فریزسازمانی؟
✳️ ریشههای بیثباتی اقتصادی
حکمرانی ناکارآمد؛ اقتصاد ناپایدار
اگر قرار بود اقتصاد ایران با تحلیلهای عددی، پیشبینیهای فصلی و توصیههای کارشناسی اصلاح شود، باید سالها پیش از این به ثبات میرسید. آمار کم نبوده، گزارش کم نوشته نشده و نسخههای سیاستی بارها تکرار شدهاند اما واقعیت سرسختتر از این حرفهاست.
آنچه امروز مقابل اقتصاد ایران ایستاده، نه کمبود تحلیل است و نه فقدان هشدار بلکه کارنامهای انباشته از تصمیمات واکنشی و نتایج تکرارشونده است؛ کارنامهای که نشان میدهد مساله از سطح «نظر» عبور کرده و به سطح «عملکرد» رسیده است.
در شرایط انسدادی کنونی، دیگر این سوال راهگشا نیست که اقتصاددانها چه میگویند بلکه این است که نظام حکمرانی در عمل چه کرده و چه میکند. اقتصاد ایران نه با کمبود ایده بلکه با فروپاشی ظرفیت اجرای سیاست مواجه است. بیش از یک دهه است که اقتصاد ایران با بیثباتی مزمن زندگی میکند؛ بیثباتیای که نه تصادفی است، نه مقطعی و نه صرفا محصول یک شوک بیرونی یا یک خطای سیاستی خاص. نوسانها تکرار شدهاند، دامنه پیدا کردهاند و به یک الگوی پایدار بدل شدهاند.وقتی تورم، ارز، سرمایهگذاری و معیشت مدام در معرض شوک هستند، دیگر نمیتوان مساله را به «حادثه» تقلیل داد. مساله اصلی این است: اقتصاد توان تولید ثبات پایدار و قابل پیشبینی را از دست داده و اقتصادی که نتواند ثبات بسازد، سیاستگذاریاش هم ناگزیر به واکنشهای کوتاهمدت و پرهزینه فرو میریزد
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=605991
حکمرانی ناکارآمد؛ اقتصاد ناپایدار
اگر قرار بود اقتصاد ایران با تحلیلهای عددی، پیشبینیهای فصلی و توصیههای کارشناسی اصلاح شود، باید سالها پیش از این به ثبات میرسید. آمار کم نبوده، گزارش کم نوشته نشده و نسخههای سیاستی بارها تکرار شدهاند اما واقعیت سرسختتر از این حرفهاست.
آنچه امروز مقابل اقتصاد ایران ایستاده، نه کمبود تحلیل است و نه فقدان هشدار بلکه کارنامهای انباشته از تصمیمات واکنشی و نتایج تکرارشونده است؛ کارنامهای که نشان میدهد مساله از سطح «نظر» عبور کرده و به سطح «عملکرد» رسیده است.
در شرایط انسدادی کنونی، دیگر این سوال راهگشا نیست که اقتصاددانها چه میگویند بلکه این است که نظام حکمرانی در عمل چه کرده و چه میکند. اقتصاد ایران نه با کمبود ایده بلکه با فروپاشی ظرفیت اجرای سیاست مواجه است. بیش از یک دهه است که اقتصاد ایران با بیثباتی مزمن زندگی میکند؛ بیثباتیای که نه تصادفی است، نه مقطعی و نه صرفا محصول یک شوک بیرونی یا یک خطای سیاستی خاص. نوسانها تکرار شدهاند، دامنه پیدا کردهاند و به یک الگوی پایدار بدل شدهاند.وقتی تورم، ارز، سرمایهگذاری و معیشت مدام در معرض شوک هستند، دیگر نمیتوان مساله را به «حادثه» تقلیل داد. مساله اصلی این است: اقتصاد توان تولید ثبات پایدار و قابل پیشبینی را از دست داده و اقتصادی که نتواند ثبات بسازد، سیاستگذاریاش هم ناگزیر به واکنشهای کوتاهمدت و پرهزینه فرو میریزد
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=605991
❤3
✳️ نوآوری و حل مساله با روش آلبرت اینشتین!
✅ وقتی از اینشتین سوال شد که اگر یک ساعت به او زمان میدادند که مشکل پیچیدهای را حل کند، زمانش را چگونه سپری میکرد، پاسخ داد که: ۵۵ دقیقه را صرف شناخت و تعریف مشکل کرده و ۵ دقیقه را به یافتن راه حل آن میپردازد!
■ شاید از اختراع کاربردی که به آن "آستین قهوه" میگویند، استفاده کردهاید. این عایقها نگهداشتن لیوان قهوه داغ در دست را آسانتر میکنند. "جی سورنسن" مخترع آستین قهوه است. این ایده زمانی به ذهن او رسید که در حال رساندن دخترش به مدرسه بود و چون قهوه بسیار داغ بود فنجان قهوه بر روی پای او ریخت. جی سورنسن آستین قهوه را برای نوآوری آن نساخت. او نیاز به حل مشکل داشت.
■ نوآوری، در خلق چیزی از هیچ خلاصه نمیشود. وقتی که به مشکلات توجه کنید، آنها را همه جا میبینید. بسیاری از اختراعات بزرگ از مشکلات روزانهای شکل گرفتهاند که مردم با آنها سر و کار دارند.
■ زمانی که هوا بارانی است و نمیخواهید بوتهای بارانی سنگین و از مد افتاده خود را بپوشید، اما در عین حال نمیخواهید پاهایتان خیس شود، درای استپر به کارتان میآید.
■ میخواهید شیشه آب به محل کارتان ببرید، اما شکل شیشه آب معمولی در کیفتان جا نمیشود؟
شخصی ایده شیشه آب کتابی به ذهنش رسید.
■ مشکلات شما را تحریک میکنند تا راجع به چیزی که نیاز به بهبودی دارند خوب فکر کنید. در هر بخش از زندگی، مشکلات زیادی وجود دارد. به دنبال مشکلاتی در حیطه تخصص خود باشید که میتوانید با استفاده از دانش و مهارتهای خود در آن پیشرفت کنید.
■ در زمینه کاری خود، مشکلاتی میبینید که مدام در حال تکرار هستند. به دنبال مشکلی باشید که شما را آزرده خاطر کرده و در علل ریشهای آن دقیق شوید. از خودتان بپرسید، چرا چنین چیزی همیشه رخ میدهد؟ آیا سلسله عللی برای آن وجود دارد؟
■ درک عمیق مشکل به شما کمک میکند تا به رویکردهای بهتر و بیشتری برای آن بیندیشید. زمانی که علت آن را پیدا کردید، نوبت راه حل است.
▫️ابتدا، آیا راه حلی برای آن وجود دارد؟
▫️اگر وجود دارد، چرا کارآمد نیستند؟ شاید واقعاً به علل ریشهای نپرداخته، یا تنها به بعضی از آنها میپردازد. چگونگی بهبود بخشیدن راه حل موجود را در نظر داشته باشید.
▫️ اگر امکان بهبود بخشیدن راه حل موجود وجود دارد، به اجرا درآوردن آن بسیار سادهتر از راه جدید است.
▫️ اگر راهحلی از پیش موجود نیست، پس به فکر راهحلهای جدید باشید.
■ در این سناریو، حل کامل مشکل میتواند بسیار دشوار باشد. پس به جای هدف گرفتن حل فوری علت ریشهای، سعی کنید لایههای جداگانه علل را یک به یک هدف قرار دهید.
این روند تدریجی به شما در رسیدن به راه حلی کامل کمک میکند.
✍منبع: lifehack
✅ وقتی از اینشتین سوال شد که اگر یک ساعت به او زمان میدادند که مشکل پیچیدهای را حل کند، زمانش را چگونه سپری میکرد، پاسخ داد که: ۵۵ دقیقه را صرف شناخت و تعریف مشکل کرده و ۵ دقیقه را به یافتن راه حل آن میپردازد!
■ شاید از اختراع کاربردی که به آن "آستین قهوه" میگویند، استفاده کردهاید. این عایقها نگهداشتن لیوان قهوه داغ در دست را آسانتر میکنند. "جی سورنسن" مخترع آستین قهوه است. این ایده زمانی به ذهن او رسید که در حال رساندن دخترش به مدرسه بود و چون قهوه بسیار داغ بود فنجان قهوه بر روی پای او ریخت. جی سورنسن آستین قهوه را برای نوآوری آن نساخت. او نیاز به حل مشکل داشت.
■ نوآوری، در خلق چیزی از هیچ خلاصه نمیشود. وقتی که به مشکلات توجه کنید، آنها را همه جا میبینید. بسیاری از اختراعات بزرگ از مشکلات روزانهای شکل گرفتهاند که مردم با آنها سر و کار دارند.
■ زمانی که هوا بارانی است و نمیخواهید بوتهای بارانی سنگین و از مد افتاده خود را بپوشید، اما در عین حال نمیخواهید پاهایتان خیس شود، درای استپر به کارتان میآید.
■ میخواهید شیشه آب به محل کارتان ببرید، اما شکل شیشه آب معمولی در کیفتان جا نمیشود؟
شخصی ایده شیشه آب کتابی به ذهنش رسید.
■ مشکلات شما را تحریک میکنند تا راجع به چیزی که نیاز به بهبودی دارند خوب فکر کنید. در هر بخش از زندگی، مشکلات زیادی وجود دارد. به دنبال مشکلاتی در حیطه تخصص خود باشید که میتوانید با استفاده از دانش و مهارتهای خود در آن پیشرفت کنید.
■ در زمینه کاری خود، مشکلاتی میبینید که مدام در حال تکرار هستند. به دنبال مشکلی باشید که شما را آزرده خاطر کرده و در علل ریشهای آن دقیق شوید. از خودتان بپرسید، چرا چنین چیزی همیشه رخ میدهد؟ آیا سلسله عللی برای آن وجود دارد؟
■ درک عمیق مشکل به شما کمک میکند تا به رویکردهای بهتر و بیشتری برای آن بیندیشید. زمانی که علت آن را پیدا کردید، نوبت راه حل است.
▫️ابتدا، آیا راه حلی برای آن وجود دارد؟
▫️اگر وجود دارد، چرا کارآمد نیستند؟ شاید واقعاً به علل ریشهای نپرداخته، یا تنها به بعضی از آنها میپردازد. چگونگی بهبود بخشیدن راه حل موجود را در نظر داشته باشید.
▫️ اگر امکان بهبود بخشیدن راه حل موجود وجود دارد، به اجرا درآوردن آن بسیار سادهتر از راه جدید است.
▫️ اگر راهحلی از پیش موجود نیست، پس به فکر راهحلهای جدید باشید.
■ در این سناریو، حل کامل مشکل میتواند بسیار دشوار باشد. پس به جای هدف گرفتن حل فوری علت ریشهای، سعی کنید لایههای جداگانه علل را یک به یک هدف قرار دهید.
این روند تدریجی به شما در رسیدن به راه حلی کامل کمک میکند.
✍منبع: lifehack
✳️ قدرت شهود را فراموش نکنیم.
✅ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیمگیری» مینویسد:
بارها و بارها به ما گفته شده: «در مورد یک کتاب بر اساس جلد آن تصمیم نگیرید». اما به هر حال واقعیت این است که ما در مورد اکثر کتابها صرفاً از روی جلدشان قضاوت میکنیم.
■ این واقعیت آشکار، بیانگر قدرت شهود در تصمیمگیری است که حتی خیلی وقتها روی تصمیمهای مهمی مثل استخدام یک کارمند جدید یا سرمایهگذاری در یک پروژۀ جدید هم اثر میگذارد.
■ تحقیقات گوناگون نشان میدهند نتیجۀ تصمیمگیری شهودی چندان هم بد نیست و حتی گاهی اوقات، نتیجۀ آنها بهتر از تصمیمگیریهای منطقی و عقلانی است.
■ برای مثال، هاوارد شولتز، بنیانگذار کافیشاپ زنجیرهای استارباکس، با وجودی که همۀ اطرافیانش مخالف ایدۀ او برای تاسیس این کافیشاپ زنجیرهای بودند، دنبال ایدۀ خود رفت و خیلی هم موفق شد.
■ نکتهای که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که تصمیمگیری شهودی به معنای تصمیمگیری بر مبنای هوا و هوس نیست.
■ به بیان دیگر، تصمیمگیری شهودی، نوعی تصمیم است که بر پایۀ تجربههای عمیق و درک شخصی از وضعیت اتخاذ میشود.
■ برای نمونه، آتشنشانان حرفهای وقتی در شرایط دشوار قرار میگیرند، بر اساس منطقشان رفتار نمیکنند، بلکه با تکیه بر تجربهشان، به صورت شهودی تصمیم میگیرند که چه کاری انجام بدهند.
■ پس نباید در زمینهای که تخصص، تجربه و درک کاملی از موضوع نداریم، سراغ تصمیمگیری شهودی برویم.
■ نکتۀ دیگری که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که دنیا تغییر میکند و در نتیجه، تصمیمگیری شهودی موفقیتآمیز ما در گذشته، دلیل خوبی برای تصمیمگیری شهودی در آینده نیست.
■ برای مثال، دیوید آگیلوِی، پدر تبلیغات نوین در آمریکا، عمدۀ کمپینهای تبلیغات چاپی و تلویزیونی معرکهاش را بر اساس تصمیمهای شهودی طراحی میکرد.
■ اما وقتی دنیای تبلیغات به سمت شبکههای اجتماعی رفت، از آنجایی که تجربهای در این نوع تبلیغات نداشت، تصمیمگیری شهودی را کنار گذاشت.
✅ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیمگیری» مینویسد:
بارها و بارها به ما گفته شده: «در مورد یک کتاب بر اساس جلد آن تصمیم نگیرید». اما به هر حال واقعیت این است که ما در مورد اکثر کتابها صرفاً از روی جلدشان قضاوت میکنیم.
■ این واقعیت آشکار، بیانگر قدرت شهود در تصمیمگیری است که حتی خیلی وقتها روی تصمیمهای مهمی مثل استخدام یک کارمند جدید یا سرمایهگذاری در یک پروژۀ جدید هم اثر میگذارد.
■ تحقیقات گوناگون نشان میدهند نتیجۀ تصمیمگیری شهودی چندان هم بد نیست و حتی گاهی اوقات، نتیجۀ آنها بهتر از تصمیمگیریهای منطقی و عقلانی است.
■ برای مثال، هاوارد شولتز، بنیانگذار کافیشاپ زنجیرهای استارباکس، با وجودی که همۀ اطرافیانش مخالف ایدۀ او برای تاسیس این کافیشاپ زنجیرهای بودند، دنبال ایدۀ خود رفت و خیلی هم موفق شد.
■ نکتهای که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که تصمیمگیری شهودی به معنای تصمیمگیری بر مبنای هوا و هوس نیست.
■ به بیان دیگر، تصمیمگیری شهودی، نوعی تصمیم است که بر پایۀ تجربههای عمیق و درک شخصی از وضعیت اتخاذ میشود.
■ برای نمونه، آتشنشانان حرفهای وقتی در شرایط دشوار قرار میگیرند، بر اساس منطقشان رفتار نمیکنند، بلکه با تکیه بر تجربهشان، به صورت شهودی تصمیم میگیرند که چه کاری انجام بدهند.
■ پس نباید در زمینهای که تخصص، تجربه و درک کاملی از موضوع نداریم، سراغ تصمیمگیری شهودی برویم.
■ نکتۀ دیگری که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که دنیا تغییر میکند و در نتیجه، تصمیمگیری شهودی موفقیتآمیز ما در گذشته، دلیل خوبی برای تصمیمگیری شهودی در آینده نیست.
■ برای مثال، دیوید آگیلوِی، پدر تبلیغات نوین در آمریکا، عمدۀ کمپینهای تبلیغات چاپی و تلویزیونی معرکهاش را بر اساس تصمیمهای شهودی طراحی میکرد.
■ اما وقتی دنیای تبلیغات به سمت شبکههای اجتماعی رفت، از آنجایی که تجربهای در این نوع تبلیغات نداشت، تصمیمگیری شهودی را کنار گذاشت.
❤1
✳️ نظریۀ تصمیم بِیزی
✅ نظریه تصمیم بیزی (Bayesian decision theory)، روشی در تصمیمگیری است که در آن ابتدا تصمیمات مختلفی که میتوانیم بگیریم را بر اساس سه عامل «توانایی اجرای تصمیم»، «پیامدهای اجرای تصمیم» و «ریسکهای اجرای تصمیم» ارزیابی میکنیم تا بتوانیم بهترین تصمیم را اتخاذ کنیم.
■ این نظریه بیشتر برای تصمیمگیری در شرایطی مناسب است که یا با عدم اطمینان بالایی مواجهیم یا برای تصمیمگیری اطلاعات کافی در اختیار نداریم.
■ برای مثال، فرض کنید میخواهیم تصمیم بگیریم که قیمتمان را افزایش بدهیم یا نه. اگر بخواهیم بر اساس نظریه تصمیم بیزی تصمیمگیری کنیم، باید به سه سوال زیر پاسخ بدهیم:
■ آیا توانایی افزایش قیمت را داریم؟ یا به دلیل محدودیتهای قانونی، رقابتی و غیره، نمیتوانیم قیمتمان را افزایش بدهیم؟
■ افزایش قیمت چه پیامدهای مثبتی را برای شرکتمان به دنبال دارد؟
■ افزایش قیمت چه ریسکهایی را برای شرکتمان به دنبال دارد؟
گاهنامه مدیر
✅ نظریه تصمیم بیزی (Bayesian decision theory)، روشی در تصمیمگیری است که در آن ابتدا تصمیمات مختلفی که میتوانیم بگیریم را بر اساس سه عامل «توانایی اجرای تصمیم»، «پیامدهای اجرای تصمیم» و «ریسکهای اجرای تصمیم» ارزیابی میکنیم تا بتوانیم بهترین تصمیم را اتخاذ کنیم.
■ این نظریه بیشتر برای تصمیمگیری در شرایطی مناسب است که یا با عدم اطمینان بالایی مواجهیم یا برای تصمیمگیری اطلاعات کافی در اختیار نداریم.
■ برای مثال، فرض کنید میخواهیم تصمیم بگیریم که قیمتمان را افزایش بدهیم یا نه. اگر بخواهیم بر اساس نظریه تصمیم بیزی تصمیمگیری کنیم، باید به سه سوال زیر پاسخ بدهیم:
■ آیا توانایی افزایش قیمت را داریم؟ یا به دلیل محدودیتهای قانونی، رقابتی و غیره، نمیتوانیم قیمتمان را افزایش بدهیم؟
■ افزایش قیمت چه پیامدهای مثبتی را برای شرکتمان به دنبال دارد؟
■ افزایش قیمت چه ریسکهایی را برای شرکتمان به دنبال دارد؟
گاهنامه مدیر