مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ معرفی بوروکراسی سطح خیابان
(Street‐Level Bureaucracy)

علاءالدین رفیع زاده

✅ برای معرفی بوروکراسی سطح خیابان لازم است ابتدا به مفهوم بوروکراسی اشاره اجمالی داشته باشیم. اغلب صاحب نظران، بوروکراسی را در قالب ساختار سازمانی تعریف می کنند که شکل دهنده سلسله مراتب دقیق سازمانی است.
برخی نیز بوروکراسی را همان قوانین، فرآیندهای استاندارد، رویه ها و الزامات، تعداد فعالیت ها، تقسیم دقیق کار و مسئولیت، سلسله مراتب روشن و تعامل حرفه ای بین کارکنان می دانند.

طبق نظریه بوروکراتیک ماکس وبر، چنین رویکردی در سازمان های بزرگ ضروری بوده و در این ساختارها تمام کارها توسط تعداد زیادی از کارکنان انجام می گیرد.
در واقع اصطلاح بوروکراسی یکی از مفاهیم جنجالی و چالش برانگیز محافل آکادمیک مدیریت بوده است. این اصطلاح در قرن 18 مطرح شده و از لحاظ نظری همگام با پیدایش سازمان‌های بزرگ و رسمی مورد مطالعه قرار گرفته است.

بوروکراسی از نظر اصطلاحی به معنای اداره نمودن از طریق دفاتر و قوانین و مقررات است. تمام این بحث ها بیان کننده بوروکراسی در نظام بوروکراتیک و سلسله مراتب اداری است که در درون یک سازمان مطرح می شود و اغلب تعیین کننده تعامل و روابط سطوح سازمانی است.
اما لیپسکی در دهه 1980 نوعی از بوروکراسی را برای واحدهای عملیاتی و سطوح اجرایی مطرح کرد که علاوه بر برخورداری از این ویژگی ها (تعامل و ارتباط سلسله مراتبی)، تعامل و نقش مهمی در ارتباط با دریافت کنندگان خدمات دارند.
لیپسکی بوروکراسی حاکم در این واحدها را که ارتباط مستقیم با خدمت گیرندگان دارد و خدمات در قالب آن ارائه می شود را بوروکراسی سطح خیابان و کارکنان شاغل در این واحدها را که مسئول ارائه خدمات بوده و در ارتباط مستقیم با خدمت گیرندگان هستند را بوروکرات های سطح خیابان می نامد.

بوروکراسی حاکم و بوروکرات های شاغل در این سطوح تعیین کننده نحوه ارائه خدمات و فرایندهای موجود در آن بوده و نقش بسیار مهمی را در کسب رضایت خدمت گیرندگان دارند.
مدارس، بانک ها، ارائه دهندگان خدمات بیمه ای، ارائه دهندگان مجوزهای کسب و کار، بیمارستان ها و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی، ارائه دهندگان خدمات مسافرتی، شهرداری ها، کلانتری ها، پلیس راهنمایی و رانندگی، ارائه دهندگات خدمات قضایی و دادگاه ها و به طور کلی تمام واحدهای ارائه دهندگان خدمات شهروندی از جمله واحدهایی هستند که بوروکراسی سطح خیابان تلقی شده و بوروکرات های شاغل در این گونه مشاغل نقش مهمی در رضایتمندی مردم از این گونه خدمات و حتی اعتماد عمومی دارند.

*ویژگی های بوروکرات های سطح خیابان*

متن كامل يادداشت؛
https://www.rafiezadeh.ir/othrpgs.php?pgid=99&rcid=31
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
فایل_پاورپوینت_مربوط_به_همایش_دنیای_اقتصاد_نهایی_6_اسفند_.pdf
3.4 MB
✳️ چشم‌انداز‌ در اقتصاد ‌ایران ١٤٠٤

الزامات پیش‌بینی ‌پذیر‌بودن‌ کسب‌وکارها
محمدرضا بهرامن
٦ اسفند ١٤٠٣
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
HR for HR.pdf
3.2 MB
از همراهی شما در تکمیل پرسشنامه پژوهش مرتبط با #فرسودگی_شغلی متخصصین #منابع_انسانی سپاسگزاریم. مشارکت ارزشمند شما نقش مهمی در پیش‌برد این مطالعه داشته است.

نتایج این پژوهش را از طریق فایل پیوست قابل دسترسی است. امیدواریم این یافته‌ها برای بهبود شرایط کاری شما مفید و تاثیرگذار باشد.

مشاوره مدیریت سبا
@sabamcg
✳️ رهبری یعنی گشودن درهای قفل‌شده‌ی مدیریت!

🖊 دکتر علیرضا کوشکی جهرمی

✅ ساکش توی دستش بود، سنگین و محکم. نگاهش سرگردون، انگار اولین‌بار بود که می‌خواست مترو سوار بشه.
▪︎شلوغی، ازدحام، صدای همهمه… اما با همه‌ی این‌ها، رسم مردونگی رو به جا آورد و همراهش—یه خانم نسبتاً مسن—رو زودتر فرستاد داخل واگن. و درست همون لحظه، درب مترو بسته شد. یک لحظه شوکه شد.
• خانم، داخل قطار، نگران و سردرگم.
• مرد، بیرون قطار، مستأصل و بی‌قرار.

● دست‌ها روی شیشه، صدای کوبیدن به در… اما مگر فایده‌ای داشت؟ درب مترو رو نمی‌شه از داخل باز کرد. هیچ‌وقت و هرگز.

○قطار، بی‌توجه به استیصال این دو نفر، راهش رو گرفت و رفت.
و مردم اطراف؟ فقط نگاه کردند.
نه کسی کمکی کرد، نه کسی حتی اعتراضی. شاید نمی‌تونستن، شاید هم براشون مهم نبود.

■ فرق درب مترو با درهای دیگه چیه؟
درب خونه، مغازه، اداره… هر جا باشی، یه نفر از اون طرف می‌تونه در رو باز کنه. کسی پشت در نمونه.
اما درب مترو این‌جوری نیست. وقتی بسته بشه، بسته شده. نه التماس و ضربه زدن فایده داره، نه اضطراب و نگرانی. چون اصلاً "باز شدن دوباره" براش تعریف نشده.
و این، شباهت عجیبی به دنیای مدیریت داره…

□ مدیر درب مترویی v.s [در برابر]رهبرِ درب‌های کنترل شونده
۳۰ سال پیش، هایفتز (Heifetz) یه نظریه مهم داد: "رهبری تطبیقی". خلاصه‌ش اینه که رهبران واقعی توی بحران‌ها خشک و بی‌انعطاف نیستن. اون‌ها قوانین رو می‌شناسن، ولی می‌دونن که توی بعضی شرایط، قانون کافی نیست! اینجاست که فرق مدیر و رهبر معلوم می‌شه:

● مدیرای درب مترویی:
• فقط مجری قوانین و فرآیندها هستن.
• کاری به این ندارن که یه نفر جا بمونه، چون "دستور اینه!"
• حتی اگه ببینن سیستم داره ضرر می‌زنه، می‌گن: "مامورم و معذور!"

○ رهبرای واقعی:
• شرایط رو درک می‌کنن، قوانین رو متناسب با نیازها اجرا می‌کنن.
• حواسشون هست که "قانون"، هدف نیست، یه وسیله‌ست برای بهتر شدن اوضاع.
• وقتی کسی جا بمونه، در رو باز می‌کنن، چون هدفشون آدم‌ها هستن، نه فقط اجرا کردن یه سری دستور.
▪︎ غرور مدیریتی؛ وقتی مدیرها شبیه درب مترو می‌شن!
▪︎ یه اتفاق رایج اینه که مدیرای تازه‌کار، بیشتر از بقیه درگیر "غرور مدیریتی" می‌شن.
▪︎ چون هنوز اعتمادبه‌نفس کافی ندارن، به قوانین می‌چسبن و فکر می‌کنن هرچی خشک‌تر اجراش کنن، مدیر بهتری می‌شن.
▪︎ اینطوری کم‌کم یادشون می‌ره که هدف، اجرا کردن قانون نیست؛ هدف، نتیجه گرفتنه!
▪︎ منتظرن درب مترو بسته بشه و بعد بگن: "دستور همینه، نمی‌تونم کاری کنم!"
▪︎ اگه یه فرصت خوب از دست بره، باز هم مهم نیست، چون "فرآیند اینو می‌گه!"

• و اینجا، همون‌جاییه که مدیریت از رهبری جدا می‌شه.

■ نکته پایانی:
رهبری از جایی شروع می‌شه که قوانین و مقررات دیگه جواب نمی‌دن و پاسخگوی شرایط نیستن.

□ لطفا به این چندتا سوال پایین فکر کنید:
• تا حالا شده توی زندگیت، یا کارت، یا حتی جامعه، به خاطر رفتار "درب مترویی"، یه فرصت مهم رو از دست بدی؟
• تا حالا شده که یه مدیرِ درب مترویی، جلوی رشد، موفقیت یا تغییرات خوب رو بگیره؟
• آیا تو فقط یه مجری هستی که می‌گه "این قانونشه"؟
• یا رهبر واقعی‌ای که می‌دونه چه وقت باید درها رو باز کنه؟
👍2
🟢بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکا، چین و اروپا.
✳️ حوزه های نواورانه اشتغال در اروپا
✅ در اروپا، حوزه‌های نوآورانه اشتغال بسته به کشور متفاوت هستند.

آلمان:
فناوری اطلاعات و مهندسی نرم‌افزار: شرکت‌های بزرگی مانند زیمنس و SAP به دنبال مهندسان DevOps و متخصصان فناوری اطلاعات برای بهینه‌سازی توسعه نرم‌افزار و عملیات IT خود هستند.
مهندسی صنایع و مکانیک: با توجه به تمرکز آلمان بر صنعت و تولید، مهندسان در این حوزه‌ها فرصت‌های شغلی متعددی دارند.

فرانسه:
هوافضا و صنایع هوانوردی: شرکت‌هایی مانند ایرباس به دنبال مهندسان DevOps و متخصصان فناوری برای ادغام نرم‌افزارهای پیشرفته در محصولات خود هستند.
صنایع خلاق و مد: پاریس به عنوان پایتخت مد جهان، فرصت‌های شغلی در حوزه طراحی و مد را فراهم می‌کند.

هلند:
فناوری و نوآوری: هلند با اقتصاد باز و محیط تجاری بین‌المللی، فرصت‌های شغلی در حوزه‌های فناوری، به ویژه برای فعالان حوزه تکنولوژی و مهندسی، ارائه می‌دهد.
لجستیک و حمل و نقل: با توجه به موقعیت جغرافیایی، این کشور در حوزه‌های لجستیک و حمل و نقل بسیار فعال است.

سوئد:
فناوری اطلاعات و توسعه نرم‌افزار: سوئد با اقتصاد مبتنی بر نوآوری، به دنبال توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، برنامه‌نویسان و متخصصان امنیت سایبری است.
انرژی‌های تجدیدپذیر: تمرکز بر توسعه پایدار، فرصت‌های شغلی در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر را افزایش داده است.

نروژ:
انرژی‌های تجدیدپذیر و صنایع دریایی: علاوه بر صنایع نفت و گاز، نروژ در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و صنایع دریایی فرصت‌های شغلی نوآورانه‌ای ارائه می‌دهد.

دانمارک:
انرژی بادی و فناوری سبز: دانمارک با تمرکز بر انرژی‌های تجدیدپذیر، به ویژه نیروی بادی، فرصت‌های شغلی در حوزه‌های مرتبط با محیط زیست و فناوری سبز را فراهم می‌کند.

فنلاند:
توسعه بازی‌های ویدئویی و فناوری اطلاعات: فنلاند به دلیل پیشرفت‌های تکنولوژیکی، به ویژه در صنعت بازی، فرصت‌های شغلی نوآورانه‌ای در این حوزه‌ها دارد.

بریتانیا:
خدمات مالی و بانکی: لندن به عنوان مرکز مالی اروپا، فرصت‌های شغلی در حوزه‌های مالی و بانکی را ارائه می‌دهد.
صنایع خلاق: بریتانیا در حوزه‌های تولید فیلم، تلویزیون و هنرهای خلاق فرصت‌های شغلی متعددی دارد.

سوئیس:
بانکداری و مالی: سوئیس با سیستم بانکی قوی، فرصت‌های شغلی در حوزه مالی و بانکداری را فراهم می‌کند.
داروسازی و بیوتکنولوژی: این کشور در حوزه‌های داروسازی و بیوتکنولوژی پیشرو است و فرصت‌های شغلی نوآورانه‌ای در این زمینه‌ها ارائه می‌دهد.

اتریش:
گردشگری و مهمان‌نوازی: با شهرهای تاریخی مانند وین و سالزبورگ، اتریش در حوزه گردشگری فرصت‌های شغلی متعددی دارد.
مهندسی تولید و فناوری اطلاعات: این کشور در حوزه‌های مهندسی و فناوری اطلاعات نیز فرصت‌های شغلی نوآورانه‌ای ارائه می‌دهد.

توجه داشته باشید که این اطلاعات بر اساس منابع موجود تا سال ۲۰۲۴ است و ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.
۳۰مقاله_برتر_هاروارد_درقرن_اخیر_240722_080248.pdf
17.2 MB
۳۰ مقاله برتر هاروارد در قرن اخیر به زبان فارسی

کانال سازمان انسان مدار ( کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)

https://t.me/Hrbasedorg
پایان عصر برنامه‌های استراتژیک ثابت پنج‌ساله: مدل مخروط آینده

برنامه‌های استراتژیک پنج‌ساله ثابت دیگر کارایی گذشته را ندارند. پس برنامه‌های استراتژیک در چنین شرایطی چگونه باید طراحی شوند؟
به‌جای برنامه‌ خطی و ایستا، امروزه از مدل «مخروط زمانی» استفاده می‌شود که تفکر آینده‌پژوهانه را در مرکز خود دارد. این مدل همزمان با در نظر گرفتن افق‌های زمانی مختلف، از قطعیت حال تا عدم قطعیت آینده، مسیر پیشرفت سازمان را طراحی میکند.

چهار لایه اصلی مخروط زمانی:

تاکتیک‌ها: اقدامات کوتاه‌مدتی هستند که بر پایه بالاترین سطح قطعیت شکل می‌گیرند. این سطح متمرکز بر اقداماتی است که به سرعت قابل اجرا هستند. مثال: شناسایی و هدف‌گذاری یک بخش جدید از مشتریان.

استراتژی: اقداماتی که با قطعیت کمتری همراه‌اند. مثال: تعیین اولویت‌ها. تمام تاکتیک‌ها باید در این چارچوب جا بگیرند.

چشم‌انداز:اقداماتی با قطعیت بسیار کمتر. مثال: توسعه نیروی کار برای آینده.

تکامل سیستم‌ها: اقداماتی در شرایط عدم قطعیت.
مثال: پیش‌بینی تأثیر هوش مصنوعی بر کل صنعت .

کانال سازمان انسان مدار ( کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)

https://t.me/Hrbasedorg
پرسشنامه شخصیت HEXACO.pdf
145.1 KB
📋 پرسشنامه شش عاملی شخصیت هگزاکو (HEXACO-PI-R) به همراه راهنمای تحلیل آن

پرسشنامه #هگزاکو به دنبال آزمون 5 عامل بزرگ شخصیت (NEO) توسط مایکل اشتون و کیبوم لی طراحی شد. این دو روانشناس معتقد بودند مدل 6 عاملی تعریف مناسب تری از شخصیت را ارائه می دهد. این عوامل که اکثر آن ها همپوشی زیادی با آزمون NEO دارند، عبارتند از:
▪️صداقت-فروتنی (Honesty-Humility)
▪️هیجانی بودن (Emotionality)
▪️برونگرایی (Extraversion)
▪️توافق پذیری (Agreeableness)
▪️با وجدان بودن (Conscientiousness)
▪️گشودگی نسبت به تجربه (Openness to Experience)

هر یک از این عوامل 4 زیر مقیاس را شامل می شود که مجموعا 24 ویژگی شخصیتی را تشکیل می دهند.

@CBHRM

کانال سازمان انسان مدار( کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)

https://t.me/Hrbasedorg
✳️ از کجا بفهمم مهربونم یا دارم باج عاطفی میدم؟!

-وقتی کارهایی که دیگران میتونن خودشون برای خودشون انجام بدن رو تو براشون انجام میدی یعنی داری باج عاطفی میدی.

-وقتی همیشه این تویی که با شرایط و خواسته های بقیه سازش میکنی، یعنی داری باج عاطفی میدی.

-وقتی همه ی تقصیرارو به گردن میگیری بدون اینکه مقصر باشی یعنی داری باج عاطفی میدی.

-وقتی برای همه بهترین هارو میخوای و براشون انجام میدی به جز خودت یعنی داری باج عاطفی میدی.

-وقتی با کسی به مشکل جدی میخوری ولی به جای گفتگو و مطالبه ی حقت، فقط سکوت میکنی یعنی داری باج عاطفی میدی.

-وقتی کسی بهت بی احترامی میکنه جدیتی از خودت نشون نمیدی و ماسک بزرگواری به صورتت می زنی یعنی داری باج عاطفی می دی.


مهربونی و محبت ریشه ی انسانیت در زندگی اجتماعیه اما تا جایی که تبدیل به تحمیل روابط عاطفیِ یک طرفه نشه
کانال تِک
👍1
✳️ شش استراتژی تغییر نگرش مشتریان

✅ نگرش مشتریان نسبت به برند یا محصول شما، یکی از عوامل اثرگذار بر تصمیم‌گیری خرید به حساب می‌آید. به همین دلیل، تغییر نگرش مشتریان یکی از وظایف بسیار مهم بازاریابی است که می‌توانیم این وظیفه را با کمک شش استراتژی زیر انجام بدهیم:پ

🟩استراتژی محرک مطلوب
در این استراتژی، محصول‌مان را با یک «محرک مطلوب» مرتبط می‌کنیم. برای مثال، شرکت اَکس توانسته با مرتبط کردن دئودورانت‌های مردانه‌اش با «جذابیت مردان برای زنان»، احساسات مردان نسبت به محصولش را تغییر بدهد.

🟦استراتژی شخصیت محبوب
در این استراتژی، محصول‌مان را با یک «شخصیت محبوب» واقعی یا خیالی مرتبط می‌کنیم. برای مثال، دوراسِل محصولش را به یک خرگوش دوست‌داشتنی مرتبط کرده و از این طریق، احساسات مشتریان نسبت به باتری‌هایش را تغییر داده است.

🟫استراتژی افزایش برخورد
این استراتژی ریشه در این واقعیت دارد که هر چه محصولی بیشتر در دید مشتری باشد، علاقه مشتری به آن بیشتر می‌شود. بر همین اساس، شرکت‌ها سعی می‌کنند با کمک تبلیغات خلاقانه داخل فروشگاهی، میزان در دیدن بودن محصول‌شان را افزایش بدهند و از این طریق، احساسات مشتری نسبت به محصول را تغییر بدهند.

🟧استراتژی امتحان کن، دوستش خواهی داشت.
طبق این استراتژی، وقتی مشتری محصول خوبی را امتحان کند، عاشق آن می‌شود و قطعا آن را یا در همان زمان یا در آینده می‌خرد. برای همین، شرکت‌ها سعی می‌کنند به هر نحوی که شده مشتریان هدف‌شان را راضی کنند تا محصول‌شان را امتحان کنند.

🟨تغییر عقاید
در این استراتژی، با کمک بازاریابی محتوا، عقاید مشتریان نسبت به محصول را تغییر می‌دهیم. برای مثال، انجمن تولیدکنندگان آب میوه در آمریکا توانسته با کمک بازاریابی محتوا و معرفی مزایای آب میوه‌های مختلف، آب میوه را به یکی از عناصر اصلی سفره مردم این کشور تبدیل کند.

🟪ایجاد نیازهای شخصی جدید
در این استراتژی، محصول‌مان را به گونه‌ای معرفی می‌کنیم که می‌تواند به جای یک نیاز مشتری، چندین نیاز او را برآورده کند. برای مثال، شرکت کیندِر توانسته با تمرکز بر مرتبط کردن محصول تخم‌مرغ شانسی با سه نیاز «سرگرمی»، «هیجان» و «رفع موقت گشنگی»، نگرش مشتریان نسبت به محصولش را تغییر بدهد./راهنامه مدیر
✳️ چرا دیدگاه سیستمی در حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی ضروری است؟

✍ فرزاد دهقانیان

✅ یک داستان کلاسیک وجود دارد که در آن گفته می‌شود ساکنان یک ساختمان بزرگ تجاری به‌طور فزاینده‌ای از کندی و کیفیت پایین خدمات آسانسورها شکایت داشتند. از یک شرکت مشاوره‌ای متخصص در مسائل آسانسور خواسته شد که موضوع را بررسی کند. این شرکت ابتدا ثابت کرد که میانگین زمان انتظار برای استفاده از آسانسورها بسیار زیاد است.
سپس، امکان اضافه کردن آسانسورهای جدید، تعویض آسانسورهای موجود با مدل‌های سریع‌تر و به‌کارگیری کنترل‌های کامپیوتری برای بهره‌وری بهتر را بررسی کرد. اما به دلایل مختلف، هیچ‌کدام از این راه‌حل‌ها عملی به نظر نمی‌رسید و در نهایت، مهندسان اعلام کردند که این مشکل راه‌حلی ندارد.

یک روانشناس جوان که در بخش کارکنان استخدام شده بود، پس از اطلاع از این مسئله، راه‌حلی بسیار ساده اما مؤثر ارائه کرد و مشکل حل شد. برخلاف مهندسان که مشکل را کندی بیش‌ازحد آسانسورها می‌دیدند، او مسئله را ناشی از رنج انتظار دانست. بنابراین، پیشنهاد کرد که باید کاری انجام شود تا افراد در زمان انتظار سرگرم باشند.
او پیشنهاد داد که در سالن‌های انتظار آسانسور آینه‌هایی نصب شود تا افراد بتوانند ضمن مشاهده ظاهر خود، دیگران را نیز تماشا کنند، بدون آنکه کسی متوجه نگاه‌های آنها شود. با اجرای این راهکار، شکایت‌ها کاملاً قطع شد و حتی برخی از شاکیان سابق، بهبود خدمات را به مدیریت تبریک گفتند [راسل ایکاف، کتاب بازآفرینی سازمان].

✅ تحلیل و تجویز راهبردی

نگاه ما به سیستمی که با آن مواجه هستیم، تأثیر مهمی در حل مشکلات آن دارد. اگر آسانسور را فقط یک سیستم جبری/مکانیکی در نظر بگیریم، راه‌حل‌ها نیز مکانیکی و فنی خواهند بود. اما اگر آن را بخشی از یک سیستم اجتماعی ببینیم، می‌توان از راه‌حل‌های رفتاری و انسانی نیز بهره برد. به همین دلیل، تعجب‌آور نیست که بهترین راه‌حل‌ها برای برخی مشکلات در حوزه‌هایی یافت شوند که در نگاه اول نامرتبط به نظر می‌رسند.

برای مثال، در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، وزیر بهداشت و درمان الزاماً پزشک نیست. دونالد ترامپ، رابرت اف. کندی جونیور را به‌عنوان وزیر بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده انتخاب کرده است. او دارای مدرک کارشناسی در تاریخ و ادبیات آمریکا از هاروارد و دکترای حقوق (JD) از دانشگاه ویرجینیا است.
در دوره جو بایدن، خاویر بسرا این سمت را بر عهده داشت که مدرک کارشناسی اقتصاد و دکترای حقوق از استنفورد دارد.
بر اساس رتبه‌بندی لگاتوم در سال 2020، سنگاپور، ژاپن و کره جنوبی بالاترین سطح رفاه را در حوزه سلامت داشته‌اند. اما وزرای بهداشت این کشورها نه‌تنها پزشک نبودند، بلکه تحصیلات مرتبط با نظام سلامت نیز نداشتند [+].

ایرانِ امروز نیازمند افرادی با نگاهی سیستمی، کل‌نگر و چندجانبه است. افرادی که قتل یک دانشجو در اثر زورگیری را فقط به نور کوچه، نیروهای امنیتی یا عملکرد حراست نسبت نمی‌دهند. بلکه می‌دانند که بخش مهمی از راه‌حل این مشکل، در گرو اصلاحات کلان اقتصادی، رشد اقتصادی و کاهش فقر است. آنها می‌دانند که جایگاه آموزش در مواجهه با بحران‌ها و ارائه کمک‌های اولیه در آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور خالی است.

راه‌حل‌های مؤثر زمانی به دست می‌آیند که به‌جای تمرکز بر یک بُعد از مسئله، تصویر کلی را ببینیم. حل مشکلات پیچیده، نیازمند رویکردی فراتر از نگاه‌های تقلیل‌گرایانه است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
*دولت نهان*

کیومرث اشتریان

در ادبیات سیاسی باوری ساخته و پرداخته شده است که به "دولت نهان" (Deep State) مشهور است. تحلیل این باور برای جامعه سیاسی ما بسیار مهم است.
باور "دولت نهان" بدان معناست که در آمریکا، انگلستان، فرانسه و بسیاری دیگر از دولت ها هسته ای پنهان وجود دارد که همه امور اساسی مربوط به قدرت سیاسی را هدایت می کند و دنیا بر سرانگشت آنان می چرخد.
دولت نهان به معنی دولت در سایه یا وجود اپوزیسیون رسمی نیست که مثلا دولت مستقر را نقد کند یا منتظر نوبت قدرت یابی خود باشد.
دولت نهان یعنی که در یک حکومت رسمی و با وجود یک دولت رسمی، آن که حکومت می کند لایه عمیق تر و پنهان تری است که حتی دولت سایه یا اپوزیسیون درون نظام های سیاسی را هم هدایت می کند.
این باور، تقریبا همه جریان های طبیعی و اجتماعی و علمی و  فلسفی که در جوامع بشری می گذرد را نادیده می گیرد و تقریبا همه چیز را ناشی از یک دستِ پنهان می داند. این در حالیست که در جهان، متفکرانی در حوزه های گوناگون علمی فعالند، گروه های مختلفی در پیکار منافع دست در گریبانند، فناوران و نوآورانی در کار رشد و توسعه جوامعند، تجار و صنعتگرانی در تکاپوی دائم اند، و هزاران جنبش و پویش در کارگاه عظیم اجتماعات بشری دست به کارند. دیدگاه "دولت نهان" همه اینها را نادیده می انگارد و تنها و تنها تحولات سیاسی را ناشی از گروهی در پس پرده تلقی می کند.
هر چند که دست های پنهانی در پشت نظام های سرمایه داری یا دستگاه های  امنیتی یا احزاب سیاسی برخی از تحولات سیاسی را رقم می زنند اما نمی توانند "همه" جریان های علمی، فلسفی، فرهنگی و اقتصادی  را تعیین کنند.
بسیاری از تحولات تاریخی را می توان مشاهده کرد که در یک جریان طبیعیِ چند صد ساله رشد کرده اند و اساسا نمی تواند نتیجه دسیسه یک گروه پنهان باشد.
چنین باوری ساده لوحانه یا شاید عوامفریبانه است و نمی تواند همه زندگی علمی، اقتصادی و سیاسی غربیان را توضیح دهد. در واقع باور به اینکه یک دولت نهان می تواند چنین تحولاتی را صورت دهد بیش از حد ساده لوحانه است. اما، این باور، پیامد مخربی دارد و آن اینکه برای شما تبدیل به الگویی می شود که بر اساس آن حکومت را بصورت تصنعی بسازید و توجیهی فراهم می کند که شما نیز به خیال خام خود در پی تشکیل دولت نهان برآیید. 

اگر چه چنین باوری را می توان نظریه توطئه نیز نامید اما  "باور به دولت نهان" ویژگیهای دیگری نیز دارد که در زندگی سیاسی ما ایرانیان بسیار تاثیرگذار است. از این رو، مهم برای ما فهم پیامدهای چنین باوری است. اگر این باور رواج داشته باشد چه تاثیراتی بر رفتار سیاسی و الگوی حکمرانی دارد؟ بنظرم  مهمترین موضوع برای ایران امروز طرح همین پرسش است.
باور به دولت نهان سبب می شود که:
۱- این باور برای شما به الگوی حکمرانی تبدیل می شود و لذا شما نیز اقدام به تشکیل چنین دولتی می کنید تا همه امور را "هدایت" کنید؛
۲- "مردم" برای شما بلاموضوع می شوند و فرقه سازی و فرقه سالاری در درون حکومت ها رواج می یابد؛
۳- "تسخیر نهادی" و نه مردم سالاری برای شما در اولویت قرار می گیرد. کلیه ساختارها و نهادهای حقوقی حاکمیت را از کار می اندازید تا قوای مقننه و مجریه و قضائیه را تسخیر کنید؛ در واقع خود به ضد حکومت تبدیل می شوید؛ شاید بدون اینکه از آن آگاه باشید؛
۴-تکلیف بسیار بزرگی را بر دوش خود یا بر دوش همان "دولت نهان"می گذارید و چون به اندازه کافی عِدّه و عُدّه ندارید بتدریج ضعیفترین و ناکارآمدترین و کم استعدادترین نیروهای انسانی را دوروبر خود جمع می کنید و سفله گان را بر نخبگان برتری  می بخشید.
۵- بدلیل جذابیتی که نظریه "دولت نهان" برای دستیابی به قدرت و منزلت و ثروت دارد براحتی برای توجیه مقام طلبی ها مورد بهره برداری قرار می گیرد و در زیر لایه ای از توجیه سیاسی یا تقدس ایدئولوژیک خود را پنهان می کند؛
۶- بنای حرکت های طبیعی مردمان را در علم، فرهنگ و اقتصاد به هم می ریزد و این تصور  ساده لوحانه را گسترش می دهد که با "برنامه ریزی های دقیقِ" سیاسی، نظامی، امنیتی می توان رشد جامعه بشری را محقق کرد؛
۷- امکان دخالت نظامیان در سیاست را گسترش می دهد و بویژه ساده لوحیِ رانت جویانه ای را در میان آنان رواج می دهد که به تباهی و فساد آنان و رواج حکومت های بی هویت دامن می زند.
۸- باورمندان به "دولت نهان" اساسا اصالتی برای قانون قائل نیستند؛ یعنی نمی توانند قائل باشند. "قانون بازند" تا "قانون ساز".
۹- در پیامد، این باور فاسد را در جامعه رواج می دهند که برای کسب ثروت و قدرت و منزلت باید به "دولت نهان" آویزان شوید.
۱۰- باورمندان به دولت نهان از آنجا که فاقد بدنه اجتماعی و نخبگی کافی هستند بتدریج به سوی  طبقه ای توده ای و فاسد روی می آورند و جنبشی از طفیلی های فرصت طلب  ایجاد می کنند که عملا فاقد ایدئولوژی روشنی هستند و همین زمینه را برای بسط نوعی اباحه گرایی در درون حکومت فراهم می کند؛ جان سخن آنکه، در واقع گویی ما دوست داریم دنیا را اینگونه ببینیم که "دولت های نهان" بر آن حکمرانی می کنند تا توجیهی برای اعمال خود فراهم کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
*✳️تخلیه روانی*

✅ تا حالا شده است بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا  توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه‌تان از فشارِ پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیده‌اید آدم جانش به لبش می‌رسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه‌اش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.
□دیده‌اید وقتی دستشویی می‌روید چه احساس راحتی‌ای دست می‌دهد؟ احساس سبُکی. آن‌وقت است که آزاد می‌شوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر می‌کنید. از تهِ دل می‌گویید: آخِیش. راحت شدم.
https://t.me/ExecutiveManagement
▪︎ روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پُر می‌شود. مثانه‌ی روان که پر می‌شود آدم الَکی قاطی می کند، به هم می‌ریزد؛ اخلاقش سگی می‌شود؛ و جالب آنکه خودش هم نمی‌داند چه مرگش است.
▪︎ با این تفاوت که آدم پرشدنِ مثانه‌ی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس می‌کند. روان نیز نیاز به بیرون‌روی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی. تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایه‌گزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد. وگرنه می‌ماند؛ گیر می‌کند. رشد نمی‌کند. نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر می‌شود.
▪︎ گاهی به روان‌تان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدن‌های بی‌هدف؛ از تنش‌های بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه.استراحت از خبر های ناگوار، استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینه‌ی آدم را تنگ می‌کند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی.
▪︎ یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود می‌ریزید و کسی نمی‌فهمد. خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد می‌گیریم که آدمِ خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد.
▪︎ برون‌ریزی روان یعنی داشتنِ رفیقی که با او همان‌طور حرف بزنید که با خودتان حرف می‌زنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فشار روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است. بنویسید. هرچه دلِ تنگتان می‌خواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه می‌نویسید و چگونه می‌نویسید و برای چه می‌نویسید. فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من».
▪︎ برون‌ریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و درِ و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچه‌ها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانه‌ها زیستن.
▪︎ یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بی‌خیال همه چیز شدن. یعنی تمام وجودتان با حضور قلب دایم یک ذکر را بگوید: چیز لقِ دنیا. برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از تهِ دلتان بگویید: "آخیش؛ راحت شدم."
▪︎ بیرون نریختن هیجان‌های اصلی در مسیری بالغانه و والایش‌یافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.
▪︎ فقط یک چیز را یادتان باشد؛ ‌یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فشار روان‌تان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخِیش گفتن شما، زخمی بر وجود کسی بنشیند....
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ "چرا" یا "چگونه"؟ کدام مقدم است؟

✅ دارن هاردی داستانی را نقل می کند به این مضمون که در رشته کوه های آند، دو قبیله متخاصم وجود داشتند. روزی افراد قبیله ساکن در کوه به قبیله پایین کوه حمله کرده، اموال را به تاراج برده و همچنین یک کودک را با خود می برند.
مشکل اینجا بود که مردم قبیله پایین کوه مسیرهای عبوری که کوه نشینان از آن استفاده می کردند را نمی شناختند و حتی نمی دانستند کجا باید آنها را پیدا کنند. بالاخره روز بعد با سازماندهی بهترین جنگجویان خود برای بازگرداندن کودک عازم کوه می شوند. مردان قوی هیکل پس از چند روز تلاش ناموفق، کم کم احساس نا امیدی و درماندگی کرده و تصمیم می گیرند به روستا برگردند.
▪︎ زمانی که آنها کوله پشتی های خود را بسته و آماده بازگشت شدند، دیدند مادر بچه از کوهی که آنها نمی توانستند از آن بالا بروند در حالی که بچه خود را به کمرش بسته دارد پایین می آید. نمی توانستند باور کنند که این آیا مادر کودک است...یکی از آنها به استقبالش رفت و گفت: "با این که ما مردانی بسیار قوی و توانا هستیم، نتوانستیم از این کوه بالا برویم. تو چطور توانستی این کار را انجام دهی؟" مادر در چشمان مرد نگاه کرد و گفت: "چون این کودک شما نیست!"

▪︎ کسی که در زندگیش "چرایی" برای انجام دادن دارد، می تواند از پس هر "چگونگی" برآید!نیچه

بیشتر ما آدم ها عادت داریم بدون عبور از مرحله چرایی، سریعا و مستقیما به مرحله چگونگی وارد شویم، این در حالی است که اگر چرایی انجام یک کار حل شود، (و البته در صورت ارزشمند بودن و مفید بودن) چگونگی انجام آن متعاقبا به آسانی حل خواهد شد!

▪︎بنابر این وقتی فیلیپ سیدنی گفت:
Either I will find a way or I will make one!
▪︎یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت،
یقینا از مرحله سخت چرایی و پاسخ به اینکه چرا آن کار را می خواهد انجام دهد عبور کرده و در مرحله آسان تر یعنی چگونگی انجام آن کار بوده است!

▪︎ظاهرا دلیل سخت بودن چرایی، سخت بودن فکر کردن است! جرج برنارد شاو؛ نمایش نامه نویس مشهور ایرلندی در این رابطه می گوید:
Two percent of the people think; three percent of the people think they think; and ninety-five percent of the people would rather die than think.
دو درصد از مردم فکر می کنند، سه درصد فکر می کنند که فکر می کنند و نود و پنج درصد آنها ترجیح می دهند بمیرند تا فکر کنند!
و ادامه می دهد: ...من با هفته ای یک یا دو بار فکر کردن به شهرت جهانی رسیده ام.

▪︎جرج درست می گوید چرا که با مرور تاریخ بشر در می یابیم تمامی اختراعات، پیشرفت ها و تحولات جوامع مدیون همین دو درصد انسان هاییست که برای انجام هر کاری و یا در مقابل انجام شدن کارها یک علامت سوال بزرگ "چرا" ❓گذاشته اند!

▪︎و سخن آخر اینکه به نظر می رسد:
• ورای فکر کردن و حل مرحله و مسئله "چرایی"؛ کشف انگیزه است.
• هر چه پاسخ "چرایی" والاتر، ارزشمند تر و حیاتی تر باشد، "چگونگی" آسان تر و ممکن تر است.
• و نتیجه تلاش برای حل "چرایی"، انتخاب انجام کارهای ارزشمند و مفید و ترک انجام کارهای بی ارزش و غیر مفید خواهد بود!
✍️امیرعباس زینت بخش
https://t.me/ExecutiveManagement
👌1
*زندگی سخت مردم و روزمرگی و سردرگمی دولت*

محمدرضا یوسفی/اقتصاددان و مدرس حوزه

🔹 به هنگام شروع دولت چهاردهم در هفتم مرداد ماه، نرخ ارز تقریبا 48 هزار تومان بود. اکنون در هفتم اسفند این نرخ حدود 92 هزار تومان در بازار معامله شد. یعنی این نرخ بعد از گذشت 7 ماه 1.9 برابر شده است. این میزان در دوره مورد نظر برای هیچکدام از دولتهای پس از انقلاب سابقه نداشته است.

🔹 هر چند عوامل متعددی از ترور هنیه در فردای تحلیف، سقوط بشار اسد، دو بار رفت و برگشت موشکی ایران و اسرائیل، تهدیدهای اسرائیل، بر سرکار آمدن ترامپ و اقدامات او و مانند آن در این دوره موجب ایجاد فضای نااطمینانی بیشتر نسبت به آینده شده است اما آنچه که مهم است چگونگی واکنش دولت در برابر چنین وضعیتی است.

🔹 نگاهی به گفته های مقامات اقتصادی در ماه های اخیر نشان می دهد که آنان در یک سیکل معیوب قرار گرفته اند.

فرزین در آبان ماه، نرخ تورم در پایان سال را 30 درصد پیش بینی کرده بود. وی تثبیت نرخ ارز را عامل ثبات اقتصادی و تورم پایین دانست( ایرنا، 19 / 8 /03). شوک ارزی نرخ ارز توافقی موجب افزایش هزینه های تولید، فشار تقاضای نقدینگی، رشد انتظارات تورمی، تغییر رفتار مصرف کنندگان و تولیدکنندگان شده و در نتیجه با افزایش نرخ تورم نسبت به پیش بینی رئیس بانک مرکزی مواجه خواهیم شد.

🔹 از سوی دیگر در شرایط التهابات بازار، همتی وزیر اقتصاد به بازار و دلالان پیام می دهد که دولت اقدام به خرید طلا کرده و قیمت طلا نیز کاهش نخواهد یافت. با فرض ثبات قیمت جهانی طلا، با توجه به شوک ارزی بازار توافقی، افزایش قیمت داخلی طلا قابل انتظار است اما ایشان در مصاحبه پنجم دی ماه، احتمال کاهش قیمت طلا در ایران را داد امری که به شوخی بیشتر شبیه بود و در نتیجه همه همان پیام دوم دی را جدی گرفتند. در نتیجه، تقاضا برای طلا در بازار افزایش یافت. این بار بانک مرکزی، سناریو را تکمیل کرد و اعلام نمود که یک میلیون سکه در بازار عرضه خواهد کرد. اما استدلال فرزین عجیب بود. در حالی که وظیفه بانک مرکزی، ثبات بخشی به بازار پول و تثبیت نرخ تورم و در نتیجه قدرت خرید پول ملی است وی هدف از عرضه سکه را جبران زیان مردم و حفظ قدرت خرید آنان بیان کرد( تابناک/ 1 / 12 /03). به عبارت ساده تر، پیش بینی این است که باز هم ارزش پولی ملی تضعیف شود و بانک مرکزی خود را ناتوان از انجام وظیفه اصلی خود می داند و برای جبران آن اقدام به فروش سکه می کند تا مردم با تبدیل پولی که در حال کاهش ارزش است به طلا، قدرت خرید خود را حفظ کنند.

🔹 پیامدهای این اقدام روشن است شاید به همین دلیل باشد که همتی در مصاحبه خود پس از جلسه هیات دولت، از پاسخ به سوال در باره مسائل ارزی و پول ملی، شانه خالی کرد و از خبرنگاران خواست تا سوالات خود را از ریاست بانک مرکزی بپرسند( 2 / 12 / 1403).

🔹 یکی از مهمترین اقدامات بانک مرکزی در این شرایط کاهش انتظارات تورمی است. برای این هدف، بانک‌مرکزی باید بتواند اعتماد عمومی را به دست آورد. اهداف و سیاست‌ها شفاف و با دوام، اطلاع‌رسانی منظم و سیاست‌های پولی موثر در جهت ثبات سازی اقتصاد انجام دهد. بانک مرکزی هیچکدام را انجام نداده است و در نتیجه انتظارات تورمی افزایش یافته است.

🔹 تناقض گفتاری و مصاحبه های غیرعلمی یکی از مشکلات دولت است. در حالی که در آبان ماه فرزین، پیش بینی تورم 30 درصدی را مطرح می کند همتی دلیل افزایش نرخ ارز را تورم 40 درصدی بیان می کند ( اکو ایران، 3 / 10 /03). اینها نشان می دهند که مقامات اقتصادی دولت دچار سردرگمی و روزمرگی شده اند.

🔹 همتی در جلسه با مجلس، بر اساس شاخص قدرت برابری خرید، قیمت ارز را در پایان آذر ماه، حدود 73 هزار تومان اعلام کرد. این در حالی است که این محاسبه به جهاتی دارای ایراد است. اول اینکه سالیانی است که مبنای رسمی آمار، مرکز آمار ایران است. بر اساس شاخص اعلامی مرکز آمار، شاخص قیمت در اول سال 1401، عدد 115.9 و در پایان آذر 1403، عدد 284.4 بوده که اگر نرخ تورم امریکا از آن کاسته شود نرخ ارز حدود ده هزار تومان نسبت به عدد گفته شده کمتر خواهد شد.

🔹 علاوه بر مشکل یادشده، برای مقایسه چهار نکته باید مورد توجه قرار داده شود. نکته اول، ثبات شرایط و فقدان انتظارات است که در کشور ما مفقود است. نکته دوم، فرض تجارت آزاد بین کشورهاست که شرایط کشور ما تحریمی است. همچنین سال پایه برای محاسبه تورم و محاسبات ارزی است که سال مبنا یا سال 1395 و یا 1400 باید در نظر گرفته شود.

🔹 دولت باید با بهره گیری از توان علمی خبرگان و شنیدن دیدگاه های منتقدان، سعی کند به یک اجماع نسبی برسد و‌ از وعده های توخالی دوری کند.

https://B2n.ir/k64895
@yousefimohamadreza
❤1👍1
فقر، رفاه و سیاره.pdf
3.3 MB
*گزارش «فقر، رفاه و سیاره: راه‌های خروج از بحران‌های چندگانه»*

مرکز پژوهش های اتاق ایران

🔹این گزارش تلاش می‌کند تا ارتباط بین فقر، نابرابری‌های اجتماعی و تخریب محیط‌زیست را تحلیل کند.

🔹در این گزارش آمده، سه چالش اصلی «تضاد بین رشد اقتصادی و حفظ محیط‌زیست»، «تغییرات آب‌وهوایی» و «دسترسی نابرابر به منابع» در زمینه فقر وجود دارد.

🔹در راستای مقابله با بحران‌ها، چندین راه‌حل کلیدی شامل «انتقال به انرژی‌های تجدید پذیر»، «کشاورزی پایدار»، «عدالت زیست‌محیطی» و « آموزش و توانمندسازی » پیشنهاد شده است.

🔹در بخشی از این گزارش بر اساس داده‌های بانک جهانی اشاره شده که، نرخ فقر در #ایران از ۲۹.۳ درصد به ۲۱.۹ درصد معادل 7.4 واحد درصد کاهش یافته و با استفاده از خط فقر برای کشورهای با درآمد پایین‌تر از متوسط، حدود ۶.۱ میلیون ایرانی از محدوده فقر خارج شده‌اند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کاربرد «اثر میکل آنژ» برای تقویت همکاری‌ها در سازمان

✅ اثر میکل آنژ بر این اصل استوار است که نباید افراد را تغییر داد، بلکه باید شرایطی فراهم کرد تا بهترین نسخه خود باشند. این اصل که در هنر رنسانس به شکوفایی رسید، می‌تواند در محیط‌های سازمانی نیز معجزه کند. بسیاری از سازمان‌ها تلاش می‌کنند رفتار کارکنان را اصلاح کنند، اما رویکردی مؤثرتر آن است که فضایی ایجاد کنیم که در آن افراد استعدادهایشان را بشناسند، توسعه دهند و در کنار دیگران بدرخشند.
▪︎در این مقاله، سه راهکار عملی برای پیاده‌سازی این اثر در سازمان‌ها ارائه می‌شود که می‌تواند همکاری، رشد فردی و موفقیت تیمی را بهبود بخشد.

۱. با هم مجسمه بسازید: همکاری مشترک برای خلق ارزش

در هنر، دو مجسمه‌ساز می‌توانند در کنار هم اثری شاهکار خلق کنند. در سازمان‌ها نیز همکاری سازنده زمانی شکل می‌گیرد که اعضا نه‌تنها برای خود، بلکه برای تیم و سازمان کار کنند. برای تحقق این امر:

▪︎پروژه‌های تیمی تعریف کنید: مسئولیت‌های گروهی را به‌گونه‌ای طراحی کنید که نیاز به تعامل و هماهنگی داشته باشند. پروژه‌هایی که نیازمند مشارکت افراد از بخش‌های مختلف سازمان هستند، باعث ایجاد هم‌افزایی می‌شوند.
▪︎از ابزارهای هم‌اندیشی استفاده کنید: ابزارهایی مانند Miro، Trello و Notion می‌توانند به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و پیشرفت کارها کمک کنند.
▪︎چالش‌ها را به‌صورت گروهی حل کنید: جلسات طوفان فکری و کارگاه‌های حل مسئله به کارکنان کمک می‌کند تا با ترکیب ایده‌های فردی، راه‌حل‌های جامع‌تری ارائه دهند.

▪︎نمونه واقعی: شرکت Google یکی از سازمان‌هایی است که به همکاری تیمی اهمیت زیادی می‌دهد. تیم‌های این شرکت از OKR (Objectives and Key Results) برای تعیین اهداف گروهی استفاده می‌کنند و این روش موجب شده است که کارکنان با انگیزه بیشتری در راستای یک هدف مشترک تلاش کنند.

۲. پتانسیل همدیگر را کشف کنید: شناسایی و پرورش استعدادها

میکل آنژ معتقد بود که مجسمه در دل سنگ پنهان است و او تنها آن را آشکار می‌کند. در سازمان‌ها نیز باید باور داشته باشیم که هر فرد دارای استعدادهای ارزشمندی است که نیاز به کشف و پرورش دارد.

▪︎جلسات بازخورد سازنده برگزار کنید: بازخوردهای مؤثر نباید صرفاً به انتقاد محدود شوند، بلکه باید به رشد و توسعه کمک کنند. استفاده از روش Feedback Sandwich (ساندویچ بازخورد) – که در آن بازخورد منفی بین دو نظر مثبت قرار می‌گیرد – می‌تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد.
▪︎مسیرهای رشد فردی طراحی کنید: فراهم‌کردن دوره‌های آموزشی متناسب با استعدادهای کارکنان، مانند کارگاه‌های رهبری، خلاقیت و تفکر استراتژیک، به رشد حرفه‌ای آن‌ها کمک می‌کند.
▪︎مسئولیت‌ها را بر اساس استعدادهای ذاتی توزیع کنید: به جای آنکه صرفاً بر اساس ساختارهای سلسله‌مراتبی نقش‌ها را تعریف کنید، مسئولیت‌هایی را به افراد بسپارید که در آن‌ها مهارت و علاقه دارند.

▪︎نمونه واقعی: شرکت Netflix به کارکنان خود اجازه می‌دهد که نقش‌های خود را بر اساس مهارت‌ها و علایقشان شکل دهند. این سیاست باعث شده است که کارمندان با انگیزه بیشتری کار کنند و نوآوری در سازمان تقویت شود.

۳. همدیگر را با دقت بتراشید: بهبود مستمر با همدلی

همان‌طور که مجسمه‌ساز با تراشیدن دقیق، شکل نهایی را به اثر هنری می‌دهد، رشد اعضای تیم نیز نیازمند حمایت، همدلی و اصلاح سازنده است.

▪︎سیستم مربیگری (Mentoring) را اجرا کنید: کارکنان باتجربه می‌توانند به‌عنوان مربی، دانش و تجربیات خود را به نیروهای تازه‌وارد انتقال دهند. این کار نه‌تنها یادگیری را تسریع می‌کند، بلکه ارتباطات بین افراد را نیز تقویت می‌کند.
▪︎روی پیشرفت تمرکز کنید، نه انتقاد: به جای آنکه بر نقاط ضعف تمرکز شود، بهتر است به افراد نشان دهیم که چگونه می‌توانند مهارت‌های خود را بهبود دهند.
▪︎موفقیت‌ها را جشن بگیرید: برگزاری جشن‌های کوچک برای تقدیر از تلاش‌های فردی و گروهی می‌تواند انگیزه تیم را افزایش دهد و فرهنگ قدردانی را در سازمان نهادینه کند.

▪︎نمونه واقعی: شرکت Microsoft پس از تغییر فرهنگ سازمانی خود از رقابت‌محوری به رشدمحوری، یک سیستم بازخورد و مربیگری مؤثر راه‌اندازی کرد. نتیجه این تغییر، افزایش نوآوری و بهبود عملکرد تیم‌ها بود.
🔺چالش‌های احتمالی و راهکارها
🔹چاش: مقاومت در برابر تغییر
برخی از کارکنان ممکن است در برابر تغییرات جدید مقاومت کنند.
🔸راهکار: اجرای تغییرات به‌صورت تدریجی و همراه با ارائه توضیحات و مزایا می‌تواند این مقاومت را کاهش دهد.
🔹چالش: عدم هماهنگی بین تیم‌ها
ممکن است اعضای تیم‌ها دیدگاه‌ها و اولویت‌های متفاوتی داشته باشند.
🔸راهکار: برگزاری جلسات هماهنگی منظم و استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.
🔹چالش: نبود فرهنگ بازخورد سازنده
بسیاری از سازمان‌ها از ارائه بازخورد مؤثر غافل می‌شوند.
🔸راهکار: آموزش روش‌های ارائه بازخورد و ایجاد فضایی که در آن افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت، نظرات خود را بیان کنند، بسیار مؤثر خواهد بود.
🔺نتیجه‌گیری: هنر همکاری را بیاموزیم.
برای موفقیت سازمانی، باید نگاهی هنرمندانه به همکاری داشته باشیم. سه راهکار اصلی – ساختن مشترک مجسمه موفقیت، کشف استعدادهای پنهان، و تراشیدن ظریف رفتارها – می‌توانند تیم‌هایی بسازند که نه‌تنها به اهداف سازمانی دست یابند، بلکه هر عضو در آن به بهترین نسخه خود تبدیل شود.

■ با ایجاد فضایی که در آن افراد بتوانند در کنار یکدیگر رشد کنند، نه‌تنها بهره‌وری سازمان افزایش می‌یابد، بلکه رضایت شغلی و انگیزه کارکنان نیز بهبود خواهد یافت. در نهایت، همان‌طور که میکل آنژ از دل سنگ، شاهکار خلق می‌کرد، ما نیز می‌توانیم با پرورش استعدادها، تیم‌هایی خلاق، توانمند و هماهنگ بسازیم./گاهنامه مدیر
🖊دکتر حسن بودلایی
https://t.me/ExecutiveManagement