✳️ شاخصه های مهم تیمهای موفق
✅ بسیاری از ما ممکن است فکر کنیم اگر استعداد چیزی را نداریم، یعنی با آن چیز متولد نشدهایم؛ بنابراین، هرگز نمیتوانیم آن را بهدست آوریم. برخی دیگر از ما فکر میکنیم استعداد معنایی ندارد و همهچیز را میتوان با یادگیری بهدست آورد. واقعیت این است که بیشتر از آنچه فکر میکنیم، حق انتخاب داریم و اغلب حقیقت چیزی بین این دو تفکر است.
🔺در اینجا، این سؤال پیش میآید: آیا همه میتوانند در تیمشان فرهنگی عالی و مؤثر داشته باشند یا به استعداد خاصی نیاز است؟ فرهنگ عالی از کجا میآید؟ چگونه میتوان آن را در گروه خود ایجاد و آن را حفظ کرد؟ چگونه میتوان فرهنگی تیم نیازمند اصلاح را شناسایی و تقویت کرد؟
🔺در تحقیقی بهنام «سیب سالم» که در دانشگاه ساوتولز استرالیا روی گروههای مختلف انجام شد، نتایج نشان داد الگویی مختصر از رفتارهای ظریف بیش از تواناییهای اندازهگیریشدنی نظیر هوش و مهارت و تجربهی افراد اهمیت دارد. در این تحقیقات، فردی بهنام نیک بهعنوان «سیب بد» در هر گروه حضور مییافت و سعی میکرد رفتارهایی چون بیمسئولیتی و از زیر کار دررفتن و رفتار عضوی دلسردکننده و ناامید یا رفتار فردی نادان و مخالف را به گروه تزریق کند. اغلب گروهها تحتتأثیر رفتارهای او قرار میگرفتند، تا اینکه در گروه فردی بهنام جاناتان بهدلیل حضور احساس امنیت در فضای گروه و ارتباط یکپارچهی اعضا، این رفتارها نتوانست خللی ایجاد کند. گروه جاناتان موفق شد؛ اما علت موفقیتش باهوشتر یا ماهرتر بودن اعضایش نبود؛ بلکه عامل اصلی احساس امنیت اعضای گروه بود که جاناتان با الگوهای ظریف رفتاری مثل گوشدادن دقیق، پاسخ گرم، برقراری آرامش و پرسیدن دیدگاههای دیگران بهوجود آورد.
🔺برای موفقیت در کارهای گروهی و تعامل سالم در گروه، مدیران قرار نیست کارهایی را تکرار کنند که معمولا رهبران بزرگ انجام میدهند. نیازی نیست کارهای دیگران را به آنها دیکته کنند یا مسئولیت کارهای آنها را برعهده بگیرند. حتی تشویق و شرح دیدگاهی خاص هم الزامی ندارد و موضوع مهم این است که اعضای گروه ارتباط یکپارچهای با یکدیگر پیدا کنند و هریک از آنها در گروهشان به احساس امنیتی پایدار دست یابند. همچنین، گروه را مثل خانوادهشان تصور کنند و به آن احساس تعلق داشته باشند.
🔺مسئله اینجا است که تا پیش از این تحقیق، محققان فکر میکردند احساس امنیت صرفا حالوهوایی احساسی در گروه است و اهمیت چندانی ندارد؛ اما تحقیقات چیزی برعکس این ماجرا را نشان داد. احساس امنیت بسترساز عاملی است که تفکرات قوی براساس آن شکل میگیرند؛ اما سؤال این است: احساس امنیت از کجا بهوجود میآید؟ پاسخ گروههای بسیار موفق به این سؤال یکسان است. همهی آنها گروهشان را مانند خانوادهی خود میدانند.
برگرفته از کتاب کد فکری نوشته دنیل کویل
آکادمی مدیریت
✅ بسیاری از ما ممکن است فکر کنیم اگر استعداد چیزی را نداریم، یعنی با آن چیز متولد نشدهایم؛ بنابراین، هرگز نمیتوانیم آن را بهدست آوریم. برخی دیگر از ما فکر میکنیم استعداد معنایی ندارد و همهچیز را میتوان با یادگیری بهدست آورد. واقعیت این است که بیشتر از آنچه فکر میکنیم، حق انتخاب داریم و اغلب حقیقت چیزی بین این دو تفکر است.
🔺در اینجا، این سؤال پیش میآید: آیا همه میتوانند در تیمشان فرهنگی عالی و مؤثر داشته باشند یا به استعداد خاصی نیاز است؟ فرهنگ عالی از کجا میآید؟ چگونه میتوان آن را در گروه خود ایجاد و آن را حفظ کرد؟ چگونه میتوان فرهنگی تیم نیازمند اصلاح را شناسایی و تقویت کرد؟
🔺در تحقیقی بهنام «سیب سالم» که در دانشگاه ساوتولز استرالیا روی گروههای مختلف انجام شد، نتایج نشان داد الگویی مختصر از رفتارهای ظریف بیش از تواناییهای اندازهگیریشدنی نظیر هوش و مهارت و تجربهی افراد اهمیت دارد. در این تحقیقات، فردی بهنام نیک بهعنوان «سیب بد» در هر گروه حضور مییافت و سعی میکرد رفتارهایی چون بیمسئولیتی و از زیر کار دررفتن و رفتار عضوی دلسردکننده و ناامید یا رفتار فردی نادان و مخالف را به گروه تزریق کند. اغلب گروهها تحتتأثیر رفتارهای او قرار میگرفتند، تا اینکه در گروه فردی بهنام جاناتان بهدلیل حضور احساس امنیت در فضای گروه و ارتباط یکپارچهی اعضا، این رفتارها نتوانست خللی ایجاد کند. گروه جاناتان موفق شد؛ اما علت موفقیتش باهوشتر یا ماهرتر بودن اعضایش نبود؛ بلکه عامل اصلی احساس امنیت اعضای گروه بود که جاناتان با الگوهای ظریف رفتاری مثل گوشدادن دقیق، پاسخ گرم، برقراری آرامش و پرسیدن دیدگاههای دیگران بهوجود آورد.
🔺برای موفقیت در کارهای گروهی و تعامل سالم در گروه، مدیران قرار نیست کارهایی را تکرار کنند که معمولا رهبران بزرگ انجام میدهند. نیازی نیست کارهای دیگران را به آنها دیکته کنند یا مسئولیت کارهای آنها را برعهده بگیرند. حتی تشویق و شرح دیدگاهی خاص هم الزامی ندارد و موضوع مهم این است که اعضای گروه ارتباط یکپارچهای با یکدیگر پیدا کنند و هریک از آنها در گروهشان به احساس امنیتی پایدار دست یابند. همچنین، گروه را مثل خانوادهشان تصور کنند و به آن احساس تعلق داشته باشند.
🔺مسئله اینجا است که تا پیش از این تحقیق، محققان فکر میکردند احساس امنیت صرفا حالوهوایی احساسی در گروه است و اهمیت چندانی ندارد؛ اما تحقیقات چیزی برعکس این ماجرا را نشان داد. احساس امنیت بسترساز عاملی است که تفکرات قوی براساس آن شکل میگیرند؛ اما سؤال این است: احساس امنیت از کجا بهوجود میآید؟ پاسخ گروههای بسیار موفق به این سؤال یکسان است. همهی آنها گروهشان را مانند خانوادهی خود میدانند.
برگرفته از کتاب کد فکری نوشته دنیل کویل
آکادمی مدیریت
✳️ در باب پنجره استراتژیک
✅ دیوید کِرتز در کتاب «بازاریابی مدرن» مینویسد: موفقیت هر محصولی در بازار تا حد زیادی به شرایط بازار بستگی دارد. بر همین اساس، پروفسور دِرِک آبِل، مفهوم «پنجره استراتژیک» را برای تعریف بازه زمانی محدودی که در آن، شرایط بازار برای موفقیت یک محصول فراهم است، توسعه داده است.
🔹پروفسور دِرِک آبِل معتقد است وقتی شرایط بازار برای عرضه یک محصول مساعد میشود، هر شرکتی فرصت اندکی در اختیار دارد تا با استفاده از آن شرایط، محصول مدنظرش را وارد بازار کند.
🔹وی میگوید برای این که به موقع تشخیص بدهید پنجره استراتژیکتان باز است یا بسته، باید به این سه عامل دقت کنید:
◽️۱.شرایط کنونی و آینده بازار و میزان تطابق آن با محصول مدنظر
◽️۲. تواناییهای فعلی و آینده شرکت و میزان تطابق آن برای عرضه محصول مدنظر
◽️۳. میزان تطابق زمانی تواناییهای شرکت برای عرضه محصول با شرایط بازار (آیا شرکتمان در بهترین زمان برای عرضه محصول، توانایی انجام این کار را دارد؟)
🔹برای مثال، وال مارت که اکنون بزرگترین فروشگاه زنجیرهای در دنیاست، زمانی وارد بازار شد که به دلیل رکود اقتصادی بزرگ، شرایط بازار برای تولد یک فروشگاه زنجیرهای با پایینترین قیمتها فراهم بود.
🔹به همین دلیل، بنیانگذاران وال مارت تصمیم گرفتند تمام منابعشان را روی این کار متمرکز کنند و با این شعار وارد بازار شوند: «پول پسانداز کنید تا بهتر زندگی کنید»
🔹بر اساس این شعار، وال مارت نه تنها قیمتهای فوقالعاده مناسبی را به مشتریانش پیشنهاد میداد، بلکه به شیوههای گوناگونی به آنها میآموخت که چگونه میتوانند پول بیشتری پسانداز کنند و از پساندازشان برای ساختن یک زندگی بهتر در آینده استفاده کنند.
🔹بدون شک، اگر وال مارت این فرصت را از دست میداد و بنیانگذاران آن منابعشان را روی این فرصت متمرکز نمیکردند، پنجره استراتژیک برای وال مارت بسته میشد و این شرکت هیچ گاه نمیتوانست به بزرگترین فروشگاه زنجیرهای در دنیا تبدیل شود.
[مارکتینگ آز]
انجمن مدیران
✅ دیوید کِرتز در کتاب «بازاریابی مدرن» مینویسد: موفقیت هر محصولی در بازار تا حد زیادی به شرایط بازار بستگی دارد. بر همین اساس، پروفسور دِرِک آبِل، مفهوم «پنجره استراتژیک» را برای تعریف بازه زمانی محدودی که در آن، شرایط بازار برای موفقیت یک محصول فراهم است، توسعه داده است.
🔹پروفسور دِرِک آبِل معتقد است وقتی شرایط بازار برای عرضه یک محصول مساعد میشود، هر شرکتی فرصت اندکی در اختیار دارد تا با استفاده از آن شرایط، محصول مدنظرش را وارد بازار کند.
🔹وی میگوید برای این که به موقع تشخیص بدهید پنجره استراتژیکتان باز است یا بسته، باید به این سه عامل دقت کنید:
◽️۱.شرایط کنونی و آینده بازار و میزان تطابق آن با محصول مدنظر
◽️۲. تواناییهای فعلی و آینده شرکت و میزان تطابق آن برای عرضه محصول مدنظر
◽️۳. میزان تطابق زمانی تواناییهای شرکت برای عرضه محصول با شرایط بازار (آیا شرکتمان در بهترین زمان برای عرضه محصول، توانایی انجام این کار را دارد؟)
🔹برای مثال، وال مارت که اکنون بزرگترین فروشگاه زنجیرهای در دنیاست، زمانی وارد بازار شد که به دلیل رکود اقتصادی بزرگ، شرایط بازار برای تولد یک فروشگاه زنجیرهای با پایینترین قیمتها فراهم بود.
🔹به همین دلیل، بنیانگذاران وال مارت تصمیم گرفتند تمام منابعشان را روی این کار متمرکز کنند و با این شعار وارد بازار شوند: «پول پسانداز کنید تا بهتر زندگی کنید»
🔹بر اساس این شعار، وال مارت نه تنها قیمتهای فوقالعاده مناسبی را به مشتریانش پیشنهاد میداد، بلکه به شیوههای گوناگونی به آنها میآموخت که چگونه میتوانند پول بیشتری پسانداز کنند و از پساندازشان برای ساختن یک زندگی بهتر در آینده استفاده کنند.
🔹بدون شک، اگر وال مارت این فرصت را از دست میداد و بنیانگذاران آن منابعشان را روی این فرصت متمرکز نمیکردند، پنجره استراتژیک برای وال مارت بسته میشد و این شرکت هیچ گاه نمیتوانست به بزرگترین فروشگاه زنجیرهای در دنیا تبدیل شود.
[مارکتینگ آز]
انجمن مدیران
اینفو گزارش چشمانداز.pdf
1.5 MB
✳️ گزارش بررسی شاخص های "چشم انداز توسعه ایران وکشورهای منطقه درافق۱۴۰۴"
✅ بررسى اين گزارش، سوزناك تر از هر داستان دراماتيك است.
بيست سال' كه روز به روز آن' عمرِ مردم كشورمان بوده است، به جاى پيشرفت 'عقب گرد وتنزل كرده ايم.
زيرساخت هاى اقتصادى مان (برق، گاز، راه آهن، بندر، راه و …) مستهلک شده وتوسعه ای نيافتند، بلكه زيرساخت هاى قبلى هم فرسوده شدند.
اگر كسى دلسوز وطن باشد با خواندن اين گزارش ، اگر خون بگريد رواست!
چهکسی پاسخگوست؟؟ هيچكس مسؤوليت اين افول رو به زوال را نمي پذيرد.؟!
✅ بررسى اين گزارش، سوزناك تر از هر داستان دراماتيك است.
بيست سال' كه روز به روز آن' عمرِ مردم كشورمان بوده است، به جاى پيشرفت 'عقب گرد وتنزل كرده ايم.
زيرساخت هاى اقتصادى مان (برق، گاز، راه آهن، بندر، راه و …) مستهلک شده وتوسعه ای نيافتند، بلكه زيرساخت هاى قبلى هم فرسوده شدند.
اگر كسى دلسوز وطن باشد با خواندن اين گزارش ، اگر خون بگريد رواست!
چهکسی پاسخگوست؟؟ هيچكس مسؤوليت اين افول رو به زوال را نمي پذيرد.؟!
Forwarded from مشاوران کسب و کار
📌بهترین راه برای تبدیل شدن به یک مدیرصاحب نفوذ
✍️ نیک مورگان
نویسنده کتاب نشانههای قدرت میگوید «به دست آوردن قدرت نفوذ بر دیگران در محل کار مدرن و امروزی بسیار دشوار است. وجود حجم بسیار بالای اطلاعات در دسترس همگان و سرعت زندگی دیجیتالی (منجر به کوتاهی فاصلهها) شده است. با این حال فشار موجود در محل کسبوکار برای گرفتن نتیجه، اهمیت داشتن توانایی نفوذ بر دیگران را دو چندان میکند
1️⃣ ایجاد ارتباطات: کلارک میگوید در یک سطح اساسی یکی از دلایلی که مردم برای شما کاری انجام میدهند یا ایده شما را پشتیبانی میکنند یا با بودجه مورد نظرتان موافقت میکنند این است که شما را دوست دارند. برای رسیدن به این نقطه شما نیاز دارید که یک ارتباط کاری خوب با همکارانتان برقرار کنید.
2️⃣ قبل از تلاش برای متقاعد کردن گوش دهید: بهترین راه برای اینکه همکاران از شما و موضوعات مورد نظرتان پشتیبانی کنند این است که آنها احساس کنند شما شنونده نظرات آنها هستید. پس از همکارانتان درخواست کنید که دیدگاهها و توصیهها خود را با شما در میان بگذارند.
3️⃣ مراقبت از زبان بدن: مورگان میگوید مردم بهطور مداوم در حال ارزیابی این هستند که آیا به شما اعتماد کنند یانه ؟ ما سخت تلاش میکنیم که تا جواب این سوال را پیدا کنیم که افراد دوست ما هستند یا مخالف ما ؟ زبان بدن شما در درستی شکل انتقال پیام مدنظر شما، نقش بسیار مهمی دارد. همان اندازه که درست ایستادن، عقب دادن شانهها و با مخاطب خود با سر بالا گفتوگو کردن نشانه اعتماد به نفس، فرماندهی و احاطه شما بر موضوع مورد گفتوگو است، برعکس با سر پایین وبا چشمهای دوخته شده به پاهای خود صحبت کردن در جلسات کاری پیام متضادی را به مخاطب انتقال میدهد.
4️⃣ توسعه تخصص: کلارک میگوید، راه دیگر برای افزایش نفوذ در محل کار این است که در صنعت یا سازمان خود بهعنوان یک متخصص شناخته شوید. این توانمندی یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، اما شما میتوانید برای توسعه تخصص و مهارتهای حیاتی کسبوکار اقداماتی انجام دهید.
5️⃣ نقشه راه استراتژیک: هنگامیکه زمان قدرت نفوذتان برای ترویج ابتکار و ایده خاصی که بهوجود آوردهاید فرا میرسد باید یک فرد استراتژیست باشید. توجه داشته باشید که اینجا جنگ بازی موقعیت است، موقعیت چه کسی ممکن است بهوسیله برنامههای شما تهدید شود و چگونه میتوانید آنها را همسو و در راستای اهداف ویژهای که طراحی کردهاید به حرکت درآورید ؟
6️⃣ به مردم آنچه میخواهند ارائه دهید: شما میتوانید بهوسیله شرح صادقانه مساله بهعنوان یک مزیت برای افرادی که میخواهید در کنار شما باشند، نفوذ خود را روی یک مساله خاص افزایش دهید. نیازها، دیدگاهها و سلیقه هر ذینفع را در نظر بگیرید. مورگان میگوید کشف کنید، افراد نیاز به شنیدن چه چیزی دارند و چه چیزی توجه آنها را جلب میکند.
🗝مشاوران کسب و کار 🗝
https://t.me/joinchat/AAAAAECJ4stW2iUnRroN_Q
✍️ نیک مورگان
نویسنده کتاب نشانههای قدرت میگوید «به دست آوردن قدرت نفوذ بر دیگران در محل کار مدرن و امروزی بسیار دشوار است. وجود حجم بسیار بالای اطلاعات در دسترس همگان و سرعت زندگی دیجیتالی (منجر به کوتاهی فاصلهها) شده است. با این حال فشار موجود در محل کسبوکار برای گرفتن نتیجه، اهمیت داشتن توانایی نفوذ بر دیگران را دو چندان میکند
1️⃣ ایجاد ارتباطات: کلارک میگوید در یک سطح اساسی یکی از دلایلی که مردم برای شما کاری انجام میدهند یا ایده شما را پشتیبانی میکنند یا با بودجه مورد نظرتان موافقت میکنند این است که شما را دوست دارند. برای رسیدن به این نقطه شما نیاز دارید که یک ارتباط کاری خوب با همکارانتان برقرار کنید.
2️⃣ قبل از تلاش برای متقاعد کردن گوش دهید: بهترین راه برای اینکه همکاران از شما و موضوعات مورد نظرتان پشتیبانی کنند این است که آنها احساس کنند شما شنونده نظرات آنها هستید. پس از همکارانتان درخواست کنید که دیدگاهها و توصیهها خود را با شما در میان بگذارند.
3️⃣ مراقبت از زبان بدن: مورگان میگوید مردم بهطور مداوم در حال ارزیابی این هستند که آیا به شما اعتماد کنند یانه ؟ ما سخت تلاش میکنیم که تا جواب این سوال را پیدا کنیم که افراد دوست ما هستند یا مخالف ما ؟ زبان بدن شما در درستی شکل انتقال پیام مدنظر شما، نقش بسیار مهمی دارد. همان اندازه که درست ایستادن، عقب دادن شانهها و با مخاطب خود با سر بالا گفتوگو کردن نشانه اعتماد به نفس، فرماندهی و احاطه شما بر موضوع مورد گفتوگو است، برعکس با سر پایین وبا چشمهای دوخته شده به پاهای خود صحبت کردن در جلسات کاری پیام متضادی را به مخاطب انتقال میدهد.
4️⃣ توسعه تخصص: کلارک میگوید، راه دیگر برای افزایش نفوذ در محل کار این است که در صنعت یا سازمان خود بهعنوان یک متخصص شناخته شوید. این توانمندی یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، اما شما میتوانید برای توسعه تخصص و مهارتهای حیاتی کسبوکار اقداماتی انجام دهید.
5️⃣ نقشه راه استراتژیک: هنگامیکه زمان قدرت نفوذتان برای ترویج ابتکار و ایده خاصی که بهوجود آوردهاید فرا میرسد باید یک فرد استراتژیست باشید. توجه داشته باشید که اینجا جنگ بازی موقعیت است، موقعیت چه کسی ممکن است بهوسیله برنامههای شما تهدید شود و چگونه میتوانید آنها را همسو و در راستای اهداف ویژهای که طراحی کردهاید به حرکت درآورید ؟
6️⃣ به مردم آنچه میخواهند ارائه دهید: شما میتوانید بهوسیله شرح صادقانه مساله بهعنوان یک مزیت برای افرادی که میخواهید در کنار شما باشند، نفوذ خود را روی یک مساله خاص افزایش دهید. نیازها، دیدگاهها و سلیقه هر ذینفع را در نظر بگیرید. مورگان میگوید کشف کنید، افراد نیاز به شنیدن چه چیزی دارند و چه چیزی توجه آنها را جلب میکند.
🗝مشاوران کسب و کار 🗝
https://t.me/joinchat/AAAAAECJ4stW2iUnRroN_Q
Telegram
مشاوران کسب و کار
سعی میکنیم با اینکانال مطالب خوب /تحلیل ها / اینده پژوهی /استراتژی های توسعه کسب و کار
را به اشتراکبگذاریم.
را به اشتراکبگذاریم.
❤2
✳️ موارد آزاردهنده کارکنانتان را بشناسید!
✅ مدیریت یک کسبوکار موفق، قبل از هر چیز با شناخت نیازها و خواستههای کارکنان ارتباط دارد. علاوه بر آن، توجه به کارکنان و ایجاد روابط مؤثر با آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. شاید بدانید که بسیاری از کارفرماها دربارهی حقوق، تعطیلات و رشد کارکنان عدالت را رعایت نمیکنند، اما آیا میدانستید که بسیاری از همین کارفرماها حتی وقت کافی صرف نمیکنند تا اسم کارکنانشان را یاد بگیرند؟ یک نظرسنجی نشان داد کارکنان حتی بیشتر از حقوق ناعادلانه و احساس بیارزشی، از اینکه کارفرمایشان اسم آنها را نمیداند ناراحت هستند.
⭕️در اینجا به بررسی برخی از شایعترین مسائل و ناراحتیهایی که کارکنان در محل کار با آنها مواجه هستند میپردازیم:
۱. به مشکلات و اختلافات آنان رسیدگی نمیشود؛ بسیاری از کارکنان شکایت دارند که بخش منابع انسانی سازمان یا شرکتی که در آن کار میکنند، به مشکلات و اختلافات آنها بهخوبی رسیدگی نمیکند.
۲. کارمند کار میکند، مدیر برداشت میکند؛معمولا کارکنان ساعتها سخت کار میکنند و در عوض به اعتبار و خوشنامی کارفرما افزوده میشود. این برای کارکنان بسیار ناراحتکننده است
۳. رشد و پیشرفتی در کار وجود ندارد؛ یکی از مسائل مهم دیگری که کارکنان اغلب با آن مواجه میشوند، فقدان یک سیستم پشتیبانی جامع است که به آنها کمک کند در کارشان رشد کنند.
۴. کارفرما در آنها اشتیاقی ایجاد نمیکند؛ انگیزه و اشتیاق برای کار یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهرهوری کارکنان است؛ چیزی که متأسفانه در بسیاری از موارد اتفاق نمیافتد.
۵. از کارمندان بهقدر کافی قدردانی نمیشود؛ در یک کسبوکار در حال رشد، ارتباط بین کارفرما و کارکنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. عدم وجود یک ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، مشکلاتی را برای شرکت بهوجود خواهد آورد.
۶. به استراحت کارمندان توجه نمیشود.
۷. دستورات و وظایف کارمندان نامشخص است؛ اگر کارکنان ندانند دقیقا قرار است چه کاری انجام دهند، چگونه میتوانند از عهدهی وظایفشان برآیند؟
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مدیریت یک کسبوکار موفق، قبل از هر چیز با شناخت نیازها و خواستههای کارکنان ارتباط دارد. علاوه بر آن، توجه به کارکنان و ایجاد روابط مؤثر با آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. شاید بدانید که بسیاری از کارفرماها دربارهی حقوق، تعطیلات و رشد کارکنان عدالت را رعایت نمیکنند، اما آیا میدانستید که بسیاری از همین کارفرماها حتی وقت کافی صرف نمیکنند تا اسم کارکنانشان را یاد بگیرند؟ یک نظرسنجی نشان داد کارکنان حتی بیشتر از حقوق ناعادلانه و احساس بیارزشی، از اینکه کارفرمایشان اسم آنها را نمیداند ناراحت هستند.
⭕️در اینجا به بررسی برخی از شایعترین مسائل و ناراحتیهایی که کارکنان در محل کار با آنها مواجه هستند میپردازیم:
۱. به مشکلات و اختلافات آنان رسیدگی نمیشود؛ بسیاری از کارکنان شکایت دارند که بخش منابع انسانی سازمان یا شرکتی که در آن کار میکنند، به مشکلات و اختلافات آنها بهخوبی رسیدگی نمیکند.
۲. کارمند کار میکند، مدیر برداشت میکند؛معمولا کارکنان ساعتها سخت کار میکنند و در عوض به اعتبار و خوشنامی کارفرما افزوده میشود. این برای کارکنان بسیار ناراحتکننده است
۳. رشد و پیشرفتی در کار وجود ندارد؛ یکی از مسائل مهم دیگری که کارکنان اغلب با آن مواجه میشوند، فقدان یک سیستم پشتیبانی جامع است که به آنها کمک کند در کارشان رشد کنند.
۴. کارفرما در آنها اشتیاقی ایجاد نمیکند؛ انگیزه و اشتیاق برای کار یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهرهوری کارکنان است؛ چیزی که متأسفانه در بسیاری از موارد اتفاق نمیافتد.
۵. از کارمندان بهقدر کافی قدردانی نمیشود؛ در یک کسبوکار در حال رشد، ارتباط بین کارفرما و کارکنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. عدم وجود یک ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، مشکلاتی را برای شرکت بهوجود خواهد آورد.
۶. به استراحت کارمندان توجه نمیشود.
۷. دستورات و وظایف کارمندان نامشخص است؛ اگر کارکنان ندانند دقیقا قرار است چه کاری انجام دهند، چگونه میتوانند از عهدهی وظایفشان برآیند؟
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ۷ راهکار برای تقویت تیمهای موفق در کسبوکارهای نوپا
✅ موفقیت یک کسبوکار وابسته به تیمی است که با انگیزه و همراستا با اهداف سازمان، دست به اقدام میزند. کارآفرینان و فعالان اقتصادی میتوانند با چند گام ساده، اما موثر، تیمی منسجم و بهرهور بسازند.
1️⃣ تعیین هدفهای روشن و واقعی
هدفهای کوتاهمدت و بلندمدت خود را بهوضوح با تیم درمیان بگذارید. این شفافیت، انگیزه و تمرکز اعضا را افزایش میدهد و به آنها کمک میکند که بهخوبی درک کنند چگونه تلاششان در موفقیت کل شرکت مؤثر است.
2️⃣ ایجاد فضای امن برای خلاقیت و نوآوری
اعضای تیم باید حس کنند که میتوانند ایدههای خود را بدون ترس از قضاوت مطرح کنند. فضایی را فراهم کنید که در آن پیشنهادهای جدید استقبال شود و از شکستها برای یادگیری استفاده کنید.
3️⃣ تفویض اختیار هوشمندانه
به تیم خود اعتماد کنید و وظایف را بهدرستی واگذار کنید. این کار نهتنها انگیزه و اعتمادبهنفس افراد را بالا میبرد، بلکه به شما امکان میدهد تا بر اولویتهای کلان تمرکز کنید.
4️⃣ ارائه بازخورد سازنده و منظم
بازخورد مؤثر راهی عالی برای تقویت مهارتهای تیم است. تلاش کنید بازخوردهایتان هم سازنده و هم منصفانه باشد، و نکات مثبت کارها را نیز بازتاب دهید.
5️⃣ حمایت از توسعه مهارتهای فردی و گروهی
به رشد حرفهای اعضای تیم اهمیت دهید و دورهها یا کارگاههای آموزشی مرتبط را پیشنهاد کنید. این رویکرد به بهرهوری بیشتر تیم و افزایش روحیه کمک میکند.
6️⃣ برقراری ارتباط شفاف و مؤثر
شفافیت در ارتباطات به رفع ابهامها و کاهش سردرگمیها کمک میکند. از ابزارهای مناسب برای حفظ جریان اطلاعات و تقویت هماهنگی استفاده کنید.
7️⃣ ایجاد فرهنگ قدردانی و شناخت
از تلاشها و دستاوردهای تیم قدردانی کنید. این عمل بهظاهر ساده، حس تعلق و انگیزه را افزایش میدهد و اعضا را به ادامه تلاش و همکاری تشویق میکند.
🔺 با استفاده از این راهکارها، پایههای تیمی قدرتمندتر را بسازید و رشد پایدار کسبوکار خود را تقویت کنید.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ موفقیت یک کسبوکار وابسته به تیمی است که با انگیزه و همراستا با اهداف سازمان، دست به اقدام میزند. کارآفرینان و فعالان اقتصادی میتوانند با چند گام ساده، اما موثر، تیمی منسجم و بهرهور بسازند.
1️⃣ تعیین هدفهای روشن و واقعی
هدفهای کوتاهمدت و بلندمدت خود را بهوضوح با تیم درمیان بگذارید. این شفافیت، انگیزه و تمرکز اعضا را افزایش میدهد و به آنها کمک میکند که بهخوبی درک کنند چگونه تلاششان در موفقیت کل شرکت مؤثر است.
2️⃣ ایجاد فضای امن برای خلاقیت و نوآوری
اعضای تیم باید حس کنند که میتوانند ایدههای خود را بدون ترس از قضاوت مطرح کنند. فضایی را فراهم کنید که در آن پیشنهادهای جدید استقبال شود و از شکستها برای یادگیری استفاده کنید.
3️⃣ تفویض اختیار هوشمندانه
به تیم خود اعتماد کنید و وظایف را بهدرستی واگذار کنید. این کار نهتنها انگیزه و اعتمادبهنفس افراد را بالا میبرد، بلکه به شما امکان میدهد تا بر اولویتهای کلان تمرکز کنید.
4️⃣ ارائه بازخورد سازنده و منظم
بازخورد مؤثر راهی عالی برای تقویت مهارتهای تیم است. تلاش کنید بازخوردهایتان هم سازنده و هم منصفانه باشد، و نکات مثبت کارها را نیز بازتاب دهید.
5️⃣ حمایت از توسعه مهارتهای فردی و گروهی
به رشد حرفهای اعضای تیم اهمیت دهید و دورهها یا کارگاههای آموزشی مرتبط را پیشنهاد کنید. این رویکرد به بهرهوری بیشتر تیم و افزایش روحیه کمک میکند.
6️⃣ برقراری ارتباط شفاف و مؤثر
شفافیت در ارتباطات به رفع ابهامها و کاهش سردرگمیها کمک میکند. از ابزارهای مناسب برای حفظ جریان اطلاعات و تقویت هماهنگی استفاده کنید.
7️⃣ ایجاد فرهنگ قدردانی و شناخت
از تلاشها و دستاوردهای تیم قدردانی کنید. این عمل بهظاهر ساده، حس تعلق و انگیزه را افزایش میدهد و اعضا را به ادامه تلاش و همکاری تشویق میکند.
🔺 با استفاده از این راهکارها، پایههای تیمی قدرتمندتر را بسازید و رشد پایدار کسبوکار خود را تقویت کنید.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ چطور "فیل محل کار" را کوچک کنیم؟
✅ در هر سازمانی، گاهی موضوعاتی به وجود میآیند که هیچکس جرأت پرداختن به آنها را ندارد؛ انگار «فیل» بزرگی در اتاق نشسته و همه امیدوارند کسی پیدا شود که آن را رام کند.
■ این اختلافات خاموش، تنشها را بالا میبرند و روی بهرهوری تأثیر منفی میگذارند.
اما چطور میتوان به این مسائل حساس پرداخت؟
🔺راهکارهای کوچکسازی فیلهای سازمانی از زبان «جنیویو هاوکینز»، متخصص سلامت محیط کار:
1️⃣ وضوح و شفافیت:
آیا همه میدانند باید چه کاری انجام دهند و ارتباط کارشان با اهداف سازمان چیست؟
2️⃣ تأمین تواناییها:
آیا مهارتها و منابع به درستی توزیع شدهاند؟
3️⃣ تسهیل مشارکت و مربیگری:
آیا محیط کاری به قدری امن است که افراد از شکستها درس بگیرند و پرسشهای جدید مطرح کنند؟
4️⃣ پذیرش دیدگاههای متنوع:
وقتی دیدگاههای مختلف را بپذیریم و با کنجکاوی به آنها بنگریم، تفاوتها میتوانند به نقاط قوت تبدیل شوند.
5️⃣ ارتباط و امنیت روانی:
رهبران سازمان باید محیطی ایجاد کنند که افراد احساس تعلق و ارزشمندی کنند؛ این خود، کنجکاوی و همکاری را تقویت میکند.
📖 ایجاد درک مشترک و حمایت از روحیهی همدلی، به افراد کمک میکند تا "فیلهای سازمانی" را کوچک کرده و با تیمی متحد و بهرهور، به موفقیت دست یابند.
📌 منبع: Forbes
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در هر سازمانی، گاهی موضوعاتی به وجود میآیند که هیچکس جرأت پرداختن به آنها را ندارد؛ انگار «فیل» بزرگی در اتاق نشسته و همه امیدوارند کسی پیدا شود که آن را رام کند.
■ این اختلافات خاموش، تنشها را بالا میبرند و روی بهرهوری تأثیر منفی میگذارند.
اما چطور میتوان به این مسائل حساس پرداخت؟
🔺راهکارهای کوچکسازی فیلهای سازمانی از زبان «جنیویو هاوکینز»، متخصص سلامت محیط کار:
1️⃣ وضوح و شفافیت:
آیا همه میدانند باید چه کاری انجام دهند و ارتباط کارشان با اهداف سازمان چیست؟
2️⃣ تأمین تواناییها:
آیا مهارتها و منابع به درستی توزیع شدهاند؟
3️⃣ تسهیل مشارکت و مربیگری:
آیا محیط کاری به قدری امن است که افراد از شکستها درس بگیرند و پرسشهای جدید مطرح کنند؟
4️⃣ پذیرش دیدگاههای متنوع:
وقتی دیدگاههای مختلف را بپذیریم و با کنجکاوی به آنها بنگریم، تفاوتها میتوانند به نقاط قوت تبدیل شوند.
5️⃣ ارتباط و امنیت روانی:
رهبران سازمان باید محیطی ایجاد کنند که افراد احساس تعلق و ارزشمندی کنند؛ این خود، کنجکاوی و همکاری را تقویت میکند.
📖 ایجاد درک مشترک و حمایت از روحیهی همدلی، به افراد کمک میکند تا "فیلهای سازمانی" را کوچک کرده و با تیمی متحد و بهرهور، به موفقیت دست یابند.
📌 منبع: Forbes
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ چرا مدیران و رهبران سازمان ها همواره باید در جستجوی آموزش و یادگیری باشند ؟
۱. تغییرات سریع محیط کسبوکار: با پیشرفت فناوری و تغییرات بازار، مدیران باید بهروز باشند. مثلاً، مدیرانی که از ابزارهای دیجیتال و تحلیل دادهها استفاده نمیکنند، ممکن است در رقابت عقب بمانند.
۲. بهبود مهارتهای رهبری: آموزش مداوم به مدیران کمک میکند تا مهارتهای رهبری خود را تقویت کنند. مثلاً، یک مدیر با یادگیری تکنیکهای جدید مدیریت تیم میتواند انگیزه و بهرهوری کارکنان را افزایش دهد.
۳. مدیریت بحران: در شرایط بحرانی، دانش و مهارتهای جدید میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند. برای مثال، مدیرانی که در زمینه مدیریت بحران آموزش دیدهاند، میتوانند سریعتر و مؤثرتر واکنش نشان دهند.
۴. ایجاد فرهنگ یادگیری: وقتی مدیران خود را متعهد به یادگیری مداوم نشان دهند، این فرهنگ را در سازمان ترویج میدهند و کارکنان نیز تشویق به یادگیری خواهند شد.
۵. رقابتپذیری: سازمانهایی که مدیران آنها به روز هستند، معمولاً عملکرد بهتری دارند. مثلاً شرکتهایی مانند گوگل و آمازون همواره بر روی آموزش مداوم کارکنان خود سرمایهگذاری میکنند.
۶. رهبری تحولگرا: مدیران باید به جای مدیریت سنتی، رهبری تحولگرا را در پیش بگیرند. مثلاً، «استیو جابز» با ایجاد فرهنگ نوآوری در اپل، نه تنها محصولات جدیدی معرفی کرد بلکه یک برند قدرتمند ساخت.
۷. تفکر استراتژیک: مدیران باید توانایی پیشبینی روندهای آینده را داشته باشند. مثلاً، «جف بزوس» با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و گسترش آمازون به سمت خدمات ابری، آینده شرکت را تضمین کرد.
۸. توسعه مهارتهای نرم: مهارتهای ارتباطی و همدلی برای ایجاد تیمهای مؤثر ضروری است. مثلاً، «شریل سندبرگ» در فیسبوک با ترویج فرهنگ بازخورد مثبت و ارتباطات مؤثر، تیم خود را تقویت کرد.
۹. نوآوری مستمر: تشویق به نوآوری در سازمان میتواند منجر به رشد پایدار شود. مثلاً، «گوگل» با برنامه 20 درصد زمان آزاد برای کارمندانش، ایدههای خلاقانهای مانند «جیمیل» را پرورش داد.
۱۰. تحلیل دادهها: استفاده از دادهها برای تصمیمگیری هوشمندانهتر بسیار مهم است. مثلاً، شرکت «نتفلیکس» با تحلیل رفتار کاربران خود توانست محتوای مناسب را تولید کند و سهم بازار خود را افزایش دهد.
🔺در نهایت، عدم توجه به یادگیری مداوم میتواند منجر به stagnation (ایستایی) در عملکرد سازمان شود و فرصتهای رشد را از بین ببرد..
🔰 بیایید همه باهم عاشق و تشنه یاد گرفتن باشیم.
📘چه بخواهیم، یا نخواهیم زندگی شتابان می گذرد. بیایید در این دنیای به شدت پرتحول از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
🔰بیایید در این روزگار پر تحول و متغیر، مجراها و روزنه های مختلفی که در محیط پیرامونی مان برای یادگیری و آموزش ما گشوده شده است را نبندیم. با بستن پنجره های مختلف یادگیری، در حقیقت خودمان را از قافله یادگیری و آموزش و تمرین تفکر محروم می کنیم....
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته و ایستا نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد، باید فکر و اندیشه و مهارت آموختن را در خود ارتقاء بدیم.
📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسان های موفق و کارآفرینان فوق موفق است.
بازنشرازکانال مدیران شایسته (بااندکی تغییر)
https://t.me/ExecutiveManagement
۱. تغییرات سریع محیط کسبوکار: با پیشرفت فناوری و تغییرات بازار، مدیران باید بهروز باشند. مثلاً، مدیرانی که از ابزارهای دیجیتال و تحلیل دادهها استفاده نمیکنند، ممکن است در رقابت عقب بمانند.
۲. بهبود مهارتهای رهبری: آموزش مداوم به مدیران کمک میکند تا مهارتهای رهبری خود را تقویت کنند. مثلاً، یک مدیر با یادگیری تکنیکهای جدید مدیریت تیم میتواند انگیزه و بهرهوری کارکنان را افزایش دهد.
۳. مدیریت بحران: در شرایط بحرانی، دانش و مهارتهای جدید میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند. برای مثال، مدیرانی که در زمینه مدیریت بحران آموزش دیدهاند، میتوانند سریعتر و مؤثرتر واکنش نشان دهند.
۴. ایجاد فرهنگ یادگیری: وقتی مدیران خود را متعهد به یادگیری مداوم نشان دهند، این فرهنگ را در سازمان ترویج میدهند و کارکنان نیز تشویق به یادگیری خواهند شد.
۵. رقابتپذیری: سازمانهایی که مدیران آنها به روز هستند، معمولاً عملکرد بهتری دارند. مثلاً شرکتهایی مانند گوگل و آمازون همواره بر روی آموزش مداوم کارکنان خود سرمایهگذاری میکنند.
۶. رهبری تحولگرا: مدیران باید به جای مدیریت سنتی، رهبری تحولگرا را در پیش بگیرند. مثلاً، «استیو جابز» با ایجاد فرهنگ نوآوری در اپل، نه تنها محصولات جدیدی معرفی کرد بلکه یک برند قدرتمند ساخت.
۷. تفکر استراتژیک: مدیران باید توانایی پیشبینی روندهای آینده را داشته باشند. مثلاً، «جف بزوس» با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و گسترش آمازون به سمت خدمات ابری، آینده شرکت را تضمین کرد.
۸. توسعه مهارتهای نرم: مهارتهای ارتباطی و همدلی برای ایجاد تیمهای مؤثر ضروری است. مثلاً، «شریل سندبرگ» در فیسبوک با ترویج فرهنگ بازخورد مثبت و ارتباطات مؤثر، تیم خود را تقویت کرد.
۹. نوآوری مستمر: تشویق به نوآوری در سازمان میتواند منجر به رشد پایدار شود. مثلاً، «گوگل» با برنامه 20 درصد زمان آزاد برای کارمندانش، ایدههای خلاقانهای مانند «جیمیل» را پرورش داد.
۱۰. تحلیل دادهها: استفاده از دادهها برای تصمیمگیری هوشمندانهتر بسیار مهم است. مثلاً، شرکت «نتفلیکس» با تحلیل رفتار کاربران خود توانست محتوای مناسب را تولید کند و سهم بازار خود را افزایش دهد.
🔺در نهایت، عدم توجه به یادگیری مداوم میتواند منجر به stagnation (ایستایی) در عملکرد سازمان شود و فرصتهای رشد را از بین ببرد..
🔰 بیایید همه باهم عاشق و تشنه یاد گرفتن باشیم.
📘چه بخواهیم، یا نخواهیم زندگی شتابان می گذرد. بیایید در این دنیای به شدت پرتحول از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
🔰بیایید در این روزگار پر تحول و متغیر، مجراها و روزنه های مختلفی که در محیط پیرامونی مان برای یادگیری و آموزش ما گشوده شده است را نبندیم. با بستن پنجره های مختلف یادگیری، در حقیقت خودمان را از قافله یادگیری و آموزش و تمرین تفکر محروم می کنیم....
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته و ایستا نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد، باید فکر و اندیشه و مهارت آموختن را در خود ارتقاء بدیم.
📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسان های موفق و کارآفرینان فوق موفق است.
بازنشرازکانال مدیران شایسته (بااندکی تغییر)
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ عجیب اما واقعی!
✅ سرمایهگذاری بازاریابها در «شبکههای اجتماعی» به کمترین سطح در ۷ سال اخیر رسیده است
🔹نتایج نظرسنجی CMO که در بهار ۲۰۲۴ از ۲۹۲ مدیر بازاریابی در ایالات متحده انجام شده، نشان میدهد سرمایهگذاری در شبکههای اجتماعی از ۱۷درصد در بهار ۲۰۲۳ به ۱۱درصد در بهار ۲۰۲۴ کاهش یافته است - پایینترین سطح در هفت سال گذشته است.
🔺چرا هزینه در شبکههای اجتماعی در حال کاهش است؟
۱- شبکههای اجتماعی شلوغ و پرازدحام شدهاند
۲- مصرفکنندگان از حجم زیاد محتوا خسته شدهاند
۳- شبکههای اجتماعی نتایج مورد نظر را به همراه نداشتهاند
۴- تعیین سهم شبکههای اجتماعی در فروش محصولات دشوار است
۵- ممکن است شبکههای اجتماعی با استراتژیهای بازاریابی هماهنگ نباشند
۶- پلتفرمهای خردهفروشی با شبکههای اجتماعی رقابت میکنند
۷- پیشبینیهای هزینه در شبکههای اجتماعی با واقعیت مطابقت ندارد/دنیای اقتصاد
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ سرمایهگذاری بازاریابها در «شبکههای اجتماعی» به کمترین سطح در ۷ سال اخیر رسیده است
🔹نتایج نظرسنجی CMO که در بهار ۲۰۲۴ از ۲۹۲ مدیر بازاریابی در ایالات متحده انجام شده، نشان میدهد سرمایهگذاری در شبکههای اجتماعی از ۱۷درصد در بهار ۲۰۲۳ به ۱۱درصد در بهار ۲۰۲۴ کاهش یافته است - پایینترین سطح در هفت سال گذشته است.
🔺چرا هزینه در شبکههای اجتماعی در حال کاهش است؟
۱- شبکههای اجتماعی شلوغ و پرازدحام شدهاند
۲- مصرفکنندگان از حجم زیاد محتوا خسته شدهاند
۳- شبکههای اجتماعی نتایج مورد نظر را به همراه نداشتهاند
۴- تعیین سهم شبکههای اجتماعی در فروش محصولات دشوار است
۵- ممکن است شبکههای اجتماعی با استراتژیهای بازاریابی هماهنگ نباشند
۶- پلتفرمهای خردهفروشی با شبکههای اجتماعی رقابت میکنند
۷- پیشبینیهای هزینه در شبکههای اجتماعی با واقعیت مطابقت ندارد/دنیای اقتصاد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ فیل سفید
✅ نوع کمیابی از فیلها وجود دارند که رنگ آنها قرمز - قهوهای است و وقتی پوست آنها خیس باشد رنگ پوست، صورتی روشن خواهد بود. در زمانهای دور در جنوب شرق آسیا، به این نوع فیلها، فیل سفید میگفتند و آن را مقدس میشمردند و بر اساس قانون، کشتن فیل سفید یا کار کشیدن از آن ممنوع بود و این رسم هنوز در کشورهای برمه و تایلند وجود دارد.
□در آن زمانها، فیل سفید را سمبل قدرت و عدالت میدانستند و پادشاهان تلاش میکردند که از این فیلها پیدا کنند و از آنها مراقبت کنند و با هدف بزرگ نشان دادن خود، معمولاً به عنوان تحفه به حاکمان و پادشاهان دیگر کشورها هدیه میدادند. با توجه به نادر بودن فیل سفید، نگهداری و مراقبت از آنها به شکل ویژه و با صرف هزینههای زیادی انجام میشد.
●کسی که فیل سفید را به عنوان هدیه دریافت میکرد از یک سو برایش خوب بود که از پادشاه تحفهای مقدس و با برکت دریافت کرده است و جزو افتخارتش محسوب میشد و از سوی دیگر بد بود چون باید هزینههای زیادی صرف نگهداری آن میکرد و مجبور بود این هزینهها را تا زمانی که فیل زنده بود خرج کند در حالی که هیچ استفاده دیگری هم نداشت.
○در مدیریت و کسب و کار، فیل سفید استعارهای برای کار، اقدام، سرمایهگذاری یا پروژهای است که به خاطر هزینههای زیاد برای بهرهبرداری و نگهداری غیرسودآور است و به احتمال زیاد غیرسودآور باقی خواهد ماند اما به دلایل مختلف، از جمله به خاطر هزینههای زیادی که صرف آن شده است، کنار گذاشته نمیشود.
■چند فیل سفید در جامعه، سازمان یا شرکتی که کار میکنید یا در زندگی شخصی و خانوادگی خود میشناسید؟
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نوع کمیابی از فیلها وجود دارند که رنگ آنها قرمز - قهوهای است و وقتی پوست آنها خیس باشد رنگ پوست، صورتی روشن خواهد بود. در زمانهای دور در جنوب شرق آسیا، به این نوع فیلها، فیل سفید میگفتند و آن را مقدس میشمردند و بر اساس قانون، کشتن فیل سفید یا کار کشیدن از آن ممنوع بود و این رسم هنوز در کشورهای برمه و تایلند وجود دارد.
□در آن زمانها، فیل سفید را سمبل قدرت و عدالت میدانستند و پادشاهان تلاش میکردند که از این فیلها پیدا کنند و از آنها مراقبت کنند و با هدف بزرگ نشان دادن خود، معمولاً به عنوان تحفه به حاکمان و پادشاهان دیگر کشورها هدیه میدادند. با توجه به نادر بودن فیل سفید، نگهداری و مراقبت از آنها به شکل ویژه و با صرف هزینههای زیادی انجام میشد.
●کسی که فیل سفید را به عنوان هدیه دریافت میکرد از یک سو برایش خوب بود که از پادشاه تحفهای مقدس و با برکت دریافت کرده است و جزو افتخارتش محسوب میشد و از سوی دیگر بد بود چون باید هزینههای زیادی صرف نگهداری آن میکرد و مجبور بود این هزینهها را تا زمانی که فیل زنده بود خرج کند در حالی که هیچ استفاده دیگری هم نداشت.
○در مدیریت و کسب و کار، فیل سفید استعارهای برای کار، اقدام، سرمایهگذاری یا پروژهای است که به خاطر هزینههای زیاد برای بهرهبرداری و نگهداری غیرسودآور است و به احتمال زیاد غیرسودآور باقی خواهد ماند اما به دلایل مختلف، از جمله به خاطر هزینههای زیادی که صرف آن شده است، کنار گذاشته نمیشود.
■چند فیل سفید در جامعه، سازمان یا شرکتی که کار میکنید یا در زندگی شخصی و خانوادگی خود میشناسید؟
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنان دکتر رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت در خصوص آینده جمعیت کشور
✳️ چارچوب و برنامه اقتصادی کشور بر اساس کدام اصول و قواعد علم اقتصاد است ؟
✍️ موسی غنینژاد/ اقتصاددان و عضو شورای سیاستگذاری هفتهنامه تجارتفردا
✅ نهادگرایی را باید به نهادگرایی قدیم و جدید تفکیک کرد. نهادگرایی قدیم که به اوایل قرن بیستم برمیگردد اساساً در چهارچوب جریان اصلی علم اقتصاد قرار نداشت اما نهادگرایان جدید دقیقاً جریان اصلی علم اقتصاد را نمایندگی میکنند و اعتقادشان بر این است که فرضیهها و تئوریهای اقتصاد نئوکلاسیک یا همان اقتصاد جریان اصلی، درست است اما کمبودهایی دارد که ناشی از عدم توجه کافی به نهادها (Institution) است. بنابراین تفاوت عمده نهادگراهای جدید که نوبلیستهای 2024 اقتصاد جزو آنها محسوب میشوند، در این است که در چهارچوب علم اقتصاد مدرن حرف میزنند. این نکتهای است که نهادگراهای وطنی ما فراموش کرده و فکر میکنند که نهادگراهای جدید جریانی متفاوت از علم اقتصاد متعارف هستند؛ در حالی که اینگونه نیست و این اقتصاددانان در چهارچوب جریان اصلی علم اقتصاد کار میکنند اما تاکید بیشتری روی نهادها و کارکرد آنها دارند.
■ در علم اقتصاد، کلاً به چهارچوب یا قواعد بازی اقتصادی «نهاد» گفته میشود. البته این چهارچوب یا قواعد بازی هم به دو دسته نهادهای رسمی و نهادهای غیررسمی تقسیم میشود که حتی شاید نهادهای غیررسمی نقش مهمتر و پررنگتری داشته باشند. منظور از نهادهای رسمی، چهارچوب حقوقی روشن و شفافی است که در همه جوامع وجود دارد و در آن چهارچوب عمل میشود. نهادهای غیررسمی اما نهادهایی هستند که به صورت قانونی و حقوقی تعریف نشده اما عملاً در جامعه به خاطر عرف و فرهنگ، بازی در آن چهارچوب صورت میگیرد. آنچه در کشور ما به عنوان نهادگرایی تعریف و مطرح شده، کمترین ارتباطی به این اصول و قواعد تعریف شده ندارد؛ بلکه یکسری ایدههای مندرآوردیِ التقاطی با اندیشههای چپ سوسیالیستی مارکسیستی مطرح شده که به آن نهادگرایی میگویند و مطرحکنندگان این ایدهها و مدعیان نهادگرایی هم دستاوردهای علم اقتصاد جدید را اصلاً قبول ندارند و مباحث دیگری مطرح میکنند.
■ در نوشتههای نهادگراهای داخلی یک ارجاع درست و دقیق آثار و یافتههای نهادگرایی در دنیا نمیبینید. چون بخش بزرگی از آنچه در داخل به عنوان نهادگرایی مطرح میشود ملهم از ایدههای مندرآوردی است و اگر در گفتههایشان هم ارجاع میدهند، نمیگویند که در کدام مقاله و کتاب چنین گزارهای آمده و نهایتاً میگویند فلان اقتصاددان نهادگرا، که چهره شاخصی است، هم برای مثال گفته است که بازار را نمیتوان به حال خودش رها کرد و بازار باید در یک چهارچوب باشد و منظورشان هم چهارچوبی است که دولت یا سیاستمدارها تعیین میکنند. یعنی حرفهایی میزنند که اساساً هیچ ربطی به نهادگرایی ندارد. هنر نهادگرایی ایرانی در اسمش خلاصه شده وگرنه کمترین ارتباط را با مکتب نهادگرایی رایج در دنیا دارد.
گروهی از آنها ایدهای تحت عنوان «راه نهادگرایی» جا انداختند و برخی از جدیدها و متاخرهای آنها هم که لازم نیست اسمشان را بیاوریم، مدعی شدند آنچه میگویند اصلاً در کتابهای درسی و علمی نیست. یعنی خودشان یک اقتصاد جدید اختراع کردهاند.
■ سالها قبل گفتم که نهادگراها در ایران همان چپهای سابق هستند با لباس جدید، اما امروز میگویم وضع از آن هم بدتر است. امروز افرادی از نهادها حرف میزنند که حتی چپ هم نیستند و بهطور کل ایدههای مندرآوردی دارند و مثلاً میگویند تورم ربطی به نقدینگی ندارد. از طرفی هم یاد گرفتهاند که با ابزار جدید مقداری از داده استفاده کنند در حالی که اساساً نمیدانند داده چیست و آمار را با هم قاطی میکنند و نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی را نشان میدهند و نتیجه میگیرند که در اقتصاد ایران نقدینگی کم است. یعنی مغالطه میکنند و اگرچه روشن کردن این مغالطه برای افکار عمومی کار آسانی است اما خودشان را نمیتوان از اشتباه درآورد.
■ البته اینها افرادی هستند که در حوزه علم اقتصاد نباید آنها را جدی گرفت، چون برای پست و مقام این حرفها را میزنند و چون مغالطههایشان خوشایند سیاستمداران است، در کارشان موفق هم میشوند. تعدادی از آنها در دولت سیزدهم پست و مقام گرفتند و در دولت آقای پزشکیان هم تغییر نکردند و جابهجا نشدند. با همین مغالطهها و حرفهایی که راجع به نهادها و اقتصاد جدید زدند که هیچ جایگاهی در علم اقتصاد ندارد، پستهایی گرفتند که شایستگی و دانش آن را ندارند.
✍️ موسی غنینژاد/ اقتصاددان و عضو شورای سیاستگذاری هفتهنامه تجارتفردا
✅ نهادگرایی را باید به نهادگرایی قدیم و جدید تفکیک کرد. نهادگرایی قدیم که به اوایل قرن بیستم برمیگردد اساساً در چهارچوب جریان اصلی علم اقتصاد قرار نداشت اما نهادگرایان جدید دقیقاً جریان اصلی علم اقتصاد را نمایندگی میکنند و اعتقادشان بر این است که فرضیهها و تئوریهای اقتصاد نئوکلاسیک یا همان اقتصاد جریان اصلی، درست است اما کمبودهایی دارد که ناشی از عدم توجه کافی به نهادها (Institution) است. بنابراین تفاوت عمده نهادگراهای جدید که نوبلیستهای 2024 اقتصاد جزو آنها محسوب میشوند، در این است که در چهارچوب علم اقتصاد مدرن حرف میزنند. این نکتهای است که نهادگراهای وطنی ما فراموش کرده و فکر میکنند که نهادگراهای جدید جریانی متفاوت از علم اقتصاد متعارف هستند؛ در حالی که اینگونه نیست و این اقتصاددانان در چهارچوب جریان اصلی علم اقتصاد کار میکنند اما تاکید بیشتری روی نهادها و کارکرد آنها دارند.
■ در علم اقتصاد، کلاً به چهارچوب یا قواعد بازی اقتصادی «نهاد» گفته میشود. البته این چهارچوب یا قواعد بازی هم به دو دسته نهادهای رسمی و نهادهای غیررسمی تقسیم میشود که حتی شاید نهادهای غیررسمی نقش مهمتر و پررنگتری داشته باشند. منظور از نهادهای رسمی، چهارچوب حقوقی روشن و شفافی است که در همه جوامع وجود دارد و در آن چهارچوب عمل میشود. نهادهای غیررسمی اما نهادهایی هستند که به صورت قانونی و حقوقی تعریف نشده اما عملاً در جامعه به خاطر عرف و فرهنگ، بازی در آن چهارچوب صورت میگیرد. آنچه در کشور ما به عنوان نهادگرایی تعریف و مطرح شده، کمترین ارتباطی به این اصول و قواعد تعریف شده ندارد؛ بلکه یکسری ایدههای مندرآوردیِ التقاطی با اندیشههای چپ سوسیالیستی مارکسیستی مطرح شده که به آن نهادگرایی میگویند و مطرحکنندگان این ایدهها و مدعیان نهادگرایی هم دستاوردهای علم اقتصاد جدید را اصلاً قبول ندارند و مباحث دیگری مطرح میکنند.
■ در نوشتههای نهادگراهای داخلی یک ارجاع درست و دقیق آثار و یافتههای نهادگرایی در دنیا نمیبینید. چون بخش بزرگی از آنچه در داخل به عنوان نهادگرایی مطرح میشود ملهم از ایدههای مندرآوردی است و اگر در گفتههایشان هم ارجاع میدهند، نمیگویند که در کدام مقاله و کتاب چنین گزارهای آمده و نهایتاً میگویند فلان اقتصاددان نهادگرا، که چهره شاخصی است، هم برای مثال گفته است که بازار را نمیتوان به حال خودش رها کرد و بازار باید در یک چهارچوب باشد و منظورشان هم چهارچوبی است که دولت یا سیاستمدارها تعیین میکنند. یعنی حرفهایی میزنند که اساساً هیچ ربطی به نهادگرایی ندارد. هنر نهادگرایی ایرانی در اسمش خلاصه شده وگرنه کمترین ارتباط را با مکتب نهادگرایی رایج در دنیا دارد.
گروهی از آنها ایدهای تحت عنوان «راه نهادگرایی» جا انداختند و برخی از جدیدها و متاخرهای آنها هم که لازم نیست اسمشان را بیاوریم، مدعی شدند آنچه میگویند اصلاً در کتابهای درسی و علمی نیست. یعنی خودشان یک اقتصاد جدید اختراع کردهاند.
■ سالها قبل گفتم که نهادگراها در ایران همان چپهای سابق هستند با لباس جدید، اما امروز میگویم وضع از آن هم بدتر است. امروز افرادی از نهادها حرف میزنند که حتی چپ هم نیستند و بهطور کل ایدههای مندرآوردی دارند و مثلاً میگویند تورم ربطی به نقدینگی ندارد. از طرفی هم یاد گرفتهاند که با ابزار جدید مقداری از داده استفاده کنند در حالی که اساساً نمیدانند داده چیست و آمار را با هم قاطی میکنند و نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی را نشان میدهند و نتیجه میگیرند که در اقتصاد ایران نقدینگی کم است. یعنی مغالطه میکنند و اگرچه روشن کردن این مغالطه برای افکار عمومی کار آسانی است اما خودشان را نمیتوان از اشتباه درآورد.
■ البته اینها افرادی هستند که در حوزه علم اقتصاد نباید آنها را جدی گرفت، چون برای پست و مقام این حرفها را میزنند و چون مغالطههایشان خوشایند سیاستمداران است، در کارشان موفق هم میشوند. تعدادی از آنها در دولت سیزدهم پست و مقام گرفتند و در دولت آقای پزشکیان هم تغییر نکردند و جابهجا نشدند. با همین مغالطهها و حرفهایی که راجع به نهادها و اقتصاد جدید زدند که هیچ جایگاهی در علم اقتصاد ندارد، پستهایی گرفتند که شایستگی و دانش آن را ندارند.
✳️ اقتصاد رفتاری چگونه شکل گرفت؟
✅ اقتصاد سنتی بر پایه انتخاب عقلانی بنا شده است. در واقع زمانی که مردم به خرید میروند و با گزینههای گوناگونی روبرو میشوند، با توجه به جنبههای قیمت و مزایا، کالایی را انتخاب میکنند که از خرید آن بیشترین نفع را ببرند. ولی رفتار انسانها در هنگام خرید، انتخاب عقلانی را زیر سوال میبرد. در واقعیت مشتریها خریدهایشان را برحسب مد روز و احساساتشان انجام میدهند؛ بنابراین همیشه خریدهای مشتریان به نفعشان نیست.
در واقع رفتار انسان با تفکر عقلانی، شباهتی با رفتار انسان در تفکر احساسی ندارد و خلاف جهت هم رفتار میکنند. این موضوع ریچارد تیلر پدر علم اقتصاد رفتاری را کنجکاو کرد تا درباره موضوع جدیدی به نام اقتصاد رفتاری تحقیق کند.
تا قبل از ورود ریچارد تالر به دنیای اقتصاد رفتاری و ارائه نظریه، شناخت رفتار انسانها مبتنی بر مدلها و فرضیات محاسباتی بود. به این صورت که انسانها تنها با کمک گرفتن از قدرت عقل و منطق و نادیده گرفتن احساساتشان در مسائل اقتصادی برخورد میکردند.
ریچارد تالر با این دیدگاه مخالف بود و باور نداشت یک انسان بتواند صد درصد عقلانی در مسائل اقتصادی رفتار کند. تالر باور داشت که موضوعات و عوامل گوناگونی وجود دارند که میتواند روی تصمیمات افراد اثر بگذارند. بنابراین ریچارد تیلر با ارائه نظریه اقتصاد رفتاری به اثبات این موضوع پرداخت.
🔺هدف اقتصاد رفتاری چیست؟
هدف اقتصاد رفتاری این است که به حوزههای مختلف کسب و کار، اقتصاد دانها و سازمانها کمک کند تا متوجه شوند، چرا مشتریان موارد مشخصی را میخرند که به نظر میآید در تضاد با تفکر منطقی است. صاحبان کسب و کار و افرادی که در حوزه بازاریابی فعالیت میکنند، زمانی که اقتصاد رفتاری را درک کنند میتوانند با استفاده از قدرتی که از این علم کسب کردهاند بصورت مثبت روی تصمیم گیری خرید مشتری تاثیر بگذارند.
به همین دلیل است که سیاستگذاران از اقتصاد رفتاری استفاده میکنند تا مشتریان را بدون اجبار، راهنمایی و تشویق میکنند تا خریدی که به نفع سیاست گذاران است انجام دهند.
▪ناکارآمدی بازار در اقتصاد رفتاری
در ناکارآمدی بازار به مطالعه درباره سوگیری انتخاب و قیمت گذاری نامناسب اشاره میشود که باعث بوجود آمدن تصمیمگیری های غیر عقلانی میشود. برای مثال تصور کنید یک شرکت تولید کننده کفش، کفشی جدید طراحی کرده و قصد دارد به بازار عرضه کند. قبل از عرضه به بازار نیاز است تا قیمت نهایی آن را تعیین کند. بنابراین شرکت برای کسب سود بالا تصمیم میگیرد قیمتی را انتخاب کند که بعد از تخفیف به قیمت مورد نظر نزدیک باشد.
مثلا ارزش واقعی کفش ۲۵۰ دلار و بهای تمام شده آن حدود ۱۰۰ دلار میباشد. ولی شرکت با قیمت ۵۰۰ دلار به بازار عرضه میکند و برای افزایش فروش تخفیف ۵۰ درصدی اعمال میکند. تخفیف ۵۰ درصدی باعث بوجود آمدن احساس مثبت در ذهن خریدار میشود و حس میکند اگر از این فرصت استفاده نکند دچار باخت و زیان میشود. بنابراین کفش را با قیمت ۲۵۰ دلار میخرد و شرکت ۱۵۰ دلار سود دریافت میکند.
ادامه مطلب؛
https://businessuni.net/effects-of-behavioral-economics/
كانال برنامه ریزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اقتصاد سنتی بر پایه انتخاب عقلانی بنا شده است. در واقع زمانی که مردم به خرید میروند و با گزینههای گوناگونی روبرو میشوند، با توجه به جنبههای قیمت و مزایا، کالایی را انتخاب میکنند که از خرید آن بیشترین نفع را ببرند. ولی رفتار انسانها در هنگام خرید، انتخاب عقلانی را زیر سوال میبرد. در واقعیت مشتریها خریدهایشان را برحسب مد روز و احساساتشان انجام میدهند؛ بنابراین همیشه خریدهای مشتریان به نفعشان نیست.
در واقع رفتار انسان با تفکر عقلانی، شباهتی با رفتار انسان در تفکر احساسی ندارد و خلاف جهت هم رفتار میکنند. این موضوع ریچارد تیلر پدر علم اقتصاد رفتاری را کنجکاو کرد تا درباره موضوع جدیدی به نام اقتصاد رفتاری تحقیق کند.
تا قبل از ورود ریچارد تالر به دنیای اقتصاد رفتاری و ارائه نظریه، شناخت رفتار انسانها مبتنی بر مدلها و فرضیات محاسباتی بود. به این صورت که انسانها تنها با کمک گرفتن از قدرت عقل و منطق و نادیده گرفتن احساساتشان در مسائل اقتصادی برخورد میکردند.
ریچارد تالر با این دیدگاه مخالف بود و باور نداشت یک انسان بتواند صد درصد عقلانی در مسائل اقتصادی رفتار کند. تالر باور داشت که موضوعات و عوامل گوناگونی وجود دارند که میتواند روی تصمیمات افراد اثر بگذارند. بنابراین ریچارد تیلر با ارائه نظریه اقتصاد رفتاری به اثبات این موضوع پرداخت.
🔺هدف اقتصاد رفتاری چیست؟
هدف اقتصاد رفتاری این است که به حوزههای مختلف کسب و کار، اقتصاد دانها و سازمانها کمک کند تا متوجه شوند، چرا مشتریان موارد مشخصی را میخرند که به نظر میآید در تضاد با تفکر منطقی است. صاحبان کسب و کار و افرادی که در حوزه بازاریابی فعالیت میکنند، زمانی که اقتصاد رفتاری را درک کنند میتوانند با استفاده از قدرتی که از این علم کسب کردهاند بصورت مثبت روی تصمیم گیری خرید مشتری تاثیر بگذارند.
به همین دلیل است که سیاستگذاران از اقتصاد رفتاری استفاده میکنند تا مشتریان را بدون اجبار، راهنمایی و تشویق میکنند تا خریدی که به نفع سیاست گذاران است انجام دهند.
▪ناکارآمدی بازار در اقتصاد رفتاری
در ناکارآمدی بازار به مطالعه درباره سوگیری انتخاب و قیمت گذاری نامناسب اشاره میشود که باعث بوجود آمدن تصمیمگیری های غیر عقلانی میشود. برای مثال تصور کنید یک شرکت تولید کننده کفش، کفشی جدید طراحی کرده و قصد دارد به بازار عرضه کند. قبل از عرضه به بازار نیاز است تا قیمت نهایی آن را تعیین کند. بنابراین شرکت برای کسب سود بالا تصمیم میگیرد قیمتی را انتخاب کند که بعد از تخفیف به قیمت مورد نظر نزدیک باشد.
مثلا ارزش واقعی کفش ۲۵۰ دلار و بهای تمام شده آن حدود ۱۰۰ دلار میباشد. ولی شرکت با قیمت ۵۰۰ دلار به بازار عرضه میکند و برای افزایش فروش تخفیف ۵۰ درصدی اعمال میکند. تخفیف ۵۰ درصدی باعث بوجود آمدن احساس مثبت در ذهن خریدار میشود و حس میکند اگر از این فرصت استفاده نکند دچار باخت و زیان میشود. بنابراین کفش را با قیمت ۲۵۰ دلار میخرد و شرکت ۱۵۰ دلار سود دریافت میکند.
ادامه مطلب؛
https://businessuni.net/effects-of-behavioral-economics/
كانال برنامه ریزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
دانشگاه کسب و کار
اقتصاد رفتاری چیست؟ با ابعاد اجتماعی این نظریه آشنا شوید
اقتصاد رفتاری ترکیبی از رفتارشناسی، روانشناسی، میزان قدرت تصمیم گیری و دانش اقتصاد است. اقتصاد برخلاف باورهای اشتباه، علم مدیریت
✳️ قدرت چیست؟
۱۹ راهکار برای ساخت شخصیتی قدرتمند
✅ حتماً تاکنون برای شما هم پیش آمده که با دیدن افراد بانفوذ و قدرتمند از خود بپرسید که قدرت چیست و چند نوع دارد؟ قدرت نوعی توانایی جسمانی یا ذاتی است که به افراد کمک میکند اهداف خود را پیش ببرند و حتی از آن به عنوان اهرم فشار و زور برای وادار کردن دیگران به انجام کاری خاص استفاده کنند. قدرت انواع مختلفی دارد. بسیاری از ما دوست داریم شخصیت قدرتمندی داشته باشیم تا در زندگی خود دچار مشکل نشویم.
🔺بر همین اساس ما در این مقاله از دانشگاه کسب و کار به تعریفی از قدرت و انواع آن پرداختیم و چند راهکار کاربردی برای ساخت شخصیتی قدرتمند ذکر کردهایم.
🔺قدرت چیست؟
واژه قدرت الهام گرفته از کلمهی “ندرت” است که در قرن دوم تا هفتم قبل از میلاد، در زبان پارسی به کار میرفت. معنای اصلی این واژه توانایی و زور است که میتواند انواع مختلفی داشته باشد و در حوزههای مختلفی به کار رود. مثلا یک فرد ورزشکار را میتوان فردی دانست که از نظر جسمانی قوی است. یا کسی که صاحب مقام و پولدار است از نظر بسیاری از افراد یک فرد با قدرت است که نفوذ دارد و از عهدهی بسیاری از کارها برمیآید.
🔗 ادامه مطلب
https://businessuni.net/what-is-power-16-strategies-to-build-a-powerful-character/
https://t.me/ExecutiveManagement
۱۹ راهکار برای ساخت شخصیتی قدرتمند
✅ حتماً تاکنون برای شما هم پیش آمده که با دیدن افراد بانفوذ و قدرتمند از خود بپرسید که قدرت چیست و چند نوع دارد؟ قدرت نوعی توانایی جسمانی یا ذاتی است که به افراد کمک میکند اهداف خود را پیش ببرند و حتی از آن به عنوان اهرم فشار و زور برای وادار کردن دیگران به انجام کاری خاص استفاده کنند. قدرت انواع مختلفی دارد. بسیاری از ما دوست داریم شخصیت قدرتمندی داشته باشیم تا در زندگی خود دچار مشکل نشویم.
🔺بر همین اساس ما در این مقاله از دانشگاه کسب و کار به تعریفی از قدرت و انواع آن پرداختیم و چند راهکار کاربردی برای ساخت شخصیتی قدرتمند ذکر کردهایم.
🔺قدرت چیست؟
واژه قدرت الهام گرفته از کلمهی “ندرت” است که در قرن دوم تا هفتم قبل از میلاد، در زبان پارسی به کار میرفت. معنای اصلی این واژه توانایی و زور است که میتواند انواع مختلفی داشته باشد و در حوزههای مختلفی به کار رود. مثلا یک فرد ورزشکار را میتوان فردی دانست که از نظر جسمانی قوی است. یا کسی که صاحب مقام و پولدار است از نظر بسیاری از افراد یک فرد با قدرت است که نفوذ دارد و از عهدهی بسیاری از کارها برمیآید.
🔗 ادامه مطلب
https://businessuni.net/what-is-power-16-strategies-to-build-a-powerful-character/
https://t.me/ExecutiveManagement
دانشگاه کسب و کار
قدرت چیست؟+ 19 راهکار برای ساخت شخصیتی قدرتمند
حتما تاکنون برای شما هم پیش آمده که با دیدن افراد بانفوذ و قدرتمند از خود بپرسید که قدرت چیست
✳️ چگونه با تجربه کم، از پس مصاحبه تغییر شغل برآییم.
✅ یکی از دلهرهآورترین بخشهای تغییر شغل آن است که مجبور شوید درباره کمبود تجربیات و مهارتهای خود در زمینه شغل جدیدی که متقاضی آن هستید صحبت کنید.
از قبل آماده بودن - چه در مصاحبههای رسمی و غیررسمی - کلید اصلی موفقیت برای تغییر شغلی است. اگر در مصاحبهها، تجربه کم شما به وضوح مورد توجه قرار میگیرد، توصیههای زیر را به کار ببندید تا زیر پایتان خالی نشود.
🟩 جزئیات مرتبط را جمعآوری کنید.
احتمالا شما در یک زمینه تجربیاتی داشتهاید، اما سرنخ دانش مربوط به آن تجربه در ذهنتان گم شده است. ما اغلب فعالیتهای گذشته مرتبط با حوزه شغلی جدید را نمیبینیم، زیرا فراموش کردهایم که قبلا رخ دادهاند یا اینکه اهمیتشان در نظر ما کمرنگ شده است و مثلا میگوییم «من فقط به صورت داوطلبانه این کار را انجام دادم، نه به شکل حرفهای».
🔵 قبل از آنکه ادعا کنید هیچ تجربهای ندارید تلاش کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
▪️آیا قبلا در دوران تحصیل و ... کار داوطلبانهای داشتهام که با مهارتها و حوزه جدید مرتبط بوده باشد؟
▪️آیا در مشاغلی که بابت آن حقوق میگرفتم، پیش آمده بود که با استفاده از این مهارتها، کاری هرچند اندک انجام داده باشم؟
🟤 پس از لیست کردن تجربیات گذشته، اینک زمان بگذارید و در مورد جزئیات آنها فکر کنید. برای این کار جزئیات جزوهها، پیامها، ایمیلها و سایر شواهد مربوطه را بررسی کنید تا ذهنتان درباره کاری که آن زمان انجام دادهاید بهروز شود.
🟧 خود را برای سوالات غیرمنتظره آماده کنید.
احتمال اینکه در جریان مصاحبه با سوالاتی در رابطه با مهارتها یا موقعیتهایی که هرگز آنها را تجربه نکردهاید مواجه شوید، زیاد است. معمولا در این حالت بهتر است صادق باشید و مثلا بگویید «فرصت تجربه کامل موضوع تاکنون برایم پیش نیامده است.»
یک رویکرد مفید دیگر این است که نشان دهید چقدر سریع و مشتاقانه چیزهای جدید را یاد میگیرید و این موضوع در مواجهه با چالشهای جدید به شما کمک کرده است. اینکه صرفا بگویید عاشق یادگیری هستید در اینجا فاقد ارزش است و باید شواهدی از تجربیات شخصی خود برای آن ذکر کنید.
🟨 درباره حوزه جدید چیزهایی بیاموزید.
میتوانید از قبل زبان و استراتژی حوزه جدید را یاد بگیرید و آن را در مصاحبه تغییر شغل مورد استفاده قرار دهید. توجه کنید که لازم نیست نشان دهید همه این کارها را قبلا انجام دادهاید، بلکه همین که بیان کنید موضوع چیست و چه کاری باید انجام داد تاثیرگذاری لازم را خواهد داشت.
🟪 در کلیات هم خود را به خوبی آماده کنید.
علاوه بر آمادگی روی بحث درباره کمبود تجربه، باید در ارتباط با مسائل عمومی مصاحبه نیز آماده باشید. شواهدی را برای اثبات مهارتهای عمومی خود در مصاحبه به کار ببرید؛ مواردی مثل توانایی حل و فصل تعارضات، برخورد با شرایط دشوار، کار تیمی و...
منبع: Forbes/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ یکی از دلهرهآورترین بخشهای تغییر شغل آن است که مجبور شوید درباره کمبود تجربیات و مهارتهای خود در زمینه شغل جدیدی که متقاضی آن هستید صحبت کنید.
از قبل آماده بودن - چه در مصاحبههای رسمی و غیررسمی - کلید اصلی موفقیت برای تغییر شغلی است. اگر در مصاحبهها، تجربه کم شما به وضوح مورد توجه قرار میگیرد، توصیههای زیر را به کار ببندید تا زیر پایتان خالی نشود.
🟩 جزئیات مرتبط را جمعآوری کنید.
احتمالا شما در یک زمینه تجربیاتی داشتهاید، اما سرنخ دانش مربوط به آن تجربه در ذهنتان گم شده است. ما اغلب فعالیتهای گذشته مرتبط با حوزه شغلی جدید را نمیبینیم، زیرا فراموش کردهایم که قبلا رخ دادهاند یا اینکه اهمیتشان در نظر ما کمرنگ شده است و مثلا میگوییم «من فقط به صورت داوطلبانه این کار را انجام دادم، نه به شکل حرفهای».
🔵 قبل از آنکه ادعا کنید هیچ تجربهای ندارید تلاش کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
▪️آیا قبلا در دوران تحصیل و ... کار داوطلبانهای داشتهام که با مهارتها و حوزه جدید مرتبط بوده باشد؟
▪️آیا در مشاغلی که بابت آن حقوق میگرفتم، پیش آمده بود که با استفاده از این مهارتها، کاری هرچند اندک انجام داده باشم؟
🟤 پس از لیست کردن تجربیات گذشته، اینک زمان بگذارید و در مورد جزئیات آنها فکر کنید. برای این کار جزئیات جزوهها، پیامها، ایمیلها و سایر شواهد مربوطه را بررسی کنید تا ذهنتان درباره کاری که آن زمان انجام دادهاید بهروز شود.
🟧 خود را برای سوالات غیرمنتظره آماده کنید.
احتمال اینکه در جریان مصاحبه با سوالاتی در رابطه با مهارتها یا موقعیتهایی که هرگز آنها را تجربه نکردهاید مواجه شوید، زیاد است. معمولا در این حالت بهتر است صادق باشید و مثلا بگویید «فرصت تجربه کامل موضوع تاکنون برایم پیش نیامده است.»
یک رویکرد مفید دیگر این است که نشان دهید چقدر سریع و مشتاقانه چیزهای جدید را یاد میگیرید و این موضوع در مواجهه با چالشهای جدید به شما کمک کرده است. اینکه صرفا بگویید عاشق یادگیری هستید در اینجا فاقد ارزش است و باید شواهدی از تجربیات شخصی خود برای آن ذکر کنید.
🟨 درباره حوزه جدید چیزهایی بیاموزید.
میتوانید از قبل زبان و استراتژی حوزه جدید را یاد بگیرید و آن را در مصاحبه تغییر شغل مورد استفاده قرار دهید. توجه کنید که لازم نیست نشان دهید همه این کارها را قبلا انجام دادهاید، بلکه همین که بیان کنید موضوع چیست و چه کاری باید انجام داد تاثیرگذاری لازم را خواهد داشت.
🟪 در کلیات هم خود را به خوبی آماده کنید.
علاوه بر آمادگی روی بحث درباره کمبود تجربه، باید در ارتباط با مسائل عمومی مصاحبه نیز آماده باشید. شواهدی را برای اثبات مهارتهای عمومی خود در مصاحبه به کار ببرید؛ مواردی مثل توانایی حل و فصل تعارضات، برخورد با شرایط دشوار، کار تیمی و...
منبع: Forbes/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چرا سند چشمانداز ۲۰ ساله کشور شکست خورد؟
✍ مهران صولتی
✅ ۱۳ آبانماه ۱۳۸۲ سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی در دولت محمدخاتمی به تصویب رسید و دو سال بعد در دولت محمود احمدینژاد وارد فاز اجرایی شد. مطابق این سند قرار بود ایران تا سال ۱۴۰۴ به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی دست یابد. اما با گذشت بیش از بیست سال از ترسیم این افق نه تنها اهداف اعلام شده محقق نشده بلکه با یکهتازی عربستان و ترکیه در منطقه ایران به جایگاههای بسیار پایینتری در مقایسه با ظرفیتهای فراوان خود رضایت داده است. اما چرا این سند دچار شکستی اینچنین فاحش شد؟
■ خروج کشور از مدار توسعه: اگر چه تا انتهای دهه هشتاد کلیت شاخصهای اقتصادی کشور در حال رشد بود ولی با اجرایی شدن تحریم فروش نفت و مبادلات بانک مرکزی ایران وارد دوره گمشده اقتصاد خود یعنی دهه ۹۰ شد. در همان ابتدا اگرچه نظام سیاسی با تندادن به انتخاب حسن روحانی نشان داد که مایل به خروج از بنبست تحریمهاست ولی با عدم پایبندی به الزامات سیاسی- اقتصادی رفع تحریمها، و خروج ترامپ از برجام کابوسی به نام دهه ۹۰ برای اقتصاد ایران رقم خورد.
■ مخاطرات توسعهیافتگی برای حکومت: طبقه متوسط موتور محرکه توسعه در جهان امروز بهشمار میرود. طبقهای که به تعبیر اینگلهارت از ارزشهای بقا به ارزشهای ابراز وجود گذر کرده و مطالبات جدیدی را مطرح میسازند. این طبقه اگر چه تا سال ۸۸ رشدی صعودی داشت ولی حضور گسترده آن در عرصه اعتراضات بعد از انتخابات اینسال زنگ خطر را برای نظام سیاسی مستقر به صدا درآورد. بعد از آن بود که ایران در سایه تحریمها و احساس خطر حکومت تجربه افول این نیروی اجتماعی توسعهگرا را به چشم دید.
■ فقدان پایبندی به الزامات توسعه: توسعهیافتگی در جهان امروز نه امری تصادفی بلکه عمیقا مبتنی بر قواعدی مانند رفتار سیاسی محاسبه پذیر، روابط سازنده با دنیا، قائل بودن به نظم اقتصادبنیاد، و تولید فزاینده ثروت ملی است. اما آنچه تاکنون از جمهوری اسلامی دیدهایم فقدان آشکار وفاداری به این الزامات بوده است. همان نظام سیاسی که با تکیه بر استثناگرایی بهجای قاعدهگرایی، آرمانطلبی بهجای واقعنگری، حضور نظامی بهجای حضور اقتصادی، و انگارههای ایدئولوژیک بهجای دادههای علمی میکوشد تا بیاعتنا به ظرفیتهای خود داعیه حاکمیت نظم جدیدی را در جهان امروز داشته باشد.
■ غلبه روایتها بر واقعیتها: جمهوری اسلامی در طول حیات خود بیش از ساختارها بر کنشها، و بیش از واقعیتها بر روایتها تاکید داشته است. همان ارادهگرایی که بیش از همه در نگارش سند چشمانداز هویداست. اینکه چگونه میتوان با تکیه بر مجموعهای از آرزوها و بدون ترسیم سازوکاری از تحول در سیاست داخلی و خارجی متناسب با فرآیندهای پرشتاب جهانی داعیه دستیابی به جایگاه اول منطقه در همه حوزهها را داشت بیش از همه ناشی از شناخت اندک از ظرفیتهای حکمرانی در ایران کنونی است. امری که موجبات ناکارآمدی فزاینده در دهههای اخیر را فراهم آورده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ مهران صولتی
✅ ۱۳ آبانماه ۱۳۸۲ سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی در دولت محمدخاتمی به تصویب رسید و دو سال بعد در دولت محمود احمدینژاد وارد فاز اجرایی شد. مطابق این سند قرار بود ایران تا سال ۱۴۰۴ به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی دست یابد. اما با گذشت بیش از بیست سال از ترسیم این افق نه تنها اهداف اعلام شده محقق نشده بلکه با یکهتازی عربستان و ترکیه در منطقه ایران به جایگاههای بسیار پایینتری در مقایسه با ظرفیتهای فراوان خود رضایت داده است. اما چرا این سند دچار شکستی اینچنین فاحش شد؟
■ خروج کشور از مدار توسعه: اگر چه تا انتهای دهه هشتاد کلیت شاخصهای اقتصادی کشور در حال رشد بود ولی با اجرایی شدن تحریم فروش نفت و مبادلات بانک مرکزی ایران وارد دوره گمشده اقتصاد خود یعنی دهه ۹۰ شد. در همان ابتدا اگرچه نظام سیاسی با تندادن به انتخاب حسن روحانی نشان داد که مایل به خروج از بنبست تحریمهاست ولی با عدم پایبندی به الزامات سیاسی- اقتصادی رفع تحریمها، و خروج ترامپ از برجام کابوسی به نام دهه ۹۰ برای اقتصاد ایران رقم خورد.
■ مخاطرات توسعهیافتگی برای حکومت: طبقه متوسط موتور محرکه توسعه در جهان امروز بهشمار میرود. طبقهای که به تعبیر اینگلهارت از ارزشهای بقا به ارزشهای ابراز وجود گذر کرده و مطالبات جدیدی را مطرح میسازند. این طبقه اگر چه تا سال ۸۸ رشدی صعودی داشت ولی حضور گسترده آن در عرصه اعتراضات بعد از انتخابات اینسال زنگ خطر را برای نظام سیاسی مستقر به صدا درآورد. بعد از آن بود که ایران در سایه تحریمها و احساس خطر حکومت تجربه افول این نیروی اجتماعی توسعهگرا را به چشم دید.
■ فقدان پایبندی به الزامات توسعه: توسعهیافتگی در جهان امروز نه امری تصادفی بلکه عمیقا مبتنی بر قواعدی مانند رفتار سیاسی محاسبه پذیر، روابط سازنده با دنیا، قائل بودن به نظم اقتصادبنیاد، و تولید فزاینده ثروت ملی است. اما آنچه تاکنون از جمهوری اسلامی دیدهایم فقدان آشکار وفاداری به این الزامات بوده است. همان نظام سیاسی که با تکیه بر استثناگرایی بهجای قاعدهگرایی، آرمانطلبی بهجای واقعنگری، حضور نظامی بهجای حضور اقتصادی، و انگارههای ایدئولوژیک بهجای دادههای علمی میکوشد تا بیاعتنا به ظرفیتهای خود داعیه حاکمیت نظم جدیدی را در جهان امروز داشته باشد.
■ غلبه روایتها بر واقعیتها: جمهوری اسلامی در طول حیات خود بیش از ساختارها بر کنشها، و بیش از واقعیتها بر روایتها تاکید داشته است. همان ارادهگرایی که بیش از همه در نگارش سند چشمانداز هویداست. اینکه چگونه میتوان با تکیه بر مجموعهای از آرزوها و بدون ترسیم سازوکاری از تحول در سیاست داخلی و خارجی متناسب با فرآیندهای پرشتاب جهانی داعیه دستیابی به جایگاه اول منطقه در همه حوزهها را داشت بیش از همه ناشی از شناخت اندک از ظرفیتهای حکمرانی در ایران کنونی است. امری که موجبات ناکارآمدی فزاینده در دهههای اخیر را فراهم آورده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دن آریلی: چه چیزی باعث میشود تا ما در مورد کارمان احساس خوبی داشته باشیم
#TED
چه چیزی به ما انگیزه برای کار کردن میدهد؟ برخلاف دانش مرسوم، موضوع فقط پول نیست. اما لذت صرف هم نیست. به نظر میرسد که بیشتر ما با انجام پیشرفت مستمر و داشتن حس هدفمندی به موفقیت میرسیم. اقتصاددان رفتاری دَن آریلی دوآزمایش روشنگرانه را ارائه میدهد تا گرایشهای جزئی و غیرمنتظره ما نسبت به معنادار بودن کارمان را آشکار سازد.
@iranmba_org
#TED
چه چیزی به ما انگیزه برای کار کردن میدهد؟ برخلاف دانش مرسوم، موضوع فقط پول نیست. اما لذت صرف هم نیست. به نظر میرسد که بیشتر ما با انجام پیشرفت مستمر و داشتن حس هدفمندی به موفقیت میرسیم. اقتصاددان رفتاری دَن آریلی دوآزمایش روشنگرانه را ارائه میدهد تا گرایشهای جزئی و غیرمنتظره ما نسبت به معنادار بودن کارمان را آشکار سازد.
@iranmba_org
@iranmba_org.pdf
175.1 KB
📌 شب گذشته در دیدار رئیس جمهور با حدود ۱۲-۱۳ نفر از اقتصاددانان که به دعوت ایشان و حول ۴ سوال کلیدی که ایشان پرسیده شده بود به این سوالات اینگونه پاسخ دادم:
۱- آیا با توجه به شرایط کشور الان انجام اصلاحات اقتصادی ممکن است؟
صحبت از امکان اکنون خطاست. اصلاحات اقتصادی الان انتخاب این دولت نیست، اجبار دولت است. اگر اصلاحات را انجام ندهید از ترس مرگ خودکشی کرده اید. یعنی از ترس اینکه احتمالا مردم با انجام اصلاحات ممکن است ناراضی شوند، با عدم انجام اصلاحات کاری میکنید که حتما ناراضی میشوند و زندگی آنها و آینده کشور نابود می شود.
از سوی دیگر تجربه جهان نشان می دهد که اصلاحات همیشه در بحران ها ممکن شده است. بحران های بزرگی نظیر باختن جنگ کریمه و مرگ سالخورده ها در انگلسی در ۱۸۶۰، کشته شدن رئیس جمهور در ۱۸۸۱ در آمریکا به علت فساد، مرگ ۵۰۰ هزار نفر در چین بعلت قحطی بزرگ و مرگ مائو، باخت فضاحت بار حزب گاندی در ۱۹۸۰ در هند و شرایط وخیم اقتصادی، تورم های سه رقمی و فساد گسترده در ترکیه در پیش از سال ۲۰۰۰و تحریم گسترده آفریقای جنوبی در ۱۹۹۴ همگی نشان از این دارد که بحران های بزرگ سبب تغییر معادلات قدرت در ائتلاف مسلط این کشورها شده و امکان اصلاحات سخت را فراهم کردند. اگرنه ذی نفعان در شرایط عادی با انحراف سیاست ها اجازه اصلاحات را نمی دهند.
۲- اهمیت نسبی کدام اصلاحات بیشتر است؟
از بین بردن تحریم ها کار اقتصاددانان نیست. آن را باید به صورت جدی دولت پیگیری کند اما اگر بخواهیم اصلاحات اقتصادی را نام ببریم
🔸به ترتیب اولویت: اول انرژی، دوم انرژی، سوم انرژی و چهارم ارز. اگر انرژی هر چه سریعتر به مردم داده نشود و مردم قیمت آن را واقعی نکنند با حجم ۱۲۷ میلیارد دلاری یارانه پنهان انرژی (مطابق گزارش IEA) که یک و نیم برابر حجم کل بودجه کشور است نه امکان کاهش کسری بودجه در ایران هست، به تبع نه امکان کاهش تورم، نه امکان بهبود شرایط ارزی (چون ۲۰میلیارد دلار قاچاق انرژی در صورت واقعی شدن قیمت ها از بین رفته و به صادرات غیرنفتی را ۴۰ درصد زیاد می کند و قابل تحریم هم نیست) و نه امکان تخفیف تحریم ها وجود دارد.
🔸نکات پایانی
در آخر بدون پاسخ به ۲ سوال پایانی عرض کردم که ایران با سرعت در حال شوروی شدن است. شوروی نه به خاطر رقابت با آمریکا، نه بخاطر نظامی گری (که نظامی گری آمریکا بیشتر بود)، نه بخاطر دخالت در جهان (که آمریکا بیشتر دخالت می کرد) که بخاطر بی عدالتی فرو پاشید! وقتی نظام قیمت های آزاد در یک اقتصاد مخدوش شود، یا تخصیص به شدت نابرابر و ناعادلانه می شود یا کارمند دولت باید تخصیص را انجام دهد که باز هم یعنی فساد و نابرابری. نبود نظام قیمت ها و نظام انگیزشی ناشی از آن اقتصاد شوروی و سپس نظام سیاسی آن را از هم پاشاند و زمانی اصلاحات را شروع کردند که بسیار دیر بود. ولی چین به سرعت این ایراد را فهمید و اصلاحات را زود شروع کرد و به سمت نظام قیمت های آزاد حرکت کرد به صورتی که دولت فقط در حدود ۱ درصد کالاها نظارت (نه قیمت گذاری) می کند ولی به نقل از آقای دکتر دانش جعفری وزیر اسبق که در جلسه حضور داشتند در ایران دولت تقریباً ۷۰ درصد کالاها در اقتصاد را قیمت گذاری می کند!
عادلانه نیست که در بنزین دهک دهم ۲۳ برابر دهک اول و یک درصد ثروتمند تقریباً بیش از هزار برابر ده درصد فقیر از یارانه بنزین بهره مند شوند، عادلانه نیست که در برق دهک دهم ۷ برابر دهک فقیر، در دارو ۱۳ برابر و بطور کلی در همه یارانه ها ده درصد ثروتمند تقریباً ده درصد فقیر جامعه از یارانه ها بهره مند شوند! اینها نه تنها عادلانه نیست که منطقی نیست نه تنها منطقی نیست که انسانی نیست.
دولت شما دولت حق و عدالت است. نفت و گاز مصرف داخلی (که معادل ۵ میلیون بشکه نفت و معادل گاز است) را به صورت رایگان و بطور مساوی به همه مردم بدهید. این حق مردم است. نمی شود حق مردم را گران کنید. ۸۰ درصد نفت و گاز داخلی را رایگان و مساوی به همه مردم بدهید و ۲۰ درصد آن را هم به عنوان مالیات دولت بردارد. همین کسری بودجه دولت را بصورت کامل جبران می کند. مردم هم اگر خواستند نفت و گاز را رایگان به دیگران بفروشند و اگر نخواستند هم به هر قیمتی در سازوکار بورس کالا بفروشند. هیچکس طوری که قیمت دارد دارایی مردم را می فروشد دارایی خود را نمی فروشد. دولت نباید قیمت بگذارد. رایگان به مردم بدهد و خودشان هرکاری خواستند بکنند.
تنها راه همین است.
🖊️صادق الحسینی
https://t.me/ExecutiveManagement
۱- آیا با توجه به شرایط کشور الان انجام اصلاحات اقتصادی ممکن است؟
صحبت از امکان اکنون خطاست. اصلاحات اقتصادی الان انتخاب این دولت نیست، اجبار دولت است. اگر اصلاحات را انجام ندهید از ترس مرگ خودکشی کرده اید. یعنی از ترس اینکه احتمالا مردم با انجام اصلاحات ممکن است ناراضی شوند، با عدم انجام اصلاحات کاری میکنید که حتما ناراضی میشوند و زندگی آنها و آینده کشور نابود می شود.
از سوی دیگر تجربه جهان نشان می دهد که اصلاحات همیشه در بحران ها ممکن شده است. بحران های بزرگی نظیر باختن جنگ کریمه و مرگ سالخورده ها در انگلسی در ۱۸۶۰، کشته شدن رئیس جمهور در ۱۸۸۱ در آمریکا به علت فساد، مرگ ۵۰۰ هزار نفر در چین بعلت قحطی بزرگ و مرگ مائو، باخت فضاحت بار حزب گاندی در ۱۹۸۰ در هند و شرایط وخیم اقتصادی، تورم های سه رقمی و فساد گسترده در ترکیه در پیش از سال ۲۰۰۰و تحریم گسترده آفریقای جنوبی در ۱۹۹۴ همگی نشان از این دارد که بحران های بزرگ سبب تغییر معادلات قدرت در ائتلاف مسلط این کشورها شده و امکان اصلاحات سخت را فراهم کردند. اگرنه ذی نفعان در شرایط عادی با انحراف سیاست ها اجازه اصلاحات را نمی دهند.
۲- اهمیت نسبی کدام اصلاحات بیشتر است؟
از بین بردن تحریم ها کار اقتصاددانان نیست. آن را باید به صورت جدی دولت پیگیری کند اما اگر بخواهیم اصلاحات اقتصادی را نام ببریم
🔸به ترتیب اولویت: اول انرژی، دوم انرژی، سوم انرژی و چهارم ارز. اگر انرژی هر چه سریعتر به مردم داده نشود و مردم قیمت آن را واقعی نکنند با حجم ۱۲۷ میلیارد دلاری یارانه پنهان انرژی (مطابق گزارش IEA) که یک و نیم برابر حجم کل بودجه کشور است نه امکان کاهش کسری بودجه در ایران هست، به تبع نه امکان کاهش تورم، نه امکان بهبود شرایط ارزی (چون ۲۰میلیارد دلار قاچاق انرژی در صورت واقعی شدن قیمت ها از بین رفته و به صادرات غیرنفتی را ۴۰ درصد زیاد می کند و قابل تحریم هم نیست) و نه امکان تخفیف تحریم ها وجود دارد.
🔸نکات پایانی
در آخر بدون پاسخ به ۲ سوال پایانی عرض کردم که ایران با سرعت در حال شوروی شدن است. شوروی نه به خاطر رقابت با آمریکا، نه بخاطر نظامی گری (که نظامی گری آمریکا بیشتر بود)، نه بخاطر دخالت در جهان (که آمریکا بیشتر دخالت می کرد) که بخاطر بی عدالتی فرو پاشید! وقتی نظام قیمت های آزاد در یک اقتصاد مخدوش شود، یا تخصیص به شدت نابرابر و ناعادلانه می شود یا کارمند دولت باید تخصیص را انجام دهد که باز هم یعنی فساد و نابرابری. نبود نظام قیمت ها و نظام انگیزشی ناشی از آن اقتصاد شوروی و سپس نظام سیاسی آن را از هم پاشاند و زمانی اصلاحات را شروع کردند که بسیار دیر بود. ولی چین به سرعت این ایراد را فهمید و اصلاحات را زود شروع کرد و به سمت نظام قیمت های آزاد حرکت کرد به صورتی که دولت فقط در حدود ۱ درصد کالاها نظارت (نه قیمت گذاری) می کند ولی به نقل از آقای دکتر دانش جعفری وزیر اسبق که در جلسه حضور داشتند در ایران دولت تقریباً ۷۰ درصد کالاها در اقتصاد را قیمت گذاری می کند!
عادلانه نیست که در بنزین دهک دهم ۲۳ برابر دهک اول و یک درصد ثروتمند تقریباً بیش از هزار برابر ده درصد فقیر از یارانه بنزین بهره مند شوند، عادلانه نیست که در برق دهک دهم ۷ برابر دهک فقیر، در دارو ۱۳ برابر و بطور کلی در همه یارانه ها ده درصد ثروتمند تقریباً ده درصد فقیر جامعه از یارانه ها بهره مند شوند! اینها نه تنها عادلانه نیست که منطقی نیست نه تنها منطقی نیست که انسانی نیست.
دولت شما دولت حق و عدالت است. نفت و گاز مصرف داخلی (که معادل ۵ میلیون بشکه نفت و معادل گاز است) را به صورت رایگان و بطور مساوی به همه مردم بدهید. این حق مردم است. نمی شود حق مردم را گران کنید. ۸۰ درصد نفت و گاز داخلی را رایگان و مساوی به همه مردم بدهید و ۲۰ درصد آن را هم به عنوان مالیات دولت بردارد. همین کسری بودجه دولت را بصورت کامل جبران می کند. مردم هم اگر خواستند نفت و گاز را رایگان به دیگران بفروشند و اگر نخواستند هم به هر قیمتی در سازوکار بورس کالا بفروشند. هیچکس طوری که قیمت دارد دارایی مردم را می فروشد دارایی خود را نمی فروشد. دولت نباید قیمت بگذارد. رایگان به مردم بدهد و خودشان هرکاری خواستند بکنند.
تنها راه همین است.
🖊️صادق الحسینی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1👌1