✳️ اتحادیه اروپا پیشنهادی را تحت عنوان "بسته دیجیتال جامع"
Digital Omnibus
برای تسهیل قوانین هوش مصنوعی و حفاظت از حریم خصوصی ارائه کرده است. این پیشنهاد شامل به تعویق انداختن قوانین سختگیرانهتر برای کاربردهای پرخطر هوش مصنوعی (مانند شناسایی بیومتریک، سیستمهای بهداشتی و درمانی، ارزیابی اعتبار مالی) تا دسامبر ۲۰۲۷ و سادهسازی مقررات مربوط به استفاده از دادهها و رضایت کوکیها میشود. این تغییر، انحراف قابل توجهی از استراتژی قبلی اتحادیه اروپا محسوب میشود که بر حفاظت شدید از حریم خصوصی و تعیین استانداردهای جهانی با قوانین مانند GDPR و AI Act تمرکز داشت.
این تصمیم نشاندهنده نگرانیهای فزاینده دربارهٔ عقبماندگی اروپا از آمریکا و آسیا در رقابت فناوری است، زیرا شرکتهایی مانند گوگل، متا و OpenAI برای مقررات انعطافپذیرتر جهت تسریع توسعه هوش مصنوعی فشار میآورند. با این حال، این پیشنهادها با انتقاد شدید مدافعان حریم خصوصی مواجه شده است که معتقدند این تغییرات رهبری اتحادیه اروپا در زمینه حقوق دیجیتال را تضعیف میکند و خطر واگذاری کنترل بیش از حد به شرکتهای بزرگ فناوری را به همراه دارد. فعالان هشدار میدهند که این اصلاحات ممکن است به شرکتها اجازه دهد تا آسانتر از دادههای شخصی سوءاستفاده کنند و جایگاه اتحادیه اروپا را به عنوان مدافع قوی حفاظت از مصرفکنندگان را زیر سؤال ببرد.
البته این پیشنهاد هنوز مصوب نشده است
مرجع: https://ec.europa.eu/commission/presscorner/detail/en/ip_25_2718
مشاوران اقتصادی وصنعتی
Digital Omnibus
برای تسهیل قوانین هوش مصنوعی و حفاظت از حریم خصوصی ارائه کرده است. این پیشنهاد شامل به تعویق انداختن قوانین سختگیرانهتر برای کاربردهای پرخطر هوش مصنوعی (مانند شناسایی بیومتریک، سیستمهای بهداشتی و درمانی، ارزیابی اعتبار مالی) تا دسامبر ۲۰۲۷ و سادهسازی مقررات مربوط به استفاده از دادهها و رضایت کوکیها میشود. این تغییر، انحراف قابل توجهی از استراتژی قبلی اتحادیه اروپا محسوب میشود که بر حفاظت شدید از حریم خصوصی و تعیین استانداردهای جهانی با قوانین مانند GDPR و AI Act تمرکز داشت.
این تصمیم نشاندهنده نگرانیهای فزاینده دربارهٔ عقبماندگی اروپا از آمریکا و آسیا در رقابت فناوری است، زیرا شرکتهایی مانند گوگل، متا و OpenAI برای مقررات انعطافپذیرتر جهت تسریع توسعه هوش مصنوعی فشار میآورند. با این حال، این پیشنهادها با انتقاد شدید مدافعان حریم خصوصی مواجه شده است که معتقدند این تغییرات رهبری اتحادیه اروپا در زمینه حقوق دیجیتال را تضعیف میکند و خطر واگذاری کنترل بیش از حد به شرکتهای بزرگ فناوری را به همراه دارد. فعالان هشدار میدهند که این اصلاحات ممکن است به شرکتها اجازه دهد تا آسانتر از دادههای شخصی سوءاستفاده کنند و جایگاه اتحادیه اروپا را به عنوان مدافع قوی حفاظت از مصرفکنندگان را زیر سؤال ببرد.
البته این پیشنهاد هنوز مصوب نشده است
مرجع: https://ec.europa.eu/commission/presscorner/detail/en/ip_25_2718
مشاوران اقتصادی وصنعتی
European Commission - European Commission
Press corner
Highlights, press releases and speeches
✳️ رفتار سیاسی کارکنان
✅ در ادبیات مدیریت و رفتار سازمانی، رفتار سیاسی معمولاً به اقداماتی گفته میشود که کارکنان برای کسب نفوذ، کنترل منابع، یا پیشبرد منافع شخصی انجام میدهند.
■ بهطور کلی رفتار سیاسی کارکنان را میتوان در چند نوع اصلی دستهبندی کرد:
۱. رفتارهای سیاسی مشروع (مثبت):
اقداماتی که در چارچوب قوانین، اخلاق کاری و منافع سازمان انجام میشود:
● ایجاد شبکههای کاری سالم
● جلب حمایت برای اجرای ایدهها
● مدیریت تأثیر و ارتباطات سازنده
● مذاکره و لابیگری شفاف
۲. رفتارهای سیاسی نامشروع (منفی).
اقداماتی که بیشتر برای منافع فردی و بدون توجه به خیر سازمان انجام میشود:
● شایعهسازی و تخریب دیگران
● پنهانکاری اطلاعات
● نسبت دادن موفقیتها به خود و شکستها به دیگران
● ایجاد ائتلافهای مخفی برای حذف رقبا
● دروازهبانی: زمانی رخ میدهد که یک کارمند دارای قدرت، مسیر پیشرفت دیگران، جریان اطلاعات یا ارائه ایدههای آنان را عمداً مسدود میکند تا نفوذ خود را حفظ کند.
● قلمروگرایی: فرد به یک نقش یا مسئولیت خاص چسبندگی نشان میدهد و اجازه نمیدهد دیگران— افراد توانمند—در آن حوزه وارد شوند.
● جناحگرایی: تسلط یک گروه یا جناح بر سازمان بهگونهای که فرصتها، منابع و اولویتها در اختیار اعضای همان جناح قرار گرفته و سایر کارکنان محدود و محروم میشوند.
این موارد همگی مصادیق رفتار سیاسی منفیاند که موجب تبعیض، انسداد مسیر رشد و کاهش اعتماد سازمانی میشوند.
۳. رفتارهای سیاسی دفاعی. رفتارهایی برای محافظت از خود در برابر تهدید یا سرزنش:
● اجتناب از تصمیمگیری
● پنهان کردن اشتباهات
● توجیه و بهانهتراشی
● انتقال مسئولیت به دیگران
۴. رفتارهای سیاسی قهری یا قدرتطلبانه. استفاده از قدرت و اجبار برای تأثیرگذاری:
● تهدید و فشار
● استفاده از موقعیت اداری برای کنترل دیگران
● حذف یا محدود کردن دسترسی به منابع
مدرسه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در ادبیات مدیریت و رفتار سازمانی، رفتار سیاسی معمولاً به اقداماتی گفته میشود که کارکنان برای کسب نفوذ، کنترل منابع، یا پیشبرد منافع شخصی انجام میدهند.
■ بهطور کلی رفتار سیاسی کارکنان را میتوان در چند نوع اصلی دستهبندی کرد:
۱. رفتارهای سیاسی مشروع (مثبت):
اقداماتی که در چارچوب قوانین، اخلاق کاری و منافع سازمان انجام میشود:
● ایجاد شبکههای کاری سالم
● جلب حمایت برای اجرای ایدهها
● مدیریت تأثیر و ارتباطات سازنده
● مذاکره و لابیگری شفاف
۲. رفتارهای سیاسی نامشروع (منفی).
اقداماتی که بیشتر برای منافع فردی و بدون توجه به خیر سازمان انجام میشود:
● شایعهسازی و تخریب دیگران
● پنهانکاری اطلاعات
● نسبت دادن موفقیتها به خود و شکستها به دیگران
● ایجاد ائتلافهای مخفی برای حذف رقبا
● دروازهبانی: زمانی رخ میدهد که یک کارمند دارای قدرت، مسیر پیشرفت دیگران، جریان اطلاعات یا ارائه ایدههای آنان را عمداً مسدود میکند تا نفوذ خود را حفظ کند.
● قلمروگرایی: فرد به یک نقش یا مسئولیت خاص چسبندگی نشان میدهد و اجازه نمیدهد دیگران— افراد توانمند—در آن حوزه وارد شوند.
● جناحگرایی: تسلط یک گروه یا جناح بر سازمان بهگونهای که فرصتها، منابع و اولویتها در اختیار اعضای همان جناح قرار گرفته و سایر کارکنان محدود و محروم میشوند.
این موارد همگی مصادیق رفتار سیاسی منفیاند که موجب تبعیض، انسداد مسیر رشد و کاهش اعتماد سازمانی میشوند.
۳. رفتارهای سیاسی دفاعی. رفتارهایی برای محافظت از خود در برابر تهدید یا سرزنش:
● اجتناب از تصمیمگیری
● پنهان کردن اشتباهات
● توجیه و بهانهتراشی
● انتقال مسئولیت به دیگران
۴. رفتارهای سیاسی قهری یا قدرتطلبانه. استفاده از قدرت و اجبار برای تأثیرگذاری:
● تهدید و فشار
● استفاده از موقعیت اداری برای کنترل دیگران
● حذف یا محدود کردن دسترسی به منابع
مدرسه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مدیریت مؤثر: خروج از دفتر کار و حضور در میدان عمل
✅ بسیاری از مدیران تازهکار پس از دستیابی به مقام مدیریت، تمایل دارند ساعات طولانی در دفتر خود بمانند و ارتباط حداقلی با کارکنان برقرار کنند. نتیجه این رفتار، فاصله گرفتن از مشکلات واقعی، عدم درک چالشهای کارکنان، کاهش انگیزه تیم و افت بهرهوری سازمانی است.
■ این وضعیت باعث ایجاد تصویری سرد و غیرقابلدسترس از مدیران در ذهن کارکنان میشود که نتیجه آن، کاهش تعامل و مشارکت در اهداف سازمانی خواهد بود.
■ تحقیقات چه میگویند؟
تحقیقات دانشگاه بیلور نشان داده است که ارتباط مداوم مدیران با کارکنان، عامل کلیدی در افزایش تعهد و بهرهوری سازمانی است.
■ بر اساس گزارش نشریه HBR:
🔹تنها ۴۲٪ از کارکنان، درکی نسبی از ارزشها و استراتژیهای شرکت خود دارند.
🔹بیش از ۹۵٪ کارکنان یا از ارزشهای سازمان بیخبرند یا با آن موافق نیستند!
🔸این آمار نشان میدهد که بزرگترین مانع در مسیر موفقیت سازمانها، نبود ارتباط مؤثر بین مدیران و کارکنان است.
■ چرا مدیران باید از دفتر کار خود بیرون بیایند؟
• افزایش انگیزه و بهرهوری کارکنان:
وقتی مدیران در کنار کارکنان باشند، تیم احساس ارزشمندی میکند و با انگیزه بیشتری کار میکند.
• تقویت فرهنگ سازمانی و همافزایی تیمی:
حضور فعال مدیران در فضای کار باعث میشود ارزشهای سازمانی بهصورت عملی پیادهسازی شوند.
• جلوگیری از ایجاد شکاف بین مدیران و کارکنان:
در غیر این صورت، کارکنان احساس میکنند مدیران فقط از “جای گرم” صحبت میکنند و درکی از چالشهای عملی ندارند.
• واقعبینی در تصمیمگیریهای مدیریتی:
مدیرانی که در محیط واقعی حضور دارند، تصمیمهای دقیقتر و کاربردیتری میگیرند.
■ راهکارهای تقویت ارتباط مدیران و کارکنان
🔶 ارزشهای سازمانی را زنده نگه دارید.
ارزشهای کلیدی را در تعاملات روزانه تکرار کنید. نباید این ارزشها فقط در جلسات رسمی مطرح شوند.
🔷به جای حرف، عمل کنید.
کارکنان زمانی به مدیران اعتماد میکنند که ببینند خودشان هم مطابق ارزشهای سازمانی رفتار میکنند.
🔶ارزشها را هر روز تقویت کنید.
جلسات فصلی کافی نیستند! ارزشهای سازمانی باید در ارتباطات روزانه مدیران با کارکنان منعکس شوند.
🔷استراتژیها را شفافسازی کنید.
درک صحیح کارکنان از مسیر سازمان، بهرهوری را افزایش میدهد. هرچه کارکنان دقیقتر بدانند که چرا و چگونه باید کار کنند، عملکردشان بهتر خواهد بود.
🔶ارتباط دوطرفه برقرار کنید.
مدیریت یعنی شنیدن دغدغههای کارکنان، نه فقط دستور دادن! مدیران نباید فقط سخنران خوبی باشند، بلکه باید شنوندهی فعال هم باشند و به ایدهها و مشکلات کارکنان توجه کنند.
✅ بسیاری از مدیران تازهکار پس از دستیابی به مقام مدیریت، تمایل دارند ساعات طولانی در دفتر خود بمانند و ارتباط حداقلی با کارکنان برقرار کنند. نتیجه این رفتار، فاصله گرفتن از مشکلات واقعی، عدم درک چالشهای کارکنان، کاهش انگیزه تیم و افت بهرهوری سازمانی است.
■ این وضعیت باعث ایجاد تصویری سرد و غیرقابلدسترس از مدیران در ذهن کارکنان میشود که نتیجه آن، کاهش تعامل و مشارکت در اهداف سازمانی خواهد بود.
■ تحقیقات چه میگویند؟
تحقیقات دانشگاه بیلور نشان داده است که ارتباط مداوم مدیران با کارکنان، عامل کلیدی در افزایش تعهد و بهرهوری سازمانی است.
■ بر اساس گزارش نشریه HBR:
🔹تنها ۴۲٪ از کارکنان، درکی نسبی از ارزشها و استراتژیهای شرکت خود دارند.
🔹بیش از ۹۵٪ کارکنان یا از ارزشهای سازمان بیخبرند یا با آن موافق نیستند!
🔸این آمار نشان میدهد که بزرگترین مانع در مسیر موفقیت سازمانها، نبود ارتباط مؤثر بین مدیران و کارکنان است.
■ چرا مدیران باید از دفتر کار خود بیرون بیایند؟
• افزایش انگیزه و بهرهوری کارکنان:
وقتی مدیران در کنار کارکنان باشند، تیم احساس ارزشمندی میکند و با انگیزه بیشتری کار میکند.
• تقویت فرهنگ سازمانی و همافزایی تیمی:
حضور فعال مدیران در فضای کار باعث میشود ارزشهای سازمانی بهصورت عملی پیادهسازی شوند.
• جلوگیری از ایجاد شکاف بین مدیران و کارکنان:
در غیر این صورت، کارکنان احساس میکنند مدیران فقط از “جای گرم” صحبت میکنند و درکی از چالشهای عملی ندارند.
• واقعبینی در تصمیمگیریهای مدیریتی:
مدیرانی که در محیط واقعی حضور دارند، تصمیمهای دقیقتر و کاربردیتری میگیرند.
■ راهکارهای تقویت ارتباط مدیران و کارکنان
🔶 ارزشهای سازمانی را زنده نگه دارید.
ارزشهای کلیدی را در تعاملات روزانه تکرار کنید. نباید این ارزشها فقط در جلسات رسمی مطرح شوند.
🔷به جای حرف، عمل کنید.
کارکنان زمانی به مدیران اعتماد میکنند که ببینند خودشان هم مطابق ارزشهای سازمانی رفتار میکنند.
🔶ارزشها را هر روز تقویت کنید.
جلسات فصلی کافی نیستند! ارزشهای سازمانی باید در ارتباطات روزانه مدیران با کارکنان منعکس شوند.
🔷استراتژیها را شفافسازی کنید.
درک صحیح کارکنان از مسیر سازمان، بهرهوری را افزایش میدهد. هرچه کارکنان دقیقتر بدانند که چرا و چگونه باید کار کنند، عملکردشان بهتر خواهد بود.
🔶ارتباط دوطرفه برقرار کنید.
مدیریت یعنی شنیدن دغدغههای کارکنان، نه فقط دستور دادن! مدیران نباید فقط سخنران خوبی باشند، بلکه باید شنوندهی فعال هم باشند و به ایدهها و مشکلات کارکنان توجه کنند.
✳️ همسایه جدیدمان را بهتر بشناسیم!
✍️حامد پاک طینت
✅ مردم عربستان حق دارند دستاوردهای سفر اخیر رهبر جوانشان به آمریکا را بررسی کنند تا امکان برنامه ریزی دقیق تری برای کار و زندگی خود مهیا نمایند؛
■ اگر واقع بین باشیم برای ما هم که بعنوان همسایه، همیشه رقیب بوده ایم یا حداقل چنین حسی داشتیم بررسی چنین سفرها و اقداماتی نه تنها مضر نیست بلکه الزامی است!
📌عربستان امن:
توافق جدید بین بن سلمان و ترامپ حاکی از بزرگترین توافق همکاری دفاعی در تاریخ آمریکاست. مدرن سازی ارتش عربستان در دستور کار است. حداقل ۴۰ فروند F35 که در این منطقه فقط در اختیار اسرائیل بود به ارزش ۶۰ میلیارد دلار به عربستان فروخته شد، رخدادی که از دیدگاه بسیاری از کارشناسان نظامی و سیاسی بعید بود با تیپ شخصیتی ترامپ و روانشناسی سلمان محقق شد؛ نیروی هوایی و فضایی شامل پهپادها و ماهواره ها، دفاع هوایی و موشکی از جمله تاد، پتریوت، امنیت دریایی، ناوهای جنگی چندمنظوره، مدرن سازی نیروهای زمینی و امنیت مرزی، به علاوه ۳۹۰ تانک آبرامز به ارزش ۳۰ میلیارد دلار، ارتقای سیستم های ارتباطی و اطلاعاتی و پشتیبانی و نگهداری توسط ۱۲ شرکت دفاعی آمریکایی جمعا به ارزش ۱۴۲ میلیارد دلار امضا و البته تعهد کامل آمریکا به دفاع از عربستان در برابر هر حمله خارجی به قلمرو، حاکمیت و زیرساختها بعنوان تهدیدی برای امنیت آمریکا تلقی خواهد شد. با این تفاصیل قدری دشوار به نظر میرسد که شاهد تکرار ماجراهای حمله موشکی به آرامکو یا اصولا نگاهی چپ از سوی یاران باشیم!
📌قدرتخانه تکنولوژیک:
دومین هاب هوش مصنوعی جهان!
توافق نامه دیروز،عربستان را به کارخانه و صادرکننده هوش مصنوعی مبدل می کند! عربستان به آخرین و پیشرفته ترین تراشه های جهانی مورد مصرف برای هوش مصنوعی دسترسی تا برای ساخت کارخانه های هوش مصنوعی با ظرفیت ۵۰۰ مگاوات، مراکز دیتاسنتر و دوقلوهای دیجیتال استفاده نماید.انودیا، گوگل، آمازون در این پروژه مشارکت دارند و این بخش ۲۰۰ میلیارد دلار برای عربستان آب خورده است. ۲۰.۰۰۰ متخصص آمریکایی بزودی روانه این کشور خواهند شد تا عربستان را به دومین هاب هوش مصنوعی جهان پس از آمریکا و پیش از چین تبدیل کنند!
📌عربستان هسته ای:
شرکت جنرال الکتریک و وستینگهاوس نسبت به طراحی و راه اندازی صنعت هسته ای عربستان شروع بکار میکنند. عربستان طبق توافق جامع پادمان با آژانس بین المللی انرژی اتمی عمل خواهد کرد و آمریکا سوخت هسته ای مورد نیاز ۴ راکتور هسته ای به ظرفیت ۸ گیگاوات را تامین خواهد کرد. این بخشی از برنامه عربستان برای ۱۶ گیگاوات برق هسته ای است که معادل یک سوم برق مصرفی مملکت است. عربستان برای بخش انرژی ۸۰ میلیارد دلار در نظر گرفته که بخش هسته ای ۲۵ میلیارد دلار آن را شامل میشود
📌عربستان معدنی:
عربستان هاب معدنی خاورمیانه میشود. مس، نیکل، اورانیوم در احجام بسیار بالا و مواد معدنی حیاتی از جمله لیتیوم، کبالت و عناصر نادر خاکی در یک زنجیره کامل استخراج، پردازش و تولید نهایی خواهد شد. تصاویر ماهواره ای جدید گویای دو برابر بودن ذخایر معدنی عربستان نسبت به تخمین های قبل به ارزش ۲۵۰۰ میلیارد دلار است که با یک سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری قرار است با فناوری آمریکایی و مشارکت شرکتهای آمریکایی فعال شود. ابعاد این پروژه به قدری است که معدن بعنوان ستون دوم اقتصاد عربستان این کشور را از اقتصاد نفتی خارج میکند؛از این گذشته آمریکا با این پروژه دست چینی ها را بعنوان تامین کننده اصلی مواد معدنی می بندد و عملا جایگزینی برای بخشی از تسلط چینی ها در مواد معدنی خلق میکند. عربستان با این پروژه در فهرست ۷ کشور اول معدنی جهان قرار میگیرد!
📌عربستان سهامدار:
بخشی از توافق ۱۰۰۰ میلیارد دلاری در این سفر، سرمایه گذاری مستقیم عربستان در صندوقهای سرمایه گذاری مشترک با آمریکایی هاست. صندوقهای سرمایه گذاری از خودرو و قطعات گرفته تا هوافضا، ورزش، هوش مصنوعی، انرژی، زیرساخت، فناوری و حتی صنایع دفاعی! در حقیقت عربستان با این مدل مشارکت، منافع خود را به هوشمندانه ترین وجه ممکن به منافع آمریکا گره زده است. چه تضمینی بالاتر از این برای اقتصاد و سیاست یک مملکت؟
عربستان جدید با عربستان سعودی که در ذهن بیات شده بسیاری از اذهان از جمله سیاستمداران ما بعنوانی رقیبی سنتی در همسایگی مان بود، فرسنگها فاصله دارد. عربستان جدید، کشوری است مدرن، پویا، امن، های تک، ثروتمند،با اقتصادی ۱۲۰۰ میلیارد دلاری، متنوع و بدون وابستگی به نفت که تا دو سه سال آینده به ۱۵۰۰ میلیارد دلار می رسد،با در نظر گیری جمعیت کمتر از نصف ایران به معنی اقتصادی ۱۰ برابر ما، و ارتباطی حسنه از شرق تا غرب جهان.
عربستان صعودی شاید حالا نام مناسب تری برایش باشد
همسایه جدیدمان را بهتر بشناسیم!
✍️حامد پاک طینت
✅ مردم عربستان حق دارند دستاوردهای سفر اخیر رهبر جوانشان به آمریکا را بررسی کنند تا امکان برنامه ریزی دقیق تری برای کار و زندگی خود مهیا نمایند؛
■ اگر واقع بین باشیم برای ما هم که بعنوان همسایه، همیشه رقیب بوده ایم یا حداقل چنین حسی داشتیم بررسی چنین سفرها و اقداماتی نه تنها مضر نیست بلکه الزامی است!
📌عربستان امن:
توافق جدید بین بن سلمان و ترامپ حاکی از بزرگترین توافق همکاری دفاعی در تاریخ آمریکاست. مدرن سازی ارتش عربستان در دستور کار است. حداقل ۴۰ فروند F35 که در این منطقه فقط در اختیار اسرائیل بود به ارزش ۶۰ میلیارد دلار به عربستان فروخته شد، رخدادی که از دیدگاه بسیاری از کارشناسان نظامی و سیاسی بعید بود با تیپ شخصیتی ترامپ و روانشناسی سلمان محقق شد؛ نیروی هوایی و فضایی شامل پهپادها و ماهواره ها، دفاع هوایی و موشکی از جمله تاد، پتریوت، امنیت دریایی، ناوهای جنگی چندمنظوره، مدرن سازی نیروهای زمینی و امنیت مرزی، به علاوه ۳۹۰ تانک آبرامز به ارزش ۳۰ میلیارد دلار، ارتقای سیستم های ارتباطی و اطلاعاتی و پشتیبانی و نگهداری توسط ۱۲ شرکت دفاعی آمریکایی جمعا به ارزش ۱۴۲ میلیارد دلار امضا و البته تعهد کامل آمریکا به دفاع از عربستان در برابر هر حمله خارجی به قلمرو، حاکمیت و زیرساختها بعنوان تهدیدی برای امنیت آمریکا تلقی خواهد شد. با این تفاصیل قدری دشوار به نظر میرسد که شاهد تکرار ماجراهای حمله موشکی به آرامکو یا اصولا نگاهی چپ از سوی یاران باشیم!
📌قدرتخانه تکنولوژیک:
دومین هاب هوش مصنوعی جهان!
توافق نامه دیروز،عربستان را به کارخانه و صادرکننده هوش مصنوعی مبدل می کند! عربستان به آخرین و پیشرفته ترین تراشه های جهانی مورد مصرف برای هوش مصنوعی دسترسی تا برای ساخت کارخانه های هوش مصنوعی با ظرفیت ۵۰۰ مگاوات، مراکز دیتاسنتر و دوقلوهای دیجیتال استفاده نماید.انودیا، گوگل، آمازون در این پروژه مشارکت دارند و این بخش ۲۰۰ میلیارد دلار برای عربستان آب خورده است. ۲۰.۰۰۰ متخصص آمریکایی بزودی روانه این کشور خواهند شد تا عربستان را به دومین هاب هوش مصنوعی جهان پس از آمریکا و پیش از چین تبدیل کنند!
📌عربستان هسته ای:
شرکت جنرال الکتریک و وستینگهاوس نسبت به طراحی و راه اندازی صنعت هسته ای عربستان شروع بکار میکنند. عربستان طبق توافق جامع پادمان با آژانس بین المللی انرژی اتمی عمل خواهد کرد و آمریکا سوخت هسته ای مورد نیاز ۴ راکتور هسته ای به ظرفیت ۸ گیگاوات را تامین خواهد کرد. این بخشی از برنامه عربستان برای ۱۶ گیگاوات برق هسته ای است که معادل یک سوم برق مصرفی مملکت است. عربستان برای بخش انرژی ۸۰ میلیارد دلار در نظر گرفته که بخش هسته ای ۲۵ میلیارد دلار آن را شامل میشود
📌عربستان معدنی:
عربستان هاب معدنی خاورمیانه میشود. مس، نیکل، اورانیوم در احجام بسیار بالا و مواد معدنی حیاتی از جمله لیتیوم، کبالت و عناصر نادر خاکی در یک زنجیره کامل استخراج، پردازش و تولید نهایی خواهد شد. تصاویر ماهواره ای جدید گویای دو برابر بودن ذخایر معدنی عربستان نسبت به تخمین های قبل به ارزش ۲۵۰۰ میلیارد دلار است که با یک سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری قرار است با فناوری آمریکایی و مشارکت شرکتهای آمریکایی فعال شود. ابعاد این پروژه به قدری است که معدن بعنوان ستون دوم اقتصاد عربستان این کشور را از اقتصاد نفتی خارج میکند؛از این گذشته آمریکا با این پروژه دست چینی ها را بعنوان تامین کننده اصلی مواد معدنی می بندد و عملا جایگزینی برای بخشی از تسلط چینی ها در مواد معدنی خلق میکند. عربستان با این پروژه در فهرست ۷ کشور اول معدنی جهان قرار میگیرد!
📌عربستان سهامدار:
بخشی از توافق ۱۰۰۰ میلیارد دلاری در این سفر، سرمایه گذاری مستقیم عربستان در صندوقهای سرمایه گذاری مشترک با آمریکایی هاست. صندوقهای سرمایه گذاری از خودرو و قطعات گرفته تا هوافضا، ورزش، هوش مصنوعی، انرژی، زیرساخت، فناوری و حتی صنایع دفاعی! در حقیقت عربستان با این مدل مشارکت، منافع خود را به هوشمندانه ترین وجه ممکن به منافع آمریکا گره زده است. چه تضمینی بالاتر از این برای اقتصاد و سیاست یک مملکت؟
عربستان جدید با عربستان سعودی که در ذهن بیات شده بسیاری از اذهان از جمله سیاستمداران ما بعنوانی رقیبی سنتی در همسایگی مان بود، فرسنگها فاصله دارد. عربستان جدید، کشوری است مدرن، پویا، امن، های تک، ثروتمند،با اقتصادی ۱۲۰۰ میلیارد دلاری، متنوع و بدون وابستگی به نفت که تا دو سه سال آینده به ۱۵۰۰ میلیارد دلار می رسد،با در نظر گیری جمعیت کمتر از نصف ایران به معنی اقتصادی ۱۰ برابر ما، و ارتباطی حسنه از شرق تا غرب جهان.
عربستان صعودی شاید حالا نام مناسب تری برایش باشد
همسایه جدیدمان را بهتر بشناسیم!
❤2👍1
✳️ نقد یک حسابرس داخلی از اداره کشور براساس مدل GRC
GRC
مخفف سه واژه است:
G — Governance (حاکمیت / راهبری)
R — Risk (ریسک / مدیریت خطر)
C — Compliance (انطباق / رعایت قوانین و مقررات)
یعنی یک چارچوب برای اینکه هر سازمان یا کشور بتواند:
درست تصمیم بگیرد (Governance)
خطرها را پیشبینی و کنترل کند (Risk)
قوانین را شفاف و یکنواخت اجرا کند (Compliance)
کشور هم مانند هواپیما، ماشین، شرکت یا باشگاه فوتبال برای عملکرد درست نیاز دارد که یک نظام حاکمیت منسجم، یک مدیریت ریسک متمرکز و یک چارچوب انطباق قابل نظارت داشته باشد.
اما در بسیاری از کشورها، و در برخی موارد در کشور ما، این سه رکن بهطور کامل برقرار نیست و همین باعث چندپارچگی، ناهماهنگی و تصمیمگیریهای متضاد میشود.
۱) مشکل اصلی: حاکمیت یکی نیست
وقتی میگوییم «حاکمیت یکی نیست»، منظور این است که:
#مراکز متعدد تصمیمگیری وجود دارند
هر کدام بخشی از قدرت، منابع، وظایف و اختیارها را دارند اما
هماهنگی کامل میان آنها وجود ندارد.
مثل هواپیمایی که چند نفر همزمان بخواهند مسیر را تغییر دهند
یا ماشینی که دو نفر همزمان فرمان را بچرخانند.
# نقشها و مسئولیتها گاهی همپوشانی دارند
در نتیجه:
تصمیمها دیر گرفته میشود
تصمیمهای متناقض گرفته میشود
مسئولیتپذیری کاهش پیدا میکند («چه کسی پاسخگوست؟»)
# سیاستگذاری، اجرا و نظارت از هم جدا و پراکنده است
این باعث میشود:
سیاستگذاری کند و گاهی غیرواقعی باشد
اجرا از سیاستها عقب بماند
نظارت از قدرت کافی برخوردار نباشد
۲) اثر این چندپارچگی بر ریسکها
وقتی حاکمیت واحد و منسجم نباشد، مدیریت ریسک کشور آسیب میبیند:
# ریسکها دیر شناخته میشوند
بحرانها معمولاً تا زمانی که بزرگ نشدهاند دیده نمیشوند.
#هر نهاد خطر را از نگاه خودش میسنجد
و نتیجه این میشود که:
برخی ریسکها بیشازحد بزرگ میشوند
برخی ریسکها نادیده گرفته میشوند
# ریسک ملی تبدیل به ریسک بخشی میشود
بهجای اینکه «ریسک کشور» مدیریت شود، هر نهاد فقط «ریسک خودش» را مدیریت میکند.
این یعنی مدیریت ریسک کشور تکهتکه و پراکنده است.
۳) اثر چندپارچگی بر انطباق (قانونمداری و نظم)
وقتی حاکمیت واحد نیست، قوانین و مقررات هم:
# یکپارچه اجرا نمیشوند
برخی بخشها سختگیرند، برخی بخشها نه.
# تفسیر قانون متفاوت میشود
افراد و سازمانها ممکن است یک قانون را به شکلهای مختلف اجرا کنند.
#نظارت یکنواخت و استاندارد نیست
در نتیجه:
مردم تجربه یکسانی از اجرای قانون ندارند
اعتماد عمومی کاهش پیدا میکند
احساس بیعدالتی به وجود میآید
وقتی حاکمیت منسجم نباشد:
هدفها چندگانه میشوند
تصمیمگیری کند و متناقض میشود
ریسکها افزایش پیدا میکنند
قانونمداری غیر یکنواخت میشود
نارضایتی و ناکارآمدی رشد میکند
این دقیقاً مثل باشگاه فوتبالی است که هم مدیرعامل، هم مالک، هم هیئتمدیره، هم اسپانسر و هم مربی، هر کدام یک سبک و برنامه دارند و هیچکدام جلوتر یا عقبتر نمیروند.
نتیجه؟ تیم خوب بازی نمیکند، حتی اگر بازیکنان خوب باشند.
نسخه پیشنهادی برای اصلاح اداره کشور براساس GRC
۱) یکپارچهسازی حاکمیت
تعیین واضح اینکه «چه نهادی تصمیم نهایی را میگیرد»
حذف همپوشانی وظایف
ایجاد مرکز هماهنگی ملی (National Coordination Center)
شفافیت در نقشها و مسئولیتها
۲) ایجاد سیستم مدیریت ریسک ملی
شناسایی ریسکهای کلان (اقتصادی، محیطی، اجتماعی، فناوری…)
ایجاد «کمیته ریسک ملی»
سناریونویسی و پیشبینی بحرانها
گزارشدهی دورهای عمومی
۳) انطباق و نظارت استاندارد
مجموعه قوانین ساده و قابل فهم
نظارت یکپارچه و غیرتبعیضی
طراحی سامانههای دیجیتال برای اجرای یکنواخت قانون
آموزش عمومی و تخصصی درباره قوانین جدید
۴) دیجیتالیسازی فرایندهای حاکمیتی
گردش کار یکسان
کاهش سلیقهگرایی
کاهش فساد
افزایش شفافیت و کارایی
GRC
مخفف سه واژه است:
G — Governance (حاکمیت / راهبری)
R — Risk (ریسک / مدیریت خطر)
C — Compliance (انطباق / رعایت قوانین و مقررات)
یعنی یک چارچوب برای اینکه هر سازمان یا کشور بتواند:
درست تصمیم بگیرد (Governance)
خطرها را پیشبینی و کنترل کند (Risk)
قوانین را شفاف و یکنواخت اجرا کند (Compliance)
کشور هم مانند هواپیما، ماشین، شرکت یا باشگاه فوتبال برای عملکرد درست نیاز دارد که یک نظام حاکمیت منسجم، یک مدیریت ریسک متمرکز و یک چارچوب انطباق قابل نظارت داشته باشد.
اما در بسیاری از کشورها، و در برخی موارد در کشور ما، این سه رکن بهطور کامل برقرار نیست و همین باعث چندپارچگی، ناهماهنگی و تصمیمگیریهای متضاد میشود.
۱) مشکل اصلی: حاکمیت یکی نیست
وقتی میگوییم «حاکمیت یکی نیست»، منظور این است که:
#مراکز متعدد تصمیمگیری وجود دارند
هر کدام بخشی از قدرت، منابع، وظایف و اختیارها را دارند اما
هماهنگی کامل میان آنها وجود ندارد.
مثل هواپیمایی که چند نفر همزمان بخواهند مسیر را تغییر دهند
یا ماشینی که دو نفر همزمان فرمان را بچرخانند.
# نقشها و مسئولیتها گاهی همپوشانی دارند
در نتیجه:
تصمیمها دیر گرفته میشود
تصمیمهای متناقض گرفته میشود
مسئولیتپذیری کاهش پیدا میکند («چه کسی پاسخگوست؟»)
# سیاستگذاری، اجرا و نظارت از هم جدا و پراکنده است
این باعث میشود:
سیاستگذاری کند و گاهی غیرواقعی باشد
اجرا از سیاستها عقب بماند
نظارت از قدرت کافی برخوردار نباشد
۲) اثر این چندپارچگی بر ریسکها
وقتی حاکمیت واحد و منسجم نباشد، مدیریت ریسک کشور آسیب میبیند:
# ریسکها دیر شناخته میشوند
بحرانها معمولاً تا زمانی که بزرگ نشدهاند دیده نمیشوند.
#هر نهاد خطر را از نگاه خودش میسنجد
و نتیجه این میشود که:
برخی ریسکها بیشازحد بزرگ میشوند
برخی ریسکها نادیده گرفته میشوند
# ریسک ملی تبدیل به ریسک بخشی میشود
بهجای اینکه «ریسک کشور» مدیریت شود، هر نهاد فقط «ریسک خودش» را مدیریت میکند.
این یعنی مدیریت ریسک کشور تکهتکه و پراکنده است.
۳) اثر چندپارچگی بر انطباق (قانونمداری و نظم)
وقتی حاکمیت واحد نیست، قوانین و مقررات هم:
# یکپارچه اجرا نمیشوند
برخی بخشها سختگیرند، برخی بخشها نه.
# تفسیر قانون متفاوت میشود
افراد و سازمانها ممکن است یک قانون را به شکلهای مختلف اجرا کنند.
#نظارت یکنواخت و استاندارد نیست
در نتیجه:
مردم تجربه یکسانی از اجرای قانون ندارند
اعتماد عمومی کاهش پیدا میکند
احساس بیعدالتی به وجود میآید
وقتی حاکمیت منسجم نباشد:
هدفها چندگانه میشوند
تصمیمگیری کند و متناقض میشود
ریسکها افزایش پیدا میکنند
قانونمداری غیر یکنواخت میشود
نارضایتی و ناکارآمدی رشد میکند
این دقیقاً مثل باشگاه فوتبالی است که هم مدیرعامل، هم مالک، هم هیئتمدیره، هم اسپانسر و هم مربی، هر کدام یک سبک و برنامه دارند و هیچکدام جلوتر یا عقبتر نمیروند.
نتیجه؟ تیم خوب بازی نمیکند، حتی اگر بازیکنان خوب باشند.
نسخه پیشنهادی برای اصلاح اداره کشور براساس GRC
۱) یکپارچهسازی حاکمیت
تعیین واضح اینکه «چه نهادی تصمیم نهایی را میگیرد»
حذف همپوشانی وظایف
ایجاد مرکز هماهنگی ملی (National Coordination Center)
شفافیت در نقشها و مسئولیتها
۲) ایجاد سیستم مدیریت ریسک ملی
شناسایی ریسکهای کلان (اقتصادی، محیطی، اجتماعی، فناوری…)
ایجاد «کمیته ریسک ملی»
سناریونویسی و پیشبینی بحرانها
گزارشدهی دورهای عمومی
۳) انطباق و نظارت استاندارد
مجموعه قوانین ساده و قابل فهم
نظارت یکپارچه و غیرتبعیضی
طراحی سامانههای دیجیتال برای اجرای یکنواخت قانون
آموزش عمومی و تخصصی درباره قوانین جدید
۴) دیجیتالیسازی فرایندهای حاکمیتی
گردش کار یکسان
کاهش سلیقهگرایی
کاهش فساد
افزایش شفافیت و کارایی
✳️ایرانیان و یوتیوب فارسی
نمافر در گزارش جدید خود به دادههای جالبی از یوتیوب فارسی پرداخته است.این گزارش نشان میدهد که پس از یک دهه رشد مستمرازسال ۲۰۱۱،زیستبوم یوتیوب فارسی بین سالهای ۲۰۱۹تا۲۰۲۳ به اوج فعالیت ودوران طلای خود رسید،بهطوریکه ۱,۸۵۸ کانال جدید،معادل حدود ۲۰ درصد از کل کانالهای موجود تنها در سال۲۰۲۳ تأسیس شدند.دادهها حاکی از یک کاهش قابل توجه در سال ۲۰۲۴ است که درآن تعداد کانالهای تازه تأسیس به۱۰۱۳ مورد کاهش یافته است دادهها نشان میدهد که بیش از نیمی از کانالها (حدود ۵۲٪) کمتر از ۵ هزار دنبالکننده دارند و بیشترین تمرکز کانالها در بازهی ۱ تا ۵۰ هزار نفر است. در نقطه مقابل، باشگاه میلیونرها بسیار انحصاری است: تنها ۵ کانال از مرز یک میلیون دنبالکننده عبور کردهاند و تعداد کانالهای بالای پانصد هزار دنبالکننده نیز به ۲۵ عدد محدود میشودتمایل غالب تولیدکنندگان فارسیزبان، سرمایهگذاری بر «آموزش و یادگیری» بوده است. این حوزه به تنهایی با ثبت ۳۱۷۳ کانال (بیش از ۳۰ درصد)، با اختلافی چشمگیر در رتبه اول قرار دارد. فیلم و سرگرمی رتبه بعدی است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
نمافر در گزارش جدید خود به دادههای جالبی از یوتیوب فارسی پرداخته است.این گزارش نشان میدهد که پس از یک دهه رشد مستمرازسال ۲۰۱۱،زیستبوم یوتیوب فارسی بین سالهای ۲۰۱۹تا۲۰۲۳ به اوج فعالیت ودوران طلای خود رسید،بهطوریکه ۱,۸۵۸ کانال جدید،معادل حدود ۲۰ درصد از کل کانالهای موجود تنها در سال۲۰۲۳ تأسیس شدند.دادهها حاکی از یک کاهش قابل توجه در سال ۲۰۲۴ است که درآن تعداد کانالهای تازه تأسیس به۱۰۱۳ مورد کاهش یافته است دادهها نشان میدهد که بیش از نیمی از کانالها (حدود ۵۲٪) کمتر از ۵ هزار دنبالکننده دارند و بیشترین تمرکز کانالها در بازهی ۱ تا ۵۰ هزار نفر است. در نقطه مقابل، باشگاه میلیونرها بسیار انحصاری است: تنها ۵ کانال از مرز یک میلیون دنبالکننده عبور کردهاند و تعداد کانالهای بالای پانصد هزار دنبالکننده نیز به ۲۵ عدد محدود میشودتمایل غالب تولیدکنندگان فارسیزبان، سرمایهگذاری بر «آموزش و یادگیری» بوده است. این حوزه به تنهایی با ثبت ۳۱۷۳ کانال (بیش از ۳۰ درصد)، با اختلافی چشمگیر در رتبه اول قرار دارد. فیلم و سرگرمی رتبه بعدی است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تمام آنچه کارکنان میخواهند:
رفاه، انعطافپذیری و توسعه شغلی
✅ شرکت گوگل در تحقیقی با مشارکت Ipsos که یک شرکت فعال درزمینه تحقیقات بازار است مطالعهای را روی ۱۰۰۰ نفر از کارمندان آمریکایی که در سطوح مختلف شغلی و در شرکتهای مختلف مشغول فعالیت بودند انجام دادند و از آنها در مورد تجربیات، دیدگاهها و امیدشان به آینده پرسیدند و به نتایج جالبتوجهی دست پیدا کردند.
🔸یکی از عجیبترین یافتههای برآمده از این تحقیق این بود که ۷۶درصد شرکتکنندگان در تحقیق مشترک گوگل اعلام کردند که از شغل کنونیشان رضایت دارند اما در همین حال ۵۸درصدشان گفتند که بهطور فعال در حال جستوجو برای پیدا کردن شغل یا موقعیت بهتری در سازمان خود یا خارج از آن هستند.
🔸این نکته جالب حکایت از آن دارد که رضایت شغلی کارکنان در موقعیت کنونیشان دلیلی نمیشود که آنها به دنبال فرصتهای جدید و بهتر شغلی نباشند و آنچه در اینجا بیشتر از هر چیزی به چشم میآید و عاملی تعیینکننده درزمینه آینده کاری افراد بهحساب میآید چیزی نیست مگر «تغییر».
در اینجا نگاهی میاندازیم به سه یافته اصلی و آموزنده تحقیق مشترک گوگل:
1️⃣ کارکنان هم به پول فکر میکنند و هم به کیفیت زندگی
اگرچه حقوق و مزایای مالی برای کارکنان مهم است، اما تحقیقات نشان داده که آنچه برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است رفاه و سلامتشان است. بنابراین لازم است تمام سازمانها بهصورت دورهای اقدام به انجام مطالعات موردی درباره انتظارات کارکنان در ارتباط با رفاه و آرامششان کنند تا بهطور دقیق بفهمند لازم است چه پیشنهادهای جدیدی باید به کارکنانشان ارائه دهند.
2️⃣ انعطافپذیری، پادشاه است
انعطافپذیریِ بیشتر در برابر کارکنان چیزی بود که در دوران همهگیری کرونا بر سازمانها تحمیل شد و آنها را مجبور کرد در واکنش به وضعیت اضطراری ماههای اول همهگیری و قرنطینه سراسری، این حق را به کارکنانشان بدهند تا خودشان تعیین کنند که چه موقع، کجا و چطور کار کنند.
با پایان همهگیری کرونا و بازگشت به شرایط عادی نیز لازم است که رهبران سازمانها همچنان بهحق انتخابِ کارکنان احترام گذاشته و انعطافپذیری سازمانی را تداوم بخشند.
3️⃣ لازم است که درزمینه توسعه کاری کارکنان سرمایهگذاری کرد
تحقیقات نشان داد که اگر کارکنان یک سازمان به این اطمینان برسند که رهبران سازمان بهطور پیوسته به فکر توسعه شغلی آنها هستند و میکوشند تا با ارائه آموزشهای بیشتر آینده شغلی بهتری را برای آنها رقم بزنند، در این حالت تمایل آنها به ترک سازمان به میزان چشمگیری کاهش مییابد.
با اینهمه باید دانست که کمک سازمانها به پیشرفت شغلی کارکنانشان فقط به تقویت مهارتهای سخت و تواناییهای فنی آنها محدود نمیشود، بلکه بسیاری از کارکنان از سازمانهای خود این انتظار رادارند تا درزمینه تقویت مهارتهای نرم مانند مهارتهای ارتباطی نیز اقدام کنند.
✍منبع: business insider
گروه آموزش های نرم وحرفه ای
https://t.me/ExecutiveManagement
رفاه، انعطافپذیری و توسعه شغلی
✅ شرکت گوگل در تحقیقی با مشارکت Ipsos که یک شرکت فعال درزمینه تحقیقات بازار است مطالعهای را روی ۱۰۰۰ نفر از کارمندان آمریکایی که در سطوح مختلف شغلی و در شرکتهای مختلف مشغول فعالیت بودند انجام دادند و از آنها در مورد تجربیات، دیدگاهها و امیدشان به آینده پرسیدند و به نتایج جالبتوجهی دست پیدا کردند.
🔸یکی از عجیبترین یافتههای برآمده از این تحقیق این بود که ۷۶درصد شرکتکنندگان در تحقیق مشترک گوگل اعلام کردند که از شغل کنونیشان رضایت دارند اما در همین حال ۵۸درصدشان گفتند که بهطور فعال در حال جستوجو برای پیدا کردن شغل یا موقعیت بهتری در سازمان خود یا خارج از آن هستند.
🔸این نکته جالب حکایت از آن دارد که رضایت شغلی کارکنان در موقعیت کنونیشان دلیلی نمیشود که آنها به دنبال فرصتهای جدید و بهتر شغلی نباشند و آنچه در اینجا بیشتر از هر چیزی به چشم میآید و عاملی تعیینکننده درزمینه آینده کاری افراد بهحساب میآید چیزی نیست مگر «تغییر».
در اینجا نگاهی میاندازیم به سه یافته اصلی و آموزنده تحقیق مشترک گوگل:
1️⃣ کارکنان هم به پول فکر میکنند و هم به کیفیت زندگی
اگرچه حقوق و مزایای مالی برای کارکنان مهم است، اما تحقیقات نشان داده که آنچه برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است رفاه و سلامتشان است. بنابراین لازم است تمام سازمانها بهصورت دورهای اقدام به انجام مطالعات موردی درباره انتظارات کارکنان در ارتباط با رفاه و آرامششان کنند تا بهطور دقیق بفهمند لازم است چه پیشنهادهای جدیدی باید به کارکنانشان ارائه دهند.
2️⃣ انعطافپذیری، پادشاه است
انعطافپذیریِ بیشتر در برابر کارکنان چیزی بود که در دوران همهگیری کرونا بر سازمانها تحمیل شد و آنها را مجبور کرد در واکنش به وضعیت اضطراری ماههای اول همهگیری و قرنطینه سراسری، این حق را به کارکنانشان بدهند تا خودشان تعیین کنند که چه موقع، کجا و چطور کار کنند.
با پایان همهگیری کرونا و بازگشت به شرایط عادی نیز لازم است که رهبران سازمانها همچنان بهحق انتخابِ کارکنان احترام گذاشته و انعطافپذیری سازمانی را تداوم بخشند.
3️⃣ لازم است که درزمینه توسعه کاری کارکنان سرمایهگذاری کرد
تحقیقات نشان داد که اگر کارکنان یک سازمان به این اطمینان برسند که رهبران سازمان بهطور پیوسته به فکر توسعه شغلی آنها هستند و میکوشند تا با ارائه آموزشهای بیشتر آینده شغلی بهتری را برای آنها رقم بزنند، در این حالت تمایل آنها به ترک سازمان به میزان چشمگیری کاهش مییابد.
با اینهمه باید دانست که کمک سازمانها به پیشرفت شغلی کارکنانشان فقط به تقویت مهارتهای سخت و تواناییهای فنی آنها محدود نمیشود، بلکه بسیاری از کارکنان از سازمانهای خود این انتظار رادارند تا درزمینه تقویت مهارتهای نرم مانند مهارتهای ارتباطی نیز اقدام کنند.
✍منبع: business insider
گروه آموزش های نرم وحرفه ای
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
آیین نامه استقرار تدریجی نظام بودجهریزی و پرداخت مبتنی بر عملکرد در دستگاههای اجرایی - پایگاه خبری اختبار https://share.google/qnBi3x6GnsxcjzMGe
پایگاه خبری اختبار
آیین نامه استقرار تدریجی نظام بودجهریزی و پرداخت مبتنی بر عملکرد در دستگاههای اجرایی
کلیه دستگاههای اجرایی هیئت وزیران در جلسه ۱۴۰۴/۸/۷ به پیشنهاد سازمان برنامه و بودجه کشور و به استناد اصول یکصد و بیست و ششم و یکصد و سی و هشتم قانون
✳️ رنج پرداخت
🖊️الهام حمیدی
✅ اگر از شما سوال کنند «چرا برای خرید کردن به جای کارت، پول نقد همراه نمیبرید؟»، اولین جوابی که به ذهن شما میرسد این است که طبیعتاً حمل یک کارت راحتتر از حمل یک مشت اسکناس است. آیا راحتی واقعاً تنها دلیل جهانی شدن کارت و حرکت کشورها به سوی حذف پول نقد بوده است؟ جدای از تاثیر چشمگیر کارتهای اعتباری و نقدی در مبارزه با پولشویی و فساد، عوامل روانشناسی زیادی هم در محبوبیت این کارتها وجود دارد.
□با بررسی که سالها بر روی رفتار مصرفکنندگان و خریداران در حوزه اقتصاد رفتاری انجام شده به این نتیجه میرسیم که رفتار انسان لزوماً همیشه رفتاری منطقی نیست. قضاوت و تصمیمگیری ما بسیار خطاپذیر و بر اساس شرایط متغیر است، مثلاً همین رفتار دوگانه خریداران هنگام خرید با پول نقد، کارت اعتباری یا کارت نقدی. فرآیند حسابداری مغز که ابزاری مهم در تصمیمگیریهای مالی ما محسوب میشود، تصمیمات متفاوت و گاهی غیرقابلپیشبینی در این شرایط میگیرد.
□مثال قدیمی که برای درک بهتر عملکردهای دوگانه مغز در تصمیمگیریهای مالی مطرح میشود، همان فرضیه قدیمی بلیت سینماست: فرض کنید به سینما رفتهاید و میخواهید یک بلیت به قیمت ۱۰ دلار بخرید، ناگهان متوجه میشوید که در مسیر خود ۱۰ دلار از پول خود را گم کردهاید. آیا همچنان راغب به خرید بلیت ۱۰ دلاری سینما هستید یا از دیدن فیلم منصرف میشوید؟
●حالا این شرایط را با سناریوی دیگر تصور کنید، اینکه شما بلیت سینما را از قبل خریدهاید و حالا بلیت ۱۰ دلاری شما در راه گم شده است، نه اسکناس ۱۰ دلاری. آیا در این شرایط بلیت دیگری خریداری میکنید؟
○کانمن و تورسکی در سال ۱۹۸۳ با این فرضیه، تحقیقی انجام دادند و نتایج این تحقیق نشان داد که بیش از ۸۸ درصد گروه اول که از لحاظ ذهنی آماده پرداخت ۱۰ دلار در گیشه بلیتفروشی بودند، اعلام کردند که حاضرند با وجود گم شدن ۱۰ دلار از پولشان، همچنان بلیت بخرند تا فیلم را ببینند ولی فقط ۴۴ درصد گروه دوم حاضر به پرداخت ۱۰ دلار دیگر برای خرید بلیت شدند. آنها همچنین احساس میکردند که هزینه دیدن فیلم دو برابر شده است.
■ذهن مالی انسان نمیتواند ارزش یک بلیت ۱۰ دلاری گمشده را با اسکناس ۱۰ دلاری گمشده یکسان بداند و از اینرو تصمیمات متفاوتی در شرایط مشابه اتخاذ میکند.
از خطاهای دیگر ذهن حسابدار ما راحت خرج کردن هدایای نقدی و مبالغی است که در لاتاریها میبریم. از آنجا که این مبالغ جزئی از درآمد منظم ما محسوب نمیشود، ذهن مقاومت کمتری برای خرج کردن آنها دارد، گویی ارزش درآمد ما بیشتر از ارزش هدایا و پولهای لاتاری است. ذهن ما قابلیت درک این نکته ساده را ندارد که پولها همه یکسان هستند و الگوی متفاوت خرج کردن آن رفتار منطقی محسوب نمیشود.
□به گفته بسیاری از محققان ذهن ما نمیتواند مشاور خوبی برای امور مالیمان باشد. فقط کافی است به رفتار آن در موقعیتهای مالی متفاوت دقت کنید. برای مثال، همین رفتار عجیب و دوگانه مغز هنگام خرید با کارت اعتباری و هنگام خرید به صورت نقدی.
●در تحقیقی که محققان دانشگاه امآیتی (Prelec & Simester) در سال ۲۰۰۱ انجام دادند، میزان اشتیاق به پرداخت در خرید اعتباری و نقدی مورد مقایسه قرار گرفت. آنها مزایدهای برای بلیتهای یک مسابقه ورزشی برگزار کردند و نتایج تحقیق نشان داد خریدارانی که با کارت اعتباری بلیت خریده بودند تقریباً دو برابر بیشتر از خریداران نقدی، پول پرداخت کرده بودند، به عبارت دیگر، میزان اشتیاق به پرداخت در پرداختکنندگان اعتباری دو برابر بود.
○نتایج مشابه دیگری را میتوان در مطالعات انجامشده (راگهوبیر و سریواستاوا سال ۲۰۰۸ و فینکلستاین سال ۲۰۰۹) مشاهده کرد که در آنها نیز شرکتکنندگان تحقیق در هنگام خرید به صورت اعتباری، پول بیشتری نسبت به پرداخت نقدی خرج کردند. در مطالعهای دیگر شرکتکنندگان در تحقیق اعلام کرده بودند که برای برگزاری مهمانی شکرگزاری اگر کارت اعتباری در اختیار داشته باشند ۱۷۵ دلار خرید میکنند ولی اگر قرار باشد با پول نقد خرید کنند ۱۴۵ دلار بیشتر خرج مهمانیشان نمیکنند.
■یک دلیل این رفتار غیرمنطقی ذهن ناشی از پدیدهای به نام «رنج پرداخت» است. «رنج پرداخت» همان استرس عاطفی است که زمان خرج کردن پول تجربه میکنیم که گاهی از آن به نام مالیات اخلاقی خرید نیز یاد میشود.
□این واژه را اولینبار اوفر زلرمایر در رساله دکترای خود در سال ۱۹۹۶ به کار برد و از آن زمان این پدیده از سوی بسیاری از اقتصاددانان رفتاری مانند دن آریلی مورد استفاده قرار گرفته است. زلرمایر در رساله خود واکنشهای متفاوت افراد را به پرداختهایی که انجام میدهند مورد بررسی قرار داد. بعضی پرداختها با خشم و بعضی از آنها با لذت همراه بود.
🖊️الهام حمیدی
✅ اگر از شما سوال کنند «چرا برای خرید کردن به جای کارت، پول نقد همراه نمیبرید؟»، اولین جوابی که به ذهن شما میرسد این است که طبیعتاً حمل یک کارت راحتتر از حمل یک مشت اسکناس است. آیا راحتی واقعاً تنها دلیل جهانی شدن کارت و حرکت کشورها به سوی حذف پول نقد بوده است؟ جدای از تاثیر چشمگیر کارتهای اعتباری و نقدی در مبارزه با پولشویی و فساد، عوامل روانشناسی زیادی هم در محبوبیت این کارتها وجود دارد.
□با بررسی که سالها بر روی رفتار مصرفکنندگان و خریداران در حوزه اقتصاد رفتاری انجام شده به این نتیجه میرسیم که رفتار انسان لزوماً همیشه رفتاری منطقی نیست. قضاوت و تصمیمگیری ما بسیار خطاپذیر و بر اساس شرایط متغیر است، مثلاً همین رفتار دوگانه خریداران هنگام خرید با پول نقد، کارت اعتباری یا کارت نقدی. فرآیند حسابداری مغز که ابزاری مهم در تصمیمگیریهای مالی ما محسوب میشود، تصمیمات متفاوت و گاهی غیرقابلپیشبینی در این شرایط میگیرد.
□مثال قدیمی که برای درک بهتر عملکردهای دوگانه مغز در تصمیمگیریهای مالی مطرح میشود، همان فرضیه قدیمی بلیت سینماست: فرض کنید به سینما رفتهاید و میخواهید یک بلیت به قیمت ۱۰ دلار بخرید، ناگهان متوجه میشوید که در مسیر خود ۱۰ دلار از پول خود را گم کردهاید. آیا همچنان راغب به خرید بلیت ۱۰ دلاری سینما هستید یا از دیدن فیلم منصرف میشوید؟
●حالا این شرایط را با سناریوی دیگر تصور کنید، اینکه شما بلیت سینما را از قبل خریدهاید و حالا بلیت ۱۰ دلاری شما در راه گم شده است، نه اسکناس ۱۰ دلاری. آیا در این شرایط بلیت دیگری خریداری میکنید؟
○کانمن و تورسکی در سال ۱۹۸۳ با این فرضیه، تحقیقی انجام دادند و نتایج این تحقیق نشان داد که بیش از ۸۸ درصد گروه اول که از لحاظ ذهنی آماده پرداخت ۱۰ دلار در گیشه بلیتفروشی بودند، اعلام کردند که حاضرند با وجود گم شدن ۱۰ دلار از پولشان، همچنان بلیت بخرند تا فیلم را ببینند ولی فقط ۴۴ درصد گروه دوم حاضر به پرداخت ۱۰ دلار دیگر برای خرید بلیت شدند. آنها همچنین احساس میکردند که هزینه دیدن فیلم دو برابر شده است.
■ذهن مالی انسان نمیتواند ارزش یک بلیت ۱۰ دلاری گمشده را با اسکناس ۱۰ دلاری گمشده یکسان بداند و از اینرو تصمیمات متفاوتی در شرایط مشابه اتخاذ میکند.
از خطاهای دیگر ذهن حسابدار ما راحت خرج کردن هدایای نقدی و مبالغی است که در لاتاریها میبریم. از آنجا که این مبالغ جزئی از درآمد منظم ما محسوب نمیشود، ذهن مقاومت کمتری برای خرج کردن آنها دارد، گویی ارزش درآمد ما بیشتر از ارزش هدایا و پولهای لاتاری است. ذهن ما قابلیت درک این نکته ساده را ندارد که پولها همه یکسان هستند و الگوی متفاوت خرج کردن آن رفتار منطقی محسوب نمیشود.
□به گفته بسیاری از محققان ذهن ما نمیتواند مشاور خوبی برای امور مالیمان باشد. فقط کافی است به رفتار آن در موقعیتهای مالی متفاوت دقت کنید. برای مثال، همین رفتار عجیب و دوگانه مغز هنگام خرید با کارت اعتباری و هنگام خرید به صورت نقدی.
●در تحقیقی که محققان دانشگاه امآیتی (Prelec & Simester) در سال ۲۰۰۱ انجام دادند، میزان اشتیاق به پرداخت در خرید اعتباری و نقدی مورد مقایسه قرار گرفت. آنها مزایدهای برای بلیتهای یک مسابقه ورزشی برگزار کردند و نتایج تحقیق نشان داد خریدارانی که با کارت اعتباری بلیت خریده بودند تقریباً دو برابر بیشتر از خریداران نقدی، پول پرداخت کرده بودند، به عبارت دیگر، میزان اشتیاق به پرداخت در پرداختکنندگان اعتباری دو برابر بود.
○نتایج مشابه دیگری را میتوان در مطالعات انجامشده (راگهوبیر و سریواستاوا سال ۲۰۰۸ و فینکلستاین سال ۲۰۰۹) مشاهده کرد که در آنها نیز شرکتکنندگان تحقیق در هنگام خرید به صورت اعتباری، پول بیشتری نسبت به پرداخت نقدی خرج کردند. در مطالعهای دیگر شرکتکنندگان در تحقیق اعلام کرده بودند که برای برگزاری مهمانی شکرگزاری اگر کارت اعتباری در اختیار داشته باشند ۱۷۵ دلار خرید میکنند ولی اگر قرار باشد با پول نقد خرید کنند ۱۴۵ دلار بیشتر خرج مهمانیشان نمیکنند.
■یک دلیل این رفتار غیرمنطقی ذهن ناشی از پدیدهای به نام «رنج پرداخت» است. «رنج پرداخت» همان استرس عاطفی است که زمان خرج کردن پول تجربه میکنیم که گاهی از آن به نام مالیات اخلاقی خرید نیز یاد میشود.
□این واژه را اولینبار اوفر زلرمایر در رساله دکترای خود در سال ۱۹۹۶ به کار برد و از آن زمان این پدیده از سوی بسیاری از اقتصاددانان رفتاری مانند دن آریلی مورد استفاده قرار گرفته است. زلرمایر در رساله خود واکنشهای متفاوت افراد را به پرداختهایی که انجام میدهند مورد بررسی قرار داد. بعضی پرداختها با خشم و بعضی از آنها با لذت همراه بود.
●در تحقیقی که نتایج غیرقابل انتظاری به همراه داشت (Bagchi & Block, ۲۰۱۱)، محققان به بررسی تاثیر «رنج پرداخت» بر روی چگونگی خرید تفننی خوراکی و هوسهای زودگذر مواد غذایی پرداختند. آنها در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که در خریدهای تفننی خوراکی که با پول نقد انجام میشود، هرچه «رنج پرداخت» بیشتر باشد میزان افراط در مصرف خوراکیهای فوری بیشتر میشود.
○یکی از آزمایشهای این محققان نشان داد اگر ما هوس خوراکی گرانی بکنیم و همان لحظه برای خوردن آن پول نقد پرداخت کرده و آن را بخریم، رنج پرداخت آن با هیجان و انتظار لذتبخشی که برای خوردن آن تجربه میکنیم خنثی میشود. در آزمایش دیگری همین محققان نشان دادند مراجعهکنندگان به یک کافیشاپ در صورت خرید نقدی ۸۰ کالری بیشتر مصرف میکنند تا کسانی که با کارت اعتباری سفارش خود را ثبت میکنند. این یعنی وقتی خرید خوراکیها برای مصرف فوری، به صورت نقدی باشد، خریداران در غذا خوردن بیشتر افراط میکنند.
■از نظر محققان، مصرفکنندگان به دنبال التیام رنج ناشی از پرداخت نقدی خود هستند و افراط در مصرف فوری آن یک راه التیام رنج احساسشده است.
□وقتی همه یافتههای این تحقیقات را کنار هم میگذاریم، دنیای شتابان به سوی حذف پول نقد و همهگیری کارت اعتباری، جای ترسناکی برای زندگی میشود، آنهم در شرایطی که میدانیم کارتهای اعتباری ما را به سوی ولخرجی، کمارزش شدن جنسهای خریداریشده و بیبرنامگی مالی سوق میدهند. البته نمیتوان همه مشکلات مالیمان را با استفاده از پول نقد حل کرد ولی حداقل میتوان با افزایش آگاهی از تاثیر کارت اعتباری بر نوع خرید کردنمان، مخارج بیرویه حسابنشده را کنترل کرد. در واقع برای مدیریت امور مالیمان باید به مهارتی برسیم که بتوانیم گاهی هم بدون کارت اعتباریمان، چند اسکناس در جیب گذاشته و از خانه خارج شویم.
منبع:هفته نامه تجارت فردا. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
○یکی از آزمایشهای این محققان نشان داد اگر ما هوس خوراکی گرانی بکنیم و همان لحظه برای خوردن آن پول نقد پرداخت کرده و آن را بخریم، رنج پرداخت آن با هیجان و انتظار لذتبخشی که برای خوردن آن تجربه میکنیم خنثی میشود. در آزمایش دیگری همین محققان نشان دادند مراجعهکنندگان به یک کافیشاپ در صورت خرید نقدی ۸۰ کالری بیشتر مصرف میکنند تا کسانی که با کارت اعتباری سفارش خود را ثبت میکنند. این یعنی وقتی خرید خوراکیها برای مصرف فوری، به صورت نقدی باشد، خریداران در غذا خوردن بیشتر افراط میکنند.
■از نظر محققان، مصرفکنندگان به دنبال التیام رنج ناشی از پرداخت نقدی خود هستند و افراط در مصرف فوری آن یک راه التیام رنج احساسشده است.
□وقتی همه یافتههای این تحقیقات را کنار هم میگذاریم، دنیای شتابان به سوی حذف پول نقد و همهگیری کارت اعتباری، جای ترسناکی برای زندگی میشود، آنهم در شرایطی که میدانیم کارتهای اعتباری ما را به سوی ولخرجی، کمارزش شدن جنسهای خریداریشده و بیبرنامگی مالی سوق میدهند. البته نمیتوان همه مشکلات مالیمان را با استفاده از پول نقد حل کرد ولی حداقل میتوان با افزایش آگاهی از تاثیر کارت اعتباری بر نوع خرید کردنمان، مخارج بیرویه حسابنشده را کنترل کرد. در واقع برای مدیریت امور مالیمان باید به مهارتی برسیم که بتوانیم گاهی هم بدون کارت اعتباریمان، چند اسکناس در جیب گذاشته و از خانه خارج شویم.
منبع:هفته نامه تجارت فردا. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
✳️ خلاصه مقاله اول از ویژه نامه اکونومیست
Ten themes to watch
✅ جهان پیشرو ۲۰۲۶
دنیا دنیای دونالد ترامپ است و ما فقط در آن زندگی میکنیم. «اخلالگرِ ارشد» بزرگترین عامل شکلدهندهٔ امور جهانی در سال ۲۰۲۵ بود و تا زمانی که در کاخ سفید بماند، همینطور خواهد بود. رویکرد هنجارشکن او در برخی حوزهها موجب آشوب شده، اما در مواردی دیگر (مانند غزه) دستاوردهای دیپلماتیک داشته. با ادامه چرخش «ترامپنِیدو» در ۲۰۲۶، ده روند و موضوعی که باید در سال پیشرو مراقبشان بود، اینها هستند:
۱. ۲۵۰ سالگی آمریکا 🇺🇸
سال ۲۰۲۶ برای آمریکا نمادین است؛ ۲۵۰ سال از تأسیس کشور میگذرد و همین باعث میشود دموکراتها و جمهوریخواهان روایتهای کاملاً متفاوتی از گذشته و حال و آینده ارائه کنند. انتخابات میاندورهای نوامبر تعیین میکند نگاه مردم چیست، اما حتی اگر دموکراتها پیروز شوند، سبک حکمرانی ترامپ—از فشار و تعرفه تا فرامین اجرایی—ادامه خواهد یافت.
۲. سرگردانی ژئوپولیتیک 🌍
تحلیلگران درباره وضعیت جهان اختلاف دارند: آیا در آستانه یک جنگ سرد جدیدیم یا جهان به حوزههای نفوذ آمریکا، روسیه و چین تقسیم میشود؟ اما واقعیت این است که ترامپ به معاملههای موردی و غریزی علاقه دارد، نه استراتژیهای بزرگ. بنابراین نظم مبتنی بر قواعد جهانی بیشتر فرسوده میشود و همکاریهای محدود و موردی میان کشورهای همنظر شکل میگیرد.
۳. جنگ یا صلح؟ ⚔️🕊️
ممکن است آتشبس شکننده غزه حفظ شود، اما جنگها در اوکراین، سودان و میانمار ادامه خواهد داشت. روسیه و چین با اقدامات «منطقه خاکستری» در اروپا و دریای جنوبی چین، تعهد آمریکا را میسنجند. مرز میان جنگ و صلح در حوزههایی مثل قطب شمال، فضا، بستر دریا و فضای سایبری مبهمتر میشود.
۴. چالشهای سخت اروپا 🇪🇺
اروپا باید هم هزینههای دفاعی را بالا ببرد و هم اقتصادش را تقویت کند، در حالی که با کسریهای بزرگ و خطر رشد احزاب راست افراطی در اثر ریاضت اقتصادی روبهروست. اروپا همچنین میخواهد در حوزه تجارت آزاد و انرژی سبز پیشرو بماند، اما جمع کردن این اهداف کنار هم تقریباً ناممکن است. از طرفی، چون کشورهای ثروتمند بیش از توانشان خرج میکنند، خطر بحران بازار اوراق قرضه افزایش یافته است.
۵. فرصت تازه برای چین 🇨🇳
با اینکه اقتصاد چین با کاهش رشد، تورم منفی و مازاد تولید دستوپنجه نرم میکند، سیاست «اول آمریکا»ی ترامپ فرصتی برای گسترش نفوذ چین ایجاد کرده است. پکن خود را شریک قابلاعتمادتر به کشورهای جنوب جهانی معرفی میکند و توافقهای تجاری متعددی میبندد. چین آماده انجام معاملات تاکتیکی با آمریکا هست، به شرط اینکه رابطه دو کشور به سمت تقابل نرود.
۶. نگرانیهای اقتصادی جهان 📉
اقتصاد آمریکا تابآوری نشان داده، اما تعرفههای گسترده ترامپ رشد جهانی را کاهش میدهد. کشورهای ثروتمند با کسری بودجه جدی مواجهاند و همین خطر بحران بدهی را بالا برده است. تغییر رئیس فدرال رزرو در ماه مه ممکن است حساسیت بازار را تشدید کند و سیاسی شدن این نهاد میتواند بحران مالی ایجاد کند.
۷. نگرانی درباره هوش مصنوعی 🤖
سرمایهگذاری عظیم بر زیرساختهای AI شاید بخشهایی از ضعف اقتصاد آمریکا را پنهان کرده باشد. اگر این سرمایهگذاری بیش از حد خوشبینانه باشد، ترکیدن حباب محتمل است—البته همانطور که درباره برق و اینترنت هم رخ داد، این به معنی بیارزش بودن فناوری نیست. در عین حال، نگرانی درباره تأثیر AI بر مشاغل—بهویژه مشاغل دانشگاهدیدهها—افزایش مییابد.
۸. تصویری پیچیده از اقلیم 🌡️
هدف محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه عملاً از دست رفته و ترامپ با انرژیهای تجدیدپذیر میانه خوبی ندارد. با این حال، انتشار جهانی احتمالاً به اوج رسیده، فناوری پاک در جنوب جهانی رشد چشمگیر دارد و شرکتها بیسروصدا اهداف اقلیمیشان را دنبال میکنند تا از واکنش ترامپ دور بمانند. انرژی زمینگرمایی نیز احتمالاً نقش مهمی پیدا میکند.
۹. ورزش و سیاست در ۲۰۲۶ 🏆
جام جهانی فوتبال که قرار است بهطور مشترک در آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شود، تحت تأثیر روابط سرد این سه کشور ممکن است با استقبال کمتری روبهرو شود. از طرفی «بازیهای ارتقایافته» در لاسوگاس که استفاده از داروهای تقویتی را مجاز کردهاند، بحث بزرگی درباره مرز میان رقابت و تقلب ایجاد خواهند کرد.
۱۰. نسل جدید داروهای لاغری 💊
نسل جدید داروهای GLP-1 مؤثرتر، ارزانتر و به شکل قرص وارد بازار میشود و دسترسی گستردهتری برای کاهش وزن ایجاد میکند. این موج جدید دوباره سؤال قدیمی اخلاق عملکرد را زنده میکند: آیا این نوع «بهبود» نوعی تقلب است؟ بحثی که دیگر فقط مربوط به ورزشکاران نیست، بلکه به همه مردم مربوط است.
مدیران صنعت
https://t.me/ExecutiveManagement
Ten themes to watch
✅ جهان پیشرو ۲۰۲۶
دنیا دنیای دونالد ترامپ است و ما فقط در آن زندگی میکنیم. «اخلالگرِ ارشد» بزرگترین عامل شکلدهندهٔ امور جهانی در سال ۲۰۲۵ بود و تا زمانی که در کاخ سفید بماند، همینطور خواهد بود. رویکرد هنجارشکن او در برخی حوزهها موجب آشوب شده، اما در مواردی دیگر (مانند غزه) دستاوردهای دیپلماتیک داشته. با ادامه چرخش «ترامپنِیدو» در ۲۰۲۶، ده روند و موضوعی که باید در سال پیشرو مراقبشان بود، اینها هستند:
۱. ۲۵۰ سالگی آمریکا 🇺🇸
سال ۲۰۲۶ برای آمریکا نمادین است؛ ۲۵۰ سال از تأسیس کشور میگذرد و همین باعث میشود دموکراتها و جمهوریخواهان روایتهای کاملاً متفاوتی از گذشته و حال و آینده ارائه کنند. انتخابات میاندورهای نوامبر تعیین میکند نگاه مردم چیست، اما حتی اگر دموکراتها پیروز شوند، سبک حکمرانی ترامپ—از فشار و تعرفه تا فرامین اجرایی—ادامه خواهد یافت.
۲. سرگردانی ژئوپولیتیک 🌍
تحلیلگران درباره وضعیت جهان اختلاف دارند: آیا در آستانه یک جنگ سرد جدیدیم یا جهان به حوزههای نفوذ آمریکا، روسیه و چین تقسیم میشود؟ اما واقعیت این است که ترامپ به معاملههای موردی و غریزی علاقه دارد، نه استراتژیهای بزرگ. بنابراین نظم مبتنی بر قواعد جهانی بیشتر فرسوده میشود و همکاریهای محدود و موردی میان کشورهای همنظر شکل میگیرد.
۳. جنگ یا صلح؟ ⚔️🕊️
ممکن است آتشبس شکننده غزه حفظ شود، اما جنگها در اوکراین، سودان و میانمار ادامه خواهد داشت. روسیه و چین با اقدامات «منطقه خاکستری» در اروپا و دریای جنوبی چین، تعهد آمریکا را میسنجند. مرز میان جنگ و صلح در حوزههایی مثل قطب شمال، فضا، بستر دریا و فضای سایبری مبهمتر میشود.
۴. چالشهای سخت اروپا 🇪🇺
اروپا باید هم هزینههای دفاعی را بالا ببرد و هم اقتصادش را تقویت کند، در حالی که با کسریهای بزرگ و خطر رشد احزاب راست افراطی در اثر ریاضت اقتصادی روبهروست. اروپا همچنین میخواهد در حوزه تجارت آزاد و انرژی سبز پیشرو بماند، اما جمع کردن این اهداف کنار هم تقریباً ناممکن است. از طرفی، چون کشورهای ثروتمند بیش از توانشان خرج میکنند، خطر بحران بازار اوراق قرضه افزایش یافته است.
۵. فرصت تازه برای چین 🇨🇳
با اینکه اقتصاد چین با کاهش رشد، تورم منفی و مازاد تولید دستوپنجه نرم میکند، سیاست «اول آمریکا»ی ترامپ فرصتی برای گسترش نفوذ چین ایجاد کرده است. پکن خود را شریک قابلاعتمادتر به کشورهای جنوب جهانی معرفی میکند و توافقهای تجاری متعددی میبندد. چین آماده انجام معاملات تاکتیکی با آمریکا هست، به شرط اینکه رابطه دو کشور به سمت تقابل نرود.
۶. نگرانیهای اقتصادی جهان 📉
اقتصاد آمریکا تابآوری نشان داده، اما تعرفههای گسترده ترامپ رشد جهانی را کاهش میدهد. کشورهای ثروتمند با کسری بودجه جدی مواجهاند و همین خطر بحران بدهی را بالا برده است. تغییر رئیس فدرال رزرو در ماه مه ممکن است حساسیت بازار را تشدید کند و سیاسی شدن این نهاد میتواند بحران مالی ایجاد کند.
۷. نگرانی درباره هوش مصنوعی 🤖
سرمایهگذاری عظیم بر زیرساختهای AI شاید بخشهایی از ضعف اقتصاد آمریکا را پنهان کرده باشد. اگر این سرمایهگذاری بیش از حد خوشبینانه باشد، ترکیدن حباب محتمل است—البته همانطور که درباره برق و اینترنت هم رخ داد، این به معنی بیارزش بودن فناوری نیست. در عین حال، نگرانی درباره تأثیر AI بر مشاغل—بهویژه مشاغل دانشگاهدیدهها—افزایش مییابد.
۸. تصویری پیچیده از اقلیم 🌡️
هدف محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه عملاً از دست رفته و ترامپ با انرژیهای تجدیدپذیر میانه خوبی ندارد. با این حال، انتشار جهانی احتمالاً به اوج رسیده، فناوری پاک در جنوب جهانی رشد چشمگیر دارد و شرکتها بیسروصدا اهداف اقلیمیشان را دنبال میکنند تا از واکنش ترامپ دور بمانند. انرژی زمینگرمایی نیز احتمالاً نقش مهمی پیدا میکند.
۹. ورزش و سیاست در ۲۰۲۶ 🏆
جام جهانی فوتبال که قرار است بهطور مشترک در آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شود، تحت تأثیر روابط سرد این سه کشور ممکن است با استقبال کمتری روبهرو شود. از طرفی «بازیهای ارتقایافته» در لاسوگاس که استفاده از داروهای تقویتی را مجاز کردهاند، بحث بزرگی درباره مرز میان رقابت و تقلب ایجاد خواهند کرد.
۱۰. نسل جدید داروهای لاغری 💊
نسل جدید داروهای GLP-1 مؤثرتر، ارزانتر و به شکل قرص وارد بازار میشود و دسترسی گستردهتری برای کاهش وزن ایجاد میکند. این موج جدید دوباره سؤال قدیمی اخلاق عملکرد را زنده میکند: آیا این نوع «بهبود» نوعی تقلب است؟ بحثی که دیگر فقط مربوط به ورزشکاران نیست، بلکه به همه مردم مربوط است.
مدیران صنعت
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👎1
✳️ چرا باهوشترین افراد بصورت خاموش و آرام شرکت را ترک می کنند؟
✅ در شرکت ها حتماً شما هم شنیده و یا تجربه کرده اید، که کارمند یا کارشناسی بدون اطلاع قبلی و ناگهانی استعفا داد؟
برای پاسخ به این سؤال باید به نوروساینس اجتماعی، شبکههای مغزی تصمیمگیری، و مکانیسمهای عصبی مراجعه کنیم. پژوهشها نشان میدهند که زمانی که مغز انسان در محیط کاری احساس ناامنی، تحقیر یا بیعدالتی میکند، وارد وضعیت بقا میشود و مسیرهای شناختی بلندمدت خاموش میشوند؛ نتیجه؟ فرد بیسروصدا جدا میشود؛ ابتدا ذهنی، سپس فیزیکی.
سرزنش، تحقیر و نادیدهگرفتن چگونه مغز را وارد حالت تهدید میکنند؟ پژوهشهای نوروساینس نشان داده که تجربههای: سرزنش برای عوامل غیرقابلکنترل؛ تحقیر در جلسات؛ تضعیف سیستماتیک اعتماد به نفس سبب فعال شدن شبکه های مغزی threat; Insula; Amygdala و Hippotalamus میشوند. این شبکه ها در لحظههایی که فرد در معرض بیعدالتی یا تهدید اجتماعی است، فعال میشوند.
بهتدریج، مغز پیام واضحی دریافت میکند: این محیط امن نیست و بهتره راهی آرام و بی سر و صدا برای خلاص شدن خودم پیدا کنم!
آدم های هوشمند اینجا ترک سازمان را بصورت سکوت و آرام انتخاب می کنند، اما چرا؟سه مکانیسم مغزی این سکوت را شناسایی کرده ایم:
1) خاموشی یادگیری (Learned Suppression)
وقتی مغز چندین بار تلاش برای اصلاح محیط را تجربه میکند و هر بار بیپاسخ میماند، آمیگدالا و هیپوکامپ یاد میگیرند که: حرفزدن بیفایده است!
2) صرفهجویی شناختی (Cognitive Energy Optimization)
مغز انسان انرژی بسیاری برای مقابله، توضیح، دفاع و بحث مصرف میکند؛ در محیطهای سمی، فرد باهوش، انرژی را برای پیدا کردن خروجی ذخیره میکند، نه مبارزه.
3) فعالشدن سیستم Exit Planning در قشر پیشپیشانی
تحقیقات نشان میدهد PFC در شرایط تهدید مزمن، بهجای حل مسئله گروهی، روی برنامهریزی فردی تمرکز میکند: مسیر خروج کدام است؟
بنابراین سکوت، نشانه وفاداری نیست؛ یک استراتژی عصبی برای بقاست.
چرا حس می کنیم، فرد بصورت ناگهانی استعفا داده؟
واقعیت تلخ اینه که قبل از اینکه فرد استعفا بده، طی سه مرحله از لحاظ مغزی از محیط سازمان جدا شده:
مرحله اول: خاموشی احساسی: کاهش فعالیت دوپامین بهعلت بیعدالتی و عدم دیدهشدن.
مرحله دوم: کاهش پیوند اجتماعی به دلیل کاهش اکسیتوسین و افزایش انزوا.
مرحله سوم: تصمیمگیری استراتژیک و بیسروصدا
فعالشدن شبکههای نقشهبرداری آینده در PFC.
وقتی کارمند استعفای خود را اعلام میکنه، فقط بخش آخر این فرآیند دیده میشه و مدیران معمولا در این مرحله متوجه موضوع میشوند.
مغز انسان در محیط ناامن نمیماند! اگر مدیران بیزنس واقعا میخواهند تلنت و استعدادهایشان بمانند، باید قبل از حقوق و مزایا، یک چیز را بسنجند: آیا شبکههای عصبی کارکنان در محیط کار در حس ایمنی دارن یا تهدید؟ امنیت روانی (Psychological Safety) یک مفهوم احساسی نیست؛ یک وضعیت نوروبیولوژیک مغزی است که ظرف پنج ثانیه پس از تحقیر یا بیعدالتی فرو میریزد.
کارکنان شرکت را ترک نمیکنند.
کارکنان محیطی را ترک میکنند که شبکه های عصبیشان نمیتواند در آن سالم بماند.
✅ در شرکت ها حتماً شما هم شنیده و یا تجربه کرده اید، که کارمند یا کارشناسی بدون اطلاع قبلی و ناگهانی استعفا داد؟
برای پاسخ به این سؤال باید به نوروساینس اجتماعی، شبکههای مغزی تصمیمگیری، و مکانیسمهای عصبی مراجعه کنیم. پژوهشها نشان میدهند که زمانی که مغز انسان در محیط کاری احساس ناامنی، تحقیر یا بیعدالتی میکند، وارد وضعیت بقا میشود و مسیرهای شناختی بلندمدت خاموش میشوند؛ نتیجه؟ فرد بیسروصدا جدا میشود؛ ابتدا ذهنی، سپس فیزیکی.
سرزنش، تحقیر و نادیدهگرفتن چگونه مغز را وارد حالت تهدید میکنند؟ پژوهشهای نوروساینس نشان داده که تجربههای: سرزنش برای عوامل غیرقابلکنترل؛ تحقیر در جلسات؛ تضعیف سیستماتیک اعتماد به نفس سبب فعال شدن شبکه های مغزی threat; Insula; Amygdala و Hippotalamus میشوند. این شبکه ها در لحظههایی که فرد در معرض بیعدالتی یا تهدید اجتماعی است، فعال میشوند.
بهتدریج، مغز پیام واضحی دریافت میکند: این محیط امن نیست و بهتره راهی آرام و بی سر و صدا برای خلاص شدن خودم پیدا کنم!
آدم های هوشمند اینجا ترک سازمان را بصورت سکوت و آرام انتخاب می کنند، اما چرا؟سه مکانیسم مغزی این سکوت را شناسایی کرده ایم:
1) خاموشی یادگیری (Learned Suppression)
وقتی مغز چندین بار تلاش برای اصلاح محیط را تجربه میکند و هر بار بیپاسخ میماند، آمیگدالا و هیپوکامپ یاد میگیرند که: حرفزدن بیفایده است!
2) صرفهجویی شناختی (Cognitive Energy Optimization)
مغز انسان انرژی بسیاری برای مقابله، توضیح، دفاع و بحث مصرف میکند؛ در محیطهای سمی، فرد باهوش، انرژی را برای پیدا کردن خروجی ذخیره میکند، نه مبارزه.
3) فعالشدن سیستم Exit Planning در قشر پیشپیشانی
تحقیقات نشان میدهد PFC در شرایط تهدید مزمن، بهجای حل مسئله گروهی، روی برنامهریزی فردی تمرکز میکند: مسیر خروج کدام است؟
بنابراین سکوت، نشانه وفاداری نیست؛ یک استراتژی عصبی برای بقاست.
چرا حس می کنیم، فرد بصورت ناگهانی استعفا داده؟
واقعیت تلخ اینه که قبل از اینکه فرد استعفا بده، طی سه مرحله از لحاظ مغزی از محیط سازمان جدا شده:
مرحله اول: خاموشی احساسی: کاهش فعالیت دوپامین بهعلت بیعدالتی و عدم دیدهشدن.
مرحله دوم: کاهش پیوند اجتماعی به دلیل کاهش اکسیتوسین و افزایش انزوا.
مرحله سوم: تصمیمگیری استراتژیک و بیسروصدا
فعالشدن شبکههای نقشهبرداری آینده در PFC.
وقتی کارمند استعفای خود را اعلام میکنه، فقط بخش آخر این فرآیند دیده میشه و مدیران معمولا در این مرحله متوجه موضوع میشوند.
مغز انسان در محیط ناامن نمیماند! اگر مدیران بیزنس واقعا میخواهند تلنت و استعدادهایشان بمانند، باید قبل از حقوق و مزایا، یک چیز را بسنجند: آیا شبکههای عصبی کارکنان در محیط کار در حس ایمنی دارن یا تهدید؟ امنیت روانی (Psychological Safety) یک مفهوم احساسی نیست؛ یک وضعیت نوروبیولوژیک مغزی است که ظرف پنج ثانیه پس از تحقیر یا بیعدالتی فرو میریزد.
کارکنان شرکت را ترک نمیکنند.
کارکنان محیطی را ترک میکنند که شبکه های عصبیشان نمیتواند در آن سالم بماند.
مدیریت اجرایی
✳️ خلاصه مقاله اول از ویژه نامه اکونومیست Ten themes to watch ✅ جهان پیشرو ۲۰۲۶ دنیا دنیای دونالد ترامپ است و ما فقط در آن زندگی میکنیم. «اخلالگرِ ارشد» بزرگترین عامل شکلدهندهٔ امور جهانی در سال ۲۰۲۵ بود و تا زمانی که در کاخ سفید بماند، همینطور خواهد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ تا حالا شده توی محل کار از یه گفتوگوی سخت فرار کنین؟
✅ احتمالاً خیلیهامون این کار رو انجام دادیم. ممکنه این کار به نظر خیلی عادی بیاد اما یه سری اشتباههای کوچیک هستن که میتونن حرفه و رابطه ما با تیم رو خراب کنن و ما هم متوجهشون نیستیم. توی این پست به یکسری از اونها اشاره کردیم.
✅ احتمالاً خیلیهامون این کار رو انجام دادیم. ممکنه این کار به نظر خیلی عادی بیاد اما یه سری اشتباههای کوچیک هستن که میتونن حرفه و رابطه ما با تیم رو خراب کنن و ما هم متوجهشون نیستیم. توی این پست به یکسری از اونها اشاره کردیم.
✳️ دولتها چگونه تسخیر میشوند؟
✍کیومرث اشتریان
✅ هر سیستمی با قوای سه گانه خود و با پشتوانهای از مردم قوام و دوام میآورد
تسخیر یعنی که این سه قوه حضور دارند اما نمیتوانند مستقلا تصمیم بگیرند و به طرق گوناگون توسط نیروهای مختلف از کار افتاده و روال طبیعی خود را از دست داده باشند یا دچار مسخ و کژکارکردی شوند.
■ تسخیر ابعاد گوناگون دارد:
1- تسخیر توسط گروه های با نفوذ اقتصادی.
این گروهها به مدد سابقه طولانی در حوزه های گوناگون رانتی در صنعت یا تجارت عملا شریان اقتصادی سیستمها را بدست میگیرند.
سازمان بوروکراتیک دولت عملا اسیر روابطی است که آنها در درازمدت بدست آوردهاند. تغییرات سیاسی در درون حاکمیتها شاید بتواند این نفوذ را تضعیف کند.
اما آنچه که به تسخیر دامن میزند ثبات قدرت سیاسی رانت پرور است.
■ در حکمرانی آب شما با استانهایی طرف هستید که با افزایش بی رویه مصرف آب صنعتی عملا زیر پای خود را خالی کردهاند و دولتِ تسخیر شده نمیتواند کاری کند.
«روزگاران کردهاند صرف بتان. صرف تسخیر و مسخر نحو آن». نحوه کار دولت مسخر میشود.
2- تسخیرعوام؛ آن است که سازوکارهایی پدید میآید که نهادهای اساسی، نیروها و سیاست های خود را اسیر عوام میکنند.
برخی دولتها سعی کردهاند با صافیها و «فیلتر»های گوناگون از تشکیل احزاب سیاسی تا توسعه نهادهای کارآمد و از رشد آگاهی های عمومی تا توسعه آزادی های کارشناسی خود را از این بند رها کنند.
عوامزدگی همچون سیل است که همه را با خود میبرد. تسخیر عوام به این نیز هست که گروه گروه از توده در حاشیه منابع عمومی به غارت منابع آبی بپردازند یا شماری برای بهره برداری کشاورزی یا صنایع گوناگون به حفر چاه بپردازند و دولتها نتوانند در برابر سودجویی عوام مقاومت کنند.
اینکه چگونه یک دولت تن به «تسخیر بَدَوی» میدهد و نه به «تحکیم مدنی»، خود موضوع پژوهش مهمی است. اما اجمالا نقش متنفذان و منتفعان و دسیسه کنندگان بسیار مهم است. اینان به جایی میرسند که حاضرند یک تمدن را به قهقرا ببرند و زیر پای خود را نیز خالی کنند و همه را با خود به چاه تباهی افکنند اما دست از دستاویز سیالِ عوام بر ندارند.
نکته اساسی تر دور باطلی است که در اثر عوامزدگی پدید میآید.
سیاستمداری که به ترویج عوامزدگی میپردازد، خود، باوری عوامانه پیدا میکند: مجرم در پایان به قربانی تبدیل میشود. یعنی هر چقدر هم که هوشمند بوده باشد گریزی از گُرز خود-تحمیقی ندارد چرا که عوام در روح و جان او چنگ میاندازد.
رابطه مرید و مرادی با عوام بتدریج روح مراد را تسخیر میکند. گویی روح خود را به مریدان فروخته است. تیغی که به دست عوام داده است روان او را هراسان میکند. این روان هراسان به دستگاه خودکار تولید ایدئولوژی عوامگرایانه در خودِ او تبدیل میشود. بازتولید این پدیده در دولتها و «تریبون» های سنتی مهم است و باید نسبت به آن هشیار بود.
چنین پدیدهای نه تنها قوای اساسی را در معرض تسخیر قرار میدهد بلکه میخواهد دانشهایی همچون پزشکی را نیز مُسَخَّر خود کند. در گذشته پادشاهان بیش از دیگران در معرض چنین آسیبی قرار داشتهاند هر چند بدلیل محدودیت ارتباطات این «درویشان حکومتی» بودهاند که چنین نقشی را ایفا نموده و دربارها را تسخیر میکردهاند.
3- تسخیر سیاسی از دیگر موارد است که گروهی به دسیسه های پنهان همه ابزارهای اصلی و منابع انسانی-مدیریتی را تسخیر میکنند و عملا به هیچ نیروی دیگری اجازه حضور در قدرت نمیدهند. در چنین حالتی نیروی انسانی دچار مردابی میشود که پویایی و حیات را از کشور میگیرد. حباب سبکبال دولت از عهده دریای سهمگین گروه های تسخیری بر نمیآید. ترکیب تسخیر سیاسی با تسخیر عوام به «سکتاریسم حکومتی » تبدیل و در نهایت به افول سیاسی-اجتماعی منجر میشود و راه را برای گونه های مختلف «بناپارتیسم» هموار میکند. بویژه الیگارشی نظامی «غیرتوسعه گرا» زمینه بیشتری پیدا میکند چون سلطه روزافزون مناسبات تجاری-اقتصادی و روابط چین-آمریکا بر روابط بینالملل بگونه ایست که امکان دولت توسعه گرا را سلب میکند.
4- شماری از دولتها با تکیه طولانی بر نیروهای نظامی و امنیتی بتدریج مقدرات خود را بدست آنان میسپارند. در چنین حالتی حتی تفوق نظریه پردازان و سخن دانان اصلی سیستم بتدریج زایل میشود و جای خود را به این نیروها میدهد. زبان حال نظریه پردازان شکست خورده اینچنین میشود: «صائب از تسخیر آن آهوی وحشی عاجزیم-از سخن هرچند عالم را مسخر کرده ایم». نمونه آن رژیم های کمونیستی به جای مانده از شوروی سابق است.
در نهایت اما این نیروها بدلیل فقر تئوریک بتدریج دچار دگردیسی میشوند و حکومتی الیگارشی (به شکل گروه های با نفوذ اقتصادی-امنیتی) تشکیل میدهند. اینان در بهترین حالت راه توسعه سکولار را در پیش میگیرند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍کیومرث اشتریان
✅ هر سیستمی با قوای سه گانه خود و با پشتوانهای از مردم قوام و دوام میآورد
تسخیر یعنی که این سه قوه حضور دارند اما نمیتوانند مستقلا تصمیم بگیرند و به طرق گوناگون توسط نیروهای مختلف از کار افتاده و روال طبیعی خود را از دست داده باشند یا دچار مسخ و کژکارکردی شوند.
■ تسخیر ابعاد گوناگون دارد:
1- تسخیر توسط گروه های با نفوذ اقتصادی.
این گروهها به مدد سابقه طولانی در حوزه های گوناگون رانتی در صنعت یا تجارت عملا شریان اقتصادی سیستمها را بدست میگیرند.
سازمان بوروکراتیک دولت عملا اسیر روابطی است که آنها در درازمدت بدست آوردهاند. تغییرات سیاسی در درون حاکمیتها شاید بتواند این نفوذ را تضعیف کند.
اما آنچه که به تسخیر دامن میزند ثبات قدرت سیاسی رانت پرور است.
■ در حکمرانی آب شما با استانهایی طرف هستید که با افزایش بی رویه مصرف آب صنعتی عملا زیر پای خود را خالی کردهاند و دولتِ تسخیر شده نمیتواند کاری کند.
«روزگاران کردهاند صرف بتان. صرف تسخیر و مسخر نحو آن». نحوه کار دولت مسخر میشود.
2- تسخیرعوام؛ آن است که سازوکارهایی پدید میآید که نهادهای اساسی، نیروها و سیاست های خود را اسیر عوام میکنند.
برخی دولتها سعی کردهاند با صافیها و «فیلتر»های گوناگون از تشکیل احزاب سیاسی تا توسعه نهادهای کارآمد و از رشد آگاهی های عمومی تا توسعه آزادی های کارشناسی خود را از این بند رها کنند.
عوامزدگی همچون سیل است که همه را با خود میبرد. تسخیر عوام به این نیز هست که گروه گروه از توده در حاشیه منابع عمومی به غارت منابع آبی بپردازند یا شماری برای بهره برداری کشاورزی یا صنایع گوناگون به حفر چاه بپردازند و دولتها نتوانند در برابر سودجویی عوام مقاومت کنند.
اینکه چگونه یک دولت تن به «تسخیر بَدَوی» میدهد و نه به «تحکیم مدنی»، خود موضوع پژوهش مهمی است. اما اجمالا نقش متنفذان و منتفعان و دسیسه کنندگان بسیار مهم است. اینان به جایی میرسند که حاضرند یک تمدن را به قهقرا ببرند و زیر پای خود را نیز خالی کنند و همه را با خود به چاه تباهی افکنند اما دست از دستاویز سیالِ عوام بر ندارند.
نکته اساسی تر دور باطلی است که در اثر عوامزدگی پدید میآید.
سیاستمداری که به ترویج عوامزدگی میپردازد، خود، باوری عوامانه پیدا میکند: مجرم در پایان به قربانی تبدیل میشود. یعنی هر چقدر هم که هوشمند بوده باشد گریزی از گُرز خود-تحمیقی ندارد چرا که عوام در روح و جان او چنگ میاندازد.
رابطه مرید و مرادی با عوام بتدریج روح مراد را تسخیر میکند. گویی روح خود را به مریدان فروخته است. تیغی که به دست عوام داده است روان او را هراسان میکند. این روان هراسان به دستگاه خودکار تولید ایدئولوژی عوامگرایانه در خودِ او تبدیل میشود. بازتولید این پدیده در دولتها و «تریبون» های سنتی مهم است و باید نسبت به آن هشیار بود.
چنین پدیدهای نه تنها قوای اساسی را در معرض تسخیر قرار میدهد بلکه میخواهد دانشهایی همچون پزشکی را نیز مُسَخَّر خود کند. در گذشته پادشاهان بیش از دیگران در معرض چنین آسیبی قرار داشتهاند هر چند بدلیل محدودیت ارتباطات این «درویشان حکومتی» بودهاند که چنین نقشی را ایفا نموده و دربارها را تسخیر میکردهاند.
3- تسخیر سیاسی از دیگر موارد است که گروهی به دسیسه های پنهان همه ابزارهای اصلی و منابع انسانی-مدیریتی را تسخیر میکنند و عملا به هیچ نیروی دیگری اجازه حضور در قدرت نمیدهند. در چنین حالتی نیروی انسانی دچار مردابی میشود که پویایی و حیات را از کشور میگیرد. حباب سبکبال دولت از عهده دریای سهمگین گروه های تسخیری بر نمیآید. ترکیب تسخیر سیاسی با تسخیر عوام به «سکتاریسم حکومتی » تبدیل و در نهایت به افول سیاسی-اجتماعی منجر میشود و راه را برای گونه های مختلف «بناپارتیسم» هموار میکند. بویژه الیگارشی نظامی «غیرتوسعه گرا» زمینه بیشتری پیدا میکند چون سلطه روزافزون مناسبات تجاری-اقتصادی و روابط چین-آمریکا بر روابط بینالملل بگونه ایست که امکان دولت توسعه گرا را سلب میکند.
4- شماری از دولتها با تکیه طولانی بر نیروهای نظامی و امنیتی بتدریج مقدرات خود را بدست آنان میسپارند. در چنین حالتی حتی تفوق نظریه پردازان و سخن دانان اصلی سیستم بتدریج زایل میشود و جای خود را به این نیروها میدهد. زبان حال نظریه پردازان شکست خورده اینچنین میشود: «صائب از تسخیر آن آهوی وحشی عاجزیم-از سخن هرچند عالم را مسخر کرده ایم». نمونه آن رژیم های کمونیستی به جای مانده از شوروی سابق است.
در نهایت اما این نیروها بدلیل فقر تئوریک بتدریج دچار دگردیسی میشوند و حکومتی الیگارشی (به شکل گروه های با نفوذ اقتصادی-امنیتی) تشکیل میدهند. اینان در بهترین حالت راه توسعه سکولار را در پیش میگیرند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement