👆ادامه ازقبل
■همین استراتژی را در شرکت گلیچ، شرکت نیوزیلندی که در زمینه تکنولوژی فعال است، میتوان مشاهده کرد. این شرکت جلسات منظمی برگزار میکند که در آن گروههای کاری، در حضور همه کارمندان و مدیران شرکت، از یکدیگر برای همکاری و کمکشان تشکر میکنند. این روال قدردانی در شرکت محیط کاری ایدهآلی را برای همه ایجاد کرده به طوریکه تمرکز بر روی پروژهها بیشتر شده و انگیزه افراد برای پیشبرد اهداف شرکت افزایش یافته است.
■مایک رابینز، مشاور راهبردی و نویسنده کتابهایی در زمینه روانشناسی و تجارت، معتقد است برخی روشهای قدردانی از کارمندان در عمل بازدهی ندارند و رضایتمندی پرسنل را به همراه نمیآورند. دلیل این امر نیز این است که توجه شرکتها فقط به عملکرد کاری یک کارمند است نه به ارزشهای انسانی او. هرگاه در محیط کاری، قابلیتهای یک انسان، به عنوان یک شهروند با خصوصیات تحسینبرانگیز اخلاقی و انسانی، مورد ستایش قرار گرفت نه صرفاً توانایی کاری او، میتوان انتظار رشد و پیشرفت در آن شرکت داشت.
■مایک رابینز در کتاب «خود را به طور کامل به سر کار بیاورید» خاطر نشان میکند که «باید محیطی کاری ایجاد کرد که مردم احساس ارزشمندی کنند به خاطر کسی که هستند نه به خاطر کاری که میکنند».
■اینکه به مشتری خود بگویید که وفاداری و تعهد آنها چقدر برای شما باارزش است و شما همیشه سپاسگزار حمایت آنها هستید، میتواند قدم مهمی در شکلگیری ارتباط حرفهای در دنیای تجارت باشد. بیان این سپاسگزاری با کلمات میتواند تاثیرگذار باشد، ولی نشان دادن آن در عمل تاثیر گسترده و غیرقابل تغییری به همراه دارد. راههای زیادی برای ابراز قدردانی نسبت به مشتریان یک تجارت وجود دارد از جمله، کارتهای عضویت یا طرحهای دسترسی زودهنگام به محصولات، ولی هدایای گاه و بیگاه و ارتباطات ظریف شخصی با مشتری به طور قطع با تاثیر عمیقتری همراه است. در مجموع وقتی قدردانی به استراتژی اصلی در روابط انسانی یک کسبوکار تبدیل شود، رضایت مشتری اجتنابناپذیر، سوددهی شرکت رو به رشد و تعداد مشتریان رو به افزایش است.
■نتایج تحقیقی که دورا باک، ژاکلین ایستمن و بنجامین مک کی در سال ۲۰۱۳ در خصوص رابطه قدردان بودن با درک اقتصادی افراد انجام دادند، نشان داد که شرکتها و فروشگاهها با تکیه بر ایجاد ارتباط قوی با مشتریان که بر اساس قدرشناسی از آنها شکل گرفته، میتوانند از دوران سخت اقتصادی گذر کنند. برای آنها قدرشناسی از مشتریان و ارزش دادن به انتخابشان، ابزاری برای تضمین فروش و بقا در روزهای سخت است.
■ابراز قدرشناسی یک شرکت به مشتریان خود، پیام قوی به آنها منتقل میکند که خرید شما از ما، تاثیر مثبت فراوانی بر روی شرکت میگذارد. به همین دلیل است که پیتر اکونومی نویسنده و روزنامهنگار، معتقد است: دیدگاه «یک مدل برای همه» معمولاً در استراتژی قدردانی از مشتریان جواب نمیدهد. باید در ابراز قدرشناسی دقیق بود، طوری که مشتری بداند وجود خود او، به تنهایی، چقدر برای شرکت ارزشمند است.
■شرکتها روشهای خلاقانهای برای ابراز قدردانی خود نسبت به مشتریان وفادار اجرا میکنند. برای مثال شرکت AT&T با تدوین ویدئوهای کوتاهی که مشتریانش از ستایش یک گروه موسیقی تهیه کرده بودند، دو هزار کلیپ کوتاه ساخت و به نام مشتریان وفادار خود پخش کرد. شرکت اسکوشیبل که تولیدکننده حیوانات عروسکی است، برای حفظ ارتباط و توجه به سلیقه مشتریان، به آنها اجازه میدهد که در انتخاب کاراکتر عروسک برای تولیدات بعدی شرکت مشارکت داشته باشند.
■شرکت سوپ کمپبل در حال سقوط بود که داگلاس کونانت در سال ۲۰۰۱ بر صندلی مدیر عاملی این شرکت نشست، ولی ۱۰ سال بعد وقتی در سال ۲۰۱۱ پست خود را ترک کرد، این شرکت در اوج سوددهی به سر میبرد. شرکت کمپبل توانسته بود در طول این ۱۰ سال جایزه گالوپ، برای بهترین محل کار را دریافت کند و همچنین به یکی از شرکتهای مطرح در حمایت از زنان و اقلیتها تبدیل شود. ولی راز موفقیت داگلاس کونانت در این ۱۰ سال چه بود؟ او در طول سالها مدیریت خود در این شرکت بیش از ۳۰ هزار پیام تشکر نوشت و برای کارمندان و مشتریانش فرستاد. کونانت نه ایمیل زد و نه پیام کوتاه فرستاد، او تقریباً روزانه ۱۰ کارت را با دست خط خود مینوشت و از تلاش یک کارمند یا حمایت یک مشتری قدردانی میکرد.کونانت توانسته بود در طول این ۱۰ سال، با کمترین هزینه ممکن و فقط با ارزش دادن به تلاش پرسنل و حمایت مشتریها، شرکت کمپبل را از خطر ورشکستگی نجات دهد. شاید این دستنوشتههای قدردانی تنها عامل رشد شرکت محسوب نشوند ولی نمیتوان تاثیر آن را در ایجاد انگیزه در بین کارمندان و مشتریان نادیده گرفت.
هفته نامه تجارت فردا
الهام حمیدی
■همین استراتژی را در شرکت گلیچ، شرکت نیوزیلندی که در زمینه تکنولوژی فعال است، میتوان مشاهده کرد. این شرکت جلسات منظمی برگزار میکند که در آن گروههای کاری، در حضور همه کارمندان و مدیران شرکت، از یکدیگر برای همکاری و کمکشان تشکر میکنند. این روال قدردانی در شرکت محیط کاری ایدهآلی را برای همه ایجاد کرده به طوریکه تمرکز بر روی پروژهها بیشتر شده و انگیزه افراد برای پیشبرد اهداف شرکت افزایش یافته است.
■مایک رابینز، مشاور راهبردی و نویسنده کتابهایی در زمینه روانشناسی و تجارت، معتقد است برخی روشهای قدردانی از کارمندان در عمل بازدهی ندارند و رضایتمندی پرسنل را به همراه نمیآورند. دلیل این امر نیز این است که توجه شرکتها فقط به عملکرد کاری یک کارمند است نه به ارزشهای انسانی او. هرگاه در محیط کاری، قابلیتهای یک انسان، به عنوان یک شهروند با خصوصیات تحسینبرانگیز اخلاقی و انسانی، مورد ستایش قرار گرفت نه صرفاً توانایی کاری او، میتوان انتظار رشد و پیشرفت در آن شرکت داشت.
■مایک رابینز در کتاب «خود را به طور کامل به سر کار بیاورید» خاطر نشان میکند که «باید محیطی کاری ایجاد کرد که مردم احساس ارزشمندی کنند به خاطر کسی که هستند نه به خاطر کاری که میکنند».
■اینکه به مشتری خود بگویید که وفاداری و تعهد آنها چقدر برای شما باارزش است و شما همیشه سپاسگزار حمایت آنها هستید، میتواند قدم مهمی در شکلگیری ارتباط حرفهای در دنیای تجارت باشد. بیان این سپاسگزاری با کلمات میتواند تاثیرگذار باشد، ولی نشان دادن آن در عمل تاثیر گسترده و غیرقابل تغییری به همراه دارد. راههای زیادی برای ابراز قدردانی نسبت به مشتریان یک تجارت وجود دارد از جمله، کارتهای عضویت یا طرحهای دسترسی زودهنگام به محصولات، ولی هدایای گاه و بیگاه و ارتباطات ظریف شخصی با مشتری به طور قطع با تاثیر عمیقتری همراه است. در مجموع وقتی قدردانی به استراتژی اصلی در روابط انسانی یک کسبوکار تبدیل شود، رضایت مشتری اجتنابناپذیر، سوددهی شرکت رو به رشد و تعداد مشتریان رو به افزایش است.
■نتایج تحقیقی که دورا باک، ژاکلین ایستمن و بنجامین مک کی در سال ۲۰۱۳ در خصوص رابطه قدردان بودن با درک اقتصادی افراد انجام دادند، نشان داد که شرکتها و فروشگاهها با تکیه بر ایجاد ارتباط قوی با مشتریان که بر اساس قدرشناسی از آنها شکل گرفته، میتوانند از دوران سخت اقتصادی گذر کنند. برای آنها قدرشناسی از مشتریان و ارزش دادن به انتخابشان، ابزاری برای تضمین فروش و بقا در روزهای سخت است.
■ابراز قدرشناسی یک شرکت به مشتریان خود، پیام قوی به آنها منتقل میکند که خرید شما از ما، تاثیر مثبت فراوانی بر روی شرکت میگذارد. به همین دلیل است که پیتر اکونومی نویسنده و روزنامهنگار، معتقد است: دیدگاه «یک مدل برای همه» معمولاً در استراتژی قدردانی از مشتریان جواب نمیدهد. باید در ابراز قدرشناسی دقیق بود، طوری که مشتری بداند وجود خود او، به تنهایی، چقدر برای شرکت ارزشمند است.
■شرکتها روشهای خلاقانهای برای ابراز قدردانی خود نسبت به مشتریان وفادار اجرا میکنند. برای مثال شرکت AT&T با تدوین ویدئوهای کوتاهی که مشتریانش از ستایش یک گروه موسیقی تهیه کرده بودند، دو هزار کلیپ کوتاه ساخت و به نام مشتریان وفادار خود پخش کرد. شرکت اسکوشیبل که تولیدکننده حیوانات عروسکی است، برای حفظ ارتباط و توجه به سلیقه مشتریان، به آنها اجازه میدهد که در انتخاب کاراکتر عروسک برای تولیدات بعدی شرکت مشارکت داشته باشند.
■شرکت سوپ کمپبل در حال سقوط بود که داگلاس کونانت در سال ۲۰۰۱ بر صندلی مدیر عاملی این شرکت نشست، ولی ۱۰ سال بعد وقتی در سال ۲۰۱۱ پست خود را ترک کرد، این شرکت در اوج سوددهی به سر میبرد. شرکت کمپبل توانسته بود در طول این ۱۰ سال جایزه گالوپ، برای بهترین محل کار را دریافت کند و همچنین به یکی از شرکتهای مطرح در حمایت از زنان و اقلیتها تبدیل شود. ولی راز موفقیت داگلاس کونانت در این ۱۰ سال چه بود؟ او در طول سالها مدیریت خود در این شرکت بیش از ۳۰ هزار پیام تشکر نوشت و برای کارمندان و مشتریانش فرستاد. کونانت نه ایمیل زد و نه پیام کوتاه فرستاد، او تقریباً روزانه ۱۰ کارت را با دست خط خود مینوشت و از تلاش یک کارمند یا حمایت یک مشتری قدردانی میکرد.کونانت توانسته بود در طول این ۱۰ سال، با کمترین هزینه ممکن و فقط با ارزش دادن به تلاش پرسنل و حمایت مشتریها، شرکت کمپبل را از خطر ورشکستگی نجات دهد. شاید این دستنوشتههای قدردانی تنها عامل رشد شرکت محسوب نشوند ولی نمیتوان تاثیر آن را در ایجاد انگیزه در بین کارمندان و مشتریان نادیده گرفت.
هفته نامه تجارت فردا
الهام حمیدی
❤2
✳️ سقوط ۲۶۱ درصدی دستمزد کارگران در کمتر از ده سال
✅ پایه دستمزدِ ۲۳۸ دلاری سال ۹۵ در طول یک بازه زمانی ۹ ساله، به ۹۱ دلار رسیده؛ به عبارتی، دستمزد واقعی سال جاری فقط ۰.۳۸ دستمزدیست که کارگران در سال ۹۵ دریافت میکردند.
در این بین، محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری براساس وعدههای واقعی غذایی و با استناد به جدول خوراکیها متشکل از یک وعده غذای گرم در روز که توسط فرامرز توفیقی، فعال کارگری، انجام شده نشان میدهد که *درصد پوشش حداقل دستمزد یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره که رقم ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است به ۱۲.۴۳ درصد هزینههای حداقلی زندگی رسیده و فقط مخارج ساده و حداقلی ۵ تا ۶ روز ماه را کفاف میدهد.*
سبد خوراکیها به تنهایی خیلی بیشتر از دستمزد کارگران حتی دستمزد کارگران متخصص و متوسطبگیر است.
ادامه مطلب؛
https://www.tabnak.ir/005ajl
✅ پایه دستمزدِ ۲۳۸ دلاری سال ۹۵ در طول یک بازه زمانی ۹ ساله، به ۹۱ دلار رسیده؛ به عبارتی، دستمزد واقعی سال جاری فقط ۰.۳۸ دستمزدیست که کارگران در سال ۹۵ دریافت میکردند.
در این بین، محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری براساس وعدههای واقعی غذایی و با استناد به جدول خوراکیها متشکل از یک وعده غذای گرم در روز که توسط فرامرز توفیقی، فعال کارگری، انجام شده نشان میدهد که *درصد پوشش حداقل دستمزد یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره که رقم ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است به ۱۲.۴۳ درصد هزینههای حداقلی زندگی رسیده و فقط مخارج ساده و حداقلی ۵ تا ۶ روز ماه را کفاف میدهد.*
سبد خوراکیها به تنهایی خیلی بیشتر از دستمزد کارگران حتی دستمزد کارگران متخصص و متوسطبگیر است.
ادامه مطلب؛
https://www.tabnak.ir/005ajl
تابناک | TABNAK
اجبار کارگران ماهر به زبالهگردی!
پایه دستمزدِ ۲۳۸ دلاری سال ۹۵ در طول یک بازه زمانی ۹ ساله، به ۹۱ دلار رسیده؛ به عبارتی، دستمزد واقعی سال جاری فقط ۰.۳۸ دستمزدیست که کارگران در سال ۹۵ دریافت میکردند.
❤1
✳️ نظریهپرداز تصمیمگیری
چرا نام موریس آلبرس در تاریخ اقتصاد ماندگار شد؟
✍آزاده خرمیمقدم
✅ در تاریخ پرفرازونشیب علم اقتصاد، نامهایی هستند که نهتنها به دلیل نظریات پیشگامانه خود، بلکه بهخاطر به چالش کشیدن مفروضات رایج و گشودن افقهای جدید فکری، جاودانه شدهاند. موریس آلبرس ، اقتصاددان برجسته فرانسوی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1988، بیشک یکی از این چهرههای نادر است.
آلبرس که در 31 می 1911 در پاریس دیده به جهان گشود و در 9 اکتبر 2010 درگذشت، نهتنها اقتصاددان، بلکه فیزیکدانی برجسته نیز بود. این پیشزمینه علمی چندوجهی، به او دیدگاهی منحصربهفرد در تحلیل پدیدههای اقتصادی بخشید و موجب شد او دقیق و عمیق به بررسی پیچیدگیهای رفتار انسانی در مواجهه با عدم قطعیت بپردازد. جایزه نوبل به او برای «مشارکتهای پیشگامانه در نظریه بازارها و بهرهبرداری کارآمد از منابع» اهدا شد، اما میراث فکری او فراتر از این عنوان است.
آلبرس با طرح «پارادوکس آلبرس»، یکی از بنیادیترین مفروضات نظریه مطلوبیت انتظاری را به چالش کشید و راه را برای توسعه شاخههای جدیدی از اقتصاد، ازجمله اقتصاد رفتاری، هموار کرد. نام او در تاریخ اقتصاد، بهعنوان «نظریهپرداز تصمیمگیری» و متفکری فراتر از زمان، ماندگار شد.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50432
چرا نام موریس آلبرس در تاریخ اقتصاد ماندگار شد؟
✍آزاده خرمیمقدم
✅ در تاریخ پرفرازونشیب علم اقتصاد، نامهایی هستند که نهتنها به دلیل نظریات پیشگامانه خود، بلکه بهخاطر به چالش کشیدن مفروضات رایج و گشودن افقهای جدید فکری، جاودانه شدهاند. موریس آلبرس ، اقتصاددان برجسته فرانسوی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1988، بیشک یکی از این چهرههای نادر است.
آلبرس که در 31 می 1911 در پاریس دیده به جهان گشود و در 9 اکتبر 2010 درگذشت، نهتنها اقتصاددان، بلکه فیزیکدانی برجسته نیز بود. این پیشزمینه علمی چندوجهی، به او دیدگاهی منحصربهفرد در تحلیل پدیدههای اقتصادی بخشید و موجب شد او دقیق و عمیق به بررسی پیچیدگیهای رفتار انسانی در مواجهه با عدم قطعیت بپردازد. جایزه نوبل به او برای «مشارکتهای پیشگامانه در نظریه بازارها و بهرهبرداری کارآمد از منابع» اهدا شد، اما میراث فکری او فراتر از این عنوان است.
آلبرس با طرح «پارادوکس آلبرس»، یکی از بنیادیترین مفروضات نظریه مطلوبیت انتظاری را به چالش کشید و راه را برای توسعه شاخههای جدیدی از اقتصاد، ازجمله اقتصاد رفتاری، هموار کرد. نام او در تاریخ اقتصاد، بهعنوان «نظریهپرداز تصمیمگیری» و متفکری فراتر از زمان، ماندگار شد.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50432
هفته نامه تجارت فردا
نظریهپرداز تصمیمگیری
آزاده خرمیمقدم / نویسنده نشریه
در تاریخ پرفرازونشیب علم اقتصاد، نامهایی هستند که نهتنها به دلیل نظریات پیشگامانه خود، بلکه
✳️ این۵نشانه می گویند درمسیردرستی هستی!
✳️ شش خطای رایج مدیران در مدیریت ریسک، و آنچه باید از آن بیاموزیم
✅ در یکی از ماندگارترین مقالات Harvard Business Review، نسیم طالب (Nassim Taleb)، دنیل گلدستاین (Daniel Goldstein) و مارک اسپیتزناگل (Mark Spitznagel) به یک توهم خطرناک حمله میکنند: اینکه تصور کنیم میتوان آینده را پیشبینی کرد.
■ در جهانی سرشار از رویدادهای غیرقابلپیشبینی، آنچه سازمانها را نجات میدهد «پیشبینی» نیست، بلکه کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری است.
■ نویسندگان شش خطای کلاسیک را معرفی میکنند که هنوز در تفکر مدیران دربارهی ریسک تکرار میشود:
1️⃣ باور به توان پیشبینی رویدادهای افراطی: هیچکس قادر به پیشبینی قویترین شوکها نیست. تمرکز بر پیشبینی، ما را از آمادهسازی برای پیامدها غافل میکند.
2️⃣ اعتماد به گذشته برای پیشبینی آینده: در نظامهای پیچیدۀ امروزی، تاریخ تکرار نمیشود؛ بلکه گمراهکننده است.
3️⃣ بیتوجهی به توصیههای «چه نباید کرد»: در مدیریت ریسک، اجتناب از خطا مهمتر از جستجوی سود است. استادان شطرنج میدانند که برد با پرهیز از اشتباه حاصل میشود.
4️⃣ اندازهگیری ریسک با انحراف معیار: هیچ عددی نمیتواند پیچیدگی و شدت واقعی ریسک را نمایندگی کند.
5️⃣ نادیدهگرفتن روانشناسی ریسک: نحوۀ بیان ریسک بههمان اندازه مهم است که محاسبۀ آن.
6️⃣ حذف افزونگی بهنام کارایی: سازمانی که هیچ ظرفیت اضافی ندارد، با یک شوک کوچک فرو میریزد. طبیعت با دو کلیه و دو ریهاش نشان داده که بقا یعنی «ظرفیت اضافی».
🔺نکتۀ کلیدی: مدیریت ریسک یعنی ساختن سازمانهایی که نهتنها از بحرانها جان سالم به در میبرند، بلکه از دل آنها قویتر بیرون میآیند.
همانطور که طالب میگوید:
«بزرگترین ریسک در درون ماست؛ در اعتمادبهنفس بیشازحد و غرورمان».
@EnterpriseRiskManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در یکی از ماندگارترین مقالات Harvard Business Review، نسیم طالب (Nassim Taleb)، دنیل گلدستاین (Daniel Goldstein) و مارک اسپیتزناگل (Mark Spitznagel) به یک توهم خطرناک حمله میکنند: اینکه تصور کنیم میتوان آینده را پیشبینی کرد.
■ در جهانی سرشار از رویدادهای غیرقابلپیشبینی، آنچه سازمانها را نجات میدهد «پیشبینی» نیست، بلکه کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری است.
■ نویسندگان شش خطای کلاسیک را معرفی میکنند که هنوز در تفکر مدیران دربارهی ریسک تکرار میشود:
1️⃣ باور به توان پیشبینی رویدادهای افراطی: هیچکس قادر به پیشبینی قویترین شوکها نیست. تمرکز بر پیشبینی، ما را از آمادهسازی برای پیامدها غافل میکند.
2️⃣ اعتماد به گذشته برای پیشبینی آینده: در نظامهای پیچیدۀ امروزی، تاریخ تکرار نمیشود؛ بلکه گمراهکننده است.
3️⃣ بیتوجهی به توصیههای «چه نباید کرد»: در مدیریت ریسک، اجتناب از خطا مهمتر از جستجوی سود است. استادان شطرنج میدانند که برد با پرهیز از اشتباه حاصل میشود.
4️⃣ اندازهگیری ریسک با انحراف معیار: هیچ عددی نمیتواند پیچیدگی و شدت واقعی ریسک را نمایندگی کند.
5️⃣ نادیدهگرفتن روانشناسی ریسک: نحوۀ بیان ریسک بههمان اندازه مهم است که محاسبۀ آن.
6️⃣ حذف افزونگی بهنام کارایی: سازمانی که هیچ ظرفیت اضافی ندارد، با یک شوک کوچک فرو میریزد. طبیعت با دو کلیه و دو ریهاش نشان داده که بقا یعنی «ظرفیت اضافی».
🔺نکتۀ کلیدی: مدیریت ریسک یعنی ساختن سازمانهایی که نهتنها از بحرانها جان سالم به در میبرند، بلکه از دل آنها قویتر بیرون میآیند.
همانطور که طالب میگوید:
«بزرگترین ریسک در درون ماست؛ در اعتمادبهنفس بیشازحد و غرورمان».
@EnterpriseRiskManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ فساد چگونه به اقتصاد آسیب میرساند؟
👤 مهرپویا علا
■ فساد اقتصادی منابع کمیاب جامعه را از مناسبات بازار خارج میکند. وقتی منابع از مناسبات بازار خارج میشوند، تصمیمگیری در مورد چگونگی استفاده از آنها به دست کسانی میافتد که بهرهوری کمتری دارند و تنها بهواسطۀ روابط سیاسی خود به این قدرت تصمیمگیری دست یافتهاند.
در نتیجه هرچه کمتر از منابع کمیاب و ارزشمند موجود در کشور بهگونهای بهینه استفاده خواهد شد. پیامد تداوم این روند فقیرتر شدن کشور است.
اگر پیامد فساد اقتصادی تنها این بود که فرد فاسد خانۀ پایینشهر خود را ترک کند و به بالا شهر منتقل شود یا سالی چند مسافرت خارجی برود باز آنقدر به جامعه آسیب وارد نمیشد که تصمیمگیری در مورد منابع اقتصادی کشور در دستان بیکفایت او بیفتد.
ادامه مطلب؛
https://B2n.ir/xp1954
👤 مهرپویا علا
■ فساد اقتصادی منابع کمیاب جامعه را از مناسبات بازار خارج میکند. وقتی منابع از مناسبات بازار خارج میشوند، تصمیمگیری در مورد چگونگی استفاده از آنها به دست کسانی میافتد که بهرهوری کمتری دارند و تنها بهواسطۀ روابط سیاسی خود به این قدرت تصمیمگیری دست یافتهاند.
در نتیجه هرچه کمتر از منابع کمیاب و ارزشمند موجود در کشور بهگونهای بهینه استفاده خواهد شد. پیامد تداوم این روند فقیرتر شدن کشور است.
اگر پیامد فساد اقتصادی تنها این بود که فرد فاسد خانۀ پایینشهر خود را ترک کند و به بالا شهر منتقل شود یا سالی چند مسافرت خارجی برود باز آنقدر به جامعه آسیب وارد نمیشد که تصمیمگیری در مورد منابع اقتصادی کشور در دستان بیکفایت او بیفتد.
ادامه مطلب؛
https://B2n.ir/xp1954
اکوایران
فساد چگونه به اقتصاد آسیب میرساند؟
مکانیسم آسیب رساندن فساد اقتصادی به اقتصاد یک کشور و رفاه مردم آن چیست؟
✳️ حذف صفرها آسان است، درمان تورم نه! | اقتصاد ایران گروگان سیاست است
✍ محمود جامساز، اقتصاددان
✅ با تصویب نهایی حذف چهار صفر از پول ملی در مجلس، موجی از واکنشها در میان اقتصاددانان شکل گرفته است.
محمود جامساز در گفتوگو با رویداد۲۴ میگوید این اقدام «هیچ تأثیری بر تورم ندارد» و بدون اصلاحات ساختاری، «صرفاً مُسکن روانی» است.
وي توضیح میدهد که تورم یک ضایعه اقتصادی بزرگ در ایران است که «همواره ریشه پولی داشته و عمدتاً متأثر از نحوه تأمین کسری بودجه و چاپ اسکناس بوده است.»
او تأکید میکند که «اقتصاد ما دچار تورم مزمن است و با توجه به شرایط سیاسی فعلی، یعنی افزایش کسری بودجه دولت، شدیدتر شدن تحریمها و قرار گرفتن کشور در موقعیت جنگی، و شکل گیری ائتلاف بین المللی بر علیه کشور، انتظار افزایش تورم نیز وجود دارد.»
به زعم این تحلیلگر اقتصادی؛ «سیاستهای بانک مرکزی برای کنترل تورم ناکارآمد است. دولت همواره به مسائل فرعی پرداخته است، در حالی که باید به ریشه اصلی، یعنی کنترل نقدینگی، بپردازد.»
ادامه مطلب؛
https://www.rouydad24.ir/fa/news/430811
✍ محمود جامساز، اقتصاددان
✅ با تصویب نهایی حذف چهار صفر از پول ملی در مجلس، موجی از واکنشها در میان اقتصاددانان شکل گرفته است.
محمود جامساز در گفتوگو با رویداد۲۴ میگوید این اقدام «هیچ تأثیری بر تورم ندارد» و بدون اصلاحات ساختاری، «صرفاً مُسکن روانی» است.
وي توضیح میدهد که تورم یک ضایعه اقتصادی بزرگ در ایران است که «همواره ریشه پولی داشته و عمدتاً متأثر از نحوه تأمین کسری بودجه و چاپ اسکناس بوده است.»
او تأکید میکند که «اقتصاد ما دچار تورم مزمن است و با توجه به شرایط سیاسی فعلی، یعنی افزایش کسری بودجه دولت، شدیدتر شدن تحریمها و قرار گرفتن کشور در موقعیت جنگی، و شکل گیری ائتلاف بین المللی بر علیه کشور، انتظار افزایش تورم نیز وجود دارد.»
به زعم این تحلیلگر اقتصادی؛ «سیاستهای بانک مرکزی برای کنترل تورم ناکارآمد است. دولت همواره به مسائل فرعی پرداخته است، در حالی که باید به ریشه اصلی، یعنی کنترل نقدینگی، بپردازد.»
ادامه مطلب؛
https://www.rouydad24.ir/fa/news/430811
پايگاه خبری تحلیلی رویداد۲۴
حذف صفرها آسان است، درمان تورم نه! | اقتصاد ایران گروگان سیاست است
با تصویب نهایی حذف چهار صفر از پول ملی در مجلس، موجی از واکنشها در میان اقتصاددانان شکل گرفته است. محمود جامساز در گفتوگو با رویداد۲۴ میگوید این اقدام «هیچ
*اقتصادی که مولد سرقت است*
✍️کامبیز نوروزی
از رشد ۶۰۰ درصدی سرقت در یک روند ثابت باید نگران بود. این رشد ناشی از سیاستهای اقتصادی اجتماعی است.
♈️در سال ۱۳۸۵ جمعیت ایران ۷۰میلیونو ۵۰۰ هزار نفر است. آمار سرقت در همین سال ۱۵۶هزار و ۶۲۷ مورد است و ۱۳۰هزارو ۴۹۵ سارق دستگیر شدهاند.
نرخ تورم در این سال ۱۱،۹ درصد است. تعداد سرقتها معادل دو دهم درصد کل جمعیت است و بیش از ۸۰ درصد تعداد سرقتها، سارقان دستگیر شدهاند.
♈️در سال ۱۴۰۲ جمعیت ایران ۸۶ میلیون نفر است. آمار سرقت ۹۳۹هزارو ۱۹۵ مورد است. و ۳۶۰هزارو ۱۵۸ سارق دستگیر شدهاند.
در سال ۱۴۰۲ نرخ تورم ۴۰،۷ درصد است. در همین سال تعداد سرقتها معادل ۱،۱ درصد کل جمعیت کشور است و فقط ۳۸ درصد تعداد سرقتها سارقان دستگیر شدهاند.
♈️درحالیکه در این دوره جمعیت کشور حدود ۲۱ درصد افزایش یافته است، آمار سرقت ۶۰۰ درصد رشد داشته است.
♈️در طول این مدت نسبت سرقت به کل جمعیت، پنج برابر شده است.
♈️در سال ۱۳۸۵ معادل حدود ۸۰ درصد سرقتها، و در سال ۱۴۰۲ فقط معادل ۳۸ درصد سارقان دستگیر شدهاند.
متن کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1057185
✍️کامبیز نوروزی
از رشد ۶۰۰ درصدی سرقت در یک روند ثابت باید نگران بود. این رشد ناشی از سیاستهای اقتصادی اجتماعی است.
♈️در سال ۱۳۸۵ جمعیت ایران ۷۰میلیونو ۵۰۰ هزار نفر است. آمار سرقت در همین سال ۱۵۶هزار و ۶۲۷ مورد است و ۱۳۰هزارو ۴۹۵ سارق دستگیر شدهاند.
نرخ تورم در این سال ۱۱،۹ درصد است. تعداد سرقتها معادل دو دهم درصد کل جمعیت است و بیش از ۸۰ درصد تعداد سرقتها، سارقان دستگیر شدهاند.
♈️در سال ۱۴۰۲ جمعیت ایران ۸۶ میلیون نفر است. آمار سرقت ۹۳۹هزارو ۱۹۵ مورد است. و ۳۶۰هزارو ۱۵۸ سارق دستگیر شدهاند.
در سال ۱۴۰۲ نرخ تورم ۴۰،۷ درصد است. در همین سال تعداد سرقتها معادل ۱،۱ درصد کل جمعیت کشور است و فقط ۳۸ درصد تعداد سرقتها سارقان دستگیر شدهاند.
♈️درحالیکه در این دوره جمعیت کشور حدود ۲۱ درصد افزایش یافته است، آمار سرقت ۶۰۰ درصد رشد داشته است.
♈️در طول این مدت نسبت سرقت به کل جمعیت، پنج برابر شده است.
♈️در سال ۱۳۸۵ معادل حدود ۸۰ درصد سرقتها، و در سال ۱۴۰۲ فقط معادل ۳۸ درصد سارقان دستگیر شدهاند.
متن کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1057185
شرق
اقتصادی که مولد سرقت است
رشد 600 درصدی جرم سرقت در ایران زنگ خطری است که مدتهاست به صدا درآمده و کسی نمیخواهد بشنود. روند افزایش انواع جرائم در ایران بر اثر بیتوجهی نظام قانونگذاری و نظام برنامهریزی بسیار نگرانکننده است. آمار جرائم مالی، بهویژه سرقت از بهترین شاخصها برای…
*توهم اثربخشی*
دکتر سهراب رستمیکیا، کارشناس مدیریت و اقتصاد
در دنیای مدیریت، گاه شاهد رفتارهایی هستیم که بیش از آن که بر واقعیتهای عملکردی تکیه داشته باشند بر ذهنیتهای فردی و برداشتهای شخصی استوارند. در این میان، مفهومی به نام «توهم اثربخشی» مطرح میشود که به احتمال زیاد، مسیر تصمیمگیری و ارزیابی مدیر را به بیراهه میبرد. برای آغاز بحث، لطفا توضیح دهید منظور از توهم اثربخشی دقیقا چیست و چگونه میتوان آن را از مفاهیمی مانند اعتماد بهنفس یا خودباوری -که در ظاهر مشابه بهنظر میرسند اما در لایههای عمیقتر از نظر ماهیت و پیامد، تفاوتهای اساسی با این پدیده دارند- تفکیک کرد و تشخیص داد؟
توهم اثربخشی را میتوان یکی از پیچیدهترین اشکال خودفریبی در عرصه مدیریت دانست؛ حالتی که فرد بدون دستیابی به نتایج واقعی و بدون بهرهگیری از روشهای مؤثر برای تحقق اهداف، صرفا بر پایه ذهنیتهای شخصی، ویژگیهای رفتاری یا شرایط محیطی، عملکرد خود را اثربخش تلقی میکند. این تصور نادرست، برخلاف تعریف اصیل اثربخشی است که بر تحقق هدف از طریق بهترین و کارآمدترین مسیرها تأکید دارد. مدیر گرفتار این توهم، معمولا از پذیرش اشتباهات خود امتناع میورزد، نقد را تهدید تلقی میکند و رفتاری متکبرانه و نمایشی از خود بروز میدهد. چنین نگرشی مانع اصلاح مسیر میشود و زمینهساز قضاوتهای نادرست، تصمیمگیریهای اشتباه و در نهایت، عملکردی ضعیف و غیرپاسخگو خواهد بود.
در نقطه مقابل، اعتماد بهنفس واقعی بر شناخت دقیق از تواناییها، محدودیتها و تجربیات فردی استوار است. فردی با این نوع اعتماد، اشتباهات خود را میپذیرد، آنها را فرصتی برای رشد میداند و از شنیدن نقد هراس ندارد، چنین مدیری نقدها را ابزاری برای بهبود میبیند. این اعتماد درونی، رفتاری آرام، مطمئن و انعطافپذیر به همراه دارد و فرد را به سوی تصمیمگیریهای واقعگرایانه و عملکرد مؤثر سوق میدهد.
برای روشنتر شدن تفاوت میان این دو رویکرد مثالی میزنم. تصور کنید مدیری فاقد مهارت کافی در یک حوزه تخصصی باشد اما خود را بسیار توانمند بپندارد. چنین فردی در مواجهه با چالشها، هم عملکرد ضعیفی خواهد داشت و هم از پذیرش اشتباهات خود سر باز خواهد زد. در مقابل، مدیری با اعتماد بهنفس واقعی، نقاط ضعف خود را میشناسد، برای بهبود تلاش میکند و شکست را پلی برای یادگیری و رشد میداند.
در نهایت، اعتماد به نفس واقعی، نیرویی درونی و مبتنی بر واقعیت است که فرد را به سوی پیشرفت هدایت میکند، در حالیکه توهم اثربخشی، باوری کاذب است که مسیر تصمیمگیری را منحرف میسازد و میتواند به مانعی جدی در برابر رشد فردی و تحول سازمانی بدل شود.
ادامه مطلب؛
https://www.ettelaat.com/issue/1/29060/640/page/4
دکتر سهراب رستمیکیا، کارشناس مدیریت و اقتصاد
در دنیای مدیریت، گاه شاهد رفتارهایی هستیم که بیش از آن که بر واقعیتهای عملکردی تکیه داشته باشند بر ذهنیتهای فردی و برداشتهای شخصی استوارند. در این میان، مفهومی به نام «توهم اثربخشی» مطرح میشود که به احتمال زیاد، مسیر تصمیمگیری و ارزیابی مدیر را به بیراهه میبرد. برای آغاز بحث، لطفا توضیح دهید منظور از توهم اثربخشی دقیقا چیست و چگونه میتوان آن را از مفاهیمی مانند اعتماد بهنفس یا خودباوری -که در ظاهر مشابه بهنظر میرسند اما در لایههای عمیقتر از نظر ماهیت و پیامد، تفاوتهای اساسی با این پدیده دارند- تفکیک کرد و تشخیص داد؟
توهم اثربخشی را میتوان یکی از پیچیدهترین اشکال خودفریبی در عرصه مدیریت دانست؛ حالتی که فرد بدون دستیابی به نتایج واقعی و بدون بهرهگیری از روشهای مؤثر برای تحقق اهداف، صرفا بر پایه ذهنیتهای شخصی، ویژگیهای رفتاری یا شرایط محیطی، عملکرد خود را اثربخش تلقی میکند. این تصور نادرست، برخلاف تعریف اصیل اثربخشی است که بر تحقق هدف از طریق بهترین و کارآمدترین مسیرها تأکید دارد. مدیر گرفتار این توهم، معمولا از پذیرش اشتباهات خود امتناع میورزد، نقد را تهدید تلقی میکند و رفتاری متکبرانه و نمایشی از خود بروز میدهد. چنین نگرشی مانع اصلاح مسیر میشود و زمینهساز قضاوتهای نادرست، تصمیمگیریهای اشتباه و در نهایت، عملکردی ضعیف و غیرپاسخگو خواهد بود.
در نقطه مقابل، اعتماد بهنفس واقعی بر شناخت دقیق از تواناییها، محدودیتها و تجربیات فردی استوار است. فردی با این نوع اعتماد، اشتباهات خود را میپذیرد، آنها را فرصتی برای رشد میداند و از شنیدن نقد هراس ندارد، چنین مدیری نقدها را ابزاری برای بهبود میبیند. این اعتماد درونی، رفتاری آرام، مطمئن و انعطافپذیر به همراه دارد و فرد را به سوی تصمیمگیریهای واقعگرایانه و عملکرد مؤثر سوق میدهد.
برای روشنتر شدن تفاوت میان این دو رویکرد مثالی میزنم. تصور کنید مدیری فاقد مهارت کافی در یک حوزه تخصصی باشد اما خود را بسیار توانمند بپندارد. چنین فردی در مواجهه با چالشها، هم عملکرد ضعیفی خواهد داشت و هم از پذیرش اشتباهات خود سر باز خواهد زد. در مقابل، مدیری با اعتماد بهنفس واقعی، نقاط ضعف خود را میشناسد، برای بهبود تلاش میکند و شکست را پلی برای یادگیری و رشد میداند.
در نهایت، اعتماد به نفس واقعی، نیرویی درونی و مبتنی بر واقعیت است که فرد را به سوی پیشرفت هدایت میکند، در حالیکه توهم اثربخشی، باوری کاذب است که مسیر تصمیمگیری را منحرف میسازد و میتواند به مانعی جدی در برابر رشد فردی و تحول سازمانی بدل شود.
ادامه مطلب؛
https://www.ettelaat.com/issue/1/29060/640/page/4
✳️ راه کارهای عملی برای بهبوداعتمادبه نفس