✳️ سه دیدگاه در شناسایی ریسکها در منابع انسانی
✅ مدیریت ریسک در منابع انسانی به سازمانها کمک میکند تا مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و از بحرانهای غیرمنتظره جلوگیری کنند. برای شناسایی ریسکها، سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا ریسکهای موجود را شناسایی و مدیریت کنند:
■ گذشته (Historical Review):
شناسایی ریسکها بر اساس تحلیل دادهها و تجربیات گذشته. این شامل بررسی مشکلاتی است که در گذشته بر سازمان تاثیر گذاشتهاند مانند شکایات کارکنان، مشکلات جذب و نگهداشت نیروها. این روش به مدیران کمک میکند تا از تجربیات گذشته درس گرفته و ریسکهای احتمالی آینده را شناسایی کنند.
■ حال (Current Assessment):
ارزیابی وضعیت فعلی سازمان و شناسایی ریسکها بر اساس دادههای موجود. این ارزیابی شامل تحلیل عملکرد کارکنان، نظرسنجیهای رضایت شغلی و نرخ ترک شغل است. این رویکرد به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا مشکلات موجود مانند کمبود نیروی انسانی یا چالشهای فضای کاری را شناسایی و حل کنند.
■ آینده (Creativity-Based Techniques):
پیشبینی ریسکها و شناسایی چالشهای آینده با استفاده از تکنیکهای خلاقانه و ابزارهای پیشرفته مانند دادههای بزرگ و هوش مصنوعی. این روش به سازمانها کمک میکند تا ریسکهایی که هنوز به وقوع نپیوستهاند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.
● استفاده از این سه دیدگاه به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا استراتژیهای موثری برای شناسایی و مقابله با ریسکها داشته باشند. ترکیب تجربیات گذشته، ارزیابیهای جاری و پیشبینیهای آینده، سازمانها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میکند.
✅ مدیریت ریسک در منابع انسانی به سازمانها کمک میکند تا مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و از بحرانهای غیرمنتظره جلوگیری کنند. برای شناسایی ریسکها، سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا ریسکهای موجود را شناسایی و مدیریت کنند:
■ گذشته (Historical Review):
شناسایی ریسکها بر اساس تحلیل دادهها و تجربیات گذشته. این شامل بررسی مشکلاتی است که در گذشته بر سازمان تاثیر گذاشتهاند مانند شکایات کارکنان، مشکلات جذب و نگهداشت نیروها. این روش به مدیران کمک میکند تا از تجربیات گذشته درس گرفته و ریسکهای احتمالی آینده را شناسایی کنند.
■ حال (Current Assessment):
ارزیابی وضعیت فعلی سازمان و شناسایی ریسکها بر اساس دادههای موجود. این ارزیابی شامل تحلیل عملکرد کارکنان، نظرسنجیهای رضایت شغلی و نرخ ترک شغل است. این رویکرد به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا مشکلات موجود مانند کمبود نیروی انسانی یا چالشهای فضای کاری را شناسایی و حل کنند.
■ آینده (Creativity-Based Techniques):
پیشبینی ریسکها و شناسایی چالشهای آینده با استفاده از تکنیکهای خلاقانه و ابزارهای پیشرفته مانند دادههای بزرگ و هوش مصنوعی. این روش به سازمانها کمک میکند تا ریسکهایی که هنوز به وقوع نپیوستهاند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.
● استفاده از این سه دیدگاه به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا استراتژیهای موثری برای شناسایی و مقابله با ریسکها داشته باشند. ترکیب تجربیات گذشته، ارزیابیهای جاری و پیشبینیهای آینده، سازمانها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میکند.
✳️ به کارمندانمان گوش کنیم.
✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد:
✅ ضربالمثلی هست که میگوید: «کسی که بهتر گوش میکند، رهبر است». برای همین است که رهبران حرفهای، دو برابر میزانی که حرف میزنند، به حرف کارمندان، مدیران و مشاورانشان گوش میکنند.
■ این قبیل رهبران برای تحریک کارمندانشان به حرف زدن، سوالاتی را با آنها مطرح میکنند و سپس با اشتیاق ویژهای به پاسخ آنها گوش میدهند.
■ علاوه بر این، رهبران حرفهای فرهنگی را در شرکتشان به وجود میآورند که هر کسی بتواند آزادانه و بدون هیچ ترسی، انتقاداتشان را مطرح و نظراتش را بیان کند.
■ برای همین است که وقتی میخواهند فهرست «بهترین شرکتها برای کار کردن» را آماده کنند، به این معیار اهمیت ویژهای میدهند: رهبران شرکتتان چقدر به حرفها، انتقادها، نظرات و ایدههای شما گوش میدهند؟
■ برای تقویت مهارت «گوش دادن»مان باید به این چهار اصل مهم دقت کنیم:
● با دقت به حرف کارمندانمان گوش کنیم، نه این که وقتی مشغول انجام کار هستیم، حرف آنها را هم بشنویم. به همین علت است که میگویند: «گوش دادن با دقت، بالاترین نوع احترام گذاشتن است».
● برای پاسخ دادن به حرف کارمندانمان عجله نکنیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل و شفاف بگویند.
● هر جایی که حرف کارمندانمان را متوجه نشدیم، از آنها بخواهیم تا بیشتر توضیح بدهند، نه این که پیش خودمان بگوییم «اگر بگویم حرفت را نفهمیدم به جایگاهم ضربه میخورد».
● پیش از پاسخ به نظرات، انتقادات و ایدههای کارمندانمان، خلاصهای از حرفشان را با زبان و ادبیات خودشان بازگو کنیم تا مطمئن شویم منظورشان را دقیق متوجه شدهایم.گاهنامه مدیر
✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد:
✅ ضربالمثلی هست که میگوید: «کسی که بهتر گوش میکند، رهبر است». برای همین است که رهبران حرفهای، دو برابر میزانی که حرف میزنند، به حرف کارمندان، مدیران و مشاورانشان گوش میکنند.
■ این قبیل رهبران برای تحریک کارمندانشان به حرف زدن، سوالاتی را با آنها مطرح میکنند و سپس با اشتیاق ویژهای به پاسخ آنها گوش میدهند.
■ علاوه بر این، رهبران حرفهای فرهنگی را در شرکتشان به وجود میآورند که هر کسی بتواند آزادانه و بدون هیچ ترسی، انتقاداتشان را مطرح و نظراتش را بیان کند.
■ برای همین است که وقتی میخواهند فهرست «بهترین شرکتها برای کار کردن» را آماده کنند، به این معیار اهمیت ویژهای میدهند: رهبران شرکتتان چقدر به حرفها، انتقادها، نظرات و ایدههای شما گوش میدهند؟
■ برای تقویت مهارت «گوش دادن»مان باید به این چهار اصل مهم دقت کنیم:
● با دقت به حرف کارمندانمان گوش کنیم، نه این که وقتی مشغول انجام کار هستیم، حرف آنها را هم بشنویم. به همین علت است که میگویند: «گوش دادن با دقت، بالاترین نوع احترام گذاشتن است».
● برای پاسخ دادن به حرف کارمندانمان عجله نکنیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل و شفاف بگویند.
● هر جایی که حرف کارمندانمان را متوجه نشدیم، از آنها بخواهیم تا بیشتر توضیح بدهند، نه این که پیش خودمان بگوییم «اگر بگویم حرفت را نفهمیدم به جایگاهم ضربه میخورد».
● پیش از پاسخ به نظرات، انتقادات و ایدههای کارمندانمان، خلاصهای از حرفشان را با زبان و ادبیات خودشان بازگو کنیم تا مطمئن شویم منظورشان را دقیق متوجه شدهایم.گاهنامه مدیر
✳️ راه رشد از مسیر ویرانی/ جایزه نوبل اقتصاد چرا به این سه نفر رسید؟
🗣 گفتگو با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان
✅ بزرگتر شدن سفرههای مردم و افزایش کالاها و خدمات روی آن، اگر به صورت همزمان برای عموم افراد جامعه اتفاق بیفتد در ادبیات اقتصادی ذیل عنوان رشد بررسی میشود.
رشد پدیدهای است که با تولد علم اقتصاد به جوامع معرفی شد و کیفیت زندگی انسان را پس از هزاران سال دگرگون کرد.
اما هنوز پرسشی باقی مانده بود که دغدغه ذهنی اقتصاددانان در دهههای اخیر بود: آیا رفاه و بزرگتر شدن سفرههای عموم مردم میتواند در یک جامعه به صورت مستمر تداوم یابد؟ بله و خیر.
برندگان نوبل امسال جزو اقتصاددانانی بودند که مسیر پاسخ مثبت به این پرسش را پیدا کردند اما تأکید کردند که زایش و رویش مداوم در این مساله نیز با درد ریزش و ویرانی همراه است؛ ولی چگونه؟
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و صاحبنظر رشد اقتصادی در گفتوگویی با «فردای اقتصاد» از کشف قلمروی جدید در علم اقتصاد سخن گفته است که توسط برندگان امسال نوبل اقتصاد انجام شده است.
لينك گفتگو؛
https://www.fardayeeghtesad.com/news/40553/
🗣 گفتگو با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان
✅ بزرگتر شدن سفرههای مردم و افزایش کالاها و خدمات روی آن، اگر به صورت همزمان برای عموم افراد جامعه اتفاق بیفتد در ادبیات اقتصادی ذیل عنوان رشد بررسی میشود.
رشد پدیدهای است که با تولد علم اقتصاد به جوامع معرفی شد و کیفیت زندگی انسان را پس از هزاران سال دگرگون کرد.
اما هنوز پرسشی باقی مانده بود که دغدغه ذهنی اقتصاددانان در دهههای اخیر بود: آیا رفاه و بزرگتر شدن سفرههای عموم مردم میتواند در یک جامعه به صورت مستمر تداوم یابد؟ بله و خیر.
برندگان نوبل امسال جزو اقتصاددانانی بودند که مسیر پاسخ مثبت به این پرسش را پیدا کردند اما تأکید کردند که زایش و رویش مداوم در این مساله نیز با درد ریزش و ویرانی همراه است؛ ولی چگونه؟
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و صاحبنظر رشد اقتصادی در گفتوگویی با «فردای اقتصاد» از کشف قلمروی جدید در علم اقتصاد سخن گفته است که توسط برندگان امسال نوبل اقتصاد انجام شده است.
لينك گفتگو؛
https://www.fardayeeghtesad.com/news/40553/
فردای اقتصاد
راه رشد از مسیر ویرانی/ جایزه نوبل اقتصاد چرا به این سه نفر رسید؟
Forwarded from وقایع :: آذریجهرمی
جامعه ایرانی در آینه هوش مصنوعی
فرصتهای تازه، ترسهای پنهان
✍ محمدجواد آذری جهرمی
چند سال پیش، اگر میگفتی «هوش مصنوعی»، مردم یاد روباتهای سینمایی میافتادند؛ موجودات آهنی با چشمهای قرمز که در فیلمها دنیا را میگرفتند. اما حالا ماجرا خیلی بیسروصدا و واقعیتر اتفاق افتاده: هوش مصنوعی وارد خانههایمان شده، بدون اینکه در را بزند. در گوشیها، در کلاسهای آنلاین، در جستوجوهای اینترنتی و حتی در خبرهایی که میخوانیم.
همهچیز دارد تغییر میکند؛ نه فقط ابزارها، بلکه شکل فکر کردن و زندگی کردن ما.
مدرسهای که در آن معلم دیگر تنها نیست
یک معلم دبیرستان در تهران به من میگفت که چند وقت است حس میکند شاگردانش از او جلوترند. میگوید: «سؤالها را که میدهم، نصفشان جوابهایی مینویسند که معلوم است کار ذهن خودشان نیست، کار یک ربات است». دانشآموزان گروه واتساپی دارند که در آن از ChatGPT کمک میگیرند برای نوشتن انشا، حل تمرین، حتی ساختن شعر. در ظاهر، اتفاق بدی نیست؛ ابزار جدیدی آمده که سرعت یادگیری را بالا میبرد. اما مسئله این است که آموزش دیگر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد. معلم، منبع یگانه دانایی نیست؛ الگوریتمها هم دارند آموزش میدهند. این تغییر، بیسروصدا دارد نظام تربیت را جابهجا میکند. در همین حال، دانشآموزی که اینترنت و تبلت دارد، جلو میافتد، و دیگری در مدار سنتی میماند. شکاف دیجیتال، دارد از امروز آیندهی بچهها را جدا میکند.
کارهایی که آرامآرام ناپدید میشوند
طراحان گرافیک در اینستاگرام مینویسند مشتریها ازشان میخواهند طرح را با هوش مصنوعی بسازند تا ارزانتر شود.
مترجمان آزاد هم میگویند سفارشها کمتر شده چون “ترجمه ماشینی دیگر اشتباه فاحش ندارد.” کسی نمیگوید شغلش همین حالا از بین رفته، اما همه حس کردهاند امنیت شغلی دارد ترک برمیدارد.
در عوض، عدهای دیگر با همین ابزارها پول درمیآورند. یاد گرفتهاند چطور با چند دستور، متن بنویسند، تصویر بسازند، و برای شرکتها محتوا تولید کنند. جهان کار دارد از «ثبات» به «پروژه» میرود ؛ از شغل دائمی به کارهای کوتاهمدت، چیزی که اقتصاددانها به آن میگویند گیگاکونومی. در ایران هم این موج رسیده: از پونیشا و کارلنسر گرفته تا افرادی که برای برندها پستهای اینستاگرامی میسازند. مسئله این است که سرعت فناوری از سرعت قانون و آموزش جلو زده.
آینده کار دیگر به مدرک وابسته نیست، به مهارت در کار با الگوریتم وابسته است.
خانهها و رابطههایی که دیجیتال شدهاند
خیلی از پدر و مادرها حالا برای آموزش زبان به فرزندشان از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بچه با ربات حرف میزند، شوخی میکند، از او یاد میگیرد. اما گاهی هم با او دوست میشود. روانشناسان میگویند کودکان درگیر رابطهای عاطفی با یک “چیز” میشوند، نه “کسی”. در گروههای خانوادگی تلگرام، عکسهایی میچرخد که کسی نمیداند واقعیاند یا ساختهشده با هوش مصنوعی. عمهجان میفرستد: «نگاه کن این بچه چقدر شبیه نوهام شده!»
اما تصویر، محصول چند کلیک در یک سایت است. واقعیت و خیال با هم قاطی شدهاند. خانواده ایرانی، که همیشه پناهگاه ثبات و معنا بوده، دارد در معرض نوعی سردرگمی تصویری و عاطفی قرار میگیرد.
هنر، فرهنگ و مرز باریک اعتماد
در دانشگاههای هنر، دانشجوها با DALL·E تصویر میسازند و استادها نمیدانند چه نمرهای باید بدهند. در اینستاگرام، شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی تبلیغ میکنند و دنبالکننده دارند، بیآنکه کسی بداند انسان نیستند. اینجاست که سوالی اساسی پیش میآید: در فرهنگی که چهره و صدا میتواند ساختگی باشد، به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟ هوش مصنوعی بهجای نابود کردن حقیقت، آن را زیاد کرده؛ آنقدر زیاد که تشخیصش سخت شده.
انگار در شهری زندگی میکنیم که همه ماسک زدهاند، و ماسکها هر لحظه عوض میشوند.
دولت و دادهها
در طرف دیگر، دولت و نهادهای رسمی هم به این موج پیوستهاند. از سامانههای هوشمند برای پیشبینی ترافیک تا تحلیل رفتار مالیاتی استفاده میشود. خود اینها نشانه پیشرفت است، اما پرسشهای جدیدی هم ایجاد کرده: این حجم داده از مردم جمع میشود، اما مالک داده کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد چه الگوریتمی بر اساس این دادهها عمل کند؟ هنوز قانونی برای شفافیت در این حوزه وجود ندارد. اگر مراقب نباشیم، ممکن است بهجای دولت دیجیتال، به سمت دولت نظارتی برویم؛ جایی که الگوریتمها، بدون پاسخگویی، تصمیم میگیرند.
ادامه👇
فرصتهای تازه، ترسهای پنهان
✍ محمدجواد آذری جهرمی
چند سال پیش، اگر میگفتی «هوش مصنوعی»، مردم یاد روباتهای سینمایی میافتادند؛ موجودات آهنی با چشمهای قرمز که در فیلمها دنیا را میگرفتند. اما حالا ماجرا خیلی بیسروصدا و واقعیتر اتفاق افتاده: هوش مصنوعی وارد خانههایمان شده، بدون اینکه در را بزند. در گوشیها، در کلاسهای آنلاین، در جستوجوهای اینترنتی و حتی در خبرهایی که میخوانیم.
همهچیز دارد تغییر میکند؛ نه فقط ابزارها، بلکه شکل فکر کردن و زندگی کردن ما.
مدرسهای که در آن معلم دیگر تنها نیست
یک معلم دبیرستان در تهران به من میگفت که چند وقت است حس میکند شاگردانش از او جلوترند. میگوید: «سؤالها را که میدهم، نصفشان جوابهایی مینویسند که معلوم است کار ذهن خودشان نیست، کار یک ربات است». دانشآموزان گروه واتساپی دارند که در آن از ChatGPT کمک میگیرند برای نوشتن انشا، حل تمرین، حتی ساختن شعر. در ظاهر، اتفاق بدی نیست؛ ابزار جدیدی آمده که سرعت یادگیری را بالا میبرد. اما مسئله این است که آموزش دیگر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد. معلم، منبع یگانه دانایی نیست؛ الگوریتمها هم دارند آموزش میدهند. این تغییر، بیسروصدا دارد نظام تربیت را جابهجا میکند. در همین حال، دانشآموزی که اینترنت و تبلت دارد، جلو میافتد، و دیگری در مدار سنتی میماند. شکاف دیجیتال، دارد از امروز آیندهی بچهها را جدا میکند.
کارهایی که آرامآرام ناپدید میشوند
طراحان گرافیک در اینستاگرام مینویسند مشتریها ازشان میخواهند طرح را با هوش مصنوعی بسازند تا ارزانتر شود.
مترجمان آزاد هم میگویند سفارشها کمتر شده چون “ترجمه ماشینی دیگر اشتباه فاحش ندارد.” کسی نمیگوید شغلش همین حالا از بین رفته، اما همه حس کردهاند امنیت شغلی دارد ترک برمیدارد.
در عوض، عدهای دیگر با همین ابزارها پول درمیآورند. یاد گرفتهاند چطور با چند دستور، متن بنویسند، تصویر بسازند، و برای شرکتها محتوا تولید کنند. جهان کار دارد از «ثبات» به «پروژه» میرود ؛ از شغل دائمی به کارهای کوتاهمدت، چیزی که اقتصاددانها به آن میگویند گیگاکونومی. در ایران هم این موج رسیده: از پونیشا و کارلنسر گرفته تا افرادی که برای برندها پستهای اینستاگرامی میسازند. مسئله این است که سرعت فناوری از سرعت قانون و آموزش جلو زده.
آینده کار دیگر به مدرک وابسته نیست، به مهارت در کار با الگوریتم وابسته است.
خانهها و رابطههایی که دیجیتال شدهاند
خیلی از پدر و مادرها حالا برای آموزش زبان به فرزندشان از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بچه با ربات حرف میزند، شوخی میکند، از او یاد میگیرد. اما گاهی هم با او دوست میشود. روانشناسان میگویند کودکان درگیر رابطهای عاطفی با یک “چیز” میشوند، نه “کسی”. در گروههای خانوادگی تلگرام، عکسهایی میچرخد که کسی نمیداند واقعیاند یا ساختهشده با هوش مصنوعی. عمهجان میفرستد: «نگاه کن این بچه چقدر شبیه نوهام شده!»
اما تصویر، محصول چند کلیک در یک سایت است. واقعیت و خیال با هم قاطی شدهاند. خانواده ایرانی، که همیشه پناهگاه ثبات و معنا بوده، دارد در معرض نوعی سردرگمی تصویری و عاطفی قرار میگیرد.
هنر، فرهنگ و مرز باریک اعتماد
در دانشگاههای هنر، دانشجوها با DALL·E تصویر میسازند و استادها نمیدانند چه نمرهای باید بدهند. در اینستاگرام، شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی تبلیغ میکنند و دنبالکننده دارند، بیآنکه کسی بداند انسان نیستند. اینجاست که سوالی اساسی پیش میآید: در فرهنگی که چهره و صدا میتواند ساختگی باشد، به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟ هوش مصنوعی بهجای نابود کردن حقیقت، آن را زیاد کرده؛ آنقدر زیاد که تشخیصش سخت شده.
انگار در شهری زندگی میکنیم که همه ماسک زدهاند، و ماسکها هر لحظه عوض میشوند.
دولت و دادهها
در طرف دیگر، دولت و نهادهای رسمی هم به این موج پیوستهاند. از سامانههای هوشمند برای پیشبینی ترافیک تا تحلیل رفتار مالیاتی استفاده میشود. خود اینها نشانه پیشرفت است، اما پرسشهای جدیدی هم ایجاد کرده: این حجم داده از مردم جمع میشود، اما مالک داده کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد چه الگوریتمی بر اساس این دادهها عمل کند؟ هنوز قانونی برای شفافیت در این حوزه وجود ندارد. اگر مراقب نباشیم، ممکن است بهجای دولت دیجیتال، به سمت دولت نظارتی برویم؛ جایی که الگوریتمها، بدون پاسخگویی، تصمیم میگیرند.
ادامه👇
Forwarded from وقایع :: آذریجهرمی
ادامهی پست قبل👆
دو سرعت متفاوت، یک جامعه
واقعیت این است که همه با یک سرعت جلو نمیرویم. در تهران، مشهد و اصفهان، جوانها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحصیل و کار استفاده میکنند؛ در شهرهای کوچکتر و روستاها، خیلیها هنوز با اینترنت کند و گوشی قدیمی سر و کله میزنند. فناوری دارد جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: آنهایی که بلدند با الگوریتم حرف بزنند و آنهایی که هنوز نمیدانند باید از آن بترسند یا خوشحال باشند.
انتخاب با ماست
هوش مصنوعی میتواند آموزش را عادلانهتر، خدمات را سریعتر و اقتصاد را کارآمدتر کند؛ اما میتواند نابرابری را عمیقتر، روابط انسانی را سردتر و اخلاق را مبهمتر هم بسازد. تعیین اینکه کدام مسیر را میرویم، نه دست ماشینهاست، نه در انحصار دولتها؛ دست خود ماست. برای اینکه از این فناوری بهره ببریم، باید دربارهاش حرف بزنیم، یادش بگیریم، و قانونش را بنویسیم. باید از بچههایمان بپرسیم هوش مصنوعی در زندگیشان چه میکند، از کارگران و معلمان بشنویم که چطور تغییر میکند، و از سیاستگذاران بخواهیم که به جای فیلتر، فهم بیاورند.
هوش مصنوعی آینهای است که جامعه را واضحتر نشان میدهد. اگر تصویر در آینه نگرانکننده است، مشکل از آینه نیست؛ از ماست که هنوز برای قرن جدید آماده نشدهایم.
✨ @azarijahromi
دو سرعت متفاوت، یک جامعه
واقعیت این است که همه با یک سرعت جلو نمیرویم. در تهران، مشهد و اصفهان، جوانها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحصیل و کار استفاده میکنند؛ در شهرهای کوچکتر و روستاها، خیلیها هنوز با اینترنت کند و گوشی قدیمی سر و کله میزنند. فناوری دارد جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: آنهایی که بلدند با الگوریتم حرف بزنند و آنهایی که هنوز نمیدانند باید از آن بترسند یا خوشحال باشند.
انتخاب با ماست
هوش مصنوعی میتواند آموزش را عادلانهتر، خدمات را سریعتر و اقتصاد را کارآمدتر کند؛ اما میتواند نابرابری را عمیقتر، روابط انسانی را سردتر و اخلاق را مبهمتر هم بسازد. تعیین اینکه کدام مسیر را میرویم، نه دست ماشینهاست، نه در انحصار دولتها؛ دست خود ماست. برای اینکه از این فناوری بهره ببریم، باید دربارهاش حرف بزنیم، یادش بگیریم، و قانونش را بنویسیم. باید از بچههایمان بپرسیم هوش مصنوعی در زندگیشان چه میکند، از کارگران و معلمان بشنویم که چطور تغییر میکند، و از سیاستگذاران بخواهیم که به جای فیلتر، فهم بیاورند.
هوش مصنوعی آینهای است که جامعه را واضحتر نشان میدهد. اگر تصویر در آینه نگرانکننده است، مشکل از آینه نیست؛ از ماست که هنوز برای قرن جدید آماده نشدهایم.
✨ @azarijahromi
۱۰ چت بات برترجهان!
👍1👌1
https://fortune.com/magazine/
امروزه در سپهر سیاسی و اقتصادی و علمی جهان زنان نقش بسیار مهمی دارند.
در برخی کشورها نقش و اثر گذاری زنان حتی از مردان نیز بیشتر است این موضوع نشان دهنده اهمیت توجه به زنان در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه است.
نشریه «فورچون» در ویژه نامه سالانه خود فهرستی از قدرتمندترین زنان آسیا را معرفی کرده است. در فهرست امسال اثر گذارترین و کارآمدترین رهبران تجاری زن در منطقه آسیا و اقیانوسیه معرفی شده اند. در صدر این فهرست خانم تان سوشان ،مدیر عامل شرکت دی بی اس( شرکت خدمات مالی و بانکداری چندملیتی سنگاپور) قرار دارد. او در تلاش است تا بزرگترین بانک جنوب شرق آسیا را به بهترین شکل مدیریت کند او در تلفن همراه خود عکسی سیاه و سفید از ۴ سالگی خود دارد که در کنار مادر و مادربزرگش نشسته است این عکس نشان دهنده سه نسل از زنان قدرتمند سنگاپوری است مادربزرگ او در زمانی که زنان توان تحصیل نداشتند توانست ۷ فرزند موفق تربیت کند که یکی از آنها مادر خانم تان بود برای نخستین بار در فهرست فورچون نام ۱۲ زن موفق از حوزه های دیگر) از سیاست تا فرهنگ) نیز به چشم می خورد.
https://t.me/ExecutiveManagement
امروزه در سپهر سیاسی و اقتصادی و علمی جهان زنان نقش بسیار مهمی دارند.
در برخی کشورها نقش و اثر گذاری زنان حتی از مردان نیز بیشتر است این موضوع نشان دهنده اهمیت توجه به زنان در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه است.
نشریه «فورچون» در ویژه نامه سالانه خود فهرستی از قدرتمندترین زنان آسیا را معرفی کرده است. در فهرست امسال اثر گذارترین و کارآمدترین رهبران تجاری زن در منطقه آسیا و اقیانوسیه معرفی شده اند. در صدر این فهرست خانم تان سوشان ،مدیر عامل شرکت دی بی اس( شرکت خدمات مالی و بانکداری چندملیتی سنگاپور) قرار دارد. او در تلاش است تا بزرگترین بانک جنوب شرق آسیا را به بهترین شکل مدیریت کند او در تلفن همراه خود عکسی سیاه و سفید از ۴ سالگی خود دارد که در کنار مادر و مادربزرگش نشسته است این عکس نشان دهنده سه نسل از زنان قدرتمند سنگاپوری است مادربزرگ او در زمانی که زنان توان تحصیل نداشتند توانست ۷ فرزند موفق تربیت کند که یکی از آنها مادر خانم تان بود برای نخستین بار در فهرست فورچون نام ۱۲ زن موفق از حوزه های دیگر) از سیاست تا فرهنگ) نیز به چشم می خورد.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://fr.readly.com/products/magazine/forbes-us
ارزش دارایی ثروتمندان آمریکایی به رکورد ۶٫۶ تریلیون دلار رسیده است وفقیرترین آنها ۳٫۸ میلیارد دلار ثروت داردمجله فوربز در چهل و چهارمین ویژه نامه سالانه خود به معرفی۴۰۰ثروتمند برترآمریکایی پرداخته و نوشته تعرفه هاتورم،کاهش آمار اشتغال هیچکدام تاثیری برثروت میلیاردرهای آمریکایی نداشته در یک سال گذشته همگام با جهش بازار سهام وجنون هوش مصنوعی ارزش دارایی۴۰۰ثروتمند آمریکایی به رکورد ۶,۶ تریلیون دلاررسید یک دهه قبل ورود به فهرست فوربز۴۰۰نیازمند ۱٫۷میلیارد دلار ثروت بود در آن زمان ثروت ۳,۸میلیارد دلاری شما را در میانه فهرست جای می داد اما امروز با این رقم جایی بهتر از رتبه ۴۰۰ کسب نخواهید کرد در فهرست امسال ۴ تازه وارد با ثروت ۱۰ میلیارد دلار یا بیشتر تلاش می کنند تا در باشگاه ثروتمندترین ها رتبه بالاتری برای خود دست و پا کنند در صدر فهرست ایلان ماسک مدیر عامل شرکت های تسلا و اسپیس ایکس با ۴۲۸ میلیارد دلار قرار دارد ارزش دارایی این فرد اخیراً به مرز نیم تریلیون دلار رسیده است لری الیسون مارک زاکربرگ و جف بزوس در رتبه های بعدی هستند
https://t.me/ExecutiveManagement
ارزش دارایی ثروتمندان آمریکایی به رکورد ۶٫۶ تریلیون دلار رسیده است وفقیرترین آنها ۳٫۸ میلیارد دلار ثروت داردمجله فوربز در چهل و چهارمین ویژه نامه سالانه خود به معرفی۴۰۰ثروتمند برترآمریکایی پرداخته و نوشته تعرفه هاتورم،کاهش آمار اشتغال هیچکدام تاثیری برثروت میلیاردرهای آمریکایی نداشته در یک سال گذشته همگام با جهش بازار سهام وجنون هوش مصنوعی ارزش دارایی۴۰۰ثروتمند آمریکایی به رکورد ۶,۶ تریلیون دلاررسید یک دهه قبل ورود به فهرست فوربز۴۰۰نیازمند ۱٫۷میلیارد دلار ثروت بود در آن زمان ثروت ۳,۸میلیارد دلاری شما را در میانه فهرست جای می داد اما امروز با این رقم جایی بهتر از رتبه ۴۰۰ کسب نخواهید کرد در فهرست امسال ۴ تازه وارد با ثروت ۱۰ میلیارد دلار یا بیشتر تلاش می کنند تا در باشگاه ثروتمندترین ها رتبه بالاتری برای خود دست و پا کنند در صدر فهرست ایلان ماسک مدیر عامل شرکت های تسلا و اسپیس ایکس با ۴۲۸ میلیارد دلار قرار دارد ارزش دارایی این فرد اخیراً به مرز نیم تریلیون دلار رسیده است لری الیسون مارک زاکربرگ و جف بزوس در رتبه های بعدی هستند
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تاخیر در اصلاح شیوه اداره اقتصاد، گام برداشتن به سوی فاجعه است
رقم زیان بانک آینده از سرمایه بانک ملی بیشتر است
✍ فرشاد مومنی: اقتصاددان
✅ چیزی برای واگذاری باقی نمانده، اما همچنان بر خصوصیسازی اصرار میورزند
وي افزود: برآوردهایی وجود دارد که نشان میدهد رقم دقیق آخرین سرمایه ثبتشده بانک ملی، فقط چند ده هزار تومان کمتر از رقم زیان انباشته ثبتشده برای بانک آینده است!
■ دارید با خودتان و با داراییهای مردم چه میکنید؟ دیگر باید چه اتفاقی بیفتد تا این همه کارشناسان مظلوم و دلسوز کشور، که سالهاست به شما هشدار میدهند، شنیده شوند؟
■ به اسم خصوصیسازی، داراییهای بیننسلی در اختیار دولت را با ضریب ۸۶ درصد در اختیار حکومتیهای غیرپاسخگو و غیرشفاف قرار دادهاند.
■ ده سال پس از آنکه فعل فاسد خصوصیسازی انجام شده بود، سازمان برنامه، که از سال ۱۳۶۸ تا آن زمان و از آن زمان تا امروز یکی از افراطیترین طرفداران خصوصیسازی است، از زبان بدنه کارشناسی خود در آن دو گزارش میگوید فریب بزرگی بود، ما فریب خوردیم.
■ در ایران چیزی به نام بخش خصوصی توانمند جز چند استثناء موردی وجود ندارد و آنها میگویند نه از دریچه اینکه ما به این غارت کاری داشته باشیم، بلکه میگویند اگر ایران بخواهد نجات پیدا کند، حتما باید یک برنامه توانمندسازی بخش خصوصی داشته باشد....
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1686678
https://t.me/ExecutiveManagement
رقم زیان بانک آینده از سرمایه بانک ملی بیشتر است
✍ فرشاد مومنی: اقتصاددان
✅ چیزی برای واگذاری باقی نمانده، اما همچنان بر خصوصیسازی اصرار میورزند
وي افزود: برآوردهایی وجود دارد که نشان میدهد رقم دقیق آخرین سرمایه ثبتشده بانک ملی، فقط چند ده هزار تومان کمتر از رقم زیان انباشته ثبتشده برای بانک آینده است!
■ دارید با خودتان و با داراییهای مردم چه میکنید؟ دیگر باید چه اتفاقی بیفتد تا این همه کارشناسان مظلوم و دلسوز کشور، که سالهاست به شما هشدار میدهند، شنیده شوند؟
■ به اسم خصوصیسازی، داراییهای بیننسلی در اختیار دولت را با ضریب ۸۶ درصد در اختیار حکومتیهای غیرپاسخگو و غیرشفاف قرار دادهاند.
■ ده سال پس از آنکه فعل فاسد خصوصیسازی انجام شده بود، سازمان برنامه، که از سال ۱۳۶۸ تا آن زمان و از آن زمان تا امروز یکی از افراطیترین طرفداران خصوصیسازی است، از زبان بدنه کارشناسی خود در آن دو گزارش میگوید فریب بزرگی بود، ما فریب خوردیم.
■ در ایران چیزی به نام بخش خصوصی توانمند جز چند استثناء موردی وجود ندارد و آنها میگویند نه از دریچه اینکه ما به این غارت کاری داشته باشیم، بلکه میگویند اگر ایران بخواهد نجات پیدا کند، حتما باید یک برنامه توانمندسازی بخش خصوصی داشته باشد....
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1686678
https://t.me/ExecutiveManagement
پایگاه خبری جماران
فرشاد مومنی: رقم زیان بانک آینده از سرمایه بانک ملی بیشتر است/ تاخیر در اصلاح شیوه اداره اقتصاد، گام برداشتن به سوی فاجعه است/…
برآوردهایی وجود دارد که نشان میدهد رقم دقیق آخرین سرمایه ثبتشده بانک ملی، فقط چند ده هزار تومان کمتر از رقم زیان انباشته ثبتشده برای بانک آینده است! دارید با خودتان و با داراییهای مردم چه میکنید؟ دیگر باید چه اتفاقی بیفتد تا این همه کارشناسان مظلوم و…
✳️ قصه پرغصه عباس میرزا
✍️سهند ایرانمهر
✅ این روزها سالروز درگذشت عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری است.
عباس میرزا را برخی سرسلسله اولین اصلاحات و تجددخواهان مینامند.
مورخین و وقایع نگاران از منش انسانی و رفتار مصلحانه او به تواتر سخن گفتهاند.
موریس دوکوتز، سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانیها میدهد و در این راه گاه از حدود ادب نیز پا فراتر میگذارد وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد:
■ «عباسمیرزا … دشمن واقعی تجمّل است … حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است... چشمانش آیینه ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمیشود. فجایعی که در نتیجه قوانین سخت مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری میکند».
■ وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ «عباس میرزا » دعوت میشود و در آن باغ زیبا متوجه میشود که بخشی از دیوار در حال فروریختن است اما برای تعمیر آن اقدامی نشده از ولیعهد چرایی این ماجرا را می پرسد:
«از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکردهاید؟ فرمود: زمانی که این باغ را وسعت میدادم محتاج به خریداری مقداری از اراضی مالک مجاور شدم، ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است، دهقان سالخوردهای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد.
من هم نه تنها دلتنگ نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر میکنم شاید بتوانم با ورثه او کنار بیایم».
■ موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده است با تعجب در این باره مینویسد:
«تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیدهای یافت نشود».
( موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت، امیرکبیر، ص۷۰)
🔸مکاتبات عباس میرزا نشان میدهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر رجال زمانهاش به شدت درگیر چرایی عقبماندگی ایرانیان بوده است چنانکه در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون مینویسد:
«نمیدانم این قدرتی که شما (اروپاییها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطهور و به ندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ …»
(حماسه کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص ۶۶۹)
🔸بی کفایتی پادشاه، دسیسه چینیها و عقب ماندگی مزمن ساختار حکومت و جامعه، در کنار شکست عباس میرزا از روس ها و ازهمه بدتر هزیمت اصلاندوز سرانجام رمق را از مردی که به تعبیر رجال روس« میتوانست پطر کبیر آینده ایران» باشد (علی بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی، ج ۱، ص ۲۵۷ )گرفت و نادیده گرفتن شرایط و موقعیت متزلزل کشور -که امکان فتح تهران را برای پاسکوویچ فراهم میکرد و به مدد فراست عباس میرزا در عهدنامه ترکمنچای به «ارس» محدود گردید - فراموش و اینطور وانمود شد که گویی ایران چنان توانمندی و ارتشی داشته است که می توانست روس را تا پترزبورگ هم عقب بنشاند! مخالفان و سعایت کنندگان چنین ترویج دادند که وی در مذاکرات مزدور روسها یا عثمانی بوده و جاسوسی آنان را کرده و در ازای آن رشوت گرفته است. خود او این فشار و قضاوت غیرمنصفانه را اینگونه منعکس کرده است:
«یک بار کشتن، بهتر است از اینکه هر بار در مجلسهای دارالخلافه طوری مذکور شوم که العیاذبالله اسلام را مغلوب کفر میخواهم و فتحنامه روس را در جنگ عثمانلو ، به دروغ، شهرت میدهم تا پولی از خزانه همایون درآرم و به دشمن دولت عاید کنم. سختا که آدمی است بر احداث روزگار».
نامه به علینقی میرزا رکنالدوله، در محرم ــ صفر ۱۲۴۵٫ق
🔸سرانجام آن درد کهنه نخبهکشی و آن افت مزمن که در سپهر سیاست ایران زیر پای مصلحان و دلسوزان این سرزمین را خالی کرده است گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت. در مورد مرگ او گفتهاند که بیماری مزمن گوارش و کلیه که درمان آن هربار بخاطر مشغلههای جنگی و سیاسی او به تاخیر میافتاد عاقبت والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی که خود بر فرزندانش تیغ میکشد، سیاههای دیگر ثبت شود .
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️سهند ایرانمهر
✅ این روزها سالروز درگذشت عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری است.
عباس میرزا را برخی سرسلسله اولین اصلاحات و تجددخواهان مینامند.
مورخین و وقایع نگاران از منش انسانی و رفتار مصلحانه او به تواتر سخن گفتهاند.
موریس دوکوتز، سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانیها میدهد و در این راه گاه از حدود ادب نیز پا فراتر میگذارد وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد:
■ «عباسمیرزا … دشمن واقعی تجمّل است … حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است... چشمانش آیینه ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمیشود. فجایعی که در نتیجه قوانین سخت مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری میکند».
■ وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ «عباس میرزا » دعوت میشود و در آن باغ زیبا متوجه میشود که بخشی از دیوار در حال فروریختن است اما برای تعمیر آن اقدامی نشده از ولیعهد چرایی این ماجرا را می پرسد:
«از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکردهاید؟ فرمود: زمانی که این باغ را وسعت میدادم محتاج به خریداری مقداری از اراضی مالک مجاور شدم، ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است، دهقان سالخوردهای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد.
من هم نه تنها دلتنگ نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر میکنم شاید بتوانم با ورثه او کنار بیایم».
■ موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده است با تعجب در این باره مینویسد:
«تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیدهای یافت نشود».
( موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت، امیرکبیر، ص۷۰)
🔸مکاتبات عباس میرزا نشان میدهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر رجال زمانهاش به شدت درگیر چرایی عقبماندگی ایرانیان بوده است چنانکه در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون مینویسد:
«نمیدانم این قدرتی که شما (اروپاییها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطهور و به ندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ …»
(حماسه کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص ۶۶۹)
🔸بی کفایتی پادشاه، دسیسه چینیها و عقب ماندگی مزمن ساختار حکومت و جامعه، در کنار شکست عباس میرزا از روس ها و ازهمه بدتر هزیمت اصلاندوز سرانجام رمق را از مردی که به تعبیر رجال روس« میتوانست پطر کبیر آینده ایران» باشد (علی بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی، ج ۱، ص ۲۵۷ )گرفت و نادیده گرفتن شرایط و موقعیت متزلزل کشور -که امکان فتح تهران را برای پاسکوویچ فراهم میکرد و به مدد فراست عباس میرزا در عهدنامه ترکمنچای به «ارس» محدود گردید - فراموش و اینطور وانمود شد که گویی ایران چنان توانمندی و ارتشی داشته است که می توانست روس را تا پترزبورگ هم عقب بنشاند! مخالفان و سعایت کنندگان چنین ترویج دادند که وی در مذاکرات مزدور روسها یا عثمانی بوده و جاسوسی آنان را کرده و در ازای آن رشوت گرفته است. خود او این فشار و قضاوت غیرمنصفانه را اینگونه منعکس کرده است:
«یک بار کشتن، بهتر است از اینکه هر بار در مجلسهای دارالخلافه طوری مذکور شوم که العیاذبالله اسلام را مغلوب کفر میخواهم و فتحنامه روس را در جنگ عثمانلو ، به دروغ، شهرت میدهم تا پولی از خزانه همایون درآرم و به دشمن دولت عاید کنم. سختا که آدمی است بر احداث روزگار».
نامه به علینقی میرزا رکنالدوله، در محرم ــ صفر ۱۲۴۵٫ق
🔸سرانجام آن درد کهنه نخبهکشی و آن افت مزمن که در سپهر سیاست ایران زیر پای مصلحان و دلسوزان این سرزمین را خالی کرده است گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت. در مورد مرگ او گفتهاند که بیماری مزمن گوارش و کلیه که درمان آن هربار بخاطر مشغلههای جنگی و سیاسی او به تاخیر میافتاد عاقبت والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی که خود بر فرزندانش تیغ میکشد، سیاههای دیگر ثبت شود .
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه