مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ قانون تمایل

✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» می‌نویسد:

✅ طبق این قانون بسیار مهم، مذاکره‌کننده‌ای که آرزویش برای موفقیت در مذاکره را آشکارا و به دفعات تکرار می‌کند، از قدرت کمتری برای چانه‌زنی برخوردار است.
■ بر این اساس، مذاکره‌کنندگان خبره، هنر بی‌علاقه نشان دادن خود به مذاکره را درون‌شان پرورش می‌دهند.
■ به بیان دیگر، مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی گزینه‌های بسیاری به جز مذاکرۀ مدنظر را در اختیار دارند و همۀ آن گزینه‌ها به اندازۀ مذاکرۀ مذکور برای‌شان جذاب است.
■ بنابراین، اگر می‌خواهیم در مذاکره موفق شویم، نباید خودمان را علاقه‌مند به مذاکره نشان بدهیم، ولی در مقابل، باید به گونه‌ای برای طرف دیگر مذاکره ارزش بیافرینیم که او به ادامۀ مذاکره با ما تمایل داشته باشد.
■ این قانون به ما توصیه می‌کند در کنار بی‌علاقگی به مذاکره، حتی به گونه‌ای رفتار کنید که انگار حوصله‌تان از مذاکره سر رفته و می‌خواهید آن را ترک کنید.
■ با این حال یادمان باشد، قانون تمایل به معنای بی‌احترامی و خودخواهی نیست، بلکه صرفاً به معنای بی‌علاقه نشان دادن خودمان به مذاکره است.
■ برای همین، در کنار بی‌علاقگی به مذاکره باید احترام طرف مقابل را حفظ کنیم و در طول مذاکره همواره مودب و حرفه‌ای رفتار کنیم.
✳️ واقعیت لزوماً حقیقت نیست.

✍ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیم‌گیری» می‌نویسد:

✅ بارها و بارها در فیلم‌های پلیسی دیده‌ایم که بازپرس به متهم می‌گوید: «فقط واقعیت‌ها را بگو».
■ این جلمۀ تکراری، جملۀ خوبی است اما با کمال تاسف باید بگویم که هیچ چیز به اندازۀ «واقعیت» از «حقیقت» فاصله ندارد.
■ به بیان دیگر، انسان‌ها می‌توانند با ترکیب واقعیت‌ها با یکدیگر یا تغییر جزیی در واقعیت‌ها، آنها را از یک حقیقت محض به یک دروغ محض تبدیل کنند، در حالی که واقعیت را می‌گویند.
■ این موضوع حتی در تشخیص بیماری‌ها هم صادق است و چیزی که پزشک به عنوان واقعیت در آزمایش‌های پزشکی می‌بیند، لزوماً حقیقت ندارد.
■ تحقیقات اخیر در دانشگاه‌های پزشکی هم این موضوع را تایید کرده‌اند به گونه‌ای که حتی در حرفه‌ای‌ترین قضاوت‌های پزشکی هم حداکثر ۱۵٪ تصمیم‌های پزشک بر اساس واقعیت‌های موجود در آزمایش‌های پزشکی اتخاذ می‌شوند و مابقی بر اساس تجربه و شهود شخصی پزشک.
■ این موضوع را از آن جهت مطرح کردم که بگویم: در تصمیم‌گیری خیلی هم به واقعیت‌هایی که در قالب آمار و ارقام و اطلاعات جمع‌آوری کرده‌اید، اطمینان نکنید.
■ به بیان دیگر، درست است که آمار و ارقام و اطلاعات، منبع خوبی برای تصمیم‌گیری هستند، اما چون نمی‌توانیم واقعی یا دروغین بودن آنها را به درستی تشخیص بدهیم، پس نباید صرفاً بر اساس واقعیت‌های در دسترس‌مان تصمیم‌گیری کنیم.
گاهنامه مدیر
✳️ فضیلتِ حضور
✍ حسین ساسانی

✅ انسان، پیش از آنکه بتواند کسی را شاد کند،باید از سنگینیِ خویش عبور کرده باشد.شادمانی‌ای که از حضور برمی‌خیزد، نه از گفتن است و نه از انجام‌دادن؛از سبکیِ بودن می‌آید. برخی انسان‌ها، حتی در سکوت،فضا را فرسوده می‌کنند؛ و برخی دیگر،بی‌هیچ تلاشی،با صرفِ حضور،جهان را اندکی قابل‌تحمل‌تر می‌سازند.این تفاوت،تفاوتِ خُلق نیست؛ تفاوتِ مرتبهٔ وجود است.
بارِتوانایی شاد کردن کسی، تنها به صرف حضور داشتن از آن‌جا آغاز می‌شود که انسان دیگر نیاز ندارد دیده شود.دیده‌نشدن در این‌جا حذف نیست؛ رهایی است آن‌که هنوز در پیِ اثبات خویش است،ناخواسته از دیگری می‌کاهدو آن‌که از این اضطرار گذشته است، بی‌صدا می‌افزاید.حضورِ شادکننده، کنش نمایشی نیست؛ پرهیز آگاهانه از تصرفِ دیگری است.در این معنا،حضور نه یک وضعیت فیزیکی، بلکه رخدادی حکیمانه است رخدادی که در آن،انسان جهان را نه کامل‌تر، بلکه امن‌تر می‌کند.بسیاری از رنج‌های بشر نه از فقرِ پاسخ، بلکه از فزونیِ تفسیر زاده می‌شوند.آن‌که می‌تواند شاد کند، کسی است که معنا را می‌شناسد،اما آن را بر دیگری تحمیل نمی‌کند.او اجازه می‌دهد انسان، بی‌دفاع، ناتمام و خاموش، بماند.شاد شدن در کنار چنین حضوری، برآمده از هیجان نیست؛ نتیجهٔ فروکش‌کردنِ اضطرار است.وقتی انسانی وارد میدان می‌شود که چیزی نمی‌خواهد،چیزی مطالبه نمی‌کند وچیزی برای اثبات نمی‌طلبد، روانِ دیگری از حالت دفاع بیرون می‌آید. این آرامش،خودِ شادی نیست؛ اما امکانِ شادی است. شادی،در این افق، نه خنده است و نه سرخوشی؛ مکثی است که در آن، رنج برای لحظه‌ای دست از فشار برمی‌دارد.توانایی شاد کردن با حضور،نشانهٔ بلوغی است که رنج را از سر گذرانده، اما در رنج اقامت نکرده است. دارندگان این توانایی،الزاماً کم‌درد نیستند؛ کم‌ادعا هستند.آنان رنج را به نمایش بدل نکرده‌اند، بلکه آن را به فهم رسانده‌اند و فهم،آنگاه که به سکوتی آگاهانه می‌رسد، حضوری می‌آفریند که درمان نمی‌کند، اما شفا می‌دهد.در ساحت جمعی، چنین حضوری بنیانِ اعتماد است.خانواده‌ها، سازمان‌ها و حتی ملت‌ها، نه با‌ آیین‌نامه‌ها،بلکه با کیفیت حضور انسان‌های محوری پایدار می‌مانند. آن‌جا که حضور،اضطراب می‌زاید، هیچ ساختاری دوام نمی‌آورد؛ و آن‌جا که حضور، آرامش می‌آفریند،کاستی‌ها قابل‌تحمل می‌شوند.این‌جا، حضور سرمایه‌ای است نامرئی،اما سرنوشت‌ساز
بااین‌همه،این توانایی بهایی دارد.شاد کردن دیگری به صرف حضور،نیازمند مراقبتی مداوم ازخویشتن است.کسی که می‌خواهد مأمن باشد، نمی‌تواند ویرانیِ حل‌نشده را با خود حمل کند. این بار، بارِ خودسازیِ خاموش است؛ پالایشِ نیت، فروتنیِ اندیشه و پذیرشِ ناتمامیِ خویش واز همین‌جاست که این توانایی کمیاب می‌شودو شاید انسان، در پایان این مسیر،به دریافتی ساده و دشوار برسد:
بزرگ‌ترین اثر او نه در آن چیزی است که می‌گوید، نه در آنچه می‌سازد، بلکه در چگونگیِ بودنش است.آنجا که حضورش، بی‌هیاهو، اندکی از سنگینی جهان می‌کاهد.در این نقطه، شادی هدف نیست؛ پیامد است. پیامدِ انسانی که آموخته است چگونه باشد،بی‌آنکه بار باشد.
✳️ نکته طلایی و مهم در مدیریت !

⁉️(دروغ های کوچک شیرین)

✅ داستان ذیل که از کتاب هنر شفاف اندیشیدن آقای دوبلی گرفته شده است را با دقت مطالعه کنید.
■ روباهی به داخل تاکستانی خزید و با اشتیاق به انگورهای درشت، بنفش و رسیده خیره شد.
پاهای جلوی خود را به تنه درخت تکیه داد، گردنش را کش آورد و سعی کرد خودش را به میوه‌ها برساند، اما خیلی دور بود. ناراحت شد و شانسش را یکبار دیگر امتحان کرد، ولی تنها چیزی که داخل دهانش شد هوا بود.
■ بار سوم با تمام قدرت پرید و کمی بعد به شدت زمین خورد اما هنوز هیچ برگی از جایش تکان نخورده بود.
■ روباه با نارضایتی گفت:
"این انگورها اصلا رسیده نیستند. چرا باید انگور ترش بخورم؟"و با سربلندی به جنگل بازگشت.
■ در واقع وقتی روباه خواست کاری انجام بدهد و ناکام ماند، یک ناسازگاری به وجود آمد.
او می‌تواند این مشکل را به سه شیوه رفع کند:
● اینکه هر طور شده انگور را به دست بیاورد.
● اعتراف کند توانایی لازم را ندارد.
● بعداً هر طور می‌خواهد آنچه اتفاق افتاده را تعبیر کند.مورد آخر، نمونه یا تحلیلی از ناهماهنگی شناختی است.
■ فرض کنید که ماشین تازه‌ای خریده اید.
اما بلافاصله از تصمیمتان پشیمان می شوید.
موتورش صدای جتِ در حالِ روشن شدن می‌دهد و توی صندلی راننده راحت نیستی.
🔳 پس‌دادن ماشین به معنای اعتراف به اشتباه خواهد بود (وکه این را نمی‌خواهی!) البته فروشنده احتمالاً راضی به پس دادن کل پول تو نخواهد بود.
پس خودت را متقاعد خواهی کرد صدای بلند موتور و ناراحت بودن صندلی، امکاناتی امنیتی‌اند که از خواب رفتن پشت فرمان جلوگیری خواهند کرد.
فکر می‌کنی دیگر از حرفهای خودت خوشت می‌آید و خوب خریدی کرده‌ای!
■ مثالی دیگر:
فرض کنید برای استخدام در شرکتی ثبت‌نام کرده‌اید و متوجه می‌شوید از یک متقاضی دیگر شکست خورده‌اید. به جای اینکه اعتراف کنید طرف مقابل برای آن شغل مناسب‌تر بوده، خودتان را متقاعد می‌کنید که از ابتدا اصلاً این شغل را نمی‌خواسته‌اید؛ فقط می خواستید ارزش بازاری خود را بسنجید و ببینید آیا می‌توانید برای یک مصاحبه دعوت بشوید یا خیر.
🔺نکته مهم :
در مدیریت کردن هر چقدر بخواهید می‌توانید نقش روباه زیرک را بازی کنید، اما این طوری هرگز به انگورها دست نخواهید یافت!
📖 مطالعه کتاب فراموش نشود!
📚 مدیریت اثرگذار و کارآمد نیاز به تخصص و مهارت و تجربه دارد و انتخاب و انتصاب مدیران با توصیه عمه و خاله و عمو و غیره یعنی اتلاف منابع مالی کشور که باید پاسخگو باشید ...
■انتخاب و انتصاب مدیران بر اساس همشهری بازي و رفيق بازي و هم دانشگاهی بودن و هم حزب بودن یعنی ویرانی و نابودی سازمان ها که باید پاسخگو باشید ...
■ یادمان باشد که آدم خوب با مدیر خوب فرق دارد....
🖊️گروه علمی اقتدار
👍1
فایل-نهایی-سایت.pdf
1.7 MB
✳️ "تبیین ناکارآمدی سیاست‌گذاری در اقتصاد ایران در چارچوب مفهوم حکمرانی"

مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی ایران
🗓بهمن ۱۴۰۴
كانال قواعدبازی
✳️ کدام مشاغل در صف حذف توسط هوش مصنوعی قرار دارند؟

✅ مطالعاتی که اخیراً توسط شرکت‌های بزرگ فناوری منتشر شده، نشان می‌دهد مشاغلی که وظایف تکراری وقابل استانداردسازی دارند بیش از همه در معرض خطر قرار دارند.

▪️برای مثال، نمایندگان خدمات مشتری، اپراتورهای تماس تلفنی، کارمندان اداری، و برخی نقش‌های فروش و بازاریابی در لیست مشاغل با بالاترین احتمال جایگزینی توسط هوش مصنوعی قرار گرفته‌اند.

▪️کارشناسان تأکید می‌کنند که این روند نمی‌تواند به‌معنی نابودی کامل مشاغل انسانی باشد، بلکه بیشتر نشان‌دهنده یک بازآرایی ساختاری در بازار کار است.

▪️بسیاری از کارها ممکن است از شکل سنتی خود خارج شوند و فرصت‌های جدیدی در زمینه‌های ترکیبیِ انسان–هوش مصنوعی شکل بگیرند.
✳️ شبکه اجتماعی هوش های مصنوعی؟!

✅ وب سایت به آدرس
Www.moltbook.com
در واقع یک شبکه اجتماعی برای هوش های مصنوعی مولد بدون حضور انسان است.

⁉️شگفتانه های بسیاری در راه است.
🔹 چکیده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

روزگاری این‌چنین ‌هائل

👤 دکتر مسعود نیلی؛ اقتصاددان

✍️ وضعیت کنونی ایران یکی از غمبارترین و بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن طی کمتر از ۴۸ ساعت هزاران نفر، عمدتاً جوانان، جان خود را از دست دادند و جامعه‌ای سوگوار و خشمگین برجا ماند.

✍️ این وقایع قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بوده و ریشه آن در انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌ها، به‌ویژه اقتصادی، نهفته است. ناتوانی نظام حکمرانی در آسیب‌شناسی و اولویت‌دهی به این مسائل، جامعه را به نقطه انفجار رسانده است.

✍️ از مهم‌ترین نشانه‌های بحران، وجود حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغل و نه محصل است که معادل ۱۴ درصد جمعیت کشور بوده و وضعیت هشداردهنده‌ای ایجاد کرده است.

✍️ بازار کار از سال ۱۳۹۸ عملاً متوقف شده؛ در حالی که بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده‌اند، خالص اشتغال تنها ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافته و حتی ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شده‌اند.

✍️ این امر به افزایش شدید جمعیت وابسته انجامیده است. بررسی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر تقریباً به صفر رسیده است.

✍️ در حوزه رفاه، رشد اقتصادی از حدود ۱۳۹۰ متوقف شده و درآمد سرانه واقعی در سال ۱۴۰۳ پایین‌تر از سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۶ است.

✍️ جمعیت زیر خط فقر به حدود ۳۲ میلیون نفر رسیده و کیفیت زندگی، از تغذیه تا دسترسی به درمان، به‌شدت کاهش یافته است.

✍️ تورم‌های بالای ۴۵ و حتی ۵۰ درصد، بدون جبران متناسب در دستمزدها، نارضایتی گسترده ایجاد کرده و کاهش قدرت خرید کارکنان دولت و نیروهای مسلح بی‌سابقه توصیف شده است. همزمان، تورم بالا موجب تشدید نابرابری و افزایش ثروت گروه‌های خاص شده است.

✍️ کاهش شدید درآمد نفتی سرانه، نقش دولت در رفاه مردم را کوچک کرده، اما مطالبات تغییر نکرده است.

✍️ انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهای غیرپاسخگو، فسادها و وضعیت رفاهی نزدیکان برخی مسئولان، خشم اجتماعی را تشدید کرده است.

✍️ ترکیب فقر، بیکاری، نابرابری، تورم، ناامنی روانی ناشی از سایه جنگ و تعارضات فرهنگی، به‌ویژه جوانان را در کانون بحران قرار داده است. بی‌توجهی به این واقعیت‌ها و نادیده گرفتن ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی نارضایتی، آینده‌ای بسیار خطرناک برای کشور رقم خواهد زد.

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from انجمن مدیران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▶️ چرا تفکر برد-باخت ما را زمین‌گیر می‌کند؟ راه‌ رهایی از آن چیست؟

💎وقتی یک سیل بزرگ را با ورشکستگیِ قریب‌الوقوع ترکیب کنید، چه به دست می‌آید؟
برای جان مکی، هم‌بنیان‌گذار اَبَرشرکت Whole Foods، پاسخ به نقطه عطفی تبدیل شد که کسب‌وکارش را به برندی شناخته‌شده در جهان بدل کرد. او ما را به شبی بازمی‌گرداند که نخستین فروشگاهش ویران شد و نشان می‌دهد چگونه تغییر از ذهنیت برد-باخت به جهان‌بینی «برد-برد-برد» به او کمک کرد به موفقیت برسد؛و چرا این رویکرد می‌تواند برای شما هم مؤثر باشد.

👤John Mackey
✔️ همراه با زیرنویس فارسی اختصاصی

#TED

🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Technology and Economic Development.pdf
7.5 MB
🔘فناوری و توسعه اقتصادی

جدیدترین مقاله دارون عجم‌اوغلو که به همراه سایمون جانسون و اوفوک آکجیگیت نوشته، نشان می‌دهد که تفاوت درآمد سرانه کشورها عمدتاً ناشی از فاصله آن‌ها با مرز فناوری جهانی، و نه صرفاً سرمایه یا نیروی کار است. کشورهای فقیرتر تقریباً در تمام دوره‌های تاریخی، تلفن، تلگراف، اینترنت و صادرات فناوری‌بر را کمتر و دیرتر پذیرفته‌اند.

کشور عقب‌مانده مزیت «عقب‌بودن» را دارد و می‌تواند تقلید کند، اما کیفیت نهادها، آموزش و بازار مالی تعیین می‌کند چقدر به مرز فناوری جهانی نزدیک می‌شود. عجم‌اوغلو و همکارانش نشان می‌دهند که آموزش و مدیریت مهم‌تر از سرمایه است. کشورهایی با دانشگاه‌های ضعیف، مهارت پایین و مدیریت سنتی، حتی اگر فناوری جهانی برای آن‌ها در دسترس باشد، قادر به جذبش نیستند.

دام پنهان توسعه، فناوری نامتناسب است. بسیاری از فناوری‌های مرزی جهانی برای اقتصادهای سرمایه‌دار، با مهارت بالا و رسمی طراحی شده‌اند و وقتی وارد اقتصادهای دارای نیروی کار فراوان، سرمایه کم، و بخش غیررسمی بزرگ می‌شوند، کارایی کمی دارند.
این عدم تناسب می‌تواند ۲۰٪ شکاف بهره‌وری جهانی را توضیح دهد.

برنامه ريزي توسعه
document.pdf
72.8 KB
آیا بحران رهبری در ایران، ریشه‌ای آموزشی دارد؟
اقای دکتر دیانی ( ازاعضای انجمن صنفی مدیران)

مقاله‌ای جدید با عنوان «پارادوکس‌های فرهنگی، آموزش و بحران پرورش رهبری در ایران معاصر» منتشر شده که با رویکردی تاریخی-فلسفی، به بررسی یکی از عمیق‌ترین چالش‌های جامعه ایران می‌پردازد: چرا ایران با وجود گسترش کمی آموزش عالی، با فقدان مزمن رهبران معتبر و اجماع‌ساز مواجه است؟

🔍 این مقاله استدلال می‌کند که بحران رهبری صرفاً پیامد سیاست‌های اخیر نیست، بلکه ریشه در الگوی آموزشی وارداتی دارد که از قرن شانزدهم میلادی برای تربیت «کارگزاران مطیع» امپراتوری‌ها طراحی شد—الگویی که در ایران دوره قاجار و پهلوی بومی‌سازی ناقص شد و تا امروز تداوم یافته است.

📌 مهم‌ترین یافته‌ها:
آموزش مدرن در ایران، بیشتر بر اطاعت و وفاداری متمرکز بوده تا تفکر انتقادی و رهبری سازنده.
تغییر رژیم‌های سیاسی، بدون تحول در فلسفه آموزش، تنها به بازتولید همان بحران انجامیده است....

#آموزش_و_رهبری #تحول_آموزشی #ایران_معاصر #بحران_رهبری #فلسفه_تعلیم_و_تربیت
موج خروج جوانان از صنعت
آمارهای رسمی نشان می‌دهد بیش از ۵۲ درصد جوانان ۱۸ تا ۳۵ساله کشور در بخش خدمات مشغول به کار هستند و این روند اگرچه تغییر ترجیحات شغلی را نشان می‌دهد، اما به‌معنای پایداری اقتصاد مولد نیست و می‌تواند پیامدهایی از نظر امنیت شغلی و وابستگی به قدرت خرید را به دنبال داشته باشد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=209869
مدیریت کسب وکار در شرایط بحرانی!
✳️ ... آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده، باید ابداعش کرد. عادت به ناامیدی از خودِ ناامیدی بدتر است!

✅ آلبر کامو، کسی که در میانه‌ جنگ جهانی دوم زندگی کرد و اشغال کشورش را دید، با این جمله خطاب به تمام ناامیدان جهان، یک دستور جنگی می دهد:

● «آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده باید ابداعش کرد.»

به کلمه‌ی ابداع دقت کنید!
نمی‌گوید کشفش کنید. نمی‌گویددنبالش بگردید.
می گوید وظیفه توهست تا بسازیش
● ما وقتی می‌گوییم «دنبال امید می‌گردیم» یعنی فرض را بر این گذاشتیم که امید یه جایی پنهان شده و باید پیدایش کنیم.
● اما اگر دنیا تصمیم گرفته باشهگد تمام درهایش را ببندد چی؟ اگر واقعا هیچ‌چیز امیدبخشی وجود نداشته باشد چی؟
● آلبر کامو می گوید دقیقاً اینجاست که کار انسان شروع می شود، چون امید چیزی نیست که از آسمان ببارد، بلکه باید در کوره‌ ذهنِ خودت بسازیش...

👈 کامو یک هشدار جدی هم می دهد:
«عادت به ناامیدی از خودِ ناامیدی بدتر است.»

چرا؟ چون انسان ذاتاً موجود تطبیق‌پذیری هست و این همزمان بزرگ‌ترین نقطه قوت و نقطه ضعف مااست. وقتی رنج طولانی می شود، وقتی اخبار بد تمامی ندارد، مکانیزم دفاعی ذهن فعال می شود و خودش را به‌شکل «بی‌حسی» نمایان می‌کند. در این حالت اتفاق بدی برای ما می افتد...
● حالا دیگر به موجودی بی‌تفاوت تبدیل می‌شویم.
دیگر گریه نمی‌کنیم. دیگر تلاش نمی‌کنیم و درنهایت به این نقطه‌ ترسناک می‌رسیم که «شاید همینه که هست.»

● این پذیرش منفعلانه، لحظه‌ی مرگ روح انسان است.
غم، واکنشی طبیعی به زخم هست؛ اما ناامیدی، یعنی عفونت‌کردنِ زخم.

● وقتی به تاریکی عادت کنید، دیگر چشمت دنبال نور نمی‌گردد و رفته‌رفته ملال، افسردگی و افکار منفی سراغت می آید.

⁉️اما شاید بپرسی «چطور وقتی زندگی سیاه هست، امید بسازیم؟»
پاسخ در این متن کوتاه گنجانده شده است.
🔸 باید امید را در چیزهای کوچیک ابداع کنیم:
▫️ در تصور چهره‌ی خندان عزیزانمان
▫️ در کمک‌کردن به انسان های ضعیف‌تر ،مهرجویی و هم دلی
▫️ در نوشتنِ افکارمان در هرزمان ومکان و...

«معنا» چیزی نیست که زندگی به ما بدهد؛ بلکه معنا چیزی است که ما به زندگی می دهیم.

وقتی این معنا را پیدا کنید، حتی رنج‌کشیدن هم می‌تواند معنادار بشود؛ البته اگر بدانی چرا و برای چه کسی دارید آن رنج را تحمل می‌کنید.

اگر بارِ سنگینی روی سینه‌ خود حس می‌کنید، حق دارید و انکارش نکنید؛ اما بهش «عادت» هم نکنید.
نگذارید این سنگینی تبدیل به وضعیت عادی برای شما شود.