✳️ بر اساس گزارش روزنامه گلوبال تایمز، پیشبینی میشود ارزش صنعت هوش مصنوعی چین در سال ۲۰۲۵ از ۱۷۰ میلیارد دلار آمریکا فراتر رود؛ رشدی که نتیجه استقرار سریع فناوریهای نوین و حمایت هدفمند سیاستهای دولتی است. دادهها نشان میدهد مدلهای زبانی بزرگ بهطور فزایندهای وارد بخش تولید شدهاند و همین امر باعث شده نرخ بهکارگیری هوش مصنوعی در صنایع تولیدی از ۱۹.۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۲۵.۹ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یابد؛ روندی که بهرهوری صنعتی و دیجیتالیشدن فرآیندهای تولید را به شکل محسوسی تسریع کرده است.
این توسعه به حوزه تولید محدود نمانده و بازار مصرفکننده نیز نقش مهمی در آن ایفا کرده است. فروش آنلاین دستگاههای هوشمند مجهز به هوش مصنوعی در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۲۳ درصد رشد داشته است. همزمان، پیشرفت مدلهای از پیش آموزشدیده باعث شده کاربرد هوش مصنوعی از تحلیل داده فراتر رود و به تولید محتوا و کارکردهای عمومی و چندمنظوره گسترش یابد. چین اکنون حدود ۶۰ درصد از کل ثبت اختراعهای جهانی در حوزه هوش مصنوعی را در اختیار دارد؛ آماری که جایگاه این کشور را بهعنوان بازیگری پیشرو در پژوهشها و کاربردهای عملی هوش مصنوعی تثبیت میکند.
پشتیبانی سیاستی و زیرساختی، ستون اصلی این مسیر رشد به شمار میرود. تراشههای بومی هوش مصنوعی بیش از نیمی از مصرف مراکز داده چین را تأمین میکنند و به کاهش وابستگی این کشور به واردات کمک کردهاند. در چارچوب ابتکار «هوش مصنوعی پلاس» شورای دولتی چین، برنامهریزی شده است که تا سال ۲۰۲۷ هوش مصنوعی در شش بخش کلیدی اقتصاد ادغام شود و تا سال ۲۰۳۰ اقتصاد هوشمند به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی چین تبدیل گردد. افزون بر این، پکن پیشنهاد ایجاد «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» را مطرح کرده است؛ ابتکاری که با هدف گسترش همکاریهای بینالمللی در این حوزه دنبال میشود.
bricsbridge
این توسعه به حوزه تولید محدود نمانده و بازار مصرفکننده نیز نقش مهمی در آن ایفا کرده است. فروش آنلاین دستگاههای هوشمند مجهز به هوش مصنوعی در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۲۳ درصد رشد داشته است. همزمان، پیشرفت مدلهای از پیش آموزشدیده باعث شده کاربرد هوش مصنوعی از تحلیل داده فراتر رود و به تولید محتوا و کارکردهای عمومی و چندمنظوره گسترش یابد. چین اکنون حدود ۶۰ درصد از کل ثبت اختراعهای جهانی در حوزه هوش مصنوعی را در اختیار دارد؛ آماری که جایگاه این کشور را بهعنوان بازیگری پیشرو در پژوهشها و کاربردهای عملی هوش مصنوعی تثبیت میکند.
پشتیبانی سیاستی و زیرساختی، ستون اصلی این مسیر رشد به شمار میرود. تراشههای بومی هوش مصنوعی بیش از نیمی از مصرف مراکز داده چین را تأمین میکنند و به کاهش وابستگی این کشور به واردات کمک کردهاند. در چارچوب ابتکار «هوش مصنوعی پلاس» شورای دولتی چین، برنامهریزی شده است که تا سال ۲۰۲۷ هوش مصنوعی در شش بخش کلیدی اقتصاد ادغام شود و تا سال ۲۰۳۰ اقتصاد هوشمند به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی چین تبدیل گردد. افزون بر این، پکن پیشنهاد ایجاد «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» را مطرح کرده است؛ ابتکاری که با هدف گسترش همکاریهای بینالمللی در این حوزه دنبال میشود.
bricsbridge
brics bridge
China AI Expansion - brics bridge
China’s AI industry is projected to exceed $170 billion in 2025, driven by strong policy backing, rapid industrial adoption, domestic AI chips, and leadership in global AI patents.
✳️ وقتی تخصصِ درست، در جای نادرست مینشیند!
🖊دکتر فاطمه قیطرانی
✅ بر اساس آنچه کیم اسکات «صراحت تمامعیار» مینامد، وظیفه ما در سازمانها این است که
همزمان هم به انسانها اهمیت بدهیم، هم بیپرده حقیقت را بگوییم. نه سکوت از سر ملاحظه، و نه تندی از سر قدرت!
▪︎با همین رویکرد، می خواهم درباره یکی از چالش های جدی سازمانهای امروز که بارها شاهد آن بودم، صحبت کنم و قبل از آن سر تعظیم فرود می آورم بر متخصصان هر دو حوزه ای که می خواهم درباره نوع حضورشان در سازمان ها سخن برانم؛ که هم ارزشمندند و هم حلال بسیاری از مشکلات زندگی امروز.
▪︎اما نکته اصلی: استفاده از تخصصهای عالی ولی نامتناسب، با نیت خوب اما اثر مخرب در سازمان ها و شرکت ها.
▪︎حضور روانشناسان محترم بالینی در سازمان ها
روانشناسان بالینی متخصص درماناند؛ حوزه تخصص آنها درمان رنج فردی، اختلالات رفتاری و آسیبهای روانی در اتاق درمان است که بسیار تخصص ارزشمندیست. اما یک سازمان، نه اتاق درمان است؛ نه کارکنان بیمارند؛ نه تعارضات کاری الزاما تروماست؛ و نه افت عملکرد، الزاماً اختلال روانی است!
▪︎سازمان محل حضور روانشناسان صنعتی سازمانی است که آموزش دیده اند برای فضای کار و اگر نشانه تروما و اختلال دیدند به روانشناس بالینی خارج از سازمان ارجاع دهند.
وقتی نگاه بالینی وارد سازمان میشود، ناخواسته، مسائل عملکردی «بیماری» تعبیر میشوند؛ گفتوگوی حرفهای به رواندرمانی جمعی تبدیل میشود و مرز مسئولیت، پاسخگویی و نقش شغلی مخدوش میشود.
▪︎سازمان به جای رشد، وارد فضای تخلیه هیجانی بدون تعهد به تغییر میشود و این امر به کارکنان کمک نمیکند بهتر شوند؛ فقط کمک میکند راحتتر بمانند، حتی اگر رشد نکنند.
این نکته به هیچ وجه به معنای بیارزش بودن روانشناسی بالینی نیست؛ بلکه یعنی جای آن، سازمان نیست؛ مگر در چارچوب کاملاً مشخص سلامت روان و ارجاع تخصصی.
▪︎وقتی وکیل و کارشناس حقوق، فرایند جذب و استخدام را در دست میگیرد!
وکالت، حفاظت از اجرای قانون است؛ اما فرایند جذب و استخدام، حافظ آینده انسانی سازمان است. وقتی نگاه صرفاً حقوقی بر جذب و استخدام مسلط میشود؛ هر داوطلب، می تواند یک «ریسک ارتکاب جرم بالقوه» دیده شود. مصاحبه استخدامی شبیه یک بازجویی است؛ هر خطای عملکردی پیش فرض یک جرم میتواند لحاظ شود؛ و بازخورد دادن شبیه حضور در دادگاه.
▪︎نتیجه چیست؟
بی اعتمادی؛ ترس؛ سکوت؛ فرار استعداد. قانون کار باید حمایتگر باشد، نه حاکم مطلق بر رابطه انسانی.
▪︎اما مسئله اصلی در مدیریت منابع انسانی به ویژه از منطق راهبردی اش، تناسب حضور مشاغل با فلسفه وجودی یک سازمان است که به قول جناب اولریش، باید فضایی برای ظهور قابلیت انسانی باشد نه دفع آن.
▪︎سازمانها به روانشناس صنعتی/ سازمانی برای بهبود ارتباطات و حل تعارضات نیاز دارند؛ به متخصص قانون کار برای بهبود روابط کار و کارکنان. وکلای عزیز برای مشاوره حقوقی در زمینه مالی و تجاری سازمان ها حضورشان ارزشمند است؛ نه هدایت روابط انسانی!
▪︎ارتباط با درمانگر در کلینیک خارج از سازمان برای ارجاع تخصصی در قالب برنامه های حمایتی کارکنان یا EAP بسیار عالیست نه اداره فضای روزمره فضای ارتباطی!
▪︎با نهایت احترام برای متخصصان هر دو حوزه.
🖊دکتر فاطمه قیطرانی
✅ بر اساس آنچه کیم اسکات «صراحت تمامعیار» مینامد، وظیفه ما در سازمانها این است که
همزمان هم به انسانها اهمیت بدهیم، هم بیپرده حقیقت را بگوییم. نه سکوت از سر ملاحظه، و نه تندی از سر قدرت!
▪︎با همین رویکرد، می خواهم درباره یکی از چالش های جدی سازمانهای امروز که بارها شاهد آن بودم، صحبت کنم و قبل از آن سر تعظیم فرود می آورم بر متخصصان هر دو حوزه ای که می خواهم درباره نوع حضورشان در سازمان ها سخن برانم؛ که هم ارزشمندند و هم حلال بسیاری از مشکلات زندگی امروز.
▪︎اما نکته اصلی: استفاده از تخصصهای عالی ولی نامتناسب، با نیت خوب اما اثر مخرب در سازمان ها و شرکت ها.
▪︎حضور روانشناسان محترم بالینی در سازمان ها
روانشناسان بالینی متخصص درماناند؛ حوزه تخصص آنها درمان رنج فردی، اختلالات رفتاری و آسیبهای روانی در اتاق درمان است که بسیار تخصص ارزشمندیست. اما یک سازمان، نه اتاق درمان است؛ نه کارکنان بیمارند؛ نه تعارضات کاری الزاما تروماست؛ و نه افت عملکرد، الزاماً اختلال روانی است!
▪︎سازمان محل حضور روانشناسان صنعتی سازمانی است که آموزش دیده اند برای فضای کار و اگر نشانه تروما و اختلال دیدند به روانشناس بالینی خارج از سازمان ارجاع دهند.
وقتی نگاه بالینی وارد سازمان میشود، ناخواسته، مسائل عملکردی «بیماری» تعبیر میشوند؛ گفتوگوی حرفهای به رواندرمانی جمعی تبدیل میشود و مرز مسئولیت، پاسخگویی و نقش شغلی مخدوش میشود.
▪︎سازمان به جای رشد، وارد فضای تخلیه هیجانی بدون تعهد به تغییر میشود و این امر به کارکنان کمک نمیکند بهتر شوند؛ فقط کمک میکند راحتتر بمانند، حتی اگر رشد نکنند.
این نکته به هیچ وجه به معنای بیارزش بودن روانشناسی بالینی نیست؛ بلکه یعنی جای آن، سازمان نیست؛ مگر در چارچوب کاملاً مشخص سلامت روان و ارجاع تخصصی.
▪︎وقتی وکیل و کارشناس حقوق، فرایند جذب و استخدام را در دست میگیرد!
وکالت، حفاظت از اجرای قانون است؛ اما فرایند جذب و استخدام، حافظ آینده انسانی سازمان است. وقتی نگاه صرفاً حقوقی بر جذب و استخدام مسلط میشود؛ هر داوطلب، می تواند یک «ریسک ارتکاب جرم بالقوه» دیده شود. مصاحبه استخدامی شبیه یک بازجویی است؛ هر خطای عملکردی پیش فرض یک جرم میتواند لحاظ شود؛ و بازخورد دادن شبیه حضور در دادگاه.
▪︎نتیجه چیست؟
بی اعتمادی؛ ترس؛ سکوت؛ فرار استعداد. قانون کار باید حمایتگر باشد، نه حاکم مطلق بر رابطه انسانی.
▪︎اما مسئله اصلی در مدیریت منابع انسانی به ویژه از منطق راهبردی اش، تناسب حضور مشاغل با فلسفه وجودی یک سازمان است که به قول جناب اولریش، باید فضایی برای ظهور قابلیت انسانی باشد نه دفع آن.
▪︎سازمانها به روانشناس صنعتی/ سازمانی برای بهبود ارتباطات و حل تعارضات نیاز دارند؛ به متخصص قانون کار برای بهبود روابط کار و کارکنان. وکلای عزیز برای مشاوره حقوقی در زمینه مالی و تجاری سازمان ها حضورشان ارزشمند است؛ نه هدایت روابط انسانی!
▪︎ارتباط با درمانگر در کلینیک خارج از سازمان برای ارجاع تخصصی در قالب برنامه های حمایتی کارکنان یا EAP بسیار عالیست نه اداره فضای روزمره فضای ارتباطی!
▪︎با نهایت احترام برای متخصصان هر دو حوزه.
✳️ خطای اضافهبار حسی و پیامدهای آن در یادگیری و توسعه
✅ در بسیاری از سازمانها، کاهش اثربخشی یادگیری به اشتباه به «انگیزه پایین کارکنان» یا «کیفیت ضعیف آموزش» نسبت داده میشود؛ در حالی که یکی از پنهانترین و در عین حال فراگیرترین خطاها، اضافهبار حسی است؛ پدیدهای که نه از ضعف فرد، بلکه از طراحی نادرست سیستمهای یادگیری و کار ناشی میشود.
▪︎اضافهبار حسی زمانی رخ میدهد که حجم، تنوع یا شدت محرکهای شناختی، هیجانی و محیطی از ظرفیت پردازش مغز فراتر میرود. نتیجه آن، نه یادگیری بیشتر، بلکه خاموشی ذهنی، خستگی شناختی و یادگیری سطحی است.
▪︎از منظر جامعهشناسی سازمانی، اضافهبار حسی محصول مستقیم منطق سرعت، رقابت و بهرهوری افراطی در سازمانهای مدرن است. سازمانهایی که:
• سرعت را بر عمق ترجیح میدهند.
• حضور را بهجای پردازش معنادار میسنجند.
• آموزش را «انتقال محتوا» میدانند، نه «تجربه یادگیری».
▪︎در چنین بستری، یادگیرنده به یک «گیرنده دائم اطلاعات» تبدیل میشود؛ بدون زمان، فضا و امنیت روانی برای فهم و ادغام دانستهها
▪︎پیامدهای اضافهبار حسی در یادگیری و توسعه (L&D).
در حوزه آموزش و توسعه، اضافهبار حسی خود را به شکلهای زیر نشان میدهد:
• مشارکت ظاهری و یادگیری واقعی حداقلی
• کاهش تمرکز و افت ماندگاری یادگیری
• مقاومت پنهان در برابر آموزشهای جدید
• خستگی ذهنی، حتی در دورههای کوتاه
• بیاعتمادی به اثربخشی آموزش سازمانی
▪︎در این وضعیت، کارکنان «در دوره حضور دارند»، اما ذهن آنها فرصت پردازش ندارد.
▪︎یکی از خطاهای رایج در L&D این فرض نادرست است که: «اگر محتوای بیشتری بدهیم، ارزش آموزش بالاتر میرود.»
▪︎در حالی که از منظر روانشناسی شناختی:
• حافظه کاری محدود است.
• یادگیری نیازمند مکث، تکرار و معناست.
• تحریک بیش از حد، دشمن یادگیری عمیق است.
▪︎بنابراین، اضافهبار حسی یک خطای طراحی آموزشی است، نه ضعف یادگیرنده.
▪︎راهکارهای عملی و کاربردی برای پیشگیری از اضافهبار حسی در L&D:
🔸طراحی یادگیری کمتحریک اما عمیق
• کاهش اسلایدهای شلوغ و محتوای فشرده
• تمرکز بر پیامهای کلیدی بهجای حجم زیاد اطلاعات
• حذف عناصر بصری یا صوتی غیرضروری
🔹اصل «مکث در یادگیری»
• ایجاد فاصلههای آگاهانه برای پردازش
• استفاده از سکوت، نوشتن، یا گفتوگوی کوتاه
• پرهیز از پر کردن تمام زمان آموزش
🔸یادگیری مبتنی بر تجربه، نه انتقال اطلاعات
• سناریوهای واقعی
• بحثهای معنادار
• بازتاب فردی (Reflection)
این روشها بار شناختی را کاهش و عمق یادگیری را افزایش میدهند.
🔹بازطراحی فرهنگ آموزش سازمانی.
از نگاه منابع انسانی:
• آموزش نباید امتداد فشار کاری باشد.
• دورههای آموزشی نباید به تقویمهای از پیش اشباع اضافه شوند.
• یادگیری نیازمند «حق آرامش ذهنی» است.
🔸توانمندسازی تسهیلگران و مدرسان
مدرس حرفهای کسی نیست که محتوای بیشتری بلد است، بلکه کسی است که میداند:
• چه چیزی را نگوید.
• کجا مکث کند.
• چگونه فضا را امن و قابل پردازش نگه دارد.
▪︎اضافهبار حسی در یادگیری و توسعه، نشانهای از عدم توازن میان سرعت، معنا و انسانمحوری در سازمانهاست. حل این مسئله نه با سختکوشتر شدن یادگیرندگان، بلکه با بازطراحی آگاهانه سیستمهای یادگیری ممکن است.
▪︎یادگیری اثربخش، در فضایی اتفاق میافتد که ذهن فرصت فهمیدن، نه فقط دریافت کردن داشته باشد.
✅ در بسیاری از سازمانها، کاهش اثربخشی یادگیری به اشتباه به «انگیزه پایین کارکنان» یا «کیفیت ضعیف آموزش» نسبت داده میشود؛ در حالی که یکی از پنهانترین و در عین حال فراگیرترین خطاها، اضافهبار حسی است؛ پدیدهای که نه از ضعف فرد، بلکه از طراحی نادرست سیستمهای یادگیری و کار ناشی میشود.
▪︎اضافهبار حسی زمانی رخ میدهد که حجم، تنوع یا شدت محرکهای شناختی، هیجانی و محیطی از ظرفیت پردازش مغز فراتر میرود. نتیجه آن، نه یادگیری بیشتر، بلکه خاموشی ذهنی، خستگی شناختی و یادگیری سطحی است.
▪︎از منظر جامعهشناسی سازمانی، اضافهبار حسی محصول مستقیم منطق سرعت، رقابت و بهرهوری افراطی در سازمانهای مدرن است. سازمانهایی که:
• سرعت را بر عمق ترجیح میدهند.
• حضور را بهجای پردازش معنادار میسنجند.
• آموزش را «انتقال محتوا» میدانند، نه «تجربه یادگیری».
▪︎در چنین بستری، یادگیرنده به یک «گیرنده دائم اطلاعات» تبدیل میشود؛ بدون زمان، فضا و امنیت روانی برای فهم و ادغام دانستهها
▪︎پیامدهای اضافهبار حسی در یادگیری و توسعه (L&D).
در حوزه آموزش و توسعه، اضافهبار حسی خود را به شکلهای زیر نشان میدهد:
• مشارکت ظاهری و یادگیری واقعی حداقلی
• کاهش تمرکز و افت ماندگاری یادگیری
• مقاومت پنهان در برابر آموزشهای جدید
• خستگی ذهنی، حتی در دورههای کوتاه
• بیاعتمادی به اثربخشی آموزش سازمانی
▪︎در این وضعیت، کارکنان «در دوره حضور دارند»، اما ذهن آنها فرصت پردازش ندارد.
▪︎یکی از خطاهای رایج در L&D این فرض نادرست است که: «اگر محتوای بیشتری بدهیم، ارزش آموزش بالاتر میرود.»
▪︎در حالی که از منظر روانشناسی شناختی:
• حافظه کاری محدود است.
• یادگیری نیازمند مکث، تکرار و معناست.
• تحریک بیش از حد، دشمن یادگیری عمیق است.
▪︎بنابراین، اضافهبار حسی یک خطای طراحی آموزشی است، نه ضعف یادگیرنده.
▪︎راهکارهای عملی و کاربردی برای پیشگیری از اضافهبار حسی در L&D:
🔸طراحی یادگیری کمتحریک اما عمیق
• کاهش اسلایدهای شلوغ و محتوای فشرده
• تمرکز بر پیامهای کلیدی بهجای حجم زیاد اطلاعات
• حذف عناصر بصری یا صوتی غیرضروری
🔹اصل «مکث در یادگیری»
• ایجاد فاصلههای آگاهانه برای پردازش
• استفاده از سکوت، نوشتن، یا گفتوگوی کوتاه
• پرهیز از پر کردن تمام زمان آموزش
🔸یادگیری مبتنی بر تجربه، نه انتقال اطلاعات
• سناریوهای واقعی
• بحثهای معنادار
• بازتاب فردی (Reflection)
این روشها بار شناختی را کاهش و عمق یادگیری را افزایش میدهند.
🔹بازطراحی فرهنگ آموزش سازمانی.
از نگاه منابع انسانی:
• آموزش نباید امتداد فشار کاری باشد.
• دورههای آموزشی نباید به تقویمهای از پیش اشباع اضافه شوند.
• یادگیری نیازمند «حق آرامش ذهنی» است.
🔸توانمندسازی تسهیلگران و مدرسان
مدرس حرفهای کسی نیست که محتوای بیشتری بلد است، بلکه کسی است که میداند:
• چه چیزی را نگوید.
• کجا مکث کند.
• چگونه فضا را امن و قابل پردازش نگه دارد.
▪︎اضافهبار حسی در یادگیری و توسعه، نشانهای از عدم توازن میان سرعت، معنا و انسانمحوری در سازمانهاست. حل این مسئله نه با سختکوشتر شدن یادگیرندگان، بلکه با بازطراحی آگاهانه سیستمهای یادگیری ممکن است.
▪︎یادگیری اثربخش، در فضایی اتفاق میافتد که ذهن فرصت فهمیدن، نه فقط دریافت کردن داشته باشد.
فرشاد مومنی:
🔸اعتیاد به افزایش نرخ ارز و بنزین را کنار بگذارید
🔸 جهش نرخ ارز، مردم را بیپناه و تولید را آسیبپذیر کرده است
🔸 وعده رفع فقر و عدالت با افزایش قیمتها مغایرت دارد
✅ دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن انتقاد شدید از شیوه مدیریت اقتصادی کشور، گفت: سیاستهای شوکدرمانی، جهشهای نرخ ارز و تخصیص غیرمنطقی منابع ارزی، باعث شدهاند مردم به ویژه محرومان، تولیدکنندگان و بنیه مالی دولت در معرض بیپناهی و بحران قرار گیرند. ادامه این رویهها فرصت را به دست مافیاها، سوداگران و دلالان داخلی داده و وابستگی ذلتآور ایران به نظام سلطه خارجی را تشدید کرده است. مشخصه کلیدی تصمیمگیریهای اساسی در این شرایط این است که این تصمیمگیریها هیچ اعتنایی به واقعیتهای موجود و بایستههای اعتلای نظام ملی ندارند. آن چیزی که به عنوان یک هشدار از منظر اندیشهای باید با مسئولان کشور در میان گذاشته شود این است که بنا به مصرحات پرشمار در اندیشه توسعه و بهویژه در جامعهشناسی توسعه گفته میشود...
🌐 متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
https://ires.ir/news/40409291
🔸اعتیاد به افزایش نرخ ارز و بنزین را کنار بگذارید
🔸 جهش نرخ ارز، مردم را بیپناه و تولید را آسیبپذیر کرده است
🔸 وعده رفع فقر و عدالت با افزایش قیمتها مغایرت دارد
✅ دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن انتقاد شدید از شیوه مدیریت اقتصادی کشور، گفت: سیاستهای شوکدرمانی، جهشهای نرخ ارز و تخصیص غیرمنطقی منابع ارزی، باعث شدهاند مردم به ویژه محرومان، تولیدکنندگان و بنیه مالی دولت در معرض بیپناهی و بحران قرار گیرند. ادامه این رویهها فرصت را به دست مافیاها، سوداگران و دلالان داخلی داده و وابستگی ذلتآور ایران به نظام سلطه خارجی را تشدید کرده است. مشخصه کلیدی تصمیمگیریهای اساسی در این شرایط این است که این تصمیمگیریها هیچ اعتنایی به واقعیتهای موجود و بایستههای اعتلای نظام ملی ندارند. آن چیزی که به عنوان یک هشدار از منظر اندیشهای باید با مسئولان کشور در میان گذاشته شود این است که بنا به مصرحات پرشمار در اندیشه توسعه و بهویژه در جامعهشناسی توسعه گفته میشود...
🌐 متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
https://ires.ir/news/40409291
موسسه دین و اقتصاد
با تاکید بر پیامد سیاستهای ارزی در اقتصاد عنوان شد؛ فرشاد مومنی: اعتیاد به افزایش نرخ ارز و بنزین را کنار بگذارید/جهش نرخ ارز،…
در حالی که وحشتناکترین شوکها به معیشت مردم و به توان تولیدی کشور وارد میشود و بیسابقهترین ابعاد نااطمینانی و بیثباتی به نظام ملی تحمیل میشود، اما
❤1
✳️ فاتح بازارها
امارات متحده عربی چگونه موفق به جذب سرمایهگذاران چینی شد؟
✍️زهرا تهرانی
✅ امارات متحده عربی با تثبیت کردن خود بهعنوان مرز استراتژیک میان آسیا، خاورمیانه، آفریقا و اروپا، در جذب سرمایهگذاران چینی بسیار موفق عمل کرده است، زیرا این کشور همزمان یکی از مناسبترین محیطهای تجاری در منطقه به شمار میآید. تجارت دوجانبه میان امارات و چین بهسرعت رشد کرده و در سال 2024 از 70 میلیارد دلار فراتر رفته و چین را به یکی از بزرگترین شرکای تجاری امارات تبدیل کرده است.
🔸همین موضوع شرکتهای چینی را به فعالیت در این منطقه ترغیب کرده است. اکنون بیش از 15 هزار شرکت چینی در امارات متحده عربی فعال هستند که با مزایایی مانند مناطق آزاد، برتریهای مالیاتی و مقررات ساده پرقدرتتر به فعالیت خود ادامه میدهند. دولت امارات نیز نقش فعالی ایفا کرده و هیاتهایی را به شهرهای بزرگ چین اعزام کرده و میزبان رویدادهای مهمی مانند اجلاس کارآفرینان چین و عرب بوده است که بستری برای گفتوگو و همکاری فراهم کرده است.
🔸این تلاشها فقط محدود به تجارت سنتی نیست، بلکه به بخشهای پیشرفتهای مانند هوش مصنوعی، شهرهای هوشمند، لجستیک و امور مالی نیز مربوط بوده است و با نقاط قوت و جاهطلبیهای چین در چهارچوب پروژه کمربند و جاده (یک طرح سرمایهگذاری در زیربناهای اقتصادی بیش از ۷۰ کشور جهان و سازمانهای بینالمللی و توسعه دو مسیر تجاری کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی) همسو است.
🔸امارات متحده عربی با ترکیب مزیت جغرافیایی، شرایط مناسب سیاسی و تعامل دیپلماتیک پایدار، خود را از یک دریافتکننده منفعل سرمایهگذاری به شریکی مورد اعتماد برای کسبوکارهای چینی که به دنبال گسترش جهانی هستند، ارتقا داد. این ترکیب موقعیت استراتژیک، باز بودن اقتصادی و مشارکتهای هدفمند نوآوری، توضیح میدهد که چرا امارات متحده عربی به یکی از جذابترین مقاصد برای سرمایهگذاران چینی تبدیل شده است.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50962
امارات متحده عربی چگونه موفق به جذب سرمایهگذاران چینی شد؟
✍️زهرا تهرانی
✅ امارات متحده عربی با تثبیت کردن خود بهعنوان مرز استراتژیک میان آسیا، خاورمیانه، آفریقا و اروپا، در جذب سرمایهگذاران چینی بسیار موفق عمل کرده است، زیرا این کشور همزمان یکی از مناسبترین محیطهای تجاری در منطقه به شمار میآید. تجارت دوجانبه میان امارات و چین بهسرعت رشد کرده و در سال 2024 از 70 میلیارد دلار فراتر رفته و چین را به یکی از بزرگترین شرکای تجاری امارات تبدیل کرده است.
🔸همین موضوع شرکتهای چینی را به فعالیت در این منطقه ترغیب کرده است. اکنون بیش از 15 هزار شرکت چینی در امارات متحده عربی فعال هستند که با مزایایی مانند مناطق آزاد، برتریهای مالیاتی و مقررات ساده پرقدرتتر به فعالیت خود ادامه میدهند. دولت امارات نیز نقش فعالی ایفا کرده و هیاتهایی را به شهرهای بزرگ چین اعزام کرده و میزبان رویدادهای مهمی مانند اجلاس کارآفرینان چین و عرب بوده است که بستری برای گفتوگو و همکاری فراهم کرده است.
🔸این تلاشها فقط محدود به تجارت سنتی نیست، بلکه به بخشهای پیشرفتهای مانند هوش مصنوعی، شهرهای هوشمند، لجستیک و امور مالی نیز مربوط بوده است و با نقاط قوت و جاهطلبیهای چین در چهارچوب پروژه کمربند و جاده (یک طرح سرمایهگذاری در زیربناهای اقتصادی بیش از ۷۰ کشور جهان و سازمانهای بینالمللی و توسعه دو مسیر تجاری کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی) همسو است.
🔸امارات متحده عربی با ترکیب مزیت جغرافیایی، شرایط مناسب سیاسی و تعامل دیپلماتیک پایدار، خود را از یک دریافتکننده منفعل سرمایهگذاری به شریکی مورد اعتماد برای کسبوکارهای چینی که به دنبال گسترش جهانی هستند، ارتقا داد. این ترکیب موقعیت استراتژیک، باز بودن اقتصادی و مشارکتهای هدفمند نوآوری، توضیح میدهد که چرا امارات متحده عربی به یکی از جذابترین مقاصد برای سرمایهگذاران چینی تبدیل شده است.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50962
هفته نامه تجارت فردا
فاتح بازارها
زهرا تهرانی / نویسنده نشریه
امارات متحده عربی با تثبیت کردن خود بهعنوان مرز استراتژیک میان آسیا، خاورمیانه، آفریقا و اروپا، در
✳️ جلسات مؤثر، از ارکان مهم و تاثیرگذار یک تیم حرفه ای و پروژه های موفق اند، اما موارد مختلفی هست که یک جلسه رو به ابزاری راهبردی و اثرگذار تبدیل می کنند. هر جلسه هدف مشخص، زمانبندی تعریف شده و نکات اجرایی روشن داره تا گفتگوها، متمرکز، کاربردی و نتیجه محور پیش برن. داشتن چنین ساختاری فقط بهره وری رو افزایش نمیدن؛ بلکه فضای لازم برای تفکر استراتژیک، رشد فردی و همکاری عمیق رو هم فراهم میکنه.
What captured leaders’ attention in 2025?
Our top 10 articles spotlight how AI, leadership behaviors, and new operating models are reshaping how organizations grow and compete.
Our top 10 articles spotlight how AI, leadership behaviors, and new operating models are reshaping how organizations grow and compete.