✳️ چطور "فیل🐘 محل کار" را کوچک کنیم؟
✅ در هر سازمانی، گاهی موضوعاتی به وجود میآیند که هیچکس جرأت پرداختن به آنها را ندارد؛ انگار «فیل» بزرگی در اتاق نشسته و همه امیدوارند کسی پیدا شود که آن را رام کند.
این اختلافات خاموش، تنشها را بالا میبرند و روی بهرهوری تأثیر منفی میگذارند.
اما چطور میتوان به این مسائل حساس پرداخت؟
🔺راهکارهای کوچکسازی فیلهای سازمانی از زبان «جنیویو هاوکینز»، متخصص سلامت محیط کار:
1️⃣ وضوح و شفافیت:
آیا همه میدانند باید چه کاری انجام دهند و ارتباط کارشان با اهداف سازمان چیست؟
2️⃣ تأمین تواناییها:
آیا مهارتها و منابع به درستی توزیع شدهاند؟
3️⃣ تسهیل مشارکت و مربیگری:
آیا محیط کاری به قدری امن است که افراد از شکستها درس بگیرند و پرسشهای جدید مطرح کنند؟
4️⃣ پذیرش دیدگاههای متنوع:
وقتی دیدگاههای مختلف را بپذیریم و با کنجکاوی به آنها بنگریم، تفاوتها میتوانند به نقاط قوت تبدیل شوند.
5️⃣ ارتباط و امنیت روانی:
رهبران سازمان باید محیطی ایجاد کنند که افراد احساس تعلق و ارزشمندی کنند؛ این خود، کنجکاوی و همکاری را تقویت میکند.
📖 ایجاد درک مشترک و حمایت از روحیهی همدلی، به افراد کمک میکند تا "فیلهای سازمانی" را کوچک کرده و با تیمی متحد و بهرهور، به موفقیت دست یابند.
📌 منبع: Forbes
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در هر سازمانی، گاهی موضوعاتی به وجود میآیند که هیچکس جرأت پرداختن به آنها را ندارد؛ انگار «فیل» بزرگی در اتاق نشسته و همه امیدوارند کسی پیدا شود که آن را رام کند.
این اختلافات خاموش، تنشها را بالا میبرند و روی بهرهوری تأثیر منفی میگذارند.
اما چطور میتوان به این مسائل حساس پرداخت؟
🔺راهکارهای کوچکسازی فیلهای سازمانی از زبان «جنیویو هاوکینز»، متخصص سلامت محیط کار:
1️⃣ وضوح و شفافیت:
آیا همه میدانند باید چه کاری انجام دهند و ارتباط کارشان با اهداف سازمان چیست؟
2️⃣ تأمین تواناییها:
آیا مهارتها و منابع به درستی توزیع شدهاند؟
3️⃣ تسهیل مشارکت و مربیگری:
آیا محیط کاری به قدری امن است که افراد از شکستها درس بگیرند و پرسشهای جدید مطرح کنند؟
4️⃣ پذیرش دیدگاههای متنوع:
وقتی دیدگاههای مختلف را بپذیریم و با کنجکاوی به آنها بنگریم، تفاوتها میتوانند به نقاط قوت تبدیل شوند.
5️⃣ ارتباط و امنیت روانی:
رهبران سازمان باید محیطی ایجاد کنند که افراد احساس تعلق و ارزشمندی کنند؛ این خود، کنجکاوی و همکاری را تقویت میکند.
📖 ایجاد درک مشترک و حمایت از روحیهی همدلی، به افراد کمک میکند تا "فیلهای سازمانی" را کوچک کرده و با تیمی متحد و بهرهور، به موفقیت دست یابند.
📌 منبع: Forbes
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ پاسخ برندگان نوبل اقتصاد به چرایی شکاف رفاه بین کشورها
✅ «چرا برخی کشورها ثروتمند و برخی دیگر فقیرند؟» مطالعه برای پاسخ به این پرسش، برندگان جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ را مشخص کرد. برای بررسی این تفاوتها لازم است با نهادهایی آشنا شویم که ریشه آنها به سالیان دور یعنی دوران استعمار برمیگردد.
پیامدهای ماندگار استعمار، تغییراتی که انقلاب صنعتی در رشد و رفاه اقتصادی کشورها ایجاد کرد و چگونگی تغییرات نهادی، سرنخهای پاسخ به این پرسش است.
برندگان امسال جوایز نوبل اقتصاد، بینشهای جدیدی را درباره چرایی تفاوت سطح رفاه بین کشورها ارائه کردهاند. یکی از توضیحهای مهم درباره تفات در سطوح رفاه، تفاوتهای پایدار در نهادهاست.
«دارون عجم اوغلو»، «سیمون جانسون» و «جیمز رابینسون» با بررسی نظامهای سیاسی و اقتصادی مختلفی که توسط استعمارگران اروپایی ایجاد شده است، توانستهاند رابطه بین نهادها و رفاه را ترسیم کنند. آنها همچنین ابزارهای نظری را توسعه دادند که به وسیله آنها میتوان چرایی پایداری تفاوتهای نهادی و چگونگی تغییرات نهادی را توضیح داد.
بیایید کشورهای دنیا را بر اساس ثروت، از ثروتمند به فقیر مرتب کرده و ثروت آنها را با هم مقایسه کنیم. ۲۰ درصدی که بالای فهرست هستند را ثروتمندترین کشورها و ۲۰ درصدی که پایین جدول هستند را فقیرترین کشورها در نظر بگیریم. کشورهای گروه اول، ۳۰ برابر ثروتمندتر از کشورهای گروه دوم هستند.
علاوه بر این، شکاف درآمدی بین کشورهای ثروتمند و فقیر، شکاف پایداری است. با این که کشورهای فقیر، ثروتمندتر شدهاند اما به ثروتمندترینها نزدیک نمیشوند، چرا؟
برندگان نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، شواهد جدید و قانعکنندهای برای یکی از توضیحات این شکاف پایدار یافتهاند: «تفاوتهای نهادی جامعه».
🔻 متن کامل ؛
www.irna.ir/xjRQGF
كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ «چرا برخی کشورها ثروتمند و برخی دیگر فقیرند؟» مطالعه برای پاسخ به این پرسش، برندگان جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ را مشخص کرد. برای بررسی این تفاوتها لازم است با نهادهایی آشنا شویم که ریشه آنها به سالیان دور یعنی دوران استعمار برمیگردد.
پیامدهای ماندگار استعمار، تغییراتی که انقلاب صنعتی در رشد و رفاه اقتصادی کشورها ایجاد کرد و چگونگی تغییرات نهادی، سرنخهای پاسخ به این پرسش است.
برندگان امسال جوایز نوبل اقتصاد، بینشهای جدیدی را درباره چرایی تفاوت سطح رفاه بین کشورها ارائه کردهاند. یکی از توضیحهای مهم درباره تفات در سطوح رفاه، تفاوتهای پایدار در نهادهاست.
«دارون عجم اوغلو»، «سیمون جانسون» و «جیمز رابینسون» با بررسی نظامهای سیاسی و اقتصادی مختلفی که توسط استعمارگران اروپایی ایجاد شده است، توانستهاند رابطه بین نهادها و رفاه را ترسیم کنند. آنها همچنین ابزارهای نظری را توسعه دادند که به وسیله آنها میتوان چرایی پایداری تفاوتهای نهادی و چگونگی تغییرات نهادی را توضیح داد.
بیایید کشورهای دنیا را بر اساس ثروت، از ثروتمند به فقیر مرتب کرده و ثروت آنها را با هم مقایسه کنیم. ۲۰ درصدی که بالای فهرست هستند را ثروتمندترین کشورها و ۲۰ درصدی که پایین جدول هستند را فقیرترین کشورها در نظر بگیریم. کشورهای گروه اول، ۳۰ برابر ثروتمندتر از کشورهای گروه دوم هستند.
علاوه بر این، شکاف درآمدی بین کشورهای ثروتمند و فقیر، شکاف پایداری است. با این که کشورهای فقیر، ثروتمندتر شدهاند اما به ثروتمندترینها نزدیک نمیشوند، چرا؟
برندگان نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، شواهد جدید و قانعکنندهای برای یکی از توضیحات این شکاف پایدار یافتهاند: «تفاوتهای نهادی جامعه».
🔻 متن کامل ؛
www.irna.ir/xjRQGF
كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
ایرنا
پاسخ برندگان نوبل اقتصاد به چرایی شکاف رفاه بین کشورها
تهران- ایرنا- «چرا برخی کشورها ثروتمند و برخی دیگر فقیرند؟» مطالعه برای پاسخ به این پرسش، برندگان جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ را مشخص کرد. برای بررسی این تفاوتها لازم است با نهادهایی آشنا شویم که ریشه آنها به سالیان دور یعنی دوران استعمار برمیگردد. پیامدهای…
✳️ چگونه با «غیبت مثبت» در سازمان اعتمادسازی کنیم؟
✅ غیبت کردن اغلب با مفاهیمی منفی همراه است، اما آیا میدانستید میتوانید از «غیبت مثبت» برای تقویت اعتماد و روحیه در سازمان خود بهره ببرید؟ این همان چیزی است که ما آن را «خنجر از پشت معکوس» مینامیم؛ یعنی عامدانه پشت سر دیگران مثبت صحبت کردن.
🔺غیبت منفی؛ آفت محیطهای کاری
غیبت منفی نهتنها اعتماد بین کارکنان را از بین میبرد، بلکه روابط حرفهای را مسموم کرده و موجب کاهش بهرهوری و افزایش استرس میشود. چنین فضایی میتواند به سازمانها آسیب جدی وارد کند و تیمها را از هم جدا کند.
🔺غیبت مثبت؛ ابزار اعتمادسازی و انگیزهبخشی
حال تصور کنید به جای غیبت منفی، پشت سر دیگران مثبت صحبت کنید. به جای ایراد گرفتن، از نقاط قوت همکارانتان تعریف کنید. چنین رفتاری باعث افزایش اعتماد، تقویت روحیه، و انگیزه در تیمها میشود و فضایی سالم و دوستانه در محیط کاری ایجاد میکند.
🔺مثالی الهامبخش از غیبت مثبت
داستان آلستون، یک کارمند توانمند اما نادیدهگرفتهشده، نمونهای از قدرت غیبت مثبت است. مدیر او با برجسته کردن دستاوردهایش در جلسات و گزارشها، نه تنها روحیه او را بازسازی کرد، بلکه زمینه ترفیع او را نیز فراهم کرد. نتیجه؟ اعتماد بیشتر، انگیزه قویتر، و موفقیت سازمانی.
🔺چرخهای مطلوب برای سازمان
هر تشکر و قدردانی، هر کلام مثبت پشت سر دیگران، چرخهای از اعتماد و همکاری را در سازمان به وجود میآورد. این چرخه، محیطی را میسازد که همه افراد احساس ارزشمندی و احترام میکنند.
🔸 پیام پایانی
فرهنگ غیبت مثبت را در سازمان خود نهادینه کنید. بیایید با هر جملهای که پشت سر همکارانمان میگوییم، فضایی سازنده و سرشار از اعتماد ایجاد کنیم
دنیای اقتصاد.
منبع: European Business Review
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ غیبت کردن اغلب با مفاهیمی منفی همراه است، اما آیا میدانستید میتوانید از «غیبت مثبت» برای تقویت اعتماد و روحیه در سازمان خود بهره ببرید؟ این همان چیزی است که ما آن را «خنجر از پشت معکوس» مینامیم؛ یعنی عامدانه پشت سر دیگران مثبت صحبت کردن.
🔺غیبت منفی؛ آفت محیطهای کاری
غیبت منفی نهتنها اعتماد بین کارکنان را از بین میبرد، بلکه روابط حرفهای را مسموم کرده و موجب کاهش بهرهوری و افزایش استرس میشود. چنین فضایی میتواند به سازمانها آسیب جدی وارد کند و تیمها را از هم جدا کند.
🔺غیبت مثبت؛ ابزار اعتمادسازی و انگیزهبخشی
حال تصور کنید به جای غیبت منفی، پشت سر دیگران مثبت صحبت کنید. به جای ایراد گرفتن، از نقاط قوت همکارانتان تعریف کنید. چنین رفتاری باعث افزایش اعتماد، تقویت روحیه، و انگیزه در تیمها میشود و فضایی سالم و دوستانه در محیط کاری ایجاد میکند.
🔺مثالی الهامبخش از غیبت مثبت
داستان آلستون، یک کارمند توانمند اما نادیدهگرفتهشده، نمونهای از قدرت غیبت مثبت است. مدیر او با برجسته کردن دستاوردهایش در جلسات و گزارشها، نه تنها روحیه او را بازسازی کرد، بلکه زمینه ترفیع او را نیز فراهم کرد. نتیجه؟ اعتماد بیشتر، انگیزه قویتر، و موفقیت سازمانی.
🔺چرخهای مطلوب برای سازمان
هر تشکر و قدردانی، هر کلام مثبت پشت سر دیگران، چرخهای از اعتماد و همکاری را در سازمان به وجود میآورد. این چرخه، محیطی را میسازد که همه افراد احساس ارزشمندی و احترام میکنند.
🔸 پیام پایانی
فرهنگ غیبت مثبت را در سازمان خود نهادینه کنید. بیایید با هر جملهای که پشت سر همکارانمان میگوییم، فضایی سازنده و سرشار از اعتماد ایجاد کنیم
دنیای اقتصاد.
منبع: European Business Review
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ کوچینگ: مزیت نوین دنیای کسبوکار برای تمام کارکنان!
✅ کوچینگ برای همه،
نه فقط مدیران ارشد!
لینکدین با ابتکاری جدید، خدمات کوچینگ شخصی را برای تمام کارکنان، در هر جایگاه و سمتی ارائه میکند. هدف از این طرح، نهتنها رشد حرفهای افراد، بلکه سرمایهگذاری استراتژیک برای تقویت مهارتها و کاهش چالشهای انسانی است.
🔹 چرا کوچینگ اهمیت دارد؟
1️⃣ رشد مهارتها: آمادهسازی کارکنان برای تغییرات سریع دنیای کار
2️⃣ افزایش حس تعلق: کارکنانی که مورد حمایت قرار میگیرند، رضایت بیشتری دارند
3️⃣ کاهش ترک شغل: حفظ استعدادها با کاهش هزینههای جانبی
4️⃣ بهبود سلامت روان: مقابله با استرس و سندروم ایمپاستر
5️⃣ تقویت فرهنگ سازمانی: ایجاد محیطی مثبت برای همکاری و رشد
💼 نمونه موفق: لینکدین و گوگل
این ابرشرکتها با اجرای برنامههای کوچینگ، به رشد و تقویت فرهنگ سازمانی خود پرداخته و نشان دادهاند که کوچینگ میتواند یک مزیت رقابتی مهم باشد.
📊 سرمایهگذاری با بازده بالا
تحقیقات نشان میدهد سازمانهایی که کوچینگ را بهعنوان بخشی از فرهنگ خود در نظر میگیرند، تا ۷ برابر هزینههای خود بازدهی دارند!
✨ کوچینگ، مسیری است برای رشد حرفهای، رضایت شغلی و بهرهوری بیشتر در دنیای کاری امروز. شاید زمان آن رسیده که شما هم به این روند بپیوندید!
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کوچینگ برای همه،
نه فقط مدیران ارشد!
لینکدین با ابتکاری جدید، خدمات کوچینگ شخصی را برای تمام کارکنان، در هر جایگاه و سمتی ارائه میکند. هدف از این طرح، نهتنها رشد حرفهای افراد، بلکه سرمایهگذاری استراتژیک برای تقویت مهارتها و کاهش چالشهای انسانی است.
🔹 چرا کوچینگ اهمیت دارد؟
1️⃣ رشد مهارتها: آمادهسازی کارکنان برای تغییرات سریع دنیای کار
2️⃣ افزایش حس تعلق: کارکنانی که مورد حمایت قرار میگیرند، رضایت بیشتری دارند
3️⃣ کاهش ترک شغل: حفظ استعدادها با کاهش هزینههای جانبی
4️⃣ بهبود سلامت روان: مقابله با استرس و سندروم ایمپاستر
5️⃣ تقویت فرهنگ سازمانی: ایجاد محیطی مثبت برای همکاری و رشد
💼 نمونه موفق: لینکدین و گوگل
این ابرشرکتها با اجرای برنامههای کوچینگ، به رشد و تقویت فرهنگ سازمانی خود پرداخته و نشان دادهاند که کوچینگ میتواند یک مزیت رقابتی مهم باشد.
📊 سرمایهگذاری با بازده بالا
تحقیقات نشان میدهد سازمانهایی که کوچینگ را بهعنوان بخشی از فرهنگ خود در نظر میگیرند، تا ۷ برابر هزینههای خود بازدهی دارند!
✨ کوچینگ، مسیری است برای رشد حرفهای، رضایت شغلی و بهرهوری بیشتر در دنیای کاری امروز. شاید زمان آن رسیده که شما هم به این روند بپیوندید!
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ نشانگان رفتاری و ارتباط کلامی افراد با هوش هیجانی بالا در شرایط بحرانی
✅ رفتارها و جملاتی که فرد با هوش هیجانی بالا ممکن است در شرایط پر استرس از آن درتیم استفاده کند.
1⃣ ارزیابی سریع اوضاع:
"بیایید لحظه ای وقت بگذاریم تا همه اطلاعات را ارزیابی کنیم."
2⃣ در نظر گرفتن دیدگاه دیگران:
"نظر شما در مورد این وضعیت چیست؟"
3⃣ همکاری و تعامل:
"از نظرتان متشکرم؛ بیایید روی یک راه حل همکاری کنیم."
4⃣ مدیریت استرس:
"این لحظه چالش برانگیزی است. چه چیزی را باید اولویت بندی کنیم؟"
5⃣ درک و همدلی:
"نگرانی شما را درک میکنم؛ بیایید با هم آن را برطرف کنیم."
6⃣ تشکر و قدردانی:
"از این که این نکته مهم را بیان کردید،متشکرم."
✅ رفتارها و جملاتی که فرد با هوش هیجانی بالا ممکن است در شرایط پر استرس از آن درتیم استفاده کند.
1⃣ ارزیابی سریع اوضاع:
"بیایید لحظه ای وقت بگذاریم تا همه اطلاعات را ارزیابی کنیم."
2⃣ در نظر گرفتن دیدگاه دیگران:
"نظر شما در مورد این وضعیت چیست؟"
3⃣ همکاری و تعامل:
"از نظرتان متشکرم؛ بیایید روی یک راه حل همکاری کنیم."
4⃣ مدیریت استرس:
"این لحظه چالش برانگیزی است. چه چیزی را باید اولویت بندی کنیم؟"
5⃣ درک و همدلی:
"نگرانی شما را درک میکنم؛ بیایید با هم آن را برطرف کنیم."
6⃣ تشکر و قدردانی:
"از این که این نکته مهم را بیان کردید،متشکرم."
👍1
✳️ کاربرد نظریه «پیشگویی خودمحققشونده
✅ نظریه خود محقق شونده
(Self-fulfilling Prophecy)
به وضعیتی اشاره دارد که در آن، یک پیشبینی یا انتظار اولیه، حتی اگر نادرست باشد، با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، باعث میشود همان پیشبینی به واقعیت بپیوندد.این مفهوم نخستینبار توسط جامعهشناس آمریکایی، رابرت کی. مرتون، معرفی شد
🔺 چند مثال واقعی:
🔹ورشکستگی بانکها:
در سال ۱۹۲۹، شایعاتی مبنی بر ورشکستگی بانکها در آمریکا منتشر شد.مردم با ترس از دست دادن سپردههای خود، به بانکها هجوم بردند و پولهایشان را برداشتند این اقدام جمعی، که ناشی از یک پیشبینی نادرست بود، در نهایت منجر به ورشکستگی واقعی بانکها شد
🔸انتظارات معلمان از دانشآموزان:
تحقیقات نشان دادهاند که انتظارات معلمان از دانشآموزان میتواند به شکل مثبت یا منفی بر دستاوردهای تحصیلی آنان تأثیر بگذارد.بهعنوان مثال، اگر معلمی باور داشته باشد که دانشآموزی باهوش است، به او توجه بیشتری میکند و فرصتهای یادگیری بهتری فراهم میسازداین رفتار معلم باعث میشود دانشآموز عملکرد بهتری داشته باشد و در نتیجه، پیشبینی اولیه معلم محقق شود
🔹اثر پیگمالیون در محیط کار:
در محیطهای کاری، اگر مدیران انتظار داشته باشند که کارمندی عملکرد بالایی داشته باشد، به او وظایف مهمتری محول میکنند و حمایت بیشتری ارائه میدهند.این توجه و اعتماد، انگیزه کارمند را افزایش داده و منجر به بهبود عملکرد او میشود، که در نهایت انتظارات اولیه مدیر را تأیید میکند.
🔸شایعات در بازارهای مالی:
انتشار شایعاتی مبنی بر کاهش ارزش یک سهام میتواند باعث فروش گسترده آن سهام توسط سرمایهگذاران شود.
این فروشهای گسترده، عرضه را افزایش داده و قیمت سهام را کاهش میدهد، که در نتیجه، پیشبینی اولیه (حتی اگر بیاساس بوده باشد) به واقعیت تبدیل میشود
🔹سقوط صدام حسین:
در سالهای منتهی به سقوط صدام حسین، آمریکا بهطور مکرر از زبان رسانهها و مقامات سیاسی، بر اجتنابناپذیر بودن پایان حکومت او تأکید میکرد. این اظهارات، همراه با پخش تبلیغات گسترده و عملیات روانی، جوی را ایجاد کرد که نه تنها نیروهای عراقی بلکه حتی نزدیکان صدام به دوام رژیم شک کردند.
در این میان، صدام و حلقه نزدیکش به جای مدیریت موثر شرایط با برنامهریزیهای شتابزده و واکنشهای پرهزینه به این پیشبینیها پاسخ دادند. که نتیجه آن تسریع فروپاشی حکومت در کمتر از سه هفته پس از آغاز حمله بود بعدها نیروهای ائتلاف تأیید کردند که عملیات روانی بخشی اساسی از استراتژی بود و توانست پایههای حکومت را پیش از آغاز جنگ متزلزل کند.
به گفته جین شارپ، تضعیف ستونهای حمایتی حکومت (ارتش، بوروکراسی، و نخبگان سیاسی) کلید فروپاشی آن است. وقتی اعضای این ستونها به سقوط باور کنند، زودتر از آنکه دشمن خارجی اقدامی کند، از درون دچار فروپاشی میشوند.
🔺این مثالها نشان میدهند که چگونه انتظارات و باورهای اولیه و حتی شایعات میتوانند با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، به تحقق خود منجر شوند.
✅ نظریه خود محقق شونده
(Self-fulfilling Prophecy)
به وضعیتی اشاره دارد که در آن، یک پیشبینی یا انتظار اولیه، حتی اگر نادرست باشد، با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، باعث میشود همان پیشبینی به واقعیت بپیوندد.این مفهوم نخستینبار توسط جامعهشناس آمریکایی، رابرت کی. مرتون، معرفی شد
🔺 چند مثال واقعی:
🔹ورشکستگی بانکها:
در سال ۱۹۲۹، شایعاتی مبنی بر ورشکستگی بانکها در آمریکا منتشر شد.مردم با ترس از دست دادن سپردههای خود، به بانکها هجوم بردند و پولهایشان را برداشتند این اقدام جمعی، که ناشی از یک پیشبینی نادرست بود، در نهایت منجر به ورشکستگی واقعی بانکها شد
🔸انتظارات معلمان از دانشآموزان:
تحقیقات نشان دادهاند که انتظارات معلمان از دانشآموزان میتواند به شکل مثبت یا منفی بر دستاوردهای تحصیلی آنان تأثیر بگذارد.بهعنوان مثال، اگر معلمی باور داشته باشد که دانشآموزی باهوش است، به او توجه بیشتری میکند و فرصتهای یادگیری بهتری فراهم میسازداین رفتار معلم باعث میشود دانشآموز عملکرد بهتری داشته باشد و در نتیجه، پیشبینی اولیه معلم محقق شود
🔹اثر پیگمالیون در محیط کار:
در محیطهای کاری، اگر مدیران انتظار داشته باشند که کارمندی عملکرد بالایی داشته باشد، به او وظایف مهمتری محول میکنند و حمایت بیشتری ارائه میدهند.این توجه و اعتماد، انگیزه کارمند را افزایش داده و منجر به بهبود عملکرد او میشود، که در نهایت انتظارات اولیه مدیر را تأیید میکند.
🔸شایعات در بازارهای مالی:
انتشار شایعاتی مبنی بر کاهش ارزش یک سهام میتواند باعث فروش گسترده آن سهام توسط سرمایهگذاران شود.
این فروشهای گسترده، عرضه را افزایش داده و قیمت سهام را کاهش میدهد، که در نتیجه، پیشبینی اولیه (حتی اگر بیاساس بوده باشد) به واقعیت تبدیل میشود
🔹سقوط صدام حسین:
در سالهای منتهی به سقوط صدام حسین، آمریکا بهطور مکرر از زبان رسانهها و مقامات سیاسی، بر اجتنابناپذیر بودن پایان حکومت او تأکید میکرد. این اظهارات، همراه با پخش تبلیغات گسترده و عملیات روانی، جوی را ایجاد کرد که نه تنها نیروهای عراقی بلکه حتی نزدیکان صدام به دوام رژیم شک کردند.
در این میان، صدام و حلقه نزدیکش به جای مدیریت موثر شرایط با برنامهریزیهای شتابزده و واکنشهای پرهزینه به این پیشبینیها پاسخ دادند. که نتیجه آن تسریع فروپاشی حکومت در کمتر از سه هفته پس از آغاز حمله بود بعدها نیروهای ائتلاف تأیید کردند که عملیات روانی بخشی اساسی از استراتژی بود و توانست پایههای حکومت را پیش از آغاز جنگ متزلزل کند.
به گفته جین شارپ، تضعیف ستونهای حمایتی حکومت (ارتش، بوروکراسی، و نخبگان سیاسی) کلید فروپاشی آن است. وقتی اعضای این ستونها به سقوط باور کنند، زودتر از آنکه دشمن خارجی اقدامی کند، از درون دچار فروپاشی میشوند.
🔺این مثالها نشان میدهند که چگونه انتظارات و باورهای اولیه و حتی شایعات میتوانند با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، به تحقق خود منجر شوند.
✳️ نقطه کور ذهن شما کجاست؟
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
□به موارد زیر دقت کنید:
اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!
●در تحقیقی که بر روی ۶۰۰ شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که ۸۵ درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند! نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!
○اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی و یا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!
■تجویز و تحلیل راهبردی:
سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیبهای تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمی بینیم!
□این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند. دو پیشنهاد در این زمینه می تواند راهگشا باشد:
اول اینکه از زوایه دیگران به خود نگاه کنیم. اینگونه می توانیم به سبد پشتی خودمان هم نگاهی بیاندازیم که در حالت عادی چشم ما از دیدن آن نقطه کور است.
دوم اینکه سعی کنیم مواردی که قبلا فکر می کردیم که ما کاملا درست می گوییم و دیگران کاملا اشتباه می کنند را به خاطر بیاوریم تا به به خاطر بسپاریم که همیشه حق با ما نیست. ما هم گوش شیطان کر ممکن است اشتباه کنیم!
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
□به موارد زیر دقت کنید:
اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!
●در تحقیقی که بر روی ۶۰۰ شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که ۸۵ درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند! نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!
○اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی و یا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!
■تجویز و تحلیل راهبردی:
سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیبهای تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمی بینیم!
□این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند. دو پیشنهاد در این زمینه می تواند راهگشا باشد:
اول اینکه از زوایه دیگران به خود نگاه کنیم. اینگونه می توانیم به سبد پشتی خودمان هم نگاهی بیاندازیم که در حالت عادی چشم ما از دیدن آن نقطه کور است.
دوم اینکه سعی کنیم مواردی که قبلا فکر می کردیم که ما کاملا درست می گوییم و دیگران کاملا اشتباه می کنند را به خاطر بیاوریم تا به به خاطر بسپاریم که همیشه حق با ما نیست. ما هم گوش شیطان کر ممکن است اشتباه کنیم!
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ استعاره فیل و فیلسوار
✅ یک فیل را در نظر بگیرید که شخصی بر روی آن سوار است و افسار فیل را کاملا در دست دارد. اگر از شما بپرسند برای جهتیابی و تعیین مسیر، تصمیمگیری بر عهده کدام است، احتمالا پاسخ خواهید داد شخص سوارکار مسیر را مشخص میکند.
🔺این فیل و این سوارکار، استعارهای از ذهن شما هستند. بخش تحلیلگر و منطقی ذهن شما همان شخص سوار بر فیل و بخش احساسی، خودکار و غیر منطقی ذهنتان، همان فیل میباشد.
🔸این نظریه، توسط جاناتان هاید (Jonathan Haidt)، روانشناس آمریکایی و نویسنده کتاب “فرضیه خوشحالی” بخوبی تفسیر شده است.
به نظر میرسد شخص سوار بر فیل که افسار حیوان را در دستش گرفته، رییس و راهبر است، اما کنترل شخص سوار بر حیوان متزلزل است. هر بار که فیل ٦ تنی و سوار ۶۰ کیلوگرمی بر روی جهت حرکت مخالف باشند، شخص سوار بر فیل خواهد باخت.
◀️ تمام دفعاتی که باشگاه ثبتنام کردهاید اما نرفتهاید، تمام نصف شبهایی که به افرادی که نباید، پیام دادهاید، تمام دفعاتی که با شنیدن بوی غذا رژیم خود را شکستهاید، برای انتخاب مسیر، فیلِ ذهنِ شما تصمیم گرفته است. البته بخش سومی هم در این استعاره وجود دارد و تاثیرگذار است: شکل مسیر.
◀️ اگر می خواهید کنترل فیلتان برایتان راحتتر باشد، باید مسیری را انتخاب کنید که برخلاف میل فیلتان نباشد یا حرکت در آن مسیر برایش طاقتفرسا و غیرممکن نباشد.
در نهایت، راهکار رسیدن به موفقیت در این مسیر، این است که همیشه فیل و شخص سوار بر آن را با هم حرکت دهید و در واقع دو بخش احساسی و منطقی را به تعادل برسانید.
استراتژی با طعم وانیل
✅ یک فیل را در نظر بگیرید که شخصی بر روی آن سوار است و افسار فیل را کاملا در دست دارد. اگر از شما بپرسند برای جهتیابی و تعیین مسیر، تصمیمگیری بر عهده کدام است، احتمالا پاسخ خواهید داد شخص سوارکار مسیر را مشخص میکند.
🔺این فیل و این سوارکار، استعارهای از ذهن شما هستند. بخش تحلیلگر و منطقی ذهن شما همان شخص سوار بر فیل و بخش احساسی، خودکار و غیر منطقی ذهنتان، همان فیل میباشد.
🔸این نظریه، توسط جاناتان هاید (Jonathan Haidt)، روانشناس آمریکایی و نویسنده کتاب “فرضیه خوشحالی” بخوبی تفسیر شده است.
به نظر میرسد شخص سوار بر فیل که افسار حیوان را در دستش گرفته، رییس و راهبر است، اما کنترل شخص سوار بر حیوان متزلزل است. هر بار که فیل ٦ تنی و سوار ۶۰ کیلوگرمی بر روی جهت حرکت مخالف باشند، شخص سوار بر فیل خواهد باخت.
◀️ تمام دفعاتی که باشگاه ثبتنام کردهاید اما نرفتهاید، تمام نصف شبهایی که به افرادی که نباید، پیام دادهاید، تمام دفعاتی که با شنیدن بوی غذا رژیم خود را شکستهاید، برای انتخاب مسیر، فیلِ ذهنِ شما تصمیم گرفته است. البته بخش سومی هم در این استعاره وجود دارد و تاثیرگذار است: شکل مسیر.
◀️ اگر می خواهید کنترل فیلتان برایتان راحتتر باشد، باید مسیری را انتخاب کنید که برخلاف میل فیلتان نباشد یا حرکت در آن مسیر برایش طاقتفرسا و غیرممکن نباشد.
در نهایت، راهکار رسیدن به موفقیت در این مسیر، این است که همیشه فیل و شخص سوار بر آن را با هم حرکت دهید و در واقع دو بخش احساسی و منطقی را به تعادل برسانید.
استراتژی با طعم وانیل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ شکلات Mars ؟!
✳️ جملهی منسوب به جان لنون (خواننده و آهنگساز مشهور گروه بیتلز)
✅ «در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره شوی؟
پاسخ دادم: “خوشحال”.
به من گفتند که سؤال را درست متوجه نشدهای؛
در جواب گفتم شما زندگی را درست متوجه نشدهاید.»
اگرچه این جمله در بسیاری از منابع غیردقیق به جان لنون نسبت داده شده (و درستی انتساب آن محل تردید است)، اما فارغ از صحت تاریخی، پیام مهمی درباره اولویت “خوشبختی” یا “شادزیستن” بهعنوان ارزش اصلی انسان دارد. برای تحلیل عمیقتر، میتوان از دیدگاههای مختلفی به این جمله نگریست:
۱. دیدگاه فلسفی (فیلسوفان)
▪︎ارسطو(سعادتگرایی):
از دیدگاه ارسطو، «سعادت» بالاترین خیر انسانی است که افراد باید در زندگی دنبال کنند. بنابر تئوری او، انسانها در جستجوی فضیلت و شکوفایی هستند و این فضیلتها در نهایت به سعادت میانجامد. جملهی لنون بهنوعی با این دیدگاه همخوان است که انسان از همان ابتدا باید هدف زندگی خود را رسیدن به حال خوب یا سعادت بداند.
▪︎اگزیستانسیالیسم:
فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر بر آزادی فردی و ساختن معنای شخصی از زندگی تأکید دارند. از این منظر، انتخاب “خوشحال بودن” نوعی ایستادگی در برابر تعاریف کلیشهای جامعه از موفقیت (مثلاً پول، قدرت، شغل خاص) است و هرکس خود معنای زندگیاش را تعریف میکند.
▪︎خوشبینی فلسفی:
متفکرانی همچون آلن دوباتن یا برتراند راسل، خوشحالی و آرامش ذهن را بهعنوان یک فضیلت یا هدف والا میبینند. در این جمله، این نگاه وجود دارد که آدمی باید از ابتدا هدفش شادی باشد؛ نه صرفاً پاسخگویی به انتظار جامعه یا سیستم آموزشی.
۲. دیدگاه روانشناسی
▪︎روانشناسی مثبتگرا:
مارتین سلیگمن (Martin Seligman) و دیگر پیشگامان روانشناسی مثبت، بر اهمیت شادی، رضایت از زندگی و پرورش نقاط قوت فردی تأکید میکنند. این جمله نشان میدهد فرد (حتی در سن کم) به این خودآگاهی رسیده که هدف اصلی، “خوشحال بودن” است؛ و نه لزوماً جایگاه شغلی یا اجتماعی خاص.
▪︎هویت و خودشناسی:
بسیاری از روانشناسان معتقدند نوجوانان یا کودکان را باید در مسیری هدایت کرد تا مفهوم “موفقیت” را فقط در تحصیلات و شغل نبینند، بلکه به شادی و رضایت درونی نیز فکر کنند. این جمله، درونمایهای از آزادی انتخاب و فهم ارزش زندگی دارد که برای سلامت روان مفید است.
▪︎رشد ذهنی و معناجویی:
برخی روانشناسان نظیر ویکتور فرانکل نیز بر “معنا” تأکید دارند و معتقدند اگر فرد بخواهد معنا و هدفی برای زندگی بیابد، ممکن است آن را در چیزهایی فراتر از شغل و مدرک تحصیلی جستجو کند؛ از جمله شادی، عشق و خدمت به دیگران.
۳. دیدگاه جامعهشناسی
▪︎معیارهای اجتماعی موفقیت: جامعهشناسان اذعان میکنند نظامهای آموزشی و فرهنگی معمولاً “موفقیت” را در قالب شغلهای خاص، درآمد بالا، مدارج تحصیلی و غیره تعریف میکنند. جان لنون در این جمله به نوعی در مقابل این هنجار ایستاده و به جامعه یادآور میشود که تعریف موفقیت میتواند “شادی” باشد.
▪︎واکنش به نهادهای رسمی:
مدرسه و نظام آموزشی اغلب برای تربیت نیروی کار آینده جامعه ساخته شده و گاه شادی در فهرست اهداف آموزشی کمرنگ میشود. این جمله تأکید میکند که “شادی” نیز ارزش اساسی است که نباید نادیده گرفته شود.
▪︎کنشگری فردی در برابر ساختارها:
از منظر جامعهشناسی انتقادی، این جمله یک کنش فردی است در برابر ساختارهایی که انتظارات کلیشهای از آینده کودکان دارند؛ گویای این است که فرد میتواند با ارزشگذاری بر شادی، نگاهی انتقادی به ساختار جامعه داشته باشد.
۴. دیدگاه زیست انسانی
▪︎بقای موجود زنده:
در سطح پایه، تمام موجودات زنده بهدنبال حفظ بقا و کاهش رنج هستند. انسان، بهعنوان موجودی هوشمند، “خوشحالی” را نسخه گستردهتر و ذهنیِ همین گرایش طبیعی میبیند. در حقیقت میتوان گفت که شادی بهنوعی تنظیم احساسات مثبت است که در مسیر تکامل، بشر را در جهت بهبود روابط اجتماعی و افزایش شانس بقا یاری کرده.
▪︎هُرم نیازهای مازلو:
اگر از منظر نیازهای پایهای به موضوع نگاه کنیم، وقتی نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی تأمین شوند، افراد بهدنبال نیازهای روانی و خودشکوفایی میروند. این جملهی جان لنون را میتوان نشانگر جایگاهی بالاتر در هرم مازلو دانست؛ جایی که مهمترین مسئله، رسیدن به شادی و آرامش است.
۵. دیدگاه زیباییشناسی (مکتب هنر و زیبایی)
▪︎حس زیباشناختی در زندگی: زیباییشناسان گاه زندگی را یک اثر هنری میدانند و بشر را هنرمندی که باید آن را زیبا خلق کند. اگر رنج یا بیهدفی در اثر هنری باشد، ممکن است زیبایی و هماهنگی کاهش یابد. شادیجویی را میتوان نوعی تلاش برای خلق “زیبایی درونی” تلقی کرد.
✅ «در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره شوی؟
پاسخ دادم: “خوشحال”.
به من گفتند که سؤال را درست متوجه نشدهای؛
در جواب گفتم شما زندگی را درست متوجه نشدهاید.»
اگرچه این جمله در بسیاری از منابع غیردقیق به جان لنون نسبت داده شده (و درستی انتساب آن محل تردید است)، اما فارغ از صحت تاریخی، پیام مهمی درباره اولویت “خوشبختی” یا “شادزیستن” بهعنوان ارزش اصلی انسان دارد. برای تحلیل عمیقتر، میتوان از دیدگاههای مختلفی به این جمله نگریست:
۱. دیدگاه فلسفی (فیلسوفان)
▪︎ارسطو(سعادتگرایی):
از دیدگاه ارسطو، «سعادت» بالاترین خیر انسانی است که افراد باید در زندگی دنبال کنند. بنابر تئوری او، انسانها در جستجوی فضیلت و شکوفایی هستند و این فضیلتها در نهایت به سعادت میانجامد. جملهی لنون بهنوعی با این دیدگاه همخوان است که انسان از همان ابتدا باید هدف زندگی خود را رسیدن به حال خوب یا سعادت بداند.
▪︎اگزیستانسیالیسم:
فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر بر آزادی فردی و ساختن معنای شخصی از زندگی تأکید دارند. از این منظر، انتخاب “خوشحال بودن” نوعی ایستادگی در برابر تعاریف کلیشهای جامعه از موفقیت (مثلاً پول، قدرت، شغل خاص) است و هرکس خود معنای زندگیاش را تعریف میکند.
▪︎خوشبینی فلسفی:
متفکرانی همچون آلن دوباتن یا برتراند راسل، خوشحالی و آرامش ذهن را بهعنوان یک فضیلت یا هدف والا میبینند. در این جمله، این نگاه وجود دارد که آدمی باید از ابتدا هدفش شادی باشد؛ نه صرفاً پاسخگویی به انتظار جامعه یا سیستم آموزشی.
۲. دیدگاه روانشناسی
▪︎روانشناسی مثبتگرا:
مارتین سلیگمن (Martin Seligman) و دیگر پیشگامان روانشناسی مثبت، بر اهمیت شادی، رضایت از زندگی و پرورش نقاط قوت فردی تأکید میکنند. این جمله نشان میدهد فرد (حتی در سن کم) به این خودآگاهی رسیده که هدف اصلی، “خوشحال بودن” است؛ و نه لزوماً جایگاه شغلی یا اجتماعی خاص.
▪︎هویت و خودشناسی:
بسیاری از روانشناسان معتقدند نوجوانان یا کودکان را باید در مسیری هدایت کرد تا مفهوم “موفقیت” را فقط در تحصیلات و شغل نبینند، بلکه به شادی و رضایت درونی نیز فکر کنند. این جمله، درونمایهای از آزادی انتخاب و فهم ارزش زندگی دارد که برای سلامت روان مفید است.
▪︎رشد ذهنی و معناجویی:
برخی روانشناسان نظیر ویکتور فرانکل نیز بر “معنا” تأکید دارند و معتقدند اگر فرد بخواهد معنا و هدفی برای زندگی بیابد، ممکن است آن را در چیزهایی فراتر از شغل و مدرک تحصیلی جستجو کند؛ از جمله شادی، عشق و خدمت به دیگران.
۳. دیدگاه جامعهشناسی
▪︎معیارهای اجتماعی موفقیت: جامعهشناسان اذعان میکنند نظامهای آموزشی و فرهنگی معمولاً “موفقیت” را در قالب شغلهای خاص، درآمد بالا، مدارج تحصیلی و غیره تعریف میکنند. جان لنون در این جمله به نوعی در مقابل این هنجار ایستاده و به جامعه یادآور میشود که تعریف موفقیت میتواند “شادی” باشد.
▪︎واکنش به نهادهای رسمی:
مدرسه و نظام آموزشی اغلب برای تربیت نیروی کار آینده جامعه ساخته شده و گاه شادی در فهرست اهداف آموزشی کمرنگ میشود. این جمله تأکید میکند که “شادی” نیز ارزش اساسی است که نباید نادیده گرفته شود.
▪︎کنشگری فردی در برابر ساختارها:
از منظر جامعهشناسی انتقادی، این جمله یک کنش فردی است در برابر ساختارهایی که انتظارات کلیشهای از آینده کودکان دارند؛ گویای این است که فرد میتواند با ارزشگذاری بر شادی، نگاهی انتقادی به ساختار جامعه داشته باشد.
۴. دیدگاه زیست انسانی
▪︎بقای موجود زنده:
در سطح پایه، تمام موجودات زنده بهدنبال حفظ بقا و کاهش رنج هستند. انسان، بهعنوان موجودی هوشمند، “خوشحالی” را نسخه گستردهتر و ذهنیِ همین گرایش طبیعی میبیند. در حقیقت میتوان گفت که شادی بهنوعی تنظیم احساسات مثبت است که در مسیر تکامل، بشر را در جهت بهبود روابط اجتماعی و افزایش شانس بقا یاری کرده.
▪︎هُرم نیازهای مازلو:
اگر از منظر نیازهای پایهای به موضوع نگاه کنیم، وقتی نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی تأمین شوند، افراد بهدنبال نیازهای روانی و خودشکوفایی میروند. این جملهی جان لنون را میتوان نشانگر جایگاهی بالاتر در هرم مازلو دانست؛ جایی که مهمترین مسئله، رسیدن به شادی و آرامش است.
۵. دیدگاه زیباییشناسی (مکتب هنر و زیبایی)
▪︎حس زیباشناختی در زندگی: زیباییشناسان گاه زندگی را یک اثر هنری میدانند و بشر را هنرمندی که باید آن را زیبا خلق کند. اگر رنج یا بیهدفی در اثر هنری باشد، ممکن است زیبایی و هماهنگی کاهش یابد. شادیجویی را میتوان نوعی تلاش برای خلق “زیبایی درونی” تلقی کرد.
👆ادامه ازقبل
زیبایی و احساسات مثبت:
هنر اغلب با برانگیختن احساسات مثبت (یا حتی تأمل در احساسات منفی) ما را به درون خودمان میکشاند. وقتی فرد اعلام میکند که هدفش “خوشحال بودن” است، میتواند بخشی از نگرش زیباییشناسانه به زندگی باشد؛ گویی شادی مانند یک “اثر هنری” است که از ما شکل میگیرد.
▪︎کیفیت تجربهی زیباشناختی: در هنر و زیباییشناسی، کیفیت و عمق تجربه اهمیت دارد. اگر زندگی را یک بوم خالی بدانیم، این جمله پیشنهاد میکند که رنگآمیزی آن با شادی، تجربه زیباییشناختی بالاتری را رقم میزند.
🔺جمعبندی
از مجموع این دیدگاهها میتوان دریافت که جملهی منسوب به جان لنون درونمایهای ساده ولی عمیق دارد: شادی هدفی است که نباید در هیاهوی انتظارات اجتماعی، نمرهها، مدارک تحصیلی و جایگاه شغلی به فراموشی سپرده شود.
▪︎از منظر فلسفی:
یادآوری جایگاه سعادت و معنای شخصی زندگی.
▪︎از منظر روانشناسی:
تأکید بر ارزش بنیادین شادی برای بهزیستی و سلامت روان.
▪︎از منظر جامعهشناسی:
نگاهی انتقادی به هنجارهای اجتماعیِ موفقیت.
▪︎از منظر زیست انسانی:
ادامهی مسیر طبیعی خوشبختی و بهزیستی بهعنوان راهی برای تداوم حیات سالم انسان.
▪︎از منظر زیباییشناسی:
نگاهی هنرمندانه به زندگی، جایی که شاد زیستن به اثر هنری وجود انسان رنگ و لعاب میبخشد.
در نهایت، این جمله میخواهد ما را متوجه سازد که شاید مهمترین سؤال در زندگی “چگونه شاد بودن” است و اگر نظام آموزشی یا جامعه از ما “چه کاره شدن” را میپرسند و شادی برایشان پاسخ عجیبی است، شاید مشکل از آنها باشد که تصور و تعریف محدودی از موفقیت و ارزشهای زندگی دارند.
✍حسین ساسانی
زیبایی و احساسات مثبت:
هنر اغلب با برانگیختن احساسات مثبت (یا حتی تأمل در احساسات منفی) ما را به درون خودمان میکشاند. وقتی فرد اعلام میکند که هدفش “خوشحال بودن” است، میتواند بخشی از نگرش زیباییشناسانه به زندگی باشد؛ گویی شادی مانند یک “اثر هنری” است که از ما شکل میگیرد.
▪︎کیفیت تجربهی زیباشناختی: در هنر و زیباییشناسی، کیفیت و عمق تجربه اهمیت دارد. اگر زندگی را یک بوم خالی بدانیم، این جمله پیشنهاد میکند که رنگآمیزی آن با شادی، تجربه زیباییشناختی بالاتری را رقم میزند.
🔺جمعبندی
از مجموع این دیدگاهها میتوان دریافت که جملهی منسوب به جان لنون درونمایهای ساده ولی عمیق دارد: شادی هدفی است که نباید در هیاهوی انتظارات اجتماعی، نمرهها، مدارک تحصیلی و جایگاه شغلی به فراموشی سپرده شود.
▪︎از منظر فلسفی:
یادآوری جایگاه سعادت و معنای شخصی زندگی.
▪︎از منظر روانشناسی:
تأکید بر ارزش بنیادین شادی برای بهزیستی و سلامت روان.
▪︎از منظر جامعهشناسی:
نگاهی انتقادی به هنجارهای اجتماعیِ موفقیت.
▪︎از منظر زیست انسانی:
ادامهی مسیر طبیعی خوشبختی و بهزیستی بهعنوان راهی برای تداوم حیات سالم انسان.
▪︎از منظر زیباییشناسی:
نگاهی هنرمندانه به زندگی، جایی که شاد زیستن به اثر هنری وجود انسان رنگ و لعاب میبخشد.
در نهایت، این جمله میخواهد ما را متوجه سازد که شاید مهمترین سؤال در زندگی “چگونه شاد بودن” است و اگر نظام آموزشی یا جامعه از ما “چه کاره شدن” را میپرسند و شادی برایشان پاسخ عجیبی است، شاید مشکل از آنها باشد که تصور و تعریف محدودی از موفقیت و ارزشهای زندگی دارند.
✍حسین ساسانی
✳️ توسعه ایران به کجا می رود؟!
✅ روند یازده سال گذشته نشان میدهد، افت شاخص ترکیبی ساده توسعه از سال ۱۳۹۶ یعنی در ابتدای دولت دوازدهم آغاز شده است و این روند کاهشی با تغییر دولت و شروع به کار دولت سیزدهم (دولت ابراهیم رئیسی) نیز اصلاح نشده است.
🔸 شاخص ترکیبی توسعه در دولت یازدهم حدود ۲ درصد افزایش داشته است و در دولت دوازدهم حدود ۵ درصد کاهش یافته است و در دولت سیزدهم (که سه ساله بوده است) نیز حدود ۲ درصد کاهش داشته است و همان مسیر افول ادامه پیدا کرده است.
📃 دسترسی به متن کامل گزارش
https://pooyeshfekri.com/تصویر-توسعه-در-ابتدای-دولتهای-۱۳-و-14/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ روند یازده سال گذشته نشان میدهد، افت شاخص ترکیبی ساده توسعه از سال ۱۳۹۶ یعنی در ابتدای دولت دوازدهم آغاز شده است و این روند کاهشی با تغییر دولت و شروع به کار دولت سیزدهم (دولت ابراهیم رئیسی) نیز اصلاح نشده است.
🔸 شاخص ترکیبی توسعه در دولت یازدهم حدود ۲ درصد افزایش داشته است و در دولت دوازدهم حدود ۵ درصد کاهش یافته است و در دولت سیزدهم (که سه ساله بوده است) نیز حدود ۲ درصد کاهش داشته است و همان مسیر افول ادامه پیدا کرده است.
📃 دسترسی به متن کامل گزارش
https://pooyeshfekri.com/تصویر-توسعه-در-ابتدای-دولتهای-۱۳-و-14/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ شایستهسالاری، عملگرایی و صداقت «راز» پیشرفت است
✅ کیشور محبوبانی (Kishore Mahbubani) عضو ممتاز هیأت علمی انستیتوی تحقیقاتی آسیا در دانشگاه ملی سنگاپور است.
ازجمله کتابهای او Has China Won? (2020) و The Asian 21st Century (2022) هستند.
📍کیشور محبوبانی، دیپلمات برجستۀ سنگاپوری که یکی از شاخصترین تحلیلگران مسائل بینالمللی در حوزۀ شرق آسیا به شمار میرود، به تازگی کتاب خاطرات خود را با عنوان زندگی در قرن آسیایی: خاطرات غیردیپلماتیک منتشر کرده است.
او در این مصاحبه که به بهانۀ انتشار کتاب جدیدش انجام شده است، از تغییر بزرگی سخن میگوید که چهرۀ آسیا را در طول قرن گذشته دگرگون کرده است. تغییری که از نظر محبوبانی هنوز غرب نمیخواهد آن را بپذیرد.
ادامۀ مطلب
http://B2n.ir/h81978
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کیشور محبوبانی (Kishore Mahbubani) عضو ممتاز هیأت علمی انستیتوی تحقیقاتی آسیا در دانشگاه ملی سنگاپور است.
ازجمله کتابهای او Has China Won? (2020) و The Asian 21st Century (2022) هستند.
📍کیشور محبوبانی، دیپلمات برجستۀ سنگاپوری که یکی از شاخصترین تحلیلگران مسائل بینالمللی در حوزۀ شرق آسیا به شمار میرود، به تازگی کتاب خاطرات خود را با عنوان زندگی در قرن آسیایی: خاطرات غیردیپلماتیک منتشر کرده است.
او در این مصاحبه که به بهانۀ انتشار کتاب جدیدش انجام شده است، از تغییر بزرگی سخن میگوید که چهرۀ آسیا را در طول قرن گذشته دگرگون کرده است. تغییری که از نظر محبوبانی هنوز غرب نمیخواهد آن را بپذیرد.
ادامۀ مطلب
http://B2n.ir/h81978
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
ترجمان
شایستهسالاری، عملگرایی و صداقت «راز» پیشرفت است
گفتوگویی با کیشور محبوبانی، پروجکت سیندیکیت___ پروجکت سیندیکیت: سال گذشته گفتید علت درنگرفتن جنگهای بزرگ در آسیا طی دهههای اخیر «فرهنگ عملگرایی» غالب است که مصداقش را میتوان در اتحادیۀ کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) دید. این موضوع چگونه میتواند راهنمای…
✳️ ارزش اقتصادی روایت
گفتوگو با سینا دادخواه، نویسنده "اهمیت روایت در اقتصاد"
چکیده:
🔹اقتصاد سرشار از داستانها و روایتهای خواندنی و جذاب است. هر بنگاه به مثابه یک موجود زنده، داستانهای خودش را دارد.
🔹بازارها پر از روایتهای ناگفته هستند و پشت شاخصها داستانهای زیادی وجود دارد.
🔹رابرت شیلر در کتاب "اقتصاد روایی" میگوید: اقتصاد این ظرفیت را دارد که برای مردم قصهها را روایت کند. مثلاً به مردم بگوید داستان تورم چیست؟
قصه ناترازی انرژی چیست؟
قصه پیمانسپاری ارزی چیست؟
قصه FATF چیست؟
🔹بنابراین در اقتصاد، صدها قصه برای گفتن وجود دارد. نیمی از کتاب رابرت شیلر در مورد این است که ما از درون دانش سخت و کسالتآور اقتصاد، از دل انباره صدها هزار متغیر اقتصادی، چیزی را خارج کنیم که برای مردم جذاب باشد.
🔹نیمی از کتاب اقتصاد روایی این است که قصهها، میتوانند خودشان پدیدآورنده رویدادهای اقتصادی باشند.
🔹اگر شما روایتی را بسازید، صرفنظر از اینکه وجود دارد یا ندارد، میتواند روی اقتصاد اثر بگذارد.
🔹مثلاً هراس بانکی، داستانی است که بیرون از بانک ساختهوپرداخته میشود، اما به بانک تحمیل میشود و بانک مجبور است عکسالعمل نشان دهد، چون فرار سپرده اتفاق میافتد.
🔹 اگر بخواهیم روایت را خیلی کلی و عام تعریف کنیم، یعنی پارهای از گفتار یا نوشتار که ترتیب اتفاقات مهم در آن طوری چیده شده که به شکل معناداری در عین حفظ جذابیت و تحلیل، بتواند شما را از نقطهای به نقطه دیگر برساند.
🔹کارخانهای که تاسیس میشود، از نقطه تاسیس و تولید محصول، تا روزی که میخواهد روایتش را بیان کند شرایطش متفاوت شده است. احتمالاً پیشرفت کرده و خیلی اتفاقات برایش افتاده است.
🔹این کارخانه اگر بتواند روایتش را به آدمها بگوید، همه متوجه این تغییرات یعنی همه کشمکشها و فرازوفرودها میشوند و مخاطب با آن روایت همراه میشود.
🔹سرگذشت کارآفرین فرق زیادی با سرگذشت شخصیت اصلی یک رمان بزرگ ندارد؛ مثل جنگ و صلح تولستوی است؛ چون سراسر در آن با مانع برخورد میکنید و غلبه بر آن موانع برای آدمها الهامبخش است.
🔹در اقتصاد آدام اسمیتی، «بازار» بود و «عرضه و تقاضا»؛ یعنی خیلی ریاضیوار با یکسری عدد و محاسبات نشان میدادند که این بازار این حجم را دارد، این نیاز در آن مطرح است، این تقاضا بر اساس آن نیاز وجود دارد و این عرضه اتفاق میافتد.
🔹در ادامه با یکسری فرمولهای مشخص و گاه نبوغآمیزی میتوانستند اینها را به کمیت تبدیل کنند و به آن معنا که اقتصاد علم مدیریت محدودیت منابع است، شرایط را کنترل کنند.
🔹روایت در چنین تعریف کلاسیکی از اقتصاد خیلی سخت است. در چنین دیدگاهی اتفاقات غیرانسانی بود؛ یعنی عامل انسانی خیلی در آن نقش مهمی نداشت چون ابعاد بزرگ بود.
🔹اما هر چقدر مطالعه اقتصادی به سمت اقتصاد رفتاری رفت، یعنی عوامل متعدد دیگری مثل عوامل روانشناختی، عوامل فرهنگی و عوامل تصادفی در آن تاثیرگذار شد؛ الگوسازیهای اقتصادی هم پیشرفت کرد.
🔹آنقدر شرایط متفاوت شد که اصلاً به یک عنصر پیشبینیناپذیر بدل شد. اقتصاددانها در برههای گفتند الگوهایی که ما با آن سعی میکردیم رفتار اقتصادی را بفهمیم، دیگر کار نمیکنند.
🔹برندها معمولاً حاضر نمیشوند جنبههایی از خودشان را افشا کنند؛ در مورد خطاها و تجربههای ناموفقشان صحبت نمیکنند. همه همان فضای شعر و شعار را هنوز خیلی بیشتر دوست دارند.
🔹این اخلاق دست و پای ما را برای قصه گفتنها میبندد. اصلاً برندها از آبرویشان میترسند؛ یعنی میترسند که مثلاً فلان کار را بکنند و آن کار به نفعشان تمام نشود. درنتیجه از آن منطقه امن خودشان برای اینکه یک روایت متفاوت داشته باشند خارج نمیشوند.
🔹با اینحال، استارتآپهایی مثل «علیبابا» یا یک دوره «باسلام» یا در یک مقطعی «تپسی» از روش فضاسازی روایی استفاده کردند. اما اینکه آیا این تمام ظرفیت قصهگویی برای برند است نه؛ قطعاً نیست.
🔹راستش را بخواهید صنعت تبلیغات کلاً باید صنعت شیطانی باشد. اما فضای ممیزی آنقدر سنگین است که نمیتوان از تمام ظرفیتها بهره برد.
🔹موفقترین تبلیغات از این جنس هستند که با آن در ایران برخورد میشود. مثلاً تبلیغ دافی، تبلیغ شیطانی بود که با آن برخورد شد.
🔹بسیاری از آگهیهای تبلیغاتی دهه ۱۳۷۰ قصههای جالبی داشتند؛ مثلاً تبلیغات گلرنگ قصهگویانه بود و شخصیت داشت. «سرتو با چی میشوری؟ با شامپو گلرنگ».
⬅️ منبع: تجارت فردا، شماره ۵۷۳
https://t.me/ExecutiveManagement
گفتوگو با سینا دادخواه، نویسنده "اهمیت روایت در اقتصاد"
چکیده:
🔹اقتصاد سرشار از داستانها و روایتهای خواندنی و جذاب است. هر بنگاه به مثابه یک موجود زنده، داستانهای خودش را دارد.
🔹بازارها پر از روایتهای ناگفته هستند و پشت شاخصها داستانهای زیادی وجود دارد.
🔹رابرت شیلر در کتاب "اقتصاد روایی" میگوید: اقتصاد این ظرفیت را دارد که برای مردم قصهها را روایت کند. مثلاً به مردم بگوید داستان تورم چیست؟
قصه ناترازی انرژی چیست؟
قصه پیمانسپاری ارزی چیست؟
قصه FATF چیست؟
🔹بنابراین در اقتصاد، صدها قصه برای گفتن وجود دارد. نیمی از کتاب رابرت شیلر در مورد این است که ما از درون دانش سخت و کسالتآور اقتصاد، از دل انباره صدها هزار متغیر اقتصادی، چیزی را خارج کنیم که برای مردم جذاب باشد.
🔹نیمی از کتاب اقتصاد روایی این است که قصهها، میتوانند خودشان پدیدآورنده رویدادهای اقتصادی باشند.
🔹اگر شما روایتی را بسازید، صرفنظر از اینکه وجود دارد یا ندارد، میتواند روی اقتصاد اثر بگذارد.
🔹مثلاً هراس بانکی، داستانی است که بیرون از بانک ساختهوپرداخته میشود، اما به بانک تحمیل میشود و بانک مجبور است عکسالعمل نشان دهد، چون فرار سپرده اتفاق میافتد.
🔹 اگر بخواهیم روایت را خیلی کلی و عام تعریف کنیم، یعنی پارهای از گفتار یا نوشتار که ترتیب اتفاقات مهم در آن طوری چیده شده که به شکل معناداری در عین حفظ جذابیت و تحلیل، بتواند شما را از نقطهای به نقطه دیگر برساند.
🔹کارخانهای که تاسیس میشود، از نقطه تاسیس و تولید محصول، تا روزی که میخواهد روایتش را بیان کند شرایطش متفاوت شده است. احتمالاً پیشرفت کرده و خیلی اتفاقات برایش افتاده است.
🔹این کارخانه اگر بتواند روایتش را به آدمها بگوید، همه متوجه این تغییرات یعنی همه کشمکشها و فرازوفرودها میشوند و مخاطب با آن روایت همراه میشود.
🔹سرگذشت کارآفرین فرق زیادی با سرگذشت شخصیت اصلی یک رمان بزرگ ندارد؛ مثل جنگ و صلح تولستوی است؛ چون سراسر در آن با مانع برخورد میکنید و غلبه بر آن موانع برای آدمها الهامبخش است.
🔹در اقتصاد آدام اسمیتی، «بازار» بود و «عرضه و تقاضا»؛ یعنی خیلی ریاضیوار با یکسری عدد و محاسبات نشان میدادند که این بازار این حجم را دارد، این نیاز در آن مطرح است، این تقاضا بر اساس آن نیاز وجود دارد و این عرضه اتفاق میافتد.
🔹در ادامه با یکسری فرمولهای مشخص و گاه نبوغآمیزی میتوانستند اینها را به کمیت تبدیل کنند و به آن معنا که اقتصاد علم مدیریت محدودیت منابع است، شرایط را کنترل کنند.
🔹روایت در چنین تعریف کلاسیکی از اقتصاد خیلی سخت است. در چنین دیدگاهی اتفاقات غیرانسانی بود؛ یعنی عامل انسانی خیلی در آن نقش مهمی نداشت چون ابعاد بزرگ بود.
🔹اما هر چقدر مطالعه اقتصادی به سمت اقتصاد رفتاری رفت، یعنی عوامل متعدد دیگری مثل عوامل روانشناختی، عوامل فرهنگی و عوامل تصادفی در آن تاثیرگذار شد؛ الگوسازیهای اقتصادی هم پیشرفت کرد.
🔹آنقدر شرایط متفاوت شد که اصلاً به یک عنصر پیشبینیناپذیر بدل شد. اقتصاددانها در برههای گفتند الگوهایی که ما با آن سعی میکردیم رفتار اقتصادی را بفهمیم، دیگر کار نمیکنند.
🔹برندها معمولاً حاضر نمیشوند جنبههایی از خودشان را افشا کنند؛ در مورد خطاها و تجربههای ناموفقشان صحبت نمیکنند. همه همان فضای شعر و شعار را هنوز خیلی بیشتر دوست دارند.
🔹این اخلاق دست و پای ما را برای قصه گفتنها میبندد. اصلاً برندها از آبرویشان میترسند؛ یعنی میترسند که مثلاً فلان کار را بکنند و آن کار به نفعشان تمام نشود. درنتیجه از آن منطقه امن خودشان برای اینکه یک روایت متفاوت داشته باشند خارج نمیشوند.
🔹با اینحال، استارتآپهایی مثل «علیبابا» یا یک دوره «باسلام» یا در یک مقطعی «تپسی» از روش فضاسازی روایی استفاده کردند. اما اینکه آیا این تمام ظرفیت قصهگویی برای برند است نه؛ قطعاً نیست.
🔹راستش را بخواهید صنعت تبلیغات کلاً باید صنعت شیطانی باشد. اما فضای ممیزی آنقدر سنگین است که نمیتوان از تمام ظرفیتها بهره برد.
🔹موفقترین تبلیغات از این جنس هستند که با آن در ایران برخورد میشود. مثلاً تبلیغ دافی، تبلیغ شیطانی بود که با آن برخورد شد.
🔹بسیاری از آگهیهای تبلیغاتی دهه ۱۳۷۰ قصههای جالبی داشتند؛ مثلاً تبلیغات گلرنگ قصهگویانه بود و شخصیت داشت. «سرتو با چی میشوری؟ با شامپو گلرنگ».
⬅️ منبع: تجارت فردا، شماره ۵۷۳
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ استراتژی بازاریابی بهتر در دنیای امروزی
✅ طبق 20 آمار جهانی از روندهای بازاریابی در دنیا، استراتژیهای زیر به شما برای موفقیت در بازارهای امروزی کمک میکند:
1️⃣ استقبال از انواع ویدیوهای آنلاین و شبکههای اشتراک ویدیو روز به روز افزایش مییابد. به همین دلیل، ویدیو مارکتینگ به یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در دنیای امروزی تبدیل شده است. پس تا میتوانید راجع به محصول یا خدمتتان و منافع آن ویدیوهای خلاقانه در قالب بنر متحرک، موشن گرافیک یا فیلمهای تبلیغاتی کوتاه بسازید و به روشهای مختلف به خصوص در شبکههای اجتماعی پخش کنید. فقط به خاطر داشته باشید که بهتر است ویدیوها کمتر از 2 دقیقه باشند و به صورت سریالی ساخته شوند
2️⃣ با تولید و انتشار مستمر اطلاعات و محتواهای مفید و جذاب، سعی کنید رتبه وبسایتتان در گوگل را بالا بیاورید تا به صفحه اول برسید. خاطرتان باشد که متخصصان سئو میگویند اگر میخواهید یک رازی را جایی مخفی کنید، آن را در صفحه دوم نتایج جستجوی گوگل مخفی کنید چون تقریبا هیچ کس سراغ آن نمیرود. حتما وبسایتتان را جوری طراحی کنید که مشتری بتواند با موبایل هم از آن استفاده کند
3️⃣ شبکههای اجتماعیتان را تقویت کنید چون مهمترین ابزار شما در بازاریابی است؛ وقتی مشتریان عمده وقتشان را در شبکههای اجتماعی میگذرانند، یعنی شما هم باید عمده تبلیغات و برنامههای بازاریابیتان را در این شبکهها اجرا کنید. فقط یادتان باشد، شبکههای اجتماعی جای انشانویسی نیست و باید مطالبتان کوتاه و مفید باشد. در ارائه محتوا نیز خلاقیت داشته باشید و از ابزارهای جدید مثل کلیپهای کوتاه، پادکست، اسلاید شو، اینفوگرافیک و غیره استفاده کنید.
✅ طبق 20 آمار جهانی از روندهای بازاریابی در دنیا، استراتژیهای زیر به شما برای موفقیت در بازارهای امروزی کمک میکند:
1️⃣ استقبال از انواع ویدیوهای آنلاین و شبکههای اشتراک ویدیو روز به روز افزایش مییابد. به همین دلیل، ویدیو مارکتینگ به یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در دنیای امروزی تبدیل شده است. پس تا میتوانید راجع به محصول یا خدمتتان و منافع آن ویدیوهای خلاقانه در قالب بنر متحرک، موشن گرافیک یا فیلمهای تبلیغاتی کوتاه بسازید و به روشهای مختلف به خصوص در شبکههای اجتماعی پخش کنید. فقط به خاطر داشته باشید که بهتر است ویدیوها کمتر از 2 دقیقه باشند و به صورت سریالی ساخته شوند
2️⃣ با تولید و انتشار مستمر اطلاعات و محتواهای مفید و جذاب، سعی کنید رتبه وبسایتتان در گوگل را بالا بیاورید تا به صفحه اول برسید. خاطرتان باشد که متخصصان سئو میگویند اگر میخواهید یک رازی را جایی مخفی کنید، آن را در صفحه دوم نتایج جستجوی گوگل مخفی کنید چون تقریبا هیچ کس سراغ آن نمیرود. حتما وبسایتتان را جوری طراحی کنید که مشتری بتواند با موبایل هم از آن استفاده کند
3️⃣ شبکههای اجتماعیتان را تقویت کنید چون مهمترین ابزار شما در بازاریابی است؛ وقتی مشتریان عمده وقتشان را در شبکههای اجتماعی میگذرانند، یعنی شما هم باید عمده تبلیغات و برنامههای بازاریابیتان را در این شبکهها اجرا کنید. فقط یادتان باشد، شبکههای اجتماعی جای انشانویسی نیست و باید مطالبتان کوتاه و مفید باشد. در ارائه محتوا نیز خلاقیت داشته باشید و از ابزارهای جدید مثل کلیپهای کوتاه، پادکست، اسلاید شو، اینفوگرافیک و غیره استفاده کنید.
✳️ چه مواردی رهبران عالی را از رهبران صرفاً خوب متمایز میکند؟
✅ دانیل گلمن میگوید این عامل ضریب هوشی نیست، بلکه هوش هیجانی است. هوش هیجانی مجموعهای از پنج مهارت است که بهترین رهبران را قادر میسازد عملکرد خود و زیردستانشان را بیشینه کنند.
🔺بر اساس تحقیق صورت گرفته روی شرکتها، مدیران ارشدی که حداقل قابلیت های هوش هیجانی را دارا بودند، عملکرد بخش های زیر نظرشان، نسبت به هدف تعیین شده برای سود سالانه، ۲۰ درصد بهتر بود.
🔺مهارت های هوش هیجانی عبارتند از:
▪︎خودآگاهی:
شناخت نقاط ضعف و قوت، محرکها، ارزشها و تاثیر آنها بر هم
▪︎مدیریت عواطف:
کنترل یا هدایت امیال و حال روحی مخرب
▪︎انگیزش:
لذت بردن از موفقیت ها به خاطر خود آن موفقیت ها
▪︎همدلی:
درک خوب عاطفی از افراد دیگر
▪︎مهارت اجتماعی:
ایجاد تفاهم با دیگران برای سوق دادن آنها در جهتهای مورد نظر
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ دانیل گلمن میگوید این عامل ضریب هوشی نیست، بلکه هوش هیجانی است. هوش هیجانی مجموعهای از پنج مهارت است که بهترین رهبران را قادر میسازد عملکرد خود و زیردستانشان را بیشینه کنند.
🔺بر اساس تحقیق صورت گرفته روی شرکتها، مدیران ارشدی که حداقل قابلیت های هوش هیجانی را دارا بودند، عملکرد بخش های زیر نظرشان، نسبت به هدف تعیین شده برای سود سالانه، ۲۰ درصد بهتر بود.
🔺مهارت های هوش هیجانی عبارتند از:
▪︎خودآگاهی:
شناخت نقاط ضعف و قوت، محرکها، ارزشها و تاثیر آنها بر هم
▪︎مدیریت عواطف:
کنترل یا هدایت امیال و حال روحی مخرب
▪︎انگیزش:
لذت بردن از موفقیت ها به خاطر خود آن موفقیت ها
▪︎همدلی:
درک خوب عاطفی از افراد دیگر
▪︎مهارت اجتماعی:
ایجاد تفاهم با دیگران برای سوق دادن آنها در جهتهای مورد نظر
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مقایسه تفاوتهای کلیدی بین OKRs و KPIs
■ شاخصهای کلیدی عملکرد
KPIs
۱. پیگیری پیشرفت اهداف مشخص و قابل اندازهگیری
۲. ارائه بینشهای دادهمحور برای بهبود عملیات
۳. سنجش نتایج گذشته و حال
۴. تمرکز بر معیارهای حیاتی سلامت کسبوکار
۵. تعیین معیارهای مقایسه برای نظارت بر عملکرد پایدار
۶. اندازهگیری مستمر برای اطمینان از ثبات
۷. اجرا در سراسر تیمها و بخشها
۸. هدایت بهبودهای تدریجی برای نتایج قابل پیشبینی
۹. ارزیابی کارایی در فرآیندهای موجود
■ اهداف و نتایج کلیدی
OKRs
۱. همسوسازی تمرکز فردی برای دستیابی به اهداف استراتژیک
۲. جلب توجه به اهداف الهامبخش برای اقدام
۳. تشویق تلاشهای جسورانه و تحولآفرین
۴. تمرکز بر نتایجی که تأثیر معنادار ایجاد میکنند
۵. به چالش کشیدن تیمها برای فراتر رفتن از منطقه امن
۶. عملکرد در بازههای زمانی مشخص (سهماهه یا سالانه)
۷. تطبیق اهداف با تیمها یا پروژههای خاص
۸. پیشبرد رشد و نوآوری برای موفقیت بلندمدت
۹. تنظیم اهداف با تغییر اولویتها یا شرایط
گفتمان منابع انسانی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
■ شاخصهای کلیدی عملکرد
KPIs
۱. پیگیری پیشرفت اهداف مشخص و قابل اندازهگیری
۲. ارائه بینشهای دادهمحور برای بهبود عملیات
۳. سنجش نتایج گذشته و حال
۴. تمرکز بر معیارهای حیاتی سلامت کسبوکار
۵. تعیین معیارهای مقایسه برای نظارت بر عملکرد پایدار
۶. اندازهگیری مستمر برای اطمینان از ثبات
۷. اجرا در سراسر تیمها و بخشها
۸. هدایت بهبودهای تدریجی برای نتایج قابل پیشبینی
۹. ارزیابی کارایی در فرآیندهای موجود
■ اهداف و نتایج کلیدی
OKRs
۱. همسوسازی تمرکز فردی برای دستیابی به اهداف استراتژیک
۲. جلب توجه به اهداف الهامبخش برای اقدام
۳. تشویق تلاشهای جسورانه و تحولآفرین
۴. تمرکز بر نتایجی که تأثیر معنادار ایجاد میکنند
۵. به چالش کشیدن تیمها برای فراتر رفتن از منطقه امن
۶. عملکرد در بازههای زمانی مشخص (سهماهه یا سالانه)
۷. تطبیق اهداف با تیمها یا پروژههای خاص
۸. پیشبرد رشد و نوآوری برای موفقیت بلندمدت
۹. تنظیم اهداف با تغییر اولویتها یا شرایط
گفتمان منابع انسانی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ انتخاب نوع برنامه شناسایی کارکنان در شرکتهای ایرانی باید با توجه به فرهنگ سازمانی، شرایط اقتصادی، ساختار نیروی کار، و اهداف استراتژیک سازمان صورت گیرد. در ادامه، چند مورد از برنامههای شناسایی مناسب برای شرکتهای ایرانی با توضیح دلایل انتخاب آورده شده است:
۱. شناسایی مبتنی بر ارزشها
▪︎چرا مناسب است؟
بسیاری از شرکتهای ایرانی به دلیل ساختارهای خانوادگی یا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزشهای سنتی، به رفتارهایی مانند صداقت، وفاداری، و همکاری تیمی اهمیت میدهند. شناسایی کارکنانی که این ارزشها را رعایت میکنند، میتواند به تقویت این فرهنگ کمک کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر در جلسات عمومی.
• ارائه لوح تقدیر یا هدیه کوچک.
۲. شناسایی خدمات طولانیمدت
■چرا مناسب است؟
در ایران، بسیاری از کارکنان به دنبال ثبات شغلی هستند و تقدیر از خدمات طولانیمدت آنها میتواند حس امنیت شغلی و وفاداری را تقویت کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• هدیه سالگرد کاری (مانند کارت هدیه یا هدیهای شخصی).
• برگزاری مراسم سالانه تقدیر از کارکنان قدیمی.
۳. شناسایی تیمی
▪︎چرا مناسب است؟
در فرهنگ کاری ایران، تاکید زیادی بر کار تیمی و موفقیت جمعی وجود دارد. شناسایی دستاوردهای تیمی میتواند باعث تقویت همکاری میان کارکنان شود.
▪︎ چگونه اجرا شود؟
• جوایز گروهی (مانند پرداخت پاداش به تیم موفق).
• تقدیر در مراسم یا جلسات سازمانی.
۴. شناسایی لحظهای
▪︎چرا مناسب است؟
سازمانهای ایرانی معمولاً در مواجهه با دستاوردهای کوچک روزمره نیاز به واکنش سریع دارند. تقدیر لحظهای میتواند حس قدردانی را بلافاصله منتقل کند و انگیزه کارکنان را بالا ببرد.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• پیامهای تشکر فوری از مدیران به کارکنان.
• هدایای کوچک مانند کارت هدیه.
۵. برنامههای غیرمادی
▪︎ چرا مناسب است؟
با توجه به محدودیتهای مالی برخی شرکتهای ایرانی، این نوع برنامهها میتوانند مؤثر و کمهزینه باشند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر عمومی در جلسات.
• معرفی دستاوردها در خبرنامه داخلی.
۶. شناسایی شخصیسازی شده
▪︎چرا مناسب است؟
فرهنگ سازمانی در ایران به روابط انسانی نزدیک و صمیمی تمایل دارد. برنامههای شخصیسازی شده میتوانند احساس خاص بودن را در کارکنان ایجاد کنند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• مرخصی تشویقی برای کارکنان.
• هدایا یا تقدیرهای متناسب با علاقههای شخصی.
۷. برنامههای ترکیبی
▪︎ چرا مناسب است؟
در شرکتهای بزرگتر و متنوعتر، ترکیب چندین روش شناسایی میتواند نیازهای گروههای مختلف کارکنان را برآورده کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• ایجاد پلن جامع شامل جوایز مالی و غیرمالی.
• طراحی پلتفرم دیجیتال برای مشارکت کارکنان در تقدیر.
🔺 چند نکته برای موفقیت در ایران:
1. شفافیت در معیارها: کارکنان باید دقیقاً بدانند برای چه چیزی تقدیر میشوند.
2. توجه به فرهنگ سازمانی: برنامهها باید با ارزشها و فرهنگ داخلی سازمان همخوانی داشته باشند.
3. مشکلات اقتصادی: در شرایط اقتصادی ایران، انتخاب جوایز کوچک ولی معنادار، میتواند به صرفه و مؤثر باشد.
4. قدردانی عمومی: چون بسیاری از کارکنان ایرانی به دیده شدن و احترام اجتماعی اهمیت میدهند، تقدیر عمومی میتواند بسیار انگیزاننده باشد.
🔺با توجه به نوع صنعت و اندازه شرکت، میتوان ترکیبی از این برنامهها را اجرا کرد تا بهترین نتیجه به دست آید.
https://t.me/ExecutiveManagement
۱. شناسایی مبتنی بر ارزشها
▪︎چرا مناسب است؟
بسیاری از شرکتهای ایرانی به دلیل ساختارهای خانوادگی یا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزشهای سنتی، به رفتارهایی مانند صداقت، وفاداری، و همکاری تیمی اهمیت میدهند. شناسایی کارکنانی که این ارزشها را رعایت میکنند، میتواند به تقویت این فرهنگ کمک کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر در جلسات عمومی.
• ارائه لوح تقدیر یا هدیه کوچک.
۲. شناسایی خدمات طولانیمدت
■چرا مناسب است؟
در ایران، بسیاری از کارکنان به دنبال ثبات شغلی هستند و تقدیر از خدمات طولانیمدت آنها میتواند حس امنیت شغلی و وفاداری را تقویت کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• هدیه سالگرد کاری (مانند کارت هدیه یا هدیهای شخصی).
• برگزاری مراسم سالانه تقدیر از کارکنان قدیمی.
۳. شناسایی تیمی
▪︎چرا مناسب است؟
در فرهنگ کاری ایران، تاکید زیادی بر کار تیمی و موفقیت جمعی وجود دارد. شناسایی دستاوردهای تیمی میتواند باعث تقویت همکاری میان کارکنان شود.
▪︎ چگونه اجرا شود؟
• جوایز گروهی (مانند پرداخت پاداش به تیم موفق).
• تقدیر در مراسم یا جلسات سازمانی.
۴. شناسایی لحظهای
▪︎چرا مناسب است؟
سازمانهای ایرانی معمولاً در مواجهه با دستاوردهای کوچک روزمره نیاز به واکنش سریع دارند. تقدیر لحظهای میتواند حس قدردانی را بلافاصله منتقل کند و انگیزه کارکنان را بالا ببرد.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• پیامهای تشکر فوری از مدیران به کارکنان.
• هدایای کوچک مانند کارت هدیه.
۵. برنامههای غیرمادی
▪︎ چرا مناسب است؟
با توجه به محدودیتهای مالی برخی شرکتهای ایرانی، این نوع برنامهها میتوانند مؤثر و کمهزینه باشند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر عمومی در جلسات.
• معرفی دستاوردها در خبرنامه داخلی.
۶. شناسایی شخصیسازی شده
▪︎چرا مناسب است؟
فرهنگ سازمانی در ایران به روابط انسانی نزدیک و صمیمی تمایل دارد. برنامههای شخصیسازی شده میتوانند احساس خاص بودن را در کارکنان ایجاد کنند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• مرخصی تشویقی برای کارکنان.
• هدایا یا تقدیرهای متناسب با علاقههای شخصی.
۷. برنامههای ترکیبی
▪︎ چرا مناسب است؟
در شرکتهای بزرگتر و متنوعتر، ترکیب چندین روش شناسایی میتواند نیازهای گروههای مختلف کارکنان را برآورده کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• ایجاد پلن جامع شامل جوایز مالی و غیرمالی.
• طراحی پلتفرم دیجیتال برای مشارکت کارکنان در تقدیر.
🔺 چند نکته برای موفقیت در ایران:
1. شفافیت در معیارها: کارکنان باید دقیقاً بدانند برای چه چیزی تقدیر میشوند.
2. توجه به فرهنگ سازمانی: برنامهها باید با ارزشها و فرهنگ داخلی سازمان همخوانی داشته باشند.
3. مشکلات اقتصادی: در شرایط اقتصادی ایران، انتخاب جوایز کوچک ولی معنادار، میتواند به صرفه و مؤثر باشد.
4. قدردانی عمومی: چون بسیاری از کارکنان ایرانی به دیده شدن و احترام اجتماعی اهمیت میدهند، تقدیر عمومی میتواند بسیار انگیزاننده باشد.
🔺با توجه به نوع صنعت و اندازه شرکت، میتوان ترکیبی از این برنامهها را اجرا کرد تا بهترین نتیجه به دست آید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1