Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی یک فرد پلورالیست
دکتر محمود سریعالقلم
۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛
۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛
۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛
۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛
۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛
۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛
۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛
۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند.
ارسال نظر
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
دکتر محمود سریعالقلم
۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛
۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛
۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛
۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛
۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛
۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛
۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛
۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند.
ارسال نظر
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
✳️ چرا مشتری به محصول ارزانتر کمتر اعتماد میکند؟!
✅ فرض کنید وارد یک فروشگاه میشوید و دو ساعت تقریباً کاملاً مشابه میبینید.
اولی ۳ میلیون تومان.
دومی ۱۲ میلیون تومان.
بدون اینکه چیزی درباره کیفیت واقعی آنها بدانید، احتمالاً ناخودآگاه تصور میکنید ساعت دوم بهتر است.
اما چرا؟
چون مغز انسان همیشه کیفیت را نمیسنجد؛
گاهی قیمت را بهعنوان میانبر تشخیص کیفیت به کار میگیرد.
در روانشناسی به این پدیده اثر قیمت–کیفیت (Price–Quality Heuristic) میگویند.
وقتی اطلاعات کافی نداریم، ذهنمان از نشانههای ساده برای تصمیمگیری استفاده میکند و قیمت یکی از قدرتمندترین این نشانههاست.
اما نکته مهم اینجاست:
قیمت بالا بهتنهایی فروش نمیآورد.
آنچه باعث میشود مشتری قیمت بالاتر را بپذیرد، «برند» است.
برند یعنی تصویری که در ذهن مشتری ساختهاید؛ تصویری که به او میگوید:«اینجا خرید مطمئنی خواهی داشت.»
یک برند قوی چهار کار مهم انجام میدهد:
۱️⃣ اعتماد میسازد
اعتماد، ارزشمندترین دارایی هر کسبوکار است.
وقتی مشتری به برند شما اعتماد کند، دیگر فقط قیمت را مقایسه نمیکند؛او احتمال اشتباه کردن را مقایسه میکند.
۲️⃣ ریسک خرید را کاهش میدهد
هر خرید با یک سؤال شروع میشود:
اگر کیفیت خوب نباشد چه؟
اگر پشتیبانی نداشته باشد چه؟
اگر پولم هدر برود چه؟
برند قوی پاسخ این سؤالها را قبل از خرید داده است.
۳️⃣ هویت میفروشد، نه فقط محصول
مردم همیشه کالا نمیخرند؛
گاهی تصویری را میخرند که آن کالا از خودشان میسازد.
به همین دلیل است که بعضی افراد حاضرند برای یک برند خاص چند برابر بیشتر هزینه کنند؛نه به خاطر کارایی بیشتر، بلکه به خاطر احساسی که مالکیت آن برند به آنها میدهد.
۴️⃣ تجربه خلق میکند
بستهبندی،
نحوه پاسخگویی،
سرعت ارسال،
خدمات پس از فروش،
و حتی لحن صحبت کردن با مشتری...
همه اینها بخشی از محصول هستند؛ حتی اگر روی فاکتور نوشته نشوند.
🎯 نتیجه؟
مشتری همیشه ارزانترین گزینه را انتخاب نمیکند.
او گزینهای را انتخاب میکند که بیشترین ارزش ذهنی را برایش ایجاد کرده باشد.
به همین دلیل برندهای قوی:
● کمتر وارد جنگ قیمتی میشوند.
● مشتریان وفادارتری دارند.
● حاشیه سود بالاتری حفظ میکنند.
پس قبل از اینکه قیمت محصولتان را پایین بیاورید، از خودتان یک سؤال بپرسید:
اگر همین امروز قیمت محصولتان ۳۰ درصد بیشتر شود، آیا مشتری همچنان حاضر است از شما خرید کند؟
اگر پاسخ منفی است، احتمالاً مسئله قیمت نیست؛
مسئله «قدرت برند» شماست.
کاب
✅ فرض کنید وارد یک فروشگاه میشوید و دو ساعت تقریباً کاملاً مشابه میبینید.
اولی ۳ میلیون تومان.
دومی ۱۲ میلیون تومان.
بدون اینکه چیزی درباره کیفیت واقعی آنها بدانید، احتمالاً ناخودآگاه تصور میکنید ساعت دوم بهتر است.
اما چرا؟
چون مغز انسان همیشه کیفیت را نمیسنجد؛
گاهی قیمت را بهعنوان میانبر تشخیص کیفیت به کار میگیرد.
در روانشناسی به این پدیده اثر قیمت–کیفیت (Price–Quality Heuristic) میگویند.
وقتی اطلاعات کافی نداریم، ذهنمان از نشانههای ساده برای تصمیمگیری استفاده میکند و قیمت یکی از قدرتمندترین این نشانههاست.
اما نکته مهم اینجاست:
قیمت بالا بهتنهایی فروش نمیآورد.
آنچه باعث میشود مشتری قیمت بالاتر را بپذیرد، «برند» است.
برند یعنی تصویری که در ذهن مشتری ساختهاید؛ تصویری که به او میگوید:«اینجا خرید مطمئنی خواهی داشت.»
یک برند قوی چهار کار مهم انجام میدهد:
۱️⃣ اعتماد میسازد
اعتماد، ارزشمندترین دارایی هر کسبوکار است.
وقتی مشتری به برند شما اعتماد کند، دیگر فقط قیمت را مقایسه نمیکند؛او احتمال اشتباه کردن را مقایسه میکند.
۲️⃣ ریسک خرید را کاهش میدهد
هر خرید با یک سؤال شروع میشود:
اگر کیفیت خوب نباشد چه؟
اگر پشتیبانی نداشته باشد چه؟
اگر پولم هدر برود چه؟
برند قوی پاسخ این سؤالها را قبل از خرید داده است.
۳️⃣ هویت میفروشد، نه فقط محصول
مردم همیشه کالا نمیخرند؛
گاهی تصویری را میخرند که آن کالا از خودشان میسازد.
به همین دلیل است که بعضی افراد حاضرند برای یک برند خاص چند برابر بیشتر هزینه کنند؛نه به خاطر کارایی بیشتر، بلکه به خاطر احساسی که مالکیت آن برند به آنها میدهد.
۴️⃣ تجربه خلق میکند
بستهبندی،
نحوه پاسخگویی،
سرعت ارسال،
خدمات پس از فروش،
و حتی لحن صحبت کردن با مشتری...
همه اینها بخشی از محصول هستند؛ حتی اگر روی فاکتور نوشته نشوند.
🎯 نتیجه؟
مشتری همیشه ارزانترین گزینه را انتخاب نمیکند.
او گزینهای را انتخاب میکند که بیشترین ارزش ذهنی را برایش ایجاد کرده باشد.
به همین دلیل برندهای قوی:
● کمتر وارد جنگ قیمتی میشوند.
● مشتریان وفادارتری دارند.
● حاشیه سود بالاتری حفظ میکنند.
پس قبل از اینکه قیمت محصولتان را پایین بیاورید، از خودتان یک سؤال بپرسید:
اگر همین امروز قیمت محصولتان ۳۰ درصد بیشتر شود، آیا مشتری همچنان حاضر است از شما خرید کند؟
اگر پاسخ منفی است، احتمالاً مسئله قیمت نیست؛
مسئله «قدرت برند» شماست.
کاب
✳️ تفکر استراتژیک در محیط کسبوکار
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
«استراتژی هنر انتخاب مهمترینها و کنار گذاشتن بقیه است؛ نه هنر برنامهریزی برای همه چیز.»
کانال نظرسنجی ایران استراتژیست
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
کانال نظرسنجی ایران استراتژیست
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
✳️ ۲۰ اصل بنیادین حاکم برجهان
بخش اول- همراه با توضیح ومثال های مدیریتی
۱. اصل قانونمندی (Lawfulness)
توضیح: جهان بر اساس قوانین ثابت و قابل پیشبینی عمل میکند. هیچ پدیدهای خارج از چارچوب قوانین طبیعی، اجتماعی یا اقتصادی رخ نمیدهد.
مثال: شرکتی که قوانین مالی، اخلاقی و حقوقی را رعایت نکند، دیر یا زود با جریمه، کاهش اعتبار یا ورشکستگی مواجه میشود.
۲. اصل علیت (Causality)
توضیح: هر رویدادی علت یا عللی دارد و هر تصمیم نیز پیامدهای مشخصی ایجاد میکند.
مثال: کاهش انگیزه کارکنان معمولاً نتیجه ضعف رهبری، نظام جبران خدمت یا فرهنگ سازمانی است، نه یک اتفاق تصادفی.
۳. اصل نظم (Order)
توضیح: تمام سیستمهای پایدار دارای ساختار، نظم و قواعد مشخص هستند. بینظمی، بهرهوری را کاهش میدهد.
مثال: سازمانی که فرآیندهای استاندارد ندارد، زمان و منابع زیادی را هدر میدهد.
۴. اصل تغییر (Change)
توضیح: تغییر، ویژگی دائمی جهان است و هیچ سازمان یا فردی از آن مستثنی نیست.
مثال: شرکتهایی مانند نوکیا و کداک به دلیل مقاومت در برابر تغییر، جایگاه خود را از دست دادند.
۵. اصل بقا (Survival)
توضیح: هر موجود یا سازمان برای ادامه حیات باید توان حفظ و تقویت خود را داشته باشد.
مثال: کسبوکارهایی که در دوران کرونا مدل فعالیت خود را تغییر دادند، توانستند به بقای خود ادامه دهند.
۶. اصل سازگاری (Adaptation)
توضیح: بقا تنها با انطباق با شرایط جدید امکانپذیر است.
مثال: بانکهایی که خدمات دیجیتال را توسعه دادند، مشتریان بیشتری جذب کردند.
۷. اصل تکامل (Evolution)
توضیح: رشد و پیشرفت بهصورت تدریجی و مستمر رخ میدهد، نه یکباره.
مثال: سازمانهای یادگیرنده هر سال فرآیندهای خود را اندکی بهبود میدهند و در بلندمدت پیشرو میشوند.
۸. اصل تعادل (Balance)
توضیح: پایداری زمانی ایجاد میشود که میان عوامل مختلف تعادل برقرار باشد.
مثال: تمرکز صرف بر سود بدون توجه به کارکنان، در بلندمدت سازمان را دچار بحران میکند.
۹. اصل بقای ماده و انرژی (Conservation of Matter and Energy)
توضیح: هیچ چیز از بین نمیرود؛ بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود.
مثال: در سازمان نیز دانش کارکنان از بین نمیرود؛ اگر مستندسازی نشود، فقط از دسترس سازمان خارج میشود.
۱۰. اصل وابستگی متقابل (Interdependence)
توضیح: هیچ فرد یا سازمانی مستقل از دیگران نیست و موفقیت حاصل تعامل مؤثر است.
مثال: اختلال در زنجیره تأمین یک قطعه، میتواند کل خط تولید را متوقف کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
بخش اول- همراه با توضیح ومثال های مدیریتی
۱. اصل قانونمندی (Lawfulness)
توضیح: جهان بر اساس قوانین ثابت و قابل پیشبینی عمل میکند. هیچ پدیدهای خارج از چارچوب قوانین طبیعی، اجتماعی یا اقتصادی رخ نمیدهد.
مثال: شرکتی که قوانین مالی، اخلاقی و حقوقی را رعایت نکند، دیر یا زود با جریمه، کاهش اعتبار یا ورشکستگی مواجه میشود.
۲. اصل علیت (Causality)
توضیح: هر رویدادی علت یا عللی دارد و هر تصمیم نیز پیامدهای مشخصی ایجاد میکند.
مثال: کاهش انگیزه کارکنان معمولاً نتیجه ضعف رهبری، نظام جبران خدمت یا فرهنگ سازمانی است، نه یک اتفاق تصادفی.
۳. اصل نظم (Order)
توضیح: تمام سیستمهای پایدار دارای ساختار، نظم و قواعد مشخص هستند. بینظمی، بهرهوری را کاهش میدهد.
مثال: سازمانی که فرآیندهای استاندارد ندارد، زمان و منابع زیادی را هدر میدهد.
۴. اصل تغییر (Change)
توضیح: تغییر، ویژگی دائمی جهان است و هیچ سازمان یا فردی از آن مستثنی نیست.
مثال: شرکتهایی مانند نوکیا و کداک به دلیل مقاومت در برابر تغییر، جایگاه خود را از دست دادند.
۵. اصل بقا (Survival)
توضیح: هر موجود یا سازمان برای ادامه حیات باید توان حفظ و تقویت خود را داشته باشد.
مثال: کسبوکارهایی که در دوران کرونا مدل فعالیت خود را تغییر دادند، توانستند به بقای خود ادامه دهند.
۶. اصل سازگاری (Adaptation)
توضیح: بقا تنها با انطباق با شرایط جدید امکانپذیر است.
مثال: بانکهایی که خدمات دیجیتال را توسعه دادند، مشتریان بیشتری جذب کردند.
۷. اصل تکامل (Evolution)
توضیح: رشد و پیشرفت بهصورت تدریجی و مستمر رخ میدهد، نه یکباره.
مثال: سازمانهای یادگیرنده هر سال فرآیندهای خود را اندکی بهبود میدهند و در بلندمدت پیشرو میشوند.
۸. اصل تعادل (Balance)
توضیح: پایداری زمانی ایجاد میشود که میان عوامل مختلف تعادل برقرار باشد.
مثال: تمرکز صرف بر سود بدون توجه به کارکنان، در بلندمدت سازمان را دچار بحران میکند.
۹. اصل بقای ماده و انرژی (Conservation of Matter and Energy)
توضیح: هیچ چیز از بین نمیرود؛ بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود.
مثال: در سازمان نیز دانش کارکنان از بین نمیرود؛ اگر مستندسازی نشود، فقط از دسترس سازمان خارج میشود.
۱۰. اصل وابستگی متقابل (Interdependence)
توضیح: هیچ فرد یا سازمانی مستقل از دیگران نیست و موفقیت حاصل تعامل مؤثر است.
مثال: اختلال در زنجیره تأمین یک قطعه، میتواند کل خط تولید را متوقف کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه