مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ امنیت سایبریAI

✅ هوش مصنوعی (AI) هم ماهیت دارایی‌هایی را که نیاز به حفاظت دارند تغییر می‌دهد و هم سازوکارهایی را که امنیت سایبری بر پایه آن‌ها عمل می‌کند دگرگون می‌سازد. ظرفیت هوش مصنوعی برای پیشبرد کسب‌وکار بسیار بالاست، اما در صورت نبود مدیریت صحیح، نادیده گرفتن امنیت می‌تواند ابتکارات تجاری، کمپین‌های بازاریابی و حتی انطباق با الزامات قانونی را با خطر جدی مواجه کند.

▪︎با ادغام زودهنگام امنیت در چرخه استفاده از هوش مصنوعی و پذیرش اصول «اعتماد صفر»، سازمان‌ها می‌توانند از مزایای AI بهره‌مند شوند و هم‌زمان ریسک‌ها را کاهش دهند. این موضوع شبیه نقش ترمز در خودرو است که امکان حرکت سریع‌تر اما ایمن‌تر را فراهم می‌کند.

▪︎به‌ویژه هوش مصنوعی مولد (GenAI) باعث اختلال در عملیات کسب‌وکار شده و همه را ناگزیر به تحول کرده است. این تغییر شامل تیم‌های امنیتی نیز می‌شود. بسیاری از رهبران امنیتی با تیم‌هایی روبه‌رو هستند که مشتاق پیاده‌سازی ابزارهای جدید هوش مصنوعی‌اند، گاهی حتی بدون دریافت تأییدیه‌های لازم.

▪︎برای مثال، مدیر فروشی را تصور کنید که به دنبال دسترسی سریع‌تر به اطلاعات قیمت‌گذاری است یا توسعه‌دهنده‌ای که می‌خواهد از ابزارهای جدید استفاده کند، بدون آنکه ملاحظات امنیتی مانع نوآوری شود. همه به دنبال افزایش بهره‌وری هستند، اما اغلب این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که امنیت برای جلوگیری از نشت داده و سایر تهدیدات، یک ضرورت غیرقابل چشم‌پوشی است.

▪︎در نتیجه، تیم‌های امنیتی باید رویکرد خود را نسبت به حفاظت از داده‌ها و دارایی‌ها در عصر هوش مصنوعی بازنگری کنند. از آنجا که هوش مصنوعی ذاتاً داده‌محور است، اولویت‌بندی طبقه‌بندی داده و امنیت اطلاعات اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

▪︎مکانیزم‌های سنتی دفاع شبکه مانند فایروال‌ها به‌تنهایی توان محافظت مؤثر از داده‌ها و برنامه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی را ندارند. در عوض، داده‌ها و دارایی‌ها باید در هر مکانی که قرار دارند محافظت شوند. این مکان می‌تواند فضای ابری، سرویس‌های هوش مصنوعی، دستگاه‌های همراه یا هر بستر دیگری باشد.

▪︎بهترین راهکار برای تحقق این هدف، به‌کارگیری یک چارچوب جامع امنیتی مانند Zero Trust است.

🔺نکات کلیدی:

هوش مصنوعی الزامات استراتژیک جدیدی را برای امنیت ایجاد می‌کند.

ایمن‌سازی هوش مصنوعی به رویکردی دارایی‌محور و داده‌محور نیاز دارد.

هوش مصنوعی مستلزم کنترل‌ها و دفاع‌های امنیتی در حال تکامل است.

هوش مصنوعی ارزش، ریسک‌ها و نیازهای امنیتی داده‌ها را افزایش می‌دهد و می‌تواند به تسریع پیاده‌سازی اعتماد صفر کمک کند.
پدرام کیانی/انجمن تخصصی AI.Sec
✳️ ایده‌ها هیچ‌وقت آماده نیستند، ما آماده می‌شویم

✅ درس نتفلیکس از زبان مارک رندولف
مارک رندولف، هم‌بنیان‌گذار نتفلیکس، یک جمله‌ی deceptively ساده دارد:
▪︎«هیچ‌کس از روز اول نمی‌داند کدام ایده موفق می‌شود و کدام شکست می‌خورد، چون واقعاً هیچ‌کس از قبل چیزی نمی‌داند.»
این جمله، اگر دقیق دیده شود، یک اصل طلایی در مدیریت نوآوری و کارآفرینی است.
▪︎چالش رایج:
بیشتر مدیران و کارآفرینان فکر می‌کنند:
اگر بیشتر فکر کنم → ریسک کمتر می‌شود
اگر تحلیل کامل‌تر باشد → شکست کمتر است

👈 اما علم مدیریت می‌گوید:
تفکرِ بدون اقدام، فقط تأخیرِ هوشمندانه است.
۱. عدم‌قطعیت، ذات بازار است
در دنیای واقعی:
رفتار مشتری ثابت نیست
مدل کسب‌وکار پایدار نیست
زمان‌بندی بازار قابل پیش‌بینی نیست
📌 این یعنی:
Analysis Paralysis (فلج تحلیلی)
یکی از اصلی‌ترین قاتلان نوآوری است.
کسب‌وکارهایی که منتظر «اطمینان» می‌مانند،
یا هرگز شروع نمی‌کنند،
یا خیلی دیر وارد بازی می‌شوند.
۲. اجرای سریع = یادگیری سریع‌تر
نتفلیکس از اول «نتفلیکسِ امروز» نبود.
🔹 مدل اولیه: اجاره DVD با پست
🔹 پر از محدودیت
🔹 دور از ایده‌آل
اما مزیت واقعی چه بود؟

Bias for Action
تمایل دائمی به اقدام، تست و اصلاح آن‌ها:
مدل اشتراک را تست کردند
الگوریتم پیشنهاد را آزمودند
با داده‌های واقعی یاد گرفتند، نه فرضیات ذهنی
🔺نتیجه؟
یک ایده‌ی ناقص → یک غول رسانه‌ای جهانی.

۳. اصل «اقدام ناب» (Lean Action)
این دقیقاً منطبق با چرخه‌ی معروف Lean Startup است:
1️⃣ Build – بساز، حتی ناقص
2️⃣ Measure – واکنش واقعی بازار را بسنج
3️⃣ Learn – یاد بگیر و اصلاح کن

▪︎مزیت رقابتی امروز:
نه بهترین ایده،
بلکه سریع‌ترین چرخه‌ی یادگیری است.

۴. ریسک، هزینه نیست؛ سرمایه‌ی یادگیری است
در ذهن بسیاری از مدیران:
شکست = هزینه
در منطق نوآوری:
شکست کوچک و سریع = داده‌ی ارزشمند
هر تست ناموفق:
ابهام را کم می‌کند
تصمیم بعدی را دقیق‌تر می‌کند
از شکست‌های بزرگ جلوگیری می‌کند

🔺جمع‌بندی:
درس واقعی نتفلیکس این نیست که «ایده خوب داشته باش»
بلکه این است که:
به‌جای فکر زیاد → بساز
به‌جای ترس از اشتباه → آزمایش کن
به‌جای انتظار قطعیت → حرکت کن

📍 یادگیری واقعی، فقط در عمل اتفاق می‌افتد.

✨ بازار به ایده‌ها پاداش نمی‌دهد؛
به اقدامِ هوشمندانه پاداش می‌دهد.
HBS
✳️ الگوهای مخرب در رابطه و نقشهٔ توسعه فردی برای ساختن روابط مؤثر

✅ بسیاری از تعارض‌ها و فرسودگی‌های عاطفی، نتیجهٔ «آدم‌های بد» نیست؛ محصول الگوهای تکرارشونده‌ای است که اغلب ناآگاهانه در روابط حمل می‌کنیم. این الگوها مثل نرم‌افزارهایی در پس‌زمینه عمل می‌کنند و تا زمانی که دیده و بازطراحی نشوند، حتی بهترین نیت‌ها و مهارت‌ها را هم خنثی می‌کننددر این مقاله، ابتدا چند الگوی رایج مخرب در رابطه را بررسی می‌کنیم سپس نقشه‌ای عملی برای توسعه فردی ارائه می‌دهیم تا بتوانیم به‌جای تکرار خودکار این الگوها، به‌سمت ساختن روابط مؤثر، امن و رو‌به‌رشد حرکت کنیم.
▪︎الگوی مخرب در رابطه یعنی چه؟الگوی مخرب، مجموعه‌ای از واکنش‌ها، باورها و رفتارهای تکرارشونده است که در کوتاه‌مدت شاید از ما محافظت کند، اما در بلندمدت کیفیت رابطه را فرسوده می‌کند. این الگوها معمولاً ریشه در تجربه‌های گذشته، باورهای هسته‌ای و مهارت‌های ارتباطیِ نساخته دارند.نشانهٔ الگو این است که موقعیت‌ها و آدم‌ها عوض می‌شوند، اما «فیلم رابطه» شبیه هم باقی می‌ماند؛ گویی هر بار با بازیگر جدید، همان سناریو را اجرا می‌کنیم. تا زمانی که برای این سناریو نام نگذاریم و آن را نبینیم، امکان بازنویسی آن محدود است.
▪︎چند الگوی رایج مخرب در رابطه
الگوهای مخرب بسیار متنوع‌اند، اما بسیاری از آن‌ها را می‌توان در چند دستهٔ اصلی خلاصه کرد. هدف از نام‌گذاری این الگوها، خودسرزنش‌گری نیست؛ هدف، دیدن و قابل‌تغییر کردن آن‌هاست.
۱. اجتناب از تعارض
در این الگو، فرد برای حفظ ظاهرِ آرام رابطه، از بیان ناراحتی، نیاز و مرزهای خود اجتناب می‌کند. تعارض به‌ظاهر کم است، اما نارضایتی و فاصلهٔ عاطفی در زیرپوست رابطه رشد می‌کند.
جمله‌های رایج: «ارزشش را ندارد بحث کنیم»، «بگذریم»، «حالا چیزی نگم بهتره».
پیامد بلندمدت: انباشت رنج پنهان، بی‌انگیزگی، دور شدن، وگاهی انفجار ناگهانی
۲. حمله و دفاع دائمی
در این الگو،تعارض‌ها سریعاً به میدان نبرد تبدیل می‌شوند؛تمرکز به‌جای حل مسئله روی «برنده شدن»و «مقصر پیدا کردن»است زبان رابطه سرشار از «تو همیشه»و«تو هیچ‌وقت» است
جمله‌های رایج:«همیشه همینی»،«تو اصلاً نمی‌فهمی»،«همه‌اش تقصیر توست»
پیامد بلندمدت: فرسودگی عاطفی،کاهش شدید ایمنی روانی،دور شدن یا جنگ‌های فرسایشی
۳. الگوی قربانی مزمن
در این الگو،فردخودرا دائماً در نقش قربانی می‌بیند کسی که«هیچ‌کس درکش نمی‌کند»و«همیشه حق با دیگری است» مسئولیت‌پذیری کاهش می‌یابد و احساس ناتوانی و درماندگی تقویت می‌شود
جمله‌های رایج:«هیچ‌کس به من فکر نمی‌کند»،«هر کاری کنم فایده ندارد»
پیامد بلندمدت: کاهش عزت‌نفس،جذب روابط نابرابر، و ناتوانی در تغییر فعالانهٔ شرایط
۴. نجات‌دهندهٔ مزمن
در این الگو، فرد دائماً نقش «نجات‌دهنده» رادررابطه می‌گیرد؛ نیازهای خود را کنار می‌گذارد تا مشکلات دیگران را حل کندو هم‌زمان در عمق از«قدرنشناسی دیگران»رنج می‌برد
جمله‌های رایج: «من همیشه برای همه هستم، ولی کسی برای من نیست»
پیامد بلندمدت: فرسودگی، دلخوری‌های مزمن و روابطی که در آن مرزهای سالم تضعیف شده‌اند
۵. الگوی کناره‌گیری عاطفی
در این الگو،فرد برای محافظت از خود،از صمیمیت عاطفی اجتناب می‌کند؛ ممکن است درسطح منطقی و عملی حضور داشته باشد، اما احساسات و آسیب‌پذیری خود را تقریباً هرگز نشان نمی‌دهد
نشانه‌ها: شوخی کردن با هر موضوع جدی،تغییر سریع بحث وقتی پای احساسات وسط می‌آید، پاسخ‌های کوتاه و کلی
پیامد بلندمدت:احساس تنهایی در رابطه سوءبرداشت «بی‌احساس بودن»، و ناتمام ماندن گفت‌وگوهای عمیق.
ریشهٔ الگوهای مخرب؛از باورها تا مهارت‌ها
الگوهای مخرب فقط محصول «بد بودن» یا «ضعیف بودن» مانیستند اغلب زمانی شکل گرفته‌اند که به‌عنوان کودک یا نوجوان تنها راه حاضر برای بقا، دیده شدن یا محافظت از خود بوده‌اند. مشکل ازجایی شروع می‌شود که همان راه‌حل‌های قدیمی را بدون بازنگری به روابط بزرگسالی می‌آوریم
ریشه‌های رایج شامل این موارد است:
باورهای هسته‌ای دربارهٔ خود و دیگران (مثل «احساسات خطرناک‌اند»، «اگر مخالفت کنم، طرد می‌شوم»)
نداشتن مهارت‌های آموخته‌نشده (مثل ناتوانی در نه گفتن،ناآشنایی با سبک قاطعانه، یا نداشتن الگوی سالم در خانوادهٔ مبدأ)
تجربه‌های حل‌نشدهٔ گذشته که باعث فعال شدن شدید واکنش‌های دفاعی در تعارض‌های فعلی می‌شوند.
نقشهٔ توسعه فردی برای بازطراحی الگوهای رابطه
برای تغییر الگوهای مخرب، نیاز به یک نقشهٔ توسعه فردی داریم؛ نقشه‌ای که صرفاً بر «دانستن» تکیه نکند، بلکه «مشاهده، تمرین و بازخورد» را هم در بر بگیرد. یک چارچوب کاربردی می‌تواند شامل مراحل زیر باشد:
ادامه ازقبل👆
۱.خودآگاهی ساختاریافته
به‌جای فقط «حس کردن» این‌که چیزی در روابط تکرار می‌شود، الگوها را مکتوب و ساختاریافته مشاهده کنید می‌توانید این پرسش‌ها را به‌عنوان نقطهٔ شروع استفاده کنید:در سه رابطهٔ مهم اخیر، تعارض‌ها چگونه شروع و چگونه تمام شدند؟
نقش تکرارشوندهٔ من چه بوده است (قربانی،نجات‌دهنده، مهاجم، ساکت)
کدام جمله‌ها را زیاد تکرار می‌کنم؟
۲. نام‌گذاری الگو و فهم کارکرد آن
الگو را نام‌گذاری کنید («اجتناب از تعارض»، «نجات‌دهنده»، «حمله‌گر» و…) و از خود بپرسید: این الگو در گذشته چگونه به من کمک کرده است؟ و امروز چه هزینه‌هایی دارد؟ این نگاه، از خودسرزنش‌گری کم می‌کند و فضا را برای تغییر باز می‌کند
۳. تعریف نسخهٔ جایگزین (الگوی مطلوب)
برای هر الگوی مخرب، یک الگوی مطلوب مشخص کنید؛ مثلاً به‌جای «اجتناب از تعارض»، «بیان تدریجی و محترمانهٔ نیازها»یا به‌جای«حمله ودفاع دائمی»،«استفاده از پیام من و گوش‌دادن فعال»
۴. طراحی تمرین‌های کوچک رفتاری
به‌جای هدف‌های مبهم مثل «از این به بعد قاطع باشم»، تمرین‌های کوچک و قابل‌ سنجش طراحی کنید؛ مثلاً:هفته‌ای یک‌بار، در یک موقعیت کم‌ریسک، احساس و نیاز خود را با ساختار پیام من بیان کنم.در یک تعارض کوچک، قبل از دفاع، یک بار بازتاب احساس طرف مقابل را تمرین کنم
۵. پایش و بازنگری دوره‌ای (IDP شخصی برای رابطه)
مثل هر برنامهٔ توسعهٔ فردی، نیاز است به‌طور دوره‌ای (مثلاً ماهانه) برنامه را مرور کنید: چه چیزهایی تغییر کرده؟کجا هنوز گیر دارم؟چه حمایتی (کتاب، کوچ، کارگاه، گفت‌وگو) می‌تواندکمک‌کننده باشد؟
ابزارهای کلیدی برای جایگزینی الگوهای مخرب
برای این‌که نقشهٔ توسعه فردی در روابط به نتیجه برسد، لازم است چند مهارت کلیدی را هم‌زمان تقویت کنیم.مهم‌ترین این مهارت‌ها در مقالات دیگرِ «رابطه مؤثر» به‌تفصیل باز شده‌اند.
خودآگاهی هیجانی: دیدن و نام‌گذاری احساسات و نیازها در لحظهٔ تعامل
خودتنظیمی: توانایی مدیریت تکانه‌هاوانتخاب پاسخ، به‌جای واکنش خودکار
همدلی عمیق:دیدن دنیای درونی طرف مقابل، بدون الزام به موافقت کامل
سبک ارتباطی قاطعانه: احترام هم‌زمان به خود و دیگری در بیان احساس و مرز
تکنیک‌های ارتباط مؤثر: گوش‌دادن فعال،پرسشگری بازتاب احساس،پیام من و بازخورد سازنده
برای کار سیستماتیک روی این مهارت‌ها،مطالعهٔ سلسله‌مقالات «رابطه مؤثر» در چالش آکادمی می‌تواند نقش همان «نقشهٔ توسعه فردی» را برای روابط ایفا کند.چند تمرین عملی برای شروع تغییر
برای این‌که این مقاله تبدیل به عمل شود،می‌توانید از همین هفته چند تمرین ساده را شروع کنید:
۱. دفترچهٔ الگوهای رابطه
یک دفترچه کوچک برای خود اختصاص دهید و بعد از موقعیت‌های مهم ارتباطی، در چند خط ثبت کنید:چه شد؟ من چه کردم؟ این به کدام الگوی آشنا شبیه بود؟ دفعهٔ بعد یک رفتار کوچک جایگزین چه می‌تواند باشد؟
۲. یک گفت‌وگوی شفاف دربارهٔ یک موضوع قدیمی
یک موضوع قدیمیِ حل‌نشده را انتخاب کنید و با استفاده از پیام من، تلاش کنید آن را این بار متفاوت مطرح کنید: با بیان احساس، نیاز و درخواست مشخص، نه سرزنش و حمله
۳. درخواست بازخورد آگاهانه
از یک فرد امن (دوست، همسر، همکار نزدیک) بخواهید صادقانه بگوید: «وقتی با من تعارض داری، چه چیزی در سبک ارتباطی‌ام برایت سخت است؟» و «چه چیزی کمک می‌کند احساس امنیت بیشتری در گفت‌وگو با من داشته باشی؟»
✳️سرایت اجتماعی
✅سرایت اجتماعی Social Contagion درسازمان به فرآیند انتقال ناخودآگاه و سریع افکار عواطف،نگرش‌هاورفتارها در میان کارکنان از طریق شبکه‌های ارتباطی درون‌سازمانی اشاره دارداین پدیده که مشابه شیوع بیماری‌های مسری عمل می‌کندازطریق تعاملات روزمره،مشاهده،تقلید،هم‌نوایی با هنجارهای گروهی والگوبرداری از همکاران یا مدیران صورت می‌پذیرد
■ریشه‌های تاریخی این مفهوم به قرن نوزدهم وآثار گوستاو لوبون Gustave Le Bonدرروان‌شناسی توده‌ها بازمی‌گردد.لوبون بر این باور بود که افراد درجمع فردیت خود را از دست داده و هیجانات باورها ورفتارها به سرعت میان آنها منتقل می‌شود.با این حال مفهوم‌سازی مدرن سرایت اجتماعی در روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی با پژوهش‌های رابرت سیالدینیRobert Cialdini در حوزه تأثیر اجتماعی و هم‌نوایی پیوند خورده است
■اصطلاح «سرایت اجتماعی» به‌صورت نظام‌مند، نخستین بار در سال ۱۹۷۴ میلادی توسط دیوید فیلیپس David Phillips جامعه‌شناس آمریکایی،در تحقیقات مربوط به رفتار جمعی مطرح شد فیلیپس با بررسی «اثر ورتر» Werther Effect نشان داد که پوشش رسانه‌ای خودکشی می‌تواند به افزایش موارد مشابه در جامعه بینجامد
■مصادیق این پدیده در سازمان‌ها متنوع است. از جمله می‌توان به شیوع استرس و فرسودگی شغلی اشاره کرد که در آن فشار روانی فردی همچون موجی در تیم منتشر شده و به کاهش بهره‌وری جمعی می‌انجامد. انتشار شایعات و اطلاعات نادرست در شبکه‌های غیررسمی نیز بی‌ثباتی،بی‌اعتمادی و تصمیم‌گیری‌های نادرست را دامن می‌زند. هم‌نوایی کارکنان با فرهنگ سکوت به دلیل ترس ازطرد شدن نمونه‌ای دیگر از این پدیده است همچنین،تقلید رفتارهای اخلاقی یا غیراخلاقی مدیران الگوهای رفتاری را در سطوح مختلف سازمان بازتولید می‌کند
■درمقابل، شیوع نوآوری‌ها و روش‌های کاری جدید ازطریق شبکه‌های داخلی،جلوه‌ای مثبت از این مکانیسم محسوب می‌شود
شکل‌گیری سرایت اجتماعی در سازمان‌ها تحت تأثیر عوامل متعددی است
●تمایل ذاتی به هم‌نوایی،افراد را به تطبیق رفتاری با جمع وا می‌دارد.
●شبکه‌های ارتباطی غیررسمی قوی بستر مبادله سریع اطلاعات و الگوهای رفتاری را فراهم می‌کنند.
●ابهام محیط کار افراد را به تقلید از دیگران برای کاهش عدم اطمینان سوق می‌دهد
●هویت‌یابی سازمانی پذیرش رفتارهای مشترک را افزایش داده و تأثیرپذیری از مدیران به عنوان الگو، این روند را تقویت می‌کند
●بحران‌های جمعی مانند تغییرات ساختاری، حساسیت به رفتار جمعی را تشدیدمی‌کند
●همگنی گروه‌های کاری انتقال ایده‌هاراتسهیل کرده و فقدان ارتباطات شفاف،فضای گسترش شایعات راایجاد می‌کند
●فشارهمتایان برای تبعیت از هنجارهای گروهی و طراحی محیط‌های مشوق تعامل غیررسمی نیزازدیگرعوامل تسریع‌کننده این پدیده هستند
■پدیده سرایت اجتماعی به شکل‌گیری یا تقویت فرهنگ سازمانی خاص مثل فرهنگ تلاش یا کم‌کاری منجر می‌شود. گسترش هیجانات منفی مثل ناامیدی عملکرد تیمی را تضعیف می‌کنددرفرآیند تصمیم‌گیری گروهی، خطر بروز خطاهایی مانند گروه‌اندیشی افزایش می‌یابدتسریع تعارضات بین‌فردی و کاهش بهره‌وری از دیگر عواقب محتمل هستندسرایت هیجاناتی مانند ترس یاخشم،فضای کاری را متأثر ساخته وانتشار رفتارهای غیراخلاقی را تسهیل می‌کندبرنامه‌های تغییر سازمانی ممکن است باگسترش مقاومت کارکنان خنثی شوندانتقال عوامل استرس‌زای روانی مانند اضطراب و فرسودگی، سلامت عاطفی کارکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد
■سرایت اجتماعی به‌طور مستقیم بر فرهنگ، سلامت و عملکرد سازمان تأثیر می‌گذاردمدیران با شناخت مکانیسم‌های آن می‌توانند از این پدیده برای ترویج رفتارهای مطلوب مانند کار تیمی،یادگیری وتعهد سازمانی بهره‌ برده واز گسترش رفتارهای نامطلوب مانند تعارض بی‌عدالتی،مقاومت در برابر تغییر و رفتارهای ناسالم جلوگیری کنند
■راهکارهای مدیریت مؤثرسرایت اجتماعی شامل شناسایی و تقویت الگوهای نقش مثبت توسط مدیران و کارکنان اثرگذار،تقویت ارتباطات شفاف وبه‌موقع برای کاهش ابهام و ایجاد شبکه‌های ارتباطی سالم است آموزش کارکنان و مدیران درباره مکانیسم‌های ناخودآگاه سرایت اجتماعی،استقرار سیستم‌های بازخورد سریع و تنوع‌بخشی به ترکیب گروه‌های کاری نیز از اقدامات ضروری محسوب می‌شوند مدیریت استرس سازمانی از طریق برنامه‌های حمایتی،تقویت فرهنگ اعتماد و گفت‌وگوی باز،استفاده از داده‌های شبکه‌های اجتماعی سازمانی برای رصداطلاعات و تدوین واجرای سیاست‌های اخلاقی روشن از دیگر راهکارهای مؤثر در این زمینه هستند
▪︎مطالعه کتاب «تأثیر: روانشناسی ترغیب» Influence: The Psychology of Persuasion نوشته رابرت سیالدینی Robert Cialdini را به اساتید، دانشجویان، مدیران و پژوهشگران توصیه می‌کنم.
گاهنامه مدیر
دکتر علی محمد مصدق راد
✳️ هفت مهارت رهبری که اغلب مدیران فاقد آن هستند

✅ نشریه فوربس  به هفت مهارت و ويژگي رهبری اشاره نموده که اغلب مدیران، فاقد آن می‎باشند. این مهارت‎ها و ويژگي ها عبارتند از:

۱- دریافت دیدگاه‎ها و نقطه‎نظرات دیگران:
بسیاری از مدیران نمی‎توانند دنیا را از نگاه ذی نفعان مختلف سازمان همچون مشتریان، هیات مدیره، کارکنان و نهادهای قانون‎گذار ببینند.

۲-  کنترل هیجانات و احساسات:
مدیران موفق، زمانی که در موقعیت ناراحت‎کننده یا خوشحال‎کننده‎ای قرار می‎گیرند، نفسی عمیق کشیده و هیجانات خویش را کنترل می‎نما‎یند.

۳-  کنجکاوی مفهومی:
مدیران موفق زمانی که در برابر ایده‎ای جدید قرار می‎گیرند، دوست دارند بیشتر در مورد آن بدانند، اما مدیران ضعیف معمولا" با گفتن جمله‎هایی همچون "سیاست‎ شرکت، اجازه چنین کاری را نمی‎دهد" و یا این‎که "این تصمیم به شما ربطی ندارد"، کنجکاوی خاصی در برابر ایده‌‎های جدید از خود نشان نمی‎دهند.

۴- تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی برای همه مهم است، اما اهمیت آن قطعا" برای افرادی که گروهی از مردم را مدیریت می‎کنند، بیشتر است.

۵-  تفکر سیستمی:
مدیران ضعیف، توانایی دیدن رابطه و وابستگی میان مسائل مختلف و حل یکپارچه آن‎ها را ندارند، در نتیجه، بیشتر به دنبال حل یک مساله در فضای ایزوله هستند. چنین راه‎حل‎هایی، معمولا" پایدار نخواهند ماند.

۶- فروتنی:
مدیران قوی اغلب باور دارند که پاسخ همه مسائل را نمی‎دانند و به عقل‎جمعی و مشورت، محتاج هستند. آن‎ها خود را خردمندتر و باهوش‎تر از سایرین نمی‎دانند.

۷-  مربی‎گری:
مربیگری، هنر گوش‎دادن و هم‎د‎لی است. مدیران ضعیف، اغلب بر دستورات مدیریتی و قوه قهریه تکیه دارند تا انجام فرایند مربی‎گری
✍ اندیشکده منابع انسانی
✳️ عادات ساده که بهره‌وری شما را افزایش می‌دهد.

▪︎ محل کار تمیز و مرتب
شاید هرج‌و‌مرج باعث خلاقیت بیشتری شود، اما دفتر کار شلوغ و بهم‌ریخته هیچ کمکی به انجام بهتر کارها نمی‌کند. کارمندانی که میز کار مرتب و منظمی دارند، کمتر دچار خستگی و فرسودگی شغلی می‌شوند و وقفه‌های کاری کمتری هم دارند.
▪︎به کارگیری قانون ۲۰/۸۰
هر چقدر هم روز پرکاری داشته باشید، به گونه‌ای برنامه ریزی کنید که ۹۰ دقیقه (حدود ۲۰ درصد از ۸ ساعت کاری) به انجام فعالیت‌های مهم و اولویت‌های اصلی خود اختصاص دهید. پس اگر ۸۰ درصد باقی مانده از روز را هم صرف انجام کارهای بی‌اهمیت کنید، با همان ۹۰ دقیقه‌ای که به اهداف و اولویت‌های اصلی خود اختصاص داده‌اید، امکان پیشرفت خواهید داشت.

▪︎کار کمتر
بر اساس تحقیقی که جان پِنکَول (John Pencavel)، استاد دانشگاه استنفورد با تحلیل داده‌های مربوط به کارگران در طی جنگ‌جهانی‌اول انجام داده است، با افزایش ساعت‌کاری به ۴۹ ساعت، خروجی بهتری به دست می‌آید. اما پس از آن بازدهی رو به کاهش می‌رود و خروجی ۷۰ ساعت کار برابر با خروجی ۵۶ ساعت کار است.

▪︎کنارگذاشتن گوشی موبایل
تا وقتی گوشی‌تان را دور از دسترس قرار ندهید، یک عامل حواس‌پرت‌‌کننده همراهتان هست. پژوهشگران دانشگاه ایالتی فلوریدا به این نتیجه رسیده‌اند، اگر به گوشی در حال لرزش‌تان توجهی هم نکنید، در هر حال صدایش باعث انحراف حواس‌تان می‌شود.

▪︎انجام فعالیت‌های ارزشمند
انجام فعالیت‌های موردعلاقه به سادگی و انجام کارهایی که رغبتی به انجام آنها نداریم، به دشواری پیش می‌روند. پس بهتر است، فعالیت‌های ناخوشایند را به دیگران واگذار کنید و خودتان به سراغ فعالیت‌های پرارزش بروید.
سپردن فعالیت‌های کم‌ارزش به دیگران باعث برقراری ارتباط و شکل‌گیری گروه‌ها نیز می‌شود. حتی ممکن است این فعالیت‌ها برای دیگران پرارزش محسوب شوند.

▪︎برگزاری جلسات با بازدهی بیشتر
اغلب جلسات بدون صورت جلسه برگزار می‌شود. در حالی‌که بسیار مهم است بدانید هدف از جلسه چیست و چه چیزهایی باید در طی آن بیان شوند. زمانی را به بیان ایده‌های گوناگون اختصاص دهید. این کار هیچ نیازی به تهیه صورت جلسه ندارد. پس این ایده‌ها را به حال خود رها نکنید و آنها را بنویسید. بعد از برگزاری جلسه قوانینی برای پیگیری ایده‌ها داشته باشید. در غیر این صورت، جلسات هیچ نتیجه‌ای به دنبال نخواهند داشت.

▪︎داشتن استراحت کاری
شاید رئیس‌تان تمایلی به این کار نداشته باشد، اما تحقیقات انجام شده در دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد چرت روزانه سبب کاهش رفتارهای عصبی شده و قدرت تحمل موقعیت‌های دشوار را افزایش می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که سر کار چند دقیقه چرت می‌زنند بهره‌وری بیشتری دارند.

▪︎دوری از موانع بهره‌وری بالا
شناسایی موانع بهره‌وری اولین قدم برای اجتناب از آنهاست. بنا بر پژوهش کریِر بیلدر (CareerBuilder) در سال ۲۰۱۵، ۵ مورد زیر باعث از بین رفتن تمرکز افراد می‌شود: مکالمات تلفنی/ارسال پیام کوتاه، اینترنت، غیبت کردن و سخن چینی، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل.

▪︎اولویت‌بندی کارها
برای داشتن بهره‌وری بیشتر باید در اولویت‌هایتان دقت کنید و متناسب با توانایی ذهن‌تان اقدام کنید.

▪︎خواب مناسب و به اندازه
برای داشتن یک روز مفید باید خواب شبانه‌ی کافی داشته باشیم. چراکه کم‌خوابی و خواب بیش‌از‌ اندازه مخرب هستند. در افراد کم‌خواب و پرخواب، احتمال گرفتن مرخصی و استعلاجی بیشتر است.

▪︎استفاده از نور خورشید
این که در مقابل نور خورشید کار کنید، ذهن قدرتمندتری خواهید داشت. زیرا نور خورشید بهره‌وری افراد را افزایش می‌دهد. تحقیقات سازمان انرژی کالیفرنیا نشان می‌دهد کارمندانی که در محل کار، کنار پنجره می‌نشینند، عملکرد بهتری دارند.

▪︎ورزش کردن
ورزش باعث تقویت سلامتی و افزایش کارایی فرد می‌شود. نیاز نیست به سراغ ورزش سنگینِ کراس‌فیت بروید، بلکه یک پیاده‌روی ساده هم نتیجه‌بخش است.
✳️ بهره هوشی را فراموش کنید؛
موفقیت فقط به ویژگی‌های شخصیتی شما بستگی دارد!

✅ بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفق‌ترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان می‌پرسیم که آیا واقعا این‌قدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟

▪︎حتی برخی از ما به خاطر ترس از کم هوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصت‌های شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.

▪︎جیمز هکمن، برنده جایزه نوبل و همکارانش در تحقیقاتی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرم‌آور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد!

▪︎این محققان برای دستیابی به نتیجه‌ای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و آمریکا را براساس داده‌هایی مربوط به نمرات و آزمون‌های IQ، نتیجه تست‌های استاندارد و ارزیابی شخصیت جمع‌آوری کردند. بعد، محاسبه کردند هر یک از این عوامل چقدر در پیش‌بینی آینده‌ای نزدیک موثر هستند.

▪︎به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
مطالعه جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان می‌دهد فقط ۱ یا ۲ درصد! به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟

▪︎ویژگی‌های شخصیتی مانند وظیفه‌شناسی، مسئولیت‌پذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربه‌های جدید بودن (Openness) خصوصیت‌هایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت می‌رسانند.

▪︎شما می‌توانید شخصیت خود را تغییر دهید؟!
اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطاف‌پذیر است.

▪︎تحقیقات هاکمن نشان می‌دهد از کودکی می‌توان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگی‌های شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگ‌سالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطاف‌پذیر است.

▪︎خلاصه این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازه کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟» بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر می‌کنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
✳️ آیا بعضی از شغل‌ها خیلی آسان هستند و به هیچ استعدادی برای ایفای آنها نیاز نیست؟!

✅ بعضی از مدیران به اشتباه فکر می‌کنند که ایفای برخی نقش‌ها به مهارت، دانش و استعداد خاصی نیاز ندارد. آنها از این نقش‌ها با عنوان «نقش‌های سطح پایین» نام می‌برند و نقش‌هایی مانند خدمتکاری یا بازاریابی تلفنی را جزو این دسته از نقش‌ها طبقه‌بندی می‌کنند.

▪︎این اشتباه از آنجا ناشی می‌شود که فاکتور مهمی به نام «میل به ارتقا» که در همه افراد و کارکنان وجود دارد، مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. یک فرد، حتی اگر نقش پیش‌پاافتاده‌ای را ایفا کند، به دنبال ارائه بهترین عملکردِ ممکن است تا به این وسیله بتواند مافوق خود را متقاعد سازد که به او ارتقای مقام و جایگاه بدهند.

▪︎مدیران بزرگ، به‌درستی می‌دانند که اگر افراد براساس استعدادهایی که دارند برگزیده شوند و نقشی که برای آن ساخته شده‌اند برعهده گیرند، انگیزه بسیار زیادی برای ارائه بهترین عملکرد و به دنبال آن ارتقا خواهند داشت.

▪︎بعنوان مثال، نقش خدمتکاری هتل را در نظر بگیرید. شاید برای خیلی از شما این شغل سطح پایین به نظر برسد که نیاز به استعداد خاصی ندارد و هرکسی از عهده آن برمی‌آید و اغلب کسانی که این کار را انجام می‌دهد از روی ناچاری دست به این کار زده و به‌طور کلی از آن متنفرند. اما واقعیت کاملا متفاوت است.

▪︎چه بسیارند خدمتکاران موفقی که سال هاست این کار را با کیفیتی بالا انجام می‌دهند و چون در این کار استعداد دارند، آن را ادامه می‌دهند. در واقع آنها هر روز که با اتاقی کثیف و به هم‌ریخته روبه‌رو می‌شوند پس از مرتب کردن اتاق، به جای احساس خستگی، احساس قوی‌تر بودن می‌کنند. آنها به جنبه تکراری کارشان توجهی ندارند و به این فکر نمی‌کنند که همین اتاقی که امروز مرتب کرده‌اند، فردا دوباره کثیف و به‌هم ریخته خواهد شد، بلکه آنها برای فردا و ایفای نقش مثبت‌شان لحظه‌شماری می‌کنند و همین چالش است که به آنها قدرت بیشتری می‌دهد.
برگرفته از: HBR
✳️ رتبه بندی ۸ مدل AI
ایران رتبه ۸۴ از ۸۹ شاخص کیفیت زندگی

Quality of Life Index by Country 2025 Mid-Year

https://www.numbeo.com/quality-of-life/rankings_by_country.jsp
ایران در رتبه ۸۴ از میان ۸۹ کشور در شاخص کیفیت زندگی ۲۰۲۵ قرار دارد؛ این جایگاه پایین پیامدهای مستقیم برای مدیران عامل دارد: ضعف در قدرت خرید، سلامت، و هزینه‌های زندگی، همراه با فشارهای تورمی و آلودگی بالا.

وضعیت ایران در شاخص کیفیت زندگی (Numbeo 2025 Mid-Year)
رتبه کلی: ۸۴ از ۸۹ کشور
امتیاز کیفیت زندگی: 86.7
قدرت خرید (Purchasing Power Index): 32.8 → بسیار پایین، نشان‌دهنده فشار شدید بر مصرف‌کنندگان و کارکنان.
ایمنی (Safety Index): 49.5 → متوسط رو به پایین، ریسک‌های اجتماعی و امنیتی برای کسب‌وکار.
سلامت (Health Care Index): 52.7 → کیفیت خدمات درمانی محدود، اثر بر بهره‌وری نیروی کار.
هزینه زندگی (Cost of Living Index): 22.7 → پایین، اما همراه با تورم و نوسان شدید.

نسبت قیمت مسکن به درآمد (Property Price to Income Ratio): 18.7 → بسیار بالا، فشار بر کارکنان برای تأمین مسکن.

زمان رفت‌وآمد (Traffic Commute Time Index): 46.8 → طولانی، کاهش بهره‌وری و افزایش استرس.
آلودگی (Pollution Index): 75.3 → بسیار بالا، تهدید سلامت و برند سازمان‌ها.
اقلیم (Climate Index): 66.9 → شرایط اقلیمی نسبتاً مناسب، اما تحت فشار تغییرات محیطی.

نکات کلیدی برای مدیران عامل
قدرت خرید پایین کارکنان:
سیاست‌های جبران خدمات باید متناسب با تورم و کاهش قدرت خرید طراحی شوند.
قراردادهای کوتاه‌مدت و تعدیل‌شونده با نرخ تورم اهمیت حیاتی دارند.
سلامت و بهره‌وری نیروی کار:
سرمایه‌گذاری در بیمه‌های تکمیلی و خدمات سلامت سازمانی می‌تواند مزیت رقابتی ایجاد کند.
توجه به سلامت روان و کاهش استرس ناشی از رفت‌وآمد طولانی ضروری است.
مسکن و رفاه کارکنان:
نسبت بالای قیمت مسکن به درآمد، فشار اجتماعی ایجاد می‌کند.
راهکار: ارائه تسهیلات مسکن یا حمایت از طرح‌های تعاونی برای کارکنان.

آلودگی و مسئولیت اجتماعی:
آلودگی بالا نیازمند سیاست‌های محیط‌زیستی و برندینگ سبز است.
سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پاک و کاهش ردپای کربن می‌تواند مزیت رقابتی باشد.
ایمنی و ریسک اجتماعی:
محیط نسبتاً ناامن، ضرورت مدیریت ریسک و سرمایه‌گذاری در امنیت سازمانی را افزایش می‌دهد.
همکاری با نهادهای محلی برای کاهش تهدیدات اجتماعی توصیه می‌شود.

جمع‌بندی
چالش اصلی مدیران عامل در ایران: مدیریت منابع انسانی تحت فشار تورم، مسکن، سلامت و آلودگی.

فرصت‌ها: سرمایه‌گذاری در رفاه کارکنان، انعطاف در قراردادها، و برندینگ سبز.

راهبرد کلیدی: تمرکز بر انعطاف‌پذیری (BANI) و تبدیل تهدیدهای کنونی به قوت‌های آینده، همان‌طور که در مدل «نیل واقعی» توضیح داده شد.
این داده‌ها نشان می‌دهد که مدیران عامل باید نگاه خود را از صرفاً سود مالی به تاب‌آوری اجتماعی و سازمانی تغییر دهند تا در شرایط ایران مزیت رقابتی پایدار بسازند.
✳️ پیشنهاد ویژه برای کسب‌وکارهای کوچک در ایران :

✅ تمرکز بر انعطاف‌پذیری، دیجیتالی‌سازی، و خدمات شخصی‌سازی‌شده می‌تواند بیشترین بازده را داشته باشد.
▪︎کسب‌وکارهای کوچک باید روی کاهش هزینه‌های ثابت، استفاده از فناوری‌های نوین، و ایجاد تجربه مشتری متمایز سرمایه‌گذاری کنند تا در شرایط تورمی و محیط BANI ایران پایدار بمانند.

▪︎ایده‌ها و استراتژی‌های کلیدی برای کسب‌وکارهای کوچک

1⃣ فناوری و دیجیتال راه‌اندازی خدمات آنلاین (فروشگاه اینترنتی، آموزش آنلاین، دستیار مجازی)
● مزیت: کاهش هزینه‌های عملیاتی و دسترسی به بازار گسترده‌تر

2⃣ سلامت و سبک زندگی مربی تناسب اندام شخصی، خدمات مشاوره تغذیه
● مزیت: پاسخ به تقاضای رو‌به‌رشد برای سلامت و رفاه

3⃣ خدمات سیار کارواش سیار، تعمیرات سیار، اغذیه‌فروشی سیار
● مزیت: راحتی مشتریان و کاهش نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در مکان ثابت

4⃣ تولید کوچک و خانگی تولید شکلات، صابون خانگی، صنایع دستی
● مزیت: سرمایه‌گذاری کم، امکان صادرات و برندینگ محلی

5⃣ بازاریابی و تجربه مشتری
● مزیت: سرمایه‌گذاری در تجربه مشتری و تحلیل داده‌ها افزایش وفاداری مشتری و ارزش برند

6⃣ هوش مصنوعی و GenAI
● مزیت: استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای مدیریت ارتباط با مشتری و بهینه‌سازی عملیات افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها

🔺نکات مهم برای مدیران کسب‌وکارهای کوچک

۱. انعطاف در قراردادها و هزینه‌ها:
در محیط تورمی، قراردادهای کوتاه‌مدت و قابل تعدیل مزیت بزرگی ایجاد می‌کنند.

۲. دیجیتالی‌سازی سریع:
حضور آنلاین و استفاده از ابزارهای دیجیتال (فروش اینترنتی، بازاریابی دیجیتال، خدمات مجازی) دیگر انتخاب نیست، بلکه ضرورت است.

۳. تمرکز بر تجربه مشتری: مشتریان ایرانی به دلیل فشار اقتصادی به دنبال ارزش واقعی هستند؛ خدمات شخصی‌سازی‌شده و توجه به کیفیت تجربه می‌تواند وفاداری ایجاد کند.

۴. سرمایه‌گذاری در سلامت کارکنان و مشتریان: خدمات مرتبط با سلامت و رفاه، هم بازار رو‌به‌رشد دارد و هم برند شما را متمایز می‌کند.

۵. چابکی عملیاتی: کسب‌وکارهای کوچک باید آماده تغییر سریع مسیر باشند؛ استفاده از مدل‌های سیار و چندمنبعی ریسک را کاهش می‌دهد.

🔺ریسک‌ها و چالش‌ها

● تورم و نوسان قیمت‌ها: نیاز به مدل‌های مالی انعطاف‌پذیر.
● رقابت شدید در بازار آنلاین: تمایز برند و کیفیت خدمات حیاتی است.
● محدودیت‌های قانونی و تحریم‌ها: باید بر بازارهای داخلی و منطقه‌ای تمرکز کرد.

🔺جمع‌بندی: کسب‌وکارهای کوچک در ایران باید بر انعطاف‌پذیری، دیجیتال‌سازی و تجربه مشتری تمرکز کنند. این سه محور می‌توانند هم در شرایط بحرانی بقا را تضمین کنند و هم در آینده به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شوند.
برگرفته از ایران استراتژیست
(بااندکی دخل وتصرف)
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اُفت بهره‌وری در تله ‌قابلیت

✍️ محسن راجی اسدآبادی/ پژوهشگر اقتصاد بخش‌عمومی

✅ یکی از چالش‌های ریشه‌ای کشورهای درحال‌توسعه، نشت تخصص، دانش و نبود تمرکز بر نوآوری بهره‌ورمحور(تخریب‌خلاق) در بخش‌های مختلف اداری/اجرایی و اقتصادی است.
مجریان نظام‌ اجرایی در این کشورها، برای به‌دست آوردن مشروعیت داخلی(دولت) و خارجی(سایر ارکان حاکمیت و عموم مردم)، تلاش دارند تا با ادای همشکلی درآوردن معیارها و استانداردهای بین‌المللی کشورهای توسعه‎یافته، خود را توانمند معرفی کنند. ولی از آنجایی که هیچ تحولی یک‌شبه‏ اتفاق نخواهد افتاد‌‏، این کشورها گرفتار تله‌قابلیت.

🔹یکی از مهمترین وجوه تمایز کشورهای توسعه‌یافته و درحال توسعه، چارچوب‌های نظریه‌ دولت (ویژگی‌ها و خصیصه‌های نظام سیاستگذاری) براساس قابلیت‌های ‌دولت (ویژگی‌ها و خصیصه‌های نظام‌ اجرایی) است.
عدم وجود نظریه‌ای مشخص درباره نقش دولت و ساختار کارکرد آن در بخش‌های کلان، منجر به چند چالش اساسی اعم از سردرگمی در سیاست‌گذار‏ی، تضاد در تصمیمات‏، ناکارآمدی در ارائه خدمات (چالش در جلب اعتمادعمومی) و افت بهره‌وری (حیف و میل منابع) می‌شود.

🔹هنگامی که خروجی پروژه‌ها و برنامه‌ها با انتظارات همخوانی ندارد، معمولاً سازمان‌ها به آسان‌ترین راه یعنی ارائه توجیهات در مورد عدم موفقیت خود مانند «نبود بودجه»، «تعارض منافع» یا «فشار ذی‌نفعان» متوسل می‌شوند. این توجیهات به‌جای ارائه راهکار و راهبرد به بهانه‌هایی می‌انجامد که ناکامی را به عوامل خارجی نسبت می‌دهد و مانع از شناسایی علل واقعی ناکامی‌ها و همچنین تضعیف روحیه درونی سازمان و بی‌اعتمادی عمومی به نهادهای دولتی می‌شود.
با تداوم این رویکرد، سایه دام قابلیت روی نظام‌ اداری استمرار خواهد داشت و فرصتی برای اصلاح و بهبود باقی نمی‌ماند.

🔹کشورهای درحال‌توسعه نیازمند یک رویه‌ جدید در تفکر و عمل در نظام اداری بوده و باید با توجه به خصایص‌ نهادی کشورهای خود (قواعد رسمی ‌و ‌غیررسمی و قابلیت اجراء) و با نگاه به تغییرات آینده و نیازهای‌جامعه، تعریفی ‌نو و شفاف از نظریه ‎دولت (به‌منظور مشخص‌کردن حدود اختیارات و الزامات‌ اجرایی دولت)‌ بیان کنند.
این کشورها با اصلاحات‌ ساختاری و ظرفیت‌سازی به‌منظور از بین بردن عوامل ایجادکننده تله‌ قابلیت، ضرورتاً باید عملیات و فعالیت‌های خود را به‌گونه‌ای طراحی‌ کنند که دستاوردهای ملموس برای عموم و اثربخش در خروجی به‌همراه داشته باشد.

📰 ماهنامه «بهره‌وری ملی» شماره 61

متن کامل یادداشت؛
https://www.npo.gov.ir/notes/id/7722
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدل ۵ عاملی شخصیت

 ✅ مدل ۵ عاملی شخصیت (Five Factor Model) که به آن BIG 5 یا مدل/تست شخصیت نئو(NEO)
(NEO Personality Inventory)
هم گفته می شود، یکی از مدل های شناخته شده و بسیار کاربردی برای تحلیل شخصیت مخصوصا برای شناسایی استعدادها و جذب افراد در سازمان هاست. همچنین با توجه به این مدل می توان موفقیت افراد را در مشاغل مختلف پیش بینی کرد. 

▪︎این مدل که توسط «رابرت مک کری» ارایه شده است، پنج بعد اصلی برای شخصیت پیشنهاد می کند که عبارتند از: «رنجوری»، «برون گرایی»، «استقبال از تجربه»، «سازگاری»، «وظیفه شناسی».    

▪︎روان رنجوری (Neuroticism)
افرادی که رنجوری آن ها پایین است، دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام ، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیت های استرس زا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند.  به عکس افراد با نمره بالا در مواجهه با شرایط پر فشار، ساده تر عواطف منفی مانند ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت را تجربه می کنند.

▪︎برون گرایی (Extraversion )
افرادی که در این مقیاس نمره بالایی می گیرند اجتماعی، قاطع، فعال، حراف، اهل گفتگو و دوستدار دیگران هستند. به شرکت در اجتماعات و مهمانی ها علاقه داشته و هیجان و تحرک را دوست دارند و برآنند که به موفقیت در آینده امیدوار باشند. بازاریاب های موفق نمونه ای از این افراد هستند. 

▪︎استقبال از تجربه (Openness to experience )
افرادی که نمره بالا در این شاخص دارند انسانهایی هستند که در مورد تجربه های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی سرشار از تجربه دارند. این افراد به دنبال لذت بردن از نظریه های جدید و ارزشهای غیرمتعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند. این افراد معمولا افراد خلاقی هستند و تفکر واگرا دارند. 

▪︎سازگاری و توافق
(Agreeableness)
این شاخص بر گرایشهای ارتباط بین فردی تاکید دارد. فرد موافق نوعدوست است و با دیگران احساس همدردی می کند و مشتاق به کمک به آنان است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. 

▪︎وظیفه شناسی (Conscientiousness )
وظیفه شناسی به معنی کنترل تمایلات و داشتن برنامه و طرح در رفتار برای رسیدن به اهداف است. فرد دارای نمره بالا در این شاخص هدف ها و خواسته های قوی و از پیش تعیین شده دارند. این افراد دقیق، قابل اعتماد و وقت شناس هستند.
✳️ ۴ خواستۀ یک فروشنده از مشتریانش

✅ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» می‌نویسد:

فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند وقتی محصول یا خدمتی را به یک مشتری می‌فروشند و رضایت او را جلب می‌کنند، بهترین فرصت برای توسعۀ روابط با آن مشتری فراهم شده است. برای استفاده از این فرصت طلایی باید خواسته‌مان را با مشتریان‌مان در میان بگذاریم.

▪︎در چنین شرایطی، مهم‌ترین خواسته‌هایی که می‌توانیم مطرح کنیم، عبارتند از:

▪︎از مشتری بخواهیم مشتریان دیگری به ما معرفی کند.
▪︎از مشتری بخواهیم رضایت از ما را به صورت رسمی بیان و تایید کند.
▪︎از مشتری بخواهیم به ما اجازه بدهد او را به عنوان یک مشتری راضی به مشتریان جدیدمان معرفی کنیم تا از او دربارۀ ما پرس و جو کنند.
▪︎از مشتری بخواهیم مجدداً از ما خرید کند یا میزان خریدش را افزایش بدهد.

▪︎برخی از فروشندگان تصور می‌کنند درخواست کردن این قبیل موضوعات از مشتری، یک کار غیرحرفه‌ای است. اما فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که این کار نه تنها غیرحرفه‌ای نیست، بلکه کاملاً حرفه‌ای و مورد پذیرش مشتریان است.

▪︎در این بین تنها یک نکتۀ مهم وجود دارد: از مشتریانی باید درخواست کنیم که مثلاً ما را به سایرین معرفی کند که توانسته‌ایم رضایت آنها را به خوبی جلب و آنها را به مشتریان وفادارمان تبدیل کنیم/گاهنامه مدیر
✳️ باید ضداولویت داشته باشیم ؟

✅ پروفسور پیتر دراکر را احتمالا بشناسید و یا دست کم نامش را شنیده باشید. ادبیات مدیریت مدرن با او شروع می شود. مجله بیزنس ویک او را «ماندگارترین متفکر مدیریت زمان ما» نامیده. بگذریم. او از مفهومی در آموزه هایش استفاده می کند که تقریبا معادل فارسی مناسبی برای آن نمی توان یافت.
همه ما با اولویت و اولویت بندی آشنا هستیم که ترجمه کلمه Priority است. اما او از واژه posteriority در آموزه هایش استفاده می کند که هر چند در فارسی می توان معادل هایی برایش پیدا کرد. اما شاید بد نباشد که فعلا اول تعریفش کنیم بعد واژه برایش پیشنهاد کنیم.
او می گوید هر کسی (مثلا مدیر ارشد سازمان/ یا مدیران ارشد کشور) باید برای خودش فهرستی از اولویت ها داشته باشد. امروزه این حرف او بدیهی است. اما در کنارش می گوید هر کسی باید فهرستی از کارهای که نمی خواهد انجام دهد یا کارهایی که می خواهد کنار بگذارد هم داشته باشد. که شاید بد نباشد به آن بگوییم: ضداولویت ها یا اولویت های معکوس.

▪︎برخی امور هستند که باید در اولویت قرار بگیرند و منابع محدودمان (زمان، انرژی، پول، اعتبار اجتماعی و بهترین افرادمان) را به آن تخصیص دهیم. خُب! تا اینجا مشکلی نیست. اما مساله این است که همه آن ها که گفتیم محدودند: هم زمان، هم انرژی، هم پول و هم اعتبار اجتماعی و هم بهترین افراد. اینجاست که شما باید ضد اولویت های تان را هم مشخص کنید. تا منابع محدودتان آزاد شود برای اولویت ها. بدون ضد اولویت ها صحبت کردن در مورد اولویت ها یک شوخی زشت است. یک بار دیگر برگردید و این جمله را بخوانید!

▪︎ حالا این ضد اولویت یعنی چه؟ یعنی فهرستی داشته باشیم از این سه مورد:
● کارهایی که باید متوقف کنیم.
●کارهایی که هرگز شروع نمی کنیم.
● کارهایی که به صورت استراتژیک به تعویق می اندازیم.

🔺دقت کنید نه اینکه این موارد بالا بد هستند، اگر بد بودند که اصلا نیاز به تصمیم نبود. مساله این است که احتمالا کارهایی که باید متوقف کنیم، توجیحاتی برای ادامه دارند. کارهایی که شروع نمی کنیم هم به ما چشمک می زنند و دلبری می کنند، و کارهایی که به تعویق می اندازیم هم جذابیت هایی دارند اما ما تصمیم می گیریم برای آن که به اولویت هایمان برسیم لازم است که برخی امور را کنار بگذاریم.

▪︎بگذارید مثالی بزنیم وقتی شما برنامه توسعه یک کشور را می خوانید و ۱۲۶۱ آرزو، ایده، برنامه، خواسته، هدف، در آن دیده می شود و تقریبا همه را راضی کرده است، بدون آن که معلوم شود کدام موارد حیاتی است یعنی اینکه شما ضداولویت های روشن ندارید بنابراین اولویت هایتان عملا بی فایده و غیرزهردار است.

■ نکته مهم و طلایی:
وقتی مدیر یک شرکت یا مدیر یک سازمان یا یک وزیر برای سال جدید ۱۵ اولویت اعلام می کند که هر کدام فیل افکن است و نیاز به ایجاد زیر ساخت و پول و سرمایه و نیروی انسانی متخصص و ماهر دارد یعنی فقط آرمان گرایی و خیال پردازی

▪︎ بعنوان مثال اگر در برنامه یک مدیر بصورت همزمان از چندین اولویت اصلی و اساسی نام برده شود بدون توجه به‌ داشتن ظرفیت ها و زیر ساخت ها و منابع یعنی فقط گفتار درمانی و چرندیات زیرساخت ها

🔺نتیجه :
وجود چندین اولویت در برنامه یک مدیر بدون وجود و داشتن زیر ساخت ها و منابع و ظرفیت‌های لازم یعنی گفتار درمانی و خزعبلات و چرندیات

▪︎در برنامه مدیری برای یک سازمانی بدون داشتن زیر ساخت های لازم و بدون داشتن نیروهای متخصص و سرمایه مکفی همزمان چندین الویت جهت ایجاد تغییرات و اصلاح ساختاری و رشد و پیشرفت و توسعه آمده بود که دقیقا معنایش چرندیات و خزعبلات است ...

▪︎تجویز راهبردی :
جالب این جاست که خیلی وقت ها مساله در تشخیص اولویت ها نیست همه ما کمابیش می فهمیم که مهم ترین امور چیستند. مساله معمولا جای دیگری است. به قول پیتر دراکر مهم ترین چیز در مورد اولویت ها و ضد اولویت ها، بصیرت (تحلیل هوشمندانه) نیست، بلکه جسارت (انتخاب شجاعانه) است.
✍گروه علمی اقتدار
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا هر شرکت و اداره‌ای بایدیک گوشه‌ی خیال‌پردازی
(Daydreaming Space)
داشته باشد؟!


✅ در گوشه‌ای آرام از دفتر کار، یک پنجره به سمت پارکی خلوت باز می‌شود. یکی از کارمندان خیره به آسمان، غرق در خیالاتی دور از این میزهای شلوغ و ساعت‌های پراسترس است. شاید به نظر برسد که او وقت خود را تلف می‌کند؛ اما در دل همین رؤیاپردازی، بذرهای نوآوری و خلاقیت کاشته می‌شود.

▪︎پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این نوع خیال‌پردازی نه‌تنها بیهوده نیست، بلکه باعث افزایش بهره‌وری و تاب‌آوری ذهن می‌شود. در این میان، مفهوم «گوشه‌ی خیال‌پردازی»
(Daydreaming Space)
به‌عنوان فضایی اختصاصی برای این فعالیت در محیط کار، بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.

▪︎خیال‌پردازی، در نگاه اول، فعالیتی سبک و حتی بی‌فایده به نظر می‌رسد. اما نتایج پژوهش‌ها حکایت از حقیقتی عمیق‌تر دارند: خیال‌پردازی می‌تواند سطح تحمل درد را افزایش دهد و فرد را در برابر چالش‌های زندگی مقاوم‌تر سازد. به‌بیان‌دیگر، وقتی زندگی ما را به زانو درآورده، خیال‌پردازی درباره‌ی آینده‌ی روشن‌تر، قدرت بازگشت و تاب‌آوری را در ما تقویت می‌کند.

▪︎بر اساس پژوهش‌های علوم عصب‌شناسی (Neuroscience)، ذهن در هنگام خیال‌پردازی وارد حالتی «سیال» (Fluid) و نیمه‌هشیار می‌شود؛ حالتی که ایده‌های جدید و خلاقانه، بی‌آنکه به‌دنبالشان باشیم، در آن پدیدار می‌شوند. به‌گفته‌ی دانشمندان، چنین افکار رهاشده و بدون محدودیت، بستر مناسبی برای خلاقیت و نوآوری فراهم می‌کنند.

▪︎تحقیقات کانادایی به‌وسیله‌ی استادان زانا لیوبیک (Zhanna Lyubykh) و دویگو بیریکیک گولسرن (Duygu Biricik Gulseren) نشان داده است که فاصله گرفتن کوتاه‌مدت از کار، به‌ویژه اگر همراه با خیال‌پردازی باشد، باعث افزایش بهره‌وری کلی می‌شود. آنها در پژوهش خود، بیش از ۸۰ تحقیق علمی را مرور کردند و به این نتیجه رسیدند که کار پیوسته و بدون وقفه، نه‌تنها کیفیت کار را کاهش می‌دهد، بلکه به ایجاد چرخه‌ای از اشتباهات و خستگی مفرط منجر می شود.

▪︎چرا به «گوشه‌ی خیال‌پردازی» نیاز داریم؟
لورامِی مارتین (Laura Mae Martin)، مربی بهره‌وری شرکت گوگل، معتقد است: «مغز ما به‌طور طبیعی محیط‌های پیرامونش را با فعالیت‌هایی که در آنها انجام می‌دهیم پیوند می‌دهد». به‌عنوان مثال، میز کار ما به‌طور ناخودآگاه با مفهوم تمرکز و سخت‌کوشی گره خورده است. اتاق جلسه، جایی است که ماسک‌های اجتماعی و حرفه‌ای را به چهره می‌زنیم. اما هیچ‌کدام از این مکان‌ها برای خیال‌پردازی ایده‌آل نیستند.

▪︎اگرچه ققط برخی دفاتر خوش‌شانس هستند و پنجره‌هایشان رو به یک پارک ساکت باز می‌شود، اما در اغلب موارد، باید یک فضای کوچک و آرام را در دل شلوغی‌های دفتر خلق کرد. چنین فضایی حتی اگر فقط یک گوشه با یک صندلی راحت و یک گیاه سبز باشد سیگنالی به ذهن می‌فرستد: «اکنون می‌توانی آزاد باشی و ایده‌های تازه را پرورش دهی.»

▪︎این «گوشه‌ی خیال‌پردازی»، فرصتی برای بازگشت به حالت طبیعی و خلاقانه‌ی ذهن است. در واقع، همین وجود این فضا ثابت می‌کند که مدیران و رهبران یک مجموعه، ارزش واقعی استراحت‌های کوتاه و خلاقانه را درک می‌کنند.

▪︎نمی‌توان انکار کرد که حواس‌پرتی مداوم، دشمن بهره‌وری است. اما همان‌طور که پژوهش‌ها تأکید می‌کنند، کار بی‌وقفه هم به‌هیچ‌وجه تضمینی برای کیفیت نیست. در دنیایی که گاهی ارزش فرد فقط با مشغولیت ظاهری سنجیده می‌شود، داشتن فضایی برای خیال‌پردازی می‌تواند یک حرکت شجاعانه و انسانی باشد.

▪︎تدارک چند صندلی راحت، چند تابلو با نقش‌های آرامش‌بخش، یک کتری برای چای داغ، چند کتاب و گیاهی سبز، هزینه‌ای اندک است. اما این هزینه اندک، بنابر یافته‌های علمی، می‌تواند آرامش ذهن، خلاقیت و حتی موفقیت یک کسب‌وکار را در بلندمدت تضمین کند.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ درس هایی از مدیریت بحران غار تام لوانگ تایلند

✅ حادثه نجات از غار تام‌لوانگ در سال ۲۰۱۸ تایلند، یکی از آموزنده‌ترین نمونه‌های واقعی مدیریت بحران در جهان معاصر به شمار می‌آید.در اواخر ماه ژوئن آن سال،دوازده پسر نوجوان بین ۱۱ تا ۱۶ سال، اعضای یک تیم فوتبال محلی، به همراه مربی ۲۵ ساله خود پس از تمرین وارد مجموعه غار تام‌لوانگ نانگ‌نون دراستان چیانگ‌رای شدند. آنچه در ابتدا یک تفریح کوتاه و بی‌خطر به نظر می‌رسید،به‌سرعت و در اثر باران‌های موسمی شدید به بحرانی مرگبار تبدیل شد بارندگی ناگهانی موجب بالا آمدن آب درون غار و مسدود شدن مسیر خروج شد و این گروه سیزده‌نفره را در فاصله‌ای بیش از چهار کیلومتر از دهانه غار گرفتار کرد. برای بیش از دو هفته نگاه جهانیان به این نقطه از تایلند دوخته شد؛جایی که مقامات دولتی، نیروهای نظامی، داوطلبان محلی و تیمی بین‌المللی از متخصصان،بازمان،طبیعت و عدم‌قطعیت می‌جنگیدند تا جان این سیزده نفر را نجات دهند
▪︎بحران به‌صورت تدریجی و در چند مرحله شکل گرفت و هر مرحله بر پیچیدگی وضعیت افزود.در ابتدا وقتی کفش‌ها و دوچرخه‌های بچه‌ها در ورودی غار پیدا شد،امیدواری‌هایی وجود داشت که آن‌ها شاید از مسیر دیگری خارج شده باشند یا در نزدیکی دهانه غار پناه گرفته باشند.این مرحله از بحران با ابهام اطلاعاتی همراه بود؛ وضعیتی که در بسیاری از بحران‌ها دیده می‌شود و باعث تأخیر در تعریف دقیق مسئله می‌ شود.با پیشروی تیم‌های جست‌وجو، مشخص شد که بخش‌های وسیعی از غار کاملاً زیر آب رفته و راهروهای باریک به تونل‌هایی تاریک، پراز جریان آب و بسیار خطرناک تبدیل شده‌اند.دید تقریباً صفر بود، مسیرها پیچیده و نامشخص، و سطح اکسیژن در برخی حفره‌ها به‌طور نگران‌کننده‌ای کاهش یافته بود.در این مرحله، بحران از یک عملیات جست‌وجوی ساده به یک وضعیت پیچیده بقا و نجات بلندمدت تبدیل شد
▪︎یکی از مهم‌ترین درس‌های مدیریتی این حادثه،نحوه تعریف و بازتعریف مسئله در طول زمان است.در روزهای نخست،پرسش اصلی این نبود که «چگونه آن‌ها را نجات دهیم»،بلکه این بود که «آیا زنده هستند وکجا قرار دارند».زمانی که دو غواص غارنورد بریتانیایی،جان ولنتن و ریک استنتون، در دوم ژوئیه پس از ۹ روز جست‌وجو موفق شدند گروه را زنده پیدا کنند، بحران وارد مرحله‌ای کاملاً جدید شد کشف زنده بودن آن‌ها هم‌زمان امیدبخش و هراس‌آور بود. حالا مسئله روشن‌تر اما دشوارتر شده بود: چگونه می‌توان سیزده انسان، که برخی حتی شنا کردن بلد نیستند، رااز یکی از خطرناک‌ترین سیستم‌های غاری جهان خارج کرد، آن هم در شرایطی که بارندگی ادامه دارد و وضعیت هر لحظه ممکن است بدتر شود
▪︎مدیریت بحران به‌ندرت گزینه‌های ایده‌آل پیش روی تصمیم‌گیرندگان می‌گذارد و این حادثه نمونه‌ای روشن از تصمیم‌گیری در شرایط محدودیت شدید بود سناریوهای مختلفی بررسی شد. یکی از گزینه‌ها، صبر کردن تا پایان فصل باران‌های موسمی و پایین آمدن سطح آب بود؛ گزینه‌ای که به دلیل کاهش اکسیژن، ضعف جسمی بچه‌ها و احتمال سیل‌های ناگهانی، بسیار پرخطر تشخیص داده شد پیشنهاد دیگر، حفر یک چاه عمودی از بالای کوه به محل استقرار بچه‌ها بود،اما پوشش جنگلی متراکم، ناهمواری زمین و عدم قطعیت درباره موقعیت دقیق آن‌ها،این راه‌حل را زمان‌بر و غیرقابل‌اعتماد می‌کرد. در نهایت پرریسک‌ترین اما کنترل‌پذیرترین گزینه انتخاب شد: خروج تدریجی بچه‌ها از مسیرهای زیرآبی با کمک غواصان حرفه‌ای
نکته کلیدی این تصمیم آن است که این روش به دلیل «ایمن بودن» انتخاب نشد، بلکه به این دلیل انتخاب شد که در مقایسه با سایر گزینه‌ها،کم‌خطرتر بود. این تمایز برای مدیران بحران بسیار حیاتی است.
▪︎در بحران‌های واقعی هدف حذف کامل خطر نیست،بلکه انتخاب گزینه‌ای است که کمترین پیامد فاجعه‌بار را در میان گزینه‌های بد موجود داشته باشد. مقامات تایلندی، به‌ویژه فرماندار نارونگساک اوسوتاناکورن، آگاهانه مسئولیت اخلاقی و حرفه‌ای این تصمیم را پذیرفتند تصمیمی که می‌توانست به مرگ افراد منجر شود،اما تعلل یا بی‌تصمیمی احتمالاً پیامدهای بدتری داشت
▪︎درس مهم دیگر، هماهنگی میان سازمان‌ها، کشورها و فرهنگ‌های مختلف است بیش از ده هزار نفر در این عملیات مشارکت داشتند: نیروهای ویژه نیروی دریایی تایلند، پلیس، ارتش مهندسان،تیم‌های پزشکی، غواصان حرفه‌ای از بریتانیا، استرالیا،آمریکا و سایر کشورها، و داوطلبان محلی در بسیاری از بحران‌ها،چنین تنوعی به سردرگمی و تعارض منجر می‌شود،اما در اینجا ساختاری نسبتاً شفاف برای فرماندهی ایجاد شد.مقامات تایلندی کنترل کلی عملیات را حفظ کردند،اما در تصمیمات فنی به متخصصان واقعی میدان دادند.این توازن میان اقتدار مرکزی و اعتماد به تخصص، از بروز رقابت‌های مخرب و تصمیمات شخصی جلوگیری کرد