مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ تبعات كاهش قريب‌ الوقوع نرخ سود بانكی

✍️دکتر مرتضي عزتي/اقتصاددان

✅ وزير اقتصاد دولت چهاردهم، معتقد است كه نرخ سود بانكي ۳۰ درصدي فعلي منجر به ناترازي بيشتر، نقدينگي و تورم افزون‌تر و نهايتا افت بازار سرمايه مي‌شود.

بنابراين بر اساس اعلام رسانه‌ها، همتي قصد دارد نرخ سود بانكي را پايين آورده تا توجهات معطوف بازار سهام شود. اما آيا اين استدلال منطقي و درست است و كاهش نرخ سود بانكي منجر به هدايت جريان نقدينگي سپرده‌ها به سمت پروژه‌هاي مولد مي‌شود؟

در وهله نخست بايد توجه داشت كه هر نوع عدم ثباتي به اقتصاد ضربه مي‌زند. حتما مخاطبان به ياد دارند كه دولت قبل، در ماه‌هاي پاياني سال۱۴۰۲ با استدلال‌ هايي، نرخ سود بانكي را افزايش و مشكلاتي را شكل داد. بالا آوردن و پايين آوردن نرخ سود بانكي حدفاصل كمتر از يك‌ سال اقتصاد را دچار بي‌ثباتي و عدم تعادل مي‌كند. به ويژه اينكه اين تصميم قطعا باعث خروج سپرده‌ها در بانك‌ها مي‌شود و بانك‌ها را با ناترازي بيشتري مواجه مي‌سازد. اين‌طور نيست كه هرگونه كاهش نرخ سودي به نفع بانك‌ها باشد. برعكس اين نوع تصميمات باعث شدت يافتن ناترازي بانك‌ها مي‌شود.

اين تصور كه منابع مالي موجود در بانك‌ها پس از كاهش نرخ سود بانكي راهي بخش‌هاي مولد و بازار سرمايه مي‌شود هم تصور اشتباهي است. در اغلب موارد، پول‌هاي خارج شده از بانك‌ها وارد صندوق‌هاي سرمايه‌ گذاري كم ريسك شده و صرف سوداگري مي‌شود. صندوق‌هاي سرمايه ‌گذاري عمدتا منابع خود را در بازارهايي غير از سهام سرمايه‌گذاري مي‌كنند. منابع خود را تبديل به طلا، ارز و سكه مي‌كنند تا سود بيشتري كسب كنند.
پول‌هاي خارج شده از بانك به صندوق‌هايي مي‌روند كه از تورم سود برداشت مي‌كنند. حيرت‌انگيز اينكه متوليان اقتصادي ايران، درك درستي از مناسبات پيچيده اقتصاد و نظام بازارهاي ايران ندارند. در اقتصادهايي شاهد انتقال منابع بانكي به سمت پروژه‌هاي مولد و بخش توليد هستيم كه در آنها بخش توليد، بخش پررونق و پرسود اقتصاد است. در حالي كه بخش توليد در اقتصاد ايران با ركود دامنه‌داري مواجه است و هيچ‌كس مايل نيست دارايي خود را در بخش توليد سرمايه‌گذاري كند. حتي اگر قرار به سرمايه ‌گذاري باشد صاحبان سرمايه در صندوق‌هاي سرمايه‌ گذاري با سود ثابت ورود مي‌كنند.

بنگاهي كه سود ثابت مي‌دهد هم بنگاهي است كه از تورم سود مي‌برد نه از رويكردهاي مولد. بنابراين اصل اين ايده كه كاهش نرخ سود بانكي، نقدينگي را به سمت بورس و بخش‌ هاي مولد مي‌برد، غلط است‌. اگر دولت نرخ سود بانكي را پايين بياورد، بعيد است كه سهام‌ها در بورس با استقبال سرمايه‌گذاران مواجه شوند. افرادي كه تمايل دارند در بانك‌ها سپرده‌گذاري كنند، افراد خاصي هستند. در واقع ريسك‌پذير نبوده و حاضر نيستند سهام بنگاه‌هايي با ريسك بالا را خريداري كنند.

لذا اگر سرمايه‌گذاران منابع خود را از بانك‌ها خارج كنند در صندوق‌ هاي سرمايه‌ گذاري بدون ريسك سرمايه‌ گذاري مي‌كنند.

در بازار سرمايه سهام شركت‌ هاي دولتي و خصولتي و... وجود دارد. استقبال از سهم‌ها اما تحت تاثير رونق يا ركود اقتصادي است. اگر اقتصادي با رونق مواجه باشد، مردم به سمت خريد سهام بنگاه‌ها ميل مي‌كنند. اما در شرايط ركود، مردم رغبتي به خريد سهام نشان نداده و به دنبال رويكردهاي سوداگرانه مي‌روند. در شرايط رونق، مردم بدون تغيير در سود بانكي هم از خريد سهام شركت‌ها و بنگاه‌ها استقبال مي‌كنند. با توجه به وضعيت فعلي اقتصاد كه ركود حاكم و نوسانات مثبت اندك است، صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري، عمده پول خود را وارد بازارهاي سكه، طلا، ارز و... مي‌كنند تا سود بالايي كسب كنند. در واقع آنها سود ناشي از تورم را برداشت مي‌كنند. از آنجا كه نرخ تورم در ايران به‌طور ميانگين حدود ۴۰درصد است، حتي اگر نرخ سود صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري ۳۰درصد هم باشد باز هم امكان برداشت ۱۰درصد سود خالص براي آنها وجود دارد.

با اين توضيحات روشن است كه كاهش نرخ سود بانكي نه تنها كمكي به رونق بازار كسب و كار و انتقال جهت سرمايه‌ گذاري به سمت پروژه ‌هاي مولد و حوزه‌هاي توليدي نمي‌كند، بلكه بر اثر عدم ثباتي كه ايجاد مي‌كند، بر حجم آشفتگي ‌ها و رشد بازار هم مي‌افزايد.

بنابراين به وزير اقتصاد و ساير مديران و مشاوران اقتصادي دولت توصيه مي‌كنم كه در هنگام تصميم‌گيري‌ها به پيچيدگي ‌ها و ابعاد پنهان اقتصاد ايران توجه بيشتري داشته باشند.
کانال قواعدبازی
ایده_های برای_ایران.pdf
1.6 MB
‎⁨ایده_های برای_ایران⁩.pdf
مدیریت اجرایی
ایده_های برای_ایران.pdf
📚*اسلایدهای راه های توسعه اقتصاد ایران*

دکتر امیر کرمانی/استاد اقتصاد دانشگاه برکلی

▫️حدود چهل و پنج روز پیش (۱۴م مرداد)به همراه دکتر عبده تبریزی گرامی در انجمن اقتصاد ایران ارائه‌ای داشتم با عنوان «ایده‌هایی برای بازگشت ایران به مسیر توسعه‌ی پایدار»
لینک یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=_Qq-m3aiV2o

▫️در این ارائه عرض کردم که ایران عزیز ما برای بازگشت به مسیر توسعه‌ی پایدار نیازمند اصلاحات هماهنگ، مستمر و تدریجی در چهار حوزه‌ی:

۱- توانمندسازی مردم (شامل احیای توان سیاسی و اقتصادی آحاد مردم)
۲- توانمندسازی حکومت (شامل بازسازی نظام بروکراسی، اصلاحات قضایی و برقراری توازن بین حقوق و تکالیف اجزای حکومت)
۳- گشایش‌های بین‌المللی
۴-اصلاحات اقتصادی
است. البته تمرکز این ارائه تنها بر دو بخش آخر است.

▫️در حوزه گشایش‌های بین‌المللی، معتقدم که باید با شناخت صحیح از روندهای مهم جهانی و منطقه‌ای، جایگاه مناسب ایران را پیدا کنیم و با ایجاد روابط بین‌المللی هم‌افزا با قطب‌های اقتصادی و کشورهای منطقه، ایران را به عنوان کشوری مستقل که تنها هدفش توسعه اقتصادی خود و منطقه‌اش است بازتعریف کنیم.

▫️در بعد اصلاحات اقتصادی تصورم آن است که در کنار مباحث اقتصاد سیاسی،یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های مشکلات امروز ما در اولویت نبودن توسعه‌ی اقتصادی و همچنین داشتن ایده‌های غلط بوده و نقطه‌ی شروع اصلاحات اقتصادی از اصلاح ایده‌های غلط و بازتعریف رابطه‌ی دولت-ملت می‌گذرد. همچنین عرض کردم که برای رفع ناترازی‌های فعلی علاوه بر اصلاح ایده‌های غلط، نیاز به یک دوره رشد نسبتا بالا از طریق افزایش درآمدهای ارزی و بهبود دسترسی به تکنولوژی داریم.


06:10 مسائل پیش‌رو و استراتژی دولت
14:17 ضرورت اصلاحات در چهار حوزه
18:22 لزوم هماهنگی بین انواع اصلاحات
22:22 روندهای مهم دنیای امروز
27:20 گذار از جهان تک قطبی به چند قطبی
32:37 انقلاب انرژی‌های تجدیدپذیر
35:35 رشد انفجاری هوش مصنوعی
40:14 اهمیت صادرات خدمات
48:50 انقلاب نفت شیل
54:14 ایده‌های مانع توسعه
01:03:00 پیش‌نیاز اصلاح ناترازی‌ها
01:06:10 لزوم بازتعریف قرارداد اجتماعی دولت-ملت
01:21:42 وضعیت بازار سرمایه
كانال قواعدبازی
✳️ شگرد مشترک کازینوها و هایپرمارکت ها

🖊مجتبی لشکربلوکی

✅ همه ما فکر می کنیم که خیلی عاقل و باهوش هستیم اما به صورت ناخودآگاه تحت تاثیر متغیرهای مختلفی قرار می گیريم و تصمیمات ما از مدار عقلانیت خارج می شود.
🔸هیجان باعث می شود که شانس موفقیت خود را بیش از اندازه ارزیابی کنیم. به همین دلیل هست که کازینوها، از نور زیاد و صدای بلند استفاده می کنند: می خواهند افراد را هیجانی کنند! هر چقدر بیشتر هیجانی شوند، پول بیشتری صرف خواهند کرد. هر چقدر که درباره موضوعی بیشتر هیجان زده باشیم، ریسک ها را کمتر تخمین می زنیم.

🔹هایپرمارکت ها هم از سه متغیر نورپردازی، سقف بلند و موسیقی به خوبی استفاده می کنند. به همین دلیل است که وقتی سیستم روشنایی هایپرمارکت ها برای چند ساعتی دچار نقص می شود به وضوح روی فروش آن ها تاثیر می گذارد.

🔸ممکن است بگویید که هایپرمارکت ها و کازینوها هر دو این ويژگی را دارند که مردم برای تفریح و سرگرمی به آن جا می روند. باشد بگذارید یک مثال دیگر بزنم: معمولا بازار سهام جزو بازارهای پیشرفته است. بازیگران آن نه به قصد تفریح بلکه کاملا با هدف سودآوری به آن بازار می آیند. یافته‌های پژوهشی متعدد نشان می دهد که بین آب و هوا و میزان خرید و فروش سهام آن هم در حرفه ای ترین بازارها رابطه معناداری وجود دارد. یک درجه افزایش حرارت روی حجم خرید و فروش سهام تاثیر می گذارد! برخی یافته ها نشان می دهد که اینکه امروز آفتابی است یا ابری، هم روی قیمت ها تاثیرگذار است و هم روی میزان خرید و فروش. همین طور درجه رطوبت تاثیر معکوس دارد!

🔹بنابراین عناصر غیرمرتبط شامل هیجان، موسیقی، درجه حرارت، میزان رطوبت، میزان روشنایی بر روی تصمیمات ما کاملا موثر است.

🔺تحلیل و تجویز راهبردی:

برخی معتقدند عواطف و منطق، رابطه الاکلنگی با هم دارند؛ هر طرف که بالا برود، طرف دیگر پایین می آید. چه باید کرد؟

🔸عواطف خود را بشناسید و تشخیص دهید که چگونه تفکر شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

🔹فاصله زمانی-مکانی بگیرید و به جای تفکر، تامل کنید. در تصمیمات مهم از موقعیتی که در آن هستید فاصله بگیرید و به خودتان زمان بدهید. اگر بخواهید در همان لحظه تصمیم گیری کنید تحت تاثیر عوامل محیطی آن جا قرار خواهید گرفت. سپس با لیست کردن جنبه های مثبت و منفی هر تصمیم، منطق خود را بالا ببرید. با دیدن واقعیت های مربوطه بر روی کاغذ، می توانید به صورت عقلانی در مورد انتخاب ها فکر کنید و تاثیر عواطف و عوامل دیگر را بر خود کمتر می کنید.

🔺حال یک پرسش چالشی: می خواهید به فردی پیشنهاد ازدواج دهید یا می خواهید به رییس تان یک ایده سرمایه گذاری را پیشنهاد کنید، سعی می کنید در چه شرایطی پیشنهاد خود را به او بدهید که احتمال جواب منفی شنیدن را کم کنید؟/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ قصۀ پول چیست؟

✅ صدهاهزار سال قبل، انسان پیش از آنکه تولید را شروع کند مبادله را شروع کرد. انسان دریافت که برای بعضی کالاها به خاطر کمیابی بیشتر و استهلاک کمتر، تقاضای نسبی بیشتری وجود دارد: پوست، نمک، صدف، شاخ و غیره. انسان فهمید بهتر است برای روز مبادا چیزی ذخیره کند و فهمید مثلاً ذخیره کردن نمک از ذخیره کردن پیاز یا بزغاله عاقلانه تر است. چون به این زودی ها نابود نمی شود، تقسیم پذیرتر است، و در ضمن مشتری بیشتری دارد و با داشتن آن خیلی چیزهای دیگر را که لازم شوند میتوان خرید. به این ترتیب مفهوم واسطۀ مبادله و وسیلۀ حفظ ارزش در ذهن بشر شکل گرفت. پول پدید آمد.  در حالی که هنوز هیچ حکومتی و هیچ اقتصاددانی وجود نداشت.
🔺هزاران سال گذشت. همۀ انسانها فهمیدند طلا از همه چیز کمیاب تر است، تقریباً مستهلک نمی شود و همیشه مشتری دارد. بشر به این نتیجه رسید که قطعات طلا از هر پول دیگری بهتر است. و البته تقلب هایی هم در آن می شد، همانطور که همیشه در مورد هر کالای دیگری می شود.
🔺در همین اثنا کسانی پیدا شدند که دیدند می توان به جای زحمت کشیدن و عرق ریختن، در سایه خوابید و از دسترنج دیگران حتی بیش از خود آنها سهم برداشت. همیشه زورمندانی بودند که از مردم باج میگرفتند. امّا از زمانی به بعد کارشان بالا گرفت به فکر ایجاد اعتبار و رسمیت افتادند. عدّه ای را مأمور کردند تا برایشان حمایت جلب کنند و افسانه بسرایند و مشروعیت بتراشند. و به این ترتیب باج گیری به شغل پیچیده تر و کم زحمت تری به نام حکومت تبدیل شد. و بعدها علم سیاست مُدُن پدید آمد تا باجگیری حکومت را مشروع و موجّه و اجتناب ناپذیر جلوه دهد. «سیاست مدن» جدّ اعلای اقتصاد کلان متعارف امروزی بود.
پایۀ حکومت که محکم شد، حکومتیان خیلی چیزها را حق ذاتی خود دانستند. یکی از آن ها انحصار انتشار پول بود. حکما شروع به نظریه پردازی کردند: «قوّۀ ابراء پول ناشی از اقتدار حاکمیت است ولاغیر». مردم کوچه و بازار که معنی این حرفهای های قلنبه سلنبه را نمی فهمیدند. آنها فقط پولی برای رواج دادن معاملاتشان می خواستند. پولی که تا آن زمان همیشه در بازار مثل همۀ کالاهای دیگر تولید و عرضه و معامله شده بود. امّا حالا حکومت می گفت فقط چیزی پول است که مُهر ضرّابخانۀ من بر آن باشد. چاره ای جز پذیرش نبود. حکومت پول را غصب کرد و به انحصار خود درآورد و این شاه بیت همۀ باجگیری های تاریخ بود. از طریق دستکاری پول میشود از مردم باج گرفت و قدرت خرید آنها را غصب کرد، بی آن که حتّی بفهمند: پایین آوردن عیار سکّه ها و تقلب در پول، در نتیجه تورم و بالا رفتن قیمتها. وقتی به دوران مدرن رسیدیم، قدرت حکومت ها برای سوء استفاده از بی خبری مردم به اوج رسید. به نحوی که نقش تاریخی طلا به عنوان پول را هم انکار کردند: پول کاغذی است که ما پشت آن را امضا کرده باشیم؛ پول عددی است که در حساب های بانکی شما کم و زیاد شود و مورد تأیید ما باشد. به این ترتیب هزینۀ ایجاد تورم برای حکومتها تقریباً به صفر رسید.
🔺تا روزی که پول در انحصار حکومت باشد، تورم وجود خواهد داشت و دسترنج مردم به مرور زمان غارت خواهد شد. تورم «غارت نرم» است. غارتی که ما آن را نمی بینیم چه رسد که بخواهیم یا بتوانیم به آن اعتراض کنیم. روش های مزوّرانۀ ایجاد تورم روش هایی هستند که اتفاقاً مردم را خوشحال و راضی می کنند؛ مثلاً افزایش یارانه یا کاهش نرخ سود وام ها. مردم شیرینی آنی یارانه و وام را خیر حکومت می بینند امّا تلخی زهر تورم را که بعداً آشکار خواهد شد شرّی می دانند که از آسمان نازل شده. تورم گاه می تواند تا ده ها سال خود را پشت بدهی های دولت یا نرخ مصنوعی ارزان ارز خارجی پنهان کند (اوّلی ترفند دولت ها در اقتصادهای صنعتی و دومی روش معمول اقتصادهای خام فروش است)، امّا بالاخره روزی از پشت سدهای پنهانکاری سر میرود و مثل سیل به راه می افتد و زندگی همه را به هم میریزد و تنها منتفع آن حکومت و نزدیکان حکومت خواهند بود.
🔺پایان خوش قصّۀ پول می تواند خلع سلاح حکومت ها از اسلحۀ غارت تورمی باشد. لغو انحصار دولتی پول. بازگرداندن پول به دست گره گشای رقابت و بازار. و بازگشتن جهان به یک اقتصاد کمابیش پایدارتر، زندگی های آرام تر، حکومتها و ارتشهای بسیار کوچک تر، انسان های آزادتر. این همه به دانستن و خواستن مردم بستگی دارد و اینکه شکل گیری خِرَد جمعی ضدتورمی چقدر طول خواهد کشید.
پایان ناخوش قصّۀ پول طبق پیشبینی فردریش هایک می تواند حتّی تا سقوط کامل تمدن پیش برود. هزاران سال قبل، تمدّن ابتدا از خاورمیانه رویید. دور از ذهن نیست که نجات تمدن از وحشیگری پولی دولت ها نیز از همینجا آغاز شود. این آرزوست امّا با این وجود در مقایسه با راهکارهای این روزهای اقتصاددانان برای «هدایت نقدینگی!» کمتر تخیّلی به نظر می آید.
کانال قواعدبازی
✳️ پیش بینی رشد اقتصادی ۱۰ سال آینده کشورها

✅ فکت ها:
ـ هند با ۶/۳٪ بیشترین رشد را خواهد داشت و رقیب جدی چین خواهد بود.
ـ در میان ۵ کشور اول با بیشترین رشد اقتصادی، ۳ کشور در خاورمیانه و همسایه ایران هستند.
ـ بالاترین رشد در خاورمیانه متعلق به امارات متحده عربی با ۵/۵٪ است.
ـ ۶ کشور اول، آسیایی هستند
ـ آمریکا بدلیل بدهی های سنگین، رشد کمی را تجربه خواهد کرد در عوض هند با سرمایه گذاری های سنگین، جایگاه خود را بشدت ارتقاء داده و بعنوان یک ابرقدرت جدید اقتصادی، خود را دیکته خواهد کرد.

حالا بفرمایید رشد ۸٪ اقتصادی ایران چگونه محقق خواهد شد و چرا این رشد و حتی نصف آن در دنیا به رسمیت شناخته نمی شود؟
آیا جز این است که طراحان رشد ۸ درصدی، مانند طراحان سند چشم انداز ۱۴۰۴ تنها به بیان آرزوهای خود پرداخته اند؟
آیا می دانید رشد ۸ درصدی به چند صد میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد؟
آیا وقت آن نرسیده که با برنامه ریزی مبتنی بر سناریوهای چندگانه این کشور مظلوم را از عقب افتادگی نجات دهیم؟
از دولت پزشکیان انتظار داریم و زیاد هم انتظار داریم...

محمدحسین پاشنه طلا
جبهه سربازان توسعه ایران
❤1
✅اکنون کسری ۲۵ درصدی در بنزین ، برق و گاز داریم

صنعت خودروسازی ایران بعد از ۶۰ سال هنوز ماشین غیراستاندارد تولید می کند

🔹عبدالله باباخانی کارشناس بین المللی انرژی: وضعیت کســری بنزین جالب نیست. پالایشگاه جدیدی به زودی در مــدار قرار نمی گیرد. اینکه بعد از حدود ۶۰ سال در صنعت خودروســازی مــا هنــوز ماشــین غیراســتاندارد تولیــد می کنیــم، باید یقه چه کســی را بگیریم؟

🔹دولت مجبور به واردات حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین اســت و هر سال حدود 7-10 میلیون لیتر به این مقدار اضافه می شود، چون که ماشین های موجود فرسوده تر و پرمصرف تــر می شــوند و از طرفی با تمام تــوان در حــال مونتاژ ماشــین غیراستاندارد هستیم

🔹اکنون کســری ۲۵ درصدی بنزین، کســری ۲۵ درصدی برق و کسری ۲۵ درصدی گاز کشــور را وارد ابربحران انرژی کرده است. دولت کسری گاز و برق را به گردن صنایع انداخته که فعلا هزینه پنهان تحمیلی اســت، ولی به زودی آنجا نیز فاجعه ها یکی پس از دیگری رخ می دهد. اما از کسری بنزین نمی تواند مثل ۲ کسری دیگر فرار کند
Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)
✍️آقای دکتر پزشکیان در نیویورک با نس دیلی و ایلان ماسک دیدار کنید

محمدرضا اسلامی


جناب آقای دکتر پزشکیان
با سلام
هفته گذشته در خلیج سانفرانسیسکو نشستی درباره «کاربرد هوش مصنوعی در تولید محتوا» برگزار شد. خلاصه این نشست این بود که استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا پدیده ای است که طی همین دو-سه سال اخیر رخ داده، ولی برگزارکنندگان این نشست تلاش کردند که در قالب سخنرانی برای نسل زد به آنها توضیح بدهند که هوش مصنوعی به تنهایی «باعث درآمدزایی پایدار» برایتان نمی شود بلکه برای خلق ثروت باید علاوه بر AI به جزئیات دیگری هم دقت کنید.
برگزار‌کننده این نشست، شرکت نس دیلی (NAS DAILY) بود و برایم جالب بود که بیش از هزار نفر از ایالتهای غربی آمریکا در این نشست شرکت کرده بودند تا نس‌دیلی را ببینند و از تجارب او استفاده کنند! واژه NAS در ابتدای نام این شرکت از کلمه «ناس» از عربی گرفته شده به معنی مردم.

انتخاب نام "نس دیلی" خوش‌سلیقگی بنیانگذار این شرکت است. یک پسر عرب فلسطینی که نامش نصَیِّر یاسین است استارت آپ زده بوده و سه حرف ابتدای اسمش (یعنی کلمه نصیر) در نوشتار انگلیسی NAS را برای استارت آپ‌اش انتخاب کرده، تا اشاره ای باشد به مفهوم بین الملل. مردمان. جوامع.

استارت‌آپ این پسر جوان موفق شده و او اکنون 68 میلیون فالوئر در دنیا دارد (در مجموع شبکه های مجازی‌اش). گردش مالی شرکت نس‌دیلی سال گذشته 10 میلیون دلار بوده است.

جوانی یک لاقبا با یک دوربین و یک لپ تاپ، یک استارت آپ را راه اندازی کرده و الان صدای او در دنیا بیشتر از صدای فلان نماینده کنگره آمریکا شنیده می شود.

در میانه نشست و در هنگام ناهار به نس‌دیلی گفتم: تو تقریبا تمام کشورهای دنیا را رفته‌ای و درباره هر کشوری یک ویدئو ساخته‌ای. تو به دورترین نقطه جنوب رفته‌ای و درباره آن برنامه ساخته‌ای، ولی چرا به ایران نیامده‌ای؟ کشوری که تاریخ، موسیقی، ادبیات، شعر، فرش، معماری، هنر و... دارد؟
گفت: اگر به ایران بیایم دستگیر می شوم.
گفتم چرا؟ گفت: ما جزء اعرابی هستیم که در قسمت Arraba فلسطین بدنیا آمده ایم. لذا پاسپورت من اسرائیلی است. به محض ورود به کشورت دستگیر می شوم.
▪️▪️▪️

آقای دکتر پزشکیان
در سفر به نیویورک، وقت خود را فقط به دیدار با سیاستمداران سالخورده و مقامات حکومتی هدر ندهید. در دنیای امروز شخصیتهایِ اثرگذار فقط سیاستمدارانِ حکومتی نیستند. امور به سرعت تغییر کرده و ساختار جدیدی در جوامع بشری شکل گرفته است. در دنیای امروز صدای جوانان کارآفرین و صدای نسل جوانِ ایده‌پرداز بیشتر شنیده می شود. آنها موثرترند. با آنها دیدار کنید و با آنها گفتگو کنید. به مدیران برنامه‌ی سفرتان بگویید که برنامه دیدار شما با بنیانگذار مایکروسافت آقای بیل گیتس را تنظیم کنند. به آنها بگویید سال گذشته در همین روزها آقای کیشیدا نخست وزیر ژاپن با بیل گیتس دیدار کرد. در همین روزهای سال گذشته آقای اردوغان با ایلان ماسک دیدار کرد.(لینک+)

آقای کیشیدا فهمیده که دیدارش با بنیانگذار مایکروسافت چقدر برای ژاپن مهم است. آقای اردوغان فهمیده که در دنیای جدید، قدرت ایلان‌ماسک از قدرت بسیاری از رجال سیاسی کنگره آمریکا بیشتر است. اینها تغییرات دنیای جدید است. چرا دور برویم؟ در سال 2017 که هیات ایرانی به نیویورک آمدند در "دانشگاههای آمریکا" رویای پروژه استارلینک ایلان ماسک را مسخره می کردند. اما امروز استارلینک هزاران ماهوارۀ در گردش بر مدار زمین دارد. آنچه که در 2017 حتی در دانشگاه «نشدنی» می نمود، امروز شده است!

عمر دونالد ترامپ و جو بایدن و سایر سالخوردگانِ وادی سیاست گذشته، اما ایام بالندگیِ جوانان ایده‌پرداز در حوزه تکنولوژی تازه شروع شده است. فردای بشر متعلق به استارت‌آپها و شرکتهای فنآوری است.
برنامه سفر خود را طوری تنظیم کنید که با اینها (با «آینده!») دیدار و گفتگو داشته باشید. ایلان ماسک را به تهران دعوت کنید. نگذارید که فقط رقبایِ ایران با او سخن بگویند. خودتان مستقیم و بی‌‌واسطه با نس‌دیلی و بیل گیتس حرف بزنید. به مدیران سفرتان بگویید بن‌سلمان که به آمریکا رفت، مستقیما با زاگربرگ دیدار کرد. شما نیز با این نسل از جوانان دیدار کنید.

به آنها بگوئید ایران سرزمین شعر بوده و سرزمین موسیقی. بگویید سه‌تار ایرانی از مسیر راه ابریشم تا چین و ژاپن رفته بوده است. بگویید ذهن ایرانی خوشنویسی را بالنده کرده؛ بگویید درخشش برق ذهن حافظ شیراز، گوته آلمانی را شیفته و مسحور خود کرده بوده است. اینها را دعوت کنید تا به ایران امروز بیایند و با استارت‌آپهای ایرانی مستقیما دیدار کنند. از هوش مصنوعی با جوانان ایرانی سخن بگویند و «از جوانان ایرانی بشنوند». آقای دکتر پزشکیان! آینده را دریابید. جهان به سرعت در حال تغییر است. در نیویورک وقت خود را به دیدار با سیاستمداران سالخورده هدر ندهید.

https://t.me/solseghalam
👍1
✳️ معجزه از دست رفته: چرا فقرا دوباره عقب ماندند؟

✅ اکونومیست در سرمقاله نسخه ویژه اروپا، خاورمیانه و آفریقا با عنوان «چرا کشورهای فقیر از توسعه بازماندند؟» به بررسی روند رشد اقتصاد جهانی از زمان انقلاب صنعتی تا امروز می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه دو دهه پس از ۱۹۹۵ به‌عنوان یک دوره استثنایی، با کاهش فقر شدید و بهبود بهداشت و آموزش عمومی همراه بود. اما از اواسط دهه ۲۰۱۰، این پیشرفت‌ها متوقف شده و فقر جهانی به‌طور قابل‌توجهی کاهش نیافته است.

🔹 تلاش‌های کشورهای ثروتمند و سازمان‌های بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای ترویج توسعه اقتصادی و اصلاحات، با چالش‌هایی همچون تغییرات اقلیمی و درگیری‌های ژئوپلیتیک پیچیده‌تر شده است.

🔹اکونومیست هشدا می‌دهد جهان به‌خاطر عدم یادگیری از تاریخ هزینه خواهد پرداخت. کشورهای ثروتمند مانند همیشه با شرایط کنار خواهند آمد. اما برای فقیرترین مردم جهان، رشد اقتصادی می‌تواند تفاوت میان زندگی خوب و فقر باشد. نباید تعجب کرد که توسعه متوقف شده است، چرا که دولت‌ها اصولی را که دوران طلایی را تقویت می‌کرد، کنار گذاشته‌اند.

گزارش کامل؛
https://jahansanatnews.ir/?p=454043

كانال قواعدبازی