مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ چگونه مهارت آزمون وخطا را در خودمان پرورش دهیم؟

■ از اشتباه کردن نترسید، اشتباهات خود را قبول کنید و از آن‌ها پند بگیرید. بدترین کار در رابطه با اشتباهات این است که سعی کنیم به هر طریقی از وقوع آن‌ها جلوگیری کنیم. زندگی، امتحانی سراسر از آزمون‌وخطا است و ما نمی‌توانیم بدون اشتباه کردن پیشرفت کنیم.

■ "جورج برناردشاو " گفته است: "زندگی‌ای که صرف اشتباه کردن شود نه تنها شرافتمندانه‌تر بلکه مفیدتر از زندگی است که صرف انجام هیچ کاری نمی‌شود."

■ مردم در برخورد با اشتباه‌هایشان دو نوع عکس‌العمل نشان می‌دهند یا آن‌ها را نادیده می‌گیرند و یا اینکه از اشتباهت خود پند می‌گیرند. مطالعات نشان می‌دهند افرادی که منعطف‌تر فکر می‌کنند، اشتباهات را مانند یک هشدار بیدارکننده می‌بینند. آن‌ها با خود می‌گویند «اگر اوضاع سخت بشه بیشتر تلاش می‌کنم.» آن‌ها برای حل مشکلات با تلاش کردن سعی دارند راه‌حل را پیدا کنند.

🔺۵ گام برای افزایش مهرت آزمون وخطا و تحمل اشتباهمان

1️⃣ رویکرد آزمون‌وخطا را در آغوش بگیرید.

اغلب افراد در محل کار از اشتباه کردن می‌ترسند. آن‌ها از اینکه به اشتباه خود اعتراف کنند احساس شرمندگی می‌کنند. رهبران نیز نمی‌خواهند ضعیف به نظر بیایند و به همین دلیل قاطعانه بر این عقیده‌اند که از هر گونه خطا و اشتباهی به دور هستند و به همین دلیل از کاوش و کشف کردن دست می‌کشند. همان‌طور که آلبرت انیشتین گفت:
"تنها راه برای این که هیچ‌وقت اشتباه نکنیم این است که هیچ وقت ایده جدیدی نداشته باشیم."

2️⃣ صاحب خطاو اشتباهات خود باشید.

بسیاری سعی می‌کنند اشتباهات خود را پنهان کنند و هنگام مواجهه با خطا احساس ویرانی می‌کنند. گردن گرفتن اشتباهاتتان تحمل شمارا بیشتر خواهد کرد. این یادآوری که هیچ‌کس کامل نیست باعث می‌شود تا شما نسبت به خود و دیگران مهربان‌تر باشید.
اگر شما مربی هستید، اشتباهاتتان را همراه با دیگر اعضای تیم جشن بگیرید. این امر نه تنها عقده خدایی را خنثی می‌کند بلکه به دیگر اعضای مجموعه نیز کمک می‌کند تا به خطاهایشان پی ببرند. تا زمانی که به اشتباه خود اعتراف نکرده‌اید نمی‌توانید یاد بگیرید. کمال‌گرایی دشمن نوآوری و رشد شخصی است.

3️⃣ خطا و اشتباهات خود را بازنگری کنید.

همه اشتباه می‌کنند حتی اگر به اشتباه خود پی نبرند. کسانی که تحمل اشتباه را ندارند به جای روبه‌رو شدن با آن به خودشان دروغ می‌گویند اما وقتی شما اشتباهاتتان را مانند درسی در نظر بگیرید آن‌ها به فرصتی برای رشد شما تبدیل می‌شوند.
می‌توان دو نوع طرز فکر داشت: شما می‌توانید یا اشتباهاتتان را نادیده بگیرید یا از آن‌ها درس بگیرید.

4️⃣ بر روی خطا واشتباه برچسب بزنید نه روی خودتان

بدترین بخش اشتباه کردن، خطایی که صورت گرفته نیست بلکه احساس اینکه اشتباه از ما سرزده، است. اشتباهات می‌توانند به ارزش و اعتماد به نفس ما آسیب بزنند. بین ارتکاب خطا و اینکه فکر کنیم این ماییم که اشتباه کرده‌ایم، تفاوت وجود دارد. ما باید خطا را به عنوان مشکلی که باید حل شود برچسب گذاری کنیم، نه اینکه به خودمان حمله کنیم.

5️⃣ بالا بردن ریسک خرابکاری

افزایش تحمل ما برای اشتباه آسان نیست. به خصوص برای کسانی که کمال‌گرایی را به سبکی برای زندگی‌شان تبدیل کرده‌اند.
خودتان را در موقعیت قرار بدهید و ریسک خرابکاری کردن را بپذیرید. در ابتدا ممکن است کمتر احساس اعتمادبه‌نفس کنید ولی در طولانی‌مدت بهتر عمل خواهید کرد و احساس بهتری خواهید داشت.
برای پذیرفتن یک زندگی همراه با اشتباه، شجاعت و تلاش لازم است و تنها راه پیشرفت واقعی در زندگی ریسک کردن است.
بازنشرازفما
(بااندکی دخل وتصرف)
❤2
همدلی💞
زندگی خوب؟!
✳️ تصمیم‌گیری شهودی مدیران

✅ در دنیای پیچیده مدیریت، جایی که داده‌ها و تحلیل‌های کلان به ستون‌های اصلی تصمیم‌گیری تبدیل شده‌اند، "تصمیم‌گیری شهودی" به‌عنوان یک ابزار مکمل و قدرتمند مورد توجه قرار گرفته است. برخلاف تصور رایج که شهود را غیرعلمی می‌داند، مطالعات نشان می‌دهد که ترکیب تجربه، دانش ضمنی و شهود می‌تواند به تصمیم‌های سریع و مؤثر منجر شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
■ چگونه مدیران می‌توانند از این توانایی نهفته بهره ببرند؟
تحقیقات نشان می‌دهد که مدیرانی که شهود خود را با تحلیل داده‌ها ترکیب می‌کنند، در ۶۵ درصد موارد تصمیمات دقیق‌تری نسبت به کسانی که صرفاً به داده‌ها وابسته‌اند، اتخاذ می‌کنند.

■ استیو جابز، بنیان‌گذار اپل، بارها به نقش شهود خود در طراحی محصولاتی مانند آیفون اشاره کرد. او معتقد بود که شهود، درک عمیقی از نیازهای پنهان مشتریان را ممکن می‌سازد. این رویکرد به اپل کمک کرد تا محصولاتی خلق کند که نه‌تنها بازار را رهبری کردند، بلکه فرهنگ مصرف را نیز بازتعریف نمودند.

■ ۳ گام عملی برای تقویت تصمیم‌گیری شهودی:

● تجربه‌های گذشته را بازتاب دهید؛ هرچه بیشتر از موفقیت‌ها و شکست‌های خود درس بگیرید، شهود شما دقیق‌تر می‌شود.

● در موقعیت‌های کم‌ریسک، به شهود خود فرصت دهید. برای مثال، در انتخاب یک ایده خلاقانه برای کمپین بازاریابی، گاهی به حس درونی خود اعتماد کنید.

● شهود را با داده‌ها متعادل کنید. شهود زمانی قدرتمند است که با تحلیل‌های منطقی پشتیبانی شود.

■ تصمیم‌گیری شهودی به مدیران می‌آموزد که هنر رهبری، در یافتن تعادل بین منطق و احساس نهفته است. در جهانی که سرعت و عدم قطعیت حاکم است، شهود می‌تواند شما را یک گام جلوتر از رقبا قرار دهد.
 راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رهبری منابع انسانی در طوفان جنگ: ایستادن بر مرز انسانیت و بقا

✍🏻 دکتر مینا خوئینی

✅ در میانه بحران‌های شدید مانند جنگ، نخستین حوزه‌ای که بیش از هر چیز در معرض تهدید قرار می‌گیرد، سرمایه انسانی سازمان‌هاست. جنگ تنها میدان نبرد نظامی نیست؛ بلکه صحنه‌ای است که در آن، جان و روان کارکنان نیز هدف گرفته می‌شود. در چنین وضعیتی، "نقش رهبران منابع انسانی نه‌تنها پررنگ، بلکه حیاتی و نجات‌بخش "است.

■ رهبران آگاه می‌دانند که امنیت روانی، در برابر بمباران اطلاعات، نااطمینانی و فشارهای محیطی، نخستین نیاز نیروی انسانی است. آنان با ایجاد ارتباط شفاف، تصمیمات منسجم و صداقت در کلام، فضای اعتماد را حفظ می‌کنند. حتی وقتی پاسخ قطعی برای همه چیز وجود ندارد، سکوت نمی‌کنند. شفافیت‌شان، پیامی روشن دارد: «ما با هم هستیم، حتی در دل تاریکی».

■ سبک رهبری در بحران: میان کنترل، رهاسازی و اصالت
در دل جنگ، سبک رهبری باید سیال و موقعیتی باشد. گاهی رهبر باید مقتدرانه و سریع تصمیم بگیرد تا از تهدیدی فوری عبور کند؛ گاهی دیگر، باید دل‌های نگران را با مشارکت، گوش‌سپاری و مهربانی آرام کند. این توانایی انعطاف از هدایت قاطع به توانمندسازی، تفاوت رهبران بحران‌زی با مدیران روزمره است.

■ اما در این مسیر، دو تله مدیریتی رایج و آسیب‌زا وجود دارد که بسیاری از رهبران ناخواسته در آن گرفتار می‌شوند:

■ تله‌ی میکرومدیری (Micromanagement)
در این تله، رهبر به‌واسطه اضطراب یا بی‌اعتمادی، در جزئی‌ترین تصمیمات کارکنان دخالت می‌کند. در شرایط بحرانی، این سبک باعث فرسودگی ذهنی، کاهش خلاقیت، خشم خاموش و ناتوانی تیم در واکنش سریع می‌شود. در چنین وضعیتی، کارکنان به‌جای عمل، دچار فلج تصمیم‌گیری می‌شوند.

■ تله‌ی ماکرومدیری (Macromanagement)
در نقطه مقابل، برخی رهبران با فاصله‌ گرفتن بیش از حد، از صحنه بحران غایب می‌مانند. این غیبت، باعث سردرگمی، عدم شفافیت، و احساس رهاشدگی در کارکنان می‌شود. ماکرومدیری در بحران، نه‌تنها رهبری نیست، بلکه عقب‌نشینی از مسئولیت است.

■ مسیر سالم، رهبری اصیل (Authentic Leadership) است؛ سبکی که بر پایه صداقت، خودآگاهی، حضور انسانی و شجاعت درون‌نگری استوار است. رهبر اصیل، نه کنترل‌گر افراطی‌ست، نه رهاکننده‌ی بی‌تعهد؛ او در میانه‌ی طوفان، «حضور انسانی» خود را به تیم القا می‌کند.

■ مدیریت بمباران اطلاعاتی: آرام‌سازی ذهن، نه حذف حقیقت

یکی از مهم‌ترین چالش‌های روانی جنگ، بمباران اطلاعاتی‌ست. اخبار، شایعات، تصاویر هولناک و تحلیل‌های ضد و نقیض از هر سو به کارکنان هجوم می‌آورد. این حجم اطلاعات، تمرکز را نابود و اضطراب را تشدید می‌کند. رهبران منابع انسانی باید به‌جای انکار واقعیت، میزان مواجهه کارکنان با اطلاعات را تنظیم و سالم‌سازی کنند.

■ برخی راهکارهای مؤثر:

- تعیین پنجره‌های رسمی اطلاع‌رسانی
در طول روز (مثلاً یک بولتن کوتاه، پیام روزانه یا اطلاعیه تیمی).
- تعیین منابع معتبر و مرجع
برای دریافت اطلاعات؛ کاهش تکیه بر شایعات یا شبکه‌های پرتنش.
- آموزش "مرزبندی اطلاعاتی" و مهارت تنظیم هیجانات ، از طریق گفتگوهای تیمی یا جلسات حمایتی.

■ ساختار، چابکی و معنا:
در بحران، ساختار باید چابک و بازطراحی‌شده باشد. ایجاد تیم‌های واکنش سریع، تصمیمات چندلایه، سناریونویسی برای شرایط مختلف، و آموزش‌های مانوری از ملزومات زنده ماندن سازمان است. اما همه این‌ها بدون معنا، بی‌جان‌اند. رهبران باید یادآوری کنند چرا ما هنوز اینجاییم، چرا می‌مانیم، و چرا ادامه می‌دهیم. معنابخشی، کلید تاب‌آوری است.

■ سلامت روان: ستون فقرات بقا

در بحران‌ها، حمایت عاطفی نه یک لطف، که یک مسئولیت رهبری‌ست.
رهبران باید فضایی بسازند که کارکنان بتوانند احساسات خود را بیان کنند، کمک بخواهند و احساس شنیده شدن داشته باشند. جلسات همدلی، دسترسی به مشاوران، و حتی حضور خود رهبر به‌عنوان انسانی همراه، از زخم‌های روانی جلوگیری می‌کند.

🔺و در پایان…
سازمان‌هایی که از طوفان‌ها جان سالم به‌در می‌برند، فقط آن‌هایی نیستند که منابع مالی دارند؛ بلکه آن‌هایی‌اند که رهبران انسانی دارند. رهبرانی که در دل بحران، فراموش نمی‌کنند که پیش از هر چیز، با انسان‌ها طرف‌اند.

جنگ شاید انتخاب ما نباشد،
اما واکنش ما به آن، می‌تواند آغاز راهی باشد برای ساختن سازمانی انسانی‌تر، منسجم‌تر و روشن‌تر.
بیایید رهبرانی باشیم که در دل طوفان، چراغی روشن نگه می‌دارند.
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ امتیاز ناخواسته ندهید.؟!

تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» می‌نویسد:

✅ اشتباه جنون‌آمیزی که بسیاری از فروشندگان مبتدی مرتکب می‌شوند این است که قبل از آن که مشتری امتیازی از آنها بخواهد، خودشان به مشتری امتیاز می‌دهند.

■ برای مثال، فروشنده‌ای را در نظر بگیرید که مشغول معرفی محصول است و بدون آن که مشتری چیزی بگوید، ناگهان رو به مشتری می‌کند و می‌گوید: «اگر تخفیف خواستید هم می‌توانم تخفیف خوبی برای‌تان از شرکت بگیرم».

■ مشتری داستان ما شاید اصلاً به تخفیف فکر هم نمی‌کرد ولی وقتی فروشنده پیش قدم می‌شود و می‌گوید حاضر است تخفیف بدهد، چه چیزی به ذهن مشتری خطور می‌کند؟

■ مشتری به احتمال زیاد پیش خودش فکر می‌کند «یا محصولی که می‌خواهد به من بفروشد یک محصول بنجل است یا شرکتی که در آن کار می‌کند به شدت تحت فشار است و حاضر است کلی امتیاز بدهد.»

■ پس یادمان باشد هیچ وقت تا مشتری از ما امتیازی نخواسته، خودمان پیش قدم نشویم و به او نگوییم حاضریم به او امتیاز بدهیم چون با دادن امتیازهای ناخواسته به مشتری، خودمان را در موضع ضعف قرار می‌دهیم و به مشتری این پیام را منتقل می‌کنیم که می‌تواند راجع به تمام بخش‌های پیشنهادمان چانه‌ بزند و امتیاز بگیرد.

■ از طرف دیگر یادمان باشد اگر مشتری از ما امتیازی خواست هم به ازای امتیازی که به او می‌دهیم، حتماً چیزی از او بخواهیم.