This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقوش ونمادهای پارسی؟!
✳️ اثر شروع تازه
Fresh Start Effect
✅ بوی ماه مهر همیشه بوی کاغذ نو،دفترهای سفید و توهمِ یک «منِ جدید» را با خود میآورد. ما از کودکی شرطی شدهایم که با نزدیک شدن به اول مهر، شنبهها یا سال نو، احساس کنیم قرار است به صورت جادویی تبدیل به آدمهای منظمتر و موفقتری شویم.
اما یک پارادوکس بیرحمانه وجود دارد: خریدن یک دفتر تمیز، هرگز انضباط را به ما تزریق نمیکند. مرتب کردن میز کار، هرگز به معنای انجام دادن کار نیست. ما با این اقدامات نمایشی، فقط به سیستم پاداشِ مغز باج میدهیم تا احساس عذاب وجدان را موقتاً خاموش کند.
تغییر، هیچ زیبایی و زرق و برقی ندارد. تغییر با خطکشهای دقیق هندسی رسم نمیشود؛ تغییر، دست کردنِ دستکشهای کارگری، نوشتن با مدادهای جویده شده و قدم برداشتن با کفشهای خاکی در همین امروزی است که شاید اصلا اول مهر یا شنبه هم نباشد.
Fresh Start Effect
✅ بوی ماه مهر همیشه بوی کاغذ نو،دفترهای سفید و توهمِ یک «منِ جدید» را با خود میآورد. ما از کودکی شرطی شدهایم که با نزدیک شدن به اول مهر، شنبهها یا سال نو، احساس کنیم قرار است به صورت جادویی تبدیل به آدمهای منظمتر و موفقتری شویم.
در روانشناسی شناختی به این رفتار «اثر شروع تازه»
(Fresh Start Effect) میگویند.ذهن ما عاشق نقاط عطف تقویمی است.ما برای اینکه به خودمان ثابت کنیم تغییر کردهایم، به جای اصلاح عادتهای سخت، به خریدن وسایل نو (دفتر، خودکار، تقویم و دورههای آموزشی جدید) پناه میبریم.
اما یک پارادوکس بیرحمانه وجود دارد: خریدن یک دفتر تمیز، هرگز انضباط را به ما تزریق نمیکند. مرتب کردن میز کار، هرگز به معنای انجام دادن کار نیست. ما با این اقدامات نمایشی، فقط به سیستم پاداشِ مغز باج میدهیم تا احساس عذاب وجدان را موقتاً خاموش کند.
تغییر، هیچ زیبایی و زرق و برقی ندارد. تغییر با خطکشهای دقیق هندسی رسم نمیشود؛ تغییر، دست کردنِ دستکشهای کارگری، نوشتن با مدادهای جویده شده و قدم برداشتن با کفشهای خاکی در همین امروزی است که شاید اصلا اول مهر یا شنبه هم نباشد.
👍1
تصمیمی_برای_شروع_نکردن،_مقدمه_ای_برای_آشنایی_با_دپارتمان_مدیریت.pdf
4.2 MB
✳️ آیا همهی پروژههایی که «میتوانیم» انجام دهیم، پروژههایی هستند که «باید» انجام دهیم؟
✅ خیلی وقتها مهمترین تصمیم یک مدیر پروژه، تصمیم به شروعنکردن است؛ پیش از آنکه منابع، زمان و اعتبار سازمان صرف پروژهای اشتباه شود.
✅ خیلی وقتها مهمترین تصمیم یک مدیر پروژه، تصمیم به شروعنکردن است؛ پیش از آنکه منابع، زمان و اعتبار سازمان صرف پروژهای اشتباه شود.
✳️👆 راهکارهایی چند برای متقاعدسازی در مذاکرات
✅ چگونه با انتخاب هوشمندانه سبک متقاعدسازی، احتمال توافق را افزایش دهیم؟
● متقاعدسازی در مذاکره صرفاً به معنای «قانع کردن طرف مقابل» نیست؛ بلکه فرایندی است برای تغییر یا تقویت ادراک، نگرش و تصمیم طرف مقابل بهگونهای که پیشنهاد ما برای او منطقی، قابلاعتماد و ارزشمند به نظر برسد.
● نکته مهم این است که یک سبک واحد برای همه مذاکرات وجود ندارد. اثربخشی روش متقاعدسازی به عواملی مانند نوع مذاکره، قدرت طرفین، رابطه موجود، میزان اعتماد، اطلاعات در دسترس، فوریت تصمیم و ویژگیهای شخصیتی مذاکرهکنندگان بستگی دارد.
● بنابراین، مذاکرهکننده حرفهای کسی نیست که فقط در یک سبک مهارت داشته باشد؛ بلکه کسی است که بتواند سبک مناسب را در زمان مناسب انتخاب و در صورت نیاز چند سبک را ترکیب کند.
۱. رویکرد منطقی؛ وقتی «داده» باید تصمیم را بسازد
در رویکرد منطقی، مذاکرهکننده تلاش میکند تصمیم طرف مقابل را از طریق شواهد، دادهها، تحلیل، منطق اقتصادی و استدلال علت و معلولی تحت تأثیر قرار دهد.در این روش، به جای اینکه صرفاً بگوییم:
◀️ «این پیشنهاد برای سازمان بهتر است.»
نشان میدهیم:
«بر اساس دادههای موجود، این گزینه هزینه کمتر، بازده بیشتر و ریسک پایینتری دارد.»
● ابزارهای اصلی رویکرد منطقی
دادههای مالی و عملیاتی
مقایسه گزینهها
تحلیل هزینه ـ فایده
شاخصهای عملکرد
شواهد و سوابق قبلی
سناریوهای مختلف
تحلیل ریسک
محاسبه بازگشت سرمایه
مطالعات تطبیقی
چه زمانی این رویکرد مناسبتر است؟
وقتی طرف مقابل:
تصمیمگیری تحلیلی دارد؛
به شواهد و مستندات اهمیت میدهد؛
مسئولیت رسمی تصمیم را بر عهده دارد؛
با ریسک بالایی مواجه است؛
یا باید تصمیم خود را برای دیگران توجیه کند.
● مثال مدیریتی
فرض کنید مدیرعامل میخواهد هیئتمدیره را برای خرید یک شرکت دیگر متقاعد کند.
به جای تأکید کلی بر مزایای خرید، میتواند نشان دهد:
خرید شرکت ⬅️ افزایش ظرفیت ⬅️ کاهش هزینه واحد ⬅️افزایش سهم بازار ⬅️ رشد سودآوری
و سپس این ادعا را با دادههای مالی و سناریوهای مختلف پشتیبانی کند.
● محدودیت
منطق بهتنهایی همیشه کافی نیست.
ممکن است پیشنهاد شما از نظر اقتصادی کاملاً منطقی باشد، اما طرف مقابل به دلیل ترس، بیاعتمادی، تجربه قبلی یا نگرانی از پیامدهای شخصی آن را نپذیرد.
بنابراین: داده میتواند ذهن را قانع کند، اما الزاماً احساس امنیت ایجاد نمیکند.
✅ چگونه با انتخاب هوشمندانه سبک متقاعدسازی، احتمال توافق را افزایش دهیم؟
● متقاعدسازی در مذاکره صرفاً به معنای «قانع کردن طرف مقابل» نیست؛ بلکه فرایندی است برای تغییر یا تقویت ادراک، نگرش و تصمیم طرف مقابل بهگونهای که پیشنهاد ما برای او منطقی، قابلاعتماد و ارزشمند به نظر برسد.
● نکته مهم این است که یک سبک واحد برای همه مذاکرات وجود ندارد. اثربخشی روش متقاعدسازی به عواملی مانند نوع مذاکره، قدرت طرفین، رابطه موجود، میزان اعتماد، اطلاعات در دسترس، فوریت تصمیم و ویژگیهای شخصیتی مذاکرهکنندگان بستگی دارد.
● بنابراین، مذاکرهکننده حرفهای کسی نیست که فقط در یک سبک مهارت داشته باشد؛ بلکه کسی است که بتواند سبک مناسب را در زمان مناسب انتخاب و در صورت نیاز چند سبک را ترکیب کند.
۱. رویکرد منطقی؛ وقتی «داده» باید تصمیم را بسازد
در رویکرد منطقی، مذاکرهکننده تلاش میکند تصمیم طرف مقابل را از طریق شواهد، دادهها، تحلیل، منطق اقتصادی و استدلال علت و معلولی تحت تأثیر قرار دهد.در این روش، به جای اینکه صرفاً بگوییم:
◀️ «این پیشنهاد برای سازمان بهتر است.»
نشان میدهیم:
«بر اساس دادههای موجود، این گزینه هزینه کمتر، بازده بیشتر و ریسک پایینتری دارد.»
● ابزارهای اصلی رویکرد منطقی
دادههای مالی و عملیاتی
مقایسه گزینهها
تحلیل هزینه ـ فایده
شاخصهای عملکرد
شواهد و سوابق قبلی
سناریوهای مختلف
تحلیل ریسک
محاسبه بازگشت سرمایه
مطالعات تطبیقی
چه زمانی این رویکرد مناسبتر است؟
وقتی طرف مقابل:
تصمیمگیری تحلیلی دارد؛
به شواهد و مستندات اهمیت میدهد؛
مسئولیت رسمی تصمیم را بر عهده دارد؛
با ریسک بالایی مواجه است؛
یا باید تصمیم خود را برای دیگران توجیه کند.
● مثال مدیریتی
فرض کنید مدیرعامل میخواهد هیئتمدیره را برای خرید یک شرکت دیگر متقاعد کند.
به جای تأکید کلی بر مزایای خرید، میتواند نشان دهد:
خرید شرکت ⬅️ افزایش ظرفیت ⬅️ کاهش هزینه واحد ⬅️افزایش سهم بازار ⬅️ رشد سودآوری
و سپس این ادعا را با دادههای مالی و سناریوهای مختلف پشتیبانی کند.
● محدودیت
منطق بهتنهایی همیشه کافی نیست.
ممکن است پیشنهاد شما از نظر اقتصادی کاملاً منطقی باشد، اما طرف مقابل به دلیل ترس، بیاعتمادی، تجربه قبلی یا نگرانی از پیامدهای شخصی آن را نپذیرد.
بنابراین: داده میتواند ذهن را قانع کند، اما الزاماً احساس امنیت ایجاد نمیکند.