مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ لذتِ اشتباه کردن!

✅ در اوایل دهه ۹۰ بود که فیزیکدانی بریتانیایی به نام "اندرو لین" کشف بزرگ خود را در معتبرترین مجله علمی دنیا منتشر کرد. او اولین شواهد مبنی بر چرخش احتمالی یک سیاره پیرامون یک ستاره نوترونی را مطرح کرد. ستاره‌ای که پس از فروپاشی به یک ابر نو اختر مبدل شده است.

● چند ماه بعد در حین آماده‌سازی ارائه برای یک کنفرانس نجوم متوجه شد که به اشتباه حرکت زمین را در یک مدار دایره‌ای در نظر گرفته بود در حالی که در واقعیت زمین در یک مدار بیضوی می‌چرخد. او به طور شرم‌آور و هولناکی اشتباه کرده بود. سیاره‌ای که کشف کرده بود اصلاً وجود خارجی نداشت.

●اندرو جلوی چشمان صدها همکار خود به روی صحنه رفت و به اشتباهش اذعان کرد. پس از پایان اعتراف، تمامی حضار ایستاده تشویقش کردند. یک متخصص فیزیک نجومی این رویداد را شرافتمندانه‌ترین اقدامی قلمداد کرد که تا آن زمان دیده بود.

● فقط اندرو لین نیست که چنین اعتقادی دارد. روانشناسان به این نتیجه رسیده‌اند که اذعان به اشتباه از شایستگی‌هایمان کم نمی‌کند، بلکه نشانه‌ای از صداقت و میل به یادگیری است. همانطور که ویل اسمیتِ بازیگر می‌گوید: "در هر حال اگر مسئولیت شما حل مشکلی باشد، دیگر اهمیتی ندارد که این مشکل تقصیر چه کسی بوده است. همین مسئولیت‌پذیری به مثابه بازپس‌گیری قدرت‌تان خواهد بود."

● هر بار که ما به اطلاعات جدید برمی‌خوریم، حق انتخاب خواهیم داشت. می‌توانیم عقاید و هویت‌مان را به یکدیگر پیوند بزنیم و یک‌دندگی واعظ‌ها و دادستان‌ها را در پیش بگیریم یا می‌توانیم همچون دانشمندان عمل کنیم و خود را انسان‌هایی حقیقت طلب بدانیم. حتی اگر در این مسیر ثابت شود که دیدگاه‌های خودمان هم اشتباه است.
📖 دوباره فکر کن
✍ آدام گرانت
✳️ دو گزینه دارید: با غریبه‌ها حرف بزنید یا در لاک خودتان فروبروید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

✅ فرض کنید سوار قطار هستید. دوروبرتان غریبه‌هایی نشسته‌اند. دوست دارید لذت‌بخش‌ترین تجربۀ ممکن را از قطارسواری داشته باشید و دو گزینه پیش رو دارید: با غریبه‌ها حرف بزنید، یا در لاک خودتان فروبروید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

● بیشتر ما تکلیفمان مشخص است: در لاک خود فرومی‌رویم. کی حوصله دارد با غریبه‌هایی که چیزی از آن‌ها نمی‌داند حرف بزند؟ احتمالاً مُخمان را بخورند. تازه شاید بخواهیم کمی کار کنیم، یا آهنگی، پادکستی، چیزی گوش بدهیم.

پیش‌بینیِ اینکه چه کاری ما را شاد می‌کند در روان‌شناسی «پیش‌بینی عاطفی» نام دارد. ما مدام در حال پیش‌بینی هستیم که انواع و اقسام چیزهای بزرگ و کوچکِ زندگی چه حس‌وحالی به ما می‌دهند.

پژوهشگران دانشگاه شیکاگو قطار محلی را به آزمایشگاهی در زمینۀ پیش‌بینی عاطفی تبدیل کردند. از مسافران خواستند پیش‌بینی کنند کدام‌یک از این دو کار تجربۀ مثبت‌تری برایشان رقم می‌زند. سپس به یک گروه گفتند با غریبه‌ای حرف بزنند و از گروه دیگر خواستند سکوت و جدایی اختیار کنند.

● پس از پایان مسیر، از مسافران پرسیدند چه حسی به این قطارسواری دارند. قبل از حرکت، بیشتر افراد پیش‌بینی می‌کردند صحبت با فردی ناشناس تجربۀ بدی باشد و سر در لاک خود فروبردن تجربۀ بسیار بهتری رقم بزند. اما تجربۀ واقعی خلاف انتظارشان بود.

بیشترِ مسافرانی که طبق خواستۀ پژوهشگران سر صحبت را با دیگران باز کردند تجربۀ مثبتی داشتند و قطارسواری خود را بهتر از معمول دانستند. کسانی هم که معمولاً زمانِ نشستن در قطار را با کارکردن می‌گذراندند گفتند بهره‌وری کارشان براثر صحبت با غریبه‌ها کاهش نیافته است.

زیادند پژوهش‌های این‌چنینی که نشان می‌دهند انسان‌ها در پیش‌بینی عاطفی ضعیف‌اند، آن هم نه‌فقط در موقعیت‌های کوتاه‌مدتی مثل این پژوهش قطار، بلکه در بلندمدت نیز. ضمناً این ضعفمان، از قرار معلوم، بیشتر در پیش‌بینی فواید رابطه با انسان‌ها جلوه می‌کند. یک دلیل مهمش این واقعیت مسلم است که روابط انسانی بعضاً درهم‌برهم و پیش‌بینی‌ناپذیرند.

قضیه لزوماً به انزواطلب‌بودن ما محدود نمی‌شود، بلکه گاهی می‌خواهیم از آشفته‌بازارِ بالقوۀ ارتباط با دیگران بپرهیزیم. اما این آشفته‌بازار را دست‌بالا می‌گیریم و فواید ارتباط انسانی را دست‌کم: توجه زیادی به هزینه‌های بالقوه می‌کنیم و فواید بالقوه را ناچیز یا هیچ می‌شماریم.

✍ زندگی خوب
رابرت والدینگر
👆👆 پیام مدیریتی این پژوهش برای مدیران عامل بسیار کلیدی است، چون دقیقاً به یکی از خطاهای رایج در سطح رهبری سازمان‌ها اشاره می‌کند:

✅ ضعف در پیش‌بینی عاطفی و دست‌کم گرفتن ارزش ارتباط انسانی.


💡 پیام‌های مدیریتی برای مدیران عامل

۱. خطای پیش‌بینی در تصمیم‌گیری

• مدیران عامل اغلب تصور می‌کنند تمرکز صرف بر کار، بهره‌وری و سکوت سازمانی بهترین نتیجه را می‌دهد.
• اما تجربه واقعی نشان می‌دهد که تعاملات انسانی، حتی غیررسمی و کوتاه، می‌توانند انرژی، انگیزه و رضایت کارکنان را افزایش دهند بدون اینکه بهره‌وری کاهش یابد.


۲. ارزش ارتباطات غیررسمی

• درست مثل گفت‌وگو با غریبه در قطار، ارتباطات غیررسمی در سازمان (صحبت‌های کوتاه، جلسات غیرساختاریافته، تعاملات بین‌واحدی) می‌توانند کیفیت تجربه کاری را بالا ببرند.
• مدیران عامل باید این فضاها را نه به‌عنوان اتلاف وقت، بلکه به‌عنوان سرمایه اجتماعی ببینند.

۳. مدیریت عدم‌قطعیت و ضدشکنندگی

• ذهن مدیران تمایل دارد هزینه‌های بالقوه تعاملات انسانی (اختلاف، سوءتفاهم، اتلاف زمان) را بزرگ‌نمایی کند.
• اما درست در همین تعاملات پیش‌بینی‌ناپذیر است که نوآوری، یادگیری و تاب‌آوری شکل می‌گیرد.
• پیام: به جای اجتناب از آشفته‌بازار ارتباطات، آن را به فرصت ضدشکنندگی تبدیل کنید.

۴. فرهنگ سازمانی مبتنی بر گفت‌وگو

• مدیرعامل باید الگوساز باشد: اگر او در لاک خود فرو رود، کل سازمان به سکوت و انزوا گرایش پیدا می‌کند.
• اگر او گفت‌وگو با کارکنان، مشتریان و حتی «غریبه‌های» بازار را آغاز کند، فرهنگ سازمانی به سمت گشودگی، یادگیری و اعتماد حرکت می‌کند.

✨ جمع‌بندی

برای مدیران عامل، پیام این پژوهش ساده اما عمیق است:
آنچه فکر می‌کنید سازمان را شاد و بهره‌ور می‌کند، همیشه همان چیزی نیست که واقعاً اثرگذار است. ارتباط انسانی را دست‌کم نگیرید؛ گفت‌وگوهای کوچک می‌توانند بزرگ‌ترین منبع انرژی، معنا و نوآوری باشند.
✳️ «هنر بزرگ یک رهبر: تبدیل دشمن به دوست درس‌هایی از دیدار تاریخی شهردار مسلمان نیویورک با ترامپ»

✅ در روز جمعه، صحنه‌ای متفاوت در سیاست آمریکا رقم خورد؛ دیداری که شاید بسیاری آن را غیرممکن می‌دانستند. زهران ممدانی، شهردار مسلمان و نوگرای نیویورک که در جریان انتخابات با شدیدترین حملات و تهدیدهای دونالد ترامپ روبه‌رو شده بود، در کاخ سفید با او دیدار کرد؛ دیداری که فضای پرتنش گذشته را به یک گفت‌وگوی سازنده تبدیل کرد.

ترامپ که پیش‌تر او را «افراطی» خوانده و حتی تهدید کرده بود بودجه فدرال نیویورک را محدود می‌کند، پس از این جلسه گفت:
«با حضور ممدانی در رأس شهرداری نیویورک احساس امنیت می‌کنم.»

این جمله، فقط یک اظهار نظر سیاسی نبود؛ نشانه تغییری بنیادین در رابطه میان دو رقیب سرسخت بود.

۱. زمینه‌ای پر از خصومت، نتیجه‌ای شگفت‌انگیز

در طول رقابت‌های انتخاباتی، حملات لفظی شدید، تهدیدهای بودجه‌ای، و اختلافات عمیق ایدئولوژیک میان این دو چهره دیده می‌شد. اما ممدانی با عقلانیت، آرامش و اولویت‌بندی نیازهای واقعی مردم توانست مسیر را به سمت گفت‌وگو ببرد.

او در کاخ سفید به‌جای تکرار جدال‌های سیاسی، درباره دغدغه‌های اصلی مردم صحبت کرد:
مسکن، معیشت، هزینه‌های زندگی، حمل‌ونقل و خدمات شهری.

این تغییر زمینِ بازی، کل معادله را دگرگون کرد.

۲. هنر مدیریت: وقتی رهبر، دشمن را به شریک تبدیل می‌کند

رفتار ممدانی نمونه‌ای کامل از مهارتی است که هر مدیر، رهبر و تصمیم‌گیر باید داشته باشد:

🔹 گفت‌وگو به‌جای تقابل
به‌جای ادامه جنگ لفظی، او راه تعامل را برگزید.

🔹 تمرکز بر حل مسئله، نه پیروزی سیاسی
وقتی صحبت بر سر هزینه‌های زندگی مردم باشد، اختلافات سیاسی در اولویت دوم قرار می‌گیرد.

🔹 حفظ استقلال شخصی در کنار انعطاف
ممدانی نه تسلیم شد، نه عقب‌نشینی کرد؛ فقط مسیر همکاری را گشود.

نتیجه چه شد؟
رئیس‌جمهوری که زمانی دشمنش بود، اکنون از همکاری با او سخن می‌گوید.

این همان نقطه‌ای است که «قدرت واقعی یک رهبر» خودش را نشان می‌دهد.

۳. اهمیت این موفقیت برای آینده نیویورک

این دیدار فقط یک پیروزی رسانه‌ای نبود؛ پیامدهای واقعی دارد:

خطر کاهش بودجه فدرال برای شهر، تا حد زیادی کم شد.

رابطه میان دولت فدرال و شهرداری که می‌توانست بحرانی باشد، وارد مسیر همکاری شد.

اعتبار سیاسی ممدانی به‌عنوان یک چهره مسلمان با رویکرد عدالت‌محور افزایش یافت.

پیام اطمینان‌بخش به میلیون‌ها شهروند ارسال شد که مدیریت شهر بر پایه تنش نیست؛ بر پایه تدبیر است.

۴. درس بزرگ برای مدیران و رهبران

این رخداد یک پیام مهم دارد:

🔺"اگر می‌خواهید مدیریت کنید،باید توان تبدیل دشمن به دوست را داشته باشید."

👈 در دنیای امروز، رهبری واقعی یعنی:

● کاهش تنش‌ها
●افزایش نقاط اشتراک
● تعامل به‌جای جدال
● تمرکز بر عمل به‌جای شعار

ممدانی نشان داد که می‌توان هم اصول داشت، هم همکاری کرد؛
می‌توان منتقد بود، اما مسئولانه رفتار کرد؛
می‌توان از دل اختلاف، فرصت ساخت.

🔺جمع‌بندی

دیدار ممدانی و ترامپ، فقط یک رویداد سیاسی نبود؛
نمادی از بلوغ مدیریتی، هنر تعامل، و قدرت رهبری بود.

این اتفاق نشان می‌دهد که در مسیر پیشرفت و مسئولیت‌پذیری، مهم‌ترین مهارت این است که پل بسازیم، نه دیوار.
همین یک جمله کافی است تا پیام این واقعه را درک کنیم:

«رهبر کسی است که حتی مخالف‌ترین فرد را به نقطه همکاری می‌رساند.»
✍ جعفرمرعشی
آسیب‌شناسی تورم

🔹تورم در ایران طی دو دهه گذشته از یک شاخص اقتصادی به واقعیتی روزمره و ساختاری پایدار بدل شده که بر سفره، شغل، مهاجرت و گفت‌وگوهای روزمره مردم سایه انداخته است. برخلاف بسیاری از کشورها که تورم را مقطعی تجربه می‌کنند، در ایران این پدیده با تغییر دولت‌ها و سیاست‌ها بازتولید می‌شود.

🔹علت تورم صرفاً افزایش نقدینگی یا کسری بودجه نیست، بلکه نشانه شکاف میان تصمیمات رسمی و تجربه واقعی مردم است؛ در حالی‌که گزارش‌های رسمی از مهار تورم می‌گویند، مردم هر روز با بی‌ثباتی بیشتر روبه‌رو هستند. این ناهمخوانی تورم را به بحران ادراک عمومی تبدیل کرده است.

🔹وقتی جامعه پیش‌بینی‌پذیری را از دست می‌دهد، رفتارهای لحظه‌ای جای آینده‌نگری را می‌گیرد؛ ترس از تورم موجب دامن زدن به آن می‌شود، از خرید زودهنگام خانوارها تا انتقال سرمایه از تولید به بازارهای غیرمولد چون ارز، طلا و مسکن.

🔹سیاستگذاری‌های کوتاه‌مدت برای آرامش موقت، خود منبع بی‌ثباتی‌های بعدی‌اند. تنها با راهبردی بلندمدت، بازسازی اعتماد عمومی و هماهنگی میان سیاست‌های پولی و مالی می‌توان این چرخه معیوب را شکست و به اقتصادی شفاف و باثبات رسید.

✔️پرونده امروز باشگاه اقتصاددانانِ «دنیای اقتصاد» به آسیب‌شناسی تورم اختصاص یافته است.

🔗اینجا بخوانید

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
وام یک میلیاردی عربستان به فیفا

🔺دنیای اقتصاد:
صندوق توسعه عربستان سعودی و فیفا توافقی امضا کرده‌اند که بر اساس آن تا یک میلیارد دلار وام ترجیحی برای احداث و نوسازی زیرساخت‌های فوتبال در کشورهای در حال توسعه اختصاص یابد. این وام‌ها با نرخی پایین‌تر از بازار ارائه می‌شود و عملا مسیر را برای کشورهایی باز می‌کند که به دلیل کمبود منابع، سال‌ها از ساخت استادیوم‌های مدرن و مراکز تمرینی استاندارد عقب مانده‌اند.

🔺این توافق در ادامه سیاست‌های چند سال اخیر عربستان است؛ کشوری که با جذب ستاره‌های نامدار جهان و کسب میزبانی رویدادهای معتبر، اکنون تبدیل به بازوی فدراسیون جهانی فوتبال می‌شود چون همکاری نزدیک با فیفا برایش هم اعتبار می‌سازد و هم نفوذ ورزشی. از نگاه فیفا هم حضور یک شریک مالی قدرتمند در منطقه‌ای که فوتبال در آن رشد سریعی دارد، یک امتیاز راهبردی است.

🔺طبق این تفاهم‌نامه، پروژه‌هایی که از سوی فدراسیون‌های عضو معرفی و با برنامه‌های توسعه ملی کشورها هم‌سو باشند، در اولویت قرار می‌گیرند؛ از ساخت استادیوم‌های جدید گرفته تا ارتقای کمپ‌های تمرینی و امکانات جانبی. عربستان سعودی علاوه بر تامین مالی، پشتیبانی فنی هم ارائه می‌دهد تا پروژه‌ها به استانداردهای جهانی نزدیک شوند.

🔺فیفا اعلام کرده بسیاری از فدراسیون‌های آفریقا، آسیا و کارائیب، نبود امکانات تاییدشده را بزرگ‌ترین مانع برای افزایش مشارکت و میزبانی مسابقات می‌دانند. اکنون سعودی‌ها وارد عمل شده‌اند و به بقیه کشورها هم کمک مالی هنگفتی خواهند کرد؛ پس باید به فیفا حق داد که آن‌ها را دوست داشته باشد!

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✨ سلاح مخفی رشد: «قانون یک ساعت»

🔹«قانون یک ساعت» راهبردی ساده اما مؤثر برای رشد شخصی است: اختصاص روزانه ۶۰ دقیقه بی‌وقفه به یادگیری، تأمل و تفکر. این یک ساعت با ایجاد کنترل آگاهانه بر رشد ذهنی، نحوه فکر کردن و تصمیم‌گیری را دگرگون می‌کند و با گذشت زمان به انباشتی تصاعدی از دانش و بینش می‌انجامد. حتی دوره‌های کوتاه در طول روز می‌توانند همین اثر را داشته باشند؛ بازه‌ای که هم کوتاه و عملی است، هم به‌قدر کافی عمیق که مسیر زندگی را تغییر دهد.

🔹نمونه تاریخی آن، «هفته تفکر» بیل گیتس است که برای خواندن، اندیشیدن و نوشتن درباره آینده اختصاص می‌داد. منطق کلیدی قانون یک ساعت این است: تداوم بر شدت پیروز است؛ یک ساعت در روز معادل ۱۲ کتاب یا ۱۲ چارچوب ذهنی نو در سال است.

🔹این قانون سه رکن دارد:

۱. یادگیری فعال؛ به‌جای انباشتن اطلاعات، آن‌ها را به عمل تبدیل کنید.

۲. تأمل بر تجربه؛ با تحلیل دستاوردها و خطاها، تجربه را به خرد بدل کنید.

۳. تفکر عمیق؛ ذهن را آزاد بگذارید تا ارتباط‌های تازه بیابد و الگوها را کشف کند.

🔹تکرار این عادت نه فقط دانش، بلکه کل نحوه زندگی را بازسازی می‌کند؛ یک ساعت کوچک برای تحولی بزرگ.

🔗متن کامل

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ سمت و سوی بودجه ۱۴۰۵، نظامی یا رفاهی؟
محمود جامساز- اقتصاددان
شرایط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی کشور سال آینده متفاوت از فضای زمان مشابهی است که بودجه امسال تدوین شد
با توجه به محورهای عمده پیش‌نویس بودجه، دولت باید تعداد زیاد ردیف‌های نهادهای فرا دولتی تحمیلی، که تنها بر بار مصارف بودجه افزوده و منابع ثروت ملی را به بهای گسترش تورم و فقر مردم، می‌بلعند، را همراه با بودجه نهادهای موازی دولتی حذف کند، و با جلوگیری از صرف هزینه‌های مسرفانه و کاهش معنی دار حقوق و مزایا و ده‌ها نوع پاداش نجومی، یعنی تعطیل بساط رانت خواری و ویژه خواری و به‌طور کلی حذف هزینه‌هایی که رفاه مردم را تقلیل می‌دهند با قدرت و اراده اقدام کند، تا کسری بودجه را که اصلی‌ترین عامل بروز تورم است، تعدیل کند. به نظر می‌رسد چنین پتانسیلی در دولت دیده نمی‌شود.
🔺کسری بودجه ۸۰۰ تریلیون تومانی در بخش‌نامه پیش‌نویس بودجه ۱۴۰۵ بگزارش وب‌سایت اقتصاد ۲۴، کسری ۸۰۰ تریلیون تومانی اعلام‌شده، درعین‌حال دولت را ملزم به مدیریت کسری و کاهش ناترازی تعهدات و بدهی‌های دولت نموده است اما آنچه به‌عنوان اولین هدف کاهش قرارگرفته، برداشتن ارز ترجیحی یعنی گران‌تر شدن کالاهای اساسی و افزایش فقر جامعه است این در حالی است که قبلاً” تجربه‌شده که با افزایش ارز ترجیحی از ۴۲۰۰ تومان به ۲۸۵۰۰ تومان، که گفته می‌شد باهدف تک‌نرخی کردن نرخ ارز انجام‌شده، نه‌تنها بهای کالاهای اساسی بلکه به‌تبع آن سطح عمومی قیمت‌ها را نیز بالابرده رفت، و حتی به تک‌نرخی شدن نرخ ارز هم نزدیک نشده است، زیرا بنا بر علم و تجربه هر افزایش در نرخ ارز توسط دولت، نرخ آزاد را بافاصله بیشتری افزایش می‌دهد. ارز ترجیحی در حقیقت در حکم یارانه‌ای است که دولت در راستای جبران کاهش قدرت خرید مردم، از منابع نفتی، می‌پردازداما به‌موجب بخش‌نامه پیش‌نویس در سال آینده بخشی از این درآمد‌ها مصروف تأمین اهداف نظامی و ایدئولوژیک خواهد شد، تقویت پدافند عامل و مدیریت بحران و امنیت درواقع نگرانی درباره امنیت داخلی و تهدیدات منطقه‌ای است که به‌طور طبیعی بودجه را به‌سوی افزایش اعتبارات دفاعی هدایت می‌کند. افزایش تورم و قیمت دلار، کاهش سرمایه‌گذاری و تنازل کیفیت خدمات عمومی، نا اطمینانی نسبت به آینده، مهاجرت، ریسک‌های. اقتصادی و تنش‌های اجتماعی از تبعات بودجه سال آینده خواهد بود.
🔺احتمال رشد اقتصادی منفی هنوز اطلاعات دقیق و مشخصی در خصوص ارقام كلیدی نظیر نرخ تورم، نرخ ارز، رشد اقتصادی. قطعی نیست، اما تورم برآوردی به‌طور عمومی حدود ٣٠ درصد و نرخ ارز، در صورت تداوم شرایط موجود ١٢٥ هزار تومان پیش‌بینی‌شده كه بیانگر یك پارادوكس آشكار در برآوردهاست زیرا افزایش نرخ ارز پیش‌بینی‌شده بنا بر منطق اقتصاد با تورم ٣٠ درصدی همخوانی ندارد. در مورد GDP نیز عدد مشخصی هدف‌گذاری نشده اما احتمال رشد منفی و یا پائین تر از حد انتظار نیز رد نشده است. بانک جهانی نیز رشد اقتصادی ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ جمهوری اسلامی را با کاهش چشمگیر به حدود منفی ۲٪ ارزیابی کرده، زیرا بنا بر عللی چون‌ کاهش توان صادرات نفتی، عدم دسترسی به بازارهای مالی جهانی، عدم سرمایه‌گذاری، بحران ناترازی ها، تنش‌های ژئوپلیتیک، تورم مزمن، امکان رشد اقتصادی مثبت بسیار نامحتمل خواهد بوددرمجموع با توجه به فشارهای داخلی و‌تنش های منطقه‌ای ‌و احتمال بروز جنگ دوباره، علیرغم محدودیت درآمدی واقعی دولت در مدیریت و تأمین مالی ناترازی های داخلی و حمایت‌های معیشتی حداقلی، به نظر می‌رسد بودجه ۱۴۰۵ بیشتر به حوزه‌های امنیتی، نظامی گرایش خواهد داشت، تا حل‌وفصل معضلات اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی، بهداشتی و دیگر مشکلاتی که شیوه حکمرانی، زندگی آحاد جامعه را سخت و دشوار کرده است باشد.
لينك مطلب؛
https://setaresobh.ir/news/771767
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
🔲⭕️نازی آباد یا تیک تاک؟ مساله این است!
مجتبی لشکربلوکی

مرحوم پدرم، حافظه فوق العاده ای داشت و همچنین ذهنی بی نظیر. همزمان تقویم، ماشین حساب و دفترچه تلفن متحرک بود. اما نسل ما حافظه و توان محاسبه مان را برون‌سپاری کرده ایم. دیگر برای به‌خاطر سپردن شماره تلفن، آدرس‌ها یا حتی تاریخ‌های مهم و ضرب و تقسیم، مغز خود را درگیر نمی‌کنيم. ما عملاً از مغز/حافظه بیرونی استفاده می کنیم: گوشی های هوشمند و اپ ها. فقط همین؟ نه مساله بیش از این هاست. پنج مثال دیگر می زنم.

◽️توانایی ما در پیدا کردن مسیر و حس جهت‌یابی فضایی به اپلیکیشن‌های مسیریاب (مانند نشان و گوگل‌مپس) برون‌سپاری شده. بدون این اپ ها زمین‌گیر می‌شویم.

◽️ساعت‌های هوشمند و مچ‌بندهای پایش سلامت، ضربان قلب، خواب و کالری ما را رصد می‌کنند. سلامت ما دیگر صرفاً یک وضعیت درون تنی نیست، بلکه مجموعه داده‌ای است که فناوری آن را تولید، تحلیل و گزارش می‌کند. قبلا خودمان به حس مان اعتماد می کردیم که حالمان خوب است یا نه؟ اکنون آن ها باید بگویند که ما خوبیم یا نه؟!

◽️قبلا من ساکن یک ساختمان بودم، عضو یک محله بودم و شهروند یک منطقه. اما اکنون مهم تر از همسایگی و هم محلگی و همشهری بودن، روابط و هویت اجتماعی دیجیتالی ام است. هویت من بیش از همسایگی و هم محلگی و هم شهری گری به شبکه های اجتماعی وابسته است. حذف شدن ناگهانی از این شبکه‌ها، نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه بخش بزرگی از هویت ما را نابود می‌کند. اگر خاطرتان باشد وقتی آدم ها به هم می رسیدند یکی از 10 سوال اول این بود: بچه کجایی؟ جواب: نازی آباد. اما با این روندی که می رویم ممکن است اینکه در کدام شبکه اجتماعی عضو کدام گروه هستی یا صاحب کدام کانال یا صفحه بیشتر تعیین کننده باشد.

◽️تصمیم‌گیری‌: پیامک های پیشنهاد یا تخفیف عملا ماشه تصمیمات ما شده اند. نشسته ایم داریم فیلم نگاه می کنیم پیامک می آید تور لحظه آخری با تخفیف 50% و برنامه هفته بعد ما تغییر می کند. یا هنگام خرید آنلاین، الگوریتم‌های پیشنهاددهنده تصمیم‌های ما را هدایت می‌کنند. انتخاب ما در نهایت نتیجه درهم‌تنیدگی با چند فناوری است.

◽️و در آخر فناوری‌های تولید متن به جای ما فکر می کنند، به جای ما نقد می کنند، به جای ما مطلب می نویسند. کما اینکه بخشی از همین متنی که شما تا اینجا خواندید توسط ابزارهای هوش مصنوعی تدوین شده. ابزارهایی که فرآیند تولید ایده‌ و نوشته‌های ما را به یک گفت‌وگوی مداوم با ماشین تبدیل کرده‌اند. خروجی نهایی، حاصل درهم‌تنیدگی هوش انسانی و هوش مصنوعی است. عملا ما با ذهن گسترش یافته Extended Mind روبرو هستیم. ذهن از مرز بدن فراتر می‌رود و فناوری بخشی از فرایند شناختی می‌شود.

هر چه گشتم برای این مگاترند واژه خوبی پیدا کنم، چند اصطلاح پیدا کردم اما به دلم ننشست. فکر می کنم نام این پدیده را باید بگذاریم «فن تنیدگی»! یعنی در هم تنیدگی عمیق انسان و فناوری به گونه ای که دیگر معلوم نیست که کجا انسان به پایان می رسد و کجا فناوری آغاز می شود چنان در هم تنیده که تفکیک شان دیگر ممکن نیست. مثالش آنکه الان هویت برخی نه به عنوان یک انسان بلکه به عنوان عضو شبکه های اجتماعی معنا پیدا می کند. بسیاری از بلاگرها، اینفلوئنسرها و سلبریتی های مجازی اگر دسترسی به شبکه های اجتماعی نداشته باشند هویت و موقعیت خود را از دست می دهند. مثل آنکه از محله شان (نازی آباد) اخراج شده باشند.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
در برابر فن‌تنیدگی چه می توان کرد؟ مجمع جهانی اقتصاد هر چند سال فهرستی از مهارت های کلیدی پیش رو ارایه می دهد. در آخرین نسخه ای که ارایه کرده یک سری مهارت ها هستند که به آن ها گفته مهارت‌های محوری و یکی از آن‌ها سواد فناوری است. خُب سواد فناوری به چه معناست؟ آن را می‌توان در سه بعد اصلی و مرتبط به هم تعریف کرد:

◼️درک چیستی و ریشه های فناوری: داشتن درک پایه از مفاهیم اصلی فناوری، مانند اینکه یک سیستم هوش مصنوعی چگونه آموزش می‌بیند. آگاهی از ریشه‌های فناوری، چگونگی تکامل آن و تأثیرات متقابل آن با فرهنگ و جامعه.
◼️کاربست عملی فناوری: توانایی استفاده مؤثر و کارآمد از ابزارهای فناوری جدید برای حل مسائل کاری و شخصی
◼️ارزیابی انتقادی فناوری: مهم‌ترین بُعد سواد فناوری، توانایی ارزیابی آگاهانه و انتقادی فناوری است؛ یعنی بتوانیم مزایا، ریسک‌ها، ملاحظات اخلاقی و تأثیرات اجتماعی یک فناوری (مانند حریم خصوصی در شبکه‌های اجتماعی یا سوگیری در هوش مصنوعی) را درک کنیم.

ایکاش سواد فناوری راهی به دبستان ها و دبیرستان ها پیدا کند. سواد فناوری کمک می‌کند تا در عصر فن‌تنیدگی، به کارگیرنده ابزار‌ (Tool User) باشیم، نه ابزارشونده و ابزار شده (Tool Used). یعنی «کاربرِ ابزار» بمانیم، نه «ابزارِ ابزار» و در زمانه فوران فناوری، همچنان یک انسان به معنای دقیق کلمه باشیم و بمانیم.

@Dr_Lashkarbolouki
⚡️راهنمای بقا در دوران بحران

🔴واقعیت این است که وضعیت امروز جامعه با #بحران و تنش در ابعاد مختلف مواجه شده است. در وضعیت کنونی،‌ #سازمان‌های_غیرانتفاعی بیش از هر زمان دیگری تحت فشار قرار گرفته‌اند و بسیاری از آن‌ها با خطر تعطیلی یا ادغام مواجه‌اند.

💬اما همانطور که اپیکتتوس، فیلسوف یونانی می‌گفت:
مهم نیست چه اتفاقی برایتان می‌افتد، مهم این است که چگونه به آن واکنش نشان می‌دهید.


📝مقالۀ "The Big Reset" اثر ماریو مورینو، یک راهنمای کاربردی برای مدیران است تا بتوانند برای عبور از این شرایط قوی‌تر شوند. با ورق زدن اسلایدهای فوق، مهمترین نکات این مقاله را بخوانید.

#برنامه_راهبردی
@TasmimSchool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
@iiedep.75 kpi for managers.pdf
3 MB
دانلود کتاب شاخص های کلیدی عملکرد برای مدیران

شما می‌توانید از این کتاب به دو روش استفاده کنید: به عنوان یک راهنمای مرجع ضروری که به شما امکان می‌دهد KPIهایی را که می‌خواهید درک کنید و در صورت نیاز اطلاعات بیشتری در مورد آنها کسب کنید، جستجو کنید؛ یا می‌توانید از آن برای تکمیل چارچوب مدیریت عملکرد، داشبورد کسب‌وکار، کارت امتیازی متوازن یا استراتژی هوش تجاری خود استفاده کنید.
Forwarded from Mehdi Naghdi
✨ لطفاً چند دقیقه وقت بگذارید و به پرسشنامه من پاسخ بدهید ✨

سلام دوستان عزیز 🌟
برای پایان‌نامه کارشناسی ارشدم، یک پرسشنامه کوتاه و کاملاً محرمانه طراحی کردم که موضوع آن درباره تحلیل داده‌های کلان و رفتار مصرف‌کننده است.

⌛ پاسخ دادن کمتر از ۳ دقیقه زمان می‌برد
🧑‍🎓 تمام اطلاعات فقط برای پژوهش دانشگاهی استفاده می‌شود
🎁 با شرکت در پرسشنامه به تکمیل یک تحقیق علمی کمک بزرگی می‌کنید

لینک پرسشنامه👇
🔗 https://survey.porsline.ir/s/0SLSKRAI

اگر لطف کنید این پست را با دوستانتان هم به اشتراک بگذارید، واقعاً ممنون می‌شوم 🙏💙
حمایت شما باعث می‌شود داده‌های دقیق‌تری جمع‌آوری کنم و پژوهشم کیفیت بالاتری داشته باشد.

با احترام،
محمدمهدی نقدی
✳️ به راه‌حل‌هایی فکر کنیم که در برابر مشکلات امروز نادیده گرفته‌ایم

دني رادريك/اقتصاددان

✅ باید برای مقابله با سه چالش عظیم اقتصادی عصر خویش اندیشه‌های نوین را به کار گیریم. این سه چالش عبارتند از ۱- دگرگونی‌های اقلیمی، ۲- فرسایش طبقه متوسط و ۳- فقر.
نخستین چالش، تهدیدی وجودی بر محیط فیزیکی ما به شمار می‌رود؛ دومین چالش، قطبی‌سازی را برمی‌انگیزد و دموکراسی را تضعیف می‌کند و سومین چالش، ننگی اخلاقی بر همگان است. با این حال، با برآمدن اقتدارگرایی و ناسیونالیسم اقتصادی، دلیلی برای خوش‌بینی در هیچ ‌یک از این جبهه‌ها به چشم نمی‌خورد.

▫️راه‌حل‌های واقعی غالبا «زیر رادار» باقی می‌مانند (هواپیماها یا موشک‌هایی که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند از شناسایی رادارها در امان می‌مانند و راه‌حل‌هایی که در سطح یک شهرداری یا منطقه و بدون هیاهوی رسانه‌ای اجرا و ثمربخش می‌شوند، توجه سیاست‌گذاران مرکزی را جلب نمی‌کنند) یا به سبب فاصله‌ای که از رویکردهای فعلی و مصوب دارند، نادیده انگاشته می‌شوند.

▫️در ظاهر، سه چالش عظیم ما به شدت متفاوت‌اند و کوشش‌ها برای مقابله با آن‌ها اغلب در تنش با یکدیگر جلوه می‌کنند. بسیاری گذار سبز را با رشد اقتصادی ناسازگار می‌پندارند و تقویت طبقه متوسط در اقتصادهای پیشرفته را مغایر با منافع کشورهای در حال توسعه می‌دانند. لیکن همه آن‌ها رسالتی مشترک را در بر می‌گیرند که هدایت تحول ساختاری اقتصاد به سمت تقویت فعالیت‌هایی سبز و شغل‌های بهتر و مولدتر است.

▫️به طور سنتی، سیاست‌های صنعتی، ابتدا در اقتصادهای پیشرفته و سپس در کشورهای موفق شرق آسیا، نقشی حیاتی در فرآیند تحول اقتصادی ایفا کرده‌اند. امروزه، با در نظر گرفتن الزامات گذار سبز و این واقعیت که تولید دیگر منبع ایجاد اشتغال نیست (حتی در کشورهای در حال توسعه)، نسخه به‌روزرسانی‌شده همان راهبردها را طلب می‌کنیم.

▫️موفقیت‌های چشمگیری پیش‌تر در انرژی‌های تجدیدپذیر کسب شده است. در حالی که اقتصاددانان مدت‌هاست مالیات بر کربن یا «طرح‌های تعیین سقف و مبادله» را به عنوان کارآمدترین راه کاهش انتشارها ترویج نموده‌اند (در طرح‌های تعیین سقف و مبادله، برای مجوزهای انتشار گازهای گلخانه‌ای ایجاد بازار می‌شود، به شکلی که نهاد ناظر سقف کلی مجاز انتشار را برای یک دوره زمانی تعیین و آن را میان واحدهای مجاز به شکل رایگان یا حراج تقسیم می‌کند. شرکت‌هایی که انتشار کمتری نسبت به مجوز دارند، می‌توانند مازاد را در بازار ثانویه به شرکت‌های نیازمند بفروشند. در این سازوکار با کاهش تدریجی سقف در دوره‌های بعدی، انگیزه مالی برای کاهش انتشار فراهم می‌شود)، دستاوردهای واقعی و شگفت‌انگیز در این حوزه از طریق سیاست‌های صنعتی سبز چین حاصل شده است. این سیاست‌ها، که تقریبا همگی در ابتدا حول اهداف ملی سامان یافتند اما عمدتا در سطح محلی و توسط مقامات محلی به اجرا درآمده‌اند، هزینه‌های خورشیدی، بادی و باتری‌های الکتریکی را به سطحی کاهش داده‌اند که اکنون انرژی تجدیدپذیر را ارزان‌تر از سوخت‌های فسیلی نموده است. در نتیجه، امروز گذار سبز به چنان شتاب فزاینده‌ای دست یافته که حتی برخی از بدبین‌ترین ناظران را به این باور رسانده که فاجعه اقلیمی ممکن است برطرف شود.

▫️رویکرد چین نماد سبک نوینی از سیاست صنعتی است که به طور قابل توجهی از تصویر متداول متمایز است. این رویکرد همکاری گسترده‌ای میان دولت ملی، دولت‌های زیرمجموعه و منافع تجاری را در بر می‌گیرد. یارانه‌های دولتی حتما نقشی مهم ایفا نموده‌اند، اما تنها یکی از ابزارهای متعدد بوده‌اند و کارکرد موفق ابزارهای مهم دیگر در آن‌ها مانند سیاست‌های تدارکاتی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر عمومی مشهود است. قاعده کلیدی موفقیت سیاست‌های صنعتی چین «تجربه‌گرایانه بودن» (یعنی سیاست‌ها مبتنی بر آزمایش‌های کوچک‌مقیاس‌، اجراهای پایلوت‌، ارزیابی و پایش دائمی دلایل موفقیت و شکست، ثبت نظام‌مند فرایندهای یادگیری‌ و نگاه منعطف و تکاملی، طراحی شوند) و «تکرارشونده بودن» (یعنی سیاست‌ها به صورت گام‌به‌گام طراحی شوند و با پایش مستمر و ارزیابی نتایج در اجرا بهبود پیدا کنند) آن‌ها است که به هیچ وجه شباهتی به نسل پیشین این سیاست‌ها، که از بالا به پایین با شرطی‌سازی‌های سختگیرانه طراحی می‌شدند، ندارند.

▫️آیا رویکردی مشابه در این زمینه قادر است شغل‌های خوب و گذارهای مولد را برای حفاظت از طبقه متوسط و کاهش فقر به ارمغان آورد؟ متأسفانه، در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه به طور یکسان، سیاست‌های صنعتی همچنان بر بخش‌های تولیدی تمرکز کرده‌اند، حتی هنگامی که هدف ایجاد یا حفظ اشتغال بوده است. به یقین، تولید همچنان برای گذار سبز، تضمین تاب‌آوری زنجیره تامین و امنیت ملی مهم است.
اما اتوماسیون و رقابت جهانی آن را به بخشی «اشتغال‌زدا» تبدیل کرده و این شامل چین، به عنوان ابرقدرت صنعت ساخت جهان، نیز می‌شود. چاره‌ای جز تکیه بر بخش خدمات برای دستیابی طبقه متوسط به انواع شغل‌های مولد نداریم.

▫️خوشبختانه، در اقتصادهای پیشرفته و در حال توسعه به طور یکسان، آزمایش‌های محلی و منطقه‌ای متعددی موجود است که در آن‌ها شراکت میان نهادهای دولتی و بخش خصوصی یا گروه‌های مدنی، تحولات اقتصادی معناداری را به بار آورده است. این ابتکارات محلی و مکان‌محور ممکن است شبیه سیاست‌های صنعتی سنتی جلوه نکنند، اما مشابه راهبرد صنعتی نوین چین هستند. آن‌ها همکاری‌های تکرارشونده و تامین ورودی‌های عمومی (آموزش مهارت‌ها، گسترش کسب‌وکار، کمک‌های مقرراتی و سایت‌های سبز) را در کنار یارانه‌ها برای شناسایی فرصت‌های تجاری نوین و کاهش محدودیت‌ها در بر می‌گیرند.

▫️مقامات اقتصادی ملی می‌توانند از این مدل‌ها الگو بگیرند. دولت رئیس‌جمهور سابق آمریکا، جو بایدن، «چالش‌هایی» را شناسایی کرد و آژانس‌های توسعه اقتصادی در مناطق مختلف را با وعده تامین مالی دولتی دعوت به ارائه پیشنهادهایی برای نحوه برطرف کردن آن‌ها ساخت. چنین رویکردی نه تنها منابع جدیدی فراهم می‌آورد، بلکه بازیگران محلی را به غلبه بر مشکلات اقدام جمعی و تدوین چشم‌اندازی مشترک برای توسعه آینده ترغیب می‌کند. متأسفانه، مقیاس این برنامه‌ها در مقایسه با سیاست‌های صنعتی برجسته دولت، یعنی «قانون تراشه‌ها و علم» و «قانون کاهش تورم»، که هر دو عمدتا به سوی تولید گرایش داشتند، ناچیز بود.

▫️دولت‌های ملی، به ویژه در اقتصادهای پیشرفته، می‌توانند نقشی عظیم در هدایت نوآوری به شیوه‌ نوآوری‌های دوستدار نیروی کار ایفا کنند. بسیاری از صنایع خدماتی مانند خرده‌فروشی، انبارداری و لجستیک پیش‌تر از معرفی فناوری‌های دیجیتال نوین بهره برده‌اند، اما شرکت‌های خصوصی همیشه منافع کارگران را در نظر ندارند. آن‌ها ترجیح می‌دهند از فناوری نوین به جای اعطای خودمختاری و امکان انجام طیف گسترده‌تری از وظایف به کارگران، برای نظارت و استثمار بیشتر آن‌ها بهره جویند. تولید فناوری‌هایی که کارگران را در شغل‌های سنتی کم‌درآمد مانند مراقبت، خرده‌فروشی و خدمات غذایی توانمند سازد، نیازمند تلاش عمومی اختصاصی است، مشابه آنچه برای انرژی‌های تجدیدپذیر طلب می‌شود.

▫️فهرست سیاست‌های فعلی برای وظایف پیش رو ناکافی است و قطعا تعارضات جدی میان اهداف ایجاد خواهد کرد. برای مقابله همزمان با دگرگونی‌های اقلیمی، بازسازی طبقه متوسط و کاهش فقر، باید از شیوه‌های فکری تثبیت‌شده فاصله بگیریم و رویکردهای نوین را مد نظر قرار دهیم. خبر مسرت‌بخش این است که گام نهادن در مسیر سیاست‌های بهتر و فرهیخته‌تر نه ناممکن است و نه دیرهنگام. بذرهای این رویکردهای نوآورانه پیش از این در رویه‌های رایج در سراسر جهان پاشیده شده است. به انقلاب نیاز نیست، تنها به بازپیکربندی اولویت‌ها و سیاست‌ها نیاز داریم.

▫️گرچه با نگاه به داخل و امید کمتر داشتن به همکاری‌های جهانی بیشتر گزینه‌های مرجح اقتصاددانان و طبقه تکنوکرات‌های دیگر منتفی می‌شوند، اما این نگاه راه‌حل‌های دیگری را که اغلب در جهان واقعی مؤثرترند، روی میز می‌گذارد.

لينك مطلب؛
https://www.project-syndicate.org/commentary/climate-change-middle-class-erosion-global-poverty-solutions-already-exist-by-dani-rodrik-2025-10?referral=533c72
كانال قواعدبازی
✳️ مسیر قدرت اقتصادی را اشتباه رفته‌ایم

سیدمحمد بحرینیان/صنعتگر و پژوهشگر توسعه

✅ نگاهی به حرکت اقتصادی ایران در سالهای اخیر نشان می دهد که بر خلاف اهداف اسناد بالادستی توسعه، در رقابت صنعتی با جهان پیشتاز و حتی کشورهای منطقه عقب افتاده ایم. در حالی که قرار بود کشور اول منطقه باشیم، خودکفا شویم و ....

روند توسعه صنعتی ایران به جز در یک برهه کوتاه ابتدای انقلاب، هیچگاه حرکتی معقول و هدفمند نداشته و ارزش آفرین نبوده است.

نگاهی به حرکت اقتصادی ایران در سالهای اخیر نشان می دهد که بر خلاف اهداف اسناد بالادستی توسعه، در رقابت صنعتی با جهان پیشتاز و حتی کشورهای منطقه عقب افتاده ایم. در حالی که قرار بود کشور اول منطقه باشیم، خودکفا شویم و برای جوانان کشور فرصت های شغلی پایدار فراهم کنیم.
در واقع برنامه های اقتصادی ایران، به دلیل ابتلا به یک ضعف ساختاری همواره مانع رشد حوزه صنعت بوده و منابع کشور را به جای سرمایه گذاری در حوزه های موّلد و ارزش آفرین، به سمت فعالیت  های ناکارآمد و مخرب سوق داده است. این مشکل مرهون حضور افرادی در عرصه تصمیم گیری است که هیچگاه صنعتگر نبوده اند و از توانایی های این حوزه برای اعتلای اقتصاد ملی بی اطلاعند...

بحرینیان می افزاید: در سایه سیاستهای تضعیف صنایع ملی دولت های اخیر، «فقر مطلق» جامعه ایران از ۱۰ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ به ۲۳ میلیون نفر در سال ۱۴۰۱ رسیده است. آیا این چیزی جز خواسته دشمنانی است که خواستار بی خِرَدی و ضعف ملت ایران هستند؟

وی تاکید کرد: این کشور منابع مالی و طبیعی به هیچ وجه کم ندارد. ولی هرگز از آنها برای تقویت تولید ملی استفاده نمی بریم.

برعکس، منابع ما درخدمت واردات مصنوعات خارجی قرار دارد تا همیشه ضعیف و محتاج باقی بمانیم. جالب است که بدانیم بر اساس گزارش بانک جهانی، کل منابع درآمدهای ارزی کشور چین در فاصله زمانی ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۶ فقط ۳۲۹ میلیارد دلار بوده و در همین بازه زمانی موفق به ایجاد ۲۲۰ میلیون شده است. یعنی درآمدهای ارزی خود را برای حمایت از تولید صنعتی بکار گرفته و برای جوانان فرصت شغلی فراهم کرده است. آنگاه درآمدهای ارزی ایران در همین دوره ۱۹ ساله ۲۹۷ میلیارد دلار بوده ولی در کمال شرمساری کل اشتغال ما به ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر هم نرسیده است.

اتخاذ چنین تفکری در چین به جایی رسیده که اکنون آمریکا از رقابت با آن وحشت دارد. ولی ما که قرار بود قدرت اول منطقه باشیم، اکنون کجا هستیم؟

ادامه مطلب؛
https://ettelaat.com/x34GF