مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ در مسیــر فقر مطلق

🖊 جامعه‌شناسان می‌گویند در آینده فقر به‌صورت عادلانه بین تمام ایرانیان تقسیم خواهد شد.جامعه به سمت فقر مطلق پیش می‌رود؛ فقری که به درآمد و امکانات و نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی گره خورده است.پژوهشگران اجتماعی دور هم جمع شدند تا درباره آینده اجتماعی ایران در مواجهه با فقر و نابرابری بحث کنند. آنها اعلام کردند که یک‌سوم جمعیت کشور با فقر مطلق دست‌وپنجه نرم می‌کند. بخشی از گروه‌های اجتماعی درگیر گرسنگی‌اند. بخشی دیگر شکاف طبقاتی و ناامنی را تجربه می‌کنند که درنهایت تبدیل به اعتراضات خیابانی شده و در آینده با تکرار سیاست‌های  شکست‌خورده قبلی، تاریخ جدیدی از اعتراضات ثبت خواهد شد.
یک سوم خانوارهای ایرانی با فقر مطلق مواجه اند
✍️مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس:
نمی‌توان فقر را با عدد و رقم بیان کرد چرا‌که به مصاحبه و توصیف عمیق نیاز دارد، گفت: «تنها می‌توان سطحی‌ترین لایه‌های فقر را با عدد و رقم توصیف کرد. براساس تحقیقاتی که داشتم، یک‌سوم خانوارهای ایرانی حداقل به‌نوعی با خط فقر مطلق مواجه‌اند. البته اینها مربوط به افراد زیر خط فقر نیست. ما با گروهی مواجه‌ایم که گرسنگی می‌کشند و با کمترین میزان کالری زندگی می‌گذرانند. در شاخص گرسنگی جهانی، در سال گذشته ایران جزو 10 کشور با گرسنگی پایین بود. درحالی‌که گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که در کشور میلیون‌ها نفر با گرسنگی زندگی می‌کنند.»
📌توزیع عادلانه فقر
✍️زهرا کاویانی، پژوهشگر اقتصادی:
فقر یک پدیده بین‌رشته‌ای و متغیری است که زاده سیاست‌های اقتصادی است: «یعنی آنچه فقر را ایجاد می‌کند، سیاست‌های اقتصادی است که فقر را می‌آورد اما پیامدهای اجتماعی دارد، وقتی کلان روندها را نگاه می‌کنید، همزمان که اقتصادها رشد می‌کنند، تولید ناخالص داخلی سرانه‌شان بالا می‌رود و فقر هم در آنها کاهش می‌یابد.
در تمام کشورهای ثروتمند که بالاترین درآمد سرانه را داریم، همچنان فقر دیده می‌شود، ما کشوری با نرخ فقر صفر نداریم. در تمام کشورها زمانی که رشد اقتصادی رخ می‌دهد، یک عده از افرادی هستند که از رشد اقتصادی باز می‌مانند، اینها افرادی هستند که دولت‌ها در قبال‌شان مسئول هستند.
باید سیاست‌های حمایتی برایشان داشته باشند. اینها فقیر هستند. اینکه چه چیزی فقر را به‌وجود می‌آورد، چه اقتصادی فقرزاست و چه سیاست‌هایی فقرزداست؟ باید به کارکردهای اقتصادی توجه کرد.»
📌فقیرتر شدن مردم از سال ۹۱
«اگر روند فقر در کشور را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که پایین‌ترین نرخ فقر در ایران، مربوط به سال‌های 80 تا 85 است. بعد از آن سال‌ها، یعنی از سال 85، روند فزاینده فقر در کشور شروع شد که 15 درصد بود. یعنی 15 درصد جمعیت کشور زیرخط فقر قرار داشتند. این خط فقری که به آن اشاره می‌کنم، نتیجه مطالعه‌ای است که از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس شروع و توسط وزارت رفاه منتشر شد و به‌عنوان خط فقر کشور در سال‌های 99 و 1400 شناخته شد.»
📌ارتباط درآمد و فقر
✍️ناهید سرداری، جامعه‌شناس:
«باید فقر را در جامعه هدایت و برای کاهش آن اقدام کرد. از فقر تعاریف مختلفی می‌شود که دو بُعد دارد؛ فقر نسبی و مطلق. فقر مطلق به درآمد و ناتوانی در تامین حداقل استانداردهای زندگی گفته می‌شود، اما فقر نسبی به ناتوانی افراد در دسترسی به یکسری از امکانات گفته می‌شود. یعنی امکاناتی که جامعه به‌عنوان وضعیت مطلوب می‌شناسد. باتوجه به این تعریف، فقر و نابرابری با هم مساوی است. یکی از شاخص‌هایی که فقر را با آن مقایسه می‌کنند، پایین بودن درآمد است.»
فقر دو رویکرد دارد؛ فقر درآمدی و فقر قابلیتی. فقر درآمدی تک‌بعدی است، اما فقر قابلیتی شاخص‌های اجتماعی و  انسانی را بررسی می‌کند که قابل مشاهده هم نیست: «درآمد را به‌عنوان وسیله‌ای برای دسترسی به امکانات می‌شناسند، به همین دلیل فقر را با پایین‌بودن درآمد یکی می‌داند که شکاف طبقاتی ایجاد می‌کند و منتهی به اعتراضات خیابانی می‌شود. همچنین مردم احساس ناامنی می‌کنند.»
📌با فقر آماری مواجه‌ایم
✍️فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر روابط کار:
«هنوز نمی‌دانیم چند میلیون کارگر در کشور داریم، نمی‌دانیم چند میلیون بیمه‌شده هستند، هرچه هستند، آمار جمعیتی است. در کشور سیاست ندادن آمارها و عقیم‌بودن آنها پیاده می‌شود. ما نمی‌دانیم باید درباره چه جمعیتی حرف بزنیم. در سازمان تامین اجتماعی آمار بیمه‌‌شده‌ها را داریم اما نمی‌دانیم از این تعداد چند نفر کارگر هستند.
نمی‌دانیم تحصیلات‌شان چقدر است، در جلسات شورایعالی دستمزد، عدد و آمارهای اعلام‌شده قابل اتکا نیستند؛ چرا که همه تخمین‌زده شده‌اند.
سازمان پزشکی قانونی، اعلام کرد که در سال گذشته روزانه 5 تا 6 نفر در روز به‌دلیل حوادث کار، جان‌شان را از دست داده‌اند، اما وزارت کار این تعداد را یک تا دو نفر اعلام کرده‌ است.»
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ قواعدبازي تغييرات اقتصادي

داگلاس. سی نورث

✅ تعریف ویژگی‌های تغییر اقتصادی یک چیز است و تجویز دارو برای اصلاح عملکرد اقتصادها موضوعی دیگر. به واقع ما نمی‌دانیم که چگونه یک اقتصاد معیوب را به یک نمونه موفق تبدیل کنیم، اما برخی ویژگی‌های اساسی نهادها سرنخ‌هایی در اختیار ما قرار می‌دهد.

۱) نهادها از قوانین رسمی، هنجارهای غیر رسمی و برخی ویژگی‌های اجرایی هر دوی آنها ‌تشکیل شده‌اند و ترکیب قوانین، هنجارها و ویژگی‌های اجرایی عملکرد اقتصادی را رقم می‌زند. در حالی که قوانین رسمی می‌توانند یک شبه تغییر کنند، هنجارهای غیر رسمی تنها به صورت تدریجی تغییر می‌کنند.

از آنجا که هنجارها هستند که مشروعیت هر مجموعه‌ای از قوانین را تعیین می‌کنند، تغییرات انقلابی هیچگاه به آن اندازه که حامیان آن انتظار دارند انقلابی نیستند و عملکرد آنها ‌با پیش‌بینی‌های انجام شده متفاوت خواهد بود. علاوه بر این، جوامعی که قوانین رسمی دیگر جوامع را به کار می‌گیرند (مثل به کارگیری چیزی شبیه قانون اساسی آمریکا از طرف کشورهای آمریکای لاتین)، ویژگی‌های عملکردی متفاوتی را نسبت به کشور مبدأ نشان خواهند داد، چرا که هم هنجارهای غیررسمی و هم ویژگی‌های اجرایی در کشور مقصد متفاوت خواهند بود.

نکته اساسی در اینجا این است که انتقال قوانین رسمی اقتصادی و سیاسی، از اقتصادهای بازار موفق غربی به اقتصادهای جهان سوم و اروپای شرقی شرط کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی نیست. برای مثال، خصوصی سازی به هیچ عنوان نوشدارویی برای بهبود عملکردهای نامناسب اقتصادی نخواهد بود.

۲) روندهای سیاستی حاکم عملکرد اقتصادی را شکل می‌دهند، چرا که آنها ‌هستند که قواعد اقتصادی بازی را تعریف و اجرا می‌کنند. بنابراین قلب سیاست توسعه‌ای باید خلق روندهای سیاستی‌ای باشد که بتوانند حقوق مالکیت کارآمدی را ایجاد کنند.

متاسفانه تحقیق در رابطه با اقتصاد سیاسی جدید (اقتصاد نهادی جدید به کاربسته شده در سیاست) بیشتر روی ایالات متحده و دیگر کشورهای توسعه یافته متمرکز شده است.
با اینکه ما اطلاعات بسیاری درباره ویژگی‌های سیاست‌های کشورهای جهان سوم داریم، تئوری‌های بسیار مختصری در باره روندهای سیاستی حاکم در چنین کشورهایی در اختیار داریم.
حتی درباره پیامدهای دگرگونی شدید و افراطی چارجوب نهادی در جوامع اروپای مرکزی و شرقی نیز اطلاعات ناچیزی در اختیار داریم.

با این حال، ویژگی‌های نهادهایی که در قسمت قبل آمد حاوی نکات اساسی و مهمی است:

الف) نهادهای سیاسی تنها در صورتی می‌توانند پایدار بمانند که توسط سازمان‌هایی که به ادامه حیات آنها ‌علاقه دارند حمایت شوند. بنابراین بخش اصلی اصلاح اقتصادی یا سیاسی ایجاد چنین سازمان‌هایی است.

ب) تغییر هردوی نهادها و نظام‌های اعتقادی برای یک روند اصلاح موفق ضروری است، چرا که این مدل‌های ذهنی افراد هستند که انتخاب‌های آنها ‌را شکل می‌دهند.

ج) تغییر هنجارهای رفتاری که قوانین جدید را مشروعیت‌بخشی و حمایت کند، پروسه‌ای طویل بوده و در غیاب چنین هنجارهایی سیاست‌های وضع شده متزلزل خواهند بود.

د) در حالی که رشد اقتصادی با رژیم‌های استبدادی می‌تواند در کوتاه مدت اتفاق بیفتد، رشد بلند مدت اقتصادی نیازمند گسترش تامین قانونیIV و حفاظت از آزادی‌های سیاسی و مدنی است.

ه) قیود غیر رسمی(اعم از هنجارهای رفتاری، عرف) شرط لازم و نه کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی هستند. جوامعی که دارای هنجارهایی مطلوب برای رشد اقتصادی هستند بعضی اوقات حتی با وجود قوانین سیاسی نامناسب و ناپایدار می‌توانند کامیاب شوند. کلید اساسی درک این موضوع مقدار اجرای این قوانین است. اگر چه به وضوح، ادیان مولفه بنیادی سیستم‌های اعتقادی هستند، اما ما اطلاعات بسیار محدودی در رابطه با تغییر و تکامل نظام‌های اعتقادی و محدودیت‌های غیر رسمی منتج از آنها ‌داریم.

۳) این کارآیی انطباقی و نه تخصیصی است که باید راهبر روند سیاستی باشد. کارآیی توزیعی یک مفهوم ایستا با توجه به یک سری نهادهای مفروض است؛ کلید عملکرد مناسب و مداوم اقتصادی، وجود قالب نهادی انعطاف پذیر است که در صورت تغییرات تکاملی تکنولوژیکی و جمعیتی و همچنین شوک‌هایی که به سیستم وارد می‌شود امکان تعدیل خود را داشته باشد. ویژگی اصلی مورد نظر، خلق روند‌های سیاستی با ثبات با استفاده از هنجارهای مکمل است.

نظام‌های موفق اقتصادی یا سیاسی این گونه ویژگی‌ها را در طول دوره‌های بلند مدت زمانی گسترش داده اند. اطلاعات ما در رابطه با چگونگی خلق نظام‌های اینچنینی در کوتاه مدت بسیار ناچیز است، یا به عبارت بهترنمی دانیم که اصلا می‌شود آنها ‌را در کوتاه مدت ایجاد کرد یا خیر. به هر حال اینکه سیاست‌هایی که موجب ایجاد کارآیی تخصیصی هستند، بتوانند درمانی خوب برای اقتصادهای معیوب باشند کاملا مورد شک است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا دستیابی به چنین شیوه حکومتی بسیار دشوار است؟

✅ نهادها قواعد بازی جامعه هستند یا به صورت رسمی تر محدودیت‌های ساخته انسان هستند که تعاملات انسانی را پی‌ریزی می‌کنند. این نهادها تشکیل شده از قوانین رسمی(احکام قانونی، مقررات و آیین نامه‌ها)، محدودیت‌های غیر رسمی (عرف، هنجارهای رفتاری ) و ویژگی‌های اجرایی هر دوی این دسته‌ها هستند.

نمونه‌ای ساده برگرفته از نظریه بازی‌ها وضوح مشکل را بیشتر می‌کند. راه‌حل‌های همکارانه در نظریه بازی‌ها زمانی بیشتر محتملند که بازی تکرار شود، یا زمانی که بازیکنان اطلاعات کاملی از عملکرد گذشته دیگر بازیکنان داشته باشند، و یا زمانی که تعداد بازیکنان اندک باشند.
حالا اجازه بدهید این قضیه را برعکس کنیم؛ دستیابی به همکاری مشکل می‌شود زمانی که بازی تکرار نشود و یا نقطه پایان داشته باشد، یا زمانی که بازیکنان اطلاعاتی در مورد دیگر بازیکنان نداشته باشند و یا زمانی که تعداد بازیکنان زیاد باشد. در این شرایط معمولا نفع حاصل از عدم همکاری به منافع حاصل از همکاری می‌چربد.

انقلاب دوم اقتصادی جهانی، اقتصادی ساخت که مشخصه بارز آن، بازارهای غیر شخصی و همچنین تمام ویژگی‌هایی بود که در شرایط بازی دوم اشاره شد (بازی غیر همکارانه).
برای فائق آمدن بر این شرایط نیاز به ایجاد نهادهایی بود که ساختارها، قوانین و نحوه اجرای‌شان به گونه‌ای باشد که پیامد‌ها را تغییر داده و از این طریق راه‌حل‌های همکارانه را موجب شوند. این شیوه از تحلیل خیلی جدید نیست. (اگرچه ممکن است لغات و اصطلاحات آن متفاوت باشد). کارل مارکس مدت‌ها قبل اشاره کرده که ناهماهنگی بین الزامات سازمانی تکنولوژی از یک سو و حقوق مالکیت موجود از سوی دیگر، منشا اصلی تعارض و تغییر است.

اشتباه مارکس این بود که فکر می‌کرد این سرمایه‌داری است که امکان سازگاری با تکنولوژی جدید را ندارد، اما در واقع این انعطاف پذیری نهادهای سیاسی و اقتصادی اقتصادهای بازار بود که آنها ‌را قادر به تعدیل خود و دستیابی به الزامات تولیدی در انقلاب دوم اقتصادی ساخت و بر خلاف انتظار این انعطاف‌ناپذیری و صلبیت اقتصاد‌های با برنامه‌ریزی مرکزی بود که آنها ‌را نابود کرد.

اما همچنان نکات زیادی برای مطرح کردن در مورد تعدیل نهادی در انقلاب اقتصادی دوم وجود دارد. چنین تعدیلی مستلزم تغییر اجتماعی کلی است. تبادلات غیر شخصی، تخصص و تقسیم نیروی کار، کاهش شدید در هزینه‌های اطلاعاتی و همبستگی جهانی همگی مستلزم دگرگونی اساسی همه جنبه‌های سازمان اجتماعی است.

شهرنشینی، اثرات خارجی، نا امنی برخاسته از وابستگی و در نهایت دگرگونی شدید کارکردهای سنتی اساسی‌ترین سازمان جامعه (خانواده)، مشکلات مدرن اجتماعی وسیعی را به وجود آورده و همچنان هم در حال به وجود آوردن است.

تکرار می‌کنم که این انعطاف پذیری نهادهای اقتصادی و سیاسی اقتصادهای غرب بود که، به طور خیلی ناقص، جانشین‌هایی را برای نقش سنتی خانواده فراهم کرد؛ در مقابل نا امنی‌های جدیدی که افراد را تحت تاثیر قرار می‌داد ایمن بود؛ و به اثرات خارجی اعم از محیطی و اجتماعی که همراه با دگرگونی اقتصادی بود رسیدگی کرد.

در این شرایط اقتصادی و اجتماعی، ذکر مشکلات توسعه اقتصادی ضروری است. مساله را می‌توان به صورت مختصر بیان نمود. سیاست توسعه‌ای موفق که در بر دارنده نتایج مثبت باشد مستلزم فهم پویایی تغییر اقتصادی است و مدل پویای تغییر اقتصادی مستلزم تحلیل روند سیاستی است، چرا که سیاست است که قوانین رسمی را تعیین و اجرا می‌کند.

ما هنوز هم با داشتن چنین مدلی فاصله داریم، اما ساختاری که در اقتصاد نهادی جدید در حال گسترش است، هرچند ناکامل، سیاست‌های توسعه‌ای کاملا متفاوتی را با سیاست‌های مورد نظر اقتصاددانان توسعه سنتی و همچنین اقتصاددانان نئوکلاسیک متعارف بیان می‌کند. اقتصاد دانان توسعه اصولا دولت را یا به عنوان عنصر بیرونی یا به عنوان یک بازیگر خنثی در روند توسعه در نظر می‌گیرند.

اقتصاددانان نئوکلاسیک به صورت ضمنی فرض می‌کنند که نهادها (اعم ازاقتصادی و سیاسی) اهمیتی ندارند و اینکه تحلیل ایستایی که در مدل‌های بهره‌وری تخصیصی مطرح می‌شود باید به عنوان راهنمای سیاستی در نظر گرفته شود که به این معنی است که با حذف کنترل‌های قیمتی و مبادلاتی شرایطی فراهم شود تا «قیمت‌ها به درستی دریافت شوند.» اما در واقع هیچ گاه نمی‌توان دولت را یک عنصر بیرونی در سیاست‌های توسعه‌ای پنداشت و همچنین دریافت درست قیمت‌ها هم فقط زمانی پیامد‌های مورد نظر را دارا است که شما قبلا نوعی از حقوق مالکیت و ضمانت اجرایی را آماده داشته باشید که بتواند شرایط ایجاد بازار رقابتی را تامین کنند.
*قبل از اینکه جلوتر برویم باید مشخصا بین نهادها و سازمان‌ها تمایز قائل شویم.
به كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدیریت مؤثر:
خروج از دفتر کار و حضور در میدان عمل
(مدیریت با قدم زدن درمحیط کار)

✅ بسیاری از مدیران تازه‌کار پس از دستیابی به مقام مدیریت، تمایل دارند ساعات طولانی در دفتر خود بمانند و ارتباط حداقلی با کارکنان برقرار کنند. نتیجه این رفتار، فاصله گرفتن از مشکلات واقعی، عدم درک چالش‌های کارکنان، کاهش انگیزه تیم و افت بهره‌وری سازمانی است.

▪︎این وضعیت باعث ایجاد تصویری سرد و غیرقابل‌دسترس از مدیران در ذهن کارکنان می‌شود که نتیجه آن، کاهش تعامل و مشارکت در اهداف سازمانی خواهد بود.

▪︎تحقیقات چه می‌گویند؟
تحقیقات دانشگاه بیلور نشان داده است که ارتباط مداوم مدیران با کارکنان، عامل کلیدی در افزایش تعهد و بهره‌وری سازمانی است.

▪︎بر اساس گزارش نشریه HBR:
🔹تنها ۴۲٪ از کارکنان، درکی نسبی از ارزش‌ها و استراتژی‌های شرکت خود دارند.
🔹بیش از ۹۵٪ کارکنان یا از ارزش‌های سازمان بی‌خبرند یا با آن موافق نیستند!
🔸این آمار نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین مانع در مسیر موفقیت سازمان‌ها، نبود ارتباط مؤثر بین مدیران و کارکنان است.

▪︎چرا مدیران باید از دفتر کار خود بیرون بیایند؟

• افزایش انگیزه و بهره‌وری کارکنان:
وقتی مدیران در کنار کارکنان باشند، تیم احساس ارزشمندی می‌کند و با انگیزه بیشتری کار می‌کند.
• تقویت فرهنگ سازمانی و هم‌افزایی تیمی:
حضور فعال مدیران در فضای کار باعث می‌شود ارزش‌های سازمانی به‌صورت عملی پیاده‌سازی شوند.
• جلوگیری از ایجاد شکاف بین مدیران و کارکنان:
در غیر این صورت، کارکنان احساس می‌کنند مدیران فقط از “جای گرم” صحبت می‌کنند و درکی از چالش‌های عملی ندارند.
• واقع‌بینی در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی:
مدیرانی که در محیط واقعی حضور دارند، تصمیم‌های دقیق‌تر و کاربردی‌تری می‌گیرند.

▪︎راهکارهای تقویت ارتباط مدیران و کارکنان

🔶 ارزش‌های سازمانی را زنده نگه دارید.
ارزش‌های کلیدی را در تعاملات روزانه تکرار کنید. نباید این ارزش‌ها فقط در جلسات رسمی مطرح شوند.
🔷به جای حرف، عمل کنید.
کارکنان زمانی به مدیران اعتماد می‌کنند که ببینند خودشان هم مطابق ارزش‌های سازمانی رفتار می‌کنند.
🔶ارزش‌ها را هر روز تقویت کنید.
جلسات فصلی کافی نیستند! ارزش‌های سازمانی باید در ارتباطات روزانه مدیران با کارکنان منعکس شوند.
🔷استراتژی‌ها را شفاف‌سازی کنید.
درک صحیح کارکنان از مسیر سازمان، بهره‌وری را افزایش می‌دهد. هرچه کارکنان دقیق‌تر بدانند که چرا و چگونه باید کار کنند، عملکردشان بهتر خواهد بود.
🔶ارتباط دوطرفه برقرار کنید.
مدیریت یعنی شنیدن دغدغه‌های کارکنان، نه فقط دستور دادن! مدیران نباید فقط سخنران خوبی باشند، بلکه باید شنونده‌ی فعال هم باشند و به ایده‌ها و مشکلات کارکنان توجه کنند.
✳️ باج‌گیری عاطفی در سازمان یعنی چی؟

🖊دکتر حسن بودلایی

✅ باج‌گیری عاطفی تو محیط کاری یعنی کسی با استفاده از احساسات شما، ازتون کار یا رفتار خاصی رو طلب می‌کنه. معمولاً جمله‌هایی مثل اینا می‌شنوید:
• «اگه این کار رو نکنی، کل تیم لطمه می‌بینه!»
• «من از تو انتظار بیشتری داشتم!»
• «ما که مثل خانواده‌ایم، این کار باید برات عادی باشه!»

🟢 مثال‌هایی از باج‌گیری عاطفی در سازمان:
▪︎رئیس فداکار:
می‌گه: «اگه این گزارش رو تا فردا آماده نکنی، پروژه می‌خوابه. فقط تو می‌تونی نجاتمون بدی.» این جمله حس گناه و فشار روانی بهتون وارد می‌کنه و باعث می‌شه حتی از وقت شخصی‌تون بزنید.

▪︎همکار درمانده:
می‌گه: «اگه تو بهم کمک نکنی، مجبور می‌شم تا نیمه‌شب بمونم. دیگه نمی‌دونم چی‌کار کنم!» شما باج عاطفی می‌دین و کار اون رو به عهده می‌گیرین.

▪︎مدیر خانواده‌دوست:
می‌گه: «اینجا مثل خونواده‌ته، تو خونواده که آدم وقت نمی‌شناسه!»
و این یعنی اضافه‌کاری بدون اعتراض یا پرداخت.

▪︎تهدید به انزوای حرفه‌ای:
یکی می‌گه: «اگه این کار رو نکنی، دیگه نمی‌تونی روی حمایت من حساب کنی!» این باعث می‌شه حس کنید رابطه‌تون با تیم یا همکارانتون تحت‌فشاره.

🔵 عواقب باج‌گیری عاطفی:

• فرسودگی روانی
• کاهش بهره‌وری
• حس ناامنی شغلی

🟤 چه کار کنیم؟

• نه بگید: محترمانه و قاطعانه.
• احساسات رو مدیریت کنید: خودتون رو گناهکار ندونید.
• حد و مرز بگذارید: به دیگران بگید که چه کارهایی براتون قابل قبوله.
• شفاف‌سازی کنید: دلایل منطقی برای رد درخواست‌ها ارائه بدید.

🔸به نظرتون باج‌گیری عاطفی چطور می‌تونه روی فرهنگ سازمان تأثیر بذاره؟
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
اهمیت دریافت نظرات مشتری
✳️ جذب مشتری به روش استارباکس

✅ استارباکس چطور از اصول اقتصاد رفتاری استفاده می‌کند؟

استارباکس یکی از بزرگترین کافه‌های دنیاست که در اکثر کشورهای دنیا (غیر از ایران) شعبه دارد و استراتژی‌هایش برای جذب مشتری بیشتر کم‌نظیر است، توجه داشته باشید بین این همه کافه‌های بزرگی که در دنیا وجود دارد اسم استارباکس فقط به گوش می‌خورد!
استارباکس برای بزرگتر کردن سهمش در بازار از  اصول «اقتصاد رفتاری»استفاده بسیار  کرده است.
پس بیایید  با هم چند مورد آن را بررسی کنیم.

۱. استفاده از اثر ارابه‌ای:

تجربه نشان داده اگر شما بین دو یا چند مغازه مردد باشید و ندانید که دقیقا کدام یک را باید انتخاب کنید، مغازه‌ای را انتخاب می‌کنید که شلوغ‌تر است.
استارباکس هم دقیقا از این مورد استفاده می‌کند یعنی کاری می‌کند که محیط کافه‌هایش را شلوغ نشان دهد، چطوری؟       
در شعبه‌هایش معمولا تعدادی صندلی نرم و راحت دارد که مردم بیشتر بنشینند و از قهوه خود لذت ببرند و شلوغ بماند.

۲. استفاده از هزینه اصطکاک:

استارباکس فقط یک تعداد محدودی صندلی و مبل راحتی دارد، برای فروش و سود بیشتر استارباکس تلاش می‌کند که عده‌ای سریع سفارش دهند و آنجا را ترک کنند تا افراد جدید جایگزین آن‌ها شوند.
برای همین کار یک‌سری از صندلی‌هایش ارتفاع و اندازه‌شان کمی غیراستاندارد است، همین باعث می‌شود شما زود خسته شوید و پس از نوشیدن قهوه، کافه را زودتر ترک کنید.

۳. استفاده از سقلمه:

از کنار استارباکس که رد شوید بوی قهوه را حس می‌کنید، شما را ترغیب می‌کند به داخل کافه رفته و یک فنجان قهوه بنوشید.
نکته جالب اینجاست که وقتی داخل کافه می‌روید معمولا نور کم است، ولی صندوق و تابلوی سفارش‌ها و یخچال کیک‌ها روشنایی خوبی دارد.
استارباکس دائما به ذهن شما تلنگر می‌زند تا چشمتان آن چیزی را که باید ببیند، ببیند.

۴. استفاده از اثر مالکیت:

وقتی شما در استارباکس سفارش می‌دهید اسم کوچکتان را روی لیوان می‌نویسند تا به شما حس مالکیت دست دهد یا به عبارت بهتری استارباکس را از خود بدانید.
از طرفی وقتی آماده شد اسمتان را با صدای بلند می‌خوانند، در نظر بگیرید عموما افراد غریبه شما را با پیشوند آقا، خانم، مهندس، دکتر و... صدا می‌کنند، وقتی یک نفر اسم کوچکتان را صدا بزند چقدر حس صمیمیت در شما زنده می‌شود.

۵. استفاده از اثر طعمه:

استارباکس محصولاتش را در سه سایز با سه قیمت مختلف ارائه می‌دهد. مثلا، کوچک ۴ دلار، متوسط ۶.۵ دلار، بزرگ ۷ دلار، با این کار ذهن ما سریع دچار مقایسه می‌شود و می‌بیند اگر لیوان بزرگتر را سفارش دهد خیلی بیشتر به نفعش است چون اختلافش فقط ۵۰ سنت است، این باعث می‌شود شما در دام اثر طعمه بیفتید و سفارش بیشتری دهید و پول بیشتری خرج کنید.

۶. استفاده از اثر فومو:

فومو چیست؟ ترس از جا ماندن!
استارباکس چطور از فومو استفاده می‌کند؟ به مناسبت‌های مختلف یک محصول را فقط به مدت یک روز می‌فروشد، مشتریان چون می‌دانند روزهای آتی، دیگر آن خوراکی وجود ندارد، فومو به سراغشان می‌آید و می‌ترسند لذت این نوشیدنی را از دست بدهند، همین مورد باعث ترغیب شدن مشتریان به خرید می‌شود.

۷. استفاده از اثر عدم ابهام:

بارها شده که شما به کافه‌ای رفته‌اید و می‌بینید یک آهنگی گذاشته شده که برایتان آشناست ، حالا هم فکرتان مشغول می‌شود که نام این آهنگ چیست و هم می‌خواهید این آهنگ را داشته باشید که بعدا هم بتوانید گوش دهید، استارباکس این مشکل را حل کرده است.
استارباکس با همکاری اسپاتیفای آمده آهنگ‌هایی که پخش می‌شود را در پلی لیست اسپاتیفای گذاشته تا برای همه در دسترس باشد.
✍ پوریا بختیاری
👍3❤2
شنونده بهتر؟!
✳️ حجم خواستن؟!

▪️می‌خواست دنیا و دیگران را مدیریت کند ...
سقراط گقت خودت را بشناس.

▪️می‌خواست دشوارترین کار را انجام دهد ...
کانت گفت جرأت اندیشیدن داشته باش.

▪️می‌خواست سخنرانی غرّا ایراد کند ...
ابوسعید گفت برخیز و گامی فراپیش نِه.

▪️می‌خواست مجسمۀ یادبود خود را بسازد ...
کیوپیت گفت یادگارها هم از یاد می‌روند.

▪️می‌خواست خود را عظیم بشمرد ...
ژید گفت عظمت در نگاهت باشد.

▪️می‌خواست جور دیگر ببیند ...
سهراب گفت چشمهایت را بشوی.

▪️می‌خواست آزاد و رها باشد ...
اقبال گفت بند از جان و دل باز کن.

▪️می‌خواست همرنگ جماعت، از مناره بیفتد ...
مولوی گفت خود را بر باد مده.

▪️می‌خواست چرخۀ بهبود را به حرکت درآورد ...
دمینگ گفت در برنامه‌ریزی نمان.

▪️می‌خواست پله‌پله تا ملاقات خدا برود ...
مازلو گفت باید از پلۀ اول عبور کنی.

▪️می‌خواست روشنای وجود خود باشد ...
یونگ گفت اسیر سایۀ خودت نباش.

▪️می‌خواست دیگران را دوست بدارد ...
مادر ترزا گفت آنها را قضاوت نکن.
مسعود بینش
✳️ برای تحلیل عملکرد دولت ها در سراسر جهان، روش‌های استاندارد و معتبری وجود دارد که معمولاً توسط سازمان‌های بین‌المللی، مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاه‌ها استفاده می‌شوند. برخی از این روش‌ها و شاخص‌ها عبارتند از:

▪︎۱. شاخص‌های حکمرانی جهانی (Worldwide Governance Indicators - WGI)
   - توسط بانک جهانی ارائه می‌شود.
   - شش بعد اصلی حکمرانی را اندازه‌گیری می‌کند:
     1. حق اظهار نظر و پاسخگویی (Voice and Accountability)
     2. ثبات سیاسی و عدم خشونت(Political Stability and Absence of Violence)
     3. اثربخشی دولت(Government Effectiveness)
     4. کیفیت قوانین و مقررات(Regulatory Quality)
     5. حاکمیت قانون(Rule of Law)
     6. کنترل فساد(Control of Corruption)

▪︎۲.شاخص توسعه انسانی (Human Development Index - HDI)
   - توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) منتشر می‌شود.
   - بر اساس سه معیار اصلی:
     1. امید به زندگی(Life Expectancy)
     2. دسترسی به آموزش (Education)
     3. درآمد سرانه (Gross National Income per Capita)

▪︎۳. شاخص رقابت‌پذیری جهانی (Global Competitiveness Index - GCI)
   - توسط مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) ارائه می‌شود.
   - عملکرد دولتها را در ایجاد محیطی رقابتی برای کسب‌وکارها ارزیابی می‌کند.

▪︎۴. شاخص فساد اداری (Corruption Perceptions Index - CPI)
   - توسط سازمان شفافیت بین‌الملل (Transparency International) منتشر می‌شود.
   - سطح فساد در بخش دولتی را در کشورهای مختلف اندازه‌گیری می‌کند.

▪︎۵.شاخص آزادی اقتصادی (Index of Economic Freedom)
   - توسط بنیاد هریتیج (Heritage Foundation) ارائه می‌شود.
   - بر اساس معیارهایی مانند آزادی تجارت، مالیات، حقوق مالکیت و اندازه دولت.

▪︎۶. شاخص دموکراسی (Democracy Index)
   - توسط واحد اطلاعات اکونومیست (Economist Intelligence Unit) منتشر می‌شود.
   - سطح دموکراسی در کشورها را بر اساس معیارهایی مانند فرآیندهای انتخاباتی، عملکرد دولت و مشارکت سیاسی ارزیابی می‌کند.

▪︎۷. شاخص عملکرد محیط زیست (Environmental Performance Index - EPI)
   - توسط دانشگاه ییل و کلمبیا ارائه می‌شود.
   - عملکرد دولتها را در زمینه حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار اندازه‌گیری می‌کند.

▪︎۸. شاخص شادی جهانی (World Happiness Report)
   - توسط شبکه توسعه پایدار سازمان ملل (UNSDSN) منتشر می‌شود.
   - سطح رفاه و شادی شهروندان را بر اساس معیارهایی مانند تولید ناخالص داخلی، حمایت اجتماعی و آزادی انتخاب ارزیابی می‌کند.

▪︎۹. شاخص امنیت غذایی (Global Food Security Index)
   - توسط واحد اطلاعات اکونومیست (Economist Intelligence Unit) ارائه می‌شود.
   - عملکرد دولتها را در تأمین امنیت غذایی شهروندان ارزیابی می‌کند.

▪︎۱۰. شاخص عدالت اجتماعی (Social Justice Index)
   - توسط بنیاد برتلزمن (Bertelsmann Stiftung) منتشر می‌شود.
   - بر اساس معیارهایی مانند برابری فرصت‌ها، دسترسی به آموزش و سلامت و عدالت توزیعی.

▪︎۱۱. شاخص عملکرد دیجیتال (Digital Government Performance Index)
   - عملکرد دولتها را در ارائه خدمات دیجیتال و استفاده از فناوری اطلاعات ارزیابی می‌کند.

▪︎۱۲. شاخص پاسخگویی به بحران (Crisis Response Index)
   - عملکرد دولتها را در مدیریت بحران‌هایی مانند همه‌گیری‌ها، بلایای طبیعی و بحران‌های اقتصادی ارزیابی می‌کند.

🔺روش‌های تحلیل:
- تحلیل کمی: استفاده از داده‌های آماری و شاخص‌های عددی.
- تحلیل کیفی: بررسی سیاست‌ها، قوانین و رویه‌های دولت‌ها.
- مطالعات موردی: بررسی عملکرد دولت‌ها در شرایط خاص یا بحران‌ها.
- مقایسه بین‌المللی: مقایسه عملکرد دولت‌ها با یکدیگر یا با استانداردهای جهانی.
این روش‌ها و شاخص‌ها به محققان و سیاست‌گذاران کمک می‌کنند تا عملکرد دولتها را به‌صورت جامع و سیستماتیک تحلیل کنند.
✍دکتر مهدی نظام آبادی
ایجادفضای کاری سالم؟!
✳️ چرا پایداری در سال ۲۰۲۵ برای کسب‌وکارها حیاتی است؟

✅ در دنیایی که تغییرات اقلیمی، ژئوپلیتیکی و تحولات اقتصادی به سرعت در حال وقوع‌اند، پایداری دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی برای بقا و موفقیت کسب‌وکارهاست.

🔻 ۸ دلیل که چرا پایداری کلید موفقیت در سال ۲۰۲۵ است:

۱- کارکنان به دنبال هدف هستند
🔹 شرکت‌هایی که رویکرد پایدار دارند، کارکنان باانگیزه‌تر و وفادارتری جذب می‌کنند.

۲- سرمایه‌گذاران شفافیت را ترجیح می‌دهند
🔹 کسب‌وکارهای مسئولیت‌پذیر، اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب کرده و منابع مالی بیشتری جذب می‌کنند.

۳- مصرف‌کنندگان انتظار اقدام دارند
🔹 مشتریان، به‌ویژه نسل‌های جوان، برندهایی را که به مسئولیت‌های اجتماعی و زیست‌محیطی خود متعهدند، ترجیح می‌دهند.

۴- پایداری یک مزیت استراتژیک است
🔹 شرکت‌های پایدار از رقبا متمایز شده و در بازارهای پررقابت موفق‌تر عمل می‌کنند.

۵- تطبیق با قوانین آینده، از بحران‌ها پیشگیری می‌کند
🔹 مقررات زیست‌محیطی روزبه‌روز سختگیرانه‌تر می‌شود؛ کسب‌وکارهایی که زودتر تغییر کنند، پیشتاز خواهند بود.

۶- تاب‌آوری بیشتر در برابر بحران‌ها
🔹 کسب‌وکارهای پایدار، در برابر چالش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی، انعطاف‌پذیری بیشتری دارند.

۷- پایداری موتور نوآوری است
🔹 تفکر پایدار، راه‌های خلاقانه‌ای برای کاهش هزینه‌ها و بهبود عملکرد کسب‌وکارها فراهم می‌کند.

۸- ارزش‌آفرینی بلندمدت و اعتمادسازی
🔹 برندهایی که اهداف زیست‌محیطی و اجتماعی را دنبال می‌کنند، از اعتماد مشتریان و سرمایه‌گذاران بهره‌مند می‌شوند.

🔻 نتیجه‌گیری:
کسب‌وکارهای آینده‌نگر، پایداری را به استراتژی اصلی خود تبدیل کرده‌اند. اکنون وقت آن است که کسب‌وکارها، مسیر رشد خود را در مسیر توسعه پایدار تنظیم کنند.
💭 منبع: Forbes
✳️ با حضور چند آشپز، غذا خوشمزه‌تر می‌شود؟!

✅ کتی فایوک در کتاب ارزشمند خود به نام «53 اصل استخدام بهترین‌ها» می‌نویسد:

🔷 بارها این ضرب‌المثل را شنیده‌اید که وقتی آشپز دو تا بشود، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک. همه ما این ضرب‌المثل را در عمل هم دیده‌ایم. مثلا وقتی تعداد افراد حاضر در یک جلسه یا یک پروژه گروهی افزایش می‌یابد، نتیجه ضعیف‌تری به دست می‌آید

🔸اما به جرات می‌گویم که این ضرب‌المثل در تصمیم‌گیری، کمتر کاربرد دارد. در حقیقت، اگر از من بپرسید که آیا واقعا به تنهایی می‌توان بهترین تصمیم را گرفت؟ به شما می‌گویم: خیر

♦️به همین دلیل است که در انتخاب یک همکار جدید، باید با تمام تیم یا گروه کاری‌تان مشورت کنید، چون آن فرد جدید قرار است با تیم فعلی‌تان کار کند، پس باید بتوانند با هم کنار بیایند

🔹در حقیقت، هنگام استخدام یک فرد جدید، مشورت کردن با تمام تیم کاری‌تان یا حداقل با اعضای اصلی آن، باعث نمی‌شود که آش‌تان یا شور بشود یا بی‌نمک

🔹مطمئن باشید اگر برای استخدام یک فرد جدید، نظرات تیم کاری‌تان را نادیده بگیرید، آش‌تان یا شور می‌شود یا بی‌نمک. یعنی در آینده نزدیک، مشکلات و ناهماهنگی‌ها در تیم‌تان آن قدر افزایش می‌یابد که شما را به دردسر می‌اندازد

🔻برای دخالت دادن اعضای تیم کاری‌تان در انتخاب کارمند جدید، می‌توانید از این دو روش کمک بگیرید:

1️⃣ اعضای تیم‌تان را به یک مصاحبه گروهی با فرد داوطلب دعوت کنید

2️⃣ از فرد داوطلب بخواهید مصاحبه‌های جداگانه‌ای با اعضای تیم‌تان داشته باشد
(مارکتینگ آز)
👍1
✳️ شاید کارمند خوب من، کارمند بد شما باشد

✅ استفان رابینز در کتاب «مدیریت انسان‌ها» می‌نویسد: برای بسیاری از مدیران اتفاق افتاد که فردی را که دارای مهارت شغلی و قابلیت‌های فراوانی است، استخدام می‌کنند، اما اندکی بعد از تصمیم‌شان پشیمان می‌شوند.

🔹درست است که مهارت در شغل، یکی از مولفه‌های بسیار مهم برای «کارمند خوب بودن» است، ولی هیچ گاه از تاثیر بسیار زیاد «فرهنگ سازمانی» در موفقیت یا شکست شغلی یک کارمند غافل نشوید.

🔹فرهنگ هر سازمان، مجموعه‌ای از مشترکات و ارزش‌های اصلی اعضای آن سازمان است. برای مثال، فرهنگ سازمانی شرکت رایان ایر که دفتر مرکزی آن در ایرلند است، بر اساس رقابت و سخت‌کوشی بنا شده و کسی در این شرکت پیشرفت می‌کند که با دیگران سرسختانه رقابت می‌کند.

🔹برعکس رایان ایر، در شرکت دارویی و بهداشتی جانسون اَند جانسون، فرهنگ غالب بر همکاری، اعتماد و وفاداری تاکید دارد و کارمندی در آن رشد می‌کند که بتواند با بقیه خوب کار کند و به شرکت وفادار باشد.

🔹بر همین اساس، یک کارمند خوب در رایان ایر، رفتارها و ویژگی‌های بسیار متفاوتی نسبت به یک کارمند خوب در جانسون اَند جانسون دارد و در نتیجه، کارمند خوب رایان ایر، هیچ وقت نمی‌تواند کارمند خوبی برای جانسون اَند جانسون باشد.

🔹از این‌رو، به عنوان یک مدیر باید دنبال کارمندی باشید که با فرهنگ سازمانی شما سازگاری دارد، نه این که صرفا مهارت‌ها، شایستگی‌ها و تجربه‌های بسیار زیادی دارد.

🔹پس در ضمن مصاحبه‌های استخدامی، سوال‌هایی را مطرح کنید که فرد متقاضی بتواند ارزش‌ها و باورهایش را هم توضیح بدهد تا ببینید آیا ارزش‌ها و باورهای او با فرهنگ سازمانی‌تان هماهنگ است یا نه؟

🔹اگر این کار را نکنید، بعد از مدتی هم شما از انتخاب‌تان پشیمان می‌شوید و هم آن کارمند به نظر حرفه‌ای، بعد از مدتی انگیزه‌اش را به طور کامل از دست می‌دهد و در نتیجه، شما دنبال کارمند جدید می‌گردید و آن فرد، دنبال شغل جدید.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement/22900
👍2
✳️ اثر گولم!

✅ اصطلاحی وجود دارد که معمولاً در کنار اثر پیگمالیون قرار می‌گیرد: اثر گُلم یا گولم (Golem Effect). اثر گولم می‌گوید که اگر شما انتظارات منفی از فردی داشته باشید،‌ به تدریج روی عملکرد او هم تأثیر منفی می‌گذارید. ممکن است با خود بگویید «این دقیقاً همان اثر پیگمالیون است. پس چرا برای آن یک نام جدا انتخاب کرده‌اند؟!»
▪︎موضوع این است که این دو اثر اگر چه از نظر جمله‌بندی برعکس هم هستند، اما لزوماً نمی‌توان از یکی دیگری را نتیجه گرفت. این که یک نفر به شما بگوید «استعدادت زیاد است» و شما پس از‌ آن عملکرد بهتری داشته باشید یک ماجراست و این‌که فردی به شما بگوید «استعداد نداری» و مغز شما بعد از شنیدن این جمله از کار بیفتد یک ماجرای دیگر است.

●مثلاً ممکن است اگر کسی به شما بگوید «عُرضهٔ فلان کار را نداری» شما برای اثبات عرضهٔ خود بیشتر تلاش کنید و اتفاقاً نتیجهٔ بهتری هم بگیرید. بنابراین می‌توان گفت مکانیزم و مولفه‌های اثر پیگمالیون و گلم لزوماً یکسان نیستند.

• نمونه‌های فراوانی وجود دارد که اثر گلم تأیید شده است. یعنی انتظار پایین باعث شده عملکرد هم کاهش پیدا کند. اما شواهدی که در تأیید این اثر وجود دارد و گستردگی اثر آن به اندازهٔ اثر پیگمالیون زیاد نیست.

■اثر گلم (golem) نظریه ای است که اثر نگرش منفی انسان نسبت به دیگران را توضیح می دهد. یعنی انتظار پایین مدیر باعث انتظارات و عملکرد پایین در کارمند می شود.

□اثر گلم درباره عکس اثر گالاتیا و پیگمالیون در مدیریت صحبت می‌کند و بعد منفی را مورد بررسی قرار می‌دهد. اثر گلم می‌گوید که هر چه یک مدیر انتظارات کم‌تری از کارمندان خود داشته باشد، بازدهی آن‌ها نیز کاهش پیدا می‌کند. دقیقا مانند همان معلمی که اگر تصور کند شاگردی کودن است، او واقعا تبدیل به یک شاگرد تنبل می‌شود؛ حتی اگر هوش بالایی داشته باشد.

●چگونه از اثر گولم دوری کنیم؟
اثر گولم هم در رفتار مدیران مشخص است و هم احساسی است که به صورت ناخودآگاه مشخص می‌شود. برخی از مدیران تصورات منفی که راجع به کارمندان دارند را به زبان نمی‌آورند. حتی نمی‌گویند که انتظاراتشان از آن‌ها پایین است. اما کارمندان این موضوع را احساس می‌کنند و حتی اگر خودشان هم نخواهند، روی عملکردشان به صورت ناخودآگاه تأثیر خواهد داشت. برای حل این مشکل راهکارهایی وجود دارد که در ادامه ارائه داده‌ایم.

• هنگام استخدام سعی کنید به سراغ افرادی بروید که می‌دانید توانمند هستند. تصورات شما راجع به افراد اهمیت بسیاری دارد.
انتظارات خود را یک سطح بالاتر از توانمندی‌های معمول کارمندان نگه دارید.
• در صورتی که کارمندی نتوانست انتظارات شما را برآورده کند، به جای پایین آوردن انتظارات، علت را جویا شوید. در اکثر موارد برآورده نشدن انتظارات مدیر به دلیل عدم توانمندی افراد نیست. آن‌ها تنها مشکلاتی دارند که نمی‌دانند چگونه باید حلشان کنند.

○بر اساس اثر پیگمالیون مدیران باید بدانند که موفقیت و رشد کارمندان فقط به شرایط کار و توانمندی‌ها و صلاحیت فرد بستگی ندارد. لذا بر این اساس مدیران باید همیشه کارمندانشان را باور داشته باشند. همچنین باید انتظارات خود را کمی بیشتر از سطح توانمندی‌های معمول فرد قرار دهند. چرا که در این صورت، کارمندان این باور را می‌پذیرند و سعی می‌کنند بهترین مهارت‌ها و توانایی‌هایشان را نشان دهند تا انتظارات مدیر برآورده شود.

■انتظارات بالای مدیر به انتظارات بالا در کارمند منجر می‌شود. انتظارات بالا در کارمند باعث می‌شود که او تلاش بیشتری داشته باشد. این تلاش زیاد، منجر به عملکرد بهتر می‌شود و به دنبال آن انتظارات مدیر برآورده خواهد شد. این زنجیره در راستای رشد ادامه خواهد داشت.

□بر همین اساس باید گفت روشی که مدیران برای مدیریت کارکنان خود استفاده می‌کنند، تابعی از انتظار و برداشت آن‌ها از توانمندی‌های کارکنانشان است. هنگامی‌که یک مدیر به اشتباه فکر می‌کند کارمندش ناتوان است، به عزت نفس کارمند و تصویر ذهنی او از خودش آسیب می‌رساند. در نهایت کارمند قطعا همانی می‌شود که مدیر انتظار دارد.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ عصر امپراطوری الیگارش‌های تکنولوژی

✍ غلامحسین دوانی

✅ واژه الیگارش(Oligarch) از ریشه یونانی «Oligarchia» گرفته شده که از دو بخش «Oligos» به معنی اندک یا کم‌شمار و «Archo» به معنی حکومت کردن یا فرمانروایی تشکیل شده است بنابراین الیگارشی
(Oligarchy) به معنای حکومت گروهی کوچک وخاص است. این اصطلاح در فلسفه سیاسی یونان باستان، به‌ویژه در آثار افلاطون و ارسطو، برای توصیف نوعی حکومت به کار می‌رفت که در آن گروهی محدود از افراد ثروتمند یا قدرتمند کنترل جامعه را در دست دارند. این واژه به‌ویژه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رایج و به افرادی اطلاق شد که از خصوصی‌سازی اقتصاد بهره بردند و به ثروت و نفوذ سیاسی گسترده‌ای دست یافتند. در ادبیات اقتصادی همین واژه در تعابیر «نوکیسه‌گان، ژن‌های خوب و آقازاده‌ها» نیز به کار می‌رود. در مورد اینکه آیا الیگارشی در جهان سرمایه‌داری و غرب هم وجود دارد بدون شک که در آمریکا و کشورهای غربی نیز الیگارشی وجود دارد اما معمولا به شکل متفاوتی نسبت به روسیه یا کشورهای دیگر عمل می‌کند. در جوامع غربی، الیگارشی بیشتر به صورت قدرت شرکت‌های بزرگ، نخبگان مالی و نفوذ گروه‌های لابی‌گری دیده می‌شود.
الیگارشی در آمریکا و غرب چگونه است؟
حاکمیت شرکت‌های بزرگ (Corporate Oligarchy): شرکت‌های چندملیتی مانند آمازون، اپل، گوگل، بلک‌راک و گلدمن ساکس نفوذ عظیمی در سیاست و تصمیم‌گیری‌های دولتی دارند. سهامداران عمده و مدیران ارشد این شرکت‌ها با سرمایه و ارتباطات قوی بر قانون‌گذاری و سیاست‌های اقتصادی تاثیر می‌گذارند.
نظام مالی و وال استریت بانک‌های بزرگ و شرکت‌های سرمایه‌گذاری مانند جی‌پی مورگان، گلدمن ساکس و بلک‌راک با تامین مالی سیاستمداران، نقش مهمی در تعیین سیاست‌های اقتصادی و مالی دارند. در حالی که سردمداران نئولیبرالیسم در رسانه‌ها مرتبا شعار عدم مداخله دولت در اقتصاد و مقررات‌زدایی را مطرح می‌کنند اما بحران مالی ۲۰۰۸ نشان داد که چگونه همین افراد مشوق دولت‌ها برای حمایت از ورشکستگی شرکت‌های بزرگ از جیب مالیات‌دهندگان بودند، به طور مثال نجات مالی بانک‌ها با پول مالیات‌دهندگان در بحران 2008 یا تخصیص منابع هنگفت مالیاتی به شرکت‌ها در جریان کرونا. در واقع الیگارش‌های اریستوکرات به رهبری ایلان ماسک نه‌تنها طرفدار دولت مداخله‌گر خودی هستند بلکه دولت را وسیله تامین امیال خود می‌دانند. آنها درصدد هستند با اخراج میلیون‌ها آمریکایی وظایف دولت‌ها را از طریق برون‌سپاری به شرکت‌های خودی مبتنی بر
هوش مصنوعی واگذار کنند تا علاوه بر دستیابی به منابع عظیم مالی، امکان کنترل کامل دولت را نیز به دست گیرند.
نفوذ پول در سیاست (Lobbying & Super PACs): گروه‌های لابی‌گری و سازمان‌های تامین مالی کمپین‌های انتخاباتی، مانند اتحادیه‌های تجاری، شرکت‌های نفتی و صنایع دفاعی به سیاستمداران کمک مالی می‌کنند تا منافع خود را حفظ کنند. تصمیمات کلان، مانند سیاست‌های مالیاتی، مقررات زیست‌محیطی و حتی جنگ‌ها، اغلب تحت‌تاثیر منافع این گروه‌ها هستند.
ادامه مطلب در لینک. زیر

https://jahanesanat.ir/%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%84%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/519223/