Forwarded from آموزه های سازمانی
۲۰ علامت بلوغ عاطفی از زبان "آلن دو باتن"
🔺میدانید بیشتر بدرفتاری آدمهای اطرافتان ریشه در اضطراب و ترسشان دارد؛ پس دنیا دیگر برایتان پر از هیولا نیست.
🔺یاد میگیرید آدمها بطور خودکار از محتویات مغر شما اطلاع ندارند. پس حرف میزنید و دیگران را سرزنش نمیکنید که درکتان نمیکنند.
🔺یاد میگیرید که شما هم اشتباه میکنید. پس معذرتخواهی میکنید.
🔺اعتماد بهنفس را یاد میگیرید. نه اینکه فوقالعاده هستید! خیر. در واقع پی میبرید که همه ما ابله و ترسو و سرگردان هستیم. همه ما با آزمون و خطا زندگی میکنیم؛ و این عیبی هم ندارد.
🔺والدینتان را میبخشید. آنها هم درگیر ترس و اضطرابهای خودشان هستند.
🔺میفهمید یک مسئله مهم را پیش نکشید مگر خودتان و طرف مقابل استراحت کرده باشید، مست نباشید، غذا خورده باشید، و استرس یا عجله نداشته باشید.
🔺قهر نمیکنید. یادتان نمیرود که یک روز میمیرید؛ پس حرف میزنید و میبخشید.
🔺دست از کمالگرایی برمیدارید. هیچ چیزی بینقص نیست؛ از "به اندازه کافی خوب بودن" قدردانی میکنید.
🔺یاد میگیرید بدبین بودن درباره نتایج امور، یک فضیلت است.
🔺میفهمید نقاط ضعف آدمها با نقاط قوتشان گره خورده است. مثلا دیگر از کسی که شلخته است ناراحت نمیشوید، چون میدانید در ازای آن شاید فردی خلّاق باشد.
🔺به آسانی عاشق نمیشوید. همه هرچقدر هم از دور برازنده و دلپذیر باشند، از نزدیک مشکلات خودشان را دارند. پس وفادار میمانید.
🔺میفهمید زندگی کردن با شما آسان نیست.
🔺یاد میگیرید خودتان را به خاطر خطاها و حماقتهایتان ببخشید و بیشتر با خودتان رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمق هستیم.
🔺یاد میگیرید با کلهشقیهای بچگانهتان که هرگز هم از بین نمیروند به صلح برسید. تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید؛ همه ما بچهایم.
🔺برای شادی درازمدت به پروژه های بلندمدت دل نمیبندید. اگر دمی بی دردسر سپری بشود هم خوشحالتان میکند.
🔺دیگر برایتان مهم نیست بقیه راجع به شما چه فکر میکنند.
🔺بازخورد دیگران را راحتتر میپذیرید و در برابر انتقادها زره نمیپوشید.
🔺میفهمید که باید دیدِ خودتان را نسبت به دردهایتان وسیع کنید. بیشتر به طبیعت و آسمانِ شب و کهکشانهای دور توجه میکنید.
🔺میفهمید گذشتهای که داشتید، در پاسخ دادنِ شما به واقع تاثیر دارد. میپذیرید به دلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستان نگاه میکنید.
🔺دوست بهتری میشوید چون میدانید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیریها.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
🔺میدانید بیشتر بدرفتاری آدمهای اطرافتان ریشه در اضطراب و ترسشان دارد؛ پس دنیا دیگر برایتان پر از هیولا نیست.
🔺یاد میگیرید آدمها بطور خودکار از محتویات مغر شما اطلاع ندارند. پس حرف میزنید و دیگران را سرزنش نمیکنید که درکتان نمیکنند.
🔺یاد میگیرید که شما هم اشتباه میکنید. پس معذرتخواهی میکنید.
🔺اعتماد بهنفس را یاد میگیرید. نه اینکه فوقالعاده هستید! خیر. در واقع پی میبرید که همه ما ابله و ترسو و سرگردان هستیم. همه ما با آزمون و خطا زندگی میکنیم؛ و این عیبی هم ندارد.
🔺والدینتان را میبخشید. آنها هم درگیر ترس و اضطرابهای خودشان هستند.
🔺میفهمید یک مسئله مهم را پیش نکشید مگر خودتان و طرف مقابل استراحت کرده باشید، مست نباشید، غذا خورده باشید، و استرس یا عجله نداشته باشید.
🔺قهر نمیکنید. یادتان نمیرود که یک روز میمیرید؛ پس حرف میزنید و میبخشید.
🔺دست از کمالگرایی برمیدارید. هیچ چیزی بینقص نیست؛ از "به اندازه کافی خوب بودن" قدردانی میکنید.
🔺یاد میگیرید بدبین بودن درباره نتایج امور، یک فضیلت است.
🔺میفهمید نقاط ضعف آدمها با نقاط قوتشان گره خورده است. مثلا دیگر از کسی که شلخته است ناراحت نمیشوید، چون میدانید در ازای آن شاید فردی خلّاق باشد.
🔺به آسانی عاشق نمیشوید. همه هرچقدر هم از دور برازنده و دلپذیر باشند، از نزدیک مشکلات خودشان را دارند. پس وفادار میمانید.
🔺میفهمید زندگی کردن با شما آسان نیست.
🔺یاد میگیرید خودتان را به خاطر خطاها و حماقتهایتان ببخشید و بیشتر با خودتان رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمق هستیم.
🔺یاد میگیرید با کلهشقیهای بچگانهتان که هرگز هم از بین نمیروند به صلح برسید. تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید؛ همه ما بچهایم.
🔺برای شادی درازمدت به پروژه های بلندمدت دل نمیبندید. اگر دمی بی دردسر سپری بشود هم خوشحالتان میکند.
🔺دیگر برایتان مهم نیست بقیه راجع به شما چه فکر میکنند.
🔺بازخورد دیگران را راحتتر میپذیرید و در برابر انتقادها زره نمیپوشید.
🔺میفهمید که باید دیدِ خودتان را نسبت به دردهایتان وسیع کنید. بیشتر به طبیعت و آسمانِ شب و کهکشانهای دور توجه میکنید.
🔺میفهمید گذشتهای که داشتید، در پاسخ دادنِ شما به واقع تاثیر دارد. میپذیرید به دلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستان نگاه میکنید.
🔺دوست بهتری میشوید چون میدانید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیریها.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا با پایان تعطیلات عزا می گیریم؟
قضیه غم غروب جمعه ها...
ترجمه و صدا: دکتر ایمان فانی
قضیه غم غروب جمعه ها...
ترجمه و صدا: دکتر ایمان فانی
✳️... چهار نفر بودند اسمشان اینها بود:
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که "یک کسی" این کار را به انجام می رساند، "هرکسی" می توانست این کار را بکند ولی "هیچ کس" اینکار را نکرد. "یک کسی" عصبانی شد چرا که این کار کار "همه کس" بود اما "هیچ کس" متوجه نبود که "همه کس" این کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان این طوری شد "هرکسی"، "یک کسی" را سرزنش کرد که چرا "هیچ کس" کاری را نکرد که "همه کس" می توانست انجام بدهد!؟
حالا ما جزء کدامشان هستیم ؟! ...
ابتهاج
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که "یک کسی" این کار را به انجام می رساند، "هرکسی" می توانست این کار را بکند ولی "هیچ کس" اینکار را نکرد. "یک کسی" عصبانی شد چرا که این کار کار "همه کس" بود اما "هیچ کس" متوجه نبود که "همه کس" این کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان این طوری شد "هرکسی"، "یک کسی" را سرزنش کرد که چرا "هیچ کس" کاری را نکرد که "همه کس" می توانست انجام بدهد!؟
حالا ما جزء کدامشان هستیم ؟! ...
ابتهاج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیاست های کلان توسعه چین را مبتنی برمقالات تحقیقاتی ببینید؟!