مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
https://hdr.undp.org/data-center/specific-country-data#/countries/IRN
شاخص توسعه منابع انسانی ایران۱۹۹۰-۲۰۲۱
HDI
Human Development Index
Forwarded from جامعه مدنی
🔳⭕️ چگونه غارتگری در ایران رواج یافت؟
دکتر احمد میدری، پژوهشگر

از دست‌دادن علی رضاقلی [که او را با جامعه شناسی نخبه کشی اش می شناسیم ] جبران‌ناپذیر است. به قول شریعتی از محصولات سری‌دوزی خدا نبود. از آنها بود که خدا پس از خلقتش بر خودش بالید. او در توضیح علت سرودن شاهنامه می‌گفت صد نفر از اندیشمندان از او خواستند تا راهی برای بازگشت عظمت ایران بیابد. شاهنامه پاسخ فردوسی برای یافتن مسیر اعتلای ایران بود. مسئله رضاقلی همان مسئله فردوسی بود و در شاهنامه به دنبال همین سؤال می‌گشت. نمی‌شناسم کسی را که دغدغه توسعه ایران را داشته باشد و مانند علی رضاقلی در شاهنامه غور کرده باشد.

او با مطالعه تاریخ و ادبیات ادوار مختلف ایران علت عدم توسعه ایران را ناامنی می‌دانست. ناامنی تنها تجاوز بیگانه به یک کشور یا شورش و سرقت نیست؛ بلکه ناامنی پیش‌بینی‌ناپذیری رفتار صاحبان قدرت است. او بر این باور بود که تداوم ناامنی، فرهنگی خاص در ایرانیان خلق کرده است که نسل اندر نسل باقی مانده و بر روح ایرانیان مسلط شده است. معرفی ناامنی به‌عنوان مسئله اصلی توسعه ایران کشف مهمی است.

ناامنی در تاریخ ایران پدیده‌ای فراگیر و مستمر بوده است. تنها هجوم اقوام بیگانه مانند رومی‌ها، عرب‌ها و.. یکباره همه چیز را دگرگون و ویران نمی‌کرد؛ بلکه ایلات مدام به شهرها و روستاها هجوم آورده و آنها را غارت می‌کردند. به‌ طور مثال همان‌طور که رضاقلی می‌گفت، در دوره ناصرالدین شاه که از باثبات‌ترین پادشاهان ایران است، ۱۶۹ شورش صورت می‌گیرد؛ یعنی در هر سال چهار شورش رخ می‌داد. این شورش و غارت مدام بر رفتار مردم تأثیر عمیق بر جای گذاشت و امروزه نیز بر عالم ناخودآگاه حاکم است. از نظر او این همه فساد اداری یکی از تجلیات سلطه فرهنگ غارتگری است که ناامنی تاریخی آن را خلق کرده است. آدم‌هایی که اجداد آنها غارتگر بودند یا در معرض غارت بودند، به‌سادگی نمی‌توانند خود را از چنگال تاریخ [و فرهنگ غارتگری] نجات دهند. حتی اگر بدانند رفتار امروز آنها ریشه در تاریخ‌ دارد. رضاقلی تلاش داشت تا تأثیر فرهنگ غارتگری تاریخی بر رفتار امروز مردم ایران را نشان دهد.

او رسالت خود را خودآگاهی بخشی تاریخی می‌دانست تا شاید از این طریق ایرانیان بتوانند از گذشته خود آزاد شوند. رضاقلی می‌گفت هر کسی که کار اقتصادی کرده باشد، می‌داند ناامنی مسئله اصلی توسعه در ایران است. ناصرالدین شاه نیز مسئله اصلی توسعه ایران را یافته بود:

«.. اطمینان عامه حاصل نمی‌شود مگر به امنیت. امنیت فرع قانون است و قانون لازمه‌اش اجرا... چون چنین شود قلوب عامه از هر جهت اطمینان حاصل خواهد کرد و در آن وقت طبیعت مخلوق و طبیعت آب و خاک، آنچه در خود مکنون و مخفی دارد روز‌به‌روز در معرض ظهور و بروز خواهند رسانید، آب‌ها جاری می‌شوند و زمین‌ها آباد. صناعات ترقی می‌کند و معادن استخراج می‌شود و پول‌های مردم از زیر خاک بیرون می‌آید».

شاید تصور شود کانونی‌بودن مسئله امنیت بدیهی است و او به کشف بزرگی نائل نشده بود. اهمیت این بحث زمانی روشن می‌شود که این نظریه را با نظریات دیگری که مسئله کانونی را امر دیگری می‌دانند، مقایسه کنیم. برای بسیاری از نظریه‌پردازان مسئله اصلی انباشت سرمایه یا تجارت آزاد یا ویژگی‌های فرهنگی یا مداخله بیگانگان است.
نظریه‌پردازانی که امنیت را مسئله اصلی می‌دانند، پیرو سنت آدام اسمیت تأمین حقوق مالکیت را اصل و سایر امور را نتیجه وجود یا فقدان حقوق مالکیت معرفی می‌کنند.

☑️⭕️ علی رضاقلی اهمیت، علل و پیامدهای ناامنی و تخریب نهاد حقوق مالکیت را در تاریخ و امروز اقتصاد ایران نشان داد. او بر پایه سنت اقتصاددانان نهادگرا مخاطبان خود را از ساده‌انگاری نجات می‌دهد و تأکید می‌کند نمی‌توان با سیاست‌های مرسوم اقتصادی به توسعه پایدار دست یافت. توسعه پایدار نیازمند اصلاح نظام قضائی و اداری است و این دو بازتاب بازار سیاسی هستند. شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون، نظام قضائی عادلانه، فسادزدایی و سایر ویژگی‌های حکمرانی خوب زمانی محقق می‌شود که بازار سیاست اصلاح شود.
اما چگونه می‌توان بازار سیاست را اصلاح کرد؟ اگر علت ناامنی و عدم تأمین حقوق مالکیت بازار سیاست است، چگونه می‌توان این بازار را به گونه‌ای تغییر داد که نتیجه آن حاکمیت قانون باشد؟ «اگر نورث ایرانی بود» عنوان یکی از مقالات رضاقلی است. نورث ۹۵ سال عمر کرد و در ۱۰ سال پایانی عمرش چندین مقاله و دو کتاب برای پاسخ به این سؤال تألیف کرد: کتاب خشونت و نظام‌های اجتماعی و کتاب در سایه خشونت که هر دو به فارسی ترجمه شده‌اند، پاسخی هستند به مسئله اصلاح بازار سیاست.
او ۷۵ سال عمر کرد و اگر او نیز ۹۵ سال عمر می‌کرد، احتمالا این «پژوهشگرِ وطن‌پرستِ خستگی‌ناپذیرِ جامعه‌شناسِ نهادگرایِ مسلط بر شاهنامه و تاریخ ایران» پاسخ به این سؤال را می‌یافت.

با #جامعه_مدنی همراه شوید👇
https://t.me/jamey_e_madani
👍1
📌مدیرنما کیست؟

✏️ بابک زنده دل نوبری

"مدیر، رهبر سازمان یا گونه سوم؟"
با یک جست‌وجوی ساده در ادبیات مدیریت، مطالب بسیاری در باب تفاوت‌های میان مدیریت و رهبری سازمان خواهید یافت. پژوهشگران بسیاری در این زمینه تلاش کرده اند و به نتایج جالب توجهی نیز دست یافته‌اند. هدف از این نوشته، تکرار مطالب گذشته در باب تفاوت‌های میان رهبری سازمان و مدیریت نیست، بلکه با توجه به تجاربی که حاصل۲۰ سال فعالیت در نظام اداری ایران است، گونه سومی معرفی می‌شود که نه مدیر است و نه رهبر سازمان. او با کمک روابط و وابستگی‌های گروهی منصوب می‌شود و اصولا نیازی هم به تناسب میان ویژگی‌های پست مورد نظر و شایستگی‌های فردی وی نیست. تنها شایستگی مورد نیاز گونه سوم، قرار گرفتن در جریان قدرت فعلی جامعه است. یعنی کافی است هوشمندی پیش بینی شرایط را داشته باشد و چند ماهی قبل از پایان دوره مدیریتی جریان قدرت موجود، ساز مخالف بزند، نمایش اپوزیسیون بدهد و پیش از آنکه دیر شود، از قطار رو به افول جریان فعلی قدرت پیاده شده و خویش را به ایستگاه جریان آتی قدرت سازمانی متصل کند. در این صورت برای قرار گرفتن در مناصب مدیریتی نیازی به شایستگی‌های دیگر مورد نیاز آن پست‌ها نخواهد داشت. حتی نیازی نیست زحمت دانستن تفاوت‌های میان رهبری و مدیریت سازمان را هم به خویش بدهد. در جدول برخی از ویژگی‌های "گونه سوم (مدیرنما)" بیان شده است.
در واقع در بسیاری از نوشتارها، به افراد این گونه القا می شود که رهبری حالت توسعه یافته ی مدیریت است و تمام مدیران بهتر است تمام تلاش خویش را برای آن که به رهبری الهام بخش بدل شوند، به کار بندند. حال آن که بر اساس نظریه ی مدیریت اقتضایی، هیچ نسخه ی بهینه و منحصر به فردی برای مدیریت اثربخش وجود ندارد و با توجه به شرایط موجود می بایست بهترین تصمیم گرفته شود. اما واقعیت آن است که گونه ی سوم (مدیرنما) که در این نوشته معرفی شد، موجب اتلاف منابع و افت محسوس بهره وری خواهد شد. کشور ما برای پیشرفت قطعاً نیاز به گونه های اول و دوم دارد و گونه ی سوم می بایست از ادبیات نظام اداری حذف گردد. هرچند که با شناخت روابط پیچیده ی نظام اداری، حذف ناگهانی آن امری محال است ولی با اجرای سیاست های شایسته سالاری می توان گام های مؤثری در این خصوص برداشت.

https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/3900459-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دگردیسی؟!
«دورکاری» از نگاه 82 کارشناس.pdf
973.5 KB
《دورکاری》از نگاه ۸۲کارشناس
Shakhes_Kalan_1401-06_1.pdf
6.5 MB
شاخص های کلان اجتماعی واقتصادی کشور، شهریور ۱۴۰۱