✳️ چرا ملتها شکست میخورند؟
✅ رازهای نهادهای اقتصادی در کسب جایزه نوبل اقتصاد 2024"
حسین سلاح ورزی
🔸امروز جایزه نوبل اقتصاد به سه محقق برجسته، دارون عجماوغلو، سایمون جانسون، و جیمز رابینسون اهدا شد.
این تیم اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی به خاطر تحقیقات خود در مورد اهمیت نهادهای اقتصادی و سیاسی و نقش آنها در تعیین سرنوشت ملتها موفق به کسب این جایزه شدند. مطالعات آنها به شکلی جذاب و روشن، توضیح میدهد که چرا برخی کشورها به توسعه و رفاه میرسند و برخی دیگر در فقر و ناکامی فرو میمانند.
🔹چهرههای پشت تحقیقات
دارون عجماوغلو، استاد دانشگاه MIT و زاده استانبول، یکی از پرآوازهترین اقتصاددانان جهان است. او با همکاری سایمون جانسون و جیمز رابینسون، کتاب مشهور "چرا ملتها شکست میخورند" را نوشت که به تحلیل عمیق تفاوتهای نهادی بین کشورها پرداخته و یکی از آثار کلیدی در عرصه اقتصاد توسعه بهشمار میرود. جانسون و رابینسون نیز، هر یک در موسسات پیشرو مانند MIT و دانشگاه شیکاگو مشغول به فعالیتهای پژوهشی و تدریس هستند.
🔺نهادها: کلید موفقیت یا ناکامی کشورها
اساس تحقیقات این سه اقتصاددان نشان میدهد که نهادهای فراگیر اقتصادی و سیاسی پایههای اصلی برای توسعه پایدار یک کشور هستند. اگر نهادهای یک کشور بهگونهای طراحی شده باشند که حقوق و فرصتها را بهطور عادلانه توزیع کنند و از بهرهکشی و تمرکز ثروت جلوگیری شود، اقتصاد آن کشور میتواند به رشد و شکوفایی برسد. در مقابل، نهادهای استثماری و متمرکز که حقوق مردم را محدود و ثروت را در دست گروههای خاصی متمرکز میکنند، منجر به فقر و رکود اقتصادی میشوند.
یک نمونهی روشن از تحقیقات آنها، مقایسهی دو نیمهی شهر "ناگالس" است که یکی در آمریکا و دیگری در مکزیک واقع شده است. با وجود اینکه این دو منطقه از لحاظ جغرافیایی و فرهنگی تقریباً یکسان هستند، تفاوت اصلی در نهادهای سیاسی و اقتصادی آنهاست. نهادهای فراگیر و کارآمد در بخش آمریکایی، فرصتهای بیشتری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی فراهم کرده است، در حالی که نهادهای ضعیفتر در بخش مکزیکی منجر به محدودیت در توسعه شدهاند.
🔺ارتباط با اقتصاد ایران: درسهایی برای اصلاحات نهادی
تحقیقات این سه اقتصاددان میتواند چراغ راهی برای سیاستگذاران ایرانی باشد.
تاریخچه اقتصاد ایران نشان داده است که نهادهای متمرکز و ناکارآمد در طول زمان مشکلات بزرگی برای رشد اقتصادی کشور ایجاد کردهاند. این نهادها که اغلب به نفع گروههای محدودی عمل کردهاند، فرصتهای رشد و توسعه را برای بسیاری از مردم محدود کردهاند.
ایران بهعنوان کشوری با منابع فراوان و ظرفیتهای عظیم، همچنان با چالشهایی از جمله نابرابری اقتصادی، فساد نهادی و توزیع ناعادلانه منابع روبرو است. تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان میدهد که بدون اصلاحات عمیق در نهادهای اقتصادی و سیاسی، رسیدن به رشد پایدار و رفاه عمومی ممکن نخواهد بود.
برخی از اصلاحات پیشنهادی شامل تقویت حاکمیت قانون، افزایش شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و توزیع عادلانهتر فرصتهای اقتصادی است. نهادهایی که بتوانند از مشارکت عمومی حمایت کنند و حقوق همه اقشار جامعه را تضمین نمایند، میتوانند زمینهساز رشد پایدار و کاهش نابرابریها در ایران شوند. همچنین، حرکت بهسوی نهادهای فراگیر میتواند موجب ایجاد انگیزه در کارآفرینان و سرمایهگذاران شود که از پتانسیل اقتصادی ایران بهرهبرداری کنند و کشور را به سوی توسعه و رفاه هدایت کنند.
🔺جمعبندی
جایزه نوبل اقتصاد 2024 بهوضوح اهمیت نهادها را در مسیر توسعه کشورها به نمایش گذاشته است. این نظریهها، نه تنها در بررسی تفاوتهای تاریخی بین کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته کاربرد دارد، بلکه برای کشورهایی مانند ایران که با مشکلات نهادی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، بسیار حیاتی است. اصلاحات نهادی میتواند کلید توسعه پایدار و عبور از بحرانهای اقتصادی باشد و تحقیقات این سه برنده نوبل، نقشهی راهی برای سیاستگذاران ارائه میدهد تا مسیری برای شکوفایی و کاهش فقر پیدا کنند.
ایران با توجه به ظرفیتهای بالای خود، اگر بتواند نهادهایش را اصلاح کند، میتواند به یکی از اقتصادهای پویا و باثبات منطقه تبدیل شود. همانطور که تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان دادهاند، آینده اقتصادی هر کشور در گرو نهادهای آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رازهای نهادهای اقتصادی در کسب جایزه نوبل اقتصاد 2024"
حسین سلاح ورزی
🔸امروز جایزه نوبل اقتصاد به سه محقق برجسته، دارون عجماوغلو، سایمون جانسون، و جیمز رابینسون اهدا شد.
این تیم اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی به خاطر تحقیقات خود در مورد اهمیت نهادهای اقتصادی و سیاسی و نقش آنها در تعیین سرنوشت ملتها موفق به کسب این جایزه شدند. مطالعات آنها به شکلی جذاب و روشن، توضیح میدهد که چرا برخی کشورها به توسعه و رفاه میرسند و برخی دیگر در فقر و ناکامی فرو میمانند.
🔹چهرههای پشت تحقیقات
دارون عجماوغلو، استاد دانشگاه MIT و زاده استانبول، یکی از پرآوازهترین اقتصاددانان جهان است. او با همکاری سایمون جانسون و جیمز رابینسون، کتاب مشهور "چرا ملتها شکست میخورند" را نوشت که به تحلیل عمیق تفاوتهای نهادی بین کشورها پرداخته و یکی از آثار کلیدی در عرصه اقتصاد توسعه بهشمار میرود. جانسون و رابینسون نیز، هر یک در موسسات پیشرو مانند MIT و دانشگاه شیکاگو مشغول به فعالیتهای پژوهشی و تدریس هستند.
🔺نهادها: کلید موفقیت یا ناکامی کشورها
اساس تحقیقات این سه اقتصاددان نشان میدهد که نهادهای فراگیر اقتصادی و سیاسی پایههای اصلی برای توسعه پایدار یک کشور هستند. اگر نهادهای یک کشور بهگونهای طراحی شده باشند که حقوق و فرصتها را بهطور عادلانه توزیع کنند و از بهرهکشی و تمرکز ثروت جلوگیری شود، اقتصاد آن کشور میتواند به رشد و شکوفایی برسد. در مقابل، نهادهای استثماری و متمرکز که حقوق مردم را محدود و ثروت را در دست گروههای خاصی متمرکز میکنند، منجر به فقر و رکود اقتصادی میشوند.
یک نمونهی روشن از تحقیقات آنها، مقایسهی دو نیمهی شهر "ناگالس" است که یکی در آمریکا و دیگری در مکزیک واقع شده است. با وجود اینکه این دو منطقه از لحاظ جغرافیایی و فرهنگی تقریباً یکسان هستند، تفاوت اصلی در نهادهای سیاسی و اقتصادی آنهاست. نهادهای فراگیر و کارآمد در بخش آمریکایی، فرصتهای بیشتری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی فراهم کرده است، در حالی که نهادهای ضعیفتر در بخش مکزیکی منجر به محدودیت در توسعه شدهاند.
🔺ارتباط با اقتصاد ایران: درسهایی برای اصلاحات نهادی
تحقیقات این سه اقتصاددان میتواند چراغ راهی برای سیاستگذاران ایرانی باشد.
تاریخچه اقتصاد ایران نشان داده است که نهادهای متمرکز و ناکارآمد در طول زمان مشکلات بزرگی برای رشد اقتصادی کشور ایجاد کردهاند. این نهادها که اغلب به نفع گروههای محدودی عمل کردهاند، فرصتهای رشد و توسعه را برای بسیاری از مردم محدود کردهاند.
ایران بهعنوان کشوری با منابع فراوان و ظرفیتهای عظیم، همچنان با چالشهایی از جمله نابرابری اقتصادی، فساد نهادی و توزیع ناعادلانه منابع روبرو است. تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان میدهد که بدون اصلاحات عمیق در نهادهای اقتصادی و سیاسی، رسیدن به رشد پایدار و رفاه عمومی ممکن نخواهد بود.
برخی از اصلاحات پیشنهادی شامل تقویت حاکمیت قانون، افزایش شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و توزیع عادلانهتر فرصتهای اقتصادی است. نهادهایی که بتوانند از مشارکت عمومی حمایت کنند و حقوق همه اقشار جامعه را تضمین نمایند، میتوانند زمینهساز رشد پایدار و کاهش نابرابریها در ایران شوند. همچنین، حرکت بهسوی نهادهای فراگیر میتواند موجب ایجاد انگیزه در کارآفرینان و سرمایهگذاران شود که از پتانسیل اقتصادی ایران بهرهبرداری کنند و کشور را به سوی توسعه و رفاه هدایت کنند.
🔺جمعبندی
جایزه نوبل اقتصاد 2024 بهوضوح اهمیت نهادها را در مسیر توسعه کشورها به نمایش گذاشته است. این نظریهها، نه تنها در بررسی تفاوتهای تاریخی بین کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته کاربرد دارد، بلکه برای کشورهایی مانند ایران که با مشکلات نهادی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، بسیار حیاتی است. اصلاحات نهادی میتواند کلید توسعه پایدار و عبور از بحرانهای اقتصادی باشد و تحقیقات این سه برنده نوبل، نقشهی راهی برای سیاستگذاران ارائه میدهد تا مسیری برای شکوفایی و کاهش فقر پیدا کنند.
ایران با توجه به ظرفیتهای بالای خود، اگر بتواند نهادهایش را اصلاح کند، میتواند به یکی از اقتصادهای پویا و باثبات منطقه تبدیل شود. همانطور که تحقیقات عجماوغلو و همکارانش نشان دادهاند، آینده اقتصادی هر کشور در گرو نهادهای آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ هشت سیاست که مانع رشد اقتصاد ایران شد
✍️ دکتر مسعود نیلی
✳️ رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
1️⃣ درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
☑️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ دکتر مسعود نیلی
✳️ رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
1️⃣ درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
☑️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ رابطه ثروت و قدرت از نظر نوبلیستهای 2024
✅ برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2024 مشخص شدند. دارون عجم اوغلو، جیمز رابینسون و سیمون جانسون موفق شدند نوبل اقتصاد امسال را به خانه ببرند.
▫️به گزارش اکوایران، این اقتصاددانها در زمینه ایجاد ثروت و همچنین توسعه اقتصادی مطالعات گستردهای داشتهاند.
▫️در ویدیوی بالا، توضیح داده شده که چرا این اقتصاددانها شایسته دریافت جایزه نوبل اقتصاد شدهاند.
✅ برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2024 مشخص شدند. دارون عجم اوغلو، جیمز رابینسون و سیمون جانسون موفق شدند نوبل اقتصاد امسال را به خانه ببرند.
▫️به گزارش اکوایران، این اقتصاددانها در زمینه ایجاد ثروت و همچنین توسعه اقتصادی مطالعات گستردهای داشتهاند.
▫️در ویدیوی بالا، توضیح داده شده که چرا این اقتصاددانها شایسته دریافت جایزه نوبل اقتصاد شدهاند.
✳️ تئوری رشد چوب هاکی در استارتاپها (Hockey Stick Growth)
💡نظریه رشد "چوب هاکی" یا رشد J-Curve یکی از مفاهیم اساسی در دنیای استارتاپهاست که به افزایش سریع و شدید رشد بعد از یک دوره ثابت یا کند اشاره داره. این نوع رشد معمولاً وقتی اتفاق میافته که یک استارتاپ به تناسب محصول با بازار (Product-Market Fit) میرسه؛ یعنی محصول واقعاً نیازی از مشتریان رو برطرف میکنه و در نتیجه، تعداد کاربران، درآمد یا تعاملات به سرعت افزایش پیدا میکنه. این الگوی رشد نشوندهنده موفقیت و توانایی استارتاپ برای گسترش سریع و جذب سرمایهگذاریهای بزرگه.
🔺مراحل رشد چوب هاکی:
1. رشد آهسته یا ثابت: استارتاپها در ابتدا معمولاً با رشد کند یا ثابت روبرو هستن. این دوره زمانی هست که روی بهینهسازی محصول و پیدا کردن تناسب با بازار کار میشه. این مرحله معمولاً بین ۶ تا ۱۸ ماه طول میکشه.
2. نقطه عطف: وقتی که محصول با نیازهای بازار همخوانی پیدا میکنه، استارتاپ به نقطهای میرسه که رشدش سریعتر و قابل توجه میشه.
3. رشد نمایی: بعد از نقطه عطف، رشد استارتاپ به شکل نمایی افزایش پیدا میکنه. در این مرحله، استارتاپ میتونه در مدت زمان کوتاهی ۱۰ برابر بیشتر کاربر یا درآمد داشته باشه.
4. رشد پایدار: بعد از رشد نمایی، استارتاپ وارد مرحلهای از رشد پایدار میشه که با جذب سرمایه و گسترش بازار همراهه.
🔺چرا این نظریه مهمه؟
- جذب سرمایهگذاران: سرمایهگذارها عاشق استارتاپهایی هستن که الگوی رشد چوب هاکی رو نشون میدن. این رشد سریع، پتانسیل مقیاسپذیری بالای استارتاپ رو نشون میده و به جذب سرمایههای بزرگ کمک میکنه.
- توسعه سریع: استارتاپهایی که این نوع رشد رو تجربه میکنن، به سرعت میتونن سهم بازارشون رو افزایش بدن و در بازارهای جدید فعالیت کنن.
- موفقیت بلندمدت: بر اساس آمارها، حدود ۷۰٪ استارتاپها نمیتونن به این مرحله از رشد برسن و شکست میخورن. تنها ۱٪ از استارتاپها به رشد چوب هاکی میرسن و اینها معمولاً به سمت تبدیل شدن به یونیکورن (شرکتهایی با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار) حرکت میکنن.
- نرخ رشد ماهانه ترکیبی (CMGR): استارتاپهایی که به این رشد میرسن، اغلب ۱۵٪+ رشد ماهانه ترکیبی دارن که نشون میده چقدر سریع دارن پیشرفت میکنن.
🔻 در نهایت، رشد "چوب هاکی" همون چیزی هست که هر استارتاپی میخواد، ولی رسیدن بهش کار آسونی نیست. فقط حدود ۱% از استارتاپها به این رشد نمایی دست پیدا میکنن. این یعنی قبلش باید کلی روی محصولتون کار کنید تا کاملاً با نیازهای بازار هماهنگ بشه. اما وقتی موفق بشید، رشدتون سریع میشه و توجه سرمایهگذاران رو جلب میکنید. این الگوی رشد به شما این فرصت رو میده که از رقبا جلو بزنید و بازار رو به دست بگیرید.
برگرفته از کتاب The Hockey Stick Principles؛
https://www.amazon.ca/Hockey-Stick-Principles-Entrepreneurial-Success/dp/1250116678
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
💡نظریه رشد "چوب هاکی" یا رشد J-Curve یکی از مفاهیم اساسی در دنیای استارتاپهاست که به افزایش سریع و شدید رشد بعد از یک دوره ثابت یا کند اشاره داره. این نوع رشد معمولاً وقتی اتفاق میافته که یک استارتاپ به تناسب محصول با بازار (Product-Market Fit) میرسه؛ یعنی محصول واقعاً نیازی از مشتریان رو برطرف میکنه و در نتیجه، تعداد کاربران، درآمد یا تعاملات به سرعت افزایش پیدا میکنه. این الگوی رشد نشوندهنده موفقیت و توانایی استارتاپ برای گسترش سریع و جذب سرمایهگذاریهای بزرگه.
🔺مراحل رشد چوب هاکی:
1. رشد آهسته یا ثابت: استارتاپها در ابتدا معمولاً با رشد کند یا ثابت روبرو هستن. این دوره زمانی هست که روی بهینهسازی محصول و پیدا کردن تناسب با بازار کار میشه. این مرحله معمولاً بین ۶ تا ۱۸ ماه طول میکشه.
2. نقطه عطف: وقتی که محصول با نیازهای بازار همخوانی پیدا میکنه، استارتاپ به نقطهای میرسه که رشدش سریعتر و قابل توجه میشه.
3. رشد نمایی: بعد از نقطه عطف، رشد استارتاپ به شکل نمایی افزایش پیدا میکنه. در این مرحله، استارتاپ میتونه در مدت زمان کوتاهی ۱۰ برابر بیشتر کاربر یا درآمد داشته باشه.
4. رشد پایدار: بعد از رشد نمایی، استارتاپ وارد مرحلهای از رشد پایدار میشه که با جذب سرمایه و گسترش بازار همراهه.
🔺چرا این نظریه مهمه؟
- جذب سرمایهگذاران: سرمایهگذارها عاشق استارتاپهایی هستن که الگوی رشد چوب هاکی رو نشون میدن. این رشد سریع، پتانسیل مقیاسپذیری بالای استارتاپ رو نشون میده و به جذب سرمایههای بزرگ کمک میکنه.
- توسعه سریع: استارتاپهایی که این نوع رشد رو تجربه میکنن، به سرعت میتونن سهم بازارشون رو افزایش بدن و در بازارهای جدید فعالیت کنن.
- موفقیت بلندمدت: بر اساس آمارها، حدود ۷۰٪ استارتاپها نمیتونن به این مرحله از رشد برسن و شکست میخورن. تنها ۱٪ از استارتاپها به رشد چوب هاکی میرسن و اینها معمولاً به سمت تبدیل شدن به یونیکورن (شرکتهایی با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار) حرکت میکنن.
- نرخ رشد ماهانه ترکیبی (CMGR): استارتاپهایی که به این رشد میرسن، اغلب ۱۵٪+ رشد ماهانه ترکیبی دارن که نشون میده چقدر سریع دارن پیشرفت میکنن.
🔻 در نهایت، رشد "چوب هاکی" همون چیزی هست که هر استارتاپی میخواد، ولی رسیدن بهش کار آسونی نیست. فقط حدود ۱% از استارتاپها به این رشد نمایی دست پیدا میکنن. این یعنی قبلش باید کلی روی محصولتون کار کنید تا کاملاً با نیازهای بازار هماهنگ بشه. اما وقتی موفق بشید، رشدتون سریع میشه و توجه سرمایهگذاران رو جلب میکنید. این الگوی رشد به شما این فرصت رو میده که از رقبا جلو بزنید و بازار رو به دست بگیرید.
برگرفته از کتاب The Hockey Stick Principles؛
https://www.amazon.ca/Hockey-Stick-Principles-Entrepreneurial-Success/dp/1250116678
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Amazon
The Hockey Stick Principles: The 4 Key Stages to Entrepreneurial Success
The Hockey Stick Principles: The 4 Key Stages to Entrepreneurial Success
✳️ نگاهی بندازیم به پشت پرده هوش مصنوعی
✅ دنیا AI و رشد Nvidia و OpenAI به دو شرکت تامین کننده زیرساخت وابسته است، TSMC و AMSL.
🔸 شرکت تایوانی TSMC (شرکت تولید نیمههادی تایوان): TSMC بزرگترین شرکت تولید نیمههادی جهان است که به خاطر فرآیندهای تولید و فناوریهای پیشرفته خود در تولید نیمههادیها شناخته میشه. TSMC که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، پیشگام توسعه فناوریهای پیچیده ساخت، از جمله فرآیند 3nm است که برای تولید تراشههای با کارایی بالا بسیار حیاتی هست. قابلیتهای تولید TSMC برای تولید پردازندهها و شتابدهندههای AI تقریبا اون رو در تولید چیپهای سفارشی بیرقیب کرده و یکی از بزرگترین مشتریانی که براش چیپهای GPU و AI تولید میکنه انویدیا هست، این شرکت به قدری اهمیت داره که مرکز اختلافات چین و آمریکا بر سر تایوان قرار گرفته.
🔶 شرکت هلندی ASML (شرکت مواد نیمههادی پیشرفته لیتوگرافی): ASML یک شرکت هلندی است که در تولید ماشینهای لیتوگرافی فوتو برای تولید نیمههادیها تخصص داره. فناوری لیتوگرافی فرابنفش شدید (EUV) ASML برای تولید نیمههادیهای پیشرفته با گرههای 5nm و پایینتر حیاتی هست، این فناوری امکان ایجاد تراشههای کوچکتر، کارآمدتر و قدرتمندتر را فراهم میکند که برای توسعه سختافزار AI پیشرفته ضرورت پیدا میکنه. و عملا TSMC برای تولید تراشههاش به زیرساختهای AMSL وابسته است.
📍به طور خلاصه TSMC و ASML در خط مقدم موج AI قرار دارند. فناوری تولید نیمههادی پیشرفته TSMC برای تولید پردازندهها و GPUهای با کارایی بالا که برای محاسبات AI ضروری هستند، حیاتی است. فناوری لیتوگرافی EUV ASML زیرساخت TSMC برای تولید تراشههای پیشرفته رو تامین میکنه، و خروجی اون میشه چیپهای مثل A100 و H100 که توسط NVIDIA معماری شده و هوشمصنوعی رو قدرت میده.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ دنیا AI و رشد Nvidia و OpenAI به دو شرکت تامین کننده زیرساخت وابسته است، TSMC و AMSL.
🔸 شرکت تایوانی TSMC (شرکت تولید نیمههادی تایوان): TSMC بزرگترین شرکت تولید نیمههادی جهان است که به خاطر فرآیندهای تولید و فناوریهای پیشرفته خود در تولید نیمههادیها شناخته میشه. TSMC که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، پیشگام توسعه فناوریهای پیچیده ساخت، از جمله فرآیند 3nm است که برای تولید تراشههای با کارایی بالا بسیار حیاتی هست. قابلیتهای تولید TSMC برای تولید پردازندهها و شتابدهندههای AI تقریبا اون رو در تولید چیپهای سفارشی بیرقیب کرده و یکی از بزرگترین مشتریانی که براش چیپهای GPU و AI تولید میکنه انویدیا هست، این شرکت به قدری اهمیت داره که مرکز اختلافات چین و آمریکا بر سر تایوان قرار گرفته.
🔶 شرکت هلندی ASML (شرکت مواد نیمههادی پیشرفته لیتوگرافی): ASML یک شرکت هلندی است که در تولید ماشینهای لیتوگرافی فوتو برای تولید نیمههادیها تخصص داره. فناوری لیتوگرافی فرابنفش شدید (EUV) ASML برای تولید نیمههادیهای پیشرفته با گرههای 5nm و پایینتر حیاتی هست، این فناوری امکان ایجاد تراشههای کوچکتر، کارآمدتر و قدرتمندتر را فراهم میکند که برای توسعه سختافزار AI پیشرفته ضرورت پیدا میکنه. و عملا TSMC برای تولید تراشههاش به زیرساختهای AMSL وابسته است.
📍به طور خلاصه TSMC و ASML در خط مقدم موج AI قرار دارند. فناوری تولید نیمههادی پیشرفته TSMC برای تولید پردازندهها و GPUهای با کارایی بالا که برای محاسبات AI ضروری هستند، حیاتی است. فناوری لیتوگرافی EUV ASML زیرساخت TSMC برای تولید تراشههای پیشرفته رو تامین میکنه، و خروجی اون میشه چیپهای مثل A100 و H100 که توسط NVIDIA معماری شده و هوشمصنوعی رو قدرت میده.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
📌 چگونه شرکت های برتر آمریکایی کارکنان خود را راضی وفادار و متعهد نگه می دارند؟
✅ مجله «نیوزویک» در آخرین شماره خود با انتشار فهرست محبوب ترین شرکت های آمریکایی از نگاه کارکنان به بررسی این موضوع پرداخته و نوشته است:
در حالی که تعهد و حضور فعالانه کارکنان در سال ۲۰۲۴ اندکی افزایش داشته اما هنوز کارهای زیادی در این زمینه باید انجام شود برخی شرکت ها برای بهبود اوضاع گوش شنوایی دارند از انعطاف در برنامه های کاری تا فعالیت های جمعی این شرکت ها فضایی خلق کرده اند تا کارکنانشان در مسیر رشد قرار گیرند.
مجله «نیوزویک» بار دیگر در تحلیل داده های شاخص عشق به محل کار مشارکت کرده است. این شاخص میزان همکاری کارکنان در زمینه مشارکت نوآوری اعتماد به رهبری حس تعلق به محل کار و... اندازه گیری می کند. در رتبه بندی امسال شرکت رستوران های زنجیره ای" فرست واچ" مقام اول را کسب کرده است. در این شرکت فرهنگ مهربانی سخت کوشی و کار گروهی نهادینه شده است. برنامه های جامع این شرکت برای نگهداری از کودکان و افراد سالمند موجب افزایش وفاداری کارکنان شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مجله «نیوزویک» در آخرین شماره خود با انتشار فهرست محبوب ترین شرکت های آمریکایی از نگاه کارکنان به بررسی این موضوع پرداخته و نوشته است:
در حالی که تعهد و حضور فعالانه کارکنان در سال ۲۰۲۴ اندکی افزایش داشته اما هنوز کارهای زیادی در این زمینه باید انجام شود برخی شرکت ها برای بهبود اوضاع گوش شنوایی دارند از انعطاف در برنامه های کاری تا فعالیت های جمعی این شرکت ها فضایی خلق کرده اند تا کارکنانشان در مسیر رشد قرار گیرند.
مجله «نیوزویک» بار دیگر در تحلیل داده های شاخص عشق به محل کار مشارکت کرده است. این شاخص میزان همکاری کارکنان در زمینه مشارکت نوآوری اعتماد به رهبری حس تعلق به محل کار و... اندازه گیری می کند. در رتبه بندی امسال شرکت رستوران های زنجیره ای" فرست واچ" مقام اول را کسب کرده است. در این شرکت فرهنگ مهربانی سخت کوشی و کار گروهی نهادینه شده است. برنامه های جامع این شرکت برای نگهداری از کودکان و افراد سالمند موجب افزایش وفاداری کارکنان شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اهمیت نهادها در حاکمیت قانون
دكتر محمدقلی یوسفی (اقتصاددان)
✅ با اعطای جایزه به عجم اوغلو و همکاران،
به خاطر کارشان در مورد اهمیت نهادها؛ یک بار دیگر اهمیت نهادها مانند: حاکميت قانون، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی به عنوان پیش نیاز توسعه، برجسته شده که برای کشورهایی مانند ایران بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت جایزه در تاکید بر نهادهاست.نهادها قوانین بازی در جامعه و تابلوهای راهنمایی افرادند که براساس آنها افراد رفتار دیگران را پیشبینی و رفتار خود را متقابلاً تنظیم میکنند.
▫️نهادها فرصت میسازند، انگیزه ایجاد میکنند، ریسکها و محدودیتها را تعیین میکنند و موجب عملکرد افراد در جوامع میشــوند. نهادها هم رســمی هستند مانند: قانون اساسی، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی و هم غیر رســمی مانند: فرهنگ ، آداب و رسوم و عرف جوامع.
▫️هرجا که نهادهای رسمی و غیر رسمی بر هم منطبق و سازگار باشند، جامعه ترقی میکند و هر جا که آنها با هم ناسازگار باشند، یکدیگر را خنــثی میکنند و جامعه را عقب نگه میدارند. البته قبلاً افرادی مانند داگلاس نــورث، رونالد کو، جیمز بوکان و بسیاری دیگر به خاطر کار روی نهادهــا این جایزه را دریافت کــرده بودند؛ اما کار عجم اوغلو و همکاران بیشــتر مربوط به تحقیق آنها در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ است که نشان دادند کشورهای استعمارگر اروپایی به خاطر منافع خود در کشورهای مستعمره نهادهای متفاوتی را ایجاد کردند.
▫️برخی کشورها به خاطر وجود معادن «نهادهای اســتخراجی» را ایجاد کردند یعنی نظامهای دیکتاتوری و خودکامه برای سرکوب مخالفان و معترضان در برخی کشــورها به خاطر شرایط خوب آب و هوایی مانند آمریکا، کانادا و نیوزیلند آنجا سکونت گزیدند و نهادهای دموکراتیک و آزاد را ایجاد کردند و نتیجه میگیرند کشورهایی که نهادهای دموکراتیک و حکومت قانون را دایر کردند به رشــد پایدار یا توسعه دست یافتند؛ اما
در نظام های دیکتاتوری رشدهای موقت و شکننده داشتند و با وجود ثروت نتوانستند به توسعه و رشد پایدار برسند.
▫️البته کار آنها بیشتر در چارچوب نظریات اقتصاد نئوکلاسیک است و اشکالات خاص خود را دارد. در چارچوب نظریات رشد نئوکلاسیک مساله آزادی جایی ندارد. برای مثال کشور چین یا کشورهای عربی منطقه خلیج فارس رشد بالایی داشتند؛ اما فاقد دموکراسی و جامعه مدنی هستند. همچنین مطالعه آنها نشان نمیدهد که در کشورهایی که مستعمره نبودند چگونه توانستند نهادهای دموکراتیک و آزاد را برقرار کنند و توسعه یابند.
▫️اصولا نهادها چیزهایی نیستند که بشود آنها را به کشورها منتقل یا تزریق کرد. چرا در افغانستان نهادها ایجاد نشدند یا در برخی کشورهای آفریقایی یا در آمریکای لاتین؟
در تحقیق آنها به فرآیند تکاملی و نظم خودانگیخته توجه نمیشود. در واقع در چارچوب اقتصاد نئوکلاسیک نهادها جایی ندارند؛ بنابراین این یک تناقضی اســت که کمیته جایزه نوبل در آن گرفتار اســت و در اینجا عجم اوغلو توضیحی نمی دهد که نهادها را چگونه میتوان در نظریات رشد اقتصاد نئوکلاسیک قرار داد و تاثیر آنها را مطالعه کرد؟ تنها به صورت غیر مستقیم توضیح داده میشوند. اگرچه در بحث نظری قابل تبیین هســتند، اما به صورت تجربی و امپریکال، قابل آزمون نیستند و همین مشکل اقتصاددانان نئوکلاسیک از جمله عجم اوغلو و همکارانش جانسون و رابینسون است.
▫️در واقع مشکل نئوکلاسیکها، عدم تمایز بین رشد خوب و رشد بد است.
رشد خوب، رشــدی است که توسط بخش خصوصی در بازار به صورت داوطلبانه در نتیجه کار و مبادله در یک بستر آزاد و قانونی صورت گیرد. اما رشد بد، رشــدی است که توسط دولت و نهادهای نظامی و انتظامی بدون توجه به بازار آزاد صورت گیرد. رشــد چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس که نظامهای غیر دموکراتیک دارند با مدل عجم اوغلو وهمکاران قابل توجیه نیست.
▫️البته خود بر این مساله واقف هستند، امابه جای تاکید بر توســعه و دوری جستن از مدلهای رشد اقتصادی نئوکلاسیک همچنان به آنها وفادار هستند که این ابهام را ایجاد میکند چون رشد بالای اقتصادی چین و کشورهای عربی خلیج فارس برخلاف فرضیه عجم اوغلو و همکارانش است، اما تا آنجا که به بحث نظری آنها مربوط میشود، میتوان با آنها هم عقیده بود که رشد کشور چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در نبودن دموکراسی و نهادهای جامعه مدنی و حکومت قانون به توسعه منجر نخواهد شد؛ ولی در کل کار بسیار ارزشمندی است، زیرا بر نقش اروپاییها در ایجاد نهادهای مختلف در کشورها اشاره میکنند که به دستاوردهای متفاوتی انجامیده است؛ اما آنچه اعتبار علمی کمیته اعطا کننده جایزه را سبک میکند، این است که بیش از دو دهه از زمان انتشار این مقالات گذشته است. به نظر میرسد به کمیته جایزه نوبل اخبار دیر می رسد.
https://t.me/ExecutiveManagement
دكتر محمدقلی یوسفی (اقتصاددان)
✅ با اعطای جایزه به عجم اوغلو و همکاران،
به خاطر کارشان در مورد اهمیت نهادها؛ یک بار دیگر اهمیت نهادها مانند: حاکميت قانون، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی به عنوان پیش نیاز توسعه، برجسته شده که برای کشورهایی مانند ایران بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت جایزه در تاکید بر نهادهاست.نهادها قوانین بازی در جامعه و تابلوهای راهنمایی افرادند که براساس آنها افراد رفتار دیگران را پیشبینی و رفتار خود را متقابلاً تنظیم میکنند.
▫️نهادها فرصت میسازند، انگیزه ایجاد میکنند، ریسکها و محدودیتها را تعیین میکنند و موجب عملکرد افراد در جوامع میشــوند. نهادها هم رســمی هستند مانند: قانون اساسی، حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی و هم غیر رســمی مانند: فرهنگ ، آداب و رسوم و عرف جوامع.
▫️هرجا که نهادهای رسمی و غیر رسمی بر هم منطبق و سازگار باشند، جامعه ترقی میکند و هر جا که آنها با هم ناسازگار باشند، یکدیگر را خنــثی میکنند و جامعه را عقب نگه میدارند. البته قبلاً افرادی مانند داگلاس نــورث، رونالد کو، جیمز بوکان و بسیاری دیگر به خاطر کار روی نهادهــا این جایزه را دریافت کــرده بودند؛ اما کار عجم اوغلو و همکاران بیشــتر مربوط به تحقیق آنها در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ است که نشان دادند کشورهای استعمارگر اروپایی به خاطر منافع خود در کشورهای مستعمره نهادهای متفاوتی را ایجاد کردند.
▫️برخی کشورها به خاطر وجود معادن «نهادهای اســتخراجی» را ایجاد کردند یعنی نظامهای دیکتاتوری و خودکامه برای سرکوب مخالفان و معترضان در برخی کشــورها به خاطر شرایط خوب آب و هوایی مانند آمریکا، کانادا و نیوزیلند آنجا سکونت گزیدند و نهادهای دموکراتیک و آزاد را ایجاد کردند و نتیجه میگیرند کشورهایی که نهادهای دموکراتیک و حکومت قانون را دایر کردند به رشــد پایدار یا توسعه دست یافتند؛ اما
در نظام های دیکتاتوری رشدهای موقت و شکننده داشتند و با وجود ثروت نتوانستند به توسعه و رشد پایدار برسند.
▫️البته کار آنها بیشتر در چارچوب نظریات اقتصاد نئوکلاسیک است و اشکالات خاص خود را دارد. در چارچوب نظریات رشد نئوکلاسیک مساله آزادی جایی ندارد. برای مثال کشور چین یا کشورهای عربی منطقه خلیج فارس رشد بالایی داشتند؛ اما فاقد دموکراسی و جامعه مدنی هستند. همچنین مطالعه آنها نشان نمیدهد که در کشورهایی که مستعمره نبودند چگونه توانستند نهادهای دموکراتیک و آزاد را برقرار کنند و توسعه یابند.
▫️اصولا نهادها چیزهایی نیستند که بشود آنها را به کشورها منتقل یا تزریق کرد. چرا در افغانستان نهادها ایجاد نشدند یا در برخی کشورهای آفریقایی یا در آمریکای لاتین؟
در تحقیق آنها به فرآیند تکاملی و نظم خودانگیخته توجه نمیشود. در واقع در چارچوب اقتصاد نئوکلاسیک نهادها جایی ندارند؛ بنابراین این یک تناقضی اســت که کمیته جایزه نوبل در آن گرفتار اســت و در اینجا عجم اوغلو توضیحی نمی دهد که نهادها را چگونه میتوان در نظریات رشد اقتصاد نئوکلاسیک قرار داد و تاثیر آنها را مطالعه کرد؟ تنها به صورت غیر مستقیم توضیح داده میشوند. اگرچه در بحث نظری قابل تبیین هســتند، اما به صورت تجربی و امپریکال، قابل آزمون نیستند و همین مشکل اقتصاددانان نئوکلاسیک از جمله عجم اوغلو و همکارانش جانسون و رابینسون است.
▫️در واقع مشکل نئوکلاسیکها، عدم تمایز بین رشد خوب و رشد بد است.
رشد خوب، رشــدی است که توسط بخش خصوصی در بازار به صورت داوطلبانه در نتیجه کار و مبادله در یک بستر آزاد و قانونی صورت گیرد. اما رشد بد، رشــدی است که توسط دولت و نهادهای نظامی و انتظامی بدون توجه به بازار آزاد صورت گیرد. رشــد چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس که نظامهای غیر دموکراتیک دارند با مدل عجم اوغلو وهمکاران قابل توجیه نیست.
▫️البته خود بر این مساله واقف هستند، امابه جای تاکید بر توســعه و دوری جستن از مدلهای رشد اقتصادی نئوکلاسیک همچنان به آنها وفادار هستند که این ابهام را ایجاد میکند چون رشد بالای اقتصادی چین و کشورهای عربی خلیج فارس برخلاف فرضیه عجم اوغلو و همکارانش است، اما تا آنجا که به بحث نظری آنها مربوط میشود، میتوان با آنها هم عقیده بود که رشد کشور چین و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در نبودن دموکراسی و نهادهای جامعه مدنی و حکومت قانون به توسعه منجر نخواهد شد؛ ولی در کل کار بسیار ارزشمندی است، زیرا بر نقش اروپاییها در ایجاد نهادهای مختلف در کشورها اشاره میکنند که به دستاوردهای متفاوتی انجامیده است؛ اما آنچه اعتبار علمی کمیته اعطا کننده جایزه را سبک میکند، این است که بیش از دو دهه از زمان انتشار این مقالات گذشته است. به نظر میرسد به کمیته جایزه نوبل اخبار دیر می رسد.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
*نوبل برای اقتصاد سیاسی جدید*
👤 نوید رئیسی
✍️ پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد به دارون عجماوغلو، اقتصاددان ۵۶ساله ترکتبار و استاد دانشگاه MIT؛ جیمز رابینسون، اقتصاددان ۶۴ساله انگلیسی و استاد دانشگاه شیکاگو و سایمون جانسون، اقتصاددان ۶۱ساله انگلیسی و استاد دانشگاه MIT اعطا شد.
✍️ اولین بار است اقتصاددانانی که زمینه تحقیقاتشان بر «اقتصاد سیاسی جدید» متمرکز است، شایسته دریافت جایزه نوبل شناخته میشوند.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید انگشت تاکید را بر جایی میگذارد که اغلب بهعنوان نقطه کور نظریه اقتصادی مدرن در نظر گرفته میشود: فقدان یک چارچوب نظری برای شیوه تصمیمگیریهای غیربازاری.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید با مدلسازی رسمی انتخابهای جوامع بهعنوان پیامدهای تعادلی تعامل استراتژیک افراد عقلانی، چارچوب نظری پرباری را برای درک پویاییهای ملتها فراهم آورد. پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد، بزرگداشت این رهیافت به علل موفقیت و شکست ملتهاست.
✍️ دارون عجماوغلو، سایمون جانسون و جیمز رابینسون، در دو مقاله اثرگذار خود، بر این پرسش تمرکز میکنند که چرا کشورهای غیراروپایی که در سال ۱۵۰۰ ثروتمندترین بودند، ۵۰۰سال بعد به فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شدند.
✍️ عجماوغلو و همکارانش ادعا میکنند، روند واژگونی اقبال در ۵۰۰سال گذشته ناشی از نهادهای متفاوتی بوده که توسط اروپاییها در این کشورهای مستعمره تاسیس شده بودند. این نهادها خود تفاوت شرایط اولیه کشورها را منعکس و مسیر آتی کشورها را تعیین کردهاند.
✍️ عجماوغلو و همکاران استدلال میکنند که اروپاییان در مناطق ثروتمند و پرجمعیت که عمدتا با شیوع گسترده بیماریهای واگیردار دست به گریبان بودند، «نهادهای بهرهکش» را برای انتقال دستاوردهای اقتصادی بومیان به خود طراحی کردند.
✍️ این نهادهای بهرهکش طی زمان به نظامهای فاسد و دزدسالاری تبدیل شدند که امروزه کشورهای بسیاری را در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین در دام فقر گرفتار کردهاند.
✍️ در نقطه مقابل، اروپاییها در مهاجرت به نقاط کمجمعیت و کمتر ثروتمند، «نهادهای فراگیر» را که برای رشد اقتصادی بلندمدت مفید بودند، تاسیس کردند.
✍️ نتیجه، شکلگیری نهادهای حامی مالکیت خصوصی و حاکمیت نظم و قانون در آمریکای شمالی و استرالیای کمجمعیت بود که مسیر بهروزی آتی این کشورها را تضمین کردند.
✍️ این همان روایت جذاب و تاثیرگذاری است که از دیدگاه آکادمی سلطنتی علوم سوئد شایسته دریافت جایزه نوبل شمرده شده است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4113307
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👤 نوید رئیسی
✍️ پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد به دارون عجماوغلو، اقتصاددان ۵۶ساله ترکتبار و استاد دانشگاه MIT؛ جیمز رابینسون، اقتصاددان ۶۴ساله انگلیسی و استاد دانشگاه شیکاگو و سایمون جانسون، اقتصاددان ۶۱ساله انگلیسی و استاد دانشگاه MIT اعطا شد.
✍️ اولین بار است اقتصاددانانی که زمینه تحقیقاتشان بر «اقتصاد سیاسی جدید» متمرکز است، شایسته دریافت جایزه نوبل شناخته میشوند.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید انگشت تاکید را بر جایی میگذارد که اغلب بهعنوان نقطه کور نظریه اقتصادی مدرن در نظر گرفته میشود: فقدان یک چارچوب نظری برای شیوه تصمیمگیریهای غیربازاری.
✍️ اقتصاد سیاسی جدید با مدلسازی رسمی انتخابهای جوامع بهعنوان پیامدهای تعادلی تعامل استراتژیک افراد عقلانی، چارچوب نظری پرباری را برای درک پویاییهای ملتها فراهم آورد. پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد، بزرگداشت این رهیافت به علل موفقیت و شکست ملتهاست.
✍️ دارون عجماوغلو، سایمون جانسون و جیمز رابینسون، در دو مقاله اثرگذار خود، بر این پرسش تمرکز میکنند که چرا کشورهای غیراروپایی که در سال ۱۵۰۰ ثروتمندترین بودند، ۵۰۰سال بعد به فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شدند.
✍️ عجماوغلو و همکارانش ادعا میکنند، روند واژگونی اقبال در ۵۰۰سال گذشته ناشی از نهادهای متفاوتی بوده که توسط اروپاییها در این کشورهای مستعمره تاسیس شده بودند. این نهادها خود تفاوت شرایط اولیه کشورها را منعکس و مسیر آتی کشورها را تعیین کردهاند.
✍️ عجماوغلو و همکاران استدلال میکنند که اروپاییان در مناطق ثروتمند و پرجمعیت که عمدتا با شیوع گسترده بیماریهای واگیردار دست به گریبان بودند، «نهادهای بهرهکش» را برای انتقال دستاوردهای اقتصادی بومیان به خود طراحی کردند.
✍️ این نهادهای بهرهکش طی زمان به نظامهای فاسد و دزدسالاری تبدیل شدند که امروزه کشورهای بسیاری را در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین در دام فقر گرفتار کردهاند.
✍️ در نقطه مقابل، اروپاییها در مهاجرت به نقاط کمجمعیت و کمتر ثروتمند، «نهادهای فراگیر» را که برای رشد اقتصادی بلندمدت مفید بودند، تاسیس کردند.
✍️ نتیجه، شکلگیری نهادهای حامی مالکیت خصوصی و حاکمیت نظم و قانون در آمریکای شمالی و استرالیای کمجمعیت بود که مسیر بهروزی آتی این کشورها را تضمین کردند.
✍️ این همان روایت جذاب و تاثیرگذاری است که از دیدگاه آکادمی سلطنتی علوم سوئد شایسته دریافت جایزه نوبل شمرده شده است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4113307
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
نوبل برای اقتصاد سیاسی جدید
پس از گمانهزنیهای چندینساله، آکادمی سلطنتی علوم سوئد پنجاهوششمین جایزه نوبل اقتصاد را به دارون عجماوغلو، اقتصاددان 56ساله ترکتبار و استاد دانشگاه MIT؛ جیمز رابینسون، اقتصاددان 64ساله انگلیسی و استاد دانشگاه شیکاگو و سایمون جانسون، اقتصاددان…
✳️ چرا نباید استارتاپ راه انداخت؟
درسهایی از مقاله پل گراهام
✅ در مقاله معروف پل گراهام با عنوان "چرا نباید یک استارتاپ راه بندازی"، اون به بهانههای رایجی که خیلیها برای شروع نکردن کسبوکار استفاده میکنن اشاره میکنه و توضیح میده که اینها در واقع موانع واقعی نیستن، بلکه بیشتر بهونههایی برای پنهون کردن ترسها و عدم قطعیت هستن.
1. خیلی جوونم (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که جوانی مانع موفقیت است، اما جوانی خودش یک فرصت است. مارک زاکربرگ فقط ۱۹ ساله بود که فیسبوک را راه انداخت. مهم نیست چند سالته، بلکه مهم اینه که چقدر آمادهای با چالشها روبرو بشی.
2. تجربه کافی ندارم (شروع کن)
نبود تجربه میتونه دلهرهآور باشه، اما تجربه واقعی با شروع به کار به دست میاد. استیو جابز و استیو وزنیاک وقتی اپل رو شروع کردند تجربه چندانی نداشتند، اما با ساخت اپل یاد گرفتند. تجربه از انجام دادن میاد، حتی اگه اولش شکست بخوری.
3. اراده کافی ندارم (شروع نکن)
ایلان ماسک با اسپیساکس شکستهای زیادی رو تحمل کرد، ولی با اراده و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد. اراده قوی کلید موفقیته و باعث میشه حتی در سختترین شرایط هم به پیشرفت ادامه بدی.
4. باهوش نیستم (شروع کن)
باهوش بودن به نمرات درسی و تحصیلات نیست. خیلی از بنیانگذاران، مثل یان کوم از واتساپ، با ایدهای ساده و تلاش مداوم موفق شدند. موفقیت یعنی اینکه با چالشها روبرو بشی، نه اینکه حتماً در همه چیز متخصص باشی.
5. چیزی از کسبوکار نمیدونم (شروع کن)
لازم نیست که یک متخصص کسبوکار باشی تا یک شرکت راه بندازی. اوان ویلیامز توییتر رو ساخت چون روی حل یک مشکل واقعی تمرکز کرد. بیزنس خودش به مرور شکل میگیره وقتی که تمرکزت روی ساختن محصول خوب باشه.
6. همبنیانگذار ندارم (شروع کن)
بعضی افراد به تنهایی شروع کردن و موفق شدن، مثل مارکوس پرسون خالق ماینکرفت. پیدا کردن همبنیانگذار کمککنندهست، ولی الزاماً برای شروع کسبوکار ضروری نیست.
7. ایدهای ندارم (شروع کن)
نیازی نیست که یک ایده انقلابی داشته باشی. برایان چسکی از ایربیانبی با یه ایده ساده شروع کرد و به مرور اون رو بهبود داد تا ایربیانبی به پلتفرمی جهانی برای سفر تبدیل بشه.
8. فرصت برای استارتاپ جدید نیست (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که بازار اشباع شده، اما نوآوری همیشه فضا ایجاد میکنه. نتفلیکس اولین سرویس اجاره فیلم نبود، اما با به چالش کشیدن مدل سنتی کسبوکار، صنعت سرگرمی رو متحول کرد.
9. مسئولیت خانواده دارم (شروع کن)
داشتن خانواده و مسئولیتهای شخصی ممکنه پیچیده باشه، ولی خیلی از بنیانگذاران موفق مثل نایکی تونستن بین زندگی خانوادگی و کسبوکار توازن ایجاد کنن. با برنامهریزی درست میتونی هر دو رو مدیریت کنی.
10. آمادگی برای تعهد ندارم (شروع نکن)
استارتاپها نیاز به تعهد بلندمدت دارن. کوین سیستروم قبل از ساخت اینستاگرام در گوگل کار میکرد و وقتی احساس کرد که آمادگی تعهد طولانی مدت رو داره، تصمیم گرفت که مسیرش رو تغییر بده.
11. نیاز به ساختار دارم (شروع نکن)
خیلیها دوست دارن در محیطهای ساختاریافته کار کنن، اما بنیانگذاران موفقی مثل لری پیج و سرگی برین ساختارهای سنتی رو شکستن و یکی از بزرگترین شرکتهای دنیا یعنی گوگل رو ساختن.
12. ترس از عدم قطعیت دارم (شروع نکن)
آینده نامعلوم ترسناک بهنظر میرسه، ولی کارآفرینهایی مثل جف بزوس نشون دادن که ترک یک شغل امن و پذیرفتن عدم قطعیت میتونه به ساخت کسبوکارهایی منجر بشه که دنیا رو تغییر میدن.
13. نمیدونم چیو از دست میدم (شروع کن)
خیلیها به خاطر راحتی زندگی شرکتی، از مسیر کارآفرینی فرار میکنن. اما افرادی مثل استیوارت باترفیلد که Slack رو راه انداختن، نشون دادن که رها کردن راحتی میتونه به خلق محصولاتی منجر بشه که زندگی ما رو متحول میکنن.
14. پدر و مادرم میخوان دکتر بشم (شروع کن)
انتظارات خانواده میتونه مانعی جدی باشه، اما کارآفرینانی مثل لری پیج با کنار گذاشتن مسیرهای آکادمیکشون شرکتهای بزرگی مثل گوگل رو ایجاد کردن و به موفقیتهای جهانی رسیدن.
🔖 بهانهها اغلب پوششی برای ترس از شکست یا عدم قطعیت هستن. اما همونطور که پل گراهام تو مقالهاش اشاره میکنه، اینها دلایل واقعی برای شروع نکردن یک استارتاپ نیستن. موفقترین کارآفرینان دنیا ثابت کردن که این بهانهها در واقع فرصتهایی برای رشد هستن. شروع استارتاپ نیازی به شرایط ایدهآل نداره، بلکه نیاز به تمایل به یادگیری و غلبه بر چالشها داره. پس اگه این بهانهها آشنا به نظر میرسن، وقتشه که دوباره فکر کنیم و قدم اول رو برداریم.
https://i.ibb.co/TYPwmYw/photo-2024-10-07-16-37-52.jpg
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
درسهایی از مقاله پل گراهام
✅ در مقاله معروف پل گراهام با عنوان "چرا نباید یک استارتاپ راه بندازی"، اون به بهانههای رایجی که خیلیها برای شروع نکردن کسبوکار استفاده میکنن اشاره میکنه و توضیح میده که اینها در واقع موانع واقعی نیستن، بلکه بیشتر بهونههایی برای پنهون کردن ترسها و عدم قطعیت هستن.
1. خیلی جوونم (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که جوانی مانع موفقیت است، اما جوانی خودش یک فرصت است. مارک زاکربرگ فقط ۱۹ ساله بود که فیسبوک را راه انداخت. مهم نیست چند سالته، بلکه مهم اینه که چقدر آمادهای با چالشها روبرو بشی.
2. تجربه کافی ندارم (شروع کن)
نبود تجربه میتونه دلهرهآور باشه، اما تجربه واقعی با شروع به کار به دست میاد. استیو جابز و استیو وزنیاک وقتی اپل رو شروع کردند تجربه چندانی نداشتند، اما با ساخت اپل یاد گرفتند. تجربه از انجام دادن میاد، حتی اگه اولش شکست بخوری.
3. اراده کافی ندارم (شروع نکن)
ایلان ماسک با اسپیساکس شکستهای زیادی رو تحمل کرد، ولی با اراده و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد. اراده قوی کلید موفقیته و باعث میشه حتی در سختترین شرایط هم به پیشرفت ادامه بدی.
4. باهوش نیستم (شروع کن)
باهوش بودن به نمرات درسی و تحصیلات نیست. خیلی از بنیانگذاران، مثل یان کوم از واتساپ، با ایدهای ساده و تلاش مداوم موفق شدند. موفقیت یعنی اینکه با چالشها روبرو بشی، نه اینکه حتماً در همه چیز متخصص باشی.
5. چیزی از کسبوکار نمیدونم (شروع کن)
لازم نیست که یک متخصص کسبوکار باشی تا یک شرکت راه بندازی. اوان ویلیامز توییتر رو ساخت چون روی حل یک مشکل واقعی تمرکز کرد. بیزنس خودش به مرور شکل میگیره وقتی که تمرکزت روی ساختن محصول خوب باشه.
6. همبنیانگذار ندارم (شروع کن)
بعضی افراد به تنهایی شروع کردن و موفق شدن، مثل مارکوس پرسون خالق ماینکرفت. پیدا کردن همبنیانگذار کمککنندهست، ولی الزاماً برای شروع کسبوکار ضروری نیست.
7. ایدهای ندارم (شروع کن)
نیازی نیست که یک ایده انقلابی داشته باشی. برایان چسکی از ایربیانبی با یه ایده ساده شروع کرد و به مرور اون رو بهبود داد تا ایربیانبی به پلتفرمی جهانی برای سفر تبدیل بشه.
8. فرصت برای استارتاپ جدید نیست (شروع کن)
خیلیها فکر میکنن که بازار اشباع شده، اما نوآوری همیشه فضا ایجاد میکنه. نتفلیکس اولین سرویس اجاره فیلم نبود، اما با به چالش کشیدن مدل سنتی کسبوکار، صنعت سرگرمی رو متحول کرد.
9. مسئولیت خانواده دارم (شروع کن)
داشتن خانواده و مسئولیتهای شخصی ممکنه پیچیده باشه، ولی خیلی از بنیانگذاران موفق مثل نایکی تونستن بین زندگی خانوادگی و کسبوکار توازن ایجاد کنن. با برنامهریزی درست میتونی هر دو رو مدیریت کنی.
10. آمادگی برای تعهد ندارم (شروع نکن)
استارتاپها نیاز به تعهد بلندمدت دارن. کوین سیستروم قبل از ساخت اینستاگرام در گوگل کار میکرد و وقتی احساس کرد که آمادگی تعهد طولانی مدت رو داره، تصمیم گرفت که مسیرش رو تغییر بده.
11. نیاز به ساختار دارم (شروع نکن)
خیلیها دوست دارن در محیطهای ساختاریافته کار کنن، اما بنیانگذاران موفقی مثل لری پیج و سرگی برین ساختارهای سنتی رو شکستن و یکی از بزرگترین شرکتهای دنیا یعنی گوگل رو ساختن.
12. ترس از عدم قطعیت دارم (شروع نکن)
آینده نامعلوم ترسناک بهنظر میرسه، ولی کارآفرینهایی مثل جف بزوس نشون دادن که ترک یک شغل امن و پذیرفتن عدم قطعیت میتونه به ساخت کسبوکارهایی منجر بشه که دنیا رو تغییر میدن.
13. نمیدونم چیو از دست میدم (شروع کن)
خیلیها به خاطر راحتی زندگی شرکتی، از مسیر کارآفرینی فرار میکنن. اما افرادی مثل استیوارت باترفیلد که Slack رو راه انداختن، نشون دادن که رها کردن راحتی میتونه به خلق محصولاتی منجر بشه که زندگی ما رو متحول میکنن.
14. پدر و مادرم میخوان دکتر بشم (شروع کن)
انتظارات خانواده میتونه مانعی جدی باشه، اما کارآفرینانی مثل لری پیج با کنار گذاشتن مسیرهای آکادمیکشون شرکتهای بزرگی مثل گوگل رو ایجاد کردن و به موفقیتهای جهانی رسیدن.
🔖 بهانهها اغلب پوششی برای ترس از شکست یا عدم قطعیت هستن. اما همونطور که پل گراهام تو مقالهاش اشاره میکنه، اینها دلایل واقعی برای شروع نکردن یک استارتاپ نیستن. موفقترین کارآفرینان دنیا ثابت کردن که این بهانهها در واقع فرصتهایی برای رشد هستن. شروع استارتاپ نیازی به شرایط ایدهآل نداره، بلکه نیاز به تمایل به یادگیری و غلبه بر چالشها داره. پس اگه این بهانهها آشنا به نظر میرسن، وقتشه که دوباره فکر کنیم و قدم اول رو برداریم.
https://i.ibb.co/TYPwmYw/photo-2024-10-07-16-37-52.jpg
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ عوامل اقتصادی توسعهنیافتگی
علیرضا علویتبار
گزیدهای از نوشتار پیش رو
✅ امسال، جایزه نوبل اقتصاد به اقتصاددانانی تعلق گرفت که تأثیر نهادها و تاریخ گذشته کشورها را بر روی رشد و توسعه اقتصادی اکنون آنها بررسی کردهاند.
این رخداد انگیزهای شد تا به یادآوری برخی از نکات مربوط به توسعه اقتصادی در ایران بپردازم. بهطور خلاصه میخواهم این پرسش را مطرح کنم که: «چه عوامل اقتصادی مانع توسعه اقتصادی در ایران شدهاند؟»
🖊قبول دارم که ایران در یکصد سال گذشته درجا نزده و متوقف نمانده است، اما در عین حال قبول دارم که هنوز کشوری در حال توسعه هستیم و اکثر ما از سطح توسعه موجود راضی نیستیم. میدانیم که تنها با تکیه بر یک متغیر نمیتوان وضع کنونی ایران را توضیح داد، از اینرو دایره بحث را به «عوامل اقتصادی» محدود میکنیم.
🖊تصور من این است که تبیین و توضیح علمی یک پدیده (در اینجا توسعهنیافتگی اقتصادی) همواره در سایه نظریهها و نظمهای عام تجربهپذیر صورت میگیرند. بدون یک نظریه علمی نمیتوان یک پدیده را تبیین علمی کرد و چرایی و چگونگی وقوعاش را توضیح داد. تبیین (بیان چرایی و چگونگی) علمی یعنی یک پدیده خاص را مصداقی از یک نظم عام قرار دادن.
🖊برای پاسخ به این پرسش که «چه عاملی موجب توسعهنیافتگی برخی از جوامع شده است»، چارچوبهای نظری مختلفی شکل گرفته است که به یک معنا حاصل «بهکار بستن» نظریههای اقتصادی (خرد و کلان) در شناخت یک موضوع هستند، مجموعهای که میتوان آن را «شناخت اقتصادی توسعه» (یا آنطور که معمول است، «اقتصاد توسعه») نامید.
🖊چارچوبهای اصلی نظری در زمینه عوامل توسعهنیافتگی را میتوان به سه دسته یا سه نسل نظری تقسیم کرد: کمیابی منابع، قیمتهای نادرست و نهادهای ناکارآمد.
🔸متن کامل
https://mashghenow.com/?p=6117
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
علیرضا علویتبار
گزیدهای از نوشتار پیش رو
✅ امسال، جایزه نوبل اقتصاد به اقتصاددانانی تعلق گرفت که تأثیر نهادها و تاریخ گذشته کشورها را بر روی رشد و توسعه اقتصادی اکنون آنها بررسی کردهاند.
این رخداد انگیزهای شد تا به یادآوری برخی از نکات مربوط به توسعه اقتصادی در ایران بپردازم. بهطور خلاصه میخواهم این پرسش را مطرح کنم که: «چه عوامل اقتصادی مانع توسعه اقتصادی در ایران شدهاند؟»
🖊قبول دارم که ایران در یکصد سال گذشته درجا نزده و متوقف نمانده است، اما در عین حال قبول دارم که هنوز کشوری در حال توسعه هستیم و اکثر ما از سطح توسعه موجود راضی نیستیم. میدانیم که تنها با تکیه بر یک متغیر نمیتوان وضع کنونی ایران را توضیح داد، از اینرو دایره بحث را به «عوامل اقتصادی» محدود میکنیم.
🖊تصور من این است که تبیین و توضیح علمی یک پدیده (در اینجا توسعهنیافتگی اقتصادی) همواره در سایه نظریهها و نظمهای عام تجربهپذیر صورت میگیرند. بدون یک نظریه علمی نمیتوان یک پدیده را تبیین علمی کرد و چرایی و چگونگی وقوعاش را توضیح داد. تبیین (بیان چرایی و چگونگی) علمی یعنی یک پدیده خاص را مصداقی از یک نظم عام قرار دادن.
🖊برای پاسخ به این پرسش که «چه عاملی موجب توسعهنیافتگی برخی از جوامع شده است»، چارچوبهای نظری مختلفی شکل گرفته است که به یک معنا حاصل «بهکار بستن» نظریههای اقتصادی (خرد و کلان) در شناخت یک موضوع هستند، مجموعهای که میتوان آن را «شناخت اقتصادی توسعه» (یا آنطور که معمول است، «اقتصاد توسعه») نامید.
🖊چارچوبهای اصلی نظری در زمینه عوامل توسعهنیافتگی را میتوان به سه دسته یا سه نسل نظری تقسیم کرد: کمیابی منابع، قیمتهای نادرست و نهادهای ناکارآمد.
🔸متن کامل
https://mashghenow.com/?p=6117
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
مشق نو
عوامل اقتصادی توسعهنیافتگی
وبسایت «مشق نو» با گرایش اصلاحطلبانه و رویکردی تحلیلی تلاش دارد در یادداشتها، مقالات و گفتوگوهای خود، نگاهی نظری با جنبههای آموزشی را مدنظر قرار دهند.
👍1
✳️ چالشهای ایران در شاخص ادراک فساد، بازتاب ضعفهای نهادی و فرصتهای اصلاح
✍️حسین سلاح ورزی
✅ گزارش شاخص ادراک فساد (CPI) 2023 که توسط سازمان شفافیت بینالمللی منتشر شده، تصویر روشنی از وضعیت فساد در بخش عمومی کشورهای جهان ارائه میدهد. این شاخص، 180 کشور را بر اساس ادراک فساد در بخش عمومی از نگاه کارشناسان و فعالان اقتصادی رتبهبندی میکند. ایران با امتیاز 24 از 100 در میان کشورهایی با فساد گسترده قرار دارد و در رتبه 149 جهان جای گرفته است. این رتبهبندی نشاندهنده چالشهای جدی ایران در مقابله با فساد و ضعفهای ساختاری موجود است.
🔸عوامل مؤثر بر جایگاه ایران:
ضعف در سیستم قضایی و نظارت: سیستم قضایی ایران که یکی از ارکان مهم مقابله با فساد است، از ضعفهای اساسی در استقلال و کارایی رنج میبرد. نبود مکانیزمهای شفاف برای گزارش فساد و همچنین محدودیتهای حقوقی و سیاسی بر روی عملکرد قوه قضاییه، امکان مقابله مؤثر با فساد را تضعیف کرده است. نبود شفافیت کافی در احکام قضایی و عدم نظارت مؤثر بر مسئولان دولتی، فضایی برای گسترش فساد ایجاد کرده است
🔸فشارهای اقتصادی و تحریمها: تحریمهای اقتصادی و بینالمللی علیه ایران، با محدود کردن دسترسی به منابع و کاهش شفافیت در فرآیندهای مالی و تجاری، فرصتهای بیشتری برای فساد فراهم کرده است. این وضعیت باعث کاهش کارایی اقتصادی و ایجاد فضایی برای گسترش روابط غیررسمی و سوءاستفاده از منابع عمومی شده است
🔸نبود شفافیت در فعالیتهای دولتی: ایران با فقدان شفافیت در نهادهای دولتی و ناتوانی در ایجاد مکانیزمهای نظارتی مستقل روبروست. عدم انتشار دادههای مالی، فرآیندهای تصمیمگیری دولتی و قراردادهای عمومی، به افزایش فساد کمک کرده است. این مسئله اعتماد عمومی را به نهادهای دولتی کاهش داده و سبب شده تا مقابله با فساد از یک رویکرد کارآمد برخوردار نباشد
در شاخص ادراک فساد، کشورهایی مانند دانمارک، فنلاند و نیوزلند که دارای سیستمهای قضایی قوی و نهادهای شفاف هستند، بهطور قابلتوجهی در رتبههای برتر قرار دارند. این کشورها با نمرات بین 85 تا 90 از 100، توانستهاند فضای سالمتری را برای مدیریت عمومی و اقتصادی فراهم کنند. در مقابل، کشورهایی که با جنگ و ضعفهای شدید نهادی روبرو هستند، مانند سومالی و سوریه، در پایینترین رتبهها قرار دارند
جایگاه ایران در شاخص ادراک فساد 2023، بازتابی از ضعفهای نهادی و نبود شفافیت در نهادهای دولتی است. برای بهبود این وضعیت، ایران نیازمند اصلاحات گسترده در سیستم قضایی، ایجاد سازوکارهای شفاف نظارتی و مقابله جدی با فساد در بخش عمومی است. در غیر این صورت، فساد نهتنها به اقتصاد کشور آسیب میزند، بلکه اعتماد عمومی را نیز از بین میبرد و موجب تشدید چالشهای اجتماعی خواهد شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️حسین سلاح ورزی
✅ گزارش شاخص ادراک فساد (CPI) 2023 که توسط سازمان شفافیت بینالمللی منتشر شده، تصویر روشنی از وضعیت فساد در بخش عمومی کشورهای جهان ارائه میدهد. این شاخص، 180 کشور را بر اساس ادراک فساد در بخش عمومی از نگاه کارشناسان و فعالان اقتصادی رتبهبندی میکند. ایران با امتیاز 24 از 100 در میان کشورهایی با فساد گسترده قرار دارد و در رتبه 149 جهان جای گرفته است. این رتبهبندی نشاندهنده چالشهای جدی ایران در مقابله با فساد و ضعفهای ساختاری موجود است.
🔸عوامل مؤثر بر جایگاه ایران:
ضعف در سیستم قضایی و نظارت: سیستم قضایی ایران که یکی از ارکان مهم مقابله با فساد است، از ضعفهای اساسی در استقلال و کارایی رنج میبرد. نبود مکانیزمهای شفاف برای گزارش فساد و همچنین محدودیتهای حقوقی و سیاسی بر روی عملکرد قوه قضاییه، امکان مقابله مؤثر با فساد را تضعیف کرده است. نبود شفافیت کافی در احکام قضایی و عدم نظارت مؤثر بر مسئولان دولتی، فضایی برای گسترش فساد ایجاد کرده است
🔸فشارهای اقتصادی و تحریمها: تحریمهای اقتصادی و بینالمللی علیه ایران، با محدود کردن دسترسی به منابع و کاهش شفافیت در فرآیندهای مالی و تجاری، فرصتهای بیشتری برای فساد فراهم کرده است. این وضعیت باعث کاهش کارایی اقتصادی و ایجاد فضایی برای گسترش روابط غیررسمی و سوءاستفاده از منابع عمومی شده است
🔸نبود شفافیت در فعالیتهای دولتی: ایران با فقدان شفافیت در نهادهای دولتی و ناتوانی در ایجاد مکانیزمهای نظارتی مستقل روبروست. عدم انتشار دادههای مالی، فرآیندهای تصمیمگیری دولتی و قراردادهای عمومی، به افزایش فساد کمک کرده است. این مسئله اعتماد عمومی را به نهادهای دولتی کاهش داده و سبب شده تا مقابله با فساد از یک رویکرد کارآمد برخوردار نباشد
در شاخص ادراک فساد، کشورهایی مانند دانمارک، فنلاند و نیوزلند که دارای سیستمهای قضایی قوی و نهادهای شفاف هستند، بهطور قابلتوجهی در رتبههای برتر قرار دارند. این کشورها با نمرات بین 85 تا 90 از 100، توانستهاند فضای سالمتری را برای مدیریت عمومی و اقتصادی فراهم کنند. در مقابل، کشورهایی که با جنگ و ضعفهای شدید نهادی روبرو هستند، مانند سومالی و سوریه، در پایینترین رتبهها قرار دارند
جایگاه ایران در شاخص ادراک فساد 2023، بازتابی از ضعفهای نهادی و نبود شفافیت در نهادهای دولتی است. برای بهبود این وضعیت، ایران نیازمند اصلاحات گسترده در سیستم قضایی، ایجاد سازوکارهای شفاف نظارتی و مقابله جدی با فساد در بخش عمومی است. در غیر این صورت، فساد نهتنها به اقتصاد کشور آسیب میزند، بلکه اعتماد عمومی را نیز از بین میبرد و موجب تشدید چالشهای اجتماعی خواهد شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چارچوب نوآوری: از تفکر طراحی تا چابکی در مقیاس
✅ در اینجا به یک چارچوب جامع برای نوآوری میپردازیم که شامل سه فاز اصلی است:
1️⃣ فکر بزرگ (Think Big) - ایده
🎯 تصور (Envision): دیدن آینده و راهحلهای بالقوه برای مشکلات.
🧠 همدلی (Empathise): درک نیازهای کاربران و کشف مسئله اصلی.
💡 طراحی (Design): طراحی راهحلهای خلاقانه با استفاده از اصول تفکر طراحی.
2️⃣ شروع کوچک (Start Small) - نوآوری
🛠️ ساختن (Build): ایجاد نمونه اولیه و اجرای راهحلها.
📏 اندازهگیری (Measure): ارزیابی نتایج و اندازهگیری عملکرد برای بررسی موفقیت.
📚 یادگیری (Learn): یادگیری از نتایج و اصلاح فرآیندها برای بهبود مداوم.
3️⃣ اقدام سریع (Act Fast) - رشد نمایی
🚀 استقرار (Deploy): پیادهسازی سریع راهحلها.
🔗 یکپارچهسازی (Integrate): هماهنگسازی و یکپارچهسازی راهحلهای جدید.
📈 مقیاسپذیری (Scale): گسترش و توسعه راهحلها در سطح وسیعتر.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در اینجا به یک چارچوب جامع برای نوآوری میپردازیم که شامل سه فاز اصلی است:
1️⃣ فکر بزرگ (Think Big) - ایده
🎯 تصور (Envision): دیدن آینده و راهحلهای بالقوه برای مشکلات.
🧠 همدلی (Empathise): درک نیازهای کاربران و کشف مسئله اصلی.
💡 طراحی (Design): طراحی راهحلهای خلاقانه با استفاده از اصول تفکر طراحی.
2️⃣ شروع کوچک (Start Small) - نوآوری
🛠️ ساختن (Build): ایجاد نمونه اولیه و اجرای راهحلها.
📏 اندازهگیری (Measure): ارزیابی نتایج و اندازهگیری عملکرد برای بررسی موفقیت.
📚 یادگیری (Learn): یادگیری از نتایج و اصلاح فرآیندها برای بهبود مداوم.
3️⃣ اقدام سریع (Act Fast) - رشد نمایی
🚀 استقرار (Deploy): پیادهسازی سریع راهحلها.
🔗 یکپارچهسازی (Integrate): هماهنگسازی و یکپارچهسازی راهحلهای جدید.
📈 مقیاسپذیری (Scale): گسترش و توسعه راهحلها در سطح وسیعتر.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️مهمترین گزارشهای تکنولوژی فصل دوم 2024
💡 تقریبا هر فصل CB Insights گزارشهایی از چند صنعت مهم در تکنولوژی رو منتشر میکنه، این گزارشهای به شدت کاربردی برای فعالان اون صنعت یا افرادی هست که تمایل به شروع کسبوکار در اون حوزه رو دارند، که شامل ترندهای صنعت، استارتاپهای فعال و اخیرا جذب سرمایه انجام داده، سرمایهگذاران فعال و برآورد آینده اون صنعت هست؛ برخی از مهمترین گزارشها برای دانلود اینجا قرارداده شده.
گزارش وضعیت هوش مصنوعی (State of AI)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Artificial-Intelligence-Report-Q2-2024.pdf
🔶 گزارش وضعیت فناوری مالی
(State of Fintech)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Fintech-Report-Q2-2024.pdf
🔸گزارش وضعیت سلامت دیجیتال
(State of Digital Health)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Digital-Health-Report-Q2-2024.pdf
🔶 گزارش وضعیت فناوری بیمه
(State of Insurtech)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Insurtech-Report-Q2-2024.pdf
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
💡 تقریبا هر فصل CB Insights گزارشهایی از چند صنعت مهم در تکنولوژی رو منتشر میکنه، این گزارشهای به شدت کاربردی برای فعالان اون صنعت یا افرادی هست که تمایل به شروع کسبوکار در اون حوزه رو دارند، که شامل ترندهای صنعت، استارتاپهای فعال و اخیرا جذب سرمایه انجام داده، سرمایهگذاران فعال و برآورد آینده اون صنعت هست؛ برخی از مهمترین گزارشها برای دانلود اینجا قرارداده شده.
گزارش وضعیت هوش مصنوعی (State of AI)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Artificial-Intelligence-Report-Q2-2024.pdf
🔶 گزارش وضعیت فناوری مالی
(State of Fintech)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Fintech-Report-Q2-2024.pdf
🔸گزارش وضعیت سلامت دیجیتال
(State of Digital Health)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Digital-Health-Report-Q2-2024.pdf
🔶 گزارش وضعیت فناوری بیمه
(State of Insurtech)
https://www.cbinsights.com/reports/CB-Insights_Insurtech-Report-Q2-2024.pdf
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
💎💎 مدل دبل دایموند (Double Diamond) یا الماس دوگانه
فرایند طراحی در مدل دبل دایموند (Double Diamond) یا الماس دوگانه، یک چارچوب حل مسئله خلاقانه است که از چهار مرحله تشکیل شده است:
مرحله اول: اکتشاف (Discover) - تفکر واگرا (Divergent thinking) لازم دارد
- درک عمیق از مشکل و زمینه آن
- جمعآوری اطلاعات از طریق مصاحبه، نظرسنجی، مشاهده و ...
- شناسایی ذینفعان و نیازهای آنها
مرحله دوم: تعریف (Define) - تفکر همگرا (Convergent thinking) لازم دارد
- تعریف دقیق مشکل بر اساس اطلاعات جمعآوری شده
- ایجاد یک بیانیه مشکل روشن و مختصر
مرحله سوم: توسعه (Develop) - تفکر واگرا (Divergent thinking) لازم دارد
- ایدهپردازی و تولید راهحلهای خلاقانه برای مشکل
- نمونهسازی و آزمایش ایدهها
- انتخاب بهترین راهحل
مرحله چهارم: ارائه (Deliver) - تفکر همگرا (Convergent thinking) لازم دارد
- پیادهسازی راهحل منتخب
- ارزیابی و پایش نتایج
مزایای مدل دبل دایموند:
- تمرکز بر حل مسئله به جای ایدهپردازی صرف
- افزایش احتمال یافتن راهحلهای خلاقانه و کارآمد
- ایجاد تعهد و مشارکت ذینفعان در فرآیند حل مسئله
- انعطافپذیری و قابلیت استفاده در زمینههای مختلف
موارد استفاده مدل دبل دایموند:
- طراحی محصول و خدمات
- حل مسائل اجتماعی و سازمانی
- بهبود فرآیندهای کسب و کار
- توسعه استراتژی
نکاتی در مورد استفاده از مدل دبل دایموند:
- این مدل یک فرآیند خطی نیست و ممکن است نیاز به بازگشت به مراحل قبلی باشد.
- خلاقیت و تفکر انتقادی در تمام مراحل مدل ضروری است.
- مشارکت ذینفعان در فرآیند حل مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است.
منبع:
- مقاله "مدل دبل دایموند (Double Diamond) چیست؟"
https://blog.asax.ir/double-diamond/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
فرایند طراحی در مدل دبل دایموند (Double Diamond) یا الماس دوگانه، یک چارچوب حل مسئله خلاقانه است که از چهار مرحله تشکیل شده است:
مرحله اول: اکتشاف (Discover) - تفکر واگرا (Divergent thinking) لازم دارد
- درک عمیق از مشکل و زمینه آن
- جمعآوری اطلاعات از طریق مصاحبه، نظرسنجی، مشاهده و ...
- شناسایی ذینفعان و نیازهای آنها
مرحله دوم: تعریف (Define) - تفکر همگرا (Convergent thinking) لازم دارد
- تعریف دقیق مشکل بر اساس اطلاعات جمعآوری شده
- ایجاد یک بیانیه مشکل روشن و مختصر
مرحله سوم: توسعه (Develop) - تفکر واگرا (Divergent thinking) لازم دارد
- ایدهپردازی و تولید راهحلهای خلاقانه برای مشکل
- نمونهسازی و آزمایش ایدهها
- انتخاب بهترین راهحل
مرحله چهارم: ارائه (Deliver) - تفکر همگرا (Convergent thinking) لازم دارد
- پیادهسازی راهحل منتخب
- ارزیابی و پایش نتایج
مزایای مدل دبل دایموند:
- تمرکز بر حل مسئله به جای ایدهپردازی صرف
- افزایش احتمال یافتن راهحلهای خلاقانه و کارآمد
- ایجاد تعهد و مشارکت ذینفعان در فرآیند حل مسئله
- انعطافپذیری و قابلیت استفاده در زمینههای مختلف
موارد استفاده مدل دبل دایموند:
- طراحی محصول و خدمات
- حل مسائل اجتماعی و سازمانی
- بهبود فرآیندهای کسب و کار
- توسعه استراتژی
نکاتی در مورد استفاده از مدل دبل دایموند:
- این مدل یک فرآیند خطی نیست و ممکن است نیاز به بازگشت به مراحل قبلی باشد.
- خلاقیت و تفکر انتقادی در تمام مراحل مدل ضروری است.
- مشارکت ذینفعان در فرآیند حل مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است.
منبع:
- مقاله "مدل دبل دایموند (Double Diamond) چیست؟"
https://blog.asax.ir/double-diamond/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
بلاگ آسا
مدل دبل دایموند (Double Diamond) چیست؟ | بلاگ آسا
مدل دبل دایموند که از مطالعه فرآیندهای خلاقانه شرکتهای مختلف پدیدار شد، ۴ مرحله مشترک را در نحوه روشهای نوآوری نشان میدهد
👍1
✳️ توسعهیافتگی چین و کره جنوبی از منظر کتاب "چرا ملتها شکست میخورند"
✅ توسعهیافتگی چین و کره جنوبی از منظر نظریههای دارون عجماوغلو و همکارانش، بهویژه در کتاب "چرا ملتها شکست میخورند"، میتواند به عنوان نمونههایی از تأثیر نهادهای اقتصادی و سیاسی در فرآیند توسعه مورد تحلیل قرار گیرد.
عجماوغلو و رابینسون بر این باورند که نهادهای اقتصادی فراگیر (inclusive) و غارتگر (extractive) نقشی اساسی در تعیین مسیر توسعهی ملتها ایفا میکنند. طبق این نظریه، جوامعی که نهادهای فراگیر دارند، به توزیع قدرت و ثروت به شکلی عادلانه و مشارکت عمومی در اقتصاد و سیاست میپردازند و شرایط را برای رشد پایدار اقتصادی فراهم میکنند. از سوی دیگر، نهادهای غارتگر با تمرکز قدرت و ثروت در دست عدهای خاص، مانع از مشارکت گسترده اجتماعی و در نتیجه مانع توسعه میشوند.
🔺 کره جنوبی
کره جنوبی نمونهای از جامعهای است که توانسته با گذار از نهادهای غارتگر به نهادهای فراگیر، توسعه اقتصادی و سیاسی پایداری را تجربه کند. در دهههای نخست قرن بیستم، کره جنوبی تحت حکومتهای نظامی و استبدادی قرار داشت که با نهادهای غارتگر مدیریت میشد. اما از دههی ۱۹۶۰ به بعد، به ویژه با اصلاحات سیاسی و اقتصادی پس از جنگ کره و دولت پارک چونگ هی، کره جنوبی توانست با اصلاح نهادهای اقتصادی و سیاستهای صنعتی موفق به ایجاد نهادهای فراگیر شود. دولتها سیاستهایی برای افزایش سطح تحصیلات، توسعه صنایع استراتژیک و حمایت از بخش خصوصی اتخاذ کردند که منجر به مشارکت گستردهتر مردم در اقتصاد و در نهایت رشد پایدار شد.
🔺 چین
چین اما یک مورد پیچیدهتر است. طبق نظریه عجماوغلو، رشد چین عمدتاً به دلیل نهادهای فراگیر نیست، بلکه به واسطه اصلاحات اقتصادی تحت نظارت حزب کمونیست و افزایش کنترل بر فعالیتهای اقتصادی از دههی ۱۹۷۰ به بعد رخ داده است. چین نهادهای غارتگر خود را به طور کامل تغییر نداده و هنوز هم بسیاری از نهادهای سیاسی و اقتصادی چین غارتگر باقی ماندهاند. اما برخلاف بسیاری از کشورهای با نهادهای غارتگر، چین به نوعی رشد را با ترکیبی از اصلاحات اقتصادی، کنترل دولت و تشویق سرمایهگذاری خارجی بهدست آورده است.
طبق نظر عجماوغلو، رشد اقتصادی چین در بلندمدت ممکن است پایدار نباشد، چرا که نهادهای غارتگر معمولاً در نهایت باعث بروز بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی میشوند. در حالی که نهادهای سیاسی فراگیر که به افراد بیشتری اجازه مشارکت میدهند، در بلندمدت برای حفظ ثبات اقتصادی ضروریاند. برای مثال، فقدان دموکراسی و آزادی سیاسی در چین میتواند به مشکلاتی مانند فساد سیستماتیک و نارضایتی اجتماعی منجر شود که نهایتاً رشد اقتصادی را محدود کند.
🔺نتیجهگیری
بر اساس چارچوب نظری عجماوغلو، کره جنوبی با نهادهای فراگیر خود موفق به رشد پایدار اقتصادی شده است، در حالی که رشد چین عمدتاً بر نهادهای غارتگر اما با اصلاحات اقتصادی مشخص تکیه دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ توسعهیافتگی چین و کره جنوبی از منظر نظریههای دارون عجماوغلو و همکارانش، بهویژه در کتاب "چرا ملتها شکست میخورند"، میتواند به عنوان نمونههایی از تأثیر نهادهای اقتصادی و سیاسی در فرآیند توسعه مورد تحلیل قرار گیرد.
عجماوغلو و رابینسون بر این باورند که نهادهای اقتصادی فراگیر (inclusive) و غارتگر (extractive) نقشی اساسی در تعیین مسیر توسعهی ملتها ایفا میکنند. طبق این نظریه، جوامعی که نهادهای فراگیر دارند، به توزیع قدرت و ثروت به شکلی عادلانه و مشارکت عمومی در اقتصاد و سیاست میپردازند و شرایط را برای رشد پایدار اقتصادی فراهم میکنند. از سوی دیگر، نهادهای غارتگر با تمرکز قدرت و ثروت در دست عدهای خاص، مانع از مشارکت گسترده اجتماعی و در نتیجه مانع توسعه میشوند.
🔺 کره جنوبی
کره جنوبی نمونهای از جامعهای است که توانسته با گذار از نهادهای غارتگر به نهادهای فراگیر، توسعه اقتصادی و سیاسی پایداری را تجربه کند. در دهههای نخست قرن بیستم، کره جنوبی تحت حکومتهای نظامی و استبدادی قرار داشت که با نهادهای غارتگر مدیریت میشد. اما از دههی ۱۹۶۰ به بعد، به ویژه با اصلاحات سیاسی و اقتصادی پس از جنگ کره و دولت پارک چونگ هی، کره جنوبی توانست با اصلاح نهادهای اقتصادی و سیاستهای صنعتی موفق به ایجاد نهادهای فراگیر شود. دولتها سیاستهایی برای افزایش سطح تحصیلات، توسعه صنایع استراتژیک و حمایت از بخش خصوصی اتخاذ کردند که منجر به مشارکت گستردهتر مردم در اقتصاد و در نهایت رشد پایدار شد.
🔺 چین
چین اما یک مورد پیچیدهتر است. طبق نظریه عجماوغلو، رشد چین عمدتاً به دلیل نهادهای فراگیر نیست، بلکه به واسطه اصلاحات اقتصادی تحت نظارت حزب کمونیست و افزایش کنترل بر فعالیتهای اقتصادی از دههی ۱۹۷۰ به بعد رخ داده است. چین نهادهای غارتگر خود را به طور کامل تغییر نداده و هنوز هم بسیاری از نهادهای سیاسی و اقتصادی چین غارتگر باقی ماندهاند. اما برخلاف بسیاری از کشورهای با نهادهای غارتگر، چین به نوعی رشد را با ترکیبی از اصلاحات اقتصادی، کنترل دولت و تشویق سرمایهگذاری خارجی بهدست آورده است.
طبق نظر عجماوغلو، رشد اقتصادی چین در بلندمدت ممکن است پایدار نباشد، چرا که نهادهای غارتگر معمولاً در نهایت باعث بروز بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی میشوند. در حالی که نهادهای سیاسی فراگیر که به افراد بیشتری اجازه مشارکت میدهند، در بلندمدت برای حفظ ثبات اقتصادی ضروریاند. برای مثال، فقدان دموکراسی و آزادی سیاسی در چین میتواند به مشکلاتی مانند فساد سیستماتیک و نارضایتی اجتماعی منجر شود که نهایتاً رشد اقتصادی را محدود کند.
🔺نتیجهگیری
بر اساس چارچوب نظری عجماوغلو، کره جنوبی با نهادهای فراگیر خود موفق به رشد پایدار اقتصادی شده است، در حالی که رشد چین عمدتاً بر نهادهای غارتگر اما با اصلاحات اقتصادی مشخص تکیه دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه