🔺یکی از روندهای مهم منابع انسانی که در گزارش شرکت های مشاوره مانند دیلویت، kpmg، shrm، مرسر و ... به آن پرداخته شده، سازمان مهارت محور (skills-based organization) یا مدیریت استعداد مهارت محور است. در یک تعریف ساده سازمان مبتنی بر مهارت، کار را جایگزین وظایف (برای دستیابی به اهداف و نتایج تیمی و سازمانی)، و مهارت را جایگزین مشاغل (در تصمیم گیری های منابع انسانی) نموده است. سه عنصر کلیدی این رویکرد، کاهش الزام مدرک محوری برای فرآیندهای منابع انسانی، تجزیه مشاغل به "کارهایی که باید انجام شود" و ایجاد بازار استعداد داخلی مبتنی بر فناوری است. با این حال، اکثر سازمانها در موقعیتی نیستند که بتوانند به طور کامل چنین چارچوبی را پیاده یا آن را در برای کل کارکنان خود فعال کنند. دلیل این امر این است که ساختارها و فرآیندهای بسیاری از شرکت ها در سمت چپ تصویر قرار دارند.
▪️شرکت های سنتی معمولاً عناوین شغلی محدودی دارند و کارهایی که از افراد خواسته میشود، به احتمال زیاد از وظایف و مسئولیتهای مشخص شده در شرح شغل فراتر نمیرود. کارکنان در این محیط، چشم انداز شغلی و توسعه مهارت های خود را در قالب نردبانی در همان تیم/دپارتمان به سمت بالا می بینند.
◾️ شرکتهای در حال تحول و پیشرو، محیطی انعطافپذیرتر ایجاد کردهاند که مهارتها به عنوان عنصر کلیدی در تفویض کارها مد نظر قرار میگیرد. کارکنان برای توسعه مهارت ها و آینده شغل خود، هم حرکت عمودی و افقی را ارزشمند می دانند، به طوری که آنها توانمند شده و بر سفر شغلی خود تسلط دارند.
◼️ اما شرکت های متمرکز بر آینده، اصول چابکی را در نحوه سازماندهی تیمها و جریان کار براساس مهارتهای خاص خود پذیرفتهاند. این تغییر معمولاً با کمک یک پلتفرم بازار استعداد تسهیل میشود.
نکته مهم در تحول از نقطه اتکای مشاغل به مهارتها در سازمان مهارت محور، درک مهارتها و ارزشگذاری مهارتها بر اساس در دسترس بودن آن ها در بازار، ارتباط و ارزش استراتژیک است. اما دستیابی به این تغییر دشوار است زیرا دنیای کنونی منابع انسانی با مشاغل و تجربه تعریف میشود. پیاده کردن این موضوع در یک سازمان بالغ میتواند دشوار باشد، اما منافع قابل توجه ای دارد.
کانال معماری مدیریت منابع انسانی
▪️شرکت های سنتی معمولاً عناوین شغلی محدودی دارند و کارهایی که از افراد خواسته میشود، به احتمال زیاد از وظایف و مسئولیتهای مشخص شده در شرح شغل فراتر نمیرود. کارکنان در این محیط، چشم انداز شغلی و توسعه مهارت های خود را در قالب نردبانی در همان تیم/دپارتمان به سمت بالا می بینند.
◾️ شرکتهای در حال تحول و پیشرو، محیطی انعطافپذیرتر ایجاد کردهاند که مهارتها به عنوان عنصر کلیدی در تفویض کارها مد نظر قرار میگیرد. کارکنان برای توسعه مهارت ها و آینده شغل خود، هم حرکت عمودی و افقی را ارزشمند می دانند، به طوری که آنها توانمند شده و بر سفر شغلی خود تسلط دارند.
◼️ اما شرکت های متمرکز بر آینده، اصول چابکی را در نحوه سازماندهی تیمها و جریان کار براساس مهارتهای خاص خود پذیرفتهاند. این تغییر معمولاً با کمک یک پلتفرم بازار استعداد تسهیل میشود.
نکته مهم در تحول از نقطه اتکای مشاغل به مهارتها در سازمان مهارت محور، درک مهارتها و ارزشگذاری مهارتها بر اساس در دسترس بودن آن ها در بازار، ارتباط و ارزش استراتژیک است. اما دستیابی به این تغییر دشوار است زیرا دنیای کنونی منابع انسانی با مشاغل و تجربه تعریف میشود. پیاده کردن این موضوع در یک سازمان بالغ میتواند دشوار باشد، اما منافع قابل توجه ای دارد.
کانال معماری مدیریت منابع انسانی
✳️ حدود 3 میلیون ایرانی در سطح شدید محرومیت به سر میبرند.
75 درصد کشور منطقه محروم هستند .
رشد 80 درصدی اعتبارات محرومیتزدایی در لایحه بودجه 1404
✅ مرکز پژوهشهای مجلس، در گزارشی به بررسی اعتبارات محرومیتزدایی در لایحه بودجه سال آینده نوشته است: با وجود پیشرفت برنامههای کاهش محرومیت در چهار دهه گذشته، این اقدامات بهصورت متوازن و متناسب با شرایط مناطق مختلف انجام نگرفته و همچنان برخی مناطق با محرومیت شدید مواجهاند.
🔹در این گزارش آمده است: در لایحه بودجه، ۱۶۵ هزار میلیارد تومان برای محرومیتزدایی در نظر گرفته شده که نسبت به قانون بودجه ۱۴۰۳ رشد حدود ۸۰ درصدی داشته است.
🔹 بر اساس آخرین فهرست رسمی مناطق محروم کشور (مصوب سال ۱۳۸۸)، ۷۵ درصد از پهنه جغرافیایی کشور بهعنوان مناطق محروم شناسایی شده است. در حال حاضر حدود ۳ درصد یعنی 3 میلیون از جمعیت کشور همچنان در سطح شدیدی از محرومیت به سر میبرند.
🔹گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73610
https://t.me/ExecutiveManagement
75 درصد کشور منطقه محروم هستند .
رشد 80 درصدی اعتبارات محرومیتزدایی در لایحه بودجه 1404
✅ مرکز پژوهشهای مجلس، در گزارشی به بررسی اعتبارات محرومیتزدایی در لایحه بودجه سال آینده نوشته است: با وجود پیشرفت برنامههای کاهش محرومیت در چهار دهه گذشته، این اقدامات بهصورت متوازن و متناسب با شرایط مناطق مختلف انجام نگرفته و همچنان برخی مناطق با محرومیت شدید مواجهاند.
🔹در این گزارش آمده است: در لایحه بودجه، ۱۶۵ هزار میلیارد تومان برای محرومیتزدایی در نظر گرفته شده که نسبت به قانون بودجه ۱۴۰۳ رشد حدود ۸۰ درصدی داشته است.
🔹 بر اساس آخرین فهرست رسمی مناطق محروم کشور (مصوب سال ۱۳۸۸)، ۷۵ درصد از پهنه جغرافیایی کشور بهعنوان مناطق محروم شناسایی شده است. در حال حاضر حدود ۳ درصد یعنی 3 میلیون از جمعیت کشور همچنان در سطح شدیدی از محرومیت به سر میبرند.
🔹گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73610
https://t.me/ExecutiveManagement
otaghiranonline
حدود 3 میلیون ایرانی در سطح شدید محرومیت به سر میبرند | 75 درصد کشور منطقه محروم هستند | رشد 80 درصدی اعتبارات محرومیتزدایی در…
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد سه درصد جمعیت ایران، معادل دو میلیون و 748 هزار نفر در سطح شدید محرومیت به سر میبرند.
441a3cf3-c1b0-4a92-93e2-dbb893bf7051.pdf
4.8 MB
✳️ سندپژوهشی
توسعه هوش مصنوعی (۳): ارائه تصویری از توسعه هوش مصنوعی در سطح جهان و ایران
پژوهانه،پایگاه نشر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
توسعه هوش مصنوعی (۳): ارائه تصویری از توسعه هوش مصنوعی در سطح جهان و ایران
پژوهانه،پایگاه نشر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
✳️ رفع تحریمها و توسعه زیرساختها پیشنیاز استفاده از قدرت اقتصاد جهانی
✅ مرکز پژوهشهای اتاق ایران گزارشی با عنوان «روندهای متحول کننده قدرت اقتصاد در جهان تا افق 2030 و تاثیرات آن بر ایران» منتشر کرد.
🔹این گزارش به بررسی تغییرات اساسی در توزیع قدرت اقتصادی جهانی تا سال ۲۰۳۰ و پیامدهای آن برای ایران میپردازد.
🔹بر اساس این گزارش، ایران با موقعیت استراتژیک خود و منابع طبیعی غنی، پتانسیل بالایی برای رشد اقتصادی دارد. با این حال، تحریمهای اقتصادی، وابستگی به نفت و گاز، و ناکارآمدی نهادها، چالشهای عمدهای را ایجاد کردهاند.
🔹فرصتهایی مانند افزایش تقاضا برای انرژی در آسیا و امکان همکاریهای منطقهای با کشورهایی مانند چین و هند میتواند به تقویت اقتصاد ایران کمک کند.
🔹برای بهرهبرداری از این فرصتها، ایران نیازمند رفع تحریمها، تنوعبخشی اقتصاد، توسعه زیرساختها و پیشرفت فناورانه است.
🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73609
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مرکز پژوهشهای اتاق ایران گزارشی با عنوان «روندهای متحول کننده قدرت اقتصاد در جهان تا افق 2030 و تاثیرات آن بر ایران» منتشر کرد.
🔹این گزارش به بررسی تغییرات اساسی در توزیع قدرت اقتصادی جهانی تا سال ۲۰۳۰ و پیامدهای آن برای ایران میپردازد.
🔹بر اساس این گزارش، ایران با موقعیت استراتژیک خود و منابع طبیعی غنی، پتانسیل بالایی برای رشد اقتصادی دارد. با این حال، تحریمهای اقتصادی، وابستگی به نفت و گاز، و ناکارآمدی نهادها، چالشهای عمدهای را ایجاد کردهاند.
🔹فرصتهایی مانند افزایش تقاضا برای انرژی در آسیا و امکان همکاریهای منطقهای با کشورهایی مانند چین و هند میتواند به تقویت اقتصاد ایران کمک کند.
🔹برای بهرهبرداری از این فرصتها، ایران نیازمند رفع تحریمها، تنوعبخشی اقتصاد، توسعه زیرساختها و پیشرفت فناورانه است.
🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73609
https://t.me/ExecutiveManagement
otaghiranonline
رفع تحریمها و توسعه زیرساختها پیشنیاز استفاده از قدرت اقتصاد جهانی
مرکز پژوهشهای اتاق ایران تغییرات در توزیع قدرت اقتصاد جهانی و پیامدهای آن برای ایران را بررسی کرده. برای بهرهبرداری از این فرصتها، ایران نیازمند رفع تحریمها، تنوعبخشی اقتصاد، توسعه زیرساختها و پیشرفت فناورانه است.
👆 گزارش کارشناسی
| مرکز پژوهش های مجلس با بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ منتشر کرد؛
▪︎رشد ۷۰ درصدی منابع و مصارف شرکت های دولتی
🔻دفتر مطالعات بخش عمومی این مرکز در گزارشی با عنوان «بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور (۶): بودجه شرکتهای دولتی» اعلام کرده است که منابع و مصارف شرکتهای دولتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، حدود ۷۰ درصد نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳ رشد داشته است.
| مرکز پژوهش های مجلس با بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ منتشر کرد؛
▪︎رشد ۷۰ درصدی منابع و مصارف شرکت های دولتی
🔻دفتر مطالعات بخش عمومی این مرکز در گزارشی با عنوان «بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور (۶): بودجه شرکتهای دولتی» اعلام کرده است که منابع و مصارف شرکتهای دولتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، حدود ۷۰ درصد نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳ رشد داشته است.
در ادامه این گزارش با بیان اینکه در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، سود سهام شرکتهای دولتی رقم ۱۰۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفتهشده که نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، بیش از ۶۶ درصد رشد داشته است آمده که بخش قابل توجهی از افزایش ۴۰ هزار میلیارد تومانی سود شرکتهای دولتی مربوط به افزایش سود بانک مرکزی است که از رقم ۱۴ هزار میلیارد در قانون بودجه سال ۱۴۰۳ به رقم ۴۰ هزار میلیارد در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ رسیده است.
مرکز پژوهش های مجلس در ادامه به تشریح این افزایش پرداخته و نوشته که دلایل عمومی رشد ۷۰ درصدی بودجه شرکتها عبارت است از تورم (اثرگذاری بر هزینه مواد اولیه و نهادههای تولید)، رشد نرخ ارز و رشد حقوق و دستمزد که در این گزارش به آن اشاره شده است.
▪︎در توضیح عوامل اختصاصی هم بیان شده که لیکن برخی دلایل اختصاصی دیگر نیز در این زمینه وجود دارد از جمله تغییر مبانی محاسبه درآمدها و هزینهها و همچنین تغییر مدل مالی فعالیت برخی از شرکتهای دولتی. شایانذکر است که شرکتهای بزرگ عمدتاً رشد پایینتر از رشد کل (۷۰ درصد) را تجربه کردهاند.
بخش یافته های کلیدی این گزارش دارای اطلاعات و آمار جالب توجهی است. در توضیح این اطلاعات در این گزارش آمده که تعداد شرکتهای سودده و سربهسر در پیوست ۳ لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ برابر با ۳۲۸ شرکت و تعداد شرکتهای زیانده ۱۵ شرکت است. نکتهای که در این خصوص وجود دارد بالا بودن تعداد شرکتهای زیانده در عمل است (حدود ۱۵۶ شرکت در عملکرد ششماهه سال ۱۴۰۳). واضح است که درج شرکتهای زیانده بهعنوان شرکتهای سودده و سربهسر، باعث کاهش شفافیت بودجه و غیر واقعی شدن آن میشود.
▪︎در این بخش ذکر شده که درآمد شرکتهای دولتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، رشد ۶۷ درصدی داشته است. هزینه شرکتهای دولتی نیز در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، رشد ۷۰ درصدی داشته است.✳️ ابزارهای بقا در اقتصاد مدرن
✅ تصور کنید وارد یک بازی شدهاید. هر بار سکهای میاندازید و اگر برنده شوید، سرمایه شما ۵۰درصد افزایش مییابد؛ اما اگر ببازید، ۴۰درصد از سرمایهتان از دست میرود.
▪️ این بازی در نگاه اول جذاب به نظر میرسد؛ چراکه میانگین بازدهی مثبت است. اما چیزی که در ابتدا امیدوارکننده به نظر میرسد، بهسرعت به فاجعه تبدیل میشود؛ اگر این بازی را بارها و بارها ادامه دهید، سرمایه شما به صفر میل خواهد کرد.
▪️ این تناقض به یکی از اصول کلیدی اقتصاد ارگودیسیتی (Ergodicity Economics) اشاره دارد. در فرآیندهایی که نتایج آنها به مرور زمان انباشته میشوند، میانگین بازدهی دیگر معیار مناسبی برای تصمیمگیری نیست. آنچه اهمیت دارد، رفتار سیستم در مسیر واقعی آن است، نه تحلیل انتزاعی میانگین. یعنی پایداری در طول زمان و تضمین بقا شرط اول موفقیت در هر بازی اقتصادی است.
▪️ برای بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) که معمولا با منابع محدود و آسیبپذیریهای زیاد دستوپنجه نرم میکنند، این اصل حیاتی است.
▪️ تصمیماتی که ممکن است در کوتاهمدت سودآور به نظر برسند، اگر ریسکهای تجمعی آنها نادیده گرفته شود، میتوانند بقای بنگاه را در بلندمدت به خطر بیندازند.
▪️ در چنین شرایطی، اولویت اول هر بنگاه باید اجتناب از شکستهای مهلک و حفظ امکان رشد تدریجی باشد.
▪️ اما بقا بهتنهایی کافی نیست. اقتصاد مدرن، یک سیستم پیچیده و دائما در حال تغییر است که در آن، بنگاهها و بازیگران مختلف در فرآیندی به نام همفرگشتی (Co-evolution) شرکت میکنند.
▪️ در این فرآیند، هر تغییر در رفتار یک بازیگر میتواند محیط را تغییر دهد و محیط نیز بهنوبه خود بر تصمیمات و مسیر بازیگران دیگر تاثیر میگذارد.
▪️ این چرخه پویا، نهتنها بنگاهها را ملزم به انطباق مداوم میکند، بلکه آنها را وادار میسازد که با سرعت تغییرات محیط هماهنگ شوند.
▪️ برای مشارکت موثر در این فرآیند، بنگاهها باید دو قابلیت حیاتی داشته باشند: اول، توانایی زنده ماندن در طول زمان از طریق مدیریت ریسکهای تجمعی و دوم، توانایی تصمیمگیری سریع و موثر برای همگام شدن با سرعت تغییرات.
✍️شهریار اخوان
گروه اقتصاد و مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagemen
✅ تصور کنید وارد یک بازی شدهاید. هر بار سکهای میاندازید و اگر برنده شوید، سرمایه شما ۵۰درصد افزایش مییابد؛ اما اگر ببازید، ۴۰درصد از سرمایهتان از دست میرود.
▪️ این بازی در نگاه اول جذاب به نظر میرسد؛ چراکه میانگین بازدهی مثبت است. اما چیزی که در ابتدا امیدوارکننده به نظر میرسد، بهسرعت به فاجعه تبدیل میشود؛ اگر این بازی را بارها و بارها ادامه دهید، سرمایه شما به صفر میل خواهد کرد.
▪️ این تناقض به یکی از اصول کلیدی اقتصاد ارگودیسیتی (Ergodicity Economics) اشاره دارد. در فرآیندهایی که نتایج آنها به مرور زمان انباشته میشوند، میانگین بازدهی دیگر معیار مناسبی برای تصمیمگیری نیست. آنچه اهمیت دارد، رفتار سیستم در مسیر واقعی آن است، نه تحلیل انتزاعی میانگین. یعنی پایداری در طول زمان و تضمین بقا شرط اول موفقیت در هر بازی اقتصادی است.
▪️ برای بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) که معمولا با منابع محدود و آسیبپذیریهای زیاد دستوپنجه نرم میکنند، این اصل حیاتی است.
▪️ تصمیماتی که ممکن است در کوتاهمدت سودآور به نظر برسند، اگر ریسکهای تجمعی آنها نادیده گرفته شود، میتوانند بقای بنگاه را در بلندمدت به خطر بیندازند.
▪️ در چنین شرایطی، اولویت اول هر بنگاه باید اجتناب از شکستهای مهلک و حفظ امکان رشد تدریجی باشد.
▪️ اما بقا بهتنهایی کافی نیست. اقتصاد مدرن، یک سیستم پیچیده و دائما در حال تغییر است که در آن، بنگاهها و بازیگران مختلف در فرآیندی به نام همفرگشتی (Co-evolution) شرکت میکنند.
▪️ در این فرآیند، هر تغییر در رفتار یک بازیگر میتواند محیط را تغییر دهد و محیط نیز بهنوبه خود بر تصمیمات و مسیر بازیگران دیگر تاثیر میگذارد.
▪️ این چرخه پویا، نهتنها بنگاهها را ملزم به انطباق مداوم میکند، بلکه آنها را وادار میسازد که با سرعت تغییرات محیط هماهنگ شوند.
▪️ برای مشارکت موثر در این فرآیند، بنگاهها باید دو قابلیت حیاتی داشته باشند: اول، توانایی زنده ماندن در طول زمان از طریق مدیریت ریسکهای تجمعی و دوم، توانایی تصمیمگیری سریع و موثر برای همگام شدن با سرعت تغییرات.
✍️شهریار اخوان
گروه اقتصاد و مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagemen
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ۲۵ خانواده پیدا و صدها خانواده ثروتمند پنهان جهان دنیا به کام چه کسانی است؟
✅ فهرست جدید بلومبرگ درباره ثروتمندترین خانوادههای جهان:
🔹اول؛ خانواده والتون (آمریکا) با ثروت 432میلیارد دلاری و در کار خردهفروشی.
🔹دوم؛ خانواده آلنهیان (امارات متحده عربی) با ثروت 324میلیارد دلاری از نفت، املاک و مستغلات.
🔹سوم؛ خانواده آلثانی (قطر) با ثروت 173میلیارد دلاری از نفت و گاز و سایر سرمایهگذاریهای پرسود.
🔹چهارم؛ خانواده هرمس (فرانسه) با ثروت 171میلیارد دلاری از دنیای مُد.
🔹پنجم؛ خانواده کوخ (آمریکا) با ثروت 173میلیارد دلاری از انرژی، مواد شیمیایی، معادن و تجارت.
🔹ششم؛ خانواده آلسعود (عربستانسعودی) با ثروت 140میلیارد دلاری از نفت.
🔹هفتم؛ خانواده مارس (آمریکا) با ثروت 134میلیارد دلاری از شکلات و غذای حیوانات خانگی.
🔹هشتم؛ خانواده آمبانی (هندوستان) با ثروت 100میلیارد دلاری از پتروشیمی.
🔹نهم؛ خانواده ورتیمر (آمریکا) با ثروت 88میلیارد دلاری از کالاهای لوکس.
🔹دهم؛ خانواده تامسون (کانادا) با ثروت 88میلیارد دلاری از دنیای رسانه.
🔺با ادامه این لیست تا رده ۲۵ وضعیت چنین است: آمریکا ۵خانواده (فاینانس، صنایع و رسانه)، آلمان ۳خانواده (خردهفروشی، داروسازی و خودروی بی.ام.دبلیو)، سوئیس (داروسازی)، بلژیک (نوشیدنی)، هندوستان (متنوع)، تایلند (متنوع)، اندونزی (فاینانس)، اسرائیل (صنایع) و ایتالیا (شکلات و شیرینی) هر کدام یک خانواده. در مجموع، ۲۵خانواده مورد اشاره این لیست، ثروتی معادل 2تریلیون و 500میلیارد دلار در اختیار دارند و احتمالا گذر ایام بیشتر به کام آنهاست!
🔺پراکندگی جغرافیایی ثروتمندترین خانوادههای جهان نشان میدهد که میتوان یک الگوی تقسیمبندی قارهای-منطقهای را ترسیم کرد: اول آمریکا، دوم سهکشور عربی حاشیه خلیجفارس، سوم اروپا، چهارم چند کشور شرق آسیا.
🔺ثروت عظیم خانوادههای آمریکایی، اروپایی و شرق آسیا، غالبا حاصل و دستاورد یک ثروت دیرینه مبتنی بر تولید، تجارت و تلاش چند نسل از یک خانواده است و اصل انسجام و شراکت در مالکیت حفظ شده است، اما دستکم درباره قطر، امارات و عربستان، چنین وضعیتی وجود ندارد و خانواده، نه از راه تلاش خانوادگی و تجارت، بلکه از راه انباشت منابع ملی متعلق به مردم، در لیست ثروتمندان جای گرفته است. دنیای اقتصاد
✅ فهرست جدید بلومبرگ درباره ثروتمندترین خانوادههای جهان:
🔹اول؛ خانواده والتون (آمریکا) با ثروت 432میلیارد دلاری و در کار خردهفروشی.
🔹دوم؛ خانواده آلنهیان (امارات متحده عربی) با ثروت 324میلیارد دلاری از نفت، املاک و مستغلات.
🔹سوم؛ خانواده آلثانی (قطر) با ثروت 173میلیارد دلاری از نفت و گاز و سایر سرمایهگذاریهای پرسود.
🔹چهارم؛ خانواده هرمس (فرانسه) با ثروت 171میلیارد دلاری از دنیای مُد.
🔹پنجم؛ خانواده کوخ (آمریکا) با ثروت 173میلیارد دلاری از انرژی، مواد شیمیایی، معادن و تجارت.
🔹ششم؛ خانواده آلسعود (عربستانسعودی) با ثروت 140میلیارد دلاری از نفت.
🔹هفتم؛ خانواده مارس (آمریکا) با ثروت 134میلیارد دلاری از شکلات و غذای حیوانات خانگی.
🔹هشتم؛ خانواده آمبانی (هندوستان) با ثروت 100میلیارد دلاری از پتروشیمی.
🔹نهم؛ خانواده ورتیمر (آمریکا) با ثروت 88میلیارد دلاری از کالاهای لوکس.
🔹دهم؛ خانواده تامسون (کانادا) با ثروت 88میلیارد دلاری از دنیای رسانه.
🔺با ادامه این لیست تا رده ۲۵ وضعیت چنین است: آمریکا ۵خانواده (فاینانس، صنایع و رسانه)، آلمان ۳خانواده (خردهفروشی، داروسازی و خودروی بی.ام.دبلیو)، سوئیس (داروسازی)، بلژیک (نوشیدنی)، هندوستان (متنوع)، تایلند (متنوع)، اندونزی (فاینانس)، اسرائیل (صنایع) و ایتالیا (شکلات و شیرینی) هر کدام یک خانواده. در مجموع، ۲۵خانواده مورد اشاره این لیست، ثروتی معادل 2تریلیون و 500میلیارد دلار در اختیار دارند و احتمالا گذر ایام بیشتر به کام آنهاست!
🔺پراکندگی جغرافیایی ثروتمندترین خانوادههای جهان نشان میدهد که میتوان یک الگوی تقسیمبندی قارهای-منطقهای را ترسیم کرد: اول آمریکا، دوم سهکشور عربی حاشیه خلیجفارس، سوم اروپا، چهارم چند کشور شرق آسیا.
🔺ثروت عظیم خانوادههای آمریکایی، اروپایی و شرق آسیا، غالبا حاصل و دستاورد یک ثروت دیرینه مبتنی بر تولید، تجارت و تلاش چند نسل از یک خانواده است و اصل انسجام و شراکت در مالکیت حفظ شده است، اما دستکم درباره قطر، امارات و عربستان، چنین وضعیتی وجود ندارد و خانواده، نه از راه تلاش خانوادگی و تجارت، بلکه از راه انباشت منابع ملی متعلق به مردم، در لیست ثروتمندان جای گرفته است. دنیای اقتصاد
👍1👌1
✳️ آینده وهوش مصنوعی/سلامت
✍ايلان ماسك
✅ در آیندهی هوش انسان در هوش مصنوعي مخلوط و ادغام مي شود در حالي كه هوش إنساني تنها ١ درصد از اين مجموعه هوش را تشكيل مي دهد ولي ٩٩ درصد، هوش ديجيتال است.
▪︎ادغام آینده:
ما فقط از هوش مصنوعی استفاده نخواهیم کرد، بلکه با آن ادغام خواهیم شد. واسطهای عصبی مغز ما را به فضای ابری متصل خواهند کرد و دسترسی آنی به دانش پزشکی، پشتیبانی تصمیمگیری و حتی بهبود شناختی توسط هوش مصنوعی برای پزشکان را فراهم خواهند ساخت.
▪︎تأثیر بر سلامت: تشخیصهای مبتنی بر هوش مصنوعی، جراحیهای رباتیک و تحلیلهای پیشبینیکننده فراتر از تواناییهای انسانی خواهند رفت و به درمانهای سریعتر، دقیقتر و شخصیسازیشده منجر خواهند شد. پزشکان از ارائهدهندگان مستقیم درمان به تصمیمگیرندگان مجهز به هوش مصنوعی تبدیل خواهند شد
🔺نتیجهگیری:
آیندهی سلامت فقط دیجیتال نخواهد بود، بلکه ترکیبی از تخصص انسانی و دقت هوش مصنوعی خواهد شد و پزشکی را بهطور بنیادی دگرگون خواهد کرد.
✍سم آلتمن:
هوش مصنوعی در حال تحول مراقبتهای سلامت است!
▪︎سم آلتمن میگوید که عوامل هوش مصنوعی بهزودی وظایفی را که مهندسان نرمافزار سطح ابتدایی انجام میدهند، بر عهده خواهند گرفت—و حوزه سلامت نیز از این تغییر مستثنی نخواهد بود!
۱- هوش مصنوعی وظایف روتین را انجام خواهد داد:
- در مراقبتهای بهداشتی: هوش مصنوعی در مستندسازی پزشکی، کدگذاری بیمهای و تشخیصهای اولیه کمک خواهد کرد.
۲. عوامل هوش مصنوعی بهعنوان همکاران مجازی:
• در سلامت: دستیارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به پزشکان، پرستاران و محققان در تصمیمگیری کمک میکنند.
۳. جایگزین کامل نیروی انسانی نخواهد شد :
• در پزشکی: هوش مصنوعی جایگزین پزشکان نخواهد شد، اما در تشخیص بیماری، برنامهریزی درمان و جراحیهای رباتیک نقش مهمی خواهد داشت.
۴. تغییر و تحول در بازار کار:
• در پزشکی: نقشهای اداری ممکن است کاهش پیدا کنند، اما متخصصان هوش مصنوعی در تصویربرداری پزشکی و تجزیه و تحلیل دادهها مورد نیاز خواهند بود.
۵. آیندهای که خیلی دور نیست!؛
• در پزشکی: هوش مصنوعی در حال حاضر در رادیولوژی، آسیبشناسی و پزشکی شخصیسازیشده تحولی عظیم ایجاد کرده است.
■از کدنویسی تا تشخیص بیماریها، هوش مصنوعی در حال تغییر جهان است! آیا آمادهایم؟
✍ايلان ماسك
✅ در آیندهی هوش انسان در هوش مصنوعي مخلوط و ادغام مي شود در حالي كه هوش إنساني تنها ١ درصد از اين مجموعه هوش را تشكيل مي دهد ولي ٩٩ درصد، هوش ديجيتال است.
▪︎ادغام آینده:
ما فقط از هوش مصنوعی استفاده نخواهیم کرد، بلکه با آن ادغام خواهیم شد. واسطهای عصبی مغز ما را به فضای ابری متصل خواهند کرد و دسترسی آنی به دانش پزشکی، پشتیبانی تصمیمگیری و حتی بهبود شناختی توسط هوش مصنوعی برای پزشکان را فراهم خواهند ساخت.
▪︎تأثیر بر سلامت: تشخیصهای مبتنی بر هوش مصنوعی، جراحیهای رباتیک و تحلیلهای پیشبینیکننده فراتر از تواناییهای انسانی خواهند رفت و به درمانهای سریعتر، دقیقتر و شخصیسازیشده منجر خواهند شد. پزشکان از ارائهدهندگان مستقیم درمان به تصمیمگیرندگان مجهز به هوش مصنوعی تبدیل خواهند شد
🔺نتیجهگیری:
آیندهی سلامت فقط دیجیتال نخواهد بود، بلکه ترکیبی از تخصص انسانی و دقت هوش مصنوعی خواهد شد و پزشکی را بهطور بنیادی دگرگون خواهد کرد.
✍سم آلتمن:
هوش مصنوعی در حال تحول مراقبتهای سلامت است!
▪︎سم آلتمن میگوید که عوامل هوش مصنوعی بهزودی وظایفی را که مهندسان نرمافزار سطح ابتدایی انجام میدهند، بر عهده خواهند گرفت—و حوزه سلامت نیز از این تغییر مستثنی نخواهد بود!
۱- هوش مصنوعی وظایف روتین را انجام خواهد داد:
- در مراقبتهای بهداشتی: هوش مصنوعی در مستندسازی پزشکی، کدگذاری بیمهای و تشخیصهای اولیه کمک خواهد کرد.
۲. عوامل هوش مصنوعی بهعنوان همکاران مجازی:
• در سلامت: دستیارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به پزشکان، پرستاران و محققان در تصمیمگیری کمک میکنند.
۳. جایگزین کامل نیروی انسانی نخواهد شد :
• در پزشکی: هوش مصنوعی جایگزین پزشکان نخواهد شد، اما در تشخیص بیماری، برنامهریزی درمان و جراحیهای رباتیک نقش مهمی خواهد داشت.
۴. تغییر و تحول در بازار کار:
• در پزشکی: نقشهای اداری ممکن است کاهش پیدا کنند، اما متخصصان هوش مصنوعی در تصویربرداری پزشکی و تجزیه و تحلیل دادهها مورد نیاز خواهند بود.
۵. آیندهای که خیلی دور نیست!؛
• در پزشکی: هوش مصنوعی در حال حاضر در رادیولوژی، آسیبشناسی و پزشکی شخصیسازیشده تحولی عظیم ایجاد کرده است.
■از کدنویسی تا تشخیص بیماریها، هوش مصنوعی در حال تغییر جهان است! آیا آمادهایم؟
✳️ سازمان ها/شرکت ها/کسب وکارها و تصورات اشتباه از بازی های خطی قدیمی!
استراتژی ورویکردهای منقضی شده وزمین بازی سوخته شده
✅ مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر می برد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانهای رسیدند...
هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد...
الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود.
روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند وبه همان رود رسیدند...الاغ با بخاطر داشتن اتفاق دیروز خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبک تر کرد.
مرد که بسیار ناراحت شده بود با خود گفت:
اینطوری نمیشود. باید به جای نمک چیز دیگری برای فروش به شهر ببرم.
فردای آن روز مرد مقدارزیادی پشم بار الاغ کرد...هنگام گذشتن از رودخانه الاغ بار دیگر خود را به آب انداخت.. اما وقتی بلند شد مجبور شد باری چند برابر قبل را تا شهر حمل کند.
🔺نتیجه: بسیاری از مشکلات ما در زندگی شخصی وشغلی ناشی از این است که دیر متوجه تغییرات میشویم و با استراتژی ها /الگوها/رویکردهای قدیمی به استقبال شرایط جدید میرویم.
رویکردهایی که دیروز عامل موفقیت ما بود ،معلوم نیست که امروز هم عامل موفقیت باشد!
📌پ.ن: من در مورد تغییر استراتژی/رویکردهای های کسب وکار حرف می زنم !
نه الاغ و پشم
https://t.me/ExecutiveManagement
استراتژی ورویکردهای منقضی شده وزمین بازی سوخته شده
✅ مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر می برد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانهای رسیدند...
هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد...
الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود.
روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند وبه همان رود رسیدند...الاغ با بخاطر داشتن اتفاق دیروز خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبک تر کرد.
مرد که بسیار ناراحت شده بود با خود گفت:
اینطوری نمیشود. باید به جای نمک چیز دیگری برای فروش به شهر ببرم.
فردای آن روز مرد مقدارزیادی پشم بار الاغ کرد...هنگام گذشتن از رودخانه الاغ بار دیگر خود را به آب انداخت.. اما وقتی بلند شد مجبور شد باری چند برابر قبل را تا شهر حمل کند.
🔺نتیجه: بسیاری از مشکلات ما در زندگی شخصی وشغلی ناشی از این است که دیر متوجه تغییرات میشویم و با استراتژی ها /الگوها/رویکردهای قدیمی به استقبال شرایط جدید میرویم.
رویکردهایی که دیروز عامل موفقیت ما بود ،معلوم نیست که امروز هم عامل موفقیت باشد!
📌پ.ن: من در مورد تغییر استراتژی/رویکردهای های کسب وکار حرف می زنم !
نه الاغ و پشم
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ در مسیــر فقر مطلق
🖊 جامعهشناسان میگویند در آینده فقر بهصورت عادلانه بین تمام ایرانیان تقسیم خواهد شد.جامعه به سمت فقر مطلق پیش میرود؛ فقری که به درآمد و امکانات و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی گره خورده است.پژوهشگران اجتماعی دور هم جمع شدند تا درباره آینده اجتماعی ایران در مواجهه با فقر و نابرابری بحث کنند. آنها اعلام کردند که یکسوم جمعیت کشور با فقر مطلق دستوپنجه نرم میکند. بخشی از گروههای اجتماعی درگیر گرسنگیاند. بخشی دیگر شکاف طبقاتی و ناامنی را تجربه میکنند که درنهایت تبدیل به اعتراضات خیابانی شده و در آینده با تکرار سیاستهای شکستخورده قبلی، تاریخ جدیدی از اعتراضات ثبت خواهد شد.
یک سوم خانوارهای ایرانی با فقر مطلق مواجه اند
✍️مقصود فراستخواه، جامعهشناس:
نمیتوان فقر را با عدد و رقم بیان کرد چراکه به مصاحبه و توصیف عمیق نیاز دارد، گفت: «تنها میتوان سطحیترین لایههای فقر را با عدد و رقم توصیف کرد. براساس تحقیقاتی که داشتم، یکسوم خانوارهای ایرانی حداقل بهنوعی با خط فقر مطلق مواجهاند. البته اینها مربوط به افراد زیر خط فقر نیست. ما با گروهی مواجهایم که گرسنگی میکشند و با کمترین میزان کالری زندگی میگذرانند. در شاخص گرسنگی جهانی، در سال گذشته ایران جزو 10 کشور با گرسنگی پایین بود. درحالیکه گزارشهای میدانی نشان میدهد که در کشور میلیونها نفر با گرسنگی زندگی میکنند.»
📌توزیع عادلانه فقر
✍️زهرا کاویانی، پژوهشگر اقتصادی:
فقر یک پدیده بینرشتهای و متغیری است که زاده سیاستهای اقتصادی است: «یعنی آنچه فقر را ایجاد میکند، سیاستهای اقتصادی است که فقر را میآورد اما پیامدهای اجتماعی دارد، وقتی کلان روندها را نگاه میکنید، همزمان که اقتصادها رشد میکنند، تولید ناخالص داخلی سرانهشان بالا میرود و فقر هم در آنها کاهش مییابد.
در تمام کشورهای ثروتمند که بالاترین درآمد سرانه را داریم، همچنان فقر دیده میشود، ما کشوری با نرخ فقر صفر نداریم. در تمام کشورها زمانی که رشد اقتصادی رخ میدهد، یک عده از افرادی هستند که از رشد اقتصادی باز میمانند، اینها افرادی هستند که دولتها در قبالشان مسئول هستند.
باید سیاستهای حمایتی برایشان داشته باشند. اینها فقیر هستند. اینکه چه چیزی فقر را بهوجود میآورد، چه اقتصادی فقرزاست و چه سیاستهایی فقرزداست؟ باید به کارکردهای اقتصادی توجه کرد.»
📌فقیرتر شدن مردم از سال ۹۱
«اگر روند فقر در کشور را بررسی کنیم متوجه میشویم که پایینترین نرخ فقر در ایران، مربوط به سالهای 80 تا 85 است. بعد از آن سالها، یعنی از سال 85، روند فزاینده فقر در کشور شروع شد که 15 درصد بود. یعنی 15 درصد جمعیت کشور زیرخط فقر قرار داشتند. این خط فقری که به آن اشاره میکنم، نتیجه مطالعهای است که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شروع و توسط وزارت رفاه منتشر شد و بهعنوان خط فقر کشور در سالهای 99 و 1400 شناخته شد.»
📌ارتباط درآمد و فقر
✍️ناهید سرداری، جامعهشناس:
«باید فقر را در جامعه هدایت و برای کاهش آن اقدام کرد. از فقر تعاریف مختلفی میشود که دو بُعد دارد؛ فقر نسبی و مطلق. فقر مطلق به درآمد و ناتوانی در تامین حداقل استانداردهای زندگی گفته میشود، اما فقر نسبی به ناتوانی افراد در دسترسی به یکسری از امکانات گفته میشود. یعنی امکاناتی که جامعه بهعنوان وضعیت مطلوب میشناسد. باتوجه به این تعریف، فقر و نابرابری با هم مساوی است. یکی از شاخصهایی که فقر را با آن مقایسه میکنند، پایین بودن درآمد است.»
فقر دو رویکرد دارد؛ فقر درآمدی و فقر قابلیتی. فقر درآمدی تکبعدی است، اما فقر قابلیتی شاخصهای اجتماعی و انسانی را بررسی میکند که قابل مشاهده هم نیست: «درآمد را بهعنوان وسیلهای برای دسترسی به امکانات میشناسند، به همین دلیل فقر را با پایینبودن درآمد یکی میداند که شکاف طبقاتی ایجاد میکند و منتهی به اعتراضات خیابانی میشود. همچنین مردم احساس ناامنی میکنند.»
📌با فقر آماری مواجهایم
✍️فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر روابط کار:
«هنوز نمیدانیم چند میلیون کارگر در کشور داریم، نمیدانیم چند میلیون بیمهشده هستند، هرچه هستند، آمار جمعیتی است. در کشور سیاست ندادن آمارها و عقیمبودن آنها پیاده میشود. ما نمیدانیم باید درباره چه جمعیتی حرف بزنیم. در سازمان تامین اجتماعی آمار بیمهشدهها را داریم اما نمیدانیم از این تعداد چند نفر کارگر هستند.
نمیدانیم تحصیلاتشان چقدر است، در جلسات شورایعالی دستمزد، عدد و آمارهای اعلامشده قابل اتکا نیستند؛ چرا که همه تخمینزده شدهاند.
سازمان پزشکی قانونی، اعلام کرد که در سال گذشته روزانه 5 تا 6 نفر در روز بهدلیل حوادث کار، جانشان را از دست دادهاند، اما وزارت کار این تعداد را یک تا دو نفر اعلام کرده است.»
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🖊 جامعهشناسان میگویند در آینده فقر بهصورت عادلانه بین تمام ایرانیان تقسیم خواهد شد.جامعه به سمت فقر مطلق پیش میرود؛ فقری که به درآمد و امکانات و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی گره خورده است.پژوهشگران اجتماعی دور هم جمع شدند تا درباره آینده اجتماعی ایران در مواجهه با فقر و نابرابری بحث کنند. آنها اعلام کردند که یکسوم جمعیت کشور با فقر مطلق دستوپنجه نرم میکند. بخشی از گروههای اجتماعی درگیر گرسنگیاند. بخشی دیگر شکاف طبقاتی و ناامنی را تجربه میکنند که درنهایت تبدیل به اعتراضات خیابانی شده و در آینده با تکرار سیاستهای شکستخورده قبلی، تاریخ جدیدی از اعتراضات ثبت خواهد شد.
یک سوم خانوارهای ایرانی با فقر مطلق مواجه اند
✍️مقصود فراستخواه، جامعهشناس:
نمیتوان فقر را با عدد و رقم بیان کرد چراکه به مصاحبه و توصیف عمیق نیاز دارد، گفت: «تنها میتوان سطحیترین لایههای فقر را با عدد و رقم توصیف کرد. براساس تحقیقاتی که داشتم، یکسوم خانوارهای ایرانی حداقل بهنوعی با خط فقر مطلق مواجهاند. البته اینها مربوط به افراد زیر خط فقر نیست. ما با گروهی مواجهایم که گرسنگی میکشند و با کمترین میزان کالری زندگی میگذرانند. در شاخص گرسنگی جهانی، در سال گذشته ایران جزو 10 کشور با گرسنگی پایین بود. درحالیکه گزارشهای میدانی نشان میدهد که در کشور میلیونها نفر با گرسنگی زندگی میکنند.»
📌توزیع عادلانه فقر
✍️زهرا کاویانی، پژوهشگر اقتصادی:
فقر یک پدیده بینرشتهای و متغیری است که زاده سیاستهای اقتصادی است: «یعنی آنچه فقر را ایجاد میکند، سیاستهای اقتصادی است که فقر را میآورد اما پیامدهای اجتماعی دارد، وقتی کلان روندها را نگاه میکنید، همزمان که اقتصادها رشد میکنند، تولید ناخالص داخلی سرانهشان بالا میرود و فقر هم در آنها کاهش مییابد.
در تمام کشورهای ثروتمند که بالاترین درآمد سرانه را داریم، همچنان فقر دیده میشود، ما کشوری با نرخ فقر صفر نداریم. در تمام کشورها زمانی که رشد اقتصادی رخ میدهد، یک عده از افرادی هستند که از رشد اقتصادی باز میمانند، اینها افرادی هستند که دولتها در قبالشان مسئول هستند.
باید سیاستهای حمایتی برایشان داشته باشند. اینها فقیر هستند. اینکه چه چیزی فقر را بهوجود میآورد، چه اقتصادی فقرزاست و چه سیاستهایی فقرزداست؟ باید به کارکردهای اقتصادی توجه کرد.»
📌فقیرتر شدن مردم از سال ۹۱
«اگر روند فقر در کشور را بررسی کنیم متوجه میشویم که پایینترین نرخ فقر در ایران، مربوط به سالهای 80 تا 85 است. بعد از آن سالها، یعنی از سال 85، روند فزاینده فقر در کشور شروع شد که 15 درصد بود. یعنی 15 درصد جمعیت کشور زیرخط فقر قرار داشتند. این خط فقری که به آن اشاره میکنم، نتیجه مطالعهای است که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شروع و توسط وزارت رفاه منتشر شد و بهعنوان خط فقر کشور در سالهای 99 و 1400 شناخته شد.»
📌ارتباط درآمد و فقر
✍️ناهید سرداری، جامعهشناس:
«باید فقر را در جامعه هدایت و برای کاهش آن اقدام کرد. از فقر تعاریف مختلفی میشود که دو بُعد دارد؛ فقر نسبی و مطلق. فقر مطلق به درآمد و ناتوانی در تامین حداقل استانداردهای زندگی گفته میشود، اما فقر نسبی به ناتوانی افراد در دسترسی به یکسری از امکانات گفته میشود. یعنی امکاناتی که جامعه بهعنوان وضعیت مطلوب میشناسد. باتوجه به این تعریف، فقر و نابرابری با هم مساوی است. یکی از شاخصهایی که فقر را با آن مقایسه میکنند، پایین بودن درآمد است.»
فقر دو رویکرد دارد؛ فقر درآمدی و فقر قابلیتی. فقر درآمدی تکبعدی است، اما فقر قابلیتی شاخصهای اجتماعی و انسانی را بررسی میکند که قابل مشاهده هم نیست: «درآمد را بهعنوان وسیلهای برای دسترسی به امکانات میشناسند، به همین دلیل فقر را با پایینبودن درآمد یکی میداند که شکاف طبقاتی ایجاد میکند و منتهی به اعتراضات خیابانی میشود. همچنین مردم احساس ناامنی میکنند.»
📌با فقر آماری مواجهایم
✍️فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر روابط کار:
«هنوز نمیدانیم چند میلیون کارگر در کشور داریم، نمیدانیم چند میلیون بیمهشده هستند، هرچه هستند، آمار جمعیتی است. در کشور سیاست ندادن آمارها و عقیمبودن آنها پیاده میشود. ما نمیدانیم باید درباره چه جمعیتی حرف بزنیم. در سازمان تامین اجتماعی آمار بیمهشدهها را داریم اما نمیدانیم از این تعداد چند نفر کارگر هستند.
نمیدانیم تحصیلاتشان چقدر است، در جلسات شورایعالی دستمزد، عدد و آمارهای اعلامشده قابل اتکا نیستند؛ چرا که همه تخمینزده شدهاند.
سازمان پزشکی قانونی، اعلام کرد که در سال گذشته روزانه 5 تا 6 نفر در روز بهدلیل حوادث کار، جانشان را از دست دادهاند، اما وزارت کار این تعداد را یک تا دو نفر اعلام کرده است.»
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ قواعدبازي تغييرات اقتصادي
داگلاس. سی نورث
✅ تعریف ویژگیهای تغییر اقتصادی یک چیز است و تجویز دارو برای اصلاح عملکرد اقتصادها موضوعی دیگر. به واقع ما نمیدانیم که چگونه یک اقتصاد معیوب را به یک نمونه موفق تبدیل کنیم، اما برخی ویژگیهای اساسی نهادها سرنخهایی در اختیار ما قرار میدهد.
۱) نهادها از قوانین رسمی، هنجارهای غیر رسمی و برخی ویژگیهای اجرایی هر دوی آنها تشکیل شدهاند و ترکیب قوانین، هنجارها و ویژگیهای اجرایی عملکرد اقتصادی را رقم میزند. در حالی که قوانین رسمی میتوانند یک شبه تغییر کنند، هنجارهای غیر رسمی تنها به صورت تدریجی تغییر میکنند.
از آنجا که هنجارها هستند که مشروعیت هر مجموعهای از قوانین را تعیین میکنند، تغییرات انقلابی هیچگاه به آن اندازه که حامیان آن انتظار دارند انقلابی نیستند و عملکرد آنها با پیشبینیهای انجام شده متفاوت خواهد بود. علاوه بر این، جوامعی که قوانین رسمی دیگر جوامع را به کار میگیرند (مثل به کارگیری چیزی شبیه قانون اساسی آمریکا از طرف کشورهای آمریکای لاتین)، ویژگیهای عملکردی متفاوتی را نسبت به کشور مبدأ نشان خواهند داد، چرا که هم هنجارهای غیررسمی و هم ویژگیهای اجرایی در کشور مقصد متفاوت خواهند بود.
نکته اساسی در اینجا این است که انتقال قوانین رسمی اقتصادی و سیاسی، از اقتصادهای بازار موفق غربی به اقتصادهای جهان سوم و اروپای شرقی شرط کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی نیست. برای مثال، خصوصی سازی به هیچ عنوان نوشدارویی برای بهبود عملکردهای نامناسب اقتصادی نخواهد بود.
۲) روندهای سیاستی حاکم عملکرد اقتصادی را شکل میدهند، چرا که آنها هستند که قواعد اقتصادی بازی را تعریف و اجرا میکنند. بنابراین قلب سیاست توسعهای باید خلق روندهای سیاستیای باشد که بتوانند حقوق مالکیت کارآمدی را ایجاد کنند.
متاسفانه تحقیق در رابطه با اقتصاد سیاسی جدید (اقتصاد نهادی جدید به کاربسته شده در سیاست) بیشتر روی ایالات متحده و دیگر کشورهای توسعه یافته متمرکز شده است.
با اینکه ما اطلاعات بسیاری درباره ویژگیهای سیاستهای کشورهای جهان سوم داریم، تئوریهای بسیار مختصری در باره روندهای سیاستی حاکم در چنین کشورهایی در اختیار داریم.
حتی درباره پیامدهای دگرگونی شدید و افراطی چارجوب نهادی در جوامع اروپای مرکزی و شرقی نیز اطلاعات ناچیزی در اختیار داریم.
با این حال، ویژگیهای نهادهایی که در قسمت قبل آمد حاوی نکات اساسی و مهمی است:
الف) نهادهای سیاسی تنها در صورتی میتوانند پایدار بمانند که توسط سازمانهایی که به ادامه حیات آنها علاقه دارند حمایت شوند. بنابراین بخش اصلی اصلاح اقتصادی یا سیاسی ایجاد چنین سازمانهایی است.
ب) تغییر هردوی نهادها و نظامهای اعتقادی برای یک روند اصلاح موفق ضروری است، چرا که این مدلهای ذهنی افراد هستند که انتخابهای آنها را شکل میدهند.
ج) تغییر هنجارهای رفتاری که قوانین جدید را مشروعیتبخشی و حمایت کند، پروسهای طویل بوده و در غیاب چنین هنجارهایی سیاستهای وضع شده متزلزل خواهند بود.
د) در حالی که رشد اقتصادی با رژیمهای استبدادی میتواند در کوتاه مدت اتفاق بیفتد، رشد بلند مدت اقتصادی نیازمند گسترش تامین قانونیIV و حفاظت از آزادیهای سیاسی و مدنی است.
ه) قیود غیر رسمی(اعم از هنجارهای رفتاری، عرف) شرط لازم و نه کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی هستند. جوامعی که دارای هنجارهایی مطلوب برای رشد اقتصادی هستند بعضی اوقات حتی با وجود قوانین سیاسی نامناسب و ناپایدار میتوانند کامیاب شوند. کلید اساسی درک این موضوع مقدار اجرای این قوانین است. اگر چه به وضوح، ادیان مولفه بنیادی سیستمهای اعتقادی هستند، اما ما اطلاعات بسیار محدودی در رابطه با تغییر و تکامل نظامهای اعتقادی و محدودیتهای غیر رسمی منتج از آنها داریم.
۳) این کارآیی انطباقی و نه تخصیصی است که باید راهبر روند سیاستی باشد. کارآیی توزیعی یک مفهوم ایستا با توجه به یک سری نهادهای مفروض است؛ کلید عملکرد مناسب و مداوم اقتصادی، وجود قالب نهادی انعطاف پذیر است که در صورت تغییرات تکاملی تکنولوژیکی و جمعیتی و همچنین شوکهایی که به سیستم وارد میشود امکان تعدیل خود را داشته باشد. ویژگی اصلی مورد نظر، خلق روندهای سیاستی با ثبات با استفاده از هنجارهای مکمل است.
نظامهای موفق اقتصادی یا سیاسی این گونه ویژگیها را در طول دورههای بلند مدت زمانی گسترش داده اند. اطلاعات ما در رابطه با چگونگی خلق نظامهای اینچنینی در کوتاه مدت بسیار ناچیز است، یا به عبارت بهترنمی دانیم که اصلا میشود آنها را در کوتاه مدت ایجاد کرد یا خیر. به هر حال اینکه سیاستهایی که موجب ایجاد کارآیی تخصیصی هستند، بتوانند درمانی خوب برای اقتصادهای معیوب باشند کاملا مورد شک است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
داگلاس. سی نورث
✅ تعریف ویژگیهای تغییر اقتصادی یک چیز است و تجویز دارو برای اصلاح عملکرد اقتصادها موضوعی دیگر. به واقع ما نمیدانیم که چگونه یک اقتصاد معیوب را به یک نمونه موفق تبدیل کنیم، اما برخی ویژگیهای اساسی نهادها سرنخهایی در اختیار ما قرار میدهد.
۱) نهادها از قوانین رسمی، هنجارهای غیر رسمی و برخی ویژگیهای اجرایی هر دوی آنها تشکیل شدهاند و ترکیب قوانین، هنجارها و ویژگیهای اجرایی عملکرد اقتصادی را رقم میزند. در حالی که قوانین رسمی میتوانند یک شبه تغییر کنند، هنجارهای غیر رسمی تنها به صورت تدریجی تغییر میکنند.
از آنجا که هنجارها هستند که مشروعیت هر مجموعهای از قوانین را تعیین میکنند، تغییرات انقلابی هیچگاه به آن اندازه که حامیان آن انتظار دارند انقلابی نیستند و عملکرد آنها با پیشبینیهای انجام شده متفاوت خواهد بود. علاوه بر این، جوامعی که قوانین رسمی دیگر جوامع را به کار میگیرند (مثل به کارگیری چیزی شبیه قانون اساسی آمریکا از طرف کشورهای آمریکای لاتین)، ویژگیهای عملکردی متفاوتی را نسبت به کشور مبدأ نشان خواهند داد، چرا که هم هنجارهای غیررسمی و هم ویژگیهای اجرایی در کشور مقصد متفاوت خواهند بود.
نکته اساسی در اینجا این است که انتقال قوانین رسمی اقتصادی و سیاسی، از اقتصادهای بازار موفق غربی به اقتصادهای جهان سوم و اروپای شرقی شرط کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی نیست. برای مثال، خصوصی سازی به هیچ عنوان نوشدارویی برای بهبود عملکردهای نامناسب اقتصادی نخواهد بود.
۲) روندهای سیاستی حاکم عملکرد اقتصادی را شکل میدهند، چرا که آنها هستند که قواعد اقتصادی بازی را تعریف و اجرا میکنند. بنابراین قلب سیاست توسعهای باید خلق روندهای سیاستیای باشد که بتوانند حقوق مالکیت کارآمدی را ایجاد کنند.
متاسفانه تحقیق در رابطه با اقتصاد سیاسی جدید (اقتصاد نهادی جدید به کاربسته شده در سیاست) بیشتر روی ایالات متحده و دیگر کشورهای توسعه یافته متمرکز شده است.
با اینکه ما اطلاعات بسیاری درباره ویژگیهای سیاستهای کشورهای جهان سوم داریم، تئوریهای بسیار مختصری در باره روندهای سیاستی حاکم در چنین کشورهایی در اختیار داریم.
حتی درباره پیامدهای دگرگونی شدید و افراطی چارجوب نهادی در جوامع اروپای مرکزی و شرقی نیز اطلاعات ناچیزی در اختیار داریم.
با این حال، ویژگیهای نهادهایی که در قسمت قبل آمد حاوی نکات اساسی و مهمی است:
الف) نهادهای سیاسی تنها در صورتی میتوانند پایدار بمانند که توسط سازمانهایی که به ادامه حیات آنها علاقه دارند حمایت شوند. بنابراین بخش اصلی اصلاح اقتصادی یا سیاسی ایجاد چنین سازمانهایی است.
ب) تغییر هردوی نهادها و نظامهای اعتقادی برای یک روند اصلاح موفق ضروری است، چرا که این مدلهای ذهنی افراد هستند که انتخابهای آنها را شکل میدهند.
ج) تغییر هنجارهای رفتاری که قوانین جدید را مشروعیتبخشی و حمایت کند، پروسهای طویل بوده و در غیاب چنین هنجارهایی سیاستهای وضع شده متزلزل خواهند بود.
د) در حالی که رشد اقتصادی با رژیمهای استبدادی میتواند در کوتاه مدت اتفاق بیفتد، رشد بلند مدت اقتصادی نیازمند گسترش تامین قانونیIV و حفاظت از آزادیهای سیاسی و مدنی است.
ه) قیود غیر رسمی(اعم از هنجارهای رفتاری، عرف) شرط لازم و نه کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی هستند. جوامعی که دارای هنجارهایی مطلوب برای رشد اقتصادی هستند بعضی اوقات حتی با وجود قوانین سیاسی نامناسب و ناپایدار میتوانند کامیاب شوند. کلید اساسی درک این موضوع مقدار اجرای این قوانین است. اگر چه به وضوح، ادیان مولفه بنیادی سیستمهای اعتقادی هستند، اما ما اطلاعات بسیار محدودی در رابطه با تغییر و تکامل نظامهای اعتقادی و محدودیتهای غیر رسمی منتج از آنها داریم.
۳) این کارآیی انطباقی و نه تخصیصی است که باید راهبر روند سیاستی باشد. کارآیی توزیعی یک مفهوم ایستا با توجه به یک سری نهادهای مفروض است؛ کلید عملکرد مناسب و مداوم اقتصادی، وجود قالب نهادی انعطاف پذیر است که در صورت تغییرات تکاملی تکنولوژیکی و جمعیتی و همچنین شوکهایی که به سیستم وارد میشود امکان تعدیل خود را داشته باشد. ویژگی اصلی مورد نظر، خلق روندهای سیاستی با ثبات با استفاده از هنجارهای مکمل است.
نظامهای موفق اقتصادی یا سیاسی این گونه ویژگیها را در طول دورههای بلند مدت زمانی گسترش داده اند. اطلاعات ما در رابطه با چگونگی خلق نظامهای اینچنینی در کوتاه مدت بسیار ناچیز است، یا به عبارت بهترنمی دانیم که اصلا میشود آنها را در کوتاه مدت ایجاد کرد یا خیر. به هر حال اینکه سیاستهایی که موجب ایجاد کارآیی تخصیصی هستند، بتوانند درمانی خوب برای اقتصادهای معیوب باشند کاملا مورد شک است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چرا دستیابی به چنین شیوه حکومتی بسیار دشوار است؟
✅ نهادها قواعد بازی جامعه هستند یا به صورت رسمی تر محدودیتهای ساخته انسان هستند که تعاملات انسانی را پیریزی میکنند. این نهادها تشکیل شده از قوانین رسمی(احکام قانونی، مقررات و آیین نامهها)، محدودیتهای غیر رسمی (عرف، هنجارهای رفتاری ) و ویژگیهای اجرایی هر دوی این دستهها هستند.
نمونهای ساده برگرفته از نظریه بازیها وضوح مشکل را بیشتر میکند. راهحلهای همکارانه در نظریه بازیها زمانی بیشتر محتملند که بازی تکرار شود، یا زمانی که بازیکنان اطلاعات کاملی از عملکرد گذشته دیگر بازیکنان داشته باشند، و یا زمانی که تعداد بازیکنان اندک باشند.
حالا اجازه بدهید این قضیه را برعکس کنیم؛ دستیابی به همکاری مشکل میشود زمانی که بازی تکرار نشود و یا نقطه پایان داشته باشد، یا زمانی که بازیکنان اطلاعاتی در مورد دیگر بازیکنان نداشته باشند و یا زمانی که تعداد بازیکنان زیاد باشد. در این شرایط معمولا نفع حاصل از عدم همکاری به منافع حاصل از همکاری میچربد.
انقلاب دوم اقتصادی جهانی، اقتصادی ساخت که مشخصه بارز آن، بازارهای غیر شخصی و همچنین تمام ویژگیهایی بود که در شرایط بازی دوم اشاره شد (بازی غیر همکارانه).
برای فائق آمدن بر این شرایط نیاز به ایجاد نهادهایی بود که ساختارها، قوانین و نحوه اجرایشان به گونهای باشد که پیامدها را تغییر داده و از این طریق راهحلهای همکارانه را موجب شوند. این شیوه از تحلیل خیلی جدید نیست. (اگرچه ممکن است لغات و اصطلاحات آن متفاوت باشد). کارل مارکس مدتها قبل اشاره کرده که ناهماهنگی بین الزامات سازمانی تکنولوژی از یک سو و حقوق مالکیت موجود از سوی دیگر، منشا اصلی تعارض و تغییر است.
اشتباه مارکس این بود که فکر میکرد این سرمایهداری است که امکان سازگاری با تکنولوژی جدید را ندارد، اما در واقع این انعطاف پذیری نهادهای سیاسی و اقتصادی اقتصادهای بازار بود که آنها را قادر به تعدیل خود و دستیابی به الزامات تولیدی در انقلاب دوم اقتصادی ساخت و بر خلاف انتظار این انعطافناپذیری و صلبیت اقتصادهای با برنامهریزی مرکزی بود که آنها را نابود کرد.
اما همچنان نکات زیادی برای مطرح کردن در مورد تعدیل نهادی در انقلاب اقتصادی دوم وجود دارد. چنین تعدیلی مستلزم تغییر اجتماعی کلی است. تبادلات غیر شخصی، تخصص و تقسیم نیروی کار، کاهش شدید در هزینههای اطلاعاتی و همبستگی جهانی همگی مستلزم دگرگونی اساسی همه جنبههای سازمان اجتماعی است.
شهرنشینی، اثرات خارجی، نا امنی برخاسته از وابستگی و در نهایت دگرگونی شدید کارکردهای سنتی اساسیترین سازمان جامعه (خانواده)، مشکلات مدرن اجتماعی وسیعی را به وجود آورده و همچنان هم در حال به وجود آوردن است.
تکرار میکنم که این انعطاف پذیری نهادهای اقتصادی و سیاسی اقتصادهای غرب بود که، به طور خیلی ناقص، جانشینهایی را برای نقش سنتی خانواده فراهم کرد؛ در مقابل نا امنیهای جدیدی که افراد را تحت تاثیر قرار میداد ایمن بود؛ و به اثرات خارجی اعم از محیطی و اجتماعی که همراه با دگرگونی اقتصادی بود رسیدگی کرد.
در این شرایط اقتصادی و اجتماعی، ذکر مشکلات توسعه اقتصادی ضروری است. مساله را میتوان به صورت مختصر بیان نمود. سیاست توسعهای موفق که در بر دارنده نتایج مثبت باشد مستلزم فهم پویایی تغییر اقتصادی است و مدل پویای تغییر اقتصادی مستلزم تحلیل روند سیاستی است، چرا که سیاست است که قوانین رسمی را تعیین و اجرا میکند.
ما هنوز هم با داشتن چنین مدلی فاصله داریم، اما ساختاری که در اقتصاد نهادی جدید در حال گسترش است، هرچند ناکامل، سیاستهای توسعهای کاملا متفاوتی را با سیاستهای مورد نظر اقتصاددانان توسعه سنتی و همچنین اقتصاددانان نئوکلاسیک متعارف بیان میکند. اقتصاد دانان توسعه اصولا دولت را یا به عنوان عنصر بیرونی یا به عنوان یک بازیگر خنثی در روند توسعه در نظر میگیرند.
اقتصاددانان نئوکلاسیک به صورت ضمنی فرض میکنند که نهادها (اعم ازاقتصادی و سیاسی) اهمیتی ندارند و اینکه تحلیل ایستایی که در مدلهای بهرهوری تخصیصی مطرح میشود باید به عنوان راهنمای سیاستی در نظر گرفته شود که به این معنی است که با حذف کنترلهای قیمتی و مبادلاتی شرایطی فراهم شود تا «قیمتها به درستی دریافت شوند.» اما در واقع هیچ گاه نمیتوان دولت را یک عنصر بیرونی در سیاستهای توسعهای پنداشت و همچنین دریافت درست قیمتها هم فقط زمانی پیامدهای مورد نظر را دارا است که شما قبلا نوعی از حقوق مالکیت و ضمانت اجرایی را آماده داشته باشید که بتواند شرایط ایجاد بازار رقابتی را تامین کنند.
*قبل از اینکه جلوتر برویم باید مشخصا بین نهادها و سازمانها تمایز قائل شویم.
به كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نهادها قواعد بازی جامعه هستند یا به صورت رسمی تر محدودیتهای ساخته انسان هستند که تعاملات انسانی را پیریزی میکنند. این نهادها تشکیل شده از قوانین رسمی(احکام قانونی، مقررات و آیین نامهها)، محدودیتهای غیر رسمی (عرف، هنجارهای رفتاری ) و ویژگیهای اجرایی هر دوی این دستهها هستند.
نمونهای ساده برگرفته از نظریه بازیها وضوح مشکل را بیشتر میکند. راهحلهای همکارانه در نظریه بازیها زمانی بیشتر محتملند که بازی تکرار شود، یا زمانی که بازیکنان اطلاعات کاملی از عملکرد گذشته دیگر بازیکنان داشته باشند، و یا زمانی که تعداد بازیکنان اندک باشند.
حالا اجازه بدهید این قضیه را برعکس کنیم؛ دستیابی به همکاری مشکل میشود زمانی که بازی تکرار نشود و یا نقطه پایان داشته باشد، یا زمانی که بازیکنان اطلاعاتی در مورد دیگر بازیکنان نداشته باشند و یا زمانی که تعداد بازیکنان زیاد باشد. در این شرایط معمولا نفع حاصل از عدم همکاری به منافع حاصل از همکاری میچربد.
انقلاب دوم اقتصادی جهانی، اقتصادی ساخت که مشخصه بارز آن، بازارهای غیر شخصی و همچنین تمام ویژگیهایی بود که در شرایط بازی دوم اشاره شد (بازی غیر همکارانه).
برای فائق آمدن بر این شرایط نیاز به ایجاد نهادهایی بود که ساختارها، قوانین و نحوه اجرایشان به گونهای باشد که پیامدها را تغییر داده و از این طریق راهحلهای همکارانه را موجب شوند. این شیوه از تحلیل خیلی جدید نیست. (اگرچه ممکن است لغات و اصطلاحات آن متفاوت باشد). کارل مارکس مدتها قبل اشاره کرده که ناهماهنگی بین الزامات سازمانی تکنولوژی از یک سو و حقوق مالکیت موجود از سوی دیگر، منشا اصلی تعارض و تغییر است.
اشتباه مارکس این بود که فکر میکرد این سرمایهداری است که امکان سازگاری با تکنولوژی جدید را ندارد، اما در واقع این انعطاف پذیری نهادهای سیاسی و اقتصادی اقتصادهای بازار بود که آنها را قادر به تعدیل خود و دستیابی به الزامات تولیدی در انقلاب دوم اقتصادی ساخت و بر خلاف انتظار این انعطافناپذیری و صلبیت اقتصادهای با برنامهریزی مرکزی بود که آنها را نابود کرد.
اما همچنان نکات زیادی برای مطرح کردن در مورد تعدیل نهادی در انقلاب اقتصادی دوم وجود دارد. چنین تعدیلی مستلزم تغییر اجتماعی کلی است. تبادلات غیر شخصی، تخصص و تقسیم نیروی کار، کاهش شدید در هزینههای اطلاعاتی و همبستگی جهانی همگی مستلزم دگرگونی اساسی همه جنبههای سازمان اجتماعی است.
شهرنشینی، اثرات خارجی، نا امنی برخاسته از وابستگی و در نهایت دگرگونی شدید کارکردهای سنتی اساسیترین سازمان جامعه (خانواده)، مشکلات مدرن اجتماعی وسیعی را به وجود آورده و همچنان هم در حال به وجود آوردن است.
تکرار میکنم که این انعطاف پذیری نهادهای اقتصادی و سیاسی اقتصادهای غرب بود که، به طور خیلی ناقص، جانشینهایی را برای نقش سنتی خانواده فراهم کرد؛ در مقابل نا امنیهای جدیدی که افراد را تحت تاثیر قرار میداد ایمن بود؛ و به اثرات خارجی اعم از محیطی و اجتماعی که همراه با دگرگونی اقتصادی بود رسیدگی کرد.
در این شرایط اقتصادی و اجتماعی، ذکر مشکلات توسعه اقتصادی ضروری است. مساله را میتوان به صورت مختصر بیان نمود. سیاست توسعهای موفق که در بر دارنده نتایج مثبت باشد مستلزم فهم پویایی تغییر اقتصادی است و مدل پویای تغییر اقتصادی مستلزم تحلیل روند سیاستی است، چرا که سیاست است که قوانین رسمی را تعیین و اجرا میکند.
ما هنوز هم با داشتن چنین مدلی فاصله داریم، اما ساختاری که در اقتصاد نهادی جدید در حال گسترش است، هرچند ناکامل، سیاستهای توسعهای کاملا متفاوتی را با سیاستهای مورد نظر اقتصاددانان توسعه سنتی و همچنین اقتصاددانان نئوکلاسیک متعارف بیان میکند. اقتصاد دانان توسعه اصولا دولت را یا به عنوان عنصر بیرونی یا به عنوان یک بازیگر خنثی در روند توسعه در نظر میگیرند.
اقتصاددانان نئوکلاسیک به صورت ضمنی فرض میکنند که نهادها (اعم ازاقتصادی و سیاسی) اهمیتی ندارند و اینکه تحلیل ایستایی که در مدلهای بهرهوری تخصیصی مطرح میشود باید به عنوان راهنمای سیاستی در نظر گرفته شود که به این معنی است که با حذف کنترلهای قیمتی و مبادلاتی شرایطی فراهم شود تا «قیمتها به درستی دریافت شوند.» اما در واقع هیچ گاه نمیتوان دولت را یک عنصر بیرونی در سیاستهای توسعهای پنداشت و همچنین دریافت درست قیمتها هم فقط زمانی پیامدهای مورد نظر را دارا است که شما قبلا نوعی از حقوق مالکیت و ضمانت اجرایی را آماده داشته باشید که بتواند شرایط ایجاد بازار رقابتی را تامین کنند.
*قبل از اینکه جلوتر برویم باید مشخصا بین نهادها و سازمانها تمایز قائل شویم.
به كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مدیریت مؤثر:
خروج از دفتر کار و حضور در میدان عمل(مدیریت با قدم زدن درمحیط کار)
✅ بسیاری از مدیران تازهکار پس از دستیابی به مقام مدیریت، تمایل دارند ساعات طولانی در دفتر خود بمانند و ارتباط حداقلی با کارکنان برقرار کنند. نتیجه این رفتار، فاصله گرفتن از مشکلات واقعی، عدم درک چالشهای کارکنان، کاهش انگیزه تیم و افت بهرهوری سازمانی است.
▪︎این وضعیت باعث ایجاد تصویری سرد و غیرقابلدسترس از مدیران در ذهن کارکنان میشود که نتیجه آن، کاهش تعامل و مشارکت در اهداف سازمانی خواهد بود.
▪︎تحقیقات چه میگویند؟
تحقیقات دانشگاه بیلور نشان داده است که ارتباط مداوم مدیران با کارکنان، عامل کلیدی در افزایش تعهد و بهرهوری سازمانی است.
▪︎بر اساس گزارش نشریه HBR:
🔹تنها ۴۲٪ از کارکنان، درکی نسبی از ارزشها و استراتژیهای شرکت خود دارند.
🔹بیش از ۹۵٪ کارکنان یا از ارزشهای سازمان بیخبرند یا با آن موافق نیستند!
🔸این آمار نشان میدهد که بزرگترین مانع در مسیر موفقیت سازمانها، نبود ارتباط مؤثر بین مدیران و کارکنان است.
▪︎چرا مدیران باید از دفتر کار خود بیرون بیایند؟
• افزایش انگیزه و بهرهوری کارکنان:
وقتی مدیران در کنار کارکنان باشند، تیم احساس ارزشمندی میکند و با انگیزه بیشتری کار میکند.
• تقویت فرهنگ سازمانی و همافزایی تیمی:
حضور فعال مدیران در فضای کار باعث میشود ارزشهای سازمانی بهصورت عملی پیادهسازی شوند.
• جلوگیری از ایجاد شکاف بین مدیران و کارکنان:
در غیر این صورت، کارکنان احساس میکنند مدیران فقط از “جای گرم” صحبت میکنند و درکی از چالشهای عملی ندارند.
• واقعبینی در تصمیمگیریهای مدیریتی:
مدیرانی که در محیط واقعی حضور دارند، تصمیمهای دقیقتر و کاربردیتری میگیرند.
▪︎راهکارهای تقویت ارتباط مدیران و کارکنان
🔶 ارزشهای سازمانی را زنده نگه دارید.
ارزشهای کلیدی را در تعاملات روزانه تکرار کنید. نباید این ارزشها فقط در جلسات رسمی مطرح شوند.
🔷به جای حرف، عمل کنید.
کارکنان زمانی به مدیران اعتماد میکنند که ببینند خودشان هم مطابق ارزشهای سازمانی رفتار میکنند.
🔶ارزشها را هر روز تقویت کنید.
جلسات فصلی کافی نیستند! ارزشهای سازمانی باید در ارتباطات روزانه مدیران با کارکنان منعکس شوند.
🔷استراتژیها را شفافسازی کنید.
درک صحیح کارکنان از مسیر سازمان، بهرهوری را افزایش میدهد. هرچه کارکنان دقیقتر بدانند که چرا و چگونه باید کار کنند، عملکردشان بهتر خواهد بود.
🔶ارتباط دوطرفه برقرار کنید.
مدیریت یعنی شنیدن دغدغههای کارکنان، نه فقط دستور دادن! مدیران نباید فقط سخنران خوبی باشند، بلکه باید شنوندهی فعال هم باشند و به ایدهها و مشکلات کارکنان توجه کنند.
خروج از دفتر کار و حضور در میدان عمل(مدیریت با قدم زدن درمحیط کار)
✅ بسیاری از مدیران تازهکار پس از دستیابی به مقام مدیریت، تمایل دارند ساعات طولانی در دفتر خود بمانند و ارتباط حداقلی با کارکنان برقرار کنند. نتیجه این رفتار، فاصله گرفتن از مشکلات واقعی، عدم درک چالشهای کارکنان، کاهش انگیزه تیم و افت بهرهوری سازمانی است.
▪︎این وضعیت باعث ایجاد تصویری سرد و غیرقابلدسترس از مدیران در ذهن کارکنان میشود که نتیجه آن، کاهش تعامل و مشارکت در اهداف سازمانی خواهد بود.
▪︎تحقیقات چه میگویند؟
تحقیقات دانشگاه بیلور نشان داده است که ارتباط مداوم مدیران با کارکنان، عامل کلیدی در افزایش تعهد و بهرهوری سازمانی است.
▪︎بر اساس گزارش نشریه HBR:
🔹تنها ۴۲٪ از کارکنان، درکی نسبی از ارزشها و استراتژیهای شرکت خود دارند.
🔹بیش از ۹۵٪ کارکنان یا از ارزشهای سازمان بیخبرند یا با آن موافق نیستند!
🔸این آمار نشان میدهد که بزرگترین مانع در مسیر موفقیت سازمانها، نبود ارتباط مؤثر بین مدیران و کارکنان است.
▪︎چرا مدیران باید از دفتر کار خود بیرون بیایند؟
• افزایش انگیزه و بهرهوری کارکنان:
وقتی مدیران در کنار کارکنان باشند، تیم احساس ارزشمندی میکند و با انگیزه بیشتری کار میکند.
• تقویت فرهنگ سازمانی و همافزایی تیمی:
حضور فعال مدیران در فضای کار باعث میشود ارزشهای سازمانی بهصورت عملی پیادهسازی شوند.
• جلوگیری از ایجاد شکاف بین مدیران و کارکنان:
در غیر این صورت، کارکنان احساس میکنند مدیران فقط از “جای گرم” صحبت میکنند و درکی از چالشهای عملی ندارند.
• واقعبینی در تصمیمگیریهای مدیریتی:
مدیرانی که در محیط واقعی حضور دارند، تصمیمهای دقیقتر و کاربردیتری میگیرند.
▪︎راهکارهای تقویت ارتباط مدیران و کارکنان
🔶 ارزشهای سازمانی را زنده نگه دارید.
ارزشهای کلیدی را در تعاملات روزانه تکرار کنید. نباید این ارزشها فقط در جلسات رسمی مطرح شوند.
🔷به جای حرف، عمل کنید.
کارکنان زمانی به مدیران اعتماد میکنند که ببینند خودشان هم مطابق ارزشهای سازمانی رفتار میکنند.
🔶ارزشها را هر روز تقویت کنید.
جلسات فصلی کافی نیستند! ارزشهای سازمانی باید در ارتباطات روزانه مدیران با کارکنان منعکس شوند.
🔷استراتژیها را شفافسازی کنید.
درک صحیح کارکنان از مسیر سازمان، بهرهوری را افزایش میدهد. هرچه کارکنان دقیقتر بدانند که چرا و چگونه باید کار کنند، عملکردشان بهتر خواهد بود.
🔶ارتباط دوطرفه برقرار کنید.
مدیریت یعنی شنیدن دغدغههای کارکنان، نه فقط دستور دادن! مدیران نباید فقط سخنران خوبی باشند، بلکه باید شنوندهی فعال هم باشند و به ایدهها و مشکلات کارکنان توجه کنند.
✳️ باجگیری عاطفی در سازمان یعنی چی؟
🖊دکتر حسن بودلایی
✅ باجگیری عاطفی تو محیط کاری یعنی کسی با استفاده از احساسات شما، ازتون کار یا رفتار خاصی رو طلب میکنه. معمولاً جملههایی مثل اینا میشنوید:
• «اگه این کار رو نکنی، کل تیم لطمه میبینه!»
• «من از تو انتظار بیشتری داشتم!»
• «ما که مثل خانوادهایم، این کار باید برات عادی باشه!»
🟢 مثالهایی از باجگیری عاطفی در سازمان:
▪︎رئیس فداکار:
میگه: «اگه این گزارش رو تا فردا آماده نکنی، پروژه میخوابه. فقط تو میتونی نجاتمون بدی.» این جمله حس گناه و فشار روانی بهتون وارد میکنه و باعث میشه حتی از وقت شخصیتون بزنید.
▪︎همکار درمانده:
میگه: «اگه تو بهم کمک نکنی، مجبور میشم تا نیمهشب بمونم. دیگه نمیدونم چیکار کنم!» شما باج عاطفی میدین و کار اون رو به عهده میگیرین.
▪︎مدیر خانوادهدوست:
میگه: «اینجا مثل خونوادهته، تو خونواده که آدم وقت نمیشناسه!»
و این یعنی اضافهکاری بدون اعتراض یا پرداخت.
▪︎تهدید به انزوای حرفهای:
یکی میگه: «اگه این کار رو نکنی، دیگه نمیتونی روی حمایت من حساب کنی!» این باعث میشه حس کنید رابطهتون با تیم یا همکارانتون تحتفشاره.
🔵 عواقب باجگیری عاطفی:
• فرسودگی روانی
• کاهش بهرهوری
• حس ناامنی شغلی
🟤 چه کار کنیم؟
• نه بگید: محترمانه و قاطعانه.
• احساسات رو مدیریت کنید: خودتون رو گناهکار ندونید.
• حد و مرز بگذارید: به دیگران بگید که چه کارهایی براتون قابل قبوله.
• شفافسازی کنید: دلایل منطقی برای رد درخواستها ارائه بدید.
🔸به نظرتون باجگیری عاطفی چطور میتونه روی فرهنگ سازمان تأثیر بذاره؟
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
🖊دکتر حسن بودلایی
✅ باجگیری عاطفی تو محیط کاری یعنی کسی با استفاده از احساسات شما، ازتون کار یا رفتار خاصی رو طلب میکنه. معمولاً جملههایی مثل اینا میشنوید:
• «اگه این کار رو نکنی، کل تیم لطمه میبینه!»
• «من از تو انتظار بیشتری داشتم!»
• «ما که مثل خانوادهایم، این کار باید برات عادی باشه!»
🟢 مثالهایی از باجگیری عاطفی در سازمان:
▪︎رئیس فداکار:
میگه: «اگه این گزارش رو تا فردا آماده نکنی، پروژه میخوابه. فقط تو میتونی نجاتمون بدی.» این جمله حس گناه و فشار روانی بهتون وارد میکنه و باعث میشه حتی از وقت شخصیتون بزنید.
▪︎همکار درمانده:
میگه: «اگه تو بهم کمک نکنی، مجبور میشم تا نیمهشب بمونم. دیگه نمیدونم چیکار کنم!» شما باج عاطفی میدین و کار اون رو به عهده میگیرین.
▪︎مدیر خانوادهدوست:
میگه: «اینجا مثل خونوادهته، تو خونواده که آدم وقت نمیشناسه!»
و این یعنی اضافهکاری بدون اعتراض یا پرداخت.
▪︎تهدید به انزوای حرفهای:
یکی میگه: «اگه این کار رو نکنی، دیگه نمیتونی روی حمایت من حساب کنی!» این باعث میشه حس کنید رابطهتون با تیم یا همکارانتون تحتفشاره.
🔵 عواقب باجگیری عاطفی:
• فرسودگی روانی
• کاهش بهرهوری
• حس ناامنی شغلی
🟤 چه کار کنیم؟
• نه بگید: محترمانه و قاطعانه.
• احساسات رو مدیریت کنید: خودتون رو گناهکار ندونید.
• حد و مرز بگذارید: به دیگران بگید که چه کارهایی براتون قابل قبوله.
• شفافسازی کنید: دلایل منطقی برای رد درخواستها ارائه بدید.
🔸به نظرتون باجگیری عاطفی چطور میتونه روی فرهنگ سازمان تأثیر بذاره؟
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ جذب مشتری به روش استارباکس
✅ استارباکس چطور از اصول اقتصاد رفتاری استفاده میکند؟
استارباکس یکی از بزرگترین کافههای دنیاست که در اکثر کشورهای دنیا (غیر از ایران) شعبه دارد و استراتژیهایش برای جذب مشتری بیشتر کمنظیر است، توجه داشته باشید بین این همه کافههای بزرگی که در دنیا وجود دارد اسم استارباکس فقط به گوش میخورد!
استارباکس برای بزرگتر کردن سهمش در بازار از اصول «اقتصاد رفتاری»استفاده بسیار کرده است.
پس بیایید با هم چند مورد آن را بررسی کنیم.
۱. استفاده از اثر ارابهای:
تجربه نشان داده اگر شما بین دو یا چند مغازه مردد باشید و ندانید که دقیقا کدام یک را باید انتخاب کنید، مغازهای را انتخاب میکنید که شلوغتر است.
استارباکس هم دقیقا از این مورد استفاده میکند یعنی کاری میکند که محیط کافههایش را شلوغ نشان دهد، چطوری؟
در شعبههایش معمولا تعدادی صندلی نرم و راحت دارد که مردم بیشتر بنشینند و از قهوه خود لذت ببرند و شلوغ بماند.
۲. استفاده از هزینه اصطکاک:
استارباکس فقط یک تعداد محدودی صندلی و مبل راحتی دارد، برای فروش و سود بیشتر استارباکس تلاش میکند که عدهای سریع سفارش دهند و آنجا را ترک کنند تا افراد جدید جایگزین آنها شوند.
برای همین کار یکسری از صندلیهایش ارتفاع و اندازهشان کمی غیراستاندارد است، همین باعث میشود شما زود خسته شوید و پس از نوشیدن قهوه، کافه را زودتر ترک کنید.
۳. استفاده از سقلمه:
از کنار استارباکس که رد شوید بوی قهوه را حس میکنید، شما را ترغیب میکند به داخل کافه رفته و یک فنجان قهوه بنوشید.
نکته جالب اینجاست که وقتی داخل کافه میروید معمولا نور کم است، ولی صندوق و تابلوی سفارشها و یخچال کیکها روشنایی خوبی دارد.
استارباکس دائما به ذهن شما تلنگر میزند تا چشمتان آن چیزی را که باید ببیند، ببیند.
۴. استفاده از اثر مالکیت:
وقتی شما در استارباکس سفارش میدهید اسم کوچکتان را روی لیوان مینویسند تا به شما حس مالکیت دست دهد یا به عبارت بهتری استارباکس را از خود بدانید.
از طرفی وقتی آماده شد اسمتان را با صدای بلند میخوانند، در نظر بگیرید عموما افراد غریبه شما را با پیشوند آقا، خانم، مهندس، دکتر و... صدا میکنند، وقتی یک نفر اسم کوچکتان را صدا بزند چقدر حس صمیمیت در شما زنده میشود.
۵. استفاده از اثر طعمه:
استارباکس محصولاتش را در سه سایز با سه قیمت مختلف ارائه میدهد. مثلا، کوچک ۴ دلار، متوسط ۶.۵ دلار، بزرگ ۷ دلار، با این کار ذهن ما سریع دچار مقایسه میشود و میبیند اگر لیوان بزرگتر را سفارش دهد خیلی بیشتر به نفعش است چون اختلافش فقط ۵۰ سنت است، این باعث میشود شما در دام اثر طعمه بیفتید و سفارش بیشتری دهید و پول بیشتری خرج کنید.
۶. استفاده از اثر فومو:
فومو چیست؟ ترس از جا ماندن!
استارباکس چطور از فومو استفاده میکند؟ به مناسبتهای مختلف یک محصول را فقط به مدت یک روز میفروشد، مشتریان چون میدانند روزهای آتی، دیگر آن خوراکی وجود ندارد، فومو به سراغشان میآید و میترسند لذت این نوشیدنی را از دست بدهند، همین مورد باعث ترغیب شدن مشتریان به خرید میشود.
۷. استفاده از اثر عدم ابهام:
بارها شده که شما به کافهای رفتهاید و میبینید یک آهنگی گذاشته شده که برایتان آشناست ، حالا هم فکرتان مشغول میشود که نام این آهنگ چیست و هم میخواهید این آهنگ را داشته باشید که بعدا هم بتوانید گوش دهید، استارباکس این مشکل را حل کرده است.
استارباکس با همکاری اسپاتیفای آمده آهنگهایی که پخش میشود را در پلی لیست اسپاتیفای گذاشته تا برای همه در دسترس باشد.
✍ پوریا بختیاری
✅ استارباکس چطور از اصول اقتصاد رفتاری استفاده میکند؟
استارباکس یکی از بزرگترین کافههای دنیاست که در اکثر کشورهای دنیا (غیر از ایران) شعبه دارد و استراتژیهایش برای جذب مشتری بیشتر کمنظیر است، توجه داشته باشید بین این همه کافههای بزرگی که در دنیا وجود دارد اسم استارباکس فقط به گوش میخورد!
استارباکس برای بزرگتر کردن سهمش در بازار از اصول «اقتصاد رفتاری»استفاده بسیار کرده است.
پس بیایید با هم چند مورد آن را بررسی کنیم.
۱. استفاده از اثر ارابهای:
تجربه نشان داده اگر شما بین دو یا چند مغازه مردد باشید و ندانید که دقیقا کدام یک را باید انتخاب کنید، مغازهای را انتخاب میکنید که شلوغتر است.
استارباکس هم دقیقا از این مورد استفاده میکند یعنی کاری میکند که محیط کافههایش را شلوغ نشان دهد، چطوری؟
در شعبههایش معمولا تعدادی صندلی نرم و راحت دارد که مردم بیشتر بنشینند و از قهوه خود لذت ببرند و شلوغ بماند.
۲. استفاده از هزینه اصطکاک:
استارباکس فقط یک تعداد محدودی صندلی و مبل راحتی دارد، برای فروش و سود بیشتر استارباکس تلاش میکند که عدهای سریع سفارش دهند و آنجا را ترک کنند تا افراد جدید جایگزین آنها شوند.
برای همین کار یکسری از صندلیهایش ارتفاع و اندازهشان کمی غیراستاندارد است، همین باعث میشود شما زود خسته شوید و پس از نوشیدن قهوه، کافه را زودتر ترک کنید.
۳. استفاده از سقلمه:
از کنار استارباکس که رد شوید بوی قهوه را حس میکنید، شما را ترغیب میکند به داخل کافه رفته و یک فنجان قهوه بنوشید.
نکته جالب اینجاست که وقتی داخل کافه میروید معمولا نور کم است، ولی صندوق و تابلوی سفارشها و یخچال کیکها روشنایی خوبی دارد.
استارباکس دائما به ذهن شما تلنگر میزند تا چشمتان آن چیزی را که باید ببیند، ببیند.
۴. استفاده از اثر مالکیت:
وقتی شما در استارباکس سفارش میدهید اسم کوچکتان را روی لیوان مینویسند تا به شما حس مالکیت دست دهد یا به عبارت بهتری استارباکس را از خود بدانید.
از طرفی وقتی آماده شد اسمتان را با صدای بلند میخوانند، در نظر بگیرید عموما افراد غریبه شما را با پیشوند آقا، خانم، مهندس، دکتر و... صدا میکنند، وقتی یک نفر اسم کوچکتان را صدا بزند چقدر حس صمیمیت در شما زنده میشود.
۵. استفاده از اثر طعمه:
استارباکس محصولاتش را در سه سایز با سه قیمت مختلف ارائه میدهد. مثلا، کوچک ۴ دلار، متوسط ۶.۵ دلار، بزرگ ۷ دلار، با این کار ذهن ما سریع دچار مقایسه میشود و میبیند اگر لیوان بزرگتر را سفارش دهد خیلی بیشتر به نفعش است چون اختلافش فقط ۵۰ سنت است، این باعث میشود شما در دام اثر طعمه بیفتید و سفارش بیشتری دهید و پول بیشتری خرج کنید.
۶. استفاده از اثر فومو:
فومو چیست؟ ترس از جا ماندن!
استارباکس چطور از فومو استفاده میکند؟ به مناسبتهای مختلف یک محصول را فقط به مدت یک روز میفروشد، مشتریان چون میدانند روزهای آتی، دیگر آن خوراکی وجود ندارد، فومو به سراغشان میآید و میترسند لذت این نوشیدنی را از دست بدهند، همین مورد باعث ترغیب شدن مشتریان به خرید میشود.
۷. استفاده از اثر عدم ابهام:
بارها شده که شما به کافهای رفتهاید و میبینید یک آهنگی گذاشته شده که برایتان آشناست ، حالا هم فکرتان مشغول میشود که نام این آهنگ چیست و هم میخواهید این آهنگ را داشته باشید که بعدا هم بتوانید گوش دهید، استارباکس این مشکل را حل کرده است.
استارباکس با همکاری اسپاتیفای آمده آهنگهایی که پخش میشود را در پلی لیست اسپاتیفای گذاشته تا برای همه در دسترس باشد.
✍ پوریا بختیاری
👍3❤2
✳️ حجم خواستن؟!
▪️میخواست دنیا و دیگران را مدیریت کند ...
سقراط گقت خودت را بشناس.
▪️میخواست دشوارترین کار را انجام دهد ...
کانت گفت جرأت اندیشیدن داشته باش.
▪️میخواست سخنرانی غرّا ایراد کند ...
ابوسعید گفت برخیز و گامی فراپیش نِه.
▪️میخواست مجسمۀ یادبود خود را بسازد ...
کیوپیت گفت یادگارها هم از یاد میروند.
▪️میخواست خود را عظیم بشمرد ...
ژید گفت عظمت در نگاهت باشد.
▪️میخواست جور دیگر ببیند ...
سهراب گفت چشمهایت را بشوی.
▪️میخواست آزاد و رها باشد ...
اقبال گفت بند از جان و دل باز کن.
▪️میخواست همرنگ جماعت، از مناره بیفتد ...
مولوی گفت خود را بر باد مده.
▪️میخواست چرخۀ بهبود را به حرکت درآورد ...
دمینگ گفت در برنامهریزی نمان.
▪️میخواست پلهپله تا ملاقات خدا برود ...
مازلو گفت باید از پلۀ اول عبور کنی.
▪️میخواست روشنای وجود خود باشد ...
یونگ گفت اسیر سایۀ خودت نباش.
▪️میخواست دیگران را دوست بدارد ...
مادر ترزا گفت آنها را قضاوت نکن.
مسعود بینش
▪️میخواست دنیا و دیگران را مدیریت کند ...
سقراط گقت خودت را بشناس.
▪️میخواست دشوارترین کار را انجام دهد ...
کانت گفت جرأت اندیشیدن داشته باش.
▪️میخواست سخنرانی غرّا ایراد کند ...
ابوسعید گفت برخیز و گامی فراپیش نِه.
▪️میخواست مجسمۀ یادبود خود را بسازد ...
کیوپیت گفت یادگارها هم از یاد میروند.
▪️میخواست خود را عظیم بشمرد ...
ژید گفت عظمت در نگاهت باشد.
▪️میخواست جور دیگر ببیند ...
سهراب گفت چشمهایت را بشوی.
▪️میخواست آزاد و رها باشد ...
اقبال گفت بند از جان و دل باز کن.
▪️میخواست همرنگ جماعت، از مناره بیفتد ...
مولوی گفت خود را بر باد مده.
▪️میخواست چرخۀ بهبود را به حرکت درآورد ...
دمینگ گفت در برنامهریزی نمان.
▪️میخواست پلهپله تا ملاقات خدا برود ...
مازلو گفت باید از پلۀ اول عبور کنی.
▪️میخواست روشنای وجود خود باشد ...
یونگ گفت اسیر سایۀ خودت نباش.
▪️میخواست دیگران را دوست بدارد ...
مادر ترزا گفت آنها را قضاوت نکن.
مسعود بینش