✳️ رضایتبخشترین و مطمئنترین خودروها در سال میلادی که گذشت؟!
✅ در سال 2024، سه برند برتر از منظر رضایتبخشی «ریویان آمریکایی، بیامو آلمانی و تسلای آمریکایی» بودند و سه برند برتر از منظر قابلیت اطمینان «سوبارو، لکسوس و تویوتا بودند که هر سه محصول ژاپن است
🔹هوندا، آکورا و مزدا نیز ژاپنی هستند و در رتبههای چهارم تا ششم بیشترین قابلیت اطمینان خودروهای سال 2024، جای گرفتند.
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در سال 2024، سه برند برتر از منظر رضایتبخشی «ریویان آمریکایی، بیامو آلمانی و تسلای آمریکایی» بودند و سه برند برتر از منظر قابلیت اطمینان «سوبارو، لکسوس و تویوتا بودند که هر سه محصول ژاپن است
🔹هوندا، آکورا و مزدا نیز ژاپنی هستند و در رتبههای چهارم تا ششم بیشترین قابلیت اطمینان خودروهای سال 2024، جای گرفتند.
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ سودای رشد اقتصاد بسته
آیا میتوان در فضای بسته و بدون سرمایه به رشد و رفاه اقتصادی رسید؟ پاسخ هرچند شفاف است، اما هنوز افراد موثر در تصمیمگیریها به دنبال رشد بدون سرمایه خارجی و در فضای تحریمی و بسته هستند. در واقع کیفیت ارتباط اقتصادی ملتها نقش بیبدیلی در رشد یا افول آنها ایفا میکند. آمارها نشان میدهد که میان ثروتمند بودن یک اقتصاد و باز بودن آن همبستگی وجود دارد. یک مطالعه اقتصادی حاکی از آن است که اگرچه کشورهای ثروتمند اقتصاد باز دارند
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=182268
آیا میتوان در فضای بسته و بدون سرمایه به رشد و رفاه اقتصادی رسید؟ پاسخ هرچند شفاف است، اما هنوز افراد موثر در تصمیمگیریها به دنبال رشد بدون سرمایه خارجی و در فضای تحریمی و بسته هستند. در واقع کیفیت ارتباط اقتصادی ملتها نقش بیبدیلی در رشد یا افول آنها ایفا میکند. آمارها نشان میدهد که میان ثروتمند بودن یک اقتصاد و باز بودن آن همبستگی وجود دارد. یک مطالعه اقتصادی حاکی از آن است که اگرچه کشورهای ثروتمند اقتصاد باز دارند
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=182268
✳️ همکاری بینالمللی نه تنها ممکن بلکه ضروری است
✅ امروز به هر سو که بنگریم دلایلی برای بدبینی دربارهی دورنمای نظم جهانیِ پایدار و صلحآمیز مییابیم.
از حملهی روسیه به اوکراین و تدارکات نظامیِ چین تا منازعاتِ پیچیده در خاورمیانه و روابط پرتنش در سطح بینالمللی، همهچیز مایهی نگرانی است.
در بیرون از حوزهی «سیاست اعلی» هم میبینیم که شهروندانِ عادی در سراسر دنیا از مشکلاتِ گوناگونی نظیر تغییرات اقلیمی، تروریسم، مهاجرت انبوه، دیکتاتوریهای بیرحم، پاکسازیِ قومی و بیماریهای همهگیرِ جهانی رنج میبرند.
حتی در بخشهای توسعهیافتهتر دنیا، از جمله آمریکای شمالی و اروپا، هم دلایل محکمی وجود دارد که از خود بپرسیم آیا دموکراسی واقعاً آنقدر که تصور میشد بادوام است، آیا رفاه اقتصادی هرگز نصیب بیش از «یک درصد» از جمعیت دنیا خواهد شد، و آیا واقعاً میتوان جلوی افراطگراییِ ناسیونالیستی را گرفت.
بسیاری از کارشناسان و تحلیلگرانِ سیاستِ خارجی به این نتیجه رسیدهاند که احتمالاً نظم جهانیِ لیبرال در آستانهی زوال است.
حتی اگر این رویدادها را نادیده بگیریم باز هم باید گفت که بدبینی نسبت به تواناییِ انسان برای رقم زدن آیندهای بهتر روی کرهی زمین امری تصادفی نیست.
نظریهپردازانِ روابط بینالملل، که نظریهها و توصیههایشان معمولاً ــ از طرق گوناگونی مثل سخنان تحلیلگران رسانهها و اقدامات رهبران دنیا ــ به گفتمان عمومی راه مییابد عمدتاً بر این تمرکز کردهاند که چرا نمیتوانیم به یکدیگر اعتماد کنیم، چطور نفع شخصی بر نظام کشورها حاکم است، و چرا محاسباتِ نادرستِ رهبران معمولاً آنها را به مخاطرهجویی میکشاند، روندی که اغلب تشدید میشود و ما را در آستانهی جنگ قرار میدهد.
یکی از بنیادیترین مفروضات در روابط بینالملل، هم در فضای دانشگاهی و هم در حوزهی سیاستگذاری، این است که نظام بینالملل ذاتاً آکنده از هرج و مرج و خشونت است زیرا اولویتها، اقدامات و رفتار انسانها مبتنی بر به حداکثر رساندن نفع شخصیِ مادی است.
به قول هانس مورگنتا، «همهی کشورها یا دارند برای جنگ آماده میشوند، یا دارند پس از جنگ کمر راست میکنند، یا درگیر جنگ هستند.»
این بدبینیِ شایع مبتنی بر عقیدهی کاملاً نادرستی دربارهی انگیزههای بشری است. در واقع، گونهی انسان ذاتاً به دنبال نفع شخصی و به حداکثر رساندن قدرتِ خود «نیست».
انبوهی از یافتههای جدید در حوزههای گوناگون ــ از جمله عصبپژوهی، انسانشناسی، زیستشناسی تکاملی، روانشناسی و بومشناسی ــ به روشنی نشان میدهد که ما قادر، ناگزیر و مستعدیم که همدلی نشان دهیم، همکاری کنیم و جامعهمحور باشیم. به قول جرمی ریفکین، در علوم شناختی و زیستشناختی دیدگاه کاملاً جدیدی دربارهی طبیعتِ انسان پدید آمده که به جر و بحث در محافل روشنفکری، جامعهی تجّار و دولت انجامیده است.
اکتشافاتِ اخیر در عصبپژوهی و رشد کودک، ما را به تجدیدنظر در این عقیدهی قدیمی واداشته است که بنا به آن انسانها ذاتاً پرخاشگر، مالپرست، فایدهباور و خودخواهاند.
پی بردن به این واقعیت که همدلی یکی از قابلیتهای بنیادینِ ما انسانها است پیامدهای مهم و گستردهای برای جامعه دارد.
ادامه مطلب؛
https://www.aasoo.org/fa/articles/4969
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ امروز به هر سو که بنگریم دلایلی برای بدبینی دربارهی دورنمای نظم جهانیِ پایدار و صلحآمیز مییابیم.
از حملهی روسیه به اوکراین و تدارکات نظامیِ چین تا منازعاتِ پیچیده در خاورمیانه و روابط پرتنش در سطح بینالمللی، همهچیز مایهی نگرانی است.
در بیرون از حوزهی «سیاست اعلی» هم میبینیم که شهروندانِ عادی در سراسر دنیا از مشکلاتِ گوناگونی نظیر تغییرات اقلیمی، تروریسم، مهاجرت انبوه، دیکتاتوریهای بیرحم، پاکسازیِ قومی و بیماریهای همهگیرِ جهانی رنج میبرند.
حتی در بخشهای توسعهیافتهتر دنیا، از جمله آمریکای شمالی و اروپا، هم دلایل محکمی وجود دارد که از خود بپرسیم آیا دموکراسی واقعاً آنقدر که تصور میشد بادوام است، آیا رفاه اقتصادی هرگز نصیب بیش از «یک درصد» از جمعیت دنیا خواهد شد، و آیا واقعاً میتوان جلوی افراطگراییِ ناسیونالیستی را گرفت.
بسیاری از کارشناسان و تحلیلگرانِ سیاستِ خارجی به این نتیجه رسیدهاند که احتمالاً نظم جهانیِ لیبرال در آستانهی زوال است.
حتی اگر این رویدادها را نادیده بگیریم باز هم باید گفت که بدبینی نسبت به تواناییِ انسان برای رقم زدن آیندهای بهتر روی کرهی زمین امری تصادفی نیست.
نظریهپردازانِ روابط بینالملل، که نظریهها و توصیههایشان معمولاً ــ از طرق گوناگونی مثل سخنان تحلیلگران رسانهها و اقدامات رهبران دنیا ــ به گفتمان عمومی راه مییابد عمدتاً بر این تمرکز کردهاند که چرا نمیتوانیم به یکدیگر اعتماد کنیم، چطور نفع شخصی بر نظام کشورها حاکم است، و چرا محاسباتِ نادرستِ رهبران معمولاً آنها را به مخاطرهجویی میکشاند، روندی که اغلب تشدید میشود و ما را در آستانهی جنگ قرار میدهد.
یکی از بنیادیترین مفروضات در روابط بینالملل، هم در فضای دانشگاهی و هم در حوزهی سیاستگذاری، این است که نظام بینالملل ذاتاً آکنده از هرج و مرج و خشونت است زیرا اولویتها، اقدامات و رفتار انسانها مبتنی بر به حداکثر رساندن نفع شخصیِ مادی است.
به قول هانس مورگنتا، «همهی کشورها یا دارند برای جنگ آماده میشوند، یا دارند پس از جنگ کمر راست میکنند، یا درگیر جنگ هستند.»
این بدبینیِ شایع مبتنی بر عقیدهی کاملاً نادرستی دربارهی انگیزههای بشری است. در واقع، گونهی انسان ذاتاً به دنبال نفع شخصی و به حداکثر رساندن قدرتِ خود «نیست».
انبوهی از یافتههای جدید در حوزههای گوناگون ــ از جمله عصبپژوهی، انسانشناسی، زیستشناسی تکاملی، روانشناسی و بومشناسی ــ به روشنی نشان میدهد که ما قادر، ناگزیر و مستعدیم که همدلی نشان دهیم، همکاری کنیم و جامعهمحور باشیم. به قول جرمی ریفکین، در علوم شناختی و زیستشناختی دیدگاه کاملاً جدیدی دربارهی طبیعتِ انسان پدید آمده که به جر و بحث در محافل روشنفکری، جامعهی تجّار و دولت انجامیده است.
اکتشافاتِ اخیر در عصبپژوهی و رشد کودک، ما را به تجدیدنظر در این عقیدهی قدیمی واداشته است که بنا به آن انسانها ذاتاً پرخاشگر، مالپرست، فایدهباور و خودخواهاند.
پی بردن به این واقعیت که همدلی یکی از قابلیتهای بنیادینِ ما انسانها است پیامدهای مهم و گستردهای برای جامعه دارد.
ادامه مطلب؛
https://www.aasoo.org/fa/articles/4969
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
آسو
همکاریِ بینالمللی نه تنها ممکن بلکه ضروری است
در ژانویهی ۲۰۲۴، دانشمندانِ هستهای در اطلاعیهی سالانهی خود ساعتِ نمادینِ آخرالزمان را روی نود ثانیه تا نیمهشب قرار دادند و به این ترتیب اعلام کردند که هیچوقت اینقدر به پایان دنیا نزدیک نبودهایم.
👍1
شرکتهای یونیکورن جهانی که ارزش آنها بالای یک میلیارد دلار است، در سال 2024 رشد چشمگیری داشتهاند. شرکتهایی مانند ByteDance با ارزش 220 میلیارد دلار، SpaceX با 180 میلیارد دلار و OpenAI با 100 میلیارد دلار در صدر قرار دارند. این شرکتها از حوزههای مختلفی مانند فناوری و فضا بهطور چشمگیری در حال تغییر صنعتهای جهانی هستند.
✳️ ۱۲ قانون کارما چه هستند و چه درسهایی برای ما در زندگی دارند؟
✅ کارما در زبان سانسکریت به معنای عمل است.
🔺معنای کلی کارما این است که رفتارهای انسان بر کیفیت زندگی او در این دنیا و دنیای بعدی تاثیر میگذارند.
۱- قانون بزرگ علت و معلولی
تمام افکار و اعمال شما (چه خوب یا بد) عواقبی دارد و هر ارتعاشی را که شما به جهان هستی میفرستید، در نهایت به خود شما باز میگردد.
۲- قانون آفرینش
شما با کائنات یکی هستید و آفرینش نیازمند همکاری و همراهی خود شما است. بنابراین زندگی مورد نظرتان به خودی خود اتفاق نمیافتد و شما باید آن را خلق کنید.
۳- قانون تواضع و پذیرش
امتناع و سرپیچی از پذیرش هر اتفاق و موضوعی، جلوی پیشرفت شما را میگیرد. برای تغییر دادن هر چیزی و هر شرایطی، در ابتدا باید آن را پذیرفت.
۴- قانون رشد
رشد از درون شما شروع میشود. زمانی که خودتان را تغییر دهید، زندگی شما نیز از همین قانون پیروی میکند و خود به خود تغییر خواهد کرد.
۵-قانون مسئولیت
همه افراد در زندگی باید مسئولیت رفتار، گفتار، اعمال و عواطف خود را به طور کامل به عهده بگیرد و در قبال وظایف خود مسئولیت پذیر باشد.
۶- قانون اتصال
همه چیز در جهان از بزرگ و کوچک آن به هم ربط دارند و گذشته، حال و آینده به هم متصل هستند.
۷-قانون تمرکز
شما نمیتوانید به طور همزمان به دو موضوع متفاوت فکر کنید. تمرکز همزمان روی چند مطلب مختلف، سرعت شما در رسیدن به هدف تان را کم میکند.
۸-قانون بخشش و هدیه دادن
اگر در زندگی تان فرصتی برای کمک به دیگران پیش میآید بهتر است به آنها کمک کنید. بخشش و هدیه دادن به دیگران باعث ایجاد جریان انرژی در کائنات میشود.
۹-قانون لحظه حال
زندگی در لحظه حال جریان دارد. اگر به گذشته نگاه کنید، نمیتوانید در این لحظه حضور داشته باشید. برای رسیدن به آرامش روانی، در زمان حال زندگی کنید.
۱۰-قانون تغییر
تاریخ تکرار میشود تا زمانی که شما از آن درس بگیرید و مسیر خود را تغییر دهید. برای متوقف کردن این چرخه تکراری باید در رفتار خود تغییر ایجاد کنید.
۱۱- قانون صبر و پاداش
رسیدن به باارزشترین پاداشها در زندگی، نیازمند پشتکار و مداومت در تلاش است. برای ایجاد تغییر در سرنوشت آینده باید اهداف خود را به صورت مستمر دنبال کنید
۱۲-قانون اهمیت و الهام
انرژی و نیتها ارزش عمل شما را تعیین میکنند و هر کسی میتواند با الهام از درون خود سهمش از عشق و شادی را از جهان هستی دریافت کند.
کانون تک
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کارما در زبان سانسکریت به معنای عمل است.
🔺معنای کلی کارما این است که رفتارهای انسان بر کیفیت زندگی او در این دنیا و دنیای بعدی تاثیر میگذارند.
۱- قانون بزرگ علت و معلولی
تمام افکار و اعمال شما (چه خوب یا بد) عواقبی دارد و هر ارتعاشی را که شما به جهان هستی میفرستید، در نهایت به خود شما باز میگردد.
۲- قانون آفرینش
شما با کائنات یکی هستید و آفرینش نیازمند همکاری و همراهی خود شما است. بنابراین زندگی مورد نظرتان به خودی خود اتفاق نمیافتد و شما باید آن را خلق کنید.
۳- قانون تواضع و پذیرش
امتناع و سرپیچی از پذیرش هر اتفاق و موضوعی، جلوی پیشرفت شما را میگیرد. برای تغییر دادن هر چیزی و هر شرایطی، در ابتدا باید آن را پذیرفت.
۴- قانون رشد
رشد از درون شما شروع میشود. زمانی که خودتان را تغییر دهید، زندگی شما نیز از همین قانون پیروی میکند و خود به خود تغییر خواهد کرد.
۵-قانون مسئولیت
همه افراد در زندگی باید مسئولیت رفتار، گفتار، اعمال و عواطف خود را به طور کامل به عهده بگیرد و در قبال وظایف خود مسئولیت پذیر باشد.
۶- قانون اتصال
همه چیز در جهان از بزرگ و کوچک آن به هم ربط دارند و گذشته، حال و آینده به هم متصل هستند.
۷-قانون تمرکز
شما نمیتوانید به طور همزمان به دو موضوع متفاوت فکر کنید. تمرکز همزمان روی چند مطلب مختلف، سرعت شما در رسیدن به هدف تان را کم میکند.
۸-قانون بخشش و هدیه دادن
اگر در زندگی تان فرصتی برای کمک به دیگران پیش میآید بهتر است به آنها کمک کنید. بخشش و هدیه دادن به دیگران باعث ایجاد جریان انرژی در کائنات میشود.
۹-قانون لحظه حال
زندگی در لحظه حال جریان دارد. اگر به گذشته نگاه کنید، نمیتوانید در این لحظه حضور داشته باشید. برای رسیدن به آرامش روانی، در زمان حال زندگی کنید.
۱۰-قانون تغییر
تاریخ تکرار میشود تا زمانی که شما از آن درس بگیرید و مسیر خود را تغییر دهید. برای متوقف کردن این چرخه تکراری باید در رفتار خود تغییر ایجاد کنید.
۱۱- قانون صبر و پاداش
رسیدن به باارزشترین پاداشها در زندگی، نیازمند پشتکار و مداومت در تلاش است. برای ایجاد تغییر در سرنوشت آینده باید اهداف خود را به صورت مستمر دنبال کنید
۱۲-قانون اهمیت و الهام
انرژی و نیتها ارزش عمل شما را تعیین میکنند و هر کسی میتواند با الهام از درون خود سهمش از عشق و شادی را از جهان هستی دریافت کند.
کانون تک
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ درس آموخته راهبردی؟!
✅ نادر شاه: مردک چرا دروغ می بافی؟ ما شکست خوردیم!
🔺۱۹ جولای ۱۷۳۳، یعنی حدود ۲۹۰ سال پیش، نادر در نبرد سامرا از مشهورترین و ماهرترین فرمانده عثمانی، توپال پاشا شکست خورد. ایرانیان ناگزیر شدند با ۳۰/۰۰۰ کشته و زخمی و ۳۵۰۰ اسیر تا همدان و آق دره عقب نشینی کنند.
▪︎این نخستین شکست نادر بود. یادآوری می شود که پیش و پس اسلام هیچ امیر، فرمانروا و امیر و شاهی، بیش از نادر، پیروز میدان جنگ ها نبوده است. نقش شکست سامرا از دید تخریب روحیه ایرانیان، کمتر از شکست چالدران نبود. ولی برای نادر همواره پیروز، این شکست بس عبرت آموز بود.
▪︎نخست آن که نادر شکست را پذیرفت. او با احضار افسران خود شروع به اعتراف کرد و همه تقصیرها را به گردن گرفت. در عین حال سرنوشت خود و سربازانش را یکسان دانست و دلاوری ها و پیروزی های گذشته را یادآور شد. به آنان قول داد که جبران کند.
▪︎اعتراف به اشتباه استراتژیک، جایگاه نادر را نزد فرماندهان بالا برد. به گونه ای که همه در چادر فرماندهی اشک ریخته و به او اطمینان دادند که در رویارویی دوباره با توپال پاشا و ترکان عثمانی تا مرز مرگ خواهند جنگید.
■دوم این که به کاتب و منشی خود، میرزا مهدی خان استرآبادیفرمان داد که به همه ولایات، ایالات و رئیسان قبایل نامه نوشته و درخواست اعزام نیرو کند.
▪︎میرزا مهدی به شیوه دربار صفویه شرحی نگاشت و پس از تعریف و تمجید فراوان از نادر و لشگریانش و ذکر پیروزی های نادر، در پایان نوشت: اندک چشم زخمی به قسمتی از سپاه سپهر دستگاه نادری رسیده است.
▪︎چون نادر نامه ها را دید، خشمگین شد و برآشفت و به تندی بر سر میرزا مهدی خان فریاد کشید؛ مردک این دروغ ها و یاوه ها چیست که از خود بافتی. ما شکست خورده ایم. دمار از روزگارمان در آمده و رو به فنا هستیم!
▪︎واقعگرایی نادر مبنی بر پذیرش شکست، به ویژه اعتراف به اشتباه استراتژیک خویش و در خواست صادقانه و فوری نیرو، با پاسخ مثبت و کلان ایرانیان مواجه شد. چنان که در نبرد سرنوشت ساز انتقامی کرکوک، نه تنها شکست سامرا جبران شد بلکه سپاه عثمانی با از دست دادن ۲۰ هزار فرمانده و تفنگ چی زبده و به ویژه کشته شدن فرمانده پیر، همواره پیروز و شجاع، توپال عثمان، ناچار به عقب نشینی و قبول شکست شد.
■لیدل هارت، استراتژیست بریتانیایی دائما می گفت: گام نخست بازیابی برای ارتش شکست خورده، پذیرش شکست از سوی فرمانده کل است. بدون اعتراف به شکست، احتمال بازسازی و نوسازی ممکن نیست. سهل است که زمینه ای برای شکست های بعدی خواهدبود.
🖊یدالله کریمی پور
منابع:
▪︎پناهی سمنانی، نادرشاه (بازتاب حماسه و فاجعه ملی)، انتشارات کتاب نمونه
▪︎کتاب جهانگشای نادری نوشتهٔ میرزا مهدی خان منشی استرآبادی -منشی و مورخ نادر شاه افشار- (درگذشت بین ۱۱۷۵ تا ۱۱۸۲ قمری)/گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نادر شاه: مردک چرا دروغ می بافی؟ ما شکست خوردیم!
🔺۱۹ جولای ۱۷۳۳، یعنی حدود ۲۹۰ سال پیش، نادر در نبرد سامرا از مشهورترین و ماهرترین فرمانده عثمانی، توپال پاشا شکست خورد. ایرانیان ناگزیر شدند با ۳۰/۰۰۰ کشته و زخمی و ۳۵۰۰ اسیر تا همدان و آق دره عقب نشینی کنند.
▪︎این نخستین شکست نادر بود. یادآوری می شود که پیش و پس اسلام هیچ امیر، فرمانروا و امیر و شاهی، بیش از نادر، پیروز میدان جنگ ها نبوده است. نقش شکست سامرا از دید تخریب روحیه ایرانیان، کمتر از شکست چالدران نبود. ولی برای نادر همواره پیروز، این شکست بس عبرت آموز بود.
▪︎نخست آن که نادر شکست را پذیرفت. او با احضار افسران خود شروع به اعتراف کرد و همه تقصیرها را به گردن گرفت. در عین حال سرنوشت خود و سربازانش را یکسان دانست و دلاوری ها و پیروزی های گذشته را یادآور شد. به آنان قول داد که جبران کند.
▪︎اعتراف به اشتباه استراتژیک، جایگاه نادر را نزد فرماندهان بالا برد. به گونه ای که همه در چادر فرماندهی اشک ریخته و به او اطمینان دادند که در رویارویی دوباره با توپال پاشا و ترکان عثمانی تا مرز مرگ خواهند جنگید.
■دوم این که به کاتب و منشی خود، میرزا مهدی خان استرآبادیفرمان داد که به همه ولایات، ایالات و رئیسان قبایل نامه نوشته و درخواست اعزام نیرو کند.
▪︎میرزا مهدی به شیوه دربار صفویه شرحی نگاشت و پس از تعریف و تمجید فراوان از نادر و لشگریانش و ذکر پیروزی های نادر، در پایان نوشت: اندک چشم زخمی به قسمتی از سپاه سپهر دستگاه نادری رسیده است.
▪︎چون نادر نامه ها را دید، خشمگین شد و برآشفت و به تندی بر سر میرزا مهدی خان فریاد کشید؛ مردک این دروغ ها و یاوه ها چیست که از خود بافتی. ما شکست خورده ایم. دمار از روزگارمان در آمده و رو به فنا هستیم!
▪︎واقعگرایی نادر مبنی بر پذیرش شکست، به ویژه اعتراف به اشتباه استراتژیک خویش و در خواست صادقانه و فوری نیرو، با پاسخ مثبت و کلان ایرانیان مواجه شد. چنان که در نبرد سرنوشت ساز انتقامی کرکوک، نه تنها شکست سامرا جبران شد بلکه سپاه عثمانی با از دست دادن ۲۰ هزار فرمانده و تفنگ چی زبده و به ویژه کشته شدن فرمانده پیر، همواره پیروز و شجاع، توپال عثمان، ناچار به عقب نشینی و قبول شکست شد.
■لیدل هارت، استراتژیست بریتانیایی دائما می گفت: گام نخست بازیابی برای ارتش شکست خورده، پذیرش شکست از سوی فرمانده کل است. بدون اعتراف به شکست، احتمال بازسازی و نوسازی ممکن نیست. سهل است که زمینه ای برای شکست های بعدی خواهدبود.
🖊یدالله کریمی پور
منابع:
▪︎پناهی سمنانی، نادرشاه (بازتاب حماسه و فاجعه ملی)، انتشارات کتاب نمونه
▪︎کتاب جهانگشای نادری نوشتهٔ میرزا مهدی خان منشی استرآبادی -منشی و مورخ نادر شاه افشار- (درگذشت بین ۱۱۷۵ تا ۱۱۸۲ قمری)/گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ ... واقعاً یکی از مهمترین وظایف مدیریت، انتخاب درست آدمها برای مشاغل است. به جرات میشه گفت گاهی باید فردی را که در جایگاهی نشسته و شاید از نظر خودش خوبه! جابجا کرد و این موضوع سختی های خودش را دارد.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
DOC-20250106-WA0008.pdf
9.2 MB
🗞 نشریه "تدبیر"
فصلنامه علمی آموزشی در حوزه مدیریت
سال سی و پنجم-شماره ۳۳۶-تابستان و پاییز ۱۴۰۳
فصلنامه علمی آموزشی در حوزه مدیریت
سال سی و پنجم-شماره ۳۳۶-تابستان و پاییز ۱۴۰۳
✳️ جان نش( NASH) و حل معمای "تعادل نش" در زندگی روزمره
✍️ علیرضا عباسی
🔻 جان نش ، ریاضیدان برجسته و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۴، بهخاطر توسعه مفهوم "تعادل نش" در نظریه بازیها یا همان گیم تئوری شهرت دارد. این مفهوم بهویژه در تصمیمگیریهای استراتژیک کاربرد دارد، جایی که افراد یا سازمانها یا حتی کشورها به دنبال دستیابی به بهترین نتایج ممکن هستند، بدون آنکه نیاز به تغییر استراتژی داشته باشند.
▪️ نش در زندگی شخصی خود نیز از این تئوری بهره میبرد. روزی او و همسرش، الیشیا ،با چالشی در برنامهریزی برای گذراندن وقت آزاد خود مواجه شدند. جان به مطالعه علاقهمند بود، در حالی که الیشیا ترجیح میداد فیلم ببیند. نش به همسرش پیشنهاد داد: «بیایید این مسئله را با استفاده از تعادل نش حل کنیم. فرض کنیم هر کدام از ما تصمیمی میگیرد که به نفع خودش باشد، اما اگر هر دو به منافع مشترکمان فکر کنیم، میتوانیم به تعادلی برسیم که هر دو از آن راضی باشیم.»
🔻 پس از بحث و تبادل نظر، به این نتیجه رسیدند که یک برنامه هفتگی تنظیم کنند که در آن زمانی را به مطالعه و زمانی دیگر را به تماشای فیلم اختصاص داده شود. این برنامه به هر دو اجازه میداد که به علایق خود بپردازند و در عین حال از زمان مشترکشان نیز لذت ببرند.
▪️ تعادل نش به آنها نشان داد که حتی در شرایطی که بهنظر میرسد ترجیحات متفاوت است، همکاری و توجه به منافع یکدیگر میتواند به یک نتیجه متعادل و پایدار منجر شود.
🔻 در مثالی از دنیای اقتصاد، تصور کنید دو شرکت تولیدکننده گوشیهای هوشمند در یک بازار رقابتی فعالیت میکنند. هر دو شرکت میتوانند با کاهش قیمتها برای جذب مشتریان بیشتر رقابت کنند، اما این کار ممکن است به کاهش حاشیه سود و کاهش کیفیت محصول منجر شود. در عوض، اگر هر دو شرکت تصمیم بگیرند که بر روی ارتقاء ویژگیهای منحصر به فرد محصولات خود، مثل دوربینهای پیشرفتهتر یا باتریهای با عمر طولانیتر، تمرکز کنند و قیمتها را در سطح معقولی نگهدارند، به تعادلی خواهند رسید که هر دو شرکت میتوانند از آن بهرهمند شوند. این رویکرد باعث میشود که هر دو شرکت سودآوری خود را حفظ کرده و در عین حال رضایت مشتریان را نیز جلب کنند.
🔻 مثالی دیگر از تعادل نش در دنیای کسبوکار میتواند به همکاری بین دو استارتاپ مرتبط با صنعت مد و پوشاک مربوط شود. فرض کنید یکی از استارتاپها در زمینه طراحی و تولید لباسهای مد روز فعالیت میکند و دیگری در زمینه فروش آنلاین و بازاریابی تخصص دارد. اگر هر دو استارتاپ بهجای رقابت برای جذب مشتریان به صورت مستقل، تصمیم بگیرند که با یکدیگر همکاری کنند و یک پلتفرم جامع برای طراحی، تولید و فروش آنلاین ایجاد کنند، به تعادلی دست خواهند یافت که به نفع هر دو طرف است. این همکاری میتواند به افزایش دامنه بازار، کاهش هزینههای تولید و بازاریابی، و بهبود تجربه مشتری منجر شود، و در نتیجه هر دو استارتاپ از مزایای مالی و استراتژیک بهرهمند خواهند شد.
📚 منابع:
📘 تعادل نش: نظریهای برای زندگی روزمره
📕 جان نش: زندگی و نظریه بازیها
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ علیرضا عباسی
🔻 جان نش ، ریاضیدان برجسته و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۴، بهخاطر توسعه مفهوم "تعادل نش" در نظریه بازیها یا همان گیم تئوری شهرت دارد. این مفهوم بهویژه در تصمیمگیریهای استراتژیک کاربرد دارد، جایی که افراد یا سازمانها یا حتی کشورها به دنبال دستیابی به بهترین نتایج ممکن هستند، بدون آنکه نیاز به تغییر استراتژی داشته باشند.
▪️ نش در زندگی شخصی خود نیز از این تئوری بهره میبرد. روزی او و همسرش، الیشیا ،با چالشی در برنامهریزی برای گذراندن وقت آزاد خود مواجه شدند. جان به مطالعه علاقهمند بود، در حالی که الیشیا ترجیح میداد فیلم ببیند. نش به همسرش پیشنهاد داد: «بیایید این مسئله را با استفاده از تعادل نش حل کنیم. فرض کنیم هر کدام از ما تصمیمی میگیرد که به نفع خودش باشد، اما اگر هر دو به منافع مشترکمان فکر کنیم، میتوانیم به تعادلی برسیم که هر دو از آن راضی باشیم.»
🔻 پس از بحث و تبادل نظر، به این نتیجه رسیدند که یک برنامه هفتگی تنظیم کنند که در آن زمانی را به مطالعه و زمانی دیگر را به تماشای فیلم اختصاص داده شود. این برنامه به هر دو اجازه میداد که به علایق خود بپردازند و در عین حال از زمان مشترکشان نیز لذت ببرند.
▪️ تعادل نش به آنها نشان داد که حتی در شرایطی که بهنظر میرسد ترجیحات متفاوت است، همکاری و توجه به منافع یکدیگر میتواند به یک نتیجه متعادل و پایدار منجر شود.
🔻 در مثالی از دنیای اقتصاد، تصور کنید دو شرکت تولیدکننده گوشیهای هوشمند در یک بازار رقابتی فعالیت میکنند. هر دو شرکت میتوانند با کاهش قیمتها برای جذب مشتریان بیشتر رقابت کنند، اما این کار ممکن است به کاهش حاشیه سود و کاهش کیفیت محصول منجر شود. در عوض، اگر هر دو شرکت تصمیم بگیرند که بر روی ارتقاء ویژگیهای منحصر به فرد محصولات خود، مثل دوربینهای پیشرفتهتر یا باتریهای با عمر طولانیتر، تمرکز کنند و قیمتها را در سطح معقولی نگهدارند، به تعادلی خواهند رسید که هر دو شرکت میتوانند از آن بهرهمند شوند. این رویکرد باعث میشود که هر دو شرکت سودآوری خود را حفظ کرده و در عین حال رضایت مشتریان را نیز جلب کنند.
🔻 مثالی دیگر از تعادل نش در دنیای کسبوکار میتواند به همکاری بین دو استارتاپ مرتبط با صنعت مد و پوشاک مربوط شود. فرض کنید یکی از استارتاپها در زمینه طراحی و تولید لباسهای مد روز فعالیت میکند و دیگری در زمینه فروش آنلاین و بازاریابی تخصص دارد. اگر هر دو استارتاپ بهجای رقابت برای جذب مشتریان به صورت مستقل، تصمیم بگیرند که با یکدیگر همکاری کنند و یک پلتفرم جامع برای طراحی، تولید و فروش آنلاین ایجاد کنند، به تعادلی دست خواهند یافت که به نفع هر دو طرف است. این همکاری میتواند به افزایش دامنه بازار، کاهش هزینههای تولید و بازاریابی، و بهبود تجربه مشتری منجر شود، و در نتیجه هر دو استارتاپ از مزایای مالی و استراتژیک بهرهمند خواهند شد.
📚 منابع:
📘 تعادل نش: نظریهای برای زندگی روزمره
📕 جان نش: زندگی و نظریه بازیها
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ میراث ماندگار تحریمها
✅ یک پژوهش علمی نشان میدهد در سالهای اخیر میزان تحریمها به شکل نمایی در جهان زیاد شده و سطح تحریمهای جدید نسبت به تحریمهای لغوشده بیشتر شده است. در این پژوهش از برجام بهعنوان یک تجربه مبتنی بر دیپلماسی که باعث لغو تحریمها شد، یاد شده است. اکونومیست نیز به تازگی در یک گزارش به بررسی اقتصاد سوریه در دوران پسااسد پرداخته است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=182343
✅ یک پژوهش علمی نشان میدهد در سالهای اخیر میزان تحریمها به شکل نمایی در جهان زیاد شده و سطح تحریمهای جدید نسبت به تحریمهای لغوشده بیشتر شده است. در این پژوهش از برجام بهعنوان یک تجربه مبتنی بر دیپلماسی که باعث لغو تحریمها شد، یاد شده است. اکونومیست نیز به تازگی در یک گزارش به بررسی اقتصاد سوریه در دوران پسااسد پرداخته است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=182343
✳️ کارساده ای است،فقط کافیست سرتان رابلا بگیرید وبه هدف چشم بدوزید؟!
✅ شبی، برف فراوانی آمد و همهجا را سفیدپوش کرد. دو پسر کوچک با هم شرط بستند که از روی یک خط صاف، از راهی عبور کنند که به مدرسه میرسید. یکی از آنان گفت: «کار سادهای است!»، بعد به زیر پای خود نگریست که با دقت گام بردارد. پس از پیمودن نیمی از مسافت، سر خود را بلند کرد تا به ردپاهای خود نگاه کند. متوجه شد که به صورت زیگ زاگ قدم برداشته است.
دوستش را صدا زد و گفت: «سعی کن که این کار را بهتر از من انجام دهی!»
پسرک فریاد زد: «کار سادهای است!»، بعد سر خود را بالا گرفت، به درِ مدرسه چشم دوخت و به طرف هدف خود رفت. ردپای او کاملاً صاف بود.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شبی، برف فراوانی آمد و همهجا را سفیدپوش کرد. دو پسر کوچک با هم شرط بستند که از روی یک خط صاف، از راهی عبور کنند که به مدرسه میرسید. یکی از آنان گفت: «کار سادهای است!»، بعد به زیر پای خود نگریست که با دقت گام بردارد. پس از پیمودن نیمی از مسافت، سر خود را بلند کرد تا به ردپاهای خود نگاه کند. متوجه شد که به صورت زیگ زاگ قدم برداشته است.
دوستش را صدا زد و گفت: «سعی کن که این کار را بهتر از من انجام دهی!»
پسرک فریاد زد: «کار سادهای است!»، بعد سر خود را بالا گرفت، به درِ مدرسه چشم دوخت و به طرف هدف خود رفت. ردپای او کاملاً صاف بود.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ من آن پنجره لامصب را باز نمی كنم ؟!
✅ استاد سختگير فيزيك اولين دانشجو را براي پرسش فرا مي خواند و سئوال را مطرح می كند.
شما در قطاري نشسته ايد كه با سرعت هشتاد كيلومتر در ساعت حركت مي كند و ناگهان شما گرما زده شده ايد، حالا چكار می كنيد؟
دانشجوی بی تجربه فوراً جواب مي دهد : من پنجره كوپه را پائين مي كشم تا باد بوزد.
🔺اكنون پروفسور مي تواند سئوال اصلي را بدين ترتيب مطرح كند.
حال كه شما پنجره كوپه را باز كرده ايد....
در جريان هوای اطراف قطار اختلال حاصل مي شود و لازم است موارد زير را محاسبه كنيد.
محاسبه مقا ومت جديد هوا در مقابل قطار؟
تغيير اصطكاك بين چرخ ها و ريل؟
آيا در اثر باز كردن پنجره، سرعت قطار كم مي شود و اگر آری، به چه اندازه؟
حسب المعمول دهان دانشجو باز مانده بود و قادر به حل اين مسئله نبود و سرافكنده جلسه امتحان را ترك كرد.
همين بلا سر بيست دانشجوی بعدی هم آمد كه همگی در امتحان شفاهی فيزيك مردود شدند.
پروفسور آخرين دانشجو را براي امتحان فرا مي خواند و طبق معمول سئوال اولی را می پرسد.
شما در قطاري نشسته ايد كه با سرعت هشتاد كيلومتر در ساعت حركت مي كند و ناگهان شما گرما زده شده ايد، حالا چكار مي كنيد؟
اين دانشجوي خبره مي گويد؛ من كتم را در ميارم.
پروفسور اضافه مي كند كه هوا بيش از اين ها گرمه.
دانشجو ميگه خوب ژاكتم را هم در ميارم.
هواي كوپه مثل حمام سونا داغه.
دانشجو ميگه اصلا ً لخت مادر زاد ميشم.
پروفسور گوشزد می كند كه دو نفر نكره و نانجيب در كوپه هستند و منتظرند تا شما لخت شوید.
دانشجو به آرامی می گويد: می دانيد آقاي پروفسور، اين سومين بار است كه من در امتحان شفاهی فيزيك شركت مي كنم واگر قطار مملو از افراد نخراشیده ونتراشیده هم باشد، من آن پنجره لامصب را باز نمی كنم.
🔺درس آموخته:
ریسک های کسب وکارتان رابشناسید،پرهیزاز روبروشدن باآنها بهترین راه است؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ استاد سختگير فيزيك اولين دانشجو را براي پرسش فرا مي خواند و سئوال را مطرح می كند.
شما در قطاري نشسته ايد كه با سرعت هشتاد كيلومتر در ساعت حركت مي كند و ناگهان شما گرما زده شده ايد، حالا چكار می كنيد؟
دانشجوی بی تجربه فوراً جواب مي دهد : من پنجره كوپه را پائين مي كشم تا باد بوزد.
🔺اكنون پروفسور مي تواند سئوال اصلي را بدين ترتيب مطرح كند.
حال كه شما پنجره كوپه را باز كرده ايد....
در جريان هوای اطراف قطار اختلال حاصل مي شود و لازم است موارد زير را محاسبه كنيد.
محاسبه مقا ومت جديد هوا در مقابل قطار؟
تغيير اصطكاك بين چرخ ها و ريل؟
آيا در اثر باز كردن پنجره، سرعت قطار كم مي شود و اگر آری، به چه اندازه؟
حسب المعمول دهان دانشجو باز مانده بود و قادر به حل اين مسئله نبود و سرافكنده جلسه امتحان را ترك كرد.
همين بلا سر بيست دانشجوی بعدی هم آمد كه همگی در امتحان شفاهی فيزيك مردود شدند.
پروفسور آخرين دانشجو را براي امتحان فرا مي خواند و طبق معمول سئوال اولی را می پرسد.
شما در قطاري نشسته ايد كه با سرعت هشتاد كيلومتر در ساعت حركت مي كند و ناگهان شما گرما زده شده ايد، حالا چكار مي كنيد؟
اين دانشجوي خبره مي گويد؛ من كتم را در ميارم.
پروفسور اضافه مي كند كه هوا بيش از اين ها گرمه.
دانشجو ميگه خوب ژاكتم را هم در ميارم.
هواي كوپه مثل حمام سونا داغه.
دانشجو ميگه اصلا ً لخت مادر زاد ميشم.
پروفسور گوشزد می كند كه دو نفر نكره و نانجيب در كوپه هستند و منتظرند تا شما لخت شوید.
دانشجو به آرامی می گويد: می دانيد آقاي پروفسور، اين سومين بار است كه من در امتحان شفاهی فيزيك شركت مي كنم واگر قطار مملو از افراد نخراشیده ونتراشیده هم باشد، من آن پنجره لامصب را باز نمی كنم.
🔺درس آموخته:
ریسک های کسب وکارتان رابشناسید،پرهیزاز روبروشدن باآنها بهترین راه است؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ خاطره یک خانم مربی مهد کودک
✅ چند سال پيش در مهدكودكي با بچه های ٤ ساله کار می کردم
می خواستم چکمه های یه بچه ای رو پاش کنم ولی چکمه ها به پای بچه نمی رفت. بعد از کلی فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل كردم و گذاشتم روی میز، بعد روی زمین... و بالاخره با هزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه كردم و یه نفس راحت كشيدم که...
هنوز آخیش گفتنم تموم نشده بود که بچه گفت :این چکمه ها لنگه به لنگه است!
ناچار با هزار زور و اینور و اونور شدن و در حالی که مواظب بودم که بچه نیفته تا بالاخره پوتین های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآوردم و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه كردم که لنگه به لنگه نباشه.
در این لحظه بچه گفت: خانم، این پوتین ها مال من نیستن ها!
من با یه بازدم طولانی و سر تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرم شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداختم و بهش گفتم آخه چی بهت بگم؟
دوباره با زحمت بیشتر این پوتین های بسیار تنگ رو در آوردم
وقتی کار تمام شد از بچه پرسيدم :خوب، حالا پوتین های تو کدومه؟
بچه گفت: این ها پوتین های برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره می تونم پام کنم... صبح با همینا آمدم
من که دیگه خونم به جوش اومده بود، سعی كردم خونسردی خودم رو حفظ کنم و دوباره این پوتین هایی رو که به پای بچه نمی رفت به پای اون بکنم...
بعد از اتمام کار یک آه طولانی كشيدم و پرسيدم :خوب، حالا دستکش هات کجا هستند؟ توی جیبت که نیستن...
بچه گفت:
توی پوتینام بود دیگه
🔺درس آموخته مدیریتی:
بدون داده مناسب وبارویکرد اشتباه،مجبوربه تکرار امور وتباه منابع می شویم
کاردرست راباید ازاول درست انجام داد!
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چند سال پيش در مهدكودكي با بچه های ٤ ساله کار می کردم
می خواستم چکمه های یه بچه ای رو پاش کنم ولی چکمه ها به پای بچه نمی رفت. بعد از کلی فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل كردم و گذاشتم روی میز، بعد روی زمین... و بالاخره با هزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه كردم و یه نفس راحت كشيدم که...
هنوز آخیش گفتنم تموم نشده بود که بچه گفت :این چکمه ها لنگه به لنگه است!
ناچار با هزار زور و اینور و اونور شدن و در حالی که مواظب بودم که بچه نیفته تا بالاخره پوتین های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآوردم و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه كردم که لنگه به لنگه نباشه.
در این لحظه بچه گفت: خانم، این پوتین ها مال من نیستن ها!
من با یه بازدم طولانی و سر تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرم شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداختم و بهش گفتم آخه چی بهت بگم؟
دوباره با زحمت بیشتر این پوتین های بسیار تنگ رو در آوردم
وقتی کار تمام شد از بچه پرسيدم :خوب، حالا پوتین های تو کدومه؟
بچه گفت: این ها پوتین های برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره می تونم پام کنم... صبح با همینا آمدم
من که دیگه خونم به جوش اومده بود، سعی كردم خونسردی خودم رو حفظ کنم و دوباره این پوتین هایی رو که به پای بچه نمی رفت به پای اون بکنم...
بعد از اتمام کار یک آه طولانی كشيدم و پرسيدم :خوب، حالا دستکش هات کجا هستند؟ توی جیبت که نیستن...
بچه گفت:
توی پوتینام بود دیگه
🔺درس آموخته مدیریتی:
بدون داده مناسب وبارویکرد اشتباه،مجبوربه تکرار امور وتباه منابع می شویم
کاردرست راباید ازاول درست انجام داد!
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👏1
✳️ هر بشکه نفت ایران چقدر آب میخورد؟!
🔹گزارش جدید گلدمن ساکس نشان میدهد هزینه تولید هر بشکه نفت در ایران ۳۴ دلار است.
🔹بر اساس این آمار، تولید هر بشکه نفت شِیل برای آمریکا ۷۰ دلار خرج برمیدارد که بالاترین عدد در میان تولیدکنندگان نفت است.
🔹عربستان سعودی نیز با ۲۲ دلار کمترین هزینه را برای تولید هر بشکه نفت صرف میکند./اقتصادآنلاین
🔹گزارش جدید گلدمن ساکس نشان میدهد هزینه تولید هر بشکه نفت در ایران ۳۴ دلار است.
🔹بر اساس این آمار، تولید هر بشکه نفت شِیل برای آمریکا ۷۰ دلار خرج برمیدارد که بالاترین عدد در میان تولیدکنندگان نفت است.
🔹عربستان سعودی نیز با ۲۲ دلار کمترین هزینه را برای تولید هر بشکه نفت صرف میکند./اقتصادآنلاین
✍ 👆 نقش های مدیران از دیدگاه هنری مینتزبرگ
یک مدیر در به صورت مداوم در حال تغییر نقش است و در طول روز به مسائل مختلفی برمیخورد که باید برای آن راه حلی پیدا کند. بنابراین شاید اساسی ترین نیاز هر مدیر داشتن اطلاعات و اخبار مختلف در زمینه فعالیتش و اساسی ترین مهارت هر مدیر پردازش اطلاعات و تصمیم گیری باشد.
🔺از دیدگاه مینتزبرک نقش های مدیریتی به ۳ دسته تقسیم می شوند که هر دسته وظیفه ای بر عهده دارد.
از دید مینتزبرگ، نقش های مدیران به سه گروه عمده تقسیم می شوند:
1⃣ نقش های متقابل شخصی:
Interpesonal Roles
به رفتارهایی از مدیر توجه دارند که به روابط شخص مدیر با دیگر افراد درون یا بیرون سازمان برمی گردد. این نقش ها، مستقیماً از اختیارات و جایگاه مدیران که با اداره سازمان ها مرتبط است، نشأت می گیرند.
نقش های متقابل شخصی، به سه نقش عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:
◾نقش تشریفاتی (Figurehead)
◾رهبری (Leader)
◾رابط (Liaison)
2⃣ نقش های اطلاعاتی:
Informmational Roles
اساساً با فرایند پردازش اطلاعات لازم مدیران، ارتباط دارد. مدیر در تعامل با دیگران، خواه زیردستان وی باشند و خواه افراد بیرون از سازمان، مرکز اطلاعات سازمان خود تلقی می شود.
در واقع بخش عظیمی از تمامی اطلاعات در اختیار وی قرار می گیرد. شاید وی هرچیزی را نداند، ولی بیش از تکتک اعضای سازمان و زیردستانش، اطلاعات دارد.
نقش های اطلاعاتی ،به سه نقش عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:
◾گیرنده اطلاعات (Monitor)
◾نشردهنده اطلاعات (Disseminator)
◾سخنگو (Spokesman)
3⃣ نقش های تصمیم گیری:
Decisional Roles
سومین دسته از نقش های مدیران است. اطلاعات به تنهایی، تمام آن چیزی نیست که سازمان ها برای تصمیم گیری نیاز دارند بلکه ورودی اساسی برای فرایند مهم تصمیم در سازمان تلقی می شود. چهار نقش زیر، کنترل مدیران به عنوان تصمیم گیرنده در سازمان بر سیستم تدوین استراتژی را توصیف می کنند:
◾کارآفرینی (Enterpreneur)
◾آشوبزدایی (Disturbance Handler)
◾تخصیص دهنده منابع (Resource Allocator)
◾مذاکره کننده (Negotiator)
https://t.me/ExecutiveManagement
یک مدیر در به صورت مداوم در حال تغییر نقش است و در طول روز به مسائل مختلفی برمیخورد که باید برای آن راه حلی پیدا کند. بنابراین شاید اساسی ترین نیاز هر مدیر داشتن اطلاعات و اخبار مختلف در زمینه فعالیتش و اساسی ترین مهارت هر مدیر پردازش اطلاعات و تصمیم گیری باشد.
🔺از دیدگاه مینتزبرک نقش های مدیریتی به ۳ دسته تقسیم می شوند که هر دسته وظیفه ای بر عهده دارد.
از دید مینتزبرگ، نقش های مدیران به سه گروه عمده تقسیم می شوند:
1⃣ نقش های متقابل شخصی:
Interpesonal Roles
به رفتارهایی از مدیر توجه دارند که به روابط شخص مدیر با دیگر افراد درون یا بیرون سازمان برمی گردد. این نقش ها، مستقیماً از اختیارات و جایگاه مدیران که با اداره سازمان ها مرتبط است، نشأت می گیرند.
نقش های متقابل شخصی، به سه نقش عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:
◾نقش تشریفاتی (Figurehead)
◾رهبری (Leader)
◾رابط (Liaison)
2⃣ نقش های اطلاعاتی:
Informmational Roles
اساساً با فرایند پردازش اطلاعات لازم مدیران، ارتباط دارد. مدیر در تعامل با دیگران، خواه زیردستان وی باشند و خواه افراد بیرون از سازمان، مرکز اطلاعات سازمان خود تلقی می شود.
در واقع بخش عظیمی از تمامی اطلاعات در اختیار وی قرار می گیرد. شاید وی هرچیزی را نداند، ولی بیش از تکتک اعضای سازمان و زیردستانش، اطلاعات دارد.
نقش های اطلاعاتی ،به سه نقش عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:
◾گیرنده اطلاعات (Monitor)
◾نشردهنده اطلاعات (Disseminator)
◾سخنگو (Spokesman)
3⃣ نقش های تصمیم گیری:
Decisional Roles
سومین دسته از نقش های مدیران است. اطلاعات به تنهایی، تمام آن چیزی نیست که سازمان ها برای تصمیم گیری نیاز دارند بلکه ورودی اساسی برای فرایند مهم تصمیم در سازمان تلقی می شود. چهار نقش زیر، کنترل مدیران به عنوان تصمیم گیرنده در سازمان بر سیستم تدوین استراتژی را توصیف می کنند:
◾کارآفرینی (Enterpreneur)
◾آشوبزدایی (Disturbance Handler)
◾تخصیص دهنده منابع (Resource Allocator)
◾مذاکره کننده (Negotiator)
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1