Forwarded from با اساتید اقتصاد
🟢 در ضرورت چابکسازی دولت
👤 دکتر علینقی مشایخی
✍️ دولتها و سازمانهای وابسته به بودجه عمومی به ناکارآمدی، ایجاد مزاحمت و مانعتراشی برای فعالیتهای اقتصادی متهم هستند.
✍️ کیفیت خدمات عمومی در حوزههای آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و امنیت کاهش یافته است.
✍️ نیروهای جوان و بااستعداد و نخبه جذب سازمانهای دولتی نمیشوند.
✍️ سالهاست که کارشناسان زبده و کارآمد عموما دولت را ترک میکنند و به شرکتهای دولتی و شبهدولتی، شرکتهای خصوصی و بعضا به خارج از کشور میروند.
✍️ تصمیمات دولت معمولا با کیفیت پایین اتخاذ میشوند و ناپایدارند. شائبه فساد در سازمانهای دولتی و شبهدولتی بسیار گسترده و عمیق است.
✍️ این تشکلات حجیم و ناکارآمد دولت و سازمانهای وابسته به بودجه عمومی باری بر دوش منابع عمومی و مانعی برای رونق و رشد اقتصادی است.
✍️ بازنگری ساختار دولت باید با یک صفحه سفید برای هر وزارتخانه یا سازمان وابسته به دولت شروع شود. برای هر سازمان اولین سوال، چرایی وجود آن سازمان است.
✍️ در تعیین ضرورت وجودی هر سازمان باید به دو ملاک توجه داشت. یک اینکه دولت سیاستگذار و تنظیمگر است و نباید متولی کارهای اجرایی شود؛ مگر در مواردی که بخش خصوصی نمیتواند متولی شود.
✍️ ملاک دوم آن است که هدف بنیادی و ضرورت وجود آن برای جامعه ارزشآفرین باشد. با اعمال این ملاکها برخی سازمانها ممکن است از ردیف استفاده از بودجه عمومی حذف شوند.
✍️ آنچه میماند هدف بنیادی و ماموریت اصلی سازمانهایی است که وجودشان ضروری است. برای هر سازمان با هدف بنیادی و ماموریت جدید، باید قوانین و مقررات جدید و ساختار سازمانی جدید با فرآیندها و دستورالعملهای کارآمد و روان طراحی و تصویب شود.
✍️ نیروی کار سازمان جدید با تواناییها و صلاحیتهای لازم مشخص میشود تا از بین نیروهای موجود سازمان و نیز جذب نیروهای با صلاحیت با حقوق و مزایای مناسب جذب شوند.
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
👤 دکتر علینقی مشایخی
✍️ دولتها و سازمانهای وابسته به بودجه عمومی به ناکارآمدی، ایجاد مزاحمت و مانعتراشی برای فعالیتهای اقتصادی متهم هستند.
✍️ کیفیت خدمات عمومی در حوزههای آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و امنیت کاهش یافته است.
✍️ نیروهای جوان و بااستعداد و نخبه جذب سازمانهای دولتی نمیشوند.
✍️ سالهاست که کارشناسان زبده و کارآمد عموما دولت را ترک میکنند و به شرکتهای دولتی و شبهدولتی، شرکتهای خصوصی و بعضا به خارج از کشور میروند.
✍️ تصمیمات دولت معمولا با کیفیت پایین اتخاذ میشوند و ناپایدارند. شائبه فساد در سازمانهای دولتی و شبهدولتی بسیار گسترده و عمیق است.
✍️ این تشکلات حجیم و ناکارآمد دولت و سازمانهای وابسته به بودجه عمومی باری بر دوش منابع عمومی و مانعی برای رونق و رشد اقتصادی است.
✍️ بازنگری ساختار دولت باید با یک صفحه سفید برای هر وزارتخانه یا سازمان وابسته به دولت شروع شود. برای هر سازمان اولین سوال، چرایی وجود آن سازمان است.
✍️ در تعیین ضرورت وجودی هر سازمان باید به دو ملاک توجه داشت. یک اینکه دولت سیاستگذار و تنظیمگر است و نباید متولی کارهای اجرایی شود؛ مگر در مواردی که بخش خصوصی نمیتواند متولی شود.
✍️ ملاک دوم آن است که هدف بنیادی و ضرورت وجود آن برای جامعه ارزشآفرین باشد. با اعمال این ملاکها برخی سازمانها ممکن است از ردیف استفاده از بودجه عمومی حذف شوند.
✍️ آنچه میماند هدف بنیادی و ماموریت اصلی سازمانهایی است که وجودشان ضروری است. برای هر سازمان با هدف بنیادی و ماموریت جدید، باید قوانین و مقررات جدید و ساختار سازمانی جدید با فرآیندها و دستورالعملهای کارآمد و روان طراحی و تصویب شود.
✍️ نیروی کار سازمان جدید با تواناییها و صلاحیتهای لازم مشخص میشود تا از بین نیروهای موجود سازمان و نیز جذب نیروهای با صلاحیت با حقوق و مزایای مناسب جذب شوند.
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
روزنامه دنیای اقتصاد
در ضرورت چابکسازی دولت
تشکیلات دولت و سازمانهای وابسته به بودجه عمومی بسیار بزرگ و کند شدهاند. دولتها و سازمانهای وابسته به بودجه عمومی به ناکارآمدی، ایجاد مزاحمت و مانعتراشی برای فعالیتهای اقتصادی متهم هستند. کیفیت خدمات عمومی در حوزههای آموزش و پرورش، بهداشت و…
Forwarded from کانال دکتر محمدرضا منجذب
🔴 قیمت گذاری، انواع آن و آثار آن
🔵 گردآوری دکتر محمدرضا منجذب
♨️ در اقتصاد، قیمتگذاری به روشها و استراتژیهای مختلفی اشاره دارد که دولت ها، شرکتها و کسبوکارها برای تعیین قیمت کالاها و خدمات خود استفاده میکنند. انواع قیمتگذاری شامل موارد زیر است:
1. قیمتگذاری هزینه محور (Cost-Plus Pricing): در این روش، قیمت کالا یا خدمت بر اساس هزینههای تولید آن به علاوه یک حاشیه سود تعیین میشود.
2. قیمتگذاری رقابتی (Competitive Pricing): در این روش، قیمتها بر اساس قیمتهای رقبای موجود در بازار تعیین میشوند. شرکتها ممکن است قیمتهای خود را پایینتر یا بالاتر از رقبا قرار دهند.
3. قیمتگذاری ارزش محور (Value-Based Pricing): در این روش، قیمت بر اساس ارزشی که محصول یا خدمت برای مشتری ایجاد میکند، تعیین میشود. این نوع قیمتگذاری معمولاً در بازارهای لوکس و با کیفیت بالا مورد استفاده قرار میگیرد.
4. قیمتگذاری نفوذی (Penetration Pricing): در این روش، قیمتها به طور موقت پایینتر از بازار تعیین میشوند تا سهم بازار بیشتری جذب شود و بعد از رسیدن به هدف، قیمتها افزایش یابند.
5. قیمتگذاری انحصاری (Price Skimming): در این روش، قیمتها در ابتدا بالا تعیین میشوند و سپس با گذشت زمان کاهش مییابند. این استراتژی معمولاً برای محصولات جدید و نوآورانه استفاده میشود.
6. قیمتگذاری روانی (Psychological Pricing): در این روش، قیمتها به گونهای تعیین میشوند که بر احساسات و ادراکات مشتریان تأثیر بگذارند، مانند تعیین قیمت ۹٫۹۹ به جای ۱۰ دلار.
7. قیمتگذاری بستهای (Bundling Pricing): در این روش، چند محصول یا خدمت به صورت یک بسته با یک قیمت واحد ارائه میشوند که معمولاً ارزانتر از خرید جداگانه آنها است.
♨️اما در قیمتگذاری دستوری تعیین قیمت کالاها و خدمات توسط نهادهای دولتی صورت می گیرد، به جای اینکه قیمتها بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعیین شوند. این نوع قیمتگذاری میتواند آثار مثبت و منفی متعددی داشته باشد که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
آثار مثبت:
1. حفاظت از مصرفکنندگان: قیمتگذاری دستوری میتواند به جلوگیری از افزایش قیمتها و حمایت از اقشار کمدرآمد کمک کند.
2. ثبات اقتصادی: در شرایط بحرانی، قیمتگذاری دستوری میتواند به ایجاد ثبات در بازار و جلوگیری از نوسانات شدید قیمتها کمک کند.
آثار منفی:
1. کمبود کالا: وقتی قیمتها پایینتر از هزینه تولید تعیین میشوند، تولیدکنندگان ممکن است تمایلی به تولید نداشته باشند که این میتواند به کمبود کالا در بازار منجر شود.
2. کاهش کیفیت: برای حفظ سود، تولیدکنندگان ممکن است کیفیت محصولات خود را کاهش دهند.
3. بازار سیاه: قیمتگذاری دستوری میتواند باعث شکلگیری بازار سیاه شود، جایی که کالاها با قیمتهای بالاتر (حتی از تعادل معمولی) و غیررسمی فروخته میشوند.
4. اختلال در بازار: قیمتگذاری دستوری میتواند موجب اختلال در مکانیزمهای طبیعی بازار شود و باعث عدم تعادل بین عرضه و تقاضا گردد.
5. کاهش انگیزه سرمایهگذاری: اگر تولیدکنندگان نتوانند قیمتهای منطقی برای محصولات خود تعیین کنند، ممکن است انگیزه کمتری برای سرمایهگذاری و توسعه کسبوکارهای خود داشته باشند.
به طور کلی، قیمتگذاری دستوری میتواند در شرایط خاص و موقتی مفید باشد، اما در بلندمدت معمولاً به مشکلات اقتصادی و اجتماعی منجر میشود. بدین لحاظ اکثر اقتصاددانان آن را توصیه نمی کنند.
مطلب مرتبط: مصایب قیمت گذاری دستوری
❄️ کانال دکتر منجذب
🔵 گردآوری دکتر محمدرضا منجذب
♨️ در اقتصاد، قیمتگذاری به روشها و استراتژیهای مختلفی اشاره دارد که دولت ها، شرکتها و کسبوکارها برای تعیین قیمت کالاها و خدمات خود استفاده میکنند. انواع قیمتگذاری شامل موارد زیر است:
1. قیمتگذاری هزینه محور (Cost-Plus Pricing): در این روش، قیمت کالا یا خدمت بر اساس هزینههای تولید آن به علاوه یک حاشیه سود تعیین میشود.
2. قیمتگذاری رقابتی (Competitive Pricing): در این روش، قیمتها بر اساس قیمتهای رقبای موجود در بازار تعیین میشوند. شرکتها ممکن است قیمتهای خود را پایینتر یا بالاتر از رقبا قرار دهند.
3. قیمتگذاری ارزش محور (Value-Based Pricing): در این روش، قیمت بر اساس ارزشی که محصول یا خدمت برای مشتری ایجاد میکند، تعیین میشود. این نوع قیمتگذاری معمولاً در بازارهای لوکس و با کیفیت بالا مورد استفاده قرار میگیرد.
4. قیمتگذاری نفوذی (Penetration Pricing): در این روش، قیمتها به طور موقت پایینتر از بازار تعیین میشوند تا سهم بازار بیشتری جذب شود و بعد از رسیدن به هدف، قیمتها افزایش یابند.
5. قیمتگذاری انحصاری (Price Skimming): در این روش، قیمتها در ابتدا بالا تعیین میشوند و سپس با گذشت زمان کاهش مییابند. این استراتژی معمولاً برای محصولات جدید و نوآورانه استفاده میشود.
6. قیمتگذاری روانی (Psychological Pricing): در این روش، قیمتها به گونهای تعیین میشوند که بر احساسات و ادراکات مشتریان تأثیر بگذارند، مانند تعیین قیمت ۹٫۹۹ به جای ۱۰ دلار.
7. قیمتگذاری بستهای (Bundling Pricing): در این روش، چند محصول یا خدمت به صورت یک بسته با یک قیمت واحد ارائه میشوند که معمولاً ارزانتر از خرید جداگانه آنها است.
♨️اما در قیمتگذاری دستوری تعیین قیمت کالاها و خدمات توسط نهادهای دولتی صورت می گیرد، به جای اینکه قیمتها بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعیین شوند. این نوع قیمتگذاری میتواند آثار مثبت و منفی متعددی داشته باشد که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
آثار مثبت:
1. حفاظت از مصرفکنندگان: قیمتگذاری دستوری میتواند به جلوگیری از افزایش قیمتها و حمایت از اقشار کمدرآمد کمک کند.
2. ثبات اقتصادی: در شرایط بحرانی، قیمتگذاری دستوری میتواند به ایجاد ثبات در بازار و جلوگیری از نوسانات شدید قیمتها کمک کند.
آثار منفی:
1. کمبود کالا: وقتی قیمتها پایینتر از هزینه تولید تعیین میشوند، تولیدکنندگان ممکن است تمایلی به تولید نداشته باشند که این میتواند به کمبود کالا در بازار منجر شود.
2. کاهش کیفیت: برای حفظ سود، تولیدکنندگان ممکن است کیفیت محصولات خود را کاهش دهند.
3. بازار سیاه: قیمتگذاری دستوری میتواند باعث شکلگیری بازار سیاه شود، جایی که کالاها با قیمتهای بالاتر (حتی از تعادل معمولی) و غیررسمی فروخته میشوند.
4. اختلال در بازار: قیمتگذاری دستوری میتواند موجب اختلال در مکانیزمهای طبیعی بازار شود و باعث عدم تعادل بین عرضه و تقاضا گردد.
5. کاهش انگیزه سرمایهگذاری: اگر تولیدکنندگان نتوانند قیمتهای منطقی برای محصولات خود تعیین کنند، ممکن است انگیزه کمتری برای سرمایهگذاری و توسعه کسبوکارهای خود داشته باشند.
به طور کلی، قیمتگذاری دستوری میتواند در شرایط خاص و موقتی مفید باشد، اما در بلندمدت معمولاً به مشکلات اقتصادی و اجتماعی منجر میشود. بدین لحاظ اکثر اقتصاددانان آن را توصیه نمی کنند.
مطلب مرتبط: مصایب قیمت گذاری دستوری
❄️ کانال دکتر منجذب
Telegram
کانال دکتر محمدرضا منجذب
آثار، نوشتارها، کتب، مقالات، کنفرانس ها، و سوابق دکتر منجذب دانشیار دانشگاه، رزومه:
💠https://t.me/rezomemonjazeb/3
💠https://t.me/rezomemonjazeb/3
✳️ ۲۰ خصوصیت بدترین و ناموفقترین مدیران دنیا!
✅ شاید شما هم در ذهن خود مدیر یا رئیسی را تجسم کنید که از بدترین مدیران دنیا به حساب میآید، اما چه چیزی سبب شده تا این ذهنیت دربارهی آن مدیر در ذهنتان شکل بگیرد؟
ویژگیهای شخصیتیِ زیادی وجود دارد که در بین تمام مدیرانِ بد دیده می شود. یکی از آنها این است که آنان هیچ وقت خود را مدیر بدی نمیدانند، بلکه فکر می کنند تمام کارهایشان به خوبی و روی اصول انجام می شود و مدیر خوبی هستند. در ادامه، به چندین ویژگی مشترک بدترین مدیران دنیا اشاره می کنیم:
🔺ارتباط خوبی با کارمندان برقرار نمیکنند.
🔺بسیار خودشیفته هستند.
🔺بیش از حد وسواس دارند و میخواهند کارهای جزئی کارمندانشان را هم کنترل کنند.
🔺میان کارمندان فرق میگذارند و تنها با تعدادی از کارمندان رابطهی صمیمانه برقرار می کنند.
🔺از کارمندان انتظارات نامشخص دارند.
🔺به دنبال ترساندن کارمندان هستند و از ابزار ترس، برای حرکت رو به جلوی تیم خود استفاده میکنند.
🔺خیلی زود عصبانی میشوند و برای ابراز ناراحتی در محیط کار صدای خود را بلند میکنند.
🔺توان تصمیمگیری درست را ندارند و نمیتوانند در شرایط سخت بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند.
🔺در بیشتر موفقیتها، سهم زیادی برای خود قائل هستند و کاری را که کارمندان انجام میدهند، به اسم خود ثبت می کنند.
🔺کارمندان را به خاطر اشتباهاتشان سرزنش میکنند و در شکستها همه را جز خودشان مقصر می دانند.
🔺عاشق چاپلوسی هستند. یک مدیر خوب و موفق، علاقهمندی کارمندان را در قلب خود لمس می کند نه از طریق زبان آنها.
🔺مسئولیت اشتباهاتشان را قبول نمیکنند و هرگز معذرت خواهی نمی کنند.
🔺در مقابل تغییر مقاومت میکنند.
🔺قادر به درک کارمندان نیستند و از آنها قدردانی نمیکنند.
🔺توانایی انگیزه دادن به تیم را ندارند و قادر به استفاده بهینه و بازدهی حداکثری از کارمندان خود نیستند.
🔺وقتی کار زیادی برای انجام وجود دارد، غیب میشوند و زمانی که به حضور آنها برای انجام کارهای مختلف نیاز است، در دسترس نیستند.
🔺انتظارات غیرواقعی دارند و باعث ناامیدی کارمندان میشوند.
🔺متوجه کم کاری کارمندان نیستند و آن را نادیده میگیرند.
🔺ریاکار و دو به هم زن هستند و همیشه در تیمهای کاری به دنبال مشکل درست کردن و اختلاف انداختن بین دیگران هستند.
🔺کارمندان را تحقیر و تمسخر میکنند و فکر میکنند تحقیر کارمندان سبب بالا رفتن انگیزهی آنها میشود.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شاید شما هم در ذهن خود مدیر یا رئیسی را تجسم کنید که از بدترین مدیران دنیا به حساب میآید، اما چه چیزی سبب شده تا این ذهنیت دربارهی آن مدیر در ذهنتان شکل بگیرد؟
ویژگیهای شخصیتیِ زیادی وجود دارد که در بین تمام مدیرانِ بد دیده می شود. یکی از آنها این است که آنان هیچ وقت خود را مدیر بدی نمیدانند، بلکه فکر می کنند تمام کارهایشان به خوبی و روی اصول انجام می شود و مدیر خوبی هستند. در ادامه، به چندین ویژگی مشترک بدترین مدیران دنیا اشاره می کنیم:
🔺ارتباط خوبی با کارمندان برقرار نمیکنند.
🔺بسیار خودشیفته هستند.
🔺بیش از حد وسواس دارند و میخواهند کارهای جزئی کارمندانشان را هم کنترل کنند.
🔺میان کارمندان فرق میگذارند و تنها با تعدادی از کارمندان رابطهی صمیمانه برقرار می کنند.
🔺از کارمندان انتظارات نامشخص دارند.
🔺به دنبال ترساندن کارمندان هستند و از ابزار ترس، برای حرکت رو به جلوی تیم خود استفاده میکنند.
🔺خیلی زود عصبانی میشوند و برای ابراز ناراحتی در محیط کار صدای خود را بلند میکنند.
🔺توان تصمیمگیری درست را ندارند و نمیتوانند در شرایط سخت بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند.
🔺در بیشتر موفقیتها، سهم زیادی برای خود قائل هستند و کاری را که کارمندان انجام میدهند، به اسم خود ثبت می کنند.
🔺کارمندان را به خاطر اشتباهاتشان سرزنش میکنند و در شکستها همه را جز خودشان مقصر می دانند.
🔺عاشق چاپلوسی هستند. یک مدیر خوب و موفق، علاقهمندی کارمندان را در قلب خود لمس می کند نه از طریق زبان آنها.
🔺مسئولیت اشتباهاتشان را قبول نمیکنند و هرگز معذرت خواهی نمی کنند.
🔺در مقابل تغییر مقاومت میکنند.
🔺قادر به درک کارمندان نیستند و از آنها قدردانی نمیکنند.
🔺توانایی انگیزه دادن به تیم را ندارند و قادر به استفاده بهینه و بازدهی حداکثری از کارمندان خود نیستند.
🔺وقتی کار زیادی برای انجام وجود دارد، غیب میشوند و زمانی که به حضور آنها برای انجام کارهای مختلف نیاز است، در دسترس نیستند.
🔺انتظارات غیرواقعی دارند و باعث ناامیدی کارمندان میشوند.
🔺متوجه کم کاری کارمندان نیستند و آن را نادیده میگیرند.
🔺ریاکار و دو به هم زن هستند و همیشه در تیمهای کاری به دنبال مشکل درست کردن و اختلاف انداختن بین دیگران هستند.
🔺کارمندان را تحقیر و تمسخر میکنند و فکر میکنند تحقیر کارمندان سبب بالا رفتن انگیزهی آنها میشود.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بهترین راه برای شروع یک عادت جدید
✅ در سال ۲۰۰۱ محققان بریتانیایی مطالعه خود را روی ۲۴۸ نفر آغاز کردند تا بتوانند عادات بهتری را طی دوره دو هفتهای بسازند. سوژههای آزمایش به سه گروه تقسیم شدند: اولین گروه، گروه کنترل بودند. صرفاً از آنها خواسته شد بازه ورزش کردنشان را رهگیری کنند. دومین گروه، گروه انگیزه بودند. از آنها خواسته شد نه فقط میزان ورزش خود را رهگیری کنند، بلکه مطالبی را درباره عواید ورزش مطالعه کنند. گروه سوم نیز توصیههای گروه دوم را دریافت میکردند، اما علاوه بر این از آنها خواسته شد برنامهای را برای زمان و محل ورزش خود طی هفته آتی تنظیم کنند.
🔸در گروههای اول و دوم، ۳۵ الی ۳۸ درصد از افراد حداقل یک بار در هفته ورزش میکردند؛ توصیههای انگیزشی به گروه دوم انگار تاثیر خاصی روی رفتارشان نداشت؛ اما ۹۱ درصد از گروه سوم حداقل یک بار در هفته ورزش میکردند؛ بیش از دو برابر بیشتر از نرخ معمول.
🔸جملهای که آنها پر کردند همان چیزی بود که محققان تحت عنوان قصد اجرا یاد میکنند؛ یعنی برنامه پیشاپیشی که زمان و مکان اقدام را تعیین میکند. بدین ترتیب قصد شما برای اجرای یک عادتِ بخصوص تعیین میشود.
🔸افراد زیادی هستند که سعی میکنند عادتهایشان را بدون بررسی این جزئیات تغییر دهند. به خودمان میگوییم میخواهم سالمتر غذا بخورم یا میخواهم بیشتر بنویسم، اما هیچگاه درباره زمان و مکان اجرای این رخدادها صحبت نمیکنیم. آنها را به دست شانس میسپاریم و امیدواریم که در زمان صحیح انگیزه لازم را داشته باشیم.
🔸اکثر افراد فکر میکنند انگیزه لازم را ندارند، درحالی که در واقع فقدان شفافیت وجود دارد. همیشه زمان و مکان اقدام مشخص نیست. راه ساده برای اعمال این استراتژی روی عادتهایتان پر کردن جاهای خالی این جمله است: "من رفتار ......... را در زمان ......... و در موقعیت مکانی .......... انجام خواهم داد."
✅ در سال ۲۰۰۱ محققان بریتانیایی مطالعه خود را روی ۲۴۸ نفر آغاز کردند تا بتوانند عادات بهتری را طی دوره دو هفتهای بسازند. سوژههای آزمایش به سه گروه تقسیم شدند: اولین گروه، گروه کنترل بودند. صرفاً از آنها خواسته شد بازه ورزش کردنشان را رهگیری کنند. دومین گروه، گروه انگیزه بودند. از آنها خواسته شد نه فقط میزان ورزش خود را رهگیری کنند، بلکه مطالبی را درباره عواید ورزش مطالعه کنند. گروه سوم نیز توصیههای گروه دوم را دریافت میکردند، اما علاوه بر این از آنها خواسته شد برنامهای را برای زمان و محل ورزش خود طی هفته آتی تنظیم کنند.
🔸در گروههای اول و دوم، ۳۵ الی ۳۸ درصد از افراد حداقل یک بار در هفته ورزش میکردند؛ توصیههای انگیزشی به گروه دوم انگار تاثیر خاصی روی رفتارشان نداشت؛ اما ۹۱ درصد از گروه سوم حداقل یک بار در هفته ورزش میکردند؛ بیش از دو برابر بیشتر از نرخ معمول.
🔸جملهای که آنها پر کردند همان چیزی بود که محققان تحت عنوان قصد اجرا یاد میکنند؛ یعنی برنامه پیشاپیشی که زمان و مکان اقدام را تعیین میکند. بدین ترتیب قصد شما برای اجرای یک عادتِ بخصوص تعیین میشود.
🔸افراد زیادی هستند که سعی میکنند عادتهایشان را بدون بررسی این جزئیات تغییر دهند. به خودمان میگوییم میخواهم سالمتر غذا بخورم یا میخواهم بیشتر بنویسم، اما هیچگاه درباره زمان و مکان اجرای این رخدادها صحبت نمیکنیم. آنها را به دست شانس میسپاریم و امیدواریم که در زمان صحیح انگیزه لازم را داشته باشیم.
🔸اکثر افراد فکر میکنند انگیزه لازم را ندارند، درحالی که در واقع فقدان شفافیت وجود دارد. همیشه زمان و مکان اقدام مشخص نیست. راه ساده برای اعمال این استراتژی روی عادتهایتان پر کردن جاهای خالی این جمله است: "من رفتار ......... را در زمان ......... و در موقعیت مکانی .......... انجام خواهم داد."
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بررسی زیست کارکنان در مصاحبههای کانون ارزیابی شایستگی
✅ مصاحبههای شایستگیمحور یا CBI (Competency-Based Interviews) به عنوان یکی از ابزار ارزشمند و اصلی در کانونهای ارزیابی شایستگی کارکنان به شمار میروند و عمدتاً برای سنجش مهارتها و شایستگیهای فرد مصاحبهشونده طراحی شدهاند. مصاحبهها ابزاری سهل و ممتنع هستند. چون در عین سادگی ظاهری، نیازمند تسلط و خبرگی بالای فرد ارزیاب میباشد. بعلت قوی بودن این ابزار در مقایسه با سایر ابزار و تمرینهای کانونهای ارزیابی (نظیر بحث گروهی، بازیهای تیمی، مباحثه، ایفای نقش، جستجوی اطلاعات) مصاحبهها وسیلهی کشف ابعاد ناشناخته و پیچیده فرد مصاحبهشونده میباشند. حتی در مواردی که ارزیابان با رفتارهای بهظاهر متناقض از فرد ارزیابشونده در یک روز ارزیابی در موقعیتهای متفاوت مواجه میگردند، عمدتا از CBI بعنوان مرجع اختلافات ارزیابان در جلسات جمعبندی (Wash Up) استفاده میشود.
اما این مصاحبهها میتوانند فراتر از این ساختار و رویکرد حرکت کرده و به تحلیل نوع نگاه و نگرش افراد به زندگی، کار و پدیدههای محیطی خودشان بپردازند. چنین مصاحبههایی قادرند تا اطلاعات بیشتری از زوایای مختلف شخصیت و تجربیات گذشته افراد به دست آورند و به سازمانها کمک کنند تا دید بهتری از ریشههای فرهنگ سازمانی و تناسب فرهنگی و نگرشی با نامزدهای استخدامی یا ارتقا به مناصب مدیریتی خود پیدا کنند.
در این مصاحبهها، سوالاتی طراحی میشود که به طور مستقیم به تجربیات و زیست فرد در سالهای گذشته و نوع نگاه او به زندگی مرتبط است. سوالاتی مانند: "چگونه با چالشهای بزرگ در زندگی شخصی و حرفهای خود برخورد کردهاید؟" یا: "چه ارزشها و اصولی برای شما در محیط کار اهمیت دارند؟" میتوانند به درک عمیقتری از ایدئولوژی و نگرشهای فرد کمک کنند. این سوالات نهتنها به تواناییهای حرفهای فرد اشاره دارند، بلکه به مفاهیم عمیقتری مانند تعهد، استقامت، ارزشها و تطابق فرهنگی نیز پرداخته میشود.
تحلیل و واکاوی زیست فرد در سالهای گذشته میتواند به سازمانها کمک کند تا افرادی را شناسایی کنند که نه تنها مهارتهای لازم را دارند، بلکه با فرهنگ و ارزشهای سازمانی نیز همخوانی دارند. برای مثال، فردی که توانسته است با موفقیت از پس چالشهای بزرگ برآید، احتمالاً دارای مهارتهای مدیریت بحران، استقامت و عزتنفس بیشتری است که برای موفقیت در محیطهای کاری پیچیده و پویا ضروری است. علاوه بر این، تحلیل تجربیات گذشته میتواند به سازمانها کمک کند تا استعدادهایی را شناسایی کنند که از پتانسیل بالایی برای رشد و توسعه برخوردارند.
این نوع مصاحبهها همچنین به فرد مصاحبهشونده این فرصت را میدهد تا درک بیشتری از ارزشها و فرهنگ سازمانی به دست آورد و بداند که آیا این سازمان یا پست مقصد موردنظر با ایدئولوژی و نگرشهای او همخوانی دارد یا خیر؟
این فرآیند میتواند به کاهش نرخ ترک خدمت و افزایش رضایت شغلی کمک کند، زیرا افراد در محیطهایی کار خواهند کرد که با ارزشها و باورهای شخصی آنها همخوانی دارد. به این ترتیب، این مصاحبهها به ایجاد یک تناسب فرهنگی بهتر و ارتقای سطح همکاری و همافزایی و کاهش هزینههای انتخابها در سازمان منجر میشوند.
در پایان، انجام مصاحبههایی که به جای صرفاً سنجش شایستگی، به تحلیل زیست گذشته و نگرشهای فرد میپردازند، به سازمانها این امکان را میدهد تا فراتر از مهارتهای فنی، به جنبههای انسانی و فرهنگی کارمندان خود نیز توجه کنند. این رویکرد جامعنگر میتواند به ایجاد تیمهای کاری متعهدتر و موفقتر منجر شود و پایههای فرهنگ سازمانی قویتر و پویاتری را بنا نهد.
🖋 مهدی دهقان
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مصاحبههای شایستگیمحور یا CBI (Competency-Based Interviews) به عنوان یکی از ابزار ارزشمند و اصلی در کانونهای ارزیابی شایستگی کارکنان به شمار میروند و عمدتاً برای سنجش مهارتها و شایستگیهای فرد مصاحبهشونده طراحی شدهاند. مصاحبهها ابزاری سهل و ممتنع هستند. چون در عین سادگی ظاهری، نیازمند تسلط و خبرگی بالای فرد ارزیاب میباشد. بعلت قوی بودن این ابزار در مقایسه با سایر ابزار و تمرینهای کانونهای ارزیابی (نظیر بحث گروهی، بازیهای تیمی، مباحثه، ایفای نقش، جستجوی اطلاعات) مصاحبهها وسیلهی کشف ابعاد ناشناخته و پیچیده فرد مصاحبهشونده میباشند. حتی در مواردی که ارزیابان با رفتارهای بهظاهر متناقض از فرد ارزیابشونده در یک روز ارزیابی در موقعیتهای متفاوت مواجه میگردند، عمدتا از CBI بعنوان مرجع اختلافات ارزیابان در جلسات جمعبندی (Wash Up) استفاده میشود.
اما این مصاحبهها میتوانند فراتر از این ساختار و رویکرد حرکت کرده و به تحلیل نوع نگاه و نگرش افراد به زندگی، کار و پدیدههای محیطی خودشان بپردازند. چنین مصاحبههایی قادرند تا اطلاعات بیشتری از زوایای مختلف شخصیت و تجربیات گذشته افراد به دست آورند و به سازمانها کمک کنند تا دید بهتری از ریشههای فرهنگ سازمانی و تناسب فرهنگی و نگرشی با نامزدهای استخدامی یا ارتقا به مناصب مدیریتی خود پیدا کنند.
در این مصاحبهها، سوالاتی طراحی میشود که به طور مستقیم به تجربیات و زیست فرد در سالهای گذشته و نوع نگاه او به زندگی مرتبط است. سوالاتی مانند: "چگونه با چالشهای بزرگ در زندگی شخصی و حرفهای خود برخورد کردهاید؟" یا: "چه ارزشها و اصولی برای شما در محیط کار اهمیت دارند؟" میتوانند به درک عمیقتری از ایدئولوژی و نگرشهای فرد کمک کنند. این سوالات نهتنها به تواناییهای حرفهای فرد اشاره دارند، بلکه به مفاهیم عمیقتری مانند تعهد، استقامت، ارزشها و تطابق فرهنگی نیز پرداخته میشود.
تحلیل و واکاوی زیست فرد در سالهای گذشته میتواند به سازمانها کمک کند تا افرادی را شناسایی کنند که نه تنها مهارتهای لازم را دارند، بلکه با فرهنگ و ارزشهای سازمانی نیز همخوانی دارند. برای مثال، فردی که توانسته است با موفقیت از پس چالشهای بزرگ برآید، احتمالاً دارای مهارتهای مدیریت بحران، استقامت و عزتنفس بیشتری است که برای موفقیت در محیطهای کاری پیچیده و پویا ضروری است. علاوه بر این، تحلیل تجربیات گذشته میتواند به سازمانها کمک کند تا استعدادهایی را شناسایی کنند که از پتانسیل بالایی برای رشد و توسعه برخوردارند.
این نوع مصاحبهها همچنین به فرد مصاحبهشونده این فرصت را میدهد تا درک بیشتری از ارزشها و فرهنگ سازمانی به دست آورد و بداند که آیا این سازمان یا پست مقصد موردنظر با ایدئولوژی و نگرشهای او همخوانی دارد یا خیر؟
این فرآیند میتواند به کاهش نرخ ترک خدمت و افزایش رضایت شغلی کمک کند، زیرا افراد در محیطهایی کار خواهند کرد که با ارزشها و باورهای شخصی آنها همخوانی دارد. به این ترتیب، این مصاحبهها به ایجاد یک تناسب فرهنگی بهتر و ارتقای سطح همکاری و همافزایی و کاهش هزینههای انتخابها در سازمان منجر میشوند.
در پایان، انجام مصاحبههایی که به جای صرفاً سنجش شایستگی، به تحلیل زیست گذشته و نگرشهای فرد میپردازند، به سازمانها این امکان را میدهد تا فراتر از مهارتهای فنی، به جنبههای انسانی و فرهنگی کارمندان خود نیز توجه کنند. این رویکرد جامعنگر میتواند به ایجاد تیمهای کاری متعهدتر و موفقتر منجر شود و پایههای فرهنگ سازمانی قویتر و پویاتری را بنا نهد.
🖋 مهدی دهقان
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ هشت ضرب المثل مدیریتی:
۱- قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
۲- اگر می خواهی جوجههایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخممرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
۳- یک خرگوش احمق، برای لانهی خود سه ورودی تعبیه میکند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم میکند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آنها ببندی
۴- هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
تفسیر: معادل فارسی اش می شود ، اگر در دیدهی مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.
۵- بشکهی خالی بلندترین صدا را ایجاد میکند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.
۶- برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم مرغ شکست.
تفسیر: بدون صرف هزینه به نتیجه مطلوب دست نخواهی یافت
۷- هر که چاقوی بزرگی در دست دارد، لزوماً آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.
۸- اگر می خواهی جای رئیس ات بشینی پس هلش بده بره بالا
تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن.
۱- قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
۲- اگر می خواهی جوجههایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخممرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
۳- یک خرگوش احمق، برای لانهی خود سه ورودی تعبیه میکند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم میکند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آنها ببندی
۴- هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
تفسیر: معادل فارسی اش می شود ، اگر در دیدهی مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.
۵- بشکهی خالی بلندترین صدا را ایجاد میکند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.
۶- برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم مرغ شکست.
تفسیر: بدون صرف هزینه به نتیجه مطلوب دست نخواهی یافت
۷- هر که چاقوی بزرگی در دست دارد، لزوماً آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.
۸- اگر می خواهی جای رئیس ات بشینی پس هلش بده بره بالا
تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
BEST BRANDS GLOBALITY
2006- 2024
2006- 2024
✳️ کتاب «آزادی»نوشته آنگلا مرکل ۲۷ نوامبر ( ۷ آذر) همزمان به ۳۰ زبان مختلف ترجمه و وارد بازار شد.
✅ آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان، در کتاب تازه خود روایت ۱۶ سال حضور در قدرت را به رشته تحریر در آورده و در آن از جزئيات ملاقاتهایش با رهبران جهان پرده برداشته است.
این سیاستمدار ۷۰ ساله در کتاب خود به نام «آزادی» تقریبا از تمام تصمیماتش در دوران رهبری آلمان دفاع کرده و آنها را در زمان خود درست ارزیابی میکند. از سیاستهایش در دوران هجوم پناهجویان از سوریه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ تا تا رویکردهایش در قبال ولادمیر پوتین و دونالد ترامپ.
خانم مرکل در این کتاب گاهی هم طنز را چاشنی روایتهایش کرده تا دنبال کردن کتاب برای خواننده جذابتر شود. این کتاب روز چهارشنبه هفتم آذر همزمان به ۳۰ زبان مختلف ترجمه و وارد بازار ارائه شد.
🔺ماجرای سگ پوتین
صدراعظم پیشین آلمان در این کتاب چندین بار درباره سیاستهایش در قبال روسیه و ولادمیر پوتین صحبت کرده است. او میگوید پوتین عادت داشته که برای حضور در جلسات مذاکره دیرتر بیاید تا مهمان خود را معطل کند. مرکل همچنین ماجرای ورود سگ پوتین برای ترساندن صدراعظم آلمان را روایت کرده که بر اساس آن رئيسجمهور روسیه در سوچی در سال ۲۰۰۷ تصمیم گرفت که به صورت ناگهانی سگ سیاه بزرگ نژاد لابرادور خود را وارد اتاق ملاقات با رهبر آلمان کند. مرکل با اشاره به آن ماجرا اضافه میکند: «با اینکه پوتین میدانسته من از سگ میترسم چنین کاری کرد اما من تصمیم گرفتم آنرا نادیده بگیرم و در ادامه هم کلمهای به پوتین نگفتم.»
مرکل این رفتارهای پوتین را «بچهگانه» خوانده که رهبر روسیه قصد داشته است با آن قدرت خود را به دیگران نشان دهد. قدرتنمایی که از مسیر آزار دیگران حاصل میشود.
صدراعظم پیشین آلمان با اینحال تأکید میکند که روسیه همراه با ایالات متحده دو قدرت اصلی هستهای در جهان هستند و همواره باید تماسها با مسکو برقرار بماند. او در همین رابطه مخالفتهایش با اعطای وضعیت نامزدی پیوستن به اوکراین در ناتو را همچنان درست میداند. او که در نشست این پیمان در سال ۲۰۰۸ در پایتخت رومانی با این درخواست کییف مخالفت کرده بود میگوید تصور اینکه اعطای وضعیت نامزدی به اوکراین میتوانست کییف را از خطر تجاوزات پوتین در امان نگه دارد توهمی بیش نبوده است
🔺روابط سرد با ترامپ، گرم با اوباما
مرکل در کتاب «آزادی» خود روایتهای قابل توجهی از برخوردهایش با باراک اوباما و دونالد ترامپ به رشته تحریر در آورده است. او روابطش با اوباما را «گرم و حرفهای و بر مبنای تبادل نظرها بر پایه احترام دوجانبه» توصیف میکند.
خانم مرکل مینویسد که در سال ۲۰۰۸ رئیسجمهور وقت آمریکا در نخستین دیدارش پس از ورود به کاخ سفید به صدراعظم آلمان اطمینان داده که همکاری خوبی میان واشینگتن و برلین برقرار خواهد بود. او همچنین مینویسد که در سال ۲۰۱۶ اوباما پیش از تصمیم مرکل برای دوره چهارم صدراعظمی به او توصیه کرده بود که همچنان در قدرت بماند چرا که به گفته رئيسجمهور ایالات متحده، اروپا همچنان به او نیاز دارد.
🔺در مقابل، تجربه روابط مرکل با ترامپ بسیار متفاوت بوده است. صدراعظم پیشین آلمان ترامپ را فردی توصیف میکند که اساس همه چیز برایش برد و باخت است و ذهنیتی مانند یک معاملاتی املاک و مستغلات دارد. مرکل میگوید رفتارهای ترامپ به او ثابت کرد که نمیتوان با او بر سر ارزشهای مشترک کار کرد چرا که او تنها به منافع خود فکر میکند.او همچنین مینویسد که برای مقابله با چالشهای ترامپ حتی از پاپ فرانسیس هم مشورت گرفته که رهبر واتیکان به او توصیه کرده انعطافپذیر باشد اما از اصول خود عدول نکند.
ماجرای نخستین دیدار خانم مرکل با دونالد ترامپ هم از دیگر بخشهای این کتاب است. جایی که او نقل میکند در مارس ۲۰۱۷ در کاخ سفید وقتی عکاسان فریاد زدهاند لطفا با یکدیگر دست بدهید، مرکل به آرامی از ترامپ میپرسد؟ «آیا میخواهید دست بدهید» که ترامپ واکنشی نشان نمیدهد و با دستان در هم گره خورده به جلو خیره میشود.
🔺صدراعظم پیشین آلمان در کتاب «آزادی» همچنین نقل قول میکند که پوتین، ترامپ را مجذوب خود کرده بود و به باور او ترامپ جذب سیاستمدارانی میشده که ویژگیهای استبدادی و دیکتاتوری دارند.
برگزیت و عذاب وجدان مرکل
آنگلا مرکل در کتاب خود همچنین به ماجرای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا میپردازد و برگزیت را نمونهای از تبعات یک اشتباه محاسباتی معرفی میکند. او همچین افزوده: این پرسش مردم که آیا باید امتیاز بیشتری به بریتانیا میداد تا این کشور در اتحادیه اروپا بماند همواره او را عذاب میداده است.
✅ آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان، در کتاب تازه خود روایت ۱۶ سال حضور در قدرت را به رشته تحریر در آورده و در آن از جزئيات ملاقاتهایش با رهبران جهان پرده برداشته است.
این سیاستمدار ۷۰ ساله در کتاب خود به نام «آزادی» تقریبا از تمام تصمیماتش در دوران رهبری آلمان دفاع کرده و آنها را در زمان خود درست ارزیابی میکند. از سیاستهایش در دوران هجوم پناهجویان از سوریه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ تا تا رویکردهایش در قبال ولادمیر پوتین و دونالد ترامپ.
خانم مرکل در این کتاب گاهی هم طنز را چاشنی روایتهایش کرده تا دنبال کردن کتاب برای خواننده جذابتر شود. این کتاب روز چهارشنبه هفتم آذر همزمان به ۳۰ زبان مختلف ترجمه و وارد بازار ارائه شد.
🔺ماجرای سگ پوتین
صدراعظم پیشین آلمان در این کتاب چندین بار درباره سیاستهایش در قبال روسیه و ولادمیر پوتین صحبت کرده است. او میگوید پوتین عادت داشته که برای حضور در جلسات مذاکره دیرتر بیاید تا مهمان خود را معطل کند. مرکل همچنین ماجرای ورود سگ پوتین برای ترساندن صدراعظم آلمان را روایت کرده که بر اساس آن رئيسجمهور روسیه در سوچی در سال ۲۰۰۷ تصمیم گرفت که به صورت ناگهانی سگ سیاه بزرگ نژاد لابرادور خود را وارد اتاق ملاقات با رهبر آلمان کند. مرکل با اشاره به آن ماجرا اضافه میکند: «با اینکه پوتین میدانسته من از سگ میترسم چنین کاری کرد اما من تصمیم گرفتم آنرا نادیده بگیرم و در ادامه هم کلمهای به پوتین نگفتم.»
مرکل این رفتارهای پوتین را «بچهگانه» خوانده که رهبر روسیه قصد داشته است با آن قدرت خود را به دیگران نشان دهد. قدرتنمایی که از مسیر آزار دیگران حاصل میشود.
صدراعظم پیشین آلمان با اینحال تأکید میکند که روسیه همراه با ایالات متحده دو قدرت اصلی هستهای در جهان هستند و همواره باید تماسها با مسکو برقرار بماند. او در همین رابطه مخالفتهایش با اعطای وضعیت نامزدی پیوستن به اوکراین در ناتو را همچنان درست میداند. او که در نشست این پیمان در سال ۲۰۰۸ در پایتخت رومانی با این درخواست کییف مخالفت کرده بود میگوید تصور اینکه اعطای وضعیت نامزدی به اوکراین میتوانست کییف را از خطر تجاوزات پوتین در امان نگه دارد توهمی بیش نبوده است
🔺روابط سرد با ترامپ، گرم با اوباما
مرکل در کتاب «آزادی» خود روایتهای قابل توجهی از برخوردهایش با باراک اوباما و دونالد ترامپ به رشته تحریر در آورده است. او روابطش با اوباما را «گرم و حرفهای و بر مبنای تبادل نظرها بر پایه احترام دوجانبه» توصیف میکند.
خانم مرکل مینویسد که در سال ۲۰۰۸ رئیسجمهور وقت آمریکا در نخستین دیدارش پس از ورود به کاخ سفید به صدراعظم آلمان اطمینان داده که همکاری خوبی میان واشینگتن و برلین برقرار خواهد بود. او همچنین مینویسد که در سال ۲۰۱۶ اوباما پیش از تصمیم مرکل برای دوره چهارم صدراعظمی به او توصیه کرده بود که همچنان در قدرت بماند چرا که به گفته رئيسجمهور ایالات متحده، اروپا همچنان به او نیاز دارد.
🔺در مقابل، تجربه روابط مرکل با ترامپ بسیار متفاوت بوده است. صدراعظم پیشین آلمان ترامپ را فردی توصیف میکند که اساس همه چیز برایش برد و باخت است و ذهنیتی مانند یک معاملاتی املاک و مستغلات دارد. مرکل میگوید رفتارهای ترامپ به او ثابت کرد که نمیتوان با او بر سر ارزشهای مشترک کار کرد چرا که او تنها به منافع خود فکر میکند.او همچنین مینویسد که برای مقابله با چالشهای ترامپ حتی از پاپ فرانسیس هم مشورت گرفته که رهبر واتیکان به او توصیه کرده انعطافپذیر باشد اما از اصول خود عدول نکند.
ماجرای نخستین دیدار خانم مرکل با دونالد ترامپ هم از دیگر بخشهای این کتاب است. جایی که او نقل میکند در مارس ۲۰۱۷ در کاخ سفید وقتی عکاسان فریاد زدهاند لطفا با یکدیگر دست بدهید، مرکل به آرامی از ترامپ میپرسد؟ «آیا میخواهید دست بدهید» که ترامپ واکنشی نشان نمیدهد و با دستان در هم گره خورده به جلو خیره میشود.
🔺صدراعظم پیشین آلمان در کتاب «آزادی» همچنین نقل قول میکند که پوتین، ترامپ را مجذوب خود کرده بود و به باور او ترامپ جذب سیاستمدارانی میشده که ویژگیهای استبدادی و دیکتاتوری دارند.
برگزیت و عذاب وجدان مرکل
آنگلا مرکل در کتاب خود همچنین به ماجرای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا میپردازد و برگزیت را نمونهای از تبعات یک اشتباه محاسباتی معرفی میکند. او همچین افزوده: این پرسش مردم که آیا باید امتیاز بیشتری به بریتانیا میداد تا این کشور در اتحادیه اروپا بماند همواره او را عذاب میداده است.
👍3
او اشاره میکند که تلاش کرده تا در آن دوران به دیوید کامرون نخستوزیر وقت بریتانیا کمک کند تا بتواند با فشار منتقدان اتحادیه اروپا در آن کشور مقابله کند اما در نهایت به این نتیجه رسیده که بازیگر خارجی نمیتوانسته مداخله موثری در فرآیند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا انجام دهد.
🔺صدراعظم پیشین آلمان همچنین خروج بریتانیا را یک تحقیر برای سایر اعضای اتحادیه توصیف کرده است.
آنگلا مرکل در ۲۰۲۱ پس از ۱۶ سال حضور در قدرت از سمت خود کنارهگیری کرد و در این سالها دیگر به صحنه سیاست بازنگشته است.
🔺صدراعظم پیشین آلمان همچنین خروج بریتانیا را یک تحقیر برای سایر اعضای اتحادیه توصیف کرده است.
آنگلا مرکل در ۲۰۲۱ پس از ۱۶ سال حضور در قدرت از سمت خود کنارهگیری کرد و در این سالها دیگر به صحنه سیاست بازنگشته است.
👍2
✳️ دامپینگ چیست؟
✅ دامپینگ عبارت است از صادرات یک کالا با قیمت کمتر از هزینههای تمام شده یا به عبارتی دیگر فروش کالا در خارج به قیمتی کمتر از قیمت داخلی.
🔻از نظر تقسیم بندی ٣ نوع دامپینگ وجود دارد که از عبارتند از:
🔸دامپینگ مستمر یا دائمی
دامپینگ مستمر یا دائمی تمایل یک انحصارگر داخلی برای حداکثر کردن سود خود با فروش کالا به قیمتی بالا در بازار داخلی که فاقد محدودیتهای تجاری یا هزینههای حملونقل است نسبت به قیمت خارجی که تحتتأثیر رقبای قدرتمند خارجی است ناشی میشود در این مورد میشود بازار خودرو در ایران را مثال زد که مثلا قیمت خودروهای ایرانی در بازارهای خارجی بهمراتب پایینتر از قیمت همان خودروها در ایران است یا حتی شرکت سامسونگ که زمانی گوشیهای موبایل خود را ۲۵ درصد ارزانتر در ایران نسبت به کشور خود میفروخت.
🔸دامپینگ مخرب یا غارتگر
دامپینگ مخرب یا غارتگر عبارت است از فروش موقتی کالا در خارج به قیمت کمتر از قیمت داخل یا حتی با ضرر و فروش آن به قیمت کمتر از هزینههای تولید برای بیرون راندن رقبای دیگر و یا از بین بردن صنعت داخلی یک کشور. بنابراین بعد از بیرقیب شدن در بازار کالای مذکور قیمتها جهت کسب سود حاصل از قدرت انحصاری بالا میرود. بهعنوان مثال میشود از اقدام شرکتهای چینی در بازار پوشاک و سایر کالاها را نام برد.
🔸دامپینگ تصادفی
دامپینگ تصادفی، عبارت است از فروش اتفاقی یک کالا در بازار خارجی به قیمت کمتر از بازار داخلی برای تخلیه مازاد پیشبینی نشده کالاها به این دلیل که این مازاد باعث کاهش قیمت در بازار داخلی نشود، در واقع زمانی که اضافه تولید فروخته شد دامپینگ متوقف میشود.
🔸ایجاد محدودیتهای تجاری در بازار رقابتی ناسالم جهت حمایت از صنایع داخلی مجاز شناخته شده است. این محدودیتها اغلب بهصورت عوارض ضددامپینگ و یا تهدید به وضع این عوارض خود را نشان میدهد.به هر حال تعیین نوع دامپینگ مشکل است و تولیدکنندگان در مقابل هر نوع دامپینگی از بازار داخلی حمایت میکنند.با این کار واردات محدود میشود و تولید و سود عرضهکنندگان داخلی افزایش مییابد.امکان دارد در دامپینگ مستمر یا تصادفی سودی که بابت پایین بودن قیمت نصیب مصرفکننده میشود بیش از زیانی باشد که تولیدکننده میبیند.
🔸طی دهه 90 ژاپن اقدام به دامپینگ در قیمت محصولاتی چون تلویزیون و فولاد در بازار آمریکا و محصولاتی مثل اتومبیل و فولاد در بازار اروپا کرده است.بسیاری از کشورهای صنعتی مانند کشورهای عضو اتحادیه اروپا در نظر دارند از دامپینگ مستمر برای مازاد محصولات کشاورزی خود استفاده کنند.اگر استفاده از دامپینگ از طرف یک کشور یا شرکت اثبات شود کشور یا شرکت مزبور اقدام به افزایش قیمت خود خواهد کرد. مانند آنچه در سال ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ از شرکت فولکس واگن آلمان و تولیدکنندگان تلویزیون ژاپنی دیده شد تا با سیاستهای ضددامپینگ مواجه نشوند.
🔸در سال ۱۹۷۸ دولت آمریکا یک مکانیسم شلیک قیمت را معرفی کرد با وجود چنین مکانیسمی هزینه فولادی که به آمریکا وارد میشود پایینتر از کمترین هزینه تولیدکنندگان خارجی مانند کره در اواخر دهه 80 خواهد بود.چنانچه دامپینگ کشف شود دولت آمریکا یک معافیت مالیاتی برای تولیدکنندگان داخلی صنعت فولاد در نظر میگیرد و این کار باعث میشود که قیمت فولاد وارداتی برابر با پایینترین هزینه تولید در داخل کشور شود.
كانال قواعدبازی
✅ دامپینگ عبارت است از صادرات یک کالا با قیمت کمتر از هزینههای تمام شده یا به عبارتی دیگر فروش کالا در خارج به قیمتی کمتر از قیمت داخلی.
🔻از نظر تقسیم بندی ٣ نوع دامپینگ وجود دارد که از عبارتند از:
🔸دامپینگ مستمر یا دائمی
دامپینگ مستمر یا دائمی تمایل یک انحصارگر داخلی برای حداکثر کردن سود خود با فروش کالا به قیمتی بالا در بازار داخلی که فاقد محدودیتهای تجاری یا هزینههای حملونقل است نسبت به قیمت خارجی که تحتتأثیر رقبای قدرتمند خارجی است ناشی میشود در این مورد میشود بازار خودرو در ایران را مثال زد که مثلا قیمت خودروهای ایرانی در بازارهای خارجی بهمراتب پایینتر از قیمت همان خودروها در ایران است یا حتی شرکت سامسونگ که زمانی گوشیهای موبایل خود را ۲۵ درصد ارزانتر در ایران نسبت به کشور خود میفروخت.
🔸دامپینگ مخرب یا غارتگر
دامپینگ مخرب یا غارتگر عبارت است از فروش موقتی کالا در خارج به قیمت کمتر از قیمت داخل یا حتی با ضرر و فروش آن به قیمت کمتر از هزینههای تولید برای بیرون راندن رقبای دیگر و یا از بین بردن صنعت داخلی یک کشور. بنابراین بعد از بیرقیب شدن در بازار کالای مذکور قیمتها جهت کسب سود حاصل از قدرت انحصاری بالا میرود. بهعنوان مثال میشود از اقدام شرکتهای چینی در بازار پوشاک و سایر کالاها را نام برد.
🔸دامپینگ تصادفی
دامپینگ تصادفی، عبارت است از فروش اتفاقی یک کالا در بازار خارجی به قیمت کمتر از بازار داخلی برای تخلیه مازاد پیشبینی نشده کالاها به این دلیل که این مازاد باعث کاهش قیمت در بازار داخلی نشود، در واقع زمانی که اضافه تولید فروخته شد دامپینگ متوقف میشود.
🔸ایجاد محدودیتهای تجاری در بازار رقابتی ناسالم جهت حمایت از صنایع داخلی مجاز شناخته شده است. این محدودیتها اغلب بهصورت عوارض ضددامپینگ و یا تهدید به وضع این عوارض خود را نشان میدهد.به هر حال تعیین نوع دامپینگ مشکل است و تولیدکنندگان در مقابل هر نوع دامپینگی از بازار داخلی حمایت میکنند.با این کار واردات محدود میشود و تولید و سود عرضهکنندگان داخلی افزایش مییابد.امکان دارد در دامپینگ مستمر یا تصادفی سودی که بابت پایین بودن قیمت نصیب مصرفکننده میشود بیش از زیانی باشد که تولیدکننده میبیند.
🔸طی دهه 90 ژاپن اقدام به دامپینگ در قیمت محصولاتی چون تلویزیون و فولاد در بازار آمریکا و محصولاتی مثل اتومبیل و فولاد در بازار اروپا کرده است.بسیاری از کشورهای صنعتی مانند کشورهای عضو اتحادیه اروپا در نظر دارند از دامپینگ مستمر برای مازاد محصولات کشاورزی خود استفاده کنند.اگر استفاده از دامپینگ از طرف یک کشور یا شرکت اثبات شود کشور یا شرکت مزبور اقدام به افزایش قیمت خود خواهد کرد. مانند آنچه در سال ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ از شرکت فولکس واگن آلمان و تولیدکنندگان تلویزیون ژاپنی دیده شد تا با سیاستهای ضددامپینگ مواجه نشوند.
🔸در سال ۱۹۷۸ دولت آمریکا یک مکانیسم شلیک قیمت را معرفی کرد با وجود چنین مکانیسمی هزینه فولادی که به آمریکا وارد میشود پایینتر از کمترین هزینه تولیدکنندگان خارجی مانند کره در اواخر دهه 80 خواهد بود.چنانچه دامپینگ کشف شود دولت آمریکا یک معافیت مالیاتی برای تولیدکنندگان داخلی صنعت فولاد در نظر میگیرد و این کار باعث میشود که قیمت فولاد وارداتی برابر با پایینترین هزینه تولید در داخل کشور شود.
كانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چرا اقتصاد برای ما اولویت نیست؟
✅ چه در داخل یک کشور و چه در روابط خارجی آن، رشد و توسعه اقتصادی تابع share کردن (سهیم کردن) است و share کردن فعلاً در DNA ما نیست. طبعِ صیقل نیافته بشر، تسلطِ بر دیگران و کنترل کردن آن ها را دوست دارد و بلکه از آن بسیار لذت می برد. طبع بشر وقتی مجبور باشد، خواسته های خود را محدود می کند. غرب از طریق اصل تفکیک قوا، قوۀ قضائیه مستقل، نظام حقوقی فراگیر و قانون گرایی، share کردن را نه تنها به یک امر ضروری بلکه اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است.
🔺چین به واسطۀ فرهنگِ کنفوسیوسی از یک سو و اجبار به صورت هرمی از سوی دیگر، مردم خود را مجبور کرده تا در پیشرفت امور، روحیه Share کردن داشته باشند. در غرب، ترس از قانون و در چین ترس از حکومت، مردم را به سوی share کردن سوق می دهد. دو سیستمِ غربی و چینی، دو نماد از مدیریتِ طبعِ بشر را به نمایش می گذارند.
🔺رشد و توسعه اقتصادی کاری جمعی است. تمام نهادهایی که کار می کنند تا کالایی ساخته شود باید باهم هماهنگ باشند. بانکها باید به ضرورت های کار تولیدی و ارائه خدمات از طرف بخش خصوصی حساس باشند. بخش خصوصی باید کارآمد باشد و پروژه ها را حتی المقدور تا سه سال(عرف جهانی) تمام کند تا بانک به اصل و سود پول خود برسد. بنادر، فرودگاه ها، گمرک و نظام مالیاتی باید در تسهیل فعالیت بخش خصوصی به زمان حساس باشند.
نهادهای سیاست گذار نیز به نیازهای تولید کننده و ارائه کنندگان خدمات، توجه روزمره داشته باشند. هم دولت به بخش خصوصی نیاز دارد و هم بخش خصوصی به دولت. اخیراً دولت بایدن طی مطالعه ای یک ساله متوجه شد دولت چین از طریق موسسات کنفوسیوس شناسی در دانشگاه های آمریکا، پروژه های مشترک در حوزه های فناوری و مهندسی را در داخل همان دانشگاه ها با تزریق منابع مالی و کار جمعی میان اساتید چینی و آمریکایی پیش می برد.
دولت بایدن سپس لایحه ای را به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا رساند که اگر دانشگاهی با چین، همکاری در حوزۀ فناوری داشته باشد، از دریافت کمک های مالی و پروژه های دولت فدرال آمریکا محروم خواهد شد. از 113 دانشگاه آمریکایی که پروژه های مشترک از طریقِ موسسات کنفوسیوس شناسی با چین داشتند، 79 دانشگاه برنامههای خود را با چین تعطیل کردند ولی 34 دانشگاه آن را حفظ نمودند.
🔺نکتۀ حائزاهمیت در این است که دولت آمریکا نمیتواند به دانشگاهی دستور دهد تا با یک دانشگاه خارجی همکاری کند یا خیر. بلکه می تواند صرفاً آن را از امکانات خود محروم کند. در این بحث، حریم خصوصی-دولتی و نقشِ قانون گذاری بسیار اهمیت دارد به طوری که دولت، حتی مانع share کردن یک دانشگاه با دولت رقیبی مانند چین نمی شود بلکه آنچه که امنیت ملی خطاب می کند را محافظت می کند.
ادامه مطلب؛
telegra.ph/sariolghalam-04-17
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چه در داخل یک کشور و چه در روابط خارجی آن، رشد و توسعه اقتصادی تابع share کردن (سهیم کردن) است و share کردن فعلاً در DNA ما نیست. طبعِ صیقل نیافته بشر، تسلطِ بر دیگران و کنترل کردن آن ها را دوست دارد و بلکه از آن بسیار لذت می برد. طبع بشر وقتی مجبور باشد، خواسته های خود را محدود می کند. غرب از طریق اصل تفکیک قوا، قوۀ قضائیه مستقل، نظام حقوقی فراگیر و قانون گرایی، share کردن را نه تنها به یک امر ضروری بلکه اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است.
🔺چین به واسطۀ فرهنگِ کنفوسیوسی از یک سو و اجبار به صورت هرمی از سوی دیگر، مردم خود را مجبور کرده تا در پیشرفت امور، روحیه Share کردن داشته باشند. در غرب، ترس از قانون و در چین ترس از حکومت، مردم را به سوی share کردن سوق می دهد. دو سیستمِ غربی و چینی، دو نماد از مدیریتِ طبعِ بشر را به نمایش می گذارند.
🔺رشد و توسعه اقتصادی کاری جمعی است. تمام نهادهایی که کار می کنند تا کالایی ساخته شود باید باهم هماهنگ باشند. بانکها باید به ضرورت های کار تولیدی و ارائه خدمات از طرف بخش خصوصی حساس باشند. بخش خصوصی باید کارآمد باشد و پروژه ها را حتی المقدور تا سه سال(عرف جهانی) تمام کند تا بانک به اصل و سود پول خود برسد. بنادر، فرودگاه ها، گمرک و نظام مالیاتی باید در تسهیل فعالیت بخش خصوصی به زمان حساس باشند.
نهادهای سیاست گذار نیز به نیازهای تولید کننده و ارائه کنندگان خدمات، توجه روزمره داشته باشند. هم دولت به بخش خصوصی نیاز دارد و هم بخش خصوصی به دولت. اخیراً دولت بایدن طی مطالعه ای یک ساله متوجه شد دولت چین از طریق موسسات کنفوسیوس شناسی در دانشگاه های آمریکا، پروژه های مشترک در حوزه های فناوری و مهندسی را در داخل همان دانشگاه ها با تزریق منابع مالی و کار جمعی میان اساتید چینی و آمریکایی پیش می برد.
دولت بایدن سپس لایحه ای را به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا رساند که اگر دانشگاهی با چین، همکاری در حوزۀ فناوری داشته باشد، از دریافت کمک های مالی و پروژه های دولت فدرال آمریکا محروم خواهد شد. از 113 دانشگاه آمریکایی که پروژه های مشترک از طریقِ موسسات کنفوسیوس شناسی با چین داشتند، 79 دانشگاه برنامههای خود را با چین تعطیل کردند ولی 34 دانشگاه آن را حفظ نمودند.
🔺نکتۀ حائزاهمیت در این است که دولت آمریکا نمیتواند به دانشگاهی دستور دهد تا با یک دانشگاه خارجی همکاری کند یا خیر. بلکه می تواند صرفاً آن را از امکانات خود محروم کند. در این بحث، حریم خصوصی-دولتی و نقشِ قانون گذاری بسیار اهمیت دارد به طوری که دولت، حتی مانع share کردن یک دانشگاه با دولت رقیبی مانند چین نمی شود بلکه آنچه که امنیت ملی خطاب می کند را محافظت می کند.
ادامه مطلب؛
telegra.ph/sariolghalam-04-17
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegraph
چرا اقتصاد برای ما اولویت نیست؟
چه در داخل یک کشور و چه در روابط خارجی آن، رشد و توسعه اقتصادی تابع share کردن (سهیم کردن) است و share کردن فعلاً در DNA ما نیست. طبعِ صیقل نیافته بشر، تسلطِ بر دیگران و کنترل کردن آن ها را دوست دارد و بلکه از آن بسیار لذت می برد. طبع بشر وقتی مجبور باشد،…
❤1
✳️ انطباق استراتژی فردی مدیران با استراتژی سازمان
✅ انطباق استراتژی فردی با استراتژی سازمانی یکی از کلیدهای موفقیت در دستیابی به اهداف سازمانی است. این فرآیند به معنای همسو کردن اهداف، توانمندیها و اقدامات افراد با جهتگیریهای کلی سازمان است تا هر دو طرف بتوانند به اهداف خود دست یابند.
📌 اهمیت انطباق استراتژی فردی و سازمانی
▪︎افزایش بهرهوری: وقتی افراد اهداف و ارزشهای خود را با سازمان همسو میکنند، انگیزه بیشتری برای انجام کار با کیفیت بالا خواهند داشت.
کاهش تعارضها: هماهنگی بین نیازهای فردی و سازمانی از ایجاد تعارضهای داخلی جلوگیری میکند.
▪︎تحقق اهداف بلندمدت سازمان: با انطباق افراد و سازمان، دستیابی به چشماندازهای بزرگتر ممکنتر میشود.
مراحل انطباق استراتژی فردی با استراتژی سازمانی
📌شفافسازی اهداف سازمانی:
سازمان باید مأموریت، چشمانداز و استراتژیهای خود را بهصورت شفاف به کارکنان منتقل کند.
ابزارهایی مانند جلسات تیمی، بیانیههای مأموریت و بروزرسانیهای منظم میتوانند مفید باشند.
📌تعیین اهداف فردی و تطبیق آنها با سازمان:
اهداف فردی هر کارمند باید مشخص شود.
مدیران میتوانند با کمک ابزارهایی مثل مدل SMART (اهداف خاص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندیشده) به افراد در تعریف اهداف کمک کنند.
📌ایجاد تعهد دوطرفه:
تعهد کارکنان به تحقق اهداف سازمانی از طریق ارتباط روشن و توافق بر سر وظایف تقویت میشود.
در مقابل، سازمان نیز باید فرصت رشد و یادگیری برای افراد فراهم کند.
📌ارزیابی و بازخورد مستمر:
سازمان باید عملکرد کارکنان را در رابطه با انطباق با اهداف بررسی کرده و بازخورد دهد.
بازخوردها میتوانند به کارکنان در تنظیم مجدد استراتژیهای فردی کمک کنند.
📌تسهیل توسعه فردی:
از طریق برنامههای آموزشی، منتورینگ و توسعه مهارتها، کارکنان میتوانند استراتژیهای خود را با نیازهای سازمان همسو کنند.
📌ابزارها و تکنیکها برای انطباق استراتژیها
مدل کارت امتیازی متوازن (BSC): ابزار مدیریت استراتژیک برای تطبیق اهداف فردی و سازمانی.
نقشه مسیر شغلی: کمک به کارکنان برای درک چگونگی پیشرفت شغلی در راستای اهداف سازمان.
جلسات همسوسازی (Alignment Meetings): بررسی دورهای عملکرد و انطباق کارکنان با اهداف سازمان.
📌نتیجهگیری
انطباق استراتژی فردی با استراتژی سازمانی زمانی موفق خواهد بود که هر دو طرف به ارزشها، اهداف و نیازهای یکدیگر احترام بگذارند. ایجاد فضای ارتباطی باز، فرصتهای توسعه و بازبینی مداوم اهداف، از عناصر کلیدی برای دستیابی به این هماهنگی است.
ایران استراتژیست
✅ انطباق استراتژی فردی با استراتژی سازمانی یکی از کلیدهای موفقیت در دستیابی به اهداف سازمانی است. این فرآیند به معنای همسو کردن اهداف، توانمندیها و اقدامات افراد با جهتگیریهای کلی سازمان است تا هر دو طرف بتوانند به اهداف خود دست یابند.
📌 اهمیت انطباق استراتژی فردی و سازمانی
▪︎افزایش بهرهوری: وقتی افراد اهداف و ارزشهای خود را با سازمان همسو میکنند، انگیزه بیشتری برای انجام کار با کیفیت بالا خواهند داشت.
کاهش تعارضها: هماهنگی بین نیازهای فردی و سازمانی از ایجاد تعارضهای داخلی جلوگیری میکند.
▪︎تحقق اهداف بلندمدت سازمان: با انطباق افراد و سازمان، دستیابی به چشماندازهای بزرگتر ممکنتر میشود.
مراحل انطباق استراتژی فردی با استراتژی سازمانی
📌شفافسازی اهداف سازمانی:
سازمان باید مأموریت، چشمانداز و استراتژیهای خود را بهصورت شفاف به کارکنان منتقل کند.
ابزارهایی مانند جلسات تیمی، بیانیههای مأموریت و بروزرسانیهای منظم میتوانند مفید باشند.
📌تعیین اهداف فردی و تطبیق آنها با سازمان:
اهداف فردی هر کارمند باید مشخص شود.
مدیران میتوانند با کمک ابزارهایی مثل مدل SMART (اهداف خاص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندیشده) به افراد در تعریف اهداف کمک کنند.
📌ایجاد تعهد دوطرفه:
تعهد کارکنان به تحقق اهداف سازمانی از طریق ارتباط روشن و توافق بر سر وظایف تقویت میشود.
در مقابل، سازمان نیز باید فرصت رشد و یادگیری برای افراد فراهم کند.
📌ارزیابی و بازخورد مستمر:
سازمان باید عملکرد کارکنان را در رابطه با انطباق با اهداف بررسی کرده و بازخورد دهد.
بازخوردها میتوانند به کارکنان در تنظیم مجدد استراتژیهای فردی کمک کنند.
📌تسهیل توسعه فردی:
از طریق برنامههای آموزشی، منتورینگ و توسعه مهارتها، کارکنان میتوانند استراتژیهای خود را با نیازهای سازمان همسو کنند.
📌ابزارها و تکنیکها برای انطباق استراتژیها
مدل کارت امتیازی متوازن (BSC): ابزار مدیریت استراتژیک برای تطبیق اهداف فردی و سازمانی.
نقشه مسیر شغلی: کمک به کارکنان برای درک چگونگی پیشرفت شغلی در راستای اهداف سازمان.
جلسات همسوسازی (Alignment Meetings): بررسی دورهای عملکرد و انطباق کارکنان با اهداف سازمان.
📌نتیجهگیری
انطباق استراتژی فردی با استراتژی سازمانی زمانی موفق خواهد بود که هر دو طرف به ارزشها، اهداف و نیازهای یکدیگر احترام بگذارند. ایجاد فضای ارتباطی باز، فرصتهای توسعه و بازبینی مداوم اهداف، از عناصر کلیدی برای دستیابی به این هماهنگی است.
ایران استراتژیست
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه