مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ کارکنان کاری که از آنها انتظار دارید را انجام نمی‌دهند،
آنها کاری را انجام می دهند که می‌دانند شما توجه و بررسی(بازرسی)خواهید کرد
!
✳️ استعاره سیاه چاله‌ در سازمان؟!
سیاه چاله سازمانی - بخش اول
(Organizational Black Hole)
✅ سیاه چاله ها ناحیه‌هایی در فضا هستند که گرانش بسیار قوی دارند، به‌طوری که هیچ چیز،حتی نور نمی‌تواند از آن‌ها فرار کند.
این گرانش شدید به دلیل تمرکز مقدار زیادی جرم در یک فضای بسیار کوچک ایجاد می‌شود.
▪︎سیاه چاله‌ها یکی از مرموزترین و جذاب‌ترین پدیده‌های کیهان هستند و مطالعه آن‌ها به درک بهتر قوانین فیزیک کمک می‌کند.

▪︎دراین نوشتار قصددارم ازاستعاره سیاه چاله در تبیین وضعیت سازمان هایی که گرفتار سیاه چاله سازمانی می شوند بهره ببریم.

🔺دقت بفرمایید ما درمورد سازمان صحبت می کنم ونه فضا؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
▪︎سیاه چاله سازمانی (Organizational Black Hole)
به وضعیتی اشاره دارد که در آن اطلاعات، ایده‌ها، یا تصمیمات در یک سازمان به‌طور مرموزی ناپدید می‌شوند و هیچ‌گونه بازخورد یا پیگیری در مورد آن‌ها انجام نمی‌شود. این اصطلاح معمولاً برای توصیف فرآیندهای ناکارآمد یا ساختارهای سازمانی پیچیده‌ای به کار می‌رود که باعث می‌شوند ارتباطات یا اقدامات مهم در سازمان گم شوند یا نادیده گرفته شوند.
❤1
📌ادامه سیاه چاله سازمانی، بخش دوم

▪︎ویژگی های سیاه چاله سازمانی:

۱. ناپدید شدن اطلاعات: اطلاعات یا درخواست‌ها به‌طور مرموزی ناپدید می‌شوند و هیچ‌گونه پاسخ یا پیگیری در مورد آن‌ها انجام نمی‌شود.

۲. عدم مسئولیت‌پذیری:
هیچ فرد یا بخشی مسئولیت از دست رفتن اطلاعات یا عدم اقدام را بر عهده نمی‌گیرد.

۳.فرآیندهای پیچیده: ساختارهای سازمانی یا فرآیندهای اداری بیش‌ازحد پیچیده باعث می‌شوند اطلاعات در میان لایه‌های مختلف سازمان گم شوند.

۴.فقدان شفافیت:
عدم شفافیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری و ارتباطات داخلی سازمان.

▪︎ دلایل ایجاد سیاه چاله سازمانی:

● ساختار سلسله‌مراتبی بیش‌ازحد: وجود لایه‌های مدیریتی زیاد که باعث کندی و گم‌شدن اطلاعات می‌شود.

● فقدان سیستم‌های ارتباطی کارآمد: نبود ابزارها یا فرآیندهای مناسب برای ردیابی و پیگیری اطلاعات.

● فرهنگ سازمانی ضعیف:
فرهنگ سازمانی که در آن مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی وجود ندارد.

● تمرکز قدرت: تصمیم‌گیری متمرکز در دست افراد خاص که باعث می‌شود اطلاعات در سطوح پایین‌تر نادیده گرفته شود.

■ راه‌های مقابله با سیاه چاله سازمانی:
https://t.me/ExecutiveManagement
۱. شفاف‌سازی فرآیندها:
ایجاد فرآیندهای شفاف و ساده برای جریان اطلاعات.

۲. تقویت مسئولیت‌پذیری:
تعیین مسئولیت‌های مشخص برای افراد و بخش‌ها.

۳. استفاده از فناوری: به‌کارگیری سیستم‌های مدیریت اطلاعات و ارتباطات پیشرفته.
۴.فرهنگ‌سازی: ایجاد فرهنگ سازمانی که در آن پاسخگویی و شفافیت ارزش‌گذاری می‌شود.

🔺سیاه چاله سازمانی می‌تواند بهره‌وری سازمان را کاهش دهد و باعث نارضایتی کارکنان و مشتریان شود. بنابراین، شناسایی و رفع آن برای بهبود عملکرد سازمان ضروری است.
❤1👍1
📌ادامه سیاه چاله سازمانی، بخش سوم

مثال‌هایی از سیاه چاله سازمانی در محیط‌های کاری مختلف رایج است. در زیر چند نمونه آورده شده است:

۱. درخواست‌های کارمندان بدون پاسخ می‌ماند
در یک شرکت بزرگ، کارمندی درخواست مرخصی یا تغییر شیفت خود را به مدیر ارسال می‌کند، اما این درخواست به‌دلیل فرآیندهای اداری پیچیده یا عدم مسئولیت‌پذیری مدیر، در میان لایه‌های سازمانی گم می‌شود. پس از چند هفته، کارمند متوجه می‌شود که هیچ‌گونه پاسخ یا پیگیری در مورد درخواستش انجام نشده است.

۲. پروژه‌ها بدون نتیجه رها می‌شوند
در یک سازمان، تیمی روی یک پروژه مهم کار می‌کند و گزارش‌های پیشرفت را به مدیران ارشد ارسال می‌کند. اما به‌دلیل عدم تصمیم‌گیری به‌موقع یا نادیده گرفتن گزارش‌ها، پروژه در نهایت بدون نتیجه مشخصی رها می‌شود و هیچ‌کس مسئولیت این اتفاق را بر عهده نمی‌گیرد.

۳. شکایات مشتریان نادیده گرفته می‌شود
در یک شرکت خدمات مشتری، شکایات مشتریان به بخش پشتیبانی ارسال می‌شود، اما به‌دلیل عدم وجود سیستم پیگیری مناسب، این شکایات در میان ایمیل‌ها یا سیستم‌های داخلی گم می‌شوند. در نتیجه، مشتریان هیچ‌گونه پاسخ یا راه‌حلی دریافت نمی‌کنند و نارضایتی آن‌ها افزایش می‌یابد.

۴. ایده‌های نوآورانه ناپدید می‌شوند
در یک سازمان خلاق، کارمندان ایده‌های جدیدی برای بهبود محصولات یا خدمات ارائه می‌دهند. اما به‌دلیل ساختار سلسله‌مراتبی پیچیده یا عدم وجود فرآیندهای شفاف برای بررسی ایده‌ها، این پیشنهادات در میان لایه‌های مدیریتی گم می‌شوند و هرگز به مرحله اجرا نمی‌رسند.

۵. تصمیم‌گیری‌های مهم به تعویق می‌افتند
در یک سازمان دولتی، پرونده‌های مهم برای تصمیم‌گیری به کمیته‌های مختلف ارسال می‌شوند، اما به‌دلیل عدم هماهنگی بین بخش‌ها یا نبود یک سیستم پیگیری متمرکز، این پرونده‌ها ماه‌ها یا حتی سال‌ها بدون تصمیم نهایی باقی می‌مانند.
https://t.me/ExecutiveManagement
۶. ارتباطات داخلی ضعیف
در یک شرکت فناوری، تیم‌های مختلف روی بخش‌های مختلف یک پروژه کار می‌کنند، اما به‌دلیل عدم وجود سیستم ارتباطی کارآمد، اطلاعات مهم بین تیم‌ها به‌درستی منتقل نمی‌شود. در نتیجه، بخش‌های مختلف پروژه با مشکلات هماهنگی مواجه می‌شوند و پیشرفت پروژه کند می‌شود.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که سیاه چاله سازمانی چگونه می‌تواند بهره‌وری، رضایت کارکنان و مشتریان را تحت تأثیر قرار دهد. برای جلوگیری از این مشکلات، سازمان‌ها باید فرآیندهای شفاف، سیستم‌های ارتباطی کارآمد و فرهنگ مسئولیت‌پذیری را تقویت کنند.
📌ادامه سیاه چاله سازمانی، بخش چهارم

برای از بین بردن سیاه چاله سازمانی در ایران، مانند هر جای دیگر، نیاز به اصلاح ساختارها، فرآیندها و فرهنگ سازمانی است. در ایران، برخی چالش‌های خاص مانند بوروکراسی پیچیده، تمرکز قدرت و فقدان شفافیت ممکن است این مشکل را تشدید کنند. در زیر راه‌کارهایی برای مقابله با سیاه چاله سازمانی در ایران ارائه شده است:

۱. شفاف‌سازی فرآیندها
● تدوین فرآیندهای شفاف: ایجاد دستورالعمل‌های روشن برای جریان اطلاعات، تصمیم‌گیری و پیگیری درخواست‌ها.
● استفاده از سیستم‌های مدیریت فرآیند (BPM): پیاده‌سازی نرم‌افزارهای مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار برای ردیابی و نظارت بر جریان کار.

۲. تقویت مسئولیت‌پذیری
● تعیین مسئولیت‌های مشخص: هر فرد یا بخش باید مسئولیت‌های خود را به‌طور واضح بداند و پاسخگو باشد.
● ارزیابی عملکرد: ایجاد سیستم‌های ارزیابی عملکرد که بر اساس شفافیت و پاسخگویی عمل می‌کنند.

۳. بهبود ارتباطات داخلی
● استفاده از ابزارهای ارتباطی مدرن: پیاده‌سازی سیستم‌های ارتباطی مانند نرم‌افزارهای مدیریت پروژه (مانند Trello، Asana) یا پیام‌رسان‌های سازمانی (مانند Slack).
- برگزاری جلسات منظم: برگزاری جلسات دوره‌ای برای بررسی پیشرفت پروژه‌ها و حل مشکلات ارتباطی.

۴. کاهش بوروکراسی

● ساده‌سازی فرآیندها: حذف لایه‌های غیرضروری در ساختار سازمانی و کاهش مراحل اداری.
● تفویض اختیار: دادن اختیارات بیشتر به سطوح پایین‌تر سازمان برای تصمیم‌گیری سریع‌تر.

۵. فرهنگ‌سازی سازمانی

● تقویت فرهنگ شفافیت: تشویق کارکنان به گزارش مشکلات و ارائه بازخورد بدون ترس از عواقب.
● آموزش کارکنان: برگزاری دوره‌های آموزشی برای بهبود مهارت‌های ارتباطی، مدیریتی و مسئولیت‌پذیری.

۶. استفاده از فناوری اطلاعات

● پیاده‌سازی سیستم‌های مدیریت اطلاعات: استفاده از نرم‌افزارهای ERP (برنامه‌ریزی منابع سازمانی) برای یکپارچه‌سازی اطلاعات و فرآیندها.
● سیستم‌های پیگیری خودکار: ایجاد سیستم‌هایی که به‌طور خودکار درخواست‌ها و وظایف را پیگیری می‌کنند و به افراد مربوطه یادآوری می‌کنند.

۷. ایجاد سیستم‌های بازخورد

● جمع‌آوری بازخورد کارکنان: ایجاد کانال‌هایی برای دریافت بازخورد از کارکنان درباره مشکلات و نقاط ضعف سازمان.
● بررسی منظم شکایات: ایجاد واحدی مستقل برای بررسی شکایات و اطمینان از پیگیری آن‌ها.

۸. مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری

● تشویق به مشارکت: درگیر کردن کارکنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری واخذ نظرات آن‌ها.
● ایجاد کمیته‌های مشترک: تشکیل گروه‌های کاری متشکل از نمایندگان بخش‌های مختلف برای بهبود هماهنگی.

۹. نظارت و ارزیابی مستمر

● نظارت بر عملکرد: ایجاد سیستم‌های نظارتی برای ارزیابی عملکرد بخش‌ها و مدیران.

●گزارش‌دهی دوره‌ای: ارائه گزارش‌های منظم درباره پیشرفت پروژه‌ها و مشکلات موجود.

۱۰. تغییر نگرش مدیریتی

● مدیریت مشارکتی: حرکت به سمت سبک‌های مدیریتی مشارکتی که در آن تصمیم‌گیری‌ها به‌صورت جمعی انجام می‌شود.
●تمرکز بر نتایج: تغییر نگرش از فرآیندمحوری به نتیجه‌محوری.
https://t.me/ExecutiveManagement

🔺 چالش‌های خاص در ایران:
● فرهنگ سازمانی سنتی: در برخی سازمان‌های ایرانی، فرهنگ سلسله‌مراتبی قوی وجود دارد که ممکن است مانع تغییر شود.
● مقاومت در برابر تغییر: برخی مدیران یا کارکنان ممکن است در برابر اصلاحات مقاومت کنند.
● محدودیت‌های فناوری: در برخی سازمان‌ها، دسترسی به فناوری‌های پیشرفته محدود است.

🔺نتیجه‌گیری:
برای از بین بردن سیاه چاله سازمانی در ایران، نیاز به ترکیبی از اصلاحات ساختاری، فرهنگی و فناورانه است. این تغییرات باید به‌صورت تدریجی و با مشارکت تمام سطوح سازمانی انجام شود. سازمان‌هایی که به شفافیت، مسئولیت‌پذیری و ارتباطات مؤثر اهمیت می‌دهند، می‌توانند از این مشکل جلوگیری کرده و بهره‌وری خود را افزایش دهند.
✳️ هنر متقاعدسازی

✅ یکی از مطرح‌ترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روش‌های آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است‌. کتاب او به نام "تاثیرگذاری روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود. تحقیقاتی که در طی آنها او به عنوان مشتری به سراغ شرکت‌های مختلف می‌رفت تا ببیند در زندگی واقعی، تجارت‌ها چطور تلاش می‌کنند مخاطبان خود را متقاعد کنند.
▪︎او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیک‌ها را توضیح می‌دهند و می‌توانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند. آقای چالدینی در این اواخر کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین او در رفته بود.

▪︎دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) می‌شود. او به هیچ‌وجه تجارت‌ها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیک‌ها آشنا شوند تا از تجارت‌های بی‌اخلاقی که می‌خواهند به این روش‌ها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند. این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه می‌خواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریده‌ام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمی‌خواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشته‌اید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت می‌شود و می‌تواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخاب‌های قبلی خود پایبند می‌مانیم و تصمیم‌های جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل می‌کند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری می‌کنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح می‌کنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید می‌کنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایت‌های مختلف با آن روبرو هستیم. سایت‌هایی که به ما می‌گویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک می‌گذارند و برندهای بزرگی را معرفی می‌کنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک‌ های فروش بر اساس این اصل شکل گرفته‌اند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدم‌ها را ببینید که به آسمان نگاه می‌کنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقه‌مندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول می‌کنیم. حالا این فرد می‌تواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید می‌کنیم. این اصل دقیقاً توضیح می‌دهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر می‌داند، راحت‌تر حرف‌هایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد می‌کنید. اصل قدرت در همه‌جا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانش‌آموز به حرف معلم خود گوش می‌دهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده می‌شود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندان‌پزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد می‌دهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی می‌شویم که انحصاری هستند و سخت به دست می‌آیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار می‌کند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص می‌کند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار می‌گیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه می‌شوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
❤1👍1
۷. یگانگی (Unity):
داشتن یک حس هویّت مشترک می‌تواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهت‌های ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزش‌های افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اول‌های زندگی‌اند؟

✅ قول مشهوری است از ارنست همینگوی که می‌گوید، کمیاب‌ترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی می‌کنند! شواهدی دال بر همصدایی یا پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر می‌گردیم، می‌بینیم خیلی از همکلاسی‌های درس‌خوان و شاگرد اول‌های‌ کلاس پیشرفت اجتماعی متوسط‌تری دارند؛ زیست اقتصادی پایین‌تری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛‌ زندگی عاطفی پرچالش‌تری دارند. احساس خوشبختی کمتری می‌کنند! در مقابل، همکلاسی‌های درس‌نخوان و مدرسه‌گریز دوران مدرسه زیست‌ اجتماعی‌ بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونق‌تری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایت‌بخش‌تری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی می‌کنند.
🔺به‌راستی چرا اینگونه است؟ علت‌ها و عوامل مختلفی در این رابطه می‌توانند دخیل‌ باشند!
▪︎علت اول اینکه، در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت می‌کند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیت‌های یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق می‌گردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهره‌وری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی می‌تواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست.
▪︎علت دوم اینکه، برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیت‌ها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارت‌های ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته می‌شود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتب‌گریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است!
▪︎علت سوم اینکه، برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهم‌ترین فاکتور موفقیت حرفه‌ای و شغلی افراد در تجارت و کسب‌و‌‌کار شناخته می‌شود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر می‌شود. هوش هیجانی، هوش تصمیم‌گیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمی‌شود! به همین دلیل، در سازمان‌های امروزی مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخش‌تر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند.علت چهارم اینکه، جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درس‌خوان‌ها و شاگرد اول‌های کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همان‌هایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسه‌گریزی و اجتماع‌طلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماع‌طلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگ‌تری می‌بیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اول‌های کلاس اجتماع‌گریزند، بی‌دلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی می‌شود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست!
🔺گاردنر می‌گفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدم‌ها از توانمندی‌های ذهنی و انواع هوش‌ها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارت‌های برابر در کاربرد انواع هوش‌ها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک اسکول است، نمی‌تواند تک‌ساحتی عمل کند؛ و یا تک‌بعدی آموزش دهد. فعالیت‌های آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمی‌توانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانش‌آموزان است! انواع هوش‌های ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفته‌اند! برنامه‌های درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوش‌ها، بطور ویژه هوش‌های اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان متمرکز است.
✍اقتصاددان
https://t.me/ExecutiveManagement
اصالت در رهبری!
قدرت عادت؟!