✳️ ترس شما از جاماندن بیهوده نیست؛ شاید واقعاً جا ماندهاید!
✅ فومو (FOMO: Fear of missing out) چیست؟ «فومو: ترس از جاماندن» احساسی است که ما را مدام نگران میکند مبادا انتخاب بهتری برای وقتگذرانی وجود داشته باشد و ما آن را از دست داده باشیم؛ یا اینکه دیگران، بدون حضور ما، مشغول خوشگذرانیاند و ما صرفاً تماشاگریم. این ترس اغلب با حسرتی همراه است که در فضای آنلاین تشدید میشود، جایی که مدام بهدنبال نشانههایی میگردیم که تأیید کنند در یک تجربهٔ لذتبخش حضور نداشتهایم.
■ برداشت رایج از فومو و نگاه منفی به آن:
در ذهنیت عمومی و منابع روانشناسی اغلب بهعنوان نوعی اختلال رفتاری در نظر گرفته میشود:
• آن را با اضطراب، افسردگی و وابستگی افراطی به گوشیهای هوشمند مرتبط دانستهاند.
• میتواند توانایی ما را برای حضور کامل در لحظه تضعیف کند و ذهن را دائماً به جای دیگر بکشاند.
• فرد را در چرخهای از مقایسهٔ مداوم با دیگران، نارضایتی مزمن و احساس ناکافیبودن گرفتار میکند.
■ تاریخچه و خاستگاه مفهوم فومو:
پاتریک مکگینیس، نویسنده و سخنران، کسی است که اصطلاح «ترس از جاماندن» را ابداع کرد؛ اما برخلاف تصور امروز، او این احساس را پدیدهای منفی نمیدانست. در دوران دانشجوییاش از شهری کوچک به دنیایی پر از فرصتها وارد شده بود و همین وفور امکانات او را حیرتزده کرده بود. مکگینیس میخواست همهچیز را تجربه کند و از هر دقیقهٔ زندگیاش بیشترین بهره را ببرد. از نظر او، فومو نه نشانهٔ کمبود، بلکه نشانهٔ فراوانی بود؛ دلیلی برای باور به اینکه زندگی میتواند متنوعتر و معنادارتر باشد.
■ با گذشت زمان فومو جدیتر و منفیتر تلقی شد!
با گذشت زمان، فومو دیگر آن پدیدهٔ کنایهآمیزی نبود که مکگینیس در سال ۲۰۰۴ از آن سخن گفت. خودش هم تصور نمیکرد که سالها بعد، مردم با چنین جدیتی دربارهٔ «ترس از جاماندن» حرف بزنند. اما جهان واقعاً از آن زمان تغییر کرده است. رسانههای اجتماعی بهشکلی مداوم ما را متقاعد میکنند که همواره چیزی را از دست دادهایم. از سوی دیگر، فرهنگ رایج بهینهسازی و بهرهوری نیز این باور را تقویت کرده که میتوانیم زندگیمان را به شکلی رضایتبخش مدیریت کنیم.
■ ظهور مفهوم JOMO (Joy of Missing Out)
در واکنش به فشارهای روانی و اجتماعی ناشی از فومو، در سالهای اخیر مفهومی تازه پا به عرصه گذاشته است: «جومو یا لذت از دست دادن». برخلاف فومو که با اضطراب و مقایسه همراه است، جومو دعوتی است به دلسپردن به تنهایی، آرامش، و انتخابهایی که ریشه در خواست شخصی دارند نه در انتظارات جمعی. این نگاه، نوعی کنش آگاهانه برای کنار زدن اضطراب اجتماعی است. تلاشی برای بازیابی اختیار در تصمیمگیری و رهایی از فشارهای دائمی دیدهشدن و همراستا بودن با جمع.
■ جومو همیشه همراستا با رضایت نیست!
هر چند «لذت از دست دادن» یا همان جومو در نگاه اول منطقی و حتی رهاییبخش بهنظر میرسد، اما همیشه همراستا با رضایت درونی یا انتخاب آگاهانه نیست. مسئله اینجاست که آنچه در لحظه ترجیح میدهیم انجام دهیم، لزوماً بهترین راهنما برای آنچه باید انجام دهیم یا در آینده از آن لذت خواهیم برد نیست. برای بسیاری از ما، بهویژه افراد درونگرا، فعالیتهای اجتماعی، مواجهه با افراد ناآشنا، یا رفتن به مکانهای جدید ممکن است در ابتدا دافعهبرانگیز باشد. اما همین تجربههای ناآشنا اغلب بستر رشد، معنا و ارتباطاند. بدون ترس «از جاماندن» یا «از دستدادن»، ممکن است هیچگاه به سراغ این موقعیتها نرویم.
■ باز تعریف فومو بهمثابه قطبنمایی برای تصمیمگیری آگاهانه
بیتردید، خلوتگزینی و تجربههای فردی میتوانند در بسیاری از مواقع عمیقاً آرامبخش و معنابخش باشند. اما این به آن معنا نیست که برای دستیابی به آرامش، باید از همهچیز کنار بکشیم. شاید بهجای سرکوب کردن فومو، بهتر باشد آن را چون قطبنمایی درونی در نظر بگیریم: نشانهای که به ما هشدار میدهد ممکن است در آستانهٔ از دست دادن چیزی ارزشمند باشیم. قرار نیست خودمان را به آب و آتش بزنیم و هر فرصتی را از ترس عقبماندن برباییم. ترس از جاماندن نباید فرمانروای زندگیمان باشد، اما، همانطور که پاتریک مکگینیس میگوید، میتواند «ضربهای آرام بر شانهمان» باشد؛ یادآوری که هستی ما موقتی است و باید آگاهانه انتخاب کنیم.
■ تمایز بین دو نوع فومو:
مکگینیس دو نوع متفاوت از فومو را معرفی میکند که تمایزشان برای فهم بهتر این پدیده ضروری است:
۱. فوموی آرزومندانه (Aspirational FOMO): یعنی وقتی تجربهای هیجانانگیز یا جالب را کشف میکنید، تجربهای که میتواند زندگی شما را غنیتر کند و پاداش آن در مغز شما دوپامین آزاد میکند.
✅ فومو (FOMO: Fear of missing out) چیست؟ «فومو: ترس از جاماندن» احساسی است که ما را مدام نگران میکند مبادا انتخاب بهتری برای وقتگذرانی وجود داشته باشد و ما آن را از دست داده باشیم؛ یا اینکه دیگران، بدون حضور ما، مشغول خوشگذرانیاند و ما صرفاً تماشاگریم. این ترس اغلب با حسرتی همراه است که در فضای آنلاین تشدید میشود، جایی که مدام بهدنبال نشانههایی میگردیم که تأیید کنند در یک تجربهٔ لذتبخش حضور نداشتهایم.
■ برداشت رایج از فومو و نگاه منفی به آن:
در ذهنیت عمومی و منابع روانشناسی اغلب بهعنوان نوعی اختلال رفتاری در نظر گرفته میشود:
• آن را با اضطراب، افسردگی و وابستگی افراطی به گوشیهای هوشمند مرتبط دانستهاند.
• میتواند توانایی ما را برای حضور کامل در لحظه تضعیف کند و ذهن را دائماً به جای دیگر بکشاند.
• فرد را در چرخهای از مقایسهٔ مداوم با دیگران، نارضایتی مزمن و احساس ناکافیبودن گرفتار میکند.
■ تاریخچه و خاستگاه مفهوم فومو:
پاتریک مکگینیس، نویسنده و سخنران، کسی است که اصطلاح «ترس از جاماندن» را ابداع کرد؛ اما برخلاف تصور امروز، او این احساس را پدیدهای منفی نمیدانست. در دوران دانشجوییاش از شهری کوچک به دنیایی پر از فرصتها وارد شده بود و همین وفور امکانات او را حیرتزده کرده بود. مکگینیس میخواست همهچیز را تجربه کند و از هر دقیقهٔ زندگیاش بیشترین بهره را ببرد. از نظر او، فومو نه نشانهٔ کمبود، بلکه نشانهٔ فراوانی بود؛ دلیلی برای باور به اینکه زندگی میتواند متنوعتر و معنادارتر باشد.
■ با گذشت زمان فومو جدیتر و منفیتر تلقی شد!
با گذشت زمان، فومو دیگر آن پدیدهٔ کنایهآمیزی نبود که مکگینیس در سال ۲۰۰۴ از آن سخن گفت. خودش هم تصور نمیکرد که سالها بعد، مردم با چنین جدیتی دربارهٔ «ترس از جاماندن» حرف بزنند. اما جهان واقعاً از آن زمان تغییر کرده است. رسانههای اجتماعی بهشکلی مداوم ما را متقاعد میکنند که همواره چیزی را از دست دادهایم. از سوی دیگر، فرهنگ رایج بهینهسازی و بهرهوری نیز این باور را تقویت کرده که میتوانیم زندگیمان را به شکلی رضایتبخش مدیریت کنیم.
■ ظهور مفهوم JOMO (Joy of Missing Out)
در واکنش به فشارهای روانی و اجتماعی ناشی از فومو، در سالهای اخیر مفهومی تازه پا به عرصه گذاشته است: «جومو یا لذت از دست دادن». برخلاف فومو که با اضطراب و مقایسه همراه است، جومو دعوتی است به دلسپردن به تنهایی، آرامش، و انتخابهایی که ریشه در خواست شخصی دارند نه در انتظارات جمعی. این نگاه، نوعی کنش آگاهانه برای کنار زدن اضطراب اجتماعی است. تلاشی برای بازیابی اختیار در تصمیمگیری و رهایی از فشارهای دائمی دیدهشدن و همراستا بودن با جمع.
■ جومو همیشه همراستا با رضایت نیست!
هر چند «لذت از دست دادن» یا همان جومو در نگاه اول منطقی و حتی رهاییبخش بهنظر میرسد، اما همیشه همراستا با رضایت درونی یا انتخاب آگاهانه نیست. مسئله اینجاست که آنچه در لحظه ترجیح میدهیم انجام دهیم، لزوماً بهترین راهنما برای آنچه باید انجام دهیم یا در آینده از آن لذت خواهیم برد نیست. برای بسیاری از ما، بهویژه افراد درونگرا، فعالیتهای اجتماعی، مواجهه با افراد ناآشنا، یا رفتن به مکانهای جدید ممکن است در ابتدا دافعهبرانگیز باشد. اما همین تجربههای ناآشنا اغلب بستر رشد، معنا و ارتباطاند. بدون ترس «از جاماندن» یا «از دستدادن»، ممکن است هیچگاه به سراغ این موقعیتها نرویم.
■ باز تعریف فومو بهمثابه قطبنمایی برای تصمیمگیری آگاهانه
بیتردید، خلوتگزینی و تجربههای فردی میتوانند در بسیاری از مواقع عمیقاً آرامبخش و معنابخش باشند. اما این به آن معنا نیست که برای دستیابی به آرامش، باید از همهچیز کنار بکشیم. شاید بهجای سرکوب کردن فومو، بهتر باشد آن را چون قطبنمایی درونی در نظر بگیریم: نشانهای که به ما هشدار میدهد ممکن است در آستانهٔ از دست دادن چیزی ارزشمند باشیم. قرار نیست خودمان را به آب و آتش بزنیم و هر فرصتی را از ترس عقبماندن برباییم. ترس از جاماندن نباید فرمانروای زندگیمان باشد، اما، همانطور که پاتریک مکگینیس میگوید، میتواند «ضربهای آرام بر شانهمان» باشد؛ یادآوری که هستی ما موقتی است و باید آگاهانه انتخاب کنیم.
■ تمایز بین دو نوع فومو:
مکگینیس دو نوع متفاوت از فومو را معرفی میکند که تمایزشان برای فهم بهتر این پدیده ضروری است:
۱. فوموی آرزومندانه (Aspirational FOMO): یعنی وقتی تجربهای هیجانانگیز یا جالب را کشف میکنید، تجربهای که میتواند زندگی شما را غنیتر کند و پاداش آن در مغز شما دوپامین آزاد میکند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
ادامه ازقبل
۲. فوموی گلهای (Herd FOMO): این نوع بیشتر به ترس از طرد شدن از جمع مربوط است و واکنش «جنگ یا گریز» را در شما فعال میکند. اگر دیگران تجربههای جالب و لذتبخش دارند و ما در آن غایبیم، سیستم عصبیمان ممکن است با واکنشهایی نظیر اضطراب، تپش قلب یا تعریق واکنش نشان دهد.
■فوموی آرزومندانه: ابزاری برای شناخت خود
مکگینیس توصیه میکند که باید به فوموی نوع اول میدان داد و از دومی تا حد امکان فاصله گرفت. فهم درست از فوموی آرزومندانه میتواند محرکی مثبت باشد و باعث میشود:
• از راحتطلبی فاصله بگیریم و به تجربههایی روی بیاوریم که شاید مهمترین لحظات زندگیمان باشند.
• بهتر بفهمیم از چه چیزی لذت میبریم، چه کاری مهم است و چه کاری ارزش وقتگذاشتن دارد.
• دنبال آن نباشیم که رزومهٔ اجتماعیمان را با سرگرمیها پر کنیم تا به نظر برسد که خوش میگذرانیم.
• ارتباطهای عمیقتری بسازیم و زندگی آگاهانهتری را تجربه کنیم.
✍ترجمان
۲. فوموی گلهای (Herd FOMO): این نوع بیشتر به ترس از طرد شدن از جمع مربوط است و واکنش «جنگ یا گریز» را در شما فعال میکند. اگر دیگران تجربههای جالب و لذتبخش دارند و ما در آن غایبیم، سیستم عصبیمان ممکن است با واکنشهایی نظیر اضطراب، تپش قلب یا تعریق واکنش نشان دهد.
■فوموی آرزومندانه: ابزاری برای شناخت خود
مکگینیس توصیه میکند که باید به فوموی نوع اول میدان داد و از دومی تا حد امکان فاصله گرفت. فهم درست از فوموی آرزومندانه میتواند محرکی مثبت باشد و باعث میشود:
• از راحتطلبی فاصله بگیریم و به تجربههایی روی بیاوریم که شاید مهمترین لحظات زندگیمان باشند.
• بهتر بفهمیم از چه چیزی لذت میبریم، چه کاری مهم است و چه کاری ارزش وقتگذاشتن دارد.
• دنبال آن نباشیم که رزومهٔ اجتماعیمان را با سرگرمیها پر کنیم تا به نظر برسد که خوش میگذرانیم.
• ارتباطهای عمیقتری بسازیم و زندگی آگاهانهتری را تجربه کنیم.
✍ترجمان
نکات_کلیدی_کتاب،_چرا_ملت_ها_شکست_می_خورند.pdf
256.9 KB
✳️ چرا ملت ها شکست می خورند: منشاء قدرت، کامیابی و فقر
👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درس آموخته اقتصادی!
نشانه هایی ازعدم آمادگی مدیران جهت رهبری درسازمان
👏1
✳️ کاتالیزور جرم
آیا تورم میتواند جرم و جنایت را زیاد کند؟
عاطفه چوپان
✅ آیا افزایش فقر، تورم، بیکاری و سایر مشکلات اقتصادی با افزایش جرم و جنایتهایی مانند سرقت، زورگیری و... ارتباط معناداری دارد؟
اقتصاددانان معتقدند بیکاری، تورم و رکود از مهمترین عوامل افزایش جرائم هستند و ما نیز در این مقاله سعی میکنیم آخرین آمارهای مرتبط با جرائم مثل قتل، سرقت، کیفزنی، سرقت مسلحانه و... را با آمار متغیرهای اقتصادی مثل تورم، بیکاری و رکود در بخشهای مختلف مقایسه کنیم.
اقتصاددانان معتقدند شوکهای قیمتی و تشدید تورم و رکود با فقیرتر کردن مردم، موجب افزایش بزهکاری و ناهنجاریهای اجتماعی از جمله سرقت و فحشا میشوند و با افزایش آمارهای مرتبط با جرم و جنایت برخی از اقتصاددانان و جامعهشناسان سعی دارند اثرگذاری وضعیت اقتصاد بر پدیدههای اجتماعی نظیر جرم و فساد و گسترش شیوع مصرف مواد مخدر را بررسی و تحلیل کنند.
برخی پژوهشهای اقتصادی و اجتماعی نیز نشاندهنده اثر تورم روی جرم و جنایت هستند.
مقالههای فراوانی در داخل کشور وجود دارد که ارتباط میان نرخ جرم و جنایت با تورم و بیکاری در ایران را بررسی میکنند.
این مقالات که غالباً با توجه به اهمیت موضوع جرم و اثرهای زیانبار اجتماعی-اقتصادی آن، به بررسی عوامل اقتصادی (بیکاری و تورم) موثر بر جرم و جنایت در ایران میپردازند، نتایج مشابهی دارند.
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-ایران-اقتصاد-اجتماعی-20/44461-کاتالیزور-جرم
كانال قواعدبازی
آیا تورم میتواند جرم و جنایت را زیاد کند؟
عاطفه چوپان
✅ آیا افزایش فقر، تورم، بیکاری و سایر مشکلات اقتصادی با افزایش جرم و جنایتهایی مانند سرقت، زورگیری و... ارتباط معناداری دارد؟
اقتصاددانان معتقدند بیکاری، تورم و رکود از مهمترین عوامل افزایش جرائم هستند و ما نیز در این مقاله سعی میکنیم آخرین آمارهای مرتبط با جرائم مثل قتل، سرقت، کیفزنی، سرقت مسلحانه و... را با آمار متغیرهای اقتصادی مثل تورم، بیکاری و رکود در بخشهای مختلف مقایسه کنیم.
اقتصاددانان معتقدند شوکهای قیمتی و تشدید تورم و رکود با فقیرتر کردن مردم، موجب افزایش بزهکاری و ناهنجاریهای اجتماعی از جمله سرقت و فحشا میشوند و با افزایش آمارهای مرتبط با جرم و جنایت برخی از اقتصاددانان و جامعهشناسان سعی دارند اثرگذاری وضعیت اقتصاد بر پدیدههای اجتماعی نظیر جرم و فساد و گسترش شیوع مصرف مواد مخدر را بررسی و تحلیل کنند.
برخی پژوهشهای اقتصادی و اجتماعی نیز نشاندهنده اثر تورم روی جرم و جنایت هستند.
مقالههای فراوانی در داخل کشور وجود دارد که ارتباط میان نرخ جرم و جنایت با تورم و بیکاری در ایران را بررسی میکنند.
این مقالات که غالباً با توجه به اهمیت موضوع جرم و اثرهای زیانبار اجتماعی-اقتصادی آن، به بررسی عوامل اقتصادی (بیکاری و تورم) موثر بر جرم و جنایت در ایران میپردازند، نتایج مشابهی دارند.
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-ایران-اقتصاد-اجتماعی-20/44461-کاتالیزور-جرم
كانال قواعدبازی
هفته نامه تجارت فردا
کاتالیزور جرم
عاطفه چوپان / نویسنده نشریه
«بیرون میری مراقب گوشیت باش.» این آخرین جملهای است که مادرم همیشه پشت تلفن به من
✳️ آنچه بهنظر مهارت میرسد، شاید فقط خوش شانسی باشد.
✅ در میانه دهه ۷۰ میلادی، مردی در اسپانیا بهدنبال بلیت بختآزماییای بود که دو رقم آخرش ۴۸ باشد. چرا؟ چون برای هفت شب پیاپی خواب عدد ۷ را دیده بود، و در ذهنش به این نتیجه رسیده بود که هفت ضربدر هفت میشود چهلوهشت!
او آن بلیت را خرید… و برنده شد.
■ این داستان، اگرچه لبخند به لب میآورد، اما واقعیتی تلخ و پیچیده را آشکار میکند و آن اینکه، میتوان اشتباه کرد و با این حال، در کوتاهمدت برنده بود.
■ در بسیاری از موقعیتها، نمیتوانیم تفاوت میان شانس و مهارت را تشخیص دهیم. موفقیت میآید، و ما با غرور میگوییم: «دیدی؟ برنامهام جواب داد!» اما شاید آنچه واقعاً رخ داده، صرفاً خوششانسیای بوده در لباس منطق.
■ مایکل موباسین در کتاب ارزشمند «معادله موفقیت» به ما کمک میکند بفهمیم چه بخشی از موفقیتها و شکستها، حاصل مهارت است و چه بخشی نتیجه شانس. او هشدار میدهد که مغز ما، مخصوصاً نیمکره چپ، چیزی دارد که «استیون پینکر» آن را «ماشین تولید چرندیات» نامیده! یعنی:
«ذهن ما استاد ساختن روایتهایی است که حتی از دل بیمنطقی کامل هم داستانی منطقی بیرون میکشد.»
به همین دلیل است که وقتی یک نتیجه را میبینیم، بهسرعت علتی برای آن میتراشیم. اما این روند، بهویژه در رهبری سازمانی، میتواند بسیار گمراهکننده باشد.
■ موباسین پیشنهاد میکند فعالیتها را روی یک طیف «شانس ـ مهارت» قرار دهیم. برخی فعالیتها (مثل شطرنج یا جراحی) تقریبا تماماً مهارتمحورند، در حالی که برخی دیگر (مثل بختآزمایی یا سرمایهگذاری کوتاهمدت در بازارهای پر نوسان) بیشتر به شانس وابستهاند.
اما در بسیاری از تصمیمات مدیریتی، این دو درهمتنیدهاند. و اینجاست که بینش عمیق رهبر، نقش تعیینکننده پیدا میکند.
■ رهبران باید بدانند چه زمانی بازی را ساده یا پیچیده کنند
در موقعیتهای رقابتی، وقتی شما رهبر تیم قویتر هستید، باید بازی را ساده کنید تا از مزیت مهارت بهرهبرداری کنید. اما اگر در جایگاه چالشگر یا شرکت نوپا هستید، باید شانس را وارد بازی کنید؛ یعنی پیچیدگی را افزایش دهید و نقاط رقابت جدید بسازید؛ جایی که رقیب بزرگ هنوز در آنها تسلطی ندارد.
■ سوال: چگونه مهارت را بسازیم و شانس را مدیریت کنیم؟
موباسین در پاسخ به این سوال، دو مسیر پیشنهاد میدهد:
● اگر فعالیتتان بیشتر به مهارت وابسته است: تمرین آگاهانه، نظام مند و پیوسته تنها راه بهبود است.
●اگر شانس نقش مهمتری دارد: داشتن یک فرایند خوب، منسجم و انعطافپذیر بهترین تضمین برای موفقیت بلندمدت است.
■ در هر حالت، بازخورد کلید پیشرفت است. بازخورد دقیق، صریح و مستمر، به ما کمک میکند از توهم مهارت فاصله بگیریم و واقعیت عملکردمان را بشناسیم.
■ در پایان؛ این پارادوکس شگفتانگیز را به خاطر بسپارید که هرچه مهارتها بالاتر میروند، نقش شانس پررنگتر میشود.
چرا؟ چون وقتی همه قویاند، تفاوتها بسیار جزئیاند. و در این سطح از رقابت، حتی یک بختآزمایی ذهنی مثل «۷×۷=۴۸» هم میتواند نتیجه را رقم بزند!
✅ در میانه دهه ۷۰ میلادی، مردی در اسپانیا بهدنبال بلیت بختآزماییای بود که دو رقم آخرش ۴۸ باشد. چرا؟ چون برای هفت شب پیاپی خواب عدد ۷ را دیده بود، و در ذهنش به این نتیجه رسیده بود که هفت ضربدر هفت میشود چهلوهشت!
او آن بلیت را خرید… و برنده شد.
■ این داستان، اگرچه لبخند به لب میآورد، اما واقعیتی تلخ و پیچیده را آشکار میکند و آن اینکه، میتوان اشتباه کرد و با این حال، در کوتاهمدت برنده بود.
■ در بسیاری از موقعیتها، نمیتوانیم تفاوت میان شانس و مهارت را تشخیص دهیم. موفقیت میآید، و ما با غرور میگوییم: «دیدی؟ برنامهام جواب داد!» اما شاید آنچه واقعاً رخ داده، صرفاً خوششانسیای بوده در لباس منطق.
■ مایکل موباسین در کتاب ارزشمند «معادله موفقیت» به ما کمک میکند بفهمیم چه بخشی از موفقیتها و شکستها، حاصل مهارت است و چه بخشی نتیجه شانس. او هشدار میدهد که مغز ما، مخصوصاً نیمکره چپ، چیزی دارد که «استیون پینکر» آن را «ماشین تولید چرندیات» نامیده! یعنی:
«ذهن ما استاد ساختن روایتهایی است که حتی از دل بیمنطقی کامل هم داستانی منطقی بیرون میکشد.»
به همین دلیل است که وقتی یک نتیجه را میبینیم، بهسرعت علتی برای آن میتراشیم. اما این روند، بهویژه در رهبری سازمانی، میتواند بسیار گمراهکننده باشد.
■ موباسین پیشنهاد میکند فعالیتها را روی یک طیف «شانس ـ مهارت» قرار دهیم. برخی فعالیتها (مثل شطرنج یا جراحی) تقریبا تماماً مهارتمحورند، در حالی که برخی دیگر (مثل بختآزمایی یا سرمایهگذاری کوتاهمدت در بازارهای پر نوسان) بیشتر به شانس وابستهاند.
اما در بسیاری از تصمیمات مدیریتی، این دو درهمتنیدهاند. و اینجاست که بینش عمیق رهبر، نقش تعیینکننده پیدا میکند.
■ رهبران باید بدانند چه زمانی بازی را ساده یا پیچیده کنند
در موقعیتهای رقابتی، وقتی شما رهبر تیم قویتر هستید، باید بازی را ساده کنید تا از مزیت مهارت بهرهبرداری کنید. اما اگر در جایگاه چالشگر یا شرکت نوپا هستید، باید شانس را وارد بازی کنید؛ یعنی پیچیدگی را افزایش دهید و نقاط رقابت جدید بسازید؛ جایی که رقیب بزرگ هنوز در آنها تسلطی ندارد.
■ سوال: چگونه مهارت را بسازیم و شانس را مدیریت کنیم؟
موباسین در پاسخ به این سوال، دو مسیر پیشنهاد میدهد:
● اگر فعالیتتان بیشتر به مهارت وابسته است: تمرین آگاهانه، نظام مند و پیوسته تنها راه بهبود است.
●اگر شانس نقش مهمتری دارد: داشتن یک فرایند خوب، منسجم و انعطافپذیر بهترین تضمین برای موفقیت بلندمدت است.
■ در هر حالت، بازخورد کلید پیشرفت است. بازخورد دقیق، صریح و مستمر، به ما کمک میکند از توهم مهارت فاصله بگیریم و واقعیت عملکردمان را بشناسیم.
■ در پایان؛ این پارادوکس شگفتانگیز را به خاطر بسپارید که هرچه مهارتها بالاتر میروند، نقش شانس پررنگتر میشود.
چرا؟ چون وقتی همه قویاند، تفاوتها بسیار جزئیاند. و در این سطح از رقابت، حتی یک بختآزمایی ذهنی مثل «۷×۷=۴۸» هم میتواند نتیجه را رقم بزند!
👍1
✅ 👆 همدلی یک «مهارت نرم» نیست.
قدرتمندترین ابزار رهبری شماست.
■ یک بار یکی از بهترین اعضای تیمم مدام از ضربالاجلها عقب میافتاد.
به جای پرسیدن «چرا این کار انجام نشده؟»
پرسیدم: «چطور میتونم کمکت کنم؟»
معلوم شد با مشکلات سلامتی خانواده دست و پنجه نرم میکرد،
اما میترسید دربارهاش حرف بزند.
همان یک گفتوگو همه چیز را تغییر داد.
🔹 ۸ روشی که یاد گرفتم همدلی را در کار نشان دهم:
۱. بدون عجله برای حل مشکل، فقط گوش کن
۲. وقتی زندگی غیرمنتظره پیش میآید، انعطاف نشان بده
۳. برای گفتوگوهای غیرکاری وقت بگذار
۴. تعریف در جمع، بازخورد در خلوت
۵. فضایی بساز که هیچ سوالی احمقانه نباشد
۶. مرخصی سلامت روان را هم مثل مرخصی بیماری جدی بگیر
۷. بپرس «چطور میتوانم کمک کنم؟» نه «چرا کار انجام نشده؟»
۸. اول انسان بودنشان را ببین، بعد کارمند بودنشان را
-وقتی با همدلی پیشروی میکنی،
بهرهوری و وفاداری خودبهخود دنبالش میآیند.
مجبور نیستی بین انسان بودن و موفق بودن انتخاب کنی.
بهترین رهبران هر دو هستند.
چون در نهایت،
آدمها از «شغلهای بد» نمیروند.
از محیطهایی میروند که در آن درک یا قدردانی نمیشوند.
میخواهی تیمت را متحول کنی؟
از همدلی شروع کن.
این سرمایهگذاری است که بالاترین سود را دارد.
قدرتمندترین ابزار رهبری شماست.
■ یک بار یکی از بهترین اعضای تیمم مدام از ضربالاجلها عقب میافتاد.
به جای پرسیدن «چرا این کار انجام نشده؟»
پرسیدم: «چطور میتونم کمکت کنم؟»
معلوم شد با مشکلات سلامتی خانواده دست و پنجه نرم میکرد،
اما میترسید دربارهاش حرف بزند.
همان یک گفتوگو همه چیز را تغییر داد.
🔹 ۸ روشی که یاد گرفتم همدلی را در کار نشان دهم:
۱. بدون عجله برای حل مشکل، فقط گوش کن
۲. وقتی زندگی غیرمنتظره پیش میآید، انعطاف نشان بده
۳. برای گفتوگوهای غیرکاری وقت بگذار
۴. تعریف در جمع، بازخورد در خلوت
۵. فضایی بساز که هیچ سوالی احمقانه نباشد
۶. مرخصی سلامت روان را هم مثل مرخصی بیماری جدی بگیر
۷. بپرس «چطور میتوانم کمک کنم؟» نه «چرا کار انجام نشده؟»
۸. اول انسان بودنشان را ببین، بعد کارمند بودنشان را
-وقتی با همدلی پیشروی میکنی،
بهرهوری و وفاداری خودبهخود دنبالش میآیند.
مجبور نیستی بین انسان بودن و موفق بودن انتخاب کنی.
بهترین رهبران هر دو هستند.
چون در نهایت،
آدمها از «شغلهای بد» نمیروند.
از محیطهایی میروند که در آن درک یا قدردانی نمیشوند.
میخواهی تیمت را متحول کنی؟
از همدلی شروع کن.
این سرمایهگذاری است که بالاترین سود را دارد.
✳️ در مصاحبه های شغلی یادمان باشد داوطلب خوب، الزاماً خوش بیان نیست!
✅ گاهی اوقات، داوطلبان عالی و استعدادهای خوب ممکن است در مصاحبه بسیار ضعیف حاضر شوند چون این قبیل افراد معمولا تجربه کافی در صحبت کردن و رموز مصاحبه ندارند.
● در حقیقت، افراد با استعداد، به خصوص اگر قبلا به چند کارفرمای دیگر هم مراجعه کرده و به دلیل خوش بیان نبودن، پذیرفته نشده باشند، ممکن است آن طور که لازم است نتوانند خودشان را معرفی و پرزنت کنند.
●از سوی دیگر، یادمان باشد تجربه ما در مصاحبه کردن معمولا از تجربه فرد داوطلب در مصاحبه دادن بسیار بیشتر است. بنابراین باید بپذیریم که آنها مثل ما سر زبان نداشته باشند.
● ضمن آن که در مصاحبه شغلی به دنبال یک کارمند خوب هستیم، نه یک سخنران حرفهای یا مجری و گوینده رادیو و تلویزیونی!
● بر این اساس باید تلاش کنیم داوطلبی که احساس میکنیم خوب است ولی خجالتی، کمحرف، استرسی و غیره است را با کمک روشهای زیر به حرف زدن تشویق کنیم:
● بیشتر از سوالات باز استفاده کنیم تا داوطلب مجبور شود راجع به خودش بیشتر حرف برند. مثلا به او بگوییم: لطفا کار قبلیتان را با کاری که ما به شما پیشنهاد دادهایم، مقایسه کنید.
● سوالات کلی و عمومی بپرسیم. مثلا به فرد داوطلب بگوییم: لطفا راجع به آخرین مدیری که داشتی، صحبت کن.
● سوالات ارزشیابی بپرسیم. مثلا از داوطلب بخواهیم تا عملکرد خودش در شغل قبلیاش را ارزیابی کند.
● در حین مصاحبه ذهن باز داشته باشیم و زود قضاوت نکنیم. به این معنا که هیچ حرفی نزنیم یا هیچ رفتاری نکنیم که داوطلب احساس کند از او خوشمان نیامده است.
● از تکنیک بیان مجدد و تکرار استفاده کنیم. مثلا بخشی از حرف داوطلب را تکرار میکنیم و از او میخواهیم آن بخش را مجددا با جزئیات بیشتری توضیح بدهد.
● بیشتر سکوت کنیم تا فرد داوطلب تشویق شود حرف بزند. به خصوص درباره رزومه و سوابق کاری خودمان خیلی حرف نزنیم تا فرد داوطلب دست و پایش را گم نکند.
✅ گاهی اوقات، داوطلبان عالی و استعدادهای خوب ممکن است در مصاحبه بسیار ضعیف حاضر شوند چون این قبیل افراد معمولا تجربه کافی در صحبت کردن و رموز مصاحبه ندارند.
● در حقیقت، افراد با استعداد، به خصوص اگر قبلا به چند کارفرمای دیگر هم مراجعه کرده و به دلیل خوش بیان نبودن، پذیرفته نشده باشند، ممکن است آن طور که لازم است نتوانند خودشان را معرفی و پرزنت کنند.
●از سوی دیگر، یادمان باشد تجربه ما در مصاحبه کردن معمولا از تجربه فرد داوطلب در مصاحبه دادن بسیار بیشتر است. بنابراین باید بپذیریم که آنها مثل ما سر زبان نداشته باشند.
● ضمن آن که در مصاحبه شغلی به دنبال یک کارمند خوب هستیم، نه یک سخنران حرفهای یا مجری و گوینده رادیو و تلویزیونی!
● بر این اساس باید تلاش کنیم داوطلبی که احساس میکنیم خوب است ولی خجالتی، کمحرف، استرسی و غیره است را با کمک روشهای زیر به حرف زدن تشویق کنیم:
● بیشتر از سوالات باز استفاده کنیم تا داوطلب مجبور شود راجع به خودش بیشتر حرف برند. مثلا به او بگوییم: لطفا کار قبلیتان را با کاری که ما به شما پیشنهاد دادهایم، مقایسه کنید.
● سوالات کلی و عمومی بپرسیم. مثلا به فرد داوطلب بگوییم: لطفا راجع به آخرین مدیری که داشتی، صحبت کن.
● سوالات ارزشیابی بپرسیم. مثلا از داوطلب بخواهیم تا عملکرد خودش در شغل قبلیاش را ارزیابی کند.
● در حین مصاحبه ذهن باز داشته باشیم و زود قضاوت نکنیم. به این معنا که هیچ حرفی نزنیم یا هیچ رفتاری نکنیم که داوطلب احساس کند از او خوشمان نیامده است.
● از تکنیک بیان مجدد و تکرار استفاده کنیم. مثلا بخشی از حرف داوطلب را تکرار میکنیم و از او میخواهیم آن بخش را مجددا با جزئیات بیشتری توضیح بدهد.
● بیشتر سکوت کنیم تا فرد داوطلب تشویق شود حرف بزند. به خصوص درباره رزومه و سوابق کاری خودمان خیلی حرف نزنیم تا فرد داوطلب دست و پایش را گم نکند.
✳️ هوش مصنوعی (AI) در مدیریت به عنوان یک ابزار تحولآفرین شناخته میشود که میتواند فرآیندهای مدیریتی را بهینه کرده و بهرهوری سازمانها را افزایش دهد. در اینجا چند کاربرد کلیدی هوش مصنوعی در مدیریت را بررسی میکنیم:
▪︎ تصمیمگیری مبتنی بر دادهها: هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادهها را تحلیل کرده و الگوهای پنهان را شناسایی کند. این قابلیت به مدیران کمک میکند تا تصمیمات دقیقتر و سریعتری بگیرند.
▪︎اتوماسیون وظایف تکراری: با استفاده از AI، وظایف تکراری مانند پردازش دادهها، مدیریت صورتحسابها و حتی پاسخدهی به ایمیلها میتوانند به صورت خودکار انجام شوند، که این امر زمان بیشتری برای تمرکز بر استراتژیهای کلان فراهم میکند.
▪︎پیشبینی روندها: الگوریتمهای یادگیری ماشین میتوانند روندهای بازار و رفتار مشتریان را پیشبینی کنند، که این امر به مدیران کمک میکند تا استراتژیهای بهتری برای آینده طراحی کنند.
▪︎مدیریت منابع انسانی: از طریق پردازش زبان طبیعی (NLP)، هوش مصنوعی میتواند در فرآیند استخدام، ارزیابی عملکرد کارکنان و حتی تحلیل نظرات کارکنان نقش مؤثری ایفا کند.
▪︎بهینهسازی زنجیره تأمین: AI میتواند جریانهای کاری و زنجیره تأمین را بهینه کرده و هزینهها را کاهش دهد.
🔸️هوش مصنوعی از تکنیکهای متنوعی برای بهبود مدیریت استفاده میکند. در اینجا چند تکنیک خاص و کاربردی آورده شده است:
▪︎یادگیری ماشین (Machine Learning): این تکنیک برای تحلیل دادهها و پیشبینی روندها استفاده میشود. به عنوان مثال، میتوان از آن برای پیشبینی تقاضای بازار یا شناسایی الگوهای رفتاری مشتریان بهره برد.
▪︎پردازش زبان طبیعی (NLP): این تکنیک در مدیریت منابع انسانی و ارتباطات سازمانی کاربرد دارد. به عنوان مثال، میتوان از NLP برای تحلیل نظرات کارکنان یا مشتریان استفاده کرد.
▪︎سیستمهای توصیهگر (Recommendation Systems): این سیستمها برای پیشنهاد بهترین گزینهها در تصمیمگیریها استفاده میشوند، مانند انتخاب تأمینکنندگان یا بهینهسازی زنجیره تأمین.
▪︎بینایی کامپیوتری (Computer Vision): در مدیریت تولید و کنترل کیفیت، این تکنیک برای شناسایی نقصها در محصولات یا نظارت بر فرآیندهای تولید به کار میرود.
▪︎الگوریتمهای بهینهسازی: این الگوریتمها برای بهینهسازی منابع، زمانبندی پروژهها و کاهش هزینهها استفاده میشوند.
▪︎تحلیل پیشبینانه (Predictive Analytics): این تکنیک به مدیران کمک میکند تا بر اساس دادههای گذشته، تصمیمات بهتری برای آینده بگیرند.
🔸️تکنیکهای هوش مصنوعی در مدیریت هر یک کاربردها و مزایای خاص خود را دارند. در اینجا به مقایسه چند تکنیک کلیدی میپردازیم:
▪︎یادگیری ماشین (Machine Learning):
● کاربرد: تحلیل دادهها، پیشبینی روندها و بهینهسازی فرآیندها.
● مزایا: توانایی یادگیری از دادهها و بهبود عملکرد بدون نیاز به برنامهنویسی مجدد.
● محدودیتها: نیاز به دادههای باکیفیت و حجم بالا برای عملکرد بهتر.
■پردازش زبان طبیعی (NLP):
● کاربرد: تحلیل نظرات مشتریان، چتباتها و سیستمهای پاسخگویی خودکار.
● مزایا: امکان تعامل طبیعیتر با کاربران و تحلیل سریع متنها.
● محدودیتها: چالش در درک زبانهای پیچیده یا اصطلاحات خاص.
■ بینایی کامپیوتر (Computer Vision):
● کاربرد: شناسایی تصاویر، تحلیل ویدئوها و مدیریت امنیت.
● مزایا: دقت بالا در شناسایی الگوها و کاربرد در صنایع مختلف.
● محدودیتها: نیاز به سختافزار قدرتمند و دادههای تصویری باکیفیت.
■ سیستمهای توصیهگر (Recommendation Systems):
● کاربرد: پیشنهاد محصولات یا خدمات به مشتریان.
● مزایا: افزایش فروش و بهبود تجربه مشتری.
● محدودیتها: وابستگی به دادههای تاریخی و احتمال سوگیری.
■اتوماسیون فرآیندها (RPA):
● کاربرد: انجام وظایف تکراری مانند پردازش دادهها و مدیریت اسناد.
● مزایا: کاهش هزینهها و افزایش سرعت.
● محدودیتها: مناسب برای وظایف ساده و تکراری، نه فرآیندهای پیچیده.
🔸️هر یک از این تکنیکها بسته به نیاز سازمان و نوع فرآیندهای مدیریتی میتوانند انتخاب شوند.
🔸️پیادهسازی تکنیکهای هوش مصنوعی در مدیریت نیازمند یک رویکرد سیستماتیک و برنامهریزی شده است. در اینجا مراحل کلیدی برای اجرای موفق این تکنیکها آورده شده است:
■ تعیین اهداف و نیازها:
● مشخص کنید که چه مشکلاتی را میخواهید با استفاده از هوش مصنوعی حل کنید.
●اهداف مشخصی برای بهبود فرآیندها یا افزایش بهرهوری تعیین کنید.
ادامه دارد👇
▪︎ تصمیمگیری مبتنی بر دادهها: هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادهها را تحلیل کرده و الگوهای پنهان را شناسایی کند. این قابلیت به مدیران کمک میکند تا تصمیمات دقیقتر و سریعتری بگیرند.
▪︎اتوماسیون وظایف تکراری: با استفاده از AI، وظایف تکراری مانند پردازش دادهها، مدیریت صورتحسابها و حتی پاسخدهی به ایمیلها میتوانند به صورت خودکار انجام شوند، که این امر زمان بیشتری برای تمرکز بر استراتژیهای کلان فراهم میکند.
▪︎پیشبینی روندها: الگوریتمهای یادگیری ماشین میتوانند روندهای بازار و رفتار مشتریان را پیشبینی کنند، که این امر به مدیران کمک میکند تا استراتژیهای بهتری برای آینده طراحی کنند.
▪︎مدیریت منابع انسانی: از طریق پردازش زبان طبیعی (NLP)، هوش مصنوعی میتواند در فرآیند استخدام، ارزیابی عملکرد کارکنان و حتی تحلیل نظرات کارکنان نقش مؤثری ایفا کند.
▪︎بهینهسازی زنجیره تأمین: AI میتواند جریانهای کاری و زنجیره تأمین را بهینه کرده و هزینهها را کاهش دهد.
🔸️هوش مصنوعی از تکنیکهای متنوعی برای بهبود مدیریت استفاده میکند. در اینجا چند تکنیک خاص و کاربردی آورده شده است:
▪︎یادگیری ماشین (Machine Learning): این تکنیک برای تحلیل دادهها و پیشبینی روندها استفاده میشود. به عنوان مثال، میتوان از آن برای پیشبینی تقاضای بازار یا شناسایی الگوهای رفتاری مشتریان بهره برد.
▪︎پردازش زبان طبیعی (NLP): این تکنیک در مدیریت منابع انسانی و ارتباطات سازمانی کاربرد دارد. به عنوان مثال، میتوان از NLP برای تحلیل نظرات کارکنان یا مشتریان استفاده کرد.
▪︎سیستمهای توصیهگر (Recommendation Systems): این سیستمها برای پیشنهاد بهترین گزینهها در تصمیمگیریها استفاده میشوند، مانند انتخاب تأمینکنندگان یا بهینهسازی زنجیره تأمین.
▪︎بینایی کامپیوتری (Computer Vision): در مدیریت تولید و کنترل کیفیت، این تکنیک برای شناسایی نقصها در محصولات یا نظارت بر فرآیندهای تولید به کار میرود.
▪︎الگوریتمهای بهینهسازی: این الگوریتمها برای بهینهسازی منابع، زمانبندی پروژهها و کاهش هزینهها استفاده میشوند.
▪︎تحلیل پیشبینانه (Predictive Analytics): این تکنیک به مدیران کمک میکند تا بر اساس دادههای گذشته، تصمیمات بهتری برای آینده بگیرند.
🔸️تکنیکهای هوش مصنوعی در مدیریت هر یک کاربردها و مزایای خاص خود را دارند. در اینجا به مقایسه چند تکنیک کلیدی میپردازیم:
▪︎یادگیری ماشین (Machine Learning):
● کاربرد: تحلیل دادهها، پیشبینی روندها و بهینهسازی فرآیندها.
● مزایا: توانایی یادگیری از دادهها و بهبود عملکرد بدون نیاز به برنامهنویسی مجدد.
● محدودیتها: نیاز به دادههای باکیفیت و حجم بالا برای عملکرد بهتر.
■پردازش زبان طبیعی (NLP):
● کاربرد: تحلیل نظرات مشتریان، چتباتها و سیستمهای پاسخگویی خودکار.
● مزایا: امکان تعامل طبیعیتر با کاربران و تحلیل سریع متنها.
● محدودیتها: چالش در درک زبانهای پیچیده یا اصطلاحات خاص.
■ بینایی کامپیوتر (Computer Vision):
● کاربرد: شناسایی تصاویر، تحلیل ویدئوها و مدیریت امنیت.
● مزایا: دقت بالا در شناسایی الگوها و کاربرد در صنایع مختلف.
● محدودیتها: نیاز به سختافزار قدرتمند و دادههای تصویری باکیفیت.
■ سیستمهای توصیهگر (Recommendation Systems):
● کاربرد: پیشنهاد محصولات یا خدمات به مشتریان.
● مزایا: افزایش فروش و بهبود تجربه مشتری.
● محدودیتها: وابستگی به دادههای تاریخی و احتمال سوگیری.
■اتوماسیون فرآیندها (RPA):
● کاربرد: انجام وظایف تکراری مانند پردازش دادهها و مدیریت اسناد.
● مزایا: کاهش هزینهها و افزایش سرعت.
● محدودیتها: مناسب برای وظایف ساده و تکراری، نه فرآیندهای پیچیده.
🔸️هر یک از این تکنیکها بسته به نیاز سازمان و نوع فرآیندهای مدیریتی میتوانند انتخاب شوند.
🔸️پیادهسازی تکنیکهای هوش مصنوعی در مدیریت نیازمند یک رویکرد سیستماتیک و برنامهریزی شده است. در اینجا مراحل کلیدی برای اجرای موفق این تکنیکها آورده شده است:
■ تعیین اهداف و نیازها:
● مشخص کنید که چه مشکلاتی را میخواهید با استفاده از هوش مصنوعی حل کنید.
●اهداف مشخصی برای بهبود فرآیندها یا افزایش بهرهوری تعیین کنید.
ادامه دارد👇
ادانه ازقبل👆
■جمعآوری و آمادهسازی دادهها:
● دادههای مرتبط و با کیفیت را جمعآوری کنید.
● دادهها را تمیز کرده و برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی آماده کنید.
■ انتخاب تکنیک مناسب:
● بسته به نیاز سازمان، تکنیکهایی مانند یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی یا بینایی کامپیوتر را انتخاب کنید.
■ آموزش و تست مدلها:
● مدلهای هوش مصنوعی را با دادههای آموزشی مناسب آموزش دهید.
● عملکرد مدلها را با دادههای تست ارزیابی کنید.
■ یکپارچهسازی با سیستمهای موجود:
● مدلهای هوش مصنوعی را با سیستمهای مدیریتی موجود در سازمان ادغام کنید.
■ نظارت و بهبود مستمر:
● عملکرد مدلها را به طور مداوم نظارت کنید.
● مدلها را با تغییر شرایط و دادهها بهروزرسانی کنید.
✍مدیران تولید وعملیات ایران زمین
■جمعآوری و آمادهسازی دادهها:
● دادههای مرتبط و با کیفیت را جمعآوری کنید.
● دادهها را تمیز کرده و برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی آماده کنید.
■ انتخاب تکنیک مناسب:
● بسته به نیاز سازمان، تکنیکهایی مانند یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی یا بینایی کامپیوتر را انتخاب کنید.
■ آموزش و تست مدلها:
● مدلهای هوش مصنوعی را با دادههای آموزشی مناسب آموزش دهید.
● عملکرد مدلها را با دادههای تست ارزیابی کنید.
■ یکپارچهسازی با سیستمهای موجود:
● مدلهای هوش مصنوعی را با سیستمهای مدیریتی موجود در سازمان ادغام کنید.
■ نظارت و بهبود مستمر:
● عملکرد مدلها را به طور مداوم نظارت کنید.
● مدلها را با تغییر شرایط و دادهها بهروزرسانی کنید.
✍مدیران تولید وعملیات ایران زمین
✳️ تورم در مسیر صعود؛
چرا رشد شاخص قیمتها بیشتر شد؟
✅ فروردین ۱۴۰۴ نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور به ۳۳.۲ درصد رسید که نسبت به ماه قبل، ۰.۷ واحد درصد افزایش نشان میدهد.
شاخص قیمت مصرفکننده نیز به عدد ۳۲۸.۱ رسیده که نسبت به ماه گذشته ۳.۹ درصد و نسبت به فروردین ۱۴۰۳، ۳۸.۹ درصد رشد داشته است.
تورم نقطه به نقطه در فروردین ۱۴۰۴ به ۳۸.۹ درصد رسید. این یعنی خانوارهای ایرانی بهطور متوسط ۳۸.۹ درصد بیشتر از سال گذشته برای خرید کالاها و خدمات مشابه هزینه کردهاند.
این رقم نسبت به ماه قبل ۱.۸ واحد درصد افزایش یافته و نشاندهنده فشار بیشتر بر سبد هزینههای خانوار است.
تورم ماهانه در فروردین ۱۴۰۴ به ۳.۹ درصد رسید. گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» با ۴.۲ درصد افزایش قیمت، بیشترین فشار را به خانوارها وارد کرد، در حالی که «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» ۳.۸ درصد گرانتر شدند.
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4173244
نرخ تورم سالانه ۳۳.۲ درصدی، دامنهای بین ۳۲.۱ درصد (دهک دوم) تا ۳۳.۵ درصد (دهک نهم) را نشان میدهد. نکته مثبت؟ فاصله تورمی بین دهکها به ۱.۴ واحد درصد کاهش یافته که نسبت به ماه قبل ۰.۳ واحد درصد کمتر شده است.
چرا رشد شاخص قیمتها بیشتر شد؟
✅ فروردین ۱۴۰۴ نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور به ۳۳.۲ درصد رسید که نسبت به ماه قبل، ۰.۷ واحد درصد افزایش نشان میدهد.
شاخص قیمت مصرفکننده نیز به عدد ۳۲۸.۱ رسیده که نسبت به ماه گذشته ۳.۹ درصد و نسبت به فروردین ۱۴۰۳، ۳۸.۹ درصد رشد داشته است.
تورم نقطه به نقطه در فروردین ۱۴۰۴ به ۳۸.۹ درصد رسید. این یعنی خانوارهای ایرانی بهطور متوسط ۳۸.۹ درصد بیشتر از سال گذشته برای خرید کالاها و خدمات مشابه هزینه کردهاند.
این رقم نسبت به ماه قبل ۱.۸ واحد درصد افزایش یافته و نشاندهنده فشار بیشتر بر سبد هزینههای خانوار است.
تورم ماهانه در فروردین ۱۴۰۴ به ۳.۹ درصد رسید. گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» با ۴.۲ درصد افزایش قیمت، بیشترین فشار را به خانوارها وارد کرد، در حالی که «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» ۳.۸ درصد گرانتر شدند.
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4173244
نرخ تورم سالانه ۳۳.۲ درصدی، دامنهای بین ۳۲.۱ درصد (دهک دوم) تا ۳۳.۵ درصد (دهک نهم) را نشان میدهد. نکته مثبت؟ فاصله تورمی بین دهکها به ۱.۴ واحد درصد کاهش یافته که نسبت به ماه قبل ۰.۳ واحد درصد کمتر شده است.
روزنامه دنیای اقتصاد
چرا رشد شاخص قیمتها بیشتر شد؟
دنیای اقتصاد: در فروردین ۱۴۰۴ نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور به ۳۳.۲ درصد رسید که نسبت به ماه قبل، ۰.۷ واحد درصد افزایش نشان میدهد.
✳️ سالمندان گمنام در ایران: قربانیان فقر و فراموشی
✅ سالمندان در ایران با بحرانی بیسابقه روبهرو هستند. گزارشها نشان میدهد که دستکم (۴,۸۰۰) سالمند در سراسر کشور بهدلیل مشکلات اقتصادی و ناتوانی خانوادهها در تأمین هزینههای نگهداری، در بیمارستانها یا مراکز درمانی رها شدهاند.
بسیاری از این سالمندان نه تنها از سرپناه محروماند، بلکه به دلیل نداشتن مدارک هویتی، از دریافت هرگونه کمک دولتی یا خدمات درمانی نیز بیبهره ماندهاند.
با افزایش تعداد سالمندان بیسرپناه، مراکز نگهداری موجود با کمبود جدی ظرفیت و منابع مواجه شدهاند.
بر اساس گزارشها، سهم بودجه اختصاصیافته به رفاه اجتماعی تنها (۰.۳٪) از کل بودجه کشور است؛ رقمی که برای پوشش نیازهای این قشر کافی نیست. در نتیجه، بسیاری از این مراکز نهتنها پذیرش افراد جدید را متوقف کردهاند، بلکه در تأمین نیازهای اولیه ساکنان خود نیز دچار مشکل شدهاند.
ادامه مطلب؛
https://panjereh.news/fa/tiny/news-7756
قواعدبازی
✅ سالمندان در ایران با بحرانی بیسابقه روبهرو هستند. گزارشها نشان میدهد که دستکم (۴,۸۰۰) سالمند در سراسر کشور بهدلیل مشکلات اقتصادی و ناتوانی خانوادهها در تأمین هزینههای نگهداری، در بیمارستانها یا مراکز درمانی رها شدهاند.
بسیاری از این سالمندان نه تنها از سرپناه محروماند، بلکه به دلیل نداشتن مدارک هویتی، از دریافت هرگونه کمک دولتی یا خدمات درمانی نیز بیبهره ماندهاند.
با افزایش تعداد سالمندان بیسرپناه، مراکز نگهداری موجود با کمبود جدی ظرفیت و منابع مواجه شدهاند.
بر اساس گزارشها، سهم بودجه اختصاصیافته به رفاه اجتماعی تنها (۰.۳٪) از کل بودجه کشور است؛ رقمی که برای پوشش نیازهای این قشر کافی نیست. در نتیجه، بسیاری از این مراکز نهتنها پذیرش افراد جدید را متوقف کردهاند، بلکه در تأمین نیازهای اولیه ساکنان خود نیز دچار مشکل شدهاند.
ادامه مطلب؛
https://panjereh.news/fa/tiny/news-7756
قواعدبازی
👍2
✳️ تعریف ساده اقتصاد
به روایت یک داستان کوتاه
✅ در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست...
ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.
او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود،
اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذاردو برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.
صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمی دارد و با عجله سراغ دامداری می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
دامدار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام که از او برای گوسفندانش یونجه و جو خریدکرده می دهد.
یونجه فروش برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به شهرداری می برد و بابت ساخت و سازی که انجام داده مالیاتش را به شهرداری می پردازد...
حسابدار شهرداری اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا شهرداری به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامی که چند کارمند و بازرس از پایتخت به شهرداری این شهر آمده بودند یک شب در این هتل اقامت کرده بودند
حالا دوباره هتل دار اسکناس را روی پیشخوان خود دارد.....
در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمی دارد
و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.
در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است.
ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و ...
🔺این است تعریف ساده اقتصاد ...
راکد گذاشتن پول در گاوصندوق های شخصی و حتی سپرده گذاری در بانک، برای حصول سودی ناچیز و همچنین خرج کردن سرمایه در خارج از کشور،باعث ایجاد اقتصادی ضعیف و شکننده شده و حداقل پیامد آن تورم و افزایش فقردر آن کشور می باشد..
حالا کافی بود در چرخه داستان بالا یکی وسوسه می شد و طمع می کرد وقرضش را نمی داد. کاملا پیداست که چه اتفاقی می افتاد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
به روایت یک داستان کوتاه
✅ در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست...
ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.
او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود،
اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذاردو برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.
صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمی دارد و با عجله سراغ دامداری می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
دامدار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام که از او برای گوسفندانش یونجه و جو خریدکرده می دهد.
یونجه فروش برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به شهرداری می برد و بابت ساخت و سازی که انجام داده مالیاتش را به شهرداری می پردازد...
حسابدار شهرداری اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا شهرداری به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامی که چند کارمند و بازرس از پایتخت به شهرداری این شهر آمده بودند یک شب در این هتل اقامت کرده بودند
حالا دوباره هتل دار اسکناس را روی پیشخوان خود دارد.....
در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمی دارد
و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.
در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است.
ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و ...
🔺این است تعریف ساده اقتصاد ...
راکد گذاشتن پول در گاوصندوق های شخصی و حتی سپرده گذاری در بانک، برای حصول سودی ناچیز و همچنین خرج کردن سرمایه در خارج از کشور،باعث ایجاد اقتصادی ضعیف و شکننده شده و حداقل پیامد آن تورم و افزایش فقردر آن کشور می باشد..
حالا کافی بود در چرخه داستان بالا یکی وسوسه می شد و طمع می کرد وقرضش را نمی داد. کاملا پیداست که چه اتفاقی می افتاد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👏3❤2