۷ نوع بینش فکری!
۵ نوع عادت احساسی که شمارا گیرمی اندازد؟!
✳️ چطور بحرانها میتوانند دریچهای برای اصلاح ساختاری بگشایند؟
✅ روزنهای رو به تغییر
⚠️ بحرانها، مانند همهگیری کرونا، میتوانند موانع ساختاری و مقاومتهای اداری را کنار بزنند و فرصت اجرای تغییراتی که سالها به تأخیر افتادهاند، فراهم کنند.
👈 پژوهشی از مدرسه عالی مدیریت ییل نشان میدهد که موفقیت تغییرات در چنین شرایطی مشروط به سه عامل است که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
💡 عوامل موفقیت و ماندگاری تغییرات:
1️⃣ آمادگی و زیرساخت: ایده باید از قبل آماده و دارای نقشه اجرایی و منابع اولیه باشد.
2️⃣ اقدام سریع در بحران: اجرای ایده بهعنوان پاسخ فوری به مشکل، باعث میشود مقاومتها کنار رود.
3️⃣ ارزش بلندمدت و یکپارچگی با روال کاری: ایدههایی که هم مزیت فوری داشته و هم در روند روزمره سازمان جای گیرند، پایدار خواهند ماند.
🌱 درس فراتر از بحران:
🔹 هر تغییری که مشکل تازهای ایجاد کند و راهحل تثبیتشدهای نداشته باشد، میتواند فرصتی برای اجرای ایدهها باشد.
🔹 آمادگی و برنامهریزی برای ایدهها در دوران عادی، زمینه موفقیت در بحران را فراهم میکند و ورود جسورانه در زمان مناسب، تغییرات ساختاری را ممکن میسازد.
📝 منبع: Yale Insights
🔻 مشروح این مقاله را در لینک ضمیمه بخوانید:
https://news.mccima.com/?p=56001
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ روزنهای رو به تغییر
⚠️ بحرانها، مانند همهگیری کرونا، میتوانند موانع ساختاری و مقاومتهای اداری را کنار بزنند و فرصت اجرای تغییراتی که سالها به تأخیر افتادهاند، فراهم کنند.
👈 پژوهشی از مدرسه عالی مدیریت ییل نشان میدهد که موفقیت تغییرات در چنین شرایطی مشروط به سه عامل است که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
💡 عوامل موفقیت و ماندگاری تغییرات:
1️⃣ آمادگی و زیرساخت: ایده باید از قبل آماده و دارای نقشه اجرایی و منابع اولیه باشد.
2️⃣ اقدام سریع در بحران: اجرای ایده بهعنوان پاسخ فوری به مشکل، باعث میشود مقاومتها کنار رود.
3️⃣ ارزش بلندمدت و یکپارچگی با روال کاری: ایدههایی که هم مزیت فوری داشته و هم در روند روزمره سازمان جای گیرند، پایدار خواهند ماند.
🌱 درس فراتر از بحران:
🔹 هر تغییری که مشکل تازهای ایجاد کند و راهحل تثبیتشدهای نداشته باشد، میتواند فرصتی برای اجرای ایدهها باشد.
🔹 آمادگی و برنامهریزی برای ایدهها در دوران عادی، زمینه موفقیت در بحران را فراهم میکند و ورود جسورانه در زمان مناسب، تغییرات ساختاری را ممکن میسازد.
📝 منبع: Yale Insights
🔻 مشروح این مقاله را در لینک ضمیمه بخوانید:
https://news.mccima.com/?p=56001
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سایت خبری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
روزنهای رو به تغییر
در مارچ ۲۰۲۰، همزمان با آغاز قرنطینه به واسطه همهگیری کرونا، پروفسور جولیا دیبنینیو، از اعضای هات علمی گروه رفتار سازمانی ییل، ایمیلی از یکی از همکاران خود دریافت کرد. فرستنده، پیامی از یکی از فارغالتحصیلان این مدرسه که در یک بیمارستان مشغول به کار بود…
✳️ فیل سفید در اقتصاد سلامت: چالشی فراموش شده در مسیر بهرهوری
✍ نویسنده: دکتر پوریاعادلی/استراتژیست حوزه سلامت
✅ در ادبیات مدیریت و اقتصاد، «فیل سفید» به دارایی یا پروژهای اطلاق میشود که هزینههای نگهداری و عملیاتی آن بسیار گزاف است، اما به دلایل سیاسی، اجتماعی یا بوروکراتیک، خروج از آن یا تعطیلیاش نه تنها دشوار، که غیرممکن به نظر میرسد.
این مفهوم زمانی که پای سلامت جامعه در میان باشد، ابعادی پیچیدهتر و حساستر به خود میگیرد. در اقتصاد سلامت، فیلهای سفید را میتوان در قالب بیمارستانهای فوقتخصصی کمبازده، خرید تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته بدون نیروی انسانی متخصص یا زیرساختهای لازم، و پروژههای عظیم ملی سلامت بدون مطالعات دقیق امکانسنجی مشاهده کرد.
این پدیده نه تنها نشاندهنده تخصیص ناکارآمد منابع محدود سلامت است، بلکه تهدیدی جدی برای عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی محسوب میشود.
ریشهیابی این معضل نیازمند واکاوی لایههای مختلف تصمیمگیری در حوزه سلامت است. در بسیاری از موارد، انگیزههای سیاسی کوتاهمدت، مانند افتتاح پروژههای نمایشی در آستانه انتخابات یا پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای ایجاد «مراکز پیشرفته»، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بلندمدت اقتصادی ، منجر به خلق چنین داراییهایی میشود. این مراکز اغلب با ظرفیتهای خالی زیاد، هزینههای سربار نجومی و نرخ بازدهی پایین سرمایه (ROI) مواجه میشوند.
از سوی دیگر، گاهی تصمیمگیریها بر اساس مد روز یا رقابت بین مناطق یا موسسات بهداشتی صورت میگیرد که نتیجه آن خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت (مانند دستگاههای پرتودرمانی یا تصویربرداری پیشرفته) است که نیاز واقعی جمعیت تحت پوشش به آن میزان از تکنولوژی تأیید نشده است.
این امر نه تنها باعث هدررفت سرمایه میشود، بلکه میتواند منجر به ارائه خدمات غیرضروری (Overutilization) و حتی تهدید سلامت بیمار به دلیل استفاده نابجا از تکنولوژی شود.
پیامدهای وجود فیلهای سفید در سیستم سلامت، فراتر از هدررفت مالی صرف است. این پروژهها منابع مالی و انسانی ارزشمندی را به خود جذب میکنند که میتوانست در بخشهای اولویتدارتر و با بازدهی بالاتر، مانند پزشکی مبتنی بر پیشگیری، ارتقای سلامت روستایی، یا توسعه شبکه پایگاههای سلامت محلی، سرمایهگذاری شود.
این جابجایی در تخصیص منابع، نهایتاً به گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی سلامت برای اقشار محروم جامعه دامن میزند. به عبارت سادهتر، پول مالیاتدهندهوبودجه کشور صرف نگهداری از یک «نماد» پرهزینه میشود، در حالی که بسیاری از مردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند.
■ راه برونرفت از این چالش، نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش در سطوح کلان مدیریت سلامت است.
● اولاً، ضروری است که تمامی پروژههای بزرگ سرمایهای در حوزه سلامت، پیش از اجرا، تحت ارزیابیهای دقیق فنی-اقتصادی (Health Technology Assessment) و مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک قرار گیرند. این ارزیابیها باید مستقل، شفاف و فارغ از فشارهای سیاسی باشد.
● ثانیاً، ایجاد سیستمهای نظارتی مستمر برای پایش عملکرد و بهرهوری پروژهها پس از اجرا الزامی است. این سیستمها باید قادر باشند با ارائه دادههای شفاف، ادامه روند پروژههای زیانبار را غیرقابل توجیه کنند.
● ثالثاً، فرهنگ پاسخگویی (Accountability) باید در بین تصمیمگیران حوزه سلامت نهادینه شود. تصمیمگیرانی که با سرمایه عمومی اقدام به ایجاد پروژههایی میکنند که بعدها به فیل سفید تبدیل میشوند، باید در قبال تصمیم خود پاسخگو باشند.
🔺در پایان باید تأکید کرد که سلامت جامعه یک نیاز اساسی است و منابع آن محدود و ارزشمند. مدیریت این منابع امانتی بزرگ در دست سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت است.
شناسایی، پیشگیری و حل معضل فیلهای سفید، گامی بلند در جهت تحقق عدالت سلامت و ارتقای کارایی سیستم است. متولیان سلامت باید به جای انداختن بار هزینههای کمرشکن این فیلها بر دوش جامعه، هوشمندانه برنامهریزی کنند تا هر ریال بودجه سلامت، در جایی هزینه شود که بیشترین اثر را بر سلامت مردم دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ نویسنده: دکتر پوریاعادلی/استراتژیست حوزه سلامت
✅ در ادبیات مدیریت و اقتصاد، «فیل سفید» به دارایی یا پروژهای اطلاق میشود که هزینههای نگهداری و عملیاتی آن بسیار گزاف است، اما به دلایل سیاسی، اجتماعی یا بوروکراتیک، خروج از آن یا تعطیلیاش نه تنها دشوار، که غیرممکن به نظر میرسد.
این مفهوم زمانی که پای سلامت جامعه در میان باشد، ابعادی پیچیدهتر و حساستر به خود میگیرد. در اقتصاد سلامت، فیلهای سفید را میتوان در قالب بیمارستانهای فوقتخصصی کمبازده، خرید تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته بدون نیروی انسانی متخصص یا زیرساختهای لازم، و پروژههای عظیم ملی سلامت بدون مطالعات دقیق امکانسنجی مشاهده کرد.
این پدیده نه تنها نشاندهنده تخصیص ناکارآمد منابع محدود سلامت است، بلکه تهدیدی جدی برای عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی محسوب میشود.
ریشهیابی این معضل نیازمند واکاوی لایههای مختلف تصمیمگیری در حوزه سلامت است. در بسیاری از موارد، انگیزههای سیاسی کوتاهمدت، مانند افتتاح پروژههای نمایشی در آستانه انتخابات یا پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای ایجاد «مراکز پیشرفته»، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بلندمدت اقتصادی ، منجر به خلق چنین داراییهایی میشود. این مراکز اغلب با ظرفیتهای خالی زیاد، هزینههای سربار نجومی و نرخ بازدهی پایین سرمایه (ROI) مواجه میشوند.
از سوی دیگر، گاهی تصمیمگیریها بر اساس مد روز یا رقابت بین مناطق یا موسسات بهداشتی صورت میگیرد که نتیجه آن خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت (مانند دستگاههای پرتودرمانی یا تصویربرداری پیشرفته) است که نیاز واقعی جمعیت تحت پوشش به آن میزان از تکنولوژی تأیید نشده است.
این امر نه تنها باعث هدررفت سرمایه میشود، بلکه میتواند منجر به ارائه خدمات غیرضروری (Overutilization) و حتی تهدید سلامت بیمار به دلیل استفاده نابجا از تکنولوژی شود.
پیامدهای وجود فیلهای سفید در سیستم سلامت، فراتر از هدررفت مالی صرف است. این پروژهها منابع مالی و انسانی ارزشمندی را به خود جذب میکنند که میتوانست در بخشهای اولویتدارتر و با بازدهی بالاتر، مانند پزشکی مبتنی بر پیشگیری، ارتقای سلامت روستایی، یا توسعه شبکه پایگاههای سلامت محلی، سرمایهگذاری شود.
این جابجایی در تخصیص منابع، نهایتاً به گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی سلامت برای اقشار محروم جامعه دامن میزند. به عبارت سادهتر، پول مالیاتدهندهوبودجه کشور صرف نگهداری از یک «نماد» پرهزینه میشود، در حالی که بسیاری از مردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند.
■ راه برونرفت از این چالش، نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش در سطوح کلان مدیریت سلامت است.
● اولاً، ضروری است که تمامی پروژههای بزرگ سرمایهای در حوزه سلامت، پیش از اجرا، تحت ارزیابیهای دقیق فنی-اقتصادی (Health Technology Assessment) و مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک قرار گیرند. این ارزیابیها باید مستقل، شفاف و فارغ از فشارهای سیاسی باشد.
● ثانیاً، ایجاد سیستمهای نظارتی مستمر برای پایش عملکرد و بهرهوری پروژهها پس از اجرا الزامی است. این سیستمها باید قادر باشند با ارائه دادههای شفاف، ادامه روند پروژههای زیانبار را غیرقابل توجیه کنند.
● ثالثاً، فرهنگ پاسخگویی (Accountability) باید در بین تصمیمگیران حوزه سلامت نهادینه شود. تصمیمگیرانی که با سرمایه عمومی اقدام به ایجاد پروژههایی میکنند که بعدها به فیل سفید تبدیل میشوند، باید در قبال تصمیم خود پاسخگو باشند.
🔺در پایان باید تأکید کرد که سلامت جامعه یک نیاز اساسی است و منابع آن محدود و ارزشمند. مدیریت این منابع امانتی بزرگ در دست سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت است.
شناسایی، پیشگیری و حل معضل فیلهای سفید، گامی بلند در جهت تحقق عدالت سلامت و ارتقای کارایی سیستم است. متولیان سلامت باید به جای انداختن بار هزینههای کمرشکن این فیلها بر دوش جامعه، هوشمندانه برنامهریزی کنند تا هر ریال بودجه سلامت، در جایی هزینه شود که بیشترین اثر را بر سلامت مردم دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ارزیابی اتلاف منابع کشورهای در حال توسعه به دلیل سرمایهگذاریهای اشتباه و بیفایده
پروژههای فیل سفید
✍ نویسندگان: جیمز رابینسون و راگنار تورویک
ترجمه و تنظیم: دکتر جعفر خیرخواهان
✅ ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ باز میگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیل های مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد.
این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چرا که هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانه خراب میکرد.
معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاری است و بسیاری از تئوری های اقتصاد سیاسی هم این باور را ترویج میکنند.
در عین حال شاهد هستیم که سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در کشورهای درحال توسعه به خصوص کشورهای صادرکننده نفت صورت گرفته است که به رشد اقتصادی منتهی نشده است.
استدلال مقاله این است که پروژههای فیل سفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیل سفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که گران به دست میآیند؛ ولی کم مصرف و بی فایده هستند.
■ بنابراین اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پایین بودن نرخ سرمایهگذاری را توضیح دهند، بلکه باید دلایل تخصیص نامناسب و بهرهوری پایین سرمایهگذاریهای انجام شده را نیز روشن سازند.
مثال متعارف این سرمایهگذاریهای غلط، ساخت فیلهای سفید (یا پروژههای سرمایهگذاری با بازده اجتماعی منفی) است.
■ در این مقاله، با معرفی تئوری فیل سفید برای تبیین این قضیه، خواهیم دید سرمایهگذاری فیل سفید یک نوع بهخصوص از سیاستهای ناکارآی بازتوزیعی است که از جنبه سیاسی جذابیت پیدا میکند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-خبر-64/450755-بیراهه-پروژه-های-سرمایه-گذاری-فیل-سفید
https://t.me/ExecutiveManagement
پروژههای فیل سفید
✍ نویسندگان: جیمز رابینسون و راگنار تورویک
ترجمه و تنظیم: دکتر جعفر خیرخواهان
✅ ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ باز میگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیل های مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد.
این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چرا که هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانه خراب میکرد.
معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاری است و بسیاری از تئوری های اقتصاد سیاسی هم این باور را ترویج میکنند.
در عین حال شاهد هستیم که سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در کشورهای درحال توسعه به خصوص کشورهای صادرکننده نفت صورت گرفته است که به رشد اقتصادی منتهی نشده است.
استدلال مقاله این است که پروژههای فیل سفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیل سفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که گران به دست میآیند؛ ولی کم مصرف و بی فایده هستند.
■ بنابراین اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پایین بودن نرخ سرمایهگذاری را توضیح دهند، بلکه باید دلایل تخصیص نامناسب و بهرهوری پایین سرمایهگذاریهای انجام شده را نیز روشن سازند.
مثال متعارف این سرمایهگذاریهای غلط، ساخت فیلهای سفید (یا پروژههای سرمایهگذاری با بازده اجتماعی منفی) است.
■ در این مقاله، با معرفی تئوری فیل سفید برای تبیین این قضیه، خواهیم دید سرمایهگذاری فیل سفید یک نوع بهخصوص از سیاستهای ناکارآی بازتوزیعی است که از جنبه سیاسی جذابیت پیدا میکند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-خبر-64/450755-بیراهه-پروژه-های-سرمایه-گذاری-فیل-سفید
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
بیراهه پروژههای سرمایهگذاری «فیل سفید»
دنیای اقتصاد- معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاریها است و بسیاری از تئوریهای اقتصاد سیاسی هم این باور را تایید میکنند. چنین باوری باعث افتادن به دام سرمایهگذاری در پروژههایی میافتد که در ادبیات اقتصادی به نام «فیل سفید»…
✳️ بحران سلامت همچون بحران آب
✍🏽 علی ورامینی
✅ با دوست پزشکی صحبت از نظام سلامت ایران بود. بهواسطه نقلقولهایی که از رفقای ساکن اروپا (بهخصوص اسپانیا، آلمان و...) و کانادا شنیده بودم و از دیگرانی هم خوانده بودم، گفتم که نظام سلامت ایران در قیاس با جهان یکی از سنگرهایی است که هنوز دچار فروپاشی نشده است و هنوز حتی بهتر از خیلی از جاهای دیگر دنیا جواب میدهد.
■ کمتر جایی در جهان میتوانید یک روز صبح تعطیل با علائمی نگرانکننده به بیمارستان بروید، تا ظهر پزشک متخصص شما را دیده، آزمایش و تصویربرداری انجام شده باشد و به مرحلهای رسیده باشید که بتوانید برای ادامه درمان یا متوقف کردن پیگیری تصمیم بگیرید. در ایران هنوز این میسر است، اگر هم بیمه پایه داشته باشید در بیمارستانهای دولتی و آموزشی (که انباشت تجربه و پزشکان زبدهاش بارها از بیمارستان خصوصی بیشتر است) این فرآیند چنان هزینهبر نیست که کسی از روند درمان محروم شود.
■ آن دوست پزشک کموبیش با من در این موارد همدل بود ولی معتقد بود که نظام سلامت ایرانِ امروز همانجایی است که مسئله آب چندسال پیشتر بود. میگفت ما مثل آب، مشغول مصرف سفرههای زیرزمینیایم، بیآنکه جایگزینی برای آن مهیا کرده باشیم. بسیاری از رشتههای مهم تخصصی، حتی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران هم چند سالی است که متقاضی ندارد. مهاجرت پزشکان از سطح عمومی به سطح هیئتهای علمی دانشگاه رسیده است. عمدۀ فارغالتحصیلان پزشکی عمومی یا مهاجرت میکنند یا ترجیح میدهند بهجای کار در نظام سلامت و طبابت، وارد بازار زیبایی شوند.
■ از آنسو عمدۀ مردم چنان از خطر پیش روی نظام سلامت و فروپاشی نزدیک آن دورند که برای یک ساعت در انتظار ماندن در بیمارستانی بارها گلایه میکنند. فقط طی یک روز دو حمله به کادر درمان در کرج و ارومیه را دیدیم. کشته شدن جراح قلب در یاسوج را خاطرتان هست؟ مگر یاسوج چند متخصص مثل او داشت؟ آمار وحشتناک خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی چرا برای مردم اهمیت چندانی نداشت؟ سوال کلانتر این است: چرا بحران پیش روی نظام سلامت، بحرانی که همۀ مردم ایران، حتی خارجنشینانی را که برای کارهای پزشکیشان به ایران میآیند، درگیر میکند، در سطح جامعه و حتی نخبگان مسئله نشده است؟
■ بخش عمدۀ این بحراننشدن برای این است که نظام سلامت همچنان دارد کار میکند و تا به مرز بسیار بحرانی نرسد، جامعه آن را درک نخواهد کرد. بخشی دیگر هم بهدلیل انگارۀ غلطی است که در فهم عرفی از پزشک شکل گرفته است. مردم همه پزشکان را متخصصان پولداری میبینند که پول روی پول میگذارند. این خطای شناختی از آنجا ناشی میشود که همۀ مردم برای درمان میخواهند سراغ پزشکان شهیر و کارکشته بروند. پشت صف نوبت گرفتن از این پزشکان و دیدن مطبهای شلوغ معدود پزشکان اینچنینی باعث میشود گمان کنند که همۀ پزشکان همین وضعیت را دارند. انگارۀ غلط از پزشک ایرانی و جدا کردن آنها از وضعیت اجتماعی، نقش و کارکرد نظام سلامت در کیفیت زندگی را ناچیز و مردم را نسبت به آن بیتفاوت میکند.
■ درست است که بازیگر اصلی و مهم در جلوگیری از فروپاشی نظام سلامت حاکمیت است، ولی نمیتوان نقش مردم را بهکل نادیده گرفت. مردمی که بخشی از آنها بهجای علم به بدیلهایش اعتماد میکنند و بخشی دیگر هم چتجیپیتی را کارآمدتر از پزشک میدانند. آن دوست درست میگفت: ما مشغول مصرف آخرین سفرههای زیرزمینی پزشکی هستیم و سوال این است که تا تمام نشده، میتوان کاری کرد؟
✍🏽 علی ورامینی
✅ با دوست پزشکی صحبت از نظام سلامت ایران بود. بهواسطه نقلقولهایی که از رفقای ساکن اروپا (بهخصوص اسپانیا، آلمان و...) و کانادا شنیده بودم و از دیگرانی هم خوانده بودم، گفتم که نظام سلامت ایران در قیاس با جهان یکی از سنگرهایی است که هنوز دچار فروپاشی نشده است و هنوز حتی بهتر از خیلی از جاهای دیگر دنیا جواب میدهد.
■ کمتر جایی در جهان میتوانید یک روز صبح تعطیل با علائمی نگرانکننده به بیمارستان بروید، تا ظهر پزشک متخصص شما را دیده، آزمایش و تصویربرداری انجام شده باشد و به مرحلهای رسیده باشید که بتوانید برای ادامه درمان یا متوقف کردن پیگیری تصمیم بگیرید. در ایران هنوز این میسر است، اگر هم بیمه پایه داشته باشید در بیمارستانهای دولتی و آموزشی (که انباشت تجربه و پزشکان زبدهاش بارها از بیمارستان خصوصی بیشتر است) این فرآیند چنان هزینهبر نیست که کسی از روند درمان محروم شود.
■ آن دوست پزشک کموبیش با من در این موارد همدل بود ولی معتقد بود که نظام سلامت ایرانِ امروز همانجایی است که مسئله آب چندسال پیشتر بود. میگفت ما مثل آب، مشغول مصرف سفرههای زیرزمینیایم، بیآنکه جایگزینی برای آن مهیا کرده باشیم. بسیاری از رشتههای مهم تخصصی، حتی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران هم چند سالی است که متقاضی ندارد. مهاجرت پزشکان از سطح عمومی به سطح هیئتهای علمی دانشگاه رسیده است. عمدۀ فارغالتحصیلان پزشکی عمومی یا مهاجرت میکنند یا ترجیح میدهند بهجای کار در نظام سلامت و طبابت، وارد بازار زیبایی شوند.
■ از آنسو عمدۀ مردم چنان از خطر پیش روی نظام سلامت و فروپاشی نزدیک آن دورند که برای یک ساعت در انتظار ماندن در بیمارستانی بارها گلایه میکنند. فقط طی یک روز دو حمله به کادر درمان در کرج و ارومیه را دیدیم. کشته شدن جراح قلب در یاسوج را خاطرتان هست؟ مگر یاسوج چند متخصص مثل او داشت؟ آمار وحشتناک خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی چرا برای مردم اهمیت چندانی نداشت؟ سوال کلانتر این است: چرا بحران پیش روی نظام سلامت، بحرانی که همۀ مردم ایران، حتی خارجنشینانی را که برای کارهای پزشکیشان به ایران میآیند، درگیر میکند، در سطح جامعه و حتی نخبگان مسئله نشده است؟
■ بخش عمدۀ این بحراننشدن برای این است که نظام سلامت همچنان دارد کار میکند و تا به مرز بسیار بحرانی نرسد، جامعه آن را درک نخواهد کرد. بخشی دیگر هم بهدلیل انگارۀ غلطی است که در فهم عرفی از پزشک شکل گرفته است. مردم همه پزشکان را متخصصان پولداری میبینند که پول روی پول میگذارند. این خطای شناختی از آنجا ناشی میشود که همۀ مردم برای درمان میخواهند سراغ پزشکان شهیر و کارکشته بروند. پشت صف نوبت گرفتن از این پزشکان و دیدن مطبهای شلوغ معدود پزشکان اینچنینی باعث میشود گمان کنند که همۀ پزشکان همین وضعیت را دارند. انگارۀ غلط از پزشک ایرانی و جدا کردن آنها از وضعیت اجتماعی، نقش و کارکرد نظام سلامت در کیفیت زندگی را ناچیز و مردم را نسبت به آن بیتفاوت میکند.
■ درست است که بازیگر اصلی و مهم در جلوگیری از فروپاشی نظام سلامت حاکمیت است، ولی نمیتوان نقش مردم را بهکل نادیده گرفت. مردمی که بخشی از آنها بهجای علم به بدیلهایش اعتماد میکنند و بخشی دیگر هم چتجیپیتی را کارآمدتر از پزشک میدانند. آن دوست درست میگفت: ما مشغول مصرف آخرین سفرههای زیرزمینی پزشکی هستیم و سوال این است که تا تمام نشده، میتوان کاری کرد؟
👌1