✳️ گسترش اقتصاد غیررسمی
بازیگران زیرزمین
گفتوگو با محسن جلالپور
✅ همانطور که از نام این پدیده مشخص است، اقتصاد غیررسمی، ثبت و ضبط نمیشود. اقتصاد غیررسمی، همان اقتصاد زیرزمینی یا اقتصاد پنهان و پوشیده است.
اقتصاد غیررسمی در کشورهایی که مجبور به تحمل تحریم هستند، رشد میکند.
اگر سیاستگذار کشوری به شکلهای نادرست قانونگذاری کند، امکان ایجاد بستر برای رشد اقتصاد غیررسمی بیشتر میشود.
به بیان دیگر، اقتصاد غیررسمی در بسترهایی رشد و نمو مییابد که محدودیتهای غیرعلمی و غیرعقلانی اقتصادی بر آنها حاکم باشد.
بالطبع، گسترده شدن دایره این نوع اقتصاد بستگی به میزان محدودیتهای موجود دارد.
به همان نسبت که اقتصاد غیررسمی در ساختار اقتصادی کشوری رواج یابد، آمارها غیرشفاف میشوند.
این موضوع ممکن است تا آنجا ادامه یابد که از آمارهای رسمی مرجعیتزدایی شود.
چنانچه آمارهای رسمی مرجعیتشان را از دست بدهند، پژوهشگران و کارشناسان امکان ارائه تحلیلهای قابلاتکا را ندارند، چراکه لازمه تحلیل کردن، دسترسی به آمارهای رسمی متقن است.
* اقتصاد غیررسمی چگونه از آمارها مرجعیتزدایی میکند؟*
همانطور که میدانید، اقتصاد غیررسمی قابلردیابی نیست. بهعنوان مثال، پیمانسپاری ارزی نیز سبب زیرزمینی شدن فرآیندهای صادرات و واردات میشود.
سیاستگذاری که قانون بازدارندهای پیشبینی نکند، از مساحت زمین بازی فعالان اقتصادی واقعی میکاهد. شاهد این گزاره بررسی صادرات و واردات در برهههایی است که فعالان اقتصادی مجبور به بازگشت ارز حاصل از صادرات بودند و همزمان واردکنندگان از دولت، ارز ارزانقیمت دریافت میکردند.
مشاهدهها نشان میدهد سیاستهایی که سیاستگذار در پیش میگیرد انگیزه فعالان اقتصادی به انجام دادن یا ندادن فعالیتی را شکل میدهد. بهطور مثال، اگر صادرکنندگان مجبور به تحویل ارز حاصل از صادرات به بانک مرکزی باشند، انگیزه صادرات کاهش مییابد.
ضمن اینکه ممکن است برخی از فعالان اقتصادی برای اینکه ارز کمتری به بانک مرکزی تحویل دهند میزان صادرات واقعیشان را به گمرک اعلام نکنند.
همچنین اعطای ارز ارزانقیمت به واردکنندگان موجب میشود واردکنندگان ارزش واقعی کالاهایشان را اعلام نکنند یا برای دریافت ارز ارزانقیمت بیشتر، اقدام به وارد کردن کالاهای غیرضروری کنند.
این دست سیاستها، توامان که آمارها را مخدوش میکند، صادرات را نیز قلعوقمع میکند و عاملی برای افزایش واردات بیرویه است. چالش دیگر در اقتصاد غیررسمی، افزایش تعداد کارتهای بازرگانی یکبارمصرف است.
این کارتها باعث میشود تعداد کارتهای بازرگانی از تعداد صادرکنندگان واقعی بیشتر و آمار رسمی، مخدوش شود....
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-ایران-اقتصاد-41/50510-بازیگران-زیرزمین
بازیگران زیرزمین
گفتوگو با محسن جلالپور
✅ همانطور که از نام این پدیده مشخص است، اقتصاد غیررسمی، ثبت و ضبط نمیشود. اقتصاد غیررسمی، همان اقتصاد زیرزمینی یا اقتصاد پنهان و پوشیده است.
اقتصاد غیررسمی در کشورهایی که مجبور به تحمل تحریم هستند، رشد میکند.
اگر سیاستگذار کشوری به شکلهای نادرست قانونگذاری کند، امکان ایجاد بستر برای رشد اقتصاد غیررسمی بیشتر میشود.
به بیان دیگر، اقتصاد غیررسمی در بسترهایی رشد و نمو مییابد که محدودیتهای غیرعلمی و غیرعقلانی اقتصادی بر آنها حاکم باشد.
بالطبع، گسترده شدن دایره این نوع اقتصاد بستگی به میزان محدودیتهای موجود دارد.
به همان نسبت که اقتصاد غیررسمی در ساختار اقتصادی کشوری رواج یابد، آمارها غیرشفاف میشوند.
این موضوع ممکن است تا آنجا ادامه یابد که از آمارهای رسمی مرجعیتزدایی شود.
چنانچه آمارهای رسمی مرجعیتشان را از دست بدهند، پژوهشگران و کارشناسان امکان ارائه تحلیلهای قابلاتکا را ندارند، چراکه لازمه تحلیل کردن، دسترسی به آمارهای رسمی متقن است.
* اقتصاد غیررسمی چگونه از آمارها مرجعیتزدایی میکند؟*
همانطور که میدانید، اقتصاد غیررسمی قابلردیابی نیست. بهعنوان مثال، پیمانسپاری ارزی نیز سبب زیرزمینی شدن فرآیندهای صادرات و واردات میشود.
سیاستگذاری که قانون بازدارندهای پیشبینی نکند، از مساحت زمین بازی فعالان اقتصادی واقعی میکاهد. شاهد این گزاره بررسی صادرات و واردات در برهههایی است که فعالان اقتصادی مجبور به بازگشت ارز حاصل از صادرات بودند و همزمان واردکنندگان از دولت، ارز ارزانقیمت دریافت میکردند.
مشاهدهها نشان میدهد سیاستهایی که سیاستگذار در پیش میگیرد انگیزه فعالان اقتصادی به انجام دادن یا ندادن فعالیتی را شکل میدهد. بهطور مثال، اگر صادرکنندگان مجبور به تحویل ارز حاصل از صادرات به بانک مرکزی باشند، انگیزه صادرات کاهش مییابد.
ضمن اینکه ممکن است برخی از فعالان اقتصادی برای اینکه ارز کمتری به بانک مرکزی تحویل دهند میزان صادرات واقعیشان را به گمرک اعلام نکنند.
همچنین اعطای ارز ارزانقیمت به واردکنندگان موجب میشود واردکنندگان ارزش واقعی کالاهایشان را اعلام نکنند یا برای دریافت ارز ارزانقیمت بیشتر، اقدام به وارد کردن کالاهای غیرضروری کنند.
این دست سیاستها، توامان که آمارها را مخدوش میکند، صادرات را نیز قلعوقمع میکند و عاملی برای افزایش واردات بیرویه است. چالش دیگر در اقتصاد غیررسمی، افزایش تعداد کارتهای بازرگانی یکبارمصرف است.
این کارتها باعث میشود تعداد کارتهای بازرگانی از تعداد صادرکنندگان واقعی بیشتر و آمار رسمی، مخدوش شود....
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-ایران-اقتصاد-41/50510-بازیگران-زیرزمین
هفته نامه تجارت فردا
بازیگران زیرزمین
محسن جلالپور، فعال اقتصاد، باور دارد که با تشدید تحریمها علیه ایران، جریان تجارت به جریان غیررسمی، عاری از شفافیت و سیاه تبدیل میشود. این فرآیند زمانی دلهرهآور است که بدانیم در بستری مملو از فساد، فعالان اقتصادی سالم امکان فعالیت ندارند و لاجرم یا جذب…
🙏1
🔴 نرخ تورم در بدبینانهترین سناریو تا پایان سال احتمالا به 55 درصد برسد
🔹نرخ تورم نقطهبهنقطه در آبانماه با ثبت ۴۹.۴ درصد به بالاترین سطح خود در ۳۰ ماه اخیر رسید؛ اتفاقی که نشان میدهد فشارهای تورمی در اقتصاد ایران همچنان فعالاند.
🔹در همین ماه تورم ماهانه ۳.۴ درصد گزارش شد که هرچند نسبت به ۵ درصد اعلام شده در مهر ماه کمتر است، اما همچنان بیانگر تداوم روند افزایشی قیمتهاست.
🔹رشد سریع متغیرهای پولی، بالا رفتن انتظارات تورمی و نوسانات ارزی، مهمترین عواملی هستند که طی ماههای اخیر به این شتاب تورمی دامن زدهاند.
🔹از سوی دیگر، اجرای اصلاحات قیمت بنزین در میانه پاییز نیز موضوعی است که میتواند فشار بیشتری بر سطح عمومی قیمتها وارد کند و فضای تورمی را در ماههای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
🔹اکنون پرسش اصلی این است که تورم نقطهبهنقطه تا پایان سال به چه عددی خواهد رسید؟
🔹بر اساس سه سناریو، در حالت خوشبینانه این نرخ میتواند به حدود ۵۰.۵ درصد برسد. در سناریوی میانی، تورم پایان سال ۵۱.۷ درصد برآورد میشود و در سناریوی بدبینانه احتمال نزدیکشدن آن به حدود ۵۵ درصد وجود دارد.
روزنامه دنیای اقتصاد
🔹نرخ تورم نقطهبهنقطه در آبانماه با ثبت ۴۹.۴ درصد به بالاترین سطح خود در ۳۰ ماه اخیر رسید؛ اتفاقی که نشان میدهد فشارهای تورمی در اقتصاد ایران همچنان فعالاند.
🔹در همین ماه تورم ماهانه ۳.۴ درصد گزارش شد که هرچند نسبت به ۵ درصد اعلام شده در مهر ماه کمتر است، اما همچنان بیانگر تداوم روند افزایشی قیمتهاست.
🔹رشد سریع متغیرهای پولی، بالا رفتن انتظارات تورمی و نوسانات ارزی، مهمترین عواملی هستند که طی ماههای اخیر به این شتاب تورمی دامن زدهاند.
🔹از سوی دیگر، اجرای اصلاحات قیمت بنزین در میانه پاییز نیز موضوعی است که میتواند فشار بیشتری بر سطح عمومی قیمتها وارد کند و فضای تورمی را در ماههای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
🔹اکنون پرسش اصلی این است که تورم نقطهبهنقطه تا پایان سال به چه عددی خواهد رسید؟
🔹بر اساس سه سناریو، در حالت خوشبینانه این نرخ میتواند به حدود ۵۰.۵ درصد برسد. در سناریوی میانی، تورم پایان سال ۵۱.۷ درصد برآورد میشود و در سناریوی بدبینانه احتمال نزدیکشدن آن به حدود ۵۵ درصد وجود دارد.
روزنامه دنیای اقتصاد
Forwarded from کانال اندیشکده اقتصاد، مدیریت منابع انسانی و توسعه @ (Majid Dehghani)
2828544.pdf
3.7 MB
🌈پیشبینی اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶
🔹گزارش بانک UBS سوئیس از روندهای پیشبینیشده اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد. این گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی تبدیل به ستون فقرات بازارهای سرمایه در جهان شده است. سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی از ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ به حدود ۴.۷ تریلیون دلار برآورد شده و در ۲۰۳۰ به سطحی نزدیک به ۱٪ تولید ناخالص جهانی خواهد رسید که اگرچه کمتر از موجهای تاریخی مثل راهآهن یا تلکام است اما با سرعتی بیسابقه در حال رشد است.
🔸این گزارش برای اقتصاد آمریکا رشد حدود ۲٪ و برای آسیا رشد نزدیک به ۵٪ را پیشبینی کرده است. برای اقتصاد اروپا نیز رشد پایین اما رو به بهبود پیشبینی شده که پشتوانه آن تقاضای داخلی و سرمایهگذاری دولتی است.
🔸نویسندگان گزارش هشدار میدهند که بدهی کشورهای G7 به سمت ۱۳۷٪ تولید ناخالص داخلی تا ۲۰۳۰ در حرکت است که در چنین فضایی احتمال سرکوب مالی بیشتر میشود؛ یعنی سیاستهایی که عملاً نرخهای بهره واقعی را پایین نگه میدارند و پساندازکنندگان را بهطور نامحسوس مالیات میدهند.
https://t.me/SAxktAWqp8ppBV69
🔹گزارش بانک UBS سوئیس از روندهای پیشبینیشده اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد. این گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی تبدیل به ستون فقرات بازارهای سرمایه در جهان شده است. سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی از ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ به حدود ۴.۷ تریلیون دلار برآورد شده و در ۲۰۳۰ به سطحی نزدیک به ۱٪ تولید ناخالص جهانی خواهد رسید که اگرچه کمتر از موجهای تاریخی مثل راهآهن یا تلکام است اما با سرعتی بیسابقه در حال رشد است.
🔸این گزارش برای اقتصاد آمریکا رشد حدود ۲٪ و برای آسیا رشد نزدیک به ۵٪ را پیشبینی کرده است. برای اقتصاد اروپا نیز رشد پایین اما رو به بهبود پیشبینی شده که پشتوانه آن تقاضای داخلی و سرمایهگذاری دولتی است.
🔸نویسندگان گزارش هشدار میدهند که بدهی کشورهای G7 به سمت ۱۳۷٪ تولید ناخالص داخلی تا ۲۰۳۰ در حرکت است که در چنین فضایی احتمال سرکوب مالی بیشتر میشود؛ یعنی سیاستهایی که عملاً نرخهای بهره واقعی را پایین نگه میدارند و پساندازکنندگان را بهطور نامحسوس مالیات میدهند.
https://t.me/SAxktAWqp8ppBV69
✳️ شرکت شیائومی با اتکا به برند قدرتمند خود در بازار محصولات الکترونیکی مصرفی، توانسته است ورود به صنعت خودروهای برقی را با سرعتی کمسابقه پیش ببرد. این شرکت اعلام کرده که در سهماهه منتهی به ۳۰ سپتامبر، بخش خودروهای برقی و هوش مصنوعی آن به سود ۷۰۰ میلیون یوان، معادل حدود ۹۸ میلیون دلار رسیده است؛ دستاوردی که تنها ۱۹ ماه پس از عرضه سدان برقی SU7 محقق شده است.
✅ این عملکرد، شیائومی را از نظر «سرعت رسیدن به سوددهی» در حوزه خودروهای برقی، جلوتر از شرکتهایی مانند تسلا قرار میدهد. تحلیلگران علت این موفقیت را پایگاه گسترده مشتریان وفادار شیائومی، اکوسیستم یکپارچه محصولات این شرکت و هزینههای تولید پایینتر نسبت به خودروسازان سنتی میدانند.
در پی این موفقیت، شیائومی هدفگذاری خود برای سال ۲۰۲۵ را افزایش داده و اکنون قصد دارد حدود ۴۰۰ هزار دستگاه خودروی برقی در سال آینده تحویل دهد. این شرکت امیدوار است با اتکا بر شتاب ایجادشده، جایگاه خود را در بازار جهانی خودروهای برقی تثبیت و تقویت کند.
https://bricsbridge.com
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این عملکرد، شیائومی را از نظر «سرعت رسیدن به سوددهی» در حوزه خودروهای برقی، جلوتر از شرکتهایی مانند تسلا قرار میدهد. تحلیلگران علت این موفقیت را پایگاه گسترده مشتریان وفادار شیائومی، اکوسیستم یکپارچه محصولات این شرکت و هزینههای تولید پایینتر نسبت به خودروسازان سنتی میدانند.
در پی این موفقیت، شیائومی هدفگذاری خود برای سال ۲۰۲۵ را افزایش داده و اکنون قصد دارد حدود ۴۰۰ هزار دستگاه خودروی برقی در سال آینده تحویل دهد. این شرکت امیدوار است با اتکا بر شتاب ایجادشده، جایگاه خود را در بازار جهانی خودروهای برقی تثبیت و تقویت کند.
https://bricsbridge.com
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
Forwarded from مدیریت رفتار سازمانی
💢 برای یافتن معنا در کارتان، نحوه تفکر در مورد آن را تغییر دهید
در تحقیقی که در سال ۲۰۰۷ روی کارگران تصفیه فاضلاب انجام شد، شرکتکنندگان برای نشان دادن مهارت در کارشان وارد رقابت شدند و اغلب با اشتیاق زیادی این کار را انجام میدادند.
امیلی لوید، عضو دپارتمان حفاظت از محیطزیست نیویورک در مورد کار آنها گفته است که «کار آنها قطعا کار دشواری است و بیشتر اوقات بسیار ناخوشایند است، اما آنها در این کار فوقالعاده هستند.»
چرا برخی افراد میتوانند حقوقهای عالی دریافت کنند، در محیطهای راحت کار کنند اما احساس تهی بودن کنند؛ درحالیکه سایرین در فاضلابهای نیویورک کار میکنند اما احساس کامل بودن دارند؟
برای اکثر افراد «هدف» پیدا کردنی نیست، بلکه ساختنی است. کار کردن توام با هدف، عملی ارادی است که نیازمند تفکر و عمل است. صرفنظر از حرفهای که دارید، توصیههای زیر را در مورد نحوه هدفبخشی به کارتان مدنظر قرار دهید:
🔸ارتباطی بین کارتان و افراد تحت خدمت خود ایجاد کنید:
هر کدام از ما با کارمان در حال خدمترسانی به فرد یا افرادی هستیم. مثلا معلمان میتوانند هر روز افراد جوانی که در حال تربیت آنها هستند را ببینند و شاهد اثر ماندگاری باشند که بر این افراد جوان می گذارند.
ارتباطات آگاهانه مشاغل روزمره ما با کسانی که به آنها خدمت میکنیم این کار را هدفمندتر میکند.
🔸کار را به یک مهارت تبدیل کنید:
امی رزسنیوسکی، استاد دانشگاه ییل، یک بار یک مطالعه دقیق روی کارمندان نظافتچی بیمارستان انجام داد. او فعالیتی را بین شادترین و موثرترین نظافتچیها پیدا کرد و آن را «بازآفرینی شغلی» نامید.
این کارمندان به شدت بر خدمت به بیماران متمرکز بودند. مثلا یکی از این کارمندان آثار هنری را در اتاقها میچیند تا مغز بیماران در کما را تحریک کند. آنها ارزش کار خود را بهبود میبخشند تا برای خودشان و کسانی که به آنها خدمت میکنند معنیدار باشد.
از طرفی، این بازآفرینی، دلیلی برای برخورد با شغل به عنوان یک مهارت است؛ تمرکز بر مهارت موردنیاز برای تکمیل کار و تخصیص خودشان برای تکمیل این مهارتها. به نظر میرسد این فضا باعث ایجاد اهداف بزرگتر میشود.
🔸در روابط مثبت سرمایهگذاری کنید:
اینکه با چه کسانی کار میکنیم، به اندازه آنچه انجام میدهیم مهم است. شادی و حتی موفقیت مالی به گرمای روابط فرد با سایرین گره خورده است. گرچه روابط ضرورتا در محیط کار نسبت به بیرون آن متفاوت به نظر میرسد؛ اما هنوز مساله بسیار مهمی است.
نگرش شما هر چه باشد، تلاشها برای پیشبرد روابط مثبتی که شما با دیگران در محیط کار دارید، میتواند بهکار معنای بهتری بدهد.
🔸دلیل کارتان را به خاطر بسپارید:
اکثر ما از نعمت کار کردن تنها برای سرگرمی محرومیم. ممکن است ما از کارمان لذت ببریم، اما برای کسب درآمد کار میکنیم. برای اکثر ما کار کردن به خودی خود یک خدمت معنیدار است. مثلا پدر و مادرها اغلب به سختی کار میکنند تا روی فرزندانشان سرمایهگذاری کنند؛ یا کسانی هم که خانوادهای ندارند اغلب از منابع خود برای حمایت از سازمانهایی که به آن علاقه دارند استفاده میکنند. به ندرت میتوان کسی را پیدا کرد که تنها برای نیازهای شخصیاش کار کند.
اگر وظایفتان چندان برایتان جذاب نیست، به یاد بیاورید که کار شما خدمت به کسانی است که در زندگی شخصی به آنها اهمیت میدهید. با نگرش درست، تقریبا همه مشاغل میتوانند معنادار باشند.
✍منبع: HBR - دنیای اقتصاد
@organizationalbehavior
در تحقیقی که در سال ۲۰۰۷ روی کارگران تصفیه فاضلاب انجام شد، شرکتکنندگان برای نشان دادن مهارت در کارشان وارد رقابت شدند و اغلب با اشتیاق زیادی این کار را انجام میدادند.
امیلی لوید، عضو دپارتمان حفاظت از محیطزیست نیویورک در مورد کار آنها گفته است که «کار آنها قطعا کار دشواری است و بیشتر اوقات بسیار ناخوشایند است، اما آنها در این کار فوقالعاده هستند.»
چرا برخی افراد میتوانند حقوقهای عالی دریافت کنند، در محیطهای راحت کار کنند اما احساس تهی بودن کنند؛ درحالیکه سایرین در فاضلابهای نیویورک کار میکنند اما احساس کامل بودن دارند؟
برای اکثر افراد «هدف» پیدا کردنی نیست، بلکه ساختنی است. کار کردن توام با هدف، عملی ارادی است که نیازمند تفکر و عمل است. صرفنظر از حرفهای که دارید، توصیههای زیر را در مورد نحوه هدفبخشی به کارتان مدنظر قرار دهید:
🔸ارتباطی بین کارتان و افراد تحت خدمت خود ایجاد کنید:
هر کدام از ما با کارمان در حال خدمترسانی به فرد یا افرادی هستیم. مثلا معلمان میتوانند هر روز افراد جوانی که در حال تربیت آنها هستند را ببینند و شاهد اثر ماندگاری باشند که بر این افراد جوان می گذارند.
ارتباطات آگاهانه مشاغل روزمره ما با کسانی که به آنها خدمت میکنیم این کار را هدفمندتر میکند.
🔸کار را به یک مهارت تبدیل کنید:
امی رزسنیوسکی، استاد دانشگاه ییل، یک بار یک مطالعه دقیق روی کارمندان نظافتچی بیمارستان انجام داد. او فعالیتی را بین شادترین و موثرترین نظافتچیها پیدا کرد و آن را «بازآفرینی شغلی» نامید.
این کارمندان به شدت بر خدمت به بیماران متمرکز بودند. مثلا یکی از این کارمندان آثار هنری را در اتاقها میچیند تا مغز بیماران در کما را تحریک کند. آنها ارزش کار خود را بهبود میبخشند تا برای خودشان و کسانی که به آنها خدمت میکنند معنیدار باشد.
از طرفی، این بازآفرینی، دلیلی برای برخورد با شغل به عنوان یک مهارت است؛ تمرکز بر مهارت موردنیاز برای تکمیل کار و تخصیص خودشان برای تکمیل این مهارتها. به نظر میرسد این فضا باعث ایجاد اهداف بزرگتر میشود.
🔸در روابط مثبت سرمایهگذاری کنید:
اینکه با چه کسانی کار میکنیم، به اندازه آنچه انجام میدهیم مهم است. شادی و حتی موفقیت مالی به گرمای روابط فرد با سایرین گره خورده است. گرچه روابط ضرورتا در محیط کار نسبت به بیرون آن متفاوت به نظر میرسد؛ اما هنوز مساله بسیار مهمی است.
نگرش شما هر چه باشد، تلاشها برای پیشبرد روابط مثبتی که شما با دیگران در محیط کار دارید، میتواند بهکار معنای بهتری بدهد.
🔸دلیل کارتان را به خاطر بسپارید:
اکثر ما از نعمت کار کردن تنها برای سرگرمی محرومیم. ممکن است ما از کارمان لذت ببریم، اما برای کسب درآمد کار میکنیم. برای اکثر ما کار کردن به خودی خود یک خدمت معنیدار است. مثلا پدر و مادرها اغلب به سختی کار میکنند تا روی فرزندانشان سرمایهگذاری کنند؛ یا کسانی هم که خانوادهای ندارند اغلب از منابع خود برای حمایت از سازمانهایی که به آن علاقه دارند استفاده میکنند. به ندرت میتوان کسی را پیدا کرد که تنها برای نیازهای شخصیاش کار کند.
اگر وظایفتان چندان برایتان جذاب نیست، به یاد بیاورید که کار شما خدمت به کسانی است که در زندگی شخصی به آنها اهمیت میدهید. با نگرش درست، تقریبا همه مشاغل میتوانند معنادار باشند.
✍منبع: HBR - دنیای اقتصاد
@organizationalbehavior
Forwarded from مهارت های مدیریت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مهارت های مدیریت
💢چرا اینقدر سخته که کارم رو انجام بدم!؟
👤دکتر امید امانی
🔴تو یه پژوهش پراستناد، پژوهشگری به نام سوفی لیروی(Leroy) از دانشگاه مینهسوتا دنبال این بود ببینه چرا برای یه تعداد از آدمها، ”شروع کردن آسونه، اما ادامه دادن و تمومش کردن اینقدر سخت!“. واسه رسیدن به جواب...
🟢دکتر لیروی دو گروه از شرکت کنندهها رو انتخاب کرد و اونها رو تو دو مرحله مورد آزمایش قرار داد. روش انجام کار هم این مدلی بود که شرکت کنندهها باید دور هم مینشستن و شروع میکردن به حل یه مجموعه از جدول کلمات. منتهی در حین اجرا....
🔵به گروه اول گفتن "لطفا تا همینجایی که انجام دادید کار رو نگه دارید، یه کار دیگه هم هست یه چند لحظه بیایید روی اون وایستیم!" و به گروه دوم اجازه دادن کارشون رو تموم کنن و بعد از اتمام کار گفتن بیایید بریم سراغ کار دوم...
🟤تو مرحله دوم به هر دو گروه یه سری بازیهای تصمیمگیری دادن و دادههای بهدست اومده از هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت...
🟠دیدن افراد گروه اول گرفتار اثر "پسماند توجه"(Attention residue) شده بودن و عملکردشون نسبت به گروهی که "کار اول رو تموم کردن و رفتن سراغ کار دوم" به مراتب ضعیفتر بود و مشخص شد که؛ هر بار که ما وسط یه کاری یه سر به کار دیگه میزنیم، برگشتن به کار قبلی به سادگی اتفاق نمیفته...
🟡"پسماند توجه" میگه؛ عادت معمول کار کردن تو حالت نیمه حواسپرتی، عملکرد مغز شما رو به طور بالقوهای پایین میاره و این یعنی؛ ممکنه به ظاهر چک کردن گوشی حین کار، نیم نگاهی به اینستا انداختن، سرک کشیدن به تلگرام، ایمیلها رو چک کردن و نگاه کردن به صفحه گوشی درست وسط کار...
🟣یه سر رفتن و در مورد فلان چیز جذابی که همین الان باهاش مواجه شدی با همکار صحبت کردن و یه سر قیمت دلار و طلا رو چک کردن، ظاهرا خیلی اثرگذار و خطرناک به نظر نمیرسه اما، باعث میشه بخشی از توجهتون روی اون کار بمونه و شما با پسماند توجه به کار جدید برمیگردید و این یعنی افت عملکرد…
⚫مخلص کلام اینکه؛
اگه میخوای خروجی بهتر و بیشتری داشته باشی، باید جلوی "نشتی توجهت" رو بگیری. چیزی که بهش میگن کار عمیق. پس موقع کار، هر عامل حواس پرت کنندهی غیر ضروری رو یه کم از خودت دور کن و بچسب به کارت که اون قراره آینده رو برات بسازه.
@management_skill
👤دکتر امید امانی
🔴تو یه پژوهش پراستناد، پژوهشگری به نام سوفی لیروی(Leroy) از دانشگاه مینهسوتا دنبال این بود ببینه چرا برای یه تعداد از آدمها، ”شروع کردن آسونه، اما ادامه دادن و تمومش کردن اینقدر سخت!“. واسه رسیدن به جواب...
🟢دکتر لیروی دو گروه از شرکت کنندهها رو انتخاب کرد و اونها رو تو دو مرحله مورد آزمایش قرار داد. روش انجام کار هم این مدلی بود که شرکت کنندهها باید دور هم مینشستن و شروع میکردن به حل یه مجموعه از جدول کلمات. منتهی در حین اجرا....
🔵به گروه اول گفتن "لطفا تا همینجایی که انجام دادید کار رو نگه دارید، یه کار دیگه هم هست یه چند لحظه بیایید روی اون وایستیم!" و به گروه دوم اجازه دادن کارشون رو تموم کنن و بعد از اتمام کار گفتن بیایید بریم سراغ کار دوم...
🟤تو مرحله دوم به هر دو گروه یه سری بازیهای تصمیمگیری دادن و دادههای بهدست اومده از هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت...
🟠دیدن افراد گروه اول گرفتار اثر "پسماند توجه"(Attention residue) شده بودن و عملکردشون نسبت به گروهی که "کار اول رو تموم کردن و رفتن سراغ کار دوم" به مراتب ضعیفتر بود و مشخص شد که؛ هر بار که ما وسط یه کاری یه سر به کار دیگه میزنیم، برگشتن به کار قبلی به سادگی اتفاق نمیفته...
🟡"پسماند توجه" میگه؛ عادت معمول کار کردن تو حالت نیمه حواسپرتی، عملکرد مغز شما رو به طور بالقوهای پایین میاره و این یعنی؛ ممکنه به ظاهر چک کردن گوشی حین کار، نیم نگاهی به اینستا انداختن، سرک کشیدن به تلگرام، ایمیلها رو چک کردن و نگاه کردن به صفحه گوشی درست وسط کار...
🟣یه سر رفتن و در مورد فلان چیز جذابی که همین الان باهاش مواجه شدی با همکار صحبت کردن و یه سر قیمت دلار و طلا رو چک کردن، ظاهرا خیلی اثرگذار و خطرناک به نظر نمیرسه اما، باعث میشه بخشی از توجهتون روی اون کار بمونه و شما با پسماند توجه به کار جدید برمیگردید و این یعنی افت عملکرد…
⚫مخلص کلام اینکه؛
اگه میخوای خروجی بهتر و بیشتری داشته باشی، باید جلوی "نشتی توجهت" رو بگیری. چیزی که بهش میگن کار عمیق. پس موقع کار، هر عامل حواس پرت کنندهی غیر ضروری رو یه کم از خودت دور کن و بچسب به کارت که اون قراره آینده رو برات بسازه.
@management_skill
Forwarded from تفکر استراتژیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢مغالطه صورت کسر در تصمیمگیری مدیریتی
■مغالطه صورت کسر (Numerator Fallacy) یکی از خطاهای شناختی رایج در تصمیمگیریهای مدیریتی و سیاستگذاری اقتصادی است که در آن تصمیمگیرندگان تنها به صورت کسر (عدد مطلق یا مقدار ظاهری) توجه میکنند و مخرج (زمینه، متن، و نسبتهای کلی) را نادیده میگیرند.
□این مغالطه زمانی رخ میدهد که بدون در نظر گرفتن شاخصهای نسبی، ظرفیتها و محدودیتهای سیستمی، صرفاً بر اساس اعداد مطلق تصمیمگیری میشود.
●از منظر مدیریت استراتژیک، این مغالطه نشاندهنده فقدان تفکر سیستمی است. مغالطه صورت کسر دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که مدیران به جای سنجش اثربخشی نسبی، صرفاً به حجم مطلق فعالیتها مینگرند.
@strategym_academy
■مغالطه صورت کسر (Numerator Fallacy) یکی از خطاهای شناختی رایج در تصمیمگیریهای مدیریتی و سیاستگذاری اقتصادی است که در آن تصمیمگیرندگان تنها به صورت کسر (عدد مطلق یا مقدار ظاهری) توجه میکنند و مخرج (زمینه، متن، و نسبتهای کلی) را نادیده میگیرند.
□این مغالطه زمانی رخ میدهد که بدون در نظر گرفتن شاخصهای نسبی، ظرفیتها و محدودیتهای سیستمی، صرفاً بر اساس اعداد مطلق تصمیمگیری میشود.
●از منظر مدیریت استراتژیک، این مغالطه نشاندهنده فقدان تفکر سیستمی است. مغالطه صورت کسر دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که مدیران به جای سنجش اثربخشی نسبی، صرفاً به حجم مطلق فعالیتها مینگرند.
@strategym_academy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ استاد هاروارد توضیح میدهد که چطور به شکلی درست بحث کنیم.
✅ دن شاپیرو، رئیس برنامه مذاکرات بینالملل هاروارد، سه اصل کلیدی برای ارتقای کیفیت بحث و استدلال را مطرح میکند.
راهنامه مدیر
✅ دن شاپیرو، رئیس برنامه مذاکرات بینالملل هاروارد، سه اصل کلیدی برای ارتقای کیفیت بحث و استدلال را مطرح میکند.
راهنامه مدیر
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹راه سوم و نجاتبخش اقتصاد ایران چیست؟
▫️در فضای پرچالش امروز اقتصاد ایران، یکی از پرسشهای اصلی این است که از کجا باید آغاز کرد؟ موسی غنینژاد اقتصاددان در میزگرد تجارت فردا، معتقد است نخستین گام، روشنکردن واقعیتها برای جامعه و فعالسازی ظرفیت فکری کشور است.
▫️این اقتصاددان با بیان اینکه بدبین نیست، گفت: باور دارم باید این مسائل را با افکار عمومی مطرح کرد؛ اما فشار افکار عمومی بهمعنای اعتراض خیابانی نیست، بلکه یعنی نخبگان، روزنامهنگاران و اهل فکر مطالبه کنند که این مشکلات باید حل شود و راه فعلی راهحل نیست.
▫️غنینژاد تأکید میکند «راه سوم» وجود دارد و نباید همهچیز را به موضع آمریکا وابسته کرد. اینکه بگوییم «تا آمریکا چنین است، ما نمیتوانیم کاری انجام دهیم»، نوعی شانهخالیکردن از مسئولیت است. مشکلات ایران، مسائل داخلی ماست و باید برای آنها راهحل خودمان را پیدا کنیم.
🔗 نسخه کامل در تلگرام
🌐 نسخه کامل در سایت
📺 @ecoiran_webtv
▫️در فضای پرچالش امروز اقتصاد ایران، یکی از پرسشهای اصلی این است که از کجا باید آغاز کرد؟ موسی غنینژاد اقتصاددان در میزگرد تجارت فردا، معتقد است نخستین گام، روشنکردن واقعیتها برای جامعه و فعالسازی ظرفیت فکری کشور است.
▫️این اقتصاددان با بیان اینکه بدبین نیست، گفت: باور دارم باید این مسائل را با افکار عمومی مطرح کرد؛ اما فشار افکار عمومی بهمعنای اعتراض خیابانی نیست، بلکه یعنی نخبگان، روزنامهنگاران و اهل فکر مطالبه کنند که این مشکلات باید حل شود و راه فعلی راهحل نیست.
▫️غنینژاد تأکید میکند «راه سوم» وجود دارد و نباید همهچیز را به موضع آمریکا وابسته کرد. اینکه بگوییم «تا آمریکا چنین است، ما نمیتوانیم کاری انجام دهیم»، نوعی شانهخالیکردن از مسئولیت است. مشکلات ایران، مسائل داخلی ماست و باید برای آنها راهحل خودمان را پیدا کنیم.
🔗 نسخه کامل در تلگرام
🌐 نسخه کامل در سایت
📺 @ecoiran_webtv
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ آیا باورهایتان مانع پیشرفت شما در نقش رهبری شدهاند؟
✅ وقتی به سطوح بالای رهبری میرسید، به رفتارهای خاص و دیدن نتایج مشخص عادت کردهاید. اما همان عوامل موفقیت گذشته، همیشه تضمینکننده پیشرفت بیشتر نیستند. بازخوردهای منفی یا عملکرد ضعیف، نشانههایی هستند که به شما هشدار میدهند زمان تغییر فرارسیده است.
■ در این گفتگو، موریل ویلکینز، کوچ اجرایی و مدیر شرکت مشاورهای Paravis، درباره رایجترین الگوهای فکری که مانع پیشرفت رهبران میشوند صحبت میکند - الگوهایی که از دههها تجربه coaching مدیران ارشد شناسایی شدهاند.
راهنامه مدیر
✅ وقتی به سطوح بالای رهبری میرسید، به رفتارهای خاص و دیدن نتایج مشخص عادت کردهاید. اما همان عوامل موفقیت گذشته، همیشه تضمینکننده پیشرفت بیشتر نیستند. بازخوردهای منفی یا عملکرد ضعیف، نشانههایی هستند که به شما هشدار میدهند زمان تغییر فرارسیده است.
■ در این گفتگو، موریل ویلکینز، کوچ اجرایی و مدیر شرکت مشاورهای Paravis، درباره رایجترین الگوهای فکری که مانع پیشرفت رهبران میشوند صحبت میکند - الگوهایی که از دههها تجربه coaching مدیران ارشد شناسایی شدهاند.
راهنامه مدیر
چرا کشورها سقوط می کنند؟.pdf
1.3 MB
✳️ چرا کشورها سقوط می کنند؟
مجتبی لشکربلوکی
✅ موسسه رند (RAND) یکی از معتبرترین اندیشکده های جهان است. برخی از مهم ترین ابزارهای مدیریتی و نظریه های سیاستی جهان در همین اندیشکده مطرح و جهانی شده است.
این موسسه یک گزارش منتشر کرده است در مورد سقوط و نوسازی حکومت ها، کشورها و تمدن ها.
این گزارش باعث شد که توجه من به این موضوع جلب شود و این نوشتار حاضر با الهام از این گزارش شروع شد و به فراتر از مرزهای آن رفت.
در این نوشتار به این سوال جواب می دهیم که چه می شود که یک کشور یا حکومت یا تمدن به سمت سقوط و افول می رود و چگونه می تواند خود را بازسازی و نوسازی کند؟
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
✅ موسسه رند (RAND) یکی از معتبرترین اندیشکده های جهان است. برخی از مهم ترین ابزارهای مدیریتی و نظریه های سیاستی جهان در همین اندیشکده مطرح و جهانی شده است.
این موسسه یک گزارش منتشر کرده است در مورد سقوط و نوسازی حکومت ها، کشورها و تمدن ها.
این گزارش باعث شد که توجه من به این موضوع جلب شود و این نوشتار حاضر با الهام از این گزارش شروع شد و به فراتر از مرزهای آن رفت.
در این نوشتار به این سوال جواب می دهیم که چه می شود که یک کشور یا حکومت یا تمدن به سمت سقوط و افول می رود و چگونه می تواند خود را بازسازی و نوسازی کند؟
@Dr_Lashkarbolouki
*فهم فرآیند تحول اقتصادی یارانه پنهان*
محسن راجی اسدآبادی، پژوهشگر اقتصادبخش عمومی
..... یارانه پنهان نه یک خطای سیاستی، بلکه برآیند طبیعی مسیری تاریخی است که ایران در آن گام نهاده، مسیری که تولید آن، حاصل ترکیب باورهای جمعی، نهادهای رسمی و غیررسمی، و نوعی ناتوانی مزمن در یادگیری نهادی است.
داگلاس نورث توسعه را «تغییر در قواعدبازی» میداند، اما این قواعد، خود ریشه در باورهای افراد و نخبگان دارند.
مشکل اصلی ایران «نبود الگوی تکنیکی» نیست، بلکه فقدان روایت و باور مشترک درباره توسعه است.
در غیاب این باورها، نهادها نمیتوانند پایدار بمانند و بدون نهادهای پایدار هیچ سیاستی، از جمله اصلاح یارانه انرژی، قابلیت موفقیت ندارد.
*به تعبیر نورث، توسعه زمانی رخ میدهد که باورهای راهنما تغییر کنند و این تغییر در قالب نهادسازی تثبیت شود. درحالیکه در ایران، باورها و نهادها در تنشی دائمی گرفتار شدهاند.*
مدل ذهنی «انرژی ارزان حق مردم است» بهقدری در کشورمان ریشهدار شده که حتی در میان نخبگان نیز بهعنوان اصلی بدیهی پذیرفته شده است.
این مدل ذهنی باعث شکلگیری یک آگاهی جمعی شده که در آن مصرف بالای انرژی طبیعی، بهبود بهرهوری غیرضروری و یارانه انرژی نوعی عدالت قلمداد میشود، در حالی که دادههای رسمی نشان میدهد یارانه پنهان بیش از همه به نفع دهکهای پردرآمد است.
این وضعیت نشان میدهد مشکل بنیادی ایران در حوزه انرژی نه ناتوانی فنی یا فقدان منابع، بلکه نبود «آلیاژ فکری–فلسفی» است، یعنی عدم وجود باورها و پیشفرضهای مشترکی که بتواند نهادسازی پایدار را ممکن سازد، در چنین شرایطی، یادگیری نهادی(محور سوم نظریه نورث) در ایران یا بسیار کند بوده یا مسیر اصلاح را معکوس کرده است.
نورث تأکید میکند جوامع زمانی توسعه مییابند که «یادگیری بازخوردی» داشته باشند، یعنی از خطاها بیاموزند، مسیر اصلاح را با ابزارهای جدید ادامه دهند و از تکرار اشتباهات بپرهیزند.
در ایران اما تجربه یارانه انرژی نشان میدهد اغلب سیاستها بهجای اصلاح ساختار، در جهت تثبیت وضع موجود حرکت کردهاند، حتی در مواردی که اصلاحاتی چون طرح هدفمندی یارانهها انجام شده، یادگیری نهادی تضعیف شده، زیرا سیاستها ناپیوسته، بیثبات، بدون روایت توسعه و فاقد اعتماد عمومی بودهاند، لذا نتیجه آن شده که مسیر اصلاح نیمهکاره رها شود و مدل ذهنی سابق بار دیگر احیا شده است...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=582073
محسن راجی اسدآبادی، پژوهشگر اقتصادبخش عمومی
..... یارانه پنهان نه یک خطای سیاستی، بلکه برآیند طبیعی مسیری تاریخی است که ایران در آن گام نهاده، مسیری که تولید آن، حاصل ترکیب باورهای جمعی، نهادهای رسمی و غیررسمی، و نوعی ناتوانی مزمن در یادگیری نهادی است.
داگلاس نورث توسعه را «تغییر در قواعدبازی» میداند، اما این قواعد، خود ریشه در باورهای افراد و نخبگان دارند.
مشکل اصلی ایران «نبود الگوی تکنیکی» نیست، بلکه فقدان روایت و باور مشترک درباره توسعه است.
در غیاب این باورها، نهادها نمیتوانند پایدار بمانند و بدون نهادهای پایدار هیچ سیاستی، از جمله اصلاح یارانه انرژی، قابلیت موفقیت ندارد.
*به تعبیر نورث، توسعه زمانی رخ میدهد که باورهای راهنما تغییر کنند و این تغییر در قالب نهادسازی تثبیت شود. درحالیکه در ایران، باورها و نهادها در تنشی دائمی گرفتار شدهاند.*
مدل ذهنی «انرژی ارزان حق مردم است» بهقدری در کشورمان ریشهدار شده که حتی در میان نخبگان نیز بهعنوان اصلی بدیهی پذیرفته شده است.
این مدل ذهنی باعث شکلگیری یک آگاهی جمعی شده که در آن مصرف بالای انرژی طبیعی، بهبود بهرهوری غیرضروری و یارانه انرژی نوعی عدالت قلمداد میشود، در حالی که دادههای رسمی نشان میدهد یارانه پنهان بیش از همه به نفع دهکهای پردرآمد است.
این وضعیت نشان میدهد مشکل بنیادی ایران در حوزه انرژی نه ناتوانی فنی یا فقدان منابع، بلکه نبود «آلیاژ فکری–فلسفی» است، یعنی عدم وجود باورها و پیشفرضهای مشترکی که بتواند نهادسازی پایدار را ممکن سازد، در چنین شرایطی، یادگیری نهادی(محور سوم نظریه نورث) در ایران یا بسیار کند بوده یا مسیر اصلاح را معکوس کرده است.
نورث تأکید میکند جوامع زمانی توسعه مییابند که «یادگیری بازخوردی» داشته باشند، یعنی از خطاها بیاموزند، مسیر اصلاح را با ابزارهای جدید ادامه دهند و از تکرار اشتباهات بپرهیزند.
در ایران اما تجربه یارانه انرژی نشان میدهد اغلب سیاستها بهجای اصلاح ساختار، در جهت تثبیت وضع موجود حرکت کردهاند، حتی در مواردی که اصلاحاتی چون طرح هدفمندی یارانهها انجام شده، یادگیری نهادی تضعیف شده، زیرا سیاستها ناپیوسته، بیثبات، بدون روایت توسعه و فاقد اعتماد عمومی بودهاند، لذا نتیجه آن شده که مسیر اصلاح نیمهکاره رها شود و مدل ذهنی سابق بار دیگر احیا شده است...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=582073
روزنامه جهان صنعت
فهم فرآيند تحول اقتصادي یارانه پنهان
فهم فرآيند تحول اقتصادي یارانه پنهان روزنامه جهان صنعت
All_Document_راهنمای_استفاده_از_هوش_مصنوعی.pdf
3.6 MB
راهنمای استفاده ازابزارهای هوش مصنوعی در پژوهش
✍ عطف
✍ عطف
✳️ چگونه از مشکلات فرار نکنید؟ راهنمایی برای مدیران
✅ در دنیای مدیریت، مشکلات اجتنابناپذیرند. مدیران موفق کسانی هستند که به جای فرار از مشکلات، با آنها روبهرو میشوند و به دنبال راهحلهای مؤثر میگردند. در ادامه، چند راهکار کلیدی برای مدیریت بهتر چالشها ارائه شده است.
۱. پذیرش مسئولیت
مدیران باید مسئولیت کامل تصمیمات و چالشهای پیشآمده را بپذیرند. فرار از مشکلات و نادیده گرفتن آنها فقط باعث پیچیدهتر شدن شرایط میشود. شفافیت و تعهد به حل مسائل، اعتماد تیم را افزایش میدهد و موجب بهبود عملکرد سازمان میشود.
۲. تحلیل مشکل به جای نادیده گرفتن آن
اولین گام در حل مشکلات، شناخت دقیق آنهاست. بهجای نادیده گرفتن نشانههای بحران، مشکل را تجزیه و تحلیل کنید. سؤالاتی مانند "علت اصلی این مشکل چیست؟" و "چه راهحلهایی وجود دارد؟" به یافتن راهکارهای عملی کمک میکنند.
۳. برخورد فعال به جای واکنش منفعلانه
مدیران موفق به جای اینکه منتظر بمانند تا مشکلات به آنها تحمیل شود، بهصورت پیشگیرانه عمل میکنند. پیشبینی ریسکها، برنامهریزی برای مقابله با آنها و ایجاد استراتژیهای انعطافپذیر به کاهش آسیبهای ناشی از مشکلات کمک میکند.
۴. استفاده از دیدگاه تیم
مشکلات اغلب پیچیدهاند و راهحلهای آنها نیاز به همکاری و همفکری دارد. مشارکت دادن اعضای تیم در یافتن راهحلها نهتنها باعث افزایش خلاقیت میشود، بلکه احساس مسئولیت و انگیزه در بین کارکنان را نیز تقویت میکند.
۵. تمرکز بر راهحل، نه سرزنش
بهجای تمرکز روی مقصر یابی، انرژی خود را صرف یافتن راهحل کنید. فرهنگ سازمانیای که بر حل مسئله تأکید دارد، به رشد تیم و بهبود فرآیندهای کاری کمک میکند.
۶. حفظ آرامش و مدیریت استرس
فرار از مشکلات اغلب ناشی از ترس و استرس است. مدیران باید مهارتهای مدیریت استرس را بیاموزند، از تکنیکهایی مانند مدیتیشن، ورزش و تنظیم اولویتها برای حفظ آرامش و تمرکز استفاده کنند.
۷. یادگیری از مشکلات
هر مشکل یک فرصت برای یادگیری است. پس از حل هر چالش، عملکرد خود و تیم را بررسی کنید تا در آینده بهتر عمل کنید. ثبت تجربیات و درسهای آموختهشده به بهبود مستمر سازمان کمک میکند.
🔺مدیریت مشکلات، مهارتی است که مدیران باید در خود تقویت کنند. با پذیرش چالشها، تفکر تحلیلی، همکاری تیمی و تمرکز بر راهحلها، میتوان از مشکلات عبور کرد و سازمان را به سمت موفقیت هدایت کرد./توسعه مهارت های نرم وحرفه ای
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در دنیای مدیریت، مشکلات اجتنابناپذیرند. مدیران موفق کسانی هستند که به جای فرار از مشکلات، با آنها روبهرو میشوند و به دنبال راهحلهای مؤثر میگردند. در ادامه، چند راهکار کلیدی برای مدیریت بهتر چالشها ارائه شده است.
۱. پذیرش مسئولیت
مدیران باید مسئولیت کامل تصمیمات و چالشهای پیشآمده را بپذیرند. فرار از مشکلات و نادیده گرفتن آنها فقط باعث پیچیدهتر شدن شرایط میشود. شفافیت و تعهد به حل مسائل، اعتماد تیم را افزایش میدهد و موجب بهبود عملکرد سازمان میشود.
۲. تحلیل مشکل به جای نادیده گرفتن آن
اولین گام در حل مشکلات، شناخت دقیق آنهاست. بهجای نادیده گرفتن نشانههای بحران، مشکل را تجزیه و تحلیل کنید. سؤالاتی مانند "علت اصلی این مشکل چیست؟" و "چه راهحلهایی وجود دارد؟" به یافتن راهکارهای عملی کمک میکنند.
۳. برخورد فعال به جای واکنش منفعلانه
مدیران موفق به جای اینکه منتظر بمانند تا مشکلات به آنها تحمیل شود، بهصورت پیشگیرانه عمل میکنند. پیشبینی ریسکها، برنامهریزی برای مقابله با آنها و ایجاد استراتژیهای انعطافپذیر به کاهش آسیبهای ناشی از مشکلات کمک میکند.
۴. استفاده از دیدگاه تیم
مشکلات اغلب پیچیدهاند و راهحلهای آنها نیاز به همکاری و همفکری دارد. مشارکت دادن اعضای تیم در یافتن راهحلها نهتنها باعث افزایش خلاقیت میشود، بلکه احساس مسئولیت و انگیزه در بین کارکنان را نیز تقویت میکند.
۵. تمرکز بر راهحل، نه سرزنش
بهجای تمرکز روی مقصر یابی، انرژی خود را صرف یافتن راهحل کنید. فرهنگ سازمانیای که بر حل مسئله تأکید دارد، به رشد تیم و بهبود فرآیندهای کاری کمک میکند.
۶. حفظ آرامش و مدیریت استرس
فرار از مشکلات اغلب ناشی از ترس و استرس است. مدیران باید مهارتهای مدیریت استرس را بیاموزند، از تکنیکهایی مانند مدیتیشن، ورزش و تنظیم اولویتها برای حفظ آرامش و تمرکز استفاده کنند.
۷. یادگیری از مشکلات
هر مشکل یک فرصت برای یادگیری است. پس از حل هر چالش، عملکرد خود و تیم را بررسی کنید تا در آینده بهتر عمل کنید. ثبت تجربیات و درسهای آموختهشده به بهبود مستمر سازمان کمک میکند.
🔺مدیریت مشکلات، مهارتی است که مدیران باید در خود تقویت کنند. با پذیرش چالشها، تفکر تحلیلی، همکاری تیمی و تمرکز بر راهحلها، میتوان از مشکلات عبور کرد و سازمان را به سمت موفقیت هدایت کرد./توسعه مهارت های نرم وحرفه ای
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😳 تماشایی و باور نکردنی ...
شاید خیلی از باور های ما هم
این شکلی باشند ⁉️
شاید خیلی از باور های ما هم
این شکلی باشند ⁉️
✳️ درسهایی از زندگینامهی استیو جابز
✅ اخیراً توفیق مطالعهی کتاب «استیو جابز» نوشتهٔ والتر آیزاکسن را پیدا کردم؛ کتابی که روایتگر زندگی پرفرازونشیب مردی است که صنعت رایانه، گوشیهای همراه و جهان رسانههای دیجیتال را دگرگون کرد. دوست دارم دوستان و همراهان را نیز در این تجربهٔ دوستداشتنی شریک کنم. این میل به سهیمکردن دیگران در حس و حالی نیکو، مرا به یاد آیهای از سورهٔ یس میاندازد: "قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ گفته شد: وارد بهشت شو. گفت: ای کاش قوم من میدانستند!"
این آیه گویی بیان میکند که انسان گاهی چنان از نعمت یا تجربهٔ خوبی برخوردار میشود که دوست دارد دیگرانش نیز بهرهمند گردند
البته روشن است که هیچ خلاصهای جایگزین مطالعهٔ کتاب نمیشود؛ اما با توجه به کمبود وقت و تعدد کتابهای ارزشمند، در ادامه خلاصهای کاربردی از مهمترین درسهای مدیریتی و رهبری استیو جابز آورده شده است تا شاید مشوقی باشد برای رفتن به سراغ متن کامل.
💡 مهمترین درسهای مدیریتی و رهبری از زندگی استیو جابز
۱) تمرکز؛ هنر گفتن «نه»
جابز میگفت: تمرکز یعنی نه گفتن به صد ایدهی خوب. او همیشه تیمها را وادار میکرد تنها روی چند پروژهی واقعاً ارزشمند متمرکز شوند.
🎯 کمتر انجام بده، اما آن را عالی انجام بده.
۲) ترکیب هنر و فناوری
او باور داشت که محصول برنده، حاصلِ پیوند ظرافت هنری با قدرت مهندسی است.
🎨❤️💻 زیبایی و عملکرد، دو روی یک سکهاند.
۳) کمالگرایی وسواسگونه
جابز حتی روی بخشهایی که مشتری هرگز نمیدید وسواس داشت. او میگفت: «وقتی نجار یک کمد خوب میسازد، پشت آن را هم از چوب خوب میگذارد.»
🔧 کیفیت، حتی در پنهانترین نقاط، شخصیت یک برند است.
۴) تجربهٔ کاربری مهمتر از ویژگیهاست
او معتقد بود موفقیت محصول زمانی تضمین میشود که تجربهٔ کاربر بیدردسر، ساده و لذتبخش باشد.
👆✨ سادگی اوج ظرافت است.
۵) تیمهای کوچک، چابک و نخبه
جابز به تیمهای کمجمعیت اما بسیار کارآمد باور داشت و میگفت: تیم بزرگ لزوماً کار بزرگ نمیکند.
👥⚡ چابکی بر اندازه غلبه میکند.
۶) ساختن «اکوسیستم کامل»
او فقط محصول نمیساخت؛ بلکه تجربهای یکپارچه از سختافزار، نرمافزار و خدمات خلق کرد.
🔄 هماهنگی کل اجزا، مزیت پایدار ایجاد میکند.
۷) جسارتِ متفاوت فکر کردن
شعار معروف اپل ‐-- Think Different — خلاصهٔ نگاه اوست:
🚀 اگر قرار است جهان را تغییر دهی، باید از چارچوبهای رایج فراتر بروی.
۸) بازگشت پس از شکست
اخراج شدن از اپل برای بسیاری پایان بود؛ ولی برای جابز آغاز شکوفایی دوباره شد. تجربهٔ NeXT و Pixar بازگشت او را قدرتمندتر کرد.
🌱 شکست پلی است برای نسخهٔ بهترِ خودت.
۹) توجه همزمان به جزئیات و تصویر کلّی
جابز همزمان «کلاننگر» و «جزئیاتمحور» بود؛ هم رؤیای بزرگ داشت و هم پیچوخمها را زیر ذرهبین میبرد.
🧭🔍 رهبری یعنی دیدن کوه و تکتک سنگریزههای مسیر.
۱۰) ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر شوق و شور
او تیمهایی میساخت که ایمان داشتند در حال ساختن چیزی بزرگ هستند.
🔥 انگیزش درونی قویتر از هر حقوق و پاداشی است.
🌈 سخن پایانی
امید است این خلاصه، انگیزهای برای مطالعهٔ کتاب کامل و همراهشدن با یکی از شگفتانگیزترین روایتهای مدیریت و نوآوری باشد.
✍عطا/ کانال رشد و توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اخیراً توفیق مطالعهی کتاب «استیو جابز» نوشتهٔ والتر آیزاکسن را پیدا کردم؛ کتابی که روایتگر زندگی پرفرازونشیب مردی است که صنعت رایانه، گوشیهای همراه و جهان رسانههای دیجیتال را دگرگون کرد. دوست دارم دوستان و همراهان را نیز در این تجربهٔ دوستداشتنی شریک کنم. این میل به سهیمکردن دیگران در حس و حالی نیکو، مرا به یاد آیهای از سورهٔ یس میاندازد: "قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ گفته شد: وارد بهشت شو. گفت: ای کاش قوم من میدانستند!"
این آیه گویی بیان میکند که انسان گاهی چنان از نعمت یا تجربهٔ خوبی برخوردار میشود که دوست دارد دیگرانش نیز بهرهمند گردند
البته روشن است که هیچ خلاصهای جایگزین مطالعهٔ کتاب نمیشود؛ اما با توجه به کمبود وقت و تعدد کتابهای ارزشمند، در ادامه خلاصهای کاربردی از مهمترین درسهای مدیریتی و رهبری استیو جابز آورده شده است تا شاید مشوقی باشد برای رفتن به سراغ متن کامل.
💡 مهمترین درسهای مدیریتی و رهبری از زندگی استیو جابز
۱) تمرکز؛ هنر گفتن «نه»
جابز میگفت: تمرکز یعنی نه گفتن به صد ایدهی خوب. او همیشه تیمها را وادار میکرد تنها روی چند پروژهی واقعاً ارزشمند متمرکز شوند.
🎯 کمتر انجام بده، اما آن را عالی انجام بده.
۲) ترکیب هنر و فناوری
او باور داشت که محصول برنده، حاصلِ پیوند ظرافت هنری با قدرت مهندسی است.
🎨❤️💻 زیبایی و عملکرد، دو روی یک سکهاند.
۳) کمالگرایی وسواسگونه
جابز حتی روی بخشهایی که مشتری هرگز نمیدید وسواس داشت. او میگفت: «وقتی نجار یک کمد خوب میسازد، پشت آن را هم از چوب خوب میگذارد.»
🔧 کیفیت، حتی در پنهانترین نقاط، شخصیت یک برند است.
۴) تجربهٔ کاربری مهمتر از ویژگیهاست
او معتقد بود موفقیت محصول زمانی تضمین میشود که تجربهٔ کاربر بیدردسر، ساده و لذتبخش باشد.
👆✨ سادگی اوج ظرافت است.
۵) تیمهای کوچک، چابک و نخبه
جابز به تیمهای کمجمعیت اما بسیار کارآمد باور داشت و میگفت: تیم بزرگ لزوماً کار بزرگ نمیکند.
👥⚡ چابکی بر اندازه غلبه میکند.
۶) ساختن «اکوسیستم کامل»
او فقط محصول نمیساخت؛ بلکه تجربهای یکپارچه از سختافزار، نرمافزار و خدمات خلق کرد.
🔄 هماهنگی کل اجزا، مزیت پایدار ایجاد میکند.
۷) جسارتِ متفاوت فکر کردن
شعار معروف اپل ‐-- Think Different — خلاصهٔ نگاه اوست:
🚀 اگر قرار است جهان را تغییر دهی، باید از چارچوبهای رایج فراتر بروی.
۸) بازگشت پس از شکست
اخراج شدن از اپل برای بسیاری پایان بود؛ ولی برای جابز آغاز شکوفایی دوباره شد. تجربهٔ NeXT و Pixar بازگشت او را قدرتمندتر کرد.
🌱 شکست پلی است برای نسخهٔ بهترِ خودت.
۹) توجه همزمان به جزئیات و تصویر کلّی
جابز همزمان «کلاننگر» و «جزئیاتمحور» بود؛ هم رؤیای بزرگ داشت و هم پیچوخمها را زیر ذرهبین میبرد.
🧭🔍 رهبری یعنی دیدن کوه و تکتک سنگریزههای مسیر.
۱۰) ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر شوق و شور
او تیمهایی میساخت که ایمان داشتند در حال ساختن چیزی بزرگ هستند.
🔥 انگیزش درونی قویتر از هر حقوق و پاداشی است.
🌈 سخن پایانی
امید است این خلاصه، انگیزهای برای مطالعهٔ کتاب کامل و همراهشدن با یکی از شگفتانگیزترین روایتهای مدیریت و نوآوری باشد.
✍عطا/ کانال رشد و توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ذهن متمرکز
✅ روانشناسان و متخصصان بهرهوری و کوچینگ، عصر امروز را عصر حواسپرتی مینامند و بر این باور هستند که در چنین روزگاری، چارهای جز رسیدن به یک سیستم درست و حرفهای برای تمرکز وجود ندارد. خیلی از اوقات، نداشتن یک ذهن متمرکز هم کیفیت کارمان را پایین میآورد و هم ساعات کاریمان را بالا میبرد. کاهش بهرهوری در بلندمدت، سرانجامی جز فرسودگی و کاهش بازدهی ذهنیمان ندارد.در این یادداشت میخواهیم به مهمترین درسها و آموزههایی که میتوان از کتاب ذهن متمرکز آموخت بپردازیم و سیستم بهرهوری مایکل هایت برای افزایش تمرکز ذهن را بررسی کنیم.
●درس اول: تمرکز بر همه چیز یعنی تمرکز بر هیچ چیز!
یکی از مهمترین درسهایی که از کتاب ذهن متمرکز میآموزیم این است که تمرکز بر همه چیز، در واقع تمرکز بر هیچ چیز است. مهمترین گام برای تمرکز کردن، این است که یک موضوع خاص را انتخاب کنیم و تمام توان ذهنی خود را در یک بازه زمانی خاص روی آن صرف کنیم. در این بازه زمانی، نباید اجازه دهیم که هیچ موضوع یا مسئلهای حواسمان را پرت کند.از طرفی لازم است ساعات کاری روزانه خود را به صورت منطقی و درست تقسیم کنیم. نوشتن یک لیست کاری بلندبالا در ابتدای روز و عمل کردن به تمام موارد تا آخر شب، هم ذهن را خسته و فرسوده میکند و هم سایر ابعاد مهم زندگی مثل بودن در کنار خانواده، تفریح کردن با آنها، مطالعه رمان، گوش دادن موسیقی و غیره را با اختلال روبرو میکند. در کتاب ذهن متمرکز میخوانیم:
▪︎تمرکز بر همه چیز، تمرکز بر هیچ چیز است. وقتی خیلی شتابزده، فهرست بلندبالا و بیشماری از وظایف و امور ضروری را انجام میدهید، تقریباً غیرممکن است که به چیز شایان توجهی دست پیدا کنید. با این حال خیلی از ما روزها، هفتهها، ماهها، سالها و گاهی همه عمرمان را اینطور میگذرانیم.
●درس دوم: وفور اطلاعات، عاملی اصلی فقر توجه!
یکی از اصلیترین عواملی که باعث از بین رفتن توجه و تمرکز انسانها شده، وفور اطلاعات است. وجود رسانههای اجتماعی و سایر ابزارها و رسانههای اطلاعاتی و خبری باعث میشود که ما هر روز با سیلی از اطلاعات متنوع بمباران شویم و حساسیت خود را نسبت به خیلی از مسائل مهم و بنیادین از دست بدهیم. زمانی اطلاعات واقع کمیاب بود و برخی انسانها در تمام عمر با یک مشت اطلاعات تکراری و یکسان روبرو بودند.
این در حالی است که امروزه تکنولوژی، دسترسی ما به اطلاعات را خیلی راحت کرده و همین مسئله، ما را به سمت عدم توجه و آگاهی برده است. در ادامه بخشی از کتاب ذهن متمرکز در زمینه فقر توجه را میخوانیم:
■تحقیقات نشان میدهد که به طور متوسط هر سه دقیقه یکبار مزاحمتی ایجاد میشود یا حواسمان به شکلی پرت میشود. وفور اطلاعات، فقر توجه میآورد. امروز دیگر اطلاعات نایاب نیست ولی توجه واقعاً نایاب است. در واقع در جهانی که اطلاعات به رایگان موجود است، توجه در محل کار یکی از ارزشمندترین چیزهاست.
●درس سوم: تعریف درست بهرهوری: انجام کارهای درست!
یکی از مشکلاتی که باعث میشود افراد لیست بلندبالایی از کارها و وظایف را برای خودشان طراحی کنند و پس از مدتی به فرسودگی برسند این است که تعریف درستی از بهرهوری ندارند. آنها فکر میکنند که بهرهوری، «کارهای بیشتری را سریعتر انجام دادن» است.
مطالعات علمی و روانشناختی به خوبی نشان میدهد که این تعریف به هیچ عنوان درست نیست. از نظر مایکل هایت، بهرهوری یعنی انجام کارهای درست! کسی بهرهور شناخته میشود که روز خودش را با شفافیت آغاز میکند و با احساس رضایتمندی، موفقیت و انرژی زیاد به پایان میرساند. چنین کسی، کمتر کار میکند ولی دستاورد بیشتری را برای خودش رقم میزند.
عوامل حواسپرتی به قدری در وجود انسانها ریشه دواندهاند که متخصصان کسب و کار اعلام کردند نیمی از کارهای کارمندان در سازمانها، هیچ نتیجه مثبت و اثربخشی برای کسب و کار ندارد و حتی گاهی بر خلاف ارزشها و اهداف سازمان است. در واقع افراد تنها فکر میکنند که دارند کار میکنند؛ در حالی که اگر خوب به کارها و اقداماتشان دقت کنیم، میفهمیم که کار آنها، «کار جعلی» است.
●درس چهارم: آشنایی با سیستم بهرهوری موجود درکتاب ذهن متمرکز
سیستم بهرهوری موجود در کتاب ذهن متمرکز ، سه گام اصلی دارد. هر کدام از این سه گام، جزئیات خاص خودش را دارد. در ادامه به صورت مختصر و مفید با هر کدام از این گامها آشنا خواهیم شد:
🔺گام اول: دست نگه دارید.
از نگاه مایکل هایت، نویسنده کتاب ذهن متمرکز، مشکل اکثر سیستمهای بهرهوری این است که از ما میخواهند که از همان ابتدا دست به کار شویم و سعی میکنند نحوه سریعتر و بهتر کار کردن را به ما نشان دهند.
✅ روانشناسان و متخصصان بهرهوری و کوچینگ، عصر امروز را عصر حواسپرتی مینامند و بر این باور هستند که در چنین روزگاری، چارهای جز رسیدن به یک سیستم درست و حرفهای برای تمرکز وجود ندارد. خیلی از اوقات، نداشتن یک ذهن متمرکز هم کیفیت کارمان را پایین میآورد و هم ساعات کاریمان را بالا میبرد. کاهش بهرهوری در بلندمدت، سرانجامی جز فرسودگی و کاهش بازدهی ذهنیمان ندارد.در این یادداشت میخواهیم به مهمترین درسها و آموزههایی که میتوان از کتاب ذهن متمرکز آموخت بپردازیم و سیستم بهرهوری مایکل هایت برای افزایش تمرکز ذهن را بررسی کنیم.
●درس اول: تمرکز بر همه چیز یعنی تمرکز بر هیچ چیز!
یکی از مهمترین درسهایی که از کتاب ذهن متمرکز میآموزیم این است که تمرکز بر همه چیز، در واقع تمرکز بر هیچ چیز است. مهمترین گام برای تمرکز کردن، این است که یک موضوع خاص را انتخاب کنیم و تمام توان ذهنی خود را در یک بازه زمانی خاص روی آن صرف کنیم. در این بازه زمانی، نباید اجازه دهیم که هیچ موضوع یا مسئلهای حواسمان را پرت کند.از طرفی لازم است ساعات کاری روزانه خود را به صورت منطقی و درست تقسیم کنیم. نوشتن یک لیست کاری بلندبالا در ابتدای روز و عمل کردن به تمام موارد تا آخر شب، هم ذهن را خسته و فرسوده میکند و هم سایر ابعاد مهم زندگی مثل بودن در کنار خانواده، تفریح کردن با آنها، مطالعه رمان، گوش دادن موسیقی و غیره را با اختلال روبرو میکند. در کتاب ذهن متمرکز میخوانیم:
▪︎تمرکز بر همه چیز، تمرکز بر هیچ چیز است. وقتی خیلی شتابزده، فهرست بلندبالا و بیشماری از وظایف و امور ضروری را انجام میدهید، تقریباً غیرممکن است که به چیز شایان توجهی دست پیدا کنید. با این حال خیلی از ما روزها، هفتهها، ماهها، سالها و گاهی همه عمرمان را اینطور میگذرانیم.
●درس دوم: وفور اطلاعات، عاملی اصلی فقر توجه!
یکی از اصلیترین عواملی که باعث از بین رفتن توجه و تمرکز انسانها شده، وفور اطلاعات است. وجود رسانههای اجتماعی و سایر ابزارها و رسانههای اطلاعاتی و خبری باعث میشود که ما هر روز با سیلی از اطلاعات متنوع بمباران شویم و حساسیت خود را نسبت به خیلی از مسائل مهم و بنیادین از دست بدهیم. زمانی اطلاعات واقع کمیاب بود و برخی انسانها در تمام عمر با یک مشت اطلاعات تکراری و یکسان روبرو بودند.
این در حالی است که امروزه تکنولوژی، دسترسی ما به اطلاعات را خیلی راحت کرده و همین مسئله، ما را به سمت عدم توجه و آگاهی برده است. در ادامه بخشی از کتاب ذهن متمرکز در زمینه فقر توجه را میخوانیم:
■تحقیقات نشان میدهد که به طور متوسط هر سه دقیقه یکبار مزاحمتی ایجاد میشود یا حواسمان به شکلی پرت میشود. وفور اطلاعات، فقر توجه میآورد. امروز دیگر اطلاعات نایاب نیست ولی توجه واقعاً نایاب است. در واقع در جهانی که اطلاعات به رایگان موجود است، توجه در محل کار یکی از ارزشمندترین چیزهاست.
●درس سوم: تعریف درست بهرهوری: انجام کارهای درست!
یکی از مشکلاتی که باعث میشود افراد لیست بلندبالایی از کارها و وظایف را برای خودشان طراحی کنند و پس از مدتی به فرسودگی برسند این است که تعریف درستی از بهرهوری ندارند. آنها فکر میکنند که بهرهوری، «کارهای بیشتری را سریعتر انجام دادن» است.
مطالعات علمی و روانشناختی به خوبی نشان میدهد که این تعریف به هیچ عنوان درست نیست. از نظر مایکل هایت، بهرهوری یعنی انجام کارهای درست! کسی بهرهور شناخته میشود که روز خودش را با شفافیت آغاز میکند و با احساس رضایتمندی، موفقیت و انرژی زیاد به پایان میرساند. چنین کسی، کمتر کار میکند ولی دستاورد بیشتری را برای خودش رقم میزند.
عوامل حواسپرتی به قدری در وجود انسانها ریشه دواندهاند که متخصصان کسب و کار اعلام کردند نیمی از کارهای کارمندان در سازمانها، هیچ نتیجه مثبت و اثربخشی برای کسب و کار ندارد و حتی گاهی بر خلاف ارزشها و اهداف سازمان است. در واقع افراد تنها فکر میکنند که دارند کار میکنند؛ در حالی که اگر خوب به کارها و اقداماتشان دقت کنیم، میفهمیم که کار آنها، «کار جعلی» است.
●درس چهارم: آشنایی با سیستم بهرهوری موجود درکتاب ذهن متمرکز
سیستم بهرهوری موجود در کتاب ذهن متمرکز ، سه گام اصلی دارد. هر کدام از این سه گام، جزئیات خاص خودش را دارد. در ادامه به صورت مختصر و مفید با هر کدام از این گامها آشنا خواهیم شد:
🔺گام اول: دست نگه دارید.
از نگاه مایکل هایت، نویسنده کتاب ذهن متمرکز، مشکل اکثر سیستمهای بهرهوری این است که از ما میخواهند که از همان ابتدا دست به کار شویم و سعی میکنند نحوه سریعتر و بهتر کار کردن را به ما نشان دهند.
این در حالی است که سیستم بهرهوری موجود در کتاب ذهن متمرکز از ما میخواهد که ابتدا دست نگه داریم و هدف خود را از بهرهوری تعیین کنیم. مایکل هایت، نام مرحله نخست را «تبیین» میگذارد.
اکنون که هدف از بهرهوری را مشخص کردیم، باید سراغ «ارزیابی» برویم. در این بخش باید کارهای مهم خود را از کارهای کماهمیتی که وقت زیادی از شما میگیرد، تشخیص دهید و این کارها را از هم جدا کنید. لازم است یاد بگیرید که انرژی خود را چگونه، در چه زمانی و در چه نقاطی صرف کنید که بهترین نتایج را برای خودتان رقم بزنید.
سومین بخش از گام اول، احیاسازی است. در این بخش باید استراحت را به اهرمی برای رسیدن به موفقیت و بهرهوری بیشتر تبدیل کنید و یاد بگیرید که چگونه میتوانید با یک استراحت خوب، بهرهوری خود را تا حد زیادی افزایش دهید. در ادامه هفت تمرین را بررسی میکنیم که میتواند به روند احیاسازی شما کمک کند:
○خواب: هر شب ۷ تا ۱۰ ساعت بخوابید. در صورت نیاز یک چرت نیم ساعتی را هم به برنامه اضافه کنید. یک ساعت قبل از خواب، به هیچ صفحه نمایشی نگاه نکنید.
○خوراک: خوارکیهای طبیعی مثل سبزیجات، میوه، آجیل و گوشت میل کنید. نوشیدن آب را به هیچ عنوان فراموش نکنید.
○تحرک: ورزش کردن، خود به خود انرژی شما را بالا میبرد و باعث میشود ذهنتان خیلی بهتر کار کند.
○روابط: ارتباط با بعضی افراد به شما انرژی میدهد و ارتباط با برخی دیگر، انرژی شما را تحلیل میبرد. با افرادی که برایتان انرژیبخش هستند، بیشتر ارتباط بگیرید.
○بازی کردن: اگر میخواهید بهرهوری خود را بالا ببرید، همیشه به تفریح، بازی و سرگرمی اهمیت بدهید و بخشی از وقت خود را به آن اختصاص دهید.
○فکر و تأمل: بخشی از زمان روزانه خود را با مطالعه، یادداشت، مدیتیشن یا مراقبه وعبادت، به فکر و تأمل اختصاص دهید.
○عدم استفاده از وسایل ارتباطی: برنامهریزی کنید که در شبها، آخر هفتهها و تعطیلات، از وسایل ارتباطی خصوصاً گوشی هوشمند و لپ تاپ استفاده نکنید.
🔺گام دوم: بِبُرید.
در گام نخست «دست نگه میدارید» تا تکلیفتان را روشن کنید و بدانید که در کدام نقطه ایستادهاید. وقتی تکلیفتان روشن شد، باید وارد مرحله «بریدن» شوید. در این گام متوجه میشوید کارهایی که انجام نمیدهید، دقیقاً به اندازه کارهایی که برای افزایش بهرهوریتان انجام میدهید، اهمیت دارد.
شاید برایتان جالب باشد که میکل آنژ مجسمه بینظیر و حیرتانگیز داوود را با تراشیدن سنگ مرمر و حذف اضافات، ساخت کرد. در بخش نخست گام بریدن، باید عواملی که زمان شما را تلف میکنند، از زندگی خود حذف کنید. در بخش دوم این گام، باید خودکارسازی انجام دهید؛ یعنی کارهای کماهمیت را به پسزمینه زندگی برانید و زمان و تمرکز زیادی را به این دسته از کارها اختصاص ندهید.
در آخرین بخش از این گام، باید وارد فاز واگذاری شوید. در این بخش، کارهایی که امکان واگذاری یا برونسپاری آنها وجود دارد را واگذار میکنید تا بتوانید تمرکز خود را روی کارهای اصلی و مهم نگه دارید. شاید واگذاری در نگاه اول، خیلی سخت و خطرناک باشد ولی مطمئن باشید که پس از مدتی، بهرهوریتان به میزان چشمگیری افزایش مییابد. برای واگذاری، رعایت هفت نکته زیر خیلی اهمیت دارد:
●تصمیم بگیرید که میخواهید کدام دسته از کارها و اقدامات خود را واگذار کنید.
●وقتی کار مناسب برای واگذاری را انتخاب کردید، نوبت به انتخاب شخص مناسب میرسد. باید کار خود را به کسی واگذار کنید که بتواند آن کار را به بهترین شکل ممکن به سرانجام برساند.
●با گردش کار ارتباط خوبی برقرار کنید تا بفهمید کارها باید چگونه پیش برود.
●منابع لازم و ضروری را فراهم کنید.
●سطح واگذاری را مشخص کنید.
●برای کسانی که کار خود را به آنها واگذار کردهاید، امکانات کافی بدهید تا بتوانند به بهترین شکل عمل کنند.
●بررسیهای لازم را انجام و در صورت نیاز، بازخوردهای خود را ارائه دهید.
●گام سوم: اقدام کنید.
سومین گام برای پیادهسازی طرح موجود در کتاب ذهن متمرکز این است که دست به اقدام بزنیم. باید یاد بگیریم که کارهای مهم خودمان را در زمان کمتر و با استرس کمتر انجام دهیم. اولین بخش برای اقدام کردن، تثبیت کردن است که به ما کمک میکند تمرکز خود را به بیشترین میزان ممکن برسانیم.
در بخش دوم، باید کارهایی که میخواهیم روی آنها تمرکز کنیم و انجامشان دهیم را تعیین کنیم. منظور از تعیین، این است که کارهایتان را به نحوی مرتب کنید که در برنامهتان بگنجند و جلوی وقوع هجمه کارهای اضطراری را بگیرید. در مرحله تعیین، ماتریس آیزنهاور میتواند نقش بسیار مهم و موثری را ایفا کند. با کمک این ماتریس میتوانید کارهای مهم و فوری را از سایر کارها تشخیص دهید و خیلی سریع انجامشان دهید. اکنون سراغ کارهای مهم و غیرفوری میآیید. باید برای انجام این کارها، برنامهریزی کنید.
اکنون که هدف از بهرهوری را مشخص کردیم، باید سراغ «ارزیابی» برویم. در این بخش باید کارهای مهم خود را از کارهای کماهمیتی که وقت زیادی از شما میگیرد، تشخیص دهید و این کارها را از هم جدا کنید. لازم است یاد بگیرید که انرژی خود را چگونه، در چه زمانی و در چه نقاطی صرف کنید که بهترین نتایج را برای خودتان رقم بزنید.
سومین بخش از گام اول، احیاسازی است. در این بخش باید استراحت را به اهرمی برای رسیدن به موفقیت و بهرهوری بیشتر تبدیل کنید و یاد بگیرید که چگونه میتوانید با یک استراحت خوب، بهرهوری خود را تا حد زیادی افزایش دهید. در ادامه هفت تمرین را بررسی میکنیم که میتواند به روند احیاسازی شما کمک کند:
○خواب: هر شب ۷ تا ۱۰ ساعت بخوابید. در صورت نیاز یک چرت نیم ساعتی را هم به برنامه اضافه کنید. یک ساعت قبل از خواب، به هیچ صفحه نمایشی نگاه نکنید.
○خوراک: خوارکیهای طبیعی مثل سبزیجات، میوه، آجیل و گوشت میل کنید. نوشیدن آب را به هیچ عنوان فراموش نکنید.
○تحرک: ورزش کردن، خود به خود انرژی شما را بالا میبرد و باعث میشود ذهنتان خیلی بهتر کار کند.
○روابط: ارتباط با بعضی افراد به شما انرژی میدهد و ارتباط با برخی دیگر، انرژی شما را تحلیل میبرد. با افرادی که برایتان انرژیبخش هستند، بیشتر ارتباط بگیرید.
○بازی کردن: اگر میخواهید بهرهوری خود را بالا ببرید، همیشه به تفریح، بازی و سرگرمی اهمیت بدهید و بخشی از وقت خود را به آن اختصاص دهید.
○فکر و تأمل: بخشی از زمان روزانه خود را با مطالعه، یادداشت، مدیتیشن یا مراقبه وعبادت، به فکر و تأمل اختصاص دهید.
○عدم استفاده از وسایل ارتباطی: برنامهریزی کنید که در شبها، آخر هفتهها و تعطیلات، از وسایل ارتباطی خصوصاً گوشی هوشمند و لپ تاپ استفاده نکنید.
🔺گام دوم: بِبُرید.
در گام نخست «دست نگه میدارید» تا تکلیفتان را روشن کنید و بدانید که در کدام نقطه ایستادهاید. وقتی تکلیفتان روشن شد، باید وارد مرحله «بریدن» شوید. در این گام متوجه میشوید کارهایی که انجام نمیدهید، دقیقاً به اندازه کارهایی که برای افزایش بهرهوریتان انجام میدهید، اهمیت دارد.
شاید برایتان جالب باشد که میکل آنژ مجسمه بینظیر و حیرتانگیز داوود را با تراشیدن سنگ مرمر و حذف اضافات، ساخت کرد. در بخش نخست گام بریدن، باید عواملی که زمان شما را تلف میکنند، از زندگی خود حذف کنید. در بخش دوم این گام، باید خودکارسازی انجام دهید؛ یعنی کارهای کماهمیت را به پسزمینه زندگی برانید و زمان و تمرکز زیادی را به این دسته از کارها اختصاص ندهید.
در آخرین بخش از این گام، باید وارد فاز واگذاری شوید. در این بخش، کارهایی که امکان واگذاری یا برونسپاری آنها وجود دارد را واگذار میکنید تا بتوانید تمرکز خود را روی کارهای اصلی و مهم نگه دارید. شاید واگذاری در نگاه اول، خیلی سخت و خطرناک باشد ولی مطمئن باشید که پس از مدتی، بهرهوریتان به میزان چشمگیری افزایش مییابد. برای واگذاری، رعایت هفت نکته زیر خیلی اهمیت دارد:
●تصمیم بگیرید که میخواهید کدام دسته از کارها و اقدامات خود را واگذار کنید.
●وقتی کار مناسب برای واگذاری را انتخاب کردید، نوبت به انتخاب شخص مناسب میرسد. باید کار خود را به کسی واگذار کنید که بتواند آن کار را به بهترین شکل ممکن به سرانجام برساند.
●با گردش کار ارتباط خوبی برقرار کنید تا بفهمید کارها باید چگونه پیش برود.
●منابع لازم و ضروری را فراهم کنید.
●سطح واگذاری را مشخص کنید.
●برای کسانی که کار خود را به آنها واگذار کردهاید، امکانات کافی بدهید تا بتوانند به بهترین شکل عمل کنند.
●بررسیهای لازم را انجام و در صورت نیاز، بازخوردهای خود را ارائه دهید.
●گام سوم: اقدام کنید.
سومین گام برای پیادهسازی طرح موجود در کتاب ذهن متمرکز این است که دست به اقدام بزنیم. باید یاد بگیریم که کارهای مهم خودمان را در زمان کمتر و با استرس کمتر انجام دهیم. اولین بخش برای اقدام کردن، تثبیت کردن است که به ما کمک میکند تمرکز خود را به بیشترین میزان ممکن برسانیم.
در بخش دوم، باید کارهایی که میخواهیم روی آنها تمرکز کنیم و انجامشان دهیم را تعیین کنیم. منظور از تعیین، این است که کارهایتان را به نحوی مرتب کنید که در برنامهتان بگنجند و جلوی وقوع هجمه کارهای اضطراری را بگیرید. در مرحله تعیین، ماتریس آیزنهاور میتواند نقش بسیار مهم و موثری را ایفا کند. با کمک این ماتریس میتوانید کارهای مهم و فوری را از سایر کارها تشخیص دهید و خیلی سریع انجامشان دهید. اکنون سراغ کارهای مهم و غیرفوری میآیید. باید برای انجام این کارها، برنامهریزی کنید.
کارهایی که فوری هستند ولی اهمیت زیادی ندارند، باید برونسپاری یا واگذاری شوند. کارهای غیرمهم و غیرفوری هم که تکلیفشان روشن است: باید حذف شوند. ۹۵ درصد از زمان خود را روی کارهای مهم و فوری و کارهای مهم و غیرفوری بگذارید و ۵ درصد باقیمانده را هم به واگذاری کارهای فوری و غیرمهم اختصاص دهید.
در آخرین بخش از گام اقدام کردن، مزاحمتها و حواسپرتیها را حذف میکنید تا مرحله فعالسازی آغاز شود. این بخش به شما کمک میکند که بیشترین استفاده را از مهارتها و توانمندیهای منحصر به فردتان ببرید.
منبع: کتاب ذهن متمرکز نوشته مایکل هایت(خلاصه شده)/گاهنامه مدیر
در آخرین بخش از گام اقدام کردن، مزاحمتها و حواسپرتیها را حذف میکنید تا مرحله فعالسازی آغاز شود. این بخش به شما کمک میکند که بیشترین استفاده را از مهارتها و توانمندیهای منحصر به فردتان ببرید.
منبع: کتاب ذهن متمرکز نوشته مایکل هایت(خلاصه شده)/گاهنامه مدیر