✳️ اگر این رفتارهارادارید،سریعاً آنهاراترک کنید؟
✳️ ذهن پاپ کورنی؟!
✳️ اقتصاد توجه در عصر الگوریتمها
✅ گذار از اقتصاد رانتمحور به اقتصاد مشارکتی و آگاهانه توجه
✍️ هومن علوی / پژوهشگر اقتصاد توسعه
🔸 در جهان امروز که دادهها و اطلاعات با شتابی تصاعدی گسترش مییابند، ذهن انسان با محدودیتی بنیادین روبهروست: ظرفیت پردازش او کمتر از سیلابی است که هر لحظه از اطلاعات بر او فرو میریزد.
🔸 این محدودیت، «توجه» را به منبعی کمیاب و ارزشمند بدل کرده است؛ منبعی که بازیگران رسانهای، اقتصادی و سیاسی در رقابتی تنگاتنگ برای جلب و حفظ آن میکوشند.
🔸 این رقابت بیوقفه، ساختار تصمیمگیری فردی و اجتماعی را دگرگون ساخته و کیفیت محتوا و تعامل انسانی را تحت تأثیر قرار داده است.
🔸 یکی از چالشها در اقتصاد توجه، پارادوکس فراوانی گزینههای انتخاب است. هنگامی که انتخابهای بیشمار در برابر فرد قرار میگیرد، آزادی انتخاب در عمل افزایش نمییابد.
🔸 این وضعیت، موجب «خستگی شناختی» و «خستگی تصمیم» میشود؛ حالتی که در آن مغز برای حفظ انرژی و کارآمدی خود به تصمیمهای سادهگرایانه، عادتی یا شهودی پناه میبرد و گاه به انتخابهای شتابزده و پرخطر تن میدهد.
🔸 ذهن انسان تنها توان پردازش حجم محدودی از اطلاعات را در دوره زمانی مشخص دارد و با رسیدن به آستانه اشباع، دقت و کیفیت تصمیمگیری کاهش مییابد.
🔸 از همینرو، بسیاری از مدیران، کارآفرینان و چهرههای اثرگذار با سادهسازی تصمیمهای روزمره – از انتخاب لباس تا برنامه غذایی – میکوشند نیروی ذهنی خویش را برای تصمیمهای پیچیدهتر و راهبردیتر حفظ کنند. چنین رویکردی نشان میدهد که در دنیای معاصر، «مدیریت توجه» به اندازه «مدیریت زمان» اهمیت یافته است.
🔸 در جوامع رانتمحور یا یارانهمحور، ذهنیت «مصرف رایگان» ریشه دوانده و تأثیر مخرب در اقتصاد فرهنگی پدید آورده است. این نگرش پرداخت برای محتوا را امری غیرضروری یا حتی ناپسند میپندارد.
🔸 پیامد این طرز فکر، گسترش پدیده «سواری مجانی» است؛ رفتاری که خالقان محتوا را تضعیف میکند و بنیانهای تولید فرهنگی را فرسوده میسازد. گذر از این چرخه معیوب، نیازمند تغییر نگرش از مصرف منفعل به مشارکت فعال فرهنگی است.
🔸 پرداخت قانونی و خرید اشتراک، نوعی سرمایهگذاری فرهنگی و اخلاقی است که مخاطب را از مصرفکنندهای بیتفاوت به همکار و شریک در تولید معنا تبدیل میکند. این رویکرد، زمینهساز شکلگیری «اقتصاد توجهِ آگاهانه و اخلاقمدار» است.
🔸 در مقابل، اقتصاد رانتی با خطر شکلگیری «توجه یارانهای» روبهرو است؛ توجهی که نه از دل مشارکت آزاد شهروندان، بلکه از رسانههای وابسته و روایتهای پوپولیستی و فریبنده برمیخیزد.
🔸 در چنین شرایطی، شهروندان مسئول میتوانند با بهینهسازی ظرفیت شناختی خود، تمرکز خویش را به مسائل کلان و چالشهای راهبردی معطوف کنند.
🔸 این توانمندی پیشدرآمدی برای حکمرانی اثربخش است؛ از یکسو امکان مداخله عقلانی در تصمیمسازی عمومی را فراهم میآورد و از سوی دیگر، سپهر گفتمانی جامعه را از لغزش به سمت موضوعات حاشیهای و هیجانی مصون میسازد.
🔸 بیتردید، بدون گذار به اقتصاد مشارکتی و آگاهانه توجه در حوزه سیاست، جامعه محکوم به چرخهای معیوب از هیجان، حواسپرتی، تخریب و رادیکالیسم خواهد بود.
📃 مطالعه متن کامل ؛
https://pooyeshfekri.com/اقتصاد-توجه-در-عصر-الگوریتمها/
كانال قواعدبازی
✅ گذار از اقتصاد رانتمحور به اقتصاد مشارکتی و آگاهانه توجه
✍️ هومن علوی / پژوهشگر اقتصاد توسعه
🔸 در جهان امروز که دادهها و اطلاعات با شتابی تصاعدی گسترش مییابند، ذهن انسان با محدودیتی بنیادین روبهروست: ظرفیت پردازش او کمتر از سیلابی است که هر لحظه از اطلاعات بر او فرو میریزد.
🔸 این محدودیت، «توجه» را به منبعی کمیاب و ارزشمند بدل کرده است؛ منبعی که بازیگران رسانهای، اقتصادی و سیاسی در رقابتی تنگاتنگ برای جلب و حفظ آن میکوشند.
🔸 این رقابت بیوقفه، ساختار تصمیمگیری فردی و اجتماعی را دگرگون ساخته و کیفیت محتوا و تعامل انسانی را تحت تأثیر قرار داده است.
🔸 یکی از چالشها در اقتصاد توجه، پارادوکس فراوانی گزینههای انتخاب است. هنگامی که انتخابهای بیشمار در برابر فرد قرار میگیرد، آزادی انتخاب در عمل افزایش نمییابد.
🔸 این وضعیت، موجب «خستگی شناختی» و «خستگی تصمیم» میشود؛ حالتی که در آن مغز برای حفظ انرژی و کارآمدی خود به تصمیمهای سادهگرایانه، عادتی یا شهودی پناه میبرد و گاه به انتخابهای شتابزده و پرخطر تن میدهد.
🔸 ذهن انسان تنها توان پردازش حجم محدودی از اطلاعات را در دوره زمانی مشخص دارد و با رسیدن به آستانه اشباع، دقت و کیفیت تصمیمگیری کاهش مییابد.
🔸 از همینرو، بسیاری از مدیران، کارآفرینان و چهرههای اثرگذار با سادهسازی تصمیمهای روزمره – از انتخاب لباس تا برنامه غذایی – میکوشند نیروی ذهنی خویش را برای تصمیمهای پیچیدهتر و راهبردیتر حفظ کنند. چنین رویکردی نشان میدهد که در دنیای معاصر، «مدیریت توجه» به اندازه «مدیریت زمان» اهمیت یافته است.
🔸 در جوامع رانتمحور یا یارانهمحور، ذهنیت «مصرف رایگان» ریشه دوانده و تأثیر مخرب در اقتصاد فرهنگی پدید آورده است. این نگرش پرداخت برای محتوا را امری غیرضروری یا حتی ناپسند میپندارد.
🔸 پیامد این طرز فکر، گسترش پدیده «سواری مجانی» است؛ رفتاری که خالقان محتوا را تضعیف میکند و بنیانهای تولید فرهنگی را فرسوده میسازد. گذر از این چرخه معیوب، نیازمند تغییر نگرش از مصرف منفعل به مشارکت فعال فرهنگی است.
🔸 پرداخت قانونی و خرید اشتراک، نوعی سرمایهگذاری فرهنگی و اخلاقی است که مخاطب را از مصرفکنندهای بیتفاوت به همکار و شریک در تولید معنا تبدیل میکند. این رویکرد، زمینهساز شکلگیری «اقتصاد توجهِ آگاهانه و اخلاقمدار» است.
🔸 در مقابل، اقتصاد رانتی با خطر شکلگیری «توجه یارانهای» روبهرو است؛ توجهی که نه از دل مشارکت آزاد شهروندان، بلکه از رسانههای وابسته و روایتهای پوپولیستی و فریبنده برمیخیزد.
🔸 در چنین شرایطی، شهروندان مسئول میتوانند با بهینهسازی ظرفیت شناختی خود، تمرکز خویش را به مسائل کلان و چالشهای راهبردی معطوف کنند.
🔸 این توانمندی پیشدرآمدی برای حکمرانی اثربخش است؛ از یکسو امکان مداخله عقلانی در تصمیمسازی عمومی را فراهم میآورد و از سوی دیگر، سپهر گفتمانی جامعه را از لغزش به سمت موضوعات حاشیهای و هیجانی مصون میسازد.
🔸 بیتردید، بدون گذار به اقتصاد مشارکتی و آگاهانه توجه در حوزه سیاست، جامعه محکوم به چرخهای معیوب از هیجان، حواسپرتی، تخریب و رادیکالیسم خواهد بود.
📃 مطالعه متن کامل ؛
https://pooyeshfekri.com/اقتصاد-توجه-در-عصر-الگوریتمها/
كانال قواعدبازی
پویش فکری توسعه
اقتصاد توجه در عصر الگوریتمها
وقتی برای یک فیلم خوب در آپارات یا فیلیمو جستوجو میکنید، دهها دقیقه را صرف اسکرولکردن میکنید و خسته میشوید؟ دلیل این خستگی چیزی فراتر از حجم زیاد انتخابهاست: شما گرفتار اقتصاد توجه شدهاید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ برخی سازمانها اینگونه اند ...
همگی (فردی یا گروهی) روبروی هم، همون داخل استخر (سازمان) پارو می زنند ...
دورترين مقصد، دیواره های استخر است⁉️
همگی (فردی یا گروهی) روبروی هم، همون داخل استخر (سازمان) پارو می زنند ...
دورترين مقصد، دیواره های استخر است⁉️