مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
مدلMAGIC
✳️👆 پنج فاکتور  تعلق شغلی بر مبنای الگوی MAGIC :

▪️معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.

▪️آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.

▪️رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.

▪️تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور  میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.

▪️ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور  میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را می سنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
اندیشکده علوم انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تحریم‌ها شکاف درآمد سرانه ایران با کشورهای همسایه را به شدت افزایش داده است.

✅ یافته‌های یک گزارش نشان می‌دهد که درآمد سرانه اقتصاد ایران در مقایسه با همسایگان فاصله قابل توجهی یافته است.

🔹به عنوان مثال در حالیکه در سال 2011 میلادی درآمد سرانه ایران و ترکیه با هم برابر بوده، در سال ۲۰۲۲، درآمد سرانه ترکیه تقریبا دو برابر درآمد سرانه ایران بوده است.

🔹کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز فاصله قابل توجهی با اقتصاد ایران گرفته‌اند. به طوری که با رشد اقتصادی 5.5 درصدی پایدار، حدود ۳۳ سال طول خواهد کشید تا درآمد سرانه ایران به سطح کنونی درآمد سرانه قطر برسد.

🔹بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که عوامل متعددی بر جا ماندگی اقتصاد ایران از همسایگان اثر داشته است؛ اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین دلیل این عقب‌ماندگی، اعمال تحریم‌های اقتصادی و تشدید آن در سال‌های اخیر است.

⚠️مطابق محاسبات اگر رشد اقتصادی کشور با نرخ متوسط ۵.۵ درصد سالانه ادامه یابد، پنج سال زمان خواهد برد تا سطح درآمد سرانه به مقدار سال ۱۳۹۰ برسد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
💢 متقلبان خُرد یا متقلبان کلان؟ کدام مخرب ترند!؟

✍ امیرعباس زینت بخش

■دَن آریلی؛ دانشمند اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک، در ابتدای سال ۲۰۰۲ یک آزمون برگزار کرد به نام "آزمایش های ماتریسی" که در آن بیش از ۴۰،۰۰۰ نفر شرکت کردند. به شرکت‌کنندگان ۲۰ سوال ریاضی داده شد. هر کدام از سوال ها؛ ماتریسی از اعداد بود که افراد باید اعدادی که جمع آنها مساوی ۱۰ میشد را انتخاب و دور آنها خط می‌کشیدند.

□مسلما این یک عملیات ساده ای بود که همه افراد می‌توانستند به همه سوالات پاسخ دهند، اما به آنها فرصت کافی داده نشده بود! قرار به این ترتیب بود که شرکت کنندگان بعد از ۵ دقیقه مداد خود را زمین گذاشته، تعداد پاسخ های صحیح خود را شمرده و روی کاغذ دیگری بنویسند (اظهار کنند) و سپس برگه‌ی آزمون خود را در دستگاه کاغذ خردکن قرار دهند و به ازای هر  پاسخ صحیح (اظهار شده)، یک دلار دریافت کنند. چیزی که آنها نمی‌دانستند این بود که دستگاه بعد از گرفتن کاغذ، آنها را به طور کامل خرد نمی‌کند و قسمت اصلی کاغذ سالم باقی می‌ماند!

●نتایج آزمون:

•  On average, people solved four problems but reported solving six.
•  Nearly 70% cheated.
•  Only 20 out of the 40,000 were “big cheaters”, people who claimed to have solved all 20 problems. They cost the experiment $400.
•  We also found more than 28,000 “little cheaters” who cost the experiment $50,000!

○افرادی که به طور متوسط به ۴ سوال پاسخ صحیح داده بودند، ۶ سوال صحیح را گزارش (اظهار) کرده‌ بودند.
▪︎حدود ۷۰% افراد تقلب کردند.
▪︎از میان ۴۰،۰۰۰شرکت‌کننده، ۲۰ تقلبکار بزرگ وجود داشت که گفته بودند به تمام ۲۰ سوال پاسخ درست داده‌اند و در واقع ۴۰۰ دلار تقلب کردند.
▪︎۲۸،۰۰۰تقلبکار کوچک وجود داشت که ۵۰،۰۰۰ دلار دزدی کردند!

■به نظر می رسد این آزمایش، انعکاس تقریبا درستی از دنیای واقعی ماست؛ همانگونه که دکتر آریلی نتیجه می گیرد: متقلبان بزرگ؛ تعدادشان کم و اثر تخریبی آنها روی یک اقتصاد؛ کم و در نقطه مقابل؛ متقلبان کوچک، تعدادشان زیاد و اثر تخریبی آنها روی اقتصاد وحشتناک زیاد است!

□"در همین رابطه؛ فیلم مستند
(Dis)Honesty: The Truth About Lies
کاری از خانم یِل مِلامند است که با الهام از اندیشه های دَن آریلی؛ در صدد کشف حقایق پیچیده و مخفی پشت دروغ ها می باشد."

●در تایید یافته دکتر آریلی؛ دارِن هاردی؛ نویسنده سرشناس در زمینه های موفقیت و کار آفرینی کتابی دارد به نام "اثر مرکب" که لُب پیام کتاب این است: به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین

○مثال خواندنی اثر مرکب را در سکه جادویی می توانیم مشاهده کنیم. اگر بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا ۱ سکه ۱ سنتی که در ۳۱ روز آینده هر روز ارزشش دو برابر شود، حق انتخاب بگذاریم، فکر می کنم اکثر مردم همان ۳ میلیون دلار نقد را انتخاب کنند! اما در واقع پیشنهاد دوم بهتر است. در روز پنجم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم تنها ۱۶ سنت! در روز بیستم انتخاب اول همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم ۵۲۳۴ دلار! اما جادوی اثر مرکب آنجاست که در روز سی و یکم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار مانده است و انتخاب دوم ۱۰٫۷۳۴٫۱۸۰ دلار می شود یعنی بیش از سه برابر انتخاب اول!
این است جادوی "اثر مرکب"! گرچه مسیر دوم زمان بر تر است و پایداری می خواهد اما نتیجه اش به ثروت و موفقیت بیشتری منتهی می شود!

■به نظر می رسد دروغ ها، تقلب ها، اختلاس ها و دزدی های خُرد و ناچیز هم از همین اصل"اثر مرکب" پیروی کرده که اثر تخریبی آنها به مراتب شدید تر از دروغ ها، تقلب ها و اختلاس ها و دزدی های کلان و بزرگ می شود!

@transformation_m
👍1
💢قانون پیگیری پیشرفت پارکینسون 

👤دکتر علی محمد مصدق راد

■قانون پیگیری پیشرفت Law of the Pursuit of Progress  توسط سیریل نورث‌کوت پارکینسون  Cyril Northcote Parkinson مورخ نیروی دریایی بریتانیا در سال ۱۹۵۵ میلادی در مقاله‌ای در هفته‌نامه اکونومیست بیان شد.

□طبق قانون پیگیری پیشرفت، کار به اندازه زمان اختصاص داده شده، طول می‌کشد. اگر زمان بیشتری برای انجام کاری در نظر بگیرید، کارهای بیشتری برای دستیابی به آن هدف ایجاد خواهید کرد.

●آقای پارکینسون این قانون را با توجه به تجربه کاری خود در سازمان‌های بروکراتیک دولتی بریتانیای آن روز بیان کرد. ما مثال‌های زیادی از قانون پیگیری پیشرفت پارکینسون را در زندگی روزمره خود مشاهده می کنیم، مثل تهیه فلش مموری بزرگتر، افزایش حجم داده‌ها؛ خرید کمد بزرگتر، نگهداری لباس بیشتر؛ ساخت بزرگراه‌های بیشتر، ایجاد ترافیک بیشتر؛ گذاشتن سطل آشغال بیشتر، تولید آشغال بیشتر؛ و استخدام کارمند بیشتر، تولید کار بیشتر. به عبارتی، هرچه اندازه و حجم چیزی بزرگ شود، کارآمدی آن پائین می‌آید.

○طبق قانون پیگیری پیشرفت پارکینسون در سازمان و مدیریت، "کار به‌گونه‌ای گسترش می‌یابد که زمان در دسترس برای تکمیل آن پر شود". برخی از مدیران با مشاهده افزایش کارها تمایل به استخدام کارکنان جدید دارند. در نتیجه، حجم کارها همچنان، اضافه شده و منجر به ناکارآمدی سازمان خواهد شد. به عبارتی، با افزایش بروکراسی بوجود آمده، کارایی سازمان کمتر می‌شود.

■تعداد کارکنان یک سازمان بوروکراتیک سالانه ۵ تا ۷ درصد افزایش پیدا می‌کند، بدون اینکه میزان بهره‌وری آن سازمان افزایش پیدا کند. به‌عبارتی، وقت بیشتر= اتلاف وقت بیشتر؛ و کارمند بیشتر= بیکاری بیشتر. اگر کاری را که یک نفر انجام می‌داد، به چهار نفر واگذار شود، بعد از مدتی خواهید دید  که کار واقعاً به ۴ نفر نیاز داشته است؛ زیرا آنها به اندازه زمانی که در اختیار دارند، برای خودشان کار درست می‌کنند و منابع زیادی از سازمان را استفاده می‌کنند ولی بهره‌وری کاهش می‌یابد. این قانون منجر به افزایش بی‌رویه بوروکراسی در سازمان می‌شود. 

□مدیران در سازمان‌ها که سیستم‌های اجتماعی- فنی هستند، به جای استخدام سریع کارمند جدید باید از فناوری برای کاهش کارهای کارکنان و افزایش کارایی آنها استفاده کنند. آسیب راهکار درست برای مسأله غلط، به مراتب بیشتر از آسیب راهکار غلط برای مسأله درست است. وقتی مدیران مسأله خود را کمبود کارکنان ببینند، راهکار استخدام کارکنان جدید را بکار می‌گیرند. ولی، اگر آنها مسأله را کار زیاد ببینند، به دنبال راهکارهایی برای کاهش کارهای غیر ضروری خواهند بود.

●در برخی از سازمان‌ها تا ۸۰ درصد کارها غیر ضروری و قابل حذف هستند. فرایندهای کار باید بازنگری و استاندارد شوند. فلوچارت فرایندهای کاری باید با رویکردهای علمی، بهینه و استاندارد شوند. سپس، کارکنان به صورت علمی انتخاب شوند تا بهره‌وری سازمان افزایش یابد.

○همچنین، قانون پارکینسون به تمایل کارکنان به اتمام وظایف محوله فقط در زمان مقرر اشاره دارد، حتی اگر بتوانند آن را زودتر به پایان برسانند. به عنوان مثال، اگر برای انجام پروژ‌ه‌ای دو روز زمان کافی باشد، ولی، دو هفته زمان برای آن در نظر گرفته شود؛ کارمند فقط در همان دو روز پایانی مهلت تعیین شده، کار را انجام خواهد داد و زمان‌های دیگر را به انجام کارهای بی اهمیت اختصاص می‌دهد. به عبارتی، تعیین سررسید طولانی برای انجام کاری، باعث به تعویق افتادن کارها می‌شود و کارکنان همان چند روز پایانی سررسید را به انجام کار اختصاص می‌دهند.

■استرس ناشی از زمان کم انجام کار، منجر به افزایش بهره‌وری کارمند می‌شود. وقتی کارکنان زمان زیادی برای انجام کاری دارند، استرس و انگیزه کمتری برای انجام سریع آن کار خواهند داشت. در چنین مواردی، تعیین ضرب الاجل (سررسید) زودتر می‌تواند کارکنان را به سمت کارآمدتر شدن سوق دهد. 

□مدیران به منظور استفاده بهینه از قانون پیگیری پیشرفت باید:
۱. لیستی از کارهای ضروری و مهم خود تهیه کنند و کارهای بزرگ را به چند کار کوچک تقسیم کنند. 
۲. برای انجام کارها ضرب‌العجل‌های منطقی تعیین کنند. هرچه زمان کمتری به انجام کاری اختصاص داده ‌شود، آن کار ساده‌تر و آسان‌تر انجام می‌شود.
۳. هوشمندانه انجام دادن کارها را جایگزین سخت انجام دادن کارها کنند.
۴. از برنامه‌ها و اپلیکشن‌ها برای مدیریت زمان استفاده کنند.

@planing_tm
آوارهای تباهندگی بر سر اقتصاد ایران/ چرا «قطار تباهندگی» به «مسیر بالندگی» تغییر ریل نمی‌دهد؟

دكتر غضنفری، رئیس هیات عامل صندوق توسعه ملی:

دیدن چرخه تباهنده در کشور کار سختی نیست، هر جا که مردم ناراضی بوده و اعتراض دارند، علامت وجود فرآیندهای تباهنده است.

در سال ۹۲ برای اولین بار نظریه «تباهندگی- بالندگی» را مطرح کرده و بر این موضوع تاکید کردم که چنانچه ارزش ورودی‌های یک سیستم از خروجی‌های آن کمتر باشد، آن سیستم به تدریج تباهیده شده و از بین می‌رود؛ در حالیکه اگر ارزش خروجی‌های یک سیستم بیشتر از ارزش ورودی‌های آن باشد، آن سیستم بالنده شده و می‌تواند تداوم حیات داشته باشد؛ به این معنا که بالندگی و تباهندگی، به مقایسه ورودی‌ها و خروجی‌ها برمی‌گردند. در واقع، سیستم‌ها به این دلیل ایجاد می‌شوند که ارزش افزوده‌ای بر روی ورودی‌های خود ایجاد کنند؛ اما دیده شده که سازمان‌ها و سیستم‌ها آنقدر گرفتار حفظ خود می‌شوند که ارزش خروجی‌های خود را سنجش نکرده و در نهایت، خود سیستم یا سازمان، برای دولت و مردم صرفا هزینه‌زا می‌شود؛ اما به دلیل قوانین و مقررات، باقی می‌ماند و مرتبا بودجه گرفته، مصرف کرده و خروجی قابل توجهی ندارد.

این سازمان‌ها و سیستم‌های تباهنده‌ با مصرف منابع و خروجی‌های کم‌ارزش‌تر، نرخ رشد اقتصادی کاهش می‌دهند و وقتی این اتفاق رخ می‌دهد، ناامیدی ایجاد شده و کشور از رقبا عقب می‌ماند؛ ضمن اینکه چالش‌های اجتماعی بیشتر شده و عده‌ای شغل خود را از دست می‌دهند، ارزش ریال کاهش پیدا می‌کند و به دلایل مختلفی، ممکن است وضعیت این چرخه تشدید شود.

یکی از موضوعاتی که تا حدی می‌تواند این چرخه‌های تباهیدگی را متوقف کند، موضوع بهبود فرآیندها و بهره‌وری است، اما این موضوع تنها در سطح خُرد، مانع از این چرخه‌های تباهندگی می‌شود و در سطح کلان اگر قرار باشد این چرخه‌ها از بین بروند، نیازمند بهبود فرآیندهای حکمرانی هستیم؛ بنابراین دو دسته از فرآیندها باید اصلاح شوند که شامل «فرآیندهای سازمانی» و «متافرآیندها یا حکمرانی» در سطح کشور است. متخصصان حکمرانی بر این باورند که اصلاح فرآیندهای سازمانی تا حدی از طریق فرآیندهای بهره‌وری قابل انجام است؛ ولی از آن مهم‌تر، اصلاح فرآیندهای حکمرانی است.

در این میان، متخصصان پنج وظیفه را جزو وظایف اصلی حکمرانی می‌دانند که شامل خط‌مشی گذاری، تنظیم‌گری، تسهیل‌گری، فراهم‌سازی خدمات و بازتوزیع منافع است و معتقدند که اگر حکمرانی در برخی از این امور دخالت کند، ممکن است مشکلاتی را ایجاد نماید.

در واقع، حکمران باید سیاست‌ها را به گونه‌ای وضع کند که چرخه‌های تباهیدگی از بین رفته و چرخه‌های بالندگی شکل گیرند. تنظیم‌گری هم یکی از وظایف اصلی مجلس و تا حدی دولت است که به روابط میان بازیگران حکمرانی نظم دهد. به بیان دیگر باید مشخص کند که چه تقسیم کاری بین دولت، مردم و بخش‌خصوصی باشد.

ادامه مطلب؛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌چرا فقرا فقیر می‌مانند؟

🔸یازدهمین مقاله از معرفی «مجموعه مقالات اقتصادی به زبان ساده» به «چرا فقرا فقیر می‌مانند؟»
نوشته کلیر بالبونی، اوریانا باندیرا، رابین برگس، مایتریش گاتاک و و آنتون هیل اختصاص دارد.

🔹ریشه کن کردن فقر هدف اصلی سیاست توسعه است و مستلزم درک علل فقر و چرایی تداوم آن است.

🔹به طور کلی، دو دیدگاه درباره اینکه چرا مردم فقیر می‌مانند، وجود دارد که اولین دیدگاه می‌گوید که فقرا مانند دیگران فرصت‌های مشابهی دارند، اما فاقد ویژگی‌ها یا توانایی‌های مورد نیاز برای سرمایه‌گذاری روی آنها هستند و دومین مورد می‌گوید که فقرا با فرصت‌های متفاوتی روبرو هستند، زیرا آنها فقیر به دنیا می‌آیند.

🔹این مقاله وجود تله‌های فقر را با مطالعه یک برنامه بزرگ تصادفی انتقال دارایی در روستاهای بنگلادش آزمایش می‌کند.

🔹چرا مردم فقیر می مانند و پیامدهای تلاش برای کاهش فقر جهانی چیست؟

📎ترجمه‌ای از: econimate

كانال برنامه ريزي توسعه؛
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji
👍1
Heading into 2025, it's imperative that finance leaders maintain alignment with critical stakeholder groups.

Explore the latest edition of the CFO Report to discover Gartner analyst answers to the top 4 challenges CFOs need to overcome to avoid stakeholder misalignment.
✳️ شاخصه های مهم تیم‌های موفق

✅ بسیاری از ما ممکن است فکر کنیم اگر استعداد چیزی را نداریم، یعنی با آن چیز متولد نشده‌ایم؛ بنابراین، هرگز نمی‌توانیم آن را به‌دست آوریم. برخی دیگر از ما فکر می‌کنیم استعداد معنایی ندارد و همه‌چیز را می‌توان با یادگیری به‌دست آورد. واقعیت این است که بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم، حق انتخاب داریم و اغلب حقیقت چیزی بین این دو تفکر است.

🔺در اینجا، این سؤال پیش می‌آید: آیا همه می‌توانند در تیمشان فرهنگی عالی و مؤثر داشته باشند یا به استعداد خاصی نیاز است؟ فرهنگ عالی از کجا می‌آید؟ چگونه می‌توان آن را در گروه خود ایجاد و آن را حفظ کرد؟ چگونه می‌توان فرهنگی تیم نیازمند اصلاح را شناسایی و تقویت کرد؟


🔺در تحقیقی به‌نام «سیب سالم» که در دانشگاه ساوت‌ولز استرالیا روی گروه‌های مختلف انجام شد، نتایج نشان داد الگویی مختصر از رفتارهای ظریف بیش از توانایی‌های اندازه‌گیری‌شدنی نظیر هوش و مهارت و تجربه‌ی افراد اهمیت دارد. در این تحقیقات، فردی به‌نام نیک به‌عنوان «سیب بد» در هر گروه حضور می‌یافت و سعی می‌کرد رفتارهایی چون بی‌مسئولیتی و از زیر کار دررفتن و رفتار عضوی دل‌سردکننده و ناامید یا رفتار فردی نادان و مخالف را به گروه تزریق کند. اغلب گروه‌ها تحت‌تأثیر رفتارهای او قرار می‌گرفتند، تا اینکه در گروه فردی به‌نام جاناتان به‌دلیل حضور احساس امنیت در فضای گروه و ارتباط یکپارچه‌ی اعضا، این رفتارها نتوانست خللی ایجاد کند. گروه جاناتان موفق شد؛ اما علت موفقیتش باهوش‌تر یا ماهرتر بودن اعضایش نبود؛ بلکه عامل اصلی احساس امنیت اعضای گروه بود که جاناتان با الگوهای ظریف رفتاری مثل گوش‌دادن دقیق، پاسخ گرم، برقراری آرامش و پرسیدن دیدگاه‌های دیگران به‌وجود آورد.

🔺برای موفقیت در کارهای گروهی و تعامل سالم در گروه، مدیران قرار نیست کارهایی را تکرار کنند که معمولا رهبران بزرگ انجام می‌دهند. نیازی نیست کارهای دیگران را به آن‌ها دیکته کنند یا مسئولیت کارهای آن‌ها را برعهده بگیرند. حتی تشویق و شرح دیدگاهی خاص هم الزامی ندارد و موضوع مهم این است که اعضای گروه ارتباط یکپارچه‌ای با یکدیگر پیدا کنند و هریک از آن‌ها در گروهشان به احساس امنیتی پایدار دست یابند. همچنین، گروه را مثل خانواده‌شان تصور کنند و به آن احساس تعلق داشته باشند.

🔺مسئله اینجا است که تا پیش از این تحقیق، محققان فکر می‌کردند احساس امنیت صرفا حال‌و‌هوایی احساسی در گروه است و اهمیت چندانی ندارد؛ اما تحقیقات چیزی برعکس این ماجرا را نشان داد. احساس امنیت بسترساز عاملی است که تفکرات قوی براساس آن شکل می‌گیرند؛ اما سؤال این است: احساس امنیت از کجا به‌وجود می‌آید؟ پاسخ گروه‌های بسیار موفق به این سؤال یکسان است. همه‌ی آن‌ها گروهشان را مانند خانواده‌ی خود می‌دانند.

برگرفته از کتاب کد فکری نوشته دنیل کویل
آکادمی مدیریت
✳️ در باب پنجره استراتژیک

✅ دیوید کِرتز در کتاب «بازاریابی مدرن» می‌نویسد: موفقیت هر محصولی در بازار تا حد زیادی به شرایط بازار بستگی دارد. بر همین اساس، پروفسور دِرِک آبِل، مفهوم «پنجره استراتژیک» را برای تعریف بازه زمانی محدودی که در آن، شرایط بازار برای موفقیت یک محصول فراهم است، توسعه داده است.

🔹پروفسور دِرِک آبِل معتقد است وقتی شرایط بازار برای عرضه یک محصول مساعد می‌شود، هر شرکتی فرصت اندکی در اختیار دارد تا با استفاده از آن شرایط، محصول مدنظرش را وارد بازار کند.

🔹وی می‌گوید برای این که به موقع تشخیص بدهید پنجره استراتژیک‌تان باز است یا بسته، باید به این سه عامل دقت کنید:

◽️۱.شرایط کنونی و آینده بازار و میزان تطابق آن با محصول مدنظر

◽️۲. توانایی‌های فعلی و آینده شرکت و میزان تطابق آن برای عرضه محصول مدنظر

◽️۳. میزان تطابق زمانی توانایی‌های شرکت برای عرضه محصول با شرایط بازار (آیا شرکت‌مان در بهترین زمان برای عرضه محصول، توانایی انجام این کار را دارد؟)

🔹برای مثال، وال مارت که اکنون بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای در دنیاست، زمانی وارد بازار شد که به دلیل رکود اقتصادی بزرگ، شرایط بازار برای تولد یک فروشگاه زنجیره‌ای با پایین‌ترین قیمت‌ها فراهم بود.

🔹به همین دلیل، بنیانگذاران وال مارت تصمیم گرفتند تمام منابع‌شان را روی این کار متمرکز کنند و با این شعار وارد بازار شوند: «پول پس‌انداز کنید تا بهتر زندگی کنید»

🔹بر اساس این شعار، وال مارت نه تنها قیمت‌های فوق‌العاده مناسبی را به مشتریانش پیشنهاد می‌داد، بلکه به شیوه‌های گوناگونی به آنها می‌آموخت که چگونه می‌توانند پول بیشتری پس‌انداز کنند و از پس‌انداز‌شان برای ساختن یک زندگی بهتر در آینده استفاده کنند.

🔹بدون شک، اگر وال مارت این فرصت را از دست می‌داد و بنیانگذاران آن منابع‌شان را روی این فرصت متمرکز نمی‌کردند، پنجره استراتژیک برای وال مارت بسته می‌شد و این شرکت هیچ گاه نمی‌توانست به بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای در دنیا تبدیل شود.

[مارکتینگ آز]
انجمن مدیران
اینفو گزارش چشم‌انداز.pdf
1.5 MB
✳️ گزارش بررسی شاخص های "چشم انداز توسعه ایران وکشورهای منطقه درافق۱۴۰۴"
✅ بررسى اين گزارش، سوزناك تر از هر داستان دراماتيك است.
بيست سال' كه روز به روز آن' عمرِ مردم كشورمان بوده است، به جاى پيشرفت 'عقب گرد وتنزل كرده ايم.
زيرساخت هاى اقتصادى مان (برق، گاز، راه آهن، بندر، راه و …) مستهلک شده وتوسعه ای نيافتند، بلكه زيرساخت هاى قبلى هم فرسوده شدند.
اگر كسى دلسوز وطن باشد با خواندن اين گزارش ، اگر خون بگريد رواست!
چه‌کسی پاسخگوست؟؟ هيچكس مسؤوليت اين افول رو به زوال را نمي پذيرد.؟!
📌بهترین راه برای تبدیل شدن به یک مدیرصاحب نفوذ
✍️ نیک مورگان

نویسنده کتاب نشانه‌های قدرت می‌گوید «به دست آوردن قدرت نفوذ بر دیگران در محل کار مدرن و امروزی بسیار دشوار است. وجود حجم بسیار بالای اطلاعات در دسترس همگان و سرعت زندگی دیجیتالی (منجر به کوتاهی فاصله‌ها) شده است. با این حال فشار موجود در محل کسب‌وکار برای گرفتن نتیجه، اهمیت داشتن توانایی نفوذ بر دیگران را دو چندان می‌کند

1️⃣ ایجاد ارتباطات: کلارک می‌گوید در یک سطح اساسی یکی از دلایلی که مردم برای شما کاری انجام می‌دهند یا ایده شما را پشتیبانی می‌کنند یا با بودجه مورد نظرتان موافقت می‌کنند این است که شما را دوست دارند. برای رسیدن به این نقطه شما نیاز دارید که یک ارتباط کاری خوب با همکارانتان برقرار کنید.

2️⃣ قبل از تلاش برای متقاعد کردن گوش دهید: بهترین راه برای اینکه همکاران از شما و موضوعات مورد نظرتان پشتیبانی کنند این است که آنها احساس کنند شما شنونده نظرات آنها هستید. پس از همکارانتان درخواست کنید که دیدگاه‌ها و توصیه‌ها خود را با شما در میان بگذارند.

3️⃣ مراقبت از زبان بدن: مورگان می‌گوید مردم به‌طور مداوم در حال ارزیابی این هستند که آیا به شما اعتماد کنند یانه ؟ ما سخت تلاش می‌کنیم که تا جواب این سوال را پیدا کنیم که افراد دوست ما هستند یا مخالف ما ؟ زبان بدن شما در درستی شکل انتقال پیام مدنظر شما، نقش بسیار مهمی دارد. همان اندازه که درست ایستادن، عقب دادن شانه‌ها و با مخاطب خود با سر بالا گفت‌وگو کردن نشانه اعتماد به نفس، فرماندهی و احاطه شما بر موضوع مورد گفت‌وگو است، برعکس با سر پایین وبا چشم‌های دوخته شده به پاهای خود صحبت کردن در جلسات کاری پیام متضادی را به مخاطب انتقال می‌دهد.

4️⃣ توسعه تخصص: کلارک می‌گوید، راه دیگر برای افزایش نفوذ در محل کار این است که در صنعت یا سازمان خود به‌عنوان یک متخصص شناخته شوید. این توانمندی یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، اما شما می‌توانید برای توسعه تخصص و مهارت‌های حیاتی کسب‌وکار اقداماتی انجام دهید.

5️⃣ نقشه راه استراتژیک: هنگامی‌که زمان قدرت نفوذتان برای ترویج ابتکار و ایده خاصی که به‌وجود آورده‌اید فرا می‌رسد باید یک فرد استراتژیست باشید. توجه داشته باشید که اینجا جنگ بازی موقعیت است، موقعیت چه کسی ممکن است به‌وسیله برنامه‌های شما تهدید شود و چگونه می‌توانید آنها را همسو و در راستای اهداف ویژه‌ای که طراحی کرده‌اید به حرکت درآورید ؟

6️⃣ به مردم آنچه می‌خواهند ارائه دهید: شما می‌توانید به‌وسیله شرح صادقانه مساله به‌عنوان یک مزیت برای افرادی که می‌خواهید در کنار شما باشند، نفوذ خود را روی یک مساله خاص افزایش دهید. نیازها، دیدگاه‌ها و سلیقه هر ذی‌نفع را در نظر بگیرید. مورگان می‌گوید کشف کنید، افراد نیاز به شنیدن چه چیزی دارند و چه چیزی توجه آنها را جلب می‌کند.

🗝مشاوران کسب و کار 🗝
https://t.me/joinchat/AAAAAECJ4stW2iUnRroN_Q
❤2
✳️ موارد آزاردهنده کارکنانتان را بشناسید!

✅ مدیریت یک کسب‌وکار موفق، قبل از هر چیز با شناخت نیازها و خواسته‌های کارکنان ارتباط دارد. علاوه بر آن، توجه به کارکنان و ایجاد روابط مؤثر با آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. شاید بدانید که بسیاری از کارفرماها درباره‌ی حقوق، تعطیلات و رشد کارکنان عدالت را رعایت نمی‌کنند، اما آیا می‌دانستید که بسیاری از همین کارفرماها حتی وقت کافی صرف نمی‌کنند تا اسم کارکنان‌شان را یاد بگیرند؟ یک نظرسنجی نشان داد کارکنان حتی بیشتر از حقوق ناعادلانه و احساس بی‌ارزشی، از اینکه کارفرمایشان اسم آنها را نمی‌داند ناراحت هستند.

⭕️در اینجا به بررسی برخی از شایع‌ترین مسائل و ناراحتی‌هایی که کارکنان در محل کار با آنها مواجه هستند می‌پردازیم:

۱. به مشکلات و اختلافات آنان رسیدگی نمی‌شود؛ بسیاری از کارکنان شکایت دارند که بخش منابع انسانی سازمان یا شرکتی که در آن کار می‌کنند، به مشکلات و اختلافات آنها به‌خوبی رسیدگی نمی‌کند.

۲. کارمند کار می‌کند، مدیر برداشت می‌کند؛معمولا کارکنان ساعت‌ها سخت کار می‌کنند و در عوض به اعتبار و خوشنامی کارفرما افزوده می‌شود. این برای کارکنان بسیار ناراحت‌کننده است

۳. رشد و پیشرفتی در کار وجود ندارد؛ یکی از مسائل مهم دیگری که کارکنان اغلب با آن مواجه می‌شوند، فقدان یک سیستم پشتیبانی جامع است که به آنها کمک کند در کارشان رشد کنند.

۴. کارفرما در آنها اشتیاقی ایجاد نمی‌کند؛ انگیزه و اشتیاق برای کار یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره‌وری کارکنان است؛ چیزی که متأسفانه در بسیاری از موارد اتفاق نمی‌افتد.

۵. از کارمندان به‌قدر کافی قدردانی نمی‌شود؛ در یک کسب‌وکار در حال رشد، ارتباط بین کارفرما و کارکنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. عدم وجود یک ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، مشکلاتی را برای شرکت به‌وجود خواهد آورد.

۶. به استراحت کارمندان توجه نمی‌شود.

۷. دستورات و وظایف‌ کارمندان نامشخص است؛ اگر کارکنان ندانند دقیقا قرار است چه کاری انجام دهند، چگونه می‌توانند از عهده‌ی وظایف‌شان برآیند؟
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ۷ راهکار برای تقویت تیم‌های موفق در کسب‌وکارهای نوپا

✅ موفقیت یک کسب‌وکار وابسته به تیمی است که با انگیزه و هم‌راستا با اهداف سازمان، دست به اقدام می‌زند. کارآفرینان و فعالان اقتصادی می‌توانند با چند گام ساده، اما موثر، تیمی منسجم و بهره‌ور بسازند.

1️⃣ تعیین هدف‌های روشن و واقعی
هدف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت خود را به‌وضوح با تیم درمیان بگذارید. این شفافیت، انگیزه و تمرکز اعضا را افزایش می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند که به‌خوبی درک کنند چگونه تلاششان در موفقیت کل شرکت مؤثر است.

2️⃣ ایجاد فضای امن برای خلاقیت و نوآوری
اعضای تیم باید حس کنند که می‌توانند ایده‌های خود را بدون ترس از قضاوت مطرح کنند. فضایی را فراهم کنید که در آن پیشنهادهای جدید استقبال شود و از شکست‌ها برای یادگیری استفاده کنید.

3️⃣ تفویض اختیار هوشمندانه
به تیم خود اعتماد کنید و وظایف را به‌درستی واگذار کنید. این کار نه‌تنها انگیزه و اعتمادبه‌نفس افراد را بالا می‌برد، بلکه به شما امکان می‌دهد تا بر اولویت‌های کلان تمرکز کنید.

4️⃣ ارائه بازخورد سازنده و منظم
بازخورد مؤثر راهی عالی برای تقویت مهارت‌های تیم است. تلاش کنید بازخوردهایتان هم سازنده و هم منصفانه باشد، و نکات مثبت کارها را نیز بازتاب دهید.

5️⃣ حمایت از توسعه مهارت‌های فردی و گروهی
به رشد حرفه‌ای اعضای تیم اهمیت دهید و دوره‌ها یا کارگاه‌های آموزشی مرتبط را پیشنهاد کنید. این رویکرد به بهره‌وری بیشتر تیم و افزایش روحیه کمک می‌کند.

6️⃣ برقراری ارتباط شفاف و مؤثر
شفافیت در ارتباطات به رفع ابهام‌ها و کاهش سردرگمی‌ها کمک می‌کند. از ابزارهای مناسب برای حفظ جریان اطلاعات و تقویت هماهنگی استفاده کنید.

7️⃣ ایجاد فرهنگ قدردانی و شناخت
از تلاش‌ها و دستاوردهای تیم قدردانی کنید. این عمل به‌ظاهر ساده، حس تعلق و انگیزه را افزایش می‌دهد و اعضا را به ادامه تلاش و همکاری تشویق می‌کند.

🔺 با استفاده از این راهکارها، پایه‌های تیمی قدرتمندتر را بسازید و رشد پایدار کسب‌وکار خود را تقویت کنید.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ چطور "فیل محل کار" را کوچک کنیم؟

✅ در هر سازمانی، گاهی موضوعاتی به وجود می‌آیند که هیچ‌کس جرأت پرداختن به آن‌ها را ندارد؛ انگار «فیل» بزرگی در اتاق نشسته و همه امیدوارند کسی پیدا شود که آن را رام کند.
■ این اختلافات خاموش، تنش‌ها را بالا می‌برند و روی بهره‌وری تأثیر منفی می‌گذارند.
اما چطور می‌توان به این مسائل حساس پرداخت؟

🔺راهکارهای کوچک‌سازی فیل‌های سازمانی از زبان «جنیویو هاوکینز»، متخصص سلامت محیط کار:

1️⃣ وضوح و شفافیت:
آیا همه می‌دانند باید چه کاری انجام دهند و ارتباط کارشان با اهداف سازمان چیست؟

2️⃣ تأمین توانایی‌ها:
آیا مهارت‌ها و منابع به درستی توزیع شده‌اند؟

3️⃣ تسهیل مشارکت و مربی‌گری:
آیا محیط کاری به قدری امن است که افراد از شکست‌ها درس بگیرند و پرسش‌های جدید مطرح کنند؟

4️⃣ پذیرش دیدگاه‌های متنوع:
وقتی دیدگاه‌های مختلف را بپذیریم و با کنجکاوی به آن‌ها بنگریم، تفاوت‌ها می‌توانند به نقاط قوت تبدیل شوند.

5️⃣ ارتباط و امنیت روانی:
رهبران سازمان باید محیطی ایجاد کنند که افراد احساس تعلق و ارزشمندی کنند؛ این خود، کنجکاوی و همکاری را تقویت می‌کند.

📖 ایجاد درک مشترک و حمایت از روحیه‌ی همدلی، به افراد کمک می‌کند تا "فیل‌های سازمانی" را کوچک کرده و با تیمی متحد و بهره‌ور، به موفقیت دست یابند.
📌 منبع: Forbes
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ چرا مدیران و رهبران سازمان ها همواره باید در جستجوی آموزش و یادگیری باشند ؟

۱. تغییرات سریع محیط کسب‌وکار: با پیشرفت فناوری و تغییرات بازار، مدیران باید به‌روز باشند. مثلاً، مدیرانی که از ابزارهای دیجیتال و تحلیل داده‌ها استفاده نمی‌کنند، ممکن است در رقابت عقب بمانند.

۲. بهبود مهارت‌های رهبری: آموزش مداوم به مدیران کمک می‌کند تا مهارت‌های رهبری خود را تقویت کنند. مثلاً، یک مدیر با یادگیری تکنیک‌های جدید مدیریت تیم می‌تواند انگیزه و بهره‌وری کارکنان را افزایش دهد.

۳. مدیریت بحران: در شرایط بحرانی، دانش و مهارت‌های جدید می‌تواند به تصمیم‌گیری بهتر کمک کند. برای مثال، مدیرانی که در زمینه مدیریت بحران آموزش دیده‌اند، می‌توانند سریع‌تر و مؤثرتر واکنش نشان دهند.

۴. ایجاد فرهنگ یادگیری: وقتی مدیران خود را متعهد به یادگیری مداوم نشان دهند، این فرهنگ را در سازمان ترویج می‌دهند و کارکنان نیز تشویق به یادگیری خواهند شد.

۵. رقابت‌پذیری: سازمان‌هایی که مدیران آن‌ها به روز هستند، معمولاً عملکرد بهتری دارند. مثلاً شرکت‌هایی مانند گوگل و آمازون همواره بر روی آموزش مداوم کارکنان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.

۶. رهبری تحول‌گرا: مدیران باید به جای مدیریت سنتی، رهبری تحول‌گرا را در پیش بگیرند. مثلاً، «استیو جابز» با ایجاد فرهنگ نوآوری در اپل، نه تنها محصولات جدیدی معرفی کرد بلکه یک برند قدرتمند ساخت.

۷. تفکر استراتژیک: مدیران باید توانایی پیش‌بینی روندهای آینده را داشته باشند. مثلاً، «جف بزوس» با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین و گسترش آمازون به سمت خدمات ابری، آینده شرکت را تضمین کرد.

۸. توسعه مهارت‌های نرم: مهارت‌های ارتباطی و همدلی برای ایجاد تیم‌های مؤثر ضروری است. مثلاً، «شریل سندبرگ» در فیس‌بوک با ترویج فرهنگ بازخورد مثبت و ارتباطات مؤثر، تیم خود را تقویت کرد.

۹. نوآوری مستمر: تشویق به نوآوری در سازمان می‌تواند منجر به رشد پایدار شود. مثلاً، «گوگل» با برنامه 20 درصد زمان آزاد برای کارمندانش، ایده‌های خلاقانه‌ای مانند «جی‌میل» را پرورش داد.

۱۰. تحلیل داده‌ها: استفاده از داده‌ها برای تصمیم‌گیری هوشمندانه‌تر بسیار مهم است. مثلاً، شرکت «نتفلیکس» با تحلیل رفتار کاربران خود توانست محتوای مناسب را تولید کند و سهم بازار خود را افزایش دهد.

🔺در نهایت، عدم توجه به یادگیری مداوم می‌تواند منجر به stagnation (ایستایی) در عملکرد سازمان شود و فرصت‌های رشد را از بین ببرد..


🔰 بیایید همه باهم عاشق و تشنه یاد گرفتن باشیم.

📘چه بخواهیم، یا نخواهیم زندگی شتابان می گذرد. بیایید در این دنیای به شدت پرتحول از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.

🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.

🔰بیایید در این روزگار پر تحول  و متغیر،  مجراها و روزنه های مختلفی که در محیط پیرامونی مان برای یادگیری و آموزش ما گشوده شده است را نبندیم. با بستن پنجره های مختلف یادگیری، در حقیقت خودمان را از قافله یادگیری و آموزش و تمرین تفکر محروم می کنیم....  

🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته و ایستا نمی‌تواند هیچ درسی را بیاموزد، باید فکر و اندیشه و مهارت آموختن را در خود ارتقاء بدیم.

📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر می‌شود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسان های موفق و کارآفرینان فوق موفق است.
بازنشرازکانال مدیران شایسته (بااندکی تغییر)
https://t.me/ExecutiveManagement