مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ هولمز یا پوآرو! سبک مدیریت شما به کدامیک نزدیک تر است؟

✍ دکتر مهدی صانعی
✅ تفاوت میان شرلوک هولمز و هرکول پوآرو، دو کارآگاه مشهور ادبیات جهان، فراتر از سبک روایت و روش‌های حل معماست و به شیوه‌های شناختی، تعاملات انسانی و روش‌های روشمند آن‌ها نیز مربوط می‌شود.هولمز، ساخته آرتور کانن دویل، تجسم یک ذهن منطقی و تحلیلی است که بر قدرت استنتاج دقیق، توجه فوق‌العاده به جزئیات و ذهنیت تحلیلی و گاه دور از هیجانات تکیه دارد. در مقابل، پوآرو، خلق اثر آگاتا کریستی، نشان‌دهنده قدرت درک انسان و بینش روان‌شناختی است؛ روش‌های او نه تنها بر مشاهده دقیق، بلکه بر فهم عمیق انگیزه‌ها و رفتارهای انسانی مبتنی است. این تفاوت‌ها در شیوه‌های کارآگاهی، تنها ابزارهای ادبی نیستند بلکه درس‌های ارزشمندی برای مدیران معاصر فراهم می‌کنند که به بهینه‌سازی رهبری، تصمیم‌گیری و عملکرد سازمانی کمک می‌کند.
■هولمز در چارچوبی عمل می‌کند که می‌توان آن را مبتنی بر داده‌ها و واقعیت‌های عینی توصیف کرد. او مسائل را با دقتی علمی و منطقی بررسی می‌کند و ترجیح می‌دهد بر شواهد ملموس، استنتاج منطقی و آزمایش‌های دقیق تکیه کند. برای هولمز، هر مشاهده حتی اگر بسیار کوچک به نظر برسد، می‌تواند کل معما را حل کند. از منظر مدیریتی، سبک هولمز شبیه رویکرد «تحلیلی» یا «مدیریت مبتنی بر شواهد» است. مدیرانی که این روش را اتخاذ می‌کنند، در جمع‌آوری داده‌ها دقیق هستند، روندها را با دقت تحلیل می‌کنند و تصمیمات خود را بر اساس اطلاعات قابل مشاهده اتخاذ می‌کنند. چنین مدیرانی در محیط‌هایی موفق‌اند که دقت، صحت و حل مسائل پیچیده اهمیت بالایی دارد. برای مثال، مدیر یک پروژه نرم‌افزاری که هر باگ، نقص یا ناکارآمدی تیم را به دقت رصد می‌کند، می‌تواند با تحلیل داده‌ها ریسک‌ها را پیش‌بینی کرده و مشکلات احتمالی را قبل از وقوع حل کند. درست مانند هولمز که ردپا، خاکستر سیگار یا خط‌خطی‌های دست‌نویس را بررسی می‌کند، مدیر تحلیلی شاخص‌های سازمانی را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد تا تصویر کامل و دقیقی از مسئله به دست آورد.
■در مقابل، پوآرو رویکردی مبتنی بر همدلی، تیزبینی روان‌شناختی و فهم روابط انسانی دارد. او هرچند به شواهد اهمیت می‌دهد، اما تمرکز ویژه‌ای بر شناخت انگیزه‌ها، حالات احساسی و تعاملات میان افراد دارد. موفقیت پوآرو وابسته به توانایی او در درک نشانه‌های رفتاری انسان است؛ حرکتی کوتاه، جمله‌ای کوتاه یا تناقضی کوچک می‌تواند کل معما را روشن کند. در مدیریت، سبک پوآرو معادل رویکرد «متمرکز بر انسان» یا «مدیریت مبتنی بر هوش هیجانی» است. مدیرانی که این روش را اتخاذ می‌کنند، به درک کارکنان، سنجش روحیه تیم و شناخت انگیزه‌های نهفته در عملکرد توجه دارند. برای نمونه، در یک شرکت بازاریابی که ناگهان بهره‌وری تیم کاهش یافته، مدیر پوآروگونه ممکن است کمتر بر شاخص‌های کمی تمرکز کند و بیشتر با کارکنان به‌صورت فردی گفتگو کند تا عوامل شخصی یا بین‌فردی کاهش عملکرد، مانند فرسودگی شغلی یا تعارضات تیمی را کشف کند. چنین مدیرانی در شرایطی موفق‌اند که رفتار انسانی پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی است و تعاملات ظریف می‌تواند نتیجه نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
■تفاوت دیگر هولمز و پوآرو در صبر استراتژیک و فلسفه حل مسئله آنهاست. هولمز که اغلب درگیر چالش‌های ذهنی می‌شود، روی یک مسئله به‌طور متمرکز کار می‌کند، گاهی به قیمت نادیده گرفتن تعهدات اجتماعی یا سازمانی. مدیران با سبک هولمز معمولاً مدیران متمرکز بر وظیفه‌اند که بر کارایی و حل مسئله تأکید دارند. چنین مدیرانی در پروژه‌هایی که نیاز به دقت و تحلیل دارند، مانند حسابرسی مالی، ارزیابی ریسک یا مهندسی، عالی عمل می‌کنند اما ممکن است در حفظ انسجام تیم یا روحیه کارکنان با چالش روبه‌رو شوند. پوآرو اما تعادل بین تحلیل و حساسیت انسانی را نشان می‌دهد و فلسفه مدیریت او ارزش تعامل، گوش دادن فعال و توجه به تیم را نشان می‌دهد. یک مدیر پوآروگونه در بخش تحقیق و توسعه ممکن است زمان زیادی صرف درک فرآیند خلاقانه هر فرد کند و از توانایی‌ها برای افزایش نوآوری بهره‌برداری کند، در حالی که هماهنگی و همکاری تیمی نیز حفظ می‌شود.
■تفاوت‌های روش‌شناسی آنها در تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت نیز درس‌های روشنی ارائه می‌دهد. هولمز به‌طور تکراری و استنتاجی عمل می‌کند؛ فرضیه‌ها را بر اساس شواهد شکل می‌دهد و آنها را با اطلاعات جدید تست می‌کند. این رویکرد با مدیرانی که در حوزه‌هایی مانند عملیات یا لجستیک فعالیت می‌کنند، همخوانی دارد که حل مسئله تکراری و پیش‌بینی خطرات اهمیت بالایی دارد. برای مثال، مدیر هولمزگونه در یک شرکت زنجیره تأمین ممکن است به‌طور مستمر سطح موجودی، زمان ارسال و قابلیت اعتماد تأمین‌کنندگان را بررسی کند و بر اساس داده‌ها استراتژی‌ها را اصلاح کند.
❤1
پوآرو، اما از استدلال استقرایی بهره می‌برد و با ترکیب عوامل انسانی و موقعیتی، محتمل‌ترین توضیح را برای یک وضعیت پیدا می‌کند. مدیران با این رویکرد در شرایط نامشخص یا در حال تغییر، مانند ادغام شرکت‌ها یا مذاکرات پیچیده، موفق‌اند زیرا با درک انگیزه‌ها و پیش‌بینی واکنش‌ها، تصمیمات مؤثرتری می‌گیرند.
■سبک ارتباط و حضور مدیریتی نیز درس‌های مهمی دارد. هولمز معمولاً کوتاه و مستقیم است و وضوح و دقت را بر تعامل عاطفی ترجیح می‌دهد. مدیران هولمزگونه با شفافیت اهداف را بیان می‌کنند و حسابرسی و مسئولیت‌پذیری را به شدت دنبال می‌کنند، که باعث کاهش ابهام می‌شود اما ممکن است احساس بی‌توجهی یا سردی ایجاد کند. پوآرو با ظرافت، احترام و مهارت‌های متقاعدسازی با دیگران تعامل می‌کند و محیطی ایجاد می‌کند که همکاری به‌صورت طبیعی شکل می‌گیرد. در محیط‌های سازمانی، مدیر پوآروگونه در مذاکره، روابط با مشتری و حل تعارض موفق‌تر است، در حالی که مدیر هولمزگونه در مدیریت بحران یا مسائل فنی کارایی بیشتری دارد.
■نمونه‌های واقعی از محیط کار نشان‌دهنده کاربرد این دو سبک هستند. فرض کنید یک شرکت لجستیک با اختلال ناگهانی در زنجیره تأمین روبه‌رو می‌شود. مدیر هولمزگونه به سرعت داده‌ها را بررسی می‌کند، مسیرها، موجودی و تأمین‌کنندگان را می‌سنجد و یک برنامه دقیق مقابله با بحران طراحی می‌کند. در مقابل، مدیر پوآروگونه وقت خود را صرف درک انگیزه‌ها، فشارها و روابط میان تأمین‌کنندگان، کارکنان و مشتریان می‌کند و با استفاده از روابط، تحویل سریع یا حل اختلافات را ممکن می‌سازد. در یک استارتاپ فناوری که به دنبال نوآوری در محصول است، مدیر هولمزگونه با آزمون دقیق نمونه‌ها و بررسی داده‌ها به طراحی دقیق کمک می‌کند، در حالی که مدیر پوآروگونه با مدیریت تیم، شناخت توانایی‌ها و حفظ انگیزه خلاقیت، خروجی نوآورانه را افزایش می‌دهد.
■مثال‌های دیگری از صنایع مختلف نشان می‌دهد که چگونه این دو سبک مدیریتی کاربرد دارند. در یک شرکت مهندسی که روی پروژه‌های پیچیده صنعتی کار می‌کند، مدیر هولمزگونه با رصد دقیق معیارهای عملکرد ماشین‌آلات، زمان‌بندی پروژه و منابع انسانی، از بروز خطاهای پرهزینه جلوگیری می‌کند. همزمان، مدیر پوآروگونه در همان شرکت با توجه به روحیه مهندسان، انگیزه‌های فردی و نحوه همکاری تیم‌ها، از ایجاد تنش و کاهش انگیزه جلوگیری می‌کند و محیطی مساعد برای خلاقیت و حل مسئله فراهم می‌آورد. در یک شرکت خدمات مالی، مدیر هولمزگونه با تحلیل داده‌های مالی و ارزیابی دقیق ریسک‌ها، استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و پیش‌بینی بحران را طراحی می‌کند، در حالی که مدیر پوآروگونه با درک نیازها و دغدغه‌های مشتریان و تیم، تعاملات انسانی را بهینه کرده و اعتماد سازمان را تقویت می‌کند.
■این مثال‌ها نشان می‌دهد که هولمز و پوآرو نه تنها سبک‌های متفاوت حل مسئله و رهبری دارند، بلکه الگوهای مدیریتی متفاوتی را نمایندگی می‌کنند. هولمز با مدیریت تحلیلی، مبتنی بر داده و وظیفه‌محور، در شرایطی که دقت و منطق اهمیت دارد موفق است. پوآرو با مدیریت انسانی، باهوش هیجانی و روابط محور، در شرایطی که فهم رفتار انسان و انگیزه‌ها اهمیت دارد، برجسته است. شناخت این الگوها به سازمان‌ها امکان می‌دهد مدیران را بر اساس نوع چالش‌ها به کار گیرند. برای مثال، یک حسابرسی دقیق مالی ممکن است نیازمند مدیر هولمزگونه باشد، در حالی که مذاکره پیچیده یا ادغام شرکت‌ها ممکن است به سبک پوآروگونه نیاز داشته باشد.
■مدیریت مدرن اغلب ترکیبی از هر دو سبک را می‌طلبد. تلفیق دقت تحلیلی هولمز با حساسیت انسانی پوآرو، مدیرانی ایجاد می‌کند که هم دقیق، هم درک‌کننده و هم انعطاف‌پذیر هستند. این تلفیق می‌تواند در جلسات منظم تیمی با مرور دقیق شاخص‌ها و پیشرفت (دقت هولمزگونه) و جلسات فردی برای بررسی نگرانی‌ها و انگیزه‌های کارکنان (حساسیت پوآروگونه) به کار گرفته شود. سازمان‌هایی که چنین مدیرانی دارند، برای مواجهه با چالش‌های پیچیده امروز، از تغییرات فناوری تا دینامیک‌های نیروی کار، آماده‌تر هستند.
■هولمز به مدیران می‌آموزد که تحلیل الگوها و پیش‌بینی مشکلات قبل از وقوع ارزشمند است، در حالی که پوآرو اهمیت همدلی پیشگیرانه و درک واکنش‌های انسانی را نشان می‌دهد. ترکیب این دو رویکرد، توانایی مدیران در مدیریت دقیق و انسانی سازمان را به حداکثر می‌رساند و نشان می‌دهد که موفقیت مدیریتی مستلزم تعادل بین تفکر تحلیلی و درک روان‌شناختی است.
در تهیه این یادداشت از هوش مصنوعی نیز کمک گرفته شده است./گاهنامه مدیر
👍1
نقدینگی کل کشور خرداد 1404.pdf
778.8 KB
✳️ بر اساس آخرین گزارش بانک مرکزی، در انتهای خرداد ماه سال جاری نقدینگی کل کشور به مبلغ 110،588 هزار میلیارد ریال رسیده است که نسبت به خرداد ماه سال گذشته رشد 32 درصدی و نسبت به اسفند ماه سال گذشته رشد 9 درصدی ثبت شده است.
📄 مقاله
رشد اقتصادی، چگونه رفاه مردم را بالا می‌برد؟
گذر از «جدال توزیع کیک» به «بزرگتر کردن کیک اقتصاد»

◽️ جدیدترین آمار رشد اقتصادی نشان می‌دهد که رشد اقتصادی ماهانه نقطه‌ای (چه با احتساب نفت چه بدون آن) در اولین ماه تابستان امسال منفی برآورد شده و حتی نسبت به رشد خردادماه که باز هم منفی بوده، کاهش بیشتری را تجربه کرده است.

◽️ کشور ما، ایران، با وجود بهره‌مندی از منابع طبیعی غنی و جمعیت جوان تحصیل‌کرده به لحاظ اقتصادی در دهه‌های گذشته از بسیاری از کشورهای همسایه عقب افتاده است.
چرا ایران از توسعه باز مانده است؟ چرا درآمد سرانه هر ایرانی پایین‌تر از کشورهای همسایه است؟

◽️ معمولاً هر گاه سخن از مشکلات اقتصادی ایران می‌شود محور مباحث، نرخ بالای تورم است. اما یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد: نرخ رشد اقتصادی پایین.

ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-102865
كانال قواعدبازی
✳️ بازار و آزادی

فضای اقتصاد ایران به ویژه فضای ژورنالیستی ( و حتی آکادمیک و دانشگاهی) طی سال‌های اخیر به شدت غبارآلود و غیرمنطقی پیش رفته است.
فضایی که در آن بیش از آنکه به دنبال راهکاری برای برون رفت از مشکلات باشیم، جدال بر سر حقانیت جهت‌گیری‌های سیاسی است.

از سویی این جدال نه بر اساس برداشتی عمیق از نظریات سیاسی-اقتصادی بلکه برداشتی سطحی و کاریکاتورگونه است که نمونه آن را در بازخوردها به یک سریال به نام تاسیان دیدیم.
برداشتی‌هایی از این دست که علت العلل مشکلات اقتصادی ایران رویکردهای معطوف به چپ سیاسی-اقتصادی است و تنها راه حل مشکلات ایران اقدامات رادیکال و جهت گیری‌ معکوس بوده و بازار تنها ابزار برای رهایی از وضعیت موجود است و درگیری بین این دو نوع تفکر، فضای غالب اقتصاد ایران بوده است، فضایی که نیازمند بازنگری و تأمل بیشتر در باب این مفاهیم است.

در این یادداشت با استفاده از دیدگاه‌های معتبر در ارتباط با بازار آزاد و یا آزادی و بازار به این موضوع خواهم پرداخت که این مفاهیم به چه معناست؟ بازار آزاد تا چه اندازه عینی است؟ نتایج و رهاورد آن چیست؟ و نهایتا رسیدن به دریافتی عمیق‌تر از این مفاهیم.
كانال قواعدبازی
بازار و آزادی.pdf
305.1 KB
بازاروآزادی
کشورهای درحال توسعه.pdf
1.4 MB
✳️ سیاست‌های صنعتی دولت‌های توسعه‌گرا در کشورهای در حال توسعه
✳️ 👆 سیاست‌های صنعتی دولت‌های توسعه‌گرا در کشورهای در حال توسعه

©مجمع کارآفرینان ایران
🗓شهریور ۱۴۰۴

✅ ایــن گــزارش به صــورت جامــع بــه بررســی تجربیــات دولت هــای توســعه گرا در پیشــبرد صنعتی شــدن طــی نیم قــرن گذشــته می پــردازد.
ابتــدا ضمــن تعریــف دولــت توســعه گرا و تبییــن نقــش سیاســت گذاری صنعتــی در توســعه اقتصــادی، مجموعــه ای از مهم تریــن راهبردهــای صنعتــی ایــن دولت هــا معرفــی شــده اســت.

سیاســت هایی چــون جایگزینــی واردات، اعطــای مشــوق های مالیاتــی و یارانــه ای، ایجــاد بانک هــای توســعه ‌ای و تأمیــن مالــی پروژه هــای صنعتــی، انتقــال فنــاوری و ارتقــای توانمنــدی فناورانــه، سیاســت های توســعه صــادرات (مدیریــت نــرخ ارز، مشــوق های صادراتــی، ایجــاد مناطــق ویــژه و توســعه شــبکه های بازاریابــی) و تقویــت خوشــه های صنعتـی و پیوندهـای بین بخشـی از جملـه محورهـای مـورد بررسـی هسـتند.

بـرای هـر یـک از ایـن سیاســت ها، نمونه هــای مشــخصی از کشــورهای شــرق آســیا (کــره جنوبــی، تایــوان، چیــن، مالــزی) و آمریــکای لاتیــن (برزیــل، مکزیــک، شــیلی) ارائــه شــده و کارنامــه موفقیت هــا و شکســت های آن هــا
تحلیــل گردیــده اســت.
یافته هــای گــزارش نشــان می دهــد دولت هــای توســعه ‌گرای موفــق توانســته اند بــا مداخلــه
راهبــردی و هدایت شــده در اقتصــاد، رونــد صنعتی ‌شــدن را تسریــع کننــد.

ایــن دولت هــا از یکســو بــا حمایــت موقــت از صنایــع نوپــا، ارائــه مشــوق های مالــی و تســهیلات اعتبــاری, تأمیــن سرمایه گذاری های بــزرگ از طریــق بانک هــای توســعه ای و اتخــاذ سیاســت های تجــاری فعــال، بنیان هــای صنعتــی کشــور را تقویــت کرده انــد؛ و از ســوی دیگــر بــا تعییــن شــروط عملکــردی بــرای بخــش خصوصــی و حفــظ انضبــاط مالــی و اداری (به واســطه نهادهــای بوروکراتیــک کارآمــد)، از انحــراف منابــع و رانت جویــی جلوگیــری نموده انــد.
کانال قواعدبازی
📄 مقاله

✳️ خرافه‌های اقتصادی

✅ باورهای عمومی درباره مسائل اقتصادی، به‌ویژه در جوامعی که آگاهی عمومی از مفاهیم بنیادین علم اقتصاد در سطح محدودی قرار دارد، اغلب به کلیشه‌هایی تبدیل می‌شوند که نه تنها فهم دقیق از فرآیندهای اقتصادی را مختل می‌کنند، بلکه در بسیاری موارد مبنای تصمیم‌گیری‌های سیاستی نیز قرار می‌گیرند.

همین مسئله به شکل جدی پیامدهایی برای توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و حتی پایداری نظام سیاسی به همراه دارد.
ریشه این باورها در ساده‌سازی بیش از حد واقعیت‌های پیچیده اقتصادی و نیز در گرایش ذاتی انسان به پذیرش توضیحاتی است که با شهود و درک روزمره هم‌خوانی دارد.

اقتصاد، برخلاف بسیاری از حوزه‌های دیگر دانش انسانی، اغلب نتایجی خلاف شهود به دست می‌دهد و این نکته‌ای است که اقتصاددانان بارها بر آن تأکید کرده‌اند.
از همین رو آنچه به نظر فرد عادی طبیعی، عادلانه یا منطقی می‌رسد، در بسیاری مواقع با بنیان‌های واقعی علم اقتصاد در تضاد است. اینجا جایی است که تضاد میان «دانش عمومی» و «دانش تخصصی» در اقتصاد آشکار می‌شود.

ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-102584

كانال قواعدبازی
✳️ پیمان شانگهای و اقتصاد درمان: گذر از ژئوپلیتیک انرژی به ژئوپلیتیک سلامت

✍ نوشته: دکتر پوریا عادلی، استراتژیست حوزه سلامت

✅ در کوران تحولات جهان معاصر، شاهد تغییر کانون ابرروندهای ژئوپلیتیک از محوریت مطلق انرژی به عرصه‌های نوینی هستیم که امنیت ملی و توسعه پایدار کشورها را بازتعریف می‌کنند.
در این میان، «اقتصاد درمان» (Health Economy) به عنوان یکی از کلیدی‌ترین و راهبردی‌ترین این عرصه‌ها سر برآورده است.

سازمان همکاری شانگهای، که روزگاری عمدتاً به عنوان یک بلوک امنیتی-اقتصادی متمرکز بر مسائل انرژی و مقابله با تروریسم شناخته می‌شد، اکنون ضروری است وارد فصل جدیدی از نقش آفرینی شود:
*نقش‌آفرینی در شکل‌دهی به معماری جدید سلامت جهانی.*

پیمان شانگهای با در برگیری غول‌های پرجمعیتی چون چین و هند، و همچنین کشورهای دارای منابع عظیم طبیعی مانند روسیه و ایران، در واقع بخش قابل‌توجهی از جمعیت، بازار، ظرفیت‌های تولیدی و ذخایر ژنتیک کره زمین را نمایندگی می‌کند.
این ترکیب بی‌نظیر، یک «اکوسیستم کامل اقتصادی درمان» را در درون این بلوک شکل داده است. از تولید انبوه داروهای ژنریک و واکسن در هند و چین گرفته تا تحقیقات پیشرفته زیست‌فناوری در روسیه و پتانسیل گردشگری سلامت در ایران و قزاقستان، این سازمان تمامی حلقه‌های زنجیره ارزش سلامت را در اختیار دارد.

چالش اصلی، تبدیل این پتانسیل خام به یک استراتژی هماهنگ و عملیاتی است. اقتصاد درمان تنها به معنای تجارت دارو و دستگاه نیست؛ بلکه مجموعه حوزه‌های وسیعی از زیست‌فناوری، داده‌های سلامت، پزشکی از راه دور، استانداردسازی خدمات ودرنهایت، افزایش «امنیت سلامت» ملت‌های عضو است.
همکاری‌های چندجانبه در سازمان همکاری شانگهای می‌تواند به ایجاد «کریدورهای سلامت» بینجامد که تسهیل گر تجارت کالاهای پزشکی، گردش دانشمندان و ایجاد پروتکل‌های مشترک پاسخگویی به همه‌گیری‌ها خواهد بود.

یکی از جذاب‌ترین زمینه‌های همکاری، ایجاد «صندوق مشترک تحقیق و توسعه در حوزه‌های راهبردی سلامت» تحت نظر این سازمان است.
تمرکز بر روی بیماری‌های مشترک در منطقه، توسعه واکسن‌های نسل جدید و سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی در تشخیص بیماری‌ها می‌تواند نه تنها وابستگی به غرب را کاهش دهد، بلکه این بلوک را به یک قطب صادرکننده فناوری سلامت تبدیل کند.
*این امر به معنای واقعی کلمه، «خوداتکایی راهبردی» را برای عضوها به ارمغان خواهد آورد.*

علاوه بر این، هماهنگی در تعریف استانداردهای بهداشتی برای محصولات غذایی و دارویی می‌تواند مبادلات درون‌منطقه‌ای را به شدت تسهیل کند و یک بازار یکپارچه و عظیم ایجاد نماید.
تصویب پروتکل‌های مشترک برای تشخیص مدارک پزشکی و توسعه «پلتفرم سلامت دیجیتال منطقه‌ای» می‌تواند زمینه را برای ارائه خدمات پزشکی از راه دور به شهروندان کشورهای عضو، به ویژه در مناطق مرزی محروم، فراهم آورد.

در پایان باید تاکید کرد که جهان آینده دیگر اجازه نخواهد داد که امنیت سلامت ملت‌ها به عواملی خارج از کنترلشان وابسته باشد.
پیمان شانگهای با تکیه بر سرمایه‌های انسانی، مالی و جغرافیایی خود، این فرصت استثنایی را دارد که نه تنها به یک قطب اقتصادی-امنیتی، بلکه به یک «قطب سلامت» تاثیرگذار در نظام بین‌الملل تبدیل شود.

این گذار، نیازمند اراده سیاسی قوی، دوراندیشی استراتژیک و سرمایه‌گذاری بلندمدت است. آینده به بلوکی تعلق خواهد داشت که امنیت و رفاه شهروندان خود را در اولویت نخست قرار دهد، و اقتصاد درمان، کلید طلایی دستیابی به این هدف متعالی است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چگونه مشکلات پیچیده را به سادگی حل کنیم؟

✅ مدل SCORE، ابزاری قدرتمند است که به شما کمک می‌کند تا با ساختاری ساده، چالش‌های پیچیده را حل کنید. این مدل مخفف نشانه‌ها (Symptoms)، علل (Causes)، گزینه‌ها (Options)، نتایج (Results)، و ارزیابی (Evaluation) است.

■ مدل SCORE چگونه عمل می‌کند؟

● نشانه‌ها (Symptoms): علائم مشکل را شناسایی کنید(مثلاً کاهش فروش).

● علل (Causes): دلایل ریشه‌ای را تحلیل کنید(مثلاً ضعف در بازاریابی).

● گزینه‌ها (Options): راه‌حل‌های ممکن را فهرست کنید(مانند تبلیغات دیجیتال یا آموزش تیم).

● نتایج (Results): پیامدهای هر راه‌حل را پیش‌بینی کنید(مثلاً افزایش ۲۰ درصدی فروش).

● ارزیابی(Evaluation): بهترین گزینه را بر اساس معیارهای مشخص انتخاب کنید.

■ چگونه از آن استفاده کنیم؟
ابتدا، مشکل را دقیق تعریف کنید. سپس، با تیم خود هر مرحله SCORE را طی کنید: نشانه‌ها و علل را تحلیل کنید، گزینه‌ها را با طوفان فکری جمع‌آوری کنید، نتایج را پیش‌بینی کنید، و با معیارهایی مانند هزینه و زمان، بهترین راه‌حل را انتخاب کنید. پیشرفت را پس از اجرا پایش کنید.
👍1
✳️ مشاغل و آینده کار
چشم‌انداز مدیران ارشد منابع انسانی ۲۰۲۵: استراتژی استعداد در بحبوحه اختلالات جهانی

✍ ایزابل لیلیرت
۱ سپتامبر ۲۰۲۵

✅ آخرین چشم‌انداز مدیران ارشد منابع انسانی مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد که اگرچه زمان حال با احتیاط همراه است، آینده نیازمند تحول جسورانه است.
داده‌های دقیق، استراتژی‌های هماهنگ، رهبری مسئولانه و نوآوری مداوم ضروری خواهد بود.

اکنون فقط زمان سازگاری نیست - بلکه زمان طراحی مجدد است و مدیران ارشد منابع انسانی به عنوان افرادی حیاتی برای شکل‌دهی، توانمندسازی و رهبری تحولات پیش رو ظهور می‌کنند.

ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/chief-people-officers-outlook-2025-rethinking-talent-strategy/?
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ لیبرتارین نمایی بابک زنجانی

✍ پیروز رودباری/پژوهشگر آزاد

✅ دیروز در خبرها بابک زنجانی را می‌دیدم، جولان می‌داد و بانک مرکزی را تهدید می‌کرد...
بسیاری مخاطبان از او حمایت و ستایش می‌کردند و فصل مشترک آنها این مفهوم بود که او مردی با استعدادهای اقتصادی بالاست و مثلا از نبوغ او باید برای ترمیم اقتصاد مملکت استفاده کرد و ... نمی‌خواهم اصطلاح "ملت مخبط" را به کار ببرم زیرا این زیاده روی‌ست اما واقعیت آنست که او بزودی جایگاه جدید خود را در جامعه باز خواهد یافت ، بدون آنکه در حافظه اجتماعی ما به خاستگاه رازآلود این جرثومه فساد پرداخته شود.
بابک زنجانی فردی معلوم‌الحال است و البته موضوع بحث ما نیست ، موضوع ، مبحث مهمتری‌ست که در دنیای اطراف ما در حال وقوع است.

دو سالی می‌شود که مردی با خودنمایی و آرایش چهره خاص ، که البته با ادبیات رادیکال هم سخن می‌گوید به صحنه سیاسی دنیا وارد شده است:
خاویر میلی رئیس جمهور جنجالی آرژانتین.داستان پر آب چشمِ کشوری که با اقتصادی بسیار نزدیک به حد ایالات متحده وارد قرن بیستم شد ، خیلی پیشتر از آنکه برزیل ، رقیب و همسایه‌اش ، وارد چرخه اقتصاد نوین شود.
آرژانتین در سه دهه اول سده بیست دوران درخشانی را تجربه کرد تا اینکه سر و کله تئوری های سوسیالیستی نوظهور اروپایی در آمریکای جنوبی پیدا شد و اتمسفر سیاسی و اجتماعی آنجا را تحت تاثیر قرار داد ، و شد آنچه نباید می‌شد.

همزمان با جنگ جهانی دوم ، پرزیدنت پرونِ دوست داشتنی با کاریزمای "لعنتی‌"اش ظهور کرد و سپس پوپولیسم ، فردگرایی ، سوسیالیسم ناقص ، مریدسالاری و رفیق بازی .... و نهایتاً ، ابر تورم..
و بازی تا آمدن دولت سرهنگ‌ها در دهه هفتاد ادامه داشت.
جنگ فالکلند (مالویناس) عیار توخالی آنها رانمایاند و سیلی سخت مارگارت تاچر آرژانتین را از خواب غفلت بیدار کرد ، اصلاحات در دوره کارلوس منم شروع شد و توسط وزیر اقتصادش "دومینگو کاوالو" قهرمان اصلاحات اقتصادی آغاز شد اما ریشه‌های بحران عمیق‌تر از انچه بود که تصور می‌شد.

او قیمت ارز را سال ها ثابت نگهداشت ، در نتیجه اقتصاد غیر رقابتی گردیده و منابع کشور بلعیده شد و بسراغ استقراض جهانی رفت و ابرتورم بار دیگر به سراغ آن‌ها آمد.
● اینک خاویر میلی آمده است ، با اره برقی معروفش..!
یک اقتصاد دان لیبرتارین که اولین نمونه عینی این اندیشه را در دنیا پیاده می‌کند.

اکنون پس از دو سال آرژانتین صد میلیارد دلار مازاد بودجه دارد و بعد از هشتاد سال سرگردانی برای اولین بار تورم صفر را تجربه میکند ، و تعزفه‌ها و مالیاتها بتدریج کم و کمتر می‌شود. برخی او را شبیه ترامپ می‌دانند اما او کاملا متفاوت است.میلی یک‌ لیبرتارین است.
ترامپ اما حتی با لیبرال‌ها هم کنار نمی آید تا چه رسد به لیبرتارین‌ها ، چرا که در واقع اقتصاد مورد علاقه ترامپ نوعی سرمایه داری مرکانتلیستی (استعماری-غارتی) است، چیزی که بین قرن پانزده تا هجدهم بنای اقتصاد کشورهای اول دنیا را تشکیل می‌داد و تصور می‌شد سال‌هاست که مرده است (البته به لطف ترامپ دوباره در حال زنده شدن است!)
لیبرتارینیسم را می‌توان نسخه افراطی‌تر و پیگیرتر لیبرالیسم کلاسیک دانست. این مکتب در قرن بیستم میلادی قدرت گرفت.

ضروریست که بدانیم آرمانشهر لیبرتارینیسم در صحنه واقعیت حضوری مفهومی (Conceptual) است و امکان تحقق عینی (بصورت مطلق) نخواهد داشت.
با این حال دولتهایی توانسته‌اند تا حد زیادی به آن نزدیک شوند ، رواندا (با توسعه عجیب و غریب خود) و موریس در آفریقا ، شیلی در آمریکای جنوبی و استونی در بالتیک نمونه‌هایی عینی از تجربه ایجاد تعادل بین مالکیت خصوصی ، بازار آزاد ، دموکراسی و نظم اجتماعی نشان داده‌اند ، که البته برخی از انها فقط لیبرتارین اقتصادی هستند و در حکومت اقتدارگرا.

دنیا بسرعت در حال تغییر است ، و عدم موفقیت در ادراک لزوم آزادسازی اقتصاد از قید مقررات سختگیرانه ، موجود موجب تضعیف ملتهاست ، ژاپن یک درس عبرت مشخص است که بیست سال است منحنی رشدش فقط یک خط صاف افقی‌ روی دستگاه الکتروکاردیو گراف است..!
و اما در باره کشور ما که هنوز در کوره راه‌های غبار آلود به‌دنبال منجی مثل (بابک زنجانی‌) است ، باید گفت که با این رویه ، داشتن (گنج قارون ، صبر ایوب و عمر نوح) هم یک سانتیمتر به رشد اقتصادمان کمک نخواهد کرد.

🔺ظهور ناگهانی بابک زنجانی در رسانه و نمایش اولترا راستِ لیبرتارین نمای او در اقتصاد منجلابی ایران نعل وارونه زدن است.
كانال قواعدبازی
❤1👍1
بهره وری کار