مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ نسخه ای که برای همه نیست؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️👆وقتی نسخه واحد، همه را درمان نمی‌کند؟!
✅درس‌هایی برای مدیران از داستان واقعی «کای رابرتز فو»
■مقدمه | یک داستان واقعی
کای رابرتز فو، نویسنده و سخنران آمریکایی، سال‌ها تصور می‌کرد دچار اختلال خواب است. او هر شب پس از سه یا چهار ساعت خواب بیدار می‌شد، حدود یک ساعت بیدار می‌ماند و سپس دوباره می‌خوابید. چون همه جا شنیده بود که «خواب سالم یعنی هشت ساعت خواب پیوسته»، تصور می‌کرد بدنش درست کار نمی‌کند.
اما وقتی درباره تاریخ خواب انسان تحقیق کرد،به حقیقت شگفت‌انگیزی رسید؛ تا پیش از انقلاب صنعتی،بسیاری از مردم جهان به‌طور طبیعی خواب دو مرحله‌ای داشتند. آنها چند ساعت می‌خوابیدند مدتی در نیمه‌شب بیدار می‌شدندوسپس دوباره به خواب می‌رفتند.در واقع آنچه امروز «استاندارد طلایی خواب» می‌دانیم،محصول کمتر از دو قرن زندگی مدرن، نور مصنوعی و تغییر سبک زندگی است
■رابرتز فو به جای جنگیدن با بدن خود، این الگوی طبیعی را پذیرفت. از زمان بیداری شبانه برای نوشتن، فکر کردن و حل مسائل استفاده کرد و کیفیت خواب و آرامش روانی‌اش به شکل محسوسی افزایش یافت
■او بعدها نوشت:
«فهمیدم که در خوابیدن شکست نخورده بودم؛ فقط مثل بسیاری از انسان‌های گذشته می‌خوابیدم.»
■اما این فقط داستان خواب نبود؛ بلکه استعاره‌ای از یک حقیقت بزرگ‌تر بود:
گاهی مشکل از انسان‌ها نیست؛مشکل از نسخه‌ای است که برای همه پیچیده‌ایم
■ درس‌آموخته‌های مدیریتی
۱. «بهترین تجربه» همیشه بهترین انتخاب نیست
بسیاری از مدیران به دنبال Best Practice هستند؛ یعنی روشی که در سازمانی دیگر موفق بوده است.اما موفقیت یک روش، به معنای مناسب بودن آن برای همه نیست
●سؤال درست این نیست که:
«این روش در کدام شرکت موفق بوده؟»
●بلکه این است:
«آیا این روش با سازمان، فرهنگ و کارکنان ما تناسب دارد؟»امروزه بسیاری از اندیشمندان مدیریت معتقدند Best Fit (بهترین تناسب) مهم‌تر از Best Practice (بهترین تجربه) است
۲. افراد یکسان نیستند؛ پس مدیریت هم نباید یکسان باشد.کارکنان از نظر شخصیت،انگیزه، سبک یادگیری،تجربه،شرایط زندگی و حتی ریتم زیستی تفاوت دارند.برخی در سکوت بهترین عملکرد را دارند، برخی در تعامل با دیگران.برخی صبح‌ها خلاق‌ترند و برخی شب‌ها. برخی با آزادی شکوفا می‌شوند و برخی با ساختار مشخص.مدیری که از همه انتظار عملکرد مشابه دارد، ناخواسته بخشی از ظرفیت سازمان را از بین می‌برد
۳. وقتی کسی موفق نمی‌شود، ابتدا سیستم را بررسی کنید
●واکنش بسیاری از مدیران این است:
این کارمند انگیزه ندارد
مقاومت می‌کند
آموزش ندیده است
■اما رهبر اثربخش ابتدا می‌پرسد:
آیا این نقش برای او مناسب است؟
آیا روش مدیریت من با شخصیت او سازگار است؟
آیا شاخص‌های ارزیابی درست طراحی شده‌اند؟
گاهی مشکل در «فرد» نیست؛ بلکه در عدم تناسب بین فرد و سیستم است
۴. نسخه‌های مدیریتی را بت نکنید.مدیریت امروز پر از نسخه‌های آماده است:
۷ عادت/۵ راز/۱۰ قانون...
این چارچوب‌ها مفیدند، اما نباید آنها را قانون تغییرناپذیر دانست.هر سازمان باید این ابزارها را با شرایط خود تطبیق دهد
۵. رهبری یعنی شناخت انسان‌ها، نه اجرای فرمول‌ها
رهبران بزرگ، پیش از آنکه مدیر فرآیند باشند، شناخت عمیقی از انسان‌ها دارند
● آنها می‌دانند:
همه با یک پاداش انگیزه نمی‌گیرند
همه با یک سبک بازخورد رشد نمی‌کنند
همه با یک روش آموزش یاد نمی‌گیرند
■رهبری یعنی طراحی مسیرهای متفاوت برای رسیدن به یک هدف مشترک
۶. سازمان یادگیرنده، سازمان پرسشگر است
اگر در سازمانی هیچ‌کس نتواند بپرسد:
«آیا این روش هنوز برای ما مناسب است؟»
آن سازمان به‌تدریج گرفتار جزم‌اندیشی می‌شود.
●نوآوری از جایی آغاز می‌شود که افراد اجازه داشته باشند حتی موفق‌ترین روش‌های گذشته را نیز به چالش بکشند
۷. آینده مدیریت، شخصی‌سازی است
همان‌گونه که پزشکی به سمت درمان شخصی‌سازی‌شده حرکت کرده است،مدیریت نیز به سمت:
توسعه فردی متناسب با هر کارمند
آموزش شخصی‌سازی‌شده
پاداش متناسب با انگیزه افراد
رهبری اقتضایی
طراحی شغل متناسب با توانایی‌هاحرکت می‌کند
■رهبران آینده، به جای مدیریت «میانگین کارکنان»، هر فرد را به عنوان یک انسان منحصربه‌فرد می‌بینند
🔺جمع‌بندی
داستان کای رابرتز فو فقط درباره خواب نیست؛ بلکه درباره شکستن اسطوره «یک نسخه برای همه» است
این پیام برای مدیران نیز حیاتی است:
هرگاه یکی از اعضای تیم با یک روش، برنامه یا سیاست سازمانی سازگار نیست، قبل از آنکه او را مقصر بدانید، از خود بپرسید:
«آیا این روش برای این فرد، این تیم و این سازمان مناسب است؟»
■رهبران بزرگ به جای آنکه انسان‌ها را وادار کنند خود را با نسخه‌ها تطبیق دهند نسخه‌ها را با انسان‌ها تطبیق می‌دهند.این همان تفاوت میان مدیریت سنتی و رهبری هوشمند در عصر پیچیدگی است
https://t.me/ExecutiveManagement
❤2
-4611562090729169150_401286137829589.pdf
2.6 MB
۱۰ فناوری نوظهور
8196358274215452418_428174943029894.pdf
1.3 MB
تصمیم گیری در قلب توفان
ناوبری در اقتصاد پرنوسان ایران
پیروزی
سیستم یا ستاره؟!
✳️👆 سیستم‌ها پیروز می‌شوند، نه ستاره‌ها

✅ درس مدیریتی از نبرد اسپانیا و فرانسه

پیروزی‌های بزرگ، چه در فوتبال و چه در مدیریت، معمولاً نتیجه درخشش چند ستاره نیست؛ بلکه حاصل یک سیستم منسجم، هماهنگ و منظم است.

در دیدار اسپانیا و فرانسه نیز آنچه تفاوت را رقم زد، صرفاً کیفیت فردی بازیکنان نبود؛ بلکه اجرای منظم تاکتیک‌ها، هماهنگی تیمی و انضباط در اجرای برنامه بود.
سازمان‌ها نیز دقیقاً با همین منطق موفق می‌شوند.

🏛 سه ستون موفقیت سازمانی
۱. هماهنگی نقش‌ها (Role Alignment)
👥 هر عضو تیم می‌داند:
مسئولیت او چیست.
چگونه باید با دیگران تعامل کند.
تصمیم‌هایش چگونه به هدف مشترک کمک می‌کند.
نتیجه: کاهش تعارض، افزایش سرعت تصمیم‌گیری و هم‌افزایی.
۲. انضباط اجرایی (Execution Discipline)
⚙️ بهترین برنامه‌ها بدون اجرای منظم ارزشی ندارند.
انضباط اجرایی یعنی:
پایبندی به فرآیندها
حفظ تمرکز زیر فشار
اجرای دقیق تصمیم‌ها
ثبات عملکرد در شرایط دشوار
۳. اجرای استراتژی (Strategy Execution)
📈 استراتژی زمانی ارزشمند است که در رفتار روزانه کارکنان دیده شود.
سازمان‌های موفق:
فقط برنامه نمی‌نویسند.
برنامه را به اقدام تبدیل می‌کنند.
اقدام را به عادت سازمانی تبدیل می‌کنند.
📌 قانون طلایی مدیریت
ستاره‌ها سیستم نمی‌سازند؛ سیستم‌ها ستاره می‌سازند.

تیم ستاره‌محورتیم سیستم‌محوروابسته به افرادوابسته به فرآیندعملکرد ناپایدارعملکرد پایدارموفقیت مقطعیموفقیت قابل تکرارآسیب‌پذیر در غیاب ستاره‌هامقاوم و انعطاف‌پذیر
👔 دو نوع مدیر
🔸 مدیر معمولی
به دنبال استخدام افراد فوق‌العاده است تا مشکلات سازمان را حل کنند.
باور او: «اگر افراد بهتری بیاوریم، سازمان موفق می‌شود.»
🔹 مدیر استراتژیک
ابتدا سیستم را طراحی می‌کند؛ سپس افراد را در آن قرار می‌دهد.
باور او: «اگر سیستم درست باشد، حتی افراد معمولی نیز می‌توانند عملکردی عالی داشته باشند.»
🔷 مدل مدیریتی S²S
System → Synergy → Success
🟦 System
ساختار
نقش‌ها
فرآیندها
جریان تصمیم‌گیری
⬇️
🟩 Synergy
اعتماد
همکاری
هماهنگی
هدف مشترک
⬇️
🟨 Success
عملکرد پایدار
نتایج قابل تکرار
رشد مستمر
مزیت رقابتی

🎯 پیام پایانی
در فوتبال و مدیریت، پیروزی‌های بزرگ حاصل هماهنگی، انضباط و اجرای بی‌نقص یک سیستم مشترک هستند.
ستاره‌ها می‌توانند یک مسابقه را ببرند؛ اما این سیستم‌ها هستند که فصل‌ها، سازمان‌ها و آینده را می‌سازند.
✍ تهیه و تنظیم:
دکتر امیر صادقی
مدیریت اجرایی
📱 کانال تلگرام: ExecutiveManagement
❤1
قانون/اثر متیو
✳️قانون متیو (Matthew Effect) چیست؟

✅قانون متیو یا اثر متیو به پدیده‌ای اشاره دارد که در آن افراد یا سازمان‌هایی که از ابتدا مزیت، اعتبار یا منابع بیشتری دارند، به مرور زمان مزیت بیشتری به دست می‌آورند؛ و در مقابل، کسانی که از ابتدا محروم‌تر هستند، به تدریج عقب‌تر می‌مانند
نام این قانون از انجیل متی گرفته شده است:«هر که دارد، به او بیشتر داده خواهد شد... و آن که ندارد، همان اندک نیز از او گرفته خواهد شد.»
■جامعه‌شناس مشهور رابرت مرتون(Robert K. Merton) در سال ۱۹۶۸ این مفهوم را وارد ادبیات علمی کرد و نشان داد که دانشمندان مشهور حتی زمانی که سهمشان در یک کشف با دیگران برابر است، اعتبار بیشتری دریافت می‌کنند
■مفهوم ساده قانون متیو
«موفقیت، موفقیت بیشتری می‌آورد.»یا«ثروت، شهرت، قدرت و فرصت، خودشان فرصت‌های بیشتری تولید می‌کنند.»به همین دلیل گاهی از آن با عنوان اثر تجمعی مزیت (Cumulative Advantage) نیز یاد می‌شود
■چرا قانون متیو اتفاق می‌افتد؟علت اصلی، وجود چرخه‌های بازخورد مثبت است.مثلاً:
موفقیت اولیه ⬇
اعتماد بیشتر ⬇
منابع بیشتر ⬇
فرصت‌های بهتر ⬇
موفقیت بیشتر،این چرخه بارها تکرار می‌شود
■مثال‌های ساده
۱.آموزش
دو دانش‌آموز را تصور کنید.دانش‌آموز اول از کودکی کتاب می‌خواند.در نتیجه: دایره لغات بیشتری دارد.بهتر درس می‌خواند
معلم او را تشویق می‌کند
اعتمادبه‌نفسش افزایش می‌یابد
در مقابل دانش‌آموز دوم از همان ابتدا ضعیف‌تر می‌شود و فاصله هر سال بیشتر می‌شود
۲.کسب‌وکار
دو شرکت مشابه فعالیت خود را آغاز می‌کنند
یکی از آنها اولین قرارداد بزرگ را می‌گیرد
همان قرارداد باعث می‌شود:
مشتریان بیشتری جذب کند.
بانک راحت‌تر وام بدهد
نیروهای بهتر استخدام کند
برندش قوی‌تر شود
در نتیجه فاصله دو شرکت روزبه‌روز بیشتر می‌شود
۳. شبکه‌های اجتماعی
وقتی یک صفحه ۵ میلیون دنبال‌کننده دارد:
الگوریتم بیشتر آن را نمایش می‌دهد
تبلیغات بیشتری می‌گیرد
درآمد بیشتری کسب می‌کند
محتوای حرفه‌ای‌تری تولید می‌کند.در نتیجه باز هم بزرگ‌تر می‌شود
■قانون متیو در مدیریت
در سازمان‌ها، قانون متیو بسیار رایج است
۱. تخصیص منابع
مدیران معمولاً منابع را به افراد موفق‌تر می‌دهند. مثلاً:بودجه بیشتر،آموزش بیشتر،پروژه‌های مهم‌تر
نیروی انسانی بهتر
در نتیجه همان افراد موفق‌تر می‌شوند
۲. ارتقای شغلی
وقتی یک مدیر یک بار موفق شناخته شود:پروژه‌های بزرگ‌تر می‌گیرد،بیشتر دیده می‌شود.سریع‌تر ارتقا می‌یابد.
در مقابل افراد کمتر شناخته‌شده فرصت دیده شدن پیدا نمی‌کنند
۳. مدیریت عملکرد
کارکنانی که عملکرد خوبی دارند معمولاً:بازخورد بیشتری دریافت می‌کنند.مربی بهتر دارند.حمایت بیشتری می‌شوند.اما کارکنان ضعیف‌تر گاهی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند و فاصله عملکردی بیشتر می‌شود
۴. بودجه‌بندی سازمان
در بسیاری از سازمان‌ها، واحدهای موفق بودجه بیشتری دریافت می‌کنند و واحدهای ضعیف، بودجه کمتری. این تصمیم می‌تواند شکاف را عمیق‌تر کند.
■مزایای قانون متیو
اگر درست مدیریت شود:سرمایه‌ها در جای درست متمرکز می‌شوند.استعدادهای برتر رشد می‌کنند.بهره‌وری افزایش می‌یابد.سازمان سریع‌تر پیشرفت می‌کند
■خطرات قانون متیو
اگر بدون مدیریت باشد: نابرابری افزایش می‌یابد. استعدادهای پنهان دیده نمی‌شوند.کارکنان انگیزه خود را از دست می‌دهند.نوآوری کاهش می‌یابد.احساس بی‌عدالتی شکل می‌گیرد. فرهنگ سازمانی آسیب می‌بیند.
■مثال مدیریتی
فرض کنید یک شرکت فروش، دو فروشنده دارد:
●فروشنده اول
مشتریان قدیمی دارد.
مدیر بهترین مشتریان را به او می‌دهدپاداش بیشتری می‌گیرد.آموزش بیشتری می‌بیند
●فروشنده دوم
مشتری جدید ندارد،آموزش کمتری می‌بیند،فروش پایین‌تری دارد.انگیزه‌اش کاهش می‌یابد.بعد از یک سال، مدیر نتیجه می‌گیرد که فروشنده اول «ذاتاً» بهتر است؛ در حالی که بخشی از این اختلاف، محصول چرخه تقویت‌شونده قانون متیو است
■مدیران چگونه از دام قانون متیو جلوگیری کنند؟
۱.فرصت‌های رشد را عادلانه توزیع کنند
۲.استعدادهای خاموش را شناسایی و حمایت کنند
۳.برای کارکنان ضعیف برنامه مربی‌گری و توسعه طراحی کنند
۴. پروژه‌های مهم را فقط به افراد همیشگی نسپارند
۵.شاخص‌های ارزیابی را بر پایه پیشرفت و یادگیری نیز تنظیم کنند، نه فقط نتایج گذشته
۶.نظام جانشین‌پروری و توسعه استعدادها را جدی بگیرند
■ارتباط قانون متیو با نظریه‌های مدیریتی
اثرپیگمالیون: انتظار بالاتر مدیر،عملکرد کارکنان را بهبود می‌دهد و می‌تواند اثر متیو را تقویت کند
اصل پارتو (۸۰/۲۰): بخش کوچکی از افراد ممکن است بخش بزرگی از نتایج را خلق کنند،اما نباید این موضوع به محروم شدن سایر استعدادها بینجامد
ادامه ازقبل👆
●مزیت تجمعی (Cumulative Advantage): همان سازوکار اصلی اثر متیو است؛ مزیت‌های کوچک اولیه به شکاف‌های بزرگ تبدیل می‌شوند
●یادگیری سازمانی: سازمان‌های یادگیرنده با ایجاد فرصت‌های برابر برای یادگیری، از تشدید اثرات منفی قانون متیو جلوگیری می‌کنند
🔺جمع‌بندی مدیریتی
قانون متیو به مدیران یادآوری می‌کند که موفقیت‌های اولیه، اگر با توزیع ناعادلانه فرصت‌ها همراه شوند، می‌توانند شکاف عملکردی را به‌صورت تصاعدی افزایش دهند.مدیران اثربخش،ضمن حمایت از افراد برتر، به‌طور آگاهانه برای کشف و پرورش استعدادهای کمتر دیده‌شده نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند.هنر مدیریت، تنها پاداش دادن به موفق‌ها نیست؛ بلکه ساختن فرصت برای موفق شدن دیگران است
https://t.me/ExecutiveManagement
☀️ زومرها (نسل Z) قواعد مد را تغییر داده‌اند؛ برند دیگر در اولویت نیست

بر اساس یک تحقیق جدید از Fashion Buzz Media و H2O Business Evolution، رفتار خرید نسل Z نشان می‌دهد که منطق انتخاب لباس در حال تغییر اساسی است.

📌 یافته‌های کلیدی:
87٪ از زومرها لباس را بر اساس راحتی انتخاب می‌کنند
59٪ به کاربردی بودن و چندمنظوره بودن اهمیت می‌دهند
فقط 27٪ برند را عامل مهم تصمیم‌گیری می‌دانند

🧠 تغییر مهم در ذهن مصرف‌کننده
برای نسل جدید، برند، پرستیژ و تبلیغات پرزرق‌وبرق دیگر تعیین‌کننده نیستند؛
بلکه هر برندی باید اول یک سؤال ساده را جواب دهد:
▪️ «آیا واقعاً راحت و قابل استفاده است؟»
🔁 وفاداری هم تغییر کرده
رفتار زومرها وفاداری سنتی به برند را هم زیر سؤال برده:
فقط 38٪ می‌گویند: «اگر همه‌چیز خوب کار کند، به برند وفادار می‌مانم»

📌 یعنی وفاداری دیگر احساسی نیست؛ عملکردمحور شده است

✅ جمع‌بندی
نسل Z در حال جابه‌جا کردن مرکز ثقل بازار است:
از برند و هویت نمایشی → به سمت کارایی، راحتی و تجربه واقعی
و این یعنی در اقتصاد مصرف آینده، برنده کسی نیست که «بیشتر دیده شود»،
بلکه کسی است که بهتر کار کند.
👌2👍1
قانون خلاء ؟!
👆✳️ آنچه با شواهد سازگار است
رها کردن خشم، کینه و ترس مزمن می‌تواند به بهبود سلامت روان، تصمیم‌گیری و کیفیت روابط کمک کند.
مرتب کردن محیط کار و زندگی، کاهش شلوغی و حذف وسایل غیرضروری، تمرکز و بهره‌وری را افزایش می‌دهد.
قطع روابط آسیب‌زا، فرصت ایجاد روابط سالم‌تر را فراهم می‌کند.
آنچه نباید به‌عنوان قانون قطعی مطرح شود
این جمله که «طبیعت از خلأ بیزار است و هر فضای خالی با خیر و نیکی پر می‌شود» از نظر علمی و مدیریتی یک قانون ثابت نیست. در فیزیک، مفهوم «خلأ» معنای خاص خود را دارد و در روان‌شناسی یا مدیریت، هیچ قانونی وجود ندارد که تضمین کند با خالی کردن فضا، حتماً خیر و موفقیت وارد زندگی می‌شود.
در واقع:
خالی کردن، فقط شرط لازم است، نه شرط کافی.
پس از ایجاد فضا، باید آن را با اقدام، یادگیری، برنامه‌ریزی و رفتارهای سازنده پر کرد؛ وگرنه ممکن است دوباره با عادت‌های قدیمی یا حتی مشکلات جدید پر شود.
🔺درس مدیریتی
در مدیریت سازمان نیز همین اصل برقرار است:
حذف فرآیندهای زائد، بوروکراسی و جلسات بی‌فایده، تنها آغاز راه است.
اگر فرآیندهای بهتر، مهارت‌های جدید و فرهنگ مناسب جایگزین نشوند، خلأ ایجادشده به‌سرعت با آشفتگی یا ناکارآمدی پر خواهد شد.
🔺جمع‌بندی: «خلأ به‌تنهایی معجزه نمی‌کند؛ خلأ، فرصت ایجاد می‌کند. این انتخاب‌ها، رفتارها و اقدامات ما هستند که تعیین می‌کنند آن فرصت با رشد و موفقیت پر شود یا با مشکلات گذشته.»
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️👆 هزینه غرق شده (sunk cost) یا هدررفته چه اهمیتی دارد؟
✅ در هر محیط، سن یا هر جایگاهی که باشید در هرزمینه‌ای شاهد تغییراتی خواهید بود. تغییر بخش جدانشدنی دنیای کنونی است. گاهاً ممکن است تصور کنیم که این تغییرات به ضرر ما هستند و متاسفانه جایگاه قبلی که داشته‌ایم را از دست داده‌ایم اما در حقیقت ما باید با تغییرات روبرو شویم و از آن‌ها به نفع خودمان استفاده کنیم.(بخشی از کتاب جذاب چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد نوشته دکتر اسپنسر جانسون)
لابد می‌پرسید این مطلب چه ارتباطی با مدیریت هزینه یا هزینه از دست رفته دارد؟!!
■ در دنیای کنونی ما هر روز بارها تغییراتی را در محیطمان می‌بینیم که اکثر آن ها از محیط بیرونی به ما تحمیل می‌شوند در این لحظه ما باید بتوانیم شرایط را بررسی کنیم و بهترین تصمیم را بگیریم. داشتن این مهارت در مدیریت پروژه بسیار حیاتی است
■ بپذیرید که اشتباه کرده‌اید!
بسیاری از مدیران به دلیل بزرگ بودن مبلغی که قبلاً در دوره‌های قبلی سرمایه‌گذاری کرده‎اند، به سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها ادامه می‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند با تعطیل کردن پروژه‌ای که ثابت شده است سودآوری ندارد، “سرمایه‌گذاری خود را از دست بدهند”، بنابراین همچنان پول بیشتری را وارد آن می‌کنند!
■ از نظر منطقی، آن‌ها باید سرمایه‌گذاری‌های قبلی را به‌عنوان هزینه‌ غرق شده (sunk cost) در نظر بگیرند و در نهایت هنگام تصمیم‌گیری در موردادامه سرمایه‌گذاری‌های بعدی، آن‌ها را در نظر نگیرند. لازم است بدانید که هزینه غرق شده با عبارت هزینه ازدست رفته یا غیرقابل بازگشت نیز شناخته می‌شود.
■ یک تعریف علمی از هزینه ازدست‌رفته (sunk cost)
هزینه ازدست‌رفته، هزینه‌ای است که قبلاً پرداخت شده و به‌هیچ‌وجه قابل بازیابی نیست.ازآنجاکه این هزینه‌ها قابل بازیابی نیستند، به‌هیچ‌وجه نباید در تصمیمات مالی آینده نقش داشته باشند.
پول خرج شده و در بودجه بعدی شما عاملی نیست. به همین ترتیب، اگر تجارت شما در حال شکست است و تنها گزینه شما تعطیل کردن آن است، در واقع با این کار ضررهای خود را کاهش می‌دهید.
■ مثال‌هایی از هزینه‌های غیرقابل‌برگشت (sunk cost)
برای درک بهتر هزینه هدررفته، ارتباط دادن آن با شرایط زندگی واقعی مفید به نظر می‌رسد. در اینجا چهار نمونه از هزینه‌های غیرقابل برگشت آورده شده است:
• مثال هزینه غرق شده در بازاریابی
• نمونه هزینه غرق شده در تحقیق و توسعه
• مثال هزینه غرق شده در آموزش
• مثال هزینه غرق شده در استخدام
• مثال بازاریابی از هزینه غرق شده
ازآنجاکه همه مشاغل تجاری محصولات و خدمات خود را به بازار عرضه می‌کنند، هزینه بازاریابی نمونه‌ای عالی از هزینه غرق شده است. هر مبلغی که برای بازاریابی یا تبلیغات خرج می‌کنید، پولی است که پس نخواهید گرفت.
■ بیایید در نظر بگیریم شما یک سرویس پخش موسیقی ایجاد کرده‌اید و ۵۰۰ میلیون تومان برای بازاریابی و تبلیغات هزینه کرده‌اید تا محصول خود را به مصرف‌کنندگان معرفی کنید. در نهایت، مشخص شد که بازاریابی و تبلیغات انجام شده همگی بی‌تأثیر بودند و ازآنجاکه شما در حال حاضر ۵۰۰ میلیون تومان هزینه کرده‌اید، این مبلغ به‌عنوان هزینه غرق شده در نظر گرفته می‌شود.این موضوع نباید در تصمیم‌گیری‌های بعدی مورداستفاده قرار گیرد و بنابراین بهترین تصمیم منطقی این است که شما نباید در این زمینه سرمایه‌گذاری اضافی انجام دهید.
● نمونه هزینه غرق شده در تحقیق و توسعه
به‌عنوان یک فرد صاحب مشاغل، احتمالاً هزینه خود را برای تحقیق و توسعه محصولات آینده یا فعلی خود خرج خواهید کرد.
فرض کنیم شما ۵میلیارد تومان برای تولید تلفن همراه جدید هزینه می‌کنید. بااین‌حال، پس از عرضه محصول، هیچ مصرف‌کننده‌ای تمایل به خرید تلفن همراه جدید شرکت شما را ندارد. پولی که شما برای توسعه تلفن همراه خرج کردید، یک هزینه ازدست رفته (غرق شده) در نظر گرفته می‌شود زیرا این یک سرمایه‌گذاری ناموفق بود، شما دیگر آن را بازیابی نخواهید کرد و بنابراین، نباید در تصمیمات خود در مورد سرنوشت تلفن همراه در نظر بگیرید.
● مثال هزینه غرق شده در آموزش
فرض کنید شما صاحب یک فروشگاه هستید و ۳۰۰ میلیون تومان برای آموزش کارکنان خود در مورد چگونگی استفاده از نرم‌افزار جدیدی که روی رایانه‌های شرکت خود نصب کرده‌اید هزینه می‌کنید. بعد از مدتی، نرم‌افزار دیگر مطابقت ندارد و شما نیاز به استفاده از نرم‌افزار دیگری را تشخیص می‌دهید.
این امر مستلزم این است که شما کارمندان خود را دوباره آموزش دهید. ۳۰۰ میلیون تومان که شما برای آموزش کارمندان خود برای تهیه اولین نرم‌افزار صرف کردید، هزینه غرق شده (sunk cost) در نظر گرفته می‌شود زیرا هرگز بازیابی نمی‌شود.
● مثال هزینه غرق شده در استخدام
فرض کنید شما صاحب یک شرکت هستید و به دنبال استخدام کارمند جدیدی هستید. به‌محض یافتن یک کاندیدای آینده‌دار، به آن‌ها ۵۰ میلیون تومان پاداش استخدام پیشنهاد می‌دهید. اگر این کارمند استخدام شد اما در نهایت کار مورد انتظار شما را انجام نداد، ۵۰ میلیون تومان پاداش استخدام را می‌توان یک هزینه غرق شده در نظر گرفت. به‌عبارت‌دیگر، فقط به دلیل رسیدن به پایان کار خود، پاداش استخدام ۵ میلیون تومان را دوباره مشاهده نخواهید کرد.
● مثال هزینه از دست رفته
چه‌ کنیم که به دام هزینه غرق شده نیفتیم؟
وقتی نوبت به سرمایه‌گذاری می‌رسد، احساسات و تعصبات غیرمنطقی می‌تواند هزینه‌های بسیار زیادی برای شما داشته باشد.گرچه انگیزه برای به‌دست‌آوردن بیشترین سود برای شما بسیار خوشایند است، اما مهم است که نگذارید به یک دام سرمایه‌گذاری تبدیل شود.
■ در واقع، یکی از دشوارترین سوگیری‌های رفتاری برای غلبه در زمان سرمایه‌گذاری، دام هزینه غرق شده است. آنچه شما باید بدانید دقیقاً اینجاست …
🔺اول ‌از همه شما باید تعریف هزینه غرق شده را بدانید. همان‌طور که قبلاً بیان کردیم به طور خلاصه هزینه غرق شده پولی است که قبلاً هزینه شده است و نمی‌توانید آن را پس بگیرید. وقتی منطقی به وضعیت نگاه می‌کنید، پول در حال حاضر هزینه شده است، بنابراین نباید بر تصمیماتی که در آینده می‌گیرید تأثیر بگذارد. متأسفانه، این طرز فکر و رفتار به‌خصوص وقتی سرمایه‌گذاری می‌کنید این‌گونه نیست. این احتمال وجود دارد که اگر شما سرمایه خود را برای سرمایه‌گذاری که ضرر می‌کند قرار دهید، ممکن است در سرمایه‌گذاری ثابت‌قدم باشید و در برخی موارد حتی ممکن است پول بیشتری در سرمایه‌گذاری غرق شده قرار دهید، به این امید که بهبودی سود بیشتری هم برای شما به همراه داشته باشد.
🔹 پیشنهاد مطالعه
نگاهی دقیق تر به هزینه کیفیت (Cost of Quality) و کاربردهای آن
هزینه کیفیت (Cost of Quality) از مباحثی مهم و مشهور در حوزه کسب‌وکار و پروژه به حساب می‌آید. برای درک بهتر هزینه کیفیت لازم است ابتدا سیستم مدیریت کیفیت آشنا شویم. به همین دلیل ما در این مقاله با بیانی…
چگونه از هزینه‌های غرق شده (sunk cost) جلوگیری کنیم؟
خوب، آگاهی از پتانسیل تعصب در این زمینه اولین قدم خوب است. علائمی را که احتمالاً در دام هزینه غرق شده قرار دارید و ممکن است مغز منطقی خود را خاموش کنید، تشخیص دهید.
■ برخی از راه‌های دیگر برای جلوگیری از تله هزینه از دست رفته عبارت‌اند از:
سرمایه خود را با دید تجزیه‌وتحلیل بررسی کنید. نگاهی سخت و صادقانه به سرمایه‌گذاری بیندازید. کمی تحلیل بنیادی انجام دهید. آیا پرچم‌های قرمزی وجود دارند که باید از آن‌ها آگاهی داشته باشید؟ اگر پاسخ مثبت است و اصول اساسی به طور مناسب حاکم نیست ممکن است وقت آن رسیده باشد که ضررهای خود را کاهش داده و ادامه دهید.
■پس یک استراتژی سرمایه‌گذاری ایجاد کنید. یکی از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از هرگونه تعصب رفتاری در ایجاد مشکلات سهام، ایجاد یک استراتژی سرمایه‌گذاری است. یک برنامه سرمایه‌گذاری خوب می‌تواند به شما کمک کند پورتفولیو خود را به روشی ارزیابی کنید که حساسیت شما به تعصبات – از جمله دام هزینه غرق شده – را کاهش دهد.
■ پورتفولیوهای خود را مرتباً مرور کنید. به‌عنوان بخشی از استراتژی سرمایه‌گذاری خود، زمان‌های منظمی را برای بررسی پورتفولیوها تنظیم کنید. برای بیشتر سرمایه‌گذاران، سالی یک یا دو بار کافی است. به دارایی‌های خود نگاه کنید، مشخص کنید کدام‌یک عملکرد کمتری دارند و مشخص کنید که کدام‌یک را می‌توانید بفروشید.
انواع مختلف سفارش را برای کاهش ضرر در نظر بگیرید. اگر معاملات شما کمی بیشتر است، استفاده از سفارش‌های محدود یا توقف را در نظر بگیرید تا در کل ضررهای شما را کاهش دهد. با کمک استراتژی سرمایه‌گذاری خود، آنچه برای شما منطقی است در نظر بگیرید.