نکات (استراتژی )
✳️ استراتژی مثل سرطان به جز هزينه، درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد
✅ بگذارید مثالي بزنم!
يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت.
چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 5/1 دلار.
👈 اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.
👈اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟
سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخابها چه بوده است.
زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد ميشده. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.
اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته براي صادرات توليد كند.
در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت.
تبديل شدن به بهشت سرمايهگذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايهگذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانكهاي سنگاپور خارجي هستند.
تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كردهاند و گفتهاند شما خودفروخته هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است.
مورد بعدي اعمال سياستهاي خاص مهاجرتي بوده. چون ميدانسته نيروي انساني غيرماهر دارد با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود.
انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباببازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفتهتر وارد شد.
📔اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا ميكند.
بعضی ها فقط غرمیزنن تو این شرایط اقتصادی وهیچ کاری نمیکنن،بعضی هاهم همین شرایط رو تبدیل میکنن به بهترین شرایط.
شماجزکدوم دسته اید؟
✳️ استراتژی مثل سرطان به جز هزينه، درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد
✅ بگذارید مثالي بزنم!
يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت.
چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 5/1 دلار.
👈 اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.
👈اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟
سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخابها چه بوده است.
زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد ميشده. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.
اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته براي صادرات توليد كند.
در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت.
تبديل شدن به بهشت سرمايهگذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايهگذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانكهاي سنگاپور خارجي هستند.
تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كردهاند و گفتهاند شما خودفروخته هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است.
مورد بعدي اعمال سياستهاي خاص مهاجرتي بوده. چون ميدانسته نيروي انساني غيرماهر دارد با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود.
انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباببازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفتهتر وارد شد.
📔اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا ميكند.
بعضی ها فقط غرمیزنن تو این شرایط اقتصادی وهیچ کاری نمیکنن،بعضی هاهم همین شرایط رو تبدیل میکنن به بهترین شرایط.
شماجزکدوم دسته اید؟
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بهرهوری صنعت در ایران کم شد/ افت کیفیت کار مهندسان
✅ متوسط بهرهوری نیروی کار بخش صنعت در 18 سال گذشته سالبهسال کمتر شده است. اتفاقی که مانعی جدی برای رشد اقتصادی ایران به شمار میرود.
▫️طبق برخی مقالات اقتصادی میتوان نسبت ارزش افزوده به کل نیروی کار را بهرهوری نامید. شاخصی که در سالهای اخیر در ایران روند پرنوسانی را از خود به جای گذاشته است.
▫️دادههای مرکز آمار نشان میدهد تحریمها اثر معناداری را بر تولید و کیفیت نیروی کار در ایران گذاشته است. اما در میان بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات کدامیک سهم موثرتری را در رشد بهرهوری نیروی ایران داشتهاند؟
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-73504
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ متوسط بهرهوری نیروی کار بخش صنعت در 18 سال گذشته سالبهسال کمتر شده است. اتفاقی که مانعی جدی برای رشد اقتصادی ایران به شمار میرود.
▫️طبق برخی مقالات اقتصادی میتوان نسبت ارزش افزوده به کل نیروی کار را بهرهوری نامید. شاخصی که در سالهای اخیر در ایران روند پرنوسانی را از خود به جای گذاشته است.
▫️دادههای مرکز آمار نشان میدهد تحریمها اثر معناداری را بر تولید و کیفیت نیروی کار در ایران گذاشته است. اما در میان بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات کدامیک سهم موثرتری را در رشد بهرهوری نیروی ایران داشتهاند؟
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-73504
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
از دسترفتن بهرهوری در صنعت: کیفیت کار مهندسان افت کرد
متوسط بهرهوری نیروی کار بخش صنعت در 18 سال گذشته سالبهسال کمتر شده است. اتفاقی که مانعی جدی برای رشد اقتصادی ایران به شمار میرود.
❤2
✳️ فرهنگ سازمانی چه نقشی در آهنگ کار و زندگی دارد؟
(۱ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
■در دسامبر سال ۲۰۱۵ ماتسوری تاکاهاشی، کارمند یکی از بزرگترین شرکتهای تبلیغاتی ژاپن، خود را از خوابگاه شرکت به پایین پرت کرد و کشته شد. او در آخرین پستهای خود در صفحات مجازیاش از خستگی بیش از حد، بیخوابی و کار زیاد شکایت کرده بود. پژوهشها نشان داد که او یک ماه قبل از خودکشی بیش از ۱۰۰ ساعت اضافهکاری داشته و همین کار زیاد او را به مرز فروپاشی روحی و جسمی کشانده است.
□داستان ژاپنیهای مسئولیتپذیر را بسیار شنیدهایم و همچنین اروپاییهایی که زندگی شخصی به اندازه پیشرفتهای شغلی برایشان مهم است. تنوع فرهنگ کاری و سازمانی در مقایسه همین دو روایت قابل مشاهده است. در یک سوی دنیا یک نفر به دلیل خستگی ناشی از کار زیاد خودکشی میکند و در سوی دیگر کارفرمایان کارمندانشان را به مرخصی اجباری میفرستند تا آنها بتوانند برای سلامت جسمی و روحیشان هم که شده زمانی را دور از تنشهای شغلی بگذرانند.
●در کشورهای آسیایی همیشه کار بخش بزرگی از زندگی بوده و گذراندن ساعتهای طولانی در محل کار به عرف جامعه و رفتاری عادی تبدیل شده است. در آمریکا هم شرایط بهتر از این نیست؛ فرهنگ کاری بهگونهای است که کارمندان حتی در زمان غیرکاری باید در دسترس باشند، ولی در کشورهای اروپایی مرز مشخصی میان کار و زندگی شخصی وجود دارد.
○در کل به رفتارها، ارزشها، انتظارات و شیوههای خاص مدیریت «فرهنگ سازمانی» گفته میشود که احترام برای زندگی شخصی کارمندان یکی از اصول نانوشته آن است. در میان مدیران و در محافل کاری، فرهنگ سازمانی در یک جمله خلاصه میشود: «روش خاص شرکت برای انجام دادن کار». به عبارت سادهتر، فرهنگ سازمانی نوع کار کردن کارمندان را هدایت میکند و بر معیارهای استخدامی، نحوه نظم بخشیدن به محیط کاری، چگونگی تشویق کردن و پاداش دادن موثر است.
■فرهنگ سازمانی تا حد زیادی تحت تاثیر ارزشهای غالب یک جامعه قرار دارد و باورهای اجتماعی و سنتهای جامعه بر اصول آن اثرگذار است، ولی هر شرکت نیز میتواند فرهنگ کاری منحصر به خود را داشته باشد که اغلب بر اساس ماموریت، اهداف یا ارزشهای شرکت تعیین میشود. با این حال نمیتوان آن را مجموعهای مکتوب از قوانین در نظر گرفت. فرهنگ کاری میتواند در طول زمان بدون اینکه کسی متوجه شود یا بهصراحت بگوید که چیست یا چگونه باید باشد، شکل بگیرد و بهتدریج به رفتار و استانداردهای قابل قبول تبدیل شود.
□تنوع جهانی فرهنگ سازمانی:
استرالیا را کشوری با مردم آرام و بدون اضطراب و عجله میشناسند که فرهنگ حاکم بر محیط کاری نیز از همین فرهنگ پیروی میکند. برای مثال، لباسهای محل کار در این کشور بیشتر به سمت لباسهای راحت و غیررسمی متمایل است و ساختار سلسلهمراتبی چندان بر شرکتها حاکم نیست. ارتباط درونسازمانی آنها معمولاً بسیار غیررسمی، دوستانه و فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر تصمیمگیری گروهی است. برای استرالیاییها زمان پس از ساعتهای کاری بسیار ارزشمند است، از این رو قوانین در این کشور فقط ۱۰ ساعت اضافهکاری در هفته را مجاز دانسته و هیچ کارفرمایی نمیتواند کارمندانش را مجبور به اضافهکاری بیشتر کند.
(۱ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
■در دسامبر سال ۲۰۱۵ ماتسوری تاکاهاشی، کارمند یکی از بزرگترین شرکتهای تبلیغاتی ژاپن، خود را از خوابگاه شرکت به پایین پرت کرد و کشته شد. او در آخرین پستهای خود در صفحات مجازیاش از خستگی بیش از حد، بیخوابی و کار زیاد شکایت کرده بود. پژوهشها نشان داد که او یک ماه قبل از خودکشی بیش از ۱۰۰ ساعت اضافهکاری داشته و همین کار زیاد او را به مرز فروپاشی روحی و جسمی کشانده است.
□داستان ژاپنیهای مسئولیتپذیر را بسیار شنیدهایم و همچنین اروپاییهایی که زندگی شخصی به اندازه پیشرفتهای شغلی برایشان مهم است. تنوع فرهنگ کاری و سازمانی در مقایسه همین دو روایت قابل مشاهده است. در یک سوی دنیا یک نفر به دلیل خستگی ناشی از کار زیاد خودکشی میکند و در سوی دیگر کارفرمایان کارمندانشان را به مرخصی اجباری میفرستند تا آنها بتوانند برای سلامت جسمی و روحیشان هم که شده زمانی را دور از تنشهای شغلی بگذرانند.
●در کشورهای آسیایی همیشه کار بخش بزرگی از زندگی بوده و گذراندن ساعتهای طولانی در محل کار به عرف جامعه و رفتاری عادی تبدیل شده است. در آمریکا هم شرایط بهتر از این نیست؛ فرهنگ کاری بهگونهای است که کارمندان حتی در زمان غیرکاری باید در دسترس باشند، ولی در کشورهای اروپایی مرز مشخصی میان کار و زندگی شخصی وجود دارد.
○در کل به رفتارها، ارزشها، انتظارات و شیوههای خاص مدیریت «فرهنگ سازمانی» گفته میشود که احترام برای زندگی شخصی کارمندان یکی از اصول نانوشته آن است. در میان مدیران و در محافل کاری، فرهنگ سازمانی در یک جمله خلاصه میشود: «روش خاص شرکت برای انجام دادن کار». به عبارت سادهتر، فرهنگ سازمانی نوع کار کردن کارمندان را هدایت میکند و بر معیارهای استخدامی، نحوه نظم بخشیدن به محیط کاری، چگونگی تشویق کردن و پاداش دادن موثر است.
■فرهنگ سازمانی تا حد زیادی تحت تاثیر ارزشهای غالب یک جامعه قرار دارد و باورهای اجتماعی و سنتهای جامعه بر اصول آن اثرگذار است، ولی هر شرکت نیز میتواند فرهنگ کاری منحصر به خود را داشته باشد که اغلب بر اساس ماموریت، اهداف یا ارزشهای شرکت تعیین میشود. با این حال نمیتوان آن را مجموعهای مکتوب از قوانین در نظر گرفت. فرهنگ کاری میتواند در طول زمان بدون اینکه کسی متوجه شود یا بهصراحت بگوید که چیست یا چگونه باید باشد، شکل بگیرد و بهتدریج به رفتار و استانداردهای قابل قبول تبدیل شود.
□تنوع جهانی فرهنگ سازمانی:
استرالیا را کشوری با مردم آرام و بدون اضطراب و عجله میشناسند که فرهنگ حاکم بر محیط کاری نیز از همین فرهنگ پیروی میکند. برای مثال، لباسهای محل کار در این کشور بیشتر به سمت لباسهای راحت و غیررسمی متمایل است و ساختار سلسلهمراتبی چندان بر شرکتها حاکم نیست. ارتباط درونسازمانی آنها معمولاً بسیار غیررسمی، دوستانه و فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر تصمیمگیری گروهی است. برای استرالیاییها زمان پس از ساعتهای کاری بسیار ارزشمند است، از این رو قوانین در این کشور فقط ۱۰ ساعت اضافهکاری در هفته را مجاز دانسته و هیچ کارفرمایی نمیتواند کارمندانش را مجبور به اضافهکاری بیشتر کند.
✳️ فرهنگ سازمانی چه نقشی در آهنگ کار و زندگی دارد؟
(۲ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
●در مقابل آن، کشوری مانند چین قرار دارد که سلسلهمراتب حرف اول را میزند. این یعنی جلسات کاری معمولاً جایی برای بحث، تبادل نظر و شنیدن نظرات مخالف نیست، وقتی تصمیمی گرفته میشود همه کارمندان برای رسیدن به هدف تعیینشده شروع به فعالیت میکنند. فرهنگ کاری چین را فرهنگ ۹۹۶ مینامند: کار از ۹ صبح تا ۹ شب و ۶ روز در هفته.
○در فضای مجازی بعضی افراد از ۳۰۰ ساعت کار ماهیانه شکایت میکنند و بعضی دیگر میگویند به خاطر ندارند آخرین بار کی روشنایی روز را دیدهاند. شاید چنین فرهنگ کاری در کوتاهمدت با بازدهی اقتصادی همراه باشد ولی در بلندمدت میتواند به فرسودگی شغلی و کاهش بهرهوری منجر شود. جوانان چینی در واکنش به فشار محیطهای کاری جنبش «Lying Flat» یا «صاف دراز کشیدن» را به راه انداختهاند؛ جنبشی که طرفداران آن به کار نکردن زیاد، راضی بودن به دستاوردهای کوتاهمدت و اختصاص زمان به استراحت باور دارند و سعی میکنند با ترویج این فرهنگ جدید، فرهنگ کاری پرتنش این کشور را متعادل کنند.
■ولی مردم همه دنیا مانند چینیها کار نمیکنند. فرهنگ کاری در کشوری مانند دانمارک بهگونهای دیگر است. دانمارکیها بسیار به دنبال تعادل میان کار و زندگی هستند. در سالهای اخیر در این کشور رضایت و حس خوشحالی در محل کار در اولویت قرار گرفته است و در زبان دانمارکی نیز اصطلاح «arbejdsglæde» به همین حس خوب افراد از کاری که انجام میدهند اشاره دارد. این کلمهای است که فقط در منطقه اسکاندیناوی رایج است و بر این واقعیت تاکید دارد که دورانی که باید اضافهکاری میکردیم تا چرخ اقتصاد بچرخد تمام شده است. حتی هفته کاری در دانمارک به ۳۷ ساعت کاهش پیدا کرده است. کارمندان ساعت ۴ باید محلهای کار را ترک کنند و مدت زمان تعطیلات و مرخصی به پنج هفته افزایش پیدا کرده است.
□در ایسلند نیز وضعیت مشابهی حاکم است و همین واقعیت که هر دو والدین از سه ماه مرخصی زایمان برخوردارند، در حالی که ۸۰ درصد حقوقشان را دریافت میکنند نشان میدهد که این کشور تا چه اندازه برای رضایت مردم و رفاه آنها ارزش قائل است. شرکتهای ایسلندی انعطافپذیری زیادی در تغییر شرایط کاری کارمندانشان از خود نشان میدهند.
●ولی در ژاپن اصل احترام و اطاعت باعث شده است شرایط کاری شکل دیگری به خود بگیرد. در فرهنگ این کشور احترام به افراد مسن یا احترام به بالادستیها بهاندازهای مهم است که فرهنگ کاریشان نیز به فرهنگی سلسلهمراتبی تبدیل شده و احترام حرف اول را میزند. در ژاپن جاهطلبی فردی جایی ندارد و فقط اهداف جمعی است که باید در اولویت باشد. از کارمندان انتظار میرود ساعتهای طولانی کار کنند تا شرکت به اهداف تعیینشده برسد. فرهنگ کاری در این کشور مبتنی بر تعهد شدید، اخلاق و وفاداری به شرکت و کار و احساس مسئولیت بسیار بالاست.
○این نوع نگاه افراطی به مسئولیتپذیری به ظهور پدیدهای به نام کاروشی (Karoshi) یعنی مرگ ناشی از کار زیاد منجر شده است. استرس طولانیمدت، کمخوابی و انزوای اجتماعی عامل اصلی کاروشی است که موجب سکتههای مغزی و قلبی میشود. ساعتهای طولانی کاری که گاهی به ۶۰ یا ۷۰ ساعت کار در هفته نیز میرسد، تمایل به خودکشی را در میان ژاپنیها افزایش داده است؛ همان اتفاقی که برای ماتسوری کاتاهاشی افتاد.
■در سال ۲۰۱۸ آبه شینزو، نخستوزیر وقت ژاپن، لایحه اصلاح سبک کار را ارائه داد که به واسطه آن کارفرمایان باید کارمندان را به مرخصیهای اجباری میفرستادند، زیرا به گزارش وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، مردم این کشور فقط از ۵۰ درصد از مرخصیهایشان استفاده میکنند. ولی مشکل اینجاست که در همین قانون بیش از ۸۰ ساعت اضافهکاری در ماه به عنوان عامل کاروشی شناخته شده است، یعنی تا ۸۰ ساعت اضافهکاری هیچ منع قانونی ندارد.
□کنشگران اجتماعی در ژاپن بر این باورند که بر اساس این قانون دولت به شما میگوید اگر از این آستانه بیشتر کار کنید، ممکن است بمیرید، اما دولت به شما اجازه میدهد تا این آستانه کار کنید. این کنشگران به دنبال اصلاح مجدد قانون اصلاح سبک کار و کاهش سقف اضافهکاری مجاز هستند.
(۲ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
●در مقابل آن، کشوری مانند چین قرار دارد که سلسلهمراتب حرف اول را میزند. این یعنی جلسات کاری معمولاً جایی برای بحث، تبادل نظر و شنیدن نظرات مخالف نیست، وقتی تصمیمی گرفته میشود همه کارمندان برای رسیدن به هدف تعیینشده شروع به فعالیت میکنند. فرهنگ کاری چین را فرهنگ ۹۹۶ مینامند: کار از ۹ صبح تا ۹ شب و ۶ روز در هفته.
○در فضای مجازی بعضی افراد از ۳۰۰ ساعت کار ماهیانه شکایت میکنند و بعضی دیگر میگویند به خاطر ندارند آخرین بار کی روشنایی روز را دیدهاند. شاید چنین فرهنگ کاری در کوتاهمدت با بازدهی اقتصادی همراه باشد ولی در بلندمدت میتواند به فرسودگی شغلی و کاهش بهرهوری منجر شود. جوانان چینی در واکنش به فشار محیطهای کاری جنبش «Lying Flat» یا «صاف دراز کشیدن» را به راه انداختهاند؛ جنبشی که طرفداران آن به کار نکردن زیاد، راضی بودن به دستاوردهای کوتاهمدت و اختصاص زمان به استراحت باور دارند و سعی میکنند با ترویج این فرهنگ جدید، فرهنگ کاری پرتنش این کشور را متعادل کنند.
■ولی مردم همه دنیا مانند چینیها کار نمیکنند. فرهنگ کاری در کشوری مانند دانمارک بهگونهای دیگر است. دانمارکیها بسیار به دنبال تعادل میان کار و زندگی هستند. در سالهای اخیر در این کشور رضایت و حس خوشحالی در محل کار در اولویت قرار گرفته است و در زبان دانمارکی نیز اصطلاح «arbejdsglæde» به همین حس خوب افراد از کاری که انجام میدهند اشاره دارد. این کلمهای است که فقط در منطقه اسکاندیناوی رایج است و بر این واقعیت تاکید دارد که دورانی که باید اضافهکاری میکردیم تا چرخ اقتصاد بچرخد تمام شده است. حتی هفته کاری در دانمارک به ۳۷ ساعت کاهش پیدا کرده است. کارمندان ساعت ۴ باید محلهای کار را ترک کنند و مدت زمان تعطیلات و مرخصی به پنج هفته افزایش پیدا کرده است.
□در ایسلند نیز وضعیت مشابهی حاکم است و همین واقعیت که هر دو والدین از سه ماه مرخصی زایمان برخوردارند، در حالی که ۸۰ درصد حقوقشان را دریافت میکنند نشان میدهد که این کشور تا چه اندازه برای رضایت مردم و رفاه آنها ارزش قائل است. شرکتهای ایسلندی انعطافپذیری زیادی در تغییر شرایط کاری کارمندانشان از خود نشان میدهند.
●ولی در ژاپن اصل احترام و اطاعت باعث شده است شرایط کاری شکل دیگری به خود بگیرد. در فرهنگ این کشور احترام به افراد مسن یا احترام به بالادستیها بهاندازهای مهم است که فرهنگ کاریشان نیز به فرهنگی سلسلهمراتبی تبدیل شده و احترام حرف اول را میزند. در ژاپن جاهطلبی فردی جایی ندارد و فقط اهداف جمعی است که باید در اولویت باشد. از کارمندان انتظار میرود ساعتهای طولانی کار کنند تا شرکت به اهداف تعیینشده برسد. فرهنگ کاری در این کشور مبتنی بر تعهد شدید، اخلاق و وفاداری به شرکت و کار و احساس مسئولیت بسیار بالاست.
○این نوع نگاه افراطی به مسئولیتپذیری به ظهور پدیدهای به نام کاروشی (Karoshi) یعنی مرگ ناشی از کار زیاد منجر شده است. استرس طولانیمدت، کمخوابی و انزوای اجتماعی عامل اصلی کاروشی است که موجب سکتههای مغزی و قلبی میشود. ساعتهای طولانی کاری که گاهی به ۶۰ یا ۷۰ ساعت کار در هفته نیز میرسد، تمایل به خودکشی را در میان ژاپنیها افزایش داده است؛ همان اتفاقی که برای ماتسوری کاتاهاشی افتاد.
■در سال ۲۰۱۸ آبه شینزو، نخستوزیر وقت ژاپن، لایحه اصلاح سبک کار را ارائه داد که به واسطه آن کارفرمایان باید کارمندان را به مرخصیهای اجباری میفرستادند، زیرا به گزارش وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، مردم این کشور فقط از ۵۰ درصد از مرخصیهایشان استفاده میکنند. ولی مشکل اینجاست که در همین قانون بیش از ۸۰ ساعت اضافهکاری در ماه به عنوان عامل کاروشی شناخته شده است، یعنی تا ۸۰ ساعت اضافهکاری هیچ منع قانونی ندارد.
□کنشگران اجتماعی در ژاپن بر این باورند که بر اساس این قانون دولت به شما میگوید اگر از این آستانه بیشتر کار کنید، ممکن است بمیرید، اما دولت به شما اجازه میدهد تا این آستانه کار کنید. این کنشگران به دنبال اصلاح مجدد قانون اصلاح سبک کار و کاهش سقف اضافهکاری مجاز هستند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ فرهنگ سازمانی چه نقشی در آهنگ کار و زندگی دارد؟
(۳ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
●شاید تصور شود که پیشرفت ژاپن مدیون همین فرهنگ کاری بوده است، ولی میتوان از کشورهای صنعتی صحبت کرد که در آنها توازن زندگی کاری و شخصی از اهمیت زیادی برخوردار است. برای مثال در آلمان با وجود اینکه فرهنگ سازمانی مبتنی بر افزایش بهرهوری و بازدهی شرکتهاست و خود آلمانیها نیز افرادی متعهد و وقتشناس هستند، ولی برای آنها کار و زندگی شخصی دو مقوله کاملاً جدا و مرزبندیشده به شمار میآید.
○با اینکه ساعتهای کاری بسیار جدی گرفته میشود، ولی همه اجازه اضافهکاری ندارند و برای آن محدودیتهای قانونی تعریف شده است. در زبان آلمانی کلمهای وجود دارد که به معنی پایان کار یا بستن روز کاری است. در هیچ زبان دیگری نمیتوان کلمهای معادل Feierabend را یافت. این کلمه به زمان بین پایان کار و خواب اشاره میکند که در واقع زمانی برای تفریح و گذران اوقات فراغت است و نشان میدهد پایان ساعت کاری، قطع ارتباط با دغدغههای آن و شروع زمان استراحت تا چه اندازه برای آلمانیها مهم است.
■عجیب است که آلمانیهایی که اغلب به عنوان نیروی کاری سختکوش و کارآمد تصور میشوند، این چنین مقید به زمان استراحت و فراغتشان باشند، ولی شاید همین نگرش مسیر توسعه پایدار را برای آنها هموار کرده است. البته بسیاری فکر میکنند مفهوم Feierabend به ذهنیت سرمایهداری بسیار نزدیک است، زیرا هرچه نیروی کار پس از ساعت کاری استراحت بیشتری داشته باشد، کارآمدتر شده و بهرهوری بیشتری به همراه دارد. فرهنگ کاری آلمان حول این نظریه استوار است که استراحت بعد از کار، استرس را بهبود میبخشد، به ریتم متوازن بدن کمک میکند و رضایت شغلی را افزایش میدهد که در بلندمدت رشد اقتصاد را به دنبال دارد.
●حق قطع ارتباط با کار:
حق قطع ارتباط با محل کار یک حق انسانی است که بر اساس آن افراد مجاز هستند پس از ساعتهای کاری هیچ پیامی از محل کار را پاسخ ندهند و همه ایمیلها یا تماسهای کاری در ساعات غیراداری بدون پاسخ باقی بماند. حق قطع ارتباط با محیط کار نخستینبار در اتاق کار دادگاه عالی فرانسه در سال ۲۰۰۱ تصویب شد و بر اساس این قانون هیچ کارمندی در هیچ وضعیتی مجبور نبود در منزل کار کند یا پروندهها یا ابزار کاری را به منزل بیاورد.
○در سال ۲۰۰۴ دادگاه عالی فرانسه این تصمیم را تایید کرد و حکم داد که اگر کارمندی در خارج از ساعات کاری جوابگوی تماسهای تلفنی خود نبود، نمیتوان او را متهم به کوتاهی در انجام کار کرد. در سال ۲۰۱۶ دولت فرانسه این قانون را به قوانین کار خود افزود و همه کارمندان دولت نیز از این حق برخوردار شدند.
پس از آن کشورهای اتحادیه اروپا شاهد مذاکراتی بین اتحادیههای کارگری و شرکتها بودند تا قوانینی مشابه قانون حق ارتباط با کار برای هر شرکت به صورت جداگانه و با شرایط خاص خود تصویب شود.
■برای مثال در سال ۲۰۱۱ کارخانه فولکسواگن سیاستی را اجرا کرد که بر اساس آن بین ساعت ۶ بعدازظهر تا ۷ صبح، از ارسال ایمیل به کارمندان این شرکت جلوگیری شود. در سال ۲۰۱۳ وزیر کار آلمان هرگونه تماس مدیران با کارمندانش بعد از ساعت کاری را به منظور حفظ سلامت روانی کارمندان ممنوع کرد. در سال ۲۰۱۴ شرکت دایملر برنامهای
به نام «Mail on Holiday» را در اختیار کارمندانش قرار داد که آنها میتوانستند در طول مسافرتها و تعطیلات خود ایمیلهای دریافتی محل کار را حذف کنند.
□ایتالیا، بلژیک، اسپانیا، فیلیپین، استرالیا و کانادا کشورهایی هستند که شکلهای متفاوتی از قانون حق قطع ارتباط با کار در آنها اجرا میشود. برای مثال در کانادا شرکتهای بزرگ با بیش از ۲۵ کارمند شامل این قانون شده، ولی شرکتهای کوچک مستثنی هستند یا در استرالیا بهتازگی قانون حق قطع ارتباط با محل کار به مرحله اجرا درآمد اما این قانون شامل شرایط اضطراری و بهانهتراشیهای غیرموجه برای فرار از مسئولیت نمیشود.
●در مجموع همه کشورهای اروپایی را با قوانین سفتوسختشان برای حمایت از کارمندان و احترام به زمان استراحت و زندگی شخصیشان میشناسند، در حالی که آمریکا از چنین موهبتی برخوردار نیست. فرهنگ کار در آمریکا ایجاب میکند که آنها همیشه در دسترس و جوابگو باشند. در اوایل سال ۲۰۲۴ اقداماتی در ایالت کالیفرنیا انجام شد تا قوانینی برای رعایت حق قطع ارتباط با محیط کار تصویب شود، ولی با انتقادهای گسترده کارفرمایان روبهرو شد که معتقد بودند اجرای این قانون یک قدم به عقب برای انعطافپذیری در محل کار است و میتواند در میان کارمندانی که از مناطق مختلف زمانی مشغول دورکاری هستند مشکل جدی ایجاد کند.
(۳ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
●شاید تصور شود که پیشرفت ژاپن مدیون همین فرهنگ کاری بوده است، ولی میتوان از کشورهای صنعتی صحبت کرد که در آنها توازن زندگی کاری و شخصی از اهمیت زیادی برخوردار است. برای مثال در آلمان با وجود اینکه فرهنگ سازمانی مبتنی بر افزایش بهرهوری و بازدهی شرکتهاست و خود آلمانیها نیز افرادی متعهد و وقتشناس هستند، ولی برای آنها کار و زندگی شخصی دو مقوله کاملاً جدا و مرزبندیشده به شمار میآید.
○با اینکه ساعتهای کاری بسیار جدی گرفته میشود، ولی همه اجازه اضافهکاری ندارند و برای آن محدودیتهای قانونی تعریف شده است. در زبان آلمانی کلمهای وجود دارد که به معنی پایان کار یا بستن روز کاری است. در هیچ زبان دیگری نمیتوان کلمهای معادل Feierabend را یافت. این کلمه به زمان بین پایان کار و خواب اشاره میکند که در واقع زمانی برای تفریح و گذران اوقات فراغت است و نشان میدهد پایان ساعت کاری، قطع ارتباط با دغدغههای آن و شروع زمان استراحت تا چه اندازه برای آلمانیها مهم است.
■عجیب است که آلمانیهایی که اغلب به عنوان نیروی کاری سختکوش و کارآمد تصور میشوند، این چنین مقید به زمان استراحت و فراغتشان باشند، ولی شاید همین نگرش مسیر توسعه پایدار را برای آنها هموار کرده است. البته بسیاری فکر میکنند مفهوم Feierabend به ذهنیت سرمایهداری بسیار نزدیک است، زیرا هرچه نیروی کار پس از ساعت کاری استراحت بیشتری داشته باشد، کارآمدتر شده و بهرهوری بیشتری به همراه دارد. فرهنگ کاری آلمان حول این نظریه استوار است که استراحت بعد از کار، استرس را بهبود میبخشد، به ریتم متوازن بدن کمک میکند و رضایت شغلی را افزایش میدهد که در بلندمدت رشد اقتصاد را به دنبال دارد.
●حق قطع ارتباط با کار:
حق قطع ارتباط با محل کار یک حق انسانی است که بر اساس آن افراد مجاز هستند پس از ساعتهای کاری هیچ پیامی از محل کار را پاسخ ندهند و همه ایمیلها یا تماسهای کاری در ساعات غیراداری بدون پاسخ باقی بماند. حق قطع ارتباط با محیط کار نخستینبار در اتاق کار دادگاه عالی فرانسه در سال ۲۰۰۱ تصویب شد و بر اساس این قانون هیچ کارمندی در هیچ وضعیتی مجبور نبود در منزل کار کند یا پروندهها یا ابزار کاری را به منزل بیاورد.
○در سال ۲۰۰۴ دادگاه عالی فرانسه این تصمیم را تایید کرد و حکم داد که اگر کارمندی در خارج از ساعات کاری جوابگوی تماسهای تلفنی خود نبود، نمیتوان او را متهم به کوتاهی در انجام کار کرد. در سال ۲۰۱۶ دولت فرانسه این قانون را به قوانین کار خود افزود و همه کارمندان دولت نیز از این حق برخوردار شدند.
پس از آن کشورهای اتحادیه اروپا شاهد مذاکراتی بین اتحادیههای کارگری و شرکتها بودند تا قوانینی مشابه قانون حق ارتباط با کار برای هر شرکت به صورت جداگانه و با شرایط خاص خود تصویب شود.
■برای مثال در سال ۲۰۱۱ کارخانه فولکسواگن سیاستی را اجرا کرد که بر اساس آن بین ساعت ۶ بعدازظهر تا ۷ صبح، از ارسال ایمیل به کارمندان این شرکت جلوگیری شود. در سال ۲۰۱۳ وزیر کار آلمان هرگونه تماس مدیران با کارمندانش بعد از ساعت کاری را به منظور حفظ سلامت روانی کارمندان ممنوع کرد. در سال ۲۰۱۴ شرکت دایملر برنامهای
به نام «Mail on Holiday» را در اختیار کارمندانش قرار داد که آنها میتوانستند در طول مسافرتها و تعطیلات خود ایمیلهای دریافتی محل کار را حذف کنند.
□ایتالیا، بلژیک، اسپانیا، فیلیپین، استرالیا و کانادا کشورهایی هستند که شکلهای متفاوتی از قانون حق قطع ارتباط با کار در آنها اجرا میشود. برای مثال در کانادا شرکتهای بزرگ با بیش از ۲۵ کارمند شامل این قانون شده، ولی شرکتهای کوچک مستثنی هستند یا در استرالیا بهتازگی قانون حق قطع ارتباط با محل کار به مرحله اجرا درآمد اما این قانون شامل شرایط اضطراری و بهانهتراشیهای غیرموجه برای فرار از مسئولیت نمیشود.
●در مجموع همه کشورهای اروپایی را با قوانین سفتوسختشان برای حمایت از کارمندان و احترام به زمان استراحت و زندگی شخصیشان میشناسند، در حالی که آمریکا از چنین موهبتی برخوردار نیست. فرهنگ کار در آمریکا ایجاب میکند که آنها همیشه در دسترس و جوابگو باشند. در اوایل سال ۲۰۲۴ اقداماتی در ایالت کالیفرنیا انجام شد تا قوانینی برای رعایت حق قطع ارتباط با محیط کار تصویب شود، ولی با انتقادهای گسترده کارفرمایان روبهرو شد که معتقد بودند اجرای این قانون یک قدم به عقب برای انعطافپذیری در محل کار است و میتواند در میان کارمندانی که از مناطق مختلف زمانی مشغول دورکاری هستند مشکل جدی ایجاد کند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
ادامه ازقبل
○تنوع فرهنگ سازمانی در سراسر دنیا و پیامدهای آن بر زندگی شخصی و سلامت افراد نشان میدهد تعادل میان کار و زندگی تا چه اندازه میتواند مهم باشد. رویکرد کشورهای اسکاندیناوی، آلمان و استرالیا به تعادل کار و زندگی شخصی، گواهی است بر این ادعا که بهرهوری هیچ ارتباطی با ساعتهای بیشتر کاری ندارد، بلکه این بهینهسازی کار و زمان کاری است که بهرهوری شغلی به همراه دارد.
■کارفرمایان باید بدانند که تلاش آنها برای افزایش بازدهی نباید سلامت و حقوق اولیه کارمندانشان را قربانی کند. این یعنی حفظ ساعات کاری معقول و ایجاد یک محیط پایدار در نهایت به افزایش بهرهوری بلندمدت ختم خواهد شد. با این دیدگاه آنها میتوانند یک محیط کاری سالم ایجاد کنند که مشارکت، رضایت و بهرهوری کارمندان را به همراه داشته باشد.
منبع:هفته نامه تجارت فردا
بازنشراز :گاهنامه مدیر
○تنوع فرهنگ سازمانی در سراسر دنیا و پیامدهای آن بر زندگی شخصی و سلامت افراد نشان میدهد تعادل میان کار و زندگی تا چه اندازه میتواند مهم باشد. رویکرد کشورهای اسکاندیناوی، آلمان و استرالیا به تعادل کار و زندگی شخصی، گواهی است بر این ادعا که بهرهوری هیچ ارتباطی با ساعتهای بیشتر کاری ندارد، بلکه این بهینهسازی کار و زمان کاری است که بهرهوری شغلی به همراه دارد.
■کارفرمایان باید بدانند که تلاش آنها برای افزایش بازدهی نباید سلامت و حقوق اولیه کارمندانشان را قربانی کند. این یعنی حفظ ساعات کاری معقول و ایجاد یک محیط پایدار در نهایت به افزایش بهرهوری بلندمدت ختم خواهد شد. با این دیدگاه آنها میتوانند یک محیط کاری سالم ایجاد کنند که مشارکت، رضایت و بهرهوری کارمندان را به همراه داشته باشد.
منبع:هفته نامه تجارت فردا
بازنشراز :گاهنامه مدیر
✳️ چرا ملتها شکست میخورند؟
✅ رازهای نهادهای اقتصادی در کسب جایزه نوبل اقتصاد 2024"
حسین سلاح ورزی
🔸امروز جایزه نوبل اقتصاد به سه محقق برجسته، دارون عجماوغلو، سایمون جانسون، و جیمز رابینسون اهدا شد.
این تیم اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی به خاطر تحقیقات خود در مورد اهمیت نهادهای اقتصادی و سیاسی و نقش آنها در تعیین سرنوشت ملتها موفق به کسب این جایزه شدند. مطالعات آنها به شکلی جذاب و روشن، توضیح میدهد که چرا برخی کشورها به توسعه و رفاه میرسند و برخی دیگر در فقر و ناکامی فرو میمانند.
🔹چهرههای پشت تحقیقات
دارون عجماوغلو، استاد دانشگاه MIT و زاده استانبول، یکی از پرآوازهترین اقتصاددانان جهان است. او با همکاری سایمون جانسون و جیمز رابینسون، کتاب مشهور "چرا ملتها شکست میخورند" را نوشت که به تحلیل عمیق تفاوتهای نهادی بین کشورها پرداخته و یکی از آثار کلیدی در عرصه اقتصاد توسعه بهشمار میرود. جانسون و رابینسون نیز، هر یک در موسسات پیشرو مانند MIT و دانشگاه شیکاگو مشغول به فعالیتهای پژوهشی و تدریس هستند.
🔺نهادها: کلید موفقیت یا ناکامی کشورها
اساس تحقیقات این سه اقتصاددان نشان میدهد که نهادهای فراگیر اقتصادی و سیاسی پایههای اصلی برای توسعه پایدار یک کشور هستند. اگر نهادهای یک کشور بهگونهای طراحی شده باشند که حقوق و فرصتها را بهطور عادلانه توزیع کنند و از بهرهکشی و تمرکز ثروت جلوگیری شود، اقتصاد آن کشور میتواند به رشد و شکوفایی برسد. در مقابل، نهادهای استثماری و متمرکز که حقوق مردم را محدود و ثروت را در دست گروههای خاصی متمرکز میکنند، منجر به فقر و رکود اقتصادی میشوند.
یک نمونهی روشن از تحقیقات آنها، مقایسهی دو نیمهی شهر "ناگالس" است که یکی در آمریکا و دیگری در مکزیک واقع شده است. با وجود اینکه این دو منطقه از لحاظ جغرافیایی و فرهنگی تقریباً یکسان هستند، تفاوت اصلی در نهادهای سیاسی و اقتصادی آنهاست. نهادهای فراگیر و کارآمد در بخش آمریکایی، فرصتهای بیشتری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی فراهم کرده است، در حالی که نهادهای ضعیفتر در بخش مکزیکی منجر به محدودیت در توسعه شدهاند.
🔺ارتباط با اقتصاد ایران: درسهایی برای اصلاحات نهادی
تحقیقات این سه اقتصاددان میتواند چراغ راهی برای سیاستگذاران ایرانی باشد.
تاریخچه اقتصاد ایران نشان داده است که نهادهای متمرکز و ناکارآمد در طول زمان مشکلات بزرگی برای رشد اقتصادی کشور ایجاد کردهاند. این نهادها که اغلب به نفع گروههای محدودی عمل کردهاند، فرصتهای رشد و توسعه را برای بسیاری از مردم محدود کردهاند.
ایران بهعنوان کشوری با منابع فراوان و ظرفیتهای عظیم، همچنان با چالشهایی از جمله نابرابری اقتصادی، فساد نهادی و توزیع ناعادلانه منابع روبرو است. تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان میدهد که بدون اصلاحات عمیق در نهادهای اقتصادی و سیاسی، رسیدن به رشد پایدار و رفاه عمومی ممکن نخواهد بود.
برخی از اصلاحات پیشنهادی شامل تقویت حاکمیت قانون، افزایش شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و توزیع عادلانهتر فرصتهای اقتصادی است. نهادهایی که بتوانند از مشارکت عمومی حمایت کنند و حقوق همه اقشار جامعه را تضمین نمایند، میتوانند زمینهساز رشد پایدار و کاهش نابرابریها در ایران شوند. همچنین، حرکت بهسوی نهادهای فراگیر میتواند موجب ایجاد انگیزه در کارآفرینان و سرمایهگذاران شود که از پتانسیل اقتصادی ایران بهرهبرداری کنند و کشور را به سوی توسعه و رفاه هدایت کنند.
🔺جمعبندی
جایزه نوبل اقتصاد 2024 بهوضوح اهمیت نهادها را در مسیر توسعه کشورها به نمایش گذاشته است. این نظریهها، نه تنها در بررسی تفاوتهای تاریخی بین کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته کاربرد دارد، بلکه برای کشورهایی مانند ایران که با مشکلات نهادی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، بسیار حیاتی است. اصلاحات نهادی میتواند کلید توسعه پایدار و عبور از بحرانهای اقتصادی باشد و تحقیقات این سه برنده نوبل، نقشهی راهی برای سیاستگذاران ارائه میدهد تا مسیری برای شکوفایی و کاهش فقر پیدا کنند.
ایران با توجه به ظرفیتهای بالای خود، اگر بتواند نهادهایش را اصلاح کند، میتواند به یکی از اقتصادهای پویا و باثبات منطقه تبدیل شود. همانطور که تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان دادهاند، آینده اقتصادی هر کشور در گرو نهادهای آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رازهای نهادهای اقتصادی در کسب جایزه نوبل اقتصاد 2024"
حسین سلاح ورزی
🔸امروز جایزه نوبل اقتصاد به سه محقق برجسته، دارون عجماوغلو، سایمون جانسون، و جیمز رابینسون اهدا شد.
این تیم اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی به خاطر تحقیقات خود در مورد اهمیت نهادهای اقتصادی و سیاسی و نقش آنها در تعیین سرنوشت ملتها موفق به کسب این جایزه شدند. مطالعات آنها به شکلی جذاب و روشن، توضیح میدهد که چرا برخی کشورها به توسعه و رفاه میرسند و برخی دیگر در فقر و ناکامی فرو میمانند.
🔹چهرههای پشت تحقیقات
دارون عجماوغلو، استاد دانشگاه MIT و زاده استانبول، یکی از پرآوازهترین اقتصاددانان جهان است. او با همکاری سایمون جانسون و جیمز رابینسون، کتاب مشهور "چرا ملتها شکست میخورند" را نوشت که به تحلیل عمیق تفاوتهای نهادی بین کشورها پرداخته و یکی از آثار کلیدی در عرصه اقتصاد توسعه بهشمار میرود. جانسون و رابینسون نیز، هر یک در موسسات پیشرو مانند MIT و دانشگاه شیکاگو مشغول به فعالیتهای پژوهشی و تدریس هستند.
🔺نهادها: کلید موفقیت یا ناکامی کشورها
اساس تحقیقات این سه اقتصاددان نشان میدهد که نهادهای فراگیر اقتصادی و سیاسی پایههای اصلی برای توسعه پایدار یک کشور هستند. اگر نهادهای یک کشور بهگونهای طراحی شده باشند که حقوق و فرصتها را بهطور عادلانه توزیع کنند و از بهرهکشی و تمرکز ثروت جلوگیری شود، اقتصاد آن کشور میتواند به رشد و شکوفایی برسد. در مقابل، نهادهای استثماری و متمرکز که حقوق مردم را محدود و ثروت را در دست گروههای خاصی متمرکز میکنند، منجر به فقر و رکود اقتصادی میشوند.
یک نمونهی روشن از تحقیقات آنها، مقایسهی دو نیمهی شهر "ناگالس" است که یکی در آمریکا و دیگری در مکزیک واقع شده است. با وجود اینکه این دو منطقه از لحاظ جغرافیایی و فرهنگی تقریباً یکسان هستند، تفاوت اصلی در نهادهای سیاسی و اقتصادی آنهاست. نهادهای فراگیر و کارآمد در بخش آمریکایی، فرصتهای بیشتری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی فراهم کرده است، در حالی که نهادهای ضعیفتر در بخش مکزیکی منجر به محدودیت در توسعه شدهاند.
🔺ارتباط با اقتصاد ایران: درسهایی برای اصلاحات نهادی
تحقیقات این سه اقتصاددان میتواند چراغ راهی برای سیاستگذاران ایرانی باشد.
تاریخچه اقتصاد ایران نشان داده است که نهادهای متمرکز و ناکارآمد در طول زمان مشکلات بزرگی برای رشد اقتصادی کشور ایجاد کردهاند. این نهادها که اغلب به نفع گروههای محدودی عمل کردهاند، فرصتهای رشد و توسعه را برای بسیاری از مردم محدود کردهاند.
ایران بهعنوان کشوری با منابع فراوان و ظرفیتهای عظیم، همچنان با چالشهایی از جمله نابرابری اقتصادی، فساد نهادی و توزیع ناعادلانه منابع روبرو است. تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان میدهد که بدون اصلاحات عمیق در نهادهای اقتصادی و سیاسی، رسیدن به رشد پایدار و رفاه عمومی ممکن نخواهد بود.
برخی از اصلاحات پیشنهادی شامل تقویت حاکمیت قانون، افزایش شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و توزیع عادلانهتر فرصتهای اقتصادی است. نهادهایی که بتوانند از مشارکت عمومی حمایت کنند و حقوق همه اقشار جامعه را تضمین نمایند، میتوانند زمینهساز رشد پایدار و کاهش نابرابریها در ایران شوند. همچنین، حرکت بهسوی نهادهای فراگیر میتواند موجب ایجاد انگیزه در کارآفرینان و سرمایهگذاران شود که از پتانسیل اقتصادی ایران بهرهبرداری کنند و کشور را به سوی توسعه و رفاه هدایت کنند.
🔺جمعبندی
جایزه نوبل اقتصاد 2024 بهوضوح اهمیت نهادها را در مسیر توسعه کشورها به نمایش گذاشته است. این نظریهها، نه تنها در بررسی تفاوتهای تاریخی بین کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته کاربرد دارد، بلکه برای کشورهایی مانند ایران که با مشکلات نهادی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، بسیار حیاتی است. اصلاحات نهادی میتواند کلید توسعه پایدار و عبور از بحرانهای اقتصادی باشد و تحقیقات این سه برنده نوبل، نقشهی راهی برای سیاستگذاران ارائه میدهد تا مسیری برای شکوفایی و کاهش فقر پیدا کنند.
ایران با توجه به ظرفیتهای بالای خود، اگر بتواند نهادهایش را اصلاح کند، میتواند به یکی از اقتصادهای پویا و باثبات منطقه تبدیل شود. همانطور که تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان دادهاند، آینده اقتصادی هر کشور در گرو نهادهای آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ هشت سیاست که مانع رشد اقتصاد ایران شد
✍️ دکتر مسعود نیلی
✳️ رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
1️⃣ درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
☑️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ دکتر مسعود نیلی
✳️ رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
1️⃣ درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
☑️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ رابطه ثروت و قدرت از نظر نوبلیستهای 2024
✅ برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2024 مشخص شدند. دارون عجم اوغلو، جیمز رابینسون و سیمون جانسون موفق شدند نوبل اقتصاد امسال را به خانه ببرند.
▫️به گزارش اکوایران، این اقتصاددانها در زمینه ایجاد ثروت و همچنین توسعه اقتصادی مطالعات گستردهای داشتهاند.
▫️در ویدیوی بالا، توضیح داده شده که چرا این اقتصاددانها شایسته دریافت جایزه نوبل اقتصاد شدهاند.
✅ برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2024 مشخص شدند. دارون عجم اوغلو، جیمز رابینسون و سیمون جانسون موفق شدند نوبل اقتصاد امسال را به خانه ببرند.
▫️به گزارش اکوایران، این اقتصاددانها در زمینه ایجاد ثروت و همچنین توسعه اقتصادی مطالعات گستردهای داشتهاند.
▫️در ویدیوی بالا، توضیح داده شده که چرا این اقتصاددانها شایسته دریافت جایزه نوبل اقتصاد شدهاند.
✳️ تئوری رشد چوب هاکی در استارتاپها (Hockey Stick Growth)
💡نظریه رشد "چوب هاکی" یا رشد J-Curve یکی از مفاهیم اساسی در دنیای استارتاپهاست که به افزایش سریع و شدید رشد بعد از یک دوره ثابت یا کند اشاره داره. این نوع رشد معمولاً وقتی اتفاق میافته که یک استارتاپ به تناسب محصول با بازار (Product-Market Fit) میرسه؛ یعنی محصول واقعاً نیازی از مشتریان رو برطرف میکنه و در نتیجه، تعداد کاربران، درآمد یا تعاملات به سرعت افزایش پیدا میکنه. این الگوی رشد نشوندهنده موفقیت و توانایی استارتاپ برای گسترش سریع و جذب سرمایهگذاریهای بزرگه.
🔺مراحل رشد چوب هاکی:
1. رشد آهسته یا ثابت: استارتاپها در ابتدا معمولاً با رشد کند یا ثابت روبرو هستن. این دوره زمانی هست که روی بهینهسازی محصول و پیدا کردن تناسب با بازار کار میشه. این مرحله معمولاً بین ۶ تا ۱۸ ماه طول میکشه.
2. نقطه عطف: وقتی که محصول با نیازهای بازار همخوانی پیدا میکنه، استارتاپ به نقطهای میرسه که رشدش سریعتر و قابل توجه میشه.
3. رشد نمایی: بعد از نقطه عطف، رشد استارتاپ به شکل نمایی افزایش پیدا میکنه. در این مرحله، استارتاپ میتونه در مدت زمان کوتاهی ۱۰ برابر بیشتر کاربر یا درآمد داشته باشه.
4. رشد پایدار: بعد از رشد نمایی، استارتاپ وارد مرحلهای از رشد پایدار میشه که با جذب سرمایه و گسترش بازار همراهه.
🔺چرا این نظریه مهمه؟
- جذب سرمایهگذاران: سرمایهگذارها عاشق استارتاپهایی هستن که الگوی رشد چوب هاکی رو نشون میدن. این رشد سریع، پتانسیل مقیاسپذیری بالای استارتاپ رو نشون میده و به جذب سرمایههای بزرگ کمک میکنه.
- توسعه سریع: استارتاپهایی که این نوع رشد رو تجربه میکنن، به سرعت میتونن سهم بازارشون رو افزایش بدن و در بازارهای جدید فعالیت کنن.
- موفقیت بلندمدت: بر اساس آمارها، حدود ۷۰٪ استارتاپها نمیتونن به این مرحله از رشد برسن و شکست میخورن. تنها ۱٪ از استارتاپها به رشد چوب هاکی میرسن و اینها معمولاً به سمت تبدیل شدن به یونیکورن (شرکتهایی با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار) حرکت میکنن.
- نرخ رشد ماهانه ترکیبی (CMGR): استارتاپهایی که به این رشد میرسن، اغلب ۱۵٪+ رشد ماهانه ترکیبی دارن که نشون میده چقدر سریع دارن پیشرفت میکنن.
🔻 در نهایت، رشد "چوب هاکی" همون چیزی هست که هر استارتاپی میخواد، ولی رسیدن بهش کار آسونی نیست. فقط حدود ۱% از استارتاپها به این رشد نمایی دست پیدا میکنن. این یعنی قبلش باید کلی روی محصولتون کار کنید تا کاملاً با نیازهای بازار هماهنگ بشه. اما وقتی موفق بشید، رشدتون سریع میشه و توجه سرمایهگذاران رو جلب میکنید. این الگوی رشد به شما این فرصت رو میده که از رقبا جلو بزنید و بازار رو به دست بگیرید.
برگرفته از کتاب The Hockey Stick Principles؛
https://www.amazon.ca/Hockey-Stick-Principles-Entrepreneurial-Success/dp/1250116678
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
💡نظریه رشد "چوب هاکی" یا رشد J-Curve یکی از مفاهیم اساسی در دنیای استارتاپهاست که به افزایش سریع و شدید رشد بعد از یک دوره ثابت یا کند اشاره داره. این نوع رشد معمولاً وقتی اتفاق میافته که یک استارتاپ به تناسب محصول با بازار (Product-Market Fit) میرسه؛ یعنی محصول واقعاً نیازی از مشتریان رو برطرف میکنه و در نتیجه، تعداد کاربران، درآمد یا تعاملات به سرعت افزایش پیدا میکنه. این الگوی رشد نشوندهنده موفقیت و توانایی استارتاپ برای گسترش سریع و جذب سرمایهگذاریهای بزرگه.
🔺مراحل رشد چوب هاکی:
1. رشد آهسته یا ثابت: استارتاپها در ابتدا معمولاً با رشد کند یا ثابت روبرو هستن. این دوره زمانی هست که روی بهینهسازی محصول و پیدا کردن تناسب با بازار کار میشه. این مرحله معمولاً بین ۶ تا ۱۸ ماه طول میکشه.
2. نقطه عطف: وقتی که محصول با نیازهای بازار همخوانی پیدا میکنه، استارتاپ به نقطهای میرسه که رشدش سریعتر و قابل توجه میشه.
3. رشد نمایی: بعد از نقطه عطف، رشد استارتاپ به شکل نمایی افزایش پیدا میکنه. در این مرحله، استارتاپ میتونه در مدت زمان کوتاهی ۱۰ برابر بیشتر کاربر یا درآمد داشته باشه.
4. رشد پایدار: بعد از رشد نمایی، استارتاپ وارد مرحلهای از رشد پایدار میشه که با جذب سرمایه و گسترش بازار همراهه.
🔺چرا این نظریه مهمه؟
- جذب سرمایهگذاران: سرمایهگذارها عاشق استارتاپهایی هستن که الگوی رشد چوب هاکی رو نشون میدن. این رشد سریع، پتانسیل مقیاسپذیری بالای استارتاپ رو نشون میده و به جذب سرمایههای بزرگ کمک میکنه.
- توسعه سریع: استارتاپهایی که این نوع رشد رو تجربه میکنن، به سرعت میتونن سهم بازارشون رو افزایش بدن و در بازارهای جدید فعالیت کنن.
- موفقیت بلندمدت: بر اساس آمارها، حدود ۷۰٪ استارتاپها نمیتونن به این مرحله از رشد برسن و شکست میخورن. تنها ۱٪ از استارتاپها به رشد چوب هاکی میرسن و اینها معمولاً به سمت تبدیل شدن به یونیکورن (شرکتهایی با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار) حرکت میکنن.
- نرخ رشد ماهانه ترکیبی (CMGR): استارتاپهایی که به این رشد میرسن، اغلب ۱۵٪+ رشد ماهانه ترکیبی دارن که نشون میده چقدر سریع دارن پیشرفت میکنن.
🔻 در نهایت، رشد "چوب هاکی" همون چیزی هست که هر استارتاپی میخواد، ولی رسیدن بهش کار آسونی نیست. فقط حدود ۱% از استارتاپها به این رشد نمایی دست پیدا میکنن. این یعنی قبلش باید کلی روی محصولتون کار کنید تا کاملاً با نیازهای بازار هماهنگ بشه. اما وقتی موفق بشید، رشدتون سریع میشه و توجه سرمایهگذاران رو جلب میکنید. این الگوی رشد به شما این فرصت رو میده که از رقبا جلو بزنید و بازار رو به دست بگیرید.
برگرفته از کتاب The Hockey Stick Principles؛
https://www.amazon.ca/Hockey-Stick-Principles-Entrepreneurial-Success/dp/1250116678
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Amazon
The Hockey Stick Principles: The 4 Key Stages to Entrepreneurial Success
The Hockey Stick Principles: The 4 Key Stages to Entrepreneurial Success
✳️ نگاهی بندازیم به پشت پرده هوش مصنوعی
✅ دنیا AI و رشد Nvidia و OpenAI به دو شرکت تامین کننده زیرساخت وابسته است، TSMC و AMSL.
🔸 شرکت تایوانی TSMC (شرکت تولید نیمههادی تایوان): TSMC بزرگترین شرکت تولید نیمههادی جهان است که به خاطر فرآیندهای تولید و فناوریهای پیشرفته خود در تولید نیمههادیها شناخته میشه. TSMC که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، پیشگام توسعه فناوریهای پیچیده ساخت، از جمله فرآیند 3nm است که برای تولید تراشههای با کارایی بالا بسیار حیاتی هست. قابلیتهای تولید TSMC برای تولید پردازندهها و شتابدهندههای AI تقریبا اون رو در تولید چیپهای سفارشی بیرقیب کرده و یکی از بزرگترین مشتریانی که براش چیپهای GPU و AI تولید میکنه انویدیا هست، این شرکت به قدری اهمیت داره که مرکز اختلافات چین و آمریکا بر سر تایوان قرار گرفته.
🔶 شرکت هلندی ASML (شرکت مواد نیمههادی پیشرفته لیتوگرافی): ASML یک شرکت هلندی است که در تولید ماشینهای لیتوگرافی فوتو برای تولید نیمههادیها تخصص داره. فناوری لیتوگرافی فرابنفش شدید (EUV) ASML برای تولید نیمههادیهای پیشرفته با گرههای 5nm و پایینتر حیاتی هست، این فناوری امکان ایجاد تراشههای کوچکتر، کارآمدتر و قدرتمندتر را فراهم میکند که برای توسعه سختافزار AI پیشرفته ضرورت پیدا میکنه. و عملا TSMC برای تولید تراشههاش به زیرساختهای AMSL وابسته است.
📍به طور خلاصه TSMC و ASML در خط مقدم موج AI قرار دارند. فناوری تولید نیمههادی پیشرفته TSMC برای تولید پردازندهها و GPUهای با کارایی بالا که برای محاسبات AI ضروری هستند، حیاتی است. فناوری لیتوگرافی EUV ASML زیرساخت TSMC برای تولید تراشههای پیشرفته رو تامین میکنه، و خروجی اون میشه چیپهای مثل A100 و H100 که توسط NVIDIA معماری شده و هوشمصنوعی رو قدرت میده.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ دنیا AI و رشد Nvidia و OpenAI به دو شرکت تامین کننده زیرساخت وابسته است، TSMC و AMSL.
🔸 شرکت تایوانی TSMC (شرکت تولید نیمههادی تایوان): TSMC بزرگترین شرکت تولید نیمههادی جهان است که به خاطر فرآیندهای تولید و فناوریهای پیشرفته خود در تولید نیمههادیها شناخته میشه. TSMC که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، پیشگام توسعه فناوریهای پیچیده ساخت، از جمله فرآیند 3nm است که برای تولید تراشههای با کارایی بالا بسیار حیاتی هست. قابلیتهای تولید TSMC برای تولید پردازندهها و شتابدهندههای AI تقریبا اون رو در تولید چیپهای سفارشی بیرقیب کرده و یکی از بزرگترین مشتریانی که براش چیپهای GPU و AI تولید میکنه انویدیا هست، این شرکت به قدری اهمیت داره که مرکز اختلافات چین و آمریکا بر سر تایوان قرار گرفته.
🔶 شرکت هلندی ASML (شرکت مواد نیمههادی پیشرفته لیتوگرافی): ASML یک شرکت هلندی است که در تولید ماشینهای لیتوگرافی فوتو برای تولید نیمههادیها تخصص داره. فناوری لیتوگرافی فرابنفش شدید (EUV) ASML برای تولید نیمههادیهای پیشرفته با گرههای 5nm و پایینتر حیاتی هست، این فناوری امکان ایجاد تراشههای کوچکتر، کارآمدتر و قدرتمندتر را فراهم میکند که برای توسعه سختافزار AI پیشرفته ضرورت پیدا میکنه. و عملا TSMC برای تولید تراشههاش به زیرساختهای AMSL وابسته است.
📍به طور خلاصه TSMC و ASML در خط مقدم موج AI قرار دارند. فناوری تولید نیمههادی پیشرفته TSMC برای تولید پردازندهها و GPUهای با کارایی بالا که برای محاسبات AI ضروری هستند، حیاتی است. فناوری لیتوگرافی EUV ASML زیرساخت TSMC برای تولید تراشههای پیشرفته رو تامین میکنه، و خروجی اون میشه چیپهای مثل A100 و H100 که توسط NVIDIA معماری شده و هوشمصنوعی رو قدرت میده.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
📌 چگونه شرکت های برتر آمریکایی کارکنان خود را راضی وفادار و متعهد نگه می دارند؟
✅ مجله «نیوزویک» در آخرین شماره خود با انتشار فهرست محبوب ترین شرکت های آمریکایی از نگاه کارکنان به بررسی این موضوع پرداخته و نوشته است:
در حالی که تعهد و حضور فعالانه کارکنان در سال ۲۰۲۴ اندکی افزایش داشته اما هنوز کارهای زیادی در این زمینه باید انجام شود برخی شرکت ها برای بهبود اوضاع گوش شنوایی دارند از انعطاف در برنامه های کاری تا فعالیت های جمعی این شرکت ها فضایی خلق کرده اند تا کارکنانشان در مسیر رشد قرار گیرند.
مجله «نیوزویک» بار دیگر در تحلیل داده های شاخص عشق به محل کار مشارکت کرده است. این شاخص میزان همکاری کارکنان در زمینه مشارکت نوآوری اعتماد به رهبری حس تعلق به محل کار و... اندازه گیری می کند. در رتبه بندی امسال شرکت رستوران های زنجیره ای" فرست واچ" مقام اول را کسب کرده است. در این شرکت فرهنگ مهربانی سخت کوشی و کار گروهی نهادینه شده است. برنامه های جامع این شرکت برای نگهداری از کودکان و افراد سالمند موجب افزایش وفاداری کارکنان شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مجله «نیوزویک» در آخرین شماره خود با انتشار فهرست محبوب ترین شرکت های آمریکایی از نگاه کارکنان به بررسی این موضوع پرداخته و نوشته است:
در حالی که تعهد و حضور فعالانه کارکنان در سال ۲۰۲۴ اندکی افزایش داشته اما هنوز کارهای زیادی در این زمینه باید انجام شود برخی شرکت ها برای بهبود اوضاع گوش شنوایی دارند از انعطاف در برنامه های کاری تا فعالیت های جمعی این شرکت ها فضایی خلق کرده اند تا کارکنانشان در مسیر رشد قرار گیرند.
مجله «نیوزویک» بار دیگر در تحلیل داده های شاخص عشق به محل کار مشارکت کرده است. این شاخص میزان همکاری کارکنان در زمینه مشارکت نوآوری اعتماد به رهبری حس تعلق به محل کار و... اندازه گیری می کند. در رتبه بندی امسال شرکت رستوران های زنجیره ای" فرست واچ" مقام اول را کسب کرده است. در این شرکت فرهنگ مهربانی سخت کوشی و کار گروهی نهادینه شده است. برنامه های جامع این شرکت برای نگهداری از کودکان و افراد سالمند موجب افزایش وفاداری کارکنان شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اهمیت نهادها در حاکمیت قانون
دكتر محمدقلی یوسفی (اقتصاددان)
✅ با اعطای جایزه به عجم اوغلو و همکاران،
به خاطر کارشان در مورد اهمیت نهادها؛ یک بار دیگر اهمیت نهادها مانند: حاکميت قانون، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی به عنوان پیش نیاز توسعه، برجسته شده که برای کشورهایی مانند ایران بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت جایزه در تاکید بر نهادهاست.نهادها قوانین بازی در جامعه و تابلوهای راهنمایی افرادند که براساس آنها افراد رفتار دیگران را پیشبینی و رفتار خود را متقابلاً تنظیم میکنند.
▫️نهادها فرصت میسازند، انگیزه ایجاد میکنند، ریسکها و محدودیتها را تعیین میکنند و موجب عملکرد افراد در جوامع میشــوند. نهادها هم رســمی هستند مانند: قانون اساسی، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی و هم غیر رســمی مانند: فرهنگ ، آداب و رسوم و عرف جوامع.
▫️هرجا که نهادهای رسمی و غیر رسمی بر هم منطبق و سازگار باشند، جامعه ترقی میکند و هر جا که آنها با هم ناسازگار باشند، یکدیگر را خنــثی میکنند و جامعه را عقب نگه میدارند. البته قبلاً افرادی مانند داگلاس نــورث، رونالد کو، جیمز بوکان و بسیاری دیگر به خاطر کار روی نهادهــا این جایزه را دریافت کــرده بودند؛ اما کار عجم اوغلو و همکاران بیشــتر مربوط به تحقیق آنها در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ است که نشان دادند کشورهای استعمارگر اروپایی به خاطر منافع خود در کشورهای مستعمره نهادهای متفاوتی را ایجاد کردند.
▫️برخی کشورها به خاطر وجود معادن «نهادهای اســتخراجی» را ایجاد کردند یعنی نظامهای دیکتاتوری و خودکامه برای سرکوب مخالفان و معترضان در برخی کشــورها به خاطر شرایط خوب آب و هوایی مانند آمریکا، کانادا و نیوزیلند آنجا سکونت گزیدند و نهادهای دموکراتیک و آزاد را ایجاد کردند و نتیجه میگیرند کشورهایی که نهادهای دموکراتیک و حکومت قانون را دایر کردند به رشــد پایدار یا توسعه دست یافتند؛ اما
در نظام های دیکتاتوری رشدهای موقت و شکننده داشتند و با وجود ثروت نتوانستند به توسعه و رشد پایدار برسند.
▫️البته کار آنها بیشتر در چارچوب نظریات اقتصاد نئوکلاسیک است و اشکالات خاص خود را دارد. در چارچوب نظریات رشد نئوکلاسیک مساله آزادی جایی ندارد. برای مثال کشور چین یا کشورهای عربی منطقه خلیج فارس رشد بالایی داشتند؛ اما فاقد دموکراسی و جامعه مدنی هستند. همچنین مطالعه آنها نشان نمیدهد که در کشورهایی که مستعمره نبودند چگونه توانستند نهادهای دموکراتیک و آزاد را برقرار کنند و توسعه یابند.
▫️اصولا نهادها چیزهایی نیستند که بشود آنها را به کشورها منتقل یا تزریق کرد. چرا در افغانستان نهادها ایجاد نشدند یا در برخی کشورهای آفریقایی یا در آمریکای لاتین؟
در تحقیق آنها به فرآیند تکاملی و نظم خودانگیخته توجه نمیشود. در واقع در چارچوب اقتصاد نئوکلاسیک نهادها جایی ندارند؛ بنابراین این یک تناقضی اســت که کمیته جایزه نوبل در آن گرفتار اســت و در اینجا عجم اوغلو توضیحی نمی دهد که نهادها را چگونه میتوان در نظریات رشد اقتصاد نئوکلاسیک قرار داد و تاثیر آنها را مطالعه کرد؟ تنها به صورت غیر مستقیم توضیح داده میشوند. اگرچه در بحث نظری قابل تبیین هســتند، اما به صورت تجربی و امپریکال، قابل آزمون نیستند و همین مشکل اقتصاددانان نئوکلاسیک از جمله عجم اوغلو و همکارانش جانسون و رابینسون است.
▫️در واقع مشکل نئوکلاسیکها، عدم تمایز بین رشد خوب و رشد بد است.
رشد خوب، رشــدی است که توسط بخش خصوصی در بازار به صورت داوطلبانه در نتیجه کار و مبادله در یک بستر آزاد و قانونی صورت گیرد. اما رشد بد، رشــدی است که توسط دولت و نهادهای نظامی و انتظامی بدون توجه به بازار آزاد صورت گیرد. رشــد چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس که نظامهای غیر دموکراتیک دارند با مدل عجم اوغلو وهمکاران قابل توجیه نیست.
▫️البته خود بر این مساله واقف هستند، امابه جای تاکید بر توســعه و دوری جستن از مدلهای رشد اقتصادی نئوکلاسیک همچنان به آنها وفادار هستند که این ابهام را ایجاد میکند چون رشد بالای اقتصادی چین و کشورهای عربی خلیج فارس برخلاف فرضیه عجم اوغلو و همکارانش است، اما تا آنجا که به بحث نظری آنها مربوط میشود، میتوان با آنها هم عقیده بود که رشد کشور چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در نبودن دموکراسی و نهادهای جامعه مدنی و حکومت قانون به توسعه منجر نخواهد شد؛ ولی در کل کار بسیار ارزشمندی است، زیرا بر نقش اروپاییها در ایجاد نهادهای مختلف در کشورها اشاره میکنند که به دستاوردهای متفاوتی انجامیده است؛ اما آنچه اعتبار علمی کمیته اعطا کننده جایزه را سبک میکند، این است که بیش از دو دهه از زمان انتشار این مقالات گذشته است. به نظر میرسد به کمیته جایزه نوبل اخبار دیر می رسد.
https://t.me/ExecutiveManagement
دكتر محمدقلی یوسفی (اقتصاددان)
✅ با اعطای جایزه به عجم اوغلو و همکاران،
به خاطر کارشان در مورد اهمیت نهادها؛ یک بار دیگر اهمیت نهادها مانند: حاکميت قانون، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی به عنوان پیش نیاز توسعه، برجسته شده که برای کشورهایی مانند ایران بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت جایزه در تاکید بر نهادهاست.نهادها قوانین بازی در جامعه و تابلوهای راهنمایی افرادند که براساس آنها افراد رفتار دیگران را پیشبینی و رفتار خود را متقابلاً تنظیم میکنند.
▫️نهادها فرصت میسازند، انگیزه ایجاد میکنند، ریسکها و محدودیتها را تعیین میکنند و موجب عملکرد افراد در جوامع میشــوند. نهادها هم رســمی هستند مانند: قانون اساسی، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی و هم غیر رســمی مانند: فرهنگ ، آداب و رسوم و عرف جوامع.
▫️هرجا که نهادهای رسمی و غیر رسمی بر هم منطبق و سازگار باشند، جامعه ترقی میکند و هر جا که آنها با هم ناسازگار باشند، یکدیگر را خنــثی میکنند و جامعه را عقب نگه میدارند. البته قبلاً افرادی مانند داگلاس نــورث، رونالد کو، جیمز بوکان و بسیاری دیگر به خاطر کار روی نهادهــا این جایزه را دریافت کــرده بودند؛ اما کار عجم اوغلو و همکاران بیشــتر مربوط به تحقیق آنها در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ است که نشان دادند کشورهای استعمارگر اروپایی به خاطر منافع خود در کشورهای مستعمره نهادهای متفاوتی را ایجاد کردند.
▫️برخی کشورها به خاطر وجود معادن «نهادهای اســتخراجی» را ایجاد کردند یعنی نظامهای دیکتاتوری و خودکامه برای سرکوب مخالفان و معترضان در برخی کشــورها به خاطر شرایط خوب آب و هوایی مانند آمریکا، کانادا و نیوزیلند آنجا سکونت گزیدند و نهادهای دموکراتیک و آزاد را ایجاد کردند و نتیجه میگیرند کشورهایی که نهادهای دموکراتیک و حکومت قانون را دایر کردند به رشــد پایدار یا توسعه دست یافتند؛ اما
در نظام های دیکتاتوری رشدهای موقت و شکننده داشتند و با وجود ثروت نتوانستند به توسعه و رشد پایدار برسند.
▫️البته کار آنها بیشتر در چارچوب نظریات اقتصاد نئوکلاسیک است و اشکالات خاص خود را دارد. در چارچوب نظریات رشد نئوکلاسیک مساله آزادی جایی ندارد. برای مثال کشور چین یا کشورهای عربی منطقه خلیج فارس رشد بالایی داشتند؛ اما فاقد دموکراسی و جامعه مدنی هستند. همچنین مطالعه آنها نشان نمیدهد که در کشورهایی که مستعمره نبودند چگونه توانستند نهادهای دموکراتیک و آزاد را برقرار کنند و توسعه یابند.
▫️اصولا نهادها چیزهایی نیستند که بشود آنها را به کشورها منتقل یا تزریق کرد. چرا در افغانستان نهادها ایجاد نشدند یا در برخی کشورهای آفریقایی یا در آمریکای لاتین؟
در تحقیق آنها به فرآیند تکاملی و نظم خودانگیخته توجه نمیشود. در واقع در چارچوب اقتصاد نئوکلاسیک نهادها جایی ندارند؛ بنابراین این یک تناقضی اســت که کمیته جایزه نوبل در آن گرفتار اســت و در اینجا عجم اوغلو توضیحی نمی دهد که نهادها را چگونه میتوان در نظریات رشد اقتصاد نئوکلاسیک قرار داد و تاثیر آنها را مطالعه کرد؟ تنها به صورت غیر مستقیم توضیح داده میشوند. اگرچه در بحث نظری قابل تبیین هســتند، اما به صورت تجربی و امپریکال، قابل آزمون نیستند و همین مشکل اقتصاددانان نئوکلاسیک از جمله عجم اوغلو و همکارانش جانسون و رابینسون است.
▫️در واقع مشکل نئوکلاسیکها، عدم تمایز بین رشد خوب و رشد بد است.
رشد خوب، رشــدی است که توسط بخش خصوصی در بازار به صورت داوطلبانه در نتیجه کار و مبادله در یک بستر آزاد و قانونی صورت گیرد. اما رشد بد، رشــدی است که توسط دولت و نهادهای نظامی و انتظامی بدون توجه به بازار آزاد صورت گیرد. رشــد چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس که نظامهای غیر دموکراتیک دارند با مدل عجم اوغلو وهمکاران قابل توجیه نیست.
▫️البته خود بر این مساله واقف هستند، امابه جای تاکید بر توســعه و دوری جستن از مدلهای رشد اقتصادی نئوکلاسیک همچنان به آنها وفادار هستند که این ابهام را ایجاد میکند چون رشد بالای اقتصادی چین و کشورهای عربی خلیج فارس برخلاف فرضیه عجم اوغلو و همکارانش است، اما تا آنجا که به بحث نظری آنها مربوط میشود، میتوان با آنها هم عقیده بود که رشد کشور چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در نبودن دموکراسی و نهادهای جامعه مدنی و حکومت قانون به توسعه منجر نخواهد شد؛ ولی در کل کار بسیار ارزشمندی است، زیرا بر نقش اروپاییها در ایجاد نهادهای مختلف در کشورها اشاره میکنند که به دستاوردهای متفاوتی انجامیده است؛ اما آنچه اعتبار علمی کمیته اعطا کننده جایزه را سبک میکند، این است که بیش از دو دهه از زمان انتشار این مقالات گذشته است. به نظر میرسد به کمیته جایزه نوبل اخبار دیر می رسد.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
*نوبل برای اقتصاد سیاسی جدید*
👤 نوید رئیسی
✍️ پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد به دارون عجماوغلو، اقتصاددان ۵۶ساله ترکتبار و استاد دانشگاه MIT؛ جیمز رابینسون، اقتصاددان ۶۴ساله انگلیسی و استاد دانشگاه شیکاگو و سایمون جانسون، اقتصاددان ۶۱ساله انگلیسی و استاد دانشگاه MIT اعطا شد.
✍️ اولین بار است اقتصاددانانی که زمینه تحقیقاتشان بر «اقتصاد سیاسی جدید» متمرکز است، شایسته دریافت جایزه نوبل شناخته میشوند.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید انگشت تاکید را بر جایی میگذارد که اغلب بهعنوان نقطه کور نظریه اقتصادی مدرن در نظر گرفته میشود: فقدان یک چارچوب نظری برای شیوه تصمیمگیریهای غیربازاری.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید با مدلسازی رسمی انتخابهای جوامع بهعنوان پیامدهای تعادلی تعامل استراتژیک افراد عقلانی، چارچوب نظری پرباری را برای درک پویاییهای ملتها فراهم آورد. پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد، بزرگداشت این رهیافت به علل موفقیت و شکست ملتهاست.
✍️ دارون عجماوغلو، سایمون جانسون و جیمز رابینسون، در دو مقاله اثرگذار خود، بر این پرسش تمرکز میکنند که چرا کشورهای غیراروپایی که در سال ۱۵۰۰ ثروتمندترین بودند، ۵۰۰سال بعد به فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شدند.
✍️ عجماوغلو و همکارانش ادعا میکنند، روند واژگونی اقبال در ۵۰۰سال گذشته ناشی از نهادهای متفاوتی بوده که توسط اروپاییها در این کشورهای مستعمره تاسیس شده بودند. این نهادها خود تفاوت شرایط اولیه کشورها را منعکس و مسیر آتی کشورها را تعیین کردهاند.
✍️ عجماوغلو و همکاران استدلال میکنند که اروپاییان در مناطق ثروتمند و پرجمعیت که عمدتا با شیوع گسترده بیماریهای واگیردار دست به گریبان بودند، «نهادهای بهرهکش» را برای انتقال دستاوردهای اقتصادی بومیان به خود طراحی کردند.
✍️ این نهادهای بهرهکش طی زمان به نظامهای فاسد و دزدسالاری تبدیل شدند که امروزه کشورهای بسیاری را در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین در دام فقر گرفتار کردهاند.
✍️ در نقطه مقابل، اروپاییها در مهاجرت به نقاط کمجمعیت و کمتر ثروتمند، «نهادهای فراگیر» را که برای رشد اقتصادی بلندمدت مفید بودند، تاسیس کردند.
✍️ نتیجه، شکلگیری نهادهای حامی مالکیت خصوصی و حاکمیت نظم و قانون در آمریکای شمالی و استرالیای کمجمعیت بود که مسیر بهروزی آتی این کشورها را تضمین کردند.
✍️ این همان روایت جذاب و تاثیرگذاری است که از دیدگاه آکادمی سلطنتی علوم سوئد شایسته دریافت جایزه نوبل شمرده شده است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4113307
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👤 نوید رئیسی
✍️ پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد به دارون عجماوغلو، اقتصاددان ۵۶ساله ترکتبار و استاد دانشگاه MIT؛ جیمز رابینسون، اقتصاددان ۶۴ساله انگلیسی و استاد دانشگاه شیکاگو و سایمون جانسون، اقتصاددان ۶۱ساله انگلیسی و استاد دانشگاه MIT اعطا شد.
✍️ اولین بار است اقتصاددانانی که زمینه تحقیقاتشان بر «اقتصاد سیاسی جدید» متمرکز است، شایسته دریافت جایزه نوبل شناخته میشوند.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید انگشت تاکید را بر جایی میگذارد که اغلب بهعنوان نقطه کور نظریه اقتصادی مدرن در نظر گرفته میشود: فقدان یک چارچوب نظری برای شیوه تصمیمگیریهای غیربازاری.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید با مدلسازی رسمی انتخابهای جوامع بهعنوان پیامدهای تعادلی تعامل استراتژیک افراد عقلانی، چارچوب نظری پرباری را برای درک پویاییهای ملتها فراهم آورد. پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد، بزرگداشت این رهیافت به علل موفقیت و شکست ملتهاست.
✍️ دارون عجماوغلو، سایمون جانسون و جیمز رابینسون، در دو مقاله اثرگذار خود، بر این پرسش تمرکز میکنند که چرا کشورهای غیراروپایی که در سال ۱۵۰۰ ثروتمندترین بودند، ۵۰۰سال بعد به فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شدند.
✍️ عجماوغلو و همکارانش ادعا میکنند، روند واژگونی اقبال در ۵۰۰سال گذشته ناشی از نهادهای متفاوتی بوده که توسط اروپاییها در این کشورهای مستعمره تاسیس شده بودند. این نهادها خود تفاوت شرایط اولیه کشورها را منعکس و مسیر آتی کشورها را تعیین کردهاند.
✍️ عجماوغلو و همکاران استدلال میکنند که اروپاییان در مناطق ثروتمند و پرجمعیت که عمدتا با شیوع گسترده بیماریهای واگیردار دست به گریبان بودند، «نهادهای بهرهکش» را برای انتقال دستاوردهای اقتصادی بومیان به خود طراحی کردند.
✍️ این نهادهای بهرهکش طی زمان به نظامهای فاسد و دزدسالاری تبدیل شدند که امروزه کشورهای بسیاری را در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین در دام فقر گرفتار کردهاند.
✍️ در نقطه مقابل، اروپاییها در مهاجرت به نقاط کمجمعیت و کمتر ثروتمند، «نهادهای فراگیر» را که برای رشد اقتصادی بلندمدت مفید بودند، تاسیس کردند.
✍️ نتیجه، شکلگیری نهادهای حامی مالکیت خصوصی و حاکمیت نظم و قانون در آمریکای شمالی و استرالیای کمجمعیت بود که مسیر بهروزی آتی این کشورها را تضمین کردند.
✍️ این همان روایت جذاب و تاثیرگذاری است که از دیدگاه آکادمی سلطنتی علوم سوئد شایسته دریافت جایزه نوبل شمرده شده است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4113307
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
نوبل برای اقتصاد سیاسی جدید
پس از گمانهزنیهای چندینساله، آکادمی سلطنتی علوم سوئد پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد را به دارون عجماوغلو، اقتصاددان 56ساله ترکتبار و استاد دانشگاه MIT؛ جیمز رابینسون، اقتصاددان 64ساله انگلیسی و استاد دانشگاه شیکاگو و سایمون جانسون، اقتصاددان…
✳️ چرا نباید استارتاپ راه انداخت؟
درسهایی از مقاله پل گراهام
✅ در مقاله معروف پل گراهام با عنوان "چرا نباید یک استارتاپ راه بندازی"، اون به بهانههای رایجی که خیلیها برای شروع نکردن کسبوکار استفاده میکنن اشاره میکنه و توضیح میده که اینها در واقع موانع واقعی نیستن، بلکه بیشتر بهونههایی برای پنهون کردن ترسها و عدم قطعیت هستن.
1. خیلی جوونم (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که جوانی مانع موفقیت است، اما جوانی خودش یک فرصت است. مارک زاکربرگ فقط ۱۹ ساله بود که فیسبوک را راه انداخت. مهم نیست چند سالته، بلکه مهم اینه که چقدر آمادهای با چالشها روبرو بشی.
2. تجربه کافی ندارم (شروع کن)
نبود تجربه میتونه دلهرهآور باشه، اما تجربه واقعی با شروع به کار به دست میاد. استیو جابز و استیو وزنیاک وقتی اپل رو شروع کردند تجربه چندانی نداشتند، اما با ساخت اپل یاد گرفتند. تجربه از انجام دادن میاد، حتی اگه اولش شکست بخوری.
3. اراده کافی ندارم (شروع نکن)
ایلان ماسک با اسپیساکس شکستهای زیادی رو تحمل کرد، ولی با اراده و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد. اراده قوی کلید موفقیته و باعث میشه حتی در سختترین شرایط هم به پیشرفت ادامه بدی.
4. باهوش نیستم (شروع کن)
باهوش بودن به نمرات درسی و تحصیلات نیست. خیلی از بنیانگذاران، مثل یان کوم از واتساپ، با ایدهای ساده و تلاش مداوم موفق شدند. موفقیت یعنی اینکه با چالشها روبرو بشی، نه اینکه حتماً در همه چیز متخصص باشی.
5. چیزی از کسبوکار نمیدونم (شروع کن)
لازم نیست که یک متخصص کسبوکار باشی تا یک شرکت راه بندازی. اوان ویلیامز توییتر رو ساخت چون روی حل یک مشکل واقعی تمرکز کرد. بیزنس خودش به مرور شکل میگیره وقتی که تمرکزت روی ساختن محصول خوب باشه.
6. همبنیانگذار ندارم (شروع کن)
بعضی افراد به تنهایی شروع کردن و موفق شدن، مثل مارکوس پرسون خالق ماینکرفت. پیدا کردن همبنیانگذار کمککنندهست، ولی الزاماً برای شروع کسبوکار ضروری نیست.
7. ایدهای ندارم (شروع کن)
نیازی نیست که یک ایده انقلابی داشته باشی. برایان چسکی از ایربیانبی با یه ایده ساده شروع کرد و به مرور اون رو بهبود داد تا ایربیانبی به پلتفرمی جهانی برای سفر تبدیل بشه.
8. فرصت برای استارتاپ جدید نیست (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که بازار اشباع شده، اما نوآوری همیشه فضا ایجاد میکنه. نتفلیکس اولین سرویس اجاره فیلم نبود، اما با به چالش کشیدن مدل سنتی کسبوکار، صنعت سرگرمی رو متحول کرد.
9. مسئولیت خانواده دارم (شروع کن)
داشتن خانواده و مسئولیتهای شخصی ممکنه پیچیده باشه، ولی خیلی از بنیانگذاران موفق مثل نایکی تونستن بین زندگی خانوادگی و کسبوکار توازن ایجاد کنن. با برنامهریزی درست میتونی هر دو رو مدیریت کنی.
10. آمادگی برای تعهد ندارم (شروع نکن)
استارتاپها نیاز به تعهد بلندمدت دارن. کوین سیستروم قبل از ساخت اینستاگرام در گوگل کار میکرد و وقتی احساس کرد که آمادگی تعهد طولانی مدت رو داره، تصمیم گرفت که مسیرش رو تغییر بده.
11. نیاز به ساختار دارم (شروع نکن)
خیلیها دوست دارن در محیطهای ساختاریافته کار کنن، اما بنیانگذاران موفقی مثل لری پیج و سرگی برین ساختارهای سنتی رو شکستن و یکی از بزرگترین شرکتهای دنیا یعنی گوگل رو ساختن.
12. ترس از عدم قطعیت دارم (شروع نکن)
آینده نامعلوم ترسناک بهنظر میرسه، ولی کارآفرینهایی مثل جف بزوس نشون دادن که ترک یک شغل امن و پذیرفتن عدم قطعیت میتونه به ساخت کسبوکارهایی منجر بشه که دنیا رو تغییر میدن.
13. نمیدونم چیو از دست میدم (شروع کن)
خیلیها به خاطر راحتی زندگی شرکتی، از مسیر کارآفرینی فرار میکنن. اما افرادی مثل استیوارت باترفیلد که Slack رو راه انداختن، نشون دادن که رها کردن راحتی میتونه به خلق محصولاتی منجر بشه که زندگی ما رو متحول میکنن.
14. پدر و مادرم میخوان دکتر بشم (شروع کن)
انتظارات خانواده میتونه مانعی جدی باشه، اما کارآفرینانی مثل لری پیج با کنار گذاشتن مسیرهای آکادمیکشون شرکتهای بزرگی مثل گوگل رو ایجاد کردن و به موفقیتهای جهانی رسیدن.
🔖 بهانهها اغلب پوششی برای ترس از شکست یا عدم قطعیت هستن. اما همونطور که پل گراهام تو مقالهاش اشاره میکنه، اینها دلایل واقعی برای شروع نکردن یک استارتاپ نیستن. موفقترین کارآفرینان دنیا ثابت کردن که این بهانهها در واقع فرصتهایی برای رشد هستن. شروع استارتاپ نیازی به شرایط ایدهآل نداره، بلکه نیاز به تمایل به یادگیری و غلبه بر چالشها داره. پس اگه این بهانهها آشنا به نظر میرسن، وقتشه که دوباره فکر کنیم و قدم اول رو برداریم.
https://i.ibb.co/TYPwmYw/photo-2024-10-07-16-37-52.jpg
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
درسهایی از مقاله پل گراهام
✅ در مقاله معروف پل گراهام با عنوان "چرا نباید یک استارتاپ راه بندازی"، اون به بهانههای رایجی که خیلیها برای شروع نکردن کسبوکار استفاده میکنن اشاره میکنه و توضیح میده که اینها در واقع موانع واقعی نیستن، بلکه بیشتر بهونههایی برای پنهون کردن ترسها و عدم قطعیت هستن.
1. خیلی جوونم (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که جوانی مانع موفقیت است، اما جوانی خودش یک فرصت است. مارک زاکربرگ فقط ۱۹ ساله بود که فیسبوک را راه انداخت. مهم نیست چند سالته، بلکه مهم اینه که چقدر آمادهای با چالشها روبرو بشی.
2. تجربه کافی ندارم (شروع کن)
نبود تجربه میتونه دلهرهآور باشه، اما تجربه واقعی با شروع به کار به دست میاد. استیو جابز و استیو وزنیاک وقتی اپل رو شروع کردند تجربه چندانی نداشتند، اما با ساخت اپل یاد گرفتند. تجربه از انجام دادن میاد، حتی اگه اولش شکست بخوری.
3. اراده کافی ندارم (شروع نکن)
ایلان ماسک با اسپیساکس شکستهای زیادی رو تحمل کرد، ولی با اراده و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد. اراده قوی کلید موفقیته و باعث میشه حتی در سختترین شرایط هم به پیشرفت ادامه بدی.
4. باهوش نیستم (شروع کن)
باهوش بودن به نمرات درسی و تحصیلات نیست. خیلی از بنیانگذاران، مثل یان کوم از واتساپ، با ایدهای ساده و تلاش مداوم موفق شدند. موفقیت یعنی اینکه با چالشها روبرو بشی، نه اینکه حتماً در همه چیز متخصص باشی.
5. چیزی از کسبوکار نمیدونم (شروع کن)
لازم نیست که یک متخصص کسبوکار باشی تا یک شرکت راه بندازی. اوان ویلیامز توییتر رو ساخت چون روی حل یک مشکل واقعی تمرکز کرد. بیزنس خودش به مرور شکل میگیره وقتی که تمرکزت روی ساختن محصول خوب باشه.
6. همبنیانگذار ندارم (شروع کن)
بعضی افراد به تنهایی شروع کردن و موفق شدن، مثل مارکوس پرسون خالق ماینکرفت. پیدا کردن همبنیانگذار کمککنندهست، ولی الزاماً برای شروع کسبوکار ضروری نیست.
7. ایدهای ندارم (شروع کن)
نیازی نیست که یک ایده انقلابی داشته باشی. برایان چسکی از ایربیانبی با یه ایده ساده شروع کرد و به مرور اون رو بهبود داد تا ایربیانبی به پلتفرمی جهانی برای سفر تبدیل بشه.
8. فرصت برای استارتاپ جدید نیست (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که بازار اشباع شده، اما نوآوری همیشه فضا ایجاد میکنه. نتفلیکس اولین سرویس اجاره فیلم نبود، اما با به چالش کشیدن مدل سنتی کسبوکار، صنعت سرگرمی رو متحول کرد.
9. مسئولیت خانواده دارم (شروع کن)
داشتن خانواده و مسئولیتهای شخصی ممکنه پیچیده باشه، ولی خیلی از بنیانگذاران موفق مثل نایکی تونستن بین زندگی خانوادگی و کسبوکار توازن ایجاد کنن. با برنامهریزی درست میتونی هر دو رو مدیریت کنی.
10. آمادگی برای تعهد ندارم (شروع نکن)
استارتاپها نیاز به تعهد بلندمدت دارن. کوین سیستروم قبل از ساخت اینستاگرام در گوگل کار میکرد و وقتی احساس کرد که آمادگی تعهد طولانی مدت رو داره، تصمیم گرفت که مسیرش رو تغییر بده.
11. نیاز به ساختار دارم (شروع نکن)
خیلیها دوست دارن در محیطهای ساختاریافته کار کنن، اما بنیانگذاران موفقی مثل لری پیج و سرگی برین ساختارهای سنتی رو شکستن و یکی از بزرگترین شرکتهای دنیا یعنی گوگل رو ساختن.
12. ترس از عدم قطعیت دارم (شروع نکن)
آینده نامعلوم ترسناک بهنظر میرسه، ولی کارآفرینهایی مثل جف بزوس نشون دادن که ترک یک شغل امن و پذیرفتن عدم قطعیت میتونه به ساخت کسبوکارهایی منجر بشه که دنیا رو تغییر میدن.
13. نمیدونم چیو از دست میدم (شروع کن)
خیلیها به خاطر راحتی زندگی شرکتی، از مسیر کارآفرینی فرار میکنن. اما افرادی مثل استیوارت باترفیلد که Slack رو راه انداختن، نشون دادن که رها کردن راحتی میتونه به خلق محصولاتی منجر بشه که زندگی ما رو متحول میکنن.
14. پدر و مادرم میخوان دکتر بشم (شروع کن)
انتظارات خانواده میتونه مانعی جدی باشه، اما کارآفرینانی مثل لری پیج با کنار گذاشتن مسیرهای آکادمیکشون شرکتهای بزرگی مثل گوگل رو ایجاد کردن و به موفقیتهای جهانی رسیدن.
🔖 بهانهها اغلب پوششی برای ترس از شکست یا عدم قطعیت هستن. اما همونطور که پل گراهام تو مقالهاش اشاره میکنه، اینها دلایل واقعی برای شروع نکردن یک استارتاپ نیستن. موفقترین کارآفرینان دنیا ثابت کردن که این بهانهها در واقع فرصتهایی برای رشد هستن. شروع استارتاپ نیازی به شرایط ایدهآل نداره، بلکه نیاز به تمایل به یادگیری و غلبه بر چالشها داره. پس اگه این بهانهها آشنا به نظر میرسن، وقتشه که دوباره فکر کنیم و قدم اول رو برداریم.
https://i.ibb.co/TYPwmYw/photo-2024-10-07-16-37-52.jpg
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ عوامل اقتصادی توسعهنیافتگی
علیرضا علویتبار
گزیدهای از نوشتار پیش رو
✅ امسال، جایزه نوبل اقتصاد به اقتصاددانانی تعلق گرفت که تأثیر نهادها و تاریخ گذشته کشورها را بر روی رشد و توسعه اقتصادی اکنون آنها بررسی کردهاند.
این رخداد انگیزهای شد تا به یادآوری برخی از نکات مربوط به توسعه اقتصادی در ایران بپردازم. بهطور خلاصه میخواهم این پرسش را مطرح کنم که: «چه عوامل اقتصادی مانع توسعه اقتصادی در ایران شدهاند؟»
🖊قبول دارم که ایران در یکصد سال گذشته درجا نزده و متوقف نمانده است، اما در عین حال قبول دارم که هنوز کشوری در حال توسعه هستیم و اکثر ما از سطح توسعه موجود راضی نیستیم. میدانیم که تنها با تکیه بر یک متغیر نمیتوان وضع کنونی ایران را توضیح داد، از اینرو دایره بحث را به «عوامل اقتصادی» محدود میکنیم.
🖊تصور من این است که تبیین و توضیح علمی یک پدیده (در اینجا توسعهنیافتگی اقتصادی) همواره در سایه نظریهها و نظمهای عام تجربهپذیر صورت میگیرند. بدون یک نظریه علمی نمیتوان یک پدیده را تبیین علمی کرد و چرایی و چگونگی وقوعاش را توضیح داد. تبیین (بیان چرایی و چگونگی) علمی یعنی یک پدیده خاص را مصداقی از یک نظم عام قرار دادن.
🖊برای پاسخ به این پرسش که «چه عاملی موجب توسعهنیافتگی برخی از جوامع شده است»، چارچوبهای نظری مختلفی شکل گرفته است که به یک معنا حاصل «بهکار بستن» نظریههای اقتصادی (خرد و کلان) در شناخت یک موضوع هستند، مجموعهای که میتوان آن را «شناخت اقتصادی توسعه» (یا آنطور که معمول است، «اقتصاد توسعه») نامید.
🖊چارچوبهای اصلی نظری در زمینه عوامل توسعهنیافتگی را میتوان به سه دسته یا سه نسل نظری تقسیم کرد: کمیابی منابع، قیمتهای نادرست و نهادهای ناکارآمد.
🔸متن کامل
https://mashghenow.com/?p=6117
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
علیرضا علویتبار
گزیدهای از نوشتار پیش رو
✅ امسال، جایزه نوبل اقتصاد به اقتصاددانانی تعلق گرفت که تأثیر نهادها و تاریخ گذشته کشورها را بر روی رشد و توسعه اقتصادی اکنون آنها بررسی کردهاند.
این رخداد انگیزهای شد تا به یادآوری برخی از نکات مربوط به توسعه اقتصادی در ایران بپردازم. بهطور خلاصه میخواهم این پرسش را مطرح کنم که: «چه عوامل اقتصادی مانع توسعه اقتصادی در ایران شدهاند؟»
🖊قبول دارم که ایران در یکصد سال گذشته درجا نزده و متوقف نمانده است، اما در عین حال قبول دارم که هنوز کشوری در حال توسعه هستیم و اکثر ما از سطح توسعه موجود راضی نیستیم. میدانیم که تنها با تکیه بر یک متغیر نمیتوان وضع کنونی ایران را توضیح داد، از اینرو دایره بحث را به «عوامل اقتصادی» محدود میکنیم.
🖊تصور من این است که تبیین و توضیح علمی یک پدیده (در اینجا توسعهنیافتگی اقتصادی) همواره در سایه نظریهها و نظمهای عام تجربهپذیر صورت میگیرند. بدون یک نظریه علمی نمیتوان یک پدیده را تبیین علمی کرد و چرایی و چگونگی وقوعاش را توضیح داد. تبیین (بیان چرایی و چگونگی) علمی یعنی یک پدیده خاص را مصداقی از یک نظم عام قرار دادن.
🖊برای پاسخ به این پرسش که «چه عاملی موجب توسعهنیافتگی برخی از جوامع شده است»، چارچوبهای نظری مختلفی شکل گرفته است که به یک معنا حاصل «بهکار بستن» نظریههای اقتصادی (خرد و کلان) در شناخت یک موضوع هستند، مجموعهای که میتوان آن را «شناخت اقتصادی توسعه» (یا آنطور که معمول است، «اقتصاد توسعه») نامید.
🖊چارچوبهای اصلی نظری در زمینه عوامل توسعهنیافتگی را میتوان به سه دسته یا سه نسل نظری تقسیم کرد: کمیابی منابع، قیمتهای نادرست و نهادهای ناکارآمد.
🔸متن کامل
https://mashghenow.com/?p=6117
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
مشق نو
عوامل اقتصادی توسعهنیافتگی
وبسایت «مشق نو» با گرایش اصلاحطلبانه و رویکردی تحلیلی تلاش دارد در یادداشتها، مقالات و گفتوگوهای خود، نگاهی نظری با جنبههای آموزشی را مدنظر قرار دهند.
👍1
✳️ چالشهای ایران در شاخص ادراک فساد، بازتاب ضعفهای نهادی و فرصتهای اصلاح
✍️حسین سلاح ورزی
✅ گزارش شاخص ادراک فساد (CPI) 2023 که توسط سازمان شفافیت بینالمللی منتشر شده، تصویر روشنی از وضعیت فساد در بخش عمومی کشورهای جهان ارائه میدهد. این شاخص، 180 کشور را بر اساس ادراک فساد در بخش عمومی از نگاه کارشناسان و فعالان اقتصادی رتبهبندی میکند. ایران با امتیاز 24 از 100 در میان کشورهایی با فساد گسترده قرار دارد و در رتبه 149 جهان جای گرفته است. این رتبهبندی نشاندهنده چالشهای جدی ایران در مقابله با فساد و ضعفهای ساختاری موجود است.
🔸عوامل مؤثر بر جایگاه ایران:
ضعف در سیستم قضایی و نظارت: سیستم قضایی ایران که یکی از ارکان مهم مقابله با فساد است، از ضعفهای اساسی در استقلال و کارایی رنج میبرد. نبود مکانیزمهای شفاف برای گزارش فساد و همچنین محدودیتهای حقوقی و سیاسی بر روی عملکرد قوه قضاییه، امکان مقابله مؤثر با فساد را تضعیف کرده است. نبود شفافیت کافی در احکام قضایی و عدم نظارت مؤثر بر مسئولان دولتی، فضایی برای گسترش فساد ایجاد کرده است
🔸فشارهای اقتصادی و تحریمها: تحریمهای اقتصادی و بینالمللی علیه ایران، با محدود کردن دسترسی به منابع و کاهش شفافیت در فرآیندهای مالی و تجاری، فرصتهای بیشتری برای فساد فراهم کرده است. این وضعیت باعث کاهش کارایی اقتصادی و ایجاد فضایی برای گسترش روابط غیررسمی و سوءاستفاده از منابع عمومی شده است
🔸نبود شفافیت در فعالیتهای دولتی: ایران با فقدان شفافیت در نهادهای دولتی و ناتوانی در ایجاد مکانیزمهای نظارتی مستقل روبروست. عدم انتشار دادههای مالی، فرآیندهای تصمیمگیری دولتی و قراردادهای عمومی، به افزایش فساد کمک کرده است. این مسئله اعتماد عمومی را به نهادهای دولتی کاهش داده و سبب شده تا مقابله با فساد از یک رویکرد کارآمد برخوردار نباشد
در شاخص ادراک فساد، کشورهایی مانند دانمارک، فنلاند و نیوزلند که دارای سیستمهای قضایی قوی و نهادهای شفاف هستند، بهطور قابلتوجهی در رتبههای برتر قرار دارند. این کشورها با نمرات بین 85 تا 90 از 100، توانستهاند فضای سالمتری را برای مدیریت عمومی و اقتصادی فراهم کنند. در مقابل، کشورهایی که با جنگ و ضعفهای شدید نهادی روبرو هستند، مانند سومالی و سوریه، در پایینترین رتبهها قرار دارند
جایگاه ایران در شاخص ادراک فساد 2023، بازتابی از ضعفهای نهادی و نبود شفافیت در نهادهای دولتی است. برای بهبود این وضعیت، ایران نیازمند اصلاحات گسترده در سیستم قضایی، ایجاد سازوکارهای شفاف نظارتی و مقابله جدی با فساد در بخش عمومی است. در غیر این صورت، فساد نهتنها به اقتصاد کشور آسیب میزند، بلکه اعتماد عمومی را نیز از بین میبرد و موجب تشدید چالشهای اجتماعی خواهد شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️حسین سلاح ورزی
✅ گزارش شاخص ادراک فساد (CPI) 2023 که توسط سازمان شفافیت بینالمللی منتشر شده، تصویر روشنی از وضعیت فساد در بخش عمومی کشورهای جهان ارائه میدهد. این شاخص، 180 کشور را بر اساس ادراک فساد در بخش عمومی از نگاه کارشناسان و فعالان اقتصادی رتبهبندی میکند. ایران با امتیاز 24 از 100 در میان کشورهایی با فساد گسترده قرار دارد و در رتبه 149 جهان جای گرفته است. این رتبهبندی نشاندهنده چالشهای جدی ایران در مقابله با فساد و ضعفهای ساختاری موجود است.
🔸عوامل مؤثر بر جایگاه ایران:
ضعف در سیستم قضایی و نظارت: سیستم قضایی ایران که یکی از ارکان مهم مقابله با فساد است، از ضعفهای اساسی در استقلال و کارایی رنج میبرد. نبود مکانیزمهای شفاف برای گزارش فساد و همچنین محدودیتهای حقوقی و سیاسی بر روی عملکرد قوه قضاییه، امکان مقابله مؤثر با فساد را تضعیف کرده است. نبود شفافیت کافی در احکام قضایی و عدم نظارت مؤثر بر مسئولان دولتی، فضایی برای گسترش فساد ایجاد کرده است
🔸فشارهای اقتصادی و تحریمها: تحریمهای اقتصادی و بینالمللی علیه ایران، با محدود کردن دسترسی به منابع و کاهش شفافیت در فرآیندهای مالی و تجاری، فرصتهای بیشتری برای فساد فراهم کرده است. این وضعیت باعث کاهش کارایی اقتصادی و ایجاد فضایی برای گسترش روابط غیررسمی و سوءاستفاده از منابع عمومی شده است
🔸نبود شفافیت در فعالیتهای دولتی: ایران با فقدان شفافیت در نهادهای دولتی و ناتوانی در ایجاد مکانیزمهای نظارتی مستقل روبروست. عدم انتشار دادههای مالی، فرآیندهای تصمیمگیری دولتی و قراردادهای عمومی، به افزایش فساد کمک کرده است. این مسئله اعتماد عمومی را به نهادهای دولتی کاهش داده و سبب شده تا مقابله با فساد از یک رویکرد کارآمد برخوردار نباشد
در شاخص ادراک فساد، کشورهایی مانند دانمارک، فنلاند و نیوزلند که دارای سیستمهای قضایی قوی و نهادهای شفاف هستند، بهطور قابلتوجهی در رتبههای برتر قرار دارند. این کشورها با نمرات بین 85 تا 90 از 100، توانستهاند فضای سالمتری را برای مدیریت عمومی و اقتصادی فراهم کنند. در مقابل، کشورهایی که با جنگ و ضعفهای شدید نهادی روبرو هستند، مانند سومالی و سوریه، در پایینترین رتبهها قرار دارند
جایگاه ایران در شاخص ادراک فساد 2023، بازتابی از ضعفهای نهادی و نبود شفافیت در نهادهای دولتی است. برای بهبود این وضعیت، ایران نیازمند اصلاحات گسترده در سیستم قضایی، ایجاد سازوکارهای شفاف نظارتی و مقابله جدی با فساد در بخش عمومی است. در غیر این صورت، فساد نهتنها به اقتصاد کشور آسیب میزند، بلکه اعتماد عمومی را نیز از بین میبرد و موجب تشدید چالشهای اجتماعی خواهد شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چارچوب نوآوری: از تفکر طراحی تا چابکی در مقیاس
✅ در اینجا به یک چارچوب جامع برای نوآوری میپردازیم که شامل سه فاز اصلی است:
1️⃣ فکر بزرگ (Think Big) - ایده
🎯 تصور (Envision): دیدن آینده و راهحلهای بالقوه برای مشکلات.
🧠 همدلی (Empathise): درک نیازهای کاربران و کشف مسئله اصلی.
💡 طراحی (Design): طراحی راهحلهای خلاقانه با استفاده از اصول تفکر طراحی.
2️⃣ شروع کوچک (Start Small) - نوآوری
🛠️ ساختن (Build): ایجاد نمونه اولیه و اجرای راهحلها.
📏 اندازهگیری (Measure): ارزیابی نتایج و اندازهگیری عملکرد برای بررسی موفقیت.
📚 یادگیری (Learn): یادگیری از نتایج و اصلاح فرآیندها برای بهبود مداوم.
3️⃣ اقدام سریع (Act Fast) - رشد نمایی
🚀 استقرار (Deploy): پیادهسازی سریع راهحلها.
🔗 یکپارچهسازی (Integrate): هماهنگسازی و یکپارچهسازی راهحلهای جدید.
📈 مقیاسپذیری (Scale): گسترش و توسعه راهحلها در سطح وسیعتر.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در اینجا به یک چارچوب جامع برای نوآوری میپردازیم که شامل سه فاز اصلی است:
1️⃣ فکر بزرگ (Think Big) - ایده
🎯 تصور (Envision): دیدن آینده و راهحلهای بالقوه برای مشکلات.
🧠 همدلی (Empathise): درک نیازهای کاربران و کشف مسئله اصلی.
💡 طراحی (Design): طراحی راهحلهای خلاقانه با استفاده از اصول تفکر طراحی.
2️⃣ شروع کوچک (Start Small) - نوآوری
🛠️ ساختن (Build): ایجاد نمونه اولیه و اجرای راهحلها.
📏 اندازهگیری (Measure): ارزیابی نتایج و اندازهگیری عملکرد برای بررسی موفقیت.
📚 یادگیری (Learn): یادگیری از نتایج و اصلاح فرآیندها برای بهبود مداوم.
3️⃣ اقدام سریع (Act Fast) - رشد نمایی
🚀 استقرار (Deploy): پیادهسازی سریع راهحلها.
🔗 یکپارچهسازی (Integrate): هماهنگسازی و یکپارچهسازی راهحلهای جدید.
📈 مقیاسپذیری (Scale): گسترش و توسعه راهحلها در سطح وسیعتر.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement