Forwarded from انجمن مدیران
* اطلاعات شخصی و سن
* میزان تحصیلات
* تعداد اعضای خانواده
🔹اینها معمولا به طور کلی در هر شرکتی از کارجویان پرسیده میشود. عدهای نیز از آموزشهایی که فرد دیده میپرسند و یا در مورد سابقه کار او حرف میزنند. بعضی هم، آخرین آزمون روانشناسی را که در موردش شنیدهاند روی داوطلب پیاده و اجرا میکنند. اما مورد اطمینانترین مدیران جهان چه سوالاتی در مصاحبههای شغلی میپرسند. در ادامه میخوانیم"
1⃣ از عدد ۱ تا ۱۰، از نظر خودت چقدر عجیب و غریب هستی؟
تونی هسیه زاپوس
مهم تر از اینکه چه نمره ای به خود میدهیم، چگونگی تفسیر این نمره است. بسته به فرهنگ سازمانی؛ جسارت، تحمل انحراف خلاق، آیندهنگری جسورانه، خطرپذیری، ارتباط باز، همکاری و تشریک مساعی، نوآوری پیشگام، و تحمل شنیدن اظهار نظرهای مخالف میتواند برای برخی مشاغل ارزشی غیرقابل جایگزین داشته باشد. از استخدام افراد رکگو و افرادی که متفاوت از دیگران میاندیشند، واهمهای نداشته باشید. شاید این افراد در ابتدا در شغل خود جاافتاده نباشند ولی بهمرور زمان این افراد خود را اثبات خواهند کرد.
2⃣ چه مواردی را نتوانستید در رزومه خودتان درج کنید؟
ریچارد برنسون گروه ویرجین
اگر بخواهیم فردی را به واسطه آن چیزی که در رزومه کاری خود نوشته استخدام کنیم ، آنگاه چه نیازی به مصاحبه خواهد بود؟ از دیدگاه مرد میلیاردر دنیای تجارت شخصیت افراد بیشتر از مهارت آنها در زمان استخدام اهمیت دارد. او این مورد را مهمتر از استعداد و توانایی افراد در عنوان شغلی میداند. به عقیدهی وی افرادی که دارای روحیهی دوستانه، شوخطبع هستند و در پی کمک به همکاران خود در محیط کار باشند، لایقترین و مناسبترین افراد برای تصاحب عناوین شغلی هستند.
اما برنسون بجای زیر و رو کردن رزومههای پر طمطراق و بلندبالا به طرح این سوال هوشمندانه اکتفا میکند و به این وسیله جنبههای پنهان اما جالب توجه افراد را کشف میکند.
3⃣ خود را چگونه در یک واژه توصیف خواهید کرد؟
دارا ریچاردسون شرکت YWCA
خودتان را در چه چیزی شاخص میدانید؟ شما در دید دیگران چگونه هستید؟ تعریفی که آنها از شما ارائه میکنند چقدر با چیزی که شما انتظار دارید مطابقت دارد؟ تا حالا به جواب این سوالات فکر کردهاید؟ در واقع این سوالی است که برخی از برترین مدیران عامل در هنگام مصاحبه مطرح خواهند کرد. هرچند که شما بر اساس کلمه ای که خود را با آن توصیف میکنید مورد قضاوت قرار نخواهید گرفت اما این کلمه بینشی عمیق درخصوص مهارت شما در عرضه مهارتهایتان بدست میدهد. بنابراین اعتماد به نفس داشته باشید و از کلمهای که برگزیدهاید دفاعی جانانه کنید.
4⃣ مهمترین چیزی که در زندگی ساختهای چیست؟
گوگل
کسی که چیزی ساخته است، لذت خلق کردن را میداند. کسی که چیزی ساخته است، احتمالاً برای فروش آن هم اقدام کرده است، فروش به معنای عرضه و معرفی و دفاع از ارزش آن چیز که ساخته نه تبادل پول. رییس منابع انسانی گوگل مدافع سرسخت تکنیکهای رفتاری مصاحبه است. او به این روش میتواند ببیند که متقاضی در شرایط واقعی چگونه با پیشامدها دست و پنجه نرم خواهد کرد.
5⃣ ابرقدرت درون و یا حیوان درونتان چیست
رایان هلمز شرکت Hootsuite
صرف نظر از اینکه چه پاسخی به این سوال میدهید، مهم چگونگی توصیف این انتخاب و دلیل آن است. تصور کنید که حیوان به دنیا آمده اید. چه حیوانی خواهید بود؟ یک آفتاب پرست رنگارنگ، یک پاندا یا شاید یک درنده خطرناک. هولمز در توضیح این سوال خود بیان میکند که دستیار او در پاسخ به این سوال گفته که حیوان درون من یک اردک است. چرا که اردکها مثل من روی سطح زمین آرام و باوقار ولی در میانه امواج آب به شکل جنون آمیزی پویا و پرجنب و جوش هستند. او حالا به من ثابت کرده که در مواجهه با شرایط محیطی میتواند براحتی خود را وفق دهد.
6⃣ اولین باری که بابت کار خود دستمزد گرفتی چند سال داشتی؟
هانا پارامور شرکت پارامور
این سوال میتواند گذشته کاری و منش شغلی متقاضی را روشن کند. بطور حتم افرادی که در حین مدرسه رفتن و یا دانشگاه شغلی پاره وقت داشتهاند، افراد مسئولیت پذیرتری هستند.
[مدیریتمنابعانسانی]
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
🔹آن پزشک لندنی که بعضی وقتها استاد دانشگاه یا کارمند بانک میشود، یک موجود خیالی اما بسیار تاثیرگذار است. او با اینکار باعث میشود که مشتری حس کند فرصتی دارد درست جلو چشمانش از دست میرود، پس دست به کار میشود و معامله انجام میشود. چرا؟ باز بخاطر کمبود منابع احتمالی.
🔹ما وقتی از یک انتخاب محروم میشویم ناگهان به نظر جذابتر میرسد. این کار اثر طغیان یا "اثر رومئو و ژولیت" گفته می شود؛ چون عشق بین این دو نوجوانِ داستان شکسپیر ممنوع بود، هیچ حد و مرزی نمیشناخت.
◀️ کمبود یک انتخاب باعث ایجاد خلل در شفافاندیشی میشود. ارزش محصول و خدمات را صرفا بر اساس قیمت و مزایای آن بسنجید، این که یک محصول در حال اتمام است یا پزشکان لندن به آن علاقهمند شدهاند، نباید در ارزشش اثرگذار تلقی شود.
📕بهنقل از هنر شفاف اندیشیدن اثر رولف دوبلی
[آموزه های سازمانی]
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
🔹برای نمونه، ممکن است کسی بگوید «نه حرف من، نه حرف تو. بیا به یک راهحل میانه فکر کنیم». در این حالت، این فرد تلاش میکند با طرف مقابل مصالحه کند.
🔹در چنین شرایطی، فرد بر این باور است که منصفانهترین کار را انجام میدهد، زیرا طرفین مذاکره چیزی از دست میدهند و در مقابل، به بخشی از خواستههایشان میرسند.
🔹اما حقیقت این است که مهم نیست چقدر این کار منصفانه جلوه میکند، مهم آن است که اصولا مصالحه شیوه خوبی برای مذاکره و به خصوص رسیدن به نتیجه برد-برد نیست.
🔹برای آن که شما را متقاعد کنم، میخواهم به داستانی که در کتاب مقدس هم آمده، اشاره کنم: دو زن ادعا میکنند مادر یک نوزاد هستند. این دو زن برای حل اختلافشان پیش حضرت سلیمان میروند.
🔹حضرت سلیمان پیشنهاد میکند که این کودک را به دو نیم تقسیم کنند. او میدانست که مادر حقیقی کودک، دوست دارد فرزندش زنده بماند و هرگز حاضر نیست مرگ او را ببیند.
🔹البته حق با حضرت سلیمان بود، اما فرض کنید که هر دو زن موافقت میکردند کودک را به دو نیم تقسیم کنند. در این صورت نتیجه مذاکرهشان باخت-باخت بود.
🔹باید به شما بگویم، متاسفانه مصالحه در بیشتر موارد مثل نصف کردن یک کودک است و مذاکره را به نتیجه باخت-باخت میرساند.
🔹در حقیقت، وقتی ما و طرف مقابلمان از برخی خواستههایمان چشمپوشی میکنیم، در واقع با هم مصالحه میکنیم و به همین دلیل، به همه خواستههای خود دست نمییابیم که در بلندمدت باعث عدم رضایت ما از مذاکره میشود.
🔹به همین دلیل است که بهتر است به جای مصالحه، گزینههای بیشتری را برای رسیدن به راهحلی که تمام منافع و خواستههای ما و طرف مقابلمان را برآورده میکند، پیدا کنیم.
🔹البته شکی نیست که این کار نیازمند تلاش بیشتر است، اما این نکته را هم فراموش نکنید که بسیاری از ما در بیشتر موارد خیلی سریع تصمیم میگیریم که مصالحه کنیم، بدون این که حتی اندکی بکوشیم راهحلی برد-برد بیابیم.
🔹بنابراین، بهتر است مصالحه را به عنوان آخرین گام عملی و آخرین تیر ترکشمان مورد استفاده قرار بدهیم، نه اولین راهکارمان برای به نتیجه رسیدن مذاکره.
[مارکتینگ آز]
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
#European_business_review
🔹تلهی تکرار و تمرین در تصمیمگیری
ذهن انسان از دوران غارنشینی بهگونهای تکامل یافته که برای بقا، به شناخت سریع محیط و واکنش به تهدیدات بالقوه نیاز داشته است. این فرآیند، باعث شده تا انسان به سمت چیزهای ناشناخته، بزرگ یا پویا توجه بیشتری نشان دهد و از طرف دیگر، چیزهای آشنا و تکراری را امنتر تلقی کند. همچنین، نیاز به حفظ انرژی و منابع، ذهن را به اتخاذ تصمیمات سریع و مبتنی بر تجربیات گذشته سوق داده است.
🔹این تمایل طبیعی به تکرار تصمیمات گذشته، نهتنها در زندگی شخصی، بلکه در محیطهای کاری و کسبوکار نیز دیده میشود. بهعنوان مثال، در پروژههای بزرگ، مدیران اغلب تمایل دارند به تصمیمات و رویههای قبلی پایبند بمانند، حتی اگر شرایط جدید به بازنگری و تغییر نیاز داشته باشد. این رفتار، بهویژه زمانی که منابع و انرژی زیادی صرف شده باشد، تشدید میشود و ممکن است به تصمیماتی غیربهینه منجر شود.
🔹تجربهی یکنواختی در تصمیمگیری: روز موشخرما
فیلم روز موشخرما، وضعیتی را به تصویر میکشد که افراد در یک چرخهی تکراری گیر میافتند و تصمیمات یکنواخت میگیرند. آزمایشی که برای بررسی این رفتار انجام شد، نشان داد که افراد در مواجهه با گزینههای پرریسک و امن، تمایل دارند همان الگوهای تصمیمگیری قبلی خود را تکرار کنند.
🔹در این آزمایش، دو گروه از شرکتکنندگان بین گزینهای پرریسک (با احتمال سود بالا یا زیان زیاد) و گزینهای امن (با سود کوچک ولی مطمئن) انتخاب میکردند. نتایج نشان داد که بیشتر افراد، بدون توجه به پیامدهای تصمیمات پیشین، الگوهای مشابهی را در تصمیمگیریهای بعدی دنبال میکنند.
🔹الگوهای رفتاری و تلههای تصمیمگیری
یکی از یافتههای کلیدی این تحقیق، عدم بازنگری منطقی در تصمیمات گذشته است. برخلاف تصور رایج که افراد با تکرار تصمیمگیری بهتر میشوند، شواهد نشان داد که گرایش به یکنواختی، مانع از تحلیل دقیق شرایط و ارزیابی ریسکها میشود. این موضوع بهویژه در محیطهای کاری و در میان مدیران کسبوکارها مشاهده میشود.
🔹بهعنوان مثال، مدیرانی که در گذشته با همکاری یک شریک تجاری موفقیت کسب کردهاند، ممکن است بدون بررسی گزینههای جدید، به همان شریک پایبند بمانند. همچنین، رویههای عملیاتی خاص یا سیستمهای نرمافزاری قدیمی ممکن است سالها بدون تغییر باقی بمانند، حتی اگر گزینههای بهتری در دسترس باشد.
🔹چگونه با تله یکنواختی مقابله کنیم؟
برای جلوگیری از افتادن در تله یکنواختی، اقدامات زیر پیشنهاد میشود:
▫️جستجوی گزینههای جدید: در مواجهه با شرایط آشنا، بهجای انتخاب گزینههای قدیمی، به دنبال گزینههای جایگزین و نوآورانه باشید.
▫️استفاده از دیدگاه بیرونی: از افراد خارجی یا مشاوران بخواهید شرایط شما را تحلیل کنند و از نظرات آنها برای شناسایی نقاط کور استفاده کنید.
▫️بازبینی شرایط از ابتدا: فرض کنید این اولین باری است که با این وضعیت روبرو شدهاید و تمام گزینهها را بدون پیشداوری بررسی کنید.
▫️پرسیدن چرایی انتخاب: قبل از اتخاذ هر تصمیم، از خود بپرسید چرا این گزینه را انتخاب میکنید و آیا این تصمیم ناشی از عادت یا منطق است.
تحقیقات نشان میدهد که تمرین و تکرار در تصمیمگیری، بهویژه در شرایط پیچیده و پرریسک، همیشه منجر به بهبود نمیشود. مدیران و تصمیمگیرندگان باید از گرایشهای ذهنی خود آگاه باشند و با اتخاذ رویکردهایی منطقیتر، از تله یکنواختی اجتناب کنند. این کار نهتنها به بهبود کیفیت تصمیمات، بلکه به ارتقای نوآوری و انعطافپذیری در کسبوکارها کمک میکند.
[آکادمیمدیریت]
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
◽️۱. همیشه بازخوردی هست
اگر از فردی در سازمان خود بپرسید که بازخورد چه زمانی رخ میدهد، به احتمال زیاد او به نظرسنجیهای کارمندان، ارزیابی عملکرد یا ارزیابی آموزشی اشاره میکند. در حقیقت بازخوردها همیشه در اطراف ما هستند. هر بار که با فرد، کارمند، مشتری یا فروشندهای صحبت میکنیم، در حال ارسال بازخوردهایمان به او هستیم. در واقع برای ما غیرممکن است که به هیچکسی بازخورد ندهیم.
◽️۲. بازخورد یعنی گوش دادن مؤثر
فرقی ندارد که بازخورد به صورت شفاهی انجام شود یا از طریق نظرسنجی، فردی که بازخورد را ارائه میکند باید بداند که درک و دریافت شدهاست و ارزش دارد. هنگامی برگزاری نظرسنجیها برای پاسخدهندگان توضیح دهید که چرا بازخوردشان برای شما اهمیت دارد و چگونه از آن استفاده خواهید کرد.
◽️۳. بازخورد میتواند انگیزهبخش باشد
با درخواست بازخورد از کارمندان میتوان برای آنها انگیزهای ایجاد کرد تا عملکرد بهتری داشتهباشند. کارمندان دوست دارند احساس ارزشمندی کنند و از آنها خواسته شود تا بازخوردهایی را ارائه کنند که میتواند بر تصمیمگیریهای تجاری تأثیرگذار باشد. بفیدبک مشتریان، تأمینکنندگان، فروشندگان و سهامداران میتواند انگیزهای برای برقراری روابط کاری بهتر باشد.
◽️۴. بازخورد میتواند بازدهی را افزایش دهد
اغلب اوقات بازخورد با انتقاد اشتباه گرفته میشود. در واقع آنچه که به عنوان انتقاد منفی در نظر گرفته میشود، انتقاد سازنده است. انتقاد سازنده بهترین بازخوردی است که میتواند منجر به تصمیمگیری برای بهبود و افزایش بازدهی شود.
◽️۵. بازخورد ابزاری برای یادگیری مداوم است
وقت خود را روی پرسیدن و یاد گرفتن این بگذارید که تجربهی دیگران دربارهی کار با سازمان شما چگونه است. بازخورد مستمر در سراسر سازمان به منظور قرار گرفتن در راه رسیدن به اهداف، خلق استارتژیها، توسعهی محصولات و خدمات، بهبود روابط و مواردی از این قبیل مهم است. یادگیری مداوم کلید بهبود است.
[مدیریتمنابعانسانی]
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
✳️اهمیت و ضرورت اندازهگیری سرمایهگذاریهای نامشهود در ایران
دکتر اسفندیار جهانگرد، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی
داراییهای نامشهود (که بهعنوان سرمایه غیرمادی یا سرمایه فکری نیز شناخته میشوند) به طور فزایندهای برای رشد اقتصادی و رقابتپذیری اهمیت دارند. نمونههایی از این داراییها عبارتند از:
• نوآوری
• دانش فنی
• تحقیق و توسعه
• برندها
• روابط مشتری
• فناوری
• مهارتهای کارکنان
• سرمایه سازمانی
در دنیا سهم سرمایهگذاریهای نامشهود در کل سرمایهگذاریها طی زمان به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. با استناد به سیستم حسابهای اروپایی (ESA 2010)، این داراییها بیش از یکسوم کل سرمایهگذاریها را تشکیل میدهند و نقش کلیدی در رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) دارند. همچنین، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه ،یکی از اجزای اصلی داراییهای نامشهود، در چارچوبهای SNA 1993 و SNA 2008 در سالهای اخیر در کشورهای پیشرفته تقریباً دو برابر شده است و از مصرف واسطه به سرمایه گذاری تغییرماهیت داده است.اما اندازهگیری داراییهای نامشهود پیچیده است زیرا این داراییها در صورتهای مالی سنتی نشان داده نمیشوند. دو چالش اصلی د ر این باره عبارتند از:
• شکاف روششناختی: کمبود اجماع بر سر روشهای قابلاعتماد و مطمئن برای اندازهگیری داراییهای نامشهود و نیز کمبود دادههای مرتبط.
• شکاف موجودیت : کمبود زیرساختهای آماری مرتبط، عدم تطبیق دستورالعملها در سطح ملی و کمبود اجرای مؤثر سیاستها.
اما با همه این تفاسیر اندازهگیری دقیق داراییهای نامشهود به دلایل زیر ضروری است: نخست اینکه ،حجم سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در اقتصاد های پیشرفته دنیا اکنون بسیار بزرگتر از داراییهای مشهود است و بازده بیشتری ایجاد میکند.دوم اینکه، تجربیات کشورهای پیشرفته نشان داده که تدوین یک استراتژی ملی برای اندازهگیری داراییهای نامشهود به تلاشهای بلندمدت نیاز دارد.سوم اینکه، این داراییها تأثیرات عمیقی بر اقتصاد، سیاستگذاریها و نهادها دارند.در این باره عوامل مؤثر بر ارزش داراییهای نامشهود در هر اقتصادی متفاوت هستند اما دو عامل کلیدی یکسان را می توان بازگو کرد که بر ارزش این داراییها در تمام کشورها تأثیر میگذارند که عبارتنداز:
• فناوری: تعیینکننده نحوه ذخیرهسازی داراییهای نامشهود است.
• نهادها: تعیینکننده ارزش خارجی این داراییها از طریق قابلیت اجرا هستند.
اما عواملی هم هستند که در کشورها متغیر و متفاوت هستند که یکی نحوه ساختار بخشهای صنعتی است که به طور فزایندهای به داراییهای نامشهود وابسته است و ساختار اقتصاد توسط این داراییها تحت تأثیر قرار می گیرد. دوم ، اندازه بازار و تجارت است که اندازه بازار یکی از عوامل اصلی در سرمایهگذاری نامشهود است، زیرا بر تجارت تأثیر میگذارد. رشد تجارت بینالمللی باعث تشویق شرکتها به سرمایهگذاری میشود، در حالی که سیاستهای محدودکننده تجارت انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.دارایی های نامشهود دارای ویژگی های مهمی هستند که آنها را بسیار متمایز از دارایی های مشهود می کند که ویژگیهای کلیدی داراییهای نامشهود به چهار S (Scalability,sunkenness, spillovers, and synergies)مشهور هستند. بعبارتی این داراییها دارای چهار ویژگی خاص هستند:
• قابلیت مقیاسپذیری: امکان استفاده مجدد از داراییها در مکانها و موارد مختلف.
• هزینه غرقشدگی یا اجتناب ناپذیری: بازگرداندن هزینههای این داراییها دشوار است.
• سرریزها: داراییهای نامشهود اغلب مزایایی برای دیگران ایجاد میکنند.
• همافزایی: داراییهای نامشهود تمایل به تقویت یکدیگر هنگام ترکیب دارند.
با این اوصاف لازم است تحولی در نظام آماری و سیاست گذاری کشور صورت پذیرد و اقدام سیاستی و اجرایی مهمی برای بهبود اندازهگیری و بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای نامشهود در ایران برداشته شود.
• تصویب قوانین مالکیت داراییهای نامشهود.
• اصلاح ساختار مالی برای تسهیل سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود.
• آموزش مفاهیم داراییهای نامشهود به مدیران و کارشناسان.
• ارتقای زیرساختهای آماری و فناوری مرتبط.
• تشویق به شفافیت در گزارشدهی شرکتها.
• ایجاد استانداردهای جدید در حسابداری و روشهای آماری.
• جمعآوری دادههای دقیق و جامع در مورد این داراییها.
این یادداشت بر ضرورت حیاتی ایران در درک و اندازهگیری بهتر سرمایهگذاریهای نامشهود تأکید دارد. با اصلاح سیاستها، بهبود دادهها و استانداردهای حسابداری، ایران میتواند از پتانسیل رشد و رقابت جهانی مرتبط با داراییهای نامشهود بهرهمند شود.
كانال قواعدبازی
دکتر اسفندیار جهانگرد، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی
داراییهای نامشهود (که بهعنوان سرمایه غیرمادی یا سرمایه فکری نیز شناخته میشوند) به طور فزایندهای برای رشد اقتصادی و رقابتپذیری اهمیت دارند. نمونههایی از این داراییها عبارتند از:
• نوآوری
• دانش فنی
• تحقیق و توسعه
• برندها
• روابط مشتری
• فناوری
• مهارتهای کارکنان
• سرمایه سازمانی
در دنیا سهم سرمایهگذاریهای نامشهود در کل سرمایهگذاریها طی زمان به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. با استناد به سیستم حسابهای اروپایی (ESA 2010)، این داراییها بیش از یکسوم کل سرمایهگذاریها را تشکیل میدهند و نقش کلیدی در رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) دارند. همچنین، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه ،یکی از اجزای اصلی داراییهای نامشهود، در چارچوبهای SNA 1993 و SNA 2008 در سالهای اخیر در کشورهای پیشرفته تقریباً دو برابر شده است و از مصرف واسطه به سرمایه گذاری تغییرماهیت داده است.اما اندازهگیری داراییهای نامشهود پیچیده است زیرا این داراییها در صورتهای مالی سنتی نشان داده نمیشوند. دو چالش اصلی د ر این باره عبارتند از:
• شکاف روششناختی: کمبود اجماع بر سر روشهای قابلاعتماد و مطمئن برای اندازهگیری داراییهای نامشهود و نیز کمبود دادههای مرتبط.
• شکاف موجودیت : کمبود زیرساختهای آماری مرتبط، عدم تطبیق دستورالعملها در سطح ملی و کمبود اجرای مؤثر سیاستها.
اما با همه این تفاسیر اندازهگیری دقیق داراییهای نامشهود به دلایل زیر ضروری است: نخست اینکه ،حجم سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در اقتصاد های پیشرفته دنیا اکنون بسیار بزرگتر از داراییهای مشهود است و بازده بیشتری ایجاد میکند.دوم اینکه، تجربیات کشورهای پیشرفته نشان داده که تدوین یک استراتژی ملی برای اندازهگیری داراییهای نامشهود به تلاشهای بلندمدت نیاز دارد.سوم اینکه، این داراییها تأثیرات عمیقی بر اقتصاد، سیاستگذاریها و نهادها دارند.در این باره عوامل مؤثر بر ارزش داراییهای نامشهود در هر اقتصادی متفاوت هستند اما دو عامل کلیدی یکسان را می توان بازگو کرد که بر ارزش این داراییها در تمام کشورها تأثیر میگذارند که عبارتنداز:
• فناوری: تعیینکننده نحوه ذخیرهسازی داراییهای نامشهود است.
• نهادها: تعیینکننده ارزش خارجی این داراییها از طریق قابلیت اجرا هستند.
اما عواملی هم هستند که در کشورها متغیر و متفاوت هستند که یکی نحوه ساختار بخشهای صنعتی است که به طور فزایندهای به داراییهای نامشهود وابسته است و ساختار اقتصاد توسط این داراییها تحت تأثیر قرار می گیرد. دوم ، اندازه بازار و تجارت است که اندازه بازار یکی از عوامل اصلی در سرمایهگذاری نامشهود است، زیرا بر تجارت تأثیر میگذارد. رشد تجارت بینالمللی باعث تشویق شرکتها به سرمایهگذاری میشود، در حالی که سیاستهای محدودکننده تجارت انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.دارایی های نامشهود دارای ویژگی های مهمی هستند که آنها را بسیار متمایز از دارایی های مشهود می کند که ویژگیهای کلیدی داراییهای نامشهود به چهار S (Scalability,sunkenness, spillovers, and synergies)مشهور هستند. بعبارتی این داراییها دارای چهار ویژگی خاص هستند:
• قابلیت مقیاسپذیری: امکان استفاده مجدد از داراییها در مکانها و موارد مختلف.
• هزینه غرقشدگی یا اجتناب ناپذیری: بازگرداندن هزینههای این داراییها دشوار است.
• سرریزها: داراییهای نامشهود اغلب مزایایی برای دیگران ایجاد میکنند.
• همافزایی: داراییهای نامشهود تمایل به تقویت یکدیگر هنگام ترکیب دارند.
با این اوصاف لازم است تحولی در نظام آماری و سیاست گذاری کشور صورت پذیرد و اقدام سیاستی و اجرایی مهمی برای بهبود اندازهگیری و بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای نامشهود در ایران برداشته شود.
• تصویب قوانین مالکیت داراییهای نامشهود.
• اصلاح ساختار مالی برای تسهیل سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود.
• آموزش مفاهیم داراییهای نامشهود به مدیران و کارشناسان.
• ارتقای زیرساختهای آماری و فناوری مرتبط.
• تشویق به شفافیت در گزارشدهی شرکتها.
• ایجاد استانداردهای جدید در حسابداری و روشهای آماری.
• جمعآوری دادههای دقیق و جامع در مورد این داراییها.
این یادداشت بر ضرورت حیاتی ایران در درک و اندازهگیری بهتر سرمایهگذاریهای نامشهود تأکید دارد. با اصلاح سیاستها، بهبود دادهها و استانداردهای حسابداری، ایران میتواند از پتانسیل رشد و رقابت جهانی مرتبط با داراییهای نامشهود بهرهمند شود.
كانال قواعدبازی
👍1
✳️چرا کارمندان آنچه را که میخواهید انجام نمیدهند؟
✅ بهعنوان یک مدیر، حتماً بارها با این چالش مواجه شدهاید: پروژهای را به تیم محول میکنید، اما نتیجه آن چیزی نیست که انتظار داشتید. در این لحظه، ممکن است فکر کنید مشکل از تعهد کارمندان است، اما آیا تاکنون به نقش خود در این معادله فکر کردهاید؟
حقیقت این است که عملکرد تیم شما بازتاب مستقیم سبک مدیریت شماست. اگر کارمندان به اهداف تعیینشده نمیرسند، احتمالاً مسئله به نحوه بیان انتظارات، ارائه ابزارها و یا ایجاد انگیزه برمیگردد. مدیریت تنها دستور دادن نیست؛ هنر ایجاد همسویی میان افراد و اهداف است.
در این مطلب، دلایل اصلی این چالش را بررسی میکنیم و راهکارهایی ساده و مؤثر برای تبدیل یک تیم سردرگم به گروهی هدفمند و کارآمد ارائه میدهیم.
۱. آیا انتظارات واضح هستند؟
کارمندان نمیتوانند ذهن شما را بخوانند. اگر هدفها و وظایف به وضوح تعریف نشده باشند، نتیجهای جز سردرگمی نخواهید دید.
۲. آیا ارتباط مؤثر برقرار کردهاید؟
فقط گفتن کافی نیست. آیا مطمئن هستید که پیام شما به درستی درک شده؟ بازخورد بگیرید و توضیحات بیشتری بدهید.
۳. آیا انگیزه کافی وجود دارد؟
کارمندان نیاز به دلایل قانعکننده برای انجام کارها دارند. قدردانی کنید، انگیزههای مالی یا غیرمالی ایجاد کنید، و به تأثیر کار آنها بر اهداف کلان اشاره کنید.
۴. آیا ابزارها و منابع لازم را فراهم کردهاید؟
بدون ابزار درست، حتی بهترین نیروها هم نمیتوانند عملکرد مطلوبی داشته باشند. محیط کاری، آموزشها و منابع کافی را بررسی کنید.
۵. آیا به تواناییهایشان اعتماد دارید؟
اگر بیش از حد کنترل یا دخالت کنید، حس مسئولیتپذیری کاهش مییابد. بگذارید خلاقیت و ابتکارشان را نشان دهند.
▪︎ نتیجه:
وقتی کارمندان کاری را انجام نمیدهند، اولین قدم این است که به عنوان مدیر، نحوه هدایت و پشتیبانی خود را بازنگری کنید. تغییر از خودتان آغاز میشود!
▪︎ به یاد داشته باشید: مدیران موفق، رهبران الهامبخشی هستند که تیم را به سمت موفقیت هدایت میکنند. (اتاق مشهد)
✅ بهعنوان یک مدیر، حتماً بارها با این چالش مواجه شدهاید: پروژهای را به تیم محول میکنید، اما نتیجه آن چیزی نیست که انتظار داشتید. در این لحظه، ممکن است فکر کنید مشکل از تعهد کارمندان است، اما آیا تاکنون به نقش خود در این معادله فکر کردهاید؟
حقیقت این است که عملکرد تیم شما بازتاب مستقیم سبک مدیریت شماست. اگر کارمندان به اهداف تعیینشده نمیرسند، احتمالاً مسئله به نحوه بیان انتظارات، ارائه ابزارها و یا ایجاد انگیزه برمیگردد. مدیریت تنها دستور دادن نیست؛ هنر ایجاد همسویی میان افراد و اهداف است.
در این مطلب، دلایل اصلی این چالش را بررسی میکنیم و راهکارهایی ساده و مؤثر برای تبدیل یک تیم سردرگم به گروهی هدفمند و کارآمد ارائه میدهیم.
۱. آیا انتظارات واضح هستند؟
کارمندان نمیتوانند ذهن شما را بخوانند. اگر هدفها و وظایف به وضوح تعریف نشده باشند، نتیجهای جز سردرگمی نخواهید دید.
۲. آیا ارتباط مؤثر برقرار کردهاید؟
فقط گفتن کافی نیست. آیا مطمئن هستید که پیام شما به درستی درک شده؟ بازخورد بگیرید و توضیحات بیشتری بدهید.
۳. آیا انگیزه کافی وجود دارد؟
کارمندان نیاز به دلایل قانعکننده برای انجام کارها دارند. قدردانی کنید، انگیزههای مالی یا غیرمالی ایجاد کنید، و به تأثیر کار آنها بر اهداف کلان اشاره کنید.
۴. آیا ابزارها و منابع لازم را فراهم کردهاید؟
بدون ابزار درست، حتی بهترین نیروها هم نمیتوانند عملکرد مطلوبی داشته باشند. محیط کاری، آموزشها و منابع کافی را بررسی کنید.
۵. آیا به تواناییهایشان اعتماد دارید؟
اگر بیش از حد کنترل یا دخالت کنید، حس مسئولیتپذیری کاهش مییابد. بگذارید خلاقیت و ابتکارشان را نشان دهند.
▪︎ نتیجه:
وقتی کارمندان کاری را انجام نمیدهند، اولین قدم این است که به عنوان مدیر، نحوه هدایت و پشتیبانی خود را بازنگری کنید. تغییر از خودتان آغاز میشود!
▪︎ به یاد داشته باشید: مدیران موفق، رهبران الهامبخشی هستند که تیم را به سمت موفقیت هدایت میکنند. (اتاق مشهد)
✳️ بهره وری از نظر تا عمل
دكتر يداله دادگر/اقتصاددان
✅ در ایران به دلیل فاصله بین نظر بهره وری با عمل به آن، کاس این فاصله یک هنر اساسی است که با عزم مدیریتی و اصلاح نهادهای رسمی به راحتی قابل اجرا است.
اینکه هیرشمن صاحب نظر بزرگ توسعه، اقتدار عملی و شجاعت در مدیریت اقتصادی را از عوامل کارساز توسعه می داند در این ارتباط معنادار است.
یک نمادِ بهره وری، در درآمد سرانه کشورها منعکس می شود. بر این اساس کشورهای لوگزامبورگ، ایرلند، نروژ، سوئیس،ژاپن و آمریکا از جهان صنعتی پیشرفته و چند کشور در حال توسعه مثل سنگاپور و قطر رتبه های بالا را به خود اختصاص داده اند.
بهره وری نیروی انسانی و نیروی کار، خود شاخصی از بهره وری کلی نیز به حساب می آید. کشورهای با بالاترین بهره وری نیروی کار، درآستانه سال ۲۰۲۵ شامل ایرلند، لوگزامبورگ، دانمارک، بلژیک، نروژ سوییس، فرانسه، آمریکا، ژاپن و اتریش هستند.
ولی میانگین بهره وری نیروی کار ایران در میان ۱۵۰ کشور در سالهای اخیر بالای ۱۰۰ بوده است. می توان طرح مسئله ی بهره وری بطور کلی و بهره وری در ایران را به طور خاص در چارچوب زیر جمع بندی کرد.
▪︎اول اینکه بهره وری پدیده ای کارساز است که هم به هدف و استراتژی مربوط است و هم به کارآمدی در استفاده از منابع (بویژه منبع زمان).
بهره وری همچنین با اندازه گیری پیشرفت در امور فردی، سازمانی و اجتماعی پیوند دارد. این پدیده ، پیوند معناداری با رشد و توسعه دارد ، به انگیزه و رقابت مرتبط است و بیانی از کیفیت زندگی است.از این رو با پایداری توسعه و با نوآوری همراه است.
▪︎دوم با دقت عمیق به داشته و پیشرفت آن به چگونگی نظام آموزشی مربوط است. نظام آموزشیِ موضوع آشکار می شود که بهره وری پیوند بسیار معنی داری با آموزش پویا، آزاد منش و نقاد، عrمت دهنده بهره وری بالااست.
از این رو ایستایی نظام آموزشی فعلی در ایران همراه با شکاف شعارهای مدیران و اندازه پایین بهره وری نیازمند نقد جدی است. مقایسه رتبه ها و شرایط عمومی بهره وری در چهل کشور صدر جدولِ بهره وری با چهل کشور در آخر جدول مربوطه (شامل ایران)، یافته مهمی را بیان می کند. بر این اساس عواملی چون اصلاح نظام آموزشی، کنترل کیفیت، قاعده گذاری منطقی بخش عمومی، اصلاح حقوق مالکیت و بهره برداری از زنجیره آزاد تکنولوژی جهانی رابطه معناداری با رتبه کسب شده در بهره وری کشورها دارد.
▪︎سوم..
ادامه مطلب؛
https://fafitc.ir/%db%b3%db%b9%db%b4%db%b7-%db%b1/
دكتر يداله دادگر/اقتصاددان
✅ در ایران به دلیل فاصله بین نظر بهره وری با عمل به آن، کاس این فاصله یک هنر اساسی است که با عزم مدیریتی و اصلاح نهادهای رسمی به راحتی قابل اجرا است.
اینکه هیرشمن صاحب نظر بزرگ توسعه، اقتدار عملی و شجاعت در مدیریت اقتصادی را از عوامل کارساز توسعه می داند در این ارتباط معنادار است.
یک نمادِ بهره وری، در درآمد سرانه کشورها منعکس می شود. بر این اساس کشورهای لوگزامبورگ، ایرلند، نروژ، سوئیس،ژاپن و آمریکا از جهان صنعتی پیشرفته و چند کشور در حال توسعه مثل سنگاپور و قطر رتبه های بالا را به خود اختصاص داده اند.
بهره وری نیروی انسانی و نیروی کار، خود شاخصی از بهره وری کلی نیز به حساب می آید. کشورهای با بالاترین بهره وری نیروی کار، درآستانه سال ۲۰۲۵ شامل ایرلند، لوگزامبورگ، دانمارک، بلژیک، نروژ سوییس، فرانسه، آمریکا، ژاپن و اتریش هستند.
ولی میانگین بهره وری نیروی کار ایران در میان ۱۵۰ کشور در سالهای اخیر بالای ۱۰۰ بوده است. می توان طرح مسئله ی بهره وری بطور کلی و بهره وری در ایران را به طور خاص در چارچوب زیر جمع بندی کرد.
▪︎اول اینکه بهره وری پدیده ای کارساز است که هم به هدف و استراتژی مربوط است و هم به کارآمدی در استفاده از منابع (بویژه منبع زمان).
بهره وری همچنین با اندازه گیری پیشرفت در امور فردی، سازمانی و اجتماعی پیوند دارد. این پدیده ، پیوند معناداری با رشد و توسعه دارد ، به انگیزه و رقابت مرتبط است و بیانی از کیفیت زندگی است.از این رو با پایداری توسعه و با نوآوری همراه است.
▪︎دوم با دقت عمیق به داشته و پیشرفت آن به چگونگی نظام آموزشی مربوط است. نظام آموزشیِ موضوع آشکار می شود که بهره وری پیوند بسیار معنی داری با آموزش پویا، آزاد منش و نقاد، عrمت دهنده بهره وری بالااست.
از این رو ایستایی نظام آموزشی فعلی در ایران همراه با شکاف شعارهای مدیران و اندازه پایین بهره وری نیازمند نقد جدی است. مقایسه رتبه ها و شرایط عمومی بهره وری در چهل کشور صدر جدولِ بهره وری با چهل کشور در آخر جدول مربوطه (شامل ایران)، یافته مهمی را بیان می کند. بر این اساس عواملی چون اصلاح نظام آموزشی، کنترل کیفیت، قاعده گذاری منطقی بخش عمومی، اصلاح حقوق مالکیت و بهره برداری از زنجیره آزاد تکنولوژی جهانی رابطه معناداری با رتبه کسب شده در بهره وری کشورها دارد.
▪︎سوم..
ادامه مطلب؛
https://fafitc.ir/%db%b3%db%b9%db%b4%db%b7-%db%b1/
✳️ آیا تفکر منطقی همیشه جواب میدهد؟!
✅ در روستایی کشاورزی زندگی میکرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس میداد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلیها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمیتواند پول او را پس دهد معاملهای پیشنهاد داد. او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشید. دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد.
▪︎پیرمرد کلاهبردار برای اینکه حسننیت خود را نشان دهد گفت: اصلا یک کاری میکنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسهای خالی میاندازم. دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد، اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من شود و بدهی بخشیده میشود، و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده میشود. اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.
▪︎این گفتوگو در جلوی خانهی کشاورز انجام شد که زمین آنجا پر از سنگریزه بود. پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد که او دو سنگریزهی سیاه از زمین برداشته است، ولی چیزی نگفت!
▪︎سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار میکردید؟! چه توصیهای برای آن دختر داشتید؟
▪︎اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید میبینید که سه امکان وجود دارد:
۱. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
۲. هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
۳. یکی از آن سنگریزههای سیاه را بیرون آورده و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.
▪︎لحظهای به این شرایط فکر کنید، هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده میشود. معضل این دختر جوان را نمیتوان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید. اگر شما بودید چه کار میکردید؟!
▪︎این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد: دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزههای دیگر غیرممکن بود. در همین لحظه دختر گفت: چقدر من دستوپا چلفتی هستم! اما مهم نیست، اگر سنگریزهای را که داخل کیسه است درآوریم، معلوم میشود سنگریزهای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است... و چون سنگریزهای که در کیسه بود سیاه بود پس باید طبق قرار، سنگریزهی گم شده سفید باشد.
▪︎پیرمرد هم نتوانست به حیلهگری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است! نتیجهای که ۱۰۰ درصد به نفع آنها بود.
▪︎به یاد داشته باشیم که:
۱. همیشه یک راهحل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
۲. این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویهی "خوب" به مسایل نگاه نمیکنیم.
۳. همهی ما میتوانیم سرشار از افکار و ایدههای مثبت و تصمیمهای عاقلانه باشیم!
مدرسه کسب وکار
✅ در روستایی کشاورزی زندگی میکرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس میداد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلیها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمیتواند پول او را پس دهد معاملهای پیشنهاد داد. او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشید. دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد.
▪︎پیرمرد کلاهبردار برای اینکه حسننیت خود را نشان دهد گفت: اصلا یک کاری میکنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسهای خالی میاندازم. دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد، اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من شود و بدهی بخشیده میشود، و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده میشود. اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.
▪︎این گفتوگو در جلوی خانهی کشاورز انجام شد که زمین آنجا پر از سنگریزه بود. پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد که او دو سنگریزهی سیاه از زمین برداشته است، ولی چیزی نگفت!
▪︎سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار میکردید؟! چه توصیهای برای آن دختر داشتید؟
▪︎اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید میبینید که سه امکان وجود دارد:
۱. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
۲. هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
۳. یکی از آن سنگریزههای سیاه را بیرون آورده و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.
▪︎لحظهای به این شرایط فکر کنید، هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده میشود. معضل این دختر جوان را نمیتوان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید. اگر شما بودید چه کار میکردید؟!
▪︎این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد: دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزههای دیگر غیرممکن بود. در همین لحظه دختر گفت: چقدر من دستوپا چلفتی هستم! اما مهم نیست، اگر سنگریزهای را که داخل کیسه است درآوریم، معلوم میشود سنگریزهای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است... و چون سنگریزهای که در کیسه بود سیاه بود پس باید طبق قرار، سنگریزهی گم شده سفید باشد.
▪︎پیرمرد هم نتوانست به حیلهگری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است! نتیجهای که ۱۰۰ درصد به نفع آنها بود.
▪︎به یاد داشته باشیم که:
۱. همیشه یک راهحل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
۲. این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویهی "خوب" به مسایل نگاه نمیکنیم.
۳. همهی ما میتوانیم سرشار از افکار و ایدههای مثبت و تصمیمهای عاقلانه باشیم!
مدرسه کسب وکار
❤2👍1
✳️ شاخص ها و ویژگی های نخبه های مدیریت
ویژگی ها و شاخص های زیر که از آنها به عنوان مهارت های نرم نام برده می شود و عمدتاً و بصورت مشترک در نظریات و تئوری های اکثر اساتید برجسته حوزه مدیریت از جمله آقایان راسل ایکاف ، هنری مینتزبرگ ، تام پیتر ، تافلر ، مک موری ، جیم کالینز ، پنتلند ، کاپلان ، سایمون ، پیتر دراکر ، روملت ، مایو ، سنگه ، گاردنر ، بلبین ، اسمیت و خانم جولی ژو آمده است ...
🔷 شاخص ها و ویژگی های نخبه های مدیریت عبارتست از:
۱- داشتن توانایی عالی در برقراری ارتباط ( مهارت تعامل )
۲- داشتن توانایی تیم سازی و تشویق کارگروهی
۳- مشارکت دادن پرسنل سازمان در تعیین اهداف و مدیریت سازمان
۴- داشتن دانش اصول تصمیم گیری و مسولیت پذیری
۵- داشتن هوش هیجانی
۶- داشتن دانش چگونگی ایجاد انگیزه در پرسنل سازمان جهت افزایش بهرهوری سازمانی
۷- داشتن آمادگی برای تغییر و تخصص در چگونگی فرآیند ایجاد تغییر
۸- مهارت حل تعارض و چگونگی بازخورد دادن
۹- داشتن مهارت خوب گوش دادن
۱۰- شفافیت در اجرا و اقدام
۱۱- قابل اعتماد بودن
۱۲- داشتن ثبات و قابلیت اطمینان
۱۳- سخنوری و داشتن مهارت تکلم به زبان انگلیسی
📚 نکته طلایی و مهم:
آدم خوب با مدیر خوب فرق دارد!
◾ مدیر خوب یعنی دارای کارآمدی و اثرگذاری....
ویژگی ها و شاخص های زیر که از آنها به عنوان مهارت های نرم نام برده می شود و عمدتاً و بصورت مشترک در نظریات و تئوری های اکثر اساتید برجسته حوزه مدیریت از جمله آقایان راسل ایکاف ، هنری مینتزبرگ ، تام پیتر ، تافلر ، مک موری ، جیم کالینز ، پنتلند ، کاپلان ، سایمون ، پیتر دراکر ، روملت ، مایو ، سنگه ، گاردنر ، بلبین ، اسمیت و خانم جولی ژو آمده است ...
🔷 شاخص ها و ویژگی های نخبه های مدیریت عبارتست از:
۱- داشتن توانایی عالی در برقراری ارتباط ( مهارت تعامل )
۲- داشتن توانایی تیم سازی و تشویق کارگروهی
۳- مشارکت دادن پرسنل سازمان در تعیین اهداف و مدیریت سازمان
۴- داشتن دانش اصول تصمیم گیری و مسولیت پذیری
۵- داشتن هوش هیجانی
۶- داشتن دانش چگونگی ایجاد انگیزه در پرسنل سازمان جهت افزایش بهرهوری سازمانی
۷- داشتن آمادگی برای تغییر و تخصص در چگونگی فرآیند ایجاد تغییر
۸- مهارت حل تعارض و چگونگی بازخورد دادن
۹- داشتن مهارت خوب گوش دادن
۱۰- شفافیت در اجرا و اقدام
۱۱- قابل اعتماد بودن
۱۲- داشتن ثبات و قابلیت اطمینان
۱۳- سخنوری و داشتن مهارت تکلم به زبان انگلیسی
📚 نکته طلایی و مهم:
آدم خوب با مدیر خوب فرق دارد!
◾ مدیر خوب یعنی دارای کارآمدی و اثرگذاری....
👍1
✳️ سیاستگذاران عاقل چگونه در دام سیاستهای احمقانه میافتند؟
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
■تاریخ پر از است از سیاست گذاران و مدیرانی که احمق نیستند. اما در تصمیمات احمقانه گیر می کنند چرا؟ سه مثال را با هم مرور کنیم و سپس آن را ریشه شناسی کنیم:
□آمریکا با وجود تلفات انسانی و هزینههای مالی سنگین، به مدت طولانی در جنگ ویتنام باقی ماند. سیاستمداران آمریکایی به دلیل پول هایی که خرج کرده بودند و سربازانی که از دست داده بودند و نگرانی از دست دادن اعتبار، از خروج سریع امتناع کردند. این جنگ تا ۱۹۷۵ ادامه یافت. در این بیست سال شش رئیسجمهور از دو حزب اصلی (دموکرات و جمهوریخواه) آمدند و رفتند.
●تداوم پروژه هواپیمای کنکورد؛ دولتهای بریتانیا و فرانسه با وجود افزایش هزینهها و کاهش توجیه اقتصادی، به پروژه جت مافوق صوت کنکورد ادامه دادند، با اینکه می دانستند که این پروژه دیگر سودآور نیست. این پروژه به ضررهای مالی هنگفت منجر شد.
○حضور شوروی در افغانستان؛ شوروی سابق به مدت یک دهه با وجود محکومیتهای بینالمللی و تلفات سنگین، حضور نظامی خود در افغانستان را حفظ کرد. در نتیجه این حضور بی فایده طولانیمدت، فشار اقتصادی و بیثباتی سیاسی در داخل شوروی شد.
■تحلیل و تجویز راهبردی:
چرا سیاست گذار تا زانو در گل سیاست احمقانه می رود؟ ریشه آن را می توان در مفهوم هزینههای ریختهشده (Sunk Cost) شناسایی کرد یعنی زمانی که افراد یا سازمانها یا کشورها به دلیل منابعی که خرج کرده اند، دلشان نمی آید از چیزی که برایش پول خرج کرده اند یا زمان گذاشته اند دست بکشند حتی اگر ادامه آن زیان ده و غیرمنطقی باشد. خب اگر همین را ریشه یابی کنیم به موضوعات جالبی می رسیم. فعلا به دو مورد اشاره کنم:
□گرایش نفرت از زیان Loss Aversion؛ ما نسبت به زیان بسیار حساسیم. از دست دادن چیزی که قبلاً داشتهایم، از نظر روانی آسیب بیشتری ایجاد میکند تا بهدست نیاوردن چیزی جدید.
●تشدید تعهدات Escalation of Commitment: افراد یا سازمانها، حتی با وجود شواهد جدید، تمایل دارند به تصمیمات قبلی خود پایبند بمانند. این رفتار ناشی از فشار اجتماعی یا ترس از قضاوت دیگران یا بی اعتبار شدن است.
○آیا سیاست مداران همیشه زانویشان در گل تصمیمات احمقانه گیر می کند؟ خیر! یکی از بهترین نمونه ها تغییر سیاست بین المللی و اقتصادی در ویتنام است. اصلاحات در ویتنام یکی از نمونههای برجسته تاریخ معاصر است که نشان میدهد چگونه رهبران یک کشور میتوانند علیرغم از دست دادن اعتبار و متهم شدن به عقب نشینی و خیانت؛ تصمیم بگیرند.
■اصلاحات در سیاست اقتصادی: پس از پایان جنگ با آمریکا، دولت کمونیستی ویتنام برنامهریزی متمرکز اقتصادی را با الهام از شوروی پیاده کرد (شامل دولتی سازی صنایع و توزیع دولتی کالاها). نتیجه این سیاستها رکود اقتصادی، کمبود مواد غذایی و افزایش فقر بود. سال ۱۹۸۶، دولت ویتنام برنامه نوسازی اقتصادی را معرفی کرد شامل آزادسازی اقتصادی و حمایت از بخش خصوصی.
□حزب کمونیست ویتنام بر ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی تأکید داشت و این اصلاحات، نفی اصول بنیادین ایدئولوژیک حزب بود که سال ها تبلیغ و ترویج می شد. رهبران ویتنام با انتقادهای داخلی از سوی محافظهکاران حزب مواجه شدند که این تغییرات را خیانت به آرمانهای انقلاب میدانستند.
●در نهایت، اصلاحات اقتصادی موفقیتآمیز بود و ویتنام به یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد جهان تبدیل شد و البته حزب کمونیست ویتنام، علیرغم تغییر در سیاستهای اقتصادی، قدرت و اعتبار خود را حفظ کرد.
○اصلاحات در سیاست بینالملل: پس از جنگ ویتنام و تهاجم به کامبوج در سال ۱۹۷۸، ویتنام تحریم و منزوی شد. اواخر دهه ۱۹۸۰، ویتنام تصمیم گرفت از کامبوج عقب نشینی کند و روابط خود را با همسایگان و جهان بهبود بدهد و تلاش کرد تا روابط دیپلماتیک خود را با غرب و آمریکا بازسازی کند و در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به عادیسازی روابط با آمریکا رسید. تغییر سیاست خارجی میتوانست ضعف ویتنام در برابر فشارهای خارجی و عقب نشینی از مواضع و تصمیمات قبلی تلقی شود.
■سه راهکار برای آنکه پایمان تا زانو در گل تصمیمات احمقانه گیر نکند:
▪︎ تمرکز بر خالص منافع امروز به بعد: به جای محاسبه هزینههایی که پرداخته ایم و تمام شده، تصمیمات خود را بر اساس خالص منافع آینده (منافع از این لحظه به بعد منهای هزینه از این لحظه به بعد) بنا کنید.
▪︎ تعریف معیارهای خروج از سیاست/پروژه: هیچ سیاستی و تصمیمی برای همه حالات و زمان ها درست نیست. بنابراین پیش از آغاز هر پروژه/تصمیم/سیاست، شرایطی که در آن باید از ادامه آن صرفنظر کرد را به وضوح تعریف کنید تا تصمیمات بدون دکمه خاموش نداشته باشید.
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
■تاریخ پر از است از سیاست گذاران و مدیرانی که احمق نیستند. اما در تصمیمات احمقانه گیر می کنند چرا؟ سه مثال را با هم مرور کنیم و سپس آن را ریشه شناسی کنیم:
□آمریکا با وجود تلفات انسانی و هزینههای مالی سنگین، به مدت طولانی در جنگ ویتنام باقی ماند. سیاستمداران آمریکایی به دلیل پول هایی که خرج کرده بودند و سربازانی که از دست داده بودند و نگرانی از دست دادن اعتبار، از خروج سریع امتناع کردند. این جنگ تا ۱۹۷۵ ادامه یافت. در این بیست سال شش رئیسجمهور از دو حزب اصلی (دموکرات و جمهوریخواه) آمدند و رفتند.
●تداوم پروژه هواپیمای کنکورد؛ دولتهای بریتانیا و فرانسه با وجود افزایش هزینهها و کاهش توجیه اقتصادی، به پروژه جت مافوق صوت کنکورد ادامه دادند، با اینکه می دانستند که این پروژه دیگر سودآور نیست. این پروژه به ضررهای مالی هنگفت منجر شد.
○حضور شوروی در افغانستان؛ شوروی سابق به مدت یک دهه با وجود محکومیتهای بینالمللی و تلفات سنگین، حضور نظامی خود در افغانستان را حفظ کرد. در نتیجه این حضور بی فایده طولانیمدت، فشار اقتصادی و بیثباتی سیاسی در داخل شوروی شد.
■تحلیل و تجویز راهبردی:
چرا سیاست گذار تا زانو در گل سیاست احمقانه می رود؟ ریشه آن را می توان در مفهوم هزینههای ریختهشده (Sunk Cost) شناسایی کرد یعنی زمانی که افراد یا سازمانها یا کشورها به دلیل منابعی که خرج کرده اند، دلشان نمی آید از چیزی که برایش پول خرج کرده اند یا زمان گذاشته اند دست بکشند حتی اگر ادامه آن زیان ده و غیرمنطقی باشد. خب اگر همین را ریشه یابی کنیم به موضوعات جالبی می رسیم. فعلا به دو مورد اشاره کنم:
□گرایش نفرت از زیان Loss Aversion؛ ما نسبت به زیان بسیار حساسیم. از دست دادن چیزی که قبلاً داشتهایم، از نظر روانی آسیب بیشتری ایجاد میکند تا بهدست نیاوردن چیزی جدید.
●تشدید تعهدات Escalation of Commitment: افراد یا سازمانها، حتی با وجود شواهد جدید، تمایل دارند به تصمیمات قبلی خود پایبند بمانند. این رفتار ناشی از فشار اجتماعی یا ترس از قضاوت دیگران یا بی اعتبار شدن است.
○آیا سیاست مداران همیشه زانویشان در گل تصمیمات احمقانه گیر می کند؟ خیر! یکی از بهترین نمونه ها تغییر سیاست بین المللی و اقتصادی در ویتنام است. اصلاحات در ویتنام یکی از نمونههای برجسته تاریخ معاصر است که نشان میدهد چگونه رهبران یک کشور میتوانند علیرغم از دست دادن اعتبار و متهم شدن به عقب نشینی و خیانت؛ تصمیم بگیرند.
■اصلاحات در سیاست اقتصادی: پس از پایان جنگ با آمریکا، دولت کمونیستی ویتنام برنامهریزی متمرکز اقتصادی را با الهام از شوروی پیاده کرد (شامل دولتی سازی صنایع و توزیع دولتی کالاها). نتیجه این سیاستها رکود اقتصادی، کمبود مواد غذایی و افزایش فقر بود. سال ۱۹۸۶، دولت ویتنام برنامه نوسازی اقتصادی را معرفی کرد شامل آزادسازی اقتصادی و حمایت از بخش خصوصی.
□حزب کمونیست ویتنام بر ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی تأکید داشت و این اصلاحات، نفی اصول بنیادین ایدئولوژیک حزب بود که سال ها تبلیغ و ترویج می شد. رهبران ویتنام با انتقادهای داخلی از سوی محافظهکاران حزب مواجه شدند که این تغییرات را خیانت به آرمانهای انقلاب میدانستند.
●در نهایت، اصلاحات اقتصادی موفقیتآمیز بود و ویتنام به یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد جهان تبدیل شد و البته حزب کمونیست ویتنام، علیرغم تغییر در سیاستهای اقتصادی، قدرت و اعتبار خود را حفظ کرد.
○اصلاحات در سیاست بینالملل: پس از جنگ ویتنام و تهاجم به کامبوج در سال ۱۹۷۸، ویتنام تحریم و منزوی شد. اواخر دهه ۱۹۸۰، ویتنام تصمیم گرفت از کامبوج عقب نشینی کند و روابط خود را با همسایگان و جهان بهبود بدهد و تلاش کرد تا روابط دیپلماتیک خود را با غرب و آمریکا بازسازی کند و در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به عادیسازی روابط با آمریکا رسید. تغییر سیاست خارجی میتوانست ضعف ویتنام در برابر فشارهای خارجی و عقب نشینی از مواضع و تصمیمات قبلی تلقی شود.
■سه راهکار برای آنکه پایمان تا زانو در گل تصمیمات احمقانه گیر نکند:
▪︎ تمرکز بر خالص منافع امروز به بعد: به جای محاسبه هزینههایی که پرداخته ایم و تمام شده، تصمیمات خود را بر اساس خالص منافع آینده (منافع از این لحظه به بعد منهای هزینه از این لحظه به بعد) بنا کنید.
▪︎ تعریف معیارهای خروج از سیاست/پروژه: هیچ سیاستی و تصمیمی برای همه حالات و زمان ها درست نیست. بنابراین پیش از آغاز هر پروژه/تصمیم/سیاست، شرایطی که در آن باید از ادامه آن صرفنظر کرد را به وضوح تعریف کنید تا تصمیمات بدون دکمه خاموش نداشته باشید.
👍1
✳️ بهرهگیری مدیریتی از اثر پنگوئن در مواجهه با چالشها و شرایط جدید و ناشناخته
✅ پنگوئنها برای حفظ امنیت خود در برابر شکارچیان، معمولاً یکی از اعضای گروه را به آب میفرستند تا شرایط را بررسی کند. اگر این پنگوئن بدون مشکل بازگردد، سایرین نیز با اطمینان بیشتری وارد آب میشوند. این رفتار به نوعی نشاندهنده استراتژی کاهش ریسک از طریق مشاهده تجربیات دیگران است. در واقع، آنها به جای اینکه همه باهم خطر کنند، ترجیح میدهند که یک فرد ابتدا وضعیت را آزمایش کند.
🔹در روانشناسی اجتماعی، این الگو با عنوان اثر پنگوئن (Penguin Effect) شناخته میشود که اولین بار توسط جوزف فارل و گارت سالونر در سال ۱۹۸۶ مطرح شد. این پدیده به تمایل افراد برای الگوبرداری از دیگران در مواجهه با شرایط جدید اشاره دارد. به بیان ساده، مردم معمولاً از تصمیمگیری مستقل در موقعیتهای نامطمئن اجتناب میکنند و منتظر میمانند تا فرد دیگری ابتدا اقدام کند.
🔹این رفتار در محیطهای کاری و مدیریتی نیز قابل مشاهده است. برای مثال، تصور کنید که یک شرکت قصد دارد یک برنامه آموزشی جدید راهاندازی کند. اگر هیچکس برای شرکت در این دوره داوطلب نشود، سایر کارکنان نیز ممکن است تردید داشته باشند. اما به محض اینکه یک نفر این کار را انجام دهد، سایرین به دنبال او حرکت میکنند. این نشان میدهد که اعتماد به تجربه دیگران نقش مهمی در تصمیمگیریهای گروهی دارد.
🔹کاربرد اثر پنگوئن در مدیریت سازمانی
مدیران باید به درستی از این پدیده بهره ببرند تا فضایی ایجاد کنند که کارکنان احساس راحتی بیشتری برای پذیرش تغییرات داشته باشند. برخی اقدامات مؤثر شامل:
◽️۱. شفافسازی مزایای تغییر
کارکنان باید بدانند که چرا تغییر ضروری است و چه منافعی برای آنها دارد.
◽️۲. کاهش موانع تغییر
مدیران باید با برطرف کردن چالشهای پیش روی کارکنان، فرآیند تغییر را آسانتر کنند.
◽️۳. پیشگام بودن در تغییر
وقتی مدیران خودشان اولین گامها را بردارند، اعتماد کارکنان افزایش پیدا میکند.
◽️۴. شروع از تغییرات کوچک
آغاز تغییرات تدریجی و نشان دادن موفقیت آنها میتواند سایر افراد را به اقدام تشویق کند.
💭 در مجموع، اثر پنگوئن نشان میدهد که افراد برای کاهش ریسک، ترجیح میدهند از تجربیات دیگران بهره ببرند. در دنیای کسبوکار، مدیران میتوانند با فراهم کردن شرایطی مناسب، از این رفتار جمعی در جهت تقویت نوآوری و بهبود عملکرد سازمان استفاده کنند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ پنگوئنها برای حفظ امنیت خود در برابر شکارچیان، معمولاً یکی از اعضای گروه را به آب میفرستند تا شرایط را بررسی کند. اگر این پنگوئن بدون مشکل بازگردد، سایرین نیز با اطمینان بیشتری وارد آب میشوند. این رفتار به نوعی نشاندهنده استراتژی کاهش ریسک از طریق مشاهده تجربیات دیگران است. در واقع، آنها به جای اینکه همه باهم خطر کنند، ترجیح میدهند که یک فرد ابتدا وضعیت را آزمایش کند.
🔹در روانشناسی اجتماعی، این الگو با عنوان اثر پنگوئن (Penguin Effect) شناخته میشود که اولین بار توسط جوزف فارل و گارت سالونر در سال ۱۹۸۶ مطرح شد. این پدیده به تمایل افراد برای الگوبرداری از دیگران در مواجهه با شرایط جدید اشاره دارد. به بیان ساده، مردم معمولاً از تصمیمگیری مستقل در موقعیتهای نامطمئن اجتناب میکنند و منتظر میمانند تا فرد دیگری ابتدا اقدام کند.
🔹این رفتار در محیطهای کاری و مدیریتی نیز قابل مشاهده است. برای مثال، تصور کنید که یک شرکت قصد دارد یک برنامه آموزشی جدید راهاندازی کند. اگر هیچکس برای شرکت در این دوره داوطلب نشود، سایر کارکنان نیز ممکن است تردید داشته باشند. اما به محض اینکه یک نفر این کار را انجام دهد، سایرین به دنبال او حرکت میکنند. این نشان میدهد که اعتماد به تجربه دیگران نقش مهمی در تصمیمگیریهای گروهی دارد.
🔹کاربرد اثر پنگوئن در مدیریت سازمانی
مدیران باید به درستی از این پدیده بهره ببرند تا فضایی ایجاد کنند که کارکنان احساس راحتی بیشتری برای پذیرش تغییرات داشته باشند. برخی اقدامات مؤثر شامل:
◽️۱. شفافسازی مزایای تغییر
کارکنان باید بدانند که چرا تغییر ضروری است و چه منافعی برای آنها دارد.
◽️۲. کاهش موانع تغییر
مدیران باید با برطرف کردن چالشهای پیش روی کارکنان، فرآیند تغییر را آسانتر کنند.
◽️۳. پیشگام بودن در تغییر
وقتی مدیران خودشان اولین گامها را بردارند، اعتماد کارکنان افزایش پیدا میکند.
◽️۴. شروع از تغییرات کوچک
آغاز تغییرات تدریجی و نشان دادن موفقیت آنها میتواند سایر افراد را به اقدام تشویق کند.
💭 در مجموع، اثر پنگوئن نشان میدهد که افراد برای کاهش ریسک، ترجیح میدهند از تجربیات دیگران بهره ببرند. در دنیای کسبوکار، مدیران میتوانند با فراهم کردن شرایطی مناسب، از این رفتار جمعی در جهت تقویت نوآوری و بهبود عملکرد سازمان استفاده کنند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
چرا اثر پنگوئن؟
پنگوئنها به طرز اعجاببرانگیزی رفتار منفعتطلبانهای دارند که آنها را از شکارچیانشان در امان نگه میدارد. اما قبل از اینکه برای شکار ماهی به آبهای یخزده شیرجه بزنند، در لبه یخ به یکدیگر تنه میزنند تا اولیننفری نباشند که به داخل آب میپرد.
این یک جابهجایی تدریجی و با شک و تردید است. زمانی که اولین پنگوئن نگونبخت به سمت پرتگاه میلغزد، گروه این فرد پیشگام را به داخل آب هل میدهد.
حالا که پنگوئن به درون آبهای یخزده افتاد، گروه منتظر میماند.
این داوطلب ناخواسته به صورت غیرارادی از اعماق آب بیرون میآید و شنا میکند، خوشحال از اینکه نهنگهای قاتل او را نخوردهاند. این اتفاق نشان میدهد که هیچ نهنگ قاتل گرسنهای زیر سطح یخ وجود ندارد.
پس از این، کل گروه به داخل آب شیرجه میزند و ماهیگیری دستهجمعی آغاز میشود.
اقتصاددانان، جوزف فارل و گارث سالونر این سناریو را «اینرسی بیش از حد» و به زبان عامیانهتر «مشکل پنگوئن» نامیدهاند.
پنگوئنهای گرسنه در لبه یک یخ شناور جمع میشوند و تمایلی به شیرجه زدن در آب ندارند. غذا در آب وجود دارد، اما ممکن است یک نهنگ قاتل در کمین باشد، بنابراین هیچ پنگوئنی نمیخواهد ابتدا شیرجه بزند.
در چنین شرایطی، عقلانیت فردی ممکن است گروهی را به سمت از دست دادن فرصتهای جذاب سوق دهد، به عنوان مثال، یک وعده غذایی بدون شکارچی یا یک محصول جدید شبکهای نوآورانه...
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-بین-الملل-اقتصاد-36/42434-اثر-پنگوئن
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
پنگوئنها به طرز اعجاببرانگیزی رفتار منفعتطلبانهای دارند که آنها را از شکارچیانشان در امان نگه میدارد. اما قبل از اینکه برای شکار ماهی به آبهای یخزده شیرجه بزنند، در لبه یخ به یکدیگر تنه میزنند تا اولیننفری نباشند که به داخل آب میپرد.
این یک جابهجایی تدریجی و با شک و تردید است. زمانی که اولین پنگوئن نگونبخت به سمت پرتگاه میلغزد، گروه این فرد پیشگام را به داخل آب هل میدهد.
حالا که پنگوئن به درون آبهای یخزده افتاد، گروه منتظر میماند.
این داوطلب ناخواسته به صورت غیرارادی از اعماق آب بیرون میآید و شنا میکند، خوشحال از اینکه نهنگهای قاتل او را نخوردهاند. این اتفاق نشان میدهد که هیچ نهنگ قاتل گرسنهای زیر سطح یخ وجود ندارد.
پس از این، کل گروه به داخل آب شیرجه میزند و ماهیگیری دستهجمعی آغاز میشود.
اقتصاددانان، جوزف فارل و گارث سالونر این سناریو را «اینرسی بیش از حد» و به زبان عامیانهتر «مشکل پنگوئن» نامیدهاند.
پنگوئنهای گرسنه در لبه یک یخ شناور جمع میشوند و تمایلی به شیرجه زدن در آب ندارند. غذا در آب وجود دارد، اما ممکن است یک نهنگ قاتل در کمین باشد، بنابراین هیچ پنگوئنی نمیخواهد ابتدا شیرجه بزند.
در چنین شرایطی، عقلانیت فردی ممکن است گروهی را به سمت از دست دادن فرصتهای جذاب سوق دهد، به عنوان مثال، یک وعده غذایی بدون شکارچی یا یک محصول جدید شبکهای نوآورانه...
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-بین-الملل-اقتصاد-36/42434-اثر-پنگوئن
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
هفته نامه تجارت فردا
اثر پنگوئن
محمد علینژاد / نویسنده نشریه
«شما زیادی فکر میکنید. همهاش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به کلی
👍3
رئیس جمهور پاناما اعلام کرد در پی دیدار دیروز خود با وزیر امور خارجه آمریکا تصمیم گرفته قراردادی که برای ساخت یک جاده و یک کمربندی در پاناما با چینیها امضا کرده بود را دیگر تمدید نکند
تعداد ایرلاینهای آمریکا که سالانه حدود یک میلیارد مسافر جابجا میکنند ۲۶ ایرلاین است، چین با جمعیت میلیاردی ۲ ایرلاین و هند ۳ ایرلاین دارد و ایران با این وضعیت پروازها ۲۴ ایرلاین!
چرا؟ چون سالانه ۱.۲ میلیارد دلار یارانه سوخت پنهان دریافت میکنند
رانت چههـا که با اقتصاد ما نکرد!
چرا؟ چون سالانه ۱.۲ میلیارد دلار یارانه سوخت پنهان دریافت میکنند
رانت چههـا که با اقتصاد ما نکرد!
حداقل ۶۳ هزار میلیارد تومان ، معادل ۸.۵ تن طلا در پلتفرم های آنلاین خرید/فروش طلا خالی فروشی شده.
۶۴ برابر بزرگتر از کوروش کمپانی
۶۴ برابر بزرگتر از کوروش کمپانی
✳️ تولید ناخالص داخلی سرانه کره جنوبی صعودی شد
✅ براساس دادههای گردآوریشده توسط وزارت اقتصاد و دارایی کره جنوبی، بانک کره و مرکز آمار کره، سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور برای سال گذشته، ۳۶۰۲۴ دلار برآورد شده است که ۴۵۴ دلار یا ۱٫۲۸ درصد نسبت به سال گذشته افزایشیافته است.
🔹 براساس تخمینهای صندوق بینالمللی پول، آمار سال ۲۰۲۴ کره جنوبی بیشتر از ژاپن و تایوان است که به ترتیب ۳۲۸۵۹ دلار و ۳۳۲۳۴ دلار بوده است.
🔹 تولید ناخالص داخلی سئول برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ بیش از ۳۰ هزار دلار بود و در سال ۲۰۲۱ به بالاترین رقم ۳۷۵۰۳ دلار رسید و در سال بعد به ۳۴۸۱۰ دلار کاهش یافت.
🔹 متن کامل خبر را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73413
✅ براساس دادههای گردآوریشده توسط وزارت اقتصاد و دارایی کره جنوبی، بانک کره و مرکز آمار کره، سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور برای سال گذشته، ۳۶۰۲۴ دلار برآورد شده است که ۴۵۴ دلار یا ۱٫۲۸ درصد نسبت به سال گذشته افزایشیافته است.
🔹 براساس تخمینهای صندوق بینالمللی پول، آمار سال ۲۰۲۴ کره جنوبی بیشتر از ژاپن و تایوان است که به ترتیب ۳۲۸۵۹ دلار و ۳۳۲۳۴ دلار بوده است.
🔹 تولید ناخالص داخلی سئول برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ بیش از ۳۰ هزار دلار بود و در سال ۲۰۲۱ به بالاترین رقم ۳۷۵۰۳ دلار رسید و در سال بعد به ۳۴۸۱۰ دلار کاهش یافت.
🔹 متن کامل خبر را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73413
otaghiranonline
تولید ناخالص داخلی سرانه کره جنوبی صعودی شد
دادههای روز یکشنبه نشان داد که تولید ناخالص داخلی کره جنوبی به ازای هر نفر در سال گذشته از مرز ۳۶ هزار دلار فراتر رفته است.