برای گریز از این سوگیری، سعی کنید که منطقیتر فکر کنید و به همه جوانب و علتهای موفقیت یا شکست خود فکر کنید. سعی کنید که در مورد خودتان در ذهنتان منصفانه فکر کنید.
راهنامه مدیر
Telegram
راهنامه مدیر(دکتر مهدی صانعی)
*سلام و وقت بخیر:*
🔸️راهنامه مدیر وابسته به گاهنامه مدیر است. در راهنامه مدیر *نکات کوتاه، کاربردی و تخصصی مدیریتی* ویژه مدیران، کارآفرینان، کارشناسان و علاقمندان به مباحث مدیریت منتشر می شود. راهنامه مدیر زیر نظر دکتر مهدی صانعی راهبری و هدایت می شود.
🔸️راهنامه مدیر وابسته به گاهنامه مدیر است. در راهنامه مدیر *نکات کوتاه، کاربردی و تخصصی مدیریتی* ویژه مدیران، کارآفرینان، کارشناسان و علاقمندان به مباحث مدیریت منتشر می شود. راهنامه مدیر زیر نظر دکتر مهدی صانعی راهبری و هدایت می شود.
👍1
✳️ اگه گاه و بیگاه استرس و اضطراب میاد سراغت
🖊دکتر امید امانی
✅ اگه گاه و بیگاه استرس و اضطراب میاد سراغت و دنبال چند تا راه کوتاه اما موثر برای کاهش سطح تنش بدنت میگردی!، یه چند دقیقه دل به من بده میخوام ۱۹ رفتار کوتاه اما به شدت موثر بر اضطراب رو برات خلاصه کنم.
۱. هر روز به مدت سه تا پنج دقیقه یه وقتی رو به خودت اختصاص بده و یه گوشه بشین، چشمهات رو ببند، تنفسهای عمیق شکمی رو تمرین کن. دم، مکث، بازدم....
۲. احساساتت رو دقیقتر بشناس و با خودت زمزمه کن جوری که بشنوی، مثلاً "من الان عصبانی و نگرانم؛ من الان غمگینم و...".
۳. یه بازههای زمانی از روز، خودت رو در معرض یه فضای آروم و سبز و هوای آزاد قرار بده. مثلا بودن در کنار گل و گیاه یا بالکنی که هوای آزاد در اون جریان داره.
۴. از خودت بپرس "بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟" بعد بپرس "اگه این اتفاق بیفته چطوری باهاش کنار میام؟" و جواب بده…
۵. یه لحظه روی فکرهات وایستا!، به چی داری فکر میکنی!، آیا این یک فکر و حل مسئلهست یا فقط نشخوار فکری و تکرار یه چیزه!. لطفا اونها رو بیار روی کاغذ.
۶. خطاهای شناختیت رو شروع کن به شناختن و در لحظه مچ خودت رو بگیر (ذهنخوانی، فاجعهسازی، شخصیسازی، تعمیم افراطی و ....).
۷. یه دقیقه اطرافت رو نگاه کن و یه چیزی که سر جاش نیست رو بذار سر جاش(نظم زندگی کمک میکنه ذهنت هم منظمتر بشه).
۸. هر کاری که تو لیستت هست و فقط دو دقیقه طول میکشه رو انجام بده. این کار کمک میکنه ذهنت هم خلوتتر بشه.
۱۰. یه پیام یا ایمیلی که نمیخواستی بزنی رو بنویس و بفرست.
۱۱. یه کاری کوچکی که همهش عقب مینداختی رو انجام بده. سیکل اضطراب، اهمالکاری و خودسرزنشی عجیب به هم گره خوردن و همدیگه رو تشدید میکنن.
۱۲. اگه خیلی اهل اخباری!، دوستانه پیشنهاد میکنم پیگیری اخبار رو کم کنی. در بلند مدت اخبار، فقط اضطراب میارن...
۱۳. اگر هم حس میکنی نمیشه!، فیلتر اخبار رو در اولویت قرار بده. حجم اطلاعات بدردنخور زیرپوستی اضطراب تولید میکنه.
۱۴. یه تمرین ریلکسیشن رو با راهنما امتحان کن.
۱۵. اگه دور و برت هست، یه حیوون خونگی رو در آغوش بگیر. اونها منبع غنی اوکسیتوسین هستن.
۱۶. اگه یه اشتباهی کردی که داره اذیتت میکنه و فکر و خیالش بهت اضطراب میده. به جای نشخوار دست به قلم شو و ببین چه درسهایی در اون اشتباه نهفته بود و چیکار میشه کرد که دیگه تکرار نشه!
۱۷. زندگی یعنی اینجا و اکنون! در لحظه روی حواس پنجگانهت تمرکز کن.
۱۸. یه چند دقیقه رو به ورزش اختصاص بده، از حرکات کششی گرفته تا پیادهروی.
۱۹. از همکلامی با منبع امن دلبستگی غافل نشو. یه وقتهایی نشستن و فکر و خیالها گفتن بهش و درک شدن، شدیدا اضطراب رو کم میکنه./ راهنامه مدیر
🖊دکتر امید امانی
✅ اگه گاه و بیگاه استرس و اضطراب میاد سراغت و دنبال چند تا راه کوتاه اما موثر برای کاهش سطح تنش بدنت میگردی!، یه چند دقیقه دل به من بده میخوام ۱۹ رفتار کوتاه اما به شدت موثر بر اضطراب رو برات خلاصه کنم.
۱. هر روز به مدت سه تا پنج دقیقه یه وقتی رو به خودت اختصاص بده و یه گوشه بشین، چشمهات رو ببند، تنفسهای عمیق شکمی رو تمرین کن. دم، مکث، بازدم....
۲. احساساتت رو دقیقتر بشناس و با خودت زمزمه کن جوری که بشنوی، مثلاً "من الان عصبانی و نگرانم؛ من الان غمگینم و...".
۳. یه بازههای زمانی از روز، خودت رو در معرض یه فضای آروم و سبز و هوای آزاد قرار بده. مثلا بودن در کنار گل و گیاه یا بالکنی که هوای آزاد در اون جریان داره.
۴. از خودت بپرس "بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟" بعد بپرس "اگه این اتفاق بیفته چطوری باهاش کنار میام؟" و جواب بده…
۵. یه لحظه روی فکرهات وایستا!، به چی داری فکر میکنی!، آیا این یک فکر و حل مسئلهست یا فقط نشخوار فکری و تکرار یه چیزه!. لطفا اونها رو بیار روی کاغذ.
۶. خطاهای شناختیت رو شروع کن به شناختن و در لحظه مچ خودت رو بگیر (ذهنخوانی، فاجعهسازی، شخصیسازی، تعمیم افراطی و ....).
۷. یه دقیقه اطرافت رو نگاه کن و یه چیزی که سر جاش نیست رو بذار سر جاش(نظم زندگی کمک میکنه ذهنت هم منظمتر بشه).
۸. هر کاری که تو لیستت هست و فقط دو دقیقه طول میکشه رو انجام بده. این کار کمک میکنه ذهنت هم خلوتتر بشه.
۱۰. یه پیام یا ایمیلی که نمیخواستی بزنی رو بنویس و بفرست.
۱۱. یه کاری کوچکی که همهش عقب مینداختی رو انجام بده. سیکل اضطراب، اهمالکاری و خودسرزنشی عجیب به هم گره خوردن و همدیگه رو تشدید میکنن.
۱۲. اگه خیلی اهل اخباری!، دوستانه پیشنهاد میکنم پیگیری اخبار رو کم کنی. در بلند مدت اخبار، فقط اضطراب میارن...
۱۳. اگر هم حس میکنی نمیشه!، فیلتر اخبار رو در اولویت قرار بده. حجم اطلاعات بدردنخور زیرپوستی اضطراب تولید میکنه.
۱۴. یه تمرین ریلکسیشن رو با راهنما امتحان کن.
۱۵. اگه دور و برت هست، یه حیوون خونگی رو در آغوش بگیر. اونها منبع غنی اوکسیتوسین هستن.
۱۶. اگه یه اشتباهی کردی که داره اذیتت میکنه و فکر و خیالش بهت اضطراب میده. به جای نشخوار دست به قلم شو و ببین چه درسهایی در اون اشتباه نهفته بود و چیکار میشه کرد که دیگه تکرار نشه!
۱۷. زندگی یعنی اینجا و اکنون! در لحظه روی حواس پنجگانهت تمرکز کن.
۱۸. یه چند دقیقه رو به ورزش اختصاص بده، از حرکات کششی گرفته تا پیادهروی.
۱۹. از همکلامی با منبع امن دلبستگی غافل نشو. یه وقتهایی نشستن و فکر و خیالها گفتن بهش و درک شدن، شدیدا اضطراب رو کم میکنه./ راهنامه مدیر
✳️ خوشبختی و بدبختی آدما چقدر موندگاره؟
✅ از قشنگترین و پراستنادترین پژوهشهای چند دههی اخیر حوزه احساس خوشبختی، مقاله دکتر فیلیپ بریکمن(Brickman) استاد فقید دانشگاه نورثوسترن و همکارانشه. این پژوهشگرا دنبال این بودن که ببینن: “خوشبختی و بدبختی آدما چقدر موندگاره”! و ”این احساس خوشبختی لاکردار کجاست پس“!
🔹بریکمن و همکارانش برای اینکه ببینن خوشبختی و بدبختی چقدر موندگاره و کجا باید دنبال خوشبختی بگردیم!،سه گروه شرکت کننده؛
1)دارای احساس خوشبختی بالا
2)دارای احساس عمیق سرخوردگی از زندگی/ناکامی
۳)آدمای معمولی
رو کنار هم قرار دادن و در دو بازه زمانی متفاوت با اونها مصاحبه کردن.
گروه اول ۲۲ نفر برندههای یه لاتاری بودن که چیزی بین ۵۰ هزار تا یک میلیون دلار برنده شده بودن.
گروه دوم ۲۹ نفر از آدمایی بودن که تو تصادف پاشون رو از دست داده بودن.
و گروه سوم هم آدمهای معمولی بودن که هیچ اتفاق خاصی واسشون نیفتاده بود و زندگی رو روال عادی میرفت جلو.
مصاحبهها نشون میداد که برندههای لاتاری خودشون رو خوشبختترین آدم روی زمین میدیدن و احساسشون این بود که بختم بُرده و دیگه تمومه. گروه دوم اما خودشون رو بدبختترین آدم میدیدن، اونها هم فکر میکردن که دیگه همه چی تموم شد!، من زمینگیر شدم! و قراره اینقدر بشینم تا عمرم سر بیاد.
گروه سوم هم افرادی بودن که نه حس خوشبختی آنچنانی و نه حس بد آنچنانی به زندگی داشتن و با اِی میگذره زندگیشون میگذشت.
پژوهشگرها واسه این که ببینن این حال چقدر دوام داره و اوضاع خوشبختی و بدبختی آدمها به دنبال اون رویدادهای خاصی که پشت سر گذاشتن الان در چه وضعیتیه!، یکسال بعد از اون مصاحبه دوباره رفتن سراغ این گروهها و باهاشون مصاحبه کردن و از حالشون پرسیدن؛
این بار اما نتایج فرق کرده بود:
احساس خوشبختی گروه اول فروکش کرده بود و حالشون برگشته بود به دوره قبل از برنده شدن و دیگه احساس خوشبختی بیشتری نسبت به مردم عادی نداشتن.
تو گروه دوم هم نتایج نشون میداد که احساس بدبختی افت کرده و با زندگی سازگارتر شده بودن. پس دیگه اون احساس بدبختی عمیق اولیه وجود نداشت.
پژوهشگرها اسم این واقعیت رو گذاشتن تردمیل خوشبختی. و این یعنی؛ما واسه بالاتر رفتن مدام تلاش میکنیم تا حال بهتری رو تجربه کنیم، اما بعد از مدتی دوباره به احساس قبلی برمیگردیم. دقیقا مثل تردمیل که هرچقدر میدویی باز همونجایی. پس سوالی که میمونه اینه؛ این حس خوشبختی لعنتی کجاست! احساس خوشبختی اون حسیه، که از اون کاری که الان خودت رو وقفش کردی میگیری؛
پدر یا مادری!، دیدن بزرگ شدن و رشد قشنگ بچهت.
دانشجویی!، عمیق شدن تو مطالب و یاد گرفتن چیزی که بهش علاقه داری.
شاغلی!، عشق بازی با کار و غرق شدن تو حرفهت.
عاشقی!، کیف بردن از لحظات دو تاییتون.
درست مثل تردمیل که از بودن و دویدن و فعالیت اون لحظه حالت خوشه و به مقصد کاری نداری. تو زندگی باید از همون لحظه و کاری که میکنی لذت ببری.
سادهتر بگم: هدف رو بذار رو لذت بردن از مسیر تحول، وإلا بعد از رسیدن به مقصد حال خوشت دوامی نخواهد داشت.
✍ دکترامانی
✅ از قشنگترین و پراستنادترین پژوهشهای چند دههی اخیر حوزه احساس خوشبختی، مقاله دکتر فیلیپ بریکمن(Brickman) استاد فقید دانشگاه نورثوسترن و همکارانشه. این پژوهشگرا دنبال این بودن که ببینن: “خوشبختی و بدبختی آدما چقدر موندگاره”! و ”این احساس خوشبختی لاکردار کجاست پس“!
🔹بریکمن و همکارانش برای اینکه ببینن خوشبختی و بدبختی چقدر موندگاره و کجا باید دنبال خوشبختی بگردیم!،سه گروه شرکت کننده؛
1)دارای احساس خوشبختی بالا
2)دارای احساس عمیق سرخوردگی از زندگی/ناکامی
۳)آدمای معمولی
رو کنار هم قرار دادن و در دو بازه زمانی متفاوت با اونها مصاحبه کردن.
گروه اول ۲۲ نفر برندههای یه لاتاری بودن که چیزی بین ۵۰ هزار تا یک میلیون دلار برنده شده بودن.
گروه دوم ۲۹ نفر از آدمایی بودن که تو تصادف پاشون رو از دست داده بودن.
و گروه سوم هم آدمهای معمولی بودن که هیچ اتفاق خاصی واسشون نیفتاده بود و زندگی رو روال عادی میرفت جلو.
مصاحبهها نشون میداد که برندههای لاتاری خودشون رو خوشبختترین آدم روی زمین میدیدن و احساسشون این بود که بختم بُرده و دیگه تمومه. گروه دوم اما خودشون رو بدبختترین آدم میدیدن، اونها هم فکر میکردن که دیگه همه چی تموم شد!، من زمینگیر شدم! و قراره اینقدر بشینم تا عمرم سر بیاد.
گروه سوم هم افرادی بودن که نه حس خوشبختی آنچنانی و نه حس بد آنچنانی به زندگی داشتن و با اِی میگذره زندگیشون میگذشت.
پژوهشگرها واسه این که ببینن این حال چقدر دوام داره و اوضاع خوشبختی و بدبختی آدمها به دنبال اون رویدادهای خاصی که پشت سر گذاشتن الان در چه وضعیتیه!، یکسال بعد از اون مصاحبه دوباره رفتن سراغ این گروهها و باهاشون مصاحبه کردن و از حالشون پرسیدن؛
این بار اما نتایج فرق کرده بود:
احساس خوشبختی گروه اول فروکش کرده بود و حالشون برگشته بود به دوره قبل از برنده شدن و دیگه احساس خوشبختی بیشتری نسبت به مردم عادی نداشتن.
تو گروه دوم هم نتایج نشون میداد که احساس بدبختی افت کرده و با زندگی سازگارتر شده بودن. پس دیگه اون احساس بدبختی عمیق اولیه وجود نداشت.
پژوهشگرها اسم این واقعیت رو گذاشتن تردمیل خوشبختی. و این یعنی؛ما واسه بالاتر رفتن مدام تلاش میکنیم تا حال بهتری رو تجربه کنیم، اما بعد از مدتی دوباره به احساس قبلی برمیگردیم. دقیقا مثل تردمیل که هرچقدر میدویی باز همونجایی. پس سوالی که میمونه اینه؛ این حس خوشبختی لعنتی کجاست! احساس خوشبختی اون حسیه، که از اون کاری که الان خودت رو وقفش کردی میگیری؛
پدر یا مادری!، دیدن بزرگ شدن و رشد قشنگ بچهت.
دانشجویی!، عمیق شدن تو مطالب و یاد گرفتن چیزی که بهش علاقه داری.
شاغلی!، عشق بازی با کار و غرق شدن تو حرفهت.
عاشقی!، کیف بردن از لحظات دو تاییتون.
درست مثل تردمیل که از بودن و دویدن و فعالیت اون لحظه حالت خوشه و به مقصد کاری نداری. تو زندگی باید از همون لحظه و کاری که میکنی لذت ببری.
سادهتر بگم: هدف رو بذار رو لذت بردن از مسیر تحول، وإلا بعد از رسیدن به مقصد حال خوشت دوامی نخواهد داشت.
✍ دکترامانی
✳️ چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها میشن! و یه سریها نه
چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها میشن! و یه سریها نه
✅ از جدیدترین پژوهشهایی که به تازگی خوندم مقاله مایکل دافنر(Dufner) از دانشگاه لایپزیک آلمان بود. این پژوهشگر دنبال این بود ببینه: “چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها و عزیز گروه میشن!و یه سریها نه!” یعنی اونی که نیومده عزیز دل همه شده چیکار کرده که ما نمی کنیم؟!… برای رسیدن به جواب؛ پژوهشگران از 139 نفر خواستن که دو به دو با هم تیم بسازن و با هم تیمیهاشون که عملا یه فرد غریبه بود آشنا بشن و واسه یه تست روانشناختی آماده بشن. منتهی قرار شد این فرایند آشنایی ضبط بشه و قبل از تست هم یه مصاحبه کنن که؛ “هم تیمیت رو چطور دیدی! و دوست داری بعد از آزمایش هم رابطهتون ادامه داشته باشه!؟
🔺آنالیز ویدئوها و مصاحبههایی که شد نشون میداد؛ آدمها در برخورد اولیه با همدیگه، عمدتا دو سبک رفتاری رو واسه شروع ارتباط و افزایش احتمال بقا و ادامه دار بودن اون رابطه نشون میدن.
حالا این دو مدل رفتاری چیا هستن!؟
1)رفتار عاملی(Agentic behavior)
2)رفتار جمعی(Communal behavior)
رفتار عاملی؛ زمانیه که خیلی هدفمندانه تو یه جمعی بخوای احترام یا تحسین یه نفر رو بدست بیاری. واسه همین تلاش میکنی خیلی با اعتماد به نفس و مسلط به رفتار و کلماتت حرف بزنی و عمل کنی و یه جوری به مخاطب نشون بدی که من یه جایگاهی دارم، یه چیزایی بلدم و خلاصه کسی هستم واسه خودم.
رفتار جمعی هم وقتیه که دنبال ایجاد یه رابطه حمایتی و یه اعتماد متقابلی. واسه همین بیشتر از تلاش برای با اعتماد به نفس نشون دادن و تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، دنبال این هستی که مؤدب باشی، گرم بگیری، خیرخواه باشی، خوش بگذرونی و خلاصه اون تایم رفیق شید با هم و زمان خوبی بگذرونید.
و اما خروجی نهایی نشون میداد؛ تو موقعیتهایی که هدف دوستی، ورود به جمع و خلاصه شکل گیری یه سری رفاقتهاست؛ آدمهایی که رفتارهای جمعی دارن؛ یعنی بدون هرگونه تلاشی واسه نشون دادن اعتماد به نفس و خاص بودن، گرم میگیرن، صمیمی میشن و راحت هستن بیشتر توسط سایر افراد گروه پذیرفته میشن.
چرا؟! چون از نظر دیگران قابل اعتمادتر به نظر میرسن
و این خودشون بودنه که کمتر حسِ “تلاش برای نفوذ و کنترل” رو تو مردم ایجاد میکنه.پس توصیه محققین اینه؛
اگه وارد یه جمع دوستانه شدی و به دنبال این بودی که محبوب قلبها بشی؛
“با اعتماد به نفس نباش؛ گرم و صمیمی باش” فرق این دو تو اینه که به جای تلاش واسه تحت تاثیر قرار دادن و مدام تو فکرت به دنبال رفتارها و کلمات تحسین برانگیز گشتن و در چالش “چیکار کنم بیشتر من رو ببینن! یا کمترین میزان خطا رو داشته باشم!”، به راحت بودن فکر میکنی، راحت بودنی که میگه “ببین من اوکیم!، سخت نگیر؛ خودمونی باش!
به قول بزرگواری که نوشته بود: “با سیاست وارد شدن و سیاست به خرج دادن، رابطه رو طولانی نمیکنه، فقط تموم شدن اون رابطه رو به تاخیر میندازه؛ چون بالاخره یکی از طرفین از اینکه خود واقعیش نباشه خسته میشه و خودشو نشون میده”.
✍ دکترامانی
چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها میشن! و یه سریها نه
✅ از جدیدترین پژوهشهایی که به تازگی خوندم مقاله مایکل دافنر(Dufner) از دانشگاه لایپزیک آلمان بود. این پژوهشگر دنبال این بود ببینه: “چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها و عزیز گروه میشن!و یه سریها نه!” یعنی اونی که نیومده عزیز دل همه شده چیکار کرده که ما نمی کنیم؟!… برای رسیدن به جواب؛ پژوهشگران از 139 نفر خواستن که دو به دو با هم تیم بسازن و با هم تیمیهاشون که عملا یه فرد غریبه بود آشنا بشن و واسه یه تست روانشناختی آماده بشن. منتهی قرار شد این فرایند آشنایی ضبط بشه و قبل از تست هم یه مصاحبه کنن که؛ “هم تیمیت رو چطور دیدی! و دوست داری بعد از آزمایش هم رابطهتون ادامه داشته باشه!؟
🔺آنالیز ویدئوها و مصاحبههایی که شد نشون میداد؛ آدمها در برخورد اولیه با همدیگه، عمدتا دو سبک رفتاری رو واسه شروع ارتباط و افزایش احتمال بقا و ادامه دار بودن اون رابطه نشون میدن.
حالا این دو مدل رفتاری چیا هستن!؟
1)رفتار عاملی(Agentic behavior)
2)رفتار جمعی(Communal behavior)
رفتار عاملی؛ زمانیه که خیلی هدفمندانه تو یه جمعی بخوای احترام یا تحسین یه نفر رو بدست بیاری. واسه همین تلاش میکنی خیلی با اعتماد به نفس و مسلط به رفتار و کلماتت حرف بزنی و عمل کنی و یه جوری به مخاطب نشون بدی که من یه جایگاهی دارم، یه چیزایی بلدم و خلاصه کسی هستم واسه خودم.
رفتار جمعی هم وقتیه که دنبال ایجاد یه رابطه حمایتی و یه اعتماد متقابلی. واسه همین بیشتر از تلاش برای با اعتماد به نفس نشون دادن و تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، دنبال این هستی که مؤدب باشی، گرم بگیری، خیرخواه باشی، خوش بگذرونی و خلاصه اون تایم رفیق شید با هم و زمان خوبی بگذرونید.
و اما خروجی نهایی نشون میداد؛ تو موقعیتهایی که هدف دوستی، ورود به جمع و خلاصه شکل گیری یه سری رفاقتهاست؛ آدمهایی که رفتارهای جمعی دارن؛ یعنی بدون هرگونه تلاشی واسه نشون دادن اعتماد به نفس و خاص بودن، گرم میگیرن، صمیمی میشن و راحت هستن بیشتر توسط سایر افراد گروه پذیرفته میشن.
چرا؟! چون از نظر دیگران قابل اعتمادتر به نظر میرسن
و این خودشون بودنه که کمتر حسِ “تلاش برای نفوذ و کنترل” رو تو مردم ایجاد میکنه.پس توصیه محققین اینه؛
اگه وارد یه جمع دوستانه شدی و به دنبال این بودی که محبوب قلبها بشی؛
“با اعتماد به نفس نباش؛ گرم و صمیمی باش” فرق این دو تو اینه که به جای تلاش واسه تحت تاثیر قرار دادن و مدام تو فکرت به دنبال رفتارها و کلمات تحسین برانگیز گشتن و در چالش “چیکار کنم بیشتر من رو ببینن! یا کمترین میزان خطا رو داشته باشم!”، به راحت بودن فکر میکنی، راحت بودنی که میگه “ببین من اوکیم!، سخت نگیر؛ خودمونی باش!
به قول بزرگواری که نوشته بود: “با سیاست وارد شدن و سیاست به خرج دادن، رابطه رو طولانی نمیکنه، فقط تموم شدن اون رابطه رو به تاخیر میندازه؛ چون بالاخره یکی از طرفین از اینکه خود واقعیش نباشه خسته میشه و خودشو نشون میده”.
✍ دکترامانی