👆
✳️ یکی از بحث برانگیزترین
ایده های سال های اخیر در مدیریت و حکمرانی، قانون آهنین نهادها
(Iron Law of Institutions)
است. این ایده که ابتدا توسط جاناتان شوارتز مطرح و بعدها توسط اقتصاددانانی مانند گلن ویل مورد توجه قرار گرفت، می گوید:
● افرادی که در رده های بالای مدیریتی سازمان قرار دارند، معمولاً بیش از آنکه نگران موفقیت مأموریت سازمان باشند، نگران حفظ جایگاه و قدرت خود در آن سازمان هستند. به همین دلیل، گاهی یک مدیر یا یک واحد سازمانی حاضر است تصمیمی را که به نفع کل سازمان است، رد کند، اگر احساس کند اجرای آن، نفوذ یا موقعیت او را کاهش میدهد. این همان جایی است که سازمان ها به تدریج از مأموریت اصلی خود فاصله می گیرند. هدف اولیه فراموش می شود و حفظ ساختار، بودجه، جایگاه و قلمرو، به هدف اصلی تبدیل می شود. نمونه های این پدیده را می توان در سازمان هایی دید که با وجود تغییر شرایط، همچنان از فرآیندهای ناکارآمد دفاع می کنند، نه چون بهترین راه حل اند، بلکه چون تغییر آنها، توازن قدرت را بر هم می زند. این قانون را نباید با قانون آهنین الیگارشی رابرت میخلز اشتباه گرفت. میخلز می گفت سازمان ها به طور طبیعی به تمرکز قدرت در دست گروهی کوچک گرایش پیدا می کنند. قانون آهنین نهادها یک گام جلوتر می رود و می گوید پس از شکل گیری قدرت، مهمترین دغدغه صاحبان آن، حفظ همان قدرت است، حتی اگر مأموریت سازمان آسیب ببیند. شاید مهمترین سؤال مدیریتی این باشد: آیا تصمیمی که امروز از آن دفاع میوکنیم، واقعاً به نفع سازمان است یا فقط به نفع جایگاه ما در سازمان؟
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
✳️ یکی از بحث برانگیزترین
ایده های سال های اخیر در مدیریت و حکمرانی، قانون آهنین نهادها
(Iron Law of Institutions)
است. این ایده که ابتدا توسط جاناتان شوارتز مطرح و بعدها توسط اقتصاددانانی مانند گلن ویل مورد توجه قرار گرفت، می گوید:
● افرادی که در رده های بالای مدیریتی سازمان قرار دارند، معمولاً بیش از آنکه نگران موفقیت مأموریت سازمان باشند، نگران حفظ جایگاه و قدرت خود در آن سازمان هستند. به همین دلیل، گاهی یک مدیر یا یک واحد سازمانی حاضر است تصمیمی را که به نفع کل سازمان است، رد کند، اگر احساس کند اجرای آن، نفوذ یا موقعیت او را کاهش میدهد. این همان جایی است که سازمان ها به تدریج از مأموریت اصلی خود فاصله می گیرند. هدف اولیه فراموش می شود و حفظ ساختار، بودجه، جایگاه و قلمرو، به هدف اصلی تبدیل می شود. نمونه های این پدیده را می توان در سازمان هایی دید که با وجود تغییر شرایط، همچنان از فرآیندهای ناکارآمد دفاع می کنند، نه چون بهترین راه حل اند، بلکه چون تغییر آنها، توازن قدرت را بر هم می زند. این قانون را نباید با قانون آهنین الیگارشی رابرت میخلز اشتباه گرفت. میخلز می گفت سازمان ها به طور طبیعی به تمرکز قدرت در دست گروهی کوچک گرایش پیدا می کنند. قانون آهنین نهادها یک گام جلوتر می رود و می گوید پس از شکل گیری قدرت، مهمترین دغدغه صاحبان آن، حفظ همان قدرت است، حتی اگر مأموریت سازمان آسیب ببیند. شاید مهمترین سؤال مدیریتی این باشد: آیا تصمیمی که امروز از آن دفاع میوکنیم، واقعاً به نفع سازمان است یا فقط به نفع جایگاه ما در سازمان؟
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی یک فرد پلورالیست
دکتر محمود سریعالقلم
۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛
۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛
۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛
۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛
۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛
۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛
۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛
۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند.
ارسال نظر
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
دکتر محمود سریعالقلم
۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛
۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛
۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛
۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛
۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛
۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛
۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛
۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند.
ارسال نظر
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
✳️ چرا مشتری به محصول ارزانتر کمتر اعتماد میکند؟!
✅ فرض کنید وارد یک فروشگاه میشوید و دو ساعت تقریباً کاملاً مشابه میبینید.
اولی ۳ میلیون تومان.
دومی ۱۲ میلیون تومان.
بدون اینکه چیزی درباره کیفیت واقعی آنها بدانید، احتمالاً ناخودآگاه تصور میکنید ساعت دوم بهتر است.
اما چرا؟
چون مغز انسان همیشه کیفیت را نمیسنجد؛
گاهی قیمت را بهعنوان میانبر تشخیص کیفیت به کار میگیرد.
در روانشناسی به این پدیده اثر قیمت–کیفیت (Price–Quality Heuristic) میگویند.
وقتی اطلاعات کافی نداریم، ذهنمان از نشانههای ساده برای تصمیمگیری استفاده میکند و قیمت یکی از قدرتمندترین این نشانههاست.
اما نکته مهم اینجاست:
قیمت بالا بهتنهایی فروش نمیآورد.
آنچه باعث میشود مشتری قیمت بالاتر را بپذیرد، «برند» است.
برند یعنی تصویری که در ذهن مشتری ساختهاید؛ تصویری که به او میگوید:«اینجا خرید مطمئنی خواهی داشت.»
یک برند قوی چهار کار مهم انجام میدهد:
۱️⃣ اعتماد میسازد
اعتماد، ارزشمندترین دارایی هر کسبوکار است.
وقتی مشتری به برند شما اعتماد کند، دیگر فقط قیمت را مقایسه نمیکند؛او احتمال اشتباه کردن را مقایسه میکند.
۲️⃣ ریسک خرید را کاهش میدهد
هر خرید با یک سؤال شروع میشود:
اگر کیفیت خوب نباشد چه؟
اگر پشتیبانی نداشته باشد چه؟
اگر پولم هدر برود چه؟
برند قوی پاسخ این سؤالها را قبل از خرید داده است.
۳️⃣ هویت میفروشد، نه فقط محصول
مردم همیشه کالا نمیخرند؛
گاهی تصویری را میخرند که آن کالا از خودشان میسازد.
به همین دلیل است که بعضی افراد حاضرند برای یک برند خاص چند برابر بیشتر هزینه کنند؛نه به خاطر کارایی بیشتر، بلکه به خاطر احساسی که مالکیت آن برند به آنها میدهد.
۴️⃣ تجربه خلق میکند
بستهبندی،
نحوه پاسخگویی،
سرعت ارسال،
خدمات پس از فروش،
و حتی لحن صحبت کردن با مشتری...
همه اینها بخشی از محصول هستند؛ حتی اگر روی فاکتور نوشته نشوند.
🎯 نتیجه؟
مشتری همیشه ارزانترین گزینه را انتخاب نمیکند.
او گزینهای را انتخاب میکند که بیشترین ارزش ذهنی را برایش ایجاد کرده باشد.
به همین دلیل برندهای قوی:
● کمتر وارد جنگ قیمتی میشوند.
● مشتریان وفادارتری دارند.
● حاشیه سود بالاتری حفظ میکنند.
پس قبل از اینکه قیمت محصولتان را پایین بیاورید، از خودتان یک سؤال بپرسید:
اگر همین امروز قیمت محصولتان ۳۰ درصد بیشتر شود، آیا مشتری همچنان حاضر است از شما خرید کند؟
اگر پاسخ منفی است، احتمالاً مسئله قیمت نیست؛
مسئله «قدرت برند» شماست.
کاب
✅ فرض کنید وارد یک فروشگاه میشوید و دو ساعت تقریباً کاملاً مشابه میبینید.
اولی ۳ میلیون تومان.
دومی ۱۲ میلیون تومان.
بدون اینکه چیزی درباره کیفیت واقعی آنها بدانید، احتمالاً ناخودآگاه تصور میکنید ساعت دوم بهتر است.
اما چرا؟
چون مغز انسان همیشه کیفیت را نمیسنجد؛
گاهی قیمت را بهعنوان میانبر تشخیص کیفیت به کار میگیرد.
در روانشناسی به این پدیده اثر قیمت–کیفیت (Price–Quality Heuristic) میگویند.
وقتی اطلاعات کافی نداریم، ذهنمان از نشانههای ساده برای تصمیمگیری استفاده میکند و قیمت یکی از قدرتمندترین این نشانههاست.
اما نکته مهم اینجاست:
قیمت بالا بهتنهایی فروش نمیآورد.
آنچه باعث میشود مشتری قیمت بالاتر را بپذیرد، «برند» است.
برند یعنی تصویری که در ذهن مشتری ساختهاید؛ تصویری که به او میگوید:«اینجا خرید مطمئنی خواهی داشت.»
یک برند قوی چهار کار مهم انجام میدهد:
۱️⃣ اعتماد میسازد
اعتماد، ارزشمندترین دارایی هر کسبوکار است.
وقتی مشتری به برند شما اعتماد کند، دیگر فقط قیمت را مقایسه نمیکند؛او احتمال اشتباه کردن را مقایسه میکند.
۲️⃣ ریسک خرید را کاهش میدهد
هر خرید با یک سؤال شروع میشود:
اگر کیفیت خوب نباشد چه؟
اگر پشتیبانی نداشته باشد چه؟
اگر پولم هدر برود چه؟
برند قوی پاسخ این سؤالها را قبل از خرید داده است.
۳️⃣ هویت میفروشد، نه فقط محصول
مردم همیشه کالا نمیخرند؛
گاهی تصویری را میخرند که آن کالا از خودشان میسازد.
به همین دلیل است که بعضی افراد حاضرند برای یک برند خاص چند برابر بیشتر هزینه کنند؛نه به خاطر کارایی بیشتر، بلکه به خاطر احساسی که مالکیت آن برند به آنها میدهد.
۴️⃣ تجربه خلق میکند
بستهبندی،
نحوه پاسخگویی،
سرعت ارسال،
خدمات پس از فروش،
و حتی لحن صحبت کردن با مشتری...
همه اینها بخشی از محصول هستند؛ حتی اگر روی فاکتور نوشته نشوند.
🎯 نتیجه؟
مشتری همیشه ارزانترین گزینه را انتخاب نمیکند.
او گزینهای را انتخاب میکند که بیشترین ارزش ذهنی را برایش ایجاد کرده باشد.
به همین دلیل برندهای قوی:
● کمتر وارد جنگ قیمتی میشوند.
● مشتریان وفادارتری دارند.
● حاشیه سود بالاتری حفظ میکنند.
پس قبل از اینکه قیمت محصولتان را پایین بیاورید، از خودتان یک سؤال بپرسید:
اگر همین امروز قیمت محصولتان ۳۰ درصد بیشتر شود، آیا مشتری همچنان حاضر است از شما خرید کند؟
اگر پاسخ منفی است، احتمالاً مسئله قیمت نیست؛
مسئله «قدرت برند» شماست.
کاب
✳️ تفکر استراتژیک در محیط کسبوکار
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
«استراتژی هنر انتخاب مهمترینها و کنار گذاشتن بقیه است؛ نه هنر برنامهریزی برای همه چیز.»
کانال نظرسنجی ایران استراتژیست
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
کانال نظرسنجی ایران استراتژیست
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q