✳️ چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها میشن! و یه سریها نه
✅از جدیدترین پژوهشهایی که به تازگی خوندم مقاله مایکل دافنر(Dufner) از دانشگاه لایپزیک آلمان بود. این پژوهشگر دنبال این بود ببینه: “چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها و عزیز گروه میشن! و یه سریها نه!” یعنی اونی که نیومده عزیز دل همه شده چیکار کرده که ما نمی کنیم؟!
🔸برای رسیدن به جواب؛ پژوهشگران از ۱۳۹ نفر خواستن که دو به دو با هم تیم بسازن و با هم تیمیهاشون که عملا یه فرد غریبه بود آشنا بشن و واسه یه تست روانشناختی آماده بشن. منتهی قرار شد این فرایند آشنایی ضبط بشه و قبل از تست هم یه مصاحبه کنن که؛ “هم تیمیت رو چطور دیدی! و دوست داری بعد از آزمایش هم رابطهتون ادامه داشته باشه!؟
🔹آنالیز ویدئوها و مصاحبههایی که شد نشون میداد؛ آدمها در برخورد اولیه با همدیگه، عمدتا دو سبک رفتاری رو واسه شروع ارتباط و افزایش احتمال بقا و ادامه دار بودن اون رابطه نشون میدن.
🔺حالا این دو مدل رفتاری چیا هستن!؟
۱)رفتار عاملی(Agentic behavior)
۲)رفتار جمعی(Communal behavior)
🔸رفتار عاملی؛ زمانیه که خیلی هدفمندانه تو یه جمعی بخوای احترام یا تحسین یه نفر رو بدست بیاری. واسه همین تلاش میکنی خیلی با اعتماد به نفس و مسلط به رفتار و کلماتت حرف بزنی و عمل کنی و یه جوری به مخاطب نشون بدی که من یه جایگاهی دارم، یه چیزایی بلدم و خلاصه کسی هستم واسه خودم.
🔹رفتار جمعی هم وقتیه که دنبال ایجاد یه رابطه حمایتی و یه اعتماد متقابلی. واسه همین بیشتر از تلاش برای با اعتماد به نفس نشون دادن و تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، دنبال این هستی که مؤدب باشی، گرم بگیری، خیرخواه باشی، خوش بگذرونی و خلاصه اون تایم رفیق شید با هم و زمان خوبی بگذرونید.
🔸و اما خروجی نهایی نشون میداد؛ تو موقعیتهایی که هدف دوستی، ورود به جمع و خلاصه شکل گیری یه سری رفاقتهاست؛ آدمهایی که رفتارهای جمعی دارن؛ یعنی بدون هر گونه تلاشی واسه نشون دادن اعتماد به نفس و خاص بودن، گرم میگیرن، صمیمی میشن و راحت هستن بیشتر توسط سایر افراد گروه پذیرفته میشن.
🔹چرا؟! چون از نظر دیگران قابل اعتمادتر به نظر میرسن. چون که کمتر حسِ “تلاش برای نفوذ و کنترل” رو تو مردم ایجاد میکنه. پس توصیه محققین اینه؛
اگه وارد یه جمع دوستانه شدی و به دنبال این بودی که محبوب قلبها بشی؛ “با اعتماد به نفس نباش؛ گرم و صمیمی باش.”
🔸فرق این دو تو اینه که به جای تلاش واسه تحت تاثیر قرار دادن و مدام تو فکرت به دنبال رفتارها و کلمات تحسین برانگیز گشتن و در چالش “چیکار کنم بیشتر من رو ببینن! یا کمترین میزان خطا رو داشته باشم!”، به راحت بودن فکر میکنی، راحت بودنی که میگه “ببین من اوکیم!، سخت نگیر؛ خودمونی باش!
🔹به قول بزرگواری که نوشته بود: “با سیاست وارد شدن و سیاست به خرج دادن، رابطه رو طولانی نمیکنه، فقط تموم شدن اون رابطه رو به تاخیر میندازه؛ چون بالاخره یکی از طرفین از اینکه خود واقعیش نباشه خسته میشه و خودشو نشون میده".
✍دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅از جدیدترین پژوهشهایی که به تازگی خوندم مقاله مایکل دافنر(Dufner) از دانشگاه لایپزیک آلمان بود. این پژوهشگر دنبال این بود ببینه: “چی باعث میشه که یه سریها به سادگی محبوب دلها و عزیز گروه میشن! و یه سریها نه!” یعنی اونی که نیومده عزیز دل همه شده چیکار کرده که ما نمی کنیم؟!
🔸برای رسیدن به جواب؛ پژوهشگران از ۱۳۹ نفر خواستن که دو به دو با هم تیم بسازن و با هم تیمیهاشون که عملا یه فرد غریبه بود آشنا بشن و واسه یه تست روانشناختی آماده بشن. منتهی قرار شد این فرایند آشنایی ضبط بشه و قبل از تست هم یه مصاحبه کنن که؛ “هم تیمیت رو چطور دیدی! و دوست داری بعد از آزمایش هم رابطهتون ادامه داشته باشه!؟
🔹آنالیز ویدئوها و مصاحبههایی که شد نشون میداد؛ آدمها در برخورد اولیه با همدیگه، عمدتا دو سبک رفتاری رو واسه شروع ارتباط و افزایش احتمال بقا و ادامه دار بودن اون رابطه نشون میدن.
🔺حالا این دو مدل رفتاری چیا هستن!؟
۱)رفتار عاملی(Agentic behavior)
۲)رفتار جمعی(Communal behavior)
🔸رفتار عاملی؛ زمانیه که خیلی هدفمندانه تو یه جمعی بخوای احترام یا تحسین یه نفر رو بدست بیاری. واسه همین تلاش میکنی خیلی با اعتماد به نفس و مسلط به رفتار و کلماتت حرف بزنی و عمل کنی و یه جوری به مخاطب نشون بدی که من یه جایگاهی دارم، یه چیزایی بلدم و خلاصه کسی هستم واسه خودم.
🔹رفتار جمعی هم وقتیه که دنبال ایجاد یه رابطه حمایتی و یه اعتماد متقابلی. واسه همین بیشتر از تلاش برای با اعتماد به نفس نشون دادن و تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، دنبال این هستی که مؤدب باشی، گرم بگیری، خیرخواه باشی، خوش بگذرونی و خلاصه اون تایم رفیق شید با هم و زمان خوبی بگذرونید.
🔸و اما خروجی نهایی نشون میداد؛ تو موقعیتهایی که هدف دوستی، ورود به جمع و خلاصه شکل گیری یه سری رفاقتهاست؛ آدمهایی که رفتارهای جمعی دارن؛ یعنی بدون هر گونه تلاشی واسه نشون دادن اعتماد به نفس و خاص بودن، گرم میگیرن، صمیمی میشن و راحت هستن بیشتر توسط سایر افراد گروه پذیرفته میشن.
🔹چرا؟! چون از نظر دیگران قابل اعتمادتر به نظر میرسن. چون که کمتر حسِ “تلاش برای نفوذ و کنترل” رو تو مردم ایجاد میکنه. پس توصیه محققین اینه؛
اگه وارد یه جمع دوستانه شدی و به دنبال این بودی که محبوب قلبها بشی؛ “با اعتماد به نفس نباش؛ گرم و صمیمی باش.”
🔸فرق این دو تو اینه که به جای تلاش واسه تحت تاثیر قرار دادن و مدام تو فکرت به دنبال رفتارها و کلمات تحسین برانگیز گشتن و در چالش “چیکار کنم بیشتر من رو ببینن! یا کمترین میزان خطا رو داشته باشم!”، به راحت بودن فکر میکنی، راحت بودنی که میگه “ببین من اوکیم!، سخت نگیر؛ خودمونی باش!
🔹به قول بزرگواری که نوشته بود: “با سیاست وارد شدن و سیاست به خرج دادن، رابطه رو طولانی نمیکنه، فقط تموم شدن اون رابطه رو به تاخیر میندازه؛ چون بالاخره یکی از طرفین از اینکه خود واقعیش نباشه خسته میشه و خودشو نشون میده".
✍دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍4
✳️ خوشبختی و بدبختی آدما چقدر موندگاره؟
✅ از قشنگترین و پراستنادترین پژوهشهای چند دههی اخیر حوزه احساس خوشبختی، مقاله دکتر فیلیپ بریکمن(Brickman) استاد فقید دانشگاه نورثوسترن و همکارانشه. این پژوهشگرا دنبال این بودن که ببینن: “خوشبختی و بدبختی آدما چقدر موندگاره”! و ”این احساس خوشبختی لاکردار کجاست ؟
□بریکمن و همکارانش برای اینکه ببینن خوشبختی و بدبختی چقدر موندگاره و کجا باید دنبال خوشبختی بگردیم!، سه گروه شرکت کننده:
۱)دارای احساس خوشبختی بالا
۲)دارای احساس عمیق سرخوردگی از زندگی/ناکامی
۳)آدمای معمولی
رو کنار هم قرار دادن و در دو بازه زمانی متفاوت با اونها مصاحبه کردن.
🔸گروه اول ۲۲ نفر برندههای یه لاتاری بودن که چیزی بین ۵۰ هزار تا یک میلیون دلار برنده شده بودن.
🔹گروه دوم ۲۹ نفر از آدمایی بودن که تو تصادف پاشون رو از دست داده بودن.
🔸و گروه سوم هم آدمهای معمولی بودن که هیچ اتفاق خاصی واسشون نیفتاده بود و زندگی رو روال عادی میرفت جلو.
🔹مصاحبهها نشون میداد که برندههای لاتاری خودشون رو خوشبختترین آدم روی زمین میدیدن و احساسشون این بود که بختم بُرده و دیگه تمومه. گروه دوم اما خودشون رو بدبختترین آدم میدیدن، اونها هم فکر میکردن که دیگه همه چی تموم شد!، من زمینگیر شدم! و قراره اینقدر بشینم تا عمرم سر بیاد. گروه سوم هم افرادی بودن که نه حس خوشبختی آنچنانی و نه حس بد آنچنانی به زندگی داشتن و با اِی میگذره زندگیشون میگذشت.
🔸پژوهشگرها واسه این که ببینن این حال چقدر دوام داره و اوضاع خوشبختی و بدبختی آدمها به دنبال اون رویدادهای خاصی که پشت سر گذاشتن الان در چه وضعیتیه!، یکسال بعد از اون مصاحبه دوباره رفتن سراغ این گروهها و باهاشون مصاحبه کردن و از حالشون پرسیدن؛
🔹این بار اما نتایج فرق کرده بود:
🔺احساس خوشبختی گروه اول فروکش کرده بود و حالشون برگشته بود به دوره قبل از برنده شدن و دیگه احساس خوشبختی بیشتری نسبت به مردم عادی نداشتن.
🔺تو گروه دوم هم نتایج نشون میداد که احساس بدبختی افت کرده و با زندگی سازگارتر شده بودن. پس دیگه اون احساس بدبختی عمیق اولیه وجود نداشت.
🔸پژوهشگرها اسم این واقعیت رو گذاشتن تردمیل خوشبختی. و این یعنی: ما واسه بالاتر رفتن مدام تلاش میکنیم تا حال بهتری رو تجربه کنیم، اما بعد از مدتی دوباره به احساس قبلی برمیگردیم. دقیقا مثل تردمیل که هرچقدر میدویی باز همونجایی. پس سوالی که میمونه اینه؛ این حس خوشبختی لعنتی کجاست!
🔹احساس خوشبختی اون حسیه، که از اون کاری که الان خودت رو وقفش کردی میگیری:
🔺پدر یا مادری!، دیدن بزرگ شدن و رشد قشنگ بچهت.
🔺دانشجویی!، عمیق شدن تو مطالب و یاد گرفتن چیزی که بهش علاقه داری.
🔺شاغلی!، عشق بازی با کار و غرق شدن تو حرفهت.
🔺عاشقی!، کیف بردن از لحظات دو تاییتون.
🔸درست مثل تردمیل که از بودن و دویدن و فعالیت اون لحظه حالت خوشه و به مقصد کاری نداری. تو زندگی باید از همون لحظه و کاری که میکنی لذت ببری.
🔹سادهتر بگم: هدف رو بذار رو لذت بردن از مسیر تحول، و اِلّا بعد از رسیدن به مقصد حال خوشت دوامی نخواهد داشت.
✍دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ از قشنگترین و پراستنادترین پژوهشهای چند دههی اخیر حوزه احساس خوشبختی، مقاله دکتر فیلیپ بریکمن(Brickman) استاد فقید دانشگاه نورثوسترن و همکارانشه. این پژوهشگرا دنبال این بودن که ببینن: “خوشبختی و بدبختی آدما چقدر موندگاره”! و ”این احساس خوشبختی لاکردار کجاست ؟
□بریکمن و همکارانش برای اینکه ببینن خوشبختی و بدبختی چقدر موندگاره و کجا باید دنبال خوشبختی بگردیم!، سه گروه شرکت کننده:
۱)دارای احساس خوشبختی بالا
۲)دارای احساس عمیق سرخوردگی از زندگی/ناکامی
۳)آدمای معمولی
رو کنار هم قرار دادن و در دو بازه زمانی متفاوت با اونها مصاحبه کردن.
🔸گروه اول ۲۲ نفر برندههای یه لاتاری بودن که چیزی بین ۵۰ هزار تا یک میلیون دلار برنده شده بودن.
🔹گروه دوم ۲۹ نفر از آدمایی بودن که تو تصادف پاشون رو از دست داده بودن.
🔸و گروه سوم هم آدمهای معمولی بودن که هیچ اتفاق خاصی واسشون نیفتاده بود و زندگی رو روال عادی میرفت جلو.
🔹مصاحبهها نشون میداد که برندههای لاتاری خودشون رو خوشبختترین آدم روی زمین میدیدن و احساسشون این بود که بختم بُرده و دیگه تمومه. گروه دوم اما خودشون رو بدبختترین آدم میدیدن، اونها هم فکر میکردن که دیگه همه چی تموم شد!، من زمینگیر شدم! و قراره اینقدر بشینم تا عمرم سر بیاد. گروه سوم هم افرادی بودن که نه حس خوشبختی آنچنانی و نه حس بد آنچنانی به زندگی داشتن و با اِی میگذره زندگیشون میگذشت.
🔸پژوهشگرها واسه این که ببینن این حال چقدر دوام داره و اوضاع خوشبختی و بدبختی آدمها به دنبال اون رویدادهای خاصی که پشت سر گذاشتن الان در چه وضعیتیه!، یکسال بعد از اون مصاحبه دوباره رفتن سراغ این گروهها و باهاشون مصاحبه کردن و از حالشون پرسیدن؛
🔹این بار اما نتایج فرق کرده بود:
🔺احساس خوشبختی گروه اول فروکش کرده بود و حالشون برگشته بود به دوره قبل از برنده شدن و دیگه احساس خوشبختی بیشتری نسبت به مردم عادی نداشتن.
🔺تو گروه دوم هم نتایج نشون میداد که احساس بدبختی افت کرده و با زندگی سازگارتر شده بودن. پس دیگه اون احساس بدبختی عمیق اولیه وجود نداشت.
🔸پژوهشگرها اسم این واقعیت رو گذاشتن تردمیل خوشبختی. و این یعنی: ما واسه بالاتر رفتن مدام تلاش میکنیم تا حال بهتری رو تجربه کنیم، اما بعد از مدتی دوباره به احساس قبلی برمیگردیم. دقیقا مثل تردمیل که هرچقدر میدویی باز همونجایی. پس سوالی که میمونه اینه؛ این حس خوشبختی لعنتی کجاست!
🔹احساس خوشبختی اون حسیه، که از اون کاری که الان خودت رو وقفش کردی میگیری:
🔺پدر یا مادری!، دیدن بزرگ شدن و رشد قشنگ بچهت.
🔺دانشجویی!، عمیق شدن تو مطالب و یاد گرفتن چیزی که بهش علاقه داری.
🔺شاغلی!، عشق بازی با کار و غرق شدن تو حرفهت.
🔺عاشقی!، کیف بردن از لحظات دو تاییتون.
🔸درست مثل تردمیل که از بودن و دویدن و فعالیت اون لحظه حالت خوشه و به مقصد کاری نداری. تو زندگی باید از همون لحظه و کاری که میکنی لذت ببری.
🔹سادهتر بگم: هدف رو بذار رو لذت بردن از مسیر تحول، و اِلّا بعد از رسیدن به مقصد حال خوشت دوامی نخواهد داشت.
✍دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
💢 26 سایت مشابه ChatGPT رایگان
1. https://chat.tgbot.co
2. https://chat.theb.ai
3. https://freechatgpt.chat
4. https://fastgpt.app
5. https://freegpt.cc
6. https://freegpt.one
7. https://chatgpt.ddiu.me
8. https://chat.ninvfeng.xyz
9. https://www.aitoolgpt.com
10. https://www.chatsverse.xyz
11. https://chatforai.com
12. https://desk.im
13. https://ai.ls
14. https://ai.ci
15. https://talk.xiu.ee
16. https://www.scyu.app
17. https://www.chat2ai.cn
18. https://aigcfun.com
19. https://chat.forchange.cn
20. https://94gpt.com
21. https://chat.yqcloud.top
22. https://ai117.com
23. https://chat.zecoba.cn
24. https://ai.yiios.com
25. https://xc.com
26. https://chat.paoying.net
1. https://chat.tgbot.co
2. https://chat.theb.ai
3. https://freechatgpt.chat
4. https://fastgpt.app
5. https://freegpt.cc
6. https://freegpt.one
7. https://chatgpt.ddiu.me
8. https://chat.ninvfeng.xyz
9. https://www.aitoolgpt.com
10. https://www.chatsverse.xyz
11. https://chatforai.com
12. https://desk.im
13. https://ai.ls
14. https://ai.ci
15. https://talk.xiu.ee
16. https://www.scyu.app
17. https://www.chat2ai.cn
18. https://aigcfun.com
19. https://chat.forchange.cn
20. https://94gpt.com
21. https://chat.yqcloud.top
22. https://ai117.com
23. https://chat.zecoba.cn
24. https://ai.yiios.com
25. https://xc.com
26. https://chat.paoying.net
✳️ فروکاستن نظام رفاهی به سیاستهای پسماندی
دكتر رضااميدي/پژوهشگر ارشد توسعه اجتماعي
✅ هفتۀ گذشته گفتگویی داشتم با روزنامۀ شرق دربارۀ سیاستگذاری اجتماعی و دولت رفاه که در شمارۀ امروز ۱۴۰۳.۶.۲۶ منتشر شده است. بخشهایی از این گفتگو را در ادامه میخوانید.
🔸چند سال قبل وزیر بهداشت در مواجهه با یک شهروند که از مشکلاتش در حوزۀ سلامت میگفت، پاسخ داد که «خودت بمال». این به طنز تفسیر شد، اما این یک رویکرد رفاهی است که در ادبیات رفاهی به آن do-it-yourself welfare میگویند و نمادی از نئولیبرالیزهشدن نظام رفاهی است. در حوزۀ آموزش، سلامت، مسکن، اشتغال، روابط کار و... ما دقیقاً در چنین مسیری پیش آمدهایم. حالا در این مسیر، نظام رفاهی با ریسکهای جدیدی هم مواجه شده که نمیتواند بهلحاظ نهادی با آن سازگار شود. برای مثال حوزۀ اشتغال یا نظام بیمهای نیاز به یک تجدید سازمان جنسیتی دارد، اما بهدلیل بازاریشدنها و چندپارگیها توان چنین تنظیمی را ندارد و نهایتاً طبقات بالاتر از طریق استراتژی do-it-yourself سامانی به خود میدهند و سایرین رها میشوند.
🔸فروکاستن نظام رفاه به کارکرد بازتوزیع، برداشتی تقلیلگرایانه از نظامهای رفاهی است. اساساً برآمدن نظام رفاهی در معنای مدرن آن مبتنی بر توافق اجتماعی در راستای همبستگی اجتماعی و تضمین حقوق اجتماعی بوده است. آنچه که هم در ادبیات نظری حوزۀ سیاستگذاری اجتماعی و هم تجربۀ کشورها وجود دارد، پیوند نهادی بین سیاستهای اجتماعی و اقتصادی است (Transformative Social Policy) که بهنوعی ترکیببندی بین رژیمهای رفاهی و رژیمهای تولیدی و پیوند و درهمتنیدگی تولید، بازتولید، بازتوزیع و حمایت اجتماعی است... در اینجا دیگر سیاستگذاری اجتماعی نقش پسماندی و حداقلی ندارد و محدود به جبران پیامدهای منفی سیاستهای اقتصادی نیست، بلکه فراتر از آن نهتنها ابزاری برای توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی بین دولت و جامعه برای دستیابی به تغییر است، بلکه بازتابی از رابطۀ قدرت در زمانهای خاص تغییرات بهشمار میآید.
🔸دوگانۀ سیاستهای توافقی/تقابلی که اخیراً در فضای سیاسی شکل گرفته از جنس دوگانههایی است که به تعبیر ژاک دریدا، ایدئولوژیک و طردکننده است. این دوگانه محصول یک تفسیر محدود تاریخی است که با انواعی از نادیدهانگاریها همۀ تحولات تاریخی را حول نیروهای فرادست سیاسی میبیند و ترمیم و توافق رابطۀ بین آنها را عامل اصلی توسعه میداند. درحالیکه میتوان در همین تاریخ معاصر ایران در زاویۀ دیگری ایستاد و انواعی از شواهد را فهرست کرد که نشان میدهد نه توافقهای فرادستان الزاماً خیر عمومی را در پی داشتهاند و نه تقابلها الزاماً مخرب و مانع توسعه بودهاند؛ و برعکس. پس به جای این دوگانگی که یک غیریتهای دیگری را میسازد، باید نگاه ماتریسی داشت و پذیرفت که توافق یا تقابل بین نیروهای سیاسی اولاً نباید محدود به فرادستان دیده شود و ثانیاً نه توافق و نه تقابل دارای ذات مثبت و منفی نیستند بلکه در بزنگاههای تاریخی است که ارزش آنها روشن میشود. روند کالاییسازی آموزش و سلامت و حتی تخریب روابط کار مبتنی بر توافق سیاسی بین فرادستان و ذینفعان طبقاتی آنها بوده است. شما چه در محتوای برنامههای توسعه و چه در عملکرد همۀ دولتها روند پیشروندهای از کالاییسازی آموزش و سلامت و نیروی کار را میبینید که وضعیت امروز را سبب شده است.
🔸در چند دهۀ اخیر دو مسیر موازی یعنی چندپارگی (غیررسمیسازی، استثناسازی و...) و کالاییسازی را در حوزههای اجتماعی تجربه کردهایم بدون اینکه فکر شود که نظام رفاهی باید توان موازنۀ نهادی چنین وضعیتی را داشته باشد. از طرفی تحت عنوان کوچکسازی دولت، دولت را بهعنوان یک نهاد اجتماعی تا توانستهایم حقیر کردهایم. سیاستهای جبرانی هم که برای پیامدهای منفی این روندها طراحی شده، کفایت لازم را برای جبران نداشته است. بیثباتیهای اقتصادی و رکودهای تورمی بلندمدت و شوکهای اقتصادی هم موجب شده که لایههایی از طبقۀ متوسط مدام ضعیفتر شوند و بخش بزرگی از جامعه از سر اجبار به استراتژی do-it-yourself متوسل شده است، اما این تداومیافتنی نیست. دولت باید به این نتیجه رسیده باشد که این دو روند موازی را متوقف کند. بخشی از وفاق باید در خزانۀ واحد حاکمیت خودش را نشان دهد. زمانی ممکن بود بودجۀ دستگاههای خاص ناچیز شمرده شود، اما امروزه که دولت در تأمین ارقام کوچکی برای تأمین کتب درسی مناطق محروم یا هزینۀ ایابوذهاب دانشآموزان و تأمین شیر مدارس با مشکل مواجه است، باید منابع را با حساسیت بالاتری توزیع کند. اگر فکری برای ایجاد این پیوندها نشود، دوگانۀ امور اجتماعی/امور دفاعی در جامعه پررنگتر میشود و این میتواند بسیار پرمخاطره باشد.
كانال قواعدبازی
دكتر رضااميدي/پژوهشگر ارشد توسعه اجتماعي
✅ هفتۀ گذشته گفتگویی داشتم با روزنامۀ شرق دربارۀ سیاستگذاری اجتماعی و دولت رفاه که در شمارۀ امروز ۱۴۰۳.۶.۲۶ منتشر شده است. بخشهایی از این گفتگو را در ادامه میخوانید.
🔸چند سال قبل وزیر بهداشت در مواجهه با یک شهروند که از مشکلاتش در حوزۀ سلامت میگفت، پاسخ داد که «خودت بمال». این به طنز تفسیر شد، اما این یک رویکرد رفاهی است که در ادبیات رفاهی به آن do-it-yourself welfare میگویند و نمادی از نئولیبرالیزهشدن نظام رفاهی است. در حوزۀ آموزش، سلامت، مسکن، اشتغال، روابط کار و... ما دقیقاً در چنین مسیری پیش آمدهایم. حالا در این مسیر، نظام رفاهی با ریسکهای جدیدی هم مواجه شده که نمیتواند بهلحاظ نهادی با آن سازگار شود. برای مثال حوزۀ اشتغال یا نظام بیمهای نیاز به یک تجدید سازمان جنسیتی دارد، اما بهدلیل بازاریشدنها و چندپارگیها توان چنین تنظیمی را ندارد و نهایتاً طبقات بالاتر از طریق استراتژی do-it-yourself سامانی به خود میدهند و سایرین رها میشوند.
🔸فروکاستن نظام رفاه به کارکرد بازتوزیع، برداشتی تقلیلگرایانه از نظامهای رفاهی است. اساساً برآمدن نظام رفاهی در معنای مدرن آن مبتنی بر توافق اجتماعی در راستای همبستگی اجتماعی و تضمین حقوق اجتماعی بوده است. آنچه که هم در ادبیات نظری حوزۀ سیاستگذاری اجتماعی و هم تجربۀ کشورها وجود دارد، پیوند نهادی بین سیاستهای اجتماعی و اقتصادی است (Transformative Social Policy) که بهنوعی ترکیببندی بین رژیمهای رفاهی و رژیمهای تولیدی و پیوند و درهمتنیدگی تولید، بازتولید، بازتوزیع و حمایت اجتماعی است... در اینجا دیگر سیاستگذاری اجتماعی نقش پسماندی و حداقلی ندارد و محدود به جبران پیامدهای منفی سیاستهای اقتصادی نیست، بلکه فراتر از آن نهتنها ابزاری برای توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی بین دولت و جامعه برای دستیابی به تغییر است، بلکه بازتابی از رابطۀ قدرت در زمانهای خاص تغییرات بهشمار میآید.
🔸دوگانۀ سیاستهای توافقی/تقابلی که اخیراً در فضای سیاسی شکل گرفته از جنس دوگانههایی است که به تعبیر ژاک دریدا، ایدئولوژیک و طردکننده است. این دوگانه محصول یک تفسیر محدود تاریخی است که با انواعی از نادیدهانگاریها همۀ تحولات تاریخی را حول نیروهای فرادست سیاسی میبیند و ترمیم و توافق رابطۀ بین آنها را عامل اصلی توسعه میداند. درحالیکه میتوان در همین تاریخ معاصر ایران در زاویۀ دیگری ایستاد و انواعی از شواهد را فهرست کرد که نشان میدهد نه توافقهای فرادستان الزاماً خیر عمومی را در پی داشتهاند و نه تقابلها الزاماً مخرب و مانع توسعه بودهاند؛ و برعکس. پس به جای این دوگانگی که یک غیریتهای دیگری را میسازد، باید نگاه ماتریسی داشت و پذیرفت که توافق یا تقابل بین نیروهای سیاسی اولاً نباید محدود به فرادستان دیده شود و ثانیاً نه توافق و نه تقابل دارای ذات مثبت و منفی نیستند بلکه در بزنگاههای تاریخی است که ارزش آنها روشن میشود. روند کالاییسازی آموزش و سلامت و حتی تخریب روابط کار مبتنی بر توافق سیاسی بین فرادستان و ذینفعان طبقاتی آنها بوده است. شما چه در محتوای برنامههای توسعه و چه در عملکرد همۀ دولتها روند پیشروندهای از کالاییسازی آموزش و سلامت و نیروی کار را میبینید که وضعیت امروز را سبب شده است.
🔸در چند دهۀ اخیر دو مسیر موازی یعنی چندپارگی (غیررسمیسازی، استثناسازی و...) و کالاییسازی را در حوزههای اجتماعی تجربه کردهایم بدون اینکه فکر شود که نظام رفاهی باید توان موازنۀ نهادی چنین وضعیتی را داشته باشد. از طرفی تحت عنوان کوچکسازی دولت، دولت را بهعنوان یک نهاد اجتماعی تا توانستهایم حقیر کردهایم. سیاستهای جبرانی هم که برای پیامدهای منفی این روندها طراحی شده، کفایت لازم را برای جبران نداشته است. بیثباتیهای اقتصادی و رکودهای تورمی بلندمدت و شوکهای اقتصادی هم موجب شده که لایههایی از طبقۀ متوسط مدام ضعیفتر شوند و بخش بزرگی از جامعه از سر اجبار به استراتژی do-it-yourself متوسل شده است، اما این تداومیافتنی نیست. دولت باید به این نتیجه رسیده باشد که این دو روند موازی را متوقف کند. بخشی از وفاق باید در خزانۀ واحد حاکمیت خودش را نشان دهد. زمانی ممکن بود بودجۀ دستگاههای خاص ناچیز شمرده شود، اما امروزه که دولت در تأمین ارقام کوچکی برای تأمین کتب درسی مناطق محروم یا هزینۀ ایابوذهاب دانشآموزان و تأمین شیر مدارس با مشکل مواجه است، باید منابع را با حساسیت بالاتری توزیع کند. اگر فکری برای ایجاد این پیوندها نشود، دوگانۀ امور اجتماعی/امور دفاعی در جامعه پررنگتر میشود و این میتواند بسیار پرمخاطره باشد.
كانال قواعدبازی
✳️ هفت اصل تیمسازی در سازمانها
✅ در دنیای پرشتاب امروز، تیمسازی به یکی از ارکان اساسی موفقیت در سازمانها و کسبوکارها تبدیل شده است. سازمانها دیگر تنها به دنبال استخدام افراد متخصص نیستند، بلکه ایجاد تیمهای هماهنگ و کارآمد که توانایی همکاری و دستیابی به اهداف مشترک را داشته باشند، از اولویتهای اصلی آنهاست.
🔻در ادامه، به چند اصل نوین تیمسازی اشاره میکنیم که رعایت آنها میتواند موفقیت سازمان شما را تضمین کند:
1️⃣ تعیین اهداف و چشماندازهای مشترک
یک تیم موفق باید اهداف و چشماندازهای روشنی داشته باشد که همه اعضا به آن معتقد و متعهد باشند. این اهداف، به تیم جهت میدهد و باعث میشود همه اعضا در مسیر مشخصی حرکت کنند. به اشتراک گذاشتن این اهداف و توضیح دقیق آنها به ایجاد همبستگی در تیم کمک میکند.
2️⃣ انتخاب اعضا با مهارتهای مکمل
تیمهای موفق شامل افرادی هستند که مهارتها و تخصصهای متفاوت و مکمل یکدیگر دارند. انتخاب اعضایی که نقاط ضعف و قوت همدیگر را پوشش میدهند، به تیم کمک میکند تا چالشهای مختلف را با موفقیت پشت سر بگذارد.
3️⃣ تشویق به ارتباطات موثر و شفاف
شفافیت و ارتباطات مؤثر در تیم، کلید موفقیت است. هر چه اعضای تیم بیشتر به تبادل نظر، ایدهپردازی و انتقال اطلاعات بپردازند، همکاری بهتری خواهند داشت. مدیران باید فضایی ایجاد کنند که همه اعضا بتوانند نظرات خود را بدون ترس یا نگرانی مطرح کنند.
4️⃣ ایجاد اعتماد و احترام متقابل
اعتماد یکی از عناصر حیاتی در تیمسازی است. اعضای تیم باید به یکدیگر اعتماد داشته باشند و بدانند که هر کسی نقش مهمی در دستیابی به اهداف تیم ایفا میکند. همچنین، احترام به تواناییها و نظرات همتیمیها، از اهمیت بالایی برخوردار است.
5️⃣ تشویق به همکاری و حل مسئله مشترک
در تیمهای موفق، همکاری اولویت دارد. به جای رقابت، اعضای تیم باید تلاش کنند تا با یکدیگر برای حل مشکلات و دستیابی به راهحلهای خلاقانه همکاری کنند. مدیران باید محیطی ایجاد کنند که همکاری و همفکری به عنوان ارزشهای اصلی تیم شناخته شود.
6️⃣ بازخورد مستمر و سازنده
ارائه بازخورد به اعضای تیم باعث میشود عملکرد هر فرد بهبود یابد و تیم به سمت موفقیت حرکت کند. این بازخوردها باید به شکلی سازنده و به موقع ارائه شوند تا به افراد کمک کنند ضعفهای خود را شناسایی کرده و در راستای پیشرفت فردی و گروهی گام بردارند.
7️⃣ قدردانی و ایجاد انگیزه در تیم
تلاش و دستاوردهای اعضای تیم نباید نادیده گرفته شود. تشویق و قدردانی از کارهای خوب و موفقیتها، به ایجاد انگیزه بیشتر و تقویت روحیه تیمی کمک میکند. یک تیم با انگیزه بالا، بهتر میتواند به اهداف خود دست یابد.
🔺با رعایت این اصول نوین تیمسازی، میتوانید تیمی منسجم، قدرتمند و با انگیزه تشکیل دهید که در مسیر رشد و موفقیت سازمان شما نقش کلیدی ایفا کند.
كانال قواعدبازی
✅ در دنیای پرشتاب امروز، تیمسازی به یکی از ارکان اساسی موفقیت در سازمانها و کسبوکارها تبدیل شده است. سازمانها دیگر تنها به دنبال استخدام افراد متخصص نیستند، بلکه ایجاد تیمهای هماهنگ و کارآمد که توانایی همکاری و دستیابی به اهداف مشترک را داشته باشند، از اولویتهای اصلی آنهاست.
🔻در ادامه، به چند اصل نوین تیمسازی اشاره میکنیم که رعایت آنها میتواند موفقیت سازمان شما را تضمین کند:
1️⃣ تعیین اهداف و چشماندازهای مشترک
یک تیم موفق باید اهداف و چشماندازهای روشنی داشته باشد که همه اعضا به آن معتقد و متعهد باشند. این اهداف، به تیم جهت میدهد و باعث میشود همه اعضا در مسیر مشخصی حرکت کنند. به اشتراک گذاشتن این اهداف و توضیح دقیق آنها به ایجاد همبستگی در تیم کمک میکند.
2️⃣ انتخاب اعضا با مهارتهای مکمل
تیمهای موفق شامل افرادی هستند که مهارتها و تخصصهای متفاوت و مکمل یکدیگر دارند. انتخاب اعضایی که نقاط ضعف و قوت همدیگر را پوشش میدهند، به تیم کمک میکند تا چالشهای مختلف را با موفقیت پشت سر بگذارد.
3️⃣ تشویق به ارتباطات موثر و شفاف
شفافیت و ارتباطات مؤثر در تیم، کلید موفقیت است. هر چه اعضای تیم بیشتر به تبادل نظر، ایدهپردازی و انتقال اطلاعات بپردازند، همکاری بهتری خواهند داشت. مدیران باید فضایی ایجاد کنند که همه اعضا بتوانند نظرات خود را بدون ترس یا نگرانی مطرح کنند.
4️⃣ ایجاد اعتماد و احترام متقابل
اعتماد یکی از عناصر حیاتی در تیمسازی است. اعضای تیم باید به یکدیگر اعتماد داشته باشند و بدانند که هر کسی نقش مهمی در دستیابی به اهداف تیم ایفا میکند. همچنین، احترام به تواناییها و نظرات همتیمیها، از اهمیت بالایی برخوردار است.
5️⃣ تشویق به همکاری و حل مسئله مشترک
در تیمهای موفق، همکاری اولویت دارد. به جای رقابت، اعضای تیم باید تلاش کنند تا با یکدیگر برای حل مشکلات و دستیابی به راهحلهای خلاقانه همکاری کنند. مدیران باید محیطی ایجاد کنند که همکاری و همفکری به عنوان ارزشهای اصلی تیم شناخته شود.
6️⃣ بازخورد مستمر و سازنده
ارائه بازخورد به اعضای تیم باعث میشود عملکرد هر فرد بهبود یابد و تیم به سمت موفقیت حرکت کند. این بازخوردها باید به شکلی سازنده و به موقع ارائه شوند تا به افراد کمک کنند ضعفهای خود را شناسایی کرده و در راستای پیشرفت فردی و گروهی گام بردارند.
7️⃣ قدردانی و ایجاد انگیزه در تیم
تلاش و دستاوردهای اعضای تیم نباید نادیده گرفته شود. تشویق و قدردانی از کارهای خوب و موفقیتها، به ایجاد انگیزه بیشتر و تقویت روحیه تیمی کمک میکند. یک تیم با انگیزه بالا، بهتر میتواند به اهداف خود دست یابد.
🔺با رعایت این اصول نوین تیمسازی، میتوانید تیمی منسجم، قدرتمند و با انگیزه تشکیل دهید که در مسیر رشد و موفقیت سازمان شما نقش کلیدی ایفا کند.
كانال قواعدبازی
✳️ تحصیلات در برابر نهاد اقتصادی
✍هاجون چانگ
✅ نه فقط تحصیلات پایه بلکه تحصیلات عالی هم آنقدرها در تعیین سطح رفاه و رونق اقتصادی یک ملت تاثیر و اهمیت ندارد ما باید به طور جدی درباره نقش تحصیلات در اقتصادمان تجدید نظر و فکر دیگری کنیم.در مورد کشورهای ثروتمند وسواس آنها نسبت به تحصیلات عالی باید مهار و کنترل شود این وسواس به تورم ناسالم در مدارک دانشگاهی و یک سرمایه گذاری اضافی در ابعادی عظیم در آموزش عالی در بسیاری از کشورها منجر شده است که نتیجه آن است.من با کشورهایی که به دلایل دیگر درصد بسیار زیادی یا حتی 100 درصد ثبت نام دانشگاهی دارند مخالف نیستم اما این کشورها نباید خود را فریب دهند و باور کنند که این امر تاثیر قابل توجهی در بهرهوری اقتصادی آنها خواهد داشت.
💠آنچه واقعاً کشورهای ثروتمند را از کشورهای فقیرتر متمایز میسازد به چگونگی تحصیل شهروندان آنها،به طور فردی خیلی کم مربوط میشود بلکه چگونگی سازمان یافتگی شهروندان آنها در قالب نهادها و موسسات دسته جمعی با بهرهوری بالا خواه این نهادها و موسسات جمعی بنگاههای غول آسایی مانند بوئینگ یا فولکس واگن باشند خواه بنگاههای کوچکتر اما در سطح جهانی فعال،مانند بنگاههای اقتصادی سوئیس و ایتالیا،مربوط است.
💠رشد و تکامل چنین بنگاههایی نیازمند آن است که از سوی طیفی از نهادهایی که سرمایهگذاری و خطرپذیری را تشویق میکند و نیز از سوی یک نظام اقتصادی و بازرگانی که بنگاهها را در دوران کودکی صنایع حمایت و تغذیه میکند و یک نظام مالی که سرمایه احتیاطی لازم را برای سرمایهگذاریهای بلندمدت ارتقا دهنده بهرهوری،برای آنها فراهم و تامین میکند و نیز از سوی نهادهایی که هم برای سرمایهداران با یک قانون خوب و مناسب ورشکستگی و هم برای کارگران که رفاه آنان را تضمین کند و فرصتهای مجدد اشتغال را فراهم سازد و نیز با مقررات مربوط به تحقیقات و توسعه و کارآموزی و نظایر اینها پشتیبانی شوند.
💠تحصیلات ارزشمند است اما ارزش اصلی آن در افزایش بهره وری تولیدی نیست.ارزش تحصیلات در توانایی آن برای کمک به ما در جهت توسعه و تکامل امکانات بالقوهمان و راه بردن یک زندگی مفیدتر،ارضاکنندهتر و مستقلتر نهفته است.اگر ما تحصیلات را با این گمان گسترش دهیم که اقتصادهای ما را ثروتمندتر خواهد ساخت به طور جدی سرخورده و مأیوس خواهیم شد زیرا رابطه میان تحصیلات و بهرهوری ملی رابطهای نسبتا ضعیف،نامطمئن و پیچیده است اشتیاق بیش از حد ما به تحصیلات باید مهار شود به ویژه در کشورهای در حال توسعه لازم است که توجه بسیاری به جریان ایجاد و ارتقای مؤسسات مولد و نهادهایی که از آنها پشتیبانی کنند مبذول گردد.
📗از کتاب بیست و سه گفتار در باب سرمایهداری، گفتار هفدهم
كانال برنامه ريزي توسعه
✍هاجون چانگ
✅ نه فقط تحصیلات پایه بلکه تحصیلات عالی هم آنقدرها در تعیین سطح رفاه و رونق اقتصادی یک ملت تاثیر و اهمیت ندارد ما باید به طور جدی درباره نقش تحصیلات در اقتصادمان تجدید نظر و فکر دیگری کنیم.در مورد کشورهای ثروتمند وسواس آنها نسبت به تحصیلات عالی باید مهار و کنترل شود این وسواس به تورم ناسالم در مدارک دانشگاهی و یک سرمایه گذاری اضافی در ابعادی عظیم در آموزش عالی در بسیاری از کشورها منجر شده است که نتیجه آن است.من با کشورهایی که به دلایل دیگر درصد بسیار زیادی یا حتی 100 درصد ثبت نام دانشگاهی دارند مخالف نیستم اما این کشورها نباید خود را فریب دهند و باور کنند که این امر تاثیر قابل توجهی در بهرهوری اقتصادی آنها خواهد داشت.
💠آنچه واقعاً کشورهای ثروتمند را از کشورهای فقیرتر متمایز میسازد به چگونگی تحصیل شهروندان آنها،به طور فردی خیلی کم مربوط میشود بلکه چگونگی سازمان یافتگی شهروندان آنها در قالب نهادها و موسسات دسته جمعی با بهرهوری بالا خواه این نهادها و موسسات جمعی بنگاههای غول آسایی مانند بوئینگ یا فولکس واگن باشند خواه بنگاههای کوچکتر اما در سطح جهانی فعال،مانند بنگاههای اقتصادی سوئیس و ایتالیا،مربوط است.
💠رشد و تکامل چنین بنگاههایی نیازمند آن است که از سوی طیفی از نهادهایی که سرمایهگذاری و خطرپذیری را تشویق میکند و نیز از سوی یک نظام اقتصادی و بازرگانی که بنگاهها را در دوران کودکی صنایع حمایت و تغذیه میکند و یک نظام مالی که سرمایه احتیاطی لازم را برای سرمایهگذاریهای بلندمدت ارتقا دهنده بهرهوری،برای آنها فراهم و تامین میکند و نیز از سوی نهادهایی که هم برای سرمایهداران با یک قانون خوب و مناسب ورشکستگی و هم برای کارگران که رفاه آنان را تضمین کند و فرصتهای مجدد اشتغال را فراهم سازد و نیز با مقررات مربوط به تحقیقات و توسعه و کارآموزی و نظایر اینها پشتیبانی شوند.
💠تحصیلات ارزشمند است اما ارزش اصلی آن در افزایش بهره وری تولیدی نیست.ارزش تحصیلات در توانایی آن برای کمک به ما در جهت توسعه و تکامل امکانات بالقوهمان و راه بردن یک زندگی مفیدتر،ارضاکنندهتر و مستقلتر نهفته است.اگر ما تحصیلات را با این گمان گسترش دهیم که اقتصادهای ما را ثروتمندتر خواهد ساخت به طور جدی سرخورده و مأیوس خواهیم شد زیرا رابطه میان تحصیلات و بهرهوری ملی رابطهای نسبتا ضعیف،نامطمئن و پیچیده است اشتیاق بیش از حد ما به تحصیلات باید مهار شود به ویژه در کشورهای در حال توسعه لازم است که توجه بسیاری به جریان ایجاد و ارتقای مؤسسات مولد و نهادهایی که از آنها پشتیبانی کنند مبذول گردد.
📗از کتاب بیست و سه گفتار در باب سرمایهداری، گفتار هفدهم
كانال برنامه ريزي توسعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢۱۵ کشور ثروتمند دنیا
در سال ۱۹۷۹ ایران جز ۱۵ کشور ثروتمند جهان بود اما بعد از این سال یا به عبارتی یعنی بعد از انقلاب ایران دیگر در میان ۱۵ کشور ثروتمند جهان نبود.
در دهه ۵۰ و قبل از سال ۵۷ میزان تولید نفت ایران حدود ۵ میلیون بشکه در روز بوده و دلیل اصلی بالا بودن صادرات ایران و ثروتمند بودن قبل از سال ۵۷ این موضوع بوده است.
لینک پیوستن به انجمن حمایت از تولید
https://chat.whatsapp.com/HcFAkJVzKQ9DdTCYxG7SyB
در سال ۱۹۷۹ ایران جز ۱۵ کشور ثروتمند جهان بود اما بعد از این سال یا به عبارتی یعنی بعد از انقلاب ایران دیگر در میان ۱۵ کشور ثروتمند جهان نبود.
در دهه ۵۰ و قبل از سال ۵۷ میزان تولید نفت ایران حدود ۵ میلیون بشکه در روز بوده و دلیل اصلی بالا بودن صادرات ایران و ثروتمند بودن قبل از سال ۵۷ این موضوع بوده است.
لینک پیوستن به انجمن حمایت از تولید
https://chat.whatsapp.com/HcFAkJVzKQ9DdTCYxG7SyB
✳️ نوآوری، نیازمند فرهنگ حمایتی و تشویقی در هر سازمانی است.
✅ برای شکوفایی نوآوری در یک سازمان، باید فضایی ایجاد شود که از تلاشها و ایدههای جدید حمایت کرده و به نوآوران انگیزه داد.
• فرهنگ سازمانی حمایتی: به معنای ایجاد محیطی است که در آن کارکنان احساس امنیت و آزادی برای ارائه ایدههای جدید و متفاوت داشته باشند. بدون ترس از شکست یا انتقاد، افراد میتوانند خلاقیت خود را بروز دهند.
• فرهنگ سازمانی تشویقی: به معنای قدردانی و پاداش دادن به نوآوریها و تلاشهای خلاقانه است. این میتواند شامل پاداشهای مالی، تقدیر و تشکر، فرصتهای ارتقا و ... باشد.
بدون وجود چنین فرهنگی، نوآوری به سختی میتواند رشد کند و به ثمر برسد. کارکنان در محیطی که از ریسکپذیری و ایدههای جدید استقبال نمیشود، تمایل کمتری به نوآوری خواهند داشت.
بنابراین، ایجاد فرهنگ سازمانی حمایتی و تشویقی، یکی از عوامل کلیدی برای موفقیت در نوآوری و دستیابی به مزیت رقابتی در دنیای امروز است.
✅ برای شکوفایی نوآوری در یک سازمان، باید فضایی ایجاد شود که از تلاشها و ایدههای جدید حمایت کرده و به نوآوران انگیزه داد.
• فرهنگ سازمانی حمایتی: به معنای ایجاد محیطی است که در آن کارکنان احساس امنیت و آزادی برای ارائه ایدههای جدید و متفاوت داشته باشند. بدون ترس از شکست یا انتقاد، افراد میتوانند خلاقیت خود را بروز دهند.
• فرهنگ سازمانی تشویقی: به معنای قدردانی و پاداش دادن به نوآوریها و تلاشهای خلاقانه است. این میتواند شامل پاداشهای مالی، تقدیر و تشکر، فرصتهای ارتقا و ... باشد.
بدون وجود چنین فرهنگی، نوآوری به سختی میتواند رشد کند و به ثمر برسد. کارکنان در محیطی که از ریسکپذیری و ایدههای جدید استقبال نمیشود، تمایل کمتری به نوآوری خواهند داشت.
بنابراین، ایجاد فرهنگ سازمانی حمایتی و تشویقی، یکی از عوامل کلیدی برای موفقیت در نوآوری و دستیابی به مزیت رقابتی در دنیای امروز است.
✳️ قیمت عادلانه چیست؟
✍🏻 پل_مولر
استادیار اقتصاد در کالج سلطنتی منهتن
✅ امروزه اقتصاددانان کمی می پرسند که آیا قیمت عادلانه است یا نه. چون پیشرفت هایی که در اندیشه اقتصادی به دست آمده است باعث شده که این قبیل استدلال ها نامربوط یا غیر قابل بررسی باشند. البته برای بیشتر مردم، دغدغه قیمت های عادلانه همچنان باقی است، بخصوص قیمت های مربوط به مسکن و خدمات درمانی که خیلی ها فکر می کنند بطور ناعادلانه ای بالا هستند، و قیمت های نیروی کار که خیلی ها فکر می کنند به شکل ناعادلانه ای پائین هستند.
این مقاله مباحثات تاریخی در مورد این که چه چیزی قیمت را عادلانه می کند و این که چرا اقتصاددان ها به طور کلی دیگر چنین سوالی نمی پرسند را بررسی می کند. مطمئناً، در طول هزاران سال در این زمینه مطالب زیادی نوشته شده است. ما در اینجا فقط بخش کوچکی از مهم ترین مطالب مربوط به نظریه قیمت عادلانه را برجسته می کنیم؛ یعنی نظریات ارسطو و آکوئیناس، مدرسیان اسپانیایی سالامانکا، جان لاک و اتین کُندیاک.
✔️ ارسطو (قرن چهارم قبل از میلاد)
ارسطو در کتاب پنجم ، بخش پنجم اخلاق نیکوماخسی و در کتاب اول سیاسات، در مورد اقتصاد نوشته است. او در اینجا در مورد هدف مبادله، پول، و وام دادن بحث می کند. ارسطو استدلال می کند که ثروت، به مفهوم کالاهای مادی، به شکوفایی زندگی کمک می کند اما مالجویی نه. هنر اکتساب به معنی به دست آوردن کالاهای مادی برای تامین منفعت خانواده است اما هنر ثروت اندوزی به معنی افزایش ثروت مالی شخص برای خودش است. اولی ضروری و قابل احترام است اما آخری «غیرطبیعی» و «شیوه ای است که در آن انسان ها از یکدیگر می گیرند».
ارسطو مبادله عادلانه را به مفهوم کسب برابر یا منصفانه توصیف می کند:
آشکار است که کنش عادلانه حد وسط بین ناعادلانه عمل کردن و مورد بی عدالتی قرار گرفتن است؛ تعادل، چیزی مابین زیادی داشتن یکی و خیلی کم داشتن دیگری است. عدالت چنین معنایی دارد…. مرد عادل… بین خودش و دیگری یا بین دو شخص دیگر طوری توزیع می کند که از چیزی که توزیع می شود نه برای خودش زیادی بردارد و به همسایه اش کمتر بدهد (و نه برعکس به شکلی که زیان کند)، بلکه بطور برابر و منطبق بر تناسب توزیع کند؛ و در توزیع بین دو شخص دیگر نیز باید به همین شکل عمل کند.
یک مثال می تواند روشن کند که چرا برای ارسطو، یکی از این هنرها عادلانه است و دیگری ناعادلانه. فرض کنید که شما یک باغ زیتون دارید. زمین شما بیش از حد نیاز شما و خانوادهتان زیتون تولید می کند. اما برای پخت نان به جو نیاز دارید. هنر اکتساب یعنی مبادله زیتون های شما با جو. ارسطو درک می کند که مبادله مستقیم (پایاپای) ممکن است دشوار باشد، و شما ممکن است زیتون هایتان را در ازای پول بفروشید و سپس از آن پول برای خرید جو استفاده کنید. این کار به نتیجه ای مشابه ختم می شود، که همان مبادله مازاد زیتون شما با جو است، به شکلی آسان تر.
این کنش عادلانه است چراکه شما کالاهایی با ارزش مشابه مبادله کرده اید و اینجا نوعی برابری یا انصاف در مبادله وجود دارد. گیریم که شما یک سبد زیتون را به ۲۰ دلار فروختید و از آن ۲۰ دلار برای خرید دو سبد جو استفاده کردید. از نظر مبادله زیتون های شما ۲۰ دلار می ارزیدند و جو ۲۰ دلار می ارزید. بطور قطع کالاهایی با ارزش مشابه را با استفاده از پول به عنوان واسطه ای خنثی مبادله کرده اید.
اندوختن پول از طریق هنر مال اندوزی در نقطه مقابل قرار دارد. این هنر معمولا مربوط به خرده فروشی است. بجای شروع کردن با یک کالای مبادله ای، شما باید با سرمایه شروع کنید مثلا با ۲۰ دلار. شما از ۲۰ دلار برای خرید یک جفت کفش از شهر همسایه استفاده می کنید . سپس آن کفش ها را در شهر خودتان به ۳۰ دلار می فروشید. با کسب سود ۱۰ دلار، شما ناعادلانه رفتار کرده اید. احتمالا، آن کفش ها وقتی شما آن ها را خریدید ۲۰ دلار می ارزیده است، با این حال شما آن ها را ۳۰ دلار فروختید یعنی سود شما به هزینه زیان کسی که آن ها را از شما خریده به دست آمده است.
ارسطو می گوید نوعی سود یا منفعت وجود دارد که باید بین خریدار و فروشنده «توزیع» شود. عدالت به معنی یافتن روشی منصفانه یا متساوی برای تقسیم این فایده است. پس راهنماهای مبادله عادلانه، قیمت های بازار هستند که بازتابی از عرضه و تقاضا برای کالاها بوده و آن ها را متناسب می سازد. این ایده که ارزش گذاری کالاها توسط مردم و درنتیجه منفعت آن ها از مبادله کاملا ذهنی بوده است، از نظر ارسطو و پیروانش تا دوره قرون وسطی پنهان مانده بود.
لينك مطلب؛
https://www.boomrang.org/what-is-just-price/
كانال قواعدبازی
✍🏻 پل_مولر
استادیار اقتصاد در کالج سلطنتی منهتن
✅ امروزه اقتصاددانان کمی می پرسند که آیا قیمت عادلانه است یا نه. چون پیشرفت هایی که در اندیشه اقتصادی به دست آمده است باعث شده که این قبیل استدلال ها نامربوط یا غیر قابل بررسی باشند. البته برای بیشتر مردم، دغدغه قیمت های عادلانه همچنان باقی است، بخصوص قیمت های مربوط به مسکن و خدمات درمانی که خیلی ها فکر می کنند بطور ناعادلانه ای بالا هستند، و قیمت های نیروی کار که خیلی ها فکر می کنند به شکل ناعادلانه ای پائین هستند.
این مقاله مباحثات تاریخی در مورد این که چه چیزی قیمت را عادلانه می کند و این که چرا اقتصاددان ها به طور کلی دیگر چنین سوالی نمی پرسند را بررسی می کند. مطمئناً، در طول هزاران سال در این زمینه مطالب زیادی نوشته شده است. ما در اینجا فقط بخش کوچکی از مهم ترین مطالب مربوط به نظریه قیمت عادلانه را برجسته می کنیم؛ یعنی نظریات ارسطو و آکوئیناس، مدرسیان اسپانیایی سالامانکا، جان لاک و اتین کُندیاک.
✔️ ارسطو (قرن چهارم قبل از میلاد)
ارسطو در کتاب پنجم ، بخش پنجم اخلاق نیکوماخسی و در کتاب اول سیاسات، در مورد اقتصاد نوشته است. او در اینجا در مورد هدف مبادله، پول، و وام دادن بحث می کند. ارسطو استدلال می کند که ثروت، به مفهوم کالاهای مادی، به شکوفایی زندگی کمک می کند اما مالجویی نه. هنر اکتساب به معنی به دست آوردن کالاهای مادی برای تامین منفعت خانواده است اما هنر ثروت اندوزی به معنی افزایش ثروت مالی شخص برای خودش است. اولی ضروری و قابل احترام است اما آخری «غیرطبیعی» و «شیوه ای است که در آن انسان ها از یکدیگر می گیرند».
ارسطو مبادله عادلانه را به مفهوم کسب برابر یا منصفانه توصیف می کند:
آشکار است که کنش عادلانه حد وسط بین ناعادلانه عمل کردن و مورد بی عدالتی قرار گرفتن است؛ تعادل، چیزی مابین زیادی داشتن یکی و خیلی کم داشتن دیگری است. عدالت چنین معنایی دارد…. مرد عادل… بین خودش و دیگری یا بین دو شخص دیگر طوری توزیع می کند که از چیزی که توزیع می شود نه برای خودش زیادی بردارد و به همسایه اش کمتر بدهد (و نه برعکس به شکلی که زیان کند)، بلکه بطور برابر و منطبق بر تناسب توزیع کند؛ و در توزیع بین دو شخص دیگر نیز باید به همین شکل عمل کند.
یک مثال می تواند روشن کند که چرا برای ارسطو، یکی از این هنرها عادلانه است و دیگری ناعادلانه. فرض کنید که شما یک باغ زیتون دارید. زمین شما بیش از حد نیاز شما و خانوادهتان زیتون تولید می کند. اما برای پخت نان به جو نیاز دارید. هنر اکتساب یعنی مبادله زیتون های شما با جو. ارسطو درک می کند که مبادله مستقیم (پایاپای) ممکن است دشوار باشد، و شما ممکن است زیتون هایتان را در ازای پول بفروشید و سپس از آن پول برای خرید جو استفاده کنید. این کار به نتیجه ای مشابه ختم می شود، که همان مبادله مازاد زیتون شما با جو است، به شکلی آسان تر.
این کنش عادلانه است چراکه شما کالاهایی با ارزش مشابه مبادله کرده اید و اینجا نوعی برابری یا انصاف در مبادله وجود دارد. گیریم که شما یک سبد زیتون را به ۲۰ دلار فروختید و از آن ۲۰ دلار برای خرید دو سبد جو استفاده کردید. از نظر مبادله زیتون های شما ۲۰ دلار می ارزیدند و جو ۲۰ دلار می ارزید. بطور قطع کالاهایی با ارزش مشابه را با استفاده از پول به عنوان واسطه ای خنثی مبادله کرده اید.
اندوختن پول از طریق هنر مال اندوزی در نقطه مقابل قرار دارد. این هنر معمولا مربوط به خرده فروشی است. بجای شروع کردن با یک کالای مبادله ای، شما باید با سرمایه شروع کنید مثلا با ۲۰ دلار. شما از ۲۰ دلار برای خرید یک جفت کفش از شهر همسایه استفاده می کنید . سپس آن کفش ها را در شهر خودتان به ۳۰ دلار می فروشید. با کسب سود ۱۰ دلار، شما ناعادلانه رفتار کرده اید. احتمالا، آن کفش ها وقتی شما آن ها را خریدید ۲۰ دلار می ارزیده است، با این حال شما آن ها را ۳۰ دلار فروختید یعنی سود شما به هزینه زیان کسی که آن ها را از شما خریده به دست آمده است.
ارسطو می گوید نوعی سود یا منفعت وجود دارد که باید بین خریدار و فروشنده «توزیع» شود. عدالت به معنی یافتن روشی منصفانه یا متساوی برای تقسیم این فایده است. پس راهنماهای مبادله عادلانه، قیمت های بازار هستند که بازتابی از عرضه و تقاضا برای کالاها بوده و آن ها را متناسب می سازد. این ایده که ارزش گذاری کالاها توسط مردم و درنتیجه منفعت آن ها از مبادله کاملا ذهنی بوده است، از نظر ارسطو و پیروانش تا دوره قرون وسطی پنهان مانده بود.
لينك مطلب؛
https://www.boomrang.org/what-is-just-price/
كانال قواعدبازی
✳️ استمرار تاثیر کرونا روی اقتصادها
✅ هدف SDG 8 ترویج رشد اقتصادی پایدار، فراگیر و پایدار، اشتغال کامل و کار شایسته برای همه است.
کووید-19 باعث عمیقترین رکود جهانی در دهههای اخیر شد و *تولید ناخالص داخلی جهانی را به میزان 3.1 درصد در سال 2020 کاهش داد.*
امروزه تنها 5 درصد از جمعیت جهان در کشوری زندگی میکنند که در مسیر بازگشت یا پیشی گرفتن از پیشبینیهای تولید اقتصادی قبل از کووید-19 قرار دارد...
ادامه مطلب؛
https://datatopics.worldbank.org/sdgatlas/goal-8-decent-work-and-economic-growth/?lang=en
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ هدف SDG 8 ترویج رشد اقتصادی پایدار، فراگیر و پایدار، اشتغال کامل و کار شایسته برای همه است.
کووید-19 باعث عمیقترین رکود جهانی در دهههای اخیر شد و *تولید ناخالص داخلی جهانی را به میزان 3.1 درصد در سال 2020 کاهش داد.*
امروزه تنها 5 درصد از جمعیت جهان در کشوری زندگی میکنند که در مسیر بازگشت یا پیشی گرفتن از پیشبینیهای تولید اقتصادی قبل از کووید-19 قرار دارد...
ادامه مطلب؛
https://datatopics.worldbank.org/sdgatlas/goal-8-decent-work-and-economic-growth/?lang=en
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Atlas of Sustainable Development Goals 2023
Decent work & economic growth | SDG 8: Decent work & economic growth
The Atlas of Sustainable Development Goals 2023 presents interactive storytelling and data visualizations about the 17 Sustainable Development Goals. It highlights trends for selected targets within each goal and introduces concepts about how some SDGs are…
✳️ ۲۰ ویژگی مدیران بد
✅ در سال 2018 موسسه Predictive Index یک تحقیق گسترده را در خصوص خصوصیات مدیران بد انجام داد.
در این تحقیق از بیش از ۵هزار نفر از کارکنان پرسیده شد مدیران آن ها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق ۲۰ ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارد، عبارتست از:
- انتظارات واضح و روشنی را بیان نمی کنند.
- تبعیض قائل می شوند.
- به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی دهند.
- پشت سر دیگران حرف می زنند یا بددهنی می کنند.
- پذیرا یا علاقه مند به بازخورد نیستند.
- همواره میخواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
- خودآگاهی ضعیفی دارند.
- به اعتماد دیگران خیانت میکنند.
- به دیگران گوش نمی دهند.
- نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار میدهند.
- مهارت کلامی ضعیفی دارند.
-از کارکنان خود حمایت نمیکنند.
- انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمیکنند.
- از کارِ خوب و تلاش دیگران قدردانی نمیکنند.
- دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها میکنند.
- بی حوصله و کم صبر هستند.
- موجب آزردگی خاطر دیگران میشوند.
- منفعل هستند.
-به تعهدات خود عمل نمیکنند.
-به راحتی تهدید و مرعوب میشوند./آکادمی مدیریت
✅ در سال 2018 موسسه Predictive Index یک تحقیق گسترده را در خصوص خصوصیات مدیران بد انجام داد.
در این تحقیق از بیش از ۵هزار نفر از کارکنان پرسیده شد مدیران آن ها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق ۲۰ ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارد، عبارتست از:
- انتظارات واضح و روشنی را بیان نمی کنند.
- تبعیض قائل می شوند.
- به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی دهند.
- پشت سر دیگران حرف می زنند یا بددهنی می کنند.
- پذیرا یا علاقه مند به بازخورد نیستند.
- همواره میخواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
- خودآگاهی ضعیفی دارند.
- به اعتماد دیگران خیانت میکنند.
- به دیگران گوش نمی دهند.
- نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار میدهند.
- مهارت کلامی ضعیفی دارند.
-از کارکنان خود حمایت نمیکنند.
- انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمیکنند.
- از کارِ خوب و تلاش دیگران قدردانی نمیکنند.
- دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها میکنند.
- بی حوصله و کم صبر هستند.
- موجب آزردگی خاطر دیگران میشوند.
- منفعل هستند.
-به تعهدات خود عمل نمیکنند.
-به راحتی تهدید و مرعوب میشوند./آکادمی مدیریت
👍1
✳️ ۹ واقعیت از بچه های کف بازار:
۱- افراد موفق متعهد هستند که ثروتمند شوند افراد فقیر می خواهند که ثروتمند شوند.
۲- اگر کارهای آسان را انجام دهید زندگی سخت می شود اگر کارهای سخت را انجام دهید زندگی آسان می شود.
۳- هر چه بیشتر یاد بگیرید بیشتر پول در میارید.
۴- افراد ثروتمند افراد موفق را تحسین می کنند افراد فقیر نسبت به افراد موفق خشمگین هستند.
۵- به نسبتی که ارزش به بازار ارائه می کنید پول می سازید.
۶- قهرمان کسی است که بتواند بر خودش غلبه کند.
۷- نمی توان با کوچک فکر کردن کارهای بزرگی انجام داد.
۸- درآمد شما به میزانی که خودتان را ارتقا می دهید افزایش پیدا میکند.
۹- فقرا برای پول کار می کنند ثروتمندان راهی می روند که پول برایشان کار کند.
🔺شما چه واقعیت های دیگری اضافه می کنید؟
۱- افراد موفق متعهد هستند که ثروتمند شوند افراد فقیر می خواهند که ثروتمند شوند.
۲- اگر کارهای آسان را انجام دهید زندگی سخت می شود اگر کارهای سخت را انجام دهید زندگی آسان می شود.
۳- هر چه بیشتر یاد بگیرید بیشتر پول در میارید.
۴- افراد ثروتمند افراد موفق را تحسین می کنند افراد فقیر نسبت به افراد موفق خشمگین هستند.
۵- به نسبتی که ارزش به بازار ارائه می کنید پول می سازید.
۶- قهرمان کسی است که بتواند بر خودش غلبه کند.
۷- نمی توان با کوچک فکر کردن کارهای بزرگی انجام داد.
۸- درآمد شما به میزانی که خودتان را ارتقا می دهید افزایش پیدا میکند.
۹- فقرا برای پول کار می کنند ثروتمندان راهی می روند که پول برایشان کار کند.
🔺شما چه واقعیت های دیگری اضافه می کنید؟
✳️ تعریف کارآفرینی از نگاه هوارد استیونسن
✅ هوارد استینوسن که زمانی مدیر انتشاراتِ دانشگاه هاروارد نیز بوده است، کارآفرینی را به صورت زیر تعریف میکند:
🔺 "کارآفرینی تعقیب فرصتهاست. فرصتهایی که فراتر از منابعی هستند که امروز در دسترس داریم."
🟢 در تعریف استیونسن دو کلمه کلیدی وجود دارد. یکی فرصت جو بودن و جستجوی فرصتهای جدید و دیگری محدود نشدن به منابع در دسترس.
شاید بتوان گفت در تعریف کارآفرینی از نگاه استیونسن، ساختن مسیرهای جدید در اقتصاد و محیط کسب و کار اهمیت ویژهای پیدا میکند.
🔵 اریک شورنبرگ در مقاله خود در نشریهی Inc، به شوخی نقل میگوید: تعریف کارآفرینی به روایت استیونسن را باید حداقل پنجاه تا صد بار بلند بخوانی تا مفهوم آن را متوجه شوی. البته در ادامه تاکید میکند که این تعریف، بهترین تعریف کارآفرینی است که تاکنون ارائه شده است!
🟤 استیونسن در توضیح آنچه به عنوان تعریف کارآفرینی ارائه کرده است میگوید: فراموش نکنید که من در چه زمانی این تعریف را ارائه کردم. آن زمان کارآفرینی چیزی شبیه اختلال شخصیتی و ریسک پذیری بیمارگونه بود و من تاکید داشتم تا سازندگی و فرصت جویی را به آن مفهوم اضافه کنم تا هر کسی میخواهد بتواند آینده خودش را در دایره کارآفرینان ببیند.
راهنامه مدیر
✅ هوارد استینوسن که زمانی مدیر انتشاراتِ دانشگاه هاروارد نیز بوده است، کارآفرینی را به صورت زیر تعریف میکند:
🔺 "کارآفرینی تعقیب فرصتهاست. فرصتهایی که فراتر از منابعی هستند که امروز در دسترس داریم."
🟢 در تعریف استیونسن دو کلمه کلیدی وجود دارد. یکی فرصت جو بودن و جستجوی فرصتهای جدید و دیگری محدود نشدن به منابع در دسترس.
شاید بتوان گفت در تعریف کارآفرینی از نگاه استیونسن، ساختن مسیرهای جدید در اقتصاد و محیط کسب و کار اهمیت ویژهای پیدا میکند.
🔵 اریک شورنبرگ در مقاله خود در نشریهی Inc، به شوخی نقل میگوید: تعریف کارآفرینی به روایت استیونسن را باید حداقل پنجاه تا صد بار بلند بخوانی تا مفهوم آن را متوجه شوی. البته در ادامه تاکید میکند که این تعریف، بهترین تعریف کارآفرینی است که تاکنون ارائه شده است!
🟤 استیونسن در توضیح آنچه به عنوان تعریف کارآفرینی ارائه کرده است میگوید: فراموش نکنید که من در چه زمانی این تعریف را ارائه کردم. آن زمان کارآفرینی چیزی شبیه اختلال شخصیتی و ریسک پذیری بیمارگونه بود و من تاکید داشتم تا سازندگی و فرصت جویی را به آن مفهوم اضافه کنم تا هر کسی میخواهد بتواند آینده خودش را در دایره کارآفرینان ببیند.
راهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ آیا شانس وجود واقعی دارد؟
✍ ریچارد وایزمن
✅ به طور مخفيانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که میگفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديدهايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين که اين آگهی کاملا خيره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی میکردند عمدتا آن را نديدند، درحالی که اغلب افراد خوششانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبیتر از افراد خوششانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصتهای غيرمنتظره را مختل میکند. در نتيجه، آنها فرصتهای غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست میدهند.
تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدمهای خوشاقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد میکنند.
💥اول آنها در ايجاد و يافتن فرصتهای مناسب مهارت دارند،
💥دوم به قوه شهود گوش میسپارند و براساس آن تصميمهای مثبت میگيرند.
💥سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نيکی برای آنها رضايت بخش است.
💥چهارم نگرش انعطافپذير آنها، بدبياری را به خوشاقبالی بدل میکند.
✍ ریچارد وایزمن
✅ به طور مخفيانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که میگفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديدهايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين که اين آگهی کاملا خيره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی میکردند عمدتا آن را نديدند، درحالی که اغلب افراد خوششانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبیتر از افراد خوششانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصتهای غيرمنتظره را مختل میکند. در نتيجه، آنها فرصتهای غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست میدهند.
تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدمهای خوشاقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد میکنند.
💥اول آنها در ايجاد و يافتن فرصتهای مناسب مهارت دارند،
💥دوم به قوه شهود گوش میسپارند و براساس آن تصميمهای مثبت میگيرند.
💥سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نيکی برای آنها رضايت بخش است.
💥چهارم نگرش انعطافپذير آنها، بدبياری را به خوشاقبالی بدل میکند.
*نقدی بر سند ملی هوش مصنوعی ایران*
اسفندیار جهانگرد
🔹سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران به گفته متولیان تدوین آن براساس اسناد بالادستی کشور و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است.
این سند بهعنوان نقشه راهی برای توسعه هوش مصنوعی در ایران با هدف دستیابی به تمدن نوین اسلامی و ارتقای کیفیت حکمرانی مطرح شده است. اهداف و فرصتهای این فناوری اینگونه بیان شده است که هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری تحولساز، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی، توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ایفا میکند.
این سند بر تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص، توسعه زیرساختهای حقوقی و فناورانه، افزایش تولیدات علمی و فناورانه، و ارتقای نوآوری تأکید دارد. هدف اصلی این است که ایران در افق ۱۴۱۲ بین ۱۰ کشور پیشرو در حوزه هوش مصنوعی قرار گیرد و از این فناوری برای حکمرانی هوشمند، سلامت، رفاه، امنیت و آسایش مردم استفاده کند.
🔻یادداشت را اینجا بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-943075
كانال قواعدبازی
اسفندیار جهانگرد
🔹سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران به گفته متولیان تدوین آن براساس اسناد بالادستی کشور و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است.
این سند بهعنوان نقشه راهی برای توسعه هوش مصنوعی در ایران با هدف دستیابی به تمدن نوین اسلامی و ارتقای کیفیت حکمرانی مطرح شده است. اهداف و فرصتهای این فناوری اینگونه بیان شده است که هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری تحولساز، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی، توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ایفا میکند.
این سند بر تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص، توسعه زیرساختهای حقوقی و فناورانه، افزایش تولیدات علمی و فناورانه، و ارتقای نوآوری تأکید دارد. هدف اصلی این است که ایران در افق ۱۴۱۲ بین ۱۰ کشور پیشرو در حوزه هوش مصنوعی قرار گیرد و از این فناوری برای حکمرانی هوشمند، سلامت، رفاه، امنیت و آسایش مردم استفاده کند.
🔻یادداشت را اینجا بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-943075
كانال قواعدبازی
شرق
نقدی بر سند ملی هوش مصنوعی ایران
سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران به گفته متولیان تدوین آن براساس اسناد بالادستی کشور و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است. این سند بهعنوان نقشه راهی برای توسعه هوش مصنوعی در ایران با هدف دستیابی به تمدن نوین اسلامی و ارتقای کیفیت…
✳️ ضریب جینی ۱۴۰۲ منتشر شد: روند شکسته شد، نابرابری افزایش یافت
▫️تازهترین گزارش مرکز آمار نشان میدهد ضریب جینی در کل کشور در سال 1402 افزایش یافته است. ضریب جینی مهمترین شاخص برای بیان نابرابری است. البته این ضریب در سال گذشته برای مناطق روستایی، برخلاف مناطق شهری، کاهش یافته بود.
▫️همچنین بررسی روند این شاخص در ایران نشان میدهد که پس از چند سالی که این ضریب در مسیر کاهش بود در ۱۴۰۲ روند قبلی شکسته شد و جهت عوض کرد.
▫️میتوانید در خصوص روند ۴۰ ساله این شاخص گزارشی را اینجا بخوانید:
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-71423
كانال قواعدبازی
▫️تازهترین گزارش مرکز آمار نشان میدهد ضریب جینی در کل کشور در سال 1402 افزایش یافته است. ضریب جینی مهمترین شاخص برای بیان نابرابری است. البته این ضریب در سال گذشته برای مناطق روستایی، برخلاف مناطق شهری، کاهش یافته بود.
▫️همچنین بررسی روند این شاخص در ایران نشان میدهد که پس از چند سالی که این ضریب در مسیر کاهش بود در ۱۴۰۲ روند قبلی شکسته شد و جهت عوض کرد.
▫️میتوانید در خصوص روند ۴۰ ساله این شاخص گزارشی را اینجا بخوانید:
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-71423
كانال قواعدبازی
اکوایران
روایت ۴۰ ساله از نابرابری در ایران؛ افزایش شکاف درآمدی در سال ۱۴۰۲
اکوایران: آخرین بررسیها نشان میدهد روند نزولی ضریب جینی در سال ۱۴۰۲ به پایان رسیده و میزان نابرابری در کشور روندی فزاینده به خود گرفته است.
✳️ تبعات كاهش قريب الوقوع نرخ سود بانكی
✍️دکتر مرتضي عزتي/اقتصاددان
✅ وزير اقتصاد دولت چهاردهم، معتقد است كه نرخ سود بانكي ۳۰ درصدي فعلي منجر به ناترازي بيشتر، نقدينگي و تورم افزونتر و نهايتا افت بازار سرمايه ميشود.
بنابراين بر اساس اعلام رسانهها، همتي قصد دارد نرخ سود بانكي را پايين آورده تا توجهات معطوف بازار سهام شود. اما آيا اين استدلال منطقي و درست است و كاهش نرخ سود بانكي منجر به هدايت جريان نقدينگي سپردهها به سمت پروژههاي مولد ميشود؟
در وهله نخست بايد توجه داشت كه هر نوع عدم ثباتي به اقتصاد ضربه ميزند. حتما مخاطبان به ياد دارند كه دولت قبل، در ماههاي پاياني سال۱۴۰۲ با استدلال هايي، نرخ سود بانكي را افزايش و مشكلاتي را شكل داد. بالا آوردن و پايين آوردن نرخ سود بانكي حدفاصل كمتر از يك سال اقتصاد را دچار بيثباتي و عدم تعادل ميكند. به ويژه اينكه اين تصميم قطعا باعث خروج سپردهها در بانكها ميشود و بانكها را با ناترازي بيشتري مواجه ميسازد. اينطور نيست كه هرگونه كاهش نرخ سودي به نفع بانكها باشد. برعكس اين نوع تصميمات باعث شدت يافتن ناترازي بانكها ميشود.
اين تصور كه منابع مالي موجود در بانكها پس از كاهش نرخ سود بانكي راهي بخشهاي مولد و بازار سرمايه ميشود هم تصور اشتباهي است. در اغلب موارد، پولهاي خارج شده از بانكها وارد صندوقهاي سرمايه گذاري كم ريسك شده و صرف سوداگري ميشود. صندوقهاي سرمايه گذاري عمدتا منابع خود را در بازارهايي غير از سهام سرمايهگذاري ميكنند. منابع خود را تبديل به طلا، ارز و سكه ميكنند تا سود بيشتري كسب كنند.
پولهاي خارج شده از بانك به صندوقهايي ميروند كه از تورم سود برداشت ميكنند. حيرتانگيز اينكه متوليان اقتصادي ايران، درك درستي از مناسبات پيچيده اقتصاد و نظام بازارهاي ايران ندارند. در اقتصادهايي شاهد انتقال منابع بانكي به سمت پروژههاي مولد و بخش توليد هستيم كه در آنها بخش توليد، بخش پررونق و پرسود اقتصاد است. در حالي كه بخش توليد در اقتصاد ايران با ركود دامنهداري مواجه است و هيچكس مايل نيست دارايي خود را در بخش توليد سرمايهگذاري كند. حتي اگر قرار به سرمايه گذاري باشد صاحبان سرمايه در صندوقهاي سرمايه گذاري با سود ثابت ورود ميكنند.
بنگاهي كه سود ثابت ميدهد هم بنگاهي است كه از تورم سود ميبرد نه از رويكردهاي مولد. بنابراين اصل اين ايده كه كاهش نرخ سود بانكي، نقدينگي را به سمت بورس و بخش هاي مولد ميبرد، غلط است. اگر دولت نرخ سود بانكي را پايين بياورد، بعيد است كه سهامها در بورس با استقبال سرمايهگذاران مواجه شوند. افرادي كه تمايل دارند در بانكها سپردهگذاري كنند، افراد خاصي هستند. در واقع ريسكپذير نبوده و حاضر نيستند سهام بنگاههايي با ريسك بالا را خريداري كنند.
لذا اگر سرمايهگذاران منابع خود را از بانكها خارج كنند در صندوق هاي سرمايه گذاري بدون ريسك سرمايه گذاري ميكنند.
در بازار سرمايه سهام شركت هاي دولتي و خصولتي و... وجود دارد. استقبال از سهمها اما تحت تاثير رونق يا ركود اقتصادي است. اگر اقتصادي با رونق مواجه باشد، مردم به سمت خريد سهام بنگاهها ميل ميكنند. اما در شرايط ركود، مردم رغبتي به خريد سهام نشان نداده و به دنبال رويكردهاي سوداگرانه ميروند. در شرايط رونق، مردم بدون تغيير در سود بانكي هم از خريد سهام شركتها و بنگاهها استقبال ميكنند. با توجه به وضعيت فعلي اقتصاد كه ركود حاكم و نوسانات مثبت اندك است، صندوقهاي سرمايهگذاري، عمده پول خود را وارد بازارهاي سكه، طلا، ارز و... ميكنند تا سود بالايي كسب كنند. در واقع آنها سود ناشي از تورم را برداشت ميكنند. از آنجا كه نرخ تورم در ايران بهطور ميانگين حدود ۴۰درصد است، حتي اگر نرخ سود صندوقهاي سرمايهگذاري ۳۰درصد هم باشد باز هم امكان برداشت ۱۰درصد سود خالص براي آنها وجود دارد.
با اين توضيحات روشن است كه كاهش نرخ سود بانكي نه تنها كمكي به رونق بازار كسب و كار و انتقال جهت سرمايه گذاري به سمت پروژه هاي مولد و حوزههاي توليدي نميكند، بلكه بر اثر عدم ثباتي كه ايجاد ميكند، بر حجم آشفتگي ها و رشد بازار هم ميافزايد.
بنابراين به وزير اقتصاد و ساير مديران و مشاوران اقتصادي دولت توصيه ميكنم كه در هنگام تصميمگيريها به پيچيدگي ها و ابعاد پنهان اقتصاد ايران توجه بيشتري داشته باشند.
کانال قواعدبازی
✍️دکتر مرتضي عزتي/اقتصاددان
✅ وزير اقتصاد دولت چهاردهم، معتقد است كه نرخ سود بانكي ۳۰ درصدي فعلي منجر به ناترازي بيشتر، نقدينگي و تورم افزونتر و نهايتا افت بازار سرمايه ميشود.
بنابراين بر اساس اعلام رسانهها، همتي قصد دارد نرخ سود بانكي را پايين آورده تا توجهات معطوف بازار سهام شود. اما آيا اين استدلال منطقي و درست است و كاهش نرخ سود بانكي منجر به هدايت جريان نقدينگي سپردهها به سمت پروژههاي مولد ميشود؟
در وهله نخست بايد توجه داشت كه هر نوع عدم ثباتي به اقتصاد ضربه ميزند. حتما مخاطبان به ياد دارند كه دولت قبل، در ماههاي پاياني سال۱۴۰۲ با استدلال هايي، نرخ سود بانكي را افزايش و مشكلاتي را شكل داد. بالا آوردن و پايين آوردن نرخ سود بانكي حدفاصل كمتر از يك سال اقتصاد را دچار بيثباتي و عدم تعادل ميكند. به ويژه اينكه اين تصميم قطعا باعث خروج سپردهها در بانكها ميشود و بانكها را با ناترازي بيشتري مواجه ميسازد. اينطور نيست كه هرگونه كاهش نرخ سودي به نفع بانكها باشد. برعكس اين نوع تصميمات باعث شدت يافتن ناترازي بانكها ميشود.
اين تصور كه منابع مالي موجود در بانكها پس از كاهش نرخ سود بانكي راهي بخشهاي مولد و بازار سرمايه ميشود هم تصور اشتباهي است. در اغلب موارد، پولهاي خارج شده از بانكها وارد صندوقهاي سرمايه گذاري كم ريسك شده و صرف سوداگري ميشود. صندوقهاي سرمايه گذاري عمدتا منابع خود را در بازارهايي غير از سهام سرمايهگذاري ميكنند. منابع خود را تبديل به طلا، ارز و سكه ميكنند تا سود بيشتري كسب كنند.
پولهاي خارج شده از بانك به صندوقهايي ميروند كه از تورم سود برداشت ميكنند. حيرتانگيز اينكه متوليان اقتصادي ايران، درك درستي از مناسبات پيچيده اقتصاد و نظام بازارهاي ايران ندارند. در اقتصادهايي شاهد انتقال منابع بانكي به سمت پروژههاي مولد و بخش توليد هستيم كه در آنها بخش توليد، بخش پررونق و پرسود اقتصاد است. در حالي كه بخش توليد در اقتصاد ايران با ركود دامنهداري مواجه است و هيچكس مايل نيست دارايي خود را در بخش توليد سرمايهگذاري كند. حتي اگر قرار به سرمايه گذاري باشد صاحبان سرمايه در صندوقهاي سرمايه گذاري با سود ثابت ورود ميكنند.
بنگاهي كه سود ثابت ميدهد هم بنگاهي است كه از تورم سود ميبرد نه از رويكردهاي مولد. بنابراين اصل اين ايده كه كاهش نرخ سود بانكي، نقدينگي را به سمت بورس و بخش هاي مولد ميبرد، غلط است. اگر دولت نرخ سود بانكي را پايين بياورد، بعيد است كه سهامها در بورس با استقبال سرمايهگذاران مواجه شوند. افرادي كه تمايل دارند در بانكها سپردهگذاري كنند، افراد خاصي هستند. در واقع ريسكپذير نبوده و حاضر نيستند سهام بنگاههايي با ريسك بالا را خريداري كنند.
لذا اگر سرمايهگذاران منابع خود را از بانكها خارج كنند در صندوق هاي سرمايه گذاري بدون ريسك سرمايه گذاري ميكنند.
در بازار سرمايه سهام شركت هاي دولتي و خصولتي و... وجود دارد. استقبال از سهمها اما تحت تاثير رونق يا ركود اقتصادي است. اگر اقتصادي با رونق مواجه باشد، مردم به سمت خريد سهام بنگاهها ميل ميكنند. اما در شرايط ركود، مردم رغبتي به خريد سهام نشان نداده و به دنبال رويكردهاي سوداگرانه ميروند. در شرايط رونق، مردم بدون تغيير در سود بانكي هم از خريد سهام شركتها و بنگاهها استقبال ميكنند. با توجه به وضعيت فعلي اقتصاد كه ركود حاكم و نوسانات مثبت اندك است، صندوقهاي سرمايهگذاري، عمده پول خود را وارد بازارهاي سكه، طلا، ارز و... ميكنند تا سود بالايي كسب كنند. در واقع آنها سود ناشي از تورم را برداشت ميكنند. از آنجا كه نرخ تورم در ايران بهطور ميانگين حدود ۴۰درصد است، حتي اگر نرخ سود صندوقهاي سرمايهگذاري ۳۰درصد هم باشد باز هم امكان برداشت ۱۰درصد سود خالص براي آنها وجود دارد.
با اين توضيحات روشن است كه كاهش نرخ سود بانكي نه تنها كمكي به رونق بازار كسب و كار و انتقال جهت سرمايه گذاري به سمت پروژه هاي مولد و حوزههاي توليدي نميكند، بلكه بر اثر عدم ثباتي كه ايجاد ميكند، بر حجم آشفتگي ها و رشد بازار هم ميافزايد.
بنابراين به وزير اقتصاد و ساير مديران و مشاوران اقتصادي دولت توصيه ميكنم كه در هنگام تصميمگيريها به پيچيدگي ها و ابعاد پنهان اقتصاد ايران توجه بيشتري داشته باشند.
کانال قواعدبازی
ایده_های برای_ایران.pdf
1.6 MB
ایده_های برای_ایران.pdf