مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ شنیدن، فقط سکوت کردن نیست!

✅ بسیاری از مدیران فکر می‌کنند شنونده خوبی هستند؛
اما واقعیت این است که گاهی هنگام صحبت کردن کارمند، به‌جای «گوش دادن»، مشغول آماده‌کردن پاسخ خودمان هستیم!

مرکز رهبری خلاق (CCL) در مقاله‌ای جدید، گوش‌دادن فعال (Active Listening) را یکی از مهارت‌های کلیدی رهبران می‌داند.

■ اما یک نکته مهم‌تر وجود دارد:

«گوش دادن واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از شنیدن، اقدامی انجام شود.»

CCL
شش مهارت اصلی گوش‌دادن فعال را پیشنهاد می‌کند:

۱. توجه کن | Pay Attention
وسط صحبت، جواب آماده نکن؛ واقعاً حضور داشته باش.

۲. قضاوت را متوقف کن | Withhold Judgment
قبل از اینکه مخالفت یا راه‌حل ارائه کنی، سعی کن دیدگاه طرف مقابل را بفهمی.

۳. بازتاب بده | Reflect
بگو: «اگر درست متوجه شده باشم، منظورت این است که...»

۴. شفاف‌سازی کن | Clarify
به‌جای حدس زدن، سؤال بپرس:
«دقیقاً منظورت از این مشکل چیست؟»

۵. خلاصه کن | Summarize
در پایان بگو:
«پس اگر درست فهمیده باشم، مسئله اصلی این است...»

۶. بعداً نظر بده | Share
اول بفهم، بعد نظر بده.
اول فهمیدن؛ بعد فهمانیدن.

اما شاید مهم‌ترین درس مقاله این باشد:

👂 Listening ≠ Hearing

کارمند ممکن است با مدیرش صحبت کند، مدیر هم کاملاً مؤدبانه گوش بدهد؛
اما اگر هیچ اتفاقی بعد از آن نیفتد، کارمند ممکن است احساس کند اصلاً شنیده نشده است.

بنابراین:

شنیدن + اقدام = اعتماد

و اینجاست که گوش‌دادن از یک مهارت ارتباطی ساده، به یک قابلیت رهبری تبدیل می‌شود.

🎯 تمرین مدیر امروز:

در گفت‌وگوی بعدی با یکی از اعضای تیم، قبل از ارائه راه‌حل فقط این سه سؤال را بپرسید:

«بیشتر توضیح می‌دهی؟»
«فکر می‌کنی ریشه اصلی مسئله چیست؟»
«خودت چه راه‌حلی پیشنهاد می‌کنی؟»

گاهی بهترین راه‌حل، چیزی نیست که مدیر می‌گوید؛
چیزی است که با خوب گوش دادن، از خودِ تیم بیرون می‌آورد.

📚 منبع: Center for Creative Leadership (CCL), Active Listening Techniques: Best Practices for Leaders, 2025

"مشاهده مقاله اصلی CCL" (https://reference-url-citation.invalid/0)
درس‌های ضروری مدیر
✳️ چهار روش برای بازخورد گرفتن

✅ از کارمندان خود بازخوردهای مهم و صادقانه بگیرید.چندی پیش در نشستی شرکت کردم که در آن مدیر جدیدی برای کارکنان بخش خود سخنرانی می‌کرد. او در مقدمه صحبت‌هایش گفت: «یکی از چیزهایی که در من پیدا خواهیدکرد این است که بسیار خویشتن آگاه و بازخورد گرفتن در من بالاست»این در حالی بود که من از گوشه و کنار سالن حالت تعجب رادرچشمان شنوندگان می‌دیدم.طی سی سالی که در حال کار کردن با رهبران هستم بارها و بارها شنیده‌ام که آن‌ها خود را آگاه و خویشتن آگاه می‌نامنداما خویشتن آگاه نامیدن خود به معنای این نیست که شما واقعاً خویشتن آگاه هستید درحالی‌که همه ما می‌دانیم که آگاه بودن نسبت به خویشتن منجر به بهبود عملکرد تیم می‌شود،اما تحقیقات حاکی از آن است که بیشتر افراد در کار این آگاهی راازخودنشان نمی‌دهند.بعد از سخنرانی این مدیر من خودم را معرفی کردم وباکنجکاوی از او پرسیدم که:«شما برای رسیدن به این خویشتن آگاهی و پذیرش بازخوردچه کاری انجام می‌دهید؟»او در مقابل گفت:«یکی ازاولویت‌های هرساله من بازخورد گرفتن ۳۶۰ است.»اینجا می‌توانید درباره بازخورد ۳۶۰ درجه بیشتر بخوانیدو من در ادامه پرسیدم که: «با توجه به گرفتن بازخوردچه بهبودهایی در کارتان حاصل شده است؟» او گفت: «خب برای نمونه سال گذشته من بازخوردهایی گرفتم مبنی بر اینکه جلسات گفتگوی ما بسیار طولانی است ومن زمان۳۰دقیقه از آن کاستم»اینجا دقیقاً همان‌جایی بود که نگاه‌های حضار کاملاًمحسوس و متعجب بود.خوشبختانه لازم نیست که شماحتماً بازخوردهای رسمی۳۶۰درجه‌ای دریافت کنید تا بتوانید بفهمید دیگران شما را به‌عنوان رهبر چگونه می‌بینند؛اگر واقعاً بخواهید دریابید که دیگران چگونه به شما نگاه می‌کنند،این چهار مورد را به کار بگیرید:
1⃣از همکارانتان درخواست بازخورد کنید.رایج‌ترین راه برای درک اینکه دیگران درباره شما چطور فکر می‌کنند، این است که از آن‌ها سؤال بپرسید. اگر شما درخواستی در این زمینه نداشته باشید به‌احتمال بسیار زیاد حقایق زیادی درباره این‌که کار کردن با شما به چه معنایی است هم دریافت نخواهید کرد.بی‌خبری لزوماً به معنای خوش‌خبری نیست.چه درجلسات گروهی یا جلسات فردی لازم است که دیگران احساس امنیت کنند و بتوانند راحت بازخورد دهند اگر شما به‌طور منظم نظرات مخالف را دریافت نمی‌کنید یا دغدغه‌های دیگران رادرباره کارهایی انجام می‌دهید یا به عهده گرفته‌اید،نمی‌شنوید جای نگرانی است.رهبرانی که من با آنان کار می‌کنم پس از جلساتی که مسائل و تصمیمات دشواردرآن مطرح می‌شود،سوالاتی را مطرح می‌کنند:«چه احساسی در این مورد داشتید و چه چیزی را من بهتر می‌توانستم انجام دهم»دراین صورت است که تیم متوجه می‌شود که رهبر واقعاً به دنبال گرفتن نظرات و پذیرش مهربانانه آن است. تکیه بیش‌ازحدی به فرآیند بازخورد ۳۶۰ درجه شده است و ازآنجایی‌که در این نوع بازخورد گرفتن افراد به شکل ناشناس پاسخ می‌دهند،این کار موجب شده جای صحبت‌ها خالی بماند درعین‌حال که هرگونه تبادل بازخورد بین رهبران و پیروهای آنان باید به تحکیم روابط بیانجامد و نه به آنکه آن را سخت‌تر کند
2⃣سرنخ‌های غیرکلامی را در بازخورد گرفتن دنبال کنید
بازخورد گرفتن ظرافت‌های خاص خود را دارد. افراد دائماً از طریق سرنخ‌های غیرکلامی درباره احساس خود نسبت به شما اطلاعات می‌دهند درحالی‌که ممکن است افراد بازخوردهای کلامی را پیش خود نگاه دارند، چهره‌ها و بدن‌های آنان داستان متفاوتی را بازگو می‌کند.اگرشما یاد بگیرید که این سرنخ‌ها را بخوانید،سیلی از اطلاعات را درباره خود دریافت خواهید کرد.بیش از ۶۵ درصد از روابط بین فردی،غیرکلامی هستند بنابراین تشخیص تضاد میان گفتار و کردار می‌تواندبه شکل فزاینده‌ای به شما این توانایی رابدهد که ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.زمانی که افراد به پایین نگاه می‌کنند یااز تماس چشمی با شما اجتناب می‌کنند زمانی که یک همکار ناگهانی ساکت می‌شود یا زمانی که یک همکار میانه‌رو حالت دفاعی به خود می‌گیرد، حواس خودتان را جمع کنید
3⃣متوجه باشید که داستان را چگونه روایت می‌کنید
ما به شکل طبیعی می‌خواهیم همه‌چیز را به شکلی مثبت تفسیر کنیم.به روایت درونی خودازآنچه در پیرامونتان در حال اتفاق افتادن است توجه کنید.اگر این صدادرحال متقاعد کردن شماست که همه‌چیز خوب عالی است گامی فراتر بگذاریدوروند را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید.توجه داشته باشید که صدایی که در سرتان مشغول به صحبت کردن است قصد دارد که خودراتوجیه کند یا تسکین دهد،جملاتی مانند این‌که«فکر می‌کنم همه‌چیز خوب پیش رفت،پس چرا هیچ‌کسی سوالی نداشت» یا این مساله که «آن‌ها حتماً درک می‌کنند که من گاهی کمی بی‌تاب می‌شوم اما می‌دانند که به آن‌ها واقعاً اهمیت می‌دهم.»،یا«نمی‌توانم باور کنم که آن‌ها فکر می‌کنند من بی‌حوصله هستم»
ادامه ازقبل👆
خودتان را مجبور کنید که سایر تفسیرها را نیز در نظر بگیرید.شایدآن‌هادرک نمی‌کنند که چرا شما بی‌تاب یا بی‌حوصله می‌شوید.البته مراقب باشید که بیش‌ازحد خودتان را هم نقدنکنید.هدف شما رسیدن به یک چشم‌انداز متوازن وآگاهانه است،هدف نه حمایت و نه آسیب رساندن به خود است
4⃣محرک‌هایتان را شناسایی و از دیگران بخواهید آن‌ها را بیان کنند.همه رهبران نقاط ضعفی دارند.برخی رهبران در مواجه با اشتباهات رفتارهای تدافعی ازخود نشان می‌دهند،برخی دیگر کنایه‌گو یا انفعالی- پرخاشگر می‌شوند وبرخی دیگر زمانی که همه‌چیز به‌درستی حرکت نمی‌کند،به‌شدت بی‌تاب می‌شوند.درهرصورت رهبران خویشتن آگاه نقاط ضعف خود را می‌دانند و به دیگران اجازه می‌دهند که از آن‌ها اسم ببرند
▪︎بازخورد گرفتن مهارت‌های ویژه‌ای می‌طلبد. داده‌های فراوانی در دسترس است که شما بتوانید خود را در مقام رهبر و از نگاه بیرونی ببینید. مؤثر باشید و تنها بر بازخوردهای ۳۶۰ درجه متکی نباشید و اطلاعات موجود را از تمام مسیرهای ممکن به دست آورید.
✳️ بودجه فقط یک جدول مالی نیست؛ ترجمان واقعی اولویت‌های سازمان است.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که بودجه‌ریزی سنتی، تصمیم‌های گذشته را تثبیت می‌کند، سهم واحدها را دست‌نخورده نگه می‌دارد و امکان جابه‌جایی منابع به سمت اولویت‌های جدید را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، استراتژی تغییر می‌کند؛ اما بودجه همچنان در گذشته می‌ماند.
برای تبدیل بودجه به ابزار اجرای استراتژی، سازمان‌ها باید:
بودجه را به انتخاب‌های راهبردی متصل کنند، از پیش‌بینی‌های غلتان استفاده کنند، سناریوهای مختلف را هم‌زمان بسنجند و منابع را در طول سال متناسب با تغییر اولویت‌ها بازتخصیص دهند.
بودجه مؤثر، یک سند ثابت سالانه نیست؛ سیستمی پویاست که باید به تصمیم‌گیری سریع‌تر، انعطاف بیشتر و اجرای بهتر استراتژی کمک کند.
در سازمان شما، بودجه بیشتر حامی استراتژی است یا مانع اجرای آن؟

برگرفته از مقاله:
Your budget is killing your strategy—here are four ways to fix it
29 مه 2026 | McKinsey
ذهن را بخوانید؟
✳️ مدیران حرفه‌ای قبل از واکنش، داستان ذهن‌شان را بررسی می‌کنند.

گاهی چیزی که ما را عصبانی، ناامید یا ناراحت می‌کند، خودِ اتفاق نیست؛ تفسیری است که از آن اتفاق ساخته‌ایم.

یک مثال ساده:

کارمندتان در جلسه دیر می‌رسد.

🔹 تفسیر اول: «برای جلسه من احترام قائل نیست.»
→ احساس: خشم
→ رفتار: برخورد تند

🔹 تفسیر دوم: «شاید اتفاقی برایش افتاده.»
→ احساس: نگرانی
→ رفتار: پرسیدن و گفت‌وگو

📌 داده یکی است؛ داستان متفاوت است؛ احساس و رفتار هم متفاوت می‌شود.

۴ گام برای رهایی از واکنش‌های هیجانی:

1️⃣ الگو را تشخیص بده
چه زمانی دوباره در همان واکنش همیشگی گرفتار می‌شوی؟

2️⃣ فکر و احساس را نام‌گذاری کن
به‌جای «او بی‌احترام است» بگو:
«من دارم فکر می‌کنم که او بی‌احترام است.»

3️⃣ مکث کن
احساس را بپذیر، اما فوراً بر اساس آن عمل نکن.

4️⃣ بر اساس ارزش‌هایت عمل کن
از خودت بپرس:
«اگر بخواهم همان رهبری باشم که می‌خواهم، الان چگونه رفتار می‌کنم؟»

💡 یک اصل مهم رهبری:
Strong Opinions, Weakly Held

یعنی نظر قوی داشته باش؛ اما آن را آن‌قدر محکم نگیر که حاضر نباشی با شواهد جدید تغییرش بدهی.

🎯 مدیران ضعیف سریع واکنش نشان می‌دهند؛
🎯 مدیران حرفه‌ای بین «محرک» و «واکنش» مکث ایجاد می‌کنند.

سؤال امروز:
آخرین باری که از رفتار یک همکار عصبانی شدید، چه «داستانی» در ذهن خودتان درباره او ساخته بودید؟

📚 منبع: Harvard Business Publishing — From Emotional Triggers to Values-Based Leadership, 2025
❤1