✳️ چرا بعضی کسبوکارها در رکود رشد میکنند؟
✅ تورم بالا رفته، بازار کند شده، مشتری سختتر خرید میکند و بسیاری از مدیران فقط درگیر حفظ بقا هستند.
اما وسط همین شرایط، بعضی کسبوکارها نهتنها سقوط نکردهاند، بلکه فروش و سهم بازارشان بیشتر هم شده است.این تفاوت از کجا میآید؟واقعیت این است که در دوران بحران، بازار فقط پول و سرمایه را امتحان نمیکند؛طرز فکر مدیران را هم آشکار میکند.
رکود، زمان اشتباهات مدیریتی است
وقتی فشار اقتصادی زیاد میشود، بسیاری از کسبوکارها وارد فاز ترس میشوند:تبلیغات حذف میشود.کیفیت خدمات افت میکند.تصمیمها هیجانی میشود.فروش به هر قیمتی تبدیل به هدف اصلی میشود
در ظاهر این رفتارها منطقی به نظر میرسند، اما در عمل برند را ضعیفتر میکنند.
بسیاری از کسبوکارها را رکود نابود نمیکند؛
واکنش اشتباه به رکود نابود میکند.کسبوکارهای برنده چه کاری متفاوت انجام میدهند؟
۱. اعتماد میسازند، نه فقط فروش
مشتری امروز ایران قبل از خرید یک سؤال مهم دارد:
«اگر شرایط بدتر شد، آیا میتوانم به این برند اعتماد کنم؟»در اقتصاد بیثبات، اعتماد تبدیل به مزیت رقابتی میشود.به همین دلیل بعضی برندها حتی با قیمت بالاتر همچنان مشتری دارند.
۲. جریان پول را جدیتر از سود میبینند
در شرایط تورمی، سود روی کاغذ همیشه نشانه سلامت کسبوکار نیست.بسیاری از مجموعهها ظاهراً سودده هستند، اما به دلیل خواب سرمایه، چکهای عقبافتاده یا مدیریت ضعیف نقدینگی، آرامآرام فرسوده میشوند.
کسبوکارهای حرفهای در بحران:نقدینگی را کنترل میکنند.سرمایه را قفل نمیکنندو سرعت گردش پول را بالا نگه میدارند
۳. رفتار جدید مشتری را میفهمند.مشتری امروز مثل گذشته خرید نمیکند.
اوبیشتر تحقیق میکند
سختتر اعتماد میکند
ریسک کمتری میپذیرد
و حساستر از قبل تصمیم میگیرد.بسیاری از برندها هنوز با مدل فروش سالهای رونق کار میکنند؛
در حالی که ذهن مشتری کاملاً تغییر کرده است.
۴. در بحران، ناپدید نمیشوند.یکی از اشتباهات رایج بازار این است که کسبوکارها در اولین فشار مالی، ارتباط خود با مخاطب را قطع میکنند.اما وقتی دیده نشوی، خیلی زود فراموش میشوی.برندهای هوشمند شاید هزینهها را مدیریت کنند، اما حضورشان در ذهن بازار را حفظ میکنند.اتفاقاً دوران رکود، زمانی است که سکوت رقبا میتواند فرصت رشد باشد.
۵. احساساتشان کسبوکار را کنترل نمیکند.بحران اقتصادی فقط بازار را به هم نمیریزد؛ ذهن مدیران را هم تحت فشار قرار میدهد.
بعضی مدیران در این شرایط هر روز تصمیم جدید میگیرند:امروز توسعه
فردا توقف
هفته بعد تغییر کامل مسیر
این نوسان ذهنی، کل سازمان را فرسوده میکند.
در بسیاری از مواقع، مشکل اصلی کسبوکار «بازار» نیست؛بیثباتی تصمیمگیری مدیر است.واقعیتی که باید پذیرفتدر اقتصاد امروز ایران، فقط کسبوکارهای قوی باقی نمیمانند؛
کسبوکارهای منعطف باقی میمانند.مدیرانی که هنوز با ذهنیت دوران رونق تصمیم میگیرند، معمولاً در بازار فرسایشی امروز آسیب بیشتری میبینند.رکود برای بعضی کسبوکارها پایان بازی است؛اما برای بعضی دیگر، بهترین فرصت برای گرفتن سهم بازار.تفاوت این دو، بیشتر از هر چیز به نوع مدیریت برمی گردد.
کاب
✅ تورم بالا رفته، بازار کند شده، مشتری سختتر خرید میکند و بسیاری از مدیران فقط درگیر حفظ بقا هستند.
اما وسط همین شرایط، بعضی کسبوکارها نهتنها سقوط نکردهاند، بلکه فروش و سهم بازارشان بیشتر هم شده است.این تفاوت از کجا میآید؟واقعیت این است که در دوران بحران، بازار فقط پول و سرمایه را امتحان نمیکند؛طرز فکر مدیران را هم آشکار میکند.
رکود، زمان اشتباهات مدیریتی است
وقتی فشار اقتصادی زیاد میشود، بسیاری از کسبوکارها وارد فاز ترس میشوند:تبلیغات حذف میشود.کیفیت خدمات افت میکند.تصمیمها هیجانی میشود.فروش به هر قیمتی تبدیل به هدف اصلی میشود
در ظاهر این رفتارها منطقی به نظر میرسند، اما در عمل برند را ضعیفتر میکنند.
بسیاری از کسبوکارها را رکود نابود نمیکند؛
واکنش اشتباه به رکود نابود میکند.کسبوکارهای برنده چه کاری متفاوت انجام میدهند؟
۱. اعتماد میسازند، نه فقط فروش
مشتری امروز ایران قبل از خرید یک سؤال مهم دارد:
«اگر شرایط بدتر شد، آیا میتوانم به این برند اعتماد کنم؟»در اقتصاد بیثبات، اعتماد تبدیل به مزیت رقابتی میشود.به همین دلیل بعضی برندها حتی با قیمت بالاتر همچنان مشتری دارند.
۲. جریان پول را جدیتر از سود میبینند
در شرایط تورمی، سود روی کاغذ همیشه نشانه سلامت کسبوکار نیست.بسیاری از مجموعهها ظاهراً سودده هستند، اما به دلیل خواب سرمایه، چکهای عقبافتاده یا مدیریت ضعیف نقدینگی، آرامآرام فرسوده میشوند.
کسبوکارهای حرفهای در بحران:نقدینگی را کنترل میکنند.سرمایه را قفل نمیکنندو سرعت گردش پول را بالا نگه میدارند
۳. رفتار جدید مشتری را میفهمند.مشتری امروز مثل گذشته خرید نمیکند.
اوبیشتر تحقیق میکند
سختتر اعتماد میکند
ریسک کمتری میپذیرد
و حساستر از قبل تصمیم میگیرد.بسیاری از برندها هنوز با مدل فروش سالهای رونق کار میکنند؛
در حالی که ذهن مشتری کاملاً تغییر کرده است.
۴. در بحران، ناپدید نمیشوند.یکی از اشتباهات رایج بازار این است که کسبوکارها در اولین فشار مالی، ارتباط خود با مخاطب را قطع میکنند.اما وقتی دیده نشوی، خیلی زود فراموش میشوی.برندهای هوشمند شاید هزینهها را مدیریت کنند، اما حضورشان در ذهن بازار را حفظ میکنند.اتفاقاً دوران رکود، زمانی است که سکوت رقبا میتواند فرصت رشد باشد.
۵. احساساتشان کسبوکار را کنترل نمیکند.بحران اقتصادی فقط بازار را به هم نمیریزد؛ ذهن مدیران را هم تحت فشار قرار میدهد.
بعضی مدیران در این شرایط هر روز تصمیم جدید میگیرند:امروز توسعه
فردا توقف
هفته بعد تغییر کامل مسیر
این نوسان ذهنی، کل سازمان را فرسوده میکند.
در بسیاری از مواقع، مشکل اصلی کسبوکار «بازار» نیست؛بیثباتی تصمیمگیری مدیر است.واقعیتی که باید پذیرفتدر اقتصاد امروز ایران، فقط کسبوکارهای قوی باقی نمیمانند؛
کسبوکارهای منعطف باقی میمانند.مدیرانی که هنوز با ذهنیت دوران رونق تصمیم میگیرند، معمولاً در بازار فرسایشی امروز آسیب بیشتری میبینند.رکود برای بعضی کسبوکارها پایان بازی است؛اما برای بعضی دیگر، بهترین فرصت برای گرفتن سهم بازار.تفاوت این دو، بیشتر از هر چیز به نوع مدیریت برمی گردد.
کاب
👍1
📌 ظهور DeepSeek دیگر صرفاً بهعنوان رقابت برای ساخت چتباتهای ارزانتر دیده نمیشود؛ بلکه بهطور فزاینده بهعنوان تلاشی راهبردی برای بازطراحی اقتصاد هوش مصنوعی پیشرفته بر پایه بهرهوری سختافزاری و تابآوری زنجیره تأمین تفسیر میشود. تحلیلگران و پژوهشگران میگویند این شرکت بر معماریهایی تمرکز کرده که وابستگی به سامانههای GPU متکی بر حافظههای سنگین HBM را کاهش میدهد و امکان اجرای مدلهای پیشرفته را با نیاز بسیار کمتر به حافظه و توان محاسباتی خام فراهم میسازد.
■ جدیدترین توسعههای DeepSeek مستقیماً برخی از بزرگترین گلوگاههای زیرساختی هوش مصنوعی را هدف قرار دادهاند. معماری Mixture-of-Experts (MoE) تنها بخشهای منتخب مدل را هنگام استنتاج فعال میکند، در حالی که فناوریهای Dynamic Sparse Attention (DSA) و معماری V4-Pro هزینه پردازش کانتکستهای بسیار طولانی را بهشدت کاهش میدهند. اسناد فنی مرتبط با V4-Pro ادعا میکنند روشهای CSA/HCA میتوانند میزان عملیات محاسباتی مورد نیاز برای استنتاج تکتوکن در کانتکستهای یکمیلیونتوکنی را به حدود ۲۷ درصد نیاز نسلهای قبلی کاهش دهند و مصرف حافظه KV Cache را به نزدیک ۱۰ درصد سامانههای قدیمی برسانند.
■ در همین حال، مسیر پژوهشی موسوم به Engram رویکرد متفاوتی را دنبال میکند؛ بهجای آنکه تمام دانش از طریق محاسبات متراکم پردازش شود، اطلاعات ایستا را در سامانههای حافظه جستوجوی مقیاسپذیر ذخیره میکند. این روش میتواند فشار روی پردازش محاسباتی را کاهش داده و بهرهوری زیرساخت را افزایش دهد.
پیامدهای صنعتی این راهبرد بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به حافظه HBM و توان پردازشی خام کمتری نیاز داشته باشند، سختافزارهایی که پیشتر «رده دوم» تلقی میشدند ــ از جمله حافظههای LPDDR، ذخیرهسازی NAND، شتابدهندههای داخلی و تراشههای سفارشی ASIC ــ میتوانند به گزینههایی راهبردی و رقابتی تبدیل شوند. گزارشها همچنین به کاهش قابلتوجه قیمت V4-Pro در کنار محدودیتهای عرضه شتابدهندههای پیشرفته و افزایش انتظارها برای استقرار «ابرنودهای هوش مصنوعی» در چین اشاره کردهاند.
■ ناظران معتقدند هدف واقعی DeepSeek صرفاً رقابت در لایه کاربردی نیست، بلکه بازطراحی کل پشته هوش مصنوعی است؛ بهگونهای که کمبود سختافزار از طریق معماری نرمافزاری و مهندسی سامانهها قابل مدیریت شود.
https://bricsbridge.com
■ جدیدترین توسعههای DeepSeek مستقیماً برخی از بزرگترین گلوگاههای زیرساختی هوش مصنوعی را هدف قرار دادهاند. معماری Mixture-of-Experts (MoE) تنها بخشهای منتخب مدل را هنگام استنتاج فعال میکند، در حالی که فناوریهای Dynamic Sparse Attention (DSA) و معماری V4-Pro هزینه پردازش کانتکستهای بسیار طولانی را بهشدت کاهش میدهند. اسناد فنی مرتبط با V4-Pro ادعا میکنند روشهای CSA/HCA میتوانند میزان عملیات محاسباتی مورد نیاز برای استنتاج تکتوکن در کانتکستهای یکمیلیونتوکنی را به حدود ۲۷ درصد نیاز نسلهای قبلی کاهش دهند و مصرف حافظه KV Cache را به نزدیک ۱۰ درصد سامانههای قدیمی برسانند.
■ در همین حال، مسیر پژوهشی موسوم به Engram رویکرد متفاوتی را دنبال میکند؛ بهجای آنکه تمام دانش از طریق محاسبات متراکم پردازش شود، اطلاعات ایستا را در سامانههای حافظه جستوجوی مقیاسپذیر ذخیره میکند. این روش میتواند فشار روی پردازش محاسباتی را کاهش داده و بهرهوری زیرساخت را افزایش دهد.
پیامدهای صنعتی این راهبرد بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به حافظه HBM و توان پردازشی خام کمتری نیاز داشته باشند، سختافزارهایی که پیشتر «رده دوم» تلقی میشدند ــ از جمله حافظههای LPDDR، ذخیرهسازی NAND، شتابدهندههای داخلی و تراشههای سفارشی ASIC ــ میتوانند به گزینههایی راهبردی و رقابتی تبدیل شوند. گزارشها همچنین به کاهش قابلتوجه قیمت V4-Pro در کنار محدودیتهای عرضه شتابدهندههای پیشرفته و افزایش انتظارها برای استقرار «ابرنودهای هوش مصنوعی» در چین اشاره کردهاند.
■ ناظران معتقدند هدف واقعی DeepSeek صرفاً رقابت در لایه کاربردی نیست، بلکه بازطراحی کل پشته هوش مصنوعی است؛ بهگونهای که کمبود سختافزار از طریق معماری نرمافزاری و مهندسی سامانهها قابل مدیریت شود.
https://bricsbridge.com
brics bridge
Programmable Scarcity Ai - brics bridge
China’s DeepSeek is redesigning AI infrastructure through memory-efficient architectures that reduce dependence on elite GPU ecosystems and hardware bottlenecks.
✳️ GIGO
و حل مسئله
✅ در علم مهندسی کامپیوتر، اصطلاحی وجود دارد بنام gigo که به معنی
garbage in garbage out
یا «زباله بدهی، زباله تحویل خواهی گرفت» میباشد.
■ در واقع مهندسان علوم کامپیوتری از این واژه برای الگوریتمهای ناکارآمد استفاده میکنند و فلسفه پشت این واژه این است که اگر به یک ماشین، اطلاعات یا فرمول غلط بدهی، انتظار نداشته باش به تو پاسخ درست بدهد.ماشین نهایتاً زباله تحویل گرفته را به شکلی زیبا و با بسته بندی جذاب، تبدیل به پاسخی زباله وار میکند و تحویل میدهد.
■ اما این عبارت و طرز تفکر ساده اما عمیق، همان چیزی است که بیشتر حل مسائل و تصمیم گیری های ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
■ باید گفت کلیدیترین گام در حل مسئله، کسب اطلاعات درست و تعریف دقیق صورت مسئله است!
اگر مسئله بر مبنای اطلاعات نادرست تعریف شود و یا با وجود در اختیار بودن اطلاعات درست، خود مسئله به درستی تعریف نشود، نباید انتظار داشت به راهحل و تصمیم درستی دست پیدا کنیم.
■ بنابراین باید در کسب و پردازش اطلاعات وسواس به خرج داد و برای اطمینان از این موضوع نیاز است به دو مورد زیر توجه کرد:
۱- منبع گردآوری و چگونگی گردآوری اطلاعات
۲- شیوه پردازش اطلاعات گردآوری شده
■ چنانچه هر کدام دچار خلل بشوند، مانند این است به ماشین حل مسئله، زباله دادهايم و قاعدتاً زباله تحویل خواهیم گرفت.
چالش رشد
و حل مسئله
✅ در علم مهندسی کامپیوتر، اصطلاحی وجود دارد بنام gigo که به معنی
garbage in garbage out
یا «زباله بدهی، زباله تحویل خواهی گرفت» میباشد.
■ در واقع مهندسان علوم کامپیوتری از این واژه برای الگوریتمهای ناکارآمد استفاده میکنند و فلسفه پشت این واژه این است که اگر به یک ماشین، اطلاعات یا فرمول غلط بدهی، انتظار نداشته باش به تو پاسخ درست بدهد.ماشین نهایتاً زباله تحویل گرفته را به شکلی زیبا و با بسته بندی جذاب، تبدیل به پاسخی زباله وار میکند و تحویل میدهد.
■ اما این عبارت و طرز تفکر ساده اما عمیق، همان چیزی است که بیشتر حل مسائل و تصمیم گیری های ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
■ باید گفت کلیدیترین گام در حل مسئله، کسب اطلاعات درست و تعریف دقیق صورت مسئله است!
اگر مسئله بر مبنای اطلاعات نادرست تعریف شود و یا با وجود در اختیار بودن اطلاعات درست، خود مسئله به درستی تعریف نشود، نباید انتظار داشت به راهحل و تصمیم درستی دست پیدا کنیم.
■ بنابراین باید در کسب و پردازش اطلاعات وسواس به خرج داد و برای اطمینان از این موضوع نیاز است به دو مورد زیر توجه کرد:
۱- منبع گردآوری و چگونگی گردآوری اطلاعات
۲- شیوه پردازش اطلاعات گردآوری شده
■ چنانچه هر کدام دچار خلل بشوند، مانند این است به ماشین حل مسئله، زباله دادهايم و قاعدتاً زباله تحویل خواهیم گرفت.
چالش رشد
✳️ تکنیکهای تصمیمگیری حرفهای برای مدیران
(از Vroom–Yetton تا ماتریس تصمیم
https://chaleshacademy.ir/تکنیکهای-تصمیمگیری-حرفهای-برای-م/
(از Vroom–Yetton تا ماتریس تصمیم
https://chaleshacademy.ir/تکنیکهای-تصمیمگیری-حرفهای-برای-م/
719006252210659075_1641763451264665.pdf
13.6 MB
معماری سرمایه های انسانی
✳️ یکی از نشانههای مهم «مسئله نمایندگی» در شرکتهاسود حسابداری مثبت 📈اما جریان نقد عملیاتی (OCF) منفی 📉
✅ یعنی شرکت روی کاغذ سود ساخته، ولی نقدینگی واقعی ایجاد نکرده است.
این وضعیت میتواند ناشی از:
▪️ فروش اعتباری بیش از حد
▪️ تعویق هزینهها
▪️ شناسایی زودهنگام درآمد
▪️ مدیریت سود توسط مدیران
🔺فرمول کیفیت سود:
Quality of Earnings = OCF / Net Income
● نزدیک ۱ = سود باکیفیت
● کمتر از ۱ = هشدار
● منفی = ریسک جدی کیفیت سود و مشکل نمایندگی
■ «سود بدون جریان نقد عملیاتی پایدار، برای تحلیلگر مالی و بانک یک زنگ خطر است.
دکتر عامریان
✅ یعنی شرکت روی کاغذ سود ساخته، ولی نقدینگی واقعی ایجاد نکرده است.
این وضعیت میتواند ناشی از:
▪️ فروش اعتباری بیش از حد
▪️ تعویق هزینهها
▪️ شناسایی زودهنگام درآمد
▪️ مدیریت سود توسط مدیران
🔺فرمول کیفیت سود:
Quality of Earnings = OCF / Net Income
● نزدیک ۱ = سود باکیفیت
● کمتر از ۱ = هشدار
● منفی = ریسک جدی کیفیت سود و مشکل نمایندگی
■ «سود بدون جریان نقد عملیاتی پایدار، برای تحلیلگر مالی و بانک یک زنگ خطر است.
دکتر عامریان
✳️ درک فرهنگ سازمانی
✅ بهعنوان یک مدیر پروژه، مهم است که فرهنگ شرکت خود را درک کنید، زیرا این امر میتواند بر پروژههایی که بر روی آنها کار میکنید تأثیر بگذارد. برخی از جنبههای فرهنگ سازمانی که بهطور مستقیم با نحوه مدیریت پروژهها مرتبط هستند، شامل ارتباطات، تصمیمگیری، آیینها، سبکهای مدیریت قبلی و ارزشها است. برای آشنایی بیشتر با فرهنگ شرکت و نحوه اعمال آن برای شما بهعنوان مدیر پروژه، میتوانید:
■ سوال بپرسید
شما میتوانید با پرسیدن سوال از مدیران و همکاران خود درباره فرهنگ سازمان اطلاعات کسب کنید. مفید است که این سوالات را در مرحله مصاحبه بپرسید تا فرهنگ شرکت را قبل از پذیرفتن یک موقعیت بهتر بشناسید. سوالات پیشنهادی شامل:
■ فضا
کد لباس شرکت چگونه است؟
در این شرکت چگونه به اشتراک گذاشتن اعتبار انجام میشود؟
آیا تشویق به ریسکپذیری وجود دارد و در صورت شکست چه اتفاقی میافتد؟
مدیران چگونه از تیم خود پشتیبانی و انگیزه میدهند؟
افراد در این نقش چگونه با مشتریان و کاربران تعامل دارند؟
چه زمانی و چگونه اعضای تیم به یکدیگر بازخورد میدهند؟
برخی از سنتهای محیط کاری چیست؟
شرکت چگونه موفقیت را جشن میگیرد؟
■ سیاستها
سیاستهای مربوط به مرخصیهای بیمار و تعطیلات چیست؟
آیا شرکت به کارکنان امکان انعطافپذیری (مانند کار از خانه، ساعات کاری منعطف) را میدهد؟
چه سیاستهایی در حمایت از کارکنان برای به اشتراک گذاشتن هویت خود در محیط کار وجود دارد؟
■ فرآیندها
فرآیند آموزش و ورود به شرکت چگونه است؟
کارکنان چگونه تأثیر کار خود را اندازهگیری میکنند؟
■ ارزشها
بیانیه مأموریت و ارزشهای شرکت چیست؟
این نقش چگونه میتواند به مأموریت سازمان کمک کند؟
شرکت چگونه از توسعه حرفهای و رشد شغلی حمایت میکند؟
■ به داستانهای افراد گوش کنید
گوش دادن به تجربههای کارکنان فعلی و نحوه توصیف آنها از شرکت میتواند بینش ارزشمندی ارائه دهد.
تجربه کارکنان در پروژههای مشابه در گذشته چگونه بوده است؟
چه اطلاعاتی میتوانند درباره سهامداران اصلی و مشتریان بدهند؟
■ به آیینهای شرکت توجه کنید
آیینها میتوانند نیروی محرکی برای فرهنگ باشند. آنها افراد را درگیر کرده و حس هدف مشترک و تجربه مشترک را در آنها تقویت میکنند.
تولدها و تعطیلات چگونه جشن گرفته میشوند؟
آیا کارکنان معمولاً در یک زمان و مکان مشخص ناهار میخورند؟
■ مشاهده تعاملات کارکنان
مشاهده چگونگی تعامل کارکنان میتواند به شما کمک کند تا سبک تعامل خود را با هنجارهای شرکت تطبیق دهید.
آیا تعاملات کارکنان بیشتر رسمی یا غیررسمی است؟
آیا ایدهها از کارکنان در نقشهای مختلف درخواست میشود؟
■ درک تاثیر خود
بهعنوان یک مدیر پروژه، شما به یک عامل تغییر تبدیل میشوید. بهخاطر داشته باشید: یک عامل تغییر کسی است که از درون سازمان به بهبود اثربخشی و توسعه سازمان کمک میکند. وقتی در یک نقش جدید شروع به کار میکنید، با مدیران بنشینید تا بهتر بفهمید که از شما چه انتظاری دارند و چگونه میتوانید از این فرصت بیشترین بهره را ببرید.
کاب
✅ بهعنوان یک مدیر پروژه، مهم است که فرهنگ شرکت خود را درک کنید، زیرا این امر میتواند بر پروژههایی که بر روی آنها کار میکنید تأثیر بگذارد. برخی از جنبههای فرهنگ سازمانی که بهطور مستقیم با نحوه مدیریت پروژهها مرتبط هستند، شامل ارتباطات، تصمیمگیری، آیینها، سبکهای مدیریت قبلی و ارزشها است. برای آشنایی بیشتر با فرهنگ شرکت و نحوه اعمال آن برای شما بهعنوان مدیر پروژه، میتوانید:
■ سوال بپرسید
شما میتوانید با پرسیدن سوال از مدیران و همکاران خود درباره فرهنگ سازمان اطلاعات کسب کنید. مفید است که این سوالات را در مرحله مصاحبه بپرسید تا فرهنگ شرکت را قبل از پذیرفتن یک موقعیت بهتر بشناسید. سوالات پیشنهادی شامل:
■ فضا
کد لباس شرکت چگونه است؟
در این شرکت چگونه به اشتراک گذاشتن اعتبار انجام میشود؟
آیا تشویق به ریسکپذیری وجود دارد و در صورت شکست چه اتفاقی میافتد؟
مدیران چگونه از تیم خود پشتیبانی و انگیزه میدهند؟
افراد در این نقش چگونه با مشتریان و کاربران تعامل دارند؟
چه زمانی و چگونه اعضای تیم به یکدیگر بازخورد میدهند؟
برخی از سنتهای محیط کاری چیست؟
شرکت چگونه موفقیت را جشن میگیرد؟
■ سیاستها
سیاستهای مربوط به مرخصیهای بیمار و تعطیلات چیست؟
آیا شرکت به کارکنان امکان انعطافپذیری (مانند کار از خانه، ساعات کاری منعطف) را میدهد؟
چه سیاستهایی در حمایت از کارکنان برای به اشتراک گذاشتن هویت خود در محیط کار وجود دارد؟
■ فرآیندها
فرآیند آموزش و ورود به شرکت چگونه است؟
کارکنان چگونه تأثیر کار خود را اندازهگیری میکنند؟
■ ارزشها
بیانیه مأموریت و ارزشهای شرکت چیست؟
این نقش چگونه میتواند به مأموریت سازمان کمک کند؟
شرکت چگونه از توسعه حرفهای و رشد شغلی حمایت میکند؟
■ به داستانهای افراد گوش کنید
گوش دادن به تجربههای کارکنان فعلی و نحوه توصیف آنها از شرکت میتواند بینش ارزشمندی ارائه دهد.
تجربه کارکنان در پروژههای مشابه در گذشته چگونه بوده است؟
چه اطلاعاتی میتوانند درباره سهامداران اصلی و مشتریان بدهند؟
■ به آیینهای شرکت توجه کنید
آیینها میتوانند نیروی محرکی برای فرهنگ باشند. آنها افراد را درگیر کرده و حس هدف مشترک و تجربه مشترک را در آنها تقویت میکنند.
تولدها و تعطیلات چگونه جشن گرفته میشوند؟
آیا کارکنان معمولاً در یک زمان و مکان مشخص ناهار میخورند؟
■ مشاهده تعاملات کارکنان
مشاهده چگونگی تعامل کارکنان میتواند به شما کمک کند تا سبک تعامل خود را با هنجارهای شرکت تطبیق دهید.
آیا تعاملات کارکنان بیشتر رسمی یا غیررسمی است؟
آیا ایدهها از کارکنان در نقشهای مختلف درخواست میشود؟
■ درک تاثیر خود
بهعنوان یک مدیر پروژه، شما به یک عامل تغییر تبدیل میشوید. بهخاطر داشته باشید: یک عامل تغییر کسی است که از درون سازمان به بهبود اثربخشی و توسعه سازمان کمک میکند. وقتی در یک نقش جدید شروع به کار میکنید، با مدیران بنشینید تا بهتر بفهمید که از شما چه انتظاری دارند و چگونه میتوانید از این فرصت بیشترین بهره را ببرید.
کاب
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ گوگل دیگر آن گوگل سابق نیست!
میلیون ها کاربر در حال حذف گوگل و مهاجرت به داکداکگو هستند
✅ گوگل میخواهد جستوجوی اینترنتی را وارد عصر تازهای کند؛ اما همه کاربران از این تغییر خوشحال نیستند.
■ پس از آنکه گوگل در کنفرانس سالانه توسعهدهندگان خود از تغییرات بزرگ در موتور جستوجو رونمایی کرد، موجی از انتقادها به راه افتاد. گوگل میخواهد کادر جستوجو را از یک ابزار ساده برای پیدا کردن لینکها، به یک موتور گفتوگومحور تبدیل کند؛ جایی که کاربر سؤال میپرسد و هوش مصنوعی، پیش از نمایش لینکها، مستقیما پاسخ میدهد.
■ این همان قابلیتی است که گوگل آن را «خلاصههای هوش مصنوعی» مینامد. یعنی بهجای آنکه کاربر خودش بین چند لینک بگردد، گوگل تلاش میکند جواب را همان ابتدا با کمک هوش مصنوعی آماده کند.
■ اما مشکل از نگاه منتقدان همینجاست. بسیاری میگویند گوگل دیگر شبیه همان موتور جستوجوی ساده و آشنای سابق نیست. کاربران نگراناند که پاسخهای هوش مصنوعی همیشه دقیق نباشند، منابع اصلی کمتر دیده شوند و کنترل جستوجو از دست کاربر خارج شود. بعضیها هم میگویند این روند میتواند به وب آزاد آسیب بزند، چون وقتی گوگل خودش پاسخ را خلاصه میکند، کاربران کمتر روی سایتها و منابع اصلی کلیک میکنند.
■ در همین فضای انتقادی، نام داکداکگو دوباره بیشتر شنیده میشود؛ موتور جستوجویی که سالهاست با شعار حریم خصوصی و کنترل بیشتر برای کاربر شناخته میشود.
■ داکداکگو میگوید پس از اعلام تغییرات جدید گوگل، نصب اپلیکیشنش در آمریکا رشد قابل توجهی داشته است. طبق اعلام این شرکت، نصب اپلیکیشن داکداکگو در بازه ۲۰ تا ۲۵ مه، نسبت به هفته قبل، بهطور میانگین ۱۸.۱ درصد افزایش یافته است. در آیاواس این رشد حتی بیشتر بوده و به میانگین ۳۳ درصد رسیده است.
■ بازدید از صفحه جستوجوی بدون هوش مصنوعی داکداکگو نیز رشد کرده است؛ صفحهای که در آن همه قابلیتهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهطور پیشفرض خاموش هستند.
■ گابریل واینبرگ، مدیرعامل داکداکگو، میگوید گوگل در حال تحمیل هوش مصنوعی به کاربران است، بدون آنکه راه سادهای برای کنار گذاشتن آن وجود داشته باشد. او میگوید داکداکگو میخواهد جایی باشد که کاربر خودش تصمیم بگیرد چقدر از هوش مصنوعی استفاده کند یا اصلا استفاده نکند.
■ البته داکداکگو هم ابزار هوش مصنوعی خودش را دارد. سرویس Duck.ai به کاربران اجازه میدهد بدون ساخت حساب کاربری از چند مدل هوش مصنوعی استفاده کنند. اما این شرکت میگوید تفاوت اصلی در حفظ حریم خصوصی و حق انتخاب است: آیپی کاربر حذف میشود، چتها برای آموزش مدلها استفاده نمیشوند و تاریخچه جستوجوها جمعآوری نمیشود.
■ در مقابل، گوگل میگوید قابلیتهای هوش مصنوعیاش با استقبال گسترده روبهرو شدهاند و حالت هوش مصنوعی در جستوجو، به بیش از یک میلیارد کاربر ماهانه رسیده است.
اما بحث اصلی فقط بر سر یک قابلیت تازه نیست. مسئله این است که جستوجوی اینترنتی، که سالها بر پایه انتخاب کاربر و مراجعه مستقیم به منابع مختلف شکل گرفته بود، حالا دارد به تجربهای تبدیل میشود که هوش مصنوعی در آن نقش دروازهبان را بازی میکند.
■ برای بعضی کاربران، این یعنی سرعت و راحتی بیشتر. برای بعضی دیگر، یعنی کاهش شفافیت، کاهش کنترل و دور شدن از وبی که قرار بود باز، قابل بررسی و متکی بر منابع مستقیم باشد.
میلیون ها کاربر در حال حذف گوگل و مهاجرت به داکداکگو هستند
✅ گوگل میخواهد جستوجوی اینترنتی را وارد عصر تازهای کند؛ اما همه کاربران از این تغییر خوشحال نیستند.
■ پس از آنکه گوگل در کنفرانس سالانه توسعهدهندگان خود از تغییرات بزرگ در موتور جستوجو رونمایی کرد، موجی از انتقادها به راه افتاد. گوگل میخواهد کادر جستوجو را از یک ابزار ساده برای پیدا کردن لینکها، به یک موتور گفتوگومحور تبدیل کند؛ جایی که کاربر سؤال میپرسد و هوش مصنوعی، پیش از نمایش لینکها، مستقیما پاسخ میدهد.
■ این همان قابلیتی است که گوگل آن را «خلاصههای هوش مصنوعی» مینامد. یعنی بهجای آنکه کاربر خودش بین چند لینک بگردد، گوگل تلاش میکند جواب را همان ابتدا با کمک هوش مصنوعی آماده کند.
■ اما مشکل از نگاه منتقدان همینجاست. بسیاری میگویند گوگل دیگر شبیه همان موتور جستوجوی ساده و آشنای سابق نیست. کاربران نگراناند که پاسخهای هوش مصنوعی همیشه دقیق نباشند، منابع اصلی کمتر دیده شوند و کنترل جستوجو از دست کاربر خارج شود. بعضیها هم میگویند این روند میتواند به وب آزاد آسیب بزند، چون وقتی گوگل خودش پاسخ را خلاصه میکند، کاربران کمتر روی سایتها و منابع اصلی کلیک میکنند.
■ در همین فضای انتقادی، نام داکداکگو دوباره بیشتر شنیده میشود؛ موتور جستوجویی که سالهاست با شعار حریم خصوصی و کنترل بیشتر برای کاربر شناخته میشود.
■ داکداکگو میگوید پس از اعلام تغییرات جدید گوگل، نصب اپلیکیشنش در آمریکا رشد قابل توجهی داشته است. طبق اعلام این شرکت، نصب اپلیکیشن داکداکگو در بازه ۲۰ تا ۲۵ مه، نسبت به هفته قبل، بهطور میانگین ۱۸.۱ درصد افزایش یافته است. در آیاواس این رشد حتی بیشتر بوده و به میانگین ۳۳ درصد رسیده است.
■ بازدید از صفحه جستوجوی بدون هوش مصنوعی داکداکگو نیز رشد کرده است؛ صفحهای که در آن همه قابلیتهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهطور پیشفرض خاموش هستند.
■ گابریل واینبرگ، مدیرعامل داکداکگو، میگوید گوگل در حال تحمیل هوش مصنوعی به کاربران است، بدون آنکه راه سادهای برای کنار گذاشتن آن وجود داشته باشد. او میگوید داکداکگو میخواهد جایی باشد که کاربر خودش تصمیم بگیرد چقدر از هوش مصنوعی استفاده کند یا اصلا استفاده نکند.
■ البته داکداکگو هم ابزار هوش مصنوعی خودش را دارد. سرویس Duck.ai به کاربران اجازه میدهد بدون ساخت حساب کاربری از چند مدل هوش مصنوعی استفاده کنند. اما این شرکت میگوید تفاوت اصلی در حفظ حریم خصوصی و حق انتخاب است: آیپی کاربر حذف میشود، چتها برای آموزش مدلها استفاده نمیشوند و تاریخچه جستوجوها جمعآوری نمیشود.
■ در مقابل، گوگل میگوید قابلیتهای هوش مصنوعیاش با استقبال گسترده روبهرو شدهاند و حالت هوش مصنوعی در جستوجو، به بیش از یک میلیارد کاربر ماهانه رسیده است.
اما بحث اصلی فقط بر سر یک قابلیت تازه نیست. مسئله این است که جستوجوی اینترنتی، که سالها بر پایه انتخاب کاربر و مراجعه مستقیم به منابع مختلف شکل گرفته بود، حالا دارد به تجربهای تبدیل میشود که هوش مصنوعی در آن نقش دروازهبان را بازی میکند.
■ برای بعضی کاربران، این یعنی سرعت و راحتی بیشتر. برای بعضی دیگر، یعنی کاهش شفافیت، کاهش کنترل و دور شدن از وبی که قرار بود باز، قابل بررسی و متکی بر منابع مستقیم باشد.
✳️ واکنش زِمِلوایس: قاتلان مسئولیت ناپذیر
(درس آموخته مدیریتی)
✅ ایگناتس فیلیپ زملوایس، پزشک مجار با نسب آلمانی بود که امروزه او را به عنوان یکی از اولین پیشگامان ضدعفونی میدانند. او را با عنوان نجات دهندهٔ مادران نیز میشناسند، چرا که دریافت پزشکان با ضدعفونی کردن دستهایشان پیش از انجام زایمان میتوانند نرخ تب زایمان و مرگ مادران را تا مقدار زیادی کاهش دهند.
■ تب زایمان در بیمارستانهای میانه قرن نوزدهم شایع بوده و با میزان بالای مرگومیر (۱۰ تا ۳۵ درصد زنان حامله) همراه بودهاست. زملوایس در ۱۸۴۷ هنگام کار در بیمارستان عمومی وین روش شستشوی دستها پیش از زایمان با کلسیم هیپوکلریت را ارائه داد؛ در این بیمارستان نرخ مرگومیر مادران در حین زایمان بدست پزشکان، سه برابر بیشتر از قابلههای بیرون از بیمارستان بود. او کتابی نوشت و نتایج کارش را در آن منتشر کرد.
■ علیرغم آشکار بودن کاهش مرگومیر به زیر ۱٪ با روش زملوایس، جامعهٔ پزشکی آن زمان تحقیقات و نتایج کارهای او را نپذیرفتند. برخی پزشکان از اینکه زملوایس به آنها پیشنهاد شستن دستانشان را پیش از زایمان میداد ناراحت میشدند و زملوایس نمیتوانست با آموختههای علمی پزشکی آن زمان پاسخی علمی به آنها بدهد.
■ کسی نه تنها روش زملوایس را پی نگرفت بلکه او را در سال ۱۸۶۵ به تیمارستان فرستادند. ۱۴ روز بعد، در آنجا بدست نگهبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در سن ۴۷ سالگی درگذشت.
■روش زملوایس سالها پس از مرگش گسترش یافت، زمانیکه لویی پاستور توانست نظریه میکروبی بیماریها را ارائه دهد و جوزف لیستر کار بر روی میکروبشناسی را آغاز کرد.
◀️ امروزه از عبارت واکنش زملوایس برای یاد کردن واکنشها در برابر شواهد یا دانش جدیدی استفاده میشود که با قواعد شناختهشده و عقاید روزگار مطابقت ندارد.
■ او در سال ۱۸۶۱ پس از عدم قبولی نظریهاش دچار افسردگی شد. نقاشیهایی که از او بین سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ کشیده شده نشاندهندهٔ پیر شدن سریع او است. مقالههایی در رد نظریهاش منتشر شد و او نامههایی آتشین در پاسخ آنها نوشت و به پزشکان متخصص زایمان در سراسر اروپا فرستاد. زملوایس که برای زندگی مادران ناراحت بود در نامههای تندش، منتقدانش را «قاتلان مسئولیت ناپذیر» یا «نادان» خطاب میکرد و خواستار جلسات رو در رو برای اثبات نظریهاش بود.
■ در ۱۸۶۵، یانوش بالاشا، پزشک جراح و از شخصیتهای برجسته جامعه پزشکی آن زمان درخواست انتقال زملوایس به بیمارستانی روانی را داد. در ۳۰ ژوئیه همان سال شخصی او را با پیشنهاد رفتن به یکی از کلینیکهای زایمان وین فریب داد و به بیمارستان روانی منتقل کرد. هنگامی که خواست آنجا را ترک کند به شدت بهدست نگهبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به او تنگپوش پوشانیدند و در سلولی تاریک زندانی کردند. او دو هفته بعد، در ۱۳ اوت ۱۸۶۵ در سن ۴۷ سالگی بر اثر زخم قانقاریا که احتمالاً پس از ضرب و شتم نگهبانان به وجود آمده بود در تیمارستان درگذشت. کالبدشکافی او، جراحتهای داخلی گسترده و عفونت خون را علت مرگ دانست.
■زملوایس در ۱۵ اوت ۱۸۶۵ در وین به خاک سپرده شد و افراد کمی در تشییع جنازه او شرکت داشتند. قوانین جامعه پزشکی آن زمان وین چنین بود که اگر پزشکی درمیگذشت جامعه پزشکی برای او مجلس یادبود میگرفت اما این کار صورت نگرفت و از مرگ او نامی نیز برده نشد.
گاهنامه مدیر
(درس آموخته مدیریتی)
✅ ایگناتس فیلیپ زملوایس، پزشک مجار با نسب آلمانی بود که امروزه او را به عنوان یکی از اولین پیشگامان ضدعفونی میدانند. او را با عنوان نجات دهندهٔ مادران نیز میشناسند، چرا که دریافت پزشکان با ضدعفونی کردن دستهایشان پیش از انجام زایمان میتوانند نرخ تب زایمان و مرگ مادران را تا مقدار زیادی کاهش دهند.
■ تب زایمان در بیمارستانهای میانه قرن نوزدهم شایع بوده و با میزان بالای مرگومیر (۱۰ تا ۳۵ درصد زنان حامله) همراه بودهاست. زملوایس در ۱۸۴۷ هنگام کار در بیمارستان عمومی وین روش شستشوی دستها پیش از زایمان با کلسیم هیپوکلریت را ارائه داد؛ در این بیمارستان نرخ مرگومیر مادران در حین زایمان بدست پزشکان، سه برابر بیشتر از قابلههای بیرون از بیمارستان بود. او کتابی نوشت و نتایج کارش را در آن منتشر کرد.
■ علیرغم آشکار بودن کاهش مرگومیر به زیر ۱٪ با روش زملوایس، جامعهٔ پزشکی آن زمان تحقیقات و نتایج کارهای او را نپذیرفتند. برخی پزشکان از اینکه زملوایس به آنها پیشنهاد شستن دستانشان را پیش از زایمان میداد ناراحت میشدند و زملوایس نمیتوانست با آموختههای علمی پزشکی آن زمان پاسخی علمی به آنها بدهد.
■ کسی نه تنها روش زملوایس را پی نگرفت بلکه او را در سال ۱۸۶۵ به تیمارستان فرستادند. ۱۴ روز بعد، در آنجا بدست نگهبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در سن ۴۷ سالگی درگذشت.
■روش زملوایس سالها پس از مرگش گسترش یافت، زمانیکه لویی پاستور توانست نظریه میکروبی بیماریها را ارائه دهد و جوزف لیستر کار بر روی میکروبشناسی را آغاز کرد.
◀️ امروزه از عبارت واکنش زملوایس برای یاد کردن واکنشها در برابر شواهد یا دانش جدیدی استفاده میشود که با قواعد شناختهشده و عقاید روزگار مطابقت ندارد.
■ او در سال ۱۸۶۱ پس از عدم قبولی نظریهاش دچار افسردگی شد. نقاشیهایی که از او بین سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ کشیده شده نشاندهندهٔ پیر شدن سریع او است. مقالههایی در رد نظریهاش منتشر شد و او نامههایی آتشین در پاسخ آنها نوشت و به پزشکان متخصص زایمان در سراسر اروپا فرستاد. زملوایس که برای زندگی مادران ناراحت بود در نامههای تندش، منتقدانش را «قاتلان مسئولیت ناپذیر» یا «نادان» خطاب میکرد و خواستار جلسات رو در رو برای اثبات نظریهاش بود.
■ در ۱۸۶۵، یانوش بالاشا، پزشک جراح و از شخصیتهای برجسته جامعه پزشکی آن زمان درخواست انتقال زملوایس به بیمارستانی روانی را داد. در ۳۰ ژوئیه همان سال شخصی او را با پیشنهاد رفتن به یکی از کلینیکهای زایمان وین فریب داد و به بیمارستان روانی منتقل کرد. هنگامی که خواست آنجا را ترک کند به شدت بهدست نگهبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به او تنگپوش پوشانیدند و در سلولی تاریک زندانی کردند. او دو هفته بعد، در ۱۳ اوت ۱۸۶۵ در سن ۴۷ سالگی بر اثر زخم قانقاریا که احتمالاً پس از ضرب و شتم نگهبانان به وجود آمده بود در تیمارستان درگذشت. کالبدشکافی او، جراحتهای داخلی گسترده و عفونت خون را علت مرگ دانست.
■زملوایس در ۱۵ اوت ۱۸۶۵ در وین به خاک سپرده شد و افراد کمی در تشییع جنازه او شرکت داشتند. قوانین جامعه پزشکی آن زمان وین چنین بود که اگر پزشکی درمیگذشت جامعه پزشکی برای او مجلس یادبود میگرفت اما این کار صورت نگرفت و از مرگ او نامی نیز برده نشد.
گاهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ مثلث تاریک شخصیت
✅ پدیده «مثلث تاریک شخصیت» (Dark Triad of Personality) در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط دلروی پاولهاس (Delroy Paulhus) و کِوین ویلیامز (Kevin Williams)، اساتید دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا، مطرح شد. آنها سه نوع شخصیت ضد اجتماعی و آزاردهنده را شناسایی کردند که شامل ماکیاولیسم (Machiavellianism)، خودشیفتگی (Narcissism) و جامعهستیزی یا روانپلیدی (Psychopathy) است. این سه ویژگی شخصیتی، به دلیل پیامدهای منفی که بر روابط فردی و سازمانی دارند، با عنوان «مثلث تاریک» شناخته شدند و با ویژگیهایی مانند خودشیفتگی، منفعتطلبی، پرخاشگری و ریسکپذیری همبستگی مثبت دارند و در مقابل با وجدان، همدلی، سازگاری و ارزشهای تعالیخواهانه همبستگی منفی دارند.
■ در سازمان، شخصیت ماکیاولیسم به افرادی اشاره دارد که از دیگران برای دستیابی به اهداف و منافع شخصی خود سوءاستفاده میکنند و رفتارهایی چون حیلهگری، فریبکاری، دروغگویی، دستکاری، بیرحمی و فقدان همدلی دارند. برای مثال، یک مدیر ماکیاولیست ممکن است کارکنان را با وعدههای نادرست تحت فشار قرار دهد تا اهداف خود را محقق کند، حتی اگر این اقدامات به زیان سازمان باشد.
■ خودشیفتگی، ویژگی دوم مثلث تاریک شخصیت، شامل خودبزرگبینی، غرور کاذب، نیاز سیریناپذیر به تحسین، حس استحقاق و تمرکز افراطی بر منافع و دستاوردهای شخصی و فقدان همدلی است؛ مثلاً یک مدیر خودشیفته ممکن است تمام اعتبار موفقیتهای سازمان را به خود نسبت دهد و از کارکنان انتظار داشته باشد بدون دریافت پاداش کافی تلاش کنند. خودشیفتگی با فقدان توانایی در پذیرش انتقاد و ناتوانی در درک دیدگاه دیگران مشخص میشود.
■ جامعهستیزی یا روانپلیدی، شامل رفتارهای خودخواهانه، بیرحمانه، قانونگریز و ضد اجتماعی است. در شدیدترین حالت خود (روانپلیدی)، این ویژگی با فقدان عمیق همدلی، بیتفاوتی نسبت به حقوق و احساسات دیگران و تمایل به رفتارهای پرخطر و بیملاحظه همراه است. در سازمان، جامعهستیزی منجر به ایجاد فضایی مملو از ترس و ناامنی، کاهش اعتماد متقابل، افزایش تعارضات و تضعیف انسجام تیمی میشود.
■مدیرانی با این خصوصیات ممکن است بدون توجه به قوانین، اصول اخلاقی یا اثرات بلندمدت، تصمیمات پرخطر و مخربی اتخاذ کنند که به سازمان آسیب جدی وارد میسازد.
■ همافزایی این صفات منجر به رفتارهای پیچیدهتر و مخربتری میشود. به عنوان مثال، فردی که هم خودشیفته است (برای جلب توجه) و هم ماکیاولیست (برای دستیابی به اهداف)، ممکن است در استفاده از دیگران برای رسیدن به شهرت و موفقیت بسیار ماهر باشد. ترکیب این صفات با جامعهستیزی، میتواند به افرادی منجر شود که برای دستیابی به اهدافشان، هیچ حد و مرزی برای تخریب دیگران قائل نیستند.
■این سه نوع شخصیت اثرات مخربی بر انگیزه کارکنان، فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و تصمیمگیریهای اخلاقی دارد. بهعنوان مثال، ماکیاولیسم افراد را به اقدام غیراخلاقی و فرصتطلبانه وادار میکند، خودشیفتگی باعث تمرکز بیش از حد بر منافع شخصی میشود و روانپلیدی افراد را قادر میسازد تا رفتارهای نادرست خود را توجیه کنند. از این رو، علاوه بر توانمندیهای فنی و حرفهای، شخصیت مدیران در انتخاب و انتصاب آنها نقش کلیدی دارد.
■ برای مدیریت اثرات منفی مثلث تاریک شخصیت در سازمان، نخست باید شناسایی و ارزیابی شخصیتها در فرآیندهای جذب و ارتقای مدیران و کارکنان انجام شود. آموزش مدیران و کارکنان در زمینه اخلاق حرفهای و رفتار سازمانی، ایجاد سیستمهای نظارت و بازخورد مؤثر، ترویج فرهنگ شفافیت و پاسخگویی، تقسیم وظایف و مسئولیتها بهصورت عادلانه، کاهش تمرکز قدرت در دست یک فرد، تقویت کار تیمی و همدلی میان کارکنان، ایجاد کانالهای گزارشدهی امن برای رفتارهای غیراخلاقی، استفاده از ابزارهای روانسنجی در فرآیندهای استخدام و توسعه منابع انسانی و تدوین سیاستهای انگیزشی مبتنی بر عملکرد جمعی از جمله راهکارهای مقابله با این پدیده هستند.
■مطالعه کتاب «مثلث تاریک شخصیت: خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه ستیزی در زندگی روزمره» The Dark Triad of Personality: Narcissism, Machiavellianism, and Psychopathy in Everyday Life نوشته مینا لیونز (Minna Lyons) به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت توصیه میشود. این کتاب مفاهیم، پیامدها و راهکارهای مدیریت شخصیتهای مثلث تاریک را بهطور جامع تشریح کرده است.
✍دکتر علی محمد مصدق راد
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ پدیده «مثلث تاریک شخصیت» (Dark Triad of Personality) در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط دلروی پاولهاس (Delroy Paulhus) و کِوین ویلیامز (Kevin Williams)، اساتید دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا، مطرح شد. آنها سه نوع شخصیت ضد اجتماعی و آزاردهنده را شناسایی کردند که شامل ماکیاولیسم (Machiavellianism)، خودشیفتگی (Narcissism) و جامعهستیزی یا روانپلیدی (Psychopathy) است. این سه ویژگی شخصیتی، به دلیل پیامدهای منفی که بر روابط فردی و سازمانی دارند، با عنوان «مثلث تاریک» شناخته شدند و با ویژگیهایی مانند خودشیفتگی، منفعتطلبی، پرخاشگری و ریسکپذیری همبستگی مثبت دارند و در مقابل با وجدان، همدلی، سازگاری و ارزشهای تعالیخواهانه همبستگی منفی دارند.
■ در سازمان، شخصیت ماکیاولیسم به افرادی اشاره دارد که از دیگران برای دستیابی به اهداف و منافع شخصی خود سوءاستفاده میکنند و رفتارهایی چون حیلهگری، فریبکاری، دروغگویی، دستکاری، بیرحمی و فقدان همدلی دارند. برای مثال، یک مدیر ماکیاولیست ممکن است کارکنان را با وعدههای نادرست تحت فشار قرار دهد تا اهداف خود را محقق کند، حتی اگر این اقدامات به زیان سازمان باشد.
■ خودشیفتگی، ویژگی دوم مثلث تاریک شخصیت، شامل خودبزرگبینی، غرور کاذب، نیاز سیریناپذیر به تحسین، حس استحقاق و تمرکز افراطی بر منافع و دستاوردهای شخصی و فقدان همدلی است؛ مثلاً یک مدیر خودشیفته ممکن است تمام اعتبار موفقیتهای سازمان را به خود نسبت دهد و از کارکنان انتظار داشته باشد بدون دریافت پاداش کافی تلاش کنند. خودشیفتگی با فقدان توانایی در پذیرش انتقاد و ناتوانی در درک دیدگاه دیگران مشخص میشود.
■ جامعهستیزی یا روانپلیدی، شامل رفتارهای خودخواهانه، بیرحمانه، قانونگریز و ضد اجتماعی است. در شدیدترین حالت خود (روانپلیدی)، این ویژگی با فقدان عمیق همدلی، بیتفاوتی نسبت به حقوق و احساسات دیگران و تمایل به رفتارهای پرخطر و بیملاحظه همراه است. در سازمان، جامعهستیزی منجر به ایجاد فضایی مملو از ترس و ناامنی، کاهش اعتماد متقابل، افزایش تعارضات و تضعیف انسجام تیمی میشود.
■مدیرانی با این خصوصیات ممکن است بدون توجه به قوانین، اصول اخلاقی یا اثرات بلندمدت، تصمیمات پرخطر و مخربی اتخاذ کنند که به سازمان آسیب جدی وارد میسازد.
■ همافزایی این صفات منجر به رفتارهای پیچیدهتر و مخربتری میشود. به عنوان مثال، فردی که هم خودشیفته است (برای جلب توجه) و هم ماکیاولیست (برای دستیابی به اهداف)، ممکن است در استفاده از دیگران برای رسیدن به شهرت و موفقیت بسیار ماهر باشد. ترکیب این صفات با جامعهستیزی، میتواند به افرادی منجر شود که برای دستیابی به اهدافشان، هیچ حد و مرزی برای تخریب دیگران قائل نیستند.
■این سه نوع شخصیت اثرات مخربی بر انگیزه کارکنان، فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و تصمیمگیریهای اخلاقی دارد. بهعنوان مثال، ماکیاولیسم افراد را به اقدام غیراخلاقی و فرصتطلبانه وادار میکند، خودشیفتگی باعث تمرکز بیش از حد بر منافع شخصی میشود و روانپلیدی افراد را قادر میسازد تا رفتارهای نادرست خود را توجیه کنند. از این رو، علاوه بر توانمندیهای فنی و حرفهای، شخصیت مدیران در انتخاب و انتصاب آنها نقش کلیدی دارد.
■ برای مدیریت اثرات منفی مثلث تاریک شخصیت در سازمان، نخست باید شناسایی و ارزیابی شخصیتها در فرآیندهای جذب و ارتقای مدیران و کارکنان انجام شود. آموزش مدیران و کارکنان در زمینه اخلاق حرفهای و رفتار سازمانی، ایجاد سیستمهای نظارت و بازخورد مؤثر، ترویج فرهنگ شفافیت و پاسخگویی، تقسیم وظایف و مسئولیتها بهصورت عادلانه، کاهش تمرکز قدرت در دست یک فرد، تقویت کار تیمی و همدلی میان کارکنان، ایجاد کانالهای گزارشدهی امن برای رفتارهای غیراخلاقی، استفاده از ابزارهای روانسنجی در فرآیندهای استخدام و توسعه منابع انسانی و تدوین سیاستهای انگیزشی مبتنی بر عملکرد جمعی از جمله راهکارهای مقابله با این پدیده هستند.
■مطالعه کتاب «مثلث تاریک شخصیت: خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه ستیزی در زندگی روزمره» The Dark Triad of Personality: Narcissism, Machiavellianism, and Psychopathy in Everyday Life نوشته مینا لیونز (Minna Lyons) به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت توصیه میشود. این کتاب مفاهیم، پیامدها و راهکارهای مدیریت شخصیتهای مثلث تاریک را بهطور جامع تشریح کرده است.
✍دکتر علی محمد مصدق راد
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ گالوپ و دماسنج جهانی محیط کار: سازمانها چگونه نبض نیروی کار را میگیرند؟
✅ در دنیای پرشتاب امروز، تصمیمگیری بدون اتکا به دادههای معتبر، مانند حرکت در تاریکی است. از سال ۱۹۳۵، موسسه آمریکایی گالوپ (Gallup) به عنوان یکی از معتبرترین مراجع تحلیل داده، تحقیقات افکار عمومی و مشاوره مدیریت در جهان، چراغ راه سازمانها بوده است. گالوپ که با نظرسنجیهای جهانی و ابزارهایی مانند تست استعدادیابی «نقاط قوت کلیفتون» شناخته میشود، هر ساله با انتشار گزارش «وضعیت محیط کار جهانی» (State of the Global Workplace) یک ارزیابی جامع از بیش از ۱۶۰ کشور ارائه میدهد.
این گزارش که به عنوان «دماسنج جهانی نیروی کار»شناخته میشود، وضعیت سازمانها را در ۴ محور حیاتی و استراتژیک زیر بررسی میکند:
۱. سنجش دلبستگی؛ فراتر از حضور فیزیکی (Employee Engagement):
گالوپ در این بخش نشان میدهد که کارمندان تا چه حد به کارشان اهمیت میدهند و با اهداف سازمان درگیر هستند. این شاخص فراتر از یک رضایت شغلی ساده است و مستقیماً میزان اشتیاق، نوآوری و تعهد درونی افراد را به تصویر میکشد.
۲. پایش سلامت روان؛ احساسات روزمره (Well-being & Daily Emotions):
در این محور، سطح رفاه کارکنان و احساساتی نظیر استرس، اضطراب، خشم، غم و فرسودگی شغلی اندازهگیری میشود. گالوپ به سازمانها نشان میدهد که فشارهای روانی پنهان چگونه میتوانند انرژی سازمان را تخلیه کرده و کیفیت خروجی را کاهش دهند.
۳. نبض بازار کار؛ زنگ خطر برای فرار استعدادها:
کارکنان، بازار کار فعلی را چگونه میبینند؟ این بخش از گزارش، تمایل افراد به تغییر شغل و جستجوی فرصتهای جدید را بررسی میکند. این دادهها به سازمانها کمک میکند تا استراتژیهای حفظ استعداد (Talent Retention) خود را پیش از وقوع بحران خروج نخبگان، بازنگری کنند.
۴. وزن رهبری؛ نقش تعیینکننده مدیران در بهرهوری:
گالوپ همواره تاکید دارد که مدیران، مهمترین عامل در شکلگیری تجربه کارکنان هستند. این محور، تاثیر مستقیم کیفیت مدیریت و رهبری را بر ایجاد یک محیط کاری سالم، افزایش رضایت تیم و در نهایت ارتقای بهرهوری سازمان ارزیابی میکند.
■ نکته کلیدی
گزارش گالوپ صرفاً مجموعهای از اعداد و ارقام نیست؛ بلکه یک قطبنمای استراتژیک برای رهبران کسبوکار است. این دادهها نشان میدهند که سرمایهگذاری روی سرمایه انسانی، بهبود محیط کار و ارتقای مهارتهای رهبری، دیگر یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه شرط بقا و رشد در بازار رقابتی امروز است.
کاین
✅ در دنیای پرشتاب امروز، تصمیمگیری بدون اتکا به دادههای معتبر، مانند حرکت در تاریکی است. از سال ۱۹۳۵، موسسه آمریکایی گالوپ (Gallup) به عنوان یکی از معتبرترین مراجع تحلیل داده، تحقیقات افکار عمومی و مشاوره مدیریت در جهان، چراغ راه سازمانها بوده است. گالوپ که با نظرسنجیهای جهانی و ابزارهایی مانند تست استعدادیابی «نقاط قوت کلیفتون» شناخته میشود، هر ساله با انتشار گزارش «وضعیت محیط کار جهانی» (State of the Global Workplace) یک ارزیابی جامع از بیش از ۱۶۰ کشور ارائه میدهد.
این گزارش که به عنوان «دماسنج جهانی نیروی کار»شناخته میشود، وضعیت سازمانها را در ۴ محور حیاتی و استراتژیک زیر بررسی میکند:
۱. سنجش دلبستگی؛ فراتر از حضور فیزیکی (Employee Engagement):
گالوپ در این بخش نشان میدهد که کارمندان تا چه حد به کارشان اهمیت میدهند و با اهداف سازمان درگیر هستند. این شاخص فراتر از یک رضایت شغلی ساده است و مستقیماً میزان اشتیاق، نوآوری و تعهد درونی افراد را به تصویر میکشد.
۲. پایش سلامت روان؛ احساسات روزمره (Well-being & Daily Emotions):
در این محور، سطح رفاه کارکنان و احساساتی نظیر استرس، اضطراب، خشم، غم و فرسودگی شغلی اندازهگیری میشود. گالوپ به سازمانها نشان میدهد که فشارهای روانی پنهان چگونه میتوانند انرژی سازمان را تخلیه کرده و کیفیت خروجی را کاهش دهند.
۳. نبض بازار کار؛ زنگ خطر برای فرار استعدادها:
کارکنان، بازار کار فعلی را چگونه میبینند؟ این بخش از گزارش، تمایل افراد به تغییر شغل و جستجوی فرصتهای جدید را بررسی میکند. این دادهها به سازمانها کمک میکند تا استراتژیهای حفظ استعداد (Talent Retention) خود را پیش از وقوع بحران خروج نخبگان، بازنگری کنند.
۴. وزن رهبری؛ نقش تعیینکننده مدیران در بهرهوری:
گالوپ همواره تاکید دارد که مدیران، مهمترین عامل در شکلگیری تجربه کارکنان هستند. این محور، تاثیر مستقیم کیفیت مدیریت و رهبری را بر ایجاد یک محیط کاری سالم، افزایش رضایت تیم و در نهایت ارتقای بهرهوری سازمان ارزیابی میکند.
■ نکته کلیدی
گزارش گالوپ صرفاً مجموعهای از اعداد و ارقام نیست؛ بلکه یک قطبنمای استراتژیک برای رهبران کسبوکار است. این دادهها نشان میدهند که سرمایهگذاری روی سرمایه انسانی، بهبود محیط کار و ارتقای مهارتهای رهبری، دیگر یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه شرط بقا و رشد در بازار رقابتی امروز است.
کاین
■ سوال استراتژیک این است: آیا سازمان شما نبض واقعی کارکنانش را میشنود و استراتژیهای خود را بر اساس دادههای معتبر تنظیم میکند؟
❤3
نگاهی_به_گزارش_۲۰۲۵_Gallup_درباره_محیط_کار_جهانی_از_نقاط_شکست_تا.pdf
1.1 MB
👆در مطلب قبلی به اهمیت گزارش سالانه Gullup درباره «وضعیت محیط کار جهانی»اشاره کردیم که چطور نقش یک دماسنج جهانی را برای سازمانها بازی میکند.
در ادامه ترجمه فارسی مهمترین بخشهای گزارش «وضعیت محیط کار جهانی» 2026 آماده شده است.
برای آگاهی از جدیدترین روندهای تعامل کارکنان و سلامت روان سازمانی، این گزارش را از دست ندهید.
در ادامه ترجمه فارسی مهمترین بخشهای گزارش «وضعیت محیط کار جهانی» 2026 آماده شده است.
برای آگاهی از جدیدترین روندهای تعامل کارکنان و سلامت روان سازمانی، این گزارش را از دست ندهید.
❤1
✳️ مثلث روشن شخصیت
✅ پدیده «مثلث روشن شخصیت» Light Triad of Personality یکی از مفاهیم نوین در روانشناسی سازمانی است که بر ویژگیهای مثبت و انسانی افراد تأکید دارد و نشان میدهد چگونه این ویژگیها میتوانند محیط کاری سالم، مشارکتی و موفق ایجاد کنند. این نظریه در سال ۲۰۱۹ میلادی توسط اسکات بَری کافمن (Scott Barry Kaufman)، استاد روانشناسی دانشگاه کلمبیا در آمریکا، مطرح شد. او بر این باور بود که انسانها دو نیمه تاریک و روشن شخصیت دارند و در کنار سهگانه تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی و جامعهستیزی) که تأثیرات مخرب بر سازمان دارند، سه ویژگی روشن نیز وجود دارند که رفتارهای مثبت و سازنده را تبیین میکنند.
■ سه گانه روشن شخصیت شامل «ایمان به انسانیت» (Faith in Humanity)، «انسانگرایی» (Humanism) و «کانتگرایی» (Kantianism) است.
■ «ایمان به انسانیت» به تمایل کلی افراد برای دیدن بهترینها در دیگران و باور اساسی به خوب بودن ذات انسان اشاره دارد. این نگرش در سازمان موجب ایجاد اعتماد متقابل، مثبتاندیشی و کاهش تنشها و تضادهای داخلی میشود. افرادی که دارای این ویژگی هستند، تمایل دارند به همکاران و زیردستان خود اعتماد کنند و انتظار رفتارهای صادقانه و همکاریجویانه از آنها داشته باشند.
■ «انسانگرایی» بر کرامت و ارزش ذاتی تمامی انسانها تأکید دارد. در سازمان، انسانگرایی به معنای احترام عمیق به هر فرد، قدردانی از مشارکتهای او و ارتقای روحیه و احساس تعلق کارکنان است. این اصل، کارکنان را تشویق میکند تا احساس ارزشمندی کنند و به طور فعال در فعالیتهای سازمان مشارکت نمایند، زیرا میدانند که به عنوان انسان، مورد احترام و توجه قرار میگیرند.
■«کانتگرایی» که ریشه در اخلاق ایمانوئل کانت دارد، بر این اصل استوار است که افراد باید به عنوان هدفی مستقل و ارزشمند، نه به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف دیگران دیده شوند. این نگرش توسعه کار تیمی، مشارکت فعال کارکنان و تصمیمگیری اخلاقمحور را تقویت میکند. مدیری که رویکرد کانتگرایانه دارد، ارزش و عاملیت هر یک از اعضای تیم را به رسمیت میشناسد و از آنها در جهت پیشبرد اهداف مشترک، بدون بهرهکشی، استفاده میکند.
■ ترکیب این سه ویژگی در مدیران و کارکنان، تأثیرات عمیقی بر پویاییهای سازمانی دارد. مدیری که ویژگیهای مثلث روشن شخصیت را داراست، به تواناییها و ارزش هر عضو سازمان احترام میگذارد، کارکنان را به مشارکت و خلاقیت ترغیب میکند و جو سازمانی مبتنی بر اعتماد و همکاری ایجاد میکند.
■ این ویژگیها باعث بهبود روابط بین کارکنان و مدیران میشوند و بر رضایت شغلی، انگیزه، وفاداری به سازمان و کیفیت تصمیمگیری تأثیر مستقیم دارند. کارکنانی که با چنین مدیری کار میکنند، تمایل بیشتری به نوآوری، پذیرش مسئولیت و همکاری دارند و کمتر دچار استرس، خستگی تصمیم یا تضادهای میان فردی میشوند. همچنین، این ویژگیها به ایجاد فرهنگی اخلاقمحور و کاهش اثرات منفی مثلث تاریک شخصیت کمک میکنند.
■ مدیران باید علاوه بر توانمندیهای فنی، به توسعه ویژگیهای روشن شخصیت خود توجه داشته باشند. ایجاد فرصت برای مشاهده رفتارهای مثبت کارکنان، ترویج فرهنگ احترام و همدلی، آموزش مهارتهای اخلاقی و انسانی، ایجاد سیستمهای بازخورد مبتنی بر اعتماد و تشویق مشارکت تیمی از جمله راهکارهای مؤثر در این زمینه هستند.
■این اقدامات باعث میشوند تا نیمه روشن شخصیت در افراد رشد کرده و اثرات مثبت آن در کل سازمان نمود پیدا کند. مدیرانی که با پرورش ایمان به انسانیت، انسانگرایی و کانتگرایی، فرهنگ اعتماد، احترام و همکاری ایجاد میکنند، قادر خواهند بود تا سازمانی پویا، اخلاقمحور و بهرهور بسازند.
■مطالعه کتاب «شخصیت و رفتار سازمانی: جنبههای روشن و تاریک» Personality and Organizational Behavior: The Light and Dark Sides نوشته اسکات بَری کافمن (Scott Barry Kaufman) به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت توصیه میشود. این کتاب مفاهیم مثلث روشن و تاریک شخصیت، پیامدهای سازمانی آنها و راهکارهای عملی مدیریت شخصیتها را بهطور جامع شرح داده است.
✍ دکتر علی محمد مصدق راد
گاهنامه مدیر
✅ پدیده «مثلث روشن شخصیت» Light Triad of Personality یکی از مفاهیم نوین در روانشناسی سازمانی است که بر ویژگیهای مثبت و انسانی افراد تأکید دارد و نشان میدهد چگونه این ویژگیها میتوانند محیط کاری سالم، مشارکتی و موفق ایجاد کنند. این نظریه در سال ۲۰۱۹ میلادی توسط اسکات بَری کافمن (Scott Barry Kaufman)، استاد روانشناسی دانشگاه کلمبیا در آمریکا، مطرح شد. او بر این باور بود که انسانها دو نیمه تاریک و روشن شخصیت دارند و در کنار سهگانه تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی و جامعهستیزی) که تأثیرات مخرب بر سازمان دارند، سه ویژگی روشن نیز وجود دارند که رفتارهای مثبت و سازنده را تبیین میکنند.
■ سه گانه روشن شخصیت شامل «ایمان به انسانیت» (Faith in Humanity)، «انسانگرایی» (Humanism) و «کانتگرایی» (Kantianism) است.
■ «ایمان به انسانیت» به تمایل کلی افراد برای دیدن بهترینها در دیگران و باور اساسی به خوب بودن ذات انسان اشاره دارد. این نگرش در سازمان موجب ایجاد اعتماد متقابل، مثبتاندیشی و کاهش تنشها و تضادهای داخلی میشود. افرادی که دارای این ویژگی هستند، تمایل دارند به همکاران و زیردستان خود اعتماد کنند و انتظار رفتارهای صادقانه و همکاریجویانه از آنها داشته باشند.
■ «انسانگرایی» بر کرامت و ارزش ذاتی تمامی انسانها تأکید دارد. در سازمان، انسانگرایی به معنای احترام عمیق به هر فرد، قدردانی از مشارکتهای او و ارتقای روحیه و احساس تعلق کارکنان است. این اصل، کارکنان را تشویق میکند تا احساس ارزشمندی کنند و به طور فعال در فعالیتهای سازمان مشارکت نمایند، زیرا میدانند که به عنوان انسان، مورد احترام و توجه قرار میگیرند.
■«کانتگرایی» که ریشه در اخلاق ایمانوئل کانت دارد، بر این اصل استوار است که افراد باید به عنوان هدفی مستقل و ارزشمند، نه به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف دیگران دیده شوند. این نگرش توسعه کار تیمی، مشارکت فعال کارکنان و تصمیمگیری اخلاقمحور را تقویت میکند. مدیری که رویکرد کانتگرایانه دارد، ارزش و عاملیت هر یک از اعضای تیم را به رسمیت میشناسد و از آنها در جهت پیشبرد اهداف مشترک، بدون بهرهکشی، استفاده میکند.
■ ترکیب این سه ویژگی در مدیران و کارکنان، تأثیرات عمیقی بر پویاییهای سازمانی دارد. مدیری که ویژگیهای مثلث روشن شخصیت را داراست، به تواناییها و ارزش هر عضو سازمان احترام میگذارد، کارکنان را به مشارکت و خلاقیت ترغیب میکند و جو سازمانی مبتنی بر اعتماد و همکاری ایجاد میکند.
■ این ویژگیها باعث بهبود روابط بین کارکنان و مدیران میشوند و بر رضایت شغلی، انگیزه، وفاداری به سازمان و کیفیت تصمیمگیری تأثیر مستقیم دارند. کارکنانی که با چنین مدیری کار میکنند، تمایل بیشتری به نوآوری، پذیرش مسئولیت و همکاری دارند و کمتر دچار استرس، خستگی تصمیم یا تضادهای میان فردی میشوند. همچنین، این ویژگیها به ایجاد فرهنگی اخلاقمحور و کاهش اثرات منفی مثلث تاریک شخصیت کمک میکنند.
■ مدیران باید علاوه بر توانمندیهای فنی، به توسعه ویژگیهای روشن شخصیت خود توجه داشته باشند. ایجاد فرصت برای مشاهده رفتارهای مثبت کارکنان، ترویج فرهنگ احترام و همدلی، آموزش مهارتهای اخلاقی و انسانی، ایجاد سیستمهای بازخورد مبتنی بر اعتماد و تشویق مشارکت تیمی از جمله راهکارهای مؤثر در این زمینه هستند.
■این اقدامات باعث میشوند تا نیمه روشن شخصیت در افراد رشد کرده و اثرات مثبت آن در کل سازمان نمود پیدا کند. مدیرانی که با پرورش ایمان به انسانیت، انسانگرایی و کانتگرایی، فرهنگ اعتماد، احترام و همکاری ایجاد میکنند، قادر خواهند بود تا سازمانی پویا، اخلاقمحور و بهرهور بسازند.
■مطالعه کتاب «شخصیت و رفتار سازمانی: جنبههای روشن و تاریک» Personality and Organizational Behavior: The Light and Dark Sides نوشته اسکات بَری کافمن (Scott Barry Kaufman) به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت توصیه میشود. این کتاب مفاهیم مثلث روشن و تاریک شخصیت، پیامدهای سازمانی آنها و راهکارهای عملی مدیریت شخصیتها را بهطور جامع شرح داده است.
✍ دکتر علی محمد مصدق راد
گاهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌍 🌙 صحنه عجیب، زیبا و تاریخی از غروب زمین در پشت ماه، از زاویه دید فضانوردان ماموریت آرتمیس ۲ ناسا
https://t.me/ExecutiveManagement
🌟 جهان از منظر دیگران
همه چیز بستگی دارد که ما کجا ایستاده باشیم. از جایی که ما ایستادهایم جهان هم متفاوت دیده میشود.
در سازمان و روابط اجتماعی همه چیز بستگی دارد که کجا ایستاده باشیم؛ موقعیت ما تعیین کننده تجربهها و باورهای ملازم با آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement