مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
👆⚠️ ریسک‌های کوتاه‌مدت (۲ سال آینده)
۱. جنگ و درگیری میان دولت‌ها: افزایش تنش‌ها میان کشورها، به‌ویژه در مناطقی با اهمیت ژئوپلیتیک مانند شرق اروپا، جنوب آسیا و دریای چین جنوبی، از عوامل اصلی این ریسک است. رقابت‌های نظامی و سیاست‌های ملی‌گرایانه برخی کشورها می‌تواند به جنگ‌های منطقه‌ای یا حتی جهانی منجر شود.

۲. انتشار اطلاعات نادرست: اطلاعات گمراه‌کننده، به‌ویژه در فضای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، یکی از چالش‌های اصلی انسجام اجتماعی در کوتاه‌مدت محسوب می‌شود. این مشکل می‌تواند اعتماد به دولت‌ها، نهادهای عمومی و رسانه‌ها را تضعیف کند.

۳. حوادث شدید آب و هوایی: افزایش تواتر و شدت طوفان‌ها، سیلاب‌ها، موج‌های گرما و خشکسالی‌ها ناشی از تغییرات اقلیمی است. کشورهایی که زیرساخت‌های ضعیفی دارند یا در مناطق مستعد بلایای طبیعی قرار دارند، آسیب‌پذیرتر هستند.

۴. نابرابری اجتماعی: نابرابری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میان گروه‌های مختلف، موجب افزایش تنش‌های داخلی در جوامع می‌شود. اعتراضات اجتماعی و جنبش‌های مردمی می‌توانند ساختارهای سیاسی و اقتصادی را بی‌ثبات کنند.

۵. جنگ سایبری و جاسوسی دیجیتال: افزایش حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی مانند انرژی، آب و سیستم‌های مالی از دیگر ریسک‌های برجسته است. کشورها و گروه‌های غیردولتی از این ابزارها برای اهداف سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کنند.

ریسک‌های بلندمدت (۱۰ سال آینده)
۱. رویدادهای شدید آب و هوایی: همچنان مهم‌ترین تهدید برای دهه آینده محسوب می‌شود. افزایش سطح آب دریاها و تخریب اکوسیستم‌ها پیامدهای بلندمدت این پدیده هستند.

۲. از دست دادن تنوع زیستی: نابودی گونه‌های زیستی و تخریب اکوسیستم‌ها ناشی از فعالیت‌های انسانی، به‌ویژه جنگل‌زدایی و آلودگی، یک تهدید جهانی محسوب می‌شود. این موضوع نه‌تنها حیات‌وحش، بلکه معیشت انسان‌ها را نیز به خطر می‌اندازد.

۳. کمبود منابع طبیعی:‌ افزایش جمعیت و مصرف بی‌رویه منابع طبیعی می‌تواند به بحران‌های آب، غذا و انرژی منجر شود. رقابت برای دسترسی به منابع حیاتی می‌تواند درگیری‌های جدیدی ایجاد کند.

۴. تغییرات بحرانی در سیستم‌های زمین: این تغییرات شامل ذوب شدن یخ‌های قطبی، اسیدی شدن اقیانوس‌ها و کاهش ذخایر کربن خاک است که می‌توانند به ناپایداری گسترده محیطی منجر شوند.

۵. آلودگی‌های محیطی: آلودگی هوا، آب و خاک که سلامت انسان و طبیعت را تهدید می‌کند، به‌عنوان یک ریسک بلندمدت شناخته شده است.

۶. فشار بر سیستم‌های بهداشت جهانی: پاندمی‌های آینده، بیماری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک‌ها و کمبود زیرساخت‌های بهداشتی در برخی کشورها از دیگر ریسک‌های برجسته بلندمدت هستند.

چالش‌های بین‌المللی و پیامدها
۱. بر اساس گزارش، احتمالاً جهان به سمت یک نظم جهانی چندقطبی و تکه‌تکه‌شده حرکت می‌کند. این مسئله همکاری‌های بین‌المللی را دشوارتر خواهد کرد.

۲. همچنین کشورهای در حال توسعه که آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به ریسک‌های اقلیمی و اقتصادی دارند، احتمالاً بیشتر از کشورهای توسعه‌یافته آسیب خواهند دید.

۳. کاهش اعتماد به دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی می‌تواند موجب بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی شود.

۴. پیشرفت‌های فناوری مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی می‌توانند فرصت‌هایی ایجاد کنند، اما در صورت سوءاستفاده یا توسعه بدون کنترل، به ریسک‌های بزرگی منجر می‌شوند.

جمع‌بندی
گزارش «ریسک‌های جهانی ۲۰۲۵» به وضوح نشان می‌دهد که جهان در دوره‌ای پیچیده و چالش‌برانگیز قرار دارد. تعاملات پیچیده میان ریسک‌های اقلیمی، ژئوپلیتیکی، اقتصادی و اجتماعی نشان‌دهنده ضرورت اقدامات هماهنگ و جهانی برای کاهش اثرات این تهدیدات است. تنها از طریق همکاری‌های مؤثر بین دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، بخش خصوصی و جوامع مدنی می‌توان آینده‌ای پایدارتر و امن‌تر ساخت
✳️ چرا ۴۲‌درصد کارکنان، ارتقای شغلی را رد می‌کنند؟
مترجم: زهرا تیرانی
✅ روال کار شرکت‌های آمریکایی به این صورت است که: کارتان را از پایین‌‌‌ترین سطح شروع می‌‌‌کنید، سخت تلاش می‌‌‌کنید و در نهایت چند مرتبه ارتقا می‌‌‌گیرید تا به جایگاه مدیریتی ارشد برسید. با هر ارتقا، حقوق بیشتری دریافت می‌‌‌کنید، مزایای بهتری نصیبتان می‌شود و نفوذتان در شرکت بیشتر خواهد شد؛ همه اینها به این معنی است که تلاش‌‌‌های شما ارزشش را دارد.
چرا ۴۲‌درصد کارکنان، ارتقای شغلی را رد می‌کنند؟
اما این روزها، جذابیت صعود از نردبان شغلی کمرنگ شده است: نه تنها ارتقای شغلی به سختی به دست می‌‌‌آید، بلکه افراد هم علنا از پذیرش آن سر باز می‌‌‌زنند.
▪︎بازار کار دچار رکود شده و پیدا کردن شغل جدید و فرصت‌‌‌های پیشرفت برای افراد سخت است. طبق گزارش بلومبرگ و با استناد به داده‌‌‌های شرکت بزرگ جمع‌‌‌آوری داده ADP، از ۶۸ میلیون کارمند اداری، تنها ۱.۳‌درصد در سه ماه اول ۲۰۲۴ ارتقای رتبه گرفتند. این کمترین نرخ در پنج سال گذشته است و با توجه به اینکه ژانویه معمولا ماه پررونقی برای ارتقای شغلی است، این امر نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است.
▪︎این موضوع به اندازه‌‌‌ای مهم است که بر رضایت شغلی افراد تاثیر می‌‌‌گذارد. طبق نظرسنجی اکتبر ۲۰۲۴ مرکز تحقیقات پیو که بیش از ۵۲۰۰ نفر در آن شرکت‌‌‌ کرده‌‌‌اند، ۳۸‌درصد کارکنان از فرصت‌‌‌های ارتقای شغلی خود راضی نیستند و فقط ۲۶‌درصد آنها از فرصت ارتقای شغلی رضایت دارند.این در حالی است که حتی اگر فرصت ارتقای شغلی داده شود، بسیاری از کارکنان ترجیح می‌دهند در همین جایگاهی که هستند باقی بمانند. طبق داده‌‌‌های شرکت منابع انسانی رندستاد، ۴۲‌درصد کارکنان آمریکایی می‌‌‌گویند که به دلیل رضایت از شغل فعلی‌‌‌شان، پیشنهاد ارتقا را رد می‌کنند.
▪︎دلیل اینکه افراد با رضایت فرصت پیشرفت شغلی را نمی‌‌‌پذیرند چیست؟ کارشناسان و کارکنان می‌‌‌گویند چند عامل در این موضوع دخیل است:
۱- افراد احساس می‌کنند بیش از حد کار می‌کنند و دستمزد کافی دریافت نمی‌‌‌کنند. بسیاری از افراد احساس می‌کنند که بیش از شرح وظایفشان از آنها کار کشیده می‌شود و برای این کار اضافه، دستمزدی دریافت نمی‌‌‌کنند.طبق داده‌‌‌های مرکز تحقیقات پیو، اکثر کارکنان
(۷۶ درصد) می‌‌‌گویند که در محل کار خود بیش از حد انتظار از آنها کار خواسته می‌شود. در همین حال، طبق آمار موسسه پیو، ۲۹‌درصد از افراد از حقوق خود ناراضی هستند. بسیاری از آنها معتقدند که دستمزدشان با افزایش هزینه‌‌‌های زندگی همخوانی ندارد، درآمد کافی برای پرداخت قبض‌‌‌ها ندارند و نسبت به همکارانی که کار مشابهی انجام می‌دهند دستمزد کمتری دریافت می‌کنند.
شریکا ساندرز ۴۴ ساله، اهل آتلانتا، چند سال پیش به همین دلیل از پذیرش یک ارتقای شغلی در شرکت خود امتناع کرد. آن زمان، به شریکا ساندرز پیشنهاد شد از سمت مدیر حسابداری به معاون بازرس مالی ارتقا پیدا کند. اما او از این پیشنهاد استقبال نکرد. چرا که معتقد بود در حال حاضر همه وظایف این نقش جدید پیشنهادی را انجام می‌دهد و با توجه به نرخ‌های بازار، دستمزدش بسیار کمتر از حد معمول است. ساندرز می‌‌‌گوید: «معمولا قبل از اینکه در یک شرکت به شما ارتقا دهند، کارهای آن سمت جدید را شروع کرده بودید.»
۲- مدیریت اضطراب‌‌‌آورتر می‌شود. از سال ۲۰۲۰، بسیاری از شرکت‌ها تغییرات بنیادی زیادی را تجربه کرده‌‌‌اند. این تغییرات مواردی مثل افزایش نرخ جابه‌‌‌جایی کارکنان، استخدام‌‌‌های گسترده، ‌گذار به شیوه‌‌‌های دورکاری یا ترکیبی، بازطراحی تیم‌‌‌ها، افزایش وظایف هر نیروی کار و کاهش بودجه را شامل می‌شود. همه این تحولات باعث شده کار مدیران بسیار سخت‌‌‌تر شود. طبق یک نظرسنجی جدید از سوی موسسه گالوپ، ۷۳‌درصد کارکنان اعلام کرده‌‌‌اند که شرکت آنها در سال گذشته تغییرات بزرگی را تجربه کرده و این تغییرات به طور مستقیم با افزایش میزان فرسودگی شغلی در ارتباط است.
کاهش هزینه‌‌‌ها در دو سال اخیر باعث شده مدیران میانی و خط مقدم بیش از سایرین تحت فشار قرار بگیرند. دنیل ژائو، اقتصاددان ارشد در گلسدور، این موضوع را تایید می‌کند. اخراج این دسته از مدیران، حجم کاری مدیران باقی‌مانده را افزایش داده و در عین حال، انتظارات از آنها نیز بالاتر رفته، در حالی که منابع در اختیارشان کمتر شده است. این فشار کاری مضاعف بر مدیریت، تاثیرات منفی بر نسل جوان‌‌‌تر کارکنان گذاشته است. به گفته شرکت استخدامی رابرت والترز، ۵۲‌درصد کارکنان نسل زد تمایلی به گرفتن پست مدیریتی ندارند.
۳- ترفیع شغلی می‌تواند شما را از مسیر شغلی‌‌‌تان منحرف کند. با توجه به کاهش بودجه و تغییرات ساختاری در تیم‌‌‌ها، ممکن است موقعیت شغلی جدیدی که به شما پیشنهاد می‌شود، هیچ شباهتی به آنچه شما واقعا دنبالش هستید نداشته باشد. دبرا بوگز، مدیرعامل شرکت D&S که در یافتن مدیران اجرایی کمک می‌کند معتقد است یکی از دلایلی که مدیران ارشد اغلب پیشنهاد ارتقا را رد می‌کنند، ناسازگاری آن با مسیر شغلی مورد نظر آنهاست. اگر فرصت جدیدی که به شما پیشنهاد می‌شود، شما را از حوزه تخصصی‌‌‌تان دور کند یا با اهداف بلندمدت شغلی‌‌‌تان همخوانی نداشته باشد، می‌تواند پیشرفت حرفه‌‌‌ای‌‌‌تان را با مشکل مواجه کند. بازگشت به مسیر قبلی پس از چنین انحرافی بسیار دشوار است.
ساندرز، حسابدار حرفه‌‌‌ای، به دلیل علاقه‌‌‌ای که به کار فعلی‌‌‌اش داشت، پیشنهاد ارتقای شغلی را رد کرد. در تابستان ۲۰۱۷، او مسوولیت نظارت بر امور مالی شرکت مخابراتی در ایالات متحده و کانادا را بر عهده داشت. در آن زمان، به او پیشنهاد شد که مسوولیت تیم بزرگ‌تری را نیز بپذیرد. اما ساندرز ترجیح داد به جای گسترش دامنه مسوولیت‌‌‌هایش، روی کاری که به آن علاقه بیشتری داشت، یعنی بهبود فرآیندهای حسابداری و توانمندسازی تیم کوچک‌ترش، تمرکز کند.
۴- همه افراد لزوما نمی‌‌‌خواهند در حال حاضر مدیر شوند. باید به خاطر داشته باشیم که همه افراد آرزوی پیشرفت شغلی یا تبدیل شدن به مدیر را ندارند. ژائو از سایت گلسدور می‌‌‌گوید: «بسیاری از افراد مسیر مدیریت را امتحان می‌کنند و متوجه می‌‌‌شوند که برایشان مناسب نیست. یا هستند کسانی که اصلا این مسیر را امتحان نمی‌‌‌کنند چون می‌‌‌دانند به آن علاقه‌‌‌ای ندارند.»
شری کارپینتو، ۴۸ ساله، مربی حرفه‌‌‌ای و مدیر ارشد عملیات در یک شرکت مراقبت‌‌‌های بهداشتی که در بوستون زندگی می‌کند، می‌‌‌گوید: «در چنین مواردی، صحبت کردن با مدیرتان در مورد اهداف شغلی‌‌‌تان می‌تواند بسیار مفید باشد.»
او می‌‌‌گوید: شاید بخواهید کار بیشتری انجام دهید یا پروژه جدیدی را بر عهده بگیرید و خودتان را به چالش بکشید. اما اشکالی هم ندارد اگر کارتان را انجام دهید، به خانه بروید و حقوق‌‌‌‌‌‌تان را بگیرید. همه به دنبال پیشرفت شغلی نیستند.
او اضافه می‌کند که تصمیم شما برای ماندن در جایگاه فعلی‌‌‌تان لزوما دائمی نیست. کارپینتو می‌‌‌گوید: «من ۱۵ سال با افزایش حقوق تدریجی و ارتقای شغلی، در یک شرکت ماندم و حتی وقتی پیشنهادهایی برای موقعیت‌‌‌های بهتر داشتم، کار قبلی‌‌‌ام را رها نکردم. این کار را کردم چون بچه‌‌‌های کوچکی داشتم و مادرم خیلی مریض بود. پس ترجیح دادم در همان جا که هستم بمانم، یک تیم را مدیریت کنم و مسوولیت‌‌‌هایی داشته باشم، اما شرکت را ترک نکنم یا دنبال پست مدیریتی نروم. رد کردن یک ارتقای شغلی حالا به خاطر مراقبت از خانواده، نقل مکان، ازدواج یا هر دلیل دیگری به این معنی نیست که نمی‌توانید بعدا تصمیم دیگری بگیرید.»
منبع: CNBC/دنیای اقتصاد
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️سیاست‌گذاران عاقل چگونه در دام سیاست‌های احمقانه می‌افتند؟
مجتبی لشکربلوکی

تاریخ پر از است از سیاست گذاران و مدیرانی که احمق نیستند. اما در تصمیمات احمقانه گیر می کنند چرا؟ سه مثال را با هم مرور کنیم و سپس آن را ریشه شناسی کنیم:

آمریکا با وجود تلفات انسانی و هزینه‌های مالی سنگین، به مدت طولانی در جنگ ویتنام باقی ماند. سیاست‌مداران آمریکایی به دلیل پول هایی که خرج کرده بودند و سربازانی که از دست داده بودند و نگرانی از دست دادن اعتبار، از خروج سریع امتناع کردند. این جنگ تا 1975 ادامه یافت. در این بیست سال شش رئیس‌جمهور از دو حزب اصلی (دموکرات و جمهوری‌خواه) آمدند و رفتند.

تداوم پروژه هواپیمای کنکورد؛ دولت‌های بریتانیا و فرانسه با وجود افزایش هزینه‌ها و کاهش توجیه اقتصادی، به پروژه جت مافوق صوت کنکورد ادامه دادند، با اینکه می دانستند که این پروژه دیگر سودآور نیست. این پروژه به ضررهای مالی هنگفت منجر شد.

حضور شوروی در افغانستان؛ شوروی سابق به مدت یک دهه با وجود محکومیت‌های بین‌المللی و تلفات سنگین، حضور نظامی خود در افغانستان را حفظ کرد. در نتیجه این حضور بی فایده طولانی‌مدت، فشار اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی در داخل شوروی شد.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
چرا سیاست گذار تا زانو در گل سیاست احمقانه می رود؟ ریشه آن را می توان در مفهوم هزینه‌های ریخته‌شده (Sunk Cost) شناسایی کرد یعنی زمانی که افراد یا سازمان‌ها یا کشورها به دلیل منابعی که خرج کرده اند، دلشان نمی آید از چیزی که برایش پول خرج کرده اند یا زمان گذاشته اند دست بکشند حتی اگر ادامه آن زیان ده و غیرمنطقی باشد. خب اگر همین را ریشه یابی کنیم به موضوعات جالبی می رسیم. فعلا به دو مورد اشاره کنم:
گرایش نفرت از زیان Loss Aversion؛ ما نسبت به زیان بسیار حساسیم. از دست دادن چیزی که قبلاً داشته‌ایم، از نظر روانی آسیب بیشتری ایجاد می‌کند تا به‌دست نیاوردن چیزی جدید.
تشدید تعهدات Escalation of Commitment: افراد یا سازمان‌ها، حتی با وجود شواهد جدید، تمایل دارند به تصمیمات قبلی خود پایبند بمانند. این رفتار ناشی از فشار اجتماعی یا ترس از قضاوت دیگران یا بی اعتبار شدن است.

آیا سیاست مداران همیشه زانویشان در گل تصمیمات احمقانه گیر می کند؟ خیر! یکی از بهترین نمونه ها تغییر سیاست بین المللی و اقتصادی در ویتنام است. اصلاحات در ویتنام یکی از نمونه‌های برجسته تاریخ معاصر است که نشان می‌دهد چگونه رهبران یک کشور می‌توانند علی‌رغم از دست دادن اعتبار و متهم شدن به عقب نشینی و خیانت؛ تصمیم بگیرند.

اصلاحات در سیاست اقتصادی: پس از پایان جنگ با آمریکا، دولت کمونیستی ویتنام برنامه‌ریزی متمرکز اقتصادی را با الهام از شوروی پیاده کرد (شامل دولتی سازی صنایع و توزیع دولتی کالاها). نتیجه این سیاست‌ها رکود اقتصادی، کمبود مواد غذایی و افزایش فقر بود. سال ۱۹۸۶، دولت ویتنام برنامه‌ نوسازی اقتصادی را معرفی کرد شامل آزادسازی اقتصادی و حمایت از بخش خصوصی. حزب کمونیست ویتنام بر ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی تأکید داشت و این اصلاحات، نفی اصول بنیادین ایدئولوژیک حزب بود که سال ها تبلیغ و ترویج می شد. رهبران ویتنام با انتقادهای داخلی از سوی محافظه‌کاران حزب مواجه شدند که این تغییرات را خیانت به آرمان‌های انقلاب می‌دانستند.
در نهایت اصلاحات اقتصادی موفقیت‌آمیز بود و ویتنام به یکی از سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد جهان تبدیل شد و البته حزب کمونیست ویتنام، علی‌رغم تغییر در سیاست‌های اقتصادی، قدرت و اعتبار خود را حفظ کرد.

اصلاحات در سیاست بین‌الملل: پس از جنگ ویتنام و تهاجم به کامبوج در سال ۱۹۷۸، ویتنام تحریم و منزوی شد. اواخر دهه ۱۹۸۰، ویتنام تصمیم گرفت از کامبوج عقب نشینی کند و روابط خود را با همسایگان و جهان بهبود بدهد و تلاش کرد تا روابط دیپلماتیک خود را با غرب و آمریکا بازسازی کند و در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به عادی‌سازی روابط با آمریکا رسید.تغییر سیاست‌ خارجی می‌توانست ضعف ویتنام در برابر فشارهای خارجی و عقب نشینی از مواضع و تصمیمات قبلی تلقی شود.

سه راهکار برای آنکه پایمان تا زانو در گل تصمیمات احمقانه گیر نکند:
◻️تمرکز بر خالص منافع امروز به بعد: به جای محاسبه هزینه‌هایی که پرداخته ایم و تمام شده، تصمیمات خود را بر اساس خالص منافع آینده (منافع از این لحظه به بعد منهای هزینه از این لحظه به بعد) بنا کنید.
◻️تعریف معیارهای خروج از سیاست/پروژه: هیچ سیاستی و تصمیمی برای همه حالات و زمان ها درست نیست. بنابراین پیش از آغاز هر پروژه/تصمیم/سیاست، شرایطی که در آن باید از ادامه آن صرف‌نظر کرد را به وضوح تعریف کنید تا تصمیمات بدون دکمه خاموش نداشته باشید.
◻️قداست زدایی از سیاست/تصمیم/پروژه: آنچه مهم است فقط و فقط و فقط سعادت عمومی است.

شبکه توسعه @I_D_Network
بازنشر از کانال مجتبی لشکربلوکی @Dr_Lashkarbolouki
1414930176_-853615479.pdf
3 MB
✳️ گزارش کارشناسی
مرکز پژوهش های مجلس بررسی کرد؛

بازنگری در نقش حاکمیت در توسعه کسب و کارهای کوچک


✅ دفتر مطالعات اقتصادی این مرکز در گزارشی با عنوان «بازنگری در نقش حاکمیت در توسعه کسب‌و‌کارهای کوچک: ۱. مطالعه تطبیقی نهادهای توسعه‌دهنده کسب‌وکارهای کوچک» به بررسی اهداف حمایتی، نحوه شکل‌گیری و روند تکامل نهادهای توسعه کسب‌وکار، ساختار سازمانی و نحوه همکاری نهادهای توسعه کسب‌وکار، قوانین، برنامه‌ها و ابزارهای حمایتی سازمان‌ها در کشورهای توسعه یافته‌ای همچون آمریکا، ژاپن، کره جنوبی و کشورهایی که در حمایت از کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط سابقه طولانی دارند مانند هند و ترکیه پرداخته است تا با تطبیق و مقایسه کشورها، راهبردهایی برای اصلاح ساختارها، قوانین و برنامه‌های حمایتی از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در ایران ارائه دهد.

◀️ [لینک خبر](https://rc.majlis.ir/fa/news/show/1825456) | شماره مسلسل: ۲۰۳۲۸
https://t.me/ExecutiveManagement
سطوح رهبری
👍3👌1
✳️ 👆توسعه مهارت های رهبری به شما کمک می کند تا روابط با اعضای تیم خود را بهتر کنید اثر گذارتر باشید و درآمد بیشتری کسب کنید.

✅ جان ماکسول رهبری را به پنج سطح تقسیم کرده است 1⃣ جایگاه شما مدیر یا رییس هستید و باید از شما پیروی کنند برای این که بتوانید به سطح رهبری بالاتر بروید از تیم خود قدردانی کنید آنها را در تصمیمات شریک کنید و از آنها بازخورد بگیرید.
2⃣ توافق: آنها کارها را عالی انجام می دهند و با شما هماهنگ هستند چون به آنها حس امنیت و قدرشناسی می دهید روابط امن و حس اعتماد مشارکت و صداقت پایه های قدرت شما هستند.
3⃣ اثر بخشی مدیرانی هستند که حضور آنها در تیم موجب به ثمر نشستن تلاش ها و دستاورد می شود تیم بهبود فضای کار و بهبود وضعیت تیم را درک می کنند و از شما در سطحی بالاتر از اعتماد شخصی و بواسطه اعتماد به دانش و توان مدیریتی شما پیروی می کنند. برای رسیدن به این سطح خوب گوش کنید و خوب راهنمایی کنید با فناوری و تغییرات تطابق پیدا کنید و روی آموزش خود و تیمتان سرمایه گذاری کنید. 4⃣ توسعه افراد مدیران در این سطح رهبری به دیگران برای رشد و توسعه فردی کمک می کنند آنها انرژی وقت و پول خود را روی استعدادها و تیم های مختلف سرمایه گذاری میکنند آنها مربیانی عالی و با انگیزه اند.
5⃣ اوج مدیران و رهبران در این سطح به دیگران کمک می کنند تا سطح رهبری خود را افزایش دهند آنها اعتبار سازمان ها و تیم ها هستند. هر سازمانی با وجود آنها بهره ورتر و موفق تر است و برای همکاران خود کارگاه آموزشی برگزار می کنند.
👌وضعیت همواره در حال تغییر است. برای ماندن در سطح اوج باید سازگار باشید و به سرعت با تغییرات تکنولوژی بازار و پرسنل همراه شوید. به ارزیابی افراد و تیم ها بپردازید و به آنها کمک کنید تا رشد کنند و خود نیز یادگیری را متوقف نکنید.
🔺این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هفتاد سال برنامه‌ریزی در ایران
مروری بر دلایل شکست برنامه‌های توسعه در ایران

✅ سابقه برنامه‌ریزی ایران به زمان زنده یاد ابوالحسن ابتهاج باز می‌گردد که بانی برنامه‌ریزی ایران است و از حدود سال ۱۳۲۷ که سازمان برنامه تشکیل شد.
هیچ کدام از برنامه‌های اول و دوم که ۷ ساله تدوین شده بودند برنامه نبودند، بلکه تعدادی پروژه بودند که دولت اعتبار کافی هم برای انجام آنها نداشت.

سازمان برنامه از زمان برنامه سوم جان گرفت یعنی سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۶ و سایر فعالیت‌های توسعه که خارج از برنامه سوم اتفاق افتاد، عبارت بودند از: اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع، فروش سهام کارخانه‌های دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌های، اصلاح قانون انتخابات به منظور برابری حقوق سیاسی زنان با مردان، سپاه دانش، سپاه بهداشت، سپاه ترویج و آبادانی خانه‌های انصاف و شوراهای داوری، ملی کردن آب‌های کشور و ...

برنامه چهارم، بهترین برنامه توسعه ایران بود، كه بر اساس تجارب گذشته رشد اقتصادی ایران به ۹.۲ و تورم به حدود 5/3 درصد رسید.
آغاز توسعه صنایع داخلی و پیدایش بخش خصوصی اعم از؛ کارخانه‌های مونتاژ اتومبیل، ارج، آزمایش، کفش ملی، کفش بلا، کشت و صنعت نیشکر کارون و این پروژه ظرف ۳۶ ماه شكل گرفت.

برنامه پنجم از برنامه چهارم بهتر تهیه شد اما متاسفانه اتفاقات بسیار نامیمونی رخ داد که شاید بدشانسی ملت ایران بود و آن اینکه ناگهان قیمت نفت افزایش پیدا کرد.
این افزایش باعث شد شاه دستور دهد اعتبارات برنامه پنجم را بدون توجه به ظرفیت‌های کشور و مخالفت مسئولین از ۱۵۶۰ میلیارد به ۲۶۲۶ میلیارد افزایش دهند.

زنده یاد خداداد فرمانیان و دکتر عبدالمجید مجیدی و الکساندر مژلومیان معاون سازمان برنامه و کارشناسان سازمان برنامه با این امر مخالفت کردند و مخالفت خود را علناً به اطلاع شاه رساندند، اما متاسفانه شاه این مخالفت را نپذیرفت و نظرات غیر کارشناسی خود را تحمیل کرد که این تحمیل نظریه باعث شد فجایع اقتصادی زیادی در ایران رخ دهد.
بیش از ۵۰ فقره سیاست‌های کلان نظام به تصویب رسید و به دولت‌ها ابلاغ شد كه نتيجه آن متاسفانه ۹۰ درصد این سیاست‌ها هم اجرا نشدند.

نظام برنامه‌ریزی باید تحت تاثیر نظام سیاست گذاری باشد (منتها سیاستگذاری ها نباید توسط وزرا و معاونان وزرا که دوره انتصابشان زود گذر است) قرار گيرد. متاسفانه به سازمان برنامه فرصت و امکان نقش آفرینی در فرایند توسعه کشور داده نشد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ با مدیران محافظه کار یا conservare هیچگونه تغییر و تحولی ایجاد نخواهد شد !

✏️ گروه علمی اقتدار

✅ امروزه در دنیا از مدیران اثرگذار و کارآمد بعنوان پیشران نام برده می شود و این نوع مدیران ، مهم‌ترین دارایی و سرمایه هستند زیرا توانایی ایجاد ثروت را دارند و ارزش آفرینی می کنند در این خصوص مثال های بسیاری وجود دارد همانند مدیران سازنده بزرگترین برندهای جهان در صنعت مالی ، صنعت خودرو ، صنایع غذایی ، صنایع شیمیایی و صنعت لجستیک و غیره که با چند سال مدیریت توانستند بهترین تحولات و تغییرات را ایجاد کنند ...

🔺مشخصه اصلی مدیران محافظه کار که از آنها بعنوان ، اتلافگر منابع نام برده می شود ، عبارتست از :
(((حفظ وضعیت موجود ))))

🔷 استفاده و بکارگیری مدیران محافظه کار توسط اکثر اساتید حوزه مدیریت مورد نکوهش قرار گرفته است زیرا این نوع از مدیران قدرت و جرات تصمیم گیری ندارند و فقط وعده و وعید می دهند اما در اجرا فاقد شجاعت هستند ...

🟠 مدیران محافظه کار فقط قول تغییر و تحول را می دهند و در اجرا همچنان از رویه های گذشته سازمان استفاده خواهند کرد ...

📚 مدیران محافظه کار دارای صندوقچه ای هستند که درون آن سرشار از بهانه های مختلف و ایرادات است تا در مواقع مورد نیاز از آنها در مقابل تغییرات استفاده نمایند ....

🟦 مهترین خصوصیات مدیران محافظه کار عبارتند از :
۱- عدم انتقاد پذیری
۲- فاقد شجاعت در تصمیم گیری
۳- فاقد ریسک پذیری
۴- بخشش و اغماض و چشم پوشی و ارفاق را اولویت می دانند
۵- در جلسات و اتاق فکر طراحی فرآیند تغییرات فقط ساکت می مانند .....
۶- فقط آرمان گرایی و نظریه پردازی می کنند ...
۷- در برابر تغییرات مقاومت می کنند .

🔳 اصلی ترین و اساسی ترین زیان استفاده از مدیران محافظه کار ، اتلاف منابع سازمان و فرصت سوزی خواهد بود ..

📗 حضرت علی علیه السلام در نامه شماره ۵۳ و بخش هفتم خطاب به مالک اشتر می فرمایند :
با شخص ترسو مشورت مکن که روحیه تو را در انجام امور تضعیف می‌کند...

✅ یادمان باشد که آدم خوب با مدیر خوب فرق دارد و کشورمان به مدیران خوب نیاز دارد ....
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
✳️ چرا نسل Zعلاقه به فعالیت‌ های سنتی ندارد؟

✍محسن جلال پور

✅ نسل Z به سه دلیل آمادگی لازم را برای کار در بخش‌های قدیمی اقتصاد ایران ندارد:

دلیل اول به رقابت ناسالمی برمی‌گردد که در اقتصاد کشور وجود دارد. درآمدهای هنگفتی که عمدتاً آقازاده‌ها و آقازاده آقازاده‌ها در طول سال‌های اخیر برای خود دست‌وپا کردند باعث می‌شود فضای سالمی برای رقابت وجود نداشته باشد. تقریباً همه مزیت‌های اقتصاد ایران در اختیار گروه‌های خاص و به‌طور مشخص در اختیار آقازادگان است. جریان ناسالمی که در اقتصاد ایران شکل گرفته، باعث شده که بی‌انگیزگی جدی میان جوانان به وجود بیاید. این بی‌انگیزگی هم شامل تحصیل‌کرده‌های جوان می‌شود که عمدتاً به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی، راه مهاجرت را در پیش گرفته‌اند و هم باعث سرخوردگی نیروی کار جوان می‌شود. نیروی جوان کشور نابرابری را با همه وجود خود احساس می‌کند و در عین حال با خودش می‌گوید که اگر همه عمرش را هم کار کند، نمی‌تواند به اندازه یک ماه منتفعان بد کار کردن اقتصاد ایران درآمد داشته باشد. فرض کنید جوانی که با اتوبوس در حال رفتن به محل کار خود است، پشت چراغ قرمز، جوانی را پشت فرمان ماشین لوکس می‌بیند و اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد این است که وارد یک بازی ناعادلانه شده است. با خودش می‌گوید من اگر ۳۰ سال کار کنم، نمی‌توانم از مسیر درست، به چنین درآمدی برسم و در نتیجه یا دست از کار می‌کشد یا کسب درآمد از مسیر نادرست را برمی‌گزیند. این یک واقعیت است که وقتی ما جوان بودیم، منابع برای شروع کار جدید کم بود اما فضای سالم‌تری وجود داشت و در نتیجه یک جوان می‌توانست با چند سال کار کردن در مسیر پیشرفت قرار گیرد اما در حال حاضر فضای کار کردن به قدری ناسالم شده که جوانان امید خود را از دست می‌دهند. اگر نسل‌های قبل با پدیده آقازادگی مواجه بودند، نسل جوان امروز با آقازاده‌ های نسل زد مواجه است که تعدادشان هم کم نیست. مشخصاً این شرایط، بی‌انگیزگی جدی به وجود می‌آورد.

این نارضایتی تنها در مورد نسل Z هم نیست؛ بلکه حتی ما که سه یا چهار نسل با آنان فاصله داریم هم با آن درگیریم. بی‌انگیزگی برای امثال من هم زمانی پیش می‌آید که می‌بینم ۶۰ سال فعالیت خانوادگی پدر با ۴۰ سال فعالیت خانوادگی خودم که روی هم می‌شود ۱۰۰ سال؛ با یورش آقازاده‌ای به محاق می‌رود. یکی می‌آید و یک‌شبه از همه این سابقه و تلاش سبقت می‌گیرد. علتش هم فقط رانت‌ها، درآمدهای بی‌بنیان و پول‌های حاصل از بده ‌بستان‌های رانتی است. ضمن اینکه ما مسیری را آغاز کردیم و امروز مجبور هستیم در امتداد آن حرکت کنیم؛ ولی آنها بعد از مدتی دیگر نیازی به پیشرفت نمی‌بینند.

دلیل دوم؛ مقایسه درآمد در برابر هزینه ‌هاست. به نظر من یکی از بزرگ‌ترین ناترازی‌ها در سطح افراد و خانوارها، ناترازی درآمد و هزینه است؛ یعنی امروز درآمد کارمند دولت و کارگر صنعتی به هیچ عنوان با هزینه‌ های شان مطابقت ندارد. طرف حساب می‌کند که اگر یک ماه در شهرستان‌ ها کار کند ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان و در تهران ۳۰ تا ۳۵ میلیون تومان حداکثر درآمد دارد (آن هم اگر در بالاترین جایگاه کاری و بهترین شرایط کار کند)، باز هم درآمدش با خرج زندگی‌اش جور درنمی‌آید، یعنی دخل ‌و خرج نمی‌خواند. جوان نسل جدید وقتی می‌بیند کار کردن و نکردنش در زندگی‌اش چندان تاثیری ندارد نسبت به آینده ناامید می‌شود.

دلیل سوم که به نظر من از دو دلیل اولی هم مهم‌تر است به مقایسه «خود» در برابر یک جوان خارجی بازمی‌گردد. جوان نسل زد از طریق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به راحتی می‌تواند خود را با جوانان کشورهای دیگر مقایسه کند. امروز اینترنت همه را به هم وصل کرده است. در قدیم این‌طور نبود و نهایت شما از شهر و روستای خودت خبر داشتی. یادم هست زمانی که بچه بودیم، روزنامه، هفتگی به شهرمان می‌آمد و هفته‌نامه‌ها به صورت ماهانه دستمان می‌رسید. بزرگ‌ترهای ما هفته‌ای یک‌بار می‌رفتند پای ماشین‌های بین‌راهی می‌ایستادند تا مجله اطلاعات هفتگی یا مجله جوانان را بخرند اما امروز خبرها لحظه‌ای منتقل می‌شود. بنابراین جوان نسل زد، وقتی خودش را با همسن ‌و‌ سال خود در یک کشور دیگر مثل ترکیه و امارات یا کشورهای اروپایی و آمریکایی مقایسه می‌کند، می‌بیند خیلی با رفاه او فاصله دارد. بنابراین دلیلی نمی‌بیند برای کار در سطح عادی تلاشی کند. نهایتاً سعی می‌کند شرایط را به سمتی ببرد که حداقل اگر جایی کار می‌کند، درآمدش با شرایط زندگی، رفاه و آزادی عملش مطابقت داشته باشد.»/ تجارت فردا
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ ادب آداب دارد!

✅ مدیریت رفتار و اخلاق اجتماعی


1. به کسی بیش از دو بار پشت سر هم زنگ نزنید. اگر جواب ندادند، فرض کنید کار مهمی دارند.

2. پولی را که قرض گرفته‌اید، حتی قبل از این که فرد قرض‌دهنده به یاد بیاورد یا درخواست کند، پس دهید. این نشان‌دهنده صداقت و شخصیت شماست. همین قانون برای چتر، خودکارها و ظرف‌های غذا هم صدق می‌کند.

3. وقتی کسی شما را به ناهار یا شام دعوت کرده است، غذای گران‌قیمت از منو سفارش ندهید.

4. سوالات ناخوشایندی مثل «پس هنوز ازدواج نکرده‌ای؟» یا «چرا بچه نداری؟» یا «چرا خانه یا ماشین نخریده‌ای؟» نپرسید. به خدا ربطی به شما ندارد.

5. همیشه در را برای کسی که پشت سرتان می‌آید باز کنید، فرقی نمی‌کند مرد باشد یا زن، بزرگ‌تر باشد یا کوچک‌تر. احترام گذاشتن در جمع شما را کوچک نمی‌کند.

6. اگر با دوستی تاکسی گرفتید و او این بار پرداخت کرد، دفعه بعد شما پرداخت کنید.

7. به نظرات متفاوت احترام بگذارید. به یاد داشته باشید چیزی که برای شما عدد 6 است، ممکن است برای کسی که روبه‌رویتان است 9 باشد. علاوه بر این، گرفتن نظر دوم همیشه مفید است.

8. هرگز صحبت کسی را قطع نکنید. به آن‌ها اجازه دهید حرفشان را بزنند. همان‌طور که می‌گویند، همه را بشنوید و همه را فیلتر کنید.

9. اگر باکسی شوخی کردید و او لذت نبرد، فوراً متوقف شوید و دیگر این کار را نکنید. این نشان‌دهنده احترام شما به اوست.

10. وقتی کسی به شما کمک می‌کند، بگویید «متشکرم».

11. در جمع تحسین کنید و در خلوت انتقاد کنید.

12. تقریباً هیچ دلیلی برای اظهار نظر درباره وزن کسی وجود ندارد. فقط بگویید: «عالی به نظر می‌رسی.» اگر بخواهند درباره کاهش وزن صحبت کنند، خودشان شروع می‌کنند.

13. وقتی کسی عکسی در گوشی‌اش به شما نشان می‌دهد، به چپ یا راست نزنید. ممکن است چیز دیگری باشد.

14. اگر همکارتان گفت که قرار ملاقات پزشکی دارد، نپرسید برای چه. فقط بگویید: «امیدوارم حالت خوب باشد.» او را در موقعیت ناراحت‌کننده‌ای قرار ندهید که مجبور شود بیماری‌اش را به شما بگوید. اگر بخواهند، خودشان بدون کنجکاوی شما خواهند گفت.

15. به نظافتچی همان‌قدر احترام بگذارید که به مدیرعامل احترام می‌گذارید. هیچ‌کس از اینکه با افراد پایین‌تر از خودتان بدرفتاری کنید، تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد، اما اگر به آن‌ها احترام بگذارید، مردم متوجه خواهند شد.

16. اگر کسی مستقیماً با شما صحبت می‌کند، خیره شدن به تلفن‌تان بی‌ادبی است.

17. تا وقتی از شما نخواسته‌اند، مشاوره ندهید.

18. وقتی بعد از مدت طولانی کسی را ملاقات می‌کنید، اگر خودش نخواهد درباره آن صحبت کند، از سن یا
حقوقش نپرسید.

19. به کار دیگران کار نداشته باشید، مگر اینکه مستقیماً به شما مربوط شود.

20. اگر با کسی در خیابان صحبت می‌کنید، عینک آفتابی‌تان را بردارید. این نشانه احترام است. علاوه بر این، تماس چشمی به‌اندازه کلام شما اهمیت دارد.

21. هرگز در جمع افراد فقیر درباره ثروتتان صحبت نکنید. به همین ترتیب، در جمع افرادی که بچه ندارند، درباره فرزندانتان صحبت نکنید.

22. وقتی در دفتر کار کسی هستید مطالب روی وایت برد را کنجکاوانه نگاه نکنید.

23. حریم شخصی کارکنانتان را رعایت کنید ، نگاه به کشوهای همکار یا کارکنانتان حرمت ها را می شکند.

24. نامه هایی که بدستتان می رسد بدون وارسی به صاحبشان بدهید و از محتوای آن نپرسید.

25. بعد از خواندن یک پیام خوب، تلاش کنید بگویید: «متشکرم بابت پیام.» قدردانی ساده‌ترین راه برای به دست آوردن چیزهایی است که ندارید.
✍ مرکزنوآوری شمس
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ هوش مصنوعی می‌تواند حدود ۱۷۰‌ میلیون شغل جدید ایجاد کند

✅ «جهان‌صنعت»- آخرین بررسی‌های مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند تا سال۲۰۳۰ حدود ۹۲‌میلیون موقعیت شغلی را از بین ببرد اما ۱۷۰‌میلیون شغل جدید ایجاد کند.

به گزارش ‌Arstechnica، مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اخیرا گزارش آینده مشاغل ۲۰۲۵ خود را منتشر کرد. براساس این گزارش، ۴۰‌درصد شرکت‌ها به‌ دلیل اتوماسیون هوش مصنوعی قصد دارند تعداد نیروی کار خود را کاهش دهند.
در این گزارش ذکر شده که هوش مصنوعی ضمن تولید ۱۷۰‌میلیون شغل جدید در سراسر جهان می‌تواند ۹۲‌میلیون موقعیت شغلی را نیز از بین ببرد، به تعبیر دیگر، هوش مصنوعی می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به ‌طور خالص حدود ۷۸‌میلیون شغل جدید ایجاد کند.

مجمع جهانی اقتصاد هر دو سال یک بار تحلیل خود را در این حوزه ارائه می‌دهد تا به سیاستگذاران، رهبران کسب‌وکار و کارگران کمک کند درباره روند استخدام تصمیم بگیرند.
برای تهیه گزارش اخیر نیز داده‌های هزار شرکتی که ۱۴‌میلیون کارگر در سراسر جهان دارند، گردآوری شده است. در این گزارش به مهارت‌هایی اشاره شده است که تا سال ۲۰۳۰ بیشتر از بقیه مورد نیاز خواهند بود.

برای مثال، شرکت‌های مختلف گفته‌اند تخصص‌های هوش مصنوعی و بیگ دیتا، شبکه، امنیت سایبری و سواد فناوری ازجمله مهارت‌های مورد تقاضا در سال ۲۰۳۰ هستند.
مجمع جهانی اقتصاد از هوش مصنوعی را بزرگ‌ترین ایجادکننده شغل میان فناوری‌های جدید نامیده است. ۸۶‌درصد شرکت‌ها انتظار دارند هوش مصنوعی تا سال۲۰۳۰ فعالیت‌های آنها را متحول کند.

البته گزارش مجمع جهانی اقتصاد شغل‌هایی که با رشد هوش مصنوعی بیشتر از سایرین در خطر نابودی هستند را مشخص کرده است. کارمندان خدمات پستی، منشی‌های اجرایی و کارکنان واحد حقوق و دستمزد ازجمله کسانی هستند که بیشتر احتمال دارد شغل خود را به هوش مصنوعی واگذار کنند. طراحان گرافیک و منشی‌های حقوقی نیز شانس بالایی برای جایگزینی با هوش مصنوعی دارند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ ۱۲ توصیه برای اولین روز شغل جدید!

✅ اولین‌ها همیشه هیجان‌انگیزند؛ مثل اولین روز شغل جدید یا رانندگی برای اولین بار. در اولین روز شغل جدید احتمالا هیجان‌زده‌اید و می‌خواهید بهترین باشید؛ در هر دقیقه به هزار چیز فکر می‌کنید، اتفاقاتی را که ممکن است رخ دهند تصور می‌کنید و بابت ملاقات با همکاران جدید اضطراب دارید. در این مقاله، ۱۲ توصیه برای شروع خوب کار جدید ارائه می‌دهیم. با رعایت این نکات می‌توانید مثل حرفه‌ای‌ها مشغول به کار شوید.

🔺درباره محل کار جدیدتان اطلاعات کافی به دست آورید

اگر قبل از اولین روز شغل جدید سایت و شبکه‌های اجتماعی شرکت را بررسی کنید، تا حدودی با محیط کارتان آشنا می‌شوید و دیگر نیازی نیست همه‌چیز را از همکارانتان بپرسید.

🔺تصمیم بگیرید که خودتان را چطور معرفی کنید

پیش از حضور در محیط جدید، برای معرفی خودتان در چند جمله کوتاه تمرین کنید و تصمیم بگیرید که چه رفتاری خواهید داشت. مثلا بعد از معرفی، با همکاران جدید دست می‌دهید یا نه؟

🔺لباس مناسب انتخاب کنید

در اولین روز شغل جدید، همکاران با کنجکاوی بیشتری به شما توجه می‌کنند؛ به همین دلیل ظاهرتان بیشتر از هر روز دیگری اهمیت دارد. لباسی که انتخاب می‌کنید، باید متناسب با جایگاه شغلی شما و عرف محل کار جدید باشد.

🔺به‌موقع در محل کار حاضر شوید

از روزهای قبل بهترین مسیر رسیدن به محل کارتان را مشخص کنید و بسنجید که برای آماده‌شدن و طی‌کردن مسافت خانه تا محل کار چقدر زمان نیاز دارید. بهتر است ۵ تا ۱۰ دقیقه زودتر از زمان مقرر به محل کارتان برسید.

🔺با دیگران ارتباط برقرار کنید

در شرکت‌های کوچک احتمالا به‌راحتی می‌توانید با همه همکاران آشنا شوید، اما در شرکت‌های بزرگ نیازی نیست با همه آشنا باشید و شناخت تیم همکارانتان کافی است. لبخندزدن را فراموش نکنید، به همه افراد حاضر در محیط به یک اندازه توجه کنید و احوالپرسی و آشنایی را طولانی نکنید.

🔺میز کارتان را بچینید

بعد از آشنایی با همکاران، احتمالا میز کارتان به شما نشان داده می‌شود. وسایلتان را روی میز بچینید، محیط را بررسی کنید و اگر سؤالی درباره قوانین و فرایندهای شرکت دارید، از همکاران خود بپرسید.

🔺فعال باشید

شما می‌دانید در سازمان چه جایگاهی دارید و در کل باید چه وظایفی را انجام دهید، پس از همان ابتدا مشغول به کار شوید و خودکار باشید. اگر در انجام وظایفتان سؤالی دارید، از همکاران‌تان بپرسید. بهتر است در روزهای اول کار، از ارائه انتقاد و پیشنهاد خودداری کنید.

🔺به‌اندازه سؤال بپرسید

وقتی تازه‌واردید، همکاران شما می‌دانند که باید به سؤالات‌تان پاسخ بدهند و به شما برای آشنایی با محیط جدید کمک کنند، اما این بدان معنا نیست که درباره هرچیز کوچکی سؤال بپرسید. به یاد داشته باشید که سؤال‌نپرسیدن و بیش از اندازه سؤال‌پرسیدن به یک اندازه مشکل ایجاد می‌کنند.

🔺به همه‌چیز توجه کنید

در اولین روزهای شغل جدید باید سراپا چشم و گوش باشید و به جزئیات توجه کنید. مثلا بررسی کنید همکارانتان چه زمانی ناهار می‌خورند یا کدام افراد با هم صمیمی‌ترند.

🔺خودتان باشید

نیازی نیست برای تحت‌تأثیر قراردادن دیگران خودتان را تغییر دهید. به یاد داشته باشید که کارفرما شما را استخدام کرده است و تصور می‌کند برای جایگاه مدنظر مناسبید. پس خودتان باشید و به هیچ‌چیز تظاهر نکنید.

🔺از زبان بدن استفاده کنید

بخش مهمی از برقراری ارتباط در اولین روز شغل جدید، به زبان بدن شما برمی‌گردد. با زبان بدنتان به دیگران نشان دهید در دسترس هستید و از صحبت‌کردن و برقراری ارتباط با آنها استقبال می‌کنید.

🔺در پایان اولین روز کاری، خداحافظی کنید و بازخورد مثبت بدهید

بعد از پایان اولین روز کاری احتمالا مافوق شما یا همکارانتان نظرتان را می‌پرسند. بازخورد مثبت بدهید و از آنها بابت پاسخگویی به سوالات‌تان و کمک آنها تشکر کنید. پیش از خروج از محل کار نیز با مافوق و همکاران نزدیک خود خداحافظی کنید.

منبع: indeed
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨️خلبانی همچنان در صدر محبوب‌ترین شغل جهان

🔹جستجوهای اینترنتی حاکی از آن است که شغل خلبانی همچنان در صدر مشاغل پر طرفدار در جهان قرار دارد.

🔹عبارت “چگونه خلبان شویم” در سال ۲۰۲۴، ۴۳۲,۳۶۰ بار جست‌و‌جو شده است و این جست‌و‌جو در کشور‌های مصر، جمهوری چک و اسلواکی بیشترین تعداد را داشته است.

🔹دومین شغل محبوب در جهان، وکالت است که با ۳۹۳,۳۸۰ جست‌و‌جو در سراسر جهان قرار دارد. این شغل در کشور‌های مختلفی از جمله فرانسه، برزیل، چین و اسپانیا بیشترین جست‌و‌جو را داشته است.شغل افسر پلیس در مقام سوم قرار دارد (۲۷۲,۷۳۰ جست‌و‌جو) و در کشور‌های کره جنوبی و لهستان به عنوان شغل رویایی شناخته شده است.

🔸پنج شغل پرطرفدار جهان در سال میلادی گذشته به شرح ذیل است:

۱. خلبان- ۴۳۲,۳۶۰ جست‌و‌جو
۲. وکیل- ۳۹۳,۳۸۰ جست‌و‌جو
۳. افسر پلیس- ۲۷۲,۷۳۰ جست‌و‌جو
۴. داروساز- ۲۷۲,۶۳۰ جست‌و‌جو
۵. پرستار- ۲۴۸,۷۲۰ جست‌و‌جو

گفتنی است؛ در سال ۲۰۲۳ نیز خلبانی به عنوان پرطرفدارترین شغل در جهان شناخته شده بود.

🔸منبع: انتخاب
https://Instagram.com/DrFotovvat
-----
https://t.me/DrFotovvat
-----
https://t.me/CharismaCo
-----
https://t.me/charismaaviation
✳️ ۱۰ تکنیک ایده پردازی برای حل مسئله

✅ هنگام رویارویی با چالش های تجاری، تکنیک های ایده پردازی می تواند به پرورش خلاقیت و ایجاد راه حل های موثر کمک کند. درک اینکه کدام تکنیک برای تیم شما مناسب است می تواند فرآیند حل مسئله را هم سازنده و هم لذت بخش کند. در اینجا 10 تکنیک ایده پردازی وجود دارد که می تواند به شما در توسعه ایده ها و حل موثر مشکلات کمک کند:

1. طوفان فکری
یک تکنیک محبوب و تعاملی که در آن یک گروه ایده‌های خود را به اشتراک می‌گذارد و بر اساس آن‌ها شکل می‌گیرد. محدود کردن گروه به پنج تا هفت نفر و پایبندی به یک جلسه 20 دقیقه ای به حفظ تمرکز کمک می کند. یک تسهیل‌کننده اطمینان می‌دهد که همه صداها شنیده می‌شوند، و گروه راه‌حل‌هایی را با گسترش مشترک ایده‌های یکدیگر ایجاد می‌کند.

2. بدترین ایده
این تکنیک از شرکت کنندگان می خواهد که بدترین راه حل های ممکن را پیشنهاد کنند. این محیط طنز و بدون ریسک، خلاقیت را بدون ترس از انتقاد تشویق می کند. هنگامی که بدترین ایده‌ها به اشتراک گذاشته می‌شوند، گروه آنچه را که آنها را بد می‌کند شناسایی می‌کند و تلاش می‌کند تا آن جنبه‌ها را به راه‌حل‌های قابل اجرا تبدیل کند.

3. داستان بازی
این تکنیک به ویژه برای تجسم فرآیندها مفید است. شرکت کنندگان یک بازنمایی بصری، بسیار شبیه یک کمیک استریپ، از ایده های خود و نتایج آن ایده ها ایجاد می کنند. با ترسیم گام به گام سفر مشتری، آنها می توانند تشخیص دهند که چه چیزی موثر است و چه چیزی نیاز به بهبود دارد.

4. نقشه ذهنی
یک ابزار بصری که روابط بین مشکل و راه حل های بالقوه را ترسیم می کند. با مشکل در مرکز شروع کنید، سپس به راه حل ها و اقدامات مورد نیاز منشعب شوید. این کمک می کند تا مسائل پیچیده را به قطعات کوچکتر و قابل مدیریت تر تقسیم کنیم و نشان می دهد که چگونه ایده های مختلف با موضوع اصلی ارتباط دارند.

5. مغز نویسی
گونه ای از طوفان فکری مناسب برای شرکت کنندگان درونگرا. هر فرد ایده های خود را برای چند دقیقه روی کاغذ می نویسد، سپس آن را به شرکت کننده بعدی منتقل می کند تا بر اساس آن کار کند. این تضمین می‌کند که همه مشارکت کنند و جریان متعادلی از ایده‌ها را بدون اینکه کسی بر مکالمه تسلط داشته باشد، فراهم می‌کند.

6. فرضیات زیر سوال بردن
این تکنیک مفروضاتی را که ممکن است خلاقیت را محدود کند به چالش می کشد. تیم 20 تا 30 فرض را در مورد مشکل یا پروژه می نویسد و سپس از معتبر بودن آنها سؤال می کند. با کشف مفروضات، تیم ها می توانند دیدگاه ها و راه حل های جدید را شناسایی کنند.

7. طراحی
طراحی به ارتباط بصری ایده های انتزاعی کمک می کند. اعضای تیم برای نشان دادن ایده های خود، نقاشی های خشن ایجاد می کنند و دیگران به آنها اضافه می کنند و مفاهیم را اصلاح می کنند. این روش به ویژه برای تیم های خلاق یا کسانی که روی محصولات فیزیکی کار می کنند موثر است.

8. تشبیهات
استفاده از قیاس به ساده کردن مسائل پیچیده با مقایسه آنها با چیزهای آشنا کمک می کند. به عنوان مثال، مقایسه یک کمپین بازاریابی با ماهیگیری می‌تواند به استراتژی‌های طوفان فکری کمک کند که با بهترین «طعمه» (پیشنهادها و محتوا)، «گرفتن مناسب» (مخاطبان هدف) را جذب کند.

9. اسکمپر
SCAMPER مخفف هفت تکنیک است که نگاه کردن به یک مشکل را از زوایای مختلف تشویق می کند: جایگزینی، ترکیبی، تطبیق، اصلاح، قرار دادن برای استفاده دیگر، حذف، و معکوس. با به کارگیری این رویکردها، تیم ها می توانند راه های خلاقانه ای برای بهبود یا استفاده مجدد از ایده ها و محصولات موجود ارائه دهند.

10. طوفان بدن
شامل اجرای فیزیکی یک موقعیت برای درک بهتر آن است. شرکت‌کنندگان می‌توانند سناریوهای مربوط به مشکل یا تجربه کاربر را بازی کنند. با قرار گرفتن فیزیکی در کفش کاربران، تیم‌ها می‌توانند با چالش‌ها همدلی کنند و راه‌حل‌های پایه‌ای و عملی‌تری تولید کنند.

این تکنیک‌های ایده‌پردازی راه‌های ساختاری برای رویکرد به حل مسئله، پرورش خلاقیت و همکاری بین اعضای تیم برای ایجاد راه‌حل‌های مؤثر ارائه می‌کنند.
👍1
*با سرمایه‌گذاری منفی رشد اقتصادی ۸ درصدی رخ نمی‌دهد*

مرتضی عزتی/اقتصاددان

آمارها نشان می‌دهند که کیک اقتصاد ایران به قدری کوچک شده است که سود سالانه برخی شرکت‌ها و بیزینس‌های بزرگ دنیا با کل ارزش برخی شرکت‌های ایران برابری می‌کند!
این کوچک شدن اقتصاد نشانه‌های خود را نیز دارد. برای مثال روز گذشته رئیس سازمان صنایع کوچک اعلام کرد که ۳۴ همت زیرساخت فرسوده داریم. در چنین وضعیتی است که برنامه هفتم توسعه ابلاغ شده و برخی اعتقاد دارند رشد اقتصادی 8 درصدی مندرج در این برنامه کاملا تحقق‌پذیرست.

مرتضی عزتی، اقتصاددان در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، درباره کوچک شدن اقتصاد اظهار کرد: اگر آمارهای رسمی را نگاه کنیم، ۵۰ سال پیش تولید ناخالص داخلی ایران کمتر از اکنون بود اما جمعیت ما حدود کمتر از نصف جمعیت کنونی بود.

*وي درباره رشد اقتصادی سرانه بیان کرد: تولید ناخالص داخلی سرانه سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، حدودا ۷۵۰۰ دلار بود اما اکنون در بهترین محاسبات حدود ۵۳۰۰ دلار است.*
او با اشاره به اینکه از سال ۱۳۹۰ که تولید ناخالص داخلی سرانه را نگاه می‌کنیم می‌بینیم باز تا به امروز حدودا یک سوم کاهش پیدا کرده است، تصریح کرد که به طور متوسط در 50 سال گذشته درآمد مردم ایران یک سوم کاهش پیدا کرده است.

این استاد دانشگاه با یادآوری اینکه تولید ناخالص داخلی سرانه سال ۹۰ حدود ۷ هزار دلار بود اما می‌بینیم که اکنون ۵ هزار دلار است، توضیح داد: *تولید ناخالص داخلی سرانه نشان‌دهنده اینست که به صورت متوسط چقدر از این درآمد به هرکس می‌رسد.*

ادامه مطلب؛
https://www.toseeirani.ir/بخش-چرتکه-3/74076-با-سرمایه-گذاری-منفی-رشد-اقتصادی-درصدی-رخ-نمی-دهد

كانال قواعدبازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
...تنهامقایسه مهم؟!
❤1👍1
🔲⭕️سیاست‌گذاران عاقل چگونه در دام سیاست‌های احمقانه می‌افتند؟
مجتبی لشکربلوکی

تاریخ پر از است از سیاست گذاران و مدیرانی که احمق نیستند. اما در تصمیمات احمقانه گیر می کنند چرا؟ سه مثال را با هم مرور کنیم و سپس آن را ریشه شناسی کنیم:

آمریکا با وجود تلفات انسانی و هزینه‌های مالی سنگین، به مدت طولانی در جنگ ویتنام باقی ماند. سیاست‌مداران آمریکایی به دلیل پول هایی که خرج کرده بودند و سربازانی که از دست داده بودند و نگرانی از دست دادن اعتبار، از خروج سریع امتناع کردند. این جنگ تا 1975 ادامه یافت. در این بیست سال شش رئیس‌جمهور از دو حزب اصلی (دموکرات و جمهوری‌خواه) آمدند و رفتند.

تداوم پروژه هواپیمای کنکورد؛ دولت‌های بریتانیا و فرانسه با وجود افزایش هزینه‌ها و کاهش توجیه اقتصادی، به پروژه جت مافوق صوت کنکورد ادامه دادند، با اینکه می دانستند که این پروژه دیگر سودآور نیست. این پروژه به ضررهای مالی هنگفت منجر شد.

حضور شوروی در افغانستان؛ شوروی سابق به مدت یک دهه با وجود محکومیت‌های بین‌المللی و تلفات سنگین، حضور نظامی خود در افغانستان را حفظ کرد. در نتیجه این حضور بی فایده طولانی‌مدت، فشار اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی در داخل شوروی شد.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
چرا سیاست گذار تا زانو در گل سیاست احمقانه می رود؟ ریشه آن را می توان در مفهوم هزینه‌های ریخته‌شده (Sunk Cost) شناسایی کرد یعنی زمانی که افراد یا سازمان‌ها یا کشورها به دلیل منابعی که خرج کرده اند، دلشان نمی آید از چیزی که برایش پول خرج کرده اند یا زمان گذاشته اند دست بکشند حتی اگر ادامه آن زیان ده و غیرمنطقی باشد. خب اگر بخواهیم همین را ریشه یابی کنیم به موضوعات جالبی می رسیم. فعلا به دو مورد اشاره کنم:
گرایش نفرت از زیان Loss Aversion؛ ما نسبت به زیان بسیار حساسیم. از دست دادن چیزی که قبلاً داشته‌ایم، از نظر روانی آسیب بیشتری ایجاد می‌کند تا به‌دست نیاوردن چیزی جدید.
تشدید تعهدات Escalation of Commitment: افراد یا سازمان‌ها، حتی با وجود شواهد جدید، تمایل دارند به تصمیمات قبلی خود پایبند بمانند. این رفتار ناشی از فشار اجتماعی، نیاز به اثبات توانایی، یا ترس از قضاوت دیگران یا بی اعتبار شدن است.

آیا سیاست مداران همیشه زانویشان در گل تصمیمات احمقانه گیر می کند؟ خیر! یکی از بهترین نمونه ها تغییر سیاست بین المللی و اقتصادی در ویتنام است.
اصلاحات در ویتنام یکی از نمونه‌های برجسته تاریخ معاصر است که نشان می‌دهد چگونه رهبران یک کشور می‌توانند علی‌رغم از دست دادن اعتبار و متهم شدن به عقب نشینی و خیانت؛ تصمیم بگیرند.

اصلاحات در سیاست اقتصادی: پس از پایان جنگ با آمریکا، دولت کمونیستی ویتنام برنامه‌ریزی متمرکز اقتصادی را با الهام از شوروی پیاده کرد (شامل دولتی سازی صنایع و توزیع دولتی کالاها). نتیجه این سیاست‌ها رکود اقتصادی، کمبود مواد غذایی و افزایش فقر بود. سال ۱۹۸۶، دولت ویتنام برنامه‌ نوسازی اقتصادی را معرفی کرد شامل آزادسازی اقتصادی و حمایت از بخش خصوصی. حزب کمونیست ویتنام بر ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی تأکید داشت و این اصلاحات، نفی اصول بنیادین ایدئولوژیک حزب بود که سال ها تبلیغ و ترویج می شد. رهبران ویتنام با انتقادهای داخلی از سوی محافظه‌کاران حزب مواجه شدند که این تغییرات را خیانت به آرمان‌های انقلاب می‌دانستند.
در نهایت اصلاحات اقتصادی موفقیت‌آمیز بود و ویتنام به یکی از سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد جهان تبدیل شد و البته حزب کمونیست ویتنام، علی‌رغم تغییر در سیاست‌های اقتصادی، قدرت و اعتبار خود را حفظ کرد.

اصلاحات در سیاست بین‌الملل: پس از جنگ ویتنام و تهاجم به کامبوج در سال ۱۹۷۸، ویتنام تحریم و منزوی شد. اواخر دهه ۱۹۸۰، ویتنام تصمیم گرفت از کامبوج عقب نشینی کند و روابط خود را با همسایگان و جهان بهبود بدهد و تلاش کرد تا روابط دیپلماتیک خود را با غرب و آمریکا بازسازی کند و در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به عادی‌سازی روابط با آمریکا رسید.تغییر سیاست‌های بین‌المللی می‌توانست ضعف ویتنام در برابر فشارهای خارجی و عقب نشینی از مواضع و تصمیمات قبلی تلقی شود.

سه راهکار برای آنکه پایمان تا زانو در گل تصمیمات احمقانه گیر نکند:
◻️تمرکز بر خالص منافع امروز به بعد: به جای محاسبه هزینه‌هایی که پرداخته ایم و تمام شده، تصمیمات خود را بر اساس خالص منافع آینده (منافع از این لحظه به بعد منهای هزینه از این لحظه به بعد) بنا کنید.
◻️تعریف معیارهای خروج از سیاست/پروژه: هیچ سیاستی و تصمیمی برای همه حالات و زمان ها درست نیست. بنابراین پیش از آغاز هر پروژه/تصمیم/سیاست، شرایطی که در آن باید از ادامه آن صرف‌نظر کرد را به وضوح تعریف کنید تا تصمیمات بدون دکمه خاموش نداشته باشید.
◻️قداست زدایی از سیاست/تصمیم/پروژه: آنچه مهم است فقط و فقط و فقط سعادت عمومی است.

@Dr_Lashkarbolouki
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*ارتزاق رانت‌خواران از تورم*

دکتر حسین راغفر /اقتصاددان
در اين ساختار، نهادهاي قدرت، انحصارهاي قدرتمندي به وجود آورده‌اند كه منافع آنها با افزايش قيمت‌ها در بازارهاي مختلف گره خورده است. يعني اينها منتفعين از تورم هستند.
هر اندازه تورم بيشتر افزايش يابد، سودهاي اين گروه‌ها و جريانات هم بالاتر مي‌رود!

فسادهاي گسترده‌اي هم در زمان دولت‌هاي قبل بر اثر اين ساختار فاسد اقتصادي شكل گرقته است. نمونه چاي دبش به نظرم يك نمونه از اين نوع فسادهاي ذي‌نفعانه است.

*تاثير اين فعاليت‌هاي ذي‌نفعان در اقتصاد ايران چگونه است؟*

جدا از اينكه اقشار مختلف مردم و دهك‌هاي پاييني و مياني در اثر اين نوسانات قيمتي با فقر گسترده مواجه شده‌اند، اتفاق تلخ‌تري نيز رخ داده و آن اينكه بخش قابل توجهي از فعالان بخش خصوصي و مولد از كشور خارج شده‌اند، افرادي كه در هر اقتصادي زمينه رشد و توسعه اقتصادي را فراهم‌ مي‌سازند به دليل اين ساختار ذي‌نفعانه مهاجرت كرده و از ايران خارج شده‌اند.
نه تنها اقتصاد ايران را عملا ترك كرده‌اند، بلكه منابع خود را نيز از ايران بيرون برده‌اند. افراد و گروه‌هايي كه در اقتصاد ايران مانده‌اند، خود را با جريانات ذي‌نفع با نفوذ تطبيق داده و ائتلاف غالبي را ايجاد كرده‌اند كه تصميمات‌شان كاملا ضدمنافع مردم و در جهت منافع گروه‌هاي خاص و انحصارگر در اقتصاد كشور است.

به‌ همين دليل به نظرم مي‌رسد اين گروه‌ها كماكان تلاش دارند ادامه اين سياست‌هاي ۳۵ سال گذشته در دولت چهاردهم نيز تداوم يابد.
دولت چهاردهم اما بايد تلاش كند، اصلاحات لازم را در راستاي منافع مردم و نه گروه‌هاي خاص صورت دهد.

*مردم چگونه به اين روند معيوب نگاه مي‌كنند؟ منظورم اين است كه به هر حال فقر گسترده تبعاتي را در فضاي سياسي و اجتماعي شكل مي‌دهد. اين تبعات چگونه بروز مي‌يابد؟*

هر اندازه جلوتر آمديم فرصت‌هاي اقتصادي بيشتر از كشور دريغ شده، بنابراين مردم مانند سال‌هاي اوايل دهه ۷۰، بسياري از فرصت‌هاي خود را در زندگي از دست داده‌اند.
اين موضوعات باعث شده آستانه تحمل مردم به‌ شدت كاهش يابد. نگراني اصلي ما اين نكته است كه چگونه بايد با اين خشم مردم از سياست‌هاي براندازي اجتماعي و حتي سياسي را توضيح دهيم.

اتفاقي كه در نوسانات اخير هم رخ داد، نشان مي‌دهد سياست‌هاي قبلي قرار است تداوم يابد.
دولت با هدف اصلاح ساختار تصميماتي را اتخاذ كرد، اما ذي‌نفعان بلافاصله واكنش نشان داده و نرخ ارز را باز هم ۲۰درصد بالا بردند.

منتفعان اين سياست‌ها به اسم بخش خصوصي، اما در واقع به نفع برخي فعالان سياسي و حزبي، صاحبان خودروسازي‌هاي بزرگ و فعاليت‌هاي مرتبط با آن منتفعان اين سياست‌هاي نابرابرساز هستند.
همين‌ها هستند كه از افزايش نرخ ارز دفاع مي‌كنند. يك عقبه جنجالي هم در رسانه‌ها دارند كه تلاش مي‌كنند اين وضعيت‌ها را توجيه كنند. تعجب‌آور است كه شاهديم كه برخي افراد از افزايش نرخ ارز و حذف ارز نيمايي به عنوان اينكه موجب كاهش قيمت‌ها مي‌شود، دفاع مي‌كنند.

واقعا حيرت‌آور است. اين كاركرد رانتخواران و ذي‌نفعان اين وضعيت آشفته است كه به وسيله همان‌ها هم توجيه مي‌شود.
متاسفانه در گذشته شاهد بوديم مقامات اصلي هم چون آگاهي كاملي از مسائل اقتصادي ندارند را فريب مي‌دهند و آنها را به سمت انتخاب‌هايي هدايت مي‌كردند كه ضد منافع مردم است. به‌رغم همه آثار و نشانه‌هاي ضديت با منافع مردم و كشور، ملاحظه مي‌شود كه انگار گزينه ديگري جز اين تصميمات مخرب وجود ندارد.

*پيش‌نياز دست يازيدن به اصلاحات واقعي در اقتصاد چه مواردي است؟‌ آيا مي‌توان به اصلاح نرخ تورم در اقتصاد ايران اميد داشت؟*

البته كه مي‌توان اميد داشت؛ مگر در جهان چه مي‌كنند كه نرخ تورم مهار شده و منافع مردم در راس تصميم‌سازي‌ها قرار مي‌گيرد؟ اما شرط لازم براي مهار تورم و بهبود شاخص‌ها اين است كه بپذيرند منافع مردم بر منافع گروه‌هاي خاص و رانتخواران ارجح است.
با اين وضعيت اسفباري كه به وجود آمده و گروه‌هاي ذي‌نفوذي كه شكل گرفته‌اند، آمادگي داشته باشند كه منافع ذي‌نفعان را محدود كرده و منافع مردم را مدنظر قرار دهند. اتفاقاتي كه رخ مي‌دهد تداوم سياست‌هاي ۳۵ سال گذشته است.

به نظرم خوب است كه عواقب اين بحران اجتماعي و اقتصادي كنوني و تبديل آن به بحران سياسي سنجيده شود. قطعا افراد و جرياناتي كه به دنبال كسب منافع از نيازهاي مردم هستند بايد پاسخگوي رفتارهاي خود هم باشند.

متن کامل؛
https://www.taadolnewspaper.ir/001NuX


كانال قواعدبازي؛
https://whatsapp.com/channel/0029VawYtZeFCCoecyoMUf22